WEBVTT

00:00:06.006 --> 00:00:07.007
چی؟

00:00:07.007 --> 00:00:10.010
فقط همونو می‌خوای؟ چرا؟

00:00:10.969 --> 00:00:13.972
‫می‌خوام اون یکی رو خودت نگه داری.

00:00:18.018 --> 00:00:21.938
‫وقتایی که می‌ری و با هالوها می‌جنگی و کنارم نیستی،

00:00:21.980 --> 00:00:24.024
‫می‌دونم که تو هم همون چیزو داری...

00:00:24.024 --> 00:00:25.984
‫و این بهم آرامش خاطر می‌ده.

00:00:34.034 --> 00:00:35.076
‫ای وای!

00:00:35.076 --> 00:00:36.036
‫اون قیافه واسه چیه؟!

00:00:37.037 --> 00:00:39.998
‫برو خونه درستو بخون، کله‌قوطی!

00:00:47.964 --> 00:00:50.050
‫آنیکی، تو واقعاً آروم شدی.

00:00:51.051 --> 00:00:53.011
‫همچین خبرایی نیست.

00:00:54.012 --> 00:00:57.015
‫اگه به نظر میاد که آروم شدم و اینا...

00:00:58.016 --> 00:01:01.061
‫مهربونی اون بوده که باعث شده اینطوری به نظر بیام.

00:01:13.990 --> 00:01:14.991
‫اوهانا...

00:01:15.075 --> 00:01:16.993
‫من...

00:01:34.052 --> 00:01:39.057
دستامو کنار هم می‌ذارم و راز و نیاز می‌کنم
دستامو کنار هم می‌ذارم و راز و نیاز می‌کنم

00:01:39.057 --> 00:01:43.978
ای خدای بزرگ، چرا تقدیرت اینقدر ظالمانه‌ست؟

00:01:44.979 --> 00:01:50.026
اراده‌م برای زدن نقاب شجاعت در آستانه‌ی شکسته

00:01:50.026 --> 00:01:55.031
دست به هرکاری که می‌زنم انگار اشتباهه، می‌دونی؟
دست به هرکاری که می‌زنم انگار اشتباهه، می‌دونی؟

00:01:55.031 --> 00:01:58.034
آروم باش، من هنوز بهت ایمان دارم

00:01:58.034 --> 00:02:01.037
حتی اگه از هم جدا افتاده باشیم

00:02:01.037 --> 00:02:08.002
حتی اگه روزی منو به باد فراموشی بسپاری
حتی اگه روزی منو به باد فراموشی بسپاری
حتی اگه روزی منو به باد فراموشی بسپاری

00:02:09.003 --> 00:02:11.005
ماکوتو و کاپیتان پاران [انتقام‌جو]

00:02:11.005 --> 00:02:14.008
آه
آه، ما برای درک همدیگه به واژه نیاز نداریم

00:02:14.008 --> 00:02:16.970
ارتباط ما فراتر از این چیزاست

00:02:16.970 --> 00:02:21.975
خدای بزرگ، شرمنده ولی تو داری دروغ می‌گی
خدای بزرگ، شرمنده ولی تو داری دروغ می‌گی

00:02:21.975 --> 00:02:24.060
پس بیا نقاب شجاعت بزنیم و با خنده ردش کنیم
پس بیا نقاب شجاعت بزنیم و با خنده ردش کنیم

00:02:24.978 --> 00:02:26.020
‫با تو، فکر کنم بتونیم تقدیرو دور بزنیم

00:02:26.020 --> 00:02:27.021
دور بزنیم ‫بتونیم تقدیرو ‫ فکر کنم ‫با تو،

00:02:27.021 --> 00:02:32.026
‫با تو، فکر کنم بتونیم تقدیرو دور بزنیم

00:02:32.026 --> 00:02:37.991
تو شبای تنهایی که هوای گریه دارم
تو شبای تنهایی که هوای گریه دارم

00:02:37.991 --> 00:02:41.953
با تو راز و نیاز می‌کنم

00:02:41.953 --> 00:02:44.956
پس بدون که من تنهات نمی‌ذارم

00:02:55.008 --> 00:02:57.051
‫شونسویی-سان... بیدار شو لطفاً.

00:03:00.972 --> 00:03:02.056
‫هی... بیدار شو.

00:03:09.022 --> 00:03:10.064
‫آه...

