WEBVTT

00:00:07.716 --> 00:00:12.679
مترجمین: فرزانه، بلوما، پریسا

00:00:19.978 --> 00:00:21.438
روشنش کن. روشنش کن...

00:00:23.648 --> 00:00:25.150
اراده خودت رو به دریا تحمیل کن.

00:00:28.653 --> 00:00:29.779
ضربان قلبش رو ۱۴۵تاست.

00:00:30.697 --> 00:00:32.449
این دو برابر تعداد عادی ضربان قلبشه.

00:00:35.160 --> 00:00:36.411
در طول سال گذشته،

00:00:36.536 --> 00:00:38.747
من درمورد علم طولانی‌تر زندگی کردن
تحقیق می‌کردم.

00:00:39.456 --> 00:00:41.583
هرکاری از دستم برمیومد رو انجام می‌دادم
که زمان رو به عقب برگردونم.

00:00:45.545 --> 00:00:50.800
ولی هر کاری هم که بکنم، دیر یا زود،
پیر شدن و مرگ برنده می‌شن.

00:00:52.761 --> 00:00:53.928
خب، باید درباره‌ش چیکار کنم؟

00:00:58.183 --> 00:01:00.060
تو‌ منو می‌بندی.

00:01:00.310 --> 00:01:02.187
اون تو قرارداد-- این تو
قرارداد اولیه نبود.

00:01:02.604 --> 00:01:03.688
خیلی جذاب شدی.

00:01:06.274 --> 00:01:09.027
اوکی، کریس.
الان وزنه ها رو هم بهش وصل می‌کنیم.

00:01:09.611 --> 00:01:12.989
ظاهرا، این کاریه که درباره‌ش
انجام می‌دم.

00:01:13.531 --> 00:01:17.702
این فاجعه مد چیزیه که بهش
لباس شبیه سازی سن می‌گن.

00:01:18.161 --> 00:01:19.329
در اِم‌آی‌تی طراحی شده،

00:01:19.704 --> 00:01:21.998
دقیقا براساس فیزیک بدنی و سایز من
درجه بندی و ساخته شده.

00:01:24.459 --> 00:01:26.211
بانجی‌ها (آرنج بندها) حرکات من رو محدود می‌کنن‌.

00:01:27.921 --> 00:01:30.715
و سی کیلو وزن اضافی رو
با خودم حمل می‌کنم.

00:01:32.175 --> 00:01:34.219
و این کفش‌ها من رو نامتعادل خواهند کرد.

00:01:36.429 --> 00:01:38.890
من همه این کارها رو می‌کنم،
تا بتونم متوجه شم که،

00:01:38.973 --> 00:01:41.267
که بدن من پنجاه سال بعد چطوری خواهد شد.

00:01:43.103 --> 00:01:46.106
من واقعا کنجکاوم که بدونم
تو توی ۸۷ سالگی چطوری به نظر خواهی‌رسید.

00:01:47.023 --> 00:01:49.692
و همسر من، السا،
یه کم زیادی علاقه‌منده.

00:01:50.318 --> 00:01:51.736
هیی، انگار خیلی از این لباس خوشت اومده،
مگه نه؟ این...

00:01:52.112 --> 00:01:54.989
- بذار همینجوری بمونه.
- می‌تونم توی یه قرار شبانه بپوشمش.

00:01:55.532 --> 00:01:57.033
"نه، نه، نه، لباس آتش‌نشانی
رو‌ نپوش.

00:01:57.158 --> 00:01:59.077
- لباس- لباس پیر شدن رو بپوش"
- دقیقا! لباس پیرشدن رو بپوش...

00:02:01.538 --> 00:02:04.290
برخلاف چیزی که تصور عمومه،
داشنمندان طولانی‌تر زندگی کردن

00:02:04.415 --> 00:02:05.542
معتقدند که شاید کلید

00:02:05.667 --> 00:02:09.295
داشتن طولانی‌ترین و سالم‌ترین زندگی،
مقاومت کردن دربرابر پیر شدن نباشه،

00:02:09.587 --> 00:02:10.839
بلکه پذیرفتن اون باشه.

