WEBVTT

00:00:25.360 --> 00:00:29.960
‫اگه جسد برای رونان باشه،
‫مارتین‌ها باید از زبون من بشنون

00:00:31.440 --> 00:00:33.640
‫این همه چیزو تغییر می‌ده

00:00:56.400 --> 00:01:00.880
‫تا وقتی نبریمش سردخونه،
‫هیچی قطعی نیست

00:01:00.880 --> 00:01:04.040
‫تشخیص صدمات قبل از مرگ،

00:01:04.040 --> 00:01:06.520
‫و آسیب‌هایی که از سقوط
‫از آبشار دیده کار سختیه

00:01:25.280 --> 00:01:29.040
‫علت مرگ،
‫احتمالا همین زخم عمیقه

00:01:29.040 --> 00:01:31.040
‫و احتمالا هم ضربه‌ی چاقوئه

00:01:31.960 --> 00:01:35.760
‫و یه چیز دیگه، که مطمئنم متوجهش شدین

00:01:37.600 --> 00:01:40.240
‫این جسد یه هفته توی آب نبوده

00:01:40.280 --> 00:01:42.960
‫- اصلا اینطور به نظر نمیاد
‫- حداکثر چند ساعت اون جا بوده

00:01:46.680 --> 00:01:50.280
‫دکتر "تاهو"، راجع به اون بز
‫چی می‌تونین بهمون بگین؟

00:01:50.560 --> 00:01:57.160
‫با یه دامپزشک با تجربه تماس می‌گیرم تا دنبال
‫چیزایی بگردیم که مورد توجه پزشکی قانونی باشه

00:01:59.120 --> 00:02:02.000
‫- سلام
‫- سلام، دیانا

00:02:04.800 --> 00:02:06.640
‫بذارین دعا کنیم

00:02:06.680 --> 00:02:08.680
‫ما اینجا روی زمین "توپونا" وایسادیم

00:02:08.720 --> 00:02:11.920
‫تقاضا می‌کنیم رونان گاروی
‫به اجدادش برگردونده بشه

00:02:11.920 --> 00:02:14.200
‫که بتونه در آرامش باشه

00:03:09.120 --> 00:03:11.000
‫شینید!

00:03:11.000 --> 00:03:12.960
‫رونان!

00:03:12.960 --> 00:03:14.920
‫شینید!

00:03:16.840 --> 00:03:18.840
‫رونان!

00:03:26.760 --> 00:03:28.760
‫رونان رو پیدا کردیم

00:03:28.760 --> 00:03:30.800
‫اون مرده

00:03:32.080 --> 00:03:34.600
‫هنوز داریم دنبال شینید می‌گردیم

00:03:34.640 --> 00:03:37.840
‫هنوز پیداش نکردیم، خیلی متاسفم

00:03:38.000 --> 00:03:40.000
‫نه

00:04:55.080 --> 00:04:57.040
‫همسرم تو یه مراسم کاری

00:04:57.080 --> 00:04:59.880
‫شینید رو دید و با هم دوست شدن

00:05:01.160 --> 00:05:06.840
‫بنابراین منم اونا رو برای شام
‫دعوت کردم و تا یه مدت همه چی خوب بود

00:05:12.280 --> 00:05:16.040
‫بعد یه جا رونان رفت بیرون
‫و گفت که می‌خواد یه هوایی تازه کنه

00:05:16.040 --> 00:05:19.840
‫ولی وقتی برگشت عصبی بود
‫حالش سرجاش نبود

00:05:19.840 --> 00:05:23.520
‫مشخص بود که... یه چیزی مصرف کرده

00:05:24.680 --> 00:05:28.760
‫در نهایت هریت مجبور شد
‫ازشون بخواد که برن

00:05:28.760 --> 00:05:31.840
‫بحثتون راجع به همین بود؟

00:05:32.880 --> 00:05:35.160
‫شینید بعد از اون از من دوری می‌کرد

00:05:35.200 --> 00:05:38.800
‫ولی تو چند هفته‌ی اخیر، می‌دیدم
‫که شینید یه جورایی تحت فشاره

00:05:38.800 --> 00:05:41.280
‫با خودم گفتم شاید بخاطر رونانه و من...

00:05:42.480 --> 00:05:47.280
‫سعی کردم نصیحتش کنم...
‫بهش گفتم رونان رو ول کنه

00:05:47.680 --> 00:05:49.960
‫ولی با حرف خوب برخورد نکرد؟

00:05:50.400 --> 00:05:55.200
‫بهم گفت خفه شم و سرم
‫به کار خودم باشه درواقع

00:05:59.320 --> 00:06:02.960
‫مسئله اینجاست که، تو به
‫کاراگاه هویا تو هوکورا گفتی

00:06:02.960 --> 00:06:06.360
‫که شینید رو شخصا نمی‌شناختی

00:06:06.360 --> 00:06:08.440
‫و اینکه...

00:06:08.880 --> 00:06:10.880
‫تایمای کاریتون با هم نمی‌خونده

00:06:11.560 --> 00:06:14.160
‫ولی حرفت حقیقت نداشته، مگه نه؟

00:06:14.160 --> 00:06:16.440
‫خب زیادم دروغ محسوب نمی‌شه، مگه نه؟

00:06:16.480 --> 00:06:20.960
‫فقط یه بار اومد خونه، اونم چون
‫همسرم ازش خوشش اومده بود

00:06:21.200 --> 00:06:25.520
‫اون شبم که به فنا رفت و بعدشم
‫که دیگه همو ندیدیم

00:06:25.520 --> 00:06:28.600
‫تا زمانی که من سعی کردم
‫اون حرفای ناخوشایندو بهش بزنم

00:06:28.640 --> 00:06:31.720
‫کار دیگه‌ای هم کردین، کالین؟
‫هرجور کار ناشایستی

00:06:31.960 --> 00:06:33.960
‫ببخشید؟

00:06:34.600 --> 00:06:38.960
‫مثلا حرفی که زدی یا کاری که
‫کردی اشتباه تعبیر شده باشه

00:06:38.960 --> 00:06:42.240
‫ببخشید، منظورت اینه که اذیتش کرده باشم؟
‫یا خواسته باشم مخشو بزنم؟

00:06:42.240 --> 00:06:45.760
‫- منظورت اینه دیگه؟
‫- من مجبورم بپرسم - نه، هرگز

00:06:45.760 --> 00:06:48.640
‫من به زنم احترام می‌ذارم،
‫من به زن‌ها احترام می‌ذارم