00:03:11.983 --> 00:03:13.985
‫صبح بخیر، آبجی.

00:03:23.953 --> 00:03:25.955
‫گفتم که...

00:03:26.956 --> 00:03:28.917
‫مگه نگفتم؟!

00:03:29.918 --> 00:03:31.961
‫فکرشم نکن که بانکایِ یه شینیگامی زپرتی...

00:03:32.879 --> 00:03:35.965
‫می‌تونه فرستاده‌ی خدا رو بکشه!

00:03:40.011 --> 00:03:41.054
شوخیت گرفته؟

00:03:42.013 --> 00:03:45.975
‫حتی بعد از اینکه سرشو بریدم،
‫هنوز سقط نشده؟

00:03:47.060 --> 00:03:50.980
‫گرفتار شدیم... بفرما.

00:03:56.986 --> 00:03:58.029
‫درسته...

00:03:58.947 --> 00:04:02.033
‫به اون می‌گن حس ناامیدی...
‫کیوراکو شونسویی.

00:04:03.034 --> 00:04:04.953
‫سلاحت نمی‌تونه منو بکشه.

00:04:04.994 --> 00:04:06.996
‫حتی بریدن سرم با ریاتسوت هم...

00:04:06.996 --> 00:04:07.997
‫نتونست منو بکشه.

00:04:08.998 --> 00:04:12.961
‫اونایی که گناهکارن با دیدن من ناامید می‌شن.

00:04:13.962 --> 00:04:16.965
‫من نامیرام... من شکست‌ناپذیرم.

00:04:17.048 --> 00:04:20.051
‫من رسول خدام،
‫موهبت‌های ویژه‌ای به من اعطا شده.

00:04:21.010 --> 00:04:27.016
‫در برابر رسول خدا، هیچ کاری از یه گناهکار بر نمیاد!

00:04:44.033 --> 00:04:45.994
‫پشت اون برجی...

00:04:46.953 --> 00:04:50.999
‫از اینکه هنوز اونقدر توان داری که از نور عدالتم فرار کنی، غافلگیر شدم.

00:04:51.040 --> 00:04:57.005
‫حتی بعد از اینکه دل و روده‌‌ی کثیفت با نور خلوص بیرون ریخته.

00:04:57.046 --> 00:05:00.008
‫واقعاً بی‌خود نیست که کاپیتان ارشدی.

00:05:00.967 --> 00:05:02.969
‫خیلی گناهکاری.

00:05:07.974 --> 00:05:08.975
‫ساکورانوسکه...

00:05:12.020 --> 00:05:13.021
‫بیا فرار کنیم.

00:05:13.980 --> 00:05:16.024
‫حتی کاراماتسو شینجو هم نتونست اونو بکشه.

00:05:16.983 --> 00:05:18.985
‫دیگه کاری نیست که از دستم بر بیاد.

00:05:20.028 --> 00:05:21.988
‫در حد توانت جنگیدی...

00:05:22.989 --> 00:05:25.033
‫تا جایی که به زحمت می‌تونی هشیار بمونی یا نفس بکشی.

00:05:26.034 --> 00:05:29.954
‫هیچ‌کس تو رو به خاطر فرار مذمت نمی‌کنه.

00:05:30.079 --> 00:05:31.039
‫خب...

00:05:31.998 --> 00:05:33.916
‫یکم بخواب.

00:05:34.042 --> 00:05:37.003
‫تا می‌خوابی می‌برمت یه جای امن.

00:05:43.009 --> 00:05:45.053
‫شونسویی-سان، بیدار شو لطفاً.

00:05:46.971 --> 00:05:47.972
‫بیدار شو لطفا.

00:05:49.015 --> 00:05:51.059
‫بیدار شو لطفاً، کاپیتان!

00:05:53.019 --> 00:05:54.062
نانائو-چان؟

00:05:55.021 --> 00:05:56.064
‫خداروشکر...

00:05:56.981 --> 00:05:58.024
گیر نیفتـــــــــــــ

00:05:58.983 --> 00:06:00.026
‫لازم نکرده حرف بزنی!

00:06:00.985 --> 00:06:02.987
‫فقط زانپاکتومو بهم بده!

00:06:05.073 --> 00:06:08.034
‫الان وقت تعلل نیست! زود باش!

00:06:09.994 --> 00:06:13.039
‫اون قولی که به مادرم دادی رو فراموش کن!

