WEBVTT

00:00:43.040 --> 00:00:45.360
‫- اِیتل
‫- گادوین

00:00:45.360 --> 00:00:47.080
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

00:00:50.360 --> 00:00:52.800
‫هی، صبر کن! نه. بس کن!

00:01:11.080 --> 00:01:12.400
‫حالت خوبه، پدر؟

00:01:14.480 --> 00:01:16.320
‫اومدی چه چیزی ازم بپرسی؟

00:01:17.480 --> 00:01:20.720
‫شنیدم که اِدوارد قبول کرده
‫باهات صحبت کنه

00:01:20.720 --> 00:01:24.920
‫- فردا یه جلسه‌ی خصوصی داریم
‫- می‌تونی بهش اعتماد کنی؟

00:01:24.920 --> 00:01:27.160
‫چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

00:01:27.160 --> 00:01:29.320
‫یا باید قبول کنیم، یا وارد جنگ بشیم

00:01:29.320 --> 00:01:31.680
‫و الان نمی‌تونیم وارد جنگ بشیم

00:01:31.680 --> 00:01:34.320
‫پس فقط باید باهاش صحبت کنم

00:01:34.320 --> 00:01:35.720
‫این وضعیت رو درست کنم

00:01:36.960 --> 00:01:39.440
‫پس میرم اونجا زانو می‌زنم...

00:01:39.440 --> 00:01:42.640
‫و تعظیم می‌کنم.
‫کاری می‌کنم فکر کنه همه چیز تحت کنترلشه

00:01:43.840 --> 00:01:46.040
‫و می‌فهمیم خواسته‌ی واقعیش چیه

00:01:48.120 --> 00:01:49.680
‫به اون هدفمون هم می‌رسیم، هارولد

00:01:50.960 --> 00:01:53.360
‫تونستم با حرف زدن
‫از شرایط خیلی دشوارتری خلاص بشم

00:01:54.840 --> 00:01:56.680
‫از من چی می‌خوای؟
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

00:01:56.680 --> 00:01:59.120
‫ازت می‌خوام خوب استراحت کنی
‫و آماده باشی

00:02:01.280 --> 00:02:03.240
‫یه‌کم بخواب

00:02:06.040 --> 00:02:07.920
‫- شب بخیر، مادر
‫- شب بخیر

00:02:12.480 --> 00:02:15.840
‫هارولد تنها کسیه که میاد پیشت
‫و ازت این سوال رو می‌پرسه

00:02:17.280 --> 00:02:18.800
‫اینکه چه چیزی نیاز داری

00:02:18.800 --> 00:02:21.240
‫برای اینکه سووِین فکر می‌کنه
‫نیازی به سوال پرسیدن نیست

00:02:22.600 --> 00:02:24.800
‫و توستیگ، خب...

00:02:24.800 --> 00:02:27.520
‫- اون بلد نیست
‫- اما هارولد اومد

00:02:29.280 --> 00:02:30.960
‫چه نتیجه‌ای از این شرایط می‌گیری؟

00:02:40.220 --> 00:02:46.140
‫« پـادشـاه و فـاتـح »

00:02:51.480 --> 00:02:53.520
‫به نظرم مگنوس داره بزرگ‌تر میشه

00:02:53.520 --> 00:02:55.000
‫داره چاق‌تر میشه

00:02:55.000 --> 00:02:56.960
‫یه جور می‌خوره
‫انگار هیولاس

00:02:58.680 --> 00:03:01.160
‫اگه من درمورد ایسترید چنین چیزی می‌گفتم،
‫تا یه هفته باهام حرف نمی‌زدی

00:03:01.160 --> 00:03:02.480
‫احتمال نداره چنین حرفی بزنی،

00:03:02.480 --> 00:03:05.360
‫چون ایسترید جلوی خودش رو می‌گیره

00:03:05.360 --> 00:03:07.400
‫اون مثل پدرش...

00:03:07.400 --> 00:03:09.040
‫یه بشکه نیست

00:03:10.320 --> 00:03:12.280
‫الان بهم گفتی بشکه؟

00:03:14.080 --> 00:03:14.780
‫خب هستی

00:03:14.780 --> 00:03:16.880
‫اسب تو امروز کنار من قدم برمی‌داره، هارولد

00:03:18.080 --> 00:03:20.200
‫سووِین چی؟

00:03:20.200 --> 00:03:22.360
‫نه، امروز نه

00:03:24.480 --> 00:03:26.520
‫و اگه پادشاه به حرف‌هات گوش نده،

00:03:26.520 --> 00:03:28.160
‫چه برنامه‌ای برای آینده داریم؟

00:03:29.280 --> 00:03:32.200
‫خب، آینده باید فعلاً صبر کنه

00:03:34.520 --> 00:03:36.160
‫اما امروز تو کنار منی

00:03:55.160 --> 00:03:56.840
‫فقط نمی‌تونم بفهمم
‫اون کار از چه لحاظ برامون مفیده

00:03:56.840 --> 00:03:59.360
‫چون همیشه همین‌طوری بوده، هارولد

00:03:59.360 --> 00:04:02.680
‫قدرت بین سه اِرل تقسیم شده،
‫و قدرت سلطنتی بین همه در تعادله

00:04:02.680 --> 00:04:06.720
‫- اما ببین چه نتیجه‌ای برامون داشته
‫- باید قدرت دست اِرل‌ها باشه

00:04:06.720 --> 00:04:08.360
‫ما باید اون تعادل رو دوباره برقرار کنیم

00:04:08.360 --> 00:04:10.440
‫به حرف‌های خودت گوش کن

00:04:10.440 --> 00:04:12.280
‫می‌دونیم جواب نمیده

00:04:12.280 --> 00:04:14.520
‫قدرت فقط باید دست یه نفر باشه

00:04:15.880 --> 00:04:18.040
‫مثل یه پادشاه؟

00:04:18.040 --> 00:04:19.720
‫آره

00:04:19.720 --> 00:04:22.920
‫آره، اما یه پادشاه عادل. کسی که
‫تصمیم درستی به نفع همه‌ی مردم می‌گیره،

00:04:22.920 --> 00:04:24.920
‫نه فقط برای پادشاهی

00:04:24.920 --> 00:04:28.320
‫خب، جلوی پادشاه چنین حرفی نزن

00:04:28.320 --> 00:04:32.560
‫کاری می‌کنی دوباره چرت و پرتی بگه

00:04:32.640 --> 00:04:35.040
‫برای امروز همین کافیه

00:04:35.040 --> 00:04:37.880
‫تا حالا اسب هارولد رو با دقت دیده بودی؟

00:04:37.880 --> 00:04:39.800
‫خیلی خوش‌ساخته

00:04:39.800 --> 00:04:42.000
‫حتی با این فاصله همه کاملاً مشخصه،

00:04:42.000 --> 00:04:44.440
‫حیوون تنومندیه

00:04:44.440 --> 00:04:47.720
هیکل خوبی داره

00:04:47.720 --> 00:04:50.920
‫- ولی اسب تو...
‫- خفه شو، توستیگ!

