WEBVTT

00:00:26.317 --> 00:00:27.569
‫حافظه یه هیولاست.

00:00:27.694 --> 00:00:30.238
‫ما فراموش می‌کنیم، اما اون نه.

00:00:30.864 --> 00:00:32.115
‫آنچه در «مصاحبه با خون‌آشام» گذشت...

00:00:32.323 --> 00:00:34.701
‫تو کتابت هیچ اشاره‌ای
‫به ملاقات گذشته ما نشده.

00:00:34.826 --> 00:00:37.203
‫آره، خب دفعه قبل اوضاع خوب تموم نشد.

00:00:37.328 --> 00:00:39.247
‫پس از اول شروع می‌کنیم.

00:00:39.664 --> 00:00:41.624
‫«حقیقت و آشتی.»

00:00:41.749 --> 00:00:44.085
‫سال 1910 بود.

00:00:44.210 --> 00:00:47.964
‫لوئی، بذار آقای لستت د لیونکورت رو
‫بهت معرفی کنم.

00:00:48.089 --> 00:00:50.425
‫- اون یارو لستت، اون خود شیطانه.
‫- پاول!

00:00:50.592 --> 00:00:54.971
‫می‌تونم این زندگی پر از شرمت رو
‫تغییر بدم، با هدیه‌ای تاریک عوضش کنم.

00:00:55.096 --> 00:00:56.306
‫دوست دارم لوئی.

00:00:56.431 --> 00:00:59.100
‫یار و همراه من باش.

00:00:59.225 --> 00:01:01.060
‫رشید، از اول هم فقط برای اون کار کردی؟

00:01:01.185 --> 00:01:02.562
‫دارین به موارد بسیار با ارزشی

00:01:02.687 --> 00:01:04.564
‫از آرشیو دسترسی پیدا می‌کنید.

00:01:04.689 --> 00:01:07.567
‫کلادیا همه‌چیزم بود.

00:01:07.859 --> 00:01:10.028
‫چهار صفحه پاره شده.

00:01:10.153 --> 00:01:13.698
‫اون راجع بهش نوشت،
‫و منم دوست دارم بخونمش. نه.

00:01:13.823 --> 00:01:15.199
‫پس من باید کی رو دوست داشته باشم؟

00:01:15.325 --> 00:01:16.868
‫شما دو تا که همدیگه رو دارین.

00:01:17.035 --> 00:01:19.537
‫اون داره ذهن لوئی رو
‫مسموم می‌کنه تا علیه من بشه

00:01:19.662 --> 00:01:22.415
‫برای من باید این طور باشه.

00:01:22.540 --> 00:01:23.583
‫برای خانوادم هم همین‌طور.

00:01:23.708 --> 00:01:25.043
‫به این نمیگن زندگی!

00:01:25.168 --> 00:01:27.378
‫چون تو زندگی و جونم رو ازم گرفتی.

00:01:27.545 --> 00:01:31.215
‫نوارها یه اجرای قابل‌ قبولن.

00:01:31.382 --> 00:01:33.551
‫این پیش‌فرض مصاحبه ماست.

00:01:33.676 --> 00:01:35.428
‫سفر به یاد‌آوری.

00:01:35.553 --> 00:01:37.555
‫من میرم اون بیرون
‫و خون‌آشام‌های دیگه رو پیدا می‌کنم.

00:01:37.680 --> 00:01:41.934
‫خون‌آشام‌های اون بیرون خشن و بی‌رحمن.

00:01:42.059 --> 00:01:43.311
‫می‌خوام بکشمش.

00:01:43.352 --> 00:01:45.229
‫قرار بود که لستت رو بکشیم.

00:01:45.354 --> 00:01:47.190
‫خب چیکارش کردین؟

00:01:47.315 --> 00:01:50.234
‫انداختیمش توی صندوق و پرتش کردیم
‫پیش زباله‌ها و ولش کردیم.

00:01:50.359 --> 00:01:52.278
‫سوار ماشینمون شدیم و رفتیم.

00:01:52.403 --> 00:01:53.863
‫بدن یه تاجر،

00:01:53.988 --> 00:01:56.199
‫که به تازگی مسیحی شده
‫و به سمت اروپا میره،

00:01:56.324 --> 00:01:59.577
‫آماده‌ـست که ماجراجویی زندگی‌هامون
‫شروع بشه.

00:01:59.702 --> 00:02:01.787
‫خب، تو لستت رو نکشتی.

00:02:01.787 --> 00:02:03.414
‫و تو هنوز همون لوئی کثافتی

00:02:03.539 --> 00:02:05.750
‫که به یه فاحشه پول میده
‫تا توی اتاق بشینه و باهاش صحبت کنه.

00:02:05.917 --> 00:02:07.043
‫این جلسه تموم شد.

00:02:07.126 --> 00:02:08.669
‫لوئی بعضی مواقع ممکنه
‫که رفتارهای عجیبی ازش سر بزنه.

00:02:08.794 --> 00:02:10.379
‫من ازش در مقابل خودش محافظت می‌کنم.

00:02:10.546 --> 00:02:13.090
‫اون حرفی که راجع به حافظه زده بودی چی بود؟

00:02:13.215 --> 00:02:15.551
‫گفتی یه هیولاـه؟

00:02:15.676 --> 00:02:21.182
‫دنیل مولوی، دوست دارم
‫که با رفیقم،

00:02:21.307 --> 00:02:22.725
‫آرماندِ خون‌آشام، آشنا بشی.

00:02:34.403 --> 00:02:45.623
‫[مصاحبه با خون‌آشام - بخش دو]

00:02:47.625 --> 00:02:52.588
‫قسمت 8:
‫«واقعاً نفرین شده‌ها می‌تونن چی به بقیه نفرین‌شده بگن»

00:02:53.589 --> 00:02:58.594
‫[الان دیلینی هیلز در نقش کلادیا نقش آفرینی می‌که]

00:03:11.106 --> 00:03:14.276
‫اینجا نوشته: «من خواب نمی‌بینم.»

00:03:15.611 --> 00:03:17.446
‫من می‌تونم تایید کنم.

00:03:18.781 --> 00:03:20.449
‫حداقل، این چیزی بود

00:03:20.616 --> 00:03:22.826
‫که وقتی داشتم یکی از خواب‌هام

00:03:23.786 --> 00:03:26.455
‫که اون سال‌ها نامنظم بود رو
‫تعریف می‌کردم، بهم گفت.

00:03:31.460 --> 00:03:33.462
‫البته ممکنه این رو گفته باشه
‫که دهن من رو ببنده،

00:03:33.629 --> 00:03:36.131
‫ولی اینجا هم نوشتتش،

00:03:36.298 --> 00:03:38.008
‫پس بیاین حرفش رو باور کنیم.

00:03:38.133 --> 00:03:40.135
‫بیاین.

00:03:43.639 --> 00:03:45.307
‫در ادامش نوشته:

00:03:46.976 --> 00:03:49.478
‫«با وسایل کم به خانه اجدادیمون سفر کردیم.»

00:03:51.397 --> 00:03:52.856
‫«روی زمین خوابیدیم،

00:03:53.816 --> 00:03:55.776
‫از مسیرهای پر پیچ و خمی رفتیم
‫تا ارتش دیوانه که به سمت روسیه

00:03:55.943 --> 00:03:58.404
‫رژه میره رو دور بزنیم.»

00:03:58.570 --> 00:04:02.825
‫ممکنه بعضی‌ها بگن زمانبندی بدی
‫برای یه سفر اروپایی بود.

00:04:02.991 --> 00:04:04.034
‫توجهی نمی‌کنم.

00:04:04.660 --> 00:04:05.994
‫برای کلادیا این طور نیست.

00:04:24.847 --> 00:04:26.431
‫تمام اون سال‌ها،

00:04:26.598 --> 00:04:28.934
‫دنبال مدارکی از گونه ما،
‫کتاب‌خونه‌ها رو گشت.

00:04:29.101 --> 00:04:32.020
‫اون عمراً اجازه نمی‌داد
‫که یه اختلاف عقیدتی انسانی،

00:04:32.187 --> 00:04:33.188
‫معطلش کنه.

00:04:40.612 --> 00:04:43.198
‫و چیزهای وحشتناکی که هر شب گذروندیم.

00:04:46.368 --> 00:04:49.371
‫قطارهای درستکاری
‫که به سرعت به سمت ستمگری میره.

00:04:50.998 --> 00:04:53.083
‫اون‌ها فقط باعث میشن
‫که برای پیدا کردن کسایی

00:04:53.208 --> 00:04:55.085
‫که بهتر باهاشون ارتباط می‌گیره،
‫ارادش محکم‌تر بشه.

00:04:58.547 --> 00:05:01.091
‫و توی بازخوانی این صفحات،

00:05:01.216 --> 00:05:05.387
‫مشخصه که فکر نمی‌کرد
‫دیگه به دردش بخورم.

00:05:11.059 --> 00:05:14.229
‫می‌تونی تصور کنی تا حالا خواب ندیده باشی؟

00:05:15.856 --> 00:05:17.899
‫دیگه اشتیاقی به خوابیدن داری؟

00:05:19.234 --> 00:05:22.904
‫یا وقتی که خورشید طلوع می‌کنه،
‫وحشت‌زده میشی؟

00:05:23.030 --> 00:05:24.906
‫یا شبیه خواب نوزادهاست؟

00:05:26.158 --> 00:05:27.617
‫عاری از هر چیزی توی ذهن.

00:05:29.870 --> 00:05:32.581
‫دوباره میگم این صدای یه خون‌آشام
‫به اسم آرمانده.

00:05:32.706 --> 00:05:36.251
‫اما به خاطر این که جایی ازش
‫نام برده نمیشه، بهش توجهی نکنین.

00:05:36.418 --> 00:05:37.794
‫مصاحبه لوئیه آقای مولوی.

00:05:37.919 --> 00:05:41.131
‫- شما سر میز نشستی.
‫- توی اتاق غذاخوریمونم.

00:05:42.007 --> 00:05:43.884
‫درحال غذا خوردن که نیستی.

00:05:44.009 --> 00:05:46.595
‫یک خون‌آشام باستانی به اندازه
‫یه خون‌آشام جوون نیاز به خون نداره.

00:05:46.720 --> 00:05:49.764
‫کنجکاو کننده و بی اهمیت.

00:06:32.223 --> 00:06:36.311
‫اون با کشتی، قطار و واگن
‫ما رو قاچاقی جا به جا کرد.

00:06:38.688 --> 00:06:41.566
‫قبل از این که کشاورهای بیچاره
‫و سربازهای جیره‌بندی شده رو بکشه،

00:06:41.733 --> 00:06:44.694
‫ازشون می‌خواست که زبانشون رو
‫بهش یاد بدن.

00:06:46.404 --> 00:06:47.989
‫و وقتی که دیگه به اندازه کافی می‌تونست

00:06:48.114 --> 00:06:49.991
‫کلمه و دستور زبان کنار همدیگه بچینه،

00:06:50.950 --> 00:06:52.368
‫دیگه درخواست نمی‌کرد.

00:06:54.079 --> 00:06:56.831
‫کلادیا یکم دچار بلاتکلیفی شده بود،

00:06:56.998 --> 00:06:59.292
‫یه راهنما سفر دیوانه بود.

00:06:59.459 --> 00:07:03.713
‫و تمام قلعه‌هایی که کوچک‌ترین ربطی
‫به ولاد سوم یا ولاد دراکولا داشتن،

00:07:03.838 --> 00:07:06.382
‫حتی کوچک‌ترین ربطی هم داشتن،
‫باید گشته میشد.

00:07:06.549 --> 00:07:08.843
‫و من برای کلادیایی تحمل کردم،

00:07:09.010 --> 00:07:12.680
‫که خشمش نسبت به من
‫و قبول نکردنم برای سوزوندن لستت،

00:07:12.847 --> 00:07:15.558
‫تبدیل به سکوتی تلخ شده بود.