00:06:14.999 --> 00:06:16.000
چی شده؟

00:06:17.001 --> 00:06:18.961
‫گفتم یکم سر و صدا زیاد شده‌ها...

00:06:18.961 --> 00:06:21.005
پس ستوانت برگشته اینجا؟

00:06:21.964 --> 00:06:24.967
‫کاپیتانت می‌خواست تو رو به یه جای امن برسونه،

00:06:24.967 --> 00:06:27.011
اما انگار قدر زندگیتو نمی‌دونی، نه؟

00:06:27.970 --> 00:06:30.014
‫خیلی گناهکاری.

00:06:30.056 --> 00:06:31.974
‫اوکیو...

00:06:35.978 --> 00:06:37.980
دوباره در رفتن؟

00:06:39.982 --> 00:06:42.026
‫چشمام داره خشک می‌شه.

00:06:42.026 --> 00:06:44.987
‫پشت سر هم گناهکار دیدم...

00:06:45.029 --> 00:06:47.990
‫همینم چشامو خشک کرده!

00:06:56.040 --> 00:06:59.001
‫در مورد مادرت...
‫پس می‌دونی؟

00:07:01.003 --> 00:07:02.004
‫بله...

00:07:03.005 --> 00:07:04.006
کل این مدت؟

00:07:05.007 --> 00:07:06.008
‫بله.

00:07:07.051 --> 00:07:10.972
‫ای بابا... همیشه غافلگیرم می‌کنی.

00:07:12.974 --> 00:07:14.016
‫چاره‌ای نیست...

00:07:14.976 --> 00:07:16.018
‫پسش می‌دم.

00:07:17.019 --> 00:07:19.981
‫اینم زانپاکتوت... کیوکوتسو.

00:07:27.947 --> 00:07:30.992
‫ناپدید شدن.
‫کجا قایم شدن؟

00:07:42.044 --> 00:07:44.005
ای بابا... اونجایین؟

00:07:45.047 --> 00:07:46.966
‫که اینطور...

00:07:46.966 --> 00:07:52.013
کاگه‌اونی بهت اجازه می‌ده اینقدر تو سایه بمونی؟

00:07:52.972 --> 00:07:54.015
‫در این صورت...

00:07:57.018 --> 00:08:02.023
‫چی‌ میشه اگه سایه رو تو همچین زمینی از بین ببرم؟!

00:08:10.990 --> 00:08:11.991
کیوکوتسو؟

00:08:12.033 --> 00:08:14.994
‫د-داستان چیه دقیقاً؟

00:08:14.994 --> 00:08:19.957
‫فکر می‌کردم که کاتن‌کیوکوتسو به دو بخش
‫کاتن و کیوکوتسو تقسیم شدن، ولی...

00:08:20.041 --> 00:08:23.002
این بچه... زانپاکتوی من بوده؟

00:08:24.003 --> 00:08:28.966
‫درسته... ولی نه اونجوری که فکر می‌کنی.

00:08:29.050 --> 00:08:35.014
‫ولی اوهانا اوکیو رو متولد کرد که زانپاکتوتو مخفی کنه.

00:08:35.056 --> 00:08:37.975
‫این کارو هم به درخواست مامانت کرد.

00:08:38.976 --> 00:08:42.021
چرا همچین کاری کرد؟

00:08:43.981 --> 00:08:46.984
‫خاندان ایسه، زن‌سالارن...

00:08:46.984 --> 00:08:49.987
‫اونجور که تو سوابق اومده،
‫فقط زنا توشون متولد می‌شن.

00:08:50.071 --> 00:08:53.950
‫برای همین، از خاندانای دیگه داماد به سرپرستی می‌گیرن...

00:08:54.033 --> 00:08:56.953
‫ولی گفته شده که تمام مردایی که با خاندان ایسه وصلت می‌کنن...

00:08:56.994 --> 00:08:59.080
‫به خاطر نفرین ایسه زود می‌میرن.

00:09:00.957 --> 00:09:03.918
‫یه سری به اون نفرین می‌خندن و انکارش می‌کنن.

00:09:04.043 --> 00:09:06.003
‫ولی اون زن اینطوری فکر نمی‌کرد.

00:09:07.046 --> 00:09:10.007
‫اون می‌خواست نفرینو تموم کنه...

00:09:10.007 --> 00:09:11.050
برای همین با یه خاندان دیگه وصلت کرد

00:09:11.050 --> 00:09:13.010
‫با اینکه می‌دونست خطِ خونی ایسه به پایان می‌رسه.