00:06:50.160 --> 00:06:52.160
‫به خودم احترام می‌ذارم

00:06:53.000 --> 00:06:56.880
‫الان می‌تونم برم؟ یا بازم
‫می‌خوای بهم توهین کنی؟

00:06:57.280 --> 00:06:58.720
‫نه

00:06:58.760 --> 00:07:00.760
‫متاسفم

00:07:03.280 --> 00:07:05.240
‫یه چیز دیگه

00:07:05.280 --> 00:07:08.760
‫شما چند سال پیش اومدین افینیتی؟ 2 سال پیش؟

00:07:08.760 --> 00:07:10.440
‫3 سال پیش بود

00:07:10.480 --> 00:07:15.720
‫من اولین استخدامی تاماتی بودم
‫من و هریت سه سال پیش اومدیم اینجا

00:07:15.720 --> 00:07:17.720
‫3 سال؟

00:07:18.080 --> 00:07:20.080
‫صحیح
‫ممنونم

00:07:21.080 --> 00:07:23.000
‫من درو باز می‌کنم

00:07:23.040 --> 00:07:25.840
‫می‌دونی چیه؟ خودم بازش می‌کنم

00:07:42.280 --> 00:07:43.800
‫سلام

00:07:43.840 --> 00:07:46.200
‫من باید بدونم که حالت خوبه

00:07:46.240 --> 00:07:49.960
‫خدای من، من که دچار فروپاشی نشدم، دیوید
‫فقط کارم اینجا تموم شده، خب؟

00:07:49.960 --> 00:07:51.480
‫خیلی‌خب

00:07:51.520 --> 00:07:53.640
‫من حرفتو باور می‌کنم،
‫ولی هزاران نفر دیگه نه

00:07:53.680 --> 00:07:57.760
‫گوش کن، ولی قبل از اینکه بری،
‫بهت بگم که اونا یه جسد پیدا کردن

00:08:00.880 --> 00:08:03.760
‫- شینید بوده؟
‫- هنوز تایید نشده

00:08:03.800 --> 00:08:06.680
‫ولی تو کوهستان بوده

00:08:06.720 --> 00:08:11.680
‫"جف" از روزنامه "نیوزیلند دیلی" از یه
‫منبع توی دفتر پزشک قانونی شنیده، و ایلین...

00:08:11.680 --> 00:08:15.160
‫اون یه چیز عجیب راجع به یه بز هم شنیده

00:08:21.720 --> 00:08:26.400
‫سوابق تایید می‌کنن که کالین فرندز سه
‫سال پیش اومده افینیتی

00:08:26.400 --> 00:08:30.760
‫پس یعنی قتل‌های سال 2006
‫ارتباطی با اون نداشته

00:08:30.800 --> 00:08:35.440
‫بروس، داشتی می‌گفتی یه مظنون
‫اصلی دیگه سال 2006 بوده، درسته؟

00:08:35.440 --> 00:08:38.320
‫یه فروشنده دوره‌گرد ماشین‌آلات کشاورزی

00:08:38.320 --> 00:08:41.160
‫شکل تاریخی، ضربه سنگین، آدم‌ربایی

00:08:41.200 --> 00:08:44.440
‫که در زمان هر دو قتل
‫از کوه افینیتی رد شده بود

00:08:44.480 --> 00:08:49.760
‫"ترور جان مک لاکلان"، اون دو سال پیش
‫تو یه تصادف ماشین فوت کرد

00:08:49.760 --> 00:08:52.440
‫- بروس، اونجایی؟
‫- آره

00:08:52.960 --> 00:08:54.960
‫باشه... باشه

00:08:56.480 --> 00:08:58.440
‫ممنون، خدافظ

00:08:58.480 --> 00:09:02.760
‫سوابق پلیس، یه انبار از بین رفته،
‫دوتا دیگه مونده، هیچ چیز جدیدی نیست

00:09:02.760 --> 00:09:06.960
‫- من بدون اون پرونده‌ها دستم بسته‌ست
‫- ببین

00:09:07.000 --> 00:09:12.680
‫نمی‌خوام کسی رو تو دردسر بندازم،
‫ولی، باید بریم "رز" رو ببینیم

00:09:12.680 --> 00:09:15.080
‫زنِ ساموئل ریچارد رو؟
‫چرا؟

00:09:16.040 --> 00:09:19.320
‫- به من اعتماد کن، دیانا
‫- اون کیه؟

00:09:19.600 --> 00:09:23.040
‫ساموئل درباره‌ی قتل‌های
‫کوهستانی تحقیق کرده بود

00:09:23.040 --> 00:09:25.040
‫بریم؟

00:09:25.720 --> 00:09:27.800
‫"داوسون" حواست به اینجا باشه

00:09:31.840 --> 00:09:33.840
‫چایی رو بیار اونجا

00:09:35.480 --> 00:09:39.480
‫بازرس ریچاردز هر سال تو مراسم
‫کریسمس نقش سانتا رو بازی می‌کرد

00:09:39.480 --> 00:09:41.480
‫آدم دوست‌داشتنی‌ای بود

00:09:45.520 --> 00:09:47.880
‫اون موقع قتلای کوهستانی افسر ارشد بود؟

00:09:47.880 --> 00:09:51.040
‫آره، یه کم بعد از اون قتل‌ها بازنشسته شد

00:09:51.040 --> 00:09:54.200
‫زوال عقل زودرس گرفت
‫همین تازگیا فوت کرد

00:09:54.560 --> 00:09:57.480
‫این دیگه آخریشه
‫خواهش می‌کنم، بشینید

00:09:57.480 --> 00:09:59.480
‫ممنون

00:10:00.080 --> 00:10:04.680
‫اون بچه‌های بیچاره، بزرگ‌ترین پرونده‌ی
‫ساموئل بود، تنها پرونده‌ای که حل نشد

00:10:04.680 --> 00:10:09.280
‫خیلی ناراحت بود که نتونسته بود برای
‫خونواده‌ی "گبریل و اِما" جوابی بگیره

00:10:09.320 --> 00:10:15.160
‫وقتی بازنشسته شد، از تک‌تک فایلایی
‫که نوشته بود کپی گرفت

00:10:15.160 --> 00:10:16.560
‫هیچ نتیجه‌ای از این ماجرا درنمیاد؟

00:10:16.600 --> 00:10:19.000
‫- می‌دونم که باید...
‫- رز، همسرت پلیس خوبی بود

00:10:19.040 --> 00:10:25.640
‫اگه اون قوانین رو با نگه داشتن اینها تحریف کرده، برای
‫کمک بوده، بهم اعتماد کن، الان داره به ما کمک می‌کنه

