WEBVTT

00:00:15.920 --> 00:00:17.480
‫ساتن

00:00:18.520 --> 00:00:20.120
‫ساتن

00:00:21.280 --> 00:00:24.160
‫شرمنده‌ام

00:00:24.200 --> 00:00:27.760
‫شرمنده اون موقع هواتو نداشتم

00:00:29.200 --> 00:00:32.760
‫دلم خیلی برات تنگ شده

00:00:32.800 --> 00:00:34.720
‫پام رفت رو آدامس

00:00:34.760 --> 00:00:37.160
‫برداشتمش ها، ولی ردّش در نرفته.
‫دستمال مرطوب نداری؟

00:00:41.080 --> 00:00:43.440
‫زبونم لال سکته زدی، بابا؟

00:00:43.480 --> 00:00:46.520
‫جدی اگه حس می‌کنی رفتنی هستی،
‫رمزت رو بده بهم

00:00:46.560 --> 00:00:47.760
‫رمز کارت بانکیت

00:00:47.800 --> 00:00:50.840
‫آقا اگه نمی‌تونی حرف بزنی،
‫پلک بزن

00:00:57.000 --> 00:00:58.640
‫چیزه...

00:01:02.000 --> 00:01:03.960
‫چقدر خوبـه که دوباره می‌بینمت

00:01:04.960 --> 00:01:08.040
‫ای خدا، دیگه نمی‌تونستم تو خونه بمونم

00:01:08.080 --> 00:01:10.840
‫لاز و بلا رو مُخم بودن. همش به هم چسبیدن

00:01:10.880 --> 00:01:12.840
‫بی‌انصاف نباش، ساتن. عاشقن دیگه

00:01:12.880 --> 00:01:14.480
‫ول‌مون کن، بابا

00:01:14.520 --> 00:01:16.280
‫دو دقیقه نمی‌تونن مثل بچه‌ی آدم
‫با هم صحبت کنن

00:01:16.320 --> 00:01:19.000
‫بعید می‌دونم اینطوری باشه

00:01:19.040 --> 00:01:20.280
‫من که میگم این همه دوست دارم گفتنشون
‫فقط واسه اینـه که

00:01:20.320 --> 00:01:21.600
‫دهن همدیگه رو ببندن

00:01:21.640 --> 00:01:23.360
بدجنس نشو دیگه

00:01:23.400 --> 00:01:25.600
‫ما که قبلاً راجع‌بهش حرف زده بودیم

00:01:25.640 --> 00:01:27.400
‫اصلاً بهم نمیان

00:01:27.440 --> 00:01:29.280
‫این رابطه آخر و عاقبت نداره.
‫خودت هم گفتی.

00:01:30.800 --> 00:01:32.920
‫جر و بحث طبیعیـه، ساتن

00:01:32.960 --> 00:01:34.840
‫دلیل نمیشه که
‫همدیگه رو دوست نداشته باشن

00:01:34.880 --> 00:01:38.000
‫پس خودت و لاز چی؟
‫همیشه به هم می‌پرید، ولی با هم صمیمی‌اید

00:01:39.000 --> 00:01:40.360
‫بد میگم؟

00:01:42.080 --> 00:01:43.960
‫داداشت دوستت داره، ساتن

00:01:44.000 --> 00:01:46.160
‫می‌دونی دیگه؟

00:01:46.200 --> 00:01:47.520
‫ساتن؟

00:01:47.560 --> 00:01:49.920
‫جنا می‌خواد امشب باهامون بیاد بیرون

00:01:49.960 --> 00:01:52.200
‫به نظرم یکم حال و هواش عوض میشه

00:01:52.240 --> 00:01:53.840
‫اجازه میدی بیاد دیگه؟

00:01:56.000 --> 00:01:57.680
‫آره...

00:01:57.720 --> 00:01:59.560
‫آره، اجازه میدم، ولی...

00:01:59.600 --> 00:02:00.920
‫- ساتن...
‫- می‌خوام با بیلی تموم کنم

00:02:03.400 --> 00:02:04.760
‫- چی؟
‫- حرفی برای گفتن ندارم

00:02:04.800 --> 00:02:07.680
‫فقط دارم بهت میگم که اگه
‫با مامانش به مشکل خوردیم، تعجب نکنی

00:02:07.720 --> 00:02:10.320
‫- مارگو رو که می‌شناسی؟
‫- چرا خب؟ مگه...

00:02:10.360 --> 00:02:12.480
‫مگه چیزی شده؟ چی...

00:02:12.520 --> 00:02:14.880
‫- چی شده؟ بهم بگو
‫- راستشو بگو

00:02:14.920 --> 00:02:16.560
‫راستش؟

00:02:21.640 --> 00:02:23.520
‫خوشگل شدم؟

00:02:25.680 --> 00:02:28.080
‫یه تیکه ماه شدی

00:02:32.560 --> 00:02:34.440
‫چرا گذاشتی از مراسم بره؟

00:02:35.480 --> 00:02:37.040
‫امشبـه

00:02:37.080 --> 00:02:38.840
‫امشب

00:02:38.880 --> 00:02:40.040
‫خب،

00:02:40.080 --> 00:02:42.400
‫آخه می‌خواستم کت و شلوار بپوشم

00:02:42.440 --> 00:02:44.040
‫بیلی کولی‌بازی درآورد

00:02:44.080 --> 00:02:45.520
‫نرو مراسم

00:02:45.560 --> 00:02:47.160
‫خواهش می‌کنم، ساتن

00:02:47.200 --> 00:02:50.240
‫صدام رو می‌شنوی؟ ساتن؟

00:02:50.280 --> 00:02:52.400
‫ساتن. ساتن؟

00:02:52.440 --> 00:02:54.720
‫- ای وای. دیرم شده
‫- نه

00:02:54.760 --> 00:02:57.560
‫نه، نه، نه، ساتن.
‫ساتن، منم. لازَم.

00:02:57.600 --> 00:02:59.120
‫تو رو خدا نرو مراسم.
‫همچین هم واجب نیست.

00:02:59.160 --> 00:03:02.400
‫همینجا می‌مونیم. با هم گپ می‌زنیم،
‫می‌تونیم همه چی رو درست کنیم.

00:03:02.440 --> 00:03:04.480
‫آره. فقط... فقط بمون

00:03:04.520 --> 00:03:06.720
‫تو رو خدا بمون. خواهشاً... فقط...

00:03:06.760 --> 00:03:08.520
‫میشه دوباره تنهام نذاری؟

00:03:08.560 --> 00:03:11.160
‫- خواهش می‌کنم
‫- خداحافظ، باید برم

00:03:11.200 --> 00:03:13.360
‫اگه دیر برسم،
‫بیلی منو می‌کشه

00:03:13.400 --> 00:03:15.560
‫نه، وایسا!

00:03:15.600 --> 00:03:17.840
‫وایسا! وایسا!

00:03:23.520 --> 00:03:25.120
‫ساتن؟!

00:03:36.560 --> 00:03:45.960
‫« لازاروسِ هارلن کوبن »
‫« فصل اول، قسمت سوم »

00:03:51.520 --> 00:03:55.840
‫« شرکت موربید کامیکس »

00:04:01.120 --> 00:04:02.280
‫- سلام
‫- سلام

00:04:02.320 --> 00:04:05.280
‫سلام، برای دیدن بیلی مکینتایر اومدم

00:04:05.320 --> 00:04:08.400
‫بهش بگید جوئل لازاروس اومده دیدنش

00:04:08.440 --> 00:04:09.600
‫لاز

00:04:12.120 --> 00:04:13.640
‫ممنونم. سلام

00:04:13.680 --> 00:04:15.280
‫عجب دفتری

00:04:15.320 --> 00:04:17.480
‫قربونت. بیا تو

00:04:25.520 --> 00:04:28.080
‫ببخشید نتونستم توی مراسم ختم
‫باهات حرف بزنم

00:04:28.120 --> 00:04:30.000
‫مسافرت بودم

00:04:30.040 --> 00:04:32.000
‫باید برمی‌گشتم خونه

00:04:32.040 --> 00:04:34.160
‫این چه حرفیـه

00:04:34.200 --> 00:04:36.560
‫کجا رفتی حالا؟
‫به درد بخور بود؟

00:04:36.600 --> 00:04:38.120
‫کارائیب

00:04:42.680 --> 00:04:45.320
‫حال روحیت چطوره، لاز؟

00:04:48.200 --> 00:04:50.720
‫راستشو بخوای، هنوز برام هضم نشده

00:04:50.760 --> 00:04:52.200
‫مادرت چطوره؟

00:04:52.240 --> 00:04:54.200
‫حتماً براش سخت بوده ‫که

00:04:54.240 --> 00:04:55.920
اون وضعی بابا رو پیدا کرده

00:04:55.960 --> 00:04:57.280
بدجور تو شوکـه

00:04:58.560 --> 00:05:01.960
‫پیداکردن جسد به کنار،

00:05:02.000 --> 00:05:03.840
‫یه عمر کارمند وفادار پدرت بود

00:05:03.880 --> 00:05:06.560
‫وای، بعضی وقتا تلفن خونه رو هم
‫اینجوری جواب می‌داد:

00:05:06.600 --> 00:05:09.560
‫«دفتر دکتر لازاروس، مارگو مکینتایر هستم. بفرمایید»

00:05:11.400 --> 00:05:13.640
‫پدرت مردِ شرافتمندی بود

00:05:13.680 --> 00:05:16.560
‫همیشه با صبر و حوصله
‫با آدم حرف میزد

00:05:16.600 --> 00:05:18.560
‫نصیحتم می‌کرد می‌گفت

00:05:18.600 --> 00:05:20.360
‫هوای خودم رو داشته باشم

00:05:20.400 --> 00:05:23.200
‫- خودم رو ببخشم
‫- بخشش چرا؟

00:05:23.240 --> 00:05:25.880
‫می‌گفتم حق دارم
‫به خاطر ساتن عذاب وجدان داشته باشم

00:05:25.920 --> 00:05:27.640
‫می‌گفت تقصیر من نبود

00:05:28.680 --> 00:05:30.600
‫چرا گذاشتی از مراسم بره؟!