00:07:15.725 --> 00:07:17.185
‫این جنگ؛

00:07:18.520 --> 00:07:20.021
‫داره روی خون‌‌ مردم تاثیر میذاره.

00:07:22.690 --> 00:07:24.234
‫تا الان داشتیم بدبختی،

00:07:25.401 --> 00:07:26.569
‫و ناامیدی می‌نوشیدیم.

00:07:27.946 --> 00:07:30.031
‫توی خونشونه و ما هم
‫داریم وارد خودمون می‌کنیم.

00:07:31.032 --> 00:07:32.408
‫داره به خوردمون میره.

00:07:33.701 --> 00:07:36.245
‫فکر می‌کنم برای همین سردمونه،

00:07:36.371 --> 00:07:37.705
‫و گرممون نمیشه.

00:07:38.998 --> 00:07:40.416
‫فکر می‌کنی به خاطر اینه؟

00:07:46.881 --> 00:07:48.591
‫«لوئی،

00:07:48.716 --> 00:07:50.218
‫تو چیزی گفتی؟»

00:07:53.346 --> 00:07:55.056
‫ممنون که پرسیدی.

00:07:55.223 --> 00:07:57.058
‫من یه چیزی گفتم کلادیا.

00:07:58.851 --> 00:08:00.228
‫گفتم سردمه.

00:08:01.062 --> 00:08:02.897
‫هر شب دارم توی یه سوراخ می‌خوابم.

00:08:03.815 --> 00:08:05.566
‫دیگه خسته شدم و نمی‌کشم.

00:08:06.776 --> 00:08:08.111
‫تو چه طور؟

00:08:15.034 --> 00:08:16.619
‫«خب، برادر لو،

00:08:19.705 --> 00:08:21.249
‫خودمم یکم سرحال نیستم.»

00:08:22.458 --> 00:08:23.751
‫- اما، عه...»
‫- بمبارون هوایی.

00:08:33.094 --> 00:08:34.929
‫هان قاتل،

00:08:35.096 --> 00:08:36.848
‫یا هیولاهای ایوان،
‫

00:08:37.014 --> 00:08:39.475
‫یا بارش بارون از نیرو هوایی انگلیس نبود

00:08:39.642 --> 00:08:41.644
‫که باعث فرار خون‌آشام‌ها شد.

00:08:41.811 --> 00:08:44.438
‫قرن‌ها بود که خون‌آشامی
‫پا به اینجا نذاشته بود.

00:08:44.605 --> 00:08:46.941
‫چندین مدارک قضایی پیدا کردیم

00:08:47.108 --> 00:08:48.651
‫که باعث شد پرونده هموار بشه،

00:08:48.818 --> 00:08:51.153
‫اما کلادیا شکی نداشت.

00:08:51.946 --> 00:08:55.157
‫مثل... مثل یه زمین‌شناس دیوانه

00:08:55.324 --> 00:08:57.368
‫داره یه عاج ماموت پشمی رو
‫تکون میده و میگه:

00:08:57.535 --> 00:08:59.578
‫«بیا بریم خونه همسایه در بزنیم،

00:08:59.745 --> 00:09:01.580
‫یکی باید داخل باشه.»

00:09:09.839 --> 00:09:11.507
‫مرده.

00:09:19.765 --> 00:09:21.934
‫شاید وقتش رسیده که برگردیم خونه.

00:09:23.269 --> 00:09:25.688
‫«ازم پرسید که می‌تونیم برگردیم خونه یا نه.

00:09:26.313 --> 00:09:27.773
‫خونه؟

00:09:28.983 --> 00:09:32.695
‫سوال دیگه‌ای هست
‫که بیشتر از این توهین‌آمیز باشه؟

00:09:33.654 --> 00:09:35.531
‫فرار کن و برگرد نیو اورلینز.

00:09:35.698 --> 00:09:38.492
‫استخوان‌هاش رو از جا در بیار، چرا انجامش نمیدی؟

00:09:39.076 --> 00:09:40.870
‫لوئی د پوینت دو لاک.

00:09:42.371 --> 00:09:43.539
‫یه بار اضافی.»

00:09:52.798 --> 00:09:54.842
‫می‌خوام ازت تشکر کنم،

00:09:56.302 --> 00:09:59.513
‫بابت این که اون شب کمک کردی
‫که خاطراتم رو به یاد بیارم.

00:10:01.098 --> 00:10:03.559
‫الان این نوشته‌های
‫دفتر خاطرات رو خیلی بهتر می‌فهمم.

00:10:04.894 --> 00:10:07.563
‫لوئی، منم می‌خواستم بابت هشت ساعت

00:10:07.730 --> 00:10:10.399
‫آموزش چگونه دوری کردن از خورشید و اژدرها

00:10:10.566 --> 00:10:13.402
‫در حالی که داری به سمت تئاتر جنگی مدیترانه
‫قایق‌رانی می‌کنی، تشکر کنم.

00:10:13.569 --> 00:10:18.198
‫و همین‌طور تا به الان دو ساعت امشب

00:10:18.324 --> 00:10:22.745
‫سر دنبال کردن خون‌آشام‌های کهنی
‫که خبری ازشون نشد.

00:10:22.911 --> 00:10:25.247
‫تا حالا «موبی دیک» رو خوندی ریل رشید؟

00:10:26.623 --> 00:10:27.750
‫من برای خدمت‌گذاری اینجام.

00:10:27.916 --> 00:10:29.501
‫اه. آره، البته.

00:10:29.626 --> 00:10:32.046
‫متاسفم، این...
‫خیلی عجیبه.

00:10:32.171 --> 00:10:33.589
‫وقتی این شاهرخ خانی که اینجاست

00:10:33.714 --> 00:10:36.091
‫داشت نقشت رو بازی می‌کرد، کجا فرستادنت؟

00:10:36.884 --> 00:10:38.927
‫نکنه پشت نقاشی دزدیده شده رامبرانت،
‫یه اتاق امن وجود داره؟

00:10:39.053 --> 00:10:41.764
‫عشقم به مدت 150 سال
‫اداره یه شرکت تئاتر رو به عهده داشت دنیل.

00:10:41.889 --> 00:10:43.891
‫به گفته کلادیا،

00:10:44.016 --> 00:10:46.268
‫عشقت توی یه جعبه بود
‫داشت به زخم گردن از پیش برنامه ریزی شدش،

00:10:46.393 --> 00:10:48.270
‫تامل می‌کرذ.

00:10:48.395 --> 00:10:51.607
‫کلادیا نوشته، بیاین باورش کنیم.

00:10:52.566 --> 00:10:55.444
‫نه توی سن‌فرانسیسکو لیاقت داشت،
‫نه توی دوبی.

00:10:56.653 --> 00:10:58.280
‫توجه نکن.

00:11:57.172 --> 00:11:58.799
‫هوم.

00:12:02.219 --> 00:12:03.970
‫سلام، داداش.

00:12:04.137 --> 00:12:05.931
‫- نه.
‫- بله.

00:12:06.056 --> 00:12:07.516
‫نه.

00:12:08.642 --> 00:12:10.185
‫هنوز همون سوال رو داری؟

00:12:10.310 --> 00:12:11.436
‫برو گمشو.

00:12:11.561 --> 00:12:13.772
‫نکنه دلت برای من تنگ شده؟

00:12:13.897 --> 00:12:15.190
‫دلم برات تنگ شده.

00:12:15.315 --> 00:12:18.193
‫علیرغم ناخوشایندی‌های اخیرمون،

00:12:19.444 --> 00:12:22.155
‫- هنوز دلمون برای همدیگه تنگ میشه.
‫- کلادیا!

00:12:23.949 --> 00:12:27.369
‫هوم! چهار سال پیاده‌روی سخت

00:12:27.536 --> 00:12:31.373
‫و هنوز هم خبی از خون‌آشام خوش‌قلبی نیست.

00:12:32.415 --> 00:12:36.211
‫خب، امشب دنیل خودش رو
‫چه طور نشون میده؟

00:12:36.336 --> 00:12:39.047
‫براندی میزنه؟

00:12:39.881 --> 00:12:41.716
‫تو این جا نیستی،
‫منم که مغزم بفنا رفته.

00:12:41.883 --> 00:12:43.176
‫خیلی هم بفنا رفته.

00:12:43.301 --> 00:12:45.720
‫- اون ارزشش رو داشت؟
‫- آره.

00:12:45.845 --> 00:12:48.515
‫- یه جور میگی انگار به حرفت باور داری.
‫- آره، همین‌طوره.

00:12:48.640 --> 00:12:50.558
‫باور دارم، باور دارم.

00:12:50.725 --> 00:12:52.018
‫- باور دارم.
‫- بس کن!

00:12:52.143 --> 00:12:54.020
‫باور دارم، باور دارم.

00:12:54.145 --> 00:12:55.814
‫باور دارم، باور دارم.

00:12:55.939 --> 00:12:58.191
‫باور دارم، باور دا...

00:13:08.868 --> 00:13:13.540
‫اوه. برزخ اتاقی عالی برای موسیقی گوش دادنه.

00:13:13.665 --> 00:13:16.543
‫من یه قطعه جدید، یه کنسرتو
‫برای خرخره پاره شده و ارکسترا دارم.

00:13:16.668 --> 00:13:18.420
‫- متاسفم.
‫- دوباره نگو.

00:13:19.379 --> 00:13:22.173
‫با عذاب وجدان خرابش می‌کنی.

00:13:23.091 --> 00:13:24.759
‫یه خیانت بی‌نقص بود.

00:13:24.926 --> 00:13:27.262
‫تو مرگی بهم دادی
‫که توی تقدیرم بود.

00:13:27.387 --> 00:13:29.097
‫کامیون اومد!

00:13:32.183 --> 00:13:34.769
‫اما در جواب سوالت باید بگم...

00:13:38.481 --> 00:13:39.607
‫آره.

00:13:40.817 --> 00:13:42.610
‫قراره به طرز بدی بکشمت.

00:13:43.611 --> 00:13:46.739
‫اگه زنده بودی، تا الان این کار رو می‌کردی.

00:13:46.865 --> 00:13:48.950
‫هوم.

00:13:49.117 --> 00:13:50.577
‫وای داداش.

00:13:53.329 --> 00:13:56.249
‫من فقط منتظرم
‫که به خوش‌حالی برسی.

00:13:57.542 --> 00:13:59.460
‫پس عجله کن عزیزم.

00:14:03.464 --> 00:14:06.134
‫تا اون موقع جون 7 هزار نفر رو گرفته بودم.

00:14:06.301 --> 00:14:08.553
‫- اه!
‫- اما لستت تنها کسی بود

00:14:08.678 --> 00:14:10.597
‫بعدش حس کردم واقعاً به قتل رسوندمش.

00:14:12.223 --> 00:14:14.434
‫حرف پر عمقیه مطمئناً،

00:14:14.601 --> 00:14:16.269
‫اما من این طوری حس کردم.

00:14:18.104 --> 00:14:19.772
‫اون با دعوت اومد.

00:14:19.939 --> 00:14:22.817
‫حواسم رو از منظره تک رنگم پرت کرد.

00:14:24.152 --> 00:14:26.362
‫خاکستری از جاده‌ای ناپدید شده.

00:14:26.529 --> 00:14:29.490
‫باقی مونده شهری سوخته و غرق در تیر باران.

00:14:30.825 --> 00:14:33.870
‫در آلمان، هیتلر توی پناهگاهش
‫یه قرص انداخت بالا

00:14:34.037 --> 00:14:35.830
‫و کل اروپا جشن گرفتن.

00:14:37.373 --> 00:14:40.835
‫اما تو رومانی، نوشیدنی باز و خالی شد.

00:14:43.296 --> 00:14:45.089
‫شوروی جای نازی‌ها رو گرفت.

00:14:45.256 --> 00:14:48.009
‫جنگ تبدیل به شهرت شد.

00:14:48.718 --> 00:14:51.721
‫عجله کنین، یالا!

00:14:53.473 --> 00:14:54.474
‫آخریشه؟

00:14:55.475 --> 00:14:56.434
‫بجنبین!

