WEBVTT

00:00:09.960 --> 00:00:11.640
‫اونا سراغ تو هم میان

00:00:11.720 --> 00:00:14.960
‫اونایی که به قتل رسیدن، مثل کاساندرا

00:00:15.040 --> 00:00:17.200
‫و من

00:00:19.640 --> 00:00:21.120
‫پدر؟

00:00:25.280 --> 00:00:26.760
‫پدر؟

00:00:29.280 --> 00:00:30.760
‫پدر!

00:00:33.680 --> 00:00:38.680
‫« شرمنده، مجبورم برم »

00:00:45.240 --> 00:00:46.680
‫بقیه هم هستن

00:00:46.720 --> 00:00:48.600
‫کسایی که به قتل رسیدن

00:00:49.920 --> 00:00:51.400
‫مثل کاساندرا

00:00:52.920 --> 00:00:54.400
‫و من

00:01:04.680 --> 00:01:06.400
‫از این طرف برو!

00:01:06.480 --> 00:01:07.880
‫از بغل برو! دور بزن!

00:01:07.920 --> 00:01:09.600
‫- چراغ سبزه
‫- از کنارم برو!

00:01:09.680 --> 00:01:11.480
‫سبقت بگیر برو!

00:01:11.560 --> 00:01:13.200
‫سبقت بگیرید برید دیگه!

00:01:17.120 --> 00:01:18.600
‫حالت خوبه؟

00:01:19.680 --> 00:01:21.160
‫شرمنده

00:01:22.240 --> 00:01:23.720
‫کمکی ازم بر میاد؟

00:01:25.000 --> 00:01:26.480
‫نه

00:01:30.280 --> 00:01:32.560
‫پدرم... پدرم مُرده

00:01:32.640 --> 00:01:35.120
‫آره، اون مُرده

00:01:42.080 --> 00:01:44.160
‫فقط واسه آهنگ نوستالژی وقت داریم

00:01:44.240 --> 00:01:46.320
‫بعدش باید بریم سراغ اخبار

00:02:04.320 --> 00:02:06.320
‫نمی‌فهمم چرا باید همچین کاری بکنه

00:02:09.880 --> 00:02:15.880
‫« لازاروس »
‫« اثری از هارلن کوبن »

00:02:20.000 --> 00:02:21.880
‫« دیلن به شدت به اختلال وسواس
‫فکری‌عملی مبتلاست و

00:02:21.960 --> 00:02:23.880
‫به دلیل وسواس‌هاش، در عملکرد
‫روزمره‌ی اجتماعی‌اش مشکل داره »

00:02:23.960 --> 00:02:27.640
‫« قضیه هنوز تمون نشده »

00:02:27.680 --> 00:02:29.320
‫خب...

00:02:31.280 --> 00:02:33.080
‫واسم توضیح نمیدی؟

00:02:34.520 --> 00:02:36.120
‫من...

00:02:36.200 --> 00:02:38.040
‫می‌خواستم برم خونه

00:02:38.120 --> 00:02:41.440
‫آره. غیب گفتی. چرا؟

00:02:42.440 --> 00:02:44.840
‫اینجا بودن، ذهنم رو به‌هم می‌ریزه

00:02:44.920 --> 00:02:46.640
‫خیلی‌خب

00:02:46.720 --> 00:02:47.960
‫که اینطور، پس برای آرامش ذهنت

00:02:48.000 --> 00:02:50.880
‫با یادداشت خودکشی ِ
‫به شدت مُبهم پدرت ور میری

00:02:57.240 --> 00:02:58.760
‫یه فرضیه دارم

00:02:58.840 --> 00:03:00.880
‫در مورد؟

00:03:00.960 --> 00:03:03.840
‫این یادداشت به شدت مبهم خودکشی

00:03:03.920 --> 00:03:05.800
‫خب؟

00:03:05.880 --> 00:03:09.640
‫خب، می‌دونم که دست‌خط پدرمـه

00:03:09.720 --> 00:03:12.240
‫ولی از کِی تا حالا جملاتش رو
‫بدون حرف بزرگ شروع می‌کنه؟

00:03:13.600 --> 00:03:15.040
‫وقتی توی فکر خودکشی بوده

00:03:15.080 --> 00:03:17.680
‫احتمالاً نگارش و نقطه‌گذاری
‫توی اولویتش نبوده

00:03:17.760 --> 00:03:20.880
‫مثل آخر جمله خونده میشه،
‫نه شروع جمله،

00:03:20.960 --> 00:03:23.680
‫پس اگه...

00:03:23.760 --> 00:03:25.560
‫یه صفحۀ اولی هم داشته باشه چی؟

00:03:25.640 --> 00:03:27.760
‫- پلیس فقط اینو پیدا کرده
‫- آره، اون‌وقت کی

00:03:27.840 --> 00:03:29.760
‫اول یادداشت رو پیدا کرده؟
‫پلیس یا مارگو؟

00:03:29.840 --> 00:03:32.320
‫- مارگو
‫- از کجا معلوم...

00:03:32.400 --> 00:03:34.680
‫اون بنا به دلایلی صفحۀ اول رو برنداشته باشه؟

00:03:34.760 --> 00:03:36.160
‫چرا باید همچین کاری بکنه؟

00:03:36.200 --> 00:03:38.480
‫من چه بدونم. نمی‌دونم. من...

00:03:38.560 --> 00:03:40.880
‫ولی خودت هم گفتی،
‫این یادداشت مسخره‌ست و

00:03:40.960 --> 00:03:42.480
‫هیچ توضیحی نمیده.
‫کلاً سه کلمه‌ست و

00:03:42.520 --> 00:03:44.400
‫یه نقاشی بی‌ربط. این عمراً نمی‌تونه

00:03:44.480 --> 00:03:46.360
‫آخرین یادداشت یه مرد روان‌کاو و
‫نکته‌سنج باشه

00:03:48.560 --> 00:03:50.720
‫به نظرم خستگی بهت غلبه کرده

00:03:50.800 --> 00:03:53.720
‫اون مشغول خوندن یه کتاب بود

00:03:53.800 --> 00:03:56.960
‫«بوته‌ی سرو: معصومیت از دست رفته»
‫اثر «سی‌سی آرنولد»

00:03:58.680 --> 00:04:00.320
‫خب...؟

00:04:00.400 --> 00:04:03.040
‫یه کتاب روان‌شناسی قدیمیـه
‫از سال 1954

00:04:03.120 --> 00:04:06.080
‫بوتۀ سرو یه استعاره‌ست. توی انجیل،

00:04:06.160 --> 00:04:08.960
‫عیسیِ نوزاد و والدینش پشت یه درخت سرو

00:04:09.040 --> 00:04:12.280
‫از سربازهای هرود پنهون شده بودن.
‫این نمادِ معصومیتـه و نمادِ فقدان.

00:04:13.360 --> 00:04:14.840
‫ساتن؟

00:04:17.680 --> 00:04:20.360
‫لاز، داری ناراحتم می‌کنی

00:04:20.440 --> 00:04:23.120
‫اگه مشکلی نداره، من...

00:04:23.200 --> 00:04:28.200
‫میرم چایی دم کنم و

00:04:28.280 --> 00:04:30.360
‫یکم کیک درست کنم

00:04:45.880 --> 00:04:47.600
‫چیکار می‌کنی، رفیق؟

00:04:49.200 --> 00:04:50.680
‫ترسیدی؟

00:04:55.840 --> 00:04:58.360
‫آهای. آهای!

