WEBVTT

00:01:21.958 --> 00:01:23.042
تو کی هستی؟

00:01:25.333 --> 00:01:26.375
...من

00:01:26.417 --> 00:01:28.542
.من...دوست پدرتم

00:01:29.458 --> 00:01:31.583
.ما داریم قایم‌موشک بازی میکنیم

00:01:32.792 --> 00:01:34.458
.اما پدر اینجا نیست

00:01:35.333 --> 00:01:38.583
و تو اینو میدونی
.چون دیدیش که صبح زود رفت سرکار

00:01:39.583 --> 00:01:41.417
.من دیدمت که خونمون رو زیر نظر داشتی

00:01:42.875 --> 00:01:44.333
تو چرا اینجا تنهایی؟

00:01:44.542 --> 00:01:46.125
.سرما خوردم

00:01:46.625 --> 00:01:48.417
.مادرم رفته که برام کمی عسل بخره

00:01:51.333 --> 00:01:52.375
.اون برگشت

00:01:53.958 --> 00:01:55.333
میشه یکم از پولتو بهم بدی؟

00:01:57.167 --> 00:01:59.292
که بتونم واسه خودم یه عروسک جدید بخرم

00:01:59.667 --> 00:02:00.708
.نه

00:02:01.667 --> 00:02:03.375
.من باید برم

00:02:04.125 --> 00:02:06.083
،اگه یکم از پولا رو بهم ندی

00:02:06.583 --> 00:02:08.167
.جیغ میکشم

00:02:08.333 --> 00:02:10.917
.مادر میاد و بعدشم تو مستقیما میری زندان

00:02:17.042 --> 00:02:19.375
.همشو بده -
.به هیچ وجه -

00:02:19.458 --> 00:02:21.458
پدرت منو استخدام کرده بود که براش کاری
.انجام بدم

00:02:21.500 --> 00:02:23.958
و فکر میکنه میتونه در بره وقتی دستمزدم
.رو نداده فقط چون من یه زنم

00:02:23.958 --> 00:02:26.958
مایه‌ی تاسفه اما من چاره‌ای نداشتم جز اینکه
.خودم شخصا مجازاتش کنم

00:02:27.083 --> 00:02:30.042
.بقیه‌ی پولا رو بهم بده وگرنه جیغ میکشم

00:03:15.208 --> 00:03:19.458
" قسمت دوم از فصل اول سریال " خانم اسکارلت و دوک
این داستان: زن قرمزپوش

00:03:37.750 --> 00:03:39.167
."خانم "اسکارلت

00:03:39.833 --> 00:03:41.750
.چقدر خوشحالم که میبینمتون

00:03:41.833 --> 00:03:43.750
.و به منزل جدیدم خوش اومدین

00:03:44.083 --> 00:03:46.708
."و چه منزل زیبایی، آقای "پارکر

00:03:46.750 --> 00:03:50.833
.لطفا بزارین شما رو به دوست عزیزم معرفی کنم

00:03:51.583 --> 00:03:52.667
."دکتر "مورهاس

00:03:52.750 --> 00:03:56.250
،وقتی "روپرت" درباره ملاقات شما بهم گفت
.اصرار کردم که منم باید بیام

00:03:56.292 --> 00:03:58.667
...توی این مدت هیجان داشتم

00:03:58.708 --> 00:04:01.375
.تا بالاخره بتونم با خانم کارآگاهش آشنا کنم

00:04:02.500 --> 00:04:03.625
...خب، من

00:04:03.833 --> 00:04:07.833
من امیدوار بودم که بتونم شما رو در جریان
."وضعیت مالیمون بزارم آقای "پارکر

00:04:08.417 --> 00:04:10.708
.درسته...بفرمایین بشینین

00:04:14.333 --> 00:04:15.458
...پس

00:04:15.875 --> 00:04:19.542
خانم "اسکارلت" اصرار داشتن که ما ماهی یکبار
.باهم دیداری داشته باشیم

00:04:19.583 --> 00:04:24.792
تا منم ازین طریق نحوه کار آژانس کارآگاهیمون
.رو ارزیابی کنم

00:04:25.333 --> 00:04:28.000
."ایشون دقیقا همونطوره که توصیف کردی "روپرت

00:04:28.000 --> 00:04:30.000
.بسیار هوشیار و سرزنده‌ هستن -
.بله -

00:04:30.167 --> 00:04:33.500
شرط میبندم که سرمایه‌گذاریت خیلی عالی
.پیش میره

00:04:35.167 --> 00:04:37.042
..."خب، آقای "پارکر

00:04:38.542 --> 00:04:40.625
...متاسفانه باید بگم که

00:04:42.875 --> 00:04:46.208
من تواناییشو ندارم که اولین بازپرداخت
.قرض شما رو انجام بدم

00:04:46.792 --> 00:04:49.042
...اما خاطرتون جمع باشه که این فقط

00:04:49.542 --> 00:04:51.333
.مشکلات اولیه‌ی یه حرفه‌ی جدیده

00:04:54.375 --> 00:04:56.000
،"خانم "اسکارلت

00:04:56.375 --> 00:04:59.500
...میدونم که ما الان شرکای کاری هستیم اما

00:05:00.333 --> 00:05:02.083
ما درکنارش، دوست نیستیم؟

00:05:03.250 --> 00:05:05.417
...و به عنوان یه دوست، بهتون اطمینان میدم

00:05:05.833 --> 00:05:09.000
.که هیچ عجله‌ای برای بازپرداخت نیست

00:05:11.625 --> 00:05:13.042
."ازتون ممنونم آقای "پارکر

00:05:13.250 --> 00:05:15.750
.خواهش میکنم "روپرت" صدام کنین

00:05:16.792 --> 00:05:17.833
"الیزه"

00:05:21.083 --> 00:05:23.208
.درسته، ما باید جشن بگیریم

00:05:25.125 --> 00:05:27.792
.کارآگاه بودن حتما باید خیلی باحال باشه

00:05:28.125 --> 00:05:30.625
.کاش منم یه سرگرمی کوچیک مثل این داشتم

00:05:31.333 --> 00:05:35.167
بهم بگین خانم اسکارلت، وقتی یه آدم تبهکار
رو گیر میندازین چه اتفاقی میوفته؟

00:05:35.625 --> 00:05:38.042
آیا اون آدم پست رو با کیف دستیتون
کتک میزنین؟

00:05:42.292 --> 00:05:43.375
...و راستی

00:05:43.375 --> 00:05:47.167
مادرتون در مورد اینکه خواستین از خونه برین
چه واکنشی نشون داد؟

00:05:47.333 --> 00:05:51.208
،خب
.سعی کرد منو از اینکار منصرف کنه

00:05:51.833 --> 00:05:52.875
...اما

00:05:54.125 --> 00:05:56.208
.من کاری رو که شما پیشنهاد دادین، کردم

00:05:57.125 --> 00:05:58.792
.روی عقیدم پافشاری کردم

00:05:59.125 --> 00:06:01.792
خب، امیدوارم که شما بهش نگفته باشین که
...من شما رو تشویق کردم

00:06:01.750 --> 00:06:03.333
که اعلام استقلال کنین؟

00:06:03.333 --> 00:06:04.583
.اوه اما اون اینکارو کرد

00:06:04.875 --> 00:06:06.333
.و مادرش عصبانی شد

00:06:13.625 --> 00:06:14.917
،نگران نباشین

00:06:15.208 --> 00:06:18.000
حالا که مادر میدونه که ما قرار نیست
...باهم ازدواج کنیم

00:06:18.875 --> 00:06:21.167
.دیگه دلیلی برای سر زدن به شما نداره

00:06:22.917 --> 00:06:24.500
.به سلامتی آینده

00:06:35.500 --> 00:06:36.917
!"خانم "اسکارلت

00:06:38.958 --> 00:06:41.958
.خانم "پارکر"، خوشحالم که شمارو میبینم

00:06:42.500 --> 00:06:43.583
...من

00:06:44.083 --> 00:06:46.375
امیدوارم که واسه یه چایی پیشمون بمونین؟

00:06:47.167 --> 00:06:48.792
.این یه ملاقات تفریحی نیست

00:06:54.167 --> 00:06:56.125
.حتما اشتباهی شده

00:06:57.208 --> 00:06:59.125
.پدرم هرگز همچین اشتباهی انجام نمیده

00:06:59.417 --> 00:07:01.708
...من شنیدم که پدرتون از بعد از مرگ مادرتون

00:07:01.750 --> 00:07:03.208
.حواس‌پرتی‌های زیادی داشته

00:07:03.750 --> 00:07:07.167
،تمدید اجاره‌ی این خونه
.بدون شک آخرین چیزی بوده که توی ذهنش بوده

00:07:08.000 --> 00:07:09.250
.اما من پول اجاره رو ندارم

00:07:10.375 --> 00:07:12.708
پس منم مجبورم دنبال ساکنین جدید
.برای این خونه بگردم

00:07:12.750 --> 00:07:14.250
.شما نمیتونین اینکارو بکنین

00:07:15.500 --> 00:07:17.333
.من تمام عمرم اینجا زندگی کردم

00:07:17.667 --> 00:07:20.417
من مالکیت 7 خونه توی این خیابون رو
...همراه با

00:07:20.708 --> 00:07:22.417
.دونه به دونه‌ی آجرها و مصالحش دراختیار دارم

00:07:22.583 --> 00:07:24.417
.نمیشه رفتارم با شما استثنا باشه

00:07:24.792 --> 00:07:27.083
چرا هیچکی متوجه نشده؟ شما حتما
.در این مورد میدونستین

00:07:27.125 --> 00:07:28.833
،من اشتباها فکر میکردم

00:07:29.083 --> 00:07:30.917
،که شما بزودی عروس من میشین

00:07:31.125 --> 00:07:33.875
.و بعدش میایین با من و "روپرت" زندگی میکنین

00:07:34.000 --> 00:07:36.875
پس این قضیه درمورد منه که خواستگاری پسرتون
رو قبول نکردم؟

