WEBVTT

00:00:06.640 --> 00:00:10.400
‫[ترغیب اثر جین آستن]

00:00:38.580 --> 00:00:41.860
‫نه خانم بتی، این صبحونه‌ی خانم هریت ـه.

00:00:41.860 --> 00:00:43.100
‫ادبت کجا رفته؟

00:00:45.340 --> 00:00:48.100
‫یه نامه براتون اومده، خانم آستن...

00:00:48.100 --> 00:00:50.940
‫- از کینتبری.
‫- کینتبری؟

00:00:50.940 --> 00:00:54.940
‫کاساندرای عزیزم،
‫این نامه را می‌نویسم تا شما را مطلع کنم

00:00:54.940 --> 00:00:56.440
‫پدرم، فولر، وقت زیادی ندارد.

00:00:56.440 --> 00:00:58.040
‫در بستر مرگه.

00:00:58.040 --> 00:01:00.500
‫می‌دانم که این خبر ناراحت‌کننده
‫شما را عمیقاً نگران خواهد کرد

00:01:02.200 --> 00:01:03.760
‫کجا می‌رید، خانم؟

00:01:03.760 --> 00:01:05.360
‫واضحه میرم کینتبری.

00:01:05.360 --> 00:01:08.600
‫مادر مرحومم، الایزا،
‫همیشه با عشق از خاطرات

00:01:08.600 --> 00:01:11.640
‫خوشی که شما و خواهرتان، جین اینجا داشتین
‫حرف می‌زد.

00:01:11.640 --> 00:01:13.600
‫اطمینان دارم که اکنون تمایل دارید یاری رسانید

00:01:13.600 --> 00:01:17.480
‫اما لطفاً از شما تمنا می‌کنم،
‫خود را با انجام سفر طولانی

00:01:17.480 --> 00:01:19.600
‫و دشوار به کینتبری به زحمت نیندازید.

00:01:19.600 --> 00:01:21.640
‫از وضع آسمون اصلاً خوشم نمیاد، خانم.

00:01:21.640 --> 00:01:24.160
‫- شاید بهتر باشه صبر کنید.
‫- اصلاً امکان نداره، نانسی.

00:01:24.160 --> 00:01:27.000
‫یه کار واجب تو کینتبری دارم.

00:01:27.000 --> 00:01:31.360
‫چندتا چیز شخصی اونجاست

00:01:31.360 --> 00:01:33.640
‫که باید بیارمشون.
‫مواظب بُزها باش.

00:01:33.640 --> 00:01:35.640
‫زیادی بهشون غذا نده.

00:01:35.640 --> 00:01:39.440
‫زمانی که آن لحظه‌ی اندوهناک فرا برسد،
‫دوباره برای شما خواهم نوشت.

00:01:44.460 --> 00:01:47.460
‫«خانم آستن»
‫«قسمت اول»

00:02:40.320 --> 00:02:41.920
‫بالاخره یکی باز می‌کنه.

00:02:41.920 --> 00:02:43.680
‫همینطور زنگ بزن!

00:02:47.000 --> 00:02:49.120
‫- خانم، سرما می‌خورید!
‫- حالم خوبه.

00:02:49.120 --> 00:02:51.440
‫- چه عجب!
‫- این سر و صدا چیه؟

00:02:51.440 --> 00:02:52.840
‫یه نفر اینجا داره می‌میره!

00:02:52.840 --> 00:02:55.080
‫ببخشید که دیر رسیدم.

00:02:55.080 --> 00:02:57.240
‫اومدم به خانم ایزابل فاول کمک کنم.

00:02:57.240 --> 00:02:58.720
‫کاساندرا؟

00:02:58.720 --> 00:03:00.480
‫مگه نامه‌م به دستت نرسید؟

00:03:00.480 --> 00:03:02.480
‫چرا، رسید. واسه همین اومدم.

00:03:02.480 --> 00:03:04.920
‫اصلاً انتظار نداشتیم بیای.

00:03:04.920 --> 00:03:06.720
‫عذر می‌خوام، ایزابل،

00:03:06.720 --> 00:03:08.520
‫ولی وقت تنگه.

00:03:08.520 --> 00:03:11.960
‫بنده خدا پدرت. این آخرین کاریه که
‫می‌تونم برای مادر عزیزت انجام بدم.

00:03:11.960 --> 00:03:14.360
‫- بیا تو. اون بیرون وحشتناکه.
‫- آره.

00:03:14.360 --> 00:03:16.920
‫- چمدون چی؟
‫- بذار همینجا توی راهرو.

00:03:16.920 --> 00:03:18.360
‫خودمون بر می‌داریم.

00:03:21.960 --> 00:03:23.160
‫چقدر اینجا می‌مونه، خانم؟

00:03:23.160 --> 00:03:25.280
‫نمی‌دونم، داینا.

00:03:30.960 --> 00:03:32.000
‫خدا به دادمون برسه، خانم.

00:03:32.000 --> 00:03:34.120
‫خودمون گرفتاری کم نداریم!

00:03:34.120 --> 00:03:35.200
‫بیا بریم، عزیزم.

00:03:35.200 --> 00:03:37.360
‫باید این لباسای خیس رو عوض کنی.

00:03:39.280 --> 00:03:42.280
‫ممنون، ممنون، عزیزم.

00:03:42.280 --> 00:03:44.120
‫می‌دونم که رفتارم نشون نمیده،

00:03:44.120 --> 00:03:47.880
‫ولی هنوز می‌تونم یه روبان رو باز کنم.

00:03:51.560 --> 00:03:53.920
‫ببخشید، ولی باید برگردم پیش پدرم.

00:03:53.920 --> 00:03:56.800
‫داینا اتاقت رو نشونت میده.

00:03:56.800 --> 00:03:59.680
‫اگه اشکالی نداره،
‫می‌خوام همین الان فولر رو ببینم.

00:04:01.120 --> 00:04:02.160
‫خیلی‌خب.

00:04:02.160 --> 00:04:04.840
‫ولی فقط برای یه لحظه.

00:04:04.840 --> 00:04:08.680
‫آقای لیدردیل، جراح‌مون،
‫نمی‌خواد پدرم زیاد اذیت بشه.

00:04:29.380 --> 00:04:32.740
‫آقای لیدردیل، مهمون داریم.

00:04:32.740 --> 00:04:35.540
‫خانم کاساندرا آستن، دوست نزدیک خانوادگی.

00:04:35.540 --> 00:04:36.700
‫زیاد مزاحم نمی‌شه.

00:04:37.940 --> 00:04:39.660
‫آقای لیدردیل.

00:04:39.660 --> 00:04:41.820
‫خانم آستن.

00:04:41.820 --> 00:04:43.900
‫حالش چطوره؟

00:04:43.900 --> 00:04:46.140
‫همون‌طور که بود، خانم فاول.

00:04:46.140 --> 00:04:48.300
‫خواب و بیداره.

00:04:48.300 --> 00:04:49.740
‫برای دردش یه چیزی بهش دادم.

00:04:49.740 --> 00:04:51.300
‫الان راحت‌تر می‌تونه استراحت کنه.

00:05:01.820 --> 00:05:03.260
‫فولر...

00:05:04.660 --> 00:05:06.220
‫منم، کاساندرا.

00:05:07.540 --> 00:05:09.180
‫کاساندرا آستن.

00:05:11.940 --> 00:05:13.220
‫کَسی...

00:05:17.140 --> 00:05:20.700
‫ببخشید که نمی‌تونم
‫درست و حسابی ازت استقبال کنم.

00:05:20.700 --> 00:05:22.060
‫مهم نیست.

00:05:23.220 --> 00:05:25.380
‫ایزابلا خوب ازت مراقبت کرده...

00:05:26.620 --> 00:05:28.900
‫و منم اومدم کمکش کنم.

00:05:30.060 --> 00:05:31.540
‫خوبه.

00:05:32.740 --> 00:05:35.620
‫- ایزابلا؟
‫- بابا؟

00:05:35.620 --> 00:05:38.140
‫به این دکتر بگو بره.

00:05:38.140 --> 00:05:41.260
‫دیگه نیازی بهش ندارم.

00:05:41.260 --> 00:05:44.220
‫پس من فعلاً از خدمت مرخص میشم.

00:05:44.220 --> 00:05:47.340
‫- استراحت کنید، کشیش فاول.
‫- استراحت؟

00:05:47.340 --> 00:05:51.020
‫جایی که دارم می‌رم،
‫وقت برای استراحت زیاده.

00:06:01.340 --> 00:06:02.620
‫کَسی.