00:04:50.920 --> 00:04:53.080
‫تو و اسب استخونی خودت
‫می‌تونید خفه‌خون بگیرید

00:05:05.920 --> 00:05:08.000
‫چند وقته؟

00:05:08.000 --> 00:05:10.280
‫چی؟

00:05:10.280 --> 00:05:13.840
‫دختری که ملحفه‌ها رو می‌شوره
‫بهم گفت چند هفته‌ایه که خون ندیده

00:05:15.200 --> 00:05:17.280
‫نمی‌دونم درمورد چی حرف می‌زنی

00:05:17.280 --> 00:05:19.160
‫یه زن همیشه می‌دونه، ایدت

00:05:21.120 --> 00:05:22.560
‫چند وقته؟

00:05:26.680 --> 00:05:29.280
‫شاید ۲ ماه. مطمئن نیستم

00:05:30.880 --> 00:05:32.920
‫پس بهتره به کسی چیزی نگی

00:05:36.560 --> 00:05:39.720
‫- گیتا، باید به هارولد بگم
‫- نه، نیاز نیست

00:05:39.720 --> 00:05:42.240
‫فعلاً نه

00:05:42.240 --> 00:05:44.080
‫هارولد باید تمرکز کنه

00:05:44.080 --> 00:05:45.680
‫متوجهم

00:05:45.680 --> 00:05:47.600
‫وقتی گادوین توی جنگ بود،
‫بهش نگفتم توستیگ توی شکممه

00:05:47.600 --> 00:05:49.400
‫چون می‌دونستم کمکی بهش نمی‌کرد

00:05:49.400 --> 00:05:50.880
‫پس میگی باید به هارولد دروغ بگم؟

00:05:50.880 --> 00:05:52.640
‫میگم کلاً چیزی نگو

00:05:54.560 --> 00:05:56.520
‫این کار به صلاح همه‌ست، ایدت

00:05:56.520 --> 00:05:58.040
‫بهم اعتماد کن

00:06:04.840 --> 00:06:07.720
‫مردها مسئولیت‌های خودشون رو دارن،

00:06:07.720 --> 00:06:09.880
‫و اینا...

00:06:10.880 --> 00:06:12.480
‫مسئولیت‌های ما هستن

00:06:19.600 --> 00:06:24.440
‫[ لندن ]

00:06:37.560 --> 00:06:41.360
‫مورکار اینجاست. پدر، گفتی
‫این یه جلسه‌ی خصوصیه

00:06:41.360 --> 00:06:44.440
‫- گفتی پادشاه برای صحبت کردن آماده‌ست
‫- فکر نکنم برای صحبت کردن اینجا باشیم

00:06:44.440 --> 00:06:45.400
‫چیزی نگو

00:06:58.760 --> 00:07:02.640
‫من به مردم انگلیس قول دادم
‫که یه حکومت عادلانه و الهی داشته باشم

00:07:04.360 --> 00:07:06.400
‫و تو، گادوین، اِرل وسکس...

00:07:08.160 --> 00:07:11.120
‫امروز گناهکار اعلام میشی

00:07:11.120 --> 00:07:13.720
‫چون عامدانه توافق صلح رو نقض کردی

00:07:19.960 --> 00:07:22.360
‫پس قراره در برابر چشم همگان تازیانه بخورم؟

00:07:22.360 --> 00:07:26.120
‫هر کی صلح رو بشکنه، همه چیزش رو
‫به قدرت سلطنتی واگذار می‌کنه

00:07:26.120 --> 00:07:28.360
‫اینا شرایط توافق بودن

00:07:28.360 --> 00:07:31.160
‫توافق خودت بود، اِرل گادوین

00:07:31.160 --> 00:07:32.520
‫درسته

00:07:32.520 --> 00:07:35.240
‫ولی این ما نبودیم
‫که توافق صلح رو نقض کردیم

00:07:35.240 --> 00:07:37.280
‫اما خودتون می‌دونید

00:07:37.280 --> 00:07:43.280
‫تنبیه خودت و خانواده‌ت اینه
‫که همه چیز رو تحویل می‌دید و تبعید می‌شید

00:07:43.280 --> 00:07:46.400
‫وگرنه باید با پادشاهی،

00:07:46.400 --> 00:07:50.600
‫و هر دو اِرل مرسیا و نورتامبریا وارد جنگ بشید

00:07:50.600 --> 00:07:54.840
‫تبعید رو بپذیرید،
‫وگرنه مردم‌تون نابود میشن

00:07:54.840 --> 00:07:56.440
‫- انتخاب کنید
‫- پدر

00:07:59.040 --> 00:08:00.360
‫اگه تسلیم بشم...

00:08:01.840 --> 00:08:03.680
‫به مردمم کاری ندارید؟

00:08:04.680 --> 00:08:08.160
‫به شرطی که سوگند یاد کنی که هیچوقت برنمی‌گردی
‫و زمین‌هات رو مطالبه نمی‌کنی

00:08:08.160 --> 00:08:10.760
‫قول بده، اِرل گادوین

00:08:10.760 --> 00:08:12.320
‫سوگند یاد کن

00:08:17.720 --> 00:08:19.440
‫پس به عنوان اِرل،

00:08:19.440 --> 00:08:22.160
‫- تبعید رو می‌پذیرم
‫- پدر!

00:08:22.160 --> 00:08:24.320
‫هرگز برنخواهم گشت
‫و بهتون قول میدم

00:08:24.320 --> 00:08:27.160
‫می‌شنوید؟
‫اِرل گادوین قول داده

00:08:27.160 --> 00:08:29.120
‫- وسکس صلح رو به هم نزد!
‫- هارولد!

00:08:29.120 --> 00:08:30.520
‫- مرسیا قوانین صلح رو نقض کرد
‫- هارولد!

00:08:30.520 --> 00:08:31.940
‫مرسیا که نماینده‌هاش اونجان!

00:08:31.960 --> 00:08:33.560
‫- چه دروغ‌های رقت‌انگیزی
‫- و به دستور پادشاه بوده!

00:08:33.560 --> 00:08:34.340
‫دیگه حرفی نمونده

00:08:34.340 --> 00:08:35.760
‫پدر، چرا ما باید تسلیم بشیم؟

00:08:35.760 --> 00:08:38.800
‫- هارولد!
‫- تمامی دارایی‌هاتون الان به پادشاهی تعلق دارن

00:08:38.800 --> 00:08:40.400
‫وسکس به پادشاهی تعلق داره

00:08:42.880 --> 00:08:44.200
‫به لطف خدا...

00:08:46.240 --> 00:08:49.800
‫یک هفته فرصت دارید
‫انگلیس رو ترک کنید، گادوین

00:08:54.800 --> 00:08:56.560
‫برید

00:08:59.640 --> 00:09:01.400
‫یه لحظه

00:09:04.600 --> 00:09:07.560
‫همه چیز رو می‌گیرم، گادوین.
‫زمین‌ها، عنوان،

00:09:07.560 --> 00:09:11.640
‫تمام بخش‌های میراث ارزشمند پادشاه آلفرد
‫برای وسکس از دست میره

00:09:13.240 --> 00:09:17.440
‫اما به یه شرط
‫همه چیز رو بهت پس میدم

00:09:19.200 --> 00:09:21.040
‫پسرم، اِیتل

00:09:21.040 --> 00:09:23.280
‫می‌تونی همه چیز رو پس بگیری

00:09:23.280 --> 00:09:26.880
‫لحظه‌ای که اِیتل من رو زنده بهم برگردونی

00:09:29.400 --> 00:09:32.720
‫خیلی نزدیک شدیم، اِما

00:09:34.720 --> 00:09:36.520
‫می‌تونستیم صلح رو برقرار کنیم

00:09:47.040 --> 00:09:51.940
‫[ نورماندی ]

