WEBVTT

00:21.062 --> 00:22.647
‫تروی؟

00:25.734 --> 00:26.943
‫تروی؟

00:26.943 --> 00:28.570
‫همینطور نفس بکش، رفیق

00:29.237 --> 00:31.197
‫همینطوری نفس بکش
‫روی من تمرکز کن

00:33.867 --> 00:35.493
‫همینطوری نفس بکش
‫حالت خوبه

00:36.202 --> 00:38.121
‫همینطوری نفس بکش، تروی
‫آفرین

00:39.122 --> 00:40.915
‫سعی کن نفس بکشی
‫سعی کن نفس بکشی

00:40.915 --> 00:42.792
‫چیزی نیست، چیزی نیست

00:42.792 --> 00:44.753
‫آروم باش. صدامو می‌شنوی؟

00:45.253 --> 00:48.089
‫چیزی نیست
‫مجبور شدیم فوری بیدارت کنیم، شرمنده

00:48.757 --> 00:49.924
‫قربان

00:49.924 --> 00:51.551
‫گندش بزنن، آره

00:51.551 --> 00:53.678
‫ببین، دمای بدنت خیلی پایینه

00:53.678 --> 00:55.972
‫باید یه شستشوی حرارتی انجام بدیم، باشه؟

00:55.972 --> 00:57.557
...‫چقدر

00:59.059 --> 01:00.143
‫چقدر گذشته؟

01:00.143 --> 01:01.770
‫هفت سال

01:02.020 --> 01:03.605
‫بیا. اینو گاز بگیر

01:05.106 --> 01:07.025
‫خیلی‌خب، شروع می‌کنیم

01:09.527 --> 01:12.989
‫خیلی‌خب، چیزی نیست
‫تمومه، تمومه، تمومه

01:12.989 --> 01:15.867
‫اینم از این. چیزی نیست
‫چیزی نیست

01:17.118 --> 01:18.203
‫پاهاش رو بگیر

01:18.203 --> 01:19.788
‫آروم باش

01:21.289 --> 01:22.874
‫پاهاش رو بگیر

02:17.887 --> 02:19.514
‫خوب خوابیدی؟

02:19.514 --> 02:22.308
‫مشکل خوابیدن نیست
‫مشکل بیدار شدنه

02:22.308 --> 02:23.935
‫می‌دونم، ببخشید. بیا

02:25.895 --> 02:28.690
‫- باید یه راهی بهتر از اینم باشه
‫- روش کار می‌کنیم

02:32.026 --> 02:33.862
‫این دو روز پیش ضبط شده

02:35.155 --> 02:37.198
‫چرا اومدی توی خزانه؟

02:37.198 --> 02:39.409
...‫بابا منو فرستاد اینجا. گفت

02:39.409 --> 02:40.994
‫اسمت چیه؟

02:42.328 --> 02:43.413
‫جیمی

02:43.413 --> 02:46.207
‫پدرت راسل کانروی
‫ سرپرست بخش فناوری اطلاعاته

02:46.207 --> 02:47.792
‫کدوم سیلو؟

02:49.294 --> 02:50.962
‫چی بهت گفت، جیمی؟

02:52.005 --> 02:54.132
‫گفت هرچی هم شد
‫اجازه ندم کسی بیاد داخل

02:55.341 --> 02:57.051
‫بزرگسالی همراهته؟

02:57.719 --> 03:02.056
‫سولو منو آورد اینجا
‫ولی برگشت بیرون که با شورشی‌ها بجنگه

03:04.517 --> 03:05.643
‫کدوم سیلو؟

03:05.643 --> 03:07.270
‫هفده

03:07.270 --> 03:10.398
‫با یه مشکل توی پاکسازی شروع شد
‫و وقتی از دید دوربین خارج شد، بدتر شد

03:10.398 --> 03:12.775
‫فکر کردن بیرون رفتن امنه

03:12.775 --> 03:15.904
‫آره. رهبر شورش کلانتر بود

03:16.404 --> 03:20.158
‫فکر می‌کنیم دست‌راست سرپرست
‫پل رو ترکوند که نذاره وارد بخش فناوری بشن

03:20.158 --> 03:21.951
‫ولی کلانتر تونست رد بشه

03:22.827 --> 03:26.080
‫سرپرست فناوری، بابای پسره رو
‫برد دم خزانه

03:26.080 --> 03:30.627
‫و تهدید کرد اگر بچه‌ش درو باز نکنه
‫مغزش رو متلاشی می‌کنه

03:34.339 --> 03:35.924
‫در رو باز نکرد

03:36.382 --> 03:38.134
‫تف توش

03:38.134 --> 03:39.594
‫- آره
‫- کی بوده؟

03:39.594 --> 03:40.762
‫دو ساعت پیش

03:40.762 --> 03:42.972
‫هرکدوم از این اتفاقات
‫باعث شروع فرآیند حفاظت میشه

03:42.972 --> 03:46.434
‫سعی کردیم فرآیند رو شروع کنیم
‫ولی ترکیب به سیلو نرسید

03:46.434 --> 03:49.062
‫فشار توی لوله افت نکرد

03:49.062 --> 03:51.773
...‫نمی‌دونیم نقص فنی بوده یا

03:51.773 --> 03:54.317
‫یا لوله رو پیدا کردن
‫و از کار انداختنش

03:54.317 --> 03:55.944
‫- آره
‫- قبلاً هم یه بار پیش اومده

03:57.570 --> 04:00.156
‫درهرصورت، این‌دفعه
‫باید نتیجه‌ متفاوت باشه

04:00.156 --> 04:01.324
‫برای همین بیدارم کردین

04:01.324 --> 04:02.909
‫دقیقاً

04:04.953 --> 04:06.579
‫حالت خوبه؟

04:07.830 --> 04:09.123
‫آره

04:09.123 --> 04:10.541
‫چیزی تو آسمون داریم؟

04:10.541 --> 04:12.168
‫بخش عملیات یه پهپاد فرستادن هوا

04:18.132 --> 04:19.425
‫خبری نشد؟

04:19.425 --> 04:21.052
‫هنوز نه

04:22.136 --> 04:25.598
‫تروی، ایشون "سوزان"ـه
‫فرمانده‌ی ارشد پهپادی این شیفت

04:28.476 --> 04:29.894
‫محموله‌تون چقدره؟

04:29.894 --> 04:32.939
‫سی لیتر ترکیب
‫و 2 هزار فشنگ

04:46.244 --> 04:47.829
‫مطمئن نیستم

04:58.798 --> 05:01.509
‫قربان، درهای سیلوی 17 داره باز میشه

05:10.226 --> 05:11.853
‫وای نه، نه

05:27.910 --> 05:29.537
‫منتظر دستوراتتون هستیم

05:35.168 --> 05:36.753
‫تروی

05:38.254 --> 05:41.549
‫بیاین کاری نکنیم، هنوز نه

05:41.549 --> 05:44.635
‫هرچی بیشتر بیرون بمونن
‫خطر ارتباط با سیلوی دیگه بیشتر میشه

05:44.635 --> 05:47.013
‫ببین، بیا یه راهی پیدا کنیم
‫تا برشون گردونیم داخل

05:47.013 --> 05:49.182
‫یه لوله از درِ خزانه‌ی ورودی رد می‌کنیم

05:49.182 --> 05:50.892
‫و از اون طریق فرآیند حفاظت رو شروع می‌کنیم

05:50.892 --> 05:53.603
‫پمپ آب زیرزمینی‌شون از کار افتاده
‫آب از ژنراتورشون گذشته

05:53.603 --> 05:55.188
‫نمی‌تونیم از در خزانه‌ی ورودی استفاده کنیم

05:55.188 --> 05:56.481
‫سوزان

05:56.481 --> 05:59.692
‫تمام متخصص‌ها رو بفرستن برن
‫و هرچی خلبان آماده داریم بیار

05:59.692 --> 06:03.321
‫و پهپادها رو بفرستین هوا
‫ده تا با فشنگ، بیست تا با ترکیب