00:07:37.875 --> 00:07:39.333
.بخاطر غَرضِ شخصی که نبوده

00:07:39.417 --> 00:07:41.833
اما اینکه شما اونو تشویق به مستقل شدن کردین
.اینو میگه

00:07:42.000 --> 00:07:45.750
اون تا قبل از اینکه شما مغزشو با عقاید
.عصیان‌گرانه پر کنین، کاملا راضی بود

00:07:45.792 --> 00:07:47.208
...خانم پارکر، خواهش میکنم

00:07:47.208 --> 00:07:48.667
.تا آخر این هفته مهلت دارین

00:07:48.917 --> 00:07:50.667
،اگه تا اون موقع اجاره‌تونو پرداخت نکنین

00:07:50.625 --> 00:07:52.667
.چاره‌ای ندارم جز اینکه ازینجا بیرونتون کنم

00:07:52.750 --> 00:07:53.958
."روز بخیر خانم "اسکارلت

00:08:00.792 --> 00:08:02.667
.اون زن

00:08:05.458 --> 00:08:07.750
واسه نگهداشتن این خونه لازم باشه هرکاری
.میکنم

00:08:08.042 --> 00:08:11.167
.اینجا خونه‌ی هر سه‌تای ماست

00:08:11.167 --> 00:08:13.167
،کیتی دیگه نمیاد

00:08:13.625 --> 00:08:14.875
.یه شغل دیگه پیدا کرده

00:08:15.833 --> 00:08:18.875
.خب میدونم که دو هفته‌ست حقوقشو ندادم -
.سه هفته -

00:08:19.250 --> 00:08:21.167
.اما همیشه توی روزای اول کاری مشکلاتی هست

00:08:21.125 --> 00:08:24.125
.آژانس من فقط چهار هفته‌ست که باز شده -
!شیش هفته -

00:08:28.792 --> 00:08:30.625
.گمون کنم توام ترکم میکنی

00:08:39.167 --> 00:08:40.667
،فقط یه راه براش هست

00:08:42.750 --> 00:08:44.500
بهترین لباسی که دارم چیه؟

00:08:45.000 --> 00:08:46.833
.فکر کنم، اونی که قرمز شرابیه

00:08:47.125 --> 00:08:49.875
یعنی انقدر سطحمون پایین اومده که تو بخوای
از لباس‌هات بفروشی؟

00:08:50.000 --> 00:08:51.500
،"قرار نیست بفروشمش "آیوی

00:08:52.042 --> 00:08:53.625
.اما میخوام اتو کشیده بشه

00:09:00.208 --> 00:09:01.333
اوه "ویلیام"؟

00:09:01.917 --> 00:09:03.000
"الیزه"

00:09:03.750 --> 00:09:06.208
چی شده که افتخار حضور غیرمنتظره‌ت رو دارم؟

00:09:06.292 --> 00:09:09.375
اوه، داشتم ازینجا رد میشدم و فکر کردم که
.بیام با دوست قدیمیم یه چایی بخورم

00:09:09.417 --> 00:09:10.583
...چقدر با ملاحظه

00:09:10.625 --> 00:09:13.750
اما 6 نفر از افرادم مریضن
.پس متاسفانه وقتشو ندارم

00:09:27.792 --> 00:09:30.667
من زیاد به مغازه‌ی پای فروشی توی خیابون
،چرینگ کراس سر نزدم

00:09:31.333 --> 00:09:33.750
و اینم نمیدونم که منبع بیماری افسر‌انت از
.اونجاست یا نه

00:09:35.250 --> 00:09:37.625
.شرایط ایده‌آلی نیست

00:09:38.250 --> 00:09:41.208
.با کم شدن پرسنلت، حتما سرت خیلی شلوغ شده

00:09:42.250 --> 00:09:44.125
،من پنج تا پرونده‌ی قتل دارم

00:09:44.375 --> 00:09:46.375
...سه تا پرونده از افراد گمشده

00:09:46.500 --> 00:09:49.208
،و پرونده‌ی باج خواهی از یه قاضی عالی‌رتبه
.که باید بهشون برسم

00:09:49.208 --> 00:09:51.333
.پس آره، حق با توئه

00:09:52.292 --> 00:09:54.208
.همین الان یه فکری به ذهنم رسید

00:09:54.917 --> 00:09:56.292
...دربارش فکر نکردم، اما

00:09:56.333 --> 00:09:57.917
.در این مورد شک زیادی دارم

00:09:58.917 --> 00:10:02.958
،میتونم بهت پیشنهاد دستیاریمو بدم
.که البته با دستمزد همراه باشه

00:10:05.833 --> 00:10:11.292
پیشنهاد وسوسه‌انگیزیه مگر اینکه
،نشانِ پلیس متروپولیتن رو داشته باشی

00:10:11.333 --> 00:10:14.250
وگرنه که متاسفانه نمیتونم پیشنهادتو
.قبول کنم

00:10:15.042 --> 00:10:16.542
.پس مهم نیست

00:10:17.125 --> 00:10:19.125
.من که بشدت سرم شلوغه با مشتری‌های خودم

00:10:19.625 --> 00:10:20.708
...همم

00:10:20.958 --> 00:10:24.125
.اتفاقا شنیدم که چقدر سرت شلوغه

00:10:24.792 --> 00:10:27.750
از وقتی آژانسو باز کردی فقط دو پرونده داشتی

00:10:28.292 --> 00:10:30.292
...میشه گفت سه‌تا اگر ماجرای اون خراش مرموز

00:10:30.333 --> 00:10:32.667
روی اتاق زیر شیروانی متعلق به آقای "مید" رو
.درنظر بگیریم

00:10:33.042 --> 00:10:34.667
کار موشها بود، مگه نه؟

00:10:35.125 --> 00:10:36.375
این مدت داشتی جاسوسیمو میکردی؟

00:10:36.958 --> 00:10:38.750
.نه، شخصا نه

00:10:39.500 --> 00:10:41.000
،"من نیروی پشتیبانی لازم دارم "دوک

00:10:41.083 --> 00:10:43.875
یه حمله‌ی آتش‌زنی توی کارخونه‌ی مکینتاش
.توی منطقه‌ی "هکنی" رخ داده

00:10:43.875 --> 00:10:46.292
.دیوی" رو با خودت ببر" -
.اون پرونده‌ی قتل "شوردیچ" دستشه -

00:10:46.583 --> 00:10:48.000
باید یه نفر باشه؟

00:10:48.833 --> 00:10:50.042
.خب هیچکی نیست

00:10:53.417 --> 00:10:54.917
.یه لحظه منو ببخش

00:10:55.708 --> 00:10:56.833
.یالا بریم

00:11:20.625 --> 00:11:22.708
.من یه پیغام فوری برای بازرس "ویلینگتون" دارم

00:11:23.083 --> 00:11:24.250
.اوه، بزارش روی میزش

00:11:24.458 --> 00:11:26.417
.مطمئن میشم که به محض اینکه برگشت، بخونتش

00:12:00.583 --> 00:12:02.250
.نرو اون بالا، خطرناکه

00:12:02.375 --> 00:12:03.750
.من فرستادم دنبال پلیس

00:12:04.958 --> 00:12:07.375
!صبرکن! وایسا
داری کجا میری؟

00:12:20.667 --> 00:12:21.750
!"ادوارد"

00:12:22.125 --> 00:12:23.292
!"ادوارد"

00:12:23.625 --> 00:12:25.208
تو چیکار کردی؟

00:12:31.917 --> 00:12:33.292
!بزار شوهرم بره

00:12:33.375 --> 00:12:35.667
!"فرانک"
ببرش به بازداشتگاه

00:12:37.292 --> 00:12:38.417
!من نکشتمش

00:12:38.458 --> 00:12:39.833
.آره معلومه که نکشتیش پسر

00:12:39.917 --> 00:12:41.167
!چطور جرات میکنی بهش آسیب بزنی

00:12:41.458 --> 00:12:42.667
!ولش کن

00:12:57.125 --> 00:12:59.125
چطور جرات میکنی یه پیغام مربوط به پلیس
.رو بخونی

00:12:59.125 --> 00:13:03.917
اما قطعا کنجکاوی یک ویژگی اساسی
.توی خط کاری ماست

00:13:04.000 --> 00:13:06.375
.این خط کاری منه، نه تو

00:13:06.375 --> 00:13:08.500
،اگه قرار باشه واسه خودم اسمو رسمی پیدا کنم

00:13:08.542 --> 00:13:10.667
تا جایی که میشه به تجربه توی صحنه‌های جرم
.نیاز دارم

00:13:10.708 --> 00:13:14.458
ممکنه متوجه نشده باشی
.اما من دارم روز بشدت بدی رو میگذرونم

00:13:14.458 --> 00:13:15.875
پس پیشنهاد میکنم که نصیحتمو بپذیری
.و از اینجا بری

00:13:16.042 --> 00:13:16.875
!همین حالا

00:13:18.750 --> 00:13:20.000
...و منم یه نصیحتی برات دارم

00:13:20.000 --> 00:13:21.792
،الیزه"، دارم بهت اخطار میدم"
...یه حرف دیگه بزنی

00:13:21.792 --> 00:13:23.583
.سر از دادگاه درمیاری

00:13:24.042 --> 00:13:26.542
،اگه مصرف الکل، قماربازی و زن‌بازیتو کم کنی

00:13:26.583 --> 00:13:29.500
تمرکز بیشتر و بار کاری سبک‌تری روی دوشت
.خواهی داشت