00:10:27.200 --> 00:10:30.000
‫یه هفته هم نبود که یکی از اینا رو باز نکنه

00:10:30.000 --> 00:10:32.480
‫تک‌تکشونو می‌خوند

00:10:33.200 --> 00:10:37.080
‫همسرتون کی فوت کردن، خانم ریچارد؟

00:10:40.000 --> 00:10:42.000
‫تا الان 6 ماه شده

00:10:42.800 --> 00:10:44.800
‫تسلیت می‌گم بهتون

00:10:47.440 --> 00:10:51.040
‫حتی وقتی ساموئل می‌جنگید
‫که اسم منو یادش بمونه،

00:10:51.080 --> 00:10:54.920
‫همچنان از من می‌خواست که این
‫فایلا رو براش ببرم خونه سالمندان

00:10:54.920 --> 00:10:58.520
‫ممنونم، آره، یادداشت‌هاش
‫خیلی دقیق و باجزئیاته

00:11:00.560 --> 00:11:03.640
‫- ممنونم
‫- اون دوتا ایرلندیا، می‌دونم که یه ارتباطی دارن

00:11:03.640 --> 00:11:06.720
‫جسدشون تو رودخونه بوده و
‫یه بز هم پیدا کردین؟

00:11:06.760 --> 00:11:10.200
‫- رز، بیخیال
‫- اون آقایی که تراکتور می‌فروخت...

00:11:10.200 --> 00:11:12.920
‫شوهرم هیچ‌وقت باور نداشت که کار اون باشه

00:11:12.960 --> 00:11:19.000
‫ساموئل مطمئن بود که جوابی که دنبالشه
‫درست جلوی چشماش تو افینیتیه

00:11:19.000 --> 00:11:24.480
‫همیشه امیدوار بودم اشتباه
‫کنه، ولی اون معمولا اشتباه نمی‌کرد

00:11:35.520 --> 00:11:39.000
‫می‌گن ایرلندیه رو از تو آب کشیدن بیرون

00:11:39.040 --> 00:11:44.240
‫او تماماً پف کرده و سبز
‫بود، مثل "هالک باورنکردنی"

00:11:44.240 --> 00:11:47.760
‫کار خوبیه ولی

00:11:49.720 --> 00:11:53.800
‫اون عوضیه رونان، اون آت و
‫آشغالا رو به جرد خورونده بود

00:11:53.800 --> 00:11:57.920
‫- همون چیزی که لایقش بود نصیبش شد
‫- لعنتی، "منسون"

00:12:17.000 --> 00:12:20.400
‫رونان هر کاری کرده باشه،
‫بالاخره پسر یکی بوده

00:12:20.960 --> 00:12:24.160
‫و لایق بخششه
‫و تو...

00:12:25.240 --> 00:12:28.120
‫از بین همه اینو باید بهتر بدونی

00:12:31.680 --> 00:12:33.680
‫امروز،

00:12:33.840 --> 00:12:36.840
‫ما جرد رو به خونه برمی‌گردونیم

00:12:38.720 --> 00:12:42.200
‫میاریمش خونه که به سبک
‫خودمون باهاش خداحافظی کنیم

00:12:54.880 --> 00:12:58.840
‫- ساعت چند پسرمونو میاری؟
‫- حدودای 2

00:12:58.840 --> 00:13:00.840
‫همه چیزو حاضر می‌کنم

00:13:07.440 --> 00:13:10.560
‫رونان با یک ضربه چاقو به قلبش کشته شد

00:13:10.600 --> 00:13:14.600
‫جسدش قبل از انداخته شدن توی آب
‫چند روز مونده بوده

00:13:14.640 --> 00:13:17.560
‫سال 2006، علت مرگ
‫در هر دو مورد، خفگی بوده

00:13:17.560 --> 00:13:19.800
‫و قربانی‌ها همو نمی‌شناختن

00:13:19.800 --> 00:13:22.400
‫اونا به فاصله‌ی یه هفته ناپدید می‌شدن

00:13:22.880 --> 00:13:26.200
‫بعد ظرف 12 ساعت
‫اجسادشونو می‌نداختن تو آب

00:13:26.200 --> 00:13:29.960
‫ولی تو این مورد، یه زوج
‫به طور همزمان گم شدن

00:13:30.000 --> 00:13:34.280
‫پس تنها چیزی که این پرونده‌ها و رونان رو با هم
‫مرتبط می‌کنه، اون بزه که دل و روده‌شو بیرون ریختن

00:13:34.280 --> 00:13:37.080
‫ولی همه می‌دونستن
‫که این قضیه مرد بزنماست

00:13:37.120 --> 00:13:42.320
‫مطبوعات یه عکس بلند ازش
‫گرفتن، تو همه صفحات اول بود

00:13:44.120 --> 00:13:47.520
‫آره، من تا چند هفته کابوس می‌دیدم

00:13:51.120 --> 00:13:56.280
‫یه بخش از اطلاعات کلیدی بود
‫که ما از عموم مخفی نگهش داشتیم

00:13:56.320 --> 00:14:01.520
‫استخون‌های پرنده با یه تکه طناب
‫به شکل صلیب به هم متصل شده‌ بودن

00:14:04.320 --> 00:14:09.720
‫- کجا پیدا می‌شدن؟
‫- تو نایِ قربانی‌ها

00:14:11.120 --> 00:14:15.400
‫- این قضیه کاملا محرمانه بوده؟
‫- فقط من و ساموئل می‌دونستیم

00:14:16.000 --> 00:14:21.080
‫پس اگه متخصص بیمارستان استخوان
‫پرنده رو تو لوله‌ی تنفسی رونان پیدا کنه

00:14:21.080 --> 00:14:23.680
‫قاتل کوهستان برگشته

00:14:25.800 --> 00:14:28.600
‫و راه‌های جدیدی برای کشتن پیدا کرده

00:14:30.280 --> 00:14:33.400
‫خیلی‌خب، بیا برگردیم سراغ قربانی‌های اصلی

00:14:33.440 --> 00:14:37.000
‫"اِما لوئیز ویلسون"
‫وقتی کشته شد 23 ساله بود

00:14:37.040 --> 00:14:42.640
‫اینجا گفته اون دو هفته تو شهر بوده
‫و مشغول جمع‌آوری پرتقالا بوده

00:14:42.640 --> 00:14:45.120
‫اِما اینجا درختا رو هرس می‌کرده

00:14:45.160 --> 00:14:49.400
‫ولی دختری که باهاش رفیق
‫بود، مریض بوده، بنابراین...