06:04.238 --> 06:07.533
‫ارتفاع‌شون رو اونقدر بالا نگه دارین
‫که فراری‌ها نبینن و صداشون رو نشنون

06:07.533 --> 06:08.993
‫تا وقتی کسی از خاکریز نگذشته

06:08.993 --> 06:11.704
‫تا 9500 تا فراری جمع نشدن خبرم نکنین

06:11.704 --> 06:13.331
‫باید یه چیزی بخورم

06:43.236 --> 06:44.821
‫ای خدا، چقدر طعمش مزخرفه

06:45.988 --> 06:48.491
‫آره می‌دونم. و چقدر هم کمه

06:52.286 --> 06:53.871
‫همون جوک همیشگی

07:01.295 --> 07:02.797
‫فکر نکنم فکر خوبی باشه

07:02.797 --> 07:05.049
‫دیگه نمی‌تونیم فرآیند حفاظت رو
‫از داخل شروع کنیم

07:05.049 --> 07:07.802
‫با بیرون رفتن
‫یه فرصت دیگه بهمون دادن

07:07.802 --> 07:11.305
‫فرآیندهای حفاظت زیرزمین
‫و داخل سیلوها اتفاق میفته

07:13.099 --> 07:14.684
‫برای گندزداییه

07:14.684 --> 07:16.352
‫اگر کاری که تو فکرته انجام بدیم

07:16.352 --> 07:18.813
‫عملاً یه فرآیند حفاظت
‫بیرون سیلویی انجام دادیم

07:19.397 --> 07:21.816
‫مرگ‌ها وحشتناک میشن

07:21.816 --> 07:24.026
‫- اونم جلوی چشم همه
‫- چاره‌ی دیگه‌ای نداریم

07:24.026 --> 07:25.945
‫نمی‌دونیم افرادمون
‫چه واکنشی نشون میدن

07:25.945 --> 07:30.366
‫نگران تاثیر احتمالی روی ذهن
‫و روحیه و آمادگی عملیاتی‌شونم

07:30.366 --> 07:34.829
‫به گفته‌ی فرمان، اولویت اصلی
‫جلوگیری از ارتباط بین سیلوهاست

07:34.829 --> 07:36.038
‫آره می‌دونم

07:36.038 --> 07:37.665
‫- پس مشکل چیه؟
‫- منظورم این نیست

07:37.665 --> 07:38.958
‫همه‌چی به همین بستگی داره

07:38.958 --> 07:41.377
...‫- منظورم این
‫- ببخشید، قربان

07:41.377 --> 07:43.171
‫فراری‌ها به خاکریز رسیدن

07:43.171 --> 07:44.839
‫تف توش

07:44.839 --> 07:46.757
‫ببین، مراقب خلبان‌هات هستم

07:46.757 --> 07:47.842
‫قول میدم

07:47.842 --> 07:49.427
‫باشه

08:09.822 --> 08:11.949
‫جنکینز، حواست به کلانتر باشه

08:31.636 --> 08:33.262
‫چند تا فراری هستن؟

08:34.055 --> 08:36.516
‫درکل 9832 تا

08:38.684 --> 08:40.269
‫دستوراتتون اینه

08:40.603 --> 08:43.105
‫گروه یک میره سراغ کلانتر و خانواده‌ش

08:43.856 --> 08:47.401
‫گروه دو ترکیب رو دم پله‌ها می‌ریزه
‫که کسی برنگرده داخل

08:48.277 --> 08:51.155
‫گروه 3 و 4 اونقدر از بالای سر جمعیت می‌گذرن

08:51.155 --> 08:53.533
‫تا اینکه این ناحیه
‫با ترکیب اشباع بشه

08:54.408 --> 08:57.453
‫گروه‌های 5 و 6 به دستور من
‫به اهداف حمله می‌کنن، متوجه شدین؟

08:57.453 --> 08:59.705
‫- بله قربان
‫- خوبه، شروع کنین

09:05.628 --> 09:07.672
‫- گروه‌ها، گزارش بدین
‫- گروه 1 آماده

09:07.672 --> 09:09.674
‫دو آماده

09:09.674 --> 09:11.300
‫- سه آماده
‫- چهار آماده

09:11.300 --> 09:12.593
‫پنج آماده

09:12.593 --> 09:14.220
‫شش آماده

09:18.933 --> 09:20.476
‫شروع کن، سوزان

09:23.271 --> 09:24.897
‫سوزان؟

09:31.779 --> 09:33.406
‫قربان

09:38.119 --> 09:40.204
‫وقتی به کلانتر و خانواده‌ش حمله کنیم

09:40.204 --> 09:43.457
‫بقیه‌ی فراری‌ها سعی می‌کنن
‫برگردن توی سیلو

09:43.457 --> 09:45.418
‫برای همین ترکیب می‌ریزیم روی ورودی

09:45.418 --> 09:47.670
‫ولی اگر اجازه بدیم برگردن داخل

09:48.796 --> 09:50.381
‫دیگه برنمی‌گردن بیرون

09:51.007 --> 09:52.883
‫اینطوری شورش تموم میشه

09:52.883 --> 09:55.720
‫و هرگونه تهدید
‫ارتباط بین سیلوها از بین میره

09:55.720 --> 09:58.431
‫و خطاناپذیر بودن پیمان
‫توی ذهن‌شون تقویت میشه

10:07.565 --> 10:09.609
‫اهداف‌تون رو حفظ کنین
‫و آماده‌ی حمله بشین

10:17.783 --> 10:20.411
‫زن و بچه بیرونه، قربان

10:21.996 --> 10:23.581
‫من این‌کارو نمی‌کنم

10:38.429 --> 10:40.056
‫مرخصی

10:56.238 --> 10:58.741
‫تغییر فرماندهی عملیات رو
‫در سوابق ثبت کنین

11:05.831 --> 11:09.126
‫شهروندان سیلوی 17
‫تصمیم گرفتن برن بیرون

11:09.126 --> 11:10.878
‫پاشون رو از پیمان فراتر گذاشتن

11:12.088 --> 11:14.423
‫ولی فرمان هنوزم
‫در موردشون صدق می‌کنه

11:15.383 --> 11:17.009
‫بله قربان

11:19.220 --> 11:23.224
‫گروه‌های 1 و 2
‫به دستور من شروع کنین

11:23.224 --> 11:25.059
‫گروه 2، ترکیب رو بریز

11:42.660 --> 11:44.286
‫ورودی هوابند رو نشون بدین

11:47.790 --> 11:50.167
‫گروه 1، با اهداف درگیر شو

11:59.343 --> 12:00.970
‫مطمئن شو از پا دراومدن

12:15.776 --> 12:17.361
‫گروه‌های 3 و 4، شروع کنین

12:29.123 --> 12:32.585
‫گروه‌های 5 و 6
‫بیاین زیر 150 متر و شلیک کنین

12:47.057 --> 12:48.684
‫برین روی دوربین‌های حرارتی

13:06.619 --> 13:08.245
‫صدا رو قطع کنین

13:28.641 --> 13:30.768
‫خیلی‌خب، جهت باد کدوم سمته؟

13:30.768 --> 13:34.188
‫گروه 3، یه پاکسازی دوباره
‫توی بخش جنوب‌شرقی بکن

13:34.188 --> 13:36.398
‫گروه 5، می‌بینی‌شون؟
‫یه عده دارن سمت ساعت 2 فرار می‌کنن

13:36.982 --> 13:38.609
‫میشه روشون زوم کنین؟

13:39.944 --> 13:41.737
‫خیلی‌خب، چند تا هدف باقی مونده؟

13:41.737 --> 13:44.281
‫درکل 2453 تا، قربان

13:44.281 --> 13:45.866
‫تعدادشون رو کمتر کنین

15:10.659 --> 15:14.121
‫خلبان‌هایی که تا الان
‫باهاشون صحبت کردن عملاً سر از پا نمی‌شناسن