00:13:31.458 --> 00:13:34.667
شما متهم به ایجاد مانع کردن
،در کار پلیس هستید

00:13:35.000 --> 00:13:38.083
جریمه‌ای بالغ بر 40 شیلینگ برای شما
.صادر میشود

00:13:38.208 --> 00:13:40.042
.اما من 40 شیلینگ ندارم

00:13:40.667 --> 00:13:42.833
.پس یک ماه رو در زندان خواهید بود

00:13:44.042 --> 00:13:45.875
.من جریمه‌ی خانم "اسکارلت" رو پرداخت میکنم

00:13:51.125 --> 00:13:53.458
.من به بازرس التماس کردم به حرفام گوش بده

00:13:54.417 --> 00:13:56.208
...اما واضحه که اون فکر میکنه شوهرم

00:13:57.042 --> 00:13:58.375
.یه قاتله

00:13:58.625 --> 00:14:01.042
.برای همینم من اومدم پیش شما

00:14:01.083 --> 00:14:04.000
.شنیدم که شما یه کارآگاه خصوصی هستین

00:14:04.833 --> 00:14:07.500
بازرس "ویلینگتون" حالا منو بی‌تردید تایید میکنه؟

00:14:09.125 --> 00:14:12.000
.ازتون میخوام که قاتل واقعی رو پیدا کنید

00:14:13.042 --> 00:14:15.375
.شوهر من بیگناهه

00:14:16.167 --> 00:14:17.458
...اون

00:14:18.333 --> 00:14:20.792
.یه مرد محترم و مهربونه

00:14:22.250 --> 00:14:23.333
...من

00:14:23.792 --> 00:14:26.292
.دعا میکنم که با شرایط زندان کنار بیاد

00:14:31.583 --> 00:14:33.333
.ادوارد" این کت رو برام خرید"

00:14:33.833 --> 00:14:35.083
.وقتی تازه ازدواج کرده بودیم

00:14:35.375 --> 00:14:38.042
اون گفت که همیشه میخواسته اینجوری منو بین
.جمعیت ببینه

00:14:39.542 --> 00:14:41.375
.واسه سلیقه‌ی من زیادی پر زرق و برقه

00:14:42.792 --> 00:14:45.208
حالا فقط میپوشمش واسه اینکه بهش احساس
.نزدیکی کنم

00:14:47.750 --> 00:14:48.833
...خانم

00:14:49.333 --> 00:14:52.750
خانم "باتلر" شوهر شما رو با یه چاقو توی دستش
،پیدا کردن

00:14:54.000 --> 00:14:56.333
درحالیکه سر و صورتش با خون یه مرد مقتول
.پوشیده شده بود

00:14:57.333 --> 00:15:01.500
پس نتیجش هرچی که باشه، من باید مطمئن باشم
.که دستمزدم رو میگیرم

00:15:02.083 --> 00:15:03.667
،مساله پول نیست

00:15:03.875 --> 00:15:07.042
.نتیجه هرچی که باشه، شما پولتونو میگیرین

00:15:09.083 --> 00:15:10.292
.خیلی خب

00:15:12.958 --> 00:15:14.167
...بهم بگید

00:15:15.042 --> 00:15:16.500
،درباره‌ی اون مرد مُرده بهم بگید

00:15:16.750 --> 00:15:18.917
هرگونه جزییاتی که میدونید
.هرچند جزیی باشه مهم نیست

00:15:19.875 --> 00:15:22.000
اسمش "سباستین ریدلی" بود

00:15:23.250 --> 00:15:25.333
.اون صاحب یه سالن توی منطقه‌ی "مِی‌فر" بود

00:15:27.083 --> 00:15:30.417
ادوارد" کارای مربوط به حساب‌های مالیشو میکرد"
.اینجوری بود که همدیگه رو میشناختن

00:15:32.125 --> 00:15:33.792
.من واسه آقای ریدلی وقت کمی داشتم

00:15:34.417 --> 00:15:36.583
.اون مردی گستاخ با صدای بلند و رسا بود

00:16:05.292 --> 00:16:06.375
سلام؟

00:16:23.833 --> 00:16:25.333
."سلام خانم "اسکارلت

00:16:28.667 --> 00:16:30.000
آقای "موسی"، درسته؟

00:16:31.250 --> 00:16:32.708
."فقط "موسی

00:16:34.167 --> 00:16:38.375
،من ساعت‌های زیادی به شما فکر میکردم
."خانم "اسکارلت

00:16:38.958 --> 00:16:40.333
.امیدوارم چیزای خوبی بوده باشه

00:16:42.000 --> 00:16:44.292
،وقتی رییس کاباره‌ی گربه‌های سیاه

00:16:44.417 --> 00:16:49.500
سرپرست گارد امنیتیش رو دستبند زده شده
،توسط یه زن به یه رادیاتور پیدا کرد

00:16:50.500 --> 00:16:52.333
.اصلا صورت خوبی نداشت

00:16:53.167 --> 00:16:55.792
.باعث شد شغلمو از دست بدم -
.من نیومدم که دردسر درست کنم -

00:16:56.417 --> 00:16:59.625
،دارم از طرف زنِ یه متهم به قتل
.روی پرونده‌ی قتل "ریدلی" کار میکنم

00:17:00.083 --> 00:17:01.917
.شاید شما بتونین به سوالاتم جواب بدین

00:17:03.333 --> 00:17:04.792
...باید بهتون اخطار بدم

00:17:06.208 --> 00:17:07.250
.که من مسلحم

00:17:17.167 --> 00:17:19.542
.آقای ریدلی یه مرد محتاط بود

00:17:20.208 --> 00:17:21.917
."من نمیخوام بمیرم آقای "موسی

00:17:22.792 --> 00:17:24.375
...همونطوری که گفتم

00:17:25.417 --> 00:17:27.417
."فقط "موسی

00:17:31.458 --> 00:17:33.458
."من نمیخوام بکشمت خانم "اسکارلت

00:17:34.625 --> 00:17:36.292
.میخوام استخدامت کنم

00:17:50.500 --> 00:17:52.917
شما ازم میخواین براتون یه جعبه پیدا کنم؟

00:17:53.667 --> 00:17:55.125
.این جعبه مال پدرم بود

00:17:55.542 --> 00:17:58.375
اونو از جاماییکا با کشتی بَرده‌ها
.به لندن بردن

00:17:58.750 --> 00:18:02.083
اربابش این جعبه رو به عنوان هدیه‌ی
.لغو بردگیش بهش داد

00:18:03.000 --> 00:18:05.333
ظاهرا پدرم واسه‌ی برده بودن
.یکم روشن‌پوست بود

00:18:07.500 --> 00:18:11.208
اما وقتی بچه بودم، اون زخم‌ها رو
.روی پشتش دیدم

00:18:12.917 --> 00:18:14.958
.فهمیدم که چقدر زجر کشیده

00:18:16.583 --> 00:18:18.667
.شجاع‌ترین مردی بود که تاحالا شناختم

00:18:20.083 --> 00:18:22.167
اون جعبه تنها چیزیه که از پدرم
.برام باقی مونده

00:18:23.917 --> 00:18:26.333
من از آقای "ریدلی" خواستم که اونو توی
.گاوصندوقش نگه داره

00:18:26.375 --> 00:18:27.833
.وقتی راجع به مرگش شنیدم

00:18:27.958 --> 00:18:31.542
جعبمو میخواستم بردارم
.اما هیچکی کلید گاوصندوقشو نداشت

00:18:32.000 --> 00:18:34.583
،اما دیشب آخر وقت

00:18:34.708 --> 00:18:37.500
.یه نفر اومد و گاوصندوق رو کامل خالی کرد

00:18:38.417 --> 00:18:40.792
تونستی ببینی اون کی بود؟

00:18:41.125 --> 00:18:43.042
.زنِ حسابدار بود

00:18:43.458 --> 00:18:45.417
تابیتا باتلر" گاوصندوق رو خالی کرد؟"

00:18:45.917 --> 00:18:48.417
من تا دیروقت اینجا بودم، وقتی که زنه
...اومد داخل

00:18:48.625 --> 00:18:51.042
.داشتم یه میز شکسته رو تعمیر میکردم

00:18:51.750 --> 00:18:53.583
...شوهرش که حسابدار آقای "ریدلی" باشه

00:18:53.583 --> 00:18:55.833
.کلید ورود به بار و گاوصندوق رو داشت

00:18:56.292 --> 00:18:58.458
واقعا؟
.با عقل جور درنمیاد

00:18:58.750 --> 00:19:00.042
،زنه هیچوقت منو ندید

00:19:00.458 --> 00:19:03.375
.همه‌جا بسته و تاریک بود وقتیکه اومد داخل

00:19:05.042 --> 00:19:08.042
،و یه کیسه‌ی بزرگ سبزرنگ توی دستش داشت

00:19:08.292 --> 00:19:10.000
،که وقتی اومد اینجا، خالی بود

00:19:10.125 --> 00:19:11.875
.و وقتی از اینجا رفت، پرُ شده بود

00:19:13.000 --> 00:19:14.250
...اگه همه‌جا تاریک بود

00:19:14.292 --> 00:19:17.125
چطور دیدی که اون کیسه‌ی بزرگ رنگش سبز بود؟

00:19:18.208 --> 00:19:19.542
،حالا که دربارش فکر میکنم

00:19:20.292 --> 00:19:22.375
تو چرا توی تاریکی درحال تعمیر یه میز بودی؟

00:19:23.750 --> 00:19:24.792
!باشه

00:19:27.417 --> 00:19:29.167
.من میزی تعمیر نمیکردم

00:19:30.625 --> 00:19:33.875
داشتم سعی میکردم قفل گاوصندوق رو
.باز کنم که صدای پای یکیو شنیدم

00:19:35.083 --> 00:19:38.000
توی تاریکی قایم شدم و خانم "باتلر" رو دیدم
...که محتویات گاوصندوق رو

00:19:38.000 --> 00:19:41.583
.به همراه جعبه‌ی پدرم توی کیسه‌ش خالی کرد

00:19:44.500 --> 00:19:47.292
،اگه از قبل با قانون مشکلی نداشتم
.شاید جلوشو میگرفتم

00:19:48.917 --> 00:19:51.542
اون جعبه تنها چیزیه که از پدرم برام
،باقی مونده

00:19:51.500 --> 00:19:53.292
.و تو اونو برام برمیگردونی

00:19:53.958 --> 00:19:57.667
اما این غیراخلاقیه که بخوام درباره‌ی مشتریم
...تحقیق کنم