00:02:11.089 --> 00:02:13.550
شنواییت رو از دست خواهی داد.

00:02:14.092 --> 00:02:16.427
خنده دار به نظر می‌رسی.

00:02:16.886 --> 00:02:21.015
پس، من جنگم برای جوون موندن رو،
از طریق یاد گرفتن چطوری پیر شدن تموم می‌کنم.

00:02:21.141 --> 00:02:23.226
کمی از بیناییت رو هم
از دست می‌دی.

00:02:23.434 --> 00:02:24.686
حقیقتا، خیلی حس بدیه.

00:02:26.062 --> 00:02:27.021
خب، کریس.

00:02:27.522 --> 00:02:29.190
وحشی.

00:02:32.193 --> 00:02:33.528
- چه حسی داری؟
- حس پیری.

00:02:36.573 --> 00:02:38.366
خب، بچرخید. بچرخید.

00:02:40.743 --> 00:02:42.078
همه سر تمرین.

00:02:42.954 --> 00:02:44.164
همه چیزی که به من گفته شده

00:02:44.247 --> 00:02:47.750
اینه که قراره
به پنجاه سال بعد در آینده برم.

00:02:48.585 --> 00:02:52.505
و سه روز آینده رو به عنوان
یه فرد هشتادساله بگذرونم.

00:02:53.298 --> 00:02:54.966
به سمت پذیرش برید، ممنونم.

00:03:05.268 --> 00:03:07.437
طراح این
چالش عجیب

00:03:07.812 --> 00:03:09.189
دکتر بی‌جی میلر هست.

00:03:09.397 --> 00:03:11.482
یه پزشک مشهور جهانی
در زمینه مراقبت های تسکینی.

00:03:11.900 --> 00:03:15.236
کارش روی نشون دادن
قدرت دگرگون کننده قبول کردن پیر شدن و مرگ

00:03:15.862 --> 00:03:18.406
متمرکزه.

00:03:18.865 --> 00:03:20.658
مرگ یه چیزیو به ما هدیه می‌ده،

00:03:20.909 --> 00:03:23.995
می‌تونیم نگرشمون به مرگ رو عوض کنیم،
که باهاش چیکار کنیم، باهاش چطوری برخورد کنیم.

00:03:25.121 --> 00:03:28.583
کریس توی یه آزمایش کاملا منحصر به فرد
نقشی رو ایفا می‌کنه.

00:03:30.168 --> 00:03:31.544
مرد پیر من، آماده‌ای؟

00:03:32.420 --> 00:03:35.131
نمی‌دونم. یعنی، شاید باید بعد
سه روز ازم بپرسید.

00:03:36.341 --> 00:03:38.760
ما اینجا داریم
یه کار جدید و جسورانه انجام می‌دیم.

00:03:42.013 --> 00:03:44.390
داریم هنر و علم رو
به هم پیوند می‌دیم

00:03:44.515 --> 00:03:47.435
تا یه دنیای سه بعدی همه جانبه برای
کریس بسازیم.

00:03:50.855 --> 00:03:53.274
یه دنیای ساختگی از
جامعه بازنشسته‌هاست.

00:04:03.034 --> 00:04:05.828
و بعد، در پایان سه روزمون
در سانست پینز...

00:04:06.788 --> 00:04:08.706
قراره کریس همس‌وورث رو بکشیم.

00:04:20.635 --> 00:04:23.554
آروم باش! چرا انقدر تند می‌رونی؟

00:04:24.847 --> 00:04:27.016
مشکلی نیست. به اونجا می‌رسیم.

00:04:27.642 --> 00:04:29.143
شاید باید بذاری من رانندگی کنم.

00:04:29.310 --> 00:04:30.436
غیر ممکنه!

00:04:30.687 --> 00:04:32.313
نمی‌تونم چیزی ببینم یا بشنوم.

00:04:41.406 --> 00:04:43.283
به سانست پینز خوش اومدید.

00:04:43.992 --> 00:04:45.368
اینجا خونه جدید منه، آره؟

00:04:53.626 --> 00:04:54.877
دوست صمیمی جدید.

00:04:56.671 --> 00:04:58.965
خب، بالاخره، ما اینجاییم.
و این اون چیزیه که من منتظرش بودم.