15:14.788 --> 15:16.457
...‫شاید دست‌کم گرفته بودم که چقدر

15:17.499 --> 15:19.126
‫چقدر چی؟

15:19.501 --> 15:21.128
...‫نمی‌دونم، اینکه

15:21.712 --> 15:23.297
‫ما حرفه‌ای هستیم، ویکتور

15:23.923 --> 15:25.424
‫برای همین کارها آموزش دیدیم

15:25.424 --> 15:28.802
‫آره. ولی تو فراتر از این حرفایی، تروی

15:29.887 --> 15:31.388
‫من فقط به دستورات مدیر عمل می‌کنم

15:31.388 --> 15:33.015
‫همه‌مون همینطوریم

15:33.265 --> 15:34.892
‫داگ، رندی

15:36.977 --> 15:38.646
‫خانم مدیر

15:38.646 --> 15:41.732
‫خوش اومدی دوست قدیمی
‫چندین شیفته همدیگه رو ندیدیم

15:41.732 --> 15:42.858
‫خیلی سرحال به‌نظر میای

15:42.858 --> 15:46.987
‫واقعاً؟ حالم که خیلی داغونه
‫هیچوقت به بیداری فوری عادت نمی‌کنم

15:47.488 --> 15:48.697
‫معذرت می‌خوام

15:48.697 --> 15:50.324
‫خب، کاریش نمی‌شد کرد

15:50.658 --> 15:53.577
‫لطفاً بفرما بشین
‫متاسفانه من غذام رو خوردم

15:53.577 --> 15:55.204
‫ولی چای میل دارین؟

15:55.204 --> 15:58.123
‫چای. وای، خیلی عالی میشه
‫لطف می‌کنی

15:58.123 --> 16:02.252
‫خب، حس کردم باید تقدیر ویژه‌ای
‫از قهرمان‌مون بکنم

16:02.252 --> 16:04.630
‫خودم براتون می‌ریزم

16:05.798 --> 16:09.426
‫وقتی این ماجراجویی
‫طولانی و سخت رو شروع کردیم

16:09.426 --> 16:13.097
‫می‌دونستم بدون چای بعدازظهرم دووم نمیارم

16:13.931 --> 16:16.141
‫البته ذخایرمون داره تموم میشه

16:18.978 --> 16:20.604
‫تروی

16:21.021 --> 16:23.565
‫می‌خوام بابت خونسردی

16:24.191 --> 16:27.778
‫و رهبری خلاقانه‌ت
‫یه لوح تقدیر بهت اهدا کنم

16:27.778 --> 16:30.823
‫ممنونم، خانم
‫ولی فقط وظیفه‌مو انجام دادم

16:31.573 --> 16:33.158
‫چقدر متواضعه

16:33.158 --> 16:34.618
‫قبلاً هم شورش داشتیم

16:34.618 --> 16:38.080
‫ولی خروج گروهی در همچین مقیاسی
‫سابقه نداشته

16:38.080 --> 16:42.418
‫اقدام سریع و قاطعت
‫از وقوع یه فاجعه جلوگیری کرد

16:44.044 --> 16:46.505
‫و مطمئنی ارتباطی بین سیلوها اتفاق نیفتاد؟

16:46.505 --> 16:50.509
‫نه، 9835 فراری داشتیم
‫که همه‌شون از پا دراومدن

16:50.509 --> 16:52.302
‫چند نفر زنده داخل موندن؟

16:52.302 --> 16:53.929
‫بیشتر از 100 تا نمیشن

16:54.430 --> 16:55.514
‫برامون تهدیدی هستن؟

16:55.514 --> 16:56.849
‫ژنراتورشون از کار افتاده

16:56.849 --> 17:00.019
‫پس نه برقی دارن
...‫نه سیستم گرمایشی و سرمایشی

17:00.019 --> 17:02.187
‫هنوزم بخش فناوری‌شون
‫از بیرون برق دریافت می‌کنه

17:02.187 --> 17:05.733
‫ولی برای قطع کردنش
‫باید کل اون بخش رو قطع کنیم

17:06.859 --> 17:09.737
‫بدون ژنراتور، گیاه‌ها
‫و دام‌هاشون می‌میرن

17:09.737 --> 17:11.613
‫و آب زیرزمینی همینطوری بالا میاد

17:11.613 --> 17:13.824
‫اگر از گرسنگی نمیرن، غرق میشن

17:13.824 --> 17:16.702
‫و اون پسره که خودشو
‫توی بخش فناوری حبس کرده

17:16.702 --> 17:18.871
‫- اون هنوز زنده‌ست؟
‫- مطمئن نیستیم

17:18.871 --> 17:21.081
‫هیچ اطلاعات باارزش دیگه‌ای نداشت بهمون بده

17:21.081 --> 17:22.499
‫برای همین ارتباطمون رو قطع کردیم

17:22.499 --> 17:26.670
‫خوبه. پهپادهای نظارتی مسلح‌مون رو
‫تا 3 سال تو آسمون نگه می‌داریم

17:26.670 --> 17:28.922
‫که مطمئن بشیم کس دیگه‌ای فرار نکنه

17:28.922 --> 17:30.632
‫پنج سال امن‌تره

17:31.216 --> 17:32.843
‫پس همون پنج سال

17:33.427 --> 17:35.512
‫حالا بیا در مورد سوزان صحبت کنیم

17:35.512 --> 17:40.517
‫تو دادی بازداشتش کنن، تروی
‫و من گفتم تا زمان انجام تحقیقات آزادش کنن

17:42.102 --> 17:44.938
‫- بله، تصمیمش با خودتونه
‫- خب، این که نشد جواب

17:44.938 --> 17:47.232
‫ازت خواستم بیای اینجا
‫که بتونی برام توضیح بدی

17:50.069 --> 17:53.280
‫در زمان اتفاق، تحت فرمان من بود

17:53.280 --> 17:54.948
‫که از کتاب فرمان نشأت می‌گیره

17:54.948 --> 17:57.159
‫ولی دقیقاً چیکار کرد؟

17:57.159 --> 17:58.744
‫حاضر نشد به دستورش عمل کنه

17:59.328 --> 18:02.915
‫و بعد جلوی خلبان‌های تحت فرمانش
‫روش‌هام رو زیر سوال برد

18:03.499 --> 18:06.710
‫نافرمانیش وقت‌مون رو هدر داد
‫و ممکن بود منجر به مقاومت بقیه

18:06.710 --> 18:08.253
‫و حتی شورش بشه

18:08.253 --> 18:10.172
‫- ولی همه‌شون به وظیفه‌شون عمل کردن
‫- خوبه

18:10.172 --> 18:11.256
‫هیچکس درنگ نکرد

18:11.256 --> 18:13.467
‫ولی نزدیک بود فراری‌ها
‫از خاکریز رد بشن

18:13.467 --> 18:14.843
‫اگر چند دقیقه‌ی دیگه می‌گذشت

18:14.843 --> 18:17.137
‫ممکن بود شش سیلوی دیگه‌ی گروه‌شون
‫اونا رو ببینن

18:17.137 --> 18:18.680
‫هر لحظه‌ای که می‌گذشت اهمیت داشت

18:18.680 --> 18:21.391
‫و به‌نظرت مجازات مناسب
‫برای همچین کاری چیه؟

18:29.191 --> 18:31.902
‫میشه بپرسم فرمان چی میگه؟

18:31.902 --> 18:33.529
‫اعدام

18:34.404 --> 18:37.116
‫ولی متاسفانه همچین کاری ممکن نیست

18:37.116 --> 18:41.328
‫ببین، موافقم که رفتارش غیرقابل قبول بود

18:41.829 --> 18:44.498
‫ولی توانایی‌های سوزان
‫در پایان پروژه

18:44.498 --> 18:46.583
‫برامون نقش حیاتی داره

18:47.751 --> 18:50.045
‫بعلاوه، دخترم بهش اهمیت میده

18:50.045 --> 18:53.590
‫به‌نظرم بهتره فقط بهش تنزل درجه بدیم

18:53.590 --> 18:55.217
‫و بفرستیمش بخوابه

18:55.843 --> 19:00.347
‫تروی، دقیقاً بخاطر همچین موارد اورژانسی
‫خواستیم متخصص‌مون باشی

