WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:01.600
‫این واسه بابامه. بابای بیچاره‌م

00:00:01.600 --> 00:00:03.600
‫این واسه بابامه. بابای بیچاره‌م
}«آنچه گذشت»

00:00:03.600 --> 00:00:04.900
}«آنچه گذشت»
‫- تو کی هستی؟
‫- من سرهنگ بیل استرلینگ هستم

00:00:04.900 --> 00:00:06.640
‫- تو کی هستی؟
‫- من سرهنگ بیل استرلینگ هستم

00:00:06.640 --> 00:00:08.480
‫برادرم این هنگ
‫رو به دنیا آورد

00:00:08.480 --> 00:00:10.280
‫من حاضر نیستم مرگش رو ببینم

00:00:10.280 --> 00:00:11.640
‫اسم هنگ رو عوض کرده

00:00:11.640 --> 00:00:13.560
‫بهشون یه راه جدید
‫و حتی مؤثرتر داده

00:00:13.560 --> 00:00:14.720
‫واسه خودکشی کردن

00:00:14.720 --> 00:00:17.920
‫مردان گردان ویژه تازه‌تأسیس یورش...

00:00:17.920 --> 00:00:20.280
‫اس‌ای‌اس، حالا و همیشه!

00:00:20.280 --> 00:00:23.000
‫فردا، شما اینجا مستقر می‌شید

00:00:23.000 --> 00:00:25.280
‫نوک جنوب شرقی سیسیل

00:00:25.280 --> 00:00:26.680
‫کمک! کمک!

00:00:26.680 --> 00:00:28.400
‫من یه بچه‌دارم که هنوز ندیدمش!

00:00:28.400 --> 00:00:31.520
‫وایسین! قایق رو نگه دارید!

00:00:31.520 --> 00:00:33.040
‫نه!

00:00:33.040 --> 00:00:34.080
‫رفیق، ما جا داریم

00:00:34.080 --> 00:00:36.880
‫- ولش کن وگرنه می‌کشمش!
- نکن!

00:00:36.880 --> 00:00:39.760
‫- متأسفم. متأسفم
‫- این کار رو نکن! نه!

00:00:39.760 --> 00:00:42.640
‫حدس من این بود که 9 ژوئیه،
‫یه چیزی برنامه‌ریزی شده

00:00:42.640 --> 00:00:45.000
‫که شما با متحدان
‫فرانسوی‌تون در میون نذاشتید

00:00:45.000 --> 00:00:47.800
‫این اس‌آر‌اس هست
‫که پیشتاز عملیاته

00:00:47.800 --> 00:00:49.480
‫ما اون مردها رو
‫ول کردیم غرق بشن!

00:00:49.480 --> 00:00:50.840
‫این فقط پوزه خوک‌ـه

00:00:50.840 --> 00:00:54.440
‫کار ما اینه که کل خوک
‫رو بگیریم، از سر تا دم

00:00:54.980 --> 00:00:57.840
‫[الهام گرفته از رویدادهای حقیقی...]

00:00:57.860 --> 00:01:01.080
‫[ اما به‌خاطر داشته باشید...]

00:01:01.100 --> 00:01:05.620
‫[یک روایت تاریخی نیست]

00:01:22.520 --> 00:01:27.740
‫[بندر آگوستا، سیسیل]
‫[12ام جولای 1943]

00:01:39.960 --> 00:01:42.080
‫پدی، ما کمتر از

00:01:42.080 --> 00:01:43.440
‫سه دقیقه وقت داریم این

00:01:43.440 --> 00:01:44.800
‫مواضع رو پاکسازی
‫کنیم قبل از اینکه

00:01:44.800 --> 00:01:46.560
‫بقیه بچه‌ها پیاده بشن. رجی...

00:01:47.920 --> 00:01:50.160
‫...تو با داستان ایرلندی

00:01:50.160 --> 00:01:52.360
‫ماهی دانش آشنایی داری؟

00:01:53.720 --> 00:01:56.600
‫نه پدی، من داستان
‫ایرلندی رو نمی‌دونم...

00:01:56.600 --> 00:01:59.280
‫خلاصه‌ش اینه که توضیح میده چرا

00:01:59.280 --> 00:02:02.480
‫آدم‌های معمولی، مثل من و تو،

00:02:02.480 --> 00:02:06.000
‫از اون حرومزاده‌های
‫اشراف‌زاده‌ای

00:02:06.000 --> 00:02:08.440
‫که سعی می‌کنن بهمون
‫حکومت کنن، باهوش‌تریم

00:02:08.440 --> 00:02:11.040
‫الان واقعاً حوصله داستان‌های
‫فولکلور رو ندارم، پدی

00:02:11.040 --> 00:02:15.280
‫- چرا نه؟
‫- چون یه سرباز آلمانی داره مستقیم نگاهمون می‌کنه

00:02:25.400 --> 00:02:28.040
‫خب، یه ماهی بود که

00:02:28.040 --> 00:02:30.120
‫تو رودخونه بوین، که تمام

00:02:30.120 --> 00:02:32.280
‫دانش دنیا رو تو گوشت و فلس‌هاش

00:02:32.280 --> 00:02:34.360
‫حبس کرده بود

00:02:34.360 --> 00:02:37.440
‫و یه اشراف‌زاده به اسم فینیگاس

00:02:37.440 --> 00:02:40.680
‫هفت سال از عمرش رو

00:02:40.680 --> 00:02:43.000
‫صرف گرفتن این ماهی معروف کرد،

00:02:43.000 --> 00:02:46.240
‫با تور و قلاب و کلی وسیله دیگه

00:02:46.240 --> 00:02:47.840
‫الانه که بریم

00:02:47.840 --> 00:02:50.080
‫- آره؟
‫- و بالاخره، ماهی رو گرفت

00:02:50.080 --> 00:02:54.880
‫و داد به خدمتکار
‫ژنده‌پوشش به اسم فیون مک

00:02:54.880 --> 00:02:57.720
‫و بهش گفت، «این
‫ماهی کوفتی رو بپز،

00:02:57.720 --> 00:02:59.720
‫- ولی مبادا...»
‫- کمتر از دو دقیقه،

00:02:59.720 --> 00:03:01.960
‫- پدی.
‫- «...مبادا، ای حرومزاده ژنده‌پوش،

00:03:01.960 --> 00:03:04.040
‫یه گاز ازش بزنی، یا حتی

00:03:04.040 --> 00:03:05.840
‫مزه‌ش کنی، چون این ماهی مال منه

00:03:05.840 --> 00:03:09.320
‫و دانشش مال منه، و هر
‫کی اول از این ماهی بچشه

00:03:09.320 --> 00:03:11.160
‫تمام دانش دنیا
‫رو به دست میاره»

00:03:11.160 --> 00:03:14.320
‫اگه مواظب نباشی، مزخرفهایی
‫که داری میگی رو می‌شنون،

00:03:14.320 --> 00:03:16.880
‫- و تو داری به انگلیسی مزخرف میگی.
‫- خب،

00:03:16.880 --> 00:03:19.840
‫فیون مک، خدمتکاره،
‫ماهی رو می‌پزه،

00:03:19.840 --> 00:03:21.280
‫و برای اینکه چک
‫کنه پخته شده یا نه،

00:03:21.280 --> 00:03:23.560
‫با شستش گوشت ماهی رو فشار میده

00:03:23.580 --> 00:03:26.040
‫زیادی به دیواره بندر نزدیکین

00:03:26.080 --> 00:03:29.000
‫موتورتون رو روشن کنین و بذارین برین

00:03:29.960 --> 00:03:32.120
‫منتظر دستورم، پدی

00:03:32.120 --> 00:03:35.200
‫ولی خدمتکاره انگشتش رو
‫با گوشت ماهی می‌سوزونه،

00:03:35.200 --> 00:03:38.680
‫پس انگشت سوخته‌ش رو می‌مکه

00:03:38.680 --> 00:03:42.880
‫و با این کار، چربی ماهی
‫رو از روش می‌خوره

00:03:42.900 --> 00:03:45.560
‫از دیوار بندر دور بشین...

00:03:45.580 --> 00:03:47.180
‫وگرنه شلیک می‌کنیم

00:03:47.200 --> 00:03:49.920
‫و اینجوری، تمام دانش دنیا

00:03:49.920 --> 00:03:54.320
‫رفت به اون خدمتکار
‫ژنده‌پوش، فیون مک

00:03:54.320 --> 00:03:54.580
‫}به همین خاطره که تا امروز،

00:03:54.580 --> 00:03:56.100
‫}به همین خاطره که تا امروز،
‫این آخرین اخطارتونه

00:03:56.100 --> 00:03:57.560
‫}به همین خاطره که تا امروز،

00:03:57.920 --> 00:03:58.300
‫}بچه‌ها انگشت شستشون رو می‌مکن،

00:03:58.300 --> 00:03:59.700
‫}بچه‌ها انگشت شستشون رو می‌مکن،
‫پنج ثانیه دیگه شلیک می‌کنیم

00:03:59.700 --> 00:03:59.720
‫}بچه‌ها انگشت شستشون رو می‌مکن،

00:03:59.720 --> 00:04:01.520
‫و آدم‌های فقیر همه
‫جواب‌ها رو می‌دونن

00:04:01.520 --> 00:04:02.720
‫باید بریم الان، پدی

00:04:04.660 --> 00:04:05.860
‫هدف بگیرین

00:04:06.200 --> 00:04:07.520
‫برو تو کارش

00:04:09.140 --> 00:04:10.060
‫مراقب باش

00:04:24.360 --> 00:04:25.960
‫نارنجک! عن‌توش!

00:04:28.380 --> 00:04:31.260
‫«قهرمانان یاغی ساس»

00:04:31.280 --> 00:04:32.560
‫}«حمله متحدان به سیسیل»

00:04:32.560 --> 00:04:33.680
‫}«حمله متحدان به سیسیل»
‫}در پی موفقیت در صخره‌های پوزه خوک، نیروهای
‫اس‌آراس مقدمات ورود نیروهای متحدین را فراهم ساختند

00:04:33.680 --> 00:04:41.780
‫}در پی موفقیت در صخره‌های پوزه خوک، نیروهای
‫اس‌آراس مقدمات ورود نیروهای متحدین را فراهم ساختند

00:04:41.800 --> 00:04:52.860
}‫رفتند تا بندر آگوستا در سیسیل
را به کنترل خود در بیاورند

00:04:57.440 --> 00:05:01.980
‫}مقاومت دشمن در هنگام هجوم به ساحل، آنچنان که
‫به ما گفته شده، از محلی به محل دیگر متفاوت بود

00:05:02.000 --> 00:05:07.560
‫}در جایی بسیار سرسخت بودند و در
‫جاهای دیگر مقاومت چندانی نشان نداند

00:05:13.520 --> 00:05:15.240
‫حرکت کنید!