00:04:59.090 --> 00:05:00.842
این فرصت من برای شکست دادن پیر شدنه.

00:05:01.009 --> 00:05:01.926
سلام.

00:05:02.343 --> 00:05:03.511
چقدر می‌تونه سخت باشه؟

00:05:06.097 --> 00:05:10.018
کریس خیلی نگران به نظر نمی‌آید،
ولی فکر کنم اون پیری رو زیادی دست کم گرفته.

00:05:13.146 --> 00:05:17.817
فکر کنم بخواد هرچه سریع‌تر از
اون حالت دربیاد.

00:05:24.032 --> 00:05:24.949
همین‌جاست.

00:05:26.534 --> 00:05:27.535
باشه.

00:05:30.246 --> 00:05:32.373
- السا.
- هی. می‌تونی منو ببینی؟

00:05:34.667 --> 00:05:35.668
کجا داریم می‌ریم؟

00:05:35.793 --> 00:05:39.505
-اوه، اینو ببین. سلام. سلام.
-چطورید؟

00:05:41.174 --> 00:05:43.009
کریس. از دیدنت خوش‌حالم، رفیق.

00:05:43.134 --> 00:05:44.010
از دیدنتون خوش‌حالم.

00:05:44.218 --> 00:05:46.346
من بی‌جی‌ام. این لباس چه حسی داره، رفیق؟

00:05:46.512 --> 00:05:48.222
یه کم سنگین تر و آروم‌تر
از حالت عادیه، ولی...

00:05:48.556 --> 00:05:50.641
-درسته. هدف همینه.
-هدف همینه.

00:05:50.933 --> 00:05:53.061
خب، این اولین بخش از
این حالت غوطه‌ور شدن و سه بعدی هست.

00:05:53.353 --> 00:05:54.812
بخش دوم-- این مکانه.

00:05:55.229 --> 00:05:56.356
-بله.
-سانست پینز.

00:05:56.439 --> 00:05:59.108
خب، یه دهکده‌ی بازنشسته‌ها
که فقط برای تو ساخته شده.

00:05:59.650 --> 00:06:00.651
خیلی خب.

00:06:06.157 --> 00:06:09.077
او یک نمونه سه روزه
از یه تئاتر همه‌جانبه و سه بعدیه.

00:06:09.786 --> 00:06:11.621
قراره یه کم فراواقعی و توهمی باشه.

00:06:11.913 --> 00:06:14.248
ولی یه چیز خیلی واقعی درمورد
توهم وجود داره.

00:06:15.666 --> 00:06:16.709
هییی!

00:06:16.834 --> 00:06:20.588
همه آدم‌های پیری که طی مسیر
ملاقات می‌کنه کاملا واقعی هستند.

00:06:21.255 --> 00:06:22.924
و اونجان تا روی کریس
تاثیر بذارن

00:06:23.007 --> 00:06:25.301
و باهاش دوست بشن و باهاش ارتباط برقرار کنن.

00:06:25.426 --> 00:06:26.677
عاو!

00:06:26.844 --> 00:06:30.223
ولی کارکنان سانست پینز،
پرستارها بازیگر هستند‌.

00:06:30.473 --> 00:06:33.101
اونها قراره با کریس طوری رفتار کنند
که انگار اون ۸۷ سالشه.

00:06:33.226 --> 00:06:34.394
اونها از نقششون خارج نخواهند شد.

00:06:35.728 --> 00:06:38.064
دکتر میلر، عذر می‌خوام
که مزاحمتون می‌شم. آقای همس وورث،

00:06:38.147 --> 00:06:41.609
به سانست پینز، خوش اومدید،
جایی که ما از هر روزمون بهترین استفاده رو می‌کنیم.

00:06:41.859 --> 00:06:43.444
اسم من سوفیاست.
من یکی از پرستارهای اینجام.

00:06:43.569 --> 00:06:45.196
می‌خوام ببرمت که با اینجا آشنات کنم.

00:06:45.279 --> 00:06:47.365
پس، ازت می‌خوام که الان
خداحافظی‌هات رو انجام بدید.