00:05:34.280 --> 00:05:37.320
‫حالا عذاب وجدان دارم که
‫چرا این سال‌های آخر کم می‌دیدمش

00:05:37.360 --> 00:05:39.080
‫آخرین بار کِی دیدیش؟

00:05:39.120 --> 00:05:40.880
‫واقعیتش، اصلاً یادم نمیاد

00:05:42.360 --> 00:05:45.360
‫آخرین باری که خودت رو دیدم کِی بود؟
‫چند سالی میشه، نه؟

00:05:45.400 --> 00:05:47.560
‫زندگیـه دیگه

00:05:47.600 --> 00:05:50.120
‫کار و بار و بچه

00:05:52.640 --> 00:05:56.360
‫یه سؤال ازت بپرسم، بیلی؟
‫از وقتی که...

00:05:56.400 --> 00:06:00.200
‫از وقتی برگشتم، تصمیم گرفتم
‫چندتا چیز رو برای خودم روشن کنم

00:06:00.240 --> 00:06:02.000
‫درباره‌ی ساتن

00:06:02.040 --> 00:06:04.080
‫خب، ساتن چی؟

00:06:04.120 --> 00:06:06.640
‫اینکه دقیقاً قبل مراسم
‫چه حال و روزی داشت

00:06:08.360 --> 00:06:09.680
‫حتماً

00:06:09.720 --> 00:06:12.480
‫خب، من اون روز
‫قبل مراسم دیده بودمش و

00:06:12.520 --> 00:06:14.480
‫هر چی بیشتر اون روز رو مرور می‌کنم،

00:06:14.520 --> 00:06:17.280
بیشتر به این نتیجه می‌رسم که
‫یه چیزیش بود

00:06:17.320 --> 00:06:19.640
‫هیچیش نبود.
‫دست کم تا جایی که من خبر دارم.

00:06:19.680 --> 00:06:22.520
‫خوش و خرم بود

00:06:23.920 --> 00:06:24.960
‫ذوق داشت

00:06:25.000 --> 00:06:27.720
‫شب مرگش، جر و بحث‌تون سر چی بود؟

00:06:30.040 --> 00:06:31.360
‫اولسن

00:06:33.360 --> 00:06:34.960
‫اولسن بهم گفت
‫اون شب دعواتون شده بود...

00:06:35.000 --> 00:06:37.560
‫چرا حرفش رو باور کردی، لاز؟

00:06:39.600 --> 00:06:42.920
‫- لاز، اون مرتیکه قاتلشـه
‫- آره، من هم همین فکر رو می‌کردم

00:06:42.960 --> 00:06:45.120
‫- آره
‫- ولی در اشتباه بودم

00:06:45.160 --> 00:06:46.200
به نظرم بی‌گناهـه

00:06:46.240 --> 00:06:48.000
‫اولسن از همون اول هم
سابقه‌اش خراب بود

00:06:48.040 --> 00:06:49.480
‫خبرهای تو روزنامه رو یادت نیست؟

00:06:49.520 --> 00:06:52.800
‫لباس یه زنه رو دزدیده بود.
‫مردک روانیـه.

00:06:52.840 --> 00:06:55.720
‫آره، معلومـه که میاد من رو
نامزد جوشی جلوه میده

00:06:55.760 --> 00:06:57.480
حتی رفته به پلیس گفته دیده
‫ما با هم دعوا می‌کردیم

00:06:57.520 --> 00:07:00.320
‫- یعنی با ساتن دعواتون نشده بود؟
‫- چرا، یکم

00:07:00.360 --> 00:07:02.480
‫بحث‌مون شده بود، ولی چیز جدیدی نبود

00:07:02.520 --> 00:07:04.720
‫همون بحث‌های همیشگی که
‫داشت می‌رفت دانشگاه و

00:07:04.760 --> 00:07:07.760
‫من نمی‌خواستم خوابگاه بمونه چون
‫سر زدن بهش برام سخت‌تر می‌شد

00:07:07.800 --> 00:07:09.160
‫از هم...

00:07:10.840 --> 00:07:11.880
‫جدا نشدید؟

00:07:11.920 --> 00:07:13.800
‫من و ساتن؟

00:07:18.200 --> 00:07:20.160
‫رو چه حساب
‫همچین فکری کردی؟

00:07:23.840 --> 00:07:25.520
بهترین دوران‌مون بود

00:08:12.680 --> 00:08:15.920
‫پس بیا از یه زاویه‌ی دید دیگه
‫به قضیه نگاه کنیم

00:08:15.960 --> 00:08:17.760
‫اگه کاساندرا با اون مجسمه زده
‫نیل کرافت رو کشته،

00:08:17.800 --> 00:08:19.800
‫پس چرا نگهش داشته؟

00:08:19.840 --> 00:08:22.480
‫- به عنوان یادگاری
‫- یادگاری؟

00:08:22.520 --> 00:08:23.920
‫ولی ما که همیشه فکر می‌کردیم

00:08:23.960 --> 00:08:25.640
‫نیل کاساندرا رو کشته

00:08:25.680 --> 00:08:27.880
‫پس اگه نیل مُرده بود،
‫کی کاساندرا رو کشته؟

00:08:27.920 --> 00:08:29.120
‫یه نامزد دیگه

00:08:29.160 --> 00:08:31.240
‫از کجا اینقدر مطمئنی که

00:08:31.280 --> 00:08:33.920
‫اون زده پسره رو کشته و نه برعکس؟

00:08:35.680 --> 00:08:37.080
‫حسم میگه

00:08:37.120 --> 00:08:40.560
‫- آخه جسدش تو آپارتمان اون پیدا شده
‫- بیخیال

00:08:41.480 --> 00:08:45.160
نیل کرافت سابقه‌ی خشونت
علیه کاساندرا رودز رو داشته

00:08:45.200 --> 00:08:47.080
‫دختره خفه شده،
‫پسره هم غیبش زده

00:08:47.120 --> 00:08:49.400
‫چون به عالم و آدم گفته بود که

00:08:49.440 --> 00:08:51.280
‫همیشه می‌خواسته
‫توی هند از نو شروع کنه

00:08:51.320 --> 00:08:53.360
‫همه فکر کردن رفته اونجا

00:08:53.400 --> 00:08:54.760
‫آره، ولی در واقع تو زیرشیروونی افتاده بود

00:08:56.120 --> 00:08:58.880
‫خب، اگه کار کاساندرا نبود،
‫پس کی انداختش اونجا؟

00:08:58.920 --> 00:09:03.240
‫یعنی میگی کاساندرا جسدِ نیل رو
‫این همه راه تا زیرشیروونی بُرده؟

00:09:03.280 --> 00:09:05.320
لابد یکی کمکش کرد

00:09:05.360 --> 00:09:07.280
‫نمی‌دونم، منطقیـه انگار، نیست؟

00:09:07.320 --> 00:09:09.360
‫- اگه با یکی دیگه تو رابطه بود...
‫- این در صورتیـه که

00:09:09.400 --> 00:09:12.160
‫پسره رو کشته باشه.
‫هنوز مطمئن نیستیم.

00:09:12.200 --> 00:09:14.320
‫باید منتظر نتیجه‌ی کالبدشکافی و
‫پزشکی قانونی بمونیم

00:09:14.360 --> 00:09:16.440
اصلاً هنوز مطمئن نیستیم
‫جسدِ نیل هست یا نه

00:09:20.680 --> 00:09:23.360
‫خب، کارآگاه براون می‌خواد باهات حرف بزنه

00:09:23.400 --> 00:09:26.320
‫از من به تو نصیحت،
‫جواب زنگش رو بده

00:09:27.800 --> 00:09:29.400
به صلاحـه؟

00:09:29.440 --> 00:09:32.400
‫نکنه می‌خوای قضیه‌ی کسپر و دوستان رو
‫براش تعریف کنی؟ اصلاً رو من حساب نکن

00:09:33.480 --> 00:09:36.400
‫پس تا وقتی یه توضیحی پیدا نکردی که
‫پای جن و پری رو وسط نکِشه،

00:09:36.440 --> 00:09:39.800
‫توصیه می‌کنم به هممون رحم کنی و
‫فعلاً دم‌پرش نشی

00:09:41.680 --> 00:09:42.760
‫چرا اینجا؟

00:09:44.920 --> 00:09:48.480
‫باید جایی رو پیدا می‌کردم که
‫براون نتونه پیدام کنه. بفرما

00:09:49.680 --> 00:09:52.720
‫- پس ربطی به دوشنبه‌های ‌گوشت‌خورون نداره؟
‫- چه حرفا!

00:09:52.760 --> 00:09:54.840
‫الان دیگه هر روز موجوده، پس...

00:09:58.560 --> 00:10:00.840
‫گزارش آزمایشات بقایای باروت

00:10:01.840 --> 00:10:03.320
‫از جسد پدرت

00:10:05.640 --> 00:10:06.920
‫زیر ناخن‌هاش بوده، رفیق

00:10:08.600 --> 00:10:11.680
یعنی خودش شلیک کرده. متأسفم

00:10:13.080 --> 00:10:16.280
‫همه چیز با زخم ناشی از خودکشی مطابقت داره

00:10:16.320 --> 00:10:18.000
تو کتِ من یکی نمیره

00:10:20.880 --> 00:10:24.120
‫خب، دیگه چه خبر؟

00:10:27.880 --> 00:10:30.360
‫امروز ساتن رو دیدم

00:10:34.280 --> 00:10:35.960
‫خیلی‌خب، وقتی میگی دیدیش...