00:09:14.011 --> 00:09:18.975
‫ولی آخرشم... شوهرش یکم بعد از اون فوت کرد.

00:09:20.017 --> 00:09:24.021
‫اون زن... زن‌داداش بزرگم بود.

00:09:26.065 --> 00:09:29.986
‫من خیلی با داداشم سازگار نبودم، ولی...

00:09:30.027 --> 00:09:32.989
‫بعد از اینکه اون اومد تو خونه‌ی ما همه‌چی عوض شد.

00:09:33.990 --> 00:09:37.910
‫خونه‌ی داداشم بعد از اون خیلی جای راحت‌تری شد.

00:09:38.035 --> 00:09:42.957
‫گاهی بهشون سر می‌زدم که فقط اونجا چرت بزنم.

00:09:47.044 --> 00:09:48.045
‫ولی...

00:09:49.005 --> 00:09:50.047
‫داداشم مرد.

00:09:52.967 --> 00:09:55.011
‫اونو هم برای خاندان ایسه پس فرستادن.

00:09:56.012 --> 00:09:58.973
‫تو خاندانای اشرافی همچین داستانایی خیلی رایجه.

00:09:59.056 --> 00:10:03.978
‫برای همینم... تصمیمشو گرفت و
عزمشو جزم کرد تا خانواده‌شو پشت سر بذاره،

00:10:03.978 --> 00:10:05.980
‫ولی آخرشم نتونست که ازشون فرار کنه.

00:10:10.067 --> 00:10:12.987
‫واقعاً زنای خاندان ایسه...

00:10:12.987 --> 00:10:17.033
‫نه می‌تونن از خاندانشون فرار کنن نه از نفرینشون...

00:10:18.993 --> 00:10:20.995
‫شاید همه‌ی اینا به خاطر این باشه که...

00:10:21.037 --> 00:10:23.956
‫این شمشیر وجود داره.

00:10:24.999 --> 00:10:28.044
‫اون به هر دری می‌زد تا دختر متولد ‌نشده‌شو...

00:10:28.044 --> 00:10:31.005
‫از اون نفرین دور نگه داره.

00:10:31.964 --> 00:10:34.008
‫برای همینم اون شمشیرو برداشتم...

00:10:34.050 --> 00:10:37.970
‫و از اوکیو که عاشق قایم‌موشک‌بازی بود خواستم تا مخفیش کنه.

00:10:51.025 --> 00:10:54.987
‫از همچین سایه‌ی کوچیکی می‌تونی بیرون بیای؟!

00:10:59.992 --> 00:11:01.035
‫متوجه شدم...

00:11:02.036 --> 00:11:05.998
‫که چرا نمی‌خوای من این شمشیر رو داشته باشم، کاپیتان.

00:11:06.040 --> 00:11:08.959
‫ولی این واقعاً به خاطر خودمه؟

00:11:11.045 --> 00:11:14.965
‫همونطور که مادرم تصمیم خودش رو گرفت
‫که نفرین رو پاک کنه...

00:11:15.966 --> 00:11:20.012
‫من تصمیم خودمو گرفتم که بپذیرمش.

00:11:22.014 --> 00:11:23.015
‫تازه...

00:11:23.974 --> 00:11:27.978
‫حتی اگه نفرین‌شده باشم، نمی‌ذارم...

00:11:29.980 --> 00:11:30.981
‫نه...

00:11:32.024 --> 00:11:34.985
‫درواقع، شخصی که من تحسینش می‌کنم...

00:11:34.985 --> 00:11:40.991
‫احتمالاً فقط لبخند می‌زنه و میگه
‫که نفرین چیز مسخره‌ایه.

00:11:46.038 --> 00:11:48.999
‫باشه. بگیرش.

00:11:51.001 --> 00:11:53.003
‫مطمئنم که این شمشیر...

00:12:00.970 --> 00:12:01.971
‫حالا که نزدیک‌تر نگاه می‌کنم،

00:12:02.972 --> 00:12:05.015
‫می‌بینم که فقط ستوان ظاهر شده.

00:12:05.975 --> 00:12:09.019
‫ستوان می‌خواد تنها با من بجنگه؟

00:12:10.020 --> 00:12:12.982
‫خاندان ایسه، خاندان راهب‌هاست.