00:04:58.440 --> 00:04:59.760
‫تو

00:04:59.800 --> 00:05:01.760
‫- چیه، دنبال دعوایی؟
‫- ها؟

00:05:01.840 --> 00:05:04.320
‫این که مال این حرفا نیست،
‫لاغر مُردنیـه

00:05:04.400 --> 00:05:05.920
‫چطوره با یکی گنده‌تر طرف شی؟

00:05:07.200 --> 00:05:09.680
‫تو برو

00:05:09.760 --> 00:05:11.120
‫بقیه‌تون

00:05:11.160 --> 00:05:13.160
‫بنده اینجا در خدمتم

00:05:13.240 --> 00:05:15.120
خفه

00:05:15.200 --> 00:05:17.440
خفه؟

00:05:22.200 --> 00:05:23.280
‫برید مدرسه‌تون

00:05:38.000 --> 00:05:40.160
‫- سوار شو
‫- پیاده میرم

00:05:40.240 --> 00:05:41.920
‫نمی‌خوام بهت برسن

00:05:42.000 --> 00:05:44.400
‫نمی‌رسن چون دارم با تمام سرعت راه میرم

00:05:44.480 --> 00:05:45.800
‫اگه بدوئن چی؟

00:05:45.840 --> 00:05:49.160
‫نمی‌دوئن. اگه بدوئن
‫از خفن‌بودن‌شون کم میشه

00:05:49.240 --> 00:05:50.720
‫مراقب خودت باش، خب؟

00:05:50.800 --> 00:05:55.200
‫چقدر حرفت بی‌معنی بود،
‫چون من اصلاً در خطر...

00:05:55.280 --> 00:05:56.520
‫نیستم

00:05:56.560 --> 00:05:58.280
‫حق گفتی

00:06:17.560 --> 00:06:19.000
‫- قهوه؟
‫- همینطوریش دیرم شده

00:06:19.040 --> 00:06:21.640
‫پس یه نیم ساعت دیرتر هم بشه
‫به جایی برنمی‌خوره

00:06:23.840 --> 00:06:25.960
‫خیال می‌کنن دوباره معتاد شدم

00:06:26.040 --> 00:06:28.320
‫- شدی؟
‫- آره

00:06:28.400 --> 00:06:31.280
‫ولی من که نمی‌خوام اونا
‫همچین فکری بکنن

00:06:31.360 --> 00:06:33.040
‫آره مهمـه

00:06:34.600 --> 00:06:36.560
‫این مدت داشتم به
‫خودکشی پدر فکر می‌کردم

00:06:36.640 --> 00:06:38.240
‫یه جای کار می‌لنگه

00:06:38.320 --> 00:06:42.040
‫طبق تجربه‌ام، وقتی پای عزیزانت
‫وسط باشه، معمولاً همینطوره

00:06:42.120 --> 00:06:44.800
‫ولی کل فلسفه‌اش به لحاظ
‫حرفه‎ای و شغلی این بود که

00:06:44.880 --> 00:06:47.160
‫«نذار حس تنهایی بکنن»

00:06:47.240 --> 00:06:51.640
‫اون از تهِ دل باور داشت که
‫آدمای زخم‌خورده رو میشه نجات داد

00:06:51.720 --> 00:06:54.760
‫کی حواسش به کسی‌ـه که
‫همیشه حواسش به بقیه‌ست؟

00:06:54.840 --> 00:06:57.000
‫این مال کارتون‌هاست

00:06:57.080 --> 00:07:01.440
‫ببین، اون اسلحه‌ای نداشت، سث

00:07:01.520 --> 00:07:03.880
‫بررسی کردید ببینید
‫اثر انگشتی روش هست یا نه؟

00:07:03.960 --> 00:07:06.880
‫از کجا معلوم یه نفر، مثلاً
‫یکی از مراجعانش نرفته اونجا و

00:07:06.960 --> 00:07:08.400
‫خودکشی رو صحنه‌سازی نکرده؟

00:07:08.440 --> 00:07:12.520
‫یه کُلت خیابونی معمولیـه.
‫هیچ‌جوره نمیشه ردش رو زد.

00:07:12.600 --> 00:07:14.160
‫شواهد صحنۀ جرم چی؟

00:07:14.240 --> 00:07:16.720
‫پودر باروت روی دستاش؟
‫شما که از اینا سر در میارید

00:07:16.760 --> 00:07:18.000
‫آره، سر در میاریم

00:07:18.040 --> 00:07:20.640
‫ولی پرونده‌ها انباشته شدن، لاز.
‫متأسفانه باید بگم که خودکشی‌ها

00:07:20.720 --> 00:07:22.120
‫جزو موارد فوری حساب نمیشن

00:07:22.160 --> 00:07:23.920
‫آخه کی قصد جون پدرت رو می‌کنه؟

00:07:24.000 --> 00:07:28.680
‫اول، قضیه‌ی کاساندرا رودز که
‫واسه 25 سال پیشـه

00:07:28.760 --> 00:07:31.360
‫اصلاً اون پرونده‌های پلیس رو
‫که بهت دادم خوندی؟

00:07:31.440 --> 00:07:34.600
‫دنبال ارتباط و زنجیره‌ای، ولی در کار نیست

00:07:35.840 --> 00:07:37.320
‫مطمئنی؟

00:07:38.440 --> 00:07:42.080
‫ماجراهای ساتن و کاساندرا و پدرت
‫سال‌ها با هم فاصله دارن

00:07:42.160 --> 00:07:43.480
‫داری از دوستی‌مون سوءاستفاده می‌کنی

00:07:43.520 --> 00:07:45.920
‫شانس آوردی که دلم پیش خواهرت گیره

00:07:55.280 --> 00:07:57.240
‫« پرونده‌ی محرمانه پلیس »

00:07:57.320 --> 00:07:59.560
‫« بایگانی‌شده »

00:08:01.240 --> 00:08:03.640
‫« پروندۀ تحقیقات پلیس »
‫« مظنون اصلی: نیل کرافت »

00:08:03.720 --> 00:08:05.720
‫« مکان نامعلوم »

00:08:15.160 --> 00:08:16.720
‫« کاساندرا رودز »

00:08:25.760 --> 00:08:27.840
‫افراد دیگه‌ای هم خواهند بود، پسرم

00:08:28.920 --> 00:08:30.560
‫سراغ تو هم میان

00:08:30.560 --> 00:08:32.520
‫« مظنون قتل یک دختر دانش‌آموز آزاد شد،
‫پلیس اعلام کرد سرنخ دیگری ندارد »

00:09:23.880 --> 00:09:26.080
‫وای خدا...

00:09:51.680 --> 00:09:53.160
‫سلام، دکتر لاز

00:09:54.400 --> 00:09:55.640
‫این نیل‌ـه

00:09:55.680 --> 00:09:57.720
‫دکتر لازاروس

00:09:57.800 --> 00:10:00.120
‫تمایلی به اومدن نداشت، ولی
‫بهش گفتم که پیشنهاد شما بوده و

00:10:00.200 --> 00:10:03.680
‫حواس‌تون هست هست که قضیه به...

00:10:03.680 --> 00:10:05.280
‫«خرافات» کشیده نشه

00:10:05.320 --> 00:10:07.840
‫آره، من به حرف زدن توی
‫اتاق و فضای بسته عادت ندارم

00:10:07.920 --> 00:10:10.160
‫خب...

00:10:12.400 --> 00:10:15.840
‫سعیم رو می‌کنم تا
‫رُک و پوست‌کنده بگم

00:10:17.560 --> 00:10:19.600
‫یه گلویی تازه کن.
‫می‌تونه نوشیدنی بخوره؟

00:10:19.680 --> 00:10:21.520
‫آره

00:10:21.600 --> 00:10:23.960
‫- یه نوشیدنی می‌ریزم
‫- من نوشیدنی نمی‌خوام

00:10:24.040 --> 00:10:25.440
‫- بخور دیگه
‫- بیخیالش

00:10:25.480 --> 00:10:27.520
‫- نیل یه نوشیدنی بخور دیگه
‫- بس کن!

00:10:27.600 --> 00:10:29.080
‫نیل

00:10:30.600 --> 00:10:33.400
‫چرا نمی‌شینی اینجا؟

00:10:38.120 --> 00:10:39.880
‫کاساندرا هم اینجا

00:10:44.120 --> 00:10:45.600
‫خب...

00:10:46.720 --> 00:10:49.600
‫مشاورۀ زوج... آره؟

00:10:49.680 --> 00:10:53.640
‫نیل، از تو شروع کنیم.
‫به نظرت چرا اینجایی؟

00:10:53.720 --> 00:10:55.320
‫فکر اون بود

00:10:55.400 --> 00:10:56.920
‫تا رابطه‌مون رو بهبود بده

00:11:00.280 --> 00:11:03.400
‫خیلی‌خب. کاساندرا،
‫همین سؤال رو از تو می‌کنم

00:11:03.480 --> 00:11:09.440
‫خب، توی جلسات‌مون همیشه
‫تشویقم کردید که حقم رو بگیرم

00:11:09.520 --> 00:11:11.920
‫و...