00:06:03.980 --> 00:06:06.540
‫حالا که اینجایی،
‫یه کاری باید برام انجام بدی.

00:06:07.940 --> 00:06:09.940
‫قول میدی؟

00:06:09.940 --> 00:06:12.980
‫- چی؟
‫- ایزابلا...

00:06:15.620 --> 00:06:18.220
‫باید پیش خواهراش زندگی کنه.

00:06:18.220 --> 00:06:19.580
‫قول میدی؟

00:06:21.260 --> 00:06:22.500
‫نگران نباش.

00:06:23.820 --> 00:06:28.420
‫تو این دنیا هیچی
‫به اندازه‌ی داشتن خواهر آرامش‌بخش نیست.

00:06:29.700 --> 00:06:31.540
‫بریم، خانم.

00:06:31.540 --> 00:06:32.860
‫آقا باید استراحت کنه.

00:06:32.860 --> 00:06:34.300
‫اتاقتون رو نشون میدم.

00:06:36.700 --> 00:06:39.660
‫فردا دوباره سر می‌زنم، خانم فاول.

00:06:39.660 --> 00:06:44.420
‫ولی اگه حال پدرتون بدتر شد،
‫حتماً به من خبر بدید.

00:06:45.980 --> 00:06:48.420
‫حتماً. ممنونم.

00:06:55.700 --> 00:06:57.300
‫چقدر مونده...

00:06:58.580 --> 00:07:00.140
‫تا...؟

00:07:08.540 --> 00:07:11.900
‫مرگ، مثل تولد مسیر خودشو طی می‌کنه...

00:07:13.100 --> 00:07:15.300
‫ولی دیگه خیلی طول نمی‌کشه، ایزا...

00:07:17.420 --> 00:07:18.980
‫خانم فاول.

00:07:20.500 --> 00:07:23.700
‫تا فردا، آقای لیدردیل.

00:07:38.740 --> 00:07:41.300
‫اگه از قبل به خانم ایزابل خبر داده بودید، خانم،

00:07:41.300 --> 00:07:43.740
‫یه اتاق بهتر براتون آماده می‌کردیم.

00:07:43.740 --> 00:07:47.460
‫من اینقدر خسته‌م که
‫هر جا باشه خوابم می‌بره، داینا.

00:09:00.820 --> 00:09:02.420
‫کاری از دستم برمیاد، خانم؟

00:09:03.740 --> 00:09:06.380
‫وای، داینا!

00:09:06.380 --> 00:09:08.620
‫ببخشید. من...

00:09:08.620 --> 00:09:10.540
‫یه لحظه اصلاً نفهمیدم کجام.

00:09:10.540 --> 00:09:12.860
‫چیزی می‌خواستید، خانم؟

00:09:15.020 --> 00:09:18.940
‫می‌دونی؟ اصلاً یادم نمیاد
‫چرا از اتاقم بیرون اومدم.

00:09:18.940 --> 00:09:20.980
‫حتماً از خستگیه، خانم.

00:09:20.980 --> 00:09:22.540
‫بهتره برگردید به تختتون.

00:09:22.540 --> 00:09:25.740
‫اتاقتون اون طرفه، یادتونه؟

00:10:04.740 --> 00:10:09.060
‫ایزابلا، تسلیت میگم.

00:10:12.060 --> 00:10:15.540
‫حداقل آخرش آروم بود.

00:10:19.820 --> 00:10:23.500
‫اگه اجازه بدی
‫باید برم به یه سری کارها برسم.

00:10:23.500 --> 00:10:24.700
‫البته.

00:10:26.660 --> 00:10:28.500
‫اگه کاری از دستم برمیاد...

00:11:19.660 --> 00:11:22.300
‫تعجب می‌کنم که خواهرات بیشتر نموندن.

00:11:24.740 --> 00:11:26.820
‫این بهترین فرصت بود که

00:11:26.820 --> 00:11:30.220
‫سه‌تایی یه کم با هم صحبت کنید، نه؟

00:11:30.220 --> 00:11:31.500
‫ایزابلا؟

00:11:33.980 --> 00:11:36.660
‫به نظر میاد که خواهرم، بت،

00:11:36.660 --> 00:11:38.660
‫کارای مهم‌تری داره.

00:11:46.820 --> 00:11:48.180
‫راستش، خوشحالم

00:11:48.180 --> 00:11:50.860
‫که به ما زن‌ها اجازه ندادن کنار قبر بایستیم.

00:11:50.860 --> 00:11:54.020
‫که غم‌مون جلوی همه دیده بشه.

00:11:56.740 --> 00:12:00.820
‫خانم فاول، تسلیت قلبی منو بپذیرید.

00:12:00.820 --> 00:12:03.620
‫ممنونم، آقای داندس.

00:12:03.620 --> 00:12:07.260
‫اجازه بدید خاله‌م، مری آستن،
‫و دوست عزیزمون،

00:12:07.260 --> 00:12:09.220
‫خانم کاساندرا آستن رو معرفی کنم.

00:12:09.220 --> 00:12:12.220
‫آقای داندس کشیش جدید کینتبری هستن.

00:12:12.220 --> 00:12:14.860
‫برای این موقعیت خیلی افتخار می‌کنم.

00:12:16.500 --> 00:12:21.300
‫آستن؟ شما با خانم جین آستن،

00:12:21.300 --> 00:12:22.940
‫نویسنده‌ی بزرگ نسبتی دارید؟

00:12:22.940 --> 00:12:25.460
‫بله، باعث افتخاره که بگم دارم.

00:12:25.460 --> 00:12:28.300
‫اون خواهرم... بود.

00:12:28.300 --> 00:12:29.860
‫و خواهر شوهرم.

00:12:29.860 --> 00:12:35.380
‫من یکی از بزرگ‌ترین طرفداراشونم!

00:12:35.380 --> 00:12:39.660
‫نمی‌تونید تصور کنید چقدر ناراحت شدم
‫که اینقدر زود از بین ما رفتن.

00:12:39.660 --> 00:12:44.340
‫پس اجازه بدید بگم که از صمیم قلب متأسفم.

00:12:44.340 --> 00:12:45.980
‫نظر لطفتونه.

00:12:45.980 --> 00:12:48.540
‫همه‌ی کتاباشون رو خوندم.

00:12:48.540 --> 00:12:51.980
‫اون یکی که کشیش توش هست...

00:12:51.980 --> 00:12:55.060
‫- خب تو همه‌شون هست...
‫- «منسفیلد پارک»!

00:12:55.060 --> 00:12:56.580
‫آره، همونه.

00:12:56.580 --> 00:12:58.460
‫رمان محبوبمه.

00:12:58.460 --> 00:13:01.940
‫خانم آستن، چیزی که خیلیا
‫راجب خواهرتون نمی‌فهمن اینه که

00:13:01.940 --> 00:13:04.580
‫شناختشون از آدمای یه طبقه‌ی خاص

00:13:04.580 --> 00:13:09.580
‫انقدر عمیق بود
‫که تقریباً بی‌نظیر به نظر می‌رسید.

00:13:09.580 --> 00:13:11.660
‫حرفتون درسته.

00:13:11.660 --> 00:13:13.860
‫مایه‌ی تأسفه که نبوغ ایشون بیشتر

00:13:13.860 --> 00:13:16.220
‫مورد تقدیر عمومی قرار نگرفت.

00:13:16.220 --> 00:13:20.060
‫به نظر من،
‫شایسته‌ی یک زندگی‌نامه‌ی جامع و مفصله.

00:13:20.060 --> 00:13:24.140
‫شاید کسی که بتونه
‫«جین آستن واقعی» رو به تصویر بکشه.

00:13:24.140 --> 00:13:27.900
‫هر چیزی که باید از جین آستن دونست،

00:13:27.900 --> 00:13:30.140
‫در کتاب‌هاش هست.

00:13:30.140 --> 00:13:31.820
‫چیز دیگه‌ای وجود نداره.

00:13:31.820 --> 00:13:34.060
‫دست بردار، کاساندرا.

00:13:34.060 --> 00:13:36.140
‫می‌دونی که این درست نیست.

00:13:36.140 --> 00:13:38.820
‫زن برادرم کمی اغراق می‌کنه.

00:13:38.820 --> 00:13:41.100
‫چیز دیگه‌ای نیست که بدونیم.

00:13:41.100 --> 00:13:42.860
‫اگه شما اینطور می‌گی، عزیزم.

00:13:42.860 --> 00:13:45.820
‫ببخشید، ولی باید دفتر پدرم رو

00:13:45.820 --> 00:13:47.340
‫برای خوندن وصیت‌نامه‌ش آماده کنم.