00:09:55.800 --> 00:09:58.200
‫یه راه برای عبور هست

00:09:58.200 --> 00:10:01.160
‫اما خیلی در معرض دید هستیم
‫و سربازهای هنری همه‌جا هستن

00:10:01.160 --> 00:10:03.120
‫بهتره بمونیم هوا تاریک بشه

00:10:06.080 --> 00:10:07.640
‫حالش چطوره؟

00:10:07.640 --> 00:10:10.880
‫وقت زایمانش نزدیکه. این بچه
‫تا فلاندرز توی شکمش نمی‌مونه

00:10:25.120 --> 00:10:29.320
‫- حرومزاده هنوز شکست نخورده؟
‫- تموم شد، اعلی‌حضرت

00:10:29.320 --> 00:10:32.080
‫- مُرده؟
‫- نه، اعلی‌حضرت

00:10:32.080 --> 00:10:33.840
‫نورماندی رو تصاحب کردیم،

00:10:33.840 --> 00:10:36.640
‫اما دوک ویلیام فرار کرد

00:10:36.640 --> 00:10:41.400
‫که اینطور. پس میره به سمت شمال،
‫تا به خاندان همسرش توی فلاندرز پناه ببره

00:10:41.400 --> 00:10:42.840
‫پیداش کنید

00:10:42.840 --> 00:10:45.240
‫تمام تلاشتون رو بکنید

00:10:45.240 --> 00:10:47.760
‫اعلی‌حضرت، نورماندی متعلق به شماست

00:10:47.760 --> 00:10:51.920
‫تا وقتی ویلیام اونجا خاک نشده باشه،
‫مال من نیست

00:10:56.320 --> 00:10:59.040
‫و اگه به فلاندرز برسه،
‫دیگه نمی‌تونیم بلایی سرش بیاریم

00:11:00.880 --> 00:11:02.200
‫پس پیداش کنید

00:11:03.960 --> 00:11:05.600
‫اعلی‌حضرت

00:11:13.920 --> 00:11:15.600
‫به نظرت تا خود صبح می‌خواد جیغ بزنه؟

00:11:15.600 --> 00:11:17.320
‫چرا نمیری ازش بپرسی؟

00:11:18.880 --> 00:11:21.240
‫- خب، زن من که نیست
‫- نه، نیست

00:11:23.640 --> 00:11:26.520
‫- می‌خوایم چیکار کنیم، ویلیام؟
‫- از من می‌پرسی؟

00:11:26.520 --> 00:11:29.280
‫آره

00:11:29.280 --> 00:11:31.720
‫تو همیشه جواب داری

00:11:34.640 --> 00:11:36.320
‫داره میاد بیرون

00:11:54.100 --> 00:11:55.740
‫پسره؟

00:11:59.380 --> 00:12:01.140
‫بیا بگیرش بغل

00:12:03.540 --> 00:12:06.700
‫ویلیام، بیا پسرت رو بگیر بغل

00:12:12.940 --> 00:12:13.980
‫ویلیام

00:12:15.380 --> 00:12:16.900
‫ویلیام

00:12:24.060 --> 00:12:25.660
‫دختره یا پسر؟

00:12:27.460 --> 00:12:29.100
‫پسره

00:12:33.340 --> 00:12:35.340
‫یه نفر باید باهاش حرف بزنه

00:12:38.660 --> 00:12:41.540
‫- من باهاش حرف می‌زنم
‫- خوبه، آفرین

00:12:43.020 --> 00:12:44.580
‫اصلاً احساساتش رو بروز نمیده

00:12:46.900 --> 00:12:49.220
‫درسته، بانوی من

00:12:49.220 --> 00:12:50.540
‫شما بخوابید

00:13:07.420 --> 00:13:10.620
‫- می‌دونم قضیه چیه
‫- نه، نمی‌دونی

00:13:10.620 --> 00:13:12.140
‫منم یادمه

00:13:13.380 --> 00:13:15.700
‫با وحشت توی تاریکی دویدن

00:13:16.780 --> 00:13:19.220
‫همه‌جا با شمشیر کمین کرده بودن

00:13:19.220 --> 00:13:22.140
‫تصمیم‌هایی که حین فرار گرفته میشن
‫اصلاً عاقبت خوبی ندارن

00:13:23.140 --> 00:13:24.860
‫هر دومون می‌دونیم

00:13:24.860 --> 00:13:27.780
‫می‌دونی هنری چه برداشتی می‌کنه

00:13:27.780 --> 00:13:30.940
‫اگه دختر می‌بود می‌تونست آروم فرار کنه،
‫اما یه پسر نمی‌تونه

00:13:30.940 --> 00:13:32.860
‫با وجود هنری، نمی‌تونه

00:13:34.180 --> 00:13:36.660
‫فکر می‌کردم می‌تونم ازشون مراقبت کنم

00:13:36.660 --> 00:13:38.220
‫تقصیر تو نیست

00:13:39.700 --> 00:13:42.060
‫تو این بلا رو سر فرزندت نیاوردی

00:13:42.060 --> 00:13:43.420
‫تقصیر هنریه

00:13:49.100 --> 00:13:50.780
‫صبح زود حرکت می‌کنیم

00:13:55.100 --> 00:13:58.700
‫اِرل مورکار، کِی به سمت مرسیا میری؟

00:13:58.700 --> 00:14:01.180
‫اعلی‌حضرت

00:14:01.180 --> 00:14:03.660
‫مرسیا کار رو به درستی انجام داد

00:14:03.660 --> 00:14:07.500
‫ما نقش‌مون رو بازی کردیم. اما ماجرای امروز؟
‫وسکس متعلق به پادشاهه،

00:14:07.500 --> 00:14:10.260
‫- واقعاً؟
‫- مراقب حرف زدنت باش، اِرل مورکار

00:14:11.660 --> 00:14:13.140
‫بانو اِما

00:14:14.220 --> 00:14:16.860
‫شما وِسکس رو به ما وعده داده بودید

00:14:16.860 --> 00:14:19.180
‫ما با پدرت معامله کردیم،

00:14:19.180 --> 00:14:22.140
‫- خداوند رحمتش کنه
‫- خداوند رحمتش کنه

00:14:22.140 --> 00:14:24.260
‫اما الان تو لباس‌هاش رو پوشیدی...

00:14:25.580 --> 00:14:27.340
‫خب

00:14:27.340 --> 00:14:31.780
‫به پدرم وعده‌ی عنوان اِرل وسکس رو دادید

00:14:31.780 --> 00:14:34.300
‫- معامله‌مون همین بود
‫- واقعاً؟

00:14:34.300 --> 00:14:37.940
‫پادشاه به مرسیا
‫سهمی در آینده‌ی انگلیس وعده داده

00:14:37.940 --> 00:14:40.180
‫این پاداش شماست، اِرل مورکار

00:14:41.820 --> 00:14:43.220
‫نه

00:14:43.220 --> 00:14:44.380
‫نه؟

00:14:45.620 --> 00:14:46.660
‫نه

00:14:47.700 --> 00:14:50.500
‫اعلی‌حضرت، معامله‌مون مشخص بود

00:14:50.500 --> 00:14:52.940
‫ما بهتون کمک می‌کنیم
‫خانواده‌ی گادوین اذیت بشن

00:14:52.940 --> 00:14:56.620
‫و در عوض، شما وسکس رو به ما می‌دید

00:14:56.620 --> 00:14:59.140
‫الان من اِرل مرسیا هستم...

