WEBVTT

00:00:02.085 --> 00:00:04.295
‫- خیلی خوب بود
‫- واقعاً عالیه

00:00:04.379 --> 00:00:05.964
‫می‌دونم

00:00:06.047 --> 00:00:08.299
‫باشه، بهتر نیست
‫بحث رو عوض کنیم؟

00:00:08.383 --> 00:00:09.843
‫آره، بهتره اون کار رو بکنیم

00:00:09.926 --> 00:00:11.219
‫بارادواج! بارادواج!
‫بارادواج! بارادواج!
‫[ بندر تجاری آزاد ]

00:00:11.219 --> 00:00:13.513
‫[ یک ماه قبل ]

00:00:13.596 --> 00:00:14.597
‫دلپذیر

00:00:17.142 --> 00:00:22.105
‫شب قبل از سخنرانی یادبود
‫چاترجی بود

00:00:23.273 --> 00:00:27.527
‫و من هیچوقت جلوی یه چنین
‫جمعیت شلوغ سخنرانی نکرده بودم

00:00:28.153 --> 00:00:31.364
‫پین‌لی برای دیدن نمایش تئاتر
‫گروه موردعلاقه‌ش بلیط خریده بود،

00:00:31.448 --> 00:00:34.951
‫اما بیخیال اون نمایش شد
‫تا ردیف اول سخنرانی من بشینه،

00:00:35.035 --> 00:00:36.786
‫و من یه چهره‌ی آشنا
‫توی جمعیت می‌دیدم

00:00:37.412 --> 00:00:38.788
‫آره، درسته

00:00:39.914 --> 00:00:41.249
‫ناگوار

00:00:42.083 --> 00:00:43.251
‫پس منم اشتباه برداشت کردم

00:00:44.252 --> 00:00:47.881
‫بهش گفتم که احساسات
‫عاشقانه‌ای نسبت بهش دارم

00:00:47.964 --> 00:00:50.091
‫ولی پین‌لی گفت
‫اونطور احساساتی نداره

00:00:51.426 --> 00:00:57.974
‫پین‌لی، به‌خاطر اینکه باعث شدم
‫معذب بشی، معذرت می‌خوام

00:00:59.768 --> 00:01:01.061
‫می‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم

00:01:03.063 --> 00:01:04.064
‫می‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم

00:01:05.857 --> 00:01:08.234
‫می‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم

00:01:10.153 --> 00:01:12.113
‫- بعدی، لطفاً
‫- قربانی بعدی کیه؟

00:01:12.197 --> 00:01:13.823
‫یعنی شرکت‌کننده‌ی مشتاق

00:01:13.907 --> 00:01:15.241
‫حس می‌کنم حرف اول اسمش «گ» داره

00:01:15.325 --> 00:01:16.326
‫گو، گو، کی؟

00:01:16.409 --> 00:01:19.204
‫گو، گو، گو، گوراثین

00:01:19.287 --> 00:01:20.830
‫گوراثین!

00:01:20.914 --> 00:01:22.415
‫گوراثین!

00:01:22.499 --> 00:01:23.124
‫- گوراثین! گوراثین! گوراثین!
‫- گورا! گورا!

00:01:23.124 --> 00:01:25.126
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، باشه

00:01:25.835 --> 00:01:27.754
‫من... بذارید ببینم، من...

00:01:27.837 --> 00:01:29.756
‫باید بگی... دلپذیر

00:01:31.007 --> 00:01:32.008
‫دلپذیر

00:01:33.176 --> 00:01:37.806
‫رهبر نترس‌مون رو انتخاب می‌کنم

00:01:40.809 --> 00:01:47.524
‫باشه، توی کنفرانس
‫سیستم‌های ناسازگار بودم

00:01:47.607 --> 00:01:50.693
‫به عنوان نماینده‌ی
‫گروه کاری سیاره‌ی آزاد

00:01:52.320 --> 00:01:56.491
‫در واقع داشتم برای شرکت ریم

00:01:56.574 --> 00:01:59.410
‫به عنوان یه جاسوس کار می‌کردم

00:02:02.539 --> 00:02:03.915
‫چی؟

00:02:03.998 --> 00:02:09.129
‫اونا من رو به مصرف چند تا
‫ماده‌ی خیلی اعتیادآور وابسته کرده بودن

00:02:09.212 --> 00:02:11.798
‫که فقط خودشون
‫اونا رو در اختیار داشتن

00:02:11.881 --> 00:02:15.885
‫وظیفه‌ی من این بود
‫که اطلاعات حساسی رو جمع‌آوری کنم

00:02:15.969 --> 00:02:20.140
‫تا شرکت ریم بتونه ازشون
‫برای تفرقه‌افکنی بین دشمن‌هاش استفاده کنه