00:06:47.532 --> 00:06:49.909
-بعدا می‌بینمت‌.
-بعدا می‌بینمت.

00:06:51.119 --> 00:06:51.994
خیلی خب.

00:06:52.495 --> 00:06:54.705
حالا، ترجیح می‌دی که پیاده‌روی کنی
یا از ویلچر استفاده کنی؟

00:06:55.331 --> 00:06:57.166
- خب، ترجیح می‌دم پیاده روی کنم.
- باشه، مشکلی نیست.

00:06:57.583 --> 00:07:00.253
حالا، کمی زمان می‌بره تا
با سانست پینز

00:07:00.420 --> 00:07:01.504
وفق پیدا کنی.

00:07:01.587 --> 00:07:03.798
پس، کاملا عادیه که
کمی

00:07:03.881 --> 00:07:05.800
احساس گمشدگی داشته باشی،
ولی بهت اطمینان می‌دم که،

00:07:05.883 --> 00:07:08.636
افراد انجمن ما خیلی خوش برخورد
و حمایت گر هستند.

00:07:08.803 --> 00:07:11.055
یه نرده اونجاست.
می‌تونی که ازش کمک بگیری.

00:07:11.139 --> 00:07:13.391
اره، همونه. خوبه. خوبی؟

00:07:13.558 --> 00:07:14.725
- من خوبم، ممنون.
- مطمئن؟

00:07:16.227 --> 00:07:17.145
هییی!

00:07:18.479 --> 00:07:20.773
-جوی تمام اطلاعات تو رو بررسی می‌کنه.
-خیلی خب.

00:07:20.857 --> 00:07:22.442
و بعد به آپارتمانت
می‌برنت.

00:07:22.859 --> 00:07:24.777
به نظرم، این یه تجریه بی رحمه.

00:07:25.069 --> 00:07:28.698
دارم تلاشمو می‌کنم که هرچی جلو‌تر می‌رم
باهاش وفق پیدا کنم، ولی این--

00:07:28.865 --> 00:07:30.241
یه کم زیادی عجیب و غریبه.

00:07:30.408 --> 00:07:31.534
-جوی، سلام.
-سلام.

00:07:31.659 --> 00:07:33.286
ایشون آقای همس وورث هستن.
اون یکی از جدید ترین ساکنان ماست.

00:07:33.536 --> 00:07:35.496
سلام، آقای همس وورث.

00:07:35.621 --> 00:07:38.833
به سانست پینز جایی که ما از هر روزمون
بهترین استفاده رو می‌کنیم، خوش اومدید.

00:07:39.292 --> 00:07:41.085
-جالبه.
-خب، من... من الان اطلاعاتت رو وارد سیستم می‌کنم.

00:07:41.210 --> 00:07:43.337
خب، لطفا بهم یه دقیقه فرصت بدید.

00:07:45.006 --> 00:07:49.260
خیلی خب، پس، فقط به این احتیاج دارم...

00:07:50.720 --> 00:07:54.432
پوشیدن این لباس،
وحشتناکه، اصلا راحت نیست.

00:07:54.557 --> 00:07:55.725
همه‌چی سنگینه.

00:07:56.100 --> 00:07:59.270
و من احساس زندانی بودن
دارم.

00:07:59.437 --> 00:08:03.274
و بعد، میدونی، از دست دادن بینایی
و شنوایی،

00:08:03.524 --> 00:08:06.152
بیست تا سی درصد چیزایی که گفته می‌شن
رو نمی‌شنوم.

00:08:06.527 --> 00:08:11.199
ازت می‌خوام که مستقیما به لنزا
نگاه کنی، لطفا. حله.

00:08:11.282 --> 00:08:13.910
خیلی احساس تنهایی می‌ده
چون انگار همه چیز،

00:08:14.911 --> 00:08:16.579
می‌دونی، انگار همه چیز یه جوری خاموش شده.

00:08:17.914 --> 00:08:18.998
چطور پیش می‌ره؟

00:08:19.707 --> 00:08:20.666
چی گفتی؟

00:08:20.833 --> 00:08:23.294
-چطور میگذره؟
-متاسفم. متاسفم.

00:08:23.836 --> 00:08:26.881
-یه کم احساس گیجی و‌منگی دارم.
-درسته.