00:14:56.476 --> 00:14:57.477
‫یالا، یالا، یالا!

00:14:58.269 --> 00:14:59.353
‫بازشون کنین.

00:15:05.401 --> 00:15:06.152
‫آتش.

00:15:10.531 --> 00:15:12.491
‫بفرستینشون جهنم.

00:15:13.534 --> 00:15:14.869
‫بیاین از اینجا بریم.

00:15:18.581 --> 00:15:21.042
‫چرا به تابوت‌ها شلیک می‌کنن؟

00:15:21.209 --> 00:15:22.835
‫شیشه‌ها خرد شدن،
‫درها کنده شدن.

00:15:23.002 --> 00:15:24.629
‫مثل تمام روستاهایی که دیدیم،

00:15:24.670 --> 00:15:26.589
‫وقتی روس‌ها ریختن توی روستا،
‫مردم اون جا رو ترک کردن.

00:15:26.756 --> 00:15:28.925
‫مردم فرار کردن؟
‫پس کی سیر ریخته دور درها؟

00:15:28.925 --> 00:15:30.509
‫کی صلیب‌ها رو به در میخ کرد؟

00:15:30.676 --> 00:15:32.511
‫چرا در نمیزنی و نمی‌پرسی؟

00:15:32.678 --> 00:15:34.430
‫مثل توی کتاب‌ها، فکر می‌کنن
‫که سیر ازشون محافظت می‌کنه.

00:15:34.472 --> 00:15:36.307
‫- کتاب‌های تو؟
‫- فکر می‌کنن ما از مسیح متنفریم.

00:15:36.474 --> 00:15:38.267
‫دوباره شروع نکنی
‫راجع به کتاب‌هات حرف بزنی.

00:15:38.434 --> 00:15:40.019
‫- کتاب‌هات مزخرفن.
‫- یه خون‌آشامی اینجا بوده.

00:15:40.061 --> 00:15:41.062
‫یه صلیب دیگه.

00:15:41.103 --> 00:15:42.521
‫هی، باشه باشه.

00:15:42.688 --> 00:15:44.398
‫- اوه، لعنت بهش.
‫- باید هم لعنت بفرستی.

00:15:44.565 --> 00:15:46.525
‫هیچی راجع به هیچی نگو.

00:15:46.609 --> 00:15:47.526
‫کاغذتون.

00:15:54.492 --> 00:15:55.493
‫مادرمه.

00:15:55.618 --> 00:15:56.660
‫دیدینش؟

00:15:56.660 --> 00:15:57.536
‫لطفاً کمک کنین.

00:15:58.954 --> 00:16:00.539
‫مجارستانی.

00:16:00.623 --> 00:16:03.000
‫اینجا رومانیه.

00:16:03.000 --> 00:16:06.545
‫دنبال همسرم می‌گردم،
‫امیدوارم پیداش کنم.

00:16:06.587 --> 00:16:08.172
‫کاغذتون به اندازه کافی خوب نیست.

00:16:10.591 --> 00:16:12.134
‫مجبورشون کردین تو تاریکی وایسن؟

00:16:12.468 --> 00:16:13.302
‫احمقین؟

00:16:13.511 --> 00:16:14.303
‫روسی صحبت کن.

00:16:14.428 --> 00:16:17.890
‫برین، برین. برین سراغ گشت‌های مهمتون.

00:16:18.098 --> 00:16:19.391
‫روسی صحبت کن.

00:16:19.558 --> 00:16:21.769
‫اگه بمیرن، کاغذ دیگه اهمیتی نداره.

00:16:31.237 --> 00:16:33.197
‫شب وقت خوبی برای سفر نیست.

00:16:33.697 --> 00:16:34.448
‫اونم با یه بچه.

00:16:35.366 --> 00:16:37.576
‫مادرش پرستاره!

00:16:37.701 --> 00:16:41.580
‫اومد رومانی که دنبالش بگرده...

00:16:43.791 --> 00:16:45.125
‫آمریکایی هستی؟

00:16:51.382 --> 00:16:54.635
‫خیلی خب. جنگه دیگه، همه داستان غم‌انگیز دارن.

00:16:55.261 --> 00:16:57.304
‫انگلیسی حرف میزنم می‌فهمی؟

00:16:57.888 --> 00:16:58.973
‫آره.

00:16:59.139 --> 00:17:00.432
‫امیلیا.

00:17:00.557 --> 00:17:01.892
‫مری.

00:17:02.017 --> 00:17:03.644
‫این هم پدرم رابرته.

00:17:03.769 --> 00:17:06.313
‫ما خسته‌ایم، یه جا
‫برای خوابیدن واقعاً نیازمون میشه.

00:17:06.438 --> 00:17:08.732
‫چیزهایی داریم که باهاشون
‫ازتون تشکر کنیم.

00:17:10.567 --> 00:17:11.985
‫لیموناد؟

00:17:12.111 --> 00:17:13.404
‫آره.

00:17:13.529 --> 00:17:15.239
‫اون جا خیلی رفیق پیدا می‌کنی.

00:17:19.243 --> 00:17:20.786
‫تختی نمونده.

00:17:20.911 --> 00:17:22.788
‫موتورخونه هست،
‫می‌تونین امشب ازش استفاده کنین.

00:17:22.913 --> 00:17:24.832
‫گرمه، با صدای بلند موتور.

00:17:24.957 --> 00:17:26.834
‫ممنون. همین کافیه.

00:17:26.959 --> 00:17:28.168
‫آمریکایین!

00:17:28.502 --> 00:17:29.628
‫و با خودشون لیموناد و سیگار آوردن.

00:17:38.053 --> 00:17:41.098
‫اون‌ها عادت به دیدن
‫مردهای خوش‌قیافه ندارن.

00:17:42.015 --> 00:17:43.851
‫و... اه... بقیه اهل کجان؟

00:17:44.017 --> 00:17:47.146
‫اکثراً از شهر اومدن،
‫بعضی‌ها نمی‌تونن برگردن خونه.

00:17:47.271 --> 00:17:48.647
‫اخه دیگه خونه‌ای نیست.

00:17:49.606 --> 00:17:51.525
‫چرا همه دارین اینجا زندگی می‌کنین؟

00:17:51.650 --> 00:17:53.277
‫دیوارهای سنگی، درهای فلزی.

00:17:53.986 --> 00:17:55.529
‫مگه توی جنگل خبریه؟

00:17:55.654 --> 00:17:58.532
‫بمب‌های توی زمین، گرگ،

00:17:58.657 --> 00:18:00.868
‫شاید هم سربازهایی
‫که هنوز نمی‌دونن جنگ تموم شده.

00:18:01.910 --> 00:18:03.704
‫شاید هم یه چیزی... بدتر.

00:18:05.664 --> 00:18:08.375
‫- یا شایدم خون‌آشام.
‫- بیخیال!

00:18:10.085 --> 00:18:12.254
‫اما وقتی بمیری، خدا فراموش می‌کنه.

00:18:13.672 --> 00:18:15.090
‫یعنی خدا فراموش نمی‌کنه.

00:18:24.641 --> 00:18:25.767
‫ آمریکایی هستین؟

00:18:26.810 --> 00:18:28.895
‫6 ماهی میشه که یه کلمه انگلیسی هم نشنیدم.

00:18:29.021 --> 00:18:30.939
‫یه چیزی بگین، هرچی.

00:18:31.064 --> 00:18:33.233
‫- اه... یه چیزی، هرچی.
‫- وای!

00:18:33.942 --> 00:18:34.943
‫- سلام.
‫- سلام.

00:18:35.068 --> 00:18:36.445
‫مگه من به چه زبونی حرف می‌زنم؟

00:18:36.611 --> 00:18:38.739
‫اوه آره. عزیز، تو انگلیسیت داغونه

00:18:38.864 --> 00:18:39.865
‫این رابرته.

00:18:40.657 --> 00:18:42.075
‫عه... لوئی‌ـم.

00:18:42.242 --> 00:18:44.202
‫ اون خیلی سریع یاد می‌گیره

00:18:44.327 --> 00:18:46.913
‫و خیلی زرنگه، منم به شدت عاشقشم‌.

00:18:47.038 --> 00:18:48.665
‫شنیدم لیموناد داری.

00:18:48.790 --> 00:18:50.250
‫این هم مورگانه.

00:18:51.835 --> 00:18:53.712
‫مورگان وارد ، خبرنگار دیلی هرولد هستم.

00:18:53.837 --> 00:18:55.338
‫یادشون رفته که من اینجام.

00:18:55.464 --> 00:18:56.965
‫و منم به این زودی اسمت رو یادم رفت.

00:18:57.048 --> 00:18:58.258
‫اه... لوئیه.

00:18:58.383 --> 00:18:59.926
‫لوئی! لوئی، غریبه معرکه.

00:19:00.093 --> 00:19:02.429
‫به جهنم روی زمین خوش‌ اومدین!

00:19:03.680 --> 00:19:06.016
‫و شما چی؟ اسمت چیه عزیزم؟

00:19:06.141 --> 00:19:07.726
‫چرا اون بیرون دارن به قبرها شلیک می‌کنن؟

00:19:07.851 --> 00:19:09.769
‫این هم دخترم مری‌ـه.

00:19:09.936 --> 00:19:11.104
‫اوه.

00:19:14.274 --> 00:19:16.484
‫خاک ما از گوشتتون تغذیه می‌کنه!

00:19:16.693 --> 00:19:19.613
‫استخون‌هاتون توی سرزمینمون سفید میشن!

00:19:24.910 --> 00:19:26.119
‫عه... اندره.

00:19:28.455 --> 00:19:30.957
‫شاید بتونی مری رو با خودت ببری
‫که با بقیه بچه‌ها آشنا بشه.

00:19:31.124 --> 00:19:32.626
‫همین جا راحتم قربان، ممنون.

00:19:33.835 --> 00:19:36.129
‫برو دیگه مری.
‫برو و با بقیه بچه‌ها آشنا شو.

00:19:37.172 --> 00:19:39.591
‫شرط می‌بندم کلی چیز
‫راجع به اینجا می‌دونن.

00:19:48.475 --> 00:19:49.851
‫صبر کن، این اشتباهه.

00:19:50.018 --> 00:19:52.937
‫اون جلوی کلادیا نگفت.

00:19:53.063 --> 00:19:54.898
‫چی رو نگفت؟ کی؟

00:19:55.023 --> 00:19:57.942
‫گرگ‌ها، آلمانی‌ها، یه چیزی بدتر.

00:19:58.068 --> 00:20:00.987
‫امکان نداشت امیلیا جلوی کلادیا
‫همچین حرفی بزنه.

00:20:01.112 --> 00:20:04.783
‫گرگ، شایدم سربازهای آلمانی
‫که نمی‌دونن جنگ تموم شده.

00:20:04.908 --> 00:20:07.118
‫شاید یه چیزی... بدتر.

00:20:07.243 --> 00:20:10.580
‫اون فکر می‌کرد کلادیا بچه‌ـست.
‫کلادیا رفته بود.

00:20:11.372 --> 00:20:13.333
‫بعدش اون حرف رو زد.

00:20:16.961 --> 00:20:19.672
‫توی جنگل خبریه؟

00:20:19.798 --> 00:20:21.925
‫بمب توی زمین، گرگ،

00:20:23.134 --> 00:20:25.512
‫شاید آلمانی‌هایی که نمی‌دونن جنگ تموم شده.

00:20:26.346 --> 00:20:28.681
‫شاید هم یه چیزی... بدتر.

00:20:29.724 --> 00:20:30.808
‫آره.

00:20:31.768 --> 00:20:32.977
‫آره!

00:20:33.102 --> 00:20:35.188
‫این طوری پیش رفت.

00:20:35.355 --> 00:20:38.650
‫باید تمامی جزئیات رو درست در بیاریم.

00:20:38.775 --> 00:20:40.526
‫کاملاً باهات موافقم.