19:00.347 --> 19:06.019
‫به نیابت از پروژه
‫ازت بخاطر خدمت فوق‌العاده‌ت تشکر می‌کنم

19:14.194 --> 19:15.779
‫حالت خوبه؟

19:17.030 --> 19:18.657
‫ایشون مدیره

19:19.867 --> 19:22.077
‫و وظیفه‌ی سنگینیه
‫باید ببریمت برای خواب

19:22.077 --> 19:23.996
‫آره، ببین

19:28.000 --> 19:29.585
‫میشه توی دفترت صحبت کنیم؟

19:33.839 --> 19:35.841
‫یه زنی هست

19:36.842 --> 19:38.802
‫توی کدوم بخش کار می‌کنه؟

19:38.802 --> 19:40.053
‫جایی کار نمی‌کنه

19:40.053 --> 19:41.638
...‫فکر... فکر

19:42.514 --> 19:44.266
‫فکر کنم بخشی از خاطراتم باشه

19:46.643 --> 19:49.897
‫بعد از اینکه بیدار شدم
‫تصویرش یادم اومد، چند لحظه‌ی کوتاه

19:49.897 --> 19:53.108
‫وقتی سعی کردم دوباره یادم بیاد
‫از یادم رفتن

19:58.822 --> 20:00.866
‫حس می‌کنم قبلاً هم
‫در موردش باهات صحبت کردم

20:01.992 --> 20:04.286
‫که وقتی بیدار میشم
‫این زن رو می‌بینم

20:04.286 --> 20:05.871
‫خب، اگر گفته بودی بهت می‌گفتم

20:11.043 --> 20:13.962
‫یجورایی به این مرتبطه

20:18.258 --> 20:19.885
‫کی دستت زخم شد؟

20:21.637 --> 20:24.014
‫- نمی‌دونم
‫- و نمی‌دونی کیه؟

20:24.014 --> 20:26.266
‫نه. امیدوار بودم تو بدونی

20:27.893 --> 20:29.478
‫نه، شرمنده

20:37.736 --> 20:40.113
...‫ببین، به یه سری سوابق دسترسی داری که

20:40.113 --> 20:42.282
‫- تروی. تروی
‫- بله؟

20:42.282 --> 20:45.202
‫کل هدف و دلیل پروژه

20:45.202 --> 20:46.870
‫اینه که از بند گذشته رها بشیم

20:46.870 --> 20:49.122
‫بهتره فراموشش کنی

20:49.122 --> 20:51.083
‫باشه، هرچی تو بگی ویکتور

20:52.668 --> 20:55.379
‫حتی اگرم سوابقی ازش باشه
‫و حتی اگرم باقی مونده باشه

20:55.379 --> 20:57.506
‫سناتور گفته که فرمان

20:57.506 --> 20:59.883
‫- همچین تحقیقاتی رو منع کرده
...‫- خب برای همین می‌خوام

20:59.883 --> 21:01.885
...‫- نمیشه همینطوری
‫- بی‌سروصدا انجامش بدی، دکتر

21:04.096 --> 21:07.182
‫ارزشم رو برای پروژه اثبات کردم، مگه نه؟

21:07.182 --> 21:08.850
‫آره، کردی. بدون هیچ شکی

21:08.850 --> 21:11.520
‫خب پس فقط می‌خوام
‫جواب یه سوال کوچیک رو پیدا کنم

21:21.113 --> 21:22.698
‫خواهش می‌کنم

21:35.877 --> 21:37.921
...‫سعی می‌کنم یه بهونه‌ای

21:39.798 --> 21:41.800
‫برای تحقیق در مورد این قضیه پیدا کنم

21:46.722 --> 21:48.307
...‫اگر پیدا کردم

21:50.267 --> 21:52.477
‫دفعه‌ی بعدی که بیدار شدی بهت میگم

21:54.354 --> 21:55.939
‫قول میدم

22:25.886 --> 22:27.471
‫بعداً می‌بینمت

22:41.526 --> 22:43.278
‫مگر اینکه من زودتر ببینمت

23:10.847 --> 23:12.599
‫« اون زنه کیه؟ »

23:20.357 --> 23:21.483
‫« تروی »

23:26.613 --> 23:31.910
‫« اون زنه کیه؟ »

25:15.722 --> 25:17.182
‫« بر اساس سری کتاب‌های سیلو »
‫« نوشته‌ی هیو هاوی »

25:18.725 --> 25:21.102
‫

25:31.780 --> 25:33.406
!‫یالا! بجنبین

25:44.417 --> 25:46.795
‫- کپسول‌ها آماده‌ن؟
‫- پر شده و آماده‌ن

25:46.795 --> 25:49.965
‫هرچی مامور می‌تونی جمع کن
‫و فوراً بیارشون دم معادن

25:49.965 --> 25:51.049
‫چشم خانم

25:51.049 --> 25:52.551
‫- امرسون
‫- بله خانم؟

25:52.551 --> 25:54.636
‫مطمئن شو مردم موقع این‌کار ببیننشون

26:01.893 --> 26:03.520
‫تف توش

26:11.319 --> 26:12.696
‫بگیر بشین

26:12.696 --> 26:15.156
‫جو، تو که منو می‌شناسی
‫من تهدیدی نیستم

26:15.156 --> 26:16.950
‫فقط می‌خوام پسرمو ببینم

26:17.450 --> 26:19.536
‫- همین
‫- پس درخواست ملاقات بده

26:20.328 --> 26:24.332
‫باید با پسرم خداحافظی کنم

26:25.959 --> 26:27.711
‫چد، توام بچه داری

26:29.921 --> 26:31.506
‫خواهش می‌کنم

26:33.425 --> 26:35.010
‫باشه می‌پرسم

26:49.316 --> 26:51.943
...‫می‌دونی، سعی کردم
...‫سعی کردم چشم‌های کامیل رو باز کنم، ولی