00:05:15.240 --> 00:05:17.200
‫- برگرد.
‫- روی زانوهات

00:05:17.200 --> 00:05:18.400
‫اسنل!

00:05:18.400 --> 00:05:19.680
‫بخواب رو زمین

00:05:21.120 --> 00:05:22.520
‫واسه سیگار کشیدن خیلی بچه‌ای

00:05:23.760 --> 00:05:25.160
‫بخواب پایین!

00:05:27.720 --> 00:05:30.200
‫بقیه کدوم گوری هستن؟

00:05:30.200 --> 00:05:34.440
‫اسرا میگن واحد اصلی
‫آلمانی‌ها دیروز رفتن

00:05:34.440 --> 00:05:37.000
‫شاید اونا یه چیزی درباره این
‫شهر می‌دونن که ما نمی‌دونیم

00:05:37.000 --> 00:05:38.880
‫نه، رفیق، اینجا مال خودمونه

00:05:41.480 --> 00:05:43.400
‫جیمی...

00:05:45.040 --> 00:05:46.800
‫سیگار، نه؟

00:05:46.800 --> 00:05:48.360
‫سیگار؟ آره، چه بامزه

00:05:48.360 --> 00:05:50.520
‫نفر قبلی هم همین رو گفت

00:06:06.960 --> 00:06:08.480
‫مک، سمت چپ رو چک کن

00:06:33.720 --> 00:06:36.440
‫دیوی، اینو بنداز بالا،

00:06:36.440 --> 00:06:38.960
‫تا رفقامون تو نیروی
‫دریایی سلطنتی بفهمن که دیگه

00:06:38.960 --> 00:06:41.480
‫به خدماتشون نیازی نیست

00:06:41.480 --> 00:06:42.760
‫غارت ممنوع!

00:06:42.760 --> 00:06:45.400
‫- تا وقتی که من دستور ندم.
‫- قربان

00:06:45.400 --> 00:06:46.800
‫خب، گوش کنید

00:06:46.800 --> 00:06:48.440
‫امشب اینجا استراحت می‌کنیم

00:06:48.440 --> 00:06:49.920
‫بعد، اول صبح، می‌ریم...

00:06:49.920 --> 00:06:51.440
‫سلامتی!

00:06:51.440 --> 00:06:54.400
‫نوشیدنی، غذا، بدون مردم

00:06:54.400 --> 00:06:59.000
‫...اول صبح، می‌ریم شمال به
‫سمت کانیزارو تا طبق دستور

00:06:59.000 --> 00:07:00.760
‫ایستگاه راه‌آهن
‫کاستلو رو تصرف کنیم

00:07:00.760 --> 00:07:04.480
‫کانیزارو دفاع میشه،
‫پس امشب زیاده‌روی نکنید

00:07:04.480 --> 00:07:06.360
‫هر غذایی که پیدا می‌کنید بخورید

00:07:06.360 --> 00:07:07.920
‫ساعت 4 صبح حرکت می‌کنیم،

00:07:07.920 --> 00:07:11.040
‫پس به خاطر خدا
‫هم که شده یکم بخوابید

00:07:13.800 --> 00:07:15.200
‫پناه بگیرید

00:07:15.200 --> 00:07:16.920
‫به نظرم پناهگاه‌های
‫زیرزمینی هستن

00:07:16.920 --> 00:07:19.280
‫چشم‌هاتون رو خوب
‫باز کنید، فهمیدید؟

00:07:22.520 --> 00:07:25.280
‫رجی، برو یه نگاهی
‫به اطراف بنداز

00:07:28.320 --> 00:07:29.880
‫بیا

00:07:58.680 --> 00:08:00.400
‫خدایی پدی؟

00:08:11.720 --> 00:08:14.160
‫می‌خوام به اونایی
‫که براشون مهمه بگم

00:08:14.160 --> 00:08:16.600
‫که من قصد دارم

00:08:16.600 --> 00:08:19.400
‫هر تیکه طلا،

00:08:19.400 --> 00:08:24.320
‫نقره و چیز با ارزش دیگه‌ای رو
‫از این کلیسا واسه خودم بردارم

00:08:24.320 --> 00:08:27.360
‫و اگه کسی مشکلی داره، من از دادن

00:08:27.360 --> 00:08:30.600
‫سهمش وقتی این چیزا رو تو
‫ناپل فروختم خودداری می‌کنم

00:08:30.600 --> 00:08:33.320
‫پدی، واسه بعضی‌هامون
‫اینجا هنوز خونه خداست

00:08:33.320 --> 00:08:36.480
‫پاپ پیوس دوازدهم
‫دوست صمیمی موسولینی‌ـه

00:08:36.480 --> 00:08:39.360
‫و یه خط مستقیم
‫با خود هیتلر داره

00:08:39.360 --> 00:08:41.040
‫مشکل من با خدا نیست

00:08:41.040 --> 00:08:43.800
‫گذاشتن تفنگت اونجا
‫بدشانسی میاره، پدی

00:08:43.800 --> 00:08:45.400
‫اون چیز اونجا؟

00:08:46.040 --> 00:08:48.040
‫اون چیزی جز چوب بلوط نیست

00:08:48.600 --> 00:08:50.080
‫مسیح اینجاست

00:08:53.880 --> 00:08:55.760
‫پدی، بهتره بیای

00:08:57.120 --> 00:08:59.160
‫انگلیسی بلده، ولی نه زیاد خوب

00:09:09.960 --> 00:09:11.520
‫پدر، منم دوباره

00:09:11.520 --> 00:09:12.920
‫«پدر»؟

00:09:12.920 --> 00:09:14.920
‫نه، نه، نه، نه، نه. گور باباش

00:09:14.920 --> 00:09:16.360
‫تو پدر من نیستی

00:09:16.360 --> 00:09:19.120
‫تو یه مست توی پتویی،

00:09:19.120 --> 00:09:22.320
‫که جلوی پرچمی که ازش
‫متنفرم موعظه می‌کنه

00:09:22.320 --> 00:09:23.880
‫چرا اینجا قایم شدی،

00:09:23.880 --> 00:09:25.600
‫و بقیه مردم این شهر کجان؟

00:09:25.600 --> 00:09:27.920
‫به همه گفتن برن

00:09:27.920 --> 00:09:30.400
‫و از من خواستن بمونم

00:09:30.400 --> 00:09:32.320
‫- پدی، چه مرگته؟
‫- فکر نکنم

00:09:32.320 --> 00:09:35.120
‫- از کشیش‌ها خوشش بیاد
‫- کی ازت خواست بمونی؟

00:09:35.120 --> 00:09:37.120
‫کسایی که صاحب این شهرن

00:09:37.140 --> 00:09:39.660
‫- منظورت آلمانی‌هاست؟
‫- نه، آلمانی‌ها نیستن

00:09:39.760 --> 00:09:40.960
‫فارسی بنال

00:09:40.960 --> 00:09:43.120
‫اونا می‌خواستن من بمونم،

00:09:43.120 --> 00:09:44.600
‫تا به آمریکایی‌ها یه پیغام بدم

00:09:44.600 --> 00:09:46.720
‫- ما آمریکایی نیستیم.
‫- پدی...

00:09:46.720 --> 00:09:48.560
‫- عن‌توش!
‫- پیغامت چیه؟

00:09:48.560 --> 00:09:51.440
‫اونا می‌خواستن من بمونم
‫تا... تا بگم که خوش اومدید،

00:09:51.440 --> 00:09:53.240
‫که می‌خوان به
‫آمریکایی‌ها کمک کنن

00:09:53.240 --> 00:09:56.360
‫یه بار دیگه به ما بگی
‫آمریکایی، می‌کشمت، فهمیدی؟

00:09:57.680 --> 00:09:59.880
‫پیغامت از طرف کیه؟

00:10:01.760 --> 00:10:04.560
‫پیغام از طرف کوزا نوستراست

00:10:06.440 --> 00:10:11.240
‫پدی، تو نیویورک و
‫شیکاگو بهشون میگن مافیا

00:10:11.240 --> 00:10:13.160
‫آل کاپون رو شنیدی؟

00:10:13.160 --> 00:10:14.640
‫خب، اینا از اونم بدترن

00:10:14.640 --> 00:10:18.080
‫به اندازه ما از آلمانی‌ها
‫متنفرن، پس می‌تونن مفید باشن

00:10:18.080 --> 00:10:21.920
‫مافیا صاحب این شهر
‫کوچیک آگوستاست

00:10:23.560 --> 00:10:26.000
‫- پس...
‫- باید نگران باشیم؟

00:10:26.000 --> 00:10:28.840
‫پدی، آره، باید محتاط باشیم

00:10:28.840 --> 00:10:32.000
‫می‌خوان سر میز بلند باهات بشینن

00:10:32.000 --> 00:10:35.160
‫می‌خوان نون بشکنن و نوشیدنی بخورن

00:10:35.160 --> 00:10:38.600
‫اونا... چیزایی می‌دونن

00:10:38.600 --> 00:10:40.360
‫چیزایی می‌بینن

00:10:40.360 --> 00:10:43.160
‫می‌تونن تو کوه‌ها بهتون کمک کنن

00:10:45.440 --> 00:10:49.120
‫اِم، تو، تو، تو شبیه رئیسی

00:10:49.120 --> 00:10:50.920
‫آره، درسته، من رئیسم

00:10:52.080 --> 00:10:56.440
‫کاپو دی کاپی رئیس کوه‌هاست

00:10:56.440 --> 00:10:58.160
‫این کلیسای اونه

00:10:58.160 --> 00:11:00.800
‫دوست داره باهات ملاقات کنه

00:11:00.800 --> 00:11:02.440
‫باشه

00:11:02.440 --> 00:11:05.120
‫خب، به کوزا نوسترات بگو،

00:11:05.120 --> 00:11:10.440
‫مافیا، کاپو دی کاپی
‫رئیست بگو نون شکسته‌ش

00:11:10.440 --> 00:11:13.800
‫و بطری‌های نوشیدنیش
‫رو بکنه تو حلقش

00:11:24.520 --> 00:11:26.560
‫به نظر میاد بمباران تموم شده

00:11:28.000 --> 00:11:29.320
‫خب

00:11:29.320 --> 00:11:32.920
‫ما اینجا می‌خوابیم،
‫تو این خونه خدا

00:11:34.440 --> 00:11:37.080
‫با توجه به اینکه این
‫شهر اینقدر فقیره،

00:11:37.080 --> 00:11:41.400
‫یه جای بزرگ و قشنگی
‫واسه خودش ساخته، مگه نه؟

00:11:41.400 --> 00:11:44.400
‫دقیقاً ساعت 4 صبح،

00:11:44.400 --> 00:11:46.320
‫من اینجا تیر واقعی شلیک می‌کنم

00:11:46.320 --> 00:11:47.600
‫تا شما حرومزاده‌ها رو بیدار کنم

00:11:49.160 --> 00:11:50.800
‫کسی مشکلی داره؟

00:11:50.800 --> 00:11:52.640
‫اگه به چیزای اینجا آسیب بزنی،

00:11:52.640 --> 00:11:55.280
‫به قلب‌هامون آسیب زدی

00:11:58.120 --> 00:11:59.720
‫محض رضای خدا!