00:20:00.083 --> 00:20:03.583
البته، مگر اینکه توام دستمزدی بهم بدی؟

00:20:04.583 --> 00:20:07.375
.دستمزدت اینه که بزارم زنده بمونی

00:20:15.208 --> 00:20:16.708
.الان میگم خانم بیان

00:20:19.792 --> 00:20:21.708
پس تو یه کارآگاه خصوصی هستی؟

00:20:22.542 --> 00:20:23.583
بله

00:20:26.708 --> 00:20:27.917
..."خانم "اسکارلت

00:20:28.125 --> 00:20:30.875
عذرخواهی میکنم از اینکه از شما توی راهرو
...پذیرایی کنم اما

00:20:31.583 --> 00:20:36.083
همونطور که درک می‌کنید، من دیگه نمیتونم
.توی اون اتاق از کسی پذیرایی کنم

00:20:37.958 --> 00:20:40.625
.بفرمایین اینم پولی که به شما بدهکارم

00:20:43.125 --> 00:20:45.250
اما این پیش‌پرداختی نیست که ما دربارش
.صحبت کردیم

00:20:45.250 --> 00:20:46.583
،این پیش‌پرداخت نیست

00:20:46.625 --> 00:20:48.375
.این پول برای فسخ قراردادمونه

00:20:48.375 --> 00:20:51.625
من دیشب یه یادداشت فرستادم به دفترتون
.که قراردادمون تمومه

00:20:51.875 --> 00:20:54.958
اما من از دیروز عصر که ما اون توافقنامه رو
.بستیم، دیگه توی دفترم نبودم

00:20:56.167 --> 00:20:58.042
.خب من دیگه نیازی به خدمات شما ندارم

00:20:58.875 --> 00:21:01.083
حالا اگه منو ببخشین، واسه رفتن به کلیسا
.خیلی دیرم شده

00:21:01.125 --> 00:21:02.208
آنی"؟"

00:21:02.208 --> 00:21:04.458
.لطفا به خانم "اسکارلت" راه خروجو نشون بده

00:21:06.125 --> 00:21:08.500
اما شوهرتون چی میشه خانم "باتلر"؟

00:21:09.000 --> 00:21:12.083
همین دیروز بود که این کت رو پوشیده بودین
.که عشقتون رو بهش نشون بدین

00:21:12.167 --> 00:21:13.667
چرا یهو تصمیمتون عوض شد؟

00:21:13.708 --> 00:21:16.208
.تا اونجا که میدونم، اون میتونه بره به جهنم

00:21:18.708 --> 00:21:22.458
این کار و کاسبی باعث شده نفس‌تنگی بگیرم.
میشه زحمت بکشین یه لیوان آب بهم بدین؟

00:21:23.458 --> 00:21:26.458
،یه لیوان آب برای خانم اسکارلت بیار
.قبل از اینکه بره

00:21:34.167 --> 00:21:36.042
.فقط یه لیوان کوچیک کفایت میکنه

00:21:36.792 --> 00:21:39.167
.فکر کنم هردومون میدونیم که تو آب نمیخوای

00:21:41.000 --> 00:21:44.500
کاری کن که تا من نیستم ارزششو داشته باشه
.و میتونی هرچقد خواستی جاسوسی کنی

00:23:11.958 --> 00:23:16.375
،زندان‌ها رو خالی کن فرانک، آدمای مست
.فاحشه‌ها و دیوانه‌ها رو بفرست برن

00:23:17.083 --> 00:23:20.167
.من یه کارآگاه ارشد هستم دوک
.نمیرم زندان خالی کنم

00:23:21.500 --> 00:23:25.083
من صبحمو صرف بازجویی خونه به خونه
،توی زاغه‌های هولبورن کردم

00:23:25.083 --> 00:23:27.375
از زمانی که یه پاسبان بودم اینکارو
.نکرده بودم

00:23:27.458 --> 00:23:29.542
...یه سیب به سمت سرم پرت کردن و

00:23:29.750 --> 00:23:32.542
.یه مقدار مدفوع روی صندلی کالسکه‌م هست

00:23:32.792 --> 00:23:35.458
فکر کنم مال سگ بوده اما کی میدونه؟

00:23:36.375 --> 00:23:39.958
نکته اینجاست که منم مثل تو همونقدر کم
.دارم از این هفته‌ی کاریم لذت میبرم

00:23:40.000 --> 00:23:42.125
پس اون زندان‌های لعنتی رو خالی کن، خب؟

00:23:43.167 --> 00:23:44.208
.آفرین پسر خوب

00:23:47.000 --> 00:23:48.042
!هِی

00:23:48.542 --> 00:23:51.583
.موقع انجام وظیفه نباید چیزی بخوری
!واقعا که کارت شرم‌آوره

00:24:02.250 --> 00:24:03.667
.اوه محض رضای خدا

00:24:04.125 --> 00:24:05.542
الیزه"، تو اینجا چیکار میکنی؟"

00:24:05.625 --> 00:24:07.542
..."اون زن خیلی مذهبی، خانم "تابیتا باتلر

00:24:07.542 --> 00:24:09.625
.معشوقه‌ی "سباستین ریدلی" بوده

00:24:10.333 --> 00:24:12.750
من نامه‌های عاشقانه‌‌ی زنه رو واسه مَرده
.پیدا کردم

00:24:12.917 --> 00:24:14.833
.پس شوهرش انگیزه‌ای واسه قتل داشته

00:24:14.958 --> 00:24:17.042
این یه جرم ناموسی بوده
.و زنه هم اینو میدونسته

00:24:18.000 --> 00:24:20.292
و این مشخص میکنه که اون چرا منو
،از انجام خدمت مرخص کرد

00:24:20.333 --> 00:24:22.500
اما مشخص نیست که چرا در وهله اول
.اومد منو استخدام کرد

00:24:22.542 --> 00:24:25.167
اوه، زنه تورو مرخص کرده؟
به همین زودی؟

00:24:25.583 --> 00:24:27.208
و چی شده که تصمیمش عوض شده؟

00:24:27.750 --> 00:24:29.833
.اول معترضه به اینکه چرا شوهر بیگناهشو گرفتن

00:24:29.875 --> 00:24:33.000
،بعدش شوهرشو لعنت میکنه
.با عقل جور درنمیاد

00:24:33.292 --> 00:24:35.958
.مظنون اصلیم گناهکار اعلام شده

00:24:35.917 --> 00:24:37.042
.داستان تمومه

00:24:37.042 --> 00:24:38.125
کِی گفتن؟

00:24:38.125 --> 00:24:41.292
همین امروز صبح، که معنیش اینه که
.من یه پرونده از رو دستم کم میشه

00:24:41.833 --> 00:24:45.042
.که اثبات میکنه که این هفته چقدر مزخرفه

00:24:45.292 --> 00:24:48.958
پس موقعیت آقا و خانم "باتلر" یه‌دفعه
از بیگناه بودن به گناهکار بودن تغییر میکنه؟

00:24:49.958 --> 00:24:51.708
.یه چیزی این وسط درست نیست

00:24:52.667 --> 00:24:54.917
.تابیتا باتلر" زنی نیست که بشه بهش اعتماد کرد"

00:24:54.958 --> 00:24:56.583
.اون یه دروغگوئه و یه دزد

00:24:56.542 --> 00:24:59.250
من محتویات گاوصندوق آقای "ریدلی" رو
.توی خونه‌ش پیدا کردم

00:25:01.083 --> 00:25:03.750
.نگو که دزدکی وارد خونه‌ خانم "باتلر" شدی

00:25:03.750 --> 00:25:05.250
میخوای دوباره بفرستم دادگاه؟

00:25:05.292 --> 00:25:06.625
.اوه بله، واسه اون ممنونم ازت

00:25:06.667 --> 00:25:08.417
که بزاری یه ماه توی زندان باشم؟

00:25:09.083 --> 00:25:10.500
.قاضی ویلکز یه دوست قدیمیه

00:25:10.500 --> 00:25:12.250
،من فقط میخواستم تورو بترسونم

00:25:12.250 --> 00:25:14.083
.انتظار نداشتم که خانم "باتلر" ضامنت بشه

00:25:14.542 --> 00:25:16.958
...دقیقا منظور منم همینه، اون ضامن من میشه

00:25:17.042 --> 00:25:19.125
بعدش منو استخدام میکنه که بیگناهی شوهرشو
.اثبات کنم

00:25:19.125 --> 00:25:21.375
و بعد منو مرخص میکنه
میبینی؟

00:25:21.417 --> 00:25:22.917
.یه چیزی اینجا درست نیست

00:25:23.125 --> 00:25:24.500
.پرونده دیگه بسته شده

00:25:24.833 --> 00:25:26.417
،در واقع
،من الان دارم میرم سردخونه

00:25:28.167 --> 00:25:31.750
تا مدارک ترخیص جسد آقای "ریدلی" رو
.برای مراسم خاکسپاری تکمیل کنم

00:25:31.750 --> 00:25:34.417
یه کار دور از شأنِ دیگه، که من مجبورم
.انجامش بدم

00:25:34.625 --> 00:25:37.042
تو داری میری جسد آقای "ریدلی" رو ببینی؟ -
.آره -

00:25:37.625 --> 00:25:39.292
.و نه، تو نمیشه بیای

00:25:41.667 --> 00:25:43.500
...و اگه بتونین

00:25:43.500 --> 00:25:46.000
...اینجارم امضا کنین، و اینجا رو

00:25:46.542 --> 00:25:47.583
.و اینجا

00:25:49.083 --> 00:25:50.833
چندتا امضای لعنتی لازم داری؟

00:25:51.417 --> 00:25:53.292
.همه‌چی الان باید سه تا نسخه داشته باشه

00:25:54.083 --> 00:25:55.667
...و بخاطر احترام به فرد مُرده

00:25:55.667 --> 00:25:58.167
اگه میشه از فحش دادن خودداری کنین بازرس؟

00:25:58.708 --> 00:25:59.875
.من یه مردِ خداترسم

00:26:00.917 --> 00:26:02.250
...فقط منو ببر پیش جسد

00:26:02.708 --> 00:26:03.750
.لطفا

00:26:03.792 --> 00:26:04.917
،بله حتما

00:26:04.917 --> 00:26:06.750
...اما من یه امضای دیگه هم لازم دارم

00:26:08.250 --> 00:26:09.292
.در اینجا

00:26:10.333 --> 00:26:13.042
البته من عادت کردم که با یکی از
.کارآگاه‌های شما کار کنم