00:15:00.500 --> 00:15:02.740
‫- و تقاضا دارم بهم احترام بذارید
‫- موفق نشدی

00:15:02.740 --> 00:15:06.900
‫بخش مهمی از ماجرا امروز رو
‫درک کنی، اِرل مورکار

00:15:06.900 --> 00:15:10.300
‫مهم نیست چه حرفی توی دربار پادشاه
‫زده شده باشه و چه حکمی صادر شده باشه،

00:15:10.300 --> 00:15:12.220
‫توی ذهن مردم،

00:15:12.220 --> 00:15:15.540
‫گادوین اِرل وسکس باقی می‌مونه،

00:15:15.540 --> 00:15:17.900
‫تا زمانی که زنده باشه

00:15:26.940 --> 00:15:28.540
‫اِرل مورکار

00:15:31.500 --> 00:15:34.300
‫قبل از اینکه بری، باید باهات حرف بزنم

00:15:35.380 --> 00:15:38.460
‫جوونی. می‌دونم

00:15:38.460 --> 00:15:39.620
‫اما این رو یاد بگیر

00:15:41.660 --> 00:15:43.180
‫قدرت، دادنی نیست

00:15:44.300 --> 00:15:46.180
‫گرفتنیه

00:15:47.460 --> 00:15:50.140
‫و بعضی‌وقت‌ها،

00:15:50.140 --> 00:15:53.340
‫باید جون یه نفر گرفته بشه

00:15:54.540 --> 00:15:58.580
‫وقتی وظیفه‌ت رو انجام بدی،
‫و هیچ حرفی باقی نمونه...

00:16:00.220 --> 00:16:03.340
‫می‌تونی هر چیزی توی وسکس
‫پیدا کردی رو ببری برای خودت،

00:16:03.340 --> 00:16:05.580
‫هر چیزی که دلت می‌خواد

00:16:07.500 --> 00:16:09.700
‫تا جلسه‌ی بعدی‌مون،

00:16:09.700 --> 00:16:11.580
‫که مطمئنم

00:16:11.580 --> 00:16:14.020
‫احترام تازه‌ای برات قائل می‌شیم...

00:16:16.940 --> 00:16:18.540
‫خدانگهدار، اِرل مورکار

00:16:30.460 --> 00:16:32.620
‫پادشاه اجازه داده ملکه کوچولوش

00:16:32.620 --> 00:16:34.620
‫از قفس خارج بشه، ها؟

00:16:34.620 --> 00:16:38.140
‫- و تصمیم گرفتی با حضورت به ما افتخار بدی
‫- سووِین

00:16:38.140 --> 00:16:41.980
‫- اما خب تاج نداری
‫- معلومه که تاج دارم

00:16:41.980 --> 00:16:43.580
‫آره، اما مراسم تاج‌گذاری نداشتی،

00:16:43.580 --> 00:16:47.100
‫پس نمی‌تونه تاج رو
‫روی سر یه نفر دیگه بذاره؟

00:16:47.100 --> 00:16:49.500
‫- بهش توجه نکن، گون‌هیلد
‫- نه، نه، نه، نه، نه

00:16:49.500 --> 00:16:51.140
‫فقط می‌خوام بفهمم

00:16:51.140 --> 00:16:53.100
‫کدوم‌مون بیش‌تر توسط اون دوست داشته میشه...

00:16:53.100 --> 00:16:54.580
‫گون‌هیلد، یا ما

00:16:54.580 --> 00:16:56.300
‫واقعاً انسان خوک‌صفتی هستی

00:16:58.380 --> 00:17:01.340
‫- اوه، سووِین
‫- گون‌هیلد، بس کن!

00:17:05.540 --> 00:17:08.140
‫کافیه! وقت بازی کردن نیست

00:17:20.140 --> 00:17:22.380
‫تصمیم گرفتم به سمت فلاندرز بریم

00:17:22.380 --> 00:17:23.940
‫فلاندرز؟ پدر،

00:17:23.940 --> 00:17:26.380
‫- چرا باهاشون نمی‌جنگیم؟
‫- نمی‌جنگیم

00:17:26.380 --> 00:17:28.860
‫کنت بالدوین به هر کسی که بتونه
‫هزینه رو پرداخت کنه، پناه میده

00:17:28.860 --> 00:17:31.860
‫- پس اونجا در امانیم
‫- قبلاً با بالدوین معامله کردم

00:17:31.860 --> 00:17:35.140
‫- سر حرفش می‌مونه
‫- سر حرفش می‌مونه؟

00:17:35.140 --> 00:17:37.780
‫از شنیدن این جمله دارم خسته میشم

00:17:37.780 --> 00:17:39.680
‫- اوه، واقعاً؟ سووِین؟
‫- آره

00:17:39.680 --> 00:17:41.680
‫خب، من هنوز بزرگ این خانواده‌ام،

00:17:41.860 --> 00:17:43.700
‫- پس من تصمیم آخر رو می‌گیرم
‫- خب،

00:17:43.700 --> 00:17:47.060
‫شاید وقتش رسیده
‫که تصمیم‌گیری رو به من بسپارید، پدر

00:17:47.060 --> 00:17:50.620
‫خب، شاید همین‌طور باشه، سووِین

00:17:50.620 --> 00:17:55.900
‫شاید باید سرنوشت‌مون رو
‫به دست مردی بسپاریم

00:17:55.900 --> 00:17:59.180
‫که در حضور پادشاه
‫شمشیر می‌کشه. ها؟

00:17:59.180 --> 00:18:01.580
‫فکر می‌کنی خیلی راحت تصمیم گرفتم؟

00:18:03.060 --> 00:18:05.140
‫فکر می‌کنی از شکست خوشم میاد؟

00:18:06.860 --> 00:18:09.260
‫اگه بجنگیم،

00:18:09.260 --> 00:18:12.740
‫تمامی مردها، زن‌ها و کودکان وسکس

00:18:12.740 --> 00:18:14.300
‫کشته خواهند شد

00:18:17.300 --> 00:18:21.900
‫چرا بانو اِما گفت اگه پسرش اِیتل رو
‫زنده بهش برمی‌گردوندی

00:18:21.900 --> 00:18:24.740
‫همه چیز رو بهت پس می‌داد؟

00:18:30.340 --> 00:18:32.140
‫چون پدر، اِیتل رو کُشت

00:18:33.660 --> 00:18:35.980
‫از زبون بانو اِما شنیدم

00:18:35.980 --> 00:18:38.060
‫قسم خوردی که اِیتل رو
‫پادشاه انگلیس بکنی،

00:18:38.060 --> 00:18:40.220
‫اما به نفع اِدوارد اون رو کشتی

00:18:41.540 --> 00:18:43.260
‫مگه نه، پدر؟

00:18:44.940 --> 00:18:48.300
‫قسم خوردم که وارث بر حق رو
‫پادشاه انگلیس بکنم

00:18:49.740 --> 00:18:51.820
‫اِما چیزی که دوست داشت بشنوه رو شنید

00:18:51.820 --> 00:18:54.580
‫چیزی که تو دوست داشتی بشنوه رو شنید

00:18:54.580 --> 00:18:57.580
‫امکان نداشت اِیتل با یکی از دخترها
‫خانواده‌ی گادوین ازدواج کنه