00:12:07.460 --> 00:12:09.220
‫قلبت چطوره؟

00:12:27.840 --> 00:12:29.880
‫می‌دونی، گاهی مثل یه پسربچه‌ای،

00:12:29.880 --> 00:12:31.640
‫که داره می‌بینه تا
‫کجا می‌تونه پیش بره

00:12:31.640 --> 00:12:33.880
‫اوه، من قصد دارم تا برلین برم

00:12:33.880 --> 00:12:35.520
‫این نهایت جاییه که می‌تونم برم

00:12:36.960 --> 00:12:39.880
‫بعدش طلب بخشش می‌کنم

00:12:41.880 --> 00:12:45.600
‫الان می‌خوام برم یه قدمی بزنم،

00:12:45.600 --> 00:12:47.800
‫ببینم می‌تونم یه
‫بانک پیدا کنم یا نه

00:13:25.480 --> 00:13:27.120
‫خوبی؟

00:13:52.680 --> 00:13:55.660
‫نباید حداقل به اون سرباز یه
‫خاکسپاری درست و حسابی می‌دادی؟

00:13:59.040 --> 00:14:02.360
‫اگه از من سریع‌تر بود،

00:14:02.360 --> 00:14:05.680
‫اگه از من دقیق‌تر بود،

00:14:05.680 --> 00:14:08.040
‫اگه از من کمتر می‌ترسید،

00:14:08.040 --> 00:14:10.880
‫اونم منو به رحمت خرچنگ‌ها

00:14:10.880 --> 00:14:12.800
‫و مارماهی‌ها و کرم‌ها می‌سپرد،

00:14:14.880 --> 00:14:17.680
‫چطوری اومدی اینجا؟ با قایق بادی

00:14:17.680 --> 00:14:20.040
‫سعی کردم به موقع برسم
‫واسه تفریح و سرگرمی

00:14:20.040 --> 00:14:22.720
‫تفریح و سرگرمی کم پیدا میشه

00:14:22.720 --> 00:14:24.600
‫ولی فردا کلی در انتظارمونه

00:14:25.320 --> 00:14:27.000
‫کانیزارو

00:14:27.520 --> 00:14:30.760
‫هوم. مطمئنم وقتی جنگ تموم
‫شد سر و کله‌ت پیدا میشه

00:14:31.800 --> 00:14:36.520
‫آره پدی، اِم، اگه خیلی خسته
‫نیستی، شاید بتونیم بشینیم

00:14:36.520 --> 00:14:39.120
‫با یه لیوان نوشیدنی و
‫دقیقاً در مورد اینکه چرا

00:14:39.120 --> 00:14:41.200
‫منو فرستادن اینجا
‫صحبت کنیم. هوم؟

00:14:41.200 --> 00:14:44.320
‫معتبرترین آکادمی
‫دریایی ایتالیا اینجا بود

00:14:44.320 --> 00:14:46.560
‫مطمئنم کلی انبار
‫نوشیدنی پر و پیمون هست

00:14:46.560 --> 00:14:49.320
‫متأسفانه صبح خیلی
‫زود باید بیدار شم

00:14:49.320 --> 00:14:50.640
‫ساعت چهار حرکت می‌کنیم

00:14:50.640 --> 00:14:53.600
‫نه پدی، ساعت چهار حرکت نمی‌کنید

00:14:54.720 --> 00:14:57.060
‫حمله به کانیزارو
‫به تعویق اُفتاده

00:14:57.920 --> 00:14:59.760
‫منتظریم آمریکایی‌ها
‫پیاده شدنشون رو

00:14:59.760 --> 00:15:03.360
‫بالاتر از ساحل انجام
‫بدن، و اون به تأخیر اُفتاده

00:15:05.280 --> 00:15:08.200
‫«به تعویق اُفتاده. تأخیر خورده»

00:15:09.320 --> 00:15:13.000
‫- این کلمه‌ها رو یادمه
‫- این یه حمله بزرگه پدی

00:15:13.000 --> 00:15:16.400
‫ما فقط باید به عنوان بخشی از
‫یه استراتژی هماهنگ حرکت کنیم

00:15:16.400 --> 00:15:18.880
‫پس، چیزی که داری میگی اینه که

00:15:18.880 --> 00:15:20.680
‫ما رو کنار گذاشتن

00:15:20.680 --> 00:15:22.320
‫نه. چیزی که دارم میگم اینه که

00:15:22.320 --> 00:15:24.080
‫ما موقعیتمون رو تو
‫آگوستا حفظ می‌کنیم

00:15:24.080 --> 00:15:27.880
‫و منتظر دستورات بعدی می‌مونیم،
‫مثل سربازها تو زمان جنگ

00:15:27.880 --> 00:15:30.160
‫اگه کسی بهم جنگ نده،

00:15:30.160 --> 00:15:31.960
‫من معمولاً خودم یه
‫جنگی راه می‌ندازم

00:15:31.960 --> 00:15:35.800
‫وظیفه هیچ‌کس نیست که
‫بهت یه جنگ بده که بجنگی،

00:15:35.800 --> 00:15:38.600
‫یه استخون بده که بجوی،
‫یه جسد بده که لگد بزنی

00:15:38.600 --> 00:15:41.200
‫من به جسدها تعلق دارم

00:15:43.920 --> 00:15:48.040
‫راستی پدی، الان
‫من افسر ارشد اینجام،

00:15:48.040 --> 00:15:51.120
‫یعنی می‌تونی خودت
‫رو با بازی کردن نقش

00:15:51.120 --> 00:15:54.240
‫دهقان زخمی شورشی سرگرم
‫کنی، که می‌دونم تفریح مورد علاقه‌ته،

00:15:54.240 --> 00:15:56.800
‫ولی کلام آخر رو من میگم

00:16:21.600 --> 00:16:23.040
‫تو برلین...

00:16:24.800 --> 00:16:26.680
‫...طلب بخشش می‌کنم

00:16:47.680 --> 00:16:52.080
‫[قلعه دی گاوی]
‫[ایتالیا. اردوگاه اسیران جنگی شماره پنج]

00:17:39.520 --> 00:17:41.440
‫فقط بذارش کنار در، لطفاً

00:17:49.760 --> 00:17:53.400
‫شکلات آوردم، سیگار،

00:17:53.400 --> 00:17:54.680
‫کتاب...

00:17:55.800 --> 00:17:57.560
‫...و پیام‌هایی از خونه

00:18:08.320 --> 00:18:10.320
‫قلبم رو وایسوندی

00:18:13.440 --> 00:18:17.520
‫می‌تونم، می‌تونم حست کنم،
‫پس این... یه رؤیا نیست

00:18:17.520 --> 00:18:20.440
‫خود ژنرال دوگل بهم اجازه داد

00:18:20.440 --> 00:18:22.800
‫اس‌او‌ای یه شبکه از
‫سوئیس اداره می‌کنه

00:18:22.800 --> 00:18:25.320
‫برام مدارک کارملیت درست کردن
‫(فرقه مذهبی)

00:18:27.260 --> 00:18:28.900
‫و فکر کنم بهم اعتماد دارن

00:18:28.900 --> 00:18:32.180
‫حداقل، تا جایی که
‫بتونم بهشون نزدیک میشم

00:18:32.180 --> 00:18:34.780
‫تو به برادرم ملحق
‫میشی، تو سیسیل

00:18:34.780 --> 00:18:36.300
‫به برادرم ملحق میشی، درسته؟

00:18:36.300 --> 00:18:38.540
‫آره، الان اون فرماندهه
‫این کار‌ها رو راحت‌تر می‌کنه

00:18:38.540 --> 00:18:41.420
‫اوه، الان اون فرماندهه،
‫در واقع، چون ایده من بود

00:18:41.420 --> 00:18:43.660
‫می‌خوام براش نامه
‫بنویسی. با رمز، البته

00:18:43.660 --> 00:18:44.900
‫مطمئنم یه رمزی دارید

00:18:44.900 --> 00:18:46.820
‫و می‌خوام بهش بگی
‫منو قبول کنه و کمکم کنه

00:18:48.220 --> 00:18:50.580
‫همه چیز دلیلی داره. همیشه

00:18:50.580 --> 00:18:52.580
‫چی؟ چه دلیلی؟

00:18:52.580 --> 00:18:56.140
‫با قطار راهت رو کج کردی
‫تا ازم بخوای معرفیت کنم

00:18:56.140 --> 00:18:58.100
‫به برادر بزرگتر معروف به جذابم،

00:18:58.100 --> 00:19:01.580
‫تا اون همون نقشی رو
‫ایفا کنه که من قبلاً داشتم،

00:19:01.580 --> 00:19:05.740
‫در حالی که من اینجا بشینم و از
‫نامه‌های شما دو تا بخونم، هوم؟

00:19:05.740 --> 00:19:07.420
‫هیچ‌وقت نمی‌فهمم
‫انگلیسی‌ها کی شوخی می‌کنن

00:19:07.420 --> 00:19:10.580
‫خب، این اسکاتلندی
‫مطمئناً شوخی نمی‌کنه

00:19:10.580 --> 00:19:12.980
‫مگر اینکه خودم شوخی باشم

00:19:12.980 --> 00:19:15.420
‫دیوید، چه مرگته؟ اون برادرته

00:19:15.420 --> 00:19:18.580
‫برادر بزرگتر،
‫آروم‌تر و پیچیده‌ترم

00:19:18.580 --> 00:19:21.420
‫و در حالی که من
‫تو سلولم می‌پوسم،

00:19:21.420 --> 00:19:24.660
‫تو هر کاری که لازمه
‫برای هدف انجام میدی

00:19:24.660 --> 00:19:28.580
‫چطور جرأت می‌کنی اینجوری
‫با من حرف بزنی! عوضی!

00:19:33.540 --> 00:19:34.900
‫باید برم

00:19:37.940 --> 00:19:39.300
‫ایو...

00:19:41.300 --> 00:19:42.780
‫...متأسفم

00:19:46.580 --> 00:19:48.140
‫بریم!