00:12:13.983 --> 00:12:17.027
‫اونا مراسم‌ها رو برگزار می‌کنن
‫و زانپاکتوی خودشونو ندارن.

00:12:17.987 --> 00:12:20.030
‫رئیس خاندان یک زانپاکتو رو میان نسل‌ها

00:12:20.030 --> 00:12:21.991
‫دست به دست می‌کنه.

00:12:22.032 --> 00:12:25.953
‫یه شمشیر بدون تیغه‌ست
‫که برای مراسم‌ها ازش استفاده میشه.

00:12:26.036 --> 00:12:28.956
‫نمیشه از شمشیر برای زخمی‌کردن بقیه استفاده کرد.

00:12:29.957 --> 00:12:31.041
‫میگن که قدرت رویارویی با یک خدا رو داره؛

00:12:31.041 --> 00:12:34.003
‫با استقامت در برابر قدرتش...

00:12:34.003 --> 00:12:37.006
‫و پراکنده‌کردنش در تمام سمت‌ها.

00:12:38.966 --> 00:12:39.967
‫اسمش هست...

00:12:40.968 --> 00:12:43.971
‫شینکن هاکیوکن.

00:12:46.056 --> 00:12:48.976
‫اون شمشیر چیه؟

00:12:49.059 --> 00:12:52.980
‫شمشیر خیلی پرزرق و برقیه.

00:12:53.981 --> 00:12:56.025
‫اینقدر نورانیه که نمی‌تونم تیغه‌ش رو ببینم.

00:12:56.984 --> 00:12:58.027
‫چشم‌خراشه.

00:12:58.986 --> 00:12:59.987
‫اینطوره؟

00:13:00.029 --> 00:13:01.030
‫خوبه.

00:13:02.948 --> 00:13:06.994
‫این شمشیر می‌تونه با خدایان مقابله کنه و قدرتشون رو منعکس کنه.

00:13:07.953 --> 00:13:09.997
‫اگه به چشم‌های تو پرزرق و برق میاد،

00:13:10.039 --> 00:13:15.002
‫یعنی نور خدایی که تو ساطع می‌کنی رو بازتاب می‌کنه.

00:13:17.046 --> 00:13:20.966
‫نمی‌فهمم داری چی میگی،

00:13:20.966 --> 00:13:23.969
‫ولی بدم نمیاد خدا صدا زده بشم.

00:13:28.057 --> 00:13:31.018
‫نمی‌تونم همچین شیء مهمی رو قبول کنم.

00:13:31.977 --> 00:13:35.981
‫این فقط روی اعضای خاندان ایسه اثر می‌ذاره.

00:13:35.981 --> 00:13:39.985
‫نگهداری‌ش براتون بدبختی و فلاکت نمیاره.

00:13:41.987 --> 00:13:46.033
‫خارج از خاندان ایسه، شما تنها
‫کسی هستید که می‌تونم بهش اعتماد کنم.

00:13:46.992 --> 00:13:48.035
‫التماستون می‌کنم...

00:13:49.036 --> 00:13:51.997
‫اولین چیزی که توجه‌ام رو جلب کرد گیره‌ی مو بود.

00:13:55.960 --> 00:13:57.044
‫هی، نگاه!

00:13:57.044 --> 00:13:59.922
‫شنیدم یکی از کاپیتان‌های 13 جوخه‌ی گارد دیوانه.

00:14:06.053 --> 00:14:08.973
‫الگوی کیمونوش مرسوم بود و همه‌جا دیده می‌شد.

00:14:09.098 --> 00:14:14.061
‫فکر کردم فقط شبیه کیمونوییه که مادرم داشت.

00:14:14.061 --> 00:14:20.985
‫ولی گیره‌ی مو دقیقاً مثل مال مادرم بود.

00:14:21.068 --> 00:14:25.072
‫- واو! رفتی توی جوخه‌ی 1؟
‫- کارِت درسته!

00:14:25.072 --> 00:14:29.994
‫ایول! من رفتم جوخه‌ی 5!
‫ستوان آیزن خیلی باحاله!

00:14:29.994 --> 00:14:32.997
‫ولی کاپیتانشون عجیب‌غریبه.
‫موی بلند و این حرفا.

00:14:33.038 --> 00:14:34.999
‫اینش دیگه سلیقه‌ایه!