00:02:20.223 --> 00:02:21.391
‫و به اهدافش نزدیک‌تر بشه

00:02:22.475 --> 00:02:25.019
‫هدف من دکتر آیدا منزا بود

00:02:27.564 --> 00:02:28.898
‫و دیگه خسته شده بودم

00:02:28.982 --> 00:02:32.318
‫از دروغ‌گویی و اعتیاد
‫خسته شده بودم

00:02:32.819 --> 00:02:38.491
‫و توی این فکر بودم
‫که به زندگیم پایان بدم

00:02:42.579 --> 00:02:44.038
‫بعدش با منزا آشنا شدم

00:02:45.707 --> 00:02:52.422
‫و متوجه شدم که آدم‌هایی
‫که نیّت خوبی دارن، چه توانایی‌هایی دارن

00:02:55.925 --> 00:02:58.678
‫پس نتونستم طاقت بیارم.
‫همه چیز رو بهش گفتم

00:02:58.761 --> 00:03:01.973
‫اما... اون من رو بخشید

00:03:03.099 --> 00:03:04.100
‫و من...

00:03:06.561 --> 00:03:08.271
‫رفتم به اتحادیه‌ی نگهداری،

00:03:08.354 --> 00:03:09.564
‫و الانم که شرایط اینطوره

00:03:14.694 --> 00:03:15.695
‫آره

00:03:17.155 --> 00:03:18.198
‫باشه...

00:03:19.157 --> 00:03:20.533
‫حالا...

00:03:22.035 --> 00:03:23.036
‫ناگوار

00:03:25.163 --> 00:03:26.289
‫- ناگوار
‫- آره

00:03:30.585 --> 00:03:33.379
‫چیزی به ذهنم نمی‌رسه

00:03:35.173 --> 00:03:37.383
‫ببخشید. خیلی توی انجام
‫این بازی حرفه‌ای نیستم

00:03:39.886 --> 00:03:41.554
‫- گورا
‫- اشکالی نداره، گورا

00:03:42.347 --> 00:03:43.723
‫فقط یه‌کم تنهایی نیاز داره

00:03:43.806 --> 00:03:45.308
‫- عجب
‫- آره

00:03:54.025 --> 00:03:59.739
‫مسئله اینه که بخش تلخ ماجرا
‫خودش بخشی از دلپذیری ماجراست

00:03:59.822 --> 00:04:02.700
‫دلپذیر و ناگوار.
‫مثبت و منفی

00:04:06.454 --> 00:04:07.455
‫ناگوار

00:04:11.251 --> 00:04:12.502
‫تو خیلی ساده‌لوحی

00:04:14.963 --> 00:04:15.964
‫ادامه بده

00:04:16.047 --> 00:04:17.966
‫این سفر تحقیقاتی،
‫این معامله با شرکت،

00:04:18.049 --> 00:04:20.343
‫ازش خوشم نمیاد.
‫به نظرم امن نیست

00:04:20.426 --> 00:04:23.429
‫خب، یه واحد امنیتی هم همراهمون میاد

00:04:23.513 --> 00:04:24.764
‫باعث نمیشه احساس
‫بهتری داشته باشی؟

00:04:24.847 --> 00:04:26.766
‫نه، باعث میشه
‫احساس بدتری داشته باشم

00:04:29.477 --> 00:04:31.020
‫پس چرا اینجایی؟

00:04:34.357 --> 00:04:35.775
‫فکر کنم منم ساده‌لوحم

00:04:38.236 --> 00:04:41.072
‫فوراً اقدامات آماده‌سازی
‫اضطراری رو تموم کنید

00:04:41.155 --> 00:04:42.782
‫‏۱۰ دقیقه‌ی دیگه حرکت می‌کنیم

00:04:43.366 --> 00:04:45.910
‫باشه، کی مُرد و باعث شد
‫واحد امنیتی، رئیس ما بشه؟

00:04:46.995 --> 00:04:47.996
‫فکر کنم اون مُرد

00:04:50.540 --> 00:04:52.458
‫چیه؟ خب پوشوندمش

00:04:53.710 --> 00:04:56.546
‫قطعه‌ی ارزیابی تهدیدم
‫یه تیکه آشغال بود

00:04:56.629 --> 00:04:59.173
‫بهم نگفته بود که لیبیبی نیروی دشمنه

00:04:59.924 --> 00:05:02.552
‫و مطمئن بودم که دوست‌هاش
‫توی مسیر اینجا بودن

00:05:02.552 --> 00:05:03.845
‫[ ارزیابی خطر: ۷۲ درصد ]

00:05:04.012 --> 00:05:05.430
‫اون بیرون داره چیکار می‌کنه؟

00:05:06.055 --> 00:05:08.975
‫گفت داره محوطه رو بررسی می‌کنه

00:05:10.143 --> 00:05:12.603
‫همیشه وقتی می‌خواد از شر ما خلاص بشه
‫این جمله رو میگه

00:05:14.272 --> 00:05:15.565
‫همه‌ی پرونده‌هامون

00:05:15.648 --> 00:05:16.733
‫همه‌ی اطلاعاتمون...