00:10:36.000 --> 00:10:37.760
‫همون شب بود

00:10:41.160 --> 00:10:43.920
‫ای‌کاش... ای‌کاش چشم ازش برنمی‌داشتم

00:10:43.960 --> 00:10:45.240
‫بعدِ مراسم

00:10:46.440 --> 00:10:47.920
‫بابام گفته بود حواسم بهش باشه

00:10:47.960 --> 00:10:50.920
‫خیلی‌خب، لاز

00:10:50.960 --> 00:10:53.520
‫چرا داری خودت رو عذاب میدی؟

00:10:53.560 --> 00:10:55.560
‫می‌دونم سختـه

00:10:55.600 --> 00:10:58.200
‫فکرِ اینکه اگه فلان کار یا بهمان کار رو می‌کردم
‫الان چی می‌شد

00:10:58.240 --> 00:10:59.280
‫واقعاً درکت می‌کنم

00:10:59.320 --> 00:11:02.760
‫ولی این... ارواح؟

00:11:04.440 --> 00:11:07.120
‫خود دکتر لازاروس، خودِ ساتن
‫هیچوقت راضی نمی‌شدن به اینکه...

00:11:07.160 --> 00:11:10.120
‫با چشم‌های خودم دیدمش، سث

00:11:10.160 --> 00:11:11.560
‫قشنگ جلوم وایساده بود

00:11:11.600 --> 00:11:13.840
‫درست مثل کاساندرا و نیل

00:11:14.840 --> 00:11:17.720
‫باشه. باشه

00:11:17.760 --> 00:11:20.720
‫همشون هم کشته شدن

00:11:20.760 --> 00:11:24.640
‫به نظرم قاتل ساتن هر کی که هست،
‫کاساندرا و بابا رو هم کشته

00:11:24.680 --> 00:11:27.560
‫هر جور شده ثابتش می‌کنم

00:11:33.520 --> 00:11:34.800
‫مارلو کیـه؟
(خیابان هارویل)

00:11:34.840 --> 00:11:37.680
‫مارلو... چیزه

00:11:37.720 --> 00:11:39.960
‫گربه‌مون بود

00:11:40.000 --> 00:11:41.400
‫مگه شماها گربه هم داشتید؟

00:11:41.440 --> 00:11:44.720
‫- آره، یه گربه‌ی ولگردی که مامانت آورد تو خونه
‫- چجور گربه‌ای بود؟

00:11:44.760 --> 00:11:45.840
‫از اون دردسرها

00:11:48.480 --> 00:11:50.360
‫همه جا خرابکاری می‌کرد، ایدن

00:11:50.400 --> 00:11:51.800
‫همیشه نمی‌شد بفهمیم کجا،

00:11:51.840 --> 00:11:53.320
‫واسه همین هم...

00:11:53.360 --> 00:11:55.720
‫از اینا گرفتیم. می‌دونستم اینجاست

00:11:58.040 --> 00:12:01.160
‫بعدِ قضیه‌ی اسکناس‌ بیست‌دلاری‌های قُلابی
‫از توی انبار درش آوردم

00:12:01.200 --> 00:12:04.200
هر چی خرابکاری باشه بهت نشون میده

00:12:04.240 --> 00:12:06.800
یا خون، استفراغ و هر نوع

00:12:06.840 --> 00:12:08.360
‫کثافت‌کاری دیگه‌ای که
‫عمراً آدم دلش بخواد ببینه

00:12:08.400 --> 00:12:09.440
‫ممنونم

00:12:09.480 --> 00:12:11.760
‫می‌دونم درخواست عجیبیـه

00:12:11.800 --> 00:12:12.920
‫خب، خدا کنه اشتباه کرده باشی

00:12:14.400 --> 00:12:18.360
‫چون اگه واقعاً خونه‌تون موش داشته باشه،
‫عمراً اگه جنا بذاره تله بخری

00:12:18.400 --> 00:12:19.600
‫راست میگی

00:12:19.640 --> 00:12:20.960
‫مرسی

00:12:21.000 --> 00:12:22.640
‫- قربونت
‫- فعلاً

00:14:05.720 --> 00:14:07.000
‫ساتن؟

00:14:10.120 --> 00:14:12.880
‫سلام، دکتر. ببخشید دیر کردم

00:14:16.120 --> 00:14:17.960
‫سلام

00:14:18.000 --> 00:14:19.400
‫واسه گیجی چی تجویز می‌کنی؟

00:14:19.440 --> 00:14:20.960
‫تو رو خدا نگو می‌خواستی دیشب کمتر بخوری

00:14:23.960 --> 00:14:25.800
‫عمراً

00:14:26.800 --> 00:14:28.920
‫- حالت خوبه؟
‫- خوب میشم

00:14:28.960 --> 00:14:31.080
اگه دیگه با رفیقت داد و هوار نکشید

00:14:32.560 --> 00:14:35.560
‫دیشب که زدم بیرون، دیگه نفهمیدم چی شد!

00:14:37.360 --> 00:14:39.400
‫منتها قبلش رفتم کافه

00:14:39.440 --> 00:14:41.120
‫همین پاتوق خودمون

00:14:41.160 --> 00:14:42.640
‫با کسی قرار داشتی؟

00:14:43.680 --> 00:14:45.840
‫نه، ولی با متصدی کافه گرم صحبت شدم

00:14:45.880 --> 00:14:48.400
‫اسمش بمبی بود. باورت میشه؟

00:14:49.760 --> 00:14:51.000
‫نه والا

00:14:52.000 --> 00:14:53.480
‫خندوندمش

00:14:53.520 --> 00:14:55.880
‫فکر کنم از همدیگه خوشمون اومده بود

00:14:55.920 --> 00:15:00.200
‫بعد با خودم گفتم شاید بتونیم صحبت کنیم...

00:15:00.240 --> 00:15:02.280
‫ولی گفت خسته‌ست و اون روز خیلی درگیر بوده

00:15:02.320 --> 00:15:03.320
‫آره

00:15:04.360 --> 00:15:06.040
‫- لابد مادرش مُرده
‫- واسه همین گفتم...

00:15:08.320 --> 00:15:09.840
‫چی؟

00:15:11.240 --> 00:15:12.240
‫بمبی

00:15:14.320 --> 00:15:16.160
‫مثل فیلمش؟

00:15:17.320 --> 00:15:19.120
‫آره، مثل فیلمش

00:15:19.160 --> 00:15:21.120
‫لابد مادرش مُرده

00:15:23.680 --> 00:15:25.640
‫ایول

00:15:30.000 --> 00:15:31.480
‫چرا به ذهن خودم نرسید؟

00:15:42.920 --> 00:15:44.400
‫بالاخره انجامش دادم

00:15:46.880 --> 00:15:49.120
‫رفتم پای میز. خودم رو معرفی کردم

00:15:49.160 --> 00:15:51.960
‫گفتم هری نَش هستم و
‫باید با یکی صحبت کنم

00:15:53.400 --> 00:15:54.800
‫هری

00:15:54.840 --> 00:15:56.520
‫یه نفر رو فرستادن پیشم و من...

00:15:56.560 --> 00:15:58.520
‫رسماً شهادت دادم

00:15:59.400 --> 00:16:01.440
‫خیلی‌خب، شهادتت...

00:16:01.480 --> 00:16:03.240
‫- دقیقاً چی...
‫- بس کن!

00:16:03.280 --> 00:16:04.880
‫خودت بهم گفتی کار درستیـه

00:16:04.920 --> 00:16:07.200
‫تو شیرم کردی برم پیش پلیس

00:16:08.280 --> 00:16:09.680
‫- آره
‫- ولی من گفتم

00:16:09.720 --> 00:16:11.240
‫هنوز آمادگیش رو ندارم!

00:16:11.280 --> 00:16:13.720
‫اگه بفهمه من لوش دادم چی؟

00:16:13.760 --> 00:16:15.080
‫اصلاً می‌دونی اون چه جونوریـه؟

00:16:15.120 --> 00:16:17.640
‫می‌دونی اگه می‌فهمید با هم حرف می‌زنیم
‫چه بلایی سرمون می‌آورد؟

00:16:17.680 --> 00:16:20.960
‫خودِ شیطانـه. سر وقتش که برن...

00:16:26.600 --> 00:16:29.800
‫اگه بفهمه کار من بوده چی؟

00:16:29.840 --> 00:16:32.640
‫ای خدا

00:16:35.360 --> 00:16:36.560
‫هری...

00:16:43.360 --> 00:16:45.840
‫قول میدی همه چی درست بشه، دکتر؟

00:16:45.880 --> 00:16:47.560
‫درست میشه دیگه؟

00:16:49.200 --> 00:16:51.240
‫قول میدی اتفاق بدی نیفته؟

00:16:53.240 --> 00:16:54.440
‫تو رو خدا

00:16:56.520 --> 00:16:57.720
‫بهم قول بده

00:16:58.720 --> 00:17:00.080
‫هری...

00:17:06.800 --> 00:17:08.040
‫هری؟

00:17:15.080 --> 00:17:16.720
‫غیبش زد باز

00:17:31.440 --> 00:17:33.400
‫« گزارش روان‌پزشکی هری نش »

00:17:33.440 --> 00:17:35.480
‫« متوفی »

00:17:35.480 --> 00:17:39.200
‫« هری نش در تاریخ ۱۱ نوامبر ۲۰۰۴ به دست پدر فرانکلین بارنوی به قتل رسید »

00:17:39.240 --> 00:17:41.160
‫کشتنش

00:17:41.200 --> 00:17:44.360
‫تعجبی نداره.
‫من که گفتم قربانی‌های دیگه‌ای هم هستن.