00:14:34.999 --> 00:14:36.000
‫ها؟

00:14:37.001 --> 00:14:39.003
‫جوخه‌ی 8...؟

00:14:40.045 --> 00:14:41.964
‫بعد از مرگ مادرم،

00:14:41.964 --> 00:14:44.008
‫یه زوج پیر که تاحالا ندیده بودم و ادعا می‌کردن که

00:14:44.008 --> 00:14:46.010
‫به خاندان ایسه مرتبطن، سرپرستیمو قبول کردن.

00:14:47.011 --> 00:14:50.014
‫اونا مثل دختر خودشون با من برخورد کردن،

00:14:50.014 --> 00:14:52.057
‫و وقتی که به 13 جوخه‌ی گارد دیوان راه پیدا کردم

00:14:52.057 --> 00:14:54.977
‫برام خوشحال بودن.

00:14:55.978 --> 00:14:57.980
‫توی آکادمی شینیگامی‌ها،

00:14:58.022 --> 00:15:02.067
‫شمشیر آسائوچی یک کلاس از زانپاکتو های بی‌نام است
که همه شینیگامی های کلاس‌ پایین از آن استفاده می‌کنند.

00:15:04.987 --> 00:15:06.030
‫ولی استعدادم توی کیدو رو شناختن

00:15:06.989 --> 00:15:10.034
‫و تونستم امتحان افسری رو زودتر بدم.

00:15:10.951 --> 00:15:12.995
‫با این که نمی‌تونستم زانپاکتو داشته باشم،

00:15:12.995 --> 00:15:14.997
فکر می‌کردم که می‌تونم از طریق جوخه‌ی کیدو راهمو باز کنم

00:15:15.080 --> 00:15:17.958
‫و درخواست کردم که به اونجا اعزام شم، ولی...

00:15:18.042 --> 00:15:21.962
‫به دلایلی، توی جوخه‌ی 8 مستقر شدم.

00:15:22.004 --> 00:15:26.050
‫سلام. من کاپیتانتون، کیوراکو شونسویی هستم.

00:15:28.010 --> 00:15:32.014
‫با خانم‌ها مهربونم، پس خیالتون راحت.

00:15:32.014 --> 00:15:34.058
‫با مردها، بستگی داره.

00:15:34.058 --> 00:15:35.976
‫چی؟

00:15:42.024 --> 00:15:44.985
‫وقتی بعد از ملحق شدن به جوخه‌ی 8 دوباره دیدمتون...

00:15:45.986 --> 00:15:48.989
‫کیمونوتون رو عوض کرده بودید و دیگه گیره‌ی مو رو نمی‌زدید.

00:15:49.990 --> 00:15:51.992
‫اون موقع بود که مطمئن شدم...

00:15:53.035 --> 00:15:55.955
‫که تو بودی...

00:15:56.038 --> 00:15:59.041
‫مردی که اون روز مادرم یه چیز مهم رو بهش سپرده بود...

00:15:59.041 --> 00:16:01.001
‫تو بودی.

00:16:03.045 --> 00:16:06.006
‫می‌خوای با اون شمشیر منو بکشی؟

00:16:08.008 --> 00:16:09.969
‫باشه. امتحان کن ببینم!

00:16:10.010 --> 00:16:12.972
‫هیچ شمشیری نیست که بتونه منو بکشه...

00:16:18.018 --> 00:16:19.019
‫سدش کرد!

00:16:19.019 --> 00:16:21.021
‫با این که کاملاً گاردشو پایین آورده بود!

00:16:26.026 --> 00:16:28.946
‫یه شمشیر عجیب بدون تیغه.

00:16:28.946 --> 00:16:31.907
‫این که با همچین شمشیری بهم حمله می‌کنی

00:16:31.991 --> 00:16:33.993
‫باید به این معنا باشه که خیلی خطرناکی.

00:16:34.034 --> 00:16:36.954
‫فکر کردی می‌تونه واقعاً منو زخمی کنه...

00:16:37.955 --> 00:16:39.999
‫ولی کارت تمومه.

00:16:42.960 --> 00:16:47.006
‫باید مطمئن می‌شدی که با اون ضربه‌ی اول منو می‌کشی.

00:16:48.007 --> 00:16:51.051
‫یه فرستاده‌ی خدا هیچوقت دوبار گاردشو پایین نمیاره!

00:16:55.014 --> 00:16:57.975
‫یادمه فکر می‌کردم که تقصیر منه.

00:17:00.019 --> 00:17:01.020
‫اعدام؟!