00:19:50.300 --> 00:19:51.700
‫باشه

00:19:54.940 --> 00:19:56.980
‫لطفاً، نگام کن، نگام کن

00:19:59.140 --> 00:20:00.740
‫براش می‌نویسم

00:20:00.740 --> 00:20:02.260
‫براش می‌نویسم

00:20:04.680 --> 00:20:06.440
‫وقت تموم شده

00:20:06.440 --> 00:20:07.680
‫بریم

00:20:09.880 --> 00:20:11.200
‫صبر کن!

00:20:32.960 --> 00:20:34.480
‫وای خدایا!

00:20:48.880 --> 00:20:52.760
‫مثل یه سگ از
‫اینجا می‌کَنم بیرون...

00:20:54.280 --> 00:20:56.080
‫...و پیشت میام

00:21:01.680 --> 00:21:03.160
‫قسم می‌خورم که میام

00:21:25.720 --> 00:21:28.520
‫قوقولی قوقو!

00:21:28.520 --> 00:21:31.840
‫قوقولی قوقو!

00:21:33.640 --> 00:21:36.040
‫پدی یه زنگ پیدا کرده
‫که به صدا در بیاره

00:21:36.040 --> 00:21:37.640
‫می‌خواد همه جمع بشیم

00:21:39.360 --> 00:21:41.120
‫از ساعت 4 صبح
‫جون سالم به در بردیم

00:21:42.160 --> 00:21:46.880
‫- چطوری؟
‫- آره، اِم، کنار گذاشته شدیم

00:21:46.880 --> 00:21:49.280
‫به همین خاطره که
‫از طناب زنگ آویزونه

00:21:51.920 --> 00:21:57.280
‫مثل گوژپشت تنهایی
‫که تو روحش هست

00:22:26.320 --> 00:22:29.480
‫از این به بعد، اگه
‫این زنگ رو شنیدید،

00:22:29.480 --> 00:22:31.440
‫یعنی یه فکری به ذهنم رسیده...

00:22:32.400 --> 00:22:34.840
‫که معمولاً،
‫برای شما، خبر بدیه،

00:22:34.840 --> 00:22:36.760
‫چون حال و روز خوبی ندارم،

00:22:36.760 --> 00:22:41.400
‫و تنها کسایی که می‌تونم خشمم
‫رو سرشون خالی کنم شمایید

00:22:41.400 --> 00:22:45.560
‫پس، ایده‌هام معمولاً شیطانیه

00:22:45.560 --> 00:22:47.520
‫اگه به اون طرف میدون نگاه کنید

00:22:47.520 --> 00:22:49.640
‫اونجا رو ببینید، اون در بازه

00:22:49.640 --> 00:22:51.680
‫داخلش یه کارگاه ریخته‌گریه،

00:22:51.680 --> 00:22:55.760
‫که زنجیرها و غل و زنجیره‌ای
‫نامرئی توش ساخته میشه،

00:22:55.760 --> 00:22:59.440
‫که ما رو تو این شهر
‫کوچیک کوفتی زندانی کرده

00:22:59.440 --> 00:23:03.560
‫و اون افسری که کنار
‫اون در نشسته، آهنگریه

00:23:03.560 --> 00:23:06.200
‫که این زنجیرها رو می‌سازه

00:23:06.200 --> 00:23:08.640
‫پدی، چه مزخرفی داری تفت میدی؟

00:23:08.640 --> 00:23:13.520
‫از اونجایی که تو این تیکه
‫سنگ پر از کلیسا گیر اُفتادیم

00:23:13.520 --> 00:23:18.480
‫معلوم نیست تا کی، باید
‫خودمون رو سرگرم کنیم

00:23:18.480 --> 00:23:21.520
‫من قبلاً یه خروس شکار
‫کردم، پدی، بز هم هست

00:23:23.360 --> 00:23:24.880
‫منظورم اینه که

00:23:24.880 --> 00:23:28.720
‫بعدازظهرها آزادید
‫خودتون رو سرگرم کنید

00:23:28.720 --> 00:23:31.520
‫چون صبح‌ها، قبل از
‫اینکه خیلی گرم بشه،

00:23:31.520 --> 00:23:35.160
‫ما، مردان گردان ویژه
‫هوایی، تمرین می‌کنیم

00:23:35.160 --> 00:23:38.720
‫آماده باشیم برای لحظه‌ای
‫که اون زنجیرسازهای بزرگ،

00:23:38.720 --> 00:23:44.520
‫و نگهدارنده‌ها و محافظ‌ها،
‫و کنار گذارنده‌های ما،

00:23:44.520 --> 00:23:47.600
‫آماده بشن تا دوباره
‫ما رو توی لوله

00:23:47.600 --> 00:23:52.160
‫کمان انگلیسی بذارن و
‫به قلب دشمن شلیک کنن!

00:23:59.800 --> 00:24:02.560
‫اونایی که حواسشون جمعه
‫تا الان می‌دونن که این یعنی

00:24:02.560 --> 00:24:06.360
‫یه فکری به ذهنم
‫رسیده. پس، اینه اون فکر

00:24:06.360 --> 00:24:08.160
‫اون کوه رو می‌بینید؟

00:24:08.160 --> 00:24:13.200
‫فکرم اینه که... ما... مردان اس‌ای‌اس

00:24:13.200 --> 00:24:15.640
‫قراره از اون کوه بریم بالا

00:24:15.640 --> 00:24:17.160
‫یا خدا!

00:24:17.160 --> 00:24:20.360
‫حالا، این شهر خالیه،
‫ولی راهنماها میگن

00:24:20.360 --> 00:24:23.920
‫باید همیشه مراقب
‫وسایل با ارزشتون باشید

00:24:23.920 --> 00:24:27.920
‫پس ما تمام تجهیزاتمون
‫رو جمع می‌کنیم،

00:24:27.920 --> 00:24:30.720
‫و کوله‌پشتی هامون، و سلاح هامون،

00:24:30.720 --> 00:24:35.440
‫و همه رو با خودمون
‫می‌بریم بالای کوه، رو پشتمون

00:24:35.440 --> 00:24:38.160
‫حدس می‌زنم بعضی‌هاتون واقعاً از

00:24:38.160 --> 00:24:40.160
‫صدای این زنگ متنفر بشید

00:24:40.160 --> 00:24:42.320
‫ولی به خدا، به صدا در میاد

00:24:42.320 --> 00:24:47.040
‫تا وقتی که آزاد بشیم تا اون هیولاهایی
‫باشیم که در راه هدف والامون هستیم

00:24:47.040 --> 00:24:49.320
‫خب، تا ده دقیقه دیگه حرکت
‫می‌کنیم. وقت تلف نکنید

00:24:49.320 --> 00:24:50.960
‫خیلی‌خب، شنیدید
‫چی گفت. حرکت کنید

00:24:50.960 --> 00:24:54.200
‫پدی! تو هم میای با ما کوهنوردی؟

00:24:54.200 --> 00:24:56.520
‫یه شکایت درباره
‫رفتارت دریافت کردم

00:24:56.520 --> 00:24:58.440
‫تو کلیسا. از طرف کشیش

00:24:58.440 --> 00:25:01.400
‫همون کشیشی که وقتی
‫بیدارش کردم مست تو پتو بود

00:25:01.400 --> 00:25:03.760
‫مسلسلت رو روی شونه‌های
‫مسیح آویزون کردی

00:25:03.760 --> 00:25:06.560
‫تو کلیسا تیراندازی کردی

00:25:06.560 --> 00:25:08.840
‫چرا اون کشیش مست
‫به تو شکایت کرده؟

00:25:08.840 --> 00:25:11.800
‫فکر می‌کردم من و اون به این
‫نتیجه رسیدیم که من اینجا رئیسم

00:25:11.800 --> 00:25:17.320
‫شاید یه حس نامحسوسی از
‫اقتدار قدیمی‌تر رو حس کرده

00:25:17.320 --> 00:25:21.600
‫تاج و درجه روی شونه‌م، و این...

00:25:23.320 --> 00:25:25.280
‫...باعث شده فکر کنه
‫می‌تونه بهم اعتماد کنه

00:25:26.480 --> 00:25:28.680
‫دیگه تو صحرا نمی‌جنگی،
‫پدی. باید عادت کنی

00:25:28.680 --> 00:25:30.040
‫دور و بر آدم‌ها باشی

00:25:30.040 --> 00:25:33.520
‫کار من اینه که آدم‌ها
‫رو تبدیل به حیوون کنم،

00:25:33.520 --> 00:25:37.000
‫یا تبدیلشون کنم به غذای حیوونا

00:25:37.000 --> 00:25:39.720
‫پدی، وقتی از کوه برگردی پایین،

00:25:39.720 --> 00:25:42.080
‫150 نفر جدید اینجا خواهند بود

00:25:42.080 --> 00:25:45.240
‫یه گروهان کاملاً جدید دارن
‫به آگوستا اعزام میشن

00:25:45.240 --> 00:25:46.920
‫میان اینجا تا آموزش ببینن

00:25:46.920 --> 00:25:49.960
‫حالا، برنامه این بود که تا
‫الان شما رفته بودید شمال

00:25:49.960 --> 00:25:53.920
‫و هیچ همپوشانی یا
‫احتمال کنتاکتی وجود نداشت

00:25:53.920 --> 00:25:55.600
‫مشخصاً، الان همپوشانی خواهد بود،

00:25:55.600 --> 00:25:58.280
‫ولی نیازی به کنتاکت نیست

00:25:58.280 --> 00:26:01.800
‫- چرا باید کنتاکتی باشه؟
‫- علتش تویی

00:26:03.000 --> 00:26:05.360
‫و چون گروه جدید...