00:13:47.340 --> 00:13:49.940
‫قبل از اینکه برید، خانم فاول...

00:13:53.260 --> 00:13:56.540
‫می‌خواستم به اطلاع برسونم
‫که من و همسرم دو هفته‌ی دیگه

00:13:56.540 --> 00:13:58.500
‫به صومعه نقل‌مکان می‌کنیم.

00:13:58.500 --> 00:13:59.740
‫دو هفته؟

00:13:59.740 --> 00:14:02.540
‫فکر می‌کنم دو هفته زمان کافی باشه
‫تا ترتیبات لازم

00:14:02.540 --> 00:14:05.460
‫- برای جابجایی‌ فراهم بشه؟
‫- نه، این...

00:14:05.460 --> 00:14:07.140
‫خیلی زوده.

00:14:07.140 --> 00:14:11.620
‫معمولاً خانواده‌ی کشیش قبلی
‫دو ماه فرصت دارن، آقای داندس.

00:14:11.620 --> 00:14:13.460
‫یه رسم قدیمیه.

00:14:13.460 --> 00:14:15.260
‫به قدمت خود کلیسا.

00:14:15.260 --> 00:14:18.100
‫اون رسم برای خانواده‌هاست، خانم آستن،

00:14:18.100 --> 00:14:21.940
‫ولی تو این مورد،
‫خانواده‌ای در کار نیست، فقط خود منم.

00:14:21.940 --> 00:14:25.660
‫و همسرم قراره ماه دیگه
‫چهارمین فرزندمون رو به دنیا بیاره.

00:14:25.660 --> 00:14:27.940
‫درسته که اول باید اون رو مستقر کنم.

00:14:27.940 --> 00:14:32.020
‫به‌علاوه، خیلی مشتاقم
‫که زودتر کارم رو برای کلیسا شروع کنم.

00:14:47.500 --> 00:14:50.620
‫فکر کنم ایزابلا برای اسباب‌کشی
‫به کمک نیاز داشته باشه.

00:14:54.660 --> 00:14:57.340
‫اگه تنها باشه، اصلاً نمی‌دونه چی کار کنه.

00:14:57.340 --> 00:14:59.740
‫خوشحال می‌شم هر چقدر لازم باشه بمونم.

00:15:00.940 --> 00:15:03.300
‫خب، یه بار از دوش من برداشته شد.

00:15:07.220 --> 00:15:10.420
‫من می‌تونم کارها رو نظارت کنم،

00:15:10.420 --> 00:15:13.900
‫ولی تعهدات خانوادگی دیگه‌ای دارم
‫که وقتم رو می‌گیره. اما تو...

00:15:15.140 --> 00:15:16.700
‫ندارم.

00:15:18.100 --> 00:15:19.980
‫این آقای داندس...

00:15:21.620 --> 00:15:24.740
‫اصلاً قابل تحمل نیست.

00:15:24.740 --> 00:15:26.940
‫ولی حرفاش باعث شد فکر کنم،

00:15:26.940 --> 00:15:30.740
‫شاید واقعاً یه زندگینامه باید نوشته بشه.

00:15:30.740 --> 00:15:32.660
‫راجب جین؟

00:15:32.660 --> 00:15:37.340
‫نه فقط جین، بلکه درباره‌ی شوهر مرحومم،

00:15:37.340 --> 00:15:41.380
‫جیمز آستن هم.
‫خودت می‌دونی که اونم نویسنده‌ی بااستعدادی بود.

00:15:41.380 --> 00:15:44.340
‫البته که نوشته‌های جین هم
‫جزئی از این کار خواهد بود.

00:15:45.980 --> 00:15:49.620
‫ولی کی قراره این شاهکار رو بنویسه، مری؟

00:15:49.620 --> 00:15:51.860
‫حالا که هر دو نویسنده‌ی خاندان آستن از دنیا رفتن؟

00:15:53.260 --> 00:15:56.620
‫به نظرم پسرم، جیمز ادوارد،
‫گزینه‌ی مناسبیه.

00:15:56.620 --> 00:15:59.860
‫به نظر میاد استعداد پدرش رو به ارث برده.

00:15:59.860 --> 00:16:02.580
‫باید به ایزابل بگم که هیچ‌کدوم از نامه‌های

00:16:02.580 --> 00:16:06.500
‫خصوصی خواهرم رو دور نریزه.

00:16:06.500 --> 00:16:07.980
‫خودم رسیدگی می‌کنم.

00:16:07.980 --> 00:16:10.900
‫حتماً تو اتاق الیزا نامه‌هایی هست که

00:16:10.900 --> 00:16:12.140
‫اطلاعات باارزشی توشونه.

00:16:12.140 --> 00:16:15.380
‫هر چی نباشه، جین و الایزا
‫همیشه با هم مکاتبه داشتن.

00:16:18.980 --> 00:16:21.060
‫همون ‌طور که تو و الایزا هم داشتین.

00:16:22.660 --> 00:16:25.740
‫الان می‌خوای این کار رو انجام بدی، عزیزم؟

00:16:25.740 --> 00:16:28.740
‫بالاخره، امروز روز سختی بوده.

00:16:28.740 --> 00:16:31.020
‫درسته. درسته.

00:16:31.020 --> 00:16:33.380
‫خیلی خسته‌کننده بود.

00:16:36.180 --> 00:16:40.980
‫فردا بعد از استراحت،
‫می‌رم سراغ نامه‌های الایزا.

00:16:55.460 --> 00:16:57.740
‫خانم ایزابلا حالش چطوره، داینا؟

00:16:57.740 --> 00:16:59.220
‫رفته قدم بزنه، خانم.

00:16:59.220 --> 00:17:01.060
‫می‌گه هوای تازه حالش رو بهتر می‌کنه.

00:17:01.060 --> 00:17:04.140
‫تو جلسه‌ی خوندن وصیت‌نامه‌ی پدرش نبود؟

00:17:04.140 --> 00:17:07.300
‫این جور کارا مال مرداست، خانم،
‫یا حداقل این‌طور می‌گن.

00:18:36.500 --> 00:18:38.660
‫نامه‌های جین کجان؟

00:18:41.660 --> 00:18:44.260
‫مالی، اون سگ رو از اتاق آقا ببر بیرون

00:18:44.260 --> 00:18:45.460
‫و بذارش بیرون.

00:19:32.020 --> 00:19:33.340
‫جین.

00:20:18.540 --> 00:20:20.460
‫الایزای عزیزم،

00:20:20.460 --> 00:20:23.140
‫به ‌زودی در کینتبری پیش شما خواهیم بود.

00:20:24.100 --> 00:20:26.660
‫تو و فولر باید خود را

00:20:26.660 --> 00:20:28.460
‫برای یه خونه‌ پر از آستن‌ها آماده کنید.

00:20:28.460 --> 00:20:30.380
‫کَسی! الایزا!

00:20:30.380 --> 00:20:33.660
‫مادر و پدر همراه ما سفر خواهند کرد.

00:20:33.660 --> 00:20:36.020
‫همان ‌طور که می‌دونی،
‫عبور از مرز همپشایر به برکشایر

00:20:36.020 --> 00:20:39.020
‫ممکنه خیلی خطرناک باشد.

00:20:43.060 --> 00:20:47.180
‫کَسی همیشه باعث آرامش ماست،

00:20:47.180 --> 00:20:48.660
‫ولی می‌دانم بی‌صبرانه مشتاق

00:20:48.660 --> 00:20:51.060
‫دیدن برادر فولر، تام ـه.

00:20:55.460 --> 00:20:57.740
‫کسی، چقدر خوشگل شدی.

00:20:57.740 --> 00:20:59.220
‫داره میاد.

00:20:59.220 --> 00:21:00.540
‫ساکت، جین.

00:21:06.380 --> 00:21:08.060
‫کسی عزیزم.

00:21:09.300 --> 00:21:12.020
‫ممکنه... یه خواهشی بکنم

00:21:12.020 --> 00:21:13.860
‫و باهات خصوصی صحبت کنم؟

00:21:13.860 --> 00:21:16.300
‫خصوصی، تام فاول؟

00:21:16.300 --> 00:21:18.220
‫چه گفتگویی می‌تونه آنقدر مهم باشه

00:21:18.220 --> 00:21:20.300
‫که باید دور از بقیه گفته بشه؟

00:21:21.820 --> 00:21:24.820
‫- خب...
‫- به جین توجه نکن، تام.

00:21:24.820 --> 00:21:27.220
‫تو هر برخوردی یه ماجرای
‫احساسی و پرهیجان می‌بینه.