00:18:57.580 --> 00:18:59.540
‫اما اِدوارد ضعیفه

00:19:02.460 --> 00:19:04.300
‫پس کاری که لازم بود رو انجام دادم

00:19:07.860 --> 00:19:12.460
‫و آره، برای نجات وسکس
‫اِیتل رو کشتم

00:19:12.460 --> 00:19:14.260
‫همونطور که پادشاه آلفرد نجاتش داد

00:19:15.860 --> 00:19:18.820
‫و همونطور که من دوباره
‫همین حالا نجاتش دادم

00:19:20.220 --> 00:19:22.780
‫فردا حرکت می‌کنیم

00:19:22.780 --> 00:19:24.620
‫آماده باشید

00:19:33.780 --> 00:19:35.260
‫چطور اون رو کُشته؟

00:19:35.260 --> 00:19:37.860
‫به عنوان یه دوست توی ساحل اِیتل رو دیده

00:19:37.860 --> 00:19:40.060
‫و همون‌جا توی ساحل
‫چشم‌هاش رو از حدقه درآورده

00:19:42.300 --> 00:19:44.940
‫- چشمت به تاج‌وتخت نباشه
‫- لعنتی

00:19:44.940 --> 00:19:48.420
‫این یه حکم مرگه که سال‌هاست
‫ما رو درگیر خودش کرده

00:19:48.420 --> 00:19:51.100
‫خدایا، پدرتون واقعاً مثل اونا بی‌رحمه

00:19:52.180 --> 00:19:54.180
‫به زنت بگو دخالت نکنه، هارولد

00:19:54.180 --> 00:19:55.980
‫جرئت نداری با همسر من
‫اونطوری حرف بزنی، سووِین

00:19:55.980 --> 00:19:57.700
‫اشکالی نداره، هارولد، دارم میرم

00:19:59.200 --> 00:20:00.240
‫نباید اون حرف رو می‌زدی

00:20:00.240 --> 00:20:02.320
‫اوه، غر زدن و قهر کردن زن‌ها
‫توی این خونه تمومی نداره؟

00:20:02.320 --> 00:20:03.800
‫می‌دونی، یادم رفته بود
‫وقتی از چیزی خبر نداری

00:20:03.800 --> 00:20:04.840
‫چقدر آدم عوضی‌ای می‌تونی باشی

00:20:04.840 --> 00:20:06.960
‫زنی این حرف رو می‌زنه که
‫شوهرش ازش خوشش نمیاد

00:20:06.960 --> 00:20:08.200
‫کافیه

00:20:08.200 --> 00:20:10.560
‫همین الان هم با اِدوارد و اِما
‫به اندازه‌ی کافی دشمن داریم

00:20:12.280 --> 00:20:15.160
‫- من اینجا پیش پادشاه می‌مونم
‫- گون‌هیلد، نمی‌تونی اون کار رو بکنی

00:20:15.160 --> 00:20:16.920
‫نه، تصمیمم رو گرفتم

00:20:16.920 --> 00:20:21.160
‫چقدر وظیفه‌ی سختی داری و باید ازخودگذشتگی بکنی،
‫باید تاجت رو نگه داری

00:20:21.160 --> 00:20:22.480
‫اما می‌کُشنت

00:20:22.480 --> 00:20:24.840
‫اِدوارد نمی‌ذاره. من همسرشم

00:20:24.840 --> 00:20:28.000
‫- خداش اجازه نمیده
‫- و بانو اِما چی؟

00:20:28.000 --> 00:20:30.520
‫چند وقت خدا در برابر اون
‫ازت محافظت می‌کنه؟

00:20:30.520 --> 00:20:32.000
‫گون‌هیلد، باید همراهمون بیایی

00:20:32.000 --> 00:20:35.400
‫اگه بتونم کاری بکنم بهم علاقه پیدا کنه،

00:20:35.400 --> 00:20:37.200
‫اون وقت امنیت داریم

00:20:37.200 --> 00:20:39.440
‫هیچکدوم از شما وظیفه‌ای
‫مثل وظیفه‌ی من نداشتید

00:20:39.440 --> 00:20:41.920
‫پس درمورد وظیفه برای من
‫سخنرانی نکن، سووِین

00:20:43.000 --> 00:20:45.440
‫اگه قرار باشه این خانواده جون سالم به در ببره،

00:20:45.440 --> 00:20:47.200
‫اون وظیفه به دوش منه

00:20:48.400 --> 00:20:50.880
‫توستیگ، گوش کن

00:20:51.960 --> 00:20:56.280
‫هر اتفاقی که بیُفته،
‫هر جایی که بری،

00:20:56.280 --> 00:20:59.560
‫توی این زندگی فقط
‫باید یه چیز رو یادت بمونه

00:21:00.680 --> 00:21:03.920
‫سووِین یه آدم عوضیه
‫و همیشه همین‌طور می‌مونه

00:21:06.000 --> 00:21:09.320
‫این آخر ماجرا نیست.
‫باشه؟ این آخرش نیست

00:21:10.880 --> 00:21:12.120
‫چطور؟

00:21:13.200 --> 00:21:15.920
‫چون اینجا انگلیسه،

00:21:15.920 --> 00:21:18.900
‫و یه نفر می‌میره و همه چیز عوض میشه

00:21:36.840 --> 00:21:37.880
‫چه مرگش شده؟

00:21:39.040 --> 00:21:40.120
‫به فلاندرز رسیدیم

00:21:41.120 --> 00:21:43.080
‫اون رودخونه مرز نورماندی و فلاندرزه

00:21:59.960 --> 00:22:04.840
‫[ فلاندرز ]

00:22:16.320 --> 00:22:18.440
‫این دیگه چه وضعشه؟

00:22:18.440 --> 00:22:21.800
‫- چه انتظاری داشتی؟
‫- نمی‌دونم

00:22:21.800 --> 00:22:25.760
‫- ساختمون توش باشه؟
‫- کنت بالدوین دوست داره دربارش در حال حرکت باشه

00:22:25.760 --> 00:22:28.160
‫از اینکه هر کسی می‌تونه به فلاندرز بیاد

00:22:28.160 --> 00:22:29.680
‫اما خودش می‌تونه یه روح باشه خوشش میاد

00:22:50.320 --> 00:22:51.760
‫کنت بالدوین

00:22:54.720 --> 00:22:57.560
‫ویلیام. خیلی از دیدنت خوشحالم

00:22:59.360 --> 00:23:02.520
‫- این افتخار رو مدیون چه چیزی هستم؟
‫- پناهگاه می‌خوایم

00:23:02.520 --> 00:23:04.280
‫پناهگاه؟ ها؟

00:23:05.520 --> 00:23:07.980
‫- دخترم چیکار کرده؟
‫- بالدوین

00:23:07.980 --> 00:23:08.980
‫ماتیلدا

00:23:12.040 --> 00:23:13.600
‫- دلم برات تنگ شده بود
‫- اوه!