00:17:46.000 --> 00:17:48.160
‫تو بچگی خیلی اذیت شده بود

00:17:48.200 --> 00:17:49.480
‫به کرات

00:17:49.520 --> 00:17:53.000
‫به دستِ کشیشی که
‫مربی تیم فوتبال مدرسه‌شون بود

00:17:56.800 --> 00:18:00.040
‫- بالاخره رفت از اون آدم شکایت کرد
‫- چقدر شجاع

00:18:00.080 --> 00:18:03.080
‫خب، طبق مشاوره‌ی تو
‫این کار رو کرد، بابا

00:18:03.120 --> 00:18:05.280
‫بله، همینطوره

00:18:08.120 --> 00:18:09.520
‫چی...

00:18:11.440 --> 00:18:13.640
برای حفظ امنیتش دقیقاً چیکار کردی؟

00:18:13.680 --> 00:18:17.160
‫ببخشید، ولی لحنت طوریـه که انگار
‫داری اصول اخلاقی من رو زیر سؤال می‌بری

00:18:17.200 --> 00:18:20.600
‫هری بیمارت بود، بابا.
‫باید امنیتش رو حفظ می‌کردی.

00:18:20.640 --> 00:18:22.960
‫خیال کردی توی مسئولیتم کوتاهی کردم؟

00:18:23.000 --> 00:18:25.280
‫قبول دارم، همچین کاری وحشتناکـه

00:18:25.320 --> 00:18:28.560
‫غیر قابل بخششـه. ولی حقیقت داره؟

00:18:28.600 --> 00:18:31.480
‫- بیا با هم موشکافیش کنیم، خوبـه؟
‫- باشه، بابا

00:18:31.520 --> 00:18:34.240
‫برام توضیح بده. بگو ببینم هری چش بود

00:18:34.280 --> 00:18:37.000
‫چون اینجا نوشتی:
‫«ضربه‌ی روحی‌ای که هری متحمل شده

00:18:37.040 --> 00:18:39.240
‫چنان عمیق توی شخصیتش تنیده شده که...»

00:18:39.280 --> 00:18:40.560
‫تو همچین مواردی،

00:18:40.600 --> 00:18:43.000
‫فقط با ریسکـه که میشه پیشرفت کرد

00:18:43.040 --> 00:18:44.560
‫با پریدن تو دلِ...

00:18:44.600 --> 00:18:46.360
‫تهِ درّه؟

00:18:46.400 --> 00:18:49.200
‫مُرده، بابا

00:18:49.240 --> 00:18:52.240
‫طفلک مُرده

00:18:52.280 --> 00:18:54.480
‫بزرگ‌ترین ترسش شد بلای جونش. اون...

00:18:54.520 --> 00:18:57.120
‫اون مردکِ لعنتی

00:18:57.160 --> 00:18:59.720
‫کجای دنیا به این میگن پیشرفت؟

00:19:01.120 --> 00:19:03.480
‫بعدش... بعدش هم می‌رسیم به کاساندرا

00:19:04.640 --> 00:19:08.080
‫تشویقش کردی جلوی مردی وایسه که
‫می‌تونست عین آب خوردن بکشتش

00:19:08.120 --> 00:19:10.560
‫ولی اون که نکشتش

00:19:10.600 --> 00:19:11.880
‫درست میگم؟

00:19:11.920 --> 00:19:14.520
‫بله، چون دختره زد کشتش

00:19:14.560 --> 00:19:16.160
‫جلو چشم خودت

00:19:18.920 --> 00:19:20.920
‫تو کمکش کردی ماجرا رو ماستمالی کنه، نه؟

00:19:22.400 --> 00:19:24.560
‫تو کمکش کردی جسد نیل رو
‫تا زیرشیروونی وامونده ببره

00:19:24.600 --> 00:19:27.760
‫خب پس، به نظر حضرتعالی،
‫باید چیکار می‌کردم؟

00:19:27.800 --> 00:19:29.600
‫خب، باید می‌رفتی پیش پلیس، بابا!

00:19:29.640 --> 00:19:31.680
‫کاساندرا به شدت آسیب‌پذیر بود

00:19:31.720 --> 00:19:33.720
‫یعنی میگی تو زندان می‌پوسید

00:19:33.760 --> 00:19:35.000
‫بهتر از این بلایی بود که سرش اومد؟

00:19:35.040 --> 00:19:36.560
‫جدی جواب بده

00:19:36.600 --> 00:19:37.720
‫بس کن، بابا!

00:19:37.760 --> 00:19:40.160
‫اینقدر حرف‌های من رو نادیده نگیر!

00:19:40.200 --> 00:19:41.480
‫به من گوش کن!

00:19:41.520 --> 00:19:43.840
‫واسه‌ی چی؟

00:19:44.840 --> 00:19:47.360
‫به رغم اینکه تجربه‌ی کاری من

00:19:47.400 --> 00:19:49.040
‫کمِ کمش ۳۰ سال بیشتر از توئـه،

00:19:49.080 --> 00:19:51.560
‫اونوقت این منم که باید گوش کنم؟ جداً؟

00:19:51.600 --> 00:19:52.880
خیلی‌خب

00:19:53.960 --> 00:19:56.120
‫سراپا گوشم

00:20:04.640 --> 00:20:06.680
‫شاید چهارتا پیرهن
‫بیشتر از من پاره کرده باشی، بابا

00:20:06.720 --> 00:20:09.200
‫ولی این منم که تو دل آتیشم

00:20:09.240 --> 00:20:12.120
‫تو اون بیمارستان... با
اون همه درد و آسیب روحی

00:20:12.160 --> 00:20:13.840
‫نه اینکه تو دفتر دنجت لم بدم

00:20:13.880 --> 00:20:16.120
‫دنج کجا بود؟
‫به نظر من که چیدمانش قشنگـه

00:20:16.160 --> 00:20:19.360
‫به دور از اصل ماجرا

00:20:19.400 --> 00:20:20.880
‫زندگی

00:20:20.920 --> 00:20:23.480
‫زندگی واقعی با تموم کثافت‌کاری‌هاش!

00:20:23.520 --> 00:20:26.560
‫زنده که بودم،
‫هیچوقت باهام اینجوری حرف نمی‌زدی، جوئل

00:20:26.600 --> 00:20:30.120
‫آخه اونقدر با هم راحت نبودیم، بابا

00:20:37.160 --> 00:20:38.920
‫پس از نظرت من چیزی از

00:20:38.960 --> 00:20:41.520
‫زندگی واقعی نمی‌دونم و

00:20:41.560 --> 00:20:42.800
‫تو می‌دونی؟

00:20:45.280 --> 00:20:46.720
‫به نظرم

00:20:46.760 --> 00:20:50.160
‫آستانه‌ی تحملت برای درد و رنج
‫دیگه مثل قبل نیست

00:20:50.200 --> 00:20:52.520
‫- فکر کنم بعدِ ساتن...
‫- ادامه نده

00:20:52.560 --> 00:20:55.560
‫فکر کنم بعدِ ساتن،
‫دیگه بُریدی

00:20:55.600 --> 00:20:57.480
‫تو همیشه الگوی من بودی

00:20:58.720 --> 00:21:02.600
‫پدر نابغه‌ام، دکتر لازاروس کبیر

00:21:02.640 --> 00:21:06.080
‫مردی که هیچوقت پشت کسی رو خالی نمی‌کرد

00:21:06.120 --> 00:21:08.680
‫من الگوت بودم؟

00:21:08.720 --> 00:21:10.640
‫ولی قبل ساتن

00:21:10.680 --> 00:21:12.520
‫اصلاً نمی‌خواستی راه منو ادامه بدی

00:21:12.560 --> 00:21:14.320
‫بعد ساتن، شدی روان‌پزشک قانونی

00:21:14.360 --> 00:21:16.080
‫- چرا باید همچین کاری می‌کردی؟
‫- چرا؟!

00:21:16.120 --> 00:21:19.200
‫چون می‌خواستم بهتر از تو باشم، بابا

00:21:20.760 --> 00:21:22.680
‫می‌خواستم ازت جلو بزنم

00:21:22.720 --> 00:21:26.600
‫شاید چیزهایی که من می‌بینم
‫صرفاً روح مقتول‌ها نیست،

00:21:26.640 --> 00:21:29.280
بلکه همش ناکامی‌های توئـه

00:21:34.680 --> 00:21:37.320
این تشخیص پیش‌پاافتاده‌ست و تکراری

00:21:37.360 --> 00:21:39.040
‫ولی، خب...

00:21:40.200 --> 00:21:42.200
‫اگه این فکر آرومت می‌کنه، ولش نکن

00:21:58.840 --> 00:22:02.040
‫« کشیش روانی به جرم قتل قربانی‌اش دستگیر شد »

00:22:02.080 --> 00:22:03.600
‫این یارو

00:22:05.360 --> 00:22:07.760
‫چقدر قیافه‌اش برام آشناست

00:22:10.040 --> 00:22:11.960
‫از کجا می‌شناسمش...

00:22:33.680 --> 00:22:35.200
‫اسمم

00:22:35.240 --> 00:22:36.520
‫فرانکلین بارنویـه

00:22:36.560 --> 00:22:38.200
‫این آخرین اعترافمـه

00:22:39.440 --> 00:22:41.000
‫می‌دونم جام تو قعر جهنمـه

00:22:41.040 --> 00:22:42.680
‫حقم هم هست

00:22:42.720 --> 00:22:44.920
‫به خاطر بلایی که سر اون بچه‌ها آوردم

00:22:44.960 --> 00:22:46.960
‫هیچ جوره قابل جبران نیست

00:22:52.360 --> 00:22:55.480
‫بابت بلایی که سر هری آوردم متأسفم

00:22:55.520 --> 00:22:57.680
‫اما کشتنش...