00:17:01.061 --> 00:17:02.980
‫آره...

00:17:02.980 --> 00:17:04.940
‫شنیدم مرکز 46 محکومش کرده...

00:17:04.982 --> 00:17:06.984
‫به جاگذاری اشتباه یه گنج مقدس.

00:17:07.985 --> 00:17:10.029
‫اعدام دیروز انجام شد.

00:17:12.031 --> 00:17:15.034
‫متأسفم...
‫شاید نباید بهت می‌گفتم.

00:17:15.034 --> 00:17:18.996
‫نه بابا. خوشحالم که زود بهم گفتی.

00:17:18.996 --> 00:17:20.998
‫ممنون.

00:17:23.042 --> 00:17:25.002
‫تقصیر منه.

00:17:29.006 --> 00:17:30.966
‫چرا اینجوری میشه؟

00:17:36.013 --> 00:17:39.016
‫همه دارایی‌های باارزششون رو به من می‌سپارن...

00:17:39.016 --> 00:17:40.976
‫و می‌میرن.

00:17:41.977 --> 00:17:44.021
‫نمی‌دونن که من از مسئولیت متنفرم؟

00:17:49.026 --> 00:17:51.987
‫نانائو-چان، من...

00:17:52.029 --> 00:17:55.991
‫نمی‌تونم دیگه تحمل کنم که
‫اون شمشیر دوباره به من تحمیل شه.

00:17:57.951 --> 00:18:01.997
‫نانائو-چان، این بار سنگین رو از روی شونه‌های من بردار.

00:18:03.999 --> 00:18:06.043
‫لطفاً بذار ازت...

00:18:06.043 --> 00:18:07.044
‫محافظت کنم.

00:18:12.007 --> 00:18:14.009
‫بزن بریم، نانائو-چان...

00:18:31.985 --> 00:18:33.028
‫فکرشم نمی‌کردم...

00:18:35.948 --> 00:18:37.991
‫که جنگیدن با یه شمشیر...

00:18:38.992 --> 00:18:40.994
‫تا این اندازه ترسناکه.

00:18:45.999 --> 00:18:47.000
‫بُریده شدم...

00:18:47.042 --> 00:18:49.002
‫کار اون نور دفع‌شده بود؟

00:18:50.003 --> 00:18:51.004
‫درد داره...

00:18:51.046 --> 00:18:54.967
‫نمی‌دونستم بُریده شدن
‫تا این اندازه درد داره.

00:18:55.050 --> 00:18:56.051
‫درد داره.

00:18:59.012 --> 00:19:00.973
‫می‌ترسم.

00:19:03.058 --> 00:19:05.978
‫پاهام تکون نمی‌خورن.

00:19:16.947 --> 00:19:17.948
‫کاپیتان...

00:19:32.045 --> 00:19:33.964
‫اونجایی.

00:19:34.965 --> 00:19:35.966
‫باورنکردنیه.

00:19:36.008 --> 00:19:38.969
‫پشت زیردستت قایم میشی...

00:19:39.011 --> 00:19:41.013
‫تو کاپیتان بدی هستی.

00:19:47.019 --> 00:19:49.980
‫به ترومپت من گوش بدید و بمیرید.

00:19:52.983 --> 00:19:54.985
‫بزن بریم، نانائو-چان...

00:19:57.029 --> 00:20:00.949
‫نگران نباش. من هواتو دارم.

00:20:03.035 --> 00:20:07.039
‫جوریه که انگار مهربونی کاپیتان توی رگ‌هام جریان پیدا کرده.

00:20:08.999 --> 00:20:11.960
‫من با نیت پشتیبانی از کاپیتان برگشتم،

00:20:12.961 --> 00:20:16.006
‫ولی انگار من کسی‌ام که ازش پشتیبانی میشه.

00:20:17.966 --> 00:20:19.968
‫کاپیتان همیشه از من پشتیبانی کرده...

00:20:20.010 --> 00:20:23.013
‫حتی وقتی که تنهایی نمی‌تونستم سر پا بایستم.

00:20:50.958 --> 00:20:52.960
‫اوه، درسته...

00:20:53.961 --> 00:20:59.007
‫گفتی که می‌تونه قدرت یه خدا رو انعکاس بده.

00:21:01.969 --> 00:21:05.973
‫انعکاس قدرت یه خدا، ها؟

00:21:05.973 --> 00:21:07.975
‫چقدر...