00:23:14.720 --> 00:23:15.880
‫انتظار داری باور کنم؟

00:23:15.880 --> 00:23:18.520
‫- نمی‌تونم عشقم به دخترم رو نشون بدم؟
‫- جلوت رو نگرفتم

00:23:21.120 --> 00:23:23.160
‫خوبه

00:23:23.160 --> 00:23:25.040
‫یه هدیه برات آوردم

00:23:25.040 --> 00:23:26.840
‫چی می‌تونه باشه؟

00:23:29.760 --> 00:23:30.840
‫نوه‌ت

00:23:32.400 --> 00:23:33.920
‫اوه، بدش بهم

00:23:35.360 --> 00:23:37.400
‫بدش بهم. آه!

00:23:39.600 --> 00:23:43.400
‫اوه، چقدر خوشگله

00:23:43.400 --> 00:23:45.960
‫مگه نه؟ گوگولی مگولی

00:23:45.960 --> 00:23:48.040
‫اسم براش انتخاب کردید؟

00:23:48.040 --> 00:23:49.080
‫هنوز نه

00:23:50.280 --> 00:23:53.720
‫بالدوین، ها؟ بالدوین!
‫اسم خوب و باوقاریه

00:23:53.720 --> 00:23:55.320
‫اسمش رو نمی‌ذاریم بالدوین

00:23:56.880 --> 00:23:58.560
‫هر جور دوست دارید

00:23:58.560 --> 00:24:01.600
‫اوه. یه هدیه‌ی دیگه.
‫بذارش روی میز

00:24:01.600 --> 00:24:03.800
‫پناهگاه. می‌تونیم بمونیم؟

00:24:03.800 --> 00:24:07.960
‫البته. توی فلاندرز از همه استقبال میشه

00:24:07.960 --> 00:24:10.880
‫- اگه هزینه رو پرداخت کنن
‫- بی‌شعور نباش

00:24:10.880 --> 00:24:14.880
‫اوه، داشتم شوخی می‌کردم.
‫یه شوخی بود. شوخی می‌کنم

00:24:14.880 --> 00:24:17.160
‫معلومه که شوخی می‌کنم

00:24:17.160 --> 00:24:20.000
‫هزینه‌ش برای اعضای خانواده
‫اینه که دلیل منطقی‌ای داشته باشن

00:24:20.000 --> 00:24:22.680
‫اوه، دلیلی منطقی‌ای داریم

00:24:22.680 --> 00:24:24.160
‫خوبه

00:24:27.360 --> 00:24:29.560
‫- کل نورماندی؟
‫- همه چیز رو گرفت

00:24:29.560 --> 00:24:31.280
‫اصلاً خبر نداشتی؟

00:24:32.720 --> 00:24:34.680
‫می‌دونستم با هم مشکل دارید،

00:24:34.680 --> 00:24:37.000
‫اما نمی‌دونستم اینقدر جدی شده

00:24:37.000 --> 00:24:38.960
‫- هنری بهت نگفته؟
‫- نه

00:24:38.960 --> 00:24:41.160
‫چندین ماهه هنری رو ندیدم
‫و خبری ازش نشنیدم

00:24:43.280 --> 00:24:46.280
‫- اما خداروشکر سالم رسیدید
‫- دلیلش رو نپرسیدی

00:24:46.280 --> 00:24:48.720
‫هر اتفاقی که بین شما و هنری افتاده
‫مربوط به گذشته‌ست

00:24:50.480 --> 00:24:52.360
‫حتی کنجکاو هم نیستی؟

00:24:53.840 --> 00:24:55.960
‫خب، مشخصاً می‌خوای بهم بگی، ویلیام،

00:24:55.960 --> 00:24:58.000
‫پس چرا نمیگی؟

00:24:58.000 --> 00:24:59.680
‫چرا هنری به نورماندی حمله کرد؟

00:24:59.680 --> 00:25:02.080
‫چون فهمیدم که اون پدرم رو کشته

00:25:03.080 --> 00:25:04.920
‫و حالا می‌خواد من رو هم بُکُشه

00:25:07.760 --> 00:25:10.440
‫خب، الان همه چیز مشخص شد

00:25:10.440 --> 00:25:13.480
‫- به نظر نمیاد تعجب کرده باشی
‫- هنری پدرهای زیادی رو کشته

00:25:14.520 --> 00:25:16.400
‫مشخصاً بهت تسلیت میگم

00:25:16.400 --> 00:25:18.680
‫اما اون پدرها، پسرها،

00:25:18.680 --> 00:25:21.960
‫مادرها و همسرهای زیادی رو کشته،
‫هر کسی که فکرش رو بکنی

00:25:21.960 --> 00:25:24.080
‫هیچوقت چیز از برنامه‌هاش به تو نگفته؟

00:25:24.080 --> 00:25:26.200
‫چرا به من بگه؟

00:25:26.200 --> 00:25:27.720
‫من با خواهرش ازدواج کردم

00:25:29.040 --> 00:25:30.760
‫به من از همه کم‌تر اعتماد داره

00:25:32.560 --> 00:25:34.520
‫می‌خوای کاری بکنی؟

00:25:35.680 --> 00:25:38.840
‫- تو باشی کاری نمی‌کنی؟
‫- انتقام؟

00:25:38.840 --> 00:25:41.800
‫نه، نه. من زیاد احساساتی نیستم

00:25:41.800 --> 00:25:43.240
‫من باید این منطقه رو مدیریت کنم

00:25:45.320 --> 00:25:48.480
‫و هنری هم احمق نیست.
‫این فقط برای اون یه بازی قدرته

00:25:48.480 --> 00:25:50.820
‫اگه همه‌ی مهره‌ها رو در تعادل نگه داری

00:25:50.820 --> 00:25:52.360
‫هرگز شکست نمی‌خوری

00:25:53.920 --> 00:25:55.960
‫و بعداً بچه‌مون باید توی
‫اون بازی شرکت کنه

00:25:57.240 --> 00:25:59.640
‫فقط تاریخ تکرار میشه

00:26:09.360 --> 00:26:11.260
‫اوه

00:26:13.940 --> 00:26:15.740
‫هی

00:26:15.740 --> 00:26:17.300
‫چرا بیداری؟

00:26:34.780 --> 00:26:38.580
‫نگران نباش، برمی‌گردیم

00:26:40.820 --> 00:26:43.900
‫تمام زندگی من همینه؟

00:26:43.900 --> 00:26:47.100
‫اونقدر کمه که توی چندتا واگن جمع میشه؟

00:26:47.100 --> 00:26:49.100
‫گادوین، احمق نباش

00:26:51.180 --> 00:26:53.960
‫آماده بشید. سپرهاتون رو بردارید!

00:26:53.960 --> 00:26:57.320
‫مهاجم‌ها از شمال مستقیم به سمت ما میان

00:26:57.320 --> 00:26:59.040
‫- چه نشونه‌ای دارم؟
‫- حتماً اهل مرسیا هستن

00:26:59.040 --> 00:27:00.640
‫اون مورکار حرومزاده!

00:27:00.640 --> 00:27:03.360
‫- درست پشت سر ما هستن، پدر
‫- باید همین‌الان بریم!

00:27:03.360 --> 00:27:05.160
‫همه حرکت کنید!

00:27:08.000 --> 00:27:10.560
‫عجله کن، ایدت.
‫مسیر شرق رو از دل جنگل دنبال کن

00:27:10.560 --> 00:27:12.840
‫- اونجا قایق‌ها منتظرن
‫- شما چی؟

00:27:12.840 --> 00:27:15.840
‫ما می‌ریم به سمت جنوب
‫تا مهاجم‌ها دنبالمون بیان

00:27:15.840 --> 00:27:16.960
‫دارن میان!