00:11:12.000 --> 00:11:14.280
‫من یه دفترچه یادداشت روزانه دارم و...

00:11:14.360 --> 00:11:15.800
‫هر باری که...

00:11:15.840 --> 00:11:17.480
‫میشه... من حرف بزنم؟

00:11:18.560 --> 00:11:20.160
‫خواهش می‌کنم

00:11:21.520 --> 00:11:24.720
‫من جونم برای کاساندرا در میره

00:11:24.800 --> 00:11:27.440
‫ولی گاهی به خاطر صلاح خودش،
‫اون نیاز داره به...

00:11:28.440 --> 00:11:30.560
‫راستش همه‌چی به مادرش برمی‌گرده

00:11:30.640 --> 00:11:32.760
‫آه نکش، کاساندرا

00:11:32.840 --> 00:11:36.560
‫اون با مادری بزرگ شده که هیچ
‫حد و مرزی نداشت. بگو بهش.

00:11:36.640 --> 00:11:39.280
‫می‌رفت توی خیابون‌ها و
خلاف می‌کرد

00:11:39.360 --> 00:11:41.040
‫- نه، نمی‌کرد
‫- بهش دروغ نگو

00:11:41.120 --> 00:11:44.880
‫- آخه...
‫- به خاطر پول با مردها قرار می‌ذاشت

00:11:44.960 --> 00:11:46.920
‫تا خرج بچه‌هاش رو بده، شاید،
‫ولی اون قطعاً...

00:11:46.960 --> 00:11:48.920
‫میشه بس کنی؟

00:11:50.000 --> 00:11:54.160
‫بچه‌هاش هم بزرگ شدن و
‫خیال کردن این وضعیت عادیـه

00:12:01.960 --> 00:12:05.160
‫به نظرت خودت رو کسی می‌دونی که

00:12:05.240 --> 00:12:09.320
‫معمولاً باید کنترل همه‌چی
‫توی زندگی دستش باشه؟

00:12:12.280 --> 00:12:15.280
‫یه‌سری فکر میاد توی ذهنم
‫راجع به اینکه دنیا باید چه شکلی باشه و

00:12:15.360 --> 00:12:17.840
‫وقتی اون تصویر تو ذهنم شکل گرفت،
‫می‌خوام دنیا دقیقاً همون‌جوری باشه.

00:12:17.920 --> 00:12:19.400
‫- یه نوشیدنی کافیـه
‫- دیدی؟

00:12:19.480 --> 00:12:20.920
‫گفتم یه نوشیدنی بسه برات

00:12:20.960 --> 00:12:23.440
‫یکی دیگه هم می‌خوام!

00:12:23.520 --> 00:12:28.000
‫من نوشیدنی‌ها رو توی گوی نگه می‌دارم

00:12:28.080 --> 00:12:32.560
‫باعث میشه یادم نره که بیرون این اتاق،
‫یه دنیای بزرگ هست

00:12:34.520 --> 00:12:38.320
‫اگه فضا بخوای، کجا میری؟

00:12:41.480 --> 00:12:42.720
‫هند

00:12:42.760 --> 00:12:44.600
‫- چرا؟
‫- هزینۀ زندگی پایینـه

00:12:44.680 --> 00:12:46.520
‫گم و گور میشی،
‫هیچکس هم اونجا پیدات نمی‌کنه

00:12:46.600 --> 00:12:48.160
‫بهتره بری اونجا

00:12:48.240 --> 00:12:50.000
‫شاید برم

00:12:50.080 --> 00:12:52.560
‫- نمی‌تونی از من دور شی
‫- می‎تونم، ولی اون‌وقت چیکار می‌کنی؟

00:12:52.640 --> 00:12:54.440
‫- کاساندرا، اون موقع چیکار می‌کنی؟
‫- یه کاریش می‌کنم

00:12:54.480 --> 00:12:57.000
‫احتمالاً به سرنوشت مادرت دچار میشی...
جلو مردها زبون می‌ریزه واسه پول

00:12:57.040 --> 00:12:59.680
‫- اینقدر اینو نگو
‫- همینـه یکی موی دماغت شده

00:12:59.760 --> 00:13:02.520
‫باید با حقیقت روبرو بشیم دیگه.
‫مگه برای همین نیومدیم؟

00:13:02.600 --> 00:13:04.080
‫نباید ماهیت‌مون رو قبول کنیم؟

00:13:04.120 --> 00:13:06.320
‫مامانش واسه پول هر کاری می‌کرده و
‫کاساندرا نمی‌خواد قبول کنه

00:13:06.360 --> 00:13:09.200
‫چون کیه که دلش بخواد اینطور فکر کنه که
‫مادرش عوضی بوده؟

00:13:09.280 --> 00:13:11.560
‫ولی همینطور بوده.
‫کاساندرا از یه عوضی متولد شده.

00:13:11.640 --> 00:13:15.800
‫ما هم باید قبول کنیم که گاهی
بچه به مادرش میره...

00:13:42.080 --> 00:13:43.720
‫جن؟

00:13:44.800 --> 00:13:48.320
‫جن؟ اون مجسمه‌ای که مامان و بابا
‫توی ماه‌عسل‌شون خریدن رو یادته؟

00:13:48.400 --> 00:13:50.960
‫الان ارباب‌رجوع دارم

00:13:51.040 --> 00:13:52.560
‫سلام

00:13:52.640 --> 00:13:54.480
‫شرمنده

00:13:54.560 --> 00:13:57.360
‫اون رو یادت میاد؟
‫مجسمۀ مادرِ نوازش‌گر؟

00:13:57.440 --> 00:13:58.800
‫آره

00:13:58.840 --> 00:14:01.000
‫توی دفتر بابا بود،
‫ولی دیگه نیست. چرا؟

00:14:01.040 --> 00:14:02.640
‫نمی‌دونم

00:14:02.720 --> 00:14:04.480
‫حالا میشه بذاری کارمو بکنم، لاز؟

00:14:04.560 --> 00:14:06.040
‫صحیح

00:14:06.960 --> 00:14:08.440
‫خیلی‌خب

00:14:23.640 --> 00:14:26.080
‫خب، توی جلسات‌مون همیشه
‫تشویقم کردید که حقم رو بگیرم

00:14:26.160 --> 00:14:27.400
‫آخه من

00:14:27.440 --> 00:14:29.680
‫یه یادداشت روزانه نگه داشتم از...

00:14:29.760 --> 00:14:31.400
‫جز ما کسی حاضر نبود
‫اونجا رو بخره

00:14:31.440 --> 00:14:33.520
‫چندین سال بود که
‫خالی و متروکه مونده بود

00:14:33.600 --> 00:14:36.240
‫بماند که کلی آت و آشغال
‫توی اتاق زیر شیروانی مونده بود

00:14:40.160 --> 00:14:43.680
‫خب... من میرم بیرون

00:14:43.760 --> 00:14:45.280
‫آره، هنوزم ارباب‌رجوع دارم

00:14:45.360 --> 00:14:46.920
‫سلام

00:14:48.000 --> 00:14:49.800
‫کارت 9 شمشیر

00:14:50.880 --> 00:14:53.400
‫اوه اوه. مراقب باش

00:14:54.680 --> 00:14:57.200
‫باید نگران باشم؟

00:14:57.280 --> 00:14:58.680
‫نه. نه. نه

00:14:58.720 --> 00:15:00.200
‫باشه

00:15:01.440 --> 00:15:03.240
‫خب...