26:51.943 --> 26:53.820
‫آره، آره، کله‌شقه

26:54.571 --> 26:56.865
‫آره. اونم چه کله‌شقی

27:05.415 --> 27:07.334
‫هرکاری از دستمون برمیومده
‫انجام دادیم، سیمز

27:08.168 --> 27:11.129
‫باید بهشون اعتماد کنیم
‫که از پس این کار برمیان

27:12.130 --> 27:13.757
‫و اگر نتونن چی؟

27:19.471 --> 27:20.639
‫وایسا

27:20.639 --> 27:24.351
‫وایسا، بس کن. اومدم
‫شمارش معکوس رو قطع کن

27:24.351 --> 27:27.646
‫مامورهام به‌زودی ضدحمله‌شون رو
‫شروع می‌کنن، باشه؟

27:29.981 --> 27:31.274
!‫دارم حلش می‌کنم

27:31.274 --> 27:33.652
‫آزادی عمل زیادی بهت دادیم

27:33.652 --> 27:36.029
‫ولی فرصت تموم شده

27:36.029 --> 27:37.656
...‫نه، نه، می‌خوایم

27:37.656 --> 27:40.200
‫می‌خوایم معادن رو
‫با گاز پر کنیم، باشه؟

27:40.200 --> 27:42.869
‫شورشی‌ها تا چند دقیقه‌ی دیگه می‌میرن
‫می‌تونی تماشا کنی

27:42.869 --> 27:44.663
‫می‌تونی روی نمایشگرهات تماشا کنی

27:46.748 --> 27:47.999
...‫فقط

27:47.999 --> 27:50.877
!‫حداقل بذار سعی خودمونو بکنیم
‫باشه؟

27:50.877 --> 27:52.462
!‫بذار سعی خودمونو بکنیم

28:08.728 --> 28:10.355
‫پنج دقیقه وقت دارین

28:13.608 --> 28:15.235
‫پنج دقیقه کافی نیست

28:18.154 --> 28:19.739
‫پنج دقیقه کافی نیست

28:20.407 --> 28:22.575
...‫- پنج دقیقه کافی
‫- پنج دقیقه وقت دارین

28:37.716 --> 28:40.468
‫پمپ‌های اولیه و ثانویه آماده‌‌ن

28:40.468 --> 28:42.971
‫- دریچه‌ها؟
‫- دریچه‌ی اصلی و گروه باز شدن

28:42.971 --> 28:44.180
‫دریچه‌ی سیلو آماده‌ی باز شدنه

28:44.180 --> 28:46.433
‫فرآیند ایجاد فشار رو شروع کنین

28:48.393 --> 28:49.978
‫پنج دقیقه کافی نیست

28:51.646 --> 28:53.523
!‫بجنبین! یالا، یالا

28:53.523 --> 28:55.108
!‫بدش به من! بدش به من

29:00.822 --> 29:02.407
!‫مراقب باشین

29:07.120 --> 29:08.663
‫- شرل، خوبی؟
!‫- آره

29:08.663 --> 29:11.082
‫دارم کف بتنی رو می‌بینم
‫یه میلگرد بهم بدین

29:18.173 --> 29:19.799
!‫برین، برین، برین

29:20.383 --> 29:21.718
!‫مامورها دارن میان

29:21.718 --> 29:23.678
!‫- تف توش! تدی
‫- ها؟

29:23.678 --> 29:25.013
‫اون مامورها رو معطل کن

29:25.013 --> 29:26.890
‫نش، هوور، باهام بیاین

29:35.940 --> 29:37.984
‫وای خدا. بجنبین

29:40.528 --> 29:42.155
‫گندش بزنن

29:52.582 --> 29:54.793
!‫کپسول‌ها رو بذارین زمین
!‫کپسول‌ها رو بذارین زمین

30:06.513 --> 30:08.097
!‫ولم کنین

30:09.224 --> 30:10.809
!‫ولم کنین

30:11.476 --> 30:12.602
!‫تکون نخور لعنتی

30:12.602 --> 30:15.355
‫اینا با شما
!‫راه بیفتین

30:23.822 --> 30:25.406
‫شرل، مشعل رو بده

30:28.326 --> 30:29.953
‫دیدمش

30:30.912 --> 30:32.497
‫بیا

30:32.956 --> 30:35.083
‫مامورها دارن می‌رسن

30:35.083 --> 30:36.584
...‫خب؟ دارن

30:36.584 --> 30:41.381
‫این‌کارو... این‌کارو نکن، باشه؟
!‫این‌کارو نکن، لطفاً این‌کارو نکن

30:43.967 --> 30:45.552
!‫یه چیزی بگو لعنتی

30:46.302 --> 30:47.887
!‫یه چیزی بگو

30:52.392 --> 30:53.977
‫دو دقیقه و 15 ثانیه

31:01.818 --> 31:03.444
!‫بابایی

31:04.279 --> 31:05.864
!‫آنتونی

31:22.589 --> 31:24.173
!‫بجنب، بجنب

31:28.928 --> 31:31.055
!‫- بجنب، بجنب
‫- ناکس؟

31:33.474 --> 31:35.935
‫شرل، بیا بالا. کمک لازم دارم

31:35.935 --> 31:38.229
...‫خیلی‌خب، دارن
‫دارن آماده‌ی پخش گاز میشن

31:38.229 --> 31:41.274
‫باشه؟ شورشی‌ها فوراً می‌میرن

31:41.274 --> 31:43.026
‫فقط... دو دقیقه وقت می‌خوایم

31:43.026 --> 31:44.777
‫دو دقیقه وقت می‌خوایم

31:44.777 --> 31:46.446
!‫دو دقیقه، خواهش می‌کنم

31:49.115 --> 31:50.700
‫کامیل

31:51.576 --> 31:55.288
‫ناکامیت باعث ضروری شدن
‫فرآیند حفاظت شد

31:59.083 --> 32:00.668
!‫لعنتی

32:16.392 --> 32:18.019
‫هی، آنتونی

32:18.019 --> 32:19.687
‫اون نمی‌خواد بلایی سرت بیاره

32:20.730 --> 32:22.357
‫باشه؟

32:28.780 --> 32:30.406
‫مامانی کجاست؟

32:32.492 --> 32:34.285
‫مامانی سر کاره

33:14.325 --> 33:16.536
‫قربان، دیدین چی شد؟

33:16.536 --> 33:18.788
‫- از دستش افتاد
‫- نه، نگاه کنین

33:30.258 --> 33:31.884
‫اکسیژنه

33:33.094 --> 33:35.054
‫اکسیژنه. فشار رو به حداکثر برسونین

33:39.767 --> 33:41.352
‫یالا

33:48.609 --> 33:50.236
‫امرسون، اوضاع مرتبه؟

33:52.780 --> 33:55.867
‫دوباره تکرار کن
‫دوباره تکرار کن، امرسون. همه‌چی مرتبه؟

33:57.201 --> 33:58.911
‫یالا، یالا

34:09.088 --> 34:10.715
‫دریچه‌ی سیلو به حداکثر فشار رسید

34:11.674 --> 34:13.259
‫فرآیند حفاظت رو شروع کنین

34:14.385 --> 34:15.636
‫با شمارش من

34:15.636 --> 34:19.265
‫- سه، دو، یک
‫- یکم صبر کن، صبر کن، صبر کن

34:20.224 --> 34:21.809
‫لطفاً این‌کارو نکن

34:41.496 --> 34:42.622
‫چی شد؟

34:42.622 --> 34:44.749
‫قربان، فشار پایین نمیاد

34:45.625 --> 34:48.252
‫- دوباره چک کن
‫- فشار یه لحظه اومد پایین

34:48.252 --> 34:50.088
‫و بعدش فوراً به حداکثر فشار رسید

34:51.214 --> 34:52.840
‫فرآیند حفاظت موفقیت‌آمیز نبود، قربان

35:04.727 --> 35:06.312
‫اوضاع امنه

35:14.070 --> 35:15.655
‫دریافت شد

35:23.246 --> 35:24.831
‫تف توش

35:28.709 --> 35:30.336
‫تف توش

35:31.671 --> 35:34.215
‫قربان، باید فشار رو کاهش بدیم

35:36.259 --> 35:37.844
!‫قربان

35:43.057 --> 35:44.642
‫فشار رو کاهش بدین

35:51.983 --> 35:53.693
‫مشکل فرآیند حفاظت کجا بوده؟

35:54.527 --> 35:56.362
‫دریچه‌ی سیلو مشکلی نداشت

35:57.363 --> 35:58.948
‫یه جایی بعد از دریچه بوده

36:04.912 --> 36:06.539
‫لوله رو بستن

36:10.209 --> 36:11.794
‫لوله رو بستن

36:24.557 --> 36:30.980
‫پهپادهای مسلح بفرستین
‫بالای سر سیلوی 18

36:32.773 --> 36:34.400
‫هرکس سعی کرد خارج بشه

36:36.152 --> 36:37.778
‫بکشینش

36:45.578 --> 36:47.163
‫اتاق رو خالی کنین

36:49.749 --> 36:51.375
‫برین بیرون

36:52.418 --> 36:54.420
!‫- یالا
‫- چشم قربان

37:08.059 --> 37:10.061
‫حقه‌ی زیرکانه‌ای بود

37:14.190 --> 37:16.025
‫مطمئن نبودم میشه گولت زد یا نه

37:19.820 --> 37:21.739
‫علائم حیاتیت ثابت بودن

37:22.990 --> 37:25.368
‫هیچ نشونه‌ای از خیانتت بروز نمی‌دادی

37:26.160 --> 37:28.496
‫خب، بخاطر تواناییم توی دروغ گفتن
‫انتخابم کردی، مگه نه؟

37:31.958 --> 37:33.584
‫چرا باید به من دروغ بگی؟

37:41.384 --> 37:43.469
‫هرچی فکر کردم
‫جواب یه سوال رو پیدا نکردم

37:43.469 --> 37:45.054
‫چه سوالی؟

37:45.680 --> 37:47.306
‫چرا؟

37:48.015 --> 37:50.184
‫چرا توانایی کشتن‌مون رو داری؟

37:53.312 --> 37:54.939
‫کی این سوال رو پرسیده؟

38:02.446 --> 38:04.031
‫جولیت نیکولز

38:12.290 --> 38:16.127
‫نسل بشر به مراحل پایانی
‫چرخه‌ی نابودی خودش رسیده بود

38:21.132 --> 38:25.761
‫سیلو آخرین و بهترین امیدمون
‫برای تضمین بقای نسل بشر بود