00:27:23.160 --> 00:27:25.840
‫همین‌الان برید!

00:27:29.560 --> 00:27:32.200
‫- باید بچه‌ها رو از اینجا خارج کنیم
‫- کمک!

00:27:32.200 --> 00:27:34.040
‫نه!

00:27:34.040 --> 00:27:35.760
‫ایدت!

00:27:36.960 --> 00:27:39.280
‫- به کمک نیاز داره!
‫- برو!

00:27:39.280 --> 00:27:41.000
‫صبر کن. چیکار می‌کنی؟

00:27:41.000 --> 00:27:42.680
‫ولم کن!

00:28:44.920 --> 00:28:47.480
‫- من می‌گیرمش
‫- بله، بانوی من

00:28:54.160 --> 00:28:56.160
‫سرورم

00:29:02.080 --> 00:29:04.120
‫ویلیام، بیا اینجا

00:29:04.120 --> 00:29:06.480
‫- می‌دونم که دلت می‌خواد
‫- از همین‌جا می‌تونم ببینمش

00:29:11.440 --> 00:29:13.160
‫بیا اینجا و یه اسم براش انتخاب کن

00:29:16.080 --> 00:29:18.360
‫ویلیام، یه اسم می‌خواد

00:29:30.560 --> 00:29:33.640
‫کنت بالدوین که از همه‌ی اروپا خبر داره

00:29:33.640 --> 00:29:37.640
‫اما نمی‌دونستی که هنری
‫می‌خواد به نورماندی حمله کنه؟

00:29:37.640 --> 00:29:42.280
‫شاید برات عجیب باشه،
‫اما همونطور که گفتم،

00:29:42.280 --> 00:29:44.360
‫هنری خیلی به من اعتماد نداره

00:29:44.360 --> 00:29:47.160
‫باور کردنش خیلی برام سخته

00:29:47.160 --> 00:29:48.880
‫ویلیام،

00:29:48.880 --> 00:29:52.480
‫- تا حالا بهت دروغ گفتم؟
‫- اوه، اگه دروغ نگفته باشی تعجب می‌کنم

00:29:54.360 --> 00:29:57.320
‫خب، الان که بهت دروغ نمیگم.
‫از برنامه‌های هنری خبر نداشتم

00:29:57.320 --> 00:30:00.120
‫اما مجبور بودی دوباره ازم بپرسی.
‫سوال منطقی‌ایه

00:30:01.640 --> 00:30:03.640
‫- می‌خوای چیکار کنی؟
‫- هیچی

00:30:04.720 --> 00:30:07.600
‫من بی‌طرف می‌مونم.
‫فلاندرز با این روش سالم می‌مونه

00:30:07.600 --> 00:30:11.240
‫- هنری عضوی از خانواده‌ی توئه
‫- شما خانواده‌ی من هستید

00:30:11.240 --> 00:30:13.640
‫ماتیلدا و پسرت هم‌خون من هستن

00:30:13.640 --> 00:30:16.800
‫با هنری به‌خاطر یه ازدواج فامیل شدم،
‫آینده‌ای اونجا وجود نداره

00:30:19.920 --> 00:30:23.280
‫- پسرم برای اون یه فرصته
‫- آره

00:30:23.280 --> 00:30:26.200
‫- اما یه بچه‌ست
‫- منم یه زمانی بچه بودم

00:30:26.200 --> 00:30:28.160
‫- ببین هنری چه بلایی سرم آورده
‫- پس...

00:30:30.400 --> 00:30:32.280
‫می‌خوای چیکار کنی؟

00:30:33.600 --> 00:30:35.280
‫از پسرم محافظت می‌کنم

00:30:47.960 --> 00:30:51.240
‫- این دیگه چه کاریه؟
‫- میگه یه پیغام برای شما داره

00:30:51.240 --> 00:30:52.520
‫درمورد خانواده‌ی گادوین

00:30:56.880 --> 00:30:59.000
‫- کجان؟
‫- دیگه خیلی دیر شده

00:30:59.000 --> 00:31:01.400
‫تا الان نصف راه به سمت فلاندرز رو
‫با قایق طی کردن

00:31:01.400 --> 00:31:03.840
‫پس هیچ فایده‌ای برام نداری

00:31:03.840 --> 00:31:06.040
‫- بُکُشیدش
‫- هارولد گادوینسون

00:31:08.600 --> 00:31:11.240
‫وقتی بفهمه همسرش رو کشتی
‫به نظرت چیکار می‌کنه؟

00:31:12.320 --> 00:31:14.680
‫باشه. اگه دوست داری کِشِش بده

00:31:14.680 --> 00:31:17.360
‫می‌فهمه که تو دستور قتل من رو دادی

00:31:17.360 --> 00:31:18.800
‫واقعاً می‌خوای این خطر رو به جون بخری؟

00:31:20.880 --> 00:31:22.760
‫پس می‌ذاریم بانو اِما
‫سرنوشتت رو تعیین کنه

00:31:24.240 --> 00:31:26.360
‫زندانیش کنید

00:31:26.360 --> 00:31:27.920
‫و به جستجو ادامه بدید،

00:31:27.920 --> 00:31:29.960
‫هنوز به ساحل نرسیدن

00:31:35.920 --> 00:31:38.440
‫برادر، اون زن کیه؟

00:31:38.440 --> 00:31:39.720
‫آدم خاصی نیست

00:31:42.640 --> 00:31:44.920
‫اون اصلاً اینجا نیست

00:31:44.920 --> 00:31:45.960
‫فهمیدی؟

00:31:49.880 --> 00:31:53.120
‫خودت حرکت کردن واگن‌ها رو دیدی، هارولد

00:31:53.120 --> 00:31:54.800
‫همسرت تا الان به قایق‌ها رسیده

00:31:54.800 --> 00:31:57.400
‫- اونا... همه‌شون الان اونجان
‫- وقتی ببینم به یه جای امن رسیدن،

00:31:57.400 --> 00:32:00.280
‫- اون وقت راضی میشم
‫- مطمئنید آتیش روشن کردن فکر خوبیه؟

00:32:00.280 --> 00:32:02.720
‫اگه درست روشن بشه، کسی نمی‌فهمه

00:32:02.720 --> 00:32:04.680
‫پدر به گرما نیاز داره، درسته، هارولد؟

00:32:06.600 --> 00:32:08.240
‫- کمکش کن، سووِین
‫- من برای خودم آتیش روشن نمی‌کنم

00:32:08.240 --> 00:32:09.480
‫بقیه برام روشن می‌کنن

00:32:09.480 --> 00:32:11.080
‫چندتا سنگ بیار

00:32:11.080 --> 00:32:13.080
‫- حتماً خشک باشن
‫- چه فرقی داره؟

00:32:13.080 --> 00:32:16.320
‫- اونطوری منفجر نمیشن
‫- سنگن

00:32:16.320 --> 00:32:17.760
‫سووِین، بزرگ شو!