00:15:09.840 --> 00:15:11.960
‫بازم تو

00:15:12.040 --> 00:15:13.360
‫می‌دونم. شرمنده

00:15:13.400 --> 00:15:15.840
‫گفتی وقتی این ملک رو خریدی

00:15:15.920 --> 00:15:18.280
‫اتاق زیر شیروانی
‫درست‌حسابی تمیز نشده بود؟

00:15:18.360 --> 00:15:21.600
‫درسته، ولی رفیق، الان وسط شامم و
‫دارم سریال کاونت‌داون رو می‌بینم

00:15:21.680 --> 00:15:24.120
‫کاساندرا، زنی که
‫قبلاً اینجا زندگی می‌کرده

00:15:24.200 --> 00:15:26.920
‫با وسایلش چیکار کردید؟

00:15:28.000 --> 00:15:29.480
‫فقط چندتا جعبه‌ست

00:15:29.560 --> 00:15:31.760
‫توی زیر شیروانی هستن. چطور؟

00:15:34.080 --> 00:15:37.480
‫گمونم دفعۀ پیش گفتم

00:15:37.560 --> 00:15:42.200
‫اون با پدرم آشنایی داشته و
‫بنا به دلایل عاطفی

00:15:42.280 --> 00:15:44.760
‫می‌خوام ببینم چی از خودش به جا گذاشته

00:15:47.880 --> 00:15:49.480
‫من که تو رو نمی‌شناسم

00:15:49.560 --> 00:15:51.120
‫اومدی دم خونه‌ام

00:15:51.200 --> 00:15:53.200
‫ممکنه دزد باشی، یا شیاد، یا...

00:15:53.280 --> 00:15:57.240
‫کیف‌پولم رو میدم بهت،
‫موقع رفتن بهم پسش بده

00:16:02.160 --> 00:16:03.640
‫سوئیچ ماشین؟

00:16:04.720 --> 00:16:07.080
‫آره

00:16:08.360 --> 00:16:10.360
‫باشه. بیا

00:16:10.880 --> 00:16:13.800
‫« طبقۀ سوم »

00:16:34.080 --> 00:16:35.520
‫این مجسمه

00:16:35.560 --> 00:16:37.240
‫خب؟

00:16:39.360 --> 00:16:40.840
‫مال کاساندرائـه؟

00:16:40.920 --> 00:16:42.960
‫آره، توی زیر شیروانی بود

00:16:48.680 --> 00:16:50.160
‫این مال پدرم بود

00:16:50.240 --> 00:16:53.160
‫الان میگی تلویزیون 65 اینچی‌ام هم
‫مال بابات بوده

00:16:53.240 --> 00:16:55.280
‫این توی دفترش بود

00:16:55.360 --> 00:16:58.360
‫فقط می‌دونم همسرم ازش خوشش میاد

00:17:20.360 --> 00:17:22.480
‫میای بالا مراقب باش

00:17:26.080 --> 00:17:28.680
‫چیزهایی که می‌خوای اونجان

00:17:28.760 --> 00:17:31.000
‫- اونا
‫- آره. اونا هستن

00:17:32.560 --> 00:17:34.040
‫اوه

00:17:36.480 --> 00:17:40.400
‫وقتی اینجا رو خریدیم، فکر کردم
‫اینجا می‌تونه اتاق بازی باشه

00:17:40.480 --> 00:17:43.640
‫پلی‌استیشنم رو بیارم اینجا،
‫یه مینی‌یخچال نوشیدنی بذارم

00:17:43.720 --> 00:17:46.240
‫ولی باید قشنگ چیده بشه

00:17:46.320 --> 00:17:47.960
‫باید کف رو تقویت کنم و

00:17:48.040 --> 00:17:51.040
‫این دیوار جداکننده هم برداشته بشه

00:17:51.120 --> 00:17:53.280
‫خدا می‌دونه چرا اینطوری جداش کرده

00:17:53.360 --> 00:17:55.040
‫ولی خانمم نذاشت

00:17:55.120 --> 00:17:56.760
‫گفت اون‌وقت دیگه منو نمی‌بینی

00:17:56.840 --> 00:17:59.200
‫من هم گفتم: «یجوری میگی
‫انگار چیز بدیـه»

00:18:01.360 --> 00:18:03.120
‫کاساندرا اینجا رو جدا کرده؟

00:18:03.200 --> 00:18:04.680
‫آره، بزن روش

00:18:04.720 --> 00:18:07.600
‫اون طرفش آجریـه،
‫بعد همۀ این وسط، کنافـه

00:18:12.040 --> 00:18:13.720
‫یه چیزی پشت اینجاست

00:18:13.800 --> 00:18:16.160
‫- چی؟
‫- باید نگاه بندازیم

00:18:17.240 --> 00:18:19.120
‫- نه، باید الان نگاه بندازیم
‫- هوی هوی هوی!

00:18:20.560 --> 00:18:22.000
‫باید نگاه کنیم!

00:18:22.040 --> 00:18:23.680
‫برو کنار، روانی!

00:18:23.760 --> 00:18:25.920
‫برو کنار!

00:18:32.880 --> 00:18:34.880
‫یه چیزی اون پشت هست

00:18:43.680 --> 00:18:45.600
‫سنگینـه

00:20:19.120 --> 00:20:20.600
‫حالت خوبـه؟

00:20:22.000 --> 00:20:23.240
‫آره. یکم جا خوردم

00:20:23.280 --> 00:20:25.040
‫چرا اومدی اینجا؟

00:20:25.120 --> 00:20:26.680
‫کاساندرا یکی از مراجعانِ پدرم بود

00:20:26.760 --> 00:20:29.800
‫داشتم دفترش رو جمع و جور می‌کردم

00:20:29.880 --> 00:20:32.320
‫اسمش رو روی یکی از پرونده‌ها دیدم

00:20:32.400 --> 00:20:35.680
‫- کنجکاو شدم
‫- جدی؟

00:20:36.760 --> 00:20:40.240
‫اگه جسد مال نیل، یعنی
نامزدش باشه چی؟

00:20:40.320 --> 00:20:43.800
‫نیل کرافت؟ وقتی کاساندرا به قتل رسید،
‫اون ناپدید شد

00:20:43.880 --> 00:20:47.320
‫ولی اگه اون جسد نیل باشه،
‫یعنی نیل نمی‌تونسته قاتل کاساندرا باشه

00:20:47.400 --> 00:20:50.480
‫واسه نتیجه‌گیری زوده.
‫هنوز هویت جسد رو نمی‌دونیم.

00:20:53.520 --> 00:20:57.280
‫می‌دونی که باید اظهاراتت رو ثبت کنیم؟

00:21:02.960 --> 00:21:04.960
‫بله؟

00:21:31.920 --> 00:21:33.400
‫سوار شو

00:21:33.480 --> 00:21:34.960
‫هوای آزاد می‌خوام، سث

00:21:35.040 --> 00:21:38.040
‫سوار ماشین لعنتی شو،
عوضی لعنتی!

00:21:50.800 --> 00:21:53.200
‫آخه چطوری یه جسد پیدا کردی؟

00:21:53.280 --> 00:21:54.840
‫سؤالی که باید بپرسی اینـه که

00:21:54.920 --> 00:21:58.600
‫چطوری پلیس سال 1999
‫پیداش نکرده بود؟

00:21:58.680 --> 00:22:00.000
‫چرا رفته بودی اونجا؟

00:22:00.040 --> 00:22:02.000
‫هان؟

00:22:02.080 --> 00:22:03.520
‫کله‌خراب

00:22:03.560 --> 00:22:05.560
‫این شغل منـه

00:22:05.640 --> 00:22:09.120
‫اومدی سراغم، انواع و اقسام
‫کمک‌ها رو خواستی، لعنت!

00:22:09.200 --> 00:22:11.240
‫داغ دیدی، من هم درکت می‌کنم

00:22:11.320 --> 00:22:13.920
‫ولی الان قضیه جدی شده،
‫پس بهتره زبون وا کنی

00:22:14.000 --> 00:22:16.400
‫وگرنه جفت‌مون به فنا می‌ریم

00:22:17.400 --> 00:22:19.240
‫باشه، راستش رو بهت میگم

00:22:22.880 --> 00:22:24.440
‫شاید یه نوشیدنی لازممون بشه

00:22:32.000 --> 00:22:34.240
‫من با پدرم حرف زدم

00:22:36.520 --> 00:22:38.400
‫همینطور کاساندرا رودز

00:22:40.600 --> 00:22:42.200
‫می‌دونم اونا مُردن

00:22:45.840 --> 00:22:47.320
‫میشه توضیح بدی؟

00:22:49.240 --> 00:22:50.720
‫با کاساندرا شروع شد

00:22:50.800 --> 00:22:51.880
‫من... من...