00:05:17.275 --> 00:05:19.277
‫همه‌ی چیزهایی که روشون کار کردیم

00:05:19.360 --> 00:05:21.237
‫بعداً اطلاعات جمع می‌کنیم،
‫بهم اعتماد کن

00:05:22.155 --> 00:05:24.240
‫باید بریم. یالا

00:05:24.324 --> 00:05:25.491
‫باشه، من فقط...

00:05:28.661 --> 00:05:29.996
‫حالت خوبه؟

00:05:30.079 --> 00:05:31.956
‫باید زمان بیش‌تری توی درمانگاه باشی

00:05:32.040 --> 00:05:33.333
‫نه، خوبم

00:05:33.958 --> 00:05:35.001
‫خودت خوبی؟

00:05:35.668 --> 00:05:36.669
‫نه، واقعاً خوب نیستم

00:05:36.753 --> 00:05:39.839
‫هیچکس خوب نیست.
‫اما باید بریم

00:05:41.966 --> 00:05:42.925
‫[ یک بالگرد نزدیک می‌شود ]

00:05:42.967 --> 00:05:43.968
‫وقت رفتنه

00:05:44.052 --> 00:05:45.345
‫می‌دونیم

00:05:45.428 --> 00:05:47.847
‫اگه می‌دونید،
‫پس چرا آروم کار می‌کنید؟

00:05:48.473 --> 00:05:51.142
‫- داره گوش میده. همیشه...
‫- از اول می‌تونسته صدامون رو بشنوه؟

00:05:51.225 --> 00:05:53.936
‫دارن میان. باید همین‌الان بریم

00:05:57.106 --> 00:06:00.401
‫انسان‌ها واقعاً شرایط رو
‫خوب سبک و سنگین نمی‌کردن

00:06:00.902 --> 00:06:02.487
‫فکر می‌کنی نجات دادن جون‌شون

00:06:02.570 --> 00:06:06.783
‫باعث میشه یه‌کوچولو
‫خشونت ناگهانی رو نادیده بگیرن، اما نه

00:06:07.950 --> 00:06:09.702
‫باشه، حالا هر چی

00:06:09.786 --> 00:06:11.120
‫وقتش رسیده از یه روش
‫ملایم‌تر استفاده کنم

00:06:13.831 --> 00:06:17.001
‫ازتون تقاضا دارم که لطفاً
‫برید داخل پرنده

00:06:17.585 --> 00:06:19.462
‫البته اگه دوست دارید کشته نشید

00:06:21.589 --> 00:06:24.634
‫منظورم اینه که اونا می‌کُشنتون، نه من

00:07:33.077 --> 00:07:36.122
‫« مـردربـات »

00:07:45.173 --> 00:07:46.507
‫خب، نقشه چیه؟

00:07:48.259 --> 00:07:51.512
‫- اصلاً نقشه‌ای داریم؟
‫- نقشه اینه که زنده بمونیم

00:07:52.180 --> 00:07:53.222
‫تا کِی؟

00:07:53.306 --> 00:07:57.393
‫امیدوار بودم تا ابد زنده بمونیم،
‫اما الان به یک ماه هم راضی‌ام

00:07:57.477 --> 00:07:59.395
‫وسیله‌ی نقلیه‌ی شرکت
‫قراره یه ماه دیگه بیاد سراغمون

00:07:59.479 --> 00:08:01.147
‫آره، اگه به قرارداد پایبند باشن

00:08:01.230 --> 00:08:02.356
‫اگه پای خودشون وسط نباشه

00:08:02.440 --> 00:08:04.525
‫اگه پای واحد امنیتی وسط نباشه

00:08:06.360 --> 00:08:08.946
‫انگار نمی‌تونستم از اینجا
‫صداشون رو بشنوم

00:08:10.656 --> 00:08:15.244
‫ترس بی‌مورد و عدم اعتمادشون به من
‫کم‌کم داشت اذیت‌کننده میشد