38:25.761 --> 38:31.350
‫با کشتن هزاران نفر چطور میشه
‫بقا رو تضمین کرد؟

38:33.394 --> 38:37.815
...‫زیر سوال بردن تصمیمات بنیان‌گذارها

38:40.609 --> 38:42.695
...‫- تخلف
‫- تخلف؟

38:43.904 --> 38:46.949
‫چون مردم می‌خوان آزاد باشن
‫قتل‌عام‌شون می‌کنین؟ بعد میگی تخلفه؟

39:52.598 --> 39:54.517
‫نه کسی حق ورود داره
‫نه خروج، فهمیدین؟

39:54.517 --> 39:56.143
‫بله خانم

39:56.143 --> 39:57.895
‫- هی
‫- هی، آقا. هی، برو عقب

39:57.895 --> 39:59.438
‫نمی‌تونین به زندانی‌ها نزدیک بشین

39:59.438 --> 40:00.689
‫اونا دیگه زندانی نیستن

40:00.689 --> 40:02.983
‫- چی شد؟
‫- لوله رو پیدا کردیم و بستیمش

40:02.983 --> 40:04.860
‫- هی، بیخیال
‫- مامورها رو فرستادن جلوتون رو بگیرن

40:04.860 --> 40:06.779
‫دستور گرفتن جبهه‌شون رو عوض کنن

40:06.779 --> 40:09.073
‫از کی دستور گرفتن؟
‫هیچکس همچین اختیاری نداره

40:09.073 --> 40:10.699
‫دستور من بود

40:22.670 --> 40:24.839
‫خیلی‌خب. قرار نیست کسی
‫برای پاکسازی بره بیرون، همه‌تون مرخصین

40:28.217 --> 40:29.468
‫مامانی

40:29.468 --> 40:31.303
‫آنتونی

40:31.303 --> 40:32.805
‫سلام

40:32.805 --> 40:34.432
‫هی، حالت خوبه؟

40:35.558 --> 40:37.143
‫آره؟

40:39.395 --> 40:40.980
‫چیزی نیست

40:41.313 --> 40:42.898
‫خوبی؟

40:43.983 --> 40:45.818
‫آب دیگه سالم و بی‌خطره

40:47.111 --> 40:48.696
‫موفق شدیم

40:50.030 --> 40:51.615
‫می‌دونی امروز چه روزیه؟

40:53.033 --> 40:54.618
‫روز آزادیه

40:56.412 --> 40:58.789
‫اولین روز آزادی واقعیه
‫که تابحال داشتیم

40:59.290 --> 41:02.001
‫و همه‌ش به این فکر می‌کنم
...‫که همه‌مون می‌مردیم

41:02.960 --> 41:04.587
...‫اگر بخاطر اون

41:05.880 --> 41:07.506
‫حرومزاده نبود

41:27.443 --> 41:29.028
‫بله؟

41:30.446 --> 41:31.697
‫چی نیاز دارین، قربان؟

41:31.697 --> 41:34.492
‫لطفاً بهشون بگو تروی رو بیدار کنن

41:34.492 --> 41:36.076
‫چشم قربان

41:36.494 --> 41:38.078
‫ممنون کلویی

42:37.429 --> 42:40.558
‫« محرمانه »

42:48.107 --> 42:50.693
‫« موبی دیک یا نهنگ بحر »
‫« نوشته‌ی هرمن ملویل »

44:16.236 --> 44:17.863
‫سلام، منم جولز

44:18.947 --> 44:20.574
‫کسی صدامو می‌شنوه؟

44:23.494 --> 44:25.079
‫جولز؟

44:25.996 --> 44:28.040
‫خوشحالم صداتو می‌شنوم

44:28.707 --> 44:30.292
‫سلام لوکاس

44:30.668 --> 44:32.628
‫منم خیلی خوشحالم صداتو می‌شنوم

44:33.170 --> 44:35.089
‫حالتون چطوره؟ خوبین؟

44:37.591 --> 44:39.218
‫من دارم بهتر میشم. چی...؟

44:39.802 --> 44:42.638
‫ببین، مهم اینه که
‫جلوی فرآیند حفاظت رو گرفتین

44:43.222 --> 44:46.975
‫کار من که نبود
...‫کار ناکس و شرلی و واکر و

44:46.975 --> 44:50.771
‫آره، همه کمک کردن
‫حتی کامیل. پس آره، اوضاع‌مون ردیفه

44:50.771 --> 44:51.855
‫فکر کنم

44:51.855 --> 44:53.440
‫حداقل فعلاً

44:54.274 --> 44:56.276
‫آره، و به شرطی که نرین بیرون

44:56.276 --> 44:59.697
‫و اون چیزی که
...‫بهم شلیک کرد برنگرده. پس

45:00.739 --> 45:03.701
‫همه‌تون رو برمی‌گردونم اینجا
‫بهت قول میدم

45:05.786 --> 45:07.162
‫آره می‌دونم

45:07.162 --> 45:08.831
...‫ولی اون روز

45:08.831 --> 45:10.541
‫- هنوز فرا نرسیده
‫- هنوز فرا نرسیده

45:11.125 --> 45:12.710
‫حله

45:16.130 --> 45:17.715
‫جولز، دلم برات تنگ شده

45:30.561 --> 45:32.604
‫و خیلی چیزها در مورد دنیا فهمیدم

45:32.604 --> 45:34.857
‫که خیلی دلم می‌خواد باهاشون
...‫حوصله‌تو سر ببرم، پس

45:35.649 --> 45:38.610
‫منم بی‌صبرانه منتظرم
‫حوصله‌مو باهاشون سر ببری

45:43.157 --> 45:44.783
...‫خب، باید

45:45.409 --> 45:47.161
‫باید قبلش یه کاری انجام بدم، باشه؟

45:47.953 --> 45:51.999
‫همه‌ش تو فکر اون دری هستم
‫که توی چاله‌ی دستگاه حفاری پیدا کردی