00:21:48.460 --> 00:21:50.420
‫کَسی عزیزم...

00:21:53.860 --> 00:21:56.060
‫می‌دونی چی می‌خوام بگم.

00:21:56.060 --> 00:21:58.580
‫- جدّی؟
‫- باید بدونی.

00:22:00.500 --> 00:22:05.060
‫خب، حتی اگه بدونم،
‫خیلی دلم می‌خواد از زبون خودت بشنوم.

00:22:06.740 --> 00:22:10.460
‫تمام سعیمو می‌کنم که درست بگم...

00:22:13.580 --> 00:22:15.300
‫کاساندرا آستن...

00:22:16.580 --> 00:22:20.020
‫من از زمانی...

00:22:22.020 --> 00:22:23.660
‫که...

00:22:23.660 --> 00:22:26.700
‫راستش دقیقاً یادم نمیاد، ولی...

00:22:29.020 --> 00:22:32.100
‫ولی تو

00:22:32.100 --> 00:22:34.220
‫تنها زنی هستی که...

00:22:35.380 --> 00:22:38.100
‫که می‌تونم باهاش...

00:22:38.780 --> 00:22:40.940
‫بالاخره! گفتم خواستگاری می‌کنه!

00:22:40.940 --> 00:22:43.620
‫آره! من همیشه تو این چیزا درست حدس می‌زنم.

00:22:43.620 --> 00:22:44.860
‫درسته.

00:22:44.860 --> 00:22:46.580
‫معلومه که گفتی بله، درسته؟

00:22:47.940 --> 00:22:49.100
‫آره، گفتم بله.

00:22:51.380 --> 00:22:55.780
‫با اینکه از شادی شما خوشحالم،
‫ولی نمی‌تونم نفس بکشم!

00:22:56.980 --> 00:23:01.060
‫کَسی، داری منو با مامان و بابا تنها می‌ذاری.

00:23:01.060 --> 00:23:02.980
‫تو، خواهر خودم.

00:23:02.980 --> 00:23:06.540
‫- من چی کار کنم حالا؟
‫- زیاد که دور نمی‌رم.

00:23:06.540 --> 00:23:09.420
‫من برکشایر می‌مونم،
‫تو هم یه استان اون‌طرف‌تری.

00:23:09.420 --> 00:23:11.460
‫همون‌قدر که همیشه منو می‌دیدی، بازم می‌بینی.

00:23:11.460 --> 00:23:14.340
‫- الان اینو می‌گی، ولی صبر کن وقتی شوهر و بچه بیاد.
‫- نه، جین.

00:23:14.340 --> 00:23:16.900
‫داره اذیتت می‌کنه، عزیزم.

00:23:19.700 --> 00:23:21.580
‫ما همیشه خواهر می‌مونیم.

00:23:21.580 --> 00:23:23.820
‫- ما سه تا.
‫- چهار تا!

00:23:23.820 --> 00:23:26.260
‫الایزا، چطور خواهرت مری رو یادت رفت؟

00:23:26.260 --> 00:23:28.780
‫آره، الایزا،
‫چطور تونستی مری رو فراموش کنی؟

00:23:30.300 --> 00:23:34.940
‫بیاید خواهران عزیز،
‫بریم نشون بدیم که بازی کنستا

00:23:34.940 --> 00:23:37.100
‫چطور باید بازی بشه و چطور بُرد!

00:23:43.860 --> 00:23:46.260
‫خانم ایزابلا برگشته، داینا؟

00:23:46.260 --> 00:23:48.740
‫نه هنوز، خانم،
‫ولی فکر نکنم دیگه طول بکشه.

00:23:50.340 --> 00:23:52.060
‫پس شما هم به زودی می‌رید، نه؟

00:23:53.100 --> 00:23:55.020
‫دیگه کاری اینجا ندارید، خانم.

00:23:55.020 --> 00:23:56.780
‫نه، داینا.

00:23:56.780 --> 00:23:59.980
‫اگه قراره دوشیزه ایزابلا در دو هفته‌ی آینده
‫خونه‌ی کشیش رو تخلیه کنه،

00:23:59.980 --> 00:24:02.500
‫من بیشتر از همیشه اینجا به درد می‌خورم.

00:24:02.500 --> 00:24:05.900
‫تصمیم دارم مطمئن بشم که
‫اون پیش خواهراش مستقر بشه.

00:24:31.620 --> 00:24:33.700
‫معتقدم که منافع مالکان زمین

00:24:33.700 --> 00:24:35.940
‫- باید همیشه حفظ بشه.
‫- مطمئنم که درست می‌گید...

00:24:35.940 --> 00:24:38.860
‫ممنون، الایزای عزیز، منتظر این بودم.

00:24:38.860 --> 00:24:42.260
‫حکومت پادشاه باید حفظ بشه،
‫حتی اگه به قیمت...

00:24:42.260 --> 00:24:45.340
‫تام امروز یه کم ساکته،
‫با توجه به خبری که شنیده.

00:24:45.340 --> 00:24:49.100
‫شاید چون با برادرشه
‫و اصلاً فرصت حرف زدن پیدا نمی‌کنه.

00:24:49.100 --> 00:24:51.700
‫فرانک آستن جوان
‫ه‌خوبی با تکان‌های دریا کنار می‌آیی.

00:24:51.700 --> 00:24:54.380
‫مطمئنم که باعث افتخار خانواده‌ات خواهی شد.

00:24:54.380 --> 00:24:56.580
‫ولی فکر کنم به زودی

00:24:56.580 --> 00:24:58.940
‫تو هم یه رقیب دریانورد پیدا کنی.

00:24:58.940 --> 00:25:02.220
‫- درسته، تام؟
‫- لطفاً، فولر، ترجیح می‌دم درباره‌ش حرفی نزنیم.

00:25:03.300 --> 00:25:07.020
‫یه خبر خوش برای همه دارم.

00:25:07.020 --> 00:25:10.180
‫برادرم تام، برای خودش
‫مناسب‌ترین همسر رو برگزیده.

00:25:10.180 --> 00:25:12.540
‫کَسی عزیزمون.

00:25:12.540 --> 00:25:14.100
‫قراره ازدواج کنن،

00:25:14.100 --> 00:25:17.300
‫و ما فاول‌ها از این اتفاق بسیار خوشحالیم.

00:25:18.740 --> 00:25:22.780
‫کَسی، علاوه بر اینکه زن بااستعداد و شایسته‌اییه،

00:25:22.780 --> 00:25:24.220
‫دوست عزیز ما هم هست.

00:25:24.320 --> 00:25:27.600
‫تام همچنین یه حامی برای خودش پیدا کرده.

00:25:27.600 --> 00:25:30.680
‫عالیجناب لرد کریون.

00:25:30.680 --> 00:25:34.600
‫و ایشون از کشیش جوان ما خواستن
‫در یک سفر ماجراجویانه

00:25:34.600 --> 00:25:36.600
‫باهاشون همراه بشه.

00:25:36.600 --> 00:25:39.360
‫مأموریت به جزایر وینوارد...

00:25:39.360 --> 00:25:41.960
‫در هند غربی.

00:25:43.360 --> 00:25:48.600
‫پس، بیاید برای
‫تام و همه‌ی ماجراجویی‌های دریایی‌اش جشن بگیریم.

00:26:03.160 --> 00:26:05.040
‫داری می‌لرزی.

00:26:08.680 --> 00:26:10.080
‫بیا.

00:26:17.680 --> 00:26:21.520
‫کسی عزیزم، می‌دونم این برای هر دومون سخته.

00:26:23.080 --> 00:26:25.720
‫من... این کار رو
‫برای خودمون انجام می‌دم.

00:26:26.880 --> 00:26:28.840
‫برای آینده‌مون.

00:26:29.220 --> 00:26:30.980
‫کلیسای خودم، کَسی.

00:26:30.980 --> 00:26:33.300
‫محل اقامت کشیشی خودمون.

00:26:34.540 --> 00:26:37.300
‫این همیشه رویامون بوده،
‫پس یه سال چه اهمیتی داره؟

00:26:37.300 --> 00:26:41.020
‫- یک سال؟
‫- حداقل تا یه سال دیگه نمی‌تونیم ازدواج کنیم.

00:26:41.020 --> 00:26:44.020
‫پیشنهاد داده که دستمزد سخاوتمندی بپردازه.

00:26:44.020 --> 00:26:46.140
‫خیلی بیشتر از چیزی که اینجا درمیارم.