00:20:42.028 --> 00:20:44.030
‫شاید الان وقت خوبی برای استراحت باشه لوئی.

00:20:51.120 --> 00:20:54.165
‫می‌دونی ریل رشید،
‫من خیلی توی شغلم خوبم،

00:20:54.290 --> 00:20:56.209
‫یه خبرنگار جوون باهوش با نقطه نظر بودم

00:20:57.168 --> 00:20:59.045
‫که با اسقف کاتولیک سقوط کرده،

00:20:59.170 --> 00:21:01.297
‫با چهار تا از نایب رئیس انرون مصاحبه کردم.

00:21:01.422 --> 00:21:03.675
‫و اگه چیزی برای مخفی کردن داشته باشن،

00:21:03.800 --> 00:21:06.344
‫همیشه یه جور پوشش استفاده می‌کنن.

00:21:06.469 --> 00:21:09.555
‫نه به معنا واقعی، منظورم
‫لباس‌های احمقانه هالووین،

00:21:09.722 --> 00:21:11.724
‫دستکش و لنز نیست.

00:21:11.891 --> 00:21:14.519
‫جوک میگن،  جذاب برخورد میکنن.

00:21:14.644 --> 00:21:17.814
‫و بعد وقتی که نزدیک میشم،
‫توی یه نقطه حساس،

00:21:17.939 --> 00:21:21.818
‫پرده کنار میره و برای لحظه‌ای حقیقت رو می‌بینم.

00:21:21.943 --> 00:21:25.321
‫آرماند نمی‌خواست که مصاحبه کنم دنیل.

00:21:25.446 --> 00:21:26.739
‫هنوز نمی‌خوام.

00:21:26.906 --> 00:21:28.950
‫اما می‌خواست که نزدیکش باشه،
‫مگه نه ریل رشید؟

00:21:30.076 --> 00:21:32.161
‫منظورم اینه... هی، احتمالاً قرار نیست

00:21:32.286 --> 00:21:33.996
‫اون چیزی که دارن مخفی می‌کنن رو
‫رمزگشایی کنم،

00:21:34.122 --> 00:21:36.582
‫که... می‌دونی، برای کی مهمه اصلاً؟
‫همیشه پیش میاد.

00:21:36.707 --> 00:21:40.419
‫اما می‌خوام از تو به عنوان
‫یکی از افراد گونه دنیای زیرین بپرسم،

00:21:40.586 --> 00:21:44.090
‫چرا بگیم: «هی، خون‌آشام‌ها واقعین.

00:21:44.215 --> 00:21:46.425
‫این هم تقریباً تمام داستانش»؟

00:21:46.551 --> 00:21:47.552
‫ممنون رشید.

00:21:51.514 --> 00:21:54.100
‫برای همین میام سراغ تو ریل رشید.

00:21:54.225 --> 00:21:56.269
‫تو کسی هستی که می‌تونم بشکنمش!

00:21:57.520 --> 00:21:58.771
‫اگه من رو ببخشین.

00:22:05.903 --> 00:22:11.659
‫روی پنجه پام از سرداب می‌گذرم.

00:22:11.701 --> 00:22:15.579
‫آنا آنا، باشد که بپوسد.

00:22:15.621 --> 00:22:19.417
‫آنا آنا، گیر نیوفت.

00:22:19.417 --> 00:22:20.126
‫آنا کیه؟

00:22:24.296 --> 00:22:25.548
‫می‌خوای باهاش آشنا بشی؟

00:22:25.840 --> 00:22:27.717
‫از توی سوراخ رد شو و به مسیر ادامه بده.

00:22:29.927 --> 00:22:33.055
‫هر کی مسیر بیشتری بره تو، برنده میشه.
‫چی میبره؟

00:22:42.440 --> 00:22:43.441
‫کلاغ.
‫(اشاره به قبلیه سرخ‌پوستی به نام کرو‌ داره)

00:22:44.233 --> 00:22:45.234
‫اخ!

00:22:46.861 --> 00:22:49.989
‫وقتی پسرها عازم شدن، اون بهم ریخت.

00:22:50.156 --> 00:22:52.158
‫داوطلب صلیب سرخ شد.

00:22:52.283 --> 00:22:54.243
‫یه همسر قدیس.

00:22:54.368 --> 00:22:56.620
‫آره، توی یه خانواده نظامی بزرگ شد.

00:22:56.745 --> 00:22:58.831
‫از اون جور زن‌هاست
‫که نمی‌تونی زیاد باهاشون بحث کنی.

00:23:00.040 --> 00:23:01.917
‫با امثالشون آشنام.

00:23:04.837 --> 00:23:06.338
‫به سلامتیت.

00:23:06.714 --> 00:23:07.756
‫باشه.

00:23:15.848 --> 00:23:18.267
‫چرا اینجا دارن به تابوت‌ها شلیک می‌کنن؟

00:23:19.810 --> 00:23:22.605
‫کشاورزهایی که توسط
‫کشاورزهای دیگه فرماندهی میشن.

00:23:23.606 --> 00:23:25.065
‫آمفتامین آلمانی،

00:23:25.190 --> 00:23:29.069
‫خرافات یه کشور عقب‌مونده.

00:23:29.194 --> 00:23:32.906
‫مه دیوونه‌کننده‌ای توی خاکی،
‫جنگل و رودخونه‌هاست.

00:23:33.032 --> 00:23:34.908
‫وقتی می‌خوابم، شلوارم رو به زانوم سنجاق می‌کنم.

00:23:34.950 --> 00:23:36.285
‫وگرنه ترسش به منم غلبه می‌کنه.

00:23:36.410 --> 00:23:37.620
‫اینجا یه کشور قدیمی،

00:23:37.786 --> 00:23:39.622
‫با چیزهای قدیمیه.

00:23:39.747 --> 00:23:42.583
‫منظورش همون مه دیوونه‌کنندست،
‫و درحال حاضر توی دهکده اون رئیسه.

00:23:42.708 --> 00:23:43.959
‫- من حرفت رو باور می‌کنم.
‫- اوه، منم همین‌طور.

00:23:44.126 --> 00:23:46.045
‫تمام حرف‌هایی که می‌زنی رو
‫باور می‌کنم امیلیا.

00:23:46.170 --> 00:23:48.088
‫باهام ازدواج کن.

00:23:50.299 --> 00:23:52.051
‫هر موقع کشیش برگشت.

00:23:58.098 --> 00:23:59.224
‫این جوک کوچک خودمونه.

00:23:59.516 --> 00:24:01.852
‫دوستان روسمون کشیش رو
‫کشیدن و بردن.

00:24:01.977 --> 00:24:03.896
‫و منظورم از کشیدن،

00:24:04.021 --> 00:24:07.274
‫اینه که به یه کامیون بستنش
‫با خودشون بردنش.

00:24:08.609 --> 00:24:09.943
‫یه چیزی اون بیرونه

00:24:09.985 --> 00:24:11.987
‫که روح آشفته‌ای داره.

00:24:12.946 --> 00:24:13.947
‫آشفته درسته؟

00:24:38.347 --> 00:24:40.015
‫اون زنگوله رو ول کن!

00:24:40.057 --> 00:24:41.433
‫مزخرفه.

00:24:41.850 --> 00:24:42.893
‫زنگوله کار می‌کنه.

00:24:43.936 --> 00:24:45.103
‫سیر هم جواب میده.

00:24:45.938 --> 00:24:46.897
‫تیربار هم کار می‌کنه.

00:24:48.023 --> 00:24:50.108
‫وقتی اون زنگوله رو صدا میدی،
‫چه طور می‌تونیم چیزی بشنویم...

00:24:56.698 --> 00:24:59.660
‫اخ! اخ! اخ!

00:25:20.430 --> 00:25:21.890
‫من هم خون می‌نوشم.

00:25:28.688 --> 00:25:29.689
‫می‌تونم بهت نشون بدم.

00:25:29.731 --> 00:25:30.899
‫بذار بهت نشون بدم.

00:25:32.859 --> 00:25:34.027
‫اخ!

00:25:38.406 --> 00:25:39.407
‫می‌تونی صدام رو بشنوی؟

00:25:41.576 --> 00:25:42.410
‫فکر کنم مرده.

00:25:44.120 --> 00:25:45.205
‫نباید خون اون رو بنوشی.

00:25:47.999 --> 00:25:48.834
‫اخ!

00:25:48.959 --> 00:25:49.960
‫وای!

00:25:56.216 --> 00:25:58.468
‫پیروزی علیه شرارت هیتلر رو

00:25:58.635 --> 00:26:00.470
‫میشه توی سراسر فرانسه حس کرد،

00:26:00.637 --> 00:26:03.098
‫و هیچ مثال فوق‌العاده‌تر

00:26:03.265 --> 00:26:05.016
‫از کارهای هنری ارزشمندی

00:26:05.183 --> 00:26:06.935
‫که توی حومه شهر جمع،

00:26:07.060 --> 00:26:08.520
‫و توی کامیون بارگیری شده

00:26:08.687 --> 00:26:11.481
‫و دارن به مکان درستشون بر می‌گردن.

00:26:11.648 --> 00:26:13.900
‫و ما در بی‌بی‌سی ورد سرویس،

00:26:14.067 --> 00:26:16.278
‫از طرف بقیه مردم دنیای غرب،

00:26:16.444 --> 00:26:19.322
‫قدردانی زیادمون به متحدینمون در فرانسه رو

00:26:19.489 --> 00:26:21.449
‫با یکی از کارهای هنر خودتون،
‫نشون بدیم.

00:26:31.918 --> 00:26:34.045
‫هوم.

00:26:36.089 --> 00:26:37.924
‫تو یه سرخ‌پوستی لوئیس؟

00:26:38.091 --> 00:26:39.509
‫چیزی گفتی؟

00:26:40.385 --> 00:26:41.511
‫آره.

00:26:43.430 --> 00:26:44.764
‫متوجه نشدم.

00:26:44.889 --> 00:26:46.516
‫پس تکرار می‌کنم.

00:26:49.102 --> 00:26:54.357
‫تو... یه سرخ‌پوستی؟
‫قضاوتی در کار نیست. یه سوال ساده‌ـست.

00:27:02.866 --> 00:27:04.033
‫من یه...

00:27:06.619 --> 00:27:09.914
‫نیگر جادویی با لیمونادم.

00:27:11.332 --> 00:27:15.295
‫که دارم اولین شب خوبم رو
‫بعد از مدت‌ها تجربه می‌کنم. بیخیال.

00:27:15.420 --> 00:27:18.214
‫تو یا یه فراری هستی
‫یا یه بلشویکی.
‫(بلشویک بخش مارکسیست انقلابی حزب سوسیال دموکرات بودن)

00:27:18.339 --> 00:27:20.633
‫به خاطر همین هیچ دوستی نداری پیرمرد.

00:27:20.800 --> 00:27:22.552
‫بهت که گفتم.

00:27:22.677 --> 00:27:24.387
‫- دنبال همسرم می‌گردم.
‫- اوه.

00:27:26.973 --> 00:27:28.725
‫این روی یه آلبوم چاپ شده.

00:27:28.850 --> 00:27:30.602
‫واقعاً می‌خوام به آواز اون خانم گوش بدم.

00:27:30.727 --> 00:27:34.063
‫عکس‌های خودم رو خودم می‌گیرم،
‫این طوری بیشتر پول در میارم.

00:27:34.188 --> 00:27:36.774
‫و عکس همسر وظیفه‌شناس تو

00:27:36.899 --> 00:27:39.319
‫توسط دوربین گلس‌پلیت گرفته شده

00:27:39.444 --> 00:27:41.154
‫و روی یه کاغذ آلبوم چاپ شده.

00:27:41.321 --> 00:27:44.907
‫که نشون میده باید قدمت این،
‫30 سالی باشه، که یعنی همسرت...

00:27:46.826 --> 00:27:49.120
‫سی، سی و پنج سالشه،

00:27:49.245 --> 00:27:51.330
‫و تولد دخترت یه معجره پزشکی بوده.