00:22:57.720 --> 00:22:59.080
‫گناهش گردن یکی دیگه‌ست

00:22:59.120 --> 00:23:00.200
‫فرانک!

00:23:11.400 --> 00:23:12.520
‫کار من نبود

00:23:12.560 --> 00:23:14.280
‫به خدا من هری رو نکشتم

00:23:14.320 --> 00:23:16.520
‫پس بگردید دنبال قاتلش

00:23:16.560 --> 00:23:18.800
‫چون قطعاً من نبودم

00:23:33.040 --> 00:23:35.440
‫فرانک!

00:23:37.400 --> 00:23:38.880
‫فرانک!

00:23:41.680 --> 00:23:42.960
‫فرانک!

00:23:45.280 --> 00:23:47.320
‫نه، فرانک... نه، نه نه!

00:23:47.360 --> 00:23:48.520
‫لعنتی!

00:23:53.360 --> 00:23:55.400
‫این ماجرا...

00:23:55.440 --> 00:23:57.120
‫دقیقاً مال کِی بود؟

00:23:57.160 --> 00:23:59.080
‫۲۸‏ سپتامبر

00:23:59.120 --> 00:24:00.240
‫پارسال

00:24:03.040 --> 00:24:05.120
حتماً از قبل نقشه کشیده بوده

00:24:05.160 --> 00:24:06.680
‫آره

00:24:08.200 --> 00:24:11.560
‫واسه تک‌تکِ قدم‌هاش برنامه داشت

00:24:12.560 --> 00:24:14.120
‫می‌دونسته بچه‌های تعمیرات
‫کِی میرن رو پشت بوم

00:24:14.160 --> 00:24:16.560
‫به طریقی یه میله جور کرده که
‫در رو باهاش قفل کنه

00:24:16.600 --> 00:24:18.960
‫- مگه جزو زندانی‌های تحت نظر نبود؟
‫- نه

00:24:19.000 --> 00:24:21.200
‫فکر نمی‌کردم کار خطرناکی بکنه

00:24:21.240 --> 00:24:23.800
‫اتفاقاً خود پدر فرانک درخواست کرده بود که

00:24:23.840 --> 00:24:25.480
‫تو لیست آزادی‌ مشروط نره

00:24:25.520 --> 00:24:27.920
‫حس می‌کرد این مجازات حقشـه

00:24:27.960 --> 00:24:29.600
‫به خاطر حمله‌اش به بچه‌ها

00:24:31.000 --> 00:24:32.400
‫آلفی

00:24:36.680 --> 00:24:39.280
طبیعیـه که آدم اینجور نشونه‌ها رو نبینه

00:24:39.320 --> 00:24:41.160
‫البته اگه نشونه‌ای در کار بوده باشه

00:24:41.200 --> 00:24:43.560
‫مطمئنم اگه با فرانک صحبت می‌کردم،

00:24:43.600 --> 00:24:45.840
‫دقیقاً به همون نتیجه‌ای می‌رسیدم که
‫تو رسیدی

00:24:49.120 --> 00:24:51.600
باهاش صحبت کردی

00:24:51.640 --> 00:24:53.960
یه جلسه به جای من باهاش صحبت کردی

00:24:55.760 --> 00:24:57.240
دو بار

00:24:57.280 --> 00:24:59.280
گمونم

00:25:01.040 --> 00:25:03.040
جدی؟

00:25:04.160 --> 00:25:06.200
آخه، یادم ...

00:25:06.240 --> 00:25:08.600
یادمـه دیدمش، ولی یادم نیـ ...

00:25:13.680 --> 00:25:16.520
خب، آدمای زیادی رو دیدم

00:25:18.720 --> 00:25:21.160
همونطور که گفتی

00:25:21.200 --> 00:25:23.480
آدمای زیادی رو دیدی

00:25:26.040 --> 00:25:28.360
فکر می‌کنی راست میگه که

00:25:28.400 --> 00:25:31.400
- هری نَش رو نکُشته؟
- فرانک به جنایت‌های

00:25:31.440 --> 00:25:34.680
به مراتب شنیع‌تری اعتراف کرده ولی

00:25:36.640 --> 00:25:40.120
همیشه اصرار داشت که قاتل نیست

00:25:51.680 --> 00:25:55.520
هنوز لکه‌ی کشیشه به خاطر افتادنش
روی زمین هست؟

00:26:01.160 --> 00:26:03.440
از کجا می‌دونی من چرا اینجام، آرلو؟

00:26:03.480 --> 00:26:05.520
دیدم اومدی

00:26:05.560 --> 00:26:08.600
دیدم آخرین لحظات کنارش بودی

00:26:08.640 --> 00:26:10.240
می‌شناختیش؟

00:26:10.280 --> 00:26:12.680
کشیشه رو؟ آره

00:26:12.720 --> 00:26:13.920
مرد خوبی بود

00:26:13.960 --> 00:26:17.160
ولی آدم بدکاری هم بود

00:26:18.480 --> 00:26:21.320
بالاخره کدوم، آرلو؟

00:26:21.360 --> 00:26:23.000
نمی‌تونه جفتش باشه، دکتر لاز؟

00:26:23.040 --> 00:26:25.040
شاید هممون همینطوری هستیم

00:26:26.040 --> 00:26:28.480
خیر و شر بدون هم معنا ندارن

00:26:28.520 --> 00:26:32.440
مهم اینـه در نهایت کدوم یکی چیره میشه

00:26:33.880 --> 00:26:35.520
تو مدرسه یادت ندادن؟

00:26:39.920 --> 00:26:42.560
شنیدم بابات هم لیوان رحمت رو سر کِشیده

00:26:45.640 --> 00:26:48.320
من فقط چشم ندارم

00:26:48.360 --> 00:26:50.640
گوش هم دارم

00:26:52.120 --> 00:26:53.760
گناهان پدر

00:26:53.800 --> 00:26:56.320
به پای پسر نوشته شد

00:26:56.360 --> 00:26:58.920
شنیدم مغزش همه جا پخش شده

00:27:00.240 --> 00:27:02.560
چی گفتی؟

00:27:02.600 --> 00:27:04.720
چه زری زدی؟

00:27:07.760 --> 00:27:09.680
خدا گفت می‌کُشتش

00:27:09.720 --> 00:27:11.320
واسه من

00:27:17.280 --> 00:27:19.040
- مُرده
- ساتنِ خوشگلِ من

00:27:19.080 --> 00:27:21.800
- من هری رو نکُشم. واقعاً میگم
- فرانک

00:27:21.840 --> 00:27:22.760
قول بده

00:27:22.800 --> 00:27:23.880
یه مَردی هست که

00:27:23.920 --> 00:27:25.480
من رو تعقیب می‌کنه

00:27:25.520 --> 00:27:26.960
بقیه که به قتل رسیدن

00:27:29.480 --> 00:27:31.400
- ساتن؟
- به قتل رسیده

00:27:32.400 --> 00:27:34.280
ساتن؟

00:27:34.320 --> 00:27:36.160
چرا گذاشتی از مراسم جشن بره؟

00:27:56.560 --> 00:27:58.520
یکم نگرانِ لاز هستم

00:27:58.560 --> 00:28:02.440
فکر کنم مرگ پدرتون ...

00:28:02.480 --> 00:28:03.680
باعث شده زخم‌های قدیمی باز بشه

00:28:03.720 --> 00:28:06.200
- می‌دونی منظورم چیـه؟
- زخم‌های قدیمی

00:28:06.240 --> 00:28:08.040
مثلاً غمِ از دست دادنِ ساتن؟

00:28:08.080 --> 00:28:09.840
دوقلو بودن، جنا

00:28:09.880 --> 00:28:11.200
خودم می‌دونم

00:28:12.680 --> 00:28:16.160
خواهر من هم بوده ها، ست

00:28:16.720 --> 00:28:18.880
فقط اون داغِ عزیز ندیده

00:28:18.920 --> 00:28:20.960
نه، می‌دونم. فقط ...