45:54.168 --> 45:55.753
‫باید برم اونجا

45:56.587 --> 45:58.172
‫باید بفهمم به کجا می‌رسه

46:09.975 --> 46:11.685
‫سلام. بیداری؟

46:12.686 --> 46:14.480
‫سلام. سلام

46:15.147 --> 46:18.066
‫آره، بیدار شد. دارم می‌بینمت

46:21.069 --> 46:22.988
‫آروم، آروم، آروم

46:23.614 --> 46:27.159
‫اسم من "فیل"ـه، راهنماتم
‫می‌دونی کی هستی؟

46:27.159 --> 46:28.827
‫- اسمت یادته؟
‫- تروی

46:28.827 --> 46:31.747
‫تروی. عالیه، تروی
‫و کارت چیه؟

46:32.456 --> 46:34.041
‫متخصصم

46:34.041 --> 46:35.417
‫حرف نداره

46:35.417 --> 46:39.129
‫از آخرین ماموریتت 35 سال گذشته

46:39.129 --> 46:41.924
‫ولی ببین، مجبور شدیم
‫فوری بیدارت کنیم

46:41.924 --> 46:43.926
‫هنوز دمای بدنت خیلی پایینه

46:43.926 --> 46:46.011
‫یه شستشوی حرارتی برات انجام میدیم، باشه؟

46:46.011 --> 46:47.387
‫- لعنتی
‫- آره می‌دونم، می‌دونم

46:47.387 --> 46:49.014
‫میشه دراز بکشی؟ گرفتمت

46:49.014 --> 46:51.058
‫دراز بکش. کامل دراز بکش

46:51.058 --> 46:53.811
‫یه چیزی بهت بدیم گازش بگیری؟ بیا

47:02.069 --> 47:03.695
‫ویکتور کجاست؟

47:04.071 --> 47:07.115
‫نمی‌دونم والا
‫احتمالاً داره با یه مشکلی سروکله می‌زنه

47:07.741 --> 47:09.326
‫چه مشکلی؟

47:10.369 --> 47:12.162
‫هرکی باشه فکر می‌کنه
‫به ما هم میگن، مگه نه؟

47:12.663 --> 47:15.374
‫آخه ما اولین افرادی هستیم
‫که شماها می‌بینین

47:15.374 --> 47:18.252
‫دلیل نداره که نتونیم
‫همه‌چی رو خلاصه براتون توضیح بدیم

47:18.252 --> 47:19.837
‫میگم، وقتی رفتی بالا

47:19.837 --> 47:24.258
...‫به یکی بگو که ما یه مشت
‫میمون مسئول محفظه‌های سرمایی نیستیم

47:25.050 --> 47:29.847
‫یخ‌زدایی رو انجام میدیم
‫به فوریت‌های پزشکی رسیدگی می‌کنیم

47:29.847 --> 47:31.640
‫افراد حرفه‌ای و ماهری هستیم

47:31.640 --> 47:34.226
‫می‌دونم توی شیفت‌های زیادی کار می‌کنی

47:34.226 --> 47:36.728
‫ولی از من بشنو، شیفت ما، جی7، بهترینه

47:36.728 --> 47:39.773
‫هم آدماش عالیه، هم روابطش
‫هم یه عالمه تلاش می‌کنیم

47:39.773 --> 47:42.776
‫رئیس شیفت گاهی اوقات بی‌شعوره
‫ولی فقط می‌خواد حواسمون به کارمون باشه

47:42.776 --> 47:45.070
‫و برای سیلو سنگ‌تموم بذاریم

47:45.070 --> 47:46.989
‫و مهمونی‌های محشری می‌گیریم
‫توام بیا

47:46.989 --> 47:49.116
‫همه از خداشونه کسی رو ببین
...‫که مشکل سیلوی 17 رو حل کرد

47:49.116 --> 47:53.036
‫تروی. جوئل هستم، رئیس شیفت جی7
‫بقیه‌ی راه من باهات میام

47:53.620 --> 47:55.205
‫ممنونم، فیل

47:57.374 --> 47:59.167
‫شیفت‌مون 5 ماه پیش شروع شد

48:00.002 --> 48:02.838
‫حدوداً 3 ماه پیش
‫سیلوی 18 بی‌ثبات شد

48:03.338 --> 48:06.550
‫بعد از اینکه کلانترشون
‫جولیت نیکولز برای پاکسازی فرستاده شد بیرون

48:06.550 --> 48:08.552
‫ولی یجوری تونست چسب خوب گیر بیاره

48:08.552 --> 48:11.388
‫و از خاکریز رفت بالا و
‫رسید به سیلوی 17 و برگشت

48:14.516 --> 48:16.643
‫ویکتور داشت برای شروع
‫فرآیند حفاظت آماده می‌شد

48:16.643 --> 48:18.854
‫که یهویی رئیس بخش فناوری‌شون
‫طرف شورشی‌ها رو گرفت

48:19.730 --> 48:22.232
‫و اونقدر براشون وقت خرید
‫که لوله رو ببندن

48:25.235 --> 48:26.987
‫ویکتور کجاست؟

48:26.987 --> 48:28.655
‫دارن... دارن سعی می‌کنن پیداش کنن

48:29.489 --> 48:33.285
‫پهپادهای کاملاً مسلح تو هوا داریم
‫و داریم برای احتمال اینکه

48:33.285 --> 48:36.079
‫تشخیص بدی فرآیند حفاظتی بیرونی نیازه
‫آماده میشیم

48:36.079 --> 48:38.999
‫- فرآیند حفاظتی بیرونی؟
‫- آره، کاری که با سیلوی 17 کردی

48:38.999 --> 48:40.626
‫این اسم رو روش گذاشتیم

48:41.418 --> 48:43.337
‫این جولیت نیکولز که میگی
‫آدم احمقی به‌نظر نمیاد

48:43.337 --> 48:46.632
‫اگر دیده چه بلایی سر سیلوی 17 اومده
‫احتمالاً اجازه نمیده مردم سیلوش برن بیرون

48:47.633 --> 48:49.259
‫آره

48:50.802 --> 48:52.471
‫بخش عملیات بفرمایید

48:52.471 --> 48:54.097
‫بله

48:54.765 --> 48:56.308
‫باشه

48:56.308 --> 48:58.977
‫تروی، ویکتور گفته بری اتاقش

49:00.062 --> 49:01.897
‫اگر چیزی تغییر کرد
‫بهم خبر بدین

49:02.481 --> 49:04.107
‫باشه چشم

49:07.277 --> 49:09.279
‫تحمل وزن این همه آدم رو داره، مگه نه؟

49:09.279 --> 49:10.906
‫به‌زودی می‌فهمیم، مگه نه؟

49:21.541 --> 49:23.126
‫ویکتور گفته بیام

49:23.627 --> 49:25.462
‫- من گفتم بیای
‫- هنری

49:26.380 --> 49:27.798
‫این شیفت توئه؟

49:27.798 --> 49:30.425
‫نه، من رو هم مثل تو
‫ فوری بیدار کردن

49:30.425 --> 49:32.302
‫چرا افراد بخش امنیت داخلی رو لازم دارن؟

49:46.316 --> 49:47.943
‫تف توش

49:48.193 --> 49:49.820
‫آره

49:52.322 --> 49:55.033
‫- نمی‌خوایم خبرش پخش بشه
‫- آره، معلومه

49:59.955 --> 50:01.581
‫حالت خوبه؟

50:02.124 --> 50:04.501
‫آره. خب... آره

50:04.501 --> 50:06.253
‫فقط... نمی‌دونم چی بگم

50:07.796 --> 50:09.423
‫یه بنیان‌گذار خودکشی کرده

50:11.049 --> 50:12.634
‫اتفاق خیلی مهمیه

50:13.135 --> 50:14.511
‫یادداشتی گذاشته؟

50:14.511 --> 50:16.263
‫چیزی پیدا نکردم

50:16.263 --> 50:19.599
...‫ولی آخرین دستوری که داد این بود که

50:19.599 --> 50:21.018
‫تو رو بیدار کنن

50:22.019 --> 50:24.980
‫برای همین گفتم شاید بدونی

50:24.980 --> 50:26.606
‫چه مشکلی داشته

50:30.444 --> 50:33.697
‫شما دو تا بارها با همدیگه کار کردین

50:33.697 --> 50:37.451
‫تقریباً انگار می‌خواست
‫همزمان با همدیگه سر شیفت باشین

50:42.706 --> 50:44.291
‫نمی‌دونم والا

50:45.042 --> 50:46.918
...‫گاهی اوقات حس می‌کردم

50:48.712 --> 50:52.382
‫قبل از این جریانات منو می‌شناخته
‫ولی مشخصه که نمی‌تونست چیزی بگه