00:26:06.600 --> 00:26:08.880
‫...اسمش 2ساس هستش

00:26:12.360 --> 00:26:14.480
‫گردان دوم ویژه هوایی

00:26:18.000 --> 00:26:19.240
‫آره

00:26:20.480 --> 00:26:22.680
‫اونا مردانی هستن که از
‫واحدهای کماندو انتخاب شدن،

00:26:22.680 --> 00:26:25.040
‫که تو شمال آفریقا جنگیدن
‫مردانی که من انتخاب کردم

00:26:25.040 --> 00:26:27.880
‫تا دستاوردهای شما رو تکرار
‫کنن و به عنوان پشتیبان خدمت کنن

00:26:27.880 --> 00:26:31.640
‫پس، اسم ساس برای
‫استفاده خودتون دزدیده شده،

00:26:31.640 --> 00:26:35.520
‫در حالی که مردانی که اون رو مشهور
‫کردن پشت یه عنوان مبهم‌تر پنهان شدن

00:26:35.520 --> 00:26:37.880
‫آره، جهان یه توطئه‌ست

00:26:37.880 --> 00:26:40.360
‫- علیه تو، پدی.
‫- نه، جهان هوای خودشو داره،

00:26:40.360 --> 00:26:44.520
‫تا جایی که من می‌بینم. اونایی که کمتر
‫توانمندن، ولی خوش‌شانس‌تر به دنیا اومدن،

00:26:44.520 --> 00:26:46.480
‫به نظر میاد با من مشکل دارن

00:26:48.320 --> 00:26:50.680
‫مردان جدید شنیدن که شما
‫هنوز اینجا تو شهر خواهید بود

00:26:50.680 --> 00:26:53.320
‫وقتی اونا میان و خیلی
‫هیجان‌زده‌ن که اصلی‌ها رو ببینن

00:26:53.320 --> 00:26:58.080
‫- «اصلی‌ها».
‫- راستش، شما قهرمان‌های اونا هستید

00:26:58.080 --> 00:27:02.720
‫و این تویی که فرمانده
‫این هنگ دزدیده شده‌ای

00:27:04.320 --> 00:27:07.680
‫برادرم، دیوید، بود که پیشنهاد
‫داد من فرماندهی رو به عهده بگیرم

00:27:14.640 --> 00:27:18.760
‫و خدمتکار ژنده‌پوش فیون
‫مک انگشت شستش رو مکید...

00:27:21.000 --> 00:27:24.960
‫...و گفت، «چطور می‌دونم
‫که این قراره برام بد تموم بشه؟»

00:27:31.440 --> 00:27:32.760
‫حرکت می‌کنیم!

00:27:37.800 --> 00:27:39.120
‫خب، صف بکشید

00:27:40.520 --> 00:27:41.720
‫گروهان!

00:27:41.720 --> 00:27:43.560
‫گروهان!

00:27:43.560 --> 00:27:44.680
‫خبردار!

00:27:46.000 --> 00:27:50.040
‫از سمت راست، قدم رو سریع!

00:27:50.040 --> 00:27:51.760
‫چپ، راست، چپ، راست،

00:27:51.760 --> 00:27:54.440
‫چپ، راست، چپ، راست، چپ،

00:27:54.440 --> 00:27:56.240
‫راست، چپ، راست، چپ

00:28:33.720 --> 00:28:38.280
‫بدون دستور من
‫کوله‌هاتون رو زمین نذارید

00:28:39.560 --> 00:28:43.320
‫تا وقتی به هدفمون
‫نرسیدیم استراحت نمی‌کنیم

00:28:43.320 --> 00:28:45.960
‫پدی، ما از اون
‫کوه کوفتی رفتیم بالا

00:28:45.960 --> 00:28:48.560
‫و از اون کوه کوفتی اومدیم پایین

00:28:48.560 --> 00:28:50.320
‫- اون هدفمون بود.
‫- نه!

00:28:51.640 --> 00:28:53.800
‫هدف ما معنوی بود

00:28:57.680 --> 00:28:59.360
‫شاید فکرش رو نکنید،

00:28:59.360 --> 00:29:02.720
‫ولی من شما رو بردم بالای
‫اون کوه به یه دلیل خوب

00:29:04.360 --> 00:29:07.360
‫پیشروی ما به تعویق اُفتاد

00:29:07.360 --> 00:29:09.760
‫آمریکایی‌ها ما رو عقب انداختن،

00:29:09.760 --> 00:29:13.960
‫و زمین از خشم من لرزید!

00:29:15.160 --> 00:29:17.600
‫پس من همه‌مون رو بردم بالای کوه،

00:29:17.600 --> 00:29:22.280
‫و از بالا، به سرتاسر
‫ایتالیا نگاه کردیم

00:29:22.280 --> 00:29:24.880
‫و از اون نقطه دید بالا،

00:29:24.880 --> 00:29:30.600
‫فهمیدیم که یه استراتژی
‫بزرگ‌تر هست که ما تابع اونیم

00:29:31.260 --> 00:29:34.200
‫و تو هوای خنک کوهستان،

00:29:34.200 --> 00:29:39.080
‫مگه نپذیرفتیم که
‫ما مهره‌هایی هستیم

00:29:39.080 --> 00:29:40.600
‫تو یه بازی خیلی بزرگ‌تر؟

00:29:42.360 --> 00:29:46.240
‫و حالا، خشم ما
‫فروکش کرده. درسته؟

00:29:46.240 --> 00:29:47.720
‫درسته

00:29:47.720 --> 00:29:50.560
‫بنابراین، ما به هدفمون رسیدیم

00:29:59.800 --> 00:30:01.560
‫رج خانمش رو پیدا کرده!

00:30:04.040 --> 00:30:08.200
‫کمرم داشت می‌شکست،
‫پس از مغزم استفاده کردم

00:30:09.520 --> 00:30:11.280
‫این الاغ رو می‌بینید؟

00:30:12.360 --> 00:30:15.200
‫این الاغ نماینده فلسفه‌ایه که

00:30:15.200 --> 00:30:17.720
‫من سعی دارم به همه‌تون یاد بدم

00:30:17.720 --> 00:30:22.480
‫رجی، پول خرید این
‫حیوون رو از کجا آوردی؟

00:30:22.480 --> 00:30:24.840
‫از صندوق کمک‌های کلیسا، قربان

00:30:24.840 --> 00:30:26.880
‫حتی بهتر!

00:30:26.880 --> 00:30:30.760
‫ابتکار عمل، و بعدش
‫دوباره ابتکار عمل

00:30:30.760 --> 00:30:35.000
‫و جایزه، یکی از
‫بهترین حیوونای طبیعت

00:30:35.000 --> 00:30:38.680
‫«با سری هیولایی و فریادی دلخراش،

00:30:38.680 --> 00:30:41.600
‫و گوش‌هایی مثل بال‌های سرگردان

00:30:41.600 --> 00:30:46.840
‫تقلید راه رفتن شیطان،
‫از همه چهارپایان

00:30:48.320 --> 00:30:53.040
‫یاغی ژنده‌پوش زمین،
‫با اراده‌ای کج و کهن

00:30:53.040 --> 00:30:55.520
‫گرسنگی بکش، شلاق بخور!

00:30:55.520 --> 00:30:57.520
‫مسخره‌م کن: من لالم...»

00:30:58.600 --> 00:31:00.800
‫لعنتی! بخوابید! بخوابید!

00:31:00.800 --> 00:31:02.240
‫یه عوضی اون بالاست!

00:31:07.520 --> 00:31:09.920
‫- این دیگه چه کوفتیه؟
‫- این تفنگ آلمانی نبود

00:31:09.920 --> 00:31:12.080
‫نه، یه تفنگ. 22 آشغاله

00:31:16.640 --> 00:31:17.920
‫لعنتی!

00:31:21.120 --> 00:31:23.000
‫برو به بفنای متعالی!

00:31:27.360 --> 00:31:28.640
‫رایلی!

00:31:30.800 --> 00:31:32.820
‫کی هستین؟

00:31:35.440 --> 00:31:37.280
‫«نون شکسته‌ش...

00:31:37.940 --> 00:31:41.200
‫و بطری‌های نوشیدنیش
‫رو بکنه تو حلقش»

00:31:41.520 --> 00:31:43.240
‫چی بلغور کرد؟

00:31:44.000 --> 00:31:45.240
‫یه نقل قوله!

00:31:46.520 --> 00:31:47.840
‫نقل قول از کی؟

00:31:48.420 --> 00:31:49.980
‫از تو!

00:31:51.880 --> 00:31:54.200
‫حدس آگاهانه،

00:31:54.200 --> 00:31:55.600
‫میگم داریم ساحل رو

00:31:55.600 --> 00:31:57.360
‫با مافیای سیسیل شریک می‌شیم

00:31:57.360 --> 00:31:58.760
‫بریم بچه‌ها!

00:32:01.520 --> 00:32:03.400
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

00:32:08.240 --> 00:32:09.800
‫صبر کن، پدی! ولش کن

00:32:11.080 --> 00:32:14.760
‫ببین، اگه بهش شلیک کنی، دشمن‌هایی
‫می‌سازیم که لازم نیست داشته باشیم

00:32:19.040 --> 00:32:21.480
‫پدی، ما تو یه جبهه‌ایم، لعنتی

00:32:21.480 --> 00:32:22.760
‫با اینا یه نگاه بنداز، پسر

00:32:34.360 --> 00:32:36.240
‫خداحافظ، انگلیسی!

00:32:48.320 --> 00:32:49.600
‫خب...

00:32:51.440 --> 00:32:54.320
‫...نمی‌دونم بقیه‌تون چطور، ولی

00:32:54.320 --> 00:32:56.960
‫این ساحل خیلی منو
‫یاد مارگیت می‌ندازه

00:32:58.440 --> 00:32:59.800
‫به درک

00:33:01.200 --> 00:33:02.600
‫من میرم یه آبتنی کنم

00:33:02.600 --> 00:33:06.960
‫راستی، پد، اونا با کوله من
‫فرار کردن، پس از نظر فنی،

00:33:06.960 --> 00:33:09.240
‫اون هنوز الاغ منه

00:33:10.480 --> 00:33:12.560
‫- آره!
‫- ها ها ها!

00:33:12.560 --> 00:33:14.240
‫دارم میام!