00:22:51.920 --> 00:22:53.360
‫توی دفتر پدرم بودم

00:22:53.400 --> 00:22:54.440
‫بدجور خسته بودم

00:22:54.480 --> 00:22:56.520
‫روی مبلش لم دادم تا...

00:22:56.600 --> 00:22:59.080
‫خودم رو بذارم جاش و...

00:22:59.160 --> 00:23:01.440
‫چشمامم کم‌کم بسته شدن و

00:23:01.520 --> 00:23:03.120
‫بعدش یهویی...

00:23:06.920 --> 00:23:08.520
‫کاساندرا اومد داخل،

00:23:08.600 --> 00:23:11.880
‫انگار جلسه‌ی روان‌درمانی داشت

00:23:12.960 --> 00:23:14.440
‫خواب و رؤیا نیست؟

00:23:16.000 --> 00:23:17.480
‫نه نیست

00:23:18.480 --> 00:23:19.800
‫داروی خاصی مصرف می‌کنی؟

00:23:19.840 --> 00:23:21.000
‫سث

00:23:21.040 --> 00:23:22.080
‫خیلی‌خب

00:23:22.120 --> 00:23:23.760
‫خب چی گفت؟

00:23:23.840 --> 00:23:25.520
‫همون زنی که مُرده

00:23:25.600 --> 00:23:26.680
‫از نظر خودش نمُرده

00:23:26.720 --> 00:23:28.200
‫خیال می‌کنه برای جلسه مشاوره اومده

00:23:28.240 --> 00:23:29.760
‫خیال می‌کنه من پدرم هستم و

00:23:29.840 --> 00:23:31.320
‫میگه:

00:23:32.000 --> 00:23:33.480
‫گوش‌ت با منـه؟

00:23:34.120 --> 00:23:35.840
‫گفتم دوباره اون افکار سراغم اومد

00:23:36.880 --> 00:23:39.360
‫خب بعدش چیکار کردی؟

00:23:39.440 --> 00:23:41.240
‫چون تو... پدرت نیستی

00:23:41.320 --> 00:23:43.200
‫من هم سه‌شو گرفتم و
‫نقشم رو بازی کردم

00:23:43.280 --> 00:23:44.520
‫چرا؟

00:23:44.560 --> 00:23:45.840
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم

00:23:45.880 --> 00:23:49.160
‫با خودم گفتم شاید کمکم کنه بفهمم
‫چرا پدرم خودکشی کرده

00:23:50.160 --> 00:23:51.200
‫کمکت کرد؟

00:23:51.240 --> 00:23:52.720
‫نه، اون...

00:23:52.800 --> 00:23:54.320
‫در مورد یه نفر حرف زد که
‫افتاده بوده دنبالش

00:23:54.400 --> 00:23:56.560
نامزدش نیل هم

00:23:56.640 --> 00:23:58.120
‫امروز اونجا بود

00:24:06.160 --> 00:24:08.240
‫خیلی‌خب، پدرت کجای قضیه‌ست؟

00:24:09.320 --> 00:24:11.640
‫دیشب، برگشتم دفترش

00:24:11.720 --> 00:24:13.680
‫داشتم به مراسم ختمش و
‫ساتن فکر می‌کردم

00:24:13.760 --> 00:24:15.040
‫همه‌جور افکاری

00:24:15.080 --> 00:24:16.560
‫یه صداهایی شنیدم...

00:24:20.120 --> 00:24:21.600
‫بالا رو نگاه کردم

00:24:23.840 --> 00:24:25.200
‫دیدمش

00:24:25.240 --> 00:24:26.920
‫چی گفت؟

00:24:27.920 --> 00:24:29.200
‫گفت:

00:24:29.240 --> 00:24:31.160
‫افراد دیگه‌ای هم خواهند بود، پسرم

00:24:31.240 --> 00:24:32.720
‫کسایی که به قتل رسیدن

00:24:33.880 --> 00:24:35.360
‫مثل کاساندرا

00:24:37.160 --> 00:24:39.120
‫و من

00:24:39.200 --> 00:24:40.640
‫نگفت کی کُشتتش؟

00:24:40.680 --> 00:24:42.520
‫نه

00:24:42.600 --> 00:24:44.640
‫پرسیدی؟

00:24:49.840 --> 00:24:51.320
‫نه

00:24:54.480 --> 00:24:55.760
‫می‌دونم به نظر مسخره میاد

00:24:55.840 --> 00:24:58.880
‫ولی اگه دروغ گفته باشم، چه توجیهی
‫برای اتفاقات امروز هست؟

00:25:02.920 --> 00:25:05.240
‫گمونم فقط یه راه واسه فهمیدنش هست

00:25:05.320 --> 00:25:07.720
‫پس مجسمه اینجا بوده

00:25:07.800 --> 00:25:09.080
‫نیل داشت حرف می‌زد

00:25:09.120 --> 00:25:10.640
‫کاساندرا داشت...

00:25:10.720 --> 00:25:12.120
‫عصبانی می‌شد

00:25:12.160 --> 00:25:13.400
‫نیل مدام می‌گفت که
‫مامان کاساندرا عوضیه

00:25:13.440 --> 00:25:16.640
‫بعدش یهویی، اون مجسمه رو برداشت...

00:25:16.720 --> 00:25:19.000
‫اون شال قرمز

00:25:19.080 --> 00:25:21.400
‫به تن داشت، همونی که
‫موقع قتلش دور گردنش بود

00:25:21.480 --> 00:25:22.520
‫پس میگی که اون کُشته...

00:25:22.560 --> 00:25:24.480
‫شرمنده، شاید کُشته باشه

00:25:24.560 --> 00:25:26.440
‫مردی رو که شک داشتیم
‫قاتل خودش باشه

00:25:26.520 --> 00:25:29.600
‫و این قتل که شاید 25 سال پیش
‫اتفاق افتاده،

00:25:29.680 --> 00:25:31.520
‫امروز به چشمت دیدیش

00:25:31.600 --> 00:25:34.520
‫- لاز
‫- می‌دونم چه جلوه‌ای داره، سث

00:25:34.600 --> 00:25:37.640
‫اگه بیماری این حرف‌ها رو
‫به من هم می‌زد، نگران می‌شدم

00:25:37.720 --> 00:25:39.640
‫خب؟ بیرون این اتاق

00:25:39.720 --> 00:25:41.560
‫من یه آدم منطقی‌ام. ولی اینجا...

00:25:41.640 --> 00:25:43.120
‫باشه

00:25:47.600 --> 00:25:49.440
‫خیلی‌خب، بیا شرایط رو بازسازی کنیم

00:25:49.520 --> 00:25:51.600
‫دقیقاً همون حالتی که

00:25:51.680 --> 00:25:53.400
‫این اتفاقات افتاده

00:26:00.640 --> 00:26:03.080
‫چشم‌هامون رو ببندیم؟

00:26:03.160 --> 00:26:04.600
‫آره

00:26:04.640 --> 00:26:06.640
‫آره. آره آره آره

00:26:12.200 --> 00:26:14.120
‫بعدش یهویی میان جلوی چشمت؟

00:26:14.200 --> 00:26:15.840
‫اول... یه صدایی میاد

00:26:15.920 --> 00:26:17.280
‫همیشه اول یه صدایی میاد

00:26:17.320 --> 00:26:20.160
‫بعدش... بعدش میان

00:26:20.240 --> 00:26:21.720
‫آها

00:26:38.560 --> 00:26:40.680
‫خیلی‌خب، لاز

00:26:40.760 --> 00:26:42.640
‫من هیچ توضیح منطقی‌ای ندارم

00:26:42.720 --> 00:26:45.120
‫فقط می‌دونم که نمی‌تونم به همکارام بگم

00:26:45.200 --> 00:26:47.560
‫تو مردی رو دیدی که احتمالاً مُرده

00:26:47.640 --> 00:26:49.880
‫توسط زنی بهش حمله شده که قطعاً مُرده

00:26:49.960 --> 00:26:52.160
‫توی دفتر پدرت که مُرده

00:26:52.240 --> 00:26:53.840
‫که ایشون هم از قضا

00:26:53.920 --> 00:26:56.200
‫میگه علت مرگش خودکشی نبوده و

00:26:56.280 --> 00:26:58.800
‫ما باید دنبال قاتلش بگردیم

00:27:06.440 --> 00:27:07.920
‫میرم دست شویی

00:27:17.000 --> 00:27:19.760
‫« درخت سرو: معصومیت از دست رفته »

00:27:40.760 --> 00:27:43.160
‫نباید به بقیه بگی که
‫ارواح رو می‌بینی، پسرم

00:27:43.240 --> 00:27:44.720
‫می‌فرستنت دیوونه‌خونه

00:27:49.840 --> 00:27:50.880
‫سث؟!