00:27:51.456 --> 00:27:53.791
‫این یه مسیریه که دوست نداری
‫تا تهش بری.

00:27:53.916 --> 00:27:57.295
‫ازت خوشم میاد.
‫مرد خوبی به نظر میرسی.

00:27:57.420 --> 00:28:00.173
‫اگه بتونی سریع بگی عالی میشه.
‫نصف آهنگ بیشتر نمونده.

00:28:00.298 --> 00:28:03.009
‫اگه بدون اجازه ترک وظیفه کردی،
‫برگرد و مجازات شو.

00:28:03.176 --> 00:28:06.763
‫نسبت به اتوپیا عمو جوزف، اون جا بهشته

00:28:08.473 --> 00:28:09.974
‫همین بود؟

00:28:10.099 --> 00:28:11.601
‫همین بود.

00:28:15.354 --> 00:28:16.772
‫بی مهری کردی.

00:28:16.898 --> 00:28:18.983
‫سهمیه لیمونادت رو قطع می‌کنم،
‫و همسرت رو هم می‌گیرم

00:28:19.108 --> 00:28:21.694
‫هیچ وقت سر به سر
‫یه نیگرو جادویی با لیموناد نذار.

00:28:21.819 --> 00:28:22.862
‫میشه یه رقص مهمون من باشی؟

00:28:24.530 --> 00:28:26.782
‫اگه بلشویکی که داری احمقانه شرط می‌بندی.

00:28:27.116 --> 00:28:28.951
‫از روی درخت افتادم.

00:28:32.705 --> 00:28:34.624
‫یه موجود بزرگ طوسی بود،

00:28:34.790 --> 00:28:38.127
‫و لباس‌هاش پوسیده بود،
‫انگار توی همون‌ها مرده بود. انجامش بده!

00:28:38.294 --> 00:28:39.295
‫آخ!

00:28:39.420 --> 00:28:41.756
‫قوی بود، کشت

00:28:41.881 --> 00:28:44.091
‫- و شکارش رو با خودش برد.
‫- یه خون‌اشام بود؟

00:28:44.216 --> 00:28:45.676
‫دندون نوش داشت،
‫دیگه چی ممکنه باشه؟

00:28:45.718 --> 00:28:48.304
‫- یه مار، یا یه بابون.
‫- بابون؟!

00:28:48.429 --> 00:28:50.890
‫- بابون‌ها هم نیش دارن.
‫- ما توی رومانی‌ـیم! بابون اخه؟
‫(بابون‌‌ها در کشورهای آفریقایی می‌زیستن)

00:28:58.731 --> 00:29:01.150
‫صحبت کرد؟ سعی کردی تلپاتی کنی؟

00:29:01.275 --> 00:29:02.443
‫- آره.
‫- آره صحبت کرد؟

00:29:02.568 --> 00:29:04.403
‫- یعنی آره سعی کردم تلپاتی کنم.
‫- و باهات صحبت نکرد؟

00:29:04.445 --> 00:29:06.489
‫فکر می‌کنم حالش خوب نبود.

00:29:06.655 --> 00:29:08.908
‫چرا داری باهاشون می‌خندی
‫و اسم واقعیت رو میدی؟

00:29:08.949 --> 00:29:10.534
‫همین‌طور که داری دوست‌های جدید
‫پیدا می‌کنی، توجه کردی

00:29:10.576 --> 00:29:12.328
‫که همه یه صلیب دارن
‫و گردنشون سیر انداختن.

00:29:17.833 --> 00:29:20.252
‫موجودات فانی از خون‌آشام‌ها می‌ترسن،

00:29:20.377 --> 00:29:23.172
‫اون هم توی یه بخشی از دنیا
‫که به خون‌آشام معروفه،

00:29:23.297 --> 00:29:26.342
‫اما هیچ غافلگیری یا شواهدی
‫از یه خون‌آشام واقعی نیست!

00:29:26.509 --> 00:29:28.260
‫یکی از ماها اون بیرونه!

00:29:28.385 --> 00:29:29.970
‫اما کسی که نتونه ببرتت مراسم رقص

00:29:30.012 --> 00:29:32.098
‫و بهت بگه که خوشگی
‫بره به جهنم، مگه نه؟

00:29:32.223 --> 00:29:33.808
‫- به کینه سلام عرض می‌کنم!
‫- نه! اصلاً!

00:29:33.933 --> 00:29:35.851
‫بابت گند زدن به نقشم بخشیدمت،

00:29:35.976 --> 00:29:37.978
‫بابت این که با خودت آوردیش نه.

00:29:38.103 --> 00:29:40.439
‫توی محل دفع زباله‌ست
‫و روش رو اندازه پنج سال زباله گرفته.

00:29:40.564 --> 00:29:43.192
‫آوردی اینجا! با خودت آوردیش اینجا!

00:29:43.359 --> 00:29:44.819
‫سرعتمون رو کم می‌کنی!

00:29:44.902 --> 00:29:46.445
‫اگه هم اون می‌تونست صحبت کنه،
‫می‌خواستی چی ازش بپرسی؟

00:29:46.487 --> 00:29:47.196
‫وقتی جلوی حقیقت کم میاری،
‫مسئله رو تغییر بده.

00:29:47.279 --> 00:29:48.322
‫می‌خوای بپرسی کی خلقت کرد؟

00:29:48.405 --> 00:29:49.990
‫بعدش چی؟
‫بپرسی کی اونی که خلقت کرد رو خلق کرد؟

00:29:50.032 --> 00:29:52.826
‫اینجا دنبال چی می‌گردیم؟
‫آدم و حوا نفرین‌شدگان؟

00:29:52.952 --> 00:29:55.037
‫خدا؟ دنبال خدا می‌گردی کلادیا؟

00:29:55.204 --> 00:29:56.622
‫آره، برو تو سوراخ.

00:29:56.747 --> 00:29:58.874
‫توی کل زندگیم دقیقاً
‫با 4 تا خون‌آشام آشنا شدم

00:29:59.041 --> 00:30:00.709
‫و همتون بدترین موجودات بودین.

00:30:00.834 --> 00:30:03.545
‫هم لستت، هم انتوینت،
‫هم اون کثافت و هم تو.

00:30:03.712 --> 00:30:06.215
‫فقط دنبال یکی... فقط یکی می‌گردم

00:30:06.382 --> 00:30:08.550
‫که یه حرومزاده نباشه!

00:30:15.265 --> 00:30:17.559
‫خاطراتت آروم و قرار ندارن.

00:30:23.899 --> 00:30:27.027
‫توسط صدای هرج و مرجی

00:30:27.194 --> 00:30:28.654
‫که از اطراف میومد، بیدار شدم.

00:30:30.739 --> 00:30:32.324
‫کلادیا داشت...

00:30:47.047 --> 00:30:48.424
‫اون داشت رویا میدید.

00:30:51.176 --> 00:30:54.680
‫مثل بقیه سرش رو تکون می‌داد.

00:30:56.640 --> 00:30:58.183
‫شاید تو...

00:30:59.143 --> 00:31:01.395
‫- خسته شدی و اشتباه داره یادت میاد.
‫- نه.

00:31:01.520 --> 00:31:03.021
‫می‌تونم حسش کنم.

00:31:06.859 --> 00:31:08.694
‫می‌تونم اون رو کنار خودم حسش کنم.

00:31:10.821 --> 00:31:12.197
‫داشت کابوس می‌دید.

00:31:16.034 --> 00:31:17.703
‫چی بدتر از یه کابوسه؟

00:31:19.871 --> 00:31:23.125
‫اگه روحت ترس‌هات رو بهت نشون بده،

00:31:23.292 --> 00:31:24.876
‫حداقل می‌دونی داره کار می‌کنه.

00:31:27.170 --> 00:31:29.298
‫اما نبود هیچ چیزی چی؟

00:31:30.382 --> 00:31:31.383
‫تهی.

00:31:32.634 --> 00:31:33.802
‫هیچی.

00:31:34.928 --> 00:31:35.929
‫تیکه به تیکه...

00:31:36.763 --> 00:31:37.764
‫دارن خاطراتم بر می‌گردن.

00:31:40.767 --> 00:31:42.311
‫ساعت‌ها،

00:31:42.436 --> 00:31:43.562
‫شب‌ها.

00:31:45.063 --> 00:31:46.064
‫موضوعاتی...

00:31:46.690 --> 00:31:48.483
‫روی سطح آب شناورن.

00:31:50.318 --> 00:31:52.654
‫همین‌طوری اون حرف‌ها رو نوشت.

00:31:54.948 --> 00:31:56.658
‫اما حقیقت نداشت.

00:31:58.326 --> 00:31:59.745
‫می‌تونست خواب ببینه.

00:32:02.289 --> 00:32:03.582
‫ممنون.

00:32:10.046 --> 00:32:12.507
‫اگه دوست داری الان یه استراحتی کن.

00:32:12.632 --> 00:32:13.758
‫نه.

00:32:14.968 --> 00:32:16.094
‫نه.

00:32:16.803 --> 00:32:18.263
‫این رو می‌خوام.

00:32:19.973 --> 00:32:21.266
‫می‌خوام که به یاد بیارم.

00:32:32.068 --> 00:32:34.196
‫به خاطر صداها بیدار شد.

00:32:36.948 --> 00:32:39.910
‫وقتی به همکف کارخونه رسیدیم،

00:32:40.076 --> 00:32:41.870
‫با چرخه‌ای از داد و فریاد

00:32:42.037 --> 00:32:43.663
‫و سربازان ارتش سرخ مواجه شدیم.

00:32:43.788 --> 00:32:45.832
‫محض رضای خدا!

00:32:46.374 --> 00:32:48.501
‫لوئی، یکم کمک کن یه منطقی وارد جمع کنیم.

00:32:49.336 --> 00:32:51.254
‫جای گاز گرفتگی رو ببین... ببینش.

00:32:51.296 --> 00:32:52.964
‫محض رضای خدا، اون آسیب دیده!

00:32:53.673 --> 00:32:54.299
‫باندش رو در بیار!

00:32:54.299 --> 00:32:56.009
‫اون بیرون پیش تله‌های لعنتیش بود.

00:32:56.051 --> 00:32:58.928
‫سعی داشت شکم شما رو سیر کنه.

00:33:01.014 --> 00:33:03.141
‫فکر می‌کنن که اون یه هیولاـه.

00:33:03.183 --> 00:33:05.185
‫لوئی یا رابرت، یا هر خری که هستی،
‫فقط کمک کن!

00:33:07.270 --> 00:33:08.730
‫ببین! ببین!

00:33:08.855 --> 00:33:09.898
‫ببین! ببین!

00:33:10.023 --> 00:33:11.691
‫ببین! ببین!

00:33:11.816 --> 00:33:14.152
‫ببین. ببین. درسته!

00:33:25.080 --> 00:33:26.081
‫گاز گرفته شده.

00:33:26.790 --> 00:33:29.000
‫جای گاز گرگ. گرگ بهش حمله کرد.

00:33:29.125 --> 00:33:30.210
‫کار گرگ‌هاست.

00:33:32.670 --> 00:33:33.671
‫نه!

00:33:41.054 --> 00:33:42.889
‫میای یا نه؟

00:33:42.931 --> 00:33:45.517
‫محض رضای خدا اون به کمک پزشکی نیاز داره.

00:33:46.017 --> 00:33:48.019
‫نمی‌تونی بهش شلیک کنی.

00:33:48.228 --> 00:33:49.979
‫باید سرش رو قطع کنی.

00:33:50.021 --> 00:33:51.105
‫از گردن قطع کن.

00:33:51.231 --> 00:33:52.232
‫سرش رو.

00:33:52.815 --> 00:33:54.025
‫می‌خوان سلاخیش کنن!

00:33:54.150 --> 00:33:55.401
‫لوئی، محض رضای خدا یه کاری بکن!

00:33:55.443 --> 00:33:56.861
‫منافع انسان‌ها.

00:33:56.986 --> 00:33:58.529
‫محض رضای خدا، بهش کمک کن!