00:14:49.400 --> 00:14:53.960
‫مالک دیده که داشته ساعت
‫10:45 تو این خط کار می‌کرده

00:14:54.000 --> 00:14:59.160
‫نیومده بود ناهار، برای همین می‌ره که دنبالش
‫بگرده، ابزار هرس رو کنار نردبون پیدا می‌کنه

00:14:59.160 --> 00:15:01.160
‫ولی خودِ اِما نبوده

00:15:02.800 --> 00:15:08.080
‫اِما اینجا مشغول بوده
‫هر ماشینی از اینجا رد می‌شده بهش دید داشته

00:15:09.640 --> 00:15:12.480
‫یه راننده می‌بینتش، می‌زنه کنار

00:15:12.480 --> 00:15:15.240
‫از لابه‌لای درختا نزدیک می‌شه

00:15:15.280 --> 00:15:19.080
‫خیلی مراقبه
‫جوری که حتی ممکنه اِما ندیده باشدش

00:15:19.120 --> 00:15:23.400
‫- بدون برنامه‌ریزی و کاملا آنی
‫- فرصتو غنیمت شمرده

00:15:23.400 --> 00:15:25.400
‫یا...

00:15:25.560 --> 00:15:27.760
‫راننده براش بوده

00:15:32.360 --> 00:15:35.560
‫چهره‌شو می‌شناسه و می‌ره جلو سلام بکنه

00:15:37.520 --> 00:15:42.680
‫- بهش اعتماد داره
‫- پس برای همینه هیچ نشونی از درگیری نبوده

00:15:42.720 --> 00:15:49.440
‫"گبریل پیترز"، 19 ساله،
‫با یک سال فاصله از شهر زادگاهش بروژ

00:15:49.440 --> 00:15:53.720
‫با یه جیپِ دسته دوم دورتا دور کشور سفر کرده

00:15:54.000 --> 00:15:56.880
‫اینجا محل شنای موردعلاقه‌ش بوده

00:15:56.920 --> 00:16:01.680
‫محلی‌ها چندین بار اینجا
‫موقع شنای شبانه دیده بودنش

00:16:01.680 --> 00:16:05.160
‫ماشینشو سپیده دمِ 12
‫دسامبر 2006 پیدا کردن

00:16:05.720 --> 00:16:08.240
‫در حالی که کلید هنوز رو موتور بوده

00:16:08.280 --> 00:16:11.880
‫جیپ بزرگترین دارایی اونه پس
‫نمی‌خواسته کلیدهاشو اونجا بذاره

00:16:11.880 --> 00:16:15.760
‫یکی از قبل اینجا منتظر بوده و نگاش می‌کرده

00:16:16.200 --> 00:16:18.960
‫ممکنه حتی قبل از اینکه از
‫ماشینش پیاده بشه بهش رسیده باشه

00:16:18.960 --> 00:16:21.840
‫یا ممکنه ماشینایی که رد
‫می‌شدن گیرش انداخته باشن؟

00:16:21.880 --> 00:16:24.760
‫دیده بودن تنهاست
‫فرصتو غنیمت شمردن

00:16:26.800 --> 00:16:31.200
‫یا اینکه از قبل شنا می‌کرده
‫بعد برگشته تو ماشین

00:16:31.560 --> 00:16:33.560
‫و قاتل اونجا منتظرش بوده

00:16:43.440 --> 00:16:45.440
‫- دکتر تاهو
‫- گروهبان هویا

00:16:45.840 --> 00:16:48.840
‫تو آزمایشگاه باید یه چیزی رو ببینید

00:16:48.880 --> 00:16:51.920
‫- تا نیم ساعت دیگه می‌رسیم
‫- می‌بینمتون

00:16:54.600 --> 00:16:57.080
‫همین، اینور کارش تمومه

00:17:00.800 --> 00:17:04.520
‫سرخرگ زیرترقوه‌اش از زیر
‫مفصل شونه‌اش قطع شده

00:17:04.520 --> 00:17:06.520
‫که باعث از دست دادن خون خیلی زیادی می‌شه

00:17:06.520 --> 00:17:08.640
‫- مرگ تو چند لحظه
‫- با سلاح خاصی بوده؟

00:17:08.680 --> 00:17:12.120
‫زخمش 9 سانتی‌متر عمق داشت و
‫4 یا 5 سانتی‌متر هم عرض

00:17:12.120 --> 00:17:14.080
‫اندازه یه چاقوی آشپزخونه

00:17:14.120 --> 00:17:17.240
‫- معلوم شد کجا نگهداشته شده؟
‫- هیچ ردی از آسیب حیوونا دیده نشد

00:17:17.280 --> 00:17:21.680
‫تجزیه‌شم به اندازه‌ای که اگه زیر نور
‫آقتاب می‌بود، انتظار داشتم پیشرفته نبود

00:17:21.680 --> 00:17:24.880
‫پس یعنی داخل نگهداری می‌شده
‫و اون بز؟

00:17:25.320 --> 00:17:29.600
‫لاشه‌شو پاک کردیم ولی هیچ
‫اثری از دی‌ان‌ای انسان پیدا نشد

00:17:30.000 --> 00:17:34.840
‫اما خاکی که از توی گوش رونان پیدا کردم
‫با خاک پوست بز همخونی داره

00:17:34.840 --> 00:17:38.840
‫- پس یعنی کنار هم بودن
‫- انگارا

00:17:38.960 --> 00:17:40.960
‫ولی بعدش... حالا اینجا رو داشته باشید

00:17:42.160 --> 00:17:47.560
‫اینو بعد از مرگ تو گلوی مقتول کار گذاشتن

00:18:06.760 --> 00:18:10.680
‫جرد تو نگا پیتائو می‌مونه

00:18:10.720 --> 00:18:14.800
‫بعدش من اونو می‌برم خونه‌ی مادریش

00:18:30.000 --> 00:18:32.000
‫شما هم اگه بیاین خوشحال می‌شیم

00:18:34.440 --> 00:18:36.440
‫می‌دونم که جرد رو دوست داشتی

00:18:38.560 --> 00:18:41.240
‫متاسفم که نتونستی درمانش کنی

00:18:47.960 --> 00:18:49.960
‫بریم؟

00:18:51.760 --> 00:18:54.720
‫منظورم اینه که، ما یه بار دیدیمش
‫همین تو ایرلند کفایت می‌کنه

00:18:54.720 --> 00:18:57.440
‫ما کار داریم

00:18:57.480 --> 00:19:00.680
‫مگه اینکه دلت یه عزاداری دیگه بخواد

00:19:05.520 --> 00:19:08.800
‫اگه همون قاتل قتل‌های کوهستانیه،
‫به یه تیم بزرگ‌تر احتیاج داریم