00:26:13.250 --> 00:26:17.000
خیلی غیرمعموله که ما افتخار حضور یک بازرس
،رو داشته باشیم

00:26:17.542 --> 00:26:20.250
،و حتی از اون غیرمعمولتر
اینکه ایشون همسرشونم با خودشون بیارن؟

00:26:23.000 --> 00:26:24.167
همسرم؟

00:26:24.458 --> 00:26:26.792
،من ازشون خواستم که بیرون منتظر شما بمونن

00:26:26.792 --> 00:26:29.375
همونطور که میدونین، زنان اجازه ورود
.به مرده‌شورخونه رو ندارن

00:26:29.417 --> 00:26:30.875
.اینجوری خوبیت نداره

00:26:31.292 --> 00:26:32.417
همسرم؟

00:26:46.042 --> 00:26:49.375
خانم من مخصوصا از شما خواستم که بیرون
!منتظر شوهرتون بمونین

00:26:49.417 --> 00:26:50.583
.اون همسر من نیست

00:26:50.667 --> 00:26:52.625
."من یه چیز خیلی جالب پیدا کردم "ویلیام

00:26:53.125 --> 00:26:56.375
.شکاف روی گردنش از سمت چپ به راست کشیده شده

00:26:56.375 --> 00:26:58.250
.بازرس، این خیلی بی‌نظمیه
...در تمام طول خدمتم

00:26:58.292 --> 00:27:00.417
هیچوقت اجازه ندادم که یه خانم
!وارد این اتاق بشه

00:27:00.458 --> 00:27:02.583
.این نشون میده که مظنون راست دست بوده

00:27:03.000 --> 00:27:05.917
اما متهم، ادوارد باتلر، وقتی با صدای
،جیغ زنش بیدار شد

00:27:05.917 --> 00:27:07.583
.چاقو رو با دست چپش برداشت

00:27:07.667 --> 00:27:09.042
.من واسه تفکراتت وقت ندارم

00:27:09.083 --> 00:27:12.542
تنها وظیفم اینه که هویت سباستین ریدلی رو
،تایید کنم

00:27:13.167 --> 00:27:15.292
.که اونم کردم
.کارم اینجا تمومه

00:27:16.500 --> 00:27:21.042
بعدش لازمه اینجا، اینجا و اینجا رو
.امضا کنین

00:27:21.542 --> 00:27:24.458
توی زخم گردنش هیچ نشونه‌ای از
.نخِ یقه‌ی پیراهنش وجود نداره

00:27:25.750 --> 00:27:28.875
مظنون وقت داشته که یقه‌شو بکشه پایین و
.گردنشو با چاقو ببره

00:27:28.917 --> 00:27:30.208
.این یه حمله‌ی دیوانه‌وار نبوده

00:27:30.458 --> 00:27:33.292
بازرس، باید اصرار کنم که همسرتون رو
!از اینجا ببرین

00:27:33.292 --> 00:27:34.375
!اون همسر لعنتی من نیست

00:27:34.417 --> 00:27:36.083
!و اگه میشه لطفا فحش ندین

00:27:36.083 --> 00:27:38.208
زخمای ایجاد شده با چاقو غالبا
.طبق قاعده پیش نمیره

00:27:38.333 --> 00:27:40.333
،اگه یه افسر پلیس باشی اینو میدونی

00:27:40.625 --> 00:27:41.917
.اما نیستی

00:27:42.083 --> 00:27:43.167
.روز خوش

00:27:52.000 --> 00:27:54.083
خب به نظر میرسه که شما دیگه اینجا
.کاری ندارین خانم

00:27:54.500 --> 00:27:56.833
.من فقط 5 دقیقه دیگه وقت میخوام -
.کاملا غیرممکنه -

00:28:00.417 --> 00:28:01.750
.شاید این کمکی کنه

00:28:02.500 --> 00:28:06.750
شما متهم به تلاش برای رشوه دادن به
...یک مقام دولتی

00:28:06.750 --> 00:28:08.417
.در سردخونه‌ی شهر هستید

00:28:09.250 --> 00:28:12.042
جریمه‌ای بالغ بر 60 شیلینگ برای شما
.صادر میشود

00:28:12.125 --> 00:28:14.583
.60شیلینگ؟ قبلا 40تا بود

00:28:15.125 --> 00:28:17.375
.70شیلینگ بخاطر گستاخی شما

00:28:40.542 --> 00:28:42.750
.ازت ممنونم که با قاضی "ویلکز" حرف زدی

00:28:43.292 --> 00:28:45.333
.دیگه تورو توی این وضعیت قرار نمیدم

00:28:45.958 --> 00:28:47.417
.در این مورد خیلی شک دارم

00:28:47.958 --> 00:28:51.833
الیزه"، من دوست دارم راهی پیدا کنم که"
،ما بتونیم باهم کنار بیاییم

00:28:51.833 --> 00:28:54.625
بدونِ اینکه مدام همدیگه رو تحت فشار
.قرار بدیم

00:28:55.167 --> 00:28:56.417
.منم همینطور

00:28:57.500 --> 00:28:59.833
اگه پدرم میبود، دوست نمیداشت باهم
.اختلاف داشته باشیم

00:29:00.917 --> 00:29:01.958
.خوبه

00:29:02.292 --> 00:29:03.542
.پس ما توافق رسیدیم

00:29:04.167 --> 00:29:08.667
تو پرونده‌ی "سباستین ریدلی" رو میزاری کنار
.و دیگه بخاطرش برام ایجاد مزاحمت نمیکنی

00:29:08.958 --> 00:29:10.292
!راه بیوفت -
چی؟ -

00:29:10.625 --> 00:29:12.083
.این چیزی نیست که روش توافق کردیم

00:29:12.167 --> 00:29:13.625
!"ویلیام"

00:29:13.667 --> 00:29:15.417
!این چیزی نیس که روش توافق کردیم

00:29:36.375 --> 00:29:37.458
،من اون نگاهو میشناسم

00:29:38.250 --> 00:29:39.625
،نگاهیه که نشون میده گیج شدی

00:29:39.875 --> 00:29:42.500
.سردرگم و ناامید شدی

00:29:42.583 --> 00:29:45.208
این همون نگاهیه که تو واسه تکالیف مدرسه‌ت
.نشون میدادی

00:29:46.583 --> 00:29:47.750
...راستش من

00:29:48.458 --> 00:29:50.458
.چیزی رو یادم میاد که یه‌بار بهم گفتی

00:29:50.500 --> 00:29:53.167
،اوه من چیزای زیادی بهت گفتم
.که اکثرشون کاملا بی‌فایده بود

00:29:53.875 --> 00:29:58.833
تو گفتی که یه...یه تاتوی پیدا شده روی
...جسدی ناشناس

00:29:59.333 --> 00:30:00.958
.درواقع یه جایزه بوده

00:30:01.708 --> 00:30:04.792
،چقدر ترسناک
.قطعا مثل من به نظر میرسه

00:30:05.417 --> 00:30:08.750
،گفتی که این بینش رو از گذشته‌ی شخص میده

00:30:09.917 --> 00:30:13.125
شاید این تاتو مثلا متعلق به نیروی دریایی
...باشه و یا

00:30:14.667 --> 00:30:18.083
یه شورش بی‌صدای پنهان شده‌ست روی بدن یه نفر
.که فقط واسه چشمای یه نفر قابل دیدنه

00:30:19.500 --> 00:30:22.417
.چطوری انقدر خوب جزییات تفکراتم رو یادته

00:30:22.917 --> 00:30:26.000
درحالیکه هیچوقت یک کلمه از
.تکالیف درس لاتینت رو حفظ نیستی

00:30:45.208 --> 00:30:47.333
...میدونستم که اون گل رز رو قبلا جایی دیدم

00:30:48.250 --> 00:30:50.292
..."دوستت، دکتر "مورهاس

00:30:50.292 --> 00:30:52.750
وقتی همو دیدیم، اونم یکی از این گلها رو
.روی یقه‌اش داشت

00:30:52.917 --> 00:30:55.667
آیا اون آدم پست رو با کیف دستیتون
کتک میزنین؟

00:30:56.250 --> 00:30:59.542
آقای "ریدلی" یه تاتوی گل رز سرمه‌ای
.روی بازوش داشت

00:31:01.333 --> 00:31:02.792
این یه معنایی داره، مگه نه؟

00:31:11.542 --> 00:31:13.125
...قسم میخورم که هرچیزی که شما

00:31:13.875 --> 00:31:15.375
.بهم بگین، بین خودمون میمونه

00:31:24.667 --> 00:31:26.667
،اون گلها به رُزِ نیمه‌شب معروفن

00:31:28.292 --> 00:31:30.958
...و این پیام رو میرسونن که شما

00:31:33.375 --> 00:31:35.125
.یه مرد با افکاری مشابه هستین

00:31:36.667 --> 00:31:38.833
یه مرد با افکاری مشابه؟

00:31:42.208 --> 00:31:44.833
...یعنی مردی که سلیقه‌ش

00:31:49.750 --> 00:31:51.042
.با زن‌ها جور درنمیاد

00:31:53.083 --> 00:31:55.875
من دارم ریسک بزرگی میکنم که
."بهت اعتماد میکنم "الیزه