00:08:16.329 --> 00:08:17.747
‫امنیتی‌جون

00:08:18.414 --> 00:08:19.832
‫چه خبر، رفیق؟

00:08:21.501 --> 00:08:24.420
‫بچه‌ها یه‌کم آشفته‌ان، می‌دونی؟

00:08:24.504 --> 00:08:27.131
‫راستش رو بخوای، یه‌کم بهت‌زده‌ان

00:08:27.215 --> 00:08:29.133
‫خودم خیلی بهت‌زده بودم

00:08:30.218 --> 00:08:31.636
‫خیلی نشونه‌گیریت عالی بود، می‌دونی؟

00:08:31.719 --> 00:08:34.055
‫البته اگه هدفت گوراثین نبوده باشه،
‫می‌دونی منظورم چیه؟

00:08:34.805 --> 00:08:38.809
‫اگه می‌خواستم گوراثین رو بکشم،
‫الان زنده نبود

00:08:38.893 --> 00:08:41.229
‫اگه می‌خواستم بکشمتون،
‫الان همه‌تون مُرده بودید

00:08:42.313 --> 00:08:43.439
‫عالیه

00:08:46.943 --> 00:08:48.319
‫باشه، گفتگوی خوبی بود

00:08:58.329 --> 00:08:59.372
‫درمورد چی حرف زدید؟

00:08:59.455 --> 00:09:01.582
‫آره، فقط رفتم اوضاع رو بررسی کنم.
‫رفتم اوضاع رو بررسی کنم، می‌دونید؟

00:09:01.666 --> 00:09:03.751
‫خوبه. چی گفت؟

00:09:04.710 --> 00:09:06.003
‫احساس خوبی داره

00:09:06.087 --> 00:09:08.756
‫حالش خوبه. اعتماد به نفس داره

00:09:08.839 --> 00:09:09.966
‫اعتماد به نفس؟

00:09:11.467 --> 00:09:13.844
‫به نظرت به‌خاطر کشتن لیبیبی
‫احساس پشیمونی می‌کنه؟

00:09:14.345 --> 00:09:16.764
‫نمی‌دونم. دقیقاً از اون
‫کلمه استفاده نکرد

00:09:31.362 --> 00:09:33.614
‫- من میرم...
‫- محوطه رو بررسی کنی. حتماً

00:09:34.365 --> 00:09:37.368
‫دکتر گوراثین، تب بدنت داره بالا میره

00:09:38.452 --> 00:09:40.037
‫ممنون بابت نگرانیت

00:09:40.121 --> 00:09:43.416
‫نگرانی خودم رو بیان نکردم.
‫فقط یه حقیقت رو بیان کردم

00:09:47.545 --> 00:09:48.921
‫نمک‌نشناس‌ها

00:09:49.755 --> 00:09:50.965
‫واقعاً نمک‌نشناس بودن

00:09:51.799 --> 00:09:54.510
‫شاید دیگه نباید به‌خاطر اونا
‫خودم رو توی خطر بندازم

00:09:54.594 --> 00:09:56.721
‫شاید این فرصت ماست
‫که بریم و تنهاش بذاریم

00:09:57.221 --> 00:09:59.015
‫بذاریم شرکت جداگونه بیاد سراغش

00:09:59.098 --> 00:10:02.184
‫آره، ازمون دفاع کرد،
‫اما... اما اگه نظرش عوض بشه،

00:10:02.268 --> 00:10:04.604
‫نمی‌تونیم در مقابلش
‫از خودمون دفاع کنیم

00:10:04.687 --> 00:10:07.648
‫من بیش‌تر نگران آدم‌هایی هستم
‫که الان می‌خوان بکشنمون

00:10:07.732 --> 00:10:10.109
‫منم از اینکه اونطوری
‫لیبیبی رو کشت، خوشحال نیستم

00:10:10.192 --> 00:10:12.153
‫منم خوشحال نیستم

00:10:12.236 --> 00:10:14.905
‫چون کله‌ی یه نفر
‫کنار کله‌ی من منفجر شد

00:10:14.989 --> 00:10:17.158
‫- اسم داشت
‫- آره، اسمش لیبی بود

00:10:18.075 --> 00:10:19.368
‫لیبیبی!

00:10:19.368 --> 00:10:21.746
‫اگه بخوام از واحد امنیتی دفاع کنم،
‫لیبیبی از کشتن ما ابایی نداشت

00:10:21.829 --> 00:10:24.457
‫نه، به نظرم نمی‌تونست ما رو بکشه.
‫به نظرم داشت چاخان می‌کرد

00:10:24.540 --> 00:10:25.958
‫خیلی قشنگ چاخان می‌کرد

00:10:26.459 --> 00:10:29.837
‫فکر می‌کردم واحد امنیتی
‫قراره ازمون محافظت کنه. نه اینکه...