00:26:48.020 --> 00:26:52.380
‫زندگی‌مون تا همیشه تامین خواهد بود، عشق من.

00:26:53.940 --> 00:26:55.420
‫فقط یه ساله.

00:26:56.780 --> 00:26:59.500
‫فکر نکردی که قبلش با من مشورت کنی؟

00:27:00.940 --> 00:27:03.340
‫خب... ازم خواست که زود جواب بدم.

00:27:04.780 --> 00:27:06.500
‫و می‌دونستم که تو موافقت می‌کنی.

00:27:12.460 --> 00:27:13.940
‫وای، جین.

00:27:20.340 --> 00:27:23.300
‫با کشیش ساده‌مون خوشحال بودم.

00:27:25.780 --> 00:27:28.500
‫یه قهرمان ماجراجو نمی‌خواستم.

00:27:29.780 --> 00:27:33.380
‫من و تو به اندازه‌ی کافی رمان خوندیم
‫که بدونیم نجیب‌زادگان،

00:27:33.380 --> 00:27:36.260
‫هرچقدر هم که خوش‌مشرب باشن،

00:27:36.260 --> 00:27:38.660
‫همیشه قابل اعتماد نیستن.

00:27:38.660 --> 00:27:41.780
‫پس باید امیدوار باشیم
‫که این لرد مرد راستگویی باشه.

00:27:44.180 --> 00:27:47.940
‫تام این کار رو فقط برای
‫تأمین آینده‌ی تو داره انجام میده، عزیزم.

00:27:47.940 --> 00:27:50.780
‫تو برای عشق ازدواج می‌کنی،
‫و این یه نعمته.

00:27:50.780 --> 00:27:53.100
‫عشق هزینه داره.

00:27:53.100 --> 00:27:56.540
‫هیچ‌کدوم از شما ثروتی ندارید،
‫پس اون باید پول به دست بیاره.

00:28:00.180 --> 00:28:02.700
‫همه‌ چیز درست می‌شه.

00:28:02.700 --> 00:28:04.220
‫می‌دونم.

00:28:30.860 --> 00:28:32.820
‫یه سال تا چشم به هم بزنی تموم میشه.

00:28:33.780 --> 00:28:36.620
‫و تا وقتی که من نیستم
‫باید مرتب به کینتبری سر بزنی.

00:28:36.620 --> 00:28:38.100
‫الان اینجا خونه‌ی توئه.

00:28:39.300 --> 00:28:43.340
‫می‌تونم به الایزا تو نگهداری بچه‌ها کمک کنم.

00:28:43.340 --> 00:28:46.100
‫برای زمانی که خودمون بچه‌دار بشیم،
‫تمرین خوبیه.

00:28:47.140 --> 00:28:49.020
‫چند تا بچه خواهیم داشت؟

00:28:49.020 --> 00:28:51.220
‫چهار تا. نه، پنج تا.

00:28:51.220 --> 00:28:53.700
‫نه، شش تا،
‫نمی‌شه تعدادشون فرد باشه!

00:28:54.980 --> 00:28:56.940
‫اسمشون رو چی بذاریم؟

00:28:56.940 --> 00:28:59.780
‫جین، اگه اولی دختر باشه.

00:28:59.780 --> 00:29:01.540
‫فولر، اگه پسر باشه.

00:29:01.540 --> 00:29:05.420
‫جدی؟ به نظرم برای یه پسر کوچیک
‫اسم خیلی سنگینیه.

00:29:05.420 --> 00:29:08.260
‫خب، بالاخره یه روز مرد می‌شه.

00:29:08.260 --> 00:29:11.140
‫عزیزم، تو می‌دونی که من

00:29:11.140 --> 00:29:12.980
‫از هر اسمی که داشته باشن راضیم.

00:29:13.940 --> 00:29:15.300
‫ولی...

00:29:16.260 --> 00:29:19.300
‫قبل از رفتنم، باید یه چیزایی بهت بگم،

00:29:19.300 --> 00:29:21.220
‫محض احتیاط اگه برنگشتم.

00:29:21.220 --> 00:29:24.980
‫نه، برمی‌گردی.

00:29:24.980 --> 00:29:27.300
‫- نمی‌خوام درباره‌ش حرف بزنیم.
‫- کَسی، باید حرف بزنیم.

00:29:30.380 --> 00:29:33.780
‫وصیت‌نامه‌ای نوشتم و
‫بیشتر پولم رو برای تو گذاشتم.

00:29:36.580 --> 00:29:39.340
‫- این حرف رو نزن.
‫- می‌خوام مال تو باشه.

00:29:40.700 --> 00:29:42.220
‫تو به من قول دادی،

00:29:42.220 --> 00:29:44.260
‫پس باید تحت حمایت باشی، اگه من...

00:29:45.780 --> 00:29:47.220
‫اگه برنگشتم...

00:29:47.220 --> 00:29:50.940
‫نه. ما نامزدیم، این انتخاب منه.

00:29:50.940 --> 00:29:53.140
‫این یه کم امنیت برات میاره.

00:29:55.420 --> 00:29:58.420
‫کَسی، ازت می‌خوام قول بدی این ارثیه

00:29:58.420 --> 00:30:00.260
‫باعث نشه که اسیر یاد من بشی.

00:30:02.060 --> 00:30:04.620
‫اگه نمی‌تونی با من ازدواج کنی،

00:30:04.620 --> 00:30:06.700
‫باید این حق رو داشته باشی
‫که با کس دیگه ازدواج کنی.

00:30:10.180 --> 00:30:12.020
‫بهت قول میدم، تام...

00:30:13.580 --> 00:30:16.020
‫از صمیم قلب، اینجا در حضور خدا...

00:30:17.380 --> 00:30:21.500
‫که با هیچ مرد دیگه‌ای
‫جز تو ازدواج نمی‌کنم.

00:30:58.940 --> 00:31:01.140
‫امروز سخت‌تر از چیزی بود

00:31:01.140 --> 00:31:02.780
‫که تصور می‌کردم.

00:31:04.740 --> 00:31:08.340
‫اول، از دست دادن مادر عزیزت
‫و حالا پدرت هم...

00:31:09.460 --> 00:31:13.940
‫و مطمئنم که خبر
‫غیرمنتظره‌ی امروز آقای داندس هم کمکی نکرد.

00:31:15.100 --> 00:31:17.460
‫کاملاً غیرمنتظره بود.

00:31:17.460 --> 00:31:20.180
‫خب، حالا که وصیت‌نامه‌ی پدرت خونده شده،

00:31:20.180 --> 00:31:23.380
‫می‌تونی کارهای اسباب‌کشی رو انجام بدی.

00:31:23.380 --> 00:31:24.820
‫به نظر می‌رسه که همین‌طوره.

00:31:24.820 --> 00:31:29.300
‫ما فاول‌ها سه نسل تو این خونه زندگی کردیم.

00:31:29.300 --> 00:31:33.100
‫از پدر به پسر منتقل شده.

00:31:34.220 --> 00:31:36.940
‫و حالا باید تنها خونه‌ایه
‫که تا حالا می‌شناختم رو ترک کنم.

00:31:39.660 --> 00:31:42.300
‫اولین بار تو زندگیم تنها خواهم بود.

00:31:42.300 --> 00:31:46.420
‫نه، ایزابلا، تو تنها نخواهی بود.

00:31:46.420 --> 00:31:48.420
‫میری پیش خواهرهات.

00:31:48.420 --> 00:31:51.220
‫هنوز کاملاً قطعی نشده.

00:31:51.220 --> 00:31:53.700
‫پدرت می‌خواست با اونا زندگی کنی.

00:31:53.700 --> 00:31:56.020
‫این خواسته‌ش خیلی واضح بود.

00:31:56.020 --> 00:31:58.500
‫می‌دونم که خواسته‌ش چی بود.

00:31:58.500 --> 00:32:00.620
‫رو این موضوع خیلی حساس بود،

00:32:00.620 --> 00:32:03.140
‫ولی خب در مورد همه‌ چیز حساس بود.

00:32:06.980 --> 00:32:09.260
‫من هیچ‌وقت کاری نکردم که ناراحتش کنم،

00:32:09.260 --> 00:32:11.740
‫ولی احساسات من چی؟

00:32:13.380 --> 00:32:15.340
‫اونا چی می‌شن؟

00:32:15.340 --> 00:32:17.820
‫ولی اونا خواهرات هستن.

00:32:17.820 --> 00:32:21.140
‫هیچ رابطه‌ای نزدیک‌تر از این نیست.

00:32:21.140 --> 00:32:23.260
‫باید بابتش شکرگزار باشی.