00:28:21.000 --> 00:28:22.760
نمیگم که شماها

00:28:22.800 --> 00:28:25.000
خیلی به هم نزدیک نیستید ولی

00:28:25.040 --> 00:28:27.400
اون جنازه‌ی ساتن رو پیدا کرد، جنا

00:28:28.800 --> 00:28:30.880
لاز بود اکه اون شب جنازه‌ی ساتن رو پیدا کرد

00:28:33.120 --> 00:28:35.880
حتی نمی‌تونم تصور کنم چه
تأثیری روی آدم می‌ذاره، می‌دونی؟

00:28:37.200 --> 00:28:38.800
خودش اینا رو گفت؟

00:28:41.520 --> 00:28:43.200
یجورایی

00:29:07.480 --> 00:29:08.760
هی، هی

00:29:12.600 --> 00:29:13.600
ای وای

00:29:22.920 --> 00:29:24.400
باید می‌ذاشتی می‌رفتی

00:29:24.440 --> 00:29:26.320
ولی اینجوری گناه‌کار جلوه می‌کردی

00:29:28.600 --> 00:29:30.040
فکر می‌کردم آب‌ها از آسیاب بیفته

00:29:52.480 --> 00:29:54.920
مارگو فرشته‌ست

00:29:54.960 --> 00:29:57.760
بدون کمکش نمی‌تونم کارهای
اداری رو تموم کنم

00:29:57.800 --> 00:30:00.600
سلام، جوئل. چطوری؟

00:30:00.640 --> 00:30:02.720
خوبم

00:30:03.960 --> 00:30:05.720
تو چی؟

00:30:05.760 --> 00:30:07.600
بیلی

00:30:07.640 --> 00:30:09.560
بیلی گفت می‌گذروندی

00:30:09.600 --> 00:30:11.720
می‌دونم، سختـه

00:30:12.840 --> 00:30:14.120
بیلی رو دیدی؟

00:30:14.160 --> 00:30:16.760
خب، حالش چطور بود؟

00:30:16.800 --> 00:30:20.200
خوب بود. ظاهرش که خوب بود

00:30:20.240 --> 00:30:22.640
کارائیب بهش ساخته

00:30:22.680 --> 00:30:26.400
در مورد چی صحبت کردید؟

00:30:26.440 --> 00:30:30.200
خب، پسرهاش... دوتا پسر رعنا داره

00:30:30.240 --> 00:30:33.320
راستش، بیشتر در مورد گذشته صحبت کردیم

00:30:34.480 --> 00:30:36.840
- گذشته؟
- شبی که ساتن کُشته شد

00:30:39.480 --> 00:30:40.520
چرا در مورد اون صحبت می‌کردید؟

00:30:40.560 --> 00:30:43.320
خب، بیلی آخرین کسی بوده که
خواهرمون رو زنده دیده، جنا

00:30:43.360 --> 00:30:44.720
مگه میشه بحثش رو پیش نکِشید؟

00:30:44.760 --> 00:30:47.000
جوئل

00:30:47.040 --> 00:30:48.600
باید فراموشش کنی دیگه

00:30:48.640 --> 00:30:50.280
پدرتم بود همین رو می‌گفت

00:30:50.320 --> 00:30:52.040
مارگو، با نهایت احترام

00:30:52.080 --> 00:30:54.200
اگه خیلی دلت می‌خواد بدونم که
پدرم چی بهم گفته

00:30:54.240 --> 00:30:56.880
- می‌تونی بگی تو ادامه‌ی یادداشتش چی نوشته
- لاز

00:30:56.920 --> 00:30:58.360
خیال کردی چیزی رو ازت مخفی کردم؟

00:30:58.400 --> 00:31:00.200
قضیه‌ی کاساندرا رودز رو که

00:31:00.240 --> 00:31:01.760
- جونت در اومد تا گفتی، نه؟
-اون ...

00:31:01.800 --> 00:31:03.400
- یا قضیه‌ی هری نَش
- ببخشید

00:31:03.440 --> 00:31:04.640
هری نَش کیـه؟

00:31:06.880 --> 00:31:10.040
یکی از مراجعین پدرتون بود

00:31:10.080 --> 00:31:11.800
به قتل رسیده

00:31:11.840 --> 00:31:13.200
- چی؟
- به نظرت

00:31:13.240 --> 00:31:14.880
عجیب نیست، مارگو؟

00:31:15.680 --> 00:31:18.840
اینکه وقتی در مورد کاساندرا ازت سؤال پرسیدم
در این باره هیچی نگفتی؟

00:31:18.840 --> 00:31:20.760
یه بیمار دیگه که به قتل رسیده

00:31:20.800 --> 00:31:22.680
من در جایگاهی نبودم که چیزی بگم

00:31:24.120 --> 00:31:27.640
پدرت دوست نداشت اطلاعات
مراجعینش رو فاش کنم

00:31:27.680 --> 00:31:30.000
- لاز
- طرف به جرم قتلِ بازدداشت شد

00:31:30.040 --> 00:31:33.240
قبل از مرگش
قسم خورد که کسی رو نکُشته

00:31:33.280 --> 00:31:35.480
به نظرم دروغ نمی‌گفت
دلیلی نداشت دروغ بگه

00:31:35.520 --> 00:31:37.720
طرف اعتراف کرد که بچه‌ها رو اذیت می‌کرده

00:31:37.760 --> 00:31:39.520
- ای خدا
- خیلی‌خب

00:31:39.560 --> 00:31:40.880
نمی‌دونم اینجا چه خبره

00:31:40.920 --> 00:31:43.160
- ولی دیگه کافیـه
- قاتلِ هری نَش

00:31:43.200 --> 00:31:45.360
هنوز اون بیرون واسه خودش ول می‌گرده و

00:31:45.400 --> 00:31:48.040
ممکنـه قاتل کاساندرا هم باشه و ...

00:31:48.080 --> 00:31:49.440
- تهش که چی؟
- یالا، تدی

00:31:49.480 --> 00:31:51.640
میریم. تدی، بیا

00:31:51.680 --> 00:31:53.680
- از این طرف. خداحافظ
- نه، مارگو ...

00:31:53.720 --> 00:31:55.400
ممنون بابت نوشیدنی. از این طرف

00:31:57.680 --> 00:31:58.960
خیلی‌خب

00:31:59.000 --> 00:32:00.680
چه مرگتـه تو؟

00:32:11.560 --> 00:32:13.080
مارگو داره

00:32:13.120 --> 00:32:15.400
یه چیزایی رو مخفی می‌کنه
خودت که شنیدی ...

00:32:15.440 --> 00:32:18.200
سال‌ها دستیار شخصی بابا بوده

00:32:18.240 --> 00:32:20.120
- معلومـه که محتاطـه
-خب ...

00:32:20.160 --> 00:32:21.720
اصلاً چرا اومده بود اینجا؟ کارهای اداری؟

00:32:21.720 --> 00:32:23.600
خب آره، کارهای اداری

00:32:23.640 --> 00:32:25.960
اگه وارد حساب کاری بابا نمی‌شدیم

00:32:26.000 --> 00:32:29.160
- بهمون وقت نمی‌دادن وسایل رو جمع کنیم
- جمع کنیم؟

00:32:29.200 --> 00:32:30.200
منظورت چیـه؟

00:32:30.240 --> 00:32:31.480
اجاره‌ی مطب بابا

00:32:31.520 --> 00:32:32.760
دو هفته‌ی دیگه تموم میشه

00:32:32.800 --> 00:32:34.040
نه، نه. ما ...

00:32:34.080 --> 00:32:35.440
باید مطب رو سرپا نگه داریم

00:32:35.480 --> 00:32:37.800
چرا؟ بابا که نیست ازش استفاده کنه

00:32:37.840 --> 00:32:38.840
نه، نه. جن ...

00:32:38.880 --> 00:32:40.120
جن، متوجه نیستی

00:32:40.160 --> 00:32:42.320
نباید... حق ندارن این کار رو بکنن

00:32:42.360 --> 00:32:45.000
من باید بتونم برم داخل. خب

00:32:45.040 --> 00:32:47.640
اگه... نتونم ...

00:32:47.680 --> 00:32:49.000
- آهای، لاز؟
- لعنتی

00:32:49.040 --> 00:32:50.560
خوبی؟

00:32:52.720 --> 00:32:55.160
چرا در مورد بیمارهای بابا می‌پرسی؟

00:32:55.200 --> 00:32:58.800
این آدمایی که به قتل رسیدن؟

00:32:58.840 --> 00:33:00.240
لاز؟

00:33:00.920 --> 00:33:03.280
باید بهم بگی قضیه چیـه

00:33:03.320 --> 00:33:05.360
مزخرف هم تحویل من نده

00:33:05.400 --> 00:33:06.960
راستشو بگو

00:33:11.480 --> 00:33:13.040
خیلی‌خب

00:33:14.520 --> 00:33:16.480
لاز، به نظرت

00:33:16.520 --> 00:33:18.840
چرا تو اونا رو می‌بینی ولی

00:33:18.880 --> 00:33:20.520
من نه؟

00:33:20.560 --> 00:33:22.960
فکر می‌کردم من ارتباط قوی‌تری

00:33:23.000 --> 00:33:24.880
با اون دنیا داشته باشم

00:33:26.040 --> 00:33:27.880
می‌دونی شغل من چیـه؟

00:33:27.920 --> 00:33:29.480
جنا، خودم نخواستم که

00:33:30.480 --> 00:33:32.160
خیلی‌خب

00:33:33.360 --> 00:33:36.120
وقتی اشاره کردم که

00:33:36.160 --> 00:33:38.240
بیلی رفته سفر
مارگو خبر نداشت

00:33:38.280 --> 00:33:39.880
مگه مهمـه؟

00:33:39.920 --> 00:33:41.840
خب ...

00:33:41.880 --> 00:33:44.200
اگه نرفته سفر، ممکنـه که ...

00:33:46.760 --> 00:33:49.640
اون شب یه نفر من رو

00:33:49.680 --> 00:33:51.240
برد سر قبر ساتن

00:33:51.280 --> 00:33:53.640
پُر از... چراغ‌های ریسه‌ای بود

00:33:53.680 --> 00:33:55.080
ریسه؟

00:33:56.320 --> 00:33:57.960
چی؟ یعنی به نظرت بیلی ...

00:33:58.000 --> 00:33:59.680
نمی‌دونم، جنا

00:33:59.720 --> 00:34:02.280
وقتی من ...

00:34:02.320 --> 00:34:04.520
ساتن رو دیدم، بهم گفت که ...

00:34:04.560 --> 00:34:07.120
می‌خواد با بیلی به هم بزنه

00:34:07.160 --> 00:34:09.760
روز مراسم؟

00:34:11.160 --> 00:34:14.080
بیلی... گفت رابطه‌شون خوبـه، گفت که

00:34:14.120 --> 00:34:17.000
بحث‌شون سر دانشگاهـه و ...

00:34:17.040 --> 00:34:18.800
ولی، می‌دونی، ممکنـه ...