00:33:58.696 --> 00:34:00.281
‫مرگ و چگونه فرار کردن ازش.

00:34:00.448 --> 00:34:03.201
‫داشت براشون خرگوش می‌گرفت.

00:34:03.368 --> 00:34:05.620
‫- مشکل خودشونه.
‫- نه!

00:34:05.745 --> 00:34:07.288
‫نه، نکن! نکن! نکن!

00:34:11.542 --> 00:34:13.294
‫نگرانی ما توی جنگل بود.

00:34:54.836 --> 00:34:56.420
‫این شبیه بابونه؟

00:35:01.008 --> 00:35:03.803
‫دوباره منم. نترس.

00:35:10.268 --> 00:35:12.520
‫چیزی نیست.

00:35:12.645 --> 00:35:14.438
‫چیزی نیست، مال خودته.
‫ما اون رو نمی‌خوایم.

00:35:18.359 --> 00:35:20.611
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

00:35:22.113 --> 00:35:23.114
‫اون یه...

00:35:24.323 --> 00:35:25.616
‫خون‌آشامه.

00:35:27.827 --> 00:35:31.038
‫نه، من خون‌آشام.
‫اون انگار یه گربه‌ماهی کوفتیه که دندون داره.

00:35:31.163 --> 00:35:32.707
‫کثیفه.

00:35:34.834 --> 00:35:36.836
‫ازمون خوشش نمیاد.

00:35:36.961 --> 00:35:40.172
‫ما... تو... مثل همیم.

00:35:40.297 --> 00:35:42.299
‫اصلاً مثل هم نیستیم،
‫حتی نزدیک هم نیستیم. اه!

00:35:43.217 --> 00:35:44.218
‫لوئی!

00:35:54.437 --> 00:35:55.604
‫لوئی!

00:35:58.524 --> 00:35:59.525
‫آه!

00:36:08.242 --> 00:36:09.410
‫لوئی!

00:36:18.419 --> 00:36:19.420
‫کلادیا!

00:36:27.469 --> 00:36:29.847
‫هیس! هیس!

00:36:33.267 --> 00:36:35.769
‫مامانم. مامان اینجا پیشته.

00:36:40.149 --> 00:36:41.233
‫اون یه بچه‌ـست.

00:36:42.026 --> 00:36:45.029
‫تو چشم‌های یه بچه رو کندی.

00:37:18.604 --> 00:37:21.315
‫چه طور می‌خواست شکار کنه؟

00:37:21.356 --> 00:37:22.316
‫چه طور؟

00:37:33.160 --> 00:37:34.745
‫یه خون‌آشام زن.

00:37:37.998 --> 00:37:39.917
‫یه خون‌آشام زن عصبانی.

00:37:41.960 --> 00:37:43.295
‫یه مادر.

00:37:43.462 --> 00:37:47.549
‫به خاطر کلماتش، زبونش،
‫و این که به مقدار لازم آروم می‌رفت،

00:37:47.716 --> 00:37:49.801
‫حس کردیم ازمون می‌خواد دنبالش کنیم.

00:37:49.927 --> 00:37:51.803
‫من که اینجا ایست نمی‌کنم.

00:37:51.929 --> 00:37:53.180
‫منم همین‌طور.

00:37:53.347 --> 00:37:54.848
‫ما هم رفتیم.

00:37:56.141 --> 00:37:58.518
‫مثل قصه‌ها، از توی جنگل رفتیم.

00:38:01.438 --> 00:38:03.190
‫اما اگه هم می‌تونستیم کاری کنیم
‫که باهامون صحبت کنه،

00:38:03.357 --> 00:38:05.025
‫چی می‌خواست بگه؟

00:38:08.028 --> 00:38:09.488
‫به هر حال، واقعاً نفرین‌شده‌ها

00:38:10.614 --> 00:38:13.367
‫می‌تونن چه چیزی به نفرین‌شده‌های دیگه بگن؟

00:38:45.023 --> 00:38:46.942
‫بنوش، بنوش...

00:39:15.011 --> 00:39:19.933
‫ما از اون ور اقیانوس اومدیم.

00:39:20.225 --> 00:39:22.852
‫5 ساله داریم دنبالتون می‌گردیم.

00:39:22.852 --> 00:39:26.356
‫اومدیم جایی که به داشتن خون‌آشام معروفه،

00:39:26.356 --> 00:39:27.941
‫تا کسایی مثل خودمون پیدا کنیم.

00:39:29.943 --> 00:39:31.361
‫ما صاحب شبیم.

00:39:32.070 --> 00:39:33.071
‫همین‌طوره؟

00:39:33.571 --> 00:39:34.572
‫آره.

00:39:35.699 --> 00:39:36.700
‫آره.

00:39:37.117 --> 00:39:40.036
‫به مدت قرن‌های طولانی، توی روستاشونیم،

00:39:40.036 --> 00:39:47.377
‫توی خونه‌هاشونیم،
‫می‌نوشیم و می‌نوشیم و می‌نوشیم.
‫ما دیگه نمی‌خوایم زندگی کنیم.

00:39:47.377 --> 00:39:50.171
‫شاید به خاطر خونه.

00:39:50.338 --> 00:39:51.548
‫راجع به خون بهش بگو.

00:39:53.842 --> 00:39:55.969
‫خون اینجا...

00:39:58.012 --> 00:40:00.014
‫نمی‌تونین... شما...

00:40:00.014 --> 00:40:01.641
‫به انگلیسی بگو.

00:40:05.145 --> 00:40:06.980
‫خون اینجا بده.

00:40:09.816 --> 00:40:11.234
‫توی انسان‌ها،

00:40:12.318 --> 00:40:16.322
‫غم زیادی، درد زیادی نهفته.

00:40:19.993 --> 00:40:22.662
‫ما هم وقتی می‌نوشیم، حسش می‌کنیم.

00:40:26.040 --> 00:40:28.751
‫نمی‌تونیم خودمون رو گرم کنیم.

00:40:28.877 --> 00:40:30.670
‫بدنمون درد می‌گیره.

00:40:32.630 --> 00:40:35.508
‫شاید به خون بهتری نیاز داشته باشی.

00:40:37.802 --> 00:40:39.220
‫از اون ور اقیانوس؟

00:40:39.929 --> 00:40:40.930
‫آمریکا.

00:40:49.939 --> 00:40:52.775
‫یکی دیگه که مثل سینی سوخته نونه.

00:41:05.747 --> 00:41:07.957
‫چند نفر از ما باقی موندن؟

00:41:17.425 --> 00:41:19.051
‫این چه طوره؟

00:41:30.229 --> 00:41:32.523
‫روملو سزار.

00:41:34.734 --> 00:41:38.946
‫اون خنده‌دار بود.

00:41:39.030 --> 00:41:45.953
‫توی سیبیو یه سیرک درحال سفر رو کشت،

00:41:45.995 --> 00:41:48.080
‫همه رو کشت جز خرسه...

00:41:51.000 --> 00:41:55.588
‫اما همه کسایی که در تاریکین،
‫به تاریکی میرن.

00:41:58.090 --> 00:41:59.675
‫کی باقی مونده؟

00:41:59.717 --> 00:42:03.888
‫آخرین قبیلم رو توی جنگل کشتین.

00:42:04.055 --> 00:42:06.057
‫داشت بهمون آسیب میزد.

00:42:06.307 --> 00:42:07.350
‫داره چی میگه؟

00:42:08.434 --> 00:42:11.520
‫الان دیگه همشون مردن.

00:42:13.773 --> 00:42:15.566
‫همه مردن.

00:42:37.046 --> 00:42:39.840
‫طعم خامه روی جعبه شیر میده.

00:42:42.134 --> 00:42:46.013
‫شب‌هایی زیادی مونده
‫که توی جاده شیطان پدیدار شه،

00:42:46.388 --> 00:42:51.018
‫توی خونشون بازی می‌کنی،

00:42:51.018 --> 00:42:52.937
‫تو می‌خندی و می‌خندی.

00:42:53.020 --> 00:42:55.940
‫و تو هم باهامون میای؟

00:42:57.024 --> 00:42:58.025
‫آره.

00:42:58.108 --> 00:43:01.946
‫من رو با خودتون به اون ور اقیانوس می‌برین.

00:43:02.947 --> 00:43:05.991
‫و من دوباره قوی میشم.

00:43:05.991 --> 00:43:08.994
‫و داستانم رو بهت میگم.

00:43:09.036 --> 00:43:11.956
‫و تو هم داستان رو بهم میگی.

00:43:12.248 --> 00:43:15.960
‫و ما برای لذت کوچک، قتل می‌کنیم.

00:43:16.001 --> 00:43:20.005
‫و منتظر می‌مونم که بچه‌هام بهمون بپیوندن...

00:43:20.005 --> 00:43:22.925
‫باد توی موهامون،

00:43:23.050 --> 00:43:25.928
‫و پاهای برهنمون بین علف‌ها.

00:43:30.432 --> 00:43:32.017
‫اسمم داچیاست.

00:43:37.022 --> 00:43:38.107
‫لوئی.

00:43:39.149 --> 00:43:40.150
‫کلادیا.

00:43:45.155 --> 00:43:46.907
‫ما... هیچی نداریم.

00:43:52.830 --> 00:43:56.959
‫و این گونه بود که ما
‫با دنیای کهن خون‌آشام‌ها آشنا شدیم.

00:44:03.215 --> 00:44:06.176
‫پیشنهاد خشونت‌آمیزی
‫برای دفتر سه وجه بیکن دریافت‌کردیم.

00:44:06.301 --> 00:44:08.971
‫واقعاً؟ نمی‌دونستم
‫که در دسترس فروش گذاشتیمش.

00:44:10.722 --> 00:44:12.683
‫اسم جدیدیه، برای همین
‫من باید با پشت کار ادارش کنم

00:44:12.808 --> 00:44:14.810
‫اما یه عددیه که تو توش مشارکت نمی‌کنی.

00:44:20.357 --> 00:44:21.984
‫می‌تونم صفحاتی که کندیم رو ببینم؟

00:44:22.901 --> 00:44:23.986
‫صفحات دفتر خاطرات کلادیا.

00:44:27.573 --> 00:44:28.824
‫ما یه قراری گذاشتیم.

00:44:30.200 --> 00:44:34.079
‫نمی‌دونم چی رو مبهم
‫و چی رو اشتباه یادم میاد.

00:44:34.246 --> 00:44:36.081
‫اسم من توی بعضی از اون صفحات هست.

00:44:36.206 --> 00:44:37.749
‫مقابل اون نشستم

00:44:37.874 --> 00:44:40.544
‫و دانشی رو در نظر داشتم

00:44:40.669 --> 00:44:43.672
‫که نمی‌دونم چه چیزهایی ازش رو
‫به اشتباه یادم میاد.

00:44:46.258 --> 00:44:49.094
‫راجع بهش به اون نمیگم
‫اما نیاز دارم خودم دوباره بخونمشون.

00:44:52.973 --> 00:44:54.182
‫نظرم رو بگم؟

00:44:54.308 --> 00:44:55.100
‫کنترل مصاحبه از دستم خارج شد.

00:44:55.225 --> 00:44:56.226
‫آره.

00:44:57.269 --> 00:44:58.270
‫اون ماهره.

00:44:59.354 --> 00:45:01.064
‫اون می‌خواد تو رو تیکه تیکه کنه

00:45:01.189 --> 00:45:02.941
‫تا بتونه هر جوری که صلاح می‌دونه،
‫دوباره سرهمش کنه.

00:45:02.983 --> 00:45:04.776
‫- شغلشه.
‫- براش مثل مواده.

00:45:04.901 --> 00:45:06.111
‫داره ازش لذت میبره.

00:45:06.278 --> 00:45:08.071
‫- باید تمومش کنی.
‫- نه.

00:45:08.196 --> 00:45:09.865
‫منظورم اینه که اون رو
‫سوار یه هواپیما کن که برگرده.

00:45:10.741 --> 00:45:11.742
‫نه.