00:19:21.600 --> 00:19:24.080
‫اینا رو تو فایل‌های ساموئل دیدم

00:19:25.360 --> 00:19:27.360
‫ایده‌ای داری که چی می‌تونه باشه؟

00:19:27.640 --> 00:19:29.720
‫می‌تونه صرفا نقاشی باشه

00:19:30.840 --> 00:19:35.520
‫اما هر کدوم که یکسانن
‫ارزش پیگیری با رز رو داره

00:19:39.560 --> 00:19:41.560
‫- سلام، ول
‫- سلام

00:19:43.360 --> 00:19:48.000
‫شیفتا رو عوض کردم
‫صبح برمی‌گردیم تو کوهستان

00:19:48.000 --> 00:19:50.000
‫تخم‌مرغ با سالاد می‌خوری؟

00:19:59.200 --> 00:20:00.760
‫بیا

00:20:00.800 --> 00:20:03.360
‫یعنی داری تو این چند ساعتی که
‫می‌تونی بخوابی به من ساندویچ می‌دی؟

00:20:03.360 --> 00:20:06.640
‫- می‌خوام بدونم حالت چطوره
‫- من خوبم

00:20:07.120 --> 00:20:09.120
‫دروغگو!

00:20:13.320 --> 00:20:17.720
‫تو کاراکیا، می‌تونستم ببینم چه حسی داری

00:20:18.480 --> 00:20:20.880
‫وقتی اون بالایی

00:20:22.760 --> 00:20:26.040
‫خیلی به جایی که مامانت گم شده نزدیک بود

00:20:40.040 --> 00:20:44.040
‫یادته مامانت ما رو برده بود دیده بانی؟

00:20:44.520 --> 00:20:47.920
‫بعد از اینکه من قهرمان دو و
‫میدانی نوجوانان شدم و تو دوم شدی؟

00:20:47.920 --> 00:20:51.080
‫- نه قضیه برعکس بود
‫- من که اینطوری یادم نیست

00:20:51.080 --> 00:20:54.000
‫ما رو برده بود پیکنیک که جشن بگیریم

00:20:54.040 --> 00:20:58.520
‫اون پنیرهای نرمی که تا حالا اسمشون
‫رو نشنیده بودم، کلوچه‌های فانتزی

00:20:58.520 --> 00:21:01.280
‫نمی‌دونم پولشو از کجا آورده بود

00:21:01.320 --> 00:21:04.720
‫- بهمون اجازه داد نوشیدنی بخوریم
‫- آب پرتقال بود بابا

00:21:04.720 --> 00:21:07.320
‫چه فرقی دارن

00:21:13.920 --> 00:21:15.920
‫اون هیچ‌وقت چنین کاری رو نمی‌کرد، ول

00:21:16.880 --> 00:21:18.880
‫که خودشو بکشه، منو تنها بذاره

00:21:22.080 --> 00:21:24.760
‫تو بیشتر از هر کس دیگه‌ای اینو می‌دونی

00:21:33.480 --> 00:21:36.760
‫ببخشید که برنگشته بودم، خیلی...

00:21:38.040 --> 00:21:40.040
‫خدایا، ول
‫داغون بودم

00:21:53.640 --> 00:21:55.640
‫ساندویچتو بخور

00:22:09.320 --> 00:22:11.960
‫سلام... ببخشید که مزاحم شدم

00:22:12.000 --> 00:22:14.680
‫تو همونی هستی که ریکتر دستگیر کرد

00:22:17.400 --> 00:22:20.360
‫فقط اومدم بگم بابت داغی
‫که دیدین متاسفم

00:22:20.360 --> 00:22:23.440
‫تو به رونان حمله کرده بودی
‫ازش دزدی کرده بودی

00:22:24.000 --> 00:22:28.000
‫افتخار نمی‌کنم که اونو با مشت زدم

00:22:30.320 --> 00:22:32.320
‫براش دلیل داشتم

00:22:33.600 --> 00:22:37.200
‫رونان به یکی از بچه‌های من مواد فروخته بود

00:22:38.200 --> 00:22:43.280
‫اسمش جرد بود
‫یکی دو سال جوون‌تر از رونانِ شما

00:22:43.800 --> 00:22:45.800
‫بهتره بری

00:22:47.840 --> 00:22:50.840
‫ما می‌خوایم زندگی جرد رو جشن بگیریم

00:22:50.840 --> 00:22:53.880
‫اگه بخواین برای رونان هم می‌گیریم

00:22:54.800 --> 00:22:56.480
‫اگه بهمون ملحق شین خوشحال...

00:22:56.520 --> 00:23:02.160
‫یعنی انتظار داری باور کنیم که
‫می‌خوای زندگی رونان رو جشن بگیری؟

00:23:02.200 --> 00:23:09.040
‫جرد و رونان هر دو جوون بودن
‫خیلی بیشتر از نقص‌ها و ضعف‌هایشون

00:23:09.720 --> 00:23:13.200
‫خوشحال می‌شیم باهاتون عزاداری کنیم

00:23:22.280 --> 00:23:24.680
‫خب، برگردیم خونه رز

00:23:24.920 --> 00:23:27.840
‫دو دقیقه دیگه
‫برو با دوستت صحبت کن

00:23:27.880 --> 00:23:32.680
‫یه چیزی بهش بگو
‫یه چیزی که خودمونو به باد نده

00:23:41.040 --> 00:23:45.120
‫- خوبی؟
‫- داشتم مستقیم می‌رفتم فرودگاه

00:23:45.720 --> 00:23:48.640
‫نمی‌دونم وقتی می‌رسیدم خونه
‫چیکار می‌کردم

00:23:48.640 --> 00:23:50.640
‫و حالا؟

00:23:53.160 --> 00:23:55.760
‫اوضاع عوض می‌شه
‫می‌دونی؟

00:23:58.880 --> 00:24:03.560
‫پس راسته؟
‫ته آبشار جسد پیدا کردین؟

00:24:04.000 --> 00:24:06.000
‫اون...