00:32:25.140 --> 00:32:28.020
‫- شکرگزار؟
‫- بله.

00:32:28.020 --> 00:32:32.140
‫و خیالت راحت خواهد بود،

00:32:32.140 --> 00:32:34.500
‫وقتی بدونی که داری

00:32:34.500 --> 00:32:36.620
‫طبق خواسته‌ی پدرت زندگی می‌کنی.

00:32:39.700 --> 00:32:42.540
‫احساس می‌کنم یه‌دفعه خیلی خسته شدم.

00:32:42.540 --> 00:32:44.180
‫آماده‌م که بخوابم.

00:32:53.420 --> 00:32:55.060
‫الایزای عزیزم،

00:32:55.060 --> 00:32:57.460
‫امیدوارم بزرگواری کنی

00:32:57.460 --> 00:32:59.220
‫و تأخیر مرا در پاسخ به نامه‌ات ببخشی.

00:33:00.380 --> 00:33:02.980
‫- خیلی قشنگن، جین، نه؟
‫- بله، مامان.

00:33:04.100 --> 00:33:06.460
‫ما برگشتیم استیونتون.

00:33:06.460 --> 00:33:09.660
‫اما حقیقت اینه که منزل کشیشی آرام ما

00:33:09.660 --> 00:33:12.940
‫چنان در هیاهوی جشن غرق شده

00:33:12.940 --> 00:33:15.060
‫که پیدا کردن مکانی آرام برای نوشتن دشواره.

00:33:15.060 --> 00:33:17.060
‫من اونجا رو ترجیح می‌دم...

00:33:17.060 --> 00:33:20.220
‫آنقدر شادی و هیجان در جریانه

00:33:20.220 --> 00:33:22.380
‫که احساس ناخوشی و گناه می‌کنم.

00:33:22.380 --> 00:33:25.700
‫مامان؟ اینو ببین!

00:33:25.700 --> 00:33:28.500
‫دقیقاً به خاطر نمیارم
‫که در روزهای پیش از نامزدی خواهرم

00:33:28.500 --> 00:33:30.300
‫چگونه وقتمان رو می‌گذراندیم.

00:33:34.540 --> 00:33:37.140
‫جین!

00:33:37.140 --> 00:33:39.500
‫نظرت چیه؟

00:33:40.780 --> 00:33:42.780
‫خیلی زیبا...
‫هم کَسی، هم تورش.

00:33:42.780 --> 00:33:45.180
‫فقط امیدوارم

00:33:45.180 --> 00:33:46.820
‫تا روز عروسی از مد نیفته.

00:33:48.260 --> 00:33:50.500
‫بیا مامان، بذار جین تو آرامش بمونه.

00:33:50.500 --> 00:33:54.540
‫همیشه می‌دونستیم که اونا برای هم ساخته شدن.

00:33:54.540 --> 00:33:57.580
‫فقط نمی‌دونستیم تام کِی پیشنهاد میده.

00:33:57.580 --> 00:33:59.780
‫خب، آدم محتاطیه، مامان.

00:33:59.780 --> 00:34:01.500
‫منم دقیقاً همینجوری می‌خواستمش.

00:34:01.500 --> 00:34:04.380
‫خب، هیچ مردی نمی‌تونست
‫بهتر از تو رو انتخاب کنه.

00:34:04.380 --> 00:34:07.460
‫چنین دختر بااستعدادی برای هر مردی

00:34:07.460 --> 00:34:10.060
‫یه نعمته.

00:34:10.060 --> 00:34:14.980
‫- ولی جین بیچاره!
‫- نمی‌دونیم سرنوشتش چی می‌شه.

00:34:14.980 --> 00:34:17.060
‫مامان! جین همین ‌جاست.

00:34:17.060 --> 00:34:22.460
‫فقط می‌گم که در حالی که تو خیلی شایسته‌ای،

00:34:22.460 --> 00:34:24.140
‫کاساندرای عزیزم،

00:34:24.140 --> 00:34:26.660
‫خواهر جونت یه کم کمتر...

00:34:26.660 --> 00:34:31.260
‫کارآمده؟
‫فکر کنم این همون کلمه‌ایه که دنبالش می‌گردی، مامان.

00:34:31.260 --> 00:34:33.140
‫بیا دیگه، خانم آستن،

00:34:33.140 --> 00:34:36.260
‫ما دو دختر فوق‌العاده داریم.

00:34:36.260 --> 00:34:40.300
‫حتی اگه استعدادشون
‫به شکل‌های متفاوتی باشه.

00:34:41.420 --> 00:34:43.780
‫هر مردی خوش‌بخت خواهد بود
‫که یه کدومشون نصیبش بشه.

00:34:43.780 --> 00:34:47.100
‫پدر، بابت این تعریف پرشور سپاسگزارم

00:34:47.100 --> 00:34:48.540
‫ولی مامان راست می‌گه.

00:34:48.540 --> 00:34:50.740
‫کسی مثل یه هلوی رسیده‌ست،

00:34:50.740 --> 00:34:53.380
‫و تام فاول خوش‌شانس‌ترین مرد دنیاست.

00:34:53.380 --> 00:34:56.820
‫حالا، همسر عزیزم،
‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم.

00:34:59.820 --> 00:35:03.300
‫اگه تنها ایرادی در این نامزدی باشد

00:35:03.300 --> 00:35:06.380
‫اینه که باید یاد بگیرم
‫چطور بدون اون زندگی کنم.

00:35:07.620 --> 00:35:11.220
‫من هنوز آماده‌ی خداحافظی
‫با خواهر عزیزم نیستم.

00:35:14.020 --> 00:35:15.900
‫کارش تموم شد.

00:35:17.180 --> 00:35:19.860
‫این پارچه‌ی ابریشمی فوق‌العاده‌ست، کَسی.

00:35:19.860 --> 00:35:22.420
‫شاید بهتر باشه بذاریش کنار، مامان،
‫که قبل از اینکه کَسی بپوشه

00:35:22.420 --> 00:35:24.260
‫خراب نشه.

00:35:24.260 --> 00:35:26.460
‫من کاملاً معتقدم، جین،

00:35:26.460 --> 00:35:29.660
‫که همیشه آماده بودن بهتر از آماده نبودنه.

00:35:29.660 --> 00:35:33.060
‫مامان راست می‌گه، جین.
‫می‌خوام همه ‌چیز آماده باشه.

00:35:33.060 --> 00:35:35.100
‫خب، آنا، اول کدوم رو درست کنیم؟

00:35:35.100 --> 00:35:38.300
‫- عروس!
‫- یعنی من؟

00:35:38.300 --> 00:35:40.780
‫- نه.
‫- خب، کی پس؟

00:35:40.780 --> 00:35:42.620
‫عروس پدر.

00:35:43.580 --> 00:35:45.740
‫می‌خوای پسرم دوباره ازدواج کنه، آنا؟

00:35:47.820 --> 00:35:49.620
‫پس همین‌طور میشه.

00:35:49.620 --> 00:35:53.340
‫- چرا یه عروسی، وقتی می‌تونیم دو تا داشته باشیم؟
‫- بله!

00:35:53.340 --> 00:35:55.340
‫من و عمه‌هات یکی رو براش پیدا می‌کنیم.

00:35:55.340 --> 00:35:56.980
‫فکر فوق‌العاده‌ایه!

00:35:56.980 --> 00:35:59.260
‫- کَسی.
‫- چرا که نه؟

00:35:59.260 --> 00:36:01.300
‫می‌خوام همه مثل من خوشحال باشن.

00:36:01.300 --> 00:36:02.700
‫حتی تو، جین عزیزم.

00:36:02.700 --> 00:36:05.460
‫حاضر نیستم تو دسیسه‌های ازدواجی
‫شما دخیل باشم.

00:36:05.460 --> 00:36:09.060
‫نظرتون درباره‌ی خواهر الایزا، مری لوید چیه؟

00:36:09.060 --> 00:36:11.260
‫برای برادر جیمز؟ مامان!

00:36:11.260 --> 00:36:15.180
‫فکر نمی‌کنم کسی بهتر از اون باشه.
‫تو چی، کَسی؟

00:36:16.300 --> 00:36:17.660
‫کسی بهتر نیست.

00:36:17.660 --> 00:36:19.420
‫کاملاً مناسبه.

00:36:19.420 --> 00:36:22.820
‫پس انجام می‌شه.
‫حالا باید دو تا عروس درست کنیم، آنا.

00:36:22.820 --> 00:36:25.100
‫باید از عمه جین کاغذ بیشتری بگیری.