00:27:50.920 --> 00:27:53.320
‫البته می‌دونم نباید
‫«دیوونه‌خونه» رو به کار ببرم

00:27:53.400 --> 00:27:55.960
‫توی این دوره‌زمونه
‫بارِ معنایی تحقیرآمیز داره

00:27:56.040 --> 00:27:58.760
‫ولی آخه دیگه ملت نمی‌دونن
‫چه اسمی بذارن

00:27:58.840 --> 00:28:00.360
‫مخصوصاً امثال من که پیر هستیم

00:28:00.440 --> 00:28:02.960
‫البته، پیر بودم

00:28:04.040 --> 00:28:05.640
‫چطوری اینجایی؟

00:28:08.280 --> 00:28:10.360
‫ما دفنت کردیم

00:28:12.600 --> 00:28:14.600
‫چه بلایی داره سر من میاد، پدر؟

00:28:14.680 --> 00:28:16.200
‫چرا... چرا دارم می‌بینمت؟

00:28:16.280 --> 00:28:17.560
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

00:28:17.600 --> 00:28:18.640
‫من که بیمارت نیستم

00:28:18.680 --> 00:28:20.160
‫همه بیمارن، پسرم

00:28:20.200 --> 00:28:22.680
‫چه توی این اتاق، چه بیرونش

00:28:24.240 --> 00:28:25.480
‫پس...

00:28:25.520 --> 00:28:26.560
‫حالت چطوره؟

00:28:26.600 --> 00:28:27.680
‫خوبم

00:28:27.720 --> 00:28:29.840
‫خوبم.  فقط اینکه دارم
‫ارواح مُردگان رو می‌بینم!

00:28:29.920 --> 00:28:31.080
‫آره

00:28:31.120 --> 00:28:32.560
‫از کاساندرا برام بگو

00:28:32.600 --> 00:28:33.720
‫آخرین باری که اینجا بود

00:28:33.760 --> 00:28:36.160
‫با یه مجسمه زد کله‌ی
نامزدش رو ترکوند

00:28:36.240 --> 00:28:38.000
‫جدی؟

00:28:38.080 --> 00:28:39.280
‫آره

00:28:39.320 --> 00:28:40.360
‫توی همین دفتر

00:28:40.400 --> 00:28:44.040
‫من همیشه تشویقش کردم که...

00:28:44.120 --> 00:28:46.160
‫حقش رو بگیره

00:28:46.240 --> 00:28:48.840
‫اون یه سال بعد از ساتن مُرد

00:28:48.920 --> 00:28:51.240
‫بهم گفت یکی اونو زیر نظر گرفته

00:28:51.320 --> 00:28:52.880
‫اگه ارتباطی بین‌ این قضایا باشه چی؟

00:28:52.960 --> 00:28:55.520
‫کاساندرا. نیل

00:28:55.600 --> 00:28:57.160
‫اونا من رو با تو اشتباه گرفتن

00:28:58.360 --> 00:29:01.080
‫اونا میان اینجا. این... این...

00:29:02.080 --> 00:29:04.360
‫این ارواح رو میگم. انگار... انگار...

00:29:04.440 --> 00:29:06.000
‫انگار صحنه‌ها بازسازی میشن

00:29:06.080 --> 00:29:07.560
‫مثل یه ماشین زمان

00:29:07.600 --> 00:29:10.320
‫و تمام دانش حرفه‌ایم بهم میگه که
‫همچین چیزی شدنی نیست

00:29:10.360 --> 00:29:12.720
‫لابد ذهنم قاتی کرده،
‫ولی من دارم می‌بینم‌شون

00:29:12.800 --> 00:29:14.880
‫- اونا درست جلوم هستن
‫- باشه

00:29:14.960 --> 00:29:17.600
‫باشه. بیا فرضیه‌پردازی کنیم

00:29:18.720 --> 00:29:21.720
‫این افراد دارن همونطوری حرف می‌زنن که

00:29:22.720 --> 00:29:25.480
‫توی جلساتِ من حرف می‌زدن

00:29:26.840 --> 00:29:31.840
‫و این اتاق، شنونده‌ی قصه‌های زیادی بوده

00:29:31.920 --> 00:29:34.120
‫کلی بدبختی رو شنیده

00:29:34.200 --> 00:29:35.680
‫به دیوارهاش رسوخ کرده

00:29:35.720 --> 00:29:39.320
‫رسماً شده بخشی از ماهیتش

00:29:39.400 --> 00:29:41.000
‫خب حالا... چی؟

00:29:41.080 --> 00:29:43.400
‫الان که مُردی داره از دیوارها تراوش می‌کنه؟

00:29:43.480 --> 00:29:44.520
‫شاید

00:29:44.560 --> 00:29:46.960
‫گفتی اونا تو رو با من اشتباه می‌گیرن

00:29:47.040 --> 00:29:49.600
‫ولی این یعنی اونا دارن
‫توی زمان حال زندگی می‌کنن

00:29:49.680 --> 00:29:51.400
‫زمان حالِ خودشون

00:29:51.480 --> 00:29:53.320
‫پس اونا ارواح نیستن

00:29:53.400 --> 00:29:55.280
‫ارواح می‌دونن که مُردن

00:29:55.360 --> 00:29:56.400
‫آره چون تو می‌دونی که مُردی

00:29:56.440 --> 00:30:01.200
‫ولی من روح روان‌کاوی گذشته‌ام!

00:30:01.280 --> 00:30:02.840
‫اومدم انتقام بگیرم

00:30:02.920 --> 00:30:05.320
‫زنجیرهام کجاست؟

00:30:07.120 --> 00:30:08.680
‫پدر

00:30:08.760 --> 00:30:10.240
‫پدر، خواهش می‌کنم

00:30:12.840 --> 00:30:14.120
‫شرمنده

00:30:14.160 --> 00:30:15.680
‫من زیاد بیرون نمیرم

00:30:18.320 --> 00:30:20.320
‫دلت تنگ شده بود، نه؟

00:30:21.600 --> 00:30:25.520
‫گرم گرفتنِ پدری‌پسری

00:30:27.040 --> 00:30:29.240
‫ولی تو یه روان‌پزشکی

00:30:30.760 --> 00:30:32.320
‫می‌دونی که مرگ آخر خطـه

00:30:34.480 --> 00:30:35.800
‫اینکه من و تو

00:30:35.840 --> 00:30:38.760
‫دیگه هرگز همدیگه رو نمی‌بینیم

00:30:38.840 --> 00:30:40.400
‫و این سختـه

00:30:41.480 --> 00:30:44.320
‫برای جفت‌مون که قبول کنیم

00:30:44.400 --> 00:30:46.920
‫پس داری میگی...