00:45:23.128 --> 00:45:24.838
‫به رشید میگم
‫که صفحات پاره شده رو جمع کنه و بیاره.

00:45:42.355 --> 00:45:43.565
‫نظرت چیه؟

00:45:52.574 --> 00:45:54.784
‫پسری که توی سن فرانسیسکو دیدیم.

00:45:55.911 --> 00:45:58.413
‫همونی که جلوی دستگاه ضبط نوارش
‫به مِن مِن کردن میوفتاد،

00:45:58.538 --> 00:46:00.081
‫همون که حتی درست معنی داستانی

00:46:00.206 --> 00:46:02.250
‫که داشت براش تعریف میشد رو نمی‌دونست.

00:46:05.712 --> 00:46:07.255
‫اون هنوز یه جایی اون توـه.

00:46:08.798 --> 00:46:10.175
‫می‌تونیم پیداش کنیم.

00:46:11.676 --> 00:46:13.970
‫می‌تونیم کاری کنیم که از اینجا به بعد رو
‫هر طور که ما می‌خوایم، تعریف کنه.

00:46:14.095 --> 00:46:15.430
‫چه طور؟

00:46:17.474 --> 00:46:18.600
‫با همدیگه انجامش میدیم.

00:46:20.310 --> 00:46:22.354
‫مثل تمام کارهایی
‫که در 70 سال اخیر انجام دادیم.

00:46:49.047 --> 00:46:50.215
‫صبح به خیر.

00:46:53.885 --> 00:46:56.554
‫خب بچه‌ها، چه خبر؟

00:46:56.721 --> 00:46:58.348
‫توجهمون رو جلب کردی.

00:46:58.473 --> 00:46:59.974
‫واقعاً؟

00:47:00.725 --> 00:47:02.060
‫آره.

00:47:03.019 --> 00:47:04.062
‫رسمی؟

00:47:08.900 --> 00:47:09.984
‫خیلی خب.

00:47:11.069 --> 00:47:12.070
‫عه...

00:47:13.613 --> 00:47:16.491
‫جلسه ده، لوئی خون‌آشام

00:47:16.616 --> 00:47:18.952
‫و آرماند خون‌آشام.

00:47:22.246 --> 00:47:23.581
‫رفتین به سمت غرب.

00:47:24.582 --> 00:47:27.043
‫کلادیا کاملاً در هم شکسته بود.

00:47:27.168 --> 00:47:29.379
‫یه بخشی از خودش رو
‫توی رومانی جا گذاشته بود.

00:47:30.421 --> 00:47:32.423
‫می‌دونستم که باید اون رو
‫از اون جا دور کنم.

00:47:32.548 --> 00:47:35.843
‫من شهری رو انتخاب کردم
‫که توی رادیو، ما رو به سمت خودش فراخوند.

00:47:35.968 --> 00:47:37.679
‫به سرزمین مادری، نیو اورلینز.

00:47:39.430 --> 00:47:41.265
‫- اعضا انجمن من حس کردند...
‫- اه، اه، اه.

00:47:41.391 --> 00:47:43.518
‫به تو هم می‌رسیم.

00:47:47.355 --> 00:47:50.358
‫جنگ چراغ‌ها رو خاموش کرده بود،

00:47:50.483 --> 00:47:53.111
‫و زیبایی رو از خیابون‌هاش گرفت،

00:47:53.277 --> 00:47:55.279
‫آوانگاردها رو تبعید کرده بود.

00:47:57.782 --> 00:48:01.953
‫اما دیگه کل دنیا آماده شده بودن که برگردن

00:48:02.120 --> 00:48:03.871
‫و دوباره زندگی‌هاشون رو از نو بسازن.

00:48:07.667 --> 00:48:10.878
‫مسافرینی توی مسیر پر از امیدشون.

00:48:24.809 --> 00:48:26.852
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

00:48:26.978 --> 00:48:28.521
‫نیاز هم ندارم جوابت رو بشنوم،

00:48:28.646 --> 00:48:30.314
‫فقط می‌خوام که به حرفم گوش بدی.

00:48:30.481 --> 00:48:32.567
‫با کلمات سخت یا با کلمات نرم؟

00:48:34.235 --> 00:48:35.236
‫سخت.

00:48:36.153 --> 00:48:37.321
‫زندگیمون افتضاحه.

00:48:38.281 --> 00:48:39.282
‫افتضاح بوده.

00:48:40.157 --> 00:48:43.035
‫افتضاح هست.
‫دوباره هم افتضاح میشه.

00:48:43.160 --> 00:48:45.413
‫انقدر برای خودت متاسف نباش.

00:48:46.414 --> 00:48:48.916
‫کسی نگاه نمی‌کنه،
‫کسی اهمیتی نمیده.

00:48:49.834 --> 00:48:52.003
‫یه زندگی افتضاح داشته باشی
‫بهتر از اینه که زندگی‌ـی نداشته باشی.

00:48:52.128 --> 00:48:54.588
‫اما جایی که الان داریم میریم،
‫دیگه خبری از فرار نیست.

00:48:55.923 --> 00:48:58.050
‫معنیش این نیست ما چیزی
‫که دیدیم رو فراموش کردیم.

00:48:58.175 --> 00:48:59.719
‫کارهایی که اون جلومون کرد.

00:49:01.137 --> 00:49:02.888
‫اگه ببینم که پا تو اون مسیر گذاشتی،
‫تو رو ازش بیرون می‌کشم.

00:49:02.888 --> 00:49:04.181
‫نمی‌خوام همچین چیزی بشی.

00:49:05.391 --> 00:49:07.351
‫تا موقعی که تو روی زمین قدم ‌بر می‌داری،

00:49:07.476 --> 00:49:09.937
‫من هیچ‌وقت به سمت چشیدن طعم آتش نمیرم،
‫می‌فهمی چی میگم؟

00:49:11.605 --> 00:49:13.774
‫ما کسایی دیگه مثل خودمون رو پیدا می‌کنیم.

00:49:15.651 --> 00:49:18.863
‫و اگه اینجا نبودن،
‫چون زندگی مزخرفه،

00:49:18.988 --> 00:49:21.949
‫یا من دوباره بفناش میدم،
‫یا تو بفناش میدی.

00:49:23.367 --> 00:49:24.994
‫میریم مکان بعد.

00:49:26.203 --> 00:49:27.955
‫نمیشه که ما تنها خون‌آشام‌های خوب باشیم.

00:49:30.708 --> 00:49:32.126
‫حالا با کلمات نرم.

00:49:34.003 --> 00:49:35.963
‫اگه تو آخرین خون‌آشام روی زمین باشی،

00:49:43.554 --> 00:49:44.638
‫برای من کافیه.

00:50:05.576 --> 00:50:06.827
‫تو و من.

00:50:08.704 --> 00:50:10.289
‫من و تو.

00:50:11.040 --> 00:50:12.291
‫تو و من.

00:50:13.083 --> 00:50:14.376
‫من و تو.

00:50:14.501 --> 00:50:15.961
‫تو و من!

00:50:21.508 --> 00:50:22.509
‫خیلی خب.

00:50:23.218 --> 00:50:24.344
‫خیلی خب.

00:51:00.923 --> 00:51:02.883
‫نترس.

00:51:04.134 --> 00:51:05.677
‫فقط نوار رو شروع کن.

00:51:08.388 --> 00:51:11.141
‫به «تئاترا د ومپیره» خوش اومدین.

00:51:12.768 --> 00:51:14.186
‫آمریکایی‌ها اومدن اینجا.

00:51:16.438 --> 00:51:18.231
‫اینجا متفاوته. دوستش دارم.

00:51:18.357 --> 00:51:20.442
‫نمی‌خوام هیچ وقت از اینجا برم.

00:51:20.567 --> 00:51:22.319
‫اون مرد خوش قیافه‌ای
‫که تصویر روی دیواره کیه؟

00:51:22.361 --> 00:51:23.779
‫اون‌ها براش مرقد ساختن.

00:51:23.862 --> 00:51:25.405
‫اگه بفهمن ما کشتیمش چی؟

00:51:25.530 --> 00:51:26.740
‫ما دیگه الان جفتمون

00:51:26.865 --> 00:51:28.867
‫توی دو دنیای متفاوت زندگی می‌کنیم.

00:51:31.411 --> 00:51:33.538
‫تو اسکیزوفرنی داری لوئی؟

00:51:33.664 --> 00:51:35.540
‫نفرین‌شده‌ای. همیشه نفرین‌شده می‌مونی.

00:51:35.624 --> 00:51:38.335
‫تو و من، من و تو» چی؟!

00:51:38.460 --> 00:51:40.420
‫بذار یه چیز کوچک

00:51:40.545 --> 00:51:42.881
‫راجع به آرماند قرن 18 بهت بگم.

00:51:43.006 --> 00:51:44.466
‫تو از آرماند می‌ترسی.

00:51:44.591 --> 00:51:46.635
‫باید از اون یکی بترسی.

00:51:46.760 --> 00:51:49.513
‫لستت، لستت، لستت، لستت.
‫لستت، لستت، لستت، لستت!

00:52:06.863 --> 00:52:09.950
‫اسم قسمت اول «واقعاً نفرین شده‌ها می‌تونن چی

00:52:10.075 --> 00:52:12.035
‫به نفرین‌شده‌های دیگه بگن»ـه.

00:52:12.160 --> 00:52:16.039
‫درواقع شناختن نفرین‌شدگان

00:52:16.164 --> 00:52:17.457
‫و دنبال جواب گشتنه.

00:52:17.582 --> 00:52:20.293
‫و جوابی هم نیست.

00:52:20.418 --> 00:52:24.172
‫در مراحل اولیه‌ی ساخت فصل یک،

00:52:24.297 --> 00:52:26.091
‫در اصل می‌خواستیم که تمام کتاب اول رو

00:52:26.132 --> 00:52:29.970
‫در فصل یک بذاریم، و همیشه
‫این فکر تو سرمون بود

00:52:30.095 --> 00:52:32.514
‫که ما یه لوئی و کلادیای

00:52:32.639 --> 00:52:35.558
‫بعد از نیواورلینز و قبل پاریس خواهیم داشت

00:52:35.684 --> 00:52:38.311
‫که بتونیم همچین تغییر اساسی به وجود بیاریم.

00:52:38.436 --> 00:52:40.981
‫که اون‌ها توی یه تئاتر جنگی اروپایین

00:52:41.106 --> 00:52:42.732
‫و دوباره خون‌آشام‌ها می‌گردن.

00:52:44.526 --> 00:52:46.903
‫لوئی و کلادیا... یه جورهایی...

00:52:47.028 --> 00:52:48.655
‫دقیقاً تو اوج داستانشونن.

00:52:48.780 --> 00:52:50.949
‫فکر می‌کنم شروع خیلی شجاعانه‌ایه.

00:52:51.074 --> 00:52:52.784
‫واقعاً وقتی حس می‌کردی که کاملاً

00:52:52.909 --> 00:52:54.327
‫داری شخصیت‌ها رو از محدوده راحتیشون

00:52:54.452 --> 00:52:56.204
‫خارج می‌کنی، هیجان انگیز بود.

00:52:56.329 --> 00:52:59.165
‫کلادیا و لوئی با همدیگه به مشکل خوردن،

00:52:59.290 --> 00:53:00.583
‫به خاطر جوری که فصل یک به پایان رسید.

00:53:00.583 --> 00:53:03.294
‫این جنگ،

00:53:03.420 --> 00:53:04.879
‫داره روی خون تاثیر میذاره.

00:53:05.004 --> 00:53:07.507
‫لوئی سعی داره که...

00:53:07.632 --> 00:53:09.843
‫اعتماد کلادیا به خودش رو برگردونه،

00:53:09.968 --> 00:53:12.470
‫اما کلادیا میلی به شنیدن این موضوع نداره.

00:53:14.514 --> 00:53:16.891
‫واقعاً فیلمبرداری صحنه‌ای
‫که قلب رو به سمت لوئی،

00:53:17.016 --> 00:53:19.060
‫پرت می‌کنم هیجان‌انگیز بود.