00:31:57.333 --> 00:31:58.417
...حالا

00:31:59.042 --> 00:32:03.875
مردایی مثل من، توسط کلیسا و قانون
..نفرین شده هستن

00:32:04.958 --> 00:32:06.042
،همونطور که میدونی

00:32:06.708 --> 00:32:09.583
."من مرد مذهبی‌ایی‌ نیستم؛ به لطف آقای "داروین

00:32:10.792 --> 00:32:13.750
تا ابد توی آتش شیطان میسوزم، که باهاش
.مشکلی ندارم

00:32:16.458 --> 00:32:18.417
...زندانی شدن و

00:32:19.708 --> 00:32:21.958
...بی‌آبرویی‌ایی که واسه مادرم بوجود میاره

00:32:25.250 --> 00:32:26.292
.نمیتونم

00:32:27.292 --> 00:32:29.167
،خب اگه کسی پی ببره

00:32:30.958 --> 00:32:32.292
.از طرف من نخواهد بود

00:32:37.083 --> 00:32:38.542
.ازت ممنونم

00:32:41.083 --> 00:32:43.750
.اما "سباستین ریدلی" با یه زن رابطه داشت

00:32:44.833 --> 00:32:46.125
،میتونم بهتون اطمینان بدم

00:32:47.083 --> 00:32:50.583
آقای "ریدلی" واسه خیلی چیزا اشتیاق زیادی داشت

00:32:51.417 --> 00:32:53.208
.اما زن‌ها شامل اونا نبودن

00:32:53.208 --> 00:32:54.333
تو میشناختیش؟

00:33:00.167 --> 00:33:05.500
اون چهارشنبه‌ها، توی سالنش یه شب خاص
،رو برگزار میکرد

00:33:06.542 --> 00:33:07.958
.که برای ما مثل یه پناهگاه امن بود

00:33:09.208 --> 00:33:11.125
...یه جا واسه میتینگ با امنیت کمتر

00:33:11.792 --> 00:33:14.125
میتونست برای هرنفر 10 سال
.کار اجباری سخت حکم بِبُره

00:33:16.667 --> 00:33:19.625
...ما هممون خیلی قدردانش بودیم و

00:33:20.708 --> 00:33:22.708
.بخاطر از دست دادنش خیلی ناراحت شدیم

00:33:24.750 --> 00:33:26.917
."این با عقل جور نیست "الیزه

00:33:28.000 --> 00:33:30.333
،مردی که "سباستین ریدلی" عاشقش بود

00:33:30.375 --> 00:33:32.875
.تدی" عزیزش، اونی باشه که به قتل برسونتش"

00:33:34.542 --> 00:33:35.917
.خیلی شوکه کننده‌ست

00:33:36.250 --> 00:33:37.375
تدی"؟"

00:33:38.208 --> 00:33:39.292
...اوه

00:33:39.625 --> 00:33:41.208
..."ادوارد باتلر"

00:33:41.583 --> 00:33:42.708
.حسابدارش

00:33:43.917 --> 00:33:46.917
،ما همه توی سالن به اسم "ادوارد" میشناختیمش
...فقط

00:33:47.500 --> 00:33:49.833
.سباستین" بود که اونو "تدی" صدا میزد"

00:33:50.917 --> 00:33:53.167
.اونم پای ثابت توی اون شبای خاص بود

00:33:55.083 --> 00:33:58.375
،حرف "ت" واسه "تدی" بود
."نه "تابیتا

00:33:59.000 --> 00:34:00.083
ببخشید؟

00:34:01.000 --> 00:34:02.917
سباستین" و "ادوارد" عاشق هم بودن؟"

00:34:08.583 --> 00:34:12.167
"من باور ندارم که "ادوارد باتلر"، "سباستین ریدلی
.رو کشته باشه

00:34:13.542 --> 00:34:16.708
کسی هست که تو بدونی که ممکنه بخواد
سرشو زیر آب کنه؟

00:34:16.750 --> 00:34:18.542
.شاید کسی توی رابطه‌شون بوده

00:34:19.833 --> 00:34:21.417
.فکر نکنم کسی باشه

00:34:22.417 --> 00:34:25.750
شاید بتونی چند کلمه‌ای با دربانِ سالن
.حرف بزنی

00:34:25.833 --> 00:34:27.750
.اون کسی بود که اون شبا اونجا کار میکرد

00:34:28.375 --> 00:34:30.417
،خدایا چرا اسمشو نمیتونم به یاد بیارم

00:34:31.458 --> 00:34:32.833
.فقط یادمه که اهل جاماییکا بود

00:35:14.333 --> 00:35:15.583
موسی"؟"

00:35:25.917 --> 00:35:28.167
،"همه‌چی مرتبه "آلبرت
...پلیسی در کار نیست

00:35:30.458 --> 00:35:31.792
تو با این مرد جاماییکاییه هستی؟

00:35:32.458 --> 00:35:34.750
.فکر کنم ما کشته باشیمش، متاسفم

00:35:35.750 --> 00:35:38.417
،تو میتونی بمونی
.اگه دوست داری پیشمون باشی

00:35:39.250 --> 00:35:42.542
فکر کنم بهتره شما آقایون رو
با هرکاری که دارین میکنین تنها بزارم

00:35:42.625 --> 00:35:43.750
دزدی

00:35:44.708 --> 00:35:47.875
این همه مست و خماری واسه یه رییس مُرده
که خوب نیست، مگه نه؟

00:35:50.625 --> 00:35:52.458
.فکر...فکر کنم نه

00:36:03.417 --> 00:36:04.625
بهم دست نزن

00:36:04.708 --> 00:36:06.375
،تو دو راه داری خوشگله

00:36:06.333 --> 00:36:10.375
یا دهنتو ببندی یا اینکه "آلبرت" همینجا
.زبونتو بِبُره

00:36:10.792 --> 00:36:12.458
.اه، دستتو بکش

00:36:16.417 --> 00:36:18.458
!"حالا تو یه جنتلمن واقعی هستی "آلبرت

00:36:23.125 --> 00:36:24.333
!عفریته

00:36:25.125 --> 00:36:26.833
چی به خورد "آلبرت" دادی؟

00:36:29.792 --> 00:36:30.833
!نه

00:36:31.125 --> 00:36:32.875
!نه، نه، نه! واو

00:36:33.042 --> 00:36:34.167
.نه، نه

00:36:37.875 --> 00:36:39.125
.این یه هشدار بود

00:36:39.583 --> 00:36:41.708
حالا برو بیرون
.و دوستتم با خودت ببر

00:36:41.708 --> 00:36:43.375
.وگرنه گلوله‌ی بعدی رو توی سرت میزنم

00:36:57.000 --> 00:36:58.667
اون کثافتا کجان؟

00:36:59.750 --> 00:37:01.042
.من از پسشون بر اومدم

00:37:02.000 --> 00:37:03.500
از پسشون بر اومدی؟

00:37:04.750 --> 00:37:05.833
.اونقدرا سخت نبود

00:37:07.125 --> 00:37:08.958
پس چرا دستات میلرزه؟

00:37:15.250 --> 00:37:16.958
.نمیخوام درمورد اون مردا صحبت کنم

00:37:17.708 --> 00:37:19.333
.تو میتونی سر وقتش بری دنبالشون

00:37:19.417 --> 00:37:21.000
،نه، نگران نباش

00:37:21.542 --> 00:37:22.708
.اینکارو میکنم

00:37:23.958 --> 00:37:26.000
...من بیشتر مایلم در مورد این جعبه بدونم

00:37:29.125 --> 00:37:32.333
،تریاک
.و به مقداری که هست، غیرقانونیه

00:37:33.292 --> 00:37:35.042
تو توی قاچاق موادمخدر نقش داری؟

00:37:35.875 --> 00:37:38.500
"از اون مهمتر، این موضوع توی مرگ آقای "ریدلی
نقشی داره؟

00:37:41.458 --> 00:37:42.917
...نه تریاک مال منه

00:37:44.500 --> 00:37:46.250
.و نه اون جعبه

00:37:47.625 --> 00:37:49.625
...پدرمم یه برده نبود

00:37:50.875 --> 00:37:53.333
اون فقط یه دائم‌الخمر بود که هیچوقت
.جاماییکا رو ترک نکرد

00:37:53.375 --> 00:37:55.792
.و توی یه برکه افتاد و مُرد

00:37:55.875 --> 00:37:57.708
.پس این جعبه متعلق به "سباستین ریدلی"ـه

00:37:57.708 --> 00:38:01.125
،و حالا که اون مُرده
دیدی یه فرصت گیرت اومده که بدزدیش؟

00:38:01.458 --> 00:38:03.542
.این سالن به زودی فروش میره

00:38:04.625 --> 00:38:08.000
.من نه شغلی دارم، نه خونه‌ای، هیچی ندارم

00:38:08.125 --> 00:38:10.042
.از من انتظار همدردی نداشته باش آقا

00:38:11.250 --> 00:38:13.333
.من خودم با مشکلات مشابهی درگیرم

00:38:14.250 --> 00:38:17.708
میدونم توی شبای خاصی که "ریدلی" برگزار میکرد
.اینجا دربان بودی

00:38:17.750 --> 00:38:19.792
"بهم بگو درباره‌ی‌ اون و "ادوارد باتلر
چی میدونی؟

00:38:19.833 --> 00:38:21.000
.هیچی

00:38:22.083 --> 00:38:23.667
.سرم به کار خودم گرم بود

00:38:24.833 --> 00:38:28.000
.اون مردا که اینجا بودن، فکر کردن تورو کشتن

00:38:29.500 --> 00:38:31.667
.اگه میدیدن بیدار شدی، کارتو تموم میکردن

00:38:32.833 --> 00:38:35.583
داری اینجوری بهم میگی که من زندگیمو مدیونتم؟

00:38:59.500 --> 00:39:01.417
.میدونم کی تریاکو تهیه میکرد

00:39:04.167 --> 00:39:06.458
.اون مرد پای ثابتِ اون شبا بود

00:39:07.083 --> 00:39:08.375
.یه دکتره

00:39:08.667 --> 00:39:10.500
اسمشو یادته؟

00:39:17.708 --> 00:39:18.917
...خب

00:39:20.000 --> 00:39:21.625
.من تنهاتون میزارم

00:39:26.875 --> 00:39:28.875
.اقرار میکنم که من دکترِ "سباستین" بودم

00:39:29.667 --> 00:39:31.542
.من دکترِ خیلی از اون آدما توی بار بودم

00:39:32.083 --> 00:39:35.875
و میدونم که محدودیت‌های موجود برای
،تهیه‌ی تریاک سفت و سخته