00:36:25.100 --> 00:36:29.620
‫بله، الایزا، مامانم دوباره افتاده تو فکر شوهر دادن!

00:36:29.620 --> 00:36:34.340
‫مصممه که خواهرت، مری رو
‫به عقد برادرمان جیمز در بیاره.

00:36:34.340 --> 00:36:36.260
‫نظرت چیه، آنا؟

00:36:36.260 --> 00:36:40.220
‫از مادرم اینجور نقشه‌چینی‌ها انتظار میره،

00:36:40.220 --> 00:36:43.740
‫ولی نقش کَسی تو این بازی خیلی تعجب‌آوره.

00:36:43.740 --> 00:36:46.540
‫فقط می‌تونم اینو به موقعیت جدیدش

00:36:46.540 --> 00:36:49.020
‫به عنوان یه زن نامزدشده نسبت بدم.

00:36:49.020 --> 00:36:51.700
‫خوشبختانه هنوز
‫کَسی قصد شوهر دادن منو نداره،

00:36:51.700 --> 00:36:55.900
‫پس می‌تونم با خیال راحت نقش سرنوشت‌سازم رو
‫به عنوان یه دختر ترشیده‌ی بدخلق ادامه بدم...

00:36:57.260 --> 00:36:59.220
‫...اگه کسی اجازه بده.

00:37:00.460 --> 00:37:04.700
‫راستش کَسی، تو و مامان
‫انگار یه جورایی تسخیر شدید.

00:37:04.700 --> 00:37:06.260
‫چت شده؟

00:37:06.260 --> 00:37:07.940
‫خواهر من کجاست؟

00:37:07.940 --> 00:37:09.460
‫چیزیم نشده.

00:37:09.460 --> 00:37:11.860
‫من کَسی آستن هستم،
‫که به زودی کسی فاول می‌شه،

00:37:11.860 --> 00:37:14.460
‫خوشحال‌ترین زن دنیا.
‫و اگه من اینقدر خوشحالم،

00:37:14.460 --> 00:37:16.220
‫پس می‌خوام همه‌ی اطرافیانم هم خوشحال باشن.

00:37:16.220 --> 00:37:20.300
‫خوشبختی مثل سرماخوردگی نیست
‫که بشه به بقیه منتقلش کرد.

00:37:20.300 --> 00:37:23.660
‫- از دستم ناراحتی؟
‫- نه، ناراحت نیستم.

00:37:23.660 --> 00:37:25.140
‫فقط تعجب کردم.

00:37:25.140 --> 00:37:26.740
‫مری لوید و جیمز؟

00:37:26.740 --> 00:37:29.060
‫حتی تو هم باید در این مورد
‫یه ذره تردید داشته باشی.

00:37:29.060 --> 00:37:31.800
‫- وقتی تو اتاقه نگاه جیمز همیشه دنبالش می‌چرخه.
‫- این که عشق نیست.

00:37:31.800 --> 00:37:35.060
‫پس چیه؟
‫کنجکاوی مؤدبانه.

00:37:35.060 --> 00:37:38.060
‫تو که همیشه عاشقانه فکر می‌کردی.

00:37:38.060 --> 00:37:40.500
‫- نه، تنها مشکلی که ممکنه برامون پیش بیاد...
‫- برامون؟

00:37:40.500 --> 00:37:42.540
‫برادر جیمز خاطرخواه‌های خودش رو داره.

00:37:42.540 --> 00:37:46.060
‫- مثلاً خانم هریسون.
‫- خب، اونم یه معماست. چطور یه مرد بیوه

00:37:46.060 --> 00:37:50.020
‫- که خیلی هم شوخ نیست، انقدر انتخاب داره؟
‫- چون مَرده.

00:37:51.220 --> 00:37:53.300
‫متأسفم اگه مخالفی، جین، ولی هر چی بشه،

00:37:53.300 --> 00:37:54.740
‫جیمز باید دوباره ازدواج کنه.

00:37:54.740 --> 00:37:57.460
‫- اون بچه‌ی بیچاره مادر می‌خواد.
‫- آخه مری؟

00:37:57.460 --> 00:37:59.820
‫مطمئنی خانم هریسون اونجا نیست؟

00:37:59.820 --> 00:38:01.740
‫تو که می‌دونی برادرت چقدر تحسینش می‌کنه، کَسی.

00:38:01.740 --> 00:38:04.860
‫مزخرفه. اون از جیمز بلندتره.

00:38:04.860 --> 00:38:07.180
‫هیچ مردی زنی رو نمی‌خواد
‫که از خودش بلندتر باشه.

00:38:07.180 --> 00:38:09.580
‫به‌علاوه، شنیدم که از کشور رفته.

00:38:09.580 --> 00:38:11.980
‫خواهر عزیزم، اون فقط چشمش دنبال توئه،

00:38:11.980 --> 00:38:14.100
‫و فقط تو.
‫درسته، جین؟

00:38:15.760 --> 00:38:19.380
‫ولی نمی‌تونم نگران این نباشم
‫که نکنه در این نقشه‌چینی‌ها

00:38:19.380 --> 00:38:21.740
‫برادرزاده‌ی عزیزمون، آنا فراموش بشه.

00:38:21.740 --> 00:38:24.140
‫نقشه‌چینی؟ چی...؟

00:38:24.140 --> 00:38:26.020
‫من که هیچ نقشه‌ای نکشیدم.

00:38:26.020 --> 00:38:27.980
‫من فقط نگران آنا بودم!

00:38:41.020 --> 00:38:43.460
‫می‌دونم که مری خواهرته، الایزا،

00:38:43.460 --> 00:38:46.820
‫ولی سخته تصور کنم
‫که قادر باشه نقش یه مادر رو بپذیره.

00:38:48.100 --> 00:38:50.540
‫شاید همه‌ رو غافلگیر کرد.

00:38:57.300 --> 00:38:59.860
‫کَسی، دوست داری جدیدترین فصل رو بشنوی؟

00:38:59.860 --> 00:39:01.060
‫تموم شد.

00:39:01.060 --> 00:39:02.500
‫- درباره‌ی ضیافته؟
‫- بله.

00:39:02.500 --> 00:39:04.380
‫بالاخره!

00:39:06.500 --> 00:39:09.220
‫مری بنت حتماً باید اسمش مری باشه؟

00:39:09.220 --> 00:39:11.940
‫غیرقابل‌تحمله.
‫اگه زن‌برادرمون مری بفهمه،

00:39:11.940 --> 00:39:14.420
‫خیلی خوشش نمیاد.

00:39:14.420 --> 00:39:17.700
‫نمی‌فهمه.
‫سلیقه‌ ادبی محدودی داره.

00:39:17.700 --> 00:39:20.340
‫اگه جیمز ننوشته باشه،
‫پس ارزش خوندن نداره.

00:39:24.780 --> 00:39:28.140
‫دیدن کَسیِ عزیزم در چنین روحیه‌ی شادی
‫مایه‌ی خوشحالیمه.

00:39:29.500 --> 00:39:32.980
‫یک سال کامل منتظر معشوقش مانده.

00:39:34.140 --> 00:39:36.980
‫- برای کی نامه می‌نویسی؟
‫- الایزا.

00:39:36.980 --> 00:39:39.580
‫حتماً اونم مثل ما بی‌صبرانه منتظر دیدن تام ـه.

00:39:39.580 --> 00:39:42.380
‫دلشوره دارم.

00:39:44.140 --> 00:39:46.900
‫باید اعتراف کنم منم دلشوره دارم، الایزا،

00:39:46.900 --> 00:39:51.260
‫چون لحظه‌ای فرا رسیده
‫که باید از کسی جدا شوم،

00:39:51.260 --> 00:39:54.940
‫و بایست نقش دختر مجرد خانواده رو قبول کنم.

00:39:54.940 --> 00:39:59.500
‫این جدایی را نمی‌پسندم
‫اما چاره‌ای جز پذیرش آن ندارم.

00:39:59.500 --> 00:40:00.980
‫جین؟

00:40:02.620 --> 00:40:05.860
‫من و تو همیشه خواهر خواهیم بود،

00:40:05.860 --> 00:40:07.780
‫حتی وقتی که خانم فاول بشم.

00:40:08.980 --> 00:40:11.420
‫تو برای همیشه با من خواهی بود.

00:40:16.020 --> 00:40:18.820
‫اوایل عجیبه،

00:40:18.820 --> 00:40:23.340
‫ولی... این چیزیه که اکثر خواهرها باید تجربه کنن.

00:40:23.340 --> 00:40:25.180
‫اکثر خواهرها.