00:33:18.380 --> 00:33:20.740
‫اینکه اینقدر خوب
‫جا داده بشیم تقریباً

00:33:20.740 --> 00:33:23.300
‫برای مردانم مایه خجالت میشه

00:33:23.300 --> 00:33:25.660
‫آرزومونه که به آگوستا
‫خوش آمدتون بگیم

00:33:25.660 --> 00:33:27.140
‫اوه، ممنون

00:33:28.340 --> 00:33:29.740
‫بفرمایید، اجازه بدید

00:33:34.540 --> 00:33:36.420
‫شما خیلی با اون یکی فرق دارید

00:33:36.420 --> 00:33:39.020
‫بله، داریم

00:33:39.020 --> 00:33:42.100
‫- خیلی فرق داریم
‫- اون دشمن تراشیده

00:33:42.100 --> 00:33:46.340
‫شهر خالی به نظر میاد، ولی همیشه
‫چشم‌هایی هست که نگاه می‌کنن

00:33:46.340 --> 00:33:48.260
‫خب، اون دیگه
‫زیاد اینجا نمیمونه

00:33:48.260 --> 00:33:49.980
‫دستورات جدید گرفتم

00:33:49.980 --> 00:33:51.780
‫اون و مردانش فردا
‫صبح حرکت می‌کنن

00:33:54.260 --> 00:33:57.140
‫- لعنتی!
‫- دنبال یه مرد روحانی می‌گردم

00:33:57.140 --> 00:34:00.820
‫و همین‌طور دنبال یه
‫الاغ دزدیده شده می‌گردم

00:34:00.820 --> 00:34:04.220
‫بیا یه لیوان نوشیدنی بخوریم و
‫هوا رو صاف کنیم، چطوره پدی؟

00:34:14.340 --> 00:34:16.380
‫اونان

00:34:16.380 --> 00:34:19.020
‫همون 2ساس‌ها

00:34:19.020 --> 00:34:22.500
‫- اینا کسایی هستن که بعداً میان -
‫آره، وقتی ۱ساس به خاک سپرده بشه

00:34:25.020 --> 00:34:28.540
‫- پس اینجا آدم هست.
‫- این یه جزیره خیلی سنتیه، پدی

00:34:28.540 --> 00:34:30.900
‫حساسیت‌هایی در مورد
‫زن‌ها و سربازها وجود داره

00:34:30.900 --> 00:34:32.620
‫به همین خاطر شهر رو خالی کردن

00:34:32.620 --> 00:34:35.180
‫این شهر مثل یه گیره
‫دور سرم فشار میاره،

00:34:35.180 --> 00:34:37.740
‫و این کشیش هم مدام داره
‫دسته‌ش رو می‌چرخونه

00:34:39.460 --> 00:34:42.260
‫کاملاً حس می‌کنم که
‫از من خوشت نمیاد،

00:34:42.260 --> 00:34:43.940
‫یا از چیزی که هستم خوشت نمیاد،

00:34:43.940 --> 00:34:47.660
‫- یا از خدا خوشت نمیاد.
‫- همه موارد بالا،

00:34:47.660 --> 00:34:49.260
‫به جز آخری

00:34:49.260 --> 00:34:51.460
‫- به سلامتی صلح.
‫- به سلامتی صلح

00:34:51.460 --> 00:34:54.460
‫به سلامتی تسلیم شکست خورده‌ها

00:34:59.700 --> 00:35:02.500
‫بهم گفتن امروز صبح، تو ساحل،

00:35:02.500 --> 00:35:05.780
‫می‌تونستن دو بار جونت رو بگیرن

00:35:07.300 --> 00:35:09.060
‫عمداً بهت شلیک نکردن

00:35:09.060 --> 00:35:13.540
‫- یه هشدار بود.
‫- یه سری چیزایی که مال اونا نیست رو برداشتن

00:35:15.940 --> 00:35:17.900
‫پدی...

00:35:17.900 --> 00:35:21.380
‫...پدر کاوالی میگه می‌خوان
‫ملاقات کنن و حرف بزنن

00:35:21.380 --> 00:35:25.980
‫قبل از اینکه راهی سیسیل بشیم،
‫یه توجیه غیررسمی بهمون دادن

00:35:25.980 --> 00:35:28.780
‫تشویقمون کردن که واحدهامون
‫با عناصر جنایتکار سازمان‌یافته

00:35:28.780 --> 00:35:32.180
‫تو جزیره سیسیل که
‫موسولینی اذیتشون کرده بود

00:35:32.180 --> 00:35:34.300
‫تماس بگیرن و ازشون استفاده کنن

00:35:34.300 --> 00:35:37.140
‫این مکالمه‌ایه که دیگه
‫نمی‌خوام ادامه بدم

00:35:37.140 --> 00:35:41.380
‫- من یه سربازم.
‫- و تو فردا حرکت می‌کنی، پدی. دستورات جدید

00:35:41.380 --> 00:35:43.460
‫هیچ‌کس نمی‌خواد بیشتر از
‫اونچه لازمه تو آگوستا بمونی

00:35:43.460 --> 00:35:45.660
‫پس میرم و شروع می‌کنم
‫به آماده کردن مردانم

00:35:45.660 --> 00:35:47.780
‫صبر کن!

00:35:47.780 --> 00:35:50.100
‫خبردار!

00:35:50.100 --> 00:35:52.300
‫خبردار وایسا لعنتی!

00:35:52.300 --> 00:35:55.420
‫به من دستور دادن که
‫روابط استراتژیک با مافیا

00:35:55.420 --> 00:35:57.820
‫تو این جزیره ایجاد کنم
‫من این دستور رو به تو

00:35:57.820 --> 00:36:02.140
‫- به عنوان یه دستور مستقیم منتقل می‌کنم
‫- فکر کنم پسرای جدیدت یه لیوان آب لازم دارن

00:36:02.140 --> 00:36:03.900
‫اون پایین خیلی گرمه

00:36:03.900 --> 00:36:07.140
‫قبل از اینکه فردا حرکت
‫کنی، یه میراث حسن نیت

00:36:07.140 --> 00:36:10.620
‫به جا می‌ذاری که واحدهای
‫بعدی ازش استفاده می‌کنن

00:36:10.620 --> 00:36:13.140
‫با اونا و مقاومت ملاقات می‌کنی

00:36:13.140 --> 00:36:14.500
‫باهاشون نون می‌شکنی

00:36:14.500 --> 00:36:17.460
‫فردا صبح، قبل از اینکه راه بیاُفتی،
‫برای صبحانه باهاشون ملاقات می‌کنی

00:36:17.460 --> 00:36:18.780
‫آه...

00:36:20.220 --> 00:36:24.120
‫یه میز بلند هست
‫که من آماده می‌کنم

00:36:25.040 --> 00:36:28.260
‫به نمایندگی از کل ارتش
‫بریتانیا، صلح می‌کنی

00:36:28.260 --> 00:36:30.420
‫این یه دستوره

00:36:30.420 --> 00:36:34.460
‫ولی اول، از این
‫حقیقت تحقیرآمیز که

00:36:34.460 --> 00:36:38.540
‫امروز، تو یه ساحل، می‌تونستن جونت
‫رو بگیرن، ولی نگرفتن، بهبود پیدا می‌کنی

00:36:38.540 --> 00:36:40.380
‫دو بار

00:36:42.620 --> 00:36:46.980
‫دوستات یه الاغ و یه کوله دارن

00:36:46.980 --> 00:36:48.940
‫که مال یکی از مردان منه

00:36:48.940 --> 00:36:53.380
‫یک ساعت وقت داری اونو به
‫نرده‌های کلیسای کیسا مادره ببندی،

00:36:53.380 --> 00:36:55.340
‫وگرنه خودم میام و پسش می‌گیرم

00:36:55.340 --> 00:36:58.860
‫به نام پدر و پسر و روح القدس

00:37:02.580 --> 00:37:04.220
‫کوفتی احمق

00:37:09.780 --> 00:37:12.660
‫و چپ... خبردار!

00:37:14.180 --> 00:37:16.940
‫و چپ... خبردار!

00:37:18.540 --> 00:37:20.260
‫آماده...

00:37:20.260 --> 00:37:21.740
‫شرق!

00:37:21.740 --> 00:37:23.500
‫رژه...

00:37:23.500 --> 00:37:24.820
‫خبردار!

00:37:29.960 --> 00:37:33.380
‫[گروهبان دوم جیم آلموندز]
‫[2ساس (سابقاً ساس)]

00:37:35.780 --> 00:37:37.940
‫می‌خواید سربازها رو
‫بازرسی کنید، قربان؟

00:37:39.700 --> 00:37:41.220
‫منو گذاشتن میدون
‫رو بکوبم، قربان

00:37:41.220 --> 00:37:43.380
‫گفتن به یکی نیاز دارن که
‫بدونه داره چه غلطی می‌کنه.

00:37:43.380 --> 00:37:46.500
‫پس به یه پیرمرد از کار
‫اُفتاده مثل تو رو آوردن؟

00:37:48.300 --> 00:37:50.940
‫آره. از اردوگاه اسرا فرار کردم

00:37:50.940 --> 00:37:54.300
‫و تو خوشحالی و شعفم،

00:37:54.300 --> 00:37:56.020
‫احمقانه داوطلب شدم

00:37:57.940 --> 00:38:01.140
‫ولی، پدی، با احترام

00:38:04.300 --> 00:38:05.700
‫راحت باش

00:38:10.020 --> 00:38:13.980
‫می‌تونم خواهش کنم هر
‫کاری از دستتون برمیاد

00:38:13.980 --> 00:38:15.660
‫بکنید تا منو از این
‫واحد بیرون بیارید؟

00:38:15.660 --> 00:38:20.540
‫به نسخه جدید اعتقادی نداری؟

00:38:20.540 --> 00:38:23.780
‫خب، مسئله اینه قربان،
‫که همه کسایی که تو

00:38:23.780 --> 00:38:25.700
‫این هنگ جدید هستن عاقلن

00:38:27.220 --> 00:38:31.020
‫- کاملاً عاقل.
‫- آره، می‌تونم ببینم که چقدر خطرناکه

00:38:31.020 --> 00:38:35.340
‫تصمیم‌های سنجیده می‌گیرن
‫و منطقی پیش میرن، قربان

00:38:37.320 --> 00:38:38.840
‫خیلی نگران‌کننده‌ست

00:38:41.300 --> 00:38:44.020
‫باید برم یه خر دزدیده شده رو پس بگیرم

00:38:44.020 --> 00:38:46.060
‫و بعدش با مافیا صبحونه بخورم

00:38:46.880 --> 00:38:47.980
‫البته

00:38:47.980 --> 00:38:51.220
‫ولی بعدش، ببینم چیکار می‌تونم بکنم

00:38:52.380 --> 00:38:53.900
‫ممنون قربان

00:38:59.340 --> 00:39:02.260
‫رژه... خبردار!

00:39:06.780 --> 00:39:09.380
‫آخرین باره. نمی‌تونم انجامش بدم

00:39:09.380 --> 00:39:11.140
‫می‌تونی انجامش بدی. بجنب!

00:39:12.900 --> 00:39:15.780
‫تهاجمی باش. از پاهات نیرو بگیر

00:39:15.780 --> 00:39:16.980
‫بجنب

00:39:16.980 --> 00:39:19.020
‫پشتت رو صاف نگه دار

00:39:19.020 --> 00:39:21.140
‫- بلند کن، بلند کن، بلند کن، بلند کن.
‫- دارم بلند می‌کنم

00:39:21.140 --> 00:39:24.180
‫پاها رو می‌بینی؟ نگاه کن،
‫نگاه کن، نگاه کن. اینجا. و، بالا!

00:39:31.220 --> 00:39:33.340
‫پدر!

00:39:33.340 --> 00:39:34.940
‫ببخشید، پدر

00:39:41.220 --> 00:39:43.500
‫می‌تونم باهاتون صحبت کنم، لطفاً؟

00:39:43.500 --> 00:39:45.300
‫خصوصی

00:39:46.940 --> 00:39:48.260
‫بیا

00:39:57.460 --> 00:39:58.780
‫بیا

00:39:59.940 --> 00:40:02.140
‫ممنون بابت این، پدر

00:40:03.300 --> 00:40:04.780
‫ممنون

00:40:13.180 --> 00:40:14.500
‫من، اِم...