00:32:19.000 --> 00:32:20.960
‫با من اونطور حرف نزن

00:32:23.480 --> 00:32:25.000
‫فقط براش سنگ پیدا کن

00:32:39.720 --> 00:32:41.560
‫پدر

00:32:45.000 --> 00:32:47.440
‫قایق‌ها خوب پنهان شدن.
‫منتظرمون می‌مونن

00:32:51.800 --> 00:32:54.520
‫- متاسفم، هارولد
‫- بهمون شبیخون زدن

00:32:54.520 --> 00:32:56.480
‫چه کاری می‌تونستی انجام بدی؟

00:33:03.040 --> 00:33:05.360
‫راست می‌گفتی، هارولد

00:33:07.080 --> 00:33:10.480
‫راست می‌گفتی
‫و باید به حرفت گوش می‌دادم

00:33:13.040 --> 00:33:14.720
‫اینم از این

00:33:22.040 --> 00:33:23.880
‫اودو گفت اومدی اینجا

00:33:29.640 --> 00:33:32.640
‫- به چی فکر می‌کنی؟
‫- هنری هیچوقت دست برنمی‌داره

00:33:34.000 --> 00:33:36.840
‫می‌دونی چه جور آدمیه،
‫و چه کارهایی ازش برمیاد

00:33:36.840 --> 00:33:38.840
‫آره، می‌دونم

00:33:38.840 --> 00:33:41.840
‫این رو هم می‌دونم که دوران کودکی پسرت
‫مثل دوران کودکی خودت نخواهد بود

00:33:43.560 --> 00:33:44.960
‫منم می‌خوام مطمئن بشم همین‌طوره

00:33:48.320 --> 00:33:50.360
‫می‌خوای من چیکار کنم؟

00:33:50.360 --> 00:33:51.840
‫یه خانواده برام پیدا کن

00:33:54.920 --> 00:33:57.200
‫خانواده‌ای که می‌خواد از اینجا بره

00:33:57.200 --> 00:34:00.440
‫و تا جایی که ممکنه
‫از اینجا دور بشه

00:34:00.440 --> 00:34:01.480
‫و فیتز...

00:34:03.960 --> 00:34:05.480
‫ماتیلدا نباید بفهمه

00:34:06.960 --> 00:34:08.840
‫تا وقتی که کار انجام بشه

00:34:38.200 --> 00:34:39.240
‫ممنون

00:34:40.720 --> 00:34:43.080
‫گریه می‌کردی؟

00:34:43.080 --> 00:34:46.400
‫نه، چشم‌هام می‌خارن.
‫دستم بهشون نمی‌رسه

00:34:46.400 --> 00:34:47.720
‫اوه، بذار من کمکت کنم

00:34:56.640 --> 00:34:59.680
‫- حامله‌ای؟
‫- هیس! اونطور نیست

00:34:59.680 --> 00:35:02.840
‫همین‌طوره. همه‌ی زن‌های حامله
‫توی حصار چوبی چشم‌شون قرمز میشه

00:35:02.840 --> 00:35:05.320
‫لطفاً چیزی نگو.
‫یه رازیه بین من و تو

00:35:42.280 --> 00:35:44.320
‫- مادر؟
‫- حمله به حصار گادوین

00:35:44.320 --> 00:35:46.520
‫حمله؟

00:35:46.520 --> 00:35:48.200
‫چی... چی شده؟

00:35:49.880 --> 00:35:52.000
‫تنهامون بذار

00:35:52.000 --> 00:35:53.600
‫تنهامون بذار!

00:36:00.880 --> 00:36:03.640
‫مورکار احمق مثل یه گاو وحشی
‫بهشون حمله کرده

00:36:05.000 --> 00:36:08.040
‫خانواده‌ی گادوین هم متوجه شدن
‫و قبل از اینکه به حسابشون رسیده بشه...

00:36:09.200 --> 00:36:12.720
‫- پخش و پلا شدن
‫- خب، شاید لطف خدا شامل حالشون شده

00:36:12.720 --> 00:36:14.280
‫لطف خدا شامل حال اِیتل نشد

00:36:19.080 --> 00:36:22.160
‫پسر عزیزم، ربطی به لطف خدا نداره...

00:36:22.160 --> 00:36:23.880
‫این مجازات خداست

00:36:25.040 --> 00:36:29.240
‫اشتباه کردیم که یه نفر دیگه
‫رو مسئول اون کار کردیم

00:36:29.240 --> 00:36:30.280
‫اِدوارد...

00:36:31.280 --> 00:36:32.360
‫به من اعتماد داری؟

00:36:33.760 --> 00:36:36.880
‫- همیشه توی رو زنده نگه نداشتم؟
‫- آره، مادر،

00:36:36.880 --> 00:36:39.680
‫- همیشه زنده نگهم داشتی
‫- بیا با هم دعا کنیم

00:36:39.680 --> 00:36:41.320
‫شاید به جوابی برسیم

00:36:44.560 --> 00:36:46.200
‫بیا دعا کنیم

00:36:55.120 --> 00:36:58.840
‫- می‌تونی بری
‫- سرورم، دوشس گفتن باید پیشش بمونم تا...

00:36:58.840 --> 00:37:00.600
‫برو

00:37:41.920 --> 00:37:43.760
‫اونا یه اسم برات انتخاب می‌کنن

00:37:45.920 --> 00:37:47.520
‫سرورم

00:37:50.800 --> 00:37:52.320
‫اون خانواده اومدن

00:37:54.120 --> 00:37:55.880
‫خوب ازش مراقبت می‌کنن

00:38:14.520 --> 00:38:16.000
‫خب؟

00:38:17.360 --> 00:38:19.800
‫خب چی؟

00:38:19.800 --> 00:38:22.160
‫خب، گفتی می‌خوای باهام حرف بزنی

00:38:22.160 --> 00:38:23.760
‫چنین پیغامی برات نفرستادم

00:38:27.240 --> 00:38:28.920
‫پس من اینجا چیکار می‌کنم؟

00:38:43.520 --> 00:38:45.440
‫ویلیام!

00:38:45.440 --> 00:38:46.880
‫ویلیام

00:38:47.920 --> 00:38:50.800
‫ویلیام، چیکار....

00:38:50.800 --> 00:38:52.400
‫چیکار کردی؟

00:38:57.120 --> 00:38:58.720
‫رابرت

00:39:00.000 --> 00:39:01.760
‫اسمش رابرته

00:39:14.000 --> 00:39:15.800
‫این رو بگیر

00:39:15.800 --> 00:39:18.120
‫عجله کنید! سربازهای مرسیا پشت سرمونن

00:39:18.120 --> 00:39:20.840
‫- ایدت کجاست؟
‫- متاسفم، هارولد، از هم جدا شدیم

00:39:20.840 --> 00:39:22.840
‫مادر، ایدت کجاست؟

00:39:22.840 --> 00:39:24.400
‫فکر کنم گرفتنش

00:39:27.360 --> 00:39:30.200
‫ولم کنید!
‫اون رو جا نمی‌ذاریم

00:39:30.200 --> 00:39:33.200
‫ولم کنید!
‫بهم دست نزنید!

00:39:33.200 --> 00:39:35.260
‫- اون رو تنها نمی‌ذاریم
‫- هارولد، آروم باش

00:39:35.260 --> 00:39:37.480
‫- نه، ولم کنید!
‫- آروم باش، هارولد!

00:39:41.480 --> 00:39:44.040
‫هارولد. اونا بهت نیاز دارن

00:39:44.040 --> 00:39:47.840
‫ایدت چی می‌خواد؟
‫فکر کن. بچه‌هات بهت نیاز دارن