00:39:36.625 --> 00:39:38.375
.اما من در این مورد یه استثنا بوجود آوردم

00:39:38.583 --> 00:39:40.167
در این مورد؟

00:39:40.833 --> 00:39:42.333
.سباستین" داشت میمرد"

00:39:42.750 --> 00:39:45.167
،یه تومور توی شکمش بود
.چندماه بیشتر زنده نمیموند

00:39:45.958 --> 00:39:47.000
.که اینطور

00:39:47.208 --> 00:39:49.208
.اون بهم التماس کرد براش یه مُسکن پیدا کنم

00:39:49.208 --> 00:39:51.417
.اما اثر تریاک روی دردش از بین رفت

00:39:52.625 --> 00:39:54.833
.عمر "سباستین" عزیز داشت به سر میومد

00:39:55.833 --> 00:39:57.042
دیگه کی راجع به این میدونه؟

00:39:57.458 --> 00:39:59.542
،اون میخواست که این راز بینمون باقی بمونه

00:40:00.083 --> 00:40:04.125
برای همینم من خیلی شوکه شدم
.وقتی فهمیدم زن حسابدار جریانو میدونه

00:40:05.292 --> 00:40:06.333
تابیتا باتلر"؟"

00:40:07.750 --> 00:40:10.083
"اما من عقیده داشتم که اون از "سباستین
.بدش میاد

00:40:10.792 --> 00:40:12.375
مطمئنی که اون میدونست؟

00:40:12.583 --> 00:40:15.792
عصر روزی که "سباستین" مُرد من رفتم
.که خانم "باتلر" رو ببینم

00:40:16.333 --> 00:40:21.875
،نگران بودم که اگه تریاک پیدا بشه
.ممکنه ردشو تا من بگیرن

00:40:22.917 --> 00:40:26.667
اومدمو دیدم توی همون اتاقی که قتل رخ افتاده
.زنه نشسته و گریه میکنه

00:40:26.833 --> 00:40:29.542
وقتی بخاطر اونچه که اتفاق افتاده بود
،ابراز ناراحتی کردم

00:40:29.833 --> 00:40:32.875
.جوابی که بهم داد درحقیقت شگفت زدم کرد

00:40:33.542 --> 00:40:34.625
چطور مگه؟

00:40:34.875 --> 00:40:38.583
اون گفت که امیدواره "سباستین" تا دم مرگش
،بخاطر تومور زجر کشیده باشه

00:40:38.583 --> 00:40:41.500
.و شوهرشم به زودی توی جهنم بهش ملحق بشه

00:40:41.958 --> 00:40:44.292
.به قدری عصبانی بود که دستاش میلرزیدن

00:40:44.333 --> 00:40:45.917
.به سختی میتونست نامه رو نگه داره

00:40:47.583 --> 00:40:48.917
داشت یه نامه رو میخوند؟

00:40:52.667 --> 00:40:54.792
...خانم "باتلر" ساعت 5 از دفتر من رفت بیرون

00:40:54.792 --> 00:40:57.542
همون روزی که میخواست من بیگناهی شوهرشو
.اثبات کنم

00:40:58.750 --> 00:41:00.792
،کمتر از یک ساعت بعد شما دیدینش

00:41:00.792 --> 00:41:02.292
.و اون یهو شروع میکنه به نفرینش

00:41:04.000 --> 00:41:06.250
،هرچی که توی اون نامه نوشته شده
.تصمیمشو عوض کرده

00:41:07.208 --> 00:41:08.458
تونستی ببینی چی نوشته شده بود؟

00:41:08.958 --> 00:41:10.708
،فقط اسم روی نامه رو

00:41:11.208 --> 00:41:13.250
،نامه‌هه پاره پوره و خونی روی زمین بود

00:41:13.542 --> 00:41:15.167
.و اسم "تدی" روش بود

00:41:16.208 --> 00:41:17.542
تدی"؟"

00:41:18.125 --> 00:41:20.958
"اون اسمی بود که "سباستین" فقط برای "ادوارد
.استفاده میکرد

00:41:32.417 --> 00:41:35.208
.تو اجازه نداری بیای اینجا
چندبار باید بگم "الیزه"؟

00:41:35.250 --> 00:41:38.125
آقای "پاتس" رفته به دفتر پزشکی قانونی
.که یه پیغام فوری بگیره

00:41:38.167 --> 00:41:39.750
از کجا میدونی؟ -
.خودم فرستادمش -

00:41:41.250 --> 00:41:43.625
.ادوارد باتلر"، "سباستین ریدلی" رو نکشته"

00:41:43.708 --> 00:41:46.833
..."ظرف یک ساعت دیگه آقای "باتلر

00:41:46.875 --> 00:41:49.667
که مظنون و متهم اصلی این پرونده
،با توجه به اعترافات خودشه

00:41:49.708 --> 00:41:52.292
سلول زندانش رو به سمت جایگاه اعدام عمومی
.ترک میکنه

00:41:54.958 --> 00:41:56.542
.پرونده بسته شده

00:41:56.917 --> 00:41:59.583
شاید بخوای خودتو آماده کنی واسه حرفای که
.میخوام بهت بگم

00:42:01.708 --> 00:42:05.125
.ادوارد باتلر" و "سباستین ریدلی" عاشق هم بودن"

00:42:10.500 --> 00:42:12.750
...فکر میکردم شوکه بشی

00:42:13.292 --> 00:42:14.500
.یا حتی وحشت کنی

00:42:14.542 --> 00:42:17.583
،اگه چیزاییو که من روزانه شاهدشونم
.توام میدیدی، اونوقت هیچی شوکه‌ت نمیکرد

00:42:17.625 --> 00:42:18.667
...حالا

00:42:18.708 --> 00:42:20.333
.سباستین ریدلی مریض بود

00:42:20.667 --> 00:42:21.792
.اون داشت میمرد

00:42:22.125 --> 00:42:26.167
.اون خودش، خودشو کشته
.بریدگی روی گردنش گویای همینه

00:42:26.583 --> 00:42:29.250
سباستین" واسه "ادوارد باتلر" یه نامه‌ی خودکشی"
.نوشته بود

00:42:29.417 --> 00:42:33.125
،خانم "باتلر" اون نامه رو مخفی کرده
...اون میخواد که شوهر بی‌دینش

00:42:33.125 --> 00:42:35.125
.واسه قتلی که مرتکب نشده، اعدام بشه

00:42:35.917 --> 00:42:37.000
"ویلیام"

00:42:38.208 --> 00:42:39.625
.میدونم وقتشو نداری

00:42:40.167 --> 00:42:42.958
اما اگه یه مرد بیگناه بخاطر جرمی که
...مرتکب نشده، اعدام بشه

00:42:42.917 --> 00:42:44.708
.عواقبش گریبان تو و شهرتتو میگیره

00:42:47.167 --> 00:42:48.833
،خانم داره میره ایستگاه راه‌آهن یوستون

00:42:48.875 --> 00:42:50.917
.که سوار قطار ساعت 4 به سمت لیورپول بشه

00:42:51.208 --> 00:42:53.000
.اون داره به آمریکا میره، آقا

00:42:53.125 --> 00:42:54.625
پس چرا وسایلش هنوز اینجان؟

00:42:55.583 --> 00:42:58.208
من قراره بقیه‌ی اسباب و اثاثیه‌شو جمع کنم
.و بعد برم دنبالش

00:43:02.250 --> 00:43:04.833
.این رسید بلیط قطار خانم "باتلر"ـه، آقا

00:43:09.750 --> 00:43:12.250
"بهتره تو بری تابیتا باتلر رو بیاری "ویلیام

00:43:12.958 --> 00:43:15.542
.به نفع منم هست که شهرتتو حفظ کنیم

00:43:20.667 --> 00:43:22.958
."به سمت ایستگاه یوستون برو، "آرتور -
!بله آقا -

00:43:55.333 --> 00:43:56.833
،شوهرتون این کت رو بهتون داد

00:43:58.083 --> 00:44:00.250
.که اینطوری بتونه توی جمعیت ببینتتون

00:44:00.792 --> 00:44:02.292
.و شمام که اینجایین

00:44:02.833 --> 00:44:05.583
وقتیکه دیدم تموم شده، میدونستم
،فقط یه دلیل میتونه وجود داشته باشه

00:44:05.583 --> 00:44:07.625
.که شما بخوایین دوباره اون کت رو بپوشین

00:44:14.833 --> 00:44:16.583
.درک میکنم که شما دنبال انتقامین

00:44:17.292 --> 00:44:19.250
.اما هردوی ما میدونیم که شوهرتون بیگناهه

00:44:20.625 --> 00:44:22.458
.سباستین ریدلی" خودشو کشته"

00:44:25.833 --> 00:44:28.458
این وسط یه نامه‌ی خودکشی وجود داشته،مگه نه؟

00:44:29.167 --> 00:44:30.792
اون نامه کجاست خانم "باتلر"؟

00:44:31.167 --> 00:44:32.875
.اون به من خیانت کرد

00:44:33.250 --> 00:44:35.833
.کاری که با اون مرد کرد، یه عمل شنیع بود

00:44:35.875 --> 00:44:38.750
با این وجود بازم درسته که بزارین
یه مرد بیگناه بمیره؟

00:44:39.000 --> 00:44:40.083
!"خانم "باتلر

00:44:41.000 --> 00:44:42.167
!"تابیتا"

00:44:42.625 --> 00:44:44.125
.اون نامه رو بهم بده، لطفا

00:44:46.042 --> 00:44:47.292
!خواهش میکنم

00:44:50.625 --> 00:44:52.042
!اعدام رو متوقف کنید

00:44:52.333 --> 00:44:54.500
!من برای بیگناهی "ادوارد باتلر" مدرک دارم

00:44:55.625 --> 00:44:58.208
...وقتی "سباستین" بهم گفت که مریضه، اون

00:44:58.833 --> 00:45:00.500
،ازمون خواست که باهم بریم

00:45:00.542 --> 00:45:03.125
و آخرین ماه‌های باقیمونده‌ی عمرشو
.کنارهم زندگی کنیم