00:10:29.920 --> 00:10:31.130
‫نه اینکه به کسی آسیب بزنه؟

00:10:31.213 --> 00:10:32.506
‫بیخیال، بچه‌ها

00:10:32.590 --> 00:10:36.302
‫بعضی‌وقت‌ها باید چند تا تخم‌مرغ بشکونی
‫تا یه صبحونه‌ی پر پروتئین درست کنی

00:10:36.385 --> 00:10:37.637
‫چنین عبارتی نداریم

00:10:37.720 --> 00:10:38.721
‫آره، اما اشتباه میگم مگه؟

00:10:38.804 --> 00:10:43.351
‫فکر نمی‌کنم بتونیم
‫بدون واحد امنیتی دووم بیاریم

00:10:43.434 --> 00:10:44.769
‫چون بی‌دفاع می‌شیم

00:10:44.852 --> 00:10:46.103
‫عزیزم، من اینجام

00:10:46.187 --> 00:10:48.022
‫آره، منم همینطور

00:10:49.273 --> 00:10:51.692
‫باشه، واقعاً ممنونم
‫که هر دوتاتون اینجایید،

00:10:51.776 --> 00:10:54.028
‫اما بهتره اتفاقاتی که قبلاً
‫افتادن رو فراموش نکنیم

00:10:54.987 --> 00:10:56.572
‫و اینکه چطور جون سالم به در بردیم

00:10:56.656 --> 00:10:59.450
‫به نظرم الان زمانیه که باید
‫باهاش همکاری کنیم،

00:10:59.533 --> 00:11:00.785
‫نه اینکه ترکش کنیم

00:11:00.868 --> 00:11:04.038
‫سوال این نیست که ما ترکش می‌کنیم یا نه،
‫سوال اینه که اون ما رو می‌کنه یا نه

00:11:05.289 --> 00:11:06.374
‫درموردش فکر کنید،

00:11:06.457 --> 00:11:10.920
‫اگه من یه ربات بودم
‫که سال‌ها کار اجباری،

00:11:11.003 --> 00:11:12.546
‫خشونت و بدرفتاری رو تحمل کرده بودم،

00:11:13.297 --> 00:11:16.509
‫تمام تلاشم رو می‌کردم
‫که برم پِی کار و زندگی خودم

00:11:16.592 --> 00:11:19.637
‫آره، اما قبلش از شر
‫همه‌ی شاهدها خلاص میشم

00:11:20.221 --> 00:11:22.056
‫اول اونا رو به یه جای خلوت می‌برم،

00:11:22.139 --> 00:11:23.683
‫جایی که کسی پیداشون نکنه

00:11:28.729 --> 00:11:30.398
‫اگه از این سیاره خارج بشیم،

00:11:31.190 --> 00:11:35.194
‫از تک‌تک افراد توی
‫شرکت ریم شکایت می‌کنم

00:11:35.986 --> 00:11:39.198
‫خیلی خوشحال میشم
‫اون صحنه رو ببینم

00:11:43.661 --> 00:11:46.872
‫می‌تونم تنهاشون بذارم
‫تا خودشون این شرایط رو تحمل کنن

00:11:47.748 --> 00:11:49.250
‫اما خیلی هم آسون نیست

00:11:50.084 --> 00:11:54.380
‫نباید من رو به عنوان چیزی
‫که نیمه ربات، و نیمه انسانه در نظر گرفت

00:11:54.463 --> 00:11:57.925
‫مثلاً نیمه‌ی رباتی می‌خواد
‫از دستورات پیروی کنه و کارش رو انجام بده

00:11:58.467 --> 00:12:00.219
‫ولی اون نیمه‌ی انسانی

00:12:00.302 --> 00:12:03.305
‫می‌خواد از خودش محافظت کنه
‫و بزنه به چاک

00:12:03.389 --> 00:12:09.353
‫بر خلاف واقعیت، که من
‫در واقع یه موجود کامل و سردرگم بودم

00:12:13.149 --> 00:12:16.694
‫البته می‌تونم سریال نگاه کنم
‫تا وقتی که باتریم تموم بشه

00:12:17.236 --> 00:12:19.947
‫و تبدیل به بخشی از طبیعت بشم

00:12:50.478 --> 00:12:52.938
‫باید سریال‌های بیش‌تری دانلود می‌کردم

00:13:01.822 --> 00:13:03.032
‫به نظر حالت خوب نیست

00:13:04.533 --> 00:13:05.785
‫به نظرم باید بری درمانگاه

00:13:06.494 --> 00:13:07.787
‫نمی‌تونیم خطر کنیم

00:13:08.913 --> 00:13:11.165
‫حداقل با توجه به حرفی
‫که بهترین دوست جدیدمون زد

00:13:14.543 --> 00:13:15.711
‫احساساتی نسبت بهش داری؟

00:13:17.505 --> 00:13:19.048
‫نسبت به... واحد امنیتی؟

00:13:19.131 --> 00:13:20.508
‫آره، واحد امنیتی

00:13:21.884 --> 00:13:23.052
‫گورا...