50:52.382 --> 50:53.967
‫نه

51:05.312 --> 51:06.938
‫مرد خوبی بود

51:07.397 --> 51:09.566
...‫ازش خوشم میومد. فقط

51:10.233 --> 51:12.986
‫نمی‌دونم واقعاً می‌شناختمش یا نه

51:38.261 --> 51:39.805
‫خیلی‌خب

51:39.805 --> 51:41.389
‫خوبین؟

51:42.974 --> 51:44.267
‫فکر می‌کردم از آب خوشت نمیاد

51:44.267 --> 51:45.894
‫آره، خوشم نمیاد

51:46.228 --> 51:47.938
‫و از وقتی رفتم سیلوی 17
‫ازش متنفر شدم

51:49.272 --> 51:50.899
...‫خیلی‌خب

51:51.149 --> 51:54.194
‫لوکاس گفت رفت سمت چپ
...‫دستگاه حفاری، پس

51:56.446 --> 51:58.031
‫- خب؟
‫- باشه

52:12.420 --> 52:14.714
‫خیلی‌خب، بیاین بریم

52:24.391 --> 52:26.810
‫جوئل، می‌خوام صحبت بین

52:26.810 --> 52:28.311
‫ویکتور و کامیل سیمز رو گوش کنم

52:28.311 --> 52:30.188
‫- چشم قربان
‫- و توی بخش مکانیکی کی سر شیفته؟

52:30.772 --> 52:32.065
‫پرس‌و‌جو می‌کنم

52:32.065 --> 52:33.316
‫بهشون بگو آماده باشن

52:33.316 --> 52:35.152
‫باید یه راهی برای شروع
‫فرآیند حفاظت توی سیلوی 18 پیدا کنیم

52:35.152 --> 52:36.736
‫قربان

52:38.572 --> 52:40.157
‫تروی

52:40.615 --> 52:43.368
‫یکی داره به خزانه‌ی ورودی
‫سیلوی 18 نزدیک میشه

52:43.368 --> 52:44.953
‫واقعاً؟

52:45.453 --> 52:47.038
‫- تصویرش رو بیار بالا
‫- چشم

53:00.552 --> 53:03.221
‫خب، حالا چی؟

53:05.557 --> 53:08.977
‫لوکاس گفت فقط لمسش کرده بود

53:16.943 --> 53:18.278
‫جولیت نیکولز

53:18.278 --> 53:21.031
‫سعی نکن بیشتر از این تجسس کنی

53:21.740 --> 53:23.241
‫چرا؟

53:23.241 --> 53:24.910
‫می‌ترسی چی بفهمیم؟

53:25.577 --> 53:27.412
...‫برگردین بالای چاله‌ی دستگاه حفاری

53:27.412 --> 53:30.207
‫و سعی نکنین بیشتر از این تجسس کنین

53:31.166 --> 53:33.043
‫اگر این‌کارو نکنیم چی میشه؟

53:33.585 --> 53:36.504
‫تمام موجودات زنده‌ی سیلوتون می‌میرن

53:36.504 --> 53:39.799
‫یه بار سعی کردین و نتونستین
‫و می‌دونیم دست بردار نیستین

53:39.799 --> 53:41.551
...‫پس

53:41.551 --> 53:43.136
‫چی برای از دست دادن داریم؟

53:55.690 --> 53:59.778
‫تا وقتی که سعی نکنین
‫با سیلوی دیگه‌ای ارتباط برقرار کنین

54:00.528 --> 54:02.364
‫خبری از فرایند حفاظت نیست

54:03.281 --> 54:04.908
‫می‌خوای باهامون معامله کنی؟

54:08.870 --> 54:10.497
‫می‌خوام به توافق برسیم

54:10.830 --> 54:12.415
‫توافق؟

54:15.877 --> 54:17.504
‫پیشنهاد عادلانه‌ایه

54:20.006 --> 54:21.591
‫قبول می‌کنیم

54:26.179 --> 54:28.098
‫خیلی‌خب. بیاین بریم

55:07.304 --> 55:09.681
‫وایسا ببینم، میشه صحبت...؟
‫این دیگه چه کوفتی بود؟ میشه وایسین؟

55:09.681 --> 55:11.141
!‫هی

55:11.141 --> 55:12.726
‫هی

55:14.269 --> 55:15.937
‫چی شد یهو؟

55:15.937 --> 55:17.772
‫واقعاً که فکر نمی‌کنی
‫قراره دست بردارن، مگه نه؟

55:17.772 --> 55:19.399
‫نه، معلومه که نه

55:21.484 --> 55:23.111
...‫خیلی‌خب

55:23.361 --> 55:25.196
‫اینو می‌دونیم که نمی‌تونن
‫فرآیند حفاظت رو روی ما اجرا کنن

55:25.196 --> 55:27.365
‫آره، ولی بالاخره یه کاری می‌کنن

55:27.365 --> 55:29.784
‫اگر از بالا حمله کنن، متوجهشون میشیم

55:29.784 --> 55:31.369
‫ممکنه زیر زمین حفاری کنن

55:31.911 --> 55:34.581
‫یه سوراخ توی دیواره‌ی سیلو ایجاد کنن
‫و سم رو تزریق کنن داخل

55:34.581 --> 55:36.249
‫تا وقتی نزدیک نشدن متوجهشون نمیشیم

55:36.249 --> 55:40.920
‫شاید از اینم راحت‌تر باشه
‫می‌تونن سم رو از همین در بفرستن تو

55:40.920 --> 55:42.047
‫می‌تونیم جوشش بدیم

55:42.047 --> 55:44.424
‫یا چند نفر مسلح
‫می‌ذاریم دمش نگهبانی بدن

55:44.424 --> 55:48.345
‫نه، ولی بقیه‌ی سیلوها
‫با همین خطر روبه‌رو هستن

55:48.345 --> 55:49.763
‫- یعنی چی؟ می‌خوای بهشون هشدار بدی؟
‫- نه

55:49.763 --> 55:51.222
‫بهمون گفتن این‌کارو نکنیم

55:51.222 --> 55:53.058
‫اصلاً نمیشه این‌کارو کرد

55:53.058 --> 55:55.894
‫ببینین، باید تمرکزمون
‫روی بقای خودمون باشه

55:55.894 --> 55:57.520
‫درسته؟

55:58.563 --> 56:00.231
‫انتظار دارن همین‌کارو بکنیم

56:04.444 --> 56:08.865
‫انتظار دارن آماده‌ بشیم
‫از خودمون دفاع کنیم، آره؟

56:09.574 --> 56:12.202
‫که یعنی برای دفاع از خودشون

56:12.202 --> 56:14.371
‫در مقابل ما آماده نمیشن

56:16.623 --> 56:19.042
‫پس اگر ما بتونیم زودتر بریم سراغشون

56:19.042 --> 56:21.002
‫می‌تونیم جون همه رو نجات بدیم

56:26.007 --> 56:27.842
‫باید سیلوی 1 رو نابود کنیم

56:58.957 --> 57:00.041
‫« پیام رمزنگاری شده »

57:00.041 --> 57:02.001
‫« پیام رمزنگاری شده »
‫« آغاز رمزگشایی »

57:03.962 --> 57:05.588
‫سلام تروی

57:07.340 --> 57:10.427
‫تا الان متوجه شدی
‫که شیفت خودمو تموم کردم

57:11.928 --> 57:13.555
‫برای همیشه

57:19.102 --> 57:20.979
‫لازم نیست تمام دلایلش رو بدونی

57:23.690 --> 57:25.316
...‫فقط اینو میگم که

57:25.900 --> 57:29.154
‫وقتی تلاش‌مون برای آغاز
‫فرآیند حفاظت سیلوی 18 شکست خورد

57:31.072 --> 57:32.657
...‫متوجه شدم

57:34.325 --> 57:35.952
...‫که بیشتر از هرچیز دیگه‌ای

57:37.620 --> 57:39.205
‫نفس راحتی کشیدم

57:45.628 --> 57:47.213
‫آخرین باری که صحبت کردیم

57:47.881 --> 57:49.591
‫در مورد یه زنی ازم پرسیدی

57:51.426 --> 57:53.178
‫و من بهت قول دادم

57:56.014 --> 57:58.224
‫اسمش "هلن درو"ـه

58:31.925 --> 58:33.551
‫هلن درو