00:34:19.760 --> 00:34:21.920
چه حسی داشت؟

00:34:23.880 --> 00:34:25.400
دیدن دوباره‌ی ساتن

00:34:31.840 --> 00:34:33.360
خب

00:34:33.400 --> 00:34:34.720
اینکه دوباره پیشش بودم

00:34:39.040 --> 00:34:40.520
تونستم باهاش صحبت کنم

00:34:43.400 --> 00:34:46.080
- خیلی حس قشنگی بود
-واقعاً ...

00:34:46.120 --> 00:34:48.240
باهات صحبت کرد؟

00:34:48.280 --> 00:34:49.960
خب ...

00:34:50.000 --> 00:34:52.000
با بابا صحبت کردم، می‌دونی؟ روالش ...

00:34:52.040 --> 00:34:53.760
روالش اینجوریـه

00:34:55.600 --> 00:34:57.280
ولی من ...

00:34:58.800 --> 00:35:01.680
نمی‌دونم چرا اون شب رو دیدم. خب؟

00:35:01.720 --> 00:35:02.960
اون لحظه

00:35:04.040 --> 00:35:06.160
اون لحظه بین اون دوتا

00:35:09.080 --> 00:35:11.080
لاز ...

00:35:15.200 --> 00:35:17.040
منتظر کسی بودی؟

00:35:17.080 --> 00:35:18.280
نه

00:35:32.920 --> 00:35:35.000
چی شد؟

00:35:35.040 --> 00:35:36.560
گفتم که

00:35:36.600 --> 00:35:39.800
افتادن دنبالم و من هم پریدم تو بوته‌ها

00:35:39.840 --> 00:35:42.240
آره، ولی چرا اومدی اینجا؟

00:35:42.280 --> 00:35:44.880
می‌رفتم پیش مامان قشقرق به پا می‌کرد
خودت که می‌شناسیش

00:35:46.040 --> 00:35:48.520
آره. خوب می‌شناسمش

00:35:55.800 --> 00:35:59.440
وقتی با هم بودید ...

00:36:00.440 --> 00:36:02.240
بچه می‌خواستید؟

00:36:03.240 --> 00:36:04.880
آم ...

00:36:07.440 --> 00:36:09.200
ما خودمون بچه بودیم

00:36:15.040 --> 00:36:17.320
شاید اگه از هم جدا نمی‌شدیم

00:36:17.360 --> 00:36:19.080
خدا رو چه دیدی

00:36:22.440 --> 00:36:23.720
آره، خوبـه

00:36:27.040 --> 00:36:28.080
ایدن؟

00:36:28.120 --> 00:36:30.240
مامانت نگرانت میشه ها

00:36:30.800 --> 00:36:32.160
چیزی نیست

00:36:32.160 --> 00:36:34.240
- الان می‌برمش خونه
- نه، من ...

00:36:34.280 --> 00:36:36.120
- دوچرخه‌ام هست
- مطمئنی؟

00:36:36.160 --> 00:36:37.240
زحمتی نیست ها

00:36:37.280 --> 00:36:40.560
آره. آره، مطمئنم. ممنون

00:36:40.600 --> 00:36:42.000
- خداحافظ
- خداحافظ

00:36:42.040 --> 00:36:43.680
خداحافظ

00:36:46.160 --> 00:36:47.840
من و تو میریم مطب بابا

00:36:47.880 --> 00:36:49.800
همین الان

00:36:49.840 --> 00:36:51.880
می‌خوام باهاشون صحبت کنم

00:36:58.440 --> 00:37:00.200
بابا؟

00:37:05.920 --> 00:37:07.400
بابا؟

00:37:08.360 --> 00:37:10.160
ساتن؟

00:37:18.520 --> 00:37:20.200
هیس

00:37:31.000 --> 00:37:33.000
شرمنده، جن

00:37:36.840 --> 00:37:38.560
فکر کنم فقط من می‌بینم‌شون

00:37:38.560 --> 00:37:40.360
چطوری آخه؟

00:37:40.400 --> 00:37:41.720
از کجا معلوم؟

00:37:41.760 --> 00:37:43.840
مطمئنم نمیشه

00:37:43.880 --> 00:37:45.840
ست امتحان کرد

00:37:47.280 --> 00:37:48.800
چی؟

00:37:49.880 --> 00:37:51.880
قبل از من به ست گفتی؟

00:37:51.920 --> 00:37:53.640
چاره‌ای نداشتم، جن

00:37:53.680 --> 00:37:55.000
ناسلامتی یه جنازه پیدا کردم

00:37:55.040 --> 00:37:56.680
- باید حقیقت رو بهش می‌گفتم
- حقیقت؟

00:37:57.720 --> 00:37:59.560
خیال می‌کنه دوباره داری
دچار اختلال روانی میشی

00:37:59.600 --> 00:38:01.920
مثل بعد از مرگ ساتن

00:38:07.680 --> 00:38:09.040
عجب

00:38:10.160 --> 00:38:12.520
- لاز؟
- من خوبم

00:38:15.600 --> 00:38:17.600
چیزیم نیست، جن

00:38:20.560 --> 00:38:22.440
دوباره اونطوری نمیشه

00:38:24.640 --> 00:38:26.120
قول میدم

00:38:28.680 --> 00:38:30.120
خوبـه

00:38:32.000 --> 00:38:34.480
درضمن، کی گفته من نمی‌تونم ببینم‌شون؟

00:38:34.520 --> 00:38:36.400
من که ست نیستم

00:38:37.400 --> 00:38:39.880
ناسلامتی خواهر برادریم

00:38:39.920 --> 00:38:41.560
- می‌دونم
- جدی؟

00:38:41.600 --> 00:38:42.960
وقتی دیگه چاره‌ای نداشتی

00:38:43.000 --> 00:38:45.880
- بهم گفتی
- بیخیال شو دیگه، جنا

00:38:45.920 --> 00:38:47.120
ماجرا اصلاً در مورد تو نیست

00:38:47.160 --> 00:38:48.720
آره، لاز

00:38:49.720 --> 00:38:51.000
بگی‌نگی می‌دونستم

00:38:54.520 --> 00:38:55.600
جن ...

00:38:55.640 --> 00:38:57.360
من دیگه میرم

00:39:03.880 --> 00:39:05.880
باید تمومش کنی، بابا

00:39:33.360 --> 00:39:34.960
شما دکتر لازاروس هستید؟

00:39:34.960 --> 00:39:38.000
آره، دکتر لازاروس هستم

00:39:38.920 --> 00:39:40.320
یکی از همکارها گفتن که ...

00:39:40.320 --> 00:39:42.440
- چی؟
- بیمار قبول می‌کنید

00:39:42.480 --> 00:39:44.760
گفته بودن خوش‌تیپ هم هستید

00:39:46.600 --> 00:39:48.800
خب ...

00:39:48.840 --> 00:39:50.720
چند نفری گفتن اگه
به تیپم برسم خوش‌تیپ میشم

00:39:50.760 --> 00:39:52.120
ببخشید

00:39:52.160 --> 00:39:54.280
بذارید دوباره از اول شروع کنم

00:40:01.240 --> 00:40:02.640
من لورا هستم

00:40:03.720 --> 00:40:05.600
ممنون که اینقدر دیروقت بهم نوبت دادید

00:40:06.040 --> 00:40:07.880
لورا

00:40:09.040 --> 00:40:11.560
مشکلی نیست. آم ...

00:40:13.320 --> 00:40:14.640
بفرما بشین

00:40:28.040 --> 00:40:31.280
چیزی نگرانت کرده؟

00:40:31.320 --> 00:40:33.680
دوست ندارم این سمت ماجرا باشم

00:40:35.440 --> 00:40:36.640
مجبور باشم صحبت کنم

00:40:38.120 --> 00:40:39.560
تو ...

00:40:39.600 --> 00:40:41.080
روانپزشکی؟

00:40:41.120 --> 00:40:43.400
- زنگ که زدم به منشی‌تون گفتم ...
- آره

00:40:43.440 --> 00:40:44.720
البته

00:40:44.760 --> 00:40:47.000
فقط... فراموش کردم

00:40:47.040 --> 00:40:49.240
روز پرمشغله‌ای داشتم

00:40:51.960 --> 00:40:53.840
خب، آم ...

00:40:55.400 --> 00:40:56.720
حالت چطوره؟

00:40:59.880 --> 00:41:01.360
ببخشید

00:41:01.400 --> 00:41:02.560
من ...

00:41:02.600 --> 00:41:04.680
فکر نمی‌کنم این جلسه بهم کمکی بکنه

00:41:04.720 --> 00:41:06.800
اونقدر به روانپزشک خودم عادت کردم که

00:41:08.240 --> 00:41:10.960
مشکل از شما نیست ها. از خودمـه

00:41:11.480 --> 00:41:14.520
- خیلی وقت بود اینو نشنیده بودم
- نه، چرا بشنوید آخه؟

00:41:20.560 --> 00:41:23.000
می‌دونی چیـه؟ بیا

00:41:24.000 --> 00:41:26.640
غیررسمیش کنیم

00:41:26.680 --> 00:41:28.200
یه ...