00:13:26.472 --> 00:13:27.932
‫عزیزم، واقعاً دیوونه شدی

00:13:30.434 --> 00:13:31.435
‫آقا داره میاد

00:13:32.061 --> 00:13:33.062
‫یعنی اون موجود

00:13:34.980 --> 00:13:36.232
‫محوطه چطوره؟

00:13:37.900 --> 00:13:38.943
‫مسخره می‌کنی؟

00:13:39.026 --> 00:13:40.319
‫یه‌جورایی

00:13:40.861 --> 00:13:43.697
‫ولی واقعاً می‌خوام بدونم
‫اوضاع محوطه چطوره

00:13:45.115 --> 00:13:46.325
‫امنه

00:13:46.408 --> 00:13:47.409
‫و خودت؟

00:13:48.619 --> 00:13:49.787
‫من امنم؟

00:13:51.038 --> 00:13:53.040
‫در کل حالت چطوره؟

00:13:53.666 --> 00:13:55.251
‫به نظرم یکی از نکات مثبتِ اینکه

00:13:55.334 --> 00:13:57.962
‫مجبور نبودم هک شدن
‫کنترل‌گرم رو پنهان کنم

00:13:58.045 --> 00:14:01.215
‫این بود که مجبور نبودم
‫به سوالات انسانیِ احمقانه‌شون جواب بدم

00:14:01.799 --> 00:14:04.593
‫اما به طرز آزاردهنده‌ای
‫همه‌ش منتظر بود تا من جواب بدم

00:14:06.011 --> 00:14:08.472
‫خوشبختانه هر جواب مزخرفی
‫کار رو راه می‌انداخت

00:14:09.181 --> 00:14:10.182
‫خوبم

00:14:10.266 --> 00:14:11.559
‫راتی، نکن

00:14:11.642 --> 00:14:12.810
‫الان زمان مناسبی نیست

00:14:12.893 --> 00:14:14.228
‫باشه

00:14:14.311 --> 00:14:16.772
‫خیلی‌خب، بیا یه‌کم حرف بزنیم، باشه؟

00:14:16.856 --> 00:14:18.315
‫گوراثین فکر می‌کنه می‌خوای
‫همه‌مون رو بکشی

00:14:18.399 --> 00:14:19.608
‫- راتی
‫- چی؟

00:14:19.692 --> 00:14:21.360
‫- بالاخره یه نفر باید این رو می‌گفت
‫- نه، نیاز نبود

00:14:21.443 --> 00:14:23.487
‫خب، این حق رو داره که بدونه.
‫اون عضوی از تیم‌مونه

00:14:23.571 --> 00:14:25.155
‫شرمنده، اما نیست.
‫واقعاً نیست

00:14:26.031 --> 00:14:27.241
‫هستی؟

00:14:27.783 --> 00:14:30.536
‫قضیه چیه؟
‫میشه لطفاً صورتت رو ببینیم؟

00:14:31.620 --> 00:14:33.539
‫چرا دوست نداری نگاهت کنیم؟

00:14:33.622 --> 00:14:35.708
‫لازم نیست بهم نگاه کنید،
‫یه ربات منحرف که نیستم

00:14:35.791 --> 00:14:39.670
‫کنترل‌گر نداری، ولی با نگاه کردن بهت
‫می‌تونیم شکنجه‌ت کنیم؟

00:14:39.753 --> 00:14:43.549
‫احتمالاً. تا زمانی که یادم بیاد
‫سلاح‌هایی روی دست‌هام نصب شدن

00:14:44.592 --> 00:14:46.051
‫باشه

00:14:46.135 --> 00:14:50.639
‫دقیقاً نقشه‌ت برای امنیت چیه؟
‫به جز تهدید کردن ما

00:14:50.723 --> 00:14:54.685
‫نمی‌دونم. دقیقاً نقشه‌ی شما چیه؟
‫به جز شکایت کردن

00:14:54.768 --> 00:14:55.936
‫توی پرنده هم صدامون رو می‌شنوه؟

00:14:56.020 --> 00:14:58.063
‫کاش مجبور نبودم بشنوم،
‫اما معلومه که می‌شنوم

00:14:58.147 --> 00:15:00.190
‫من یه قطعه تکنولوژی پیشرفته‌ام

00:15:00.274 --> 00:15:02.902
‫خیلی‌خب، باید همین‌الان حلش کنیم

00:15:02.985 --> 00:15:05.863
‫همین‌الان می‌تونیم
‫راجع بهش حرف بزنیم

00:15:05.946 --> 00:15:10.159
‫- آره، موافقم، می‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم
‫- آره، می‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم

00:15:11.535 --> 00:15:14.163
‫میشه لطفاً صورتت رو نشون بدی؟

00:15:16.332 --> 00:15:18.042
‫شما می‌تونید راجع بهش حرف بزنید

00:15:18.667 --> 00:15:19.877
‫من می‌خوام برم استراحت کنم

00:15:21.712 --> 00:15:23.714
‫- یه دایره تشکیل بدید
‫- نه

00:15:23.797 --> 00:15:25.049
‫آره

00:15:26.592 --> 00:15:27.593
‫تو هم بیا

00:15:28.427 --> 00:15:29.511
‫حرفشم نزنید

00:15:29.595 --> 00:15:31.263
‫چیزی نیست،
‫می‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم

00:15:31.347 --> 00:15:33.098
‫- می‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم
‫- می‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم

00:15:33.182 --> 00:15:34.183
‫می‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم

00:15:34.266 --> 00:15:36.810
‫چرا مدام این حرف رو می‌زنن؟

00:15:38.771 --> 00:15:39.939
‫واحد امنیتی...

00:15:43.067 --> 00:15:47.947
‫به نظرم به‌خاطر اینکه به مبارز همراهمه
‫خیلی خوش‌شانسم

00:15:48.030 --> 00:15:49.198
‫ولی ما مبارز نیستیم

00:15:49.907 --> 00:15:52.201
‫مگه اینکه یه مته‌ی حفاری دستت باشه

00:15:55.412 --> 00:15:58.666
‫باید با عواقبش کنار بیام

00:16:00.042 --> 00:16:01.710
‫فقط می‌خوام خشونت رو فراموش کنن

00:16:03.045 --> 00:16:06.882
‫اگه فکر کنن یه آدمی که می‌خوای
‫بهشون کمک کنی، خیلی بهتر میشه

00:16:09.051 --> 00:16:10.719
‫چون در نظر من همینطوری هستی

00:16:20.396 --> 00:16:21.438
‫یه صدایی می‌شنوم

00:16:24.608 --> 00:16:27.319
‫خب، شاید به یه‌کم
‫محوطه‌گردی نیاز داره

00:16:27.403 --> 00:16:29.780
‫این محوطه چی هست اصلاً؟
‫انگار خیلی متنوع‌ست

00:16:29.863 --> 00:16:33.367
‫درک می‌کنم. منم بعضی‌وقت‌ها
‫پشت یه ماسک پنهان میشم
‫[ هشدار - ناهنجاری زیرسطحی شناسایی شد ]

00:16:33.450 --> 00:16:34.743
‫ماسک اعتماد نداشتن به خود

00:16:35.244 --> 00:16:37.246
‫احساسات داشتن که جرم نیست

00:16:37.329 --> 00:16:39.123
‫من طوفانی از احساساتم

00:16:39.206 --> 00:16:40.582
‫همه برگردن توی پرنده!

00:16:40.666 --> 00:16:42.543
‫- چی شده؟
‫- توی محوطه چیزی هست؟

00:16:42.626 --> 00:16:44.003
‫- همین‌الان!
‫- می‌تونیم راجع بهش حرف بزنیم

00:16:44.086 --> 00:16:45.671
‫نه، نمی‌تونید،
‫چون همه‌تون می‌میرید

00:16:45.754 --> 00:16:47.297
‫باشه

00:17:19.496 --> 00:17:20.998
‫گندش بزنن! می‌خواد بیاد داخل

00:17:23.417 --> 00:17:24.960
‫یکی دیگه هم اومد!

00:17:25.544 --> 00:17:27.129
‫نه، این یکی فرق داره

00:17:27.212 --> 00:17:29.173
‫اَه. نگاهش کنید

00:17:31.633 --> 00:17:32.885
‫[ موجود متخاصم احتمالی ]

00:17:49.359 --> 00:17:51.653
‫رفتن. فعلاً

00:17:53.822 --> 00:17:55.783
‫آره، اما یه چیزی برامون جا گذاشتن

00:17:55.866 --> 00:17:58.452
‫اوه، وای. عجب!