00:30:49.240 --> 00:30:52.160
‫اونقدر دلم برات تنگ شده که
‫ذهنم تو رو به تصویر کشیده؟

00:30:56.320 --> 00:30:59.760
‫بابا، کُشته شدی؟ بهم بگو

00:31:01.360 --> 00:31:04.240
‫اگه خودکشی نکردی، حتماً خودت می‌دونی

00:31:06.640 --> 00:31:08.560
‫پدر، کی تو رو کُشت؟

00:31:08.640 --> 00:31:11.520
‫- نمی‌دونم
‫- خواهش می‌کنم، بابا، لطفاً

00:31:11.600 --> 00:31:14.600
‫اگه خودکشی عامل مرگت نبوده،
‫پس حتماً می‌دونی کی تو رو کُشته

00:31:14.600 --> 00:31:16.040
‫و اگه کسی تو رو به قتل رسونده باشه

00:31:16.080 --> 00:31:19.520
‫این یعنی ممکنه ارتباطی با
‫قتل ساتن هم وجود داشته باشه

00:31:19.600 --> 00:31:21.160
‫خواهش می‌کنم

00:31:24.880 --> 00:31:26.920
‫پسر قشنگم

00:31:31.440 --> 00:31:33.840
‫تو گفتی...

00:31:33.920 --> 00:31:35.960
‫«تموم نشده»

00:31:36.040 --> 00:31:37.080
‫توی یادداشت

00:31:37.120 --> 00:31:38.720
‫مربوط به ساتن بود؟

00:31:40.200 --> 00:31:41.680
‫پدر؟

00:31:43.400 --> 00:31:46.600
‫پدر، مربوط به ساتنـه؟

00:31:49.360 --> 00:31:50.840
‫لاز

00:31:53.680 --> 00:31:55.160
‫حالت خوبه؟

00:31:57.040 --> 00:31:58.520
‫با کی حرف می‌زنی؟

00:32:08.040 --> 00:32:09.520
‫بیا از اینجا بریم

00:32:37.440 --> 00:32:39.440
‫دوباره مشغول پخت و پزی؟

00:32:39.520 --> 00:32:41.000
‫آره

00:32:42.760 --> 00:32:45.320
‫کتاب «درخت سرو» رو نگاه انداختم

00:32:45.400 --> 00:32:47.600
‫فقط یه کتابـه، جن.
‫نباید اصلاً می‌گفتم.

00:32:47.640 --> 00:32:49.560
‫نه. نه، نه، نه. گوش کن

00:32:49.640 --> 00:32:51.600
‫توی بعضی کشورها

00:32:51.680 --> 00:32:53.640
‫نشونه‌ی تناسخ‌ـه

00:32:53.720 --> 00:32:55.600
‫توی بعضی فرهنگ‌ها،
‫دونه‌ها رو می‌سوزونن و

00:32:55.680 --> 00:32:59.120
‫اون دود، بخشی از یه جور تطهیر آئینی‌ـه

00:32:59.200 --> 00:33:03.160
‫و بعضی‌ها معتقدن که کمک می‌کنه
‫با دنیاهای دیگه ارتباط برقرار بشه

00:33:04.240 --> 00:33:07.080
‫البته یه تعبیر تاریک‌تر هم هست

00:33:07.160 --> 00:33:09.400
‫- خب؟
‫- که چوب سرو

00:33:09.480 --> 00:33:10.840
‫موجودات شیطانی رو فراری میده

00:33:10.880 --> 00:33:12.800
‫چه چرت و پرتی

00:33:12.880 --> 00:33:15.280
‫نه، ولی شاید به‌عنوان پیغام
‫اونجا گذاشته باشتش

00:33:15.360 --> 00:33:19.080
‫به نظرت به سرش زده بوده که
‫دوباره با مامان تجدید دیدار کنه؟

00:33:19.160 --> 00:33:21.120
‫ممکنـه. هر چیزی ممکنـه

00:33:21.200 --> 00:33:22.280
‫به نظرت خیال کرده که

00:33:22.320 --> 00:33:23.880
‫- اون و ساتن...
‫- جن!

00:33:27.520 --> 00:33:29.400
‫ببخشید، ببخشید. من خسته‌ام

00:33:29.480 --> 00:33:31.120
‫میرم بالا

00:33:48.120 --> 00:33:49.120
‫کارآگاه آلیسون براون

00:33:49.160 --> 00:33:51.200
‫بیا داخل

00:33:55.960 --> 00:33:59.480
‫اگه پزشکی‌قانونی رسماً تأیید کنه که
‫جنازه مال نیل کرافتـه

00:33:59.560 --> 00:34:03.640
‫فکر می‌کنم باید این احتمال رو در نظر بگیریم
‫که این ممکنه آلت قتل باشه

00:34:05.880 --> 00:34:08.000
‫و اگه کاساندرا نیل رو کُشته باشه

00:34:08.080 --> 00:34:09.840
‫اون‌وقت کی کاساندرا رو کُشته؟

00:34:14.160 --> 00:34:18.720
‫توی یادداشتت نوشته بودی
‫«تموم نشده»، مربوط به ساتنـه؟

00:34:23.840 --> 00:34:26.720
‫« تبریک به پذیرفته‌شدگان سال 1998 »

00:35:11.640 --> 00:35:13.640
‫سلام؟

00:35:23.280 --> 00:35:24.880
‫کسی نیست؟

00:36:39.840 --> 00:36:41.400
‫جوئل لازاروس؟

00:36:41.480 --> 00:36:45.080
‫شرمنده. نباید می‌اومدم داخل

00:36:47.600 --> 00:36:49.600
‫در زدم

00:36:55.280 --> 00:36:57.280
‫لیموناد می‌خوای؟

00:37:01.960 --> 00:37:05.240
‫می‌دونم نظرت درباره من چیه،
‫یا حداقل قبلاً چی فکر می‌کردی.

00:37:07.040 --> 00:37:09.920
‫راستی، تسلیت میگم بابت مرگ پدرت

00:37:13.000 --> 00:37:14.520
‫ممنون

00:37:16.200 --> 00:37:17.680
‫آره

00:37:19.360 --> 00:37:21.760
‫تا مدت‌ها فکر می‌کردم
‫تو خواهرم رو کُشتی

00:37:23.800 --> 00:37:25.760
‫فقط تو نبودی که همچین فکری می‌کردی

00:37:28.560 --> 00:37:33.160
‫حین لیموناد خوردن
‫این سؤال عجیبیـه، ولی

00:37:36.720 --> 00:37:38.200
‫تو کُشتیش؟

00:37:39.840 --> 00:37:42.920
‫بگم چطوری با ساتن آشنا شدم؟

00:37:43.000 --> 00:37:46.280
‫در ضمن خیلی دختر دوست‌داشتنی و
‫مؤدبی‌ـه

00:37:47.360 --> 00:37:50.880
‫داشت دنبال یه سگ می‌گشت.
‫به اسم رزلز.

00:37:50.960 --> 00:37:53.000
‫سگِ پدربزرگ و مادربزرگ‌تون بود؟

00:37:54.240 --> 00:37:58.280
‫بهش کمک کردم همه‌ی
‫باغچه‌ها و حیاط‌ها رو بگرده

00:37:58.360 --> 00:38:00.240
‫بالاخره پیداش کردیم

00:38:00.320 --> 00:38:03.000
‫اون خیلی خوشحال بود

00:38:03.080 --> 00:38:06.000
‫اون اسباب‌بازی سگ رو...

00:38:06.080 --> 00:38:08.680
‫واسه تشکر بهم داد

00:38:09.960 --> 00:38:12.600
‫اینش توی کـَتم نمیره که
‫توی خیابون ما چیکار می‌کردی

00:38:12.680 --> 00:38:15.600
‫شبی که مُرد، تو رو دیده بودن که
‫توی خیابون ما پرسه می‌زدی

00:38:15.680 --> 00:38:17.360
‫«پرسه زدن». می‌بینی؟

00:38:17.440 --> 00:38:20.080
‫لحن روزنامه‌ای

00:38:20.160 --> 00:38:23.640
‫«عجیب‌غریب»، «گوشه‌گیر»

00:38:23.720 --> 00:38:25.680
‫هر کی که یه‌ذره فرق داشته باشه و
‫باهاش حال نکنن

00:38:25.720 --> 00:38:27.880
‫قبلاً ازت شکایت شده بود

00:38:27.960 --> 00:38:29.440
‫واسه دزدیدن لباس‌ یه دختر از خونه‌اش

00:38:29.480 --> 00:38:31.600
‫پس اونقدرا هم بی‌اساس نبوده

00:38:31.680 --> 00:38:34.400
‫یعنی خودت به عمرت
‫هیچ کار غیرمنطقی‌ای نکردی؟

00:38:34.480 --> 00:38:36.080
‫جوون بودم

00:38:39.040 --> 00:38:40.680
‫خب اونجا چیکار می‌کردی؟

00:38:41.760 --> 00:38:43.240
‫جوئل

00:38:47.600 --> 00:38:50.280
‫من توی دهه‌ی بیست سالگیم بودم

00:38:50.360 --> 00:38:52.440
‫هنوز هم بچه بودم

00:38:52.520 --> 00:38:54.920
از زنِ واحد پنج خوشم میومد

00:38:55.000 --> 00:38:56.760
‫پسرِ با اعتماد به نفسی نبودم؛

00:38:56.840 --> 00:38:58.600
‫ولی توی اداره پست شنیدم که

00:38:58.640 --> 00:39:01.080
‫اون زن قراره اون شب بره بیرون، پس من...