00:40:16.100 --> 00:40:18.660
‫متأسفم پدر، من،
‫من ایتالیایی بلد نیستم

00:40:18.660 --> 00:40:20.140
‫امیدوارم بتونید منو درک کنید

00:40:21.460 --> 00:40:23.180
‫خدا متوجه میشه

00:40:24.660 --> 00:40:25.900
‫گناهت چیه؟

00:40:30.260 --> 00:40:32.460
‫با براندی یا نوشیدنی نمیشه شستش

00:40:32.460 --> 00:40:34.460
‫می‌دونم، چون امتحان کردم

00:40:46.860 --> 00:40:48.740
‫هنوز صداها رو می‌شنوم، پدر

00:40:50.020 --> 00:40:51.380
‫چه صداهایی؟

00:40:53.820 --> 00:40:57.580
‫کمک! لطفاً! قایق رو نگه دارید!

00:40:57.580 --> 00:40:59.060
‫دارن می‌ذارن غرق بشیم!

00:40:59.060 --> 00:41:02.100
‫مردهایی تو آب بودن و...
‫و می‌تونستیم نجاتشون بدیم

00:41:02.100 --> 00:41:03.700
‫لطفاً! قایق رو نگه دارید!

00:41:03.700 --> 00:41:05.780
‫من یه بچه‌دارم که هنوز ندیدمش!

00:41:05.780 --> 00:41:08.980
‫لطفاً، برگردید! برگردید!

00:41:08.980 --> 00:41:10.380
‫نه!

00:41:10.380 --> 00:41:14.020
‫ما، ما تو قایق‌هامون
‫جا داشتیم و، می‌دونید،

00:41:14.020 --> 00:41:16.700
‫فقط از کنارشون رد شدیم
‫و ولشون کردیم، همین

00:41:16.700 --> 00:41:18.620
‫چرا ولشون کردید؟

00:41:19.900 --> 00:41:21.660
‫دستور داشتیم، پدر

00:41:24.460 --> 00:41:27.980
‫هنوز وقتی شب‌ها سعی می‌کنم
‫بخوابم اون دستورها رو می‌شنوم

00:41:29.580 --> 00:41:31.460
‫می‌دونید، «سرعت رو کم نکنید

00:41:35.580 --> 00:41:37.300
‫به کمکشون نرید»

00:41:47.220 --> 00:41:51.860
‫آره، همه‌مون شب‌ها صداها
‫رو می‌شنویم، پدر، می‌دونید

00:41:51.860 --> 00:41:54.580
‫می‌دونم که بقیه پسرها هم
‫همین‌طورن، ولی، می‌دونید، هیچ‌کدوممون

00:41:54.580 --> 00:41:56.300
‫با هم در موردش حرف نمی‌زنیم

00:41:58.260 --> 00:42:01.820
‫اوه، آره، نمی‌تونیم
‫بیرونشون کنیم

00:42:18.540 --> 00:42:21.660
‫می‌دونید، ما اون
‫پسرهای بیچاره رو کشتیم

00:42:23.020 --> 00:42:24.620
‫می‌دونید، ولشون کردیم

00:42:32.420 --> 00:42:36.940
‫من زنگ رو به صدا درآوردم تا
‫نشون بدم وقت کوکتله، گروهبان کرشاو

00:42:43.420 --> 00:42:46.260
‫شما مزاحم آیین توبه شدید

00:42:49.700 --> 00:42:54.740
‫«مراقب کشیش‌های دروغینی باشید
‫که در لباس میش به سراغتان می‌آیند،

00:42:54.740 --> 00:42:56.940
‫ولی در باطن گرگ‌های درنده‌اند»

00:42:56.940 --> 00:43:02.180
‫متی، فصل 5، آیه 15

00:43:03.540 --> 00:43:05.020
‫ممنون، پدر

00:43:38.100 --> 00:43:43.420
‫صبحانه آماده‌ست!

00:43:43.420 --> 00:43:44.700
‫چه خوب

00:44:01.340 --> 00:44:03.340
‫سلاح‌هاتون رو دم
‫دست نگه دارید، پسرها

00:44:03.340 --> 00:44:06.820
‫رایلی، هر پچ‌پچی شنیدی ترجمه کن

00:44:06.820 --> 00:44:09.100
‫مک‌دیارمید، پاهات رو
‫از روی میز لعنتی بردار

00:44:27.340 --> 00:44:29.020
‫ما مقاومت هستیم

00:44:29.020 --> 00:44:31.540
‫گردان عدالت و آزادی

00:44:31.540 --> 00:44:33.620
‫از سیراکوز و از کوهستان

00:44:33.620 --> 00:44:36.020
‫سربازهایی از کوهستان

00:44:36.020 --> 00:44:37.900
‫باشه

00:44:37.900 --> 00:44:41.260
‫ما گردان ویژه هوایی هستیم

00:44:41.260 --> 00:44:42.900
‫مراقب تقلبی‌ها باشید

00:44:44.260 --> 00:44:45.740
‫چرا نمی‌شینید؟

00:44:45.740 --> 00:44:47.500
‫بهمون گفتن شما دیگران
‫رو هم دعوت کردید

00:44:47.500 --> 00:44:50.980
‫به من دستور دادن با مقاومت

00:44:50.980 --> 00:44:53.300
‫و افرادی که به کوزا
‫نوسترا معروفن نون بشکنم

00:44:53.300 --> 00:44:56.460
‫ما اینجاییم، شما اینجایید...

00:44:56.460 --> 00:44:58.660
‫ولی اونا اینجا نیستن

00:44:58.660 --> 00:45:01.340
‫من ساعت 8 زنگ رو زدم
‫شاید وقت‌شناسیشون ضعیفه

00:45:01.340 --> 00:45:04.340
‫اونا همیشه زودتر از موعد
‫میان. شما باهاشون کار می‌کنید؟

00:45:05.460 --> 00:45:07.660
‫جنگ آدم رو به
‫جاهای عجیبی می‌بره

00:45:07.660 --> 00:45:10.460
‫ما آنارشیست و کمونیست هستیم

00:45:10.460 --> 00:45:12.980
‫- اونا آشغالن.
‫- البته ما هم همین‌طور

00:45:12.980 --> 00:45:15.060
‫اگه دعوت شدن چرا هنوز نرسیدن، آلسیا؟

00:45:15.180 --> 00:45:17.620
‫بهمون گفتن شما با هم می‌جنگید

00:45:17.800 --> 00:45:21.020
‫ما گلو می‌بُریم. اونا بیضه می‌بُرن

00:45:21.140 --> 00:45:23.500
‫تا وقتی جنگ تموم
‫بشه، کنارشون می‌جنگیم

00:45:23.500 --> 00:45:25.260
‫بعدش مطمئن میشیم که به دار آویخته میشن

00:45:25.260 --> 00:45:28.180
‫یه خانواده بزرگ و
‫خوشبختین اون بالای کوه!

00:45:29.520 --> 00:45:32.320
‫خوشم نمیاد که نیومدن و هیچ دیده‌وری هم نیست

00:45:32.340 --> 00:45:33.260
‫رایلی؟

00:45:33.260 --> 00:45:36.060
‫اوه، این یارو با کلاه فانتزی بو
‫برده یه کاسه‌ای زیر نیم کاسه‌ست

00:45:36.060 --> 00:45:39.140
‫هی، عزیزم. می‌دونی از
‫آخرین باری که یه زن دیدم

00:45:39.140 --> 00:45:41.540
‫11 نفر رو کشتم

00:45:41.540 --> 00:45:43.140
‫همینه، جاک؟

00:45:43.140 --> 00:45:45.140
‫اینه لاس عاشقانه‌ت؟

00:45:45.140 --> 00:45:47.380
‫اگه بخوای، می‌تونیم
‫بدون اونا حرف بزنیم

00:45:47.380 --> 00:45:49.180
‫- پدی، گوش کن...
‫- چرا نمی‌شینی؟

00:45:49.180 --> 00:45:50.820
‫- پدی!
‫- اگه قراره بیان سر قرار،

00:45:50.820 --> 00:45:52.900
‫همیشه اول بچه‌ها رو
‫می‌فرستن که چک کنن

00:45:52.900 --> 00:45:54.480
‫اونا قرار نیست بیان

00:45:54.940 --> 00:45:56.180
‫آروم باش

00:45:57.940 --> 00:45:59.940
‫چرا یه نوشیدنی
‫کوفتی نمی‌خوری، هوم؟

00:45:59.980 --> 00:46:02.660
‫من به نوشیدنیی که کشیش
‫آگوستا سرو کنه اعتمادی ندارم

00:46:02.820 --> 00:46:03.540
‫رایلی؟

00:46:03.560 --> 00:46:05.780
‫یارو با کلاه فانتزی
‫میگه به کشیش اعتماد نداره

00:46:05.780 --> 00:46:07.060
‫شاید باهاش دست بدم

00:46:11.420 --> 00:46:13.060
‫پدی، این چه کوفتیه؟

00:46:13.060 --> 00:46:14.740
‫نمی‌شنوی؟ گوش کن

00:46:21.380 --> 00:46:23.660
‫هی! هی! گوش کنید! گوش کنید!

00:46:31.900 --> 00:46:32.980
‫دارن میان!

00:46:34.140 --> 00:46:35.300
‫لعنتی!

00:46:47.940 --> 00:46:49.340
‫جاک! پیش من!

00:46:49.340 --> 00:46:50.820
‫برو! یک، دو، سه!

00:46:50.820 --> 00:46:53.060
‫برمی‌گردن!

00:46:53.060 --> 00:46:55.380
‫موضع بگیرید!

00:46:55.380 --> 00:46:57.600
‫اینبار می‌زنیمشون

00:46:58.820 --> 00:47:01.260
‫- خب، جاک...
‫- پناه بگیرین!

00:47:01.260 --> 00:47:03.380
‫لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی!

00:47:11.460 --> 00:47:13.300
‫خب، آماده باش،
‫صبر کن! صبر کن

00:47:14.940 --> 00:47:16.340
‫بزن!

00:47:28.180 --> 00:47:29.900
‫خشاب رو بذار!

00:47:29.900 --> 00:47:31.300
‫آماده‌ست!

00:47:35.020 --> 00:47:36.620
‫آره!