00:40:25.180 --> 00:40:27.620
‫واقعاً این ‌طوری به خودمون فکر می‌کنی؟

00:40:27.620 --> 00:40:30.620
‫پس اشتباه فکر می‌کردم جایگاه خاص‌تری دارم.

00:40:30.620 --> 00:40:33.420
‫- جین، می‌دونی که...
‫- البته که می‌دونم.

00:40:34.660 --> 00:40:36.780
‫ما مثل اکثر خواهرها نبودیم.

00:40:40.860 --> 00:40:43.340
‫ما مثل اکثر خواهرها نبودیم.

00:40:56.300 --> 00:40:58.100
‫ببخشید، خانم.

00:40:58.100 --> 00:41:00.220
‫داشتم شومینه رو مرتب می‌کردم.

00:41:00.220 --> 00:41:01.660
‫برای بدکاران، هیچ آسایشی وجود ندارد.

00:41:01.660 --> 00:41:03.580
‫بذار باشه.

00:41:03.580 --> 00:41:05.180
‫همین ‌طوری خوبه.

00:41:06.380 --> 00:41:10.100
‫شروع کردم به جمع کردن وسایل خانم فاول.

00:41:10.100 --> 00:41:13.060
‫دیگه وقت زیادی نداریم.

00:41:13.060 --> 00:41:14.740
‫امر امر شماست، خانم.

00:41:19.060 --> 00:41:23.020
‫خانم مری آستن قراره به زودی برسن، خانم.

00:41:38.780 --> 00:41:40.020
‫مری.

00:41:48.380 --> 00:41:49.700
‫الایزای عزیزم.

00:41:50.780 --> 00:41:54.660
‫به محض اینکه نامه‌ات رسید،
‫به سمت استیونتون راه افتادیم.

00:41:54.660 --> 00:41:57.100
‫با اینکه از انجام این کار لذت نمی‌بردم،

00:41:57.100 --> 00:42:00.420
‫فکر کردم که باید با صبر و حوصله انجامش بدم.

00:42:01.460 --> 00:42:04.500
‫در حقیقت احساس می‌کردم که توانایی انجامش را دارم.

00:42:04.500 --> 00:42:06.740
‫چون حالا یک زن متأهل هستم،

00:42:06.740 --> 00:42:09.420
‫با یک شوهر کنارم،

00:42:09.420 --> 00:42:11.380
‫و من جزو خانواده‌ام.

00:42:11.380 --> 00:42:13.100
‫یه آستن هم هستم.

00:42:13.640 --> 00:42:15.320
‫تنها، ولی با هم.

00:42:15.320 --> 00:42:17.520
‫مثل انجمن خواهری مخفی دو نفره.

00:42:17.520 --> 00:42:20.480
‫درشون به روی بقیه‌ی دنیا بسته بود.

00:42:20.480 --> 00:42:23.240
‫و حتی لیدیا آن قدر خسته بود که بیشتر از

00:42:23.240 --> 00:42:27.160
‫یک جمله‌ی کوتاه نگفت:
‫«خدایا، چقدر خسته‌ام!،»

00:42:27.160 --> 00:42:29.880
‫همراه با یک خمیازه‌ی بلند.

00:42:29.880 --> 00:42:33.200
‫به نظر می‌رسد که بیش از حد می‌خندن.

00:42:33.200 --> 00:42:36.520
‫چی می‌تونه اینقدر براشون خنده‌دار باشه؟

00:42:36.520 --> 00:42:38.520
‫قبلاً برام مهم نبود، ولی اخیراً،

00:42:38.520 --> 00:42:40.640
‫خیلی آزاردهنده‌ست.

00:42:42.520 --> 00:42:44.040
‫مامان هیچ‌وقت در نمی‌زنه.

00:42:47.800 --> 00:42:51.400
‫به محض اینکه کَسی چهره‌ی منو دید،
‫فهمید برای چی اومدم.

00:42:53.040 --> 00:42:55.720
‫بهتر دیدم که تنها باهاش صحبت کنم،

00:42:55.720 --> 00:42:57.600
‫بدون حضور خواهرش.

00:42:57.600 --> 00:42:59.360
‫جین، می‌شه ما رو تنها بذاری؟

00:42:59.360 --> 00:43:00.880
‫نه، هیچ جا نمی‌رم.

00:43:00.880 --> 00:43:02.840
‫خواهش می‌کنم، جین.

00:43:10.840 --> 00:43:12.120
‫کاساندرا...

00:43:12.120 --> 00:43:14.480
‫خبر بدی داریم، کَسی.

00:43:14.480 --> 00:43:15.920
‫باید خودتو آماده کنی.

00:43:17.800 --> 00:43:19.520
‫بی‌مقدمه سر اصل مطلب رفتم.

00:43:20.680 --> 00:43:23.880
‫تام به خاطر تب زرد از دنیا رفته بود،

00:43:23.880 --> 00:43:27.320
‫و دو ماه گذشته رو در دریا دفن شده بود.

00:43:36.480 --> 00:43:37.960
‫کَسی، عزیزم...

00:43:40.040 --> 00:43:42.840
‫نباید لرد کریون رو
‫به خاطر بردن تام سرزنش کنی.

00:43:42.840 --> 00:43:45.040
‫از نامزدی شما بی‌خبر بود.

00:43:45.040 --> 00:43:46.920
‫تام این موضوع رو ازش مخفی کرده بود،

00:43:46.920 --> 00:43:49.920
‫چون می‌دونست اگه بفهمه،
‫هرگز یه مرد نامزددار رو با خودش نمی‌بره.

00:43:51.160 --> 00:43:54.080
‫میل رفتنش اونقدر قوی بود که...

00:43:54.080 --> 00:43:56.040
‫کسی، حرفش رو باور نکن!

00:43:56.040 --> 00:43:57.960
‫واقعیت داره. تو بگو، جیمز.

00:44:01.880 --> 00:44:03.720
‫تصمیم خود تام بود.

00:44:04.960 --> 00:44:07.920
‫واکنش کاساندرا کاملاً ناامیدانه بود.

00:44:07.920 --> 00:44:11.280
‫روی زمین افتاد و دچار حمله‌ی عصبی شد.

00:44:13.280 --> 00:44:15.560
‫تا به حال چنین ناله و شیونی نشنیده بودم.

00:44:15.560 --> 00:44:17.360
‫هیچ‌کس نمی‌تونست آرومش کنه.

00:44:18.880 --> 00:44:20.040
‫چی؟

00:44:21.360 --> 00:44:23.680
‫حتی یه کلمه هم نمی‌تونست بگه.

00:44:23.680 --> 00:44:27.160
‫حتماً برای هر دوی شما خیلی سخت بوده، پس...

00:44:28.120 --> 00:44:29.320
‫ممنونم.

00:44:31.200 --> 00:44:34.640
‫این غم و اندوه چه اندازه ملال‌آور و تلخه؟

00:44:34.640 --> 00:44:37.160
‫یعنی سرنوشت من اینه
‫که با دردسرهای تمام‌نشدنی

00:44:37.160 --> 00:44:41.320
‫خواهران جدیدم سر و کار داشته باشم؟
‫جایگاهی نیست که خوشایندم باشد.

00:44:41.320 --> 00:44:45.440
‫ولی زمانی که اتفاق بدی می‌افته،
‫بایستی حقیقت گفته شود.

00:45:10.560 --> 00:45:12.120
‫تو دروغ گفتی.

00:45:47.520 --> 00:45:49.360
‫اصلاً نامه‌ای از جین پیدا کردی؟

00:45:53.200 --> 00:45:55.000
‫یه دونه هم پیدا نکردم.

00:46:00.160 --> 00:46:03.200
‫بچه‌ها از هیجان دیوانه شدن.

00:46:03.200 --> 00:46:05.440
‫ولی خواهرت داره خونه‌ش رو از دست میده.

00:46:05.440 --> 00:46:07.080
‫ایزابل یه زن بالغه.

00:46:07.080 --> 00:46:08.560
‫آستن‌های همپشایر

00:46:08.560 --> 00:46:11.840
‫اولین برنامه‌ی بزرگ سفرشون رو شروع کردن.

00:46:11.840 --> 00:46:13.960
‫همون آقای محترمی نبود
‫که هر دو در سیدموث دیدیم؟

00:46:13.960 --> 00:46:17.160
‫چقدر عاشقانه،
‫عاشق شدن کنار دریا!

00:46:17.160 --> 00:46:20.320
‫اصلاً نمی‌دونم خاله مری ـت از چی حرف می‌زنه.