00:24:09.000 --> 00:24:10.560
‫از ناحیه قفسه سینه‌ش زخمی شده بود

00:24:10.560 --> 00:24:12.560
‫ادامه بده

00:24:13.680 --> 00:24:17.280
‫- چاقو بوده؟
‫- تو گزارش پاتولوژی معلوم می‌شه

00:24:17.440 --> 00:24:19.440
‫و بزه؟

00:24:21.880 --> 00:24:26.440
‫از پرونده‌های قدیمی روزنامه‌ها بررسی کن

00:24:26.440 --> 00:24:30.840
‫به نظرت قتل زنجیره‌ایه؟

00:24:33.160 --> 00:24:36.040
‫- فکر کنم به اندازه کافی گفتم
‫- درسته

00:25:31.440 --> 00:25:36.320
‫اگه قاتل زنجیره‌ای باشه،
‫خدای بزرگ، ایلین

00:25:38.120 --> 00:25:41.840
‫خب، تا زمانی که بیشتر بفهمیم،
‫زاویه‌مون باید رونان باشه

00:25:41.840 --> 00:25:43.840
‫کی بوده، چجوری مرده

00:25:45.560 --> 00:25:48.040
‫برای شینید چه معنایی می‌داشت

00:25:51.240 --> 00:25:53.520
‫مارتین‌ها در مورد قتل‌های
‫کوهستانی مطلع می‌شن

00:25:53.560 --> 00:25:58.200
‫- اگه فقط بتونم باهاشون حرف بزنم...
‫- تو این کار موفق باشی!

00:25:58.200 --> 00:26:00.200
‫ممنون، دیوید

00:26:09.760 --> 00:26:12.160
‫کجا دارین می‌رین؟

00:28:21.200 --> 00:28:24.280
‫"هیچ گناهی در ضعف انسان نیست"

00:28:25.360 --> 00:28:27.320
‫"و کسی در جایگاهش نیست که قضاوت کنه"

00:28:27.360 --> 00:28:31.360
‫"ما اینجا جمع شدیم تا
‫برای جرد سوگواری کنیم"

00:28:34.120 --> 00:28:38.120
‫"شیاطینِ جرد کل عمرش اون رو دنبال کردن"

00:28:52.840 --> 00:28:56.640
‫"شیاطین بر اون پیروز شدن و
‫ما از این بابت دل‌شکسته‌ایم"

00:29:04.200 --> 00:29:06.200
‫ما پسرتون رو دوست داریم

00:29:09.720 --> 00:29:11.720
‫و باهاتون سوگواری می‌کنیم

00:29:14.160 --> 00:29:17.360
‫ما همچنین با شما هم
‫سوگواری می‌کنیم، قاضی مارتین

00:29:17.760 --> 00:29:19.760
‫آقای مارتین

00:29:20.720 --> 00:29:23.320
‫رونان عضوی از خونواده‌ی شما بود

00:29:26.520 --> 00:29:31.200
‫همچنین نگرانیتون برای
‫دخترتون رو هم درک می‌کنیم

00:29:31.760 --> 00:29:34.960
‫ما در کنار شما برای امنیتش دعا می‌کنیم

00:29:35.320 --> 00:29:39.320
‫امیدواریم که یه بار دیگه به آغوش
‫پر از عشقتون برگرده

00:29:46.760 --> 00:29:49.240
‫- رز؟
‫- اینجام

00:29:53.800 --> 00:29:55.800
‫- سلام
‫- سلام

00:29:56.240 --> 00:30:00.160
‫سلام، اون اینو تو سالگرد دهم
‫ازدواجمون خریده بود

00:30:00.160 --> 00:30:03.960
‫رزشونو به رنگ زرد تبلیغ می‌کردن

00:30:04.000 --> 00:30:10.400
‫بعد وقتی هر بهار گلای سفید رشد می‌کردن،
‫اون عصبانی می‌شد

00:30:10.400 --> 00:30:13.800
‫بعد یه سال
‫به نظر می‌اومد متوجهشون نشده

00:30:14.000 --> 00:30:16.000
‫اون شروع بیماریش بود

00:30:17.600 --> 00:30:19.600
‫رز؟

00:30:20.000 --> 00:30:23.160
‫تو فایل‌های ساموئل یه نماد هست

00:30:23.160 --> 00:30:25.160
‫می‌دونی چی‌ان؟

00:30:25.280 --> 00:30:29.480
‫همزمان که نمی‌تونست حرف بزنه،
‫دیگه نقاشی می‌کشید، زیادم بلد نبود

00:30:30.920 --> 00:30:33.000
‫اون مثلا کارخونه‌ست

00:30:33.040 --> 00:30:35.640
‫- چرا کارخونه؟
‫- مدام بیشتر و بیشتر می‌گفت

00:30:35.680 --> 00:30:40.160
‫همش می‌گفت، "کارخونه
‫همش برمی‌گرده به کارخونه "

00:30:40.160 --> 00:30:44.680
‫اصلا با عقل جور درنمیاد
‫تو فایلاش هیچی راجع به کارخونه نیست

00:30:44.680 --> 00:30:46.680
‫هیچی

00:31:05.960 --> 00:31:09.360
‫جوزف، دوست داری چیزی بگی؟

00:31:13.360 --> 00:31:16.040
‫سلام، من جوزف مارتین هستم

00:31:18.120 --> 00:31:24.200
‫دوست دارم از طرف خودم و همسرم،
‫از اینکه ما رو دعوت کردین، تشکر کنم

00:31:24.600 --> 00:31:27.280
‫من زیاد تو سخنرانی‌ها خوب نیستم

00:31:27.720 --> 00:31:31.120
‫قطعا به خوبی آقای هویا نیستم

00:31:31.280 --> 00:31:34.760
‫ولی اگه قابل بدونید،
‫می‌خوام که یه شعر به ایرلندی براتون بخونم

00:33:21.640 --> 00:33:24.920
‫"همش به کارخونه برمی‌گرده"

00:33:25.800 --> 00:33:29.480
‫تو راه جایی که اِما ربوده
‫شده بود ما از کنار اون کارخونه رد شدیم

00:33:29.480 --> 00:33:31.800
‫وقتی داشتیم به سمت جایی که
‫گبریل رو بردن رانندگی می‌کردیم...

00:33:31.840 --> 00:33:35.160
‫دوبار از جلوش رد شدیم
‫در رأس هر دو قتل قرار گرفته

00:33:35.160 --> 00:33:39.320
‫کمتر از یه کیلومتر با خونه
‫شینید و رونان فاصله داره

00:33:39.320 --> 00:33:42.320
‫شاید ساموئل بیراهم نمی‌گفته

00:33:43.000 --> 00:33:46.240
‫شاید قاتل یه ارتباطی با اونجا داشته باشه

00:33:46.240 --> 00:33:48.080
‫شاید

00:34:13.280 --> 00:34:15.480
‫الان فرصت توئه

00:34:16.240 --> 00:34:18.240
‫برای چی؟

00:34:18.880 --> 00:34:22.000
‫که با پسرت حرف بزنی
‫و در آغوشش بگیری

00:34:23.840 --> 00:34:25.840
‫ازش خداحافظی کنی

00:34:29.000 --> 00:34:31.000
‫ازش عذرخواهی کنی

00:34:36.320 --> 00:34:40.760
‫یه عمر یه مشت عوضی منو قضاوت کردن

00:34:40.760 --> 00:34:43.560
‫تو هم جز آخرین عوضی‌هایی

00:34:45.000 --> 00:34:47.920
‫منو قضاوت نکن، پیرمرد
‫من چیزی ندارم براش متاسف باشم

00:34:47.920 --> 00:34:51.320
‫برای یه بارم که شده
‫تو زندگیت کار درستو بکن، برو

00:34:51.360 --> 00:34:54.760
‫- برو گمشو بابا!
‫- این لحن اینجا جایی نداره!