00:47:38.420 --> 00:47:41.220
‫اون استوکا مال منه،
‫ها؟ ادعاش می‌کنم

00:47:41.220 --> 00:47:42.980
‫این هشتمیه برای من

00:47:42.980 --> 00:47:44.660
‫حسابشون رو داری؟

00:47:44.660 --> 00:47:45.820
‫حسابشون رو دارم

00:47:49.100 --> 00:47:51.340
‫کوزا نوسترا هیچ
‫وفاداری واقعی نداره

00:47:51.340 --> 00:47:53.340
‫برای اونا، همه چیز شخصیه

00:47:53.340 --> 00:47:54.900
‫شما رو به آلمانی‌ها لو دادن

00:47:54.900 --> 00:47:57.300
‫چیکار کردی که
‫ناراحتشون کردی، هان؟

00:47:58.500 --> 00:48:00.700
‫پدی، خانم ازت سؤال پرسید

00:48:02.220 --> 00:48:04.420
‫این صبحانه ایده من نبود...

00:48:07.220 --> 00:48:09.020
‫...ولی بهم یه درس داد

00:48:10.980 --> 00:48:14.260
‫در مورد دستوراتی که اطاعت
‫می‌کنی گزینشی عمل کن

00:48:20.860 --> 00:48:22.540
‫اووف، نزدیک بود، مرد

00:48:32.100 --> 00:48:34.900
‫- اون کشیش کجاست؟
‫- رفته

00:48:34.900 --> 00:48:36.060
‫کجا رفته؟

00:48:36.060 --> 00:48:38.620
‫شمال، از خط مقدم رد شده

00:48:38.620 --> 00:48:41.500
‫و با آلمانی‌هاست. پس،
‫میز صبحانه رو چید

00:48:41.500 --> 00:48:43.380
‫و بعد به لوفت‌وافه خبر داد

00:48:43.380 --> 00:48:46.140
‫از نفسش بوی همکاری با دشمن
‫رو زیر بوی نوشیدنی حس کردم

00:48:46.140 --> 00:48:49.100
‫- فرمانده‌ت فقط صلیب رو دید.
‫- خب، پس،

00:48:49.100 --> 00:48:50.660
‫خودت این بلا رو سر
‫خودت آوردی، پدی

00:48:50.660 --> 00:48:53.380
‫- در مورد رفتارت تو کلیسا شنیدم.
‫- چی؟ رفتارم؟

00:48:54.460 --> 00:48:57.540
‫اگه تو بیابون خشابت رو خالی
‫کنی، شن و ماسه بلند می‌کنی

00:48:57.540 --> 00:49:00.460
‫اگه اینجا این کار رو
‫بکنی، مردم نگاه می‌کنن

00:49:00.460 --> 00:49:02.780
‫و خدا نگاه می‌کنه

00:49:02.780 --> 00:49:04.660
‫ببین، تو حتی از
‫چیزی متنفر هم نیستی

00:49:04.660 --> 00:49:08.660
‫نه واقعاً. تو فقط... عصبانی
‫میشی و بعد ماشه رو می‌کشی

00:49:08.660 --> 00:49:11.380
‫و بعد بقیه رو عصبانی می‌کنی تا
‫دیوونگی خودت طبیعی به نظر برسه

00:49:11.380 --> 00:49:13.180
‫یا خدا، جیمی، این خیلی...

00:49:13.180 --> 00:49:15.100
‫به عنوان کسی که
‫معمولاً اهمیتی نمیده،

00:49:15.100 --> 00:49:17.300
‫باید تغییر کنی، پدی

00:49:17.300 --> 00:49:19.140
‫یکی باید مجبورت کنه تغییر کنی

00:49:20.260 --> 00:49:22.420
‫چه خدا باشه، چه من...

00:49:23.660 --> 00:49:26.620
‫...یا روح اون پسر کاتولیک

00:49:26.620 --> 00:49:28.100
‫که تو بیابون دفنش کردی

00:49:30.620 --> 00:49:34.020
‫می‌خوام با اون سرهنگی حرف بزنم

00:49:34.020 --> 00:49:38.580
‫که منو و مردانم رو
‫فرستاد تو تله مرگ

00:49:46.660 --> 00:49:48.820
‫- اینو بده به گرویل‌بل، مرخصی.
‫- بله قربان

00:49:58.580 --> 00:50:02.620
‫دستور من به تو برای
‫نون شکستن با افرادی که

00:50:02.620 --> 00:50:05.980
‫نیت بدی داشتن، نتیجه
‫قضاوت اشتباه من بود

00:50:07.300 --> 00:50:09.980
‫من به پدر کاوالی
‫اعتماد کردم. اشتباه کردم

00:50:09.980 --> 00:50:11.940
‫تو درست می‌گفتی
‫عذرخواهی می‌کنم

00:50:17.260 --> 00:50:20.540
‫با یه شرط عذرخواهیت رو قبول می‌کنم

00:50:20.540 --> 00:50:23.380
‫می‌خوام درخواست کنم
‫که گروهبان دوم آلموندز

00:50:23.380 --> 00:50:25.460
‫منتقل بشه به گروهان من

00:50:28.700 --> 00:50:32.740
‫پدی، بعد از حمله به
‫کانیزارو، شما راهی

00:50:32.740 --> 00:50:36.140
‫سرزمین اصلی می‌شید، جایی که بخشی از
‫مأموریت ما درباره قلب‌ها و ذهن‌هاست...

00:50:36.140 --> 00:50:39.980
‫من به مردی با توانایی‌های خاص
‫گروهبان دوم آلموندز نیاز دارم

00:50:39.980 --> 00:50:43.420
‫- پدی، به حرفم گوش کن.
‫- دارم گوش می‌کنم

00:50:43.420 --> 00:50:46.860
‫گروهبان دوم آلموندز
‫خودش یه آدم مذهبیه

00:50:46.860 --> 00:50:52.020
‫شاید بتونه در مورد
‫رفتارم بهم مشورت بده

00:50:53.140 --> 00:50:57.020
‫- اوه.
‫- همین الان، من و اون چند کلمه‌ای حرف زدیم،

00:50:57.020 --> 00:50:59.700
‫و من دارم به اون
‫حرف‌ها فکر می‌کنم

00:51:00.320 --> 00:51:03.640
‫توصیه‌ش به من
‫اینه که باید تغییر کنم

00:51:07.380 --> 00:51:09.980
‫می‌دونی، مشکل تو پدی،
‫علاوه بر همه چیز دیگه

00:51:09.980 --> 00:51:15.580
‫خوب و بد... اینه که خیلی، خیلی باهوشی

00:51:17.820 --> 00:51:20.100
‫می‌دونید قربان، من
‫انگشت شستم رو می‌مکم

00:51:20.100 --> 00:51:23.020
‫تو از رفتار زشتت تو این جزیره

00:51:23.020 --> 00:51:25.620
‫به عنوان بهانه‌ای برای دزدیدن
‫یکی از بهترین مردانم استفاده می‌کنی

00:51:25.620 --> 00:51:29.380
‫نه، این اسم ساس
‫هست که دزدیده شده

00:51:33.420 --> 00:51:36.820
‫درخواست رد شد، سرگرد پدی مین

00:51:37.780 --> 00:51:41.060
‫حالا، یک ساعت وقت
‫داری نیروهات رو جمع کنی

00:51:41.060 --> 00:51:44.220
‫و گمشی بری شمال به سمت کانیزارو،

00:51:44.220 --> 00:51:47.540
‫جایی که آلمانی‌ها، ایتالیایی‌ها
‫و احتمالاً مافیای سیسیل

00:51:47.540 --> 00:51:48.740
‫منتظرتون هستن

00:51:48.740 --> 00:51:52.100
‫اوه، فکر کنم یک ساعت
‫بیشتر از حد کافیه برای ما

00:51:52.100 --> 00:51:57.460
‫که خروجمون رو از این شهر
‫ساحلی کوچولوی قشنگ سازماندهی کنیم

00:51:57.460 --> 00:52:01.300
‫که از خیلی جهات
‫منو یاد خونه می‌ندازه

00:52:01.300 --> 00:52:02.460
‫قربان

00:52:08.380 --> 00:52:09.700
‫خدایا

00:52:09.700 --> 00:52:11.260
‫خیلی هم عالی

00:52:26.060 --> 00:52:28.300
‫وووهوووو!

00:52:32.620 --> 00:52:35.180
‫این پول دولت فاشیسته
‫بچه‌ها، یادتون باشه

00:52:35.180 --> 00:52:36.620
‫کیسه‌هاتون رو پر کنید

00:52:37.980 --> 00:52:39.980
‫- کسی جلودارمون نیست، ها پد؟
‫- به کارت برس

00:52:42.220 --> 00:52:44.220
‫خب، بیاید، بیاید!

00:52:57.500 --> 00:52:59.820
‫پدی! فکر کردم مقاومت

00:52:59.820 --> 00:53:01.700
‫همه‌مون رو یه کم
‫معمولی نشون داد...

00:53:01.700 --> 00:53:04.100
‫پس هر چی می‌خواید بردارید

00:53:11.220 --> 00:53:16.140
‫من، اِم، به الاغه
‫آزادی شهر رو دادم،

00:53:16.140 --> 00:53:19.900
‫و طبق دستورات تو کاری
‫به کلیساها نداشتیم، پدی

00:53:19.900 --> 00:53:22.460
‫دستورات لعنتی من نبود

00:53:22.460 --> 00:53:24.020
‫دستورات اون مرد بود

00:53:31.540 --> 00:53:33.740
‫به فرمانده‌ت چی گفتی؟

00:53:33.740 --> 00:53:36.260
‫بهش گفتم اگه بذاره برم...

00:53:37.340 --> 00:53:40.580
‫...مسئولیت روح فانی پدی مین رو

00:53:40.580 --> 00:53:42.340
‫تا روزی که به برلین
‫برسیم به عهده می‌گیرم

00:53:43.500 --> 00:53:45.340
‫باهام دست داد و
‫آرزوی موفقیت کرد

00:53:48.740 --> 00:53:50.780
‫رج

00:53:50.780 --> 00:53:51.900
‫جانی

00:53:58.020 --> 00:53:59.540
‫مردان ساس

00:53:59.540 --> 00:54:02.700
‫که غریبه‌ها به عنوان
‫اس‌آراس می‌شناسنشون

00:54:02.700 --> 00:54:05.900
‫می‌تونم ازتون دعوت
‫کنم به دوست خوبم،

00:54:05.900 --> 00:54:09.580
‫وجدانم و صدای عقلم خوشامد بگید؟

00:54:09.580 --> 00:54:11.420
‫گروهبان دوم جیمی آلموندز!

00:54:23.100 --> 00:54:24.660
‫هی، مرد خوب

00:54:27.180 --> 00:54:28.900
‫سلامتی، بچه‌ها

00:54:34.580 --> 00:54:36.980
‫اون دوربین صحرایی
‫رو بده به من، میشه؟

00:54:36.980 --> 00:54:38.060
‫آره

00:54:44.980 --> 00:54:46.180
‫ای، دیوید!