00:39:01.160 --> 00:39:04.080
‫سعی داشتم یه راهی پیدا کنم
‫تا باهاش هم‌کلام بشم

00:39:04.160 --> 00:39:07.120
‫یه فکری به سرم زده بود که
‫یه ایراد از ماشینش بگیرم،

00:39:07.200 --> 00:39:09.040
‫ایرادی که خودم به وجود میارمش

00:39:09.120 --> 00:39:12.240
‫مشکل این بود که نمی‌دونستم دقیقاً
‫کِی قراره بره بیرون

00:39:12.320 --> 00:39:13.720
‫که اینطور

00:39:13.760 --> 00:39:17.320
‫طبعاً، قبل‌تر شما رو دیدم که
‫داشتید می‌رفتید جشن پرام

00:39:17.400 --> 00:39:19.360
‫این رو به پلیس گفتم

00:39:19.440 --> 00:39:22.480
‫بهشون هم گفتم که بعدتر
‫دیدم بیلی مکینتایر

00:39:22.480 --> 00:39:25.360
‫با ماشینش برگشت خونه‌تون و
‫خواهرت سوارش شد.

00:39:25.440 --> 00:39:26.920
‫بیلی؟

00:39:28.600 --> 00:39:30.320
‫انگار از خواهرت دلخور بود

00:39:33.600 --> 00:39:35.080
‫جر و بحث سنگینی داشتن

00:39:38.960 --> 00:39:40.720
‫بعدش مثل راننده‌ی رالی
‫گازش رو گرفت و رفت

00:39:42.880 --> 00:39:45.360
‫خب بعدش که این رو دیدی
‫چیکار کردی؟

00:39:45.440 --> 00:39:46.920
‫هیچی

00:39:47.520 --> 00:39:50.360
‫یه اتفاق جزئی بود توی اون شب

00:39:50.440 --> 00:39:51.800
‫فرض رو بر همون چیزی گذاشتم که
‫هر کسی بود میذاشت...

00:39:51.840 --> 00:39:53.520
‫دعوای بین نامزدا

00:39:53.600 --> 00:39:55.080
‫بعدش رفتی خونه؟

00:39:55.120 --> 00:39:57.040
‫اوهوم

00:39:57.120 --> 00:40:00.400
‫جای اینکه منتظر خانم واحد پنج بمونی؟

00:40:07.360 --> 00:40:09.920
‫تو بدون اجازه وارد خونه‌ام شدی

00:40:12.680 --> 00:40:14.400
‫من زنگ زدم پلیس؟

00:40:15.640 --> 00:40:17.120
‫نه

00:40:17.920 --> 00:40:20.480
‫بهت لیموناد تعارف کردم و
‫به سؤالاتت جواب دادم

00:40:22.560 --> 00:40:25.480
‫پس اگه می‌خوای بازجوییم کنی
‫انگار که بازم سال 1998ئـه...

00:40:29.200 --> 00:40:30.760
‫پیشنهاد می‌کنم بری

00:40:39.880 --> 00:40:42.040
‫می‌خوام عروسک ساتن رو ببرم

00:40:45.080 --> 00:40:46.800
‫برات میارمش

00:40:56.640 --> 00:40:57.960
‫باید از اینجا کوچ می‌کردم

00:40:58.000 --> 00:41:00.000
‫ولی اینطوری شبیه
‫عذاب‌وجدان به نظر می‌اومد

00:41:01.920 --> 00:41:04.160
‫فکر می‌کردم فروکِش کنه

00:41:06.720 --> 00:41:10.320
‫ولی بیلی مکینتایر از هر فرصتی
‫واسه بدنام کردنِ من استفاده می‌کرد

00:41:12.880 --> 00:41:15.680
‫پلیس هم از همون روز اول
‫منو زیر نظر داشت

00:41:15.760 --> 00:41:18.200
‫هر وقت یکی رو خفت‌گیری
‫می‌کنن یا آزار میدن،

00:41:18.280 --> 00:41:19.760
‫حدس بزن واسه سین‌جیم سراغ کی میان

00:41:20.760 --> 00:41:22.240
‫هنوزم شایعاتی هست

00:41:22.320 --> 00:41:25.640
‫مخصوصاً توی اینترنت، سر سوزنی
‫مدرک ندارن، ولی مگه براشون مهمـه؟

00:41:31.760 --> 00:41:34.000
‫می‌تونی تصور کنی چه حسی داره که

00:41:36.080 --> 00:41:38.720
‫مردم با سوءظن نگاهت کنن

00:41:41.480 --> 00:41:42.960
‫حتی الان؟

00:41:58.800 --> 00:42:00.920
‫سلام. چه خبرا؟

00:42:01.000 --> 00:42:03.000
‫سؤال تصادفی

00:42:03.080 --> 00:42:04.600
‫هنوزم با بیلی مکینتایر حرف می‌زنی؟

00:42:04.680 --> 00:42:05.720
وای

00:42:05.760 --> 00:42:06.800
‫چی شد یاد اون افتادی؟

00:42:06.840 --> 00:42:07.920
‫توی خاطراتت دیدیش؟

00:42:07.960 --> 00:42:11.400
‫مراسم خاکسپاری پدرت اومده بود،
‫ولی زود رفت

00:42:11.480 --> 00:42:12.600
‫هنوز شماره‌اش رو داری؟

00:42:12.640 --> 00:42:13.760
‫احتمالاً

00:42:13.800 --> 00:42:15.280
‫مگه اینکه عوض کرده باشه

00:42:16.240 --> 00:42:17.640
‫گمونم بتونم از مارگو بپرسم

00:42:17.680 --> 00:42:19.800
‫آره، مامانش قطعاً می‌دونه، ولی...

00:42:19.880 --> 00:42:21.560
‫قراره چیکار کنی،
‫یهویی بی‌هوا بهش زنگ بزنی؟

00:42:21.600 --> 00:42:22.640
‫چرا که نه؟

00:42:22.680 --> 00:42:24.840
‫با بلا تجدید دیدار کردم.
‫چرا بیلی نه؟

00:42:24.920 --> 00:42:26.360
‫بذار فکر کنم

00:42:26.400 --> 00:42:28.440
‫چون بیلی یه احمق بی‌خاصیت بود

00:42:29.880 --> 00:42:32.040
‫آره، حق گفتی

00:42:32.120 --> 00:42:34.640
‫ولی اگه دیگه نخوام با بی‌خاصیت‌ها
‫حرف بزنم، اون‌وقت باید...

00:42:38.000 --> 00:42:39.480
لعنت بهت!

00:42:42.600 --> 00:42:44.560
‫بله؟

00:42:45.760 --> 00:42:47.240
‫مرسی

00:42:49.480 --> 00:42:51.000
‫« پرونده‌ی دکتر جاناتان لازاروس
‫تیم واکنش به جرم، شماره پرونده 4899 »

00:42:51.080 --> 00:42:53.080
‫« بررسی بقایای گلوله، نتایج اولیه، محرمانه »

00:43:34.960 --> 00:43:36.560
‫ساتن؟

00:43:38.160 --> 00:43:39.640
‫سلام، پدر