00:34:54.760 --> 00:34:56.440
‫همتون برید گم شید!

00:34:56.480 --> 00:35:02.080
‫فقط یه روزو بیرون از اون هلفدونی می‌خواستم
‫به جهنم، منو برگردونین!

00:35:28.520 --> 00:35:30.520
‫خفه شو!

00:35:31.720 --> 00:35:33.840
‫تو نمی‌تونی اینجا پرسه بزنی
‫مراسم ختمه

00:35:33.840 --> 00:35:36.240
‫منم دارم ادای احترام می‌کنم

00:35:37.080 --> 00:35:40.040
‫اگه حرفتو باور می‌کردم،
‫اوکی بود، ولی باور نمی‌کنم

00:35:40.040 --> 00:35:42.040
‫اومدی اینجا داستان گیر بیاری

00:35:42.880 --> 00:35:45.640
‫- ببین...
‫- خیلی‌خب، درست می‌گی

00:35:45.680 --> 00:35:48.480
‫- آره، بذار برای یه وقت دیگه
‫- باشه

00:35:49.200 --> 00:35:51.200
‫- خیلی‌خب
‫- هی

00:35:53.240 --> 00:35:55.240
‫- روز سختی داشتی؟
‫- آره

00:35:55.960 --> 00:35:59.480
‫فقط همین دوتا بچه...
‫قلب آدمو به درد میارن

00:35:59.480 --> 00:36:01.480
‫بعدم که اون پیداش می‌شه

00:36:03.200 --> 00:36:05.800
‫- کی هست؟
‫- بابای جرد

00:36:06.640 --> 00:36:10.000
‫اونا از یه گوشت و خونن
‫برای همین نتونستیم ولش کنیم

00:36:10.040 --> 00:36:13.440
‫هرچند که خیلی دلمون می‌خواست!
‫آشغال عوضی!

00:36:13.440 --> 00:36:15.520
‫زنشو می‌زد، پسرشو می‌زد

00:36:15.560 --> 00:36:19.440
‫هردوشونم ول کرده بود
‫می‌دونی دیگه، همون داستانِ همیشگی

00:36:20.760 --> 00:36:23.560
‫مشت‌های اون به
‫جرد حکم حبس ابد داد

00:36:23.600 --> 00:36:28.480
‫خشونت تو کودکی، بعدم که تو
‫مسیر بدبختی و اعتیاد

00:36:30.640 --> 00:36:32.640
‫هی

00:36:33.640 --> 00:36:35.520
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

00:36:35.560 --> 00:36:38.360
‫واقعا مهمه ویکی

00:36:38.720 --> 00:36:41.320
‫خصوصا تو چنین روزی

00:36:43.360 --> 00:36:45.640
‫مرسی، برو،
‫بعدا می‌بینمت

00:36:45.640 --> 00:36:47.640
‫می‌بینمت

00:37:08.960 --> 00:37:11.840
‫قیرش کمه، ولی از هیچی بهتره

00:37:34.280 --> 00:37:37.960
‫می‌دونی مردم چی می‌گن؟
‫می‌گن مرد بزنما برگشته

00:37:38.000 --> 00:37:41.720
‫مر بزنما برگشته؟
‫مزخرفه

00:37:41.720 --> 00:37:43.680
‫برگشته؟

00:37:43.720 --> 00:37:45.720
‫مرد بزنما؟

00:37:46.200 --> 00:37:49.080
‫خنده‌داره والا

00:37:51.120 --> 00:37:53.600
‫چیزی در این باره می‌دونی؟

00:37:54.840 --> 00:37:58.840
‫- می‌دونم که مزخرف محضه
‫- چرا اون وقت؟

00:38:03.720 --> 00:38:06.520
‫چون مرد بزنما خودِ منم

00:38:11.920 --> 00:38:13.920
‫شک دارم

00:38:19.560 --> 00:38:21.760
‫خب... حالا تو چی می‌دونی؟

00:38:40.880 --> 00:38:42.880
‫خدای من، "فرانک"

00:38:52.200 --> 00:38:54.480
‫اینطوری که به نظر میاد نیست

00:38:54.680 --> 00:38:57.480
‫- هیچ‌وقت نبوده
‫- برو تو ون، پاستورز

00:39:00.320 --> 00:39:02.320
‫خیلی‌خب، بریم، زود باش

00:39:37.840 --> 00:39:43.520
‫قبلنا همه بچه‌ها سر چند پنی
‫از رو این پل می‌پریدن

00:39:45.600 --> 00:39:48.080
‫امروز نیومدی سرکار

00:39:51.680 --> 00:39:53.680
‫حالت خوبه، رفیق؟

00:39:56.960 --> 00:39:59.760
‫وقتی دیدم تو دوربین
‫امنیتی چه اتفاقی افتاده بود...

00:39:59.760 --> 00:40:02.960
‫آره، همیشه صادق بودن بهتره، مگه نه؟

00:40:07.240 --> 00:40:09.240
‫من باید بهشون می‌گفتم، رفیق

00:40:09.360 --> 00:40:11.360
‫دیگه تموم شد

00:40:11.760 --> 00:40:13.760
‫رفیق

00:40:45.280 --> 00:40:48.360
‫شاید ساموئل تو اون فایلا یه
‫سری اطلاعات به جا گذاشته باشه

00:40:48.360 --> 00:40:50.280
‫یه مظنون دیگه که اینجا کار می‌کرده

00:40:50.320 --> 00:40:52.640
‫خودت که فایلاشو دیدی
‫خیلی دقیق و جامعن

00:40:52.680 --> 00:40:55.880
‫امکان نداره چیزی رو جا انداخته باشه

00:40:55.920 --> 00:41:00.720
‫مگه اینکه به اسمی نرسیده باشه و صرفا از
‫رو حس شیشمش به اینجا مشکوک بوده باشه

00:41:00.720 --> 00:41:02.720
‫شاید

00:41:03.880 --> 00:41:07.680
‫یا شایدم اینکه صرفا
‫ذهنش در حال فروپاشی بوده

00:41:08.240 --> 00:41:12.440
‫هر روز به اینجا نگاه می‌کرده و
‫یه سناریو تو ذهنش چیده