00:45:03.292 --> 00:45:05.500
.از اینکه تنها بمیره وحشت داشت

00:45:06.042 --> 00:45:07.250
.اما من قبول نکردم

00:45:08.250 --> 00:45:11.708
نمیتونستم با شرم و خجالت از این موضوع که
.تابیتا حقیقت رو بدونه، زندگی کنم

00:45:14.542 --> 00:45:17.833
صبح روز بعد برگشتم خونه تا سباستین رو
.توی اتاق پذیرایی ببینم

00:45:19.708 --> 00:45:22.708
اون نامه‌ی خودکشیش رو بالای شومینه
،گذاشته بود

00:45:23.208 --> 00:45:25.708
.و با یه چاقو روی گردنش ایستاده بود

00:45:27.542 --> 00:45:29.500
.اون گفت که من بهش خیانت کردم

00:45:29.750 --> 00:45:32.958
گفت که چه بخوام چه نخوام، تا آخرش
.همراهش باشم

00:45:33.750 --> 00:45:36.708
شما سعی کردین جلوشو بگیرین اما
اون با یه ضربه شما رو بیهوش کرد؟

00:45:40.375 --> 00:45:43.042
.اون شب توی سلولم، درباره نامه‌ش فکر کردم

00:45:43.750 --> 00:45:47.417
اینکه وقتی دعوا میکردیم
.نامه چطور روی زمین افتاد

00:45:49.500 --> 00:45:53.667
اینکه چطور "تابیتا" به زودی اونو
.توی جای مخفی شدش پیدا میکنه

00:45:54.625 --> 00:45:58.875
و چقدر طعنه‌آمیزه، اینکه تنها چیزی که
،میتونست بیگناهی منو در این قتل ثابت کنه

00:45:59.667 --> 00:46:02.667
در عین حال میتونست منو محکوم کنه
.به یه زندگی به عنوان آدمی مطرود

00:46:03.000 --> 00:46:04.875
پس شما مرتکب گناه شدین؟

00:46:06.458 --> 00:46:08.583
.من میخواستم بمیرم

00:46:10.000 --> 00:46:12.208
.اما شما حالا آزادید

00:46:13.125 --> 00:46:15.583
،از کاری که برای من کردید قدردانی میکنم
."خانم "اسکارلت

00:46:16.208 --> 00:46:17.833
.اما من هیچوقت آزاد نمیشم

00:46:18.833 --> 00:46:19.958
،ازدواجم

00:46:20.458 --> 00:46:22.292
،زندگیم، آبروم

00:46:23.000 --> 00:46:24.208
.همشون از بین رفتن

00:46:31.250 --> 00:46:34.667
اگه یه تعریف ازت بکنم، قول میدی که
منو بخاطرش عذاب ندی؟

00:46:35.125 --> 00:46:36.458
.قول میدم

00:46:37.292 --> 00:46:38.458
.کارت خوب بود

00:46:39.333 --> 00:46:41.333
.پدرت اگه بود، بهت افتخار میکرد

00:46:42.000 --> 00:46:43.083
.مچکرم

00:46:43.625 --> 00:46:45.583
.حرفت خیلی برام اهمیت داشت

00:46:49.917 --> 00:46:52.125
خانم "باتلر" واقعا مرتکب جرم شده؟

00:46:52.292 --> 00:46:54.417
"اون بخاطر پول به گاوصندوق آقای "ریدلی
،دستبرد نزده

00:46:54.417 --> 00:46:56.542
اون تنها میخواسته که اون نامه‌ی عاشقانه
.رو بسوزونه

00:46:56.542 --> 00:46:58.917
.تا جلوی پخش این خبر رو بگیره -
.با این حال، بازم دزدیه -

00:46:59.125 --> 00:47:03.000
جلوگیری از اجرای عدالت با مخفی کردن
.اون نامه رو هم باید ذکر کرد

00:47:04.958 --> 00:47:07.667
.تو میدونستی که خانم باتلر توی اون قطار نیست

00:47:08.917 --> 00:47:11.083
معلومه که خیلی میخواستی از شهرت من
.محافظت کنی

00:47:11.125 --> 00:47:13.625
هیچکس به اندازه‌ی تو
."توی این شهر محترم نیست، "ویلیام

00:47:14.083 --> 00:47:15.125
...از طرفی

00:47:15.125 --> 00:47:18.000
،منم باید شهرت خودمو بسازم
.برای همینم بیشتر از تو لازمش داشتم

00:47:18.000 --> 00:47:19.875
.سعی کن اینو به مافوقم بگی

00:47:19.917 --> 00:47:21.583
.تو از پسشون برمیای

00:47:21.792 --> 00:47:23.375
.تو از پس همه برمیای

00:47:24.458 --> 00:47:26.292
.من از پس تو برنمیام

00:47:31.958 --> 00:47:34.417
حالا باید برم و کل تیم دونفره‌ام
،رو جمع کنم

00:47:34.458 --> 00:47:36.667
و درمورد جسد اون مرد توی کانال
.مختصری براشون بگم

00:47:36.708 --> 00:47:37.917
...تو این فاصله

00:47:38.167 --> 00:47:40.500
،لطفا سعی کن خودتو توی دردسر نندازی
."الیزه"

00:47:41.000 --> 00:47:42.042
بخاطر من؟

00:47:42.083 --> 00:47:43.250
."البته، "ویلیام

00:47:44.125 --> 00:47:45.167
.حتما

00:47:53.667 --> 00:47:54.792
!"روپرت"

00:47:56.500 --> 00:47:58.583
تو اینجا چیکار میکنی؟ -
...خب -

00:47:59.167 --> 00:48:02.458
مادرم اومده اینجا که تورو ببینه
.و من اینجا منتظرت وایسادم

00:48:02.500 --> 00:48:04.167
،من اونو بیرون پشت در منتظر دیدم

00:48:04.125 --> 00:48:06.583
.واسه همین به صرف چای دعوتش کردم داخل

00:48:07.125 --> 00:48:09.833
میشه بری و به خانم "پارکر" بگی
که یه لحظه دیگه میام پیشش؟

00:48:09.833 --> 00:48:11.042
.حتما

00:48:18.417 --> 00:48:19.792
.مادرت واسه اجاره‌نامه اومده

00:48:20.458 --> 00:48:21.500
آره

00:48:21.667 --> 00:48:22.750
...من

00:48:22.917 --> 00:48:25.583
...سعیمو کردم که منصرفش کنم اما

00:48:26.250 --> 00:48:28.417
.همانظور که میدونی، قانع کردنش سخته

00:48:29.542 --> 00:48:30.875
.متوجه نشده بودم

00:48:35.208 --> 00:48:37.667
...من سرزنشت نمیکنم اگه که بخوای

00:48:38.583 --> 00:48:40.542
،یه جورایی ناراحتش کنی

00:48:41.000 --> 00:48:42.667
.از اونجایی که اون خودش، ناراحته

00:48:43.375 --> 00:48:45.542
.خب اون زیاد روی خوشی بهت نشون نمیده

00:48:45.708 --> 00:48:46.792
...من

00:48:46.792 --> 00:48:49.708
فکر نکنم چیزی باشه که بخوام بگم
.و مادرتو ناراحت بکنه

00:48:51.000 --> 00:48:52.292
چیزی نیست؟

00:48:53.500 --> 00:48:54.625
...فقط

00:48:55.208 --> 00:48:58.792
گاهی‌وقتا "الیزه"، ما ممکنه
...در لحظه حرفایی بزنیم که

00:48:58.792 --> 00:48:59.833
.نه

00:49:00.208 --> 00:49:01.375
."نه، "روپرت

00:49:02.417 --> 00:49:03.750
.نه هیچی نیست

00:49:05.417 --> 00:49:08.167
.هیچ چیزی نیست که من بتونم یا بخوام بگم

00:49:09.208 --> 00:49:10.667
.من بهت قول دادم

00:49:12.750 --> 00:49:13.833
.درسته

00:49:14.750 --> 00:49:15.833
...حالا

00:49:16.208 --> 00:49:20.042
بخاطر خودمون، نمیخوام دیگه بیشتر از این
.مادرتو منتظر نگه داریم

00:49:20.542 --> 00:49:23.042
.کی میدونه؟ شاید دل سخاوتمندش بدرد بیاد

00:49:23.083 --> 00:49:24.958
.و بخواد بهم مهلت بیشتری بده

00:49:25.125 --> 00:49:26.458
!به هیچ وجه

00:49:26.500 --> 00:49:28.667
،یا همین امروز اجاره رو کامل پرداخت میکنین

00:49:28.667 --> 00:49:30.833
.یا اینکه متاسفانه باید اینجا رو تخلیه کنین

00:49:32.292 --> 00:49:33.583
.هرطور مایلین

00:49:38.208 --> 00:49:40.333
.فکر کنم همشو یکجا توی این داشته باشین

00:49:45.917 --> 00:49:48.125
تو کل اجاره رو بهش پرداخت کردی؟

00:49:48.208 --> 00:49:51.000
.و اینم برای توئه

00:49:52.500 --> 00:49:55.500
.حقوق عقب‌مونده‌ت و یکمی اضافه‌تر

00:49:58.375 --> 00:50:00.333
.تصمیم گرفتم که پرسنل بیشتری بخدمت بگیرم

00:50:01.333 --> 00:50:04.833
.یه مامور جمع‌آوری قرض، اگه تو قبول کنی باشی

00:50:09.125 --> 00:50:10.792
."نوبت توئه، "اتل

00:50:18.458 --> 00:50:20.042
.ظهر بخیر دخترخانم

00:50:21.250 --> 00:50:23.625
میشه لطفا با پدرت صحبت کنم؟