00:53:19.185 --> 00:53:20.979
‫یارویی که نقش سرباز مرده رو بازی می‌کرد،

00:53:21.104 --> 00:53:22.939
‫سر همه‌چی خیلی با محبت بود.

00:53:23.064 --> 00:53:24.482
‫اینطوری بود: «با تمام قدرت بزن تو سینم.»

00:53:24.524 --> 00:53:26.860
‫و منم گفتم: «من این کار رو نمی‌کنم.»

00:53:26.985 --> 00:53:29.028
‫قلب توی دستم بود

00:53:29.154 --> 00:53:31.823
‫و بعد... اون... از قبل پر شده بود
‫و بعد گازش زدم،

00:53:31.948 --> 00:53:35.118
‫و انگار انفجار شکر توی دهنته.

00:53:35.243 --> 00:53:39.038
‫برای همین کل اون شب...
‫پر از هیجان بودم.

00:53:49.591 --> 00:53:51.509
‫اگه مرتکب قتلی شدی

00:53:51.634 --> 00:53:53.803
‫و اگه کسی که بیشتر از همه
‫دوستش داری رو کشتی،

00:53:53.845 --> 00:53:55.346
‫این حس مدت طولانی همراهیت می‌کنه.

00:53:55.388 --> 00:53:56.889
‫لوئی...

00:53:57.015 --> 00:54:00.226
‫لستت، لوئی رو دنبال می‌کنه
‫و این مسئله ثابته.

00:54:00.351 --> 00:54:03.187
‫لوئی هیچ‌وقت نمی‌تونه لستت رو کنار بذاره.

00:54:03.313 --> 00:54:04.606
‫برای ایفا نقش «دریمستت»،
‫(لستت واهی)

00:54:04.689 --> 00:54:06.691
‫البته این اسمیه که جیکوب روش گذاشته،

00:54:06.816 --> 00:54:09.110
‫قطعاً تمام تلاشم رو کردم
‫تا جای ممکن توی لستت،

00:54:09.152 --> 00:54:10.695
‫شخصیت لوئی رو قرار بدم.

00:54:10.820 --> 00:54:12.155
‫داره زبان بدنش رو تقلید می‌کنه.

00:54:12.155 --> 00:54:13.865
‫باور دارم، باور دارم.

00:54:13.990 --> 00:54:15.533
‫کلماتی که میگه رو به همون شکل تکرار می‌کنه.

00:54:15.575 --> 00:54:17.493
‫- باور دارم.
‫- بس کن!

00:54:17.618 --> 00:54:19.495
‫به خاطر همین واقعاً حس می‌کنی
‫که این هم لوئیه.

00:54:19.495 --> 00:54:21.497
‫باور دارم، باور دارم.

00:54:23.624 --> 00:54:26.044
‫کلادیا داره دنبال جایی
‫که بهش تعلق داره می‌گرده،

00:54:26.169 --> 00:54:27.253
‫جایی که ازش اومده.

00:54:27.378 --> 00:54:29.797
‫خون‌آشام‌های دیگه کجان؟

00:54:37.180 --> 00:54:39.015
‫ما با خون‌آشام از گور برخواسته
‫برخورد می‌کنیم،

00:54:39.140 --> 00:54:41.976
‫که توی کتاب با اسم خون‌آشام زامبی توصیف شده.

00:54:43.853 --> 00:54:45.897
‫خون‌آشام‌های «ان رایس» خیلی شبیه انسانن.

00:54:48.274 --> 00:54:51.068
‫زمین تا آسمون با...

00:54:51.194 --> 00:54:54.655
‫با این خون‌آشام‌های زیبا و درخشان، متفاوته.

00:54:54.780 --> 00:54:56.407
‫وای متاسفم. فقط خیلی کیف میده.

00:54:56.532 --> 00:54:59.744
‫اون یه خون‌آشامه.

00:54:59.869 --> 00:55:01.746
‫اوه. نه، من یه خون‌‌آشامم.

00:55:01.871 --> 00:55:03.748
‫اون یه گربه‌ماهیه که دندون نیش داره.

00:55:09.420 --> 00:55:10.755
‫حرکت!

00:55:10.880 --> 00:55:12.298
‫صحنه‌ای که امروز داریم فیلمبرداری می‌کنیم،

00:55:12.381 --> 00:55:14.800
‫حمله «از گور برخواسته» به لوئیه.

00:55:14.926 --> 00:55:17.887
‫ما یه سیستم سیمی تهیه کردیم
‫که بازیگرمون جیکوب رو

00:55:18.012 --> 00:55:20.097
‫یه جوری به هوا میبره
‫که انگار داره از گردن خفه میشه.

00:55:20.222 --> 00:55:21.974
‫لوئی!

00:55:22.099 --> 00:55:24.644
‫و بعد کلادیا یه پرش بلند با کمک سیم می‌کنه،

00:55:24.769 --> 00:55:28.272
‫پشتش فرود میاد، چشماش رو
‫از حدقه در میاره و نجات میده.

00:55:28.397 --> 00:55:30.316
‫دلینی خیلی کارش خوبه.

00:55:30.441 --> 00:55:32.109
‫واقعاً توی کار با سیم به درد بخوره.

00:55:32.151 --> 00:55:34.195
‫خیلی خوش گذشته.
‫واقعاً از بدل‌کاری لذت می‌برم.

00:55:34.195 --> 00:55:35.863
‫از انجام کارهای فیزیکی خوشم میاد،

00:55:35.988 --> 00:55:38.074
‫هر چه قدر بیشتر بتونم انجام بدم،
‫بیشتر دلم می‌خواد که انجام بدم.

00:55:38.199 --> 00:55:39.825
‫کلی کار با کمربند ایمنی،

00:55:39.950 --> 00:55:44.705
‫کلی قفل پا دور بازیگرها و کشیدن.

00:55:44.830 --> 00:55:47.249
‫سخت‌ترین بخشش اون جاست
‫که اون چشماش رو از حدقه در میاره.

00:55:47.375 --> 00:55:48.876
‫ترفندمون برای این بخش این بود

00:55:49.001 --> 00:55:51.712
‫که دست و انگشت‌هاش رو
‫به چشم‌های اون بزنه

00:55:51.837 --> 00:55:54.131
‫و با دست‌های «از گور برخواسته»
‫جلوی دید بهش رو می‌گیریم،

00:55:54.256 --> 00:55:55.716
‫و بعد میوفتن روی زانو،

00:55:55.841 --> 00:55:57.510
‫و ما از اون به عنوان نقطه دوخت
‫استفاده می‌کنیم

00:55:57.635 --> 00:56:00.304
‫که بتونیم گریم چشم مصنوعی رو سر جاش بذاریم

00:56:00.429 --> 00:56:02.348
‫و با دست‌های دیلینی بپوشونیمش.

00:56:02.473 --> 00:56:05.351
‫تخم چشم‌ها کف دستم بود،

00:56:05.476 --> 00:56:07.686
‫و من فشار میدم و فشار میدم.
‫از حدقه درشون میارم.

00:56:07.812 --> 00:56:10.272
‫دیک خیلی معرکه‌ـست،
‫و خیلیم قد بلنده.

00:56:10.397 --> 00:56:12.775
‫برای همین وقتی که داشتم
‫پاهام رو دورش قفل می‌کردم،

00:56:12.900 --> 00:56:14.360
‫کمربند باید اون جا می‌بود.

00:56:14.485 --> 00:56:16.153
‫صداهایی که به عنوان «از گور برخواسته» در میاره

00:56:16.278 --> 00:56:18.489
‫و جوری که تجسمش می‌کنه واقعاً معرکه‌ـست.

00:56:18.614 --> 00:56:19.740
‫کلادیا!

00:56:29.833 --> 00:56:31.919
‫یه خون‌آشام زن.

00:56:32.044 --> 00:56:33.963
‫کلادیا تا حالا خون‌آشامی ندیده بود

00:56:34.088 --> 00:56:35.756
‫که کاملاً باهاش کنار بیاد،

00:56:35.881 --> 00:56:39.260
‫و در نهایت، دیدن این خون‌آشام زن

00:56:39.385 --> 00:56:42.846
‫که به نظر میرسه باهاش ارتباط برقرار کرده،

00:56:42.972 --> 00:56:45.474
‫براش لذت‌بخشه.

00:56:53.691 --> 00:56:56.068
‫وقتی داسیانا خودش رو توی آتش پرت می‌کنه...

00:56:56.193 --> 00:56:59.029
‫یه صحنه خیلی بی‌رحمانه‌ـست.

00:56:59.154 --> 00:57:00.823
‫اون یه جورهایی تمام افکار کلادیا

00:57:00.948 --> 00:57:02.408
‫راجع به خودش و این که خون‌آشام بودن

00:57:02.533 --> 00:57:04.159
‫یعنی چی رو محکم‌تر می‌کنه.

00:57:04.284 --> 00:57:05.285
‫زندگی‌ـی پر از تنهاییه.

00:57:08.080 --> 00:57:11.500
‫در فصل دو، مصاحبه مهم‌تر میشه.

00:57:11.625 --> 00:57:13.043
‫این اولین دفعه‌ایه

00:57:13.168 --> 00:57:15.921
‫که آرماند توی مکالمه‌ـست.

00:57:16.046 --> 00:57:17.423
‫فکر کنم آرماند سعی داره

00:57:17.464 --> 00:57:19.049
‫که بازی مولوی رو خراب کنه.

00:57:19.174 --> 00:57:21.218
‫فکر کنم سعی داره
‫که مولوی رو بترسونه.

00:57:21.343 --> 00:57:22.928
‫اجازه دارم نظر بدم؟

00:57:23.053 --> 00:57:24.471
‫کنترل مصاحبه از دستم در رفت.

00:57:24.471 --> 00:57:27.057
‫آره. اون ماهره.

00:57:27.182 --> 00:57:29.935
‫اون می‌خواد به نفع خودش
‫تیکه تیکت کنه

00:57:30.060 --> 00:57:31.186
‫و جوری که صلاح می‌دونه

00:57:31.186 --> 00:57:32.437
‫- دوباره از اول بچینتت.
‫- شغلشه.

00:57:32.563 --> 00:57:33.689
‫براش مثال مواده.

00:57:33.814 --> 00:57:35.816
‫آرماند می‌خواد از خودش محافظت کنه،

00:57:35.941 --> 00:57:37.693
‫اما می‌خواد از رابطه خودش و لوئی

00:57:37.734 --> 00:57:40.821
‫جز اینکه بیاد به لوئی
‫توی روایت داستان اضافه بشه.

00:57:40.946 --> 00:57:42.823
‫کلادیا کاملاً دل شکسته بود.

00:57:42.948 --> 00:57:45.367
‫یه بخشی از خودش رو
‫توی رومانی جا گذاشته بود.

00:57:45.492 --> 00:57:47.452
‫می‌دونستم که باید اون رو
‫از اون جا دور کنم.

00:57:49.246 --> 00:57:51.123
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

00:57:51.248 --> 00:57:53.166
‫توی ون تو مسیر پاریس،

00:57:53.292 --> 00:57:55.961
‫اون پرچمش رو می‌کوبه زمین
‫و میگه: «ببین،

00:57:56.086 --> 00:57:57.296
‫ما پشت سر گذاشتیمش.

00:57:57.421 --> 00:57:59.047
‫و به پشت سر گذاشتن ادامه میدیم.»

00:57:59.172 --> 00:58:01.550
‫ما کسایی دیگه مثل خودمون رو پیدا می‌کنیم.

00:58:01.675 --> 00:58:04.177
‫هر اتفاقی هم بیوفته،
‫من اینجا می‌مونم.

00:58:04.303 --> 00:58:06.513
‫اگه تو آخرین خون‌آشام رو زمین باشی،

00:58:07.931 --> 00:58:09.599
‫باز هم برام کافیه.

00:58:09.725 --> 00:58:11.685
‫باشه.