00:41:12.440 --> 00:41:14.440
‫ریکتر؟

00:41:16.320 --> 00:41:19.400
‫- تو مثل اون نیستی
‫- همچین فکری نکردم

00:41:21.880 --> 00:41:23.880
‫ولی الان چرا

00:41:27.160 --> 00:41:29.240
‫چقدر عوضی‌ای

00:41:39.480 --> 00:41:41.880
‫- وایسا
‫- چیه؟

00:41:45.520 --> 00:41:47.520
‫جابه‌جا شده

00:41:47.840 --> 00:41:49.840
‫اخیرا

00:42:14.000 --> 00:42:16.280
‫تانک‌های بزرگی این پایینه

00:42:19.880 --> 00:42:22.360
‫احتمالا برای ضایعاته

00:42:41.960 --> 00:42:44.360
‫بوشو حس می‌کنی؟

00:42:48.640 --> 00:42:50.640
‫خدای من

00:42:59.320 --> 00:43:01.320
‫لعنتی!

00:43:03.960 --> 00:43:06.920
‫روده، کلیه، قلب

00:43:06.960 --> 00:43:11.040
‫- برای انسان نیست، زیادی کوچیکه
‫- بیشتر انگار واسه یه حیوون کوچیکه

00:43:11.040 --> 00:43:13.040
‫حدودا هم‌اندازه یه بز

00:43:35.200 --> 00:43:37.280
‫ممنون که اومدی، "فیل"

00:43:41.960 --> 00:43:46.520
‫حتما از زمین هم کلی نمونه بگیرید

00:43:46.560 --> 00:43:50.560
‫ببخشید که تو روز اول کاریت تو افینیتی
‫برات گوشت گندیده پیدا کردیم، گوندا"

00:43:50.560 --> 00:43:54.760
‫- می‌تونست بدتر باشه، حالت چطوره، دی؟
‫- می‌تونست بهتر باشه

00:43:55.120 --> 00:43:58.000
‫اداره مرکزی داره کمک بیشتری می‌فرسته

00:43:58.120 --> 00:44:01.160
‫بروس رو مامور کردم که تو
‫ایستگاه برات محل کارتو آماده کنه

00:44:01.160 --> 00:44:03.280
‫- عالیه
‫- می‌سپارمش به خودت

00:44:03.280 --> 00:44:05.280
‫فعلا

00:44:07.120 --> 00:44:08.760
‫قربانی حیوونی

00:44:08.800 --> 00:44:11.960
‫- خیلی شبیه کارای عهد عتیقه
‫- و صلیبی

00:44:12.000 --> 00:44:16.120
‫- شاید یه متعصب مذهبیه؟
‫- مسیحیا این نمادو پاکسازی کردن

00:44:16.120 --> 00:44:19.400
‫در اصل نمادِ اعدام با شکنجه‌ست

00:44:19.440 --> 00:44:22.960
‫ترک وسایل شخصی...
‫بز، استخون...

00:44:22.960 --> 00:44:25.080
‫یه الگوی رفتاری ساده‌ی قاتل زنجیریه

00:44:25.120 --> 00:44:28.800
‫انگار مستقیم از تو خودِ
‫کتاب درسی دراومده باشه

00:44:28.800 --> 00:44:32.080
‫- منظورت چیه؟
‫- نمی‌دونم

00:44:33.560 --> 00:44:36.240
‫می‌شه منو برگردونی اداره؟
‫ممکنه چند ساعتی کارم طول بکشه

00:44:36.240 --> 00:44:38.240
‫حتما

00:45:57.520 --> 00:45:59.480
‫اینو یادته؟

00:46:08.280 --> 00:46:10.280
‫- قورتش دادم
‫- خوب بود؟

00:46:10.440 --> 00:46:12.120
‫- آره
‫- همچین قوی بود؟

00:46:55.680 --> 00:47:00.800
‫برنامه‌هایی که تو سرمون بود رو یادته؟
‫هیچهایک کردن اطراف جزیره و ...

00:47:00.800 --> 00:47:03.480
‫کوهنوردی و سفر قایق‌سواری و...

00:47:03.520 --> 00:47:06.160
‫موندم که فرصت می‌شه بریم...

00:47:06.200 --> 00:47:08.080
‫یا اینکه می‌تونی بیای ویلینگتون و
‫با هم کلی نوشیدنی بخوریم

00:47:14.200 --> 00:47:16.680
‫- ببخشید
‫- چی شده؟

00:47:20.040 --> 00:47:22.280
‫من می‌رم داخل... ظرفا رو می‌شورم

00:47:22.280 --> 00:47:24.280
‫باشه، ممنون

00:47:32.040 --> 00:47:34.440
‫روزنامه‌ی محلی، نوامبر 2006

00:47:34.760 --> 00:47:37.120
‫به عکس بالای صفحه نگاه کن

00:47:37.160 --> 00:47:41.120
‫"اهدای جایزه باشگاه اسلحه‌ی افینیتی"
‫خدای من، ریکتر این خیلی مبهمه

00:47:41.120 --> 00:47:43.120
‫نفر سومشو ببین

00:47:44.520 --> 00:47:46.520
‫کالین فرندز

00:47:47.840 --> 00:47:51.000
‫ولی اون که به بروس گفته بود

00:47:51.000 --> 00:47:53.920
‫تازه سه سال پیش اومده افینیتی

00:47:53.960 --> 00:47:56.880
‫کالین فرندز موقع قتل‌های
‫کوهستانی اینجا بوده

00:47:56.880 --> 00:47:58.880
‫داره بهمون دروغ می‌گه
‫دوباره

00:48:04.120 --> 00:48:10.000
‫یه بار بود و بعدش دیگه به هم کاری نداشتیم

00:48:11.960 --> 00:48:17.440
‫بعد از اون به هم کاری نداشتیم
‫و اون فقط یه بار اومد خونه‌مون

00:48:17.440 --> 00:48:20.400
‫فقط یه بار چون همسرم ازش خوشش اومده بود

00:48:20.880 --> 00:48:25.760
‫و ما دیگه... بعد از اون بهم کاری نداشتیم

00:48:27.280 --> 00:48:31.280
‫بعد از اون بهم کاری نداشتیم

00:48:31.920 --> 00:48:34.920
‫فقط یه بار اومد خونه‌مون  چون
‫همسرم ازش خوشش اومده بود

00:48:34.920 --> 00:48:36.920
‫فقط یه بار اومد

00:48:37.680 --> 00:48:42.760
‫یه بار اومد و بعد از
‫اون دیگه بهم کاری نداشتیم