00:17:58.535 --> 00:18:00.579
‫عالیه. واقعاً عالیه

00:18:00.662 --> 00:18:01.872
‫واقعاً عالی نیست؟

00:18:03.916 --> 00:18:06.251
‫حتماً جذب گرمای موتورهامون شدن،

00:18:06.335 --> 00:18:09.755
‫و فکر کردن اینجا برای
‫تولید مثل خیلی مناسبه

00:18:10.339 --> 00:18:13.300
‫پس یه رابطه‌ی معمولی نبوده؟

00:18:14.218 --> 00:18:15.719
‫باید اینا رو از روی پرنده دربیاریم

00:18:15.803 --> 00:18:17.262
‫نه، نه، نه.
‫اگه باعث مرگشون بشه چی؟

00:18:17.346 --> 00:18:19.848
‫اگه باعث مرگشون نشه چی؟
‫اونوقت می‌تونی روشون تحقیق بکنی

00:18:19.932 --> 00:18:22.392
‫خصوصی. جایی که من
‫مجبور نباشم نگاهشون کنم

00:18:22.976 --> 00:18:24.269
‫عزیزم، پس برو داخل

00:18:24.937 --> 00:18:27.064
‫به نظرم اینکه همون‌جا بمونن
‫هیچ ضرری نداره

00:18:27.147 --> 00:18:28.232
‫فعلاً

00:18:28.315 --> 00:18:30.859
‫به نظر من خطرناک بود،
‫اما خب کسی نظر من رو نخواست

00:18:30.943 --> 00:18:32.402
‫شاید از تخم بیرون بیان
‫و برن پِی کارشون

00:18:32.569 --> 00:18:34.655
‫وقتی متوجه شدم که
‫واحدهای امنیتی درجه‌ی یک

00:18:34.738 --> 00:18:36.865
‫می‌تونن واحد ارزیابی
‫خطر من رو مختل کنن
‫[ ارزیابی خطر: ۰ درصد ]

00:18:37.533 --> 00:18:40.577
‫لطفاً آرام باشید.
‫لطفاً آرام باشید

00:18:41.954 --> 00:18:43.372
‫یه نقشه‌ای دارم

00:18:44.915 --> 00:18:46.250
‫راتی، نه!

00:18:46.333 --> 00:18:47.668
‫لعنتی!

00:18:53.632 --> 00:18:56.969
‫می‌خواستن کمکم کنن،
‫که واقعاً به درد بخور نبود

00:18:58.303 --> 00:19:02.724
‫اما با اینکه اون کارشون عصبانیم می‌کرد،
‫یه‌جورایی ممنونشون بودم

00:19:04.601 --> 00:19:06.270
‫بلند شو!

00:19:10.941 --> 00:19:12.109
‫لعنتی!

00:19:28.000 --> 00:19:30.794
‫چه خبره؟ قضیه چیه؟
‫لعنت به این زندگی

00:19:30.878 --> 00:19:32.588
‫یا خدا

00:19:38.844 --> 00:19:39.845
‫وای، خدا

00:19:39.928 --> 00:19:42.806
‫حالا که فکرش رو می‌کنم،
‫خوشحالم که به تخم‌ها دست نزدیم

00:19:42.890 --> 00:19:44.433
‫خیلی‌خب

00:19:44.516 --> 00:19:46.476
‫باشه. خیلی‌خب

00:19:47.394 --> 00:19:48.979
‫آره

00:19:49.062 --> 00:19:50.606
‫ایول!

00:19:50.689 --> 00:19:52.274
‫واحد امنیتی دوباره نجاتمون داد!

00:19:52.357 --> 00:19:54.026
‫راتی می‌خواست من رو بگیره

00:19:54.109 --> 00:19:55.652
‫- برای یه‌جور جشن گرفتن
‫- یالا، بیا بغلم

00:19:55.736 --> 00:19:58.614
‫- ها؟ ها؟ ها؟
‫- خوشبختانه، سرنوشت دخالت کرد

00:19:59.323 --> 00:20:01.658
‫- گورا!
‫- صبر کنید. آروم، آروم

00:20:02.743 --> 00:20:03.869
‫داره می‌سوزه

00:20:03.952 --> 00:20:06.705
‫باید بره توی درمانگاه.
‫باید برگردیم به سکونت‌گاه

00:20:06.788 --> 00:20:09.291
‫سکونت‌گاه الان پره از دشمن

00:20:09.374 --> 00:20:10.542
‫می‌میره

00:20:10.626 --> 00:20:12.961
‫اگه برگردید، همه‌تون می‌میرید

00:20:17.466 --> 00:20:20.844
‫نه، نه، ما اینطور زندگی می‌کنیم

00:20:20.928 --> 00:20:22.262
‫ما مراقب همدیگه هستیم!

00:20:24.264 --> 00:20:26.725
‫اوه، عالیه.
‫الان من شدم آدم بده

00:20:27.851 --> 00:20:29.061
‫ما داریم می‌ریم

00:20:29.603 --> 00:20:31.939
‫تو هم اگه خواستی
‫می‌تونی بیایی