00:21:08.976 --> 00:21:10.978
‫گناهکارانه.

00:21:28.245 --> 00:21:29.705
‫کارت عالی بود، نانائو-چان.

00:21:31.748 --> 00:21:33.667
‫کاپیتان...

00:21:34.668 --> 00:21:36.670
‫خب دیگه...

00:21:37.713 --> 00:21:39.715
‫بیا بریم پیش بقیه.

00:21:42.718 --> 00:21:43.719
‫کاپیتان!

00:21:47.681 --> 00:21:48.682
‫حالا که فکرشو می‌کنم...

00:21:54.688 --> 00:21:56.690
‫شاید...

00:21:56.690 --> 00:21:58.692
‫اول یه استراحت سریع بکنیم.

00:22:02.696 --> 00:22:05.741
یک درد
مقیاس خاکستری رضایت بخش

00:22:06.658 --> 00:22:10.662
اعتماد به نفسم از بین میره

00:22:16.710 --> 00:22:17.753
پشیمانی را به دروغ تبدیل کردم

00:22:17.753 --> 00:22:20.672
من به تیغه‌های خرد شده‌مان توجهی نکردم

00:22:20.672 --> 00:22:21.715
اضافه کار کردم
فقط برای نگهداری

00:22:21.715 --> 00:22:23.717
اما من همش میدونستم

00:22:23.717 --> 00:22:27.679
که این رنگ محو شده
یک قانون برگشت‌ناپذیر بود

00:22:27.679 --> 00:22:29.681
پس شاید من هم دعا کنم

00:22:29.681 --> 00:22:30.724
الان دیگه راه برگشتی نیست

00:22:30.724 --> 00:22:32.726
فکر کردم تصمیمم را گرفته ام

00:22:32.726 --> 00:22:34.686
اما من هنوز تحت‌ تعقیب هستم
شک و اضطراب

00:22:34.728 --> 00:22:36.688
دسته ای از احساسات پاره‌پاره شده

00:22:36.688 --> 00:22:37.773
با هیچ‌چیزی که برای من باقی نمانده

00:22:38.690 --> 00:22:42.694
چه چیزی مهمتر است
از زندگی یک نفر

00:22:42.694 --> 00:22:44.738
به دوش گرفتن این بار است
برای قطع این تک رنگ

00:22:45.697 --> 00:22:49.743
من به دنبال پاسخ هستم
به یک تز غیرقابل حل

00:22:49.743 --> 00:22:52.662
در حالی که انتخاب می‌کنم تا زمانی که من بمیرم

00:22:52.662 --> 00:22:56.666
بعد یادم می‌آید از کجا آمده‌ایم

00:22:56.666 --> 00:22:59.711
و زندگی‌ها
که هرگز نمی‌توانند تعامل داشته باشد

00:22:59.711 --> 00:23:02.714
هیچکس اجازه استفاده از ترازو را ندارد
از آنجایی که در یک لحظه از هم می‌پاشد

00:23:02.756 --> 00:23:06.676
بنابراین، چه چیزی را می‌توانم اندازه‌گیری کنم
خودمان علیه؟

00:23:06.676 --> 00:23:10.722
در عوض، من به حرف شما پایبندم

00:23:10.722 --> 00:23:13.683
که به قلبم معنی داد

00:23:13.683 --> 00:23:14.726
همیشه یک پارادوکس است

00:23:14.726 --> 00:23:16.728
ماه موم می شود
با هر حسرت و اندوه

00:23:16.728 --> 00:23:20.690
دشمن عظیم و تسخیر‌ناپذیر است
تاریکی که در من ساکن است

00:23:20.690 --> 00:23:22.692
غرور و شادی را کنار گذاشتم

00:23:22.692 --> 00:23:24.653
اما من هنوز گیج هستم
توسط این گله نقص

00:23:24.653 --> 00:23:25.737
فراتر از آن سفید و کینه توز
خورشید نیمه‌شب

00:23:25.737 --> 00:23:28.698
منتظر یک توهم است که
به رنگ سیاه حکاکی شده است

00:23:32.702 --> 00:23:36.748
گلوله، پنجه، عَلَم جنگ، شمشیر کوتاه

00:23:37.707 --> 00:23:39.709
با انگشت خمیده‌ی من

00:23:39.709 --> 00:23:41.753
انتظارت را می‌کشم