00:41:29.240 --> 00:41:31.440
گپ و گفت

00:41:31.480 --> 00:41:32.920
بین دوتا همکار

00:41:53.800 --> 00:41:58.080
« ساتن لازاروس »
« تولد ۱۹۸۰ - وفات ۱۹۹۸ »

00:42:14.360 --> 00:42:16.280
روانپزشکم بازنشسته شد

00:42:17.840 --> 00:42:19.440
تو ۲۹ سالگی و اوج بلوغ و پختگی

00:42:20.360 --> 00:42:22.680
گفت می‌خواد قبل از اینکه به خاطر استرس

00:42:22.720 --> 00:42:25.000
تمام صورتش پُر از چین و چروک بشه بیاد بیرون

00:42:25.840 --> 00:42:28.120
لعنتی از خود راضی

00:42:35.880 --> 00:42:37.400
تمام این دل‌نگرانی‌ها

00:42:39.240 --> 00:42:41.200
دردها و ترس‌ها

00:42:46.800 --> 00:42:48.760
نمیشه با یه دکمه خاموش‌شون کرد، نه؟

00:42:54.000 --> 00:42:55.880
در وجودت رخنه می‌کنه

00:42:56.920 --> 00:42:58.920
همینطور تو جاهایی که زندگی می‌کنی

00:43:02.520 --> 00:43:04.560
برای مثال همین مطب

00:43:06.840 --> 00:43:09.040
با اینحال هنوز ازمون توقع میره
خودمون بی‌عیب و نقص باشیم

00:43:09.080 --> 00:43:12.400
همچنان وظیفه‌مون اینـه که
از مراجعین‌مون مراقبت کنیم

00:43:12.440 --> 00:43:14.600
آره، ولی کمال‌گرایی بی‌معناست

00:43:14.640 --> 00:43:17.400
غیرممکنـه، برای همین میرم پیش روانپزشک

00:43:17.440 --> 00:43:20.400
میرم با یکی دیگه صحبت می‌کنم
باعث میشم صورتش چین و چروک بشه

00:43:23.560 --> 00:43:26.000
گمونم با اینکه خودت می‌دونی
بهترین کار چیـه

00:43:26.040 --> 00:43:27.920
سختـه بخوای بهش عمل کنی

00:43:27.960 --> 00:43:30.920
گاهی لازمـه از زبون بقیه بشنوی

00:43:30.960 --> 00:43:32.960
توصیه‌ای واسه من نداری؟

00:43:34.080 --> 00:43:35.640
برای تو، دکتر لازاروس؟

00:43:35.680 --> 00:43:36.840
آره

00:43:36.880 --> 00:43:39.120
نه، می‌خوام بشنوم

00:43:43.400 --> 00:43:44.720
برو

00:43:46.840 --> 00:43:48.600
اینجا رو ترک کن

00:43:49.640 --> 00:43:50.920
ببخشید؟

00:43:50.960 --> 00:43:54.400
برو قدم بزن. نوشیدنی بخور. برو رستوران

00:43:55.240 --> 00:43:56.920
می‌تونی با یکی بری که نمی‌شناسیش

00:43:57.560 --> 00:43:59.680
تا دوباره دچار همون اشتباهات و
عادت‌های قدیمی نشی

00:43:59.720 --> 00:44:03.360
البته اگه زندگی خانوادگیت
ملال این کار رو بهت میده

00:44:03.600 --> 00:44:05.720
خانواده که داری، نه؟

00:44:11.560 --> 00:44:12.800
آره، دارم

00:44:14.040 --> 00:44:17.760
خب، گمونم وقت زیادی ازت می‌گیره

00:44:19.680 --> 00:44:21.680
من که خیالم از این بابت راحتـه

00:44:22.680 --> 00:44:24.600
تنهایی زندگی می‌کنه؟

00:44:26.400 --> 00:44:27.600
آره

00:44:33.960 --> 00:44:35.680
اسمت چی بود؟

00:44:35.920 --> 00:44:37.280
لورا چی‌چی؟

00:44:38.280 --> 00:44:39.520
مینارد

00:44:40.520 --> 00:44:41.920
مینارد

00:44:46.200 --> 00:44:49.080
چه بلایی سر تو اومده، لورا مینارد؟

00:45:08.440 --> 00:45:10.400
لیوانت رو پُر کن. من ...

00:45:12.360 --> 00:45:13.760
فقط ...

00:45:26.800 --> 00:45:29.720
«هنوز تموم نشده»
یعنی چی آخه؟

00:45:29.760 --> 00:45:31.200
تو بگو

00:45:33.200 --> 00:45:35.920
« بدونِ تو می‌میرم »

00:45:48.440 --> 00:45:49.800
می‌خوام با بیلی به هم بزنم

00:46:08.920 --> 00:46:10.160
آشنا نمی‌زنه؟

00:46:13.080 --> 00:46:14.680
اون نماد یعنی چی؟

00:46:16.680 --> 00:46:18.360
این کتاب مال توئـه، بیلی

00:46:18.400 --> 00:46:19.920
کتمان نکن. همیشه ما رو طراحی می‌کردی

00:46:21.040 --> 00:46:23.240
- از کجا پیداش کردی؟
- میگم این چیـه؟

00:46:24.240 --> 00:46:26.160
صندلی‌ای چیزیـه؟

00:46:26.200 --> 00:46:28.640
دلمنـه

00:46:28.680 --> 00:46:32.040
اون موقع‌ها خیلی تو کفِ
این چیزای اساطیری و اینا بودم

00:46:33.200 --> 00:46:34.880
ساتن همیشه شکلش رو دوست داشت

00:46:34.920 --> 00:46:36.640
خب، اون دلمن

00:46:36.680 --> 00:46:39.240
توی یادداشت خودکشی بابام بود

00:46:40.240 --> 00:46:41.560
چرا؟

00:46:48.080 --> 00:46:49.640
-شاید ...
- شاید چی؟

00:46:49.680 --> 00:46:52.000
من و بابات در موردش صحبت کردیم

00:46:52.040 --> 00:46:54.120
به نمادشناسی علاقه داشت

00:46:54.120 --> 00:46:57.320
بعضیا فکر می‌کنن دلمن‌ها
در حقیقت درگاه هستن

00:46:57.360 --> 00:46:59.080
درگاه به چی؟

00:47:00.360 --> 00:47:01.640
دنیای واپسین

00:47:04.720 --> 00:47:07.800
طوری ساخته شدن که رو به طلوع خورشید باشن

00:47:07.840 --> 00:47:09.040
ببین ...

00:47:09.080 --> 00:47:11.560
ساتن خوشش میومد
واسه همین روی کتاب کِشیدمش

00:47:13.480 --> 00:47:16.120
ولی اینکه چرا توی یادداشت خودکشیِ ...

00:47:16.160 --> 00:47:17.640
بابات بوده

00:47:19.200 --> 00:47:20.680
نمی‌دونم

00:47:29.800 --> 00:47:31.600
مطمئنم واست سخت بوده که دنبال این بگردی

00:47:34.480 --> 00:47:36.200
دیدن خواهرت ...

00:47:36.240 --> 00:47:37.640
توی اون وضعیت

00:47:40.240 --> 00:47:42.400
بحث رو عوض نکن، بیلی

00:47:43.920 --> 00:47:46.600
باهات بهم زد، مگه نه؟

00:47:46.640 --> 00:47:48.800
شب مراسم

00:47:48.840 --> 00:47:51.000
واسه همون داشتید بحث می‌کردید

00:47:51.040 --> 00:47:54.320
آره، صاف تو چشمام نگاه کردی و دروغ گفتی

00:47:54.360 --> 00:47:56.400
-لاز ...
- چرا این کار رو کردی؟

00:47:56.440 --> 00:47:58.120
به نظر خودت چرا؟

00:47:58.160 --> 00:48:00.480
نمی‌خواستم مردم فکر کنن ما ...

00:48:00.520 --> 00:48:02.960
نمی‌خواستم فکر کنن اون شب
با هم دعوا کردیم

00:48:03.080 --> 00:48:05.440
هیچوقت قاتلش رو دستگیر نکردن، لاز

00:48:05.480 --> 00:48:07.400
نمی‌خواستم کسی انگشت اتهام به سمتم بگیره

00:48:07.440 --> 00:48:08.720
چرا باهات به هم زد؟

00:48:09.760 --> 00:48:12.760
لاز... ما خام بودیم

00:48:15.040 --> 00:48:18.560
به هم زدن... اون زمان یه امر عادی بود

00:48:18.600 --> 00:48:21.520
ولی چرا اون شب؟
بیلی، به خدا قسم

00:48:21.560 --> 00:48:24.200
اگه یه بار دیگه دروغ و جفنگ تحویلم بدی ...

00:48:34.000 --> 00:48:37.320
می‌دونستم ساتن می‌خواد باهام به هم بزنه

00:48:37.360 --> 00:48:38.840
از رفتارش مشخص بود

00:48:40.880 --> 00:48:44.600
من هم طراحی‌ها رو نشونش دادم
بلکه نظرش عوض شه

00:48:45.800 --> 00:48:46.800
تا ...

00:48:48.360 --> 00:48:51.080
بهش نشون بدم چه حسی بهش دارم

00:48:51.120 --> 00:48:52.680
اون ...

00:48:55.040 --> 00:48:56.480
ذره‌ای براش مهم نبود

00:48:57.520 --> 00:48:59.240
به این کارم افتخار نمی‌کنم ولی ...

00:49:01.280 --> 00:49:05.040
می‌خواستم حسابی دلش رو بشکنم

00:49:07.040 --> 00:49:09.960
کاری کنم بفهمه که

00:49:10.000 --> 00:49:12.280
من چی داشتم می‌کِشیدم

00:49:13.320 --> 00:49:14.960
پس، واسه اینکه برگردیم به هم

00:49:15.080 --> 00:49:17.040
حواسم بود که اون مُچ‌مون رو بگیره

00:49:17.080 --> 00:49:18.400
بیلی؟

00:49:19.480 --> 00:49:22.400
مریض لغنتی آشغال !

00:49:25.480 --> 00:49:27.720
اون شب با کی بودی، بیلی؟

00:49:43.760 --> 00:49:45.760
با کی بودی؟

00:49:49.920 --> 00:49:51.560
جنا

00:49:52.600 --> 00:49:53.760
جنا؟