00:08:26.964 --> 00:08:28.549
نمی‌تونم به خوبی ببینم یا
به خوبی بشنوم.

00:08:28.716 --> 00:08:30.927
-خب، هدف دقیقا همینه، مگه نه؟
-باشه.

00:08:32.261 --> 00:08:35.348
بخش بزرگی از دلیلی که این تجربه
رو به اون ارائه می‌کنیم اینه که

00:08:35.556 --> 00:08:40.645
ما وسط یه همه‌گیری انکار زندگی می‌کنیم،
پیر شدن رو انکار می‌کنیم،

00:08:40.728 --> 00:08:43.814
سن پیری و مرگ رو انکار می‌کنیم.
یه جورایی استرس زاست.

00:08:44.357 --> 00:08:47.527
برای فشار خونمون بده،
برای زندگی هورمونیمون بده،

00:08:47.735 --> 00:08:49.529
برای انتقال عصبیمون بده.

00:08:49.779 --> 00:08:52.365
در-- در این مسیر،
یه سری اثرات مستقیم فیزیولوژی

00:08:52.532 --> 00:08:55.660
روی بدن ما گذاشته می‌شه.
و این استرس می‌تونه زندگی رو کوتاه‌تر کنه.

00:08:56.452 --> 00:08:59.539
به طور فزاینده‌ای چندین مطالعه
بررسی شده دیدیم که

00:08:59.622 --> 00:09:03.000
نشون می‌دن اگر ما واقعا بتونیم
این واقعیت را بپذیریم،

00:09:03.209 --> 00:09:06.420
اگه بتونی راهی برای پذیرش اون
و سازگاری با پیر بودن پیدا کنی،

00:09:06.546 --> 00:09:10.091
شادتر و کمتر افسرده خواهی شد.
و شاید واقعاً طولانی‌تر زندگی کنی،

00:09:10.508 --> 00:09:13.636
و به طور بالقوه نه فقط یک یا دو روز بلکه
سال‌ها -- سال‌ها بیشتر.

00:09:13.844 --> 00:09:15.388
-آره.
-عجب.

00:09:15.513 --> 00:09:16.472
متوجهی؟

00:09:18.015 --> 00:09:19.767
خیلی خب، به نظر آماده می‌آی.

00:09:21.143 --> 00:09:23.312
خب ما پرینت کارت شناساییت رو گرفتیم.

00:09:23.563 --> 00:09:26.941
خب، می‌تونی دوباره چک کنی که
جزئیات درستن یا نه،

00:09:27.066 --> 00:09:28.859
تاریخ تولد و املای اسمت.

00:09:32.405 --> 00:09:34.991
بله، املاش درسته.
عکس رو مطمئن نیستم.

00:09:35.116 --> 00:09:36.200
چه اتفاقی برای من افتاده؟

00:09:36.492 --> 00:09:39.245
داداش، اون تویی.
اون مرد پیر زیبا.

00:09:39.996 --> 00:09:41.289
-عجب.
-خب.

00:09:41.455 --> 00:09:42.665
پنجاه سال سختی بود.

00:09:43.583 --> 00:09:45.293
تو انداختنش دور گردنت کمک می‌‌خوای؟

00:09:45.418 --> 00:09:48.379
خودم می‌اندازمش دور این سر بزرگم.
حله.

00:09:48.462 --> 00:09:50.381
بله!

00:09:51.424 --> 00:09:52.383
حله.

00:09:54.385 --> 00:09:57.888
رسمی شد.
تو ساکن جدید اینجایی. مایکل.

00:09:59.056 --> 00:10:00.975
آقای همس وورث، حالتون چطوره؟
من مایکلم. اینجا پرستارم.

00:10:01.183 --> 00:10:02.810
-چطوری؟
-به سانست پینز خوش اومدید.

00:10:02.893 --> 00:10:03.853
-ممنونم.
-جایی که ما از هر روزمون...

00:10:04.812 --> 00:10:06.689
جایی که ما از هر روزمون بهترین استفاده رو می‌کنیم.

00:10:07.023 --> 00:10:08.482
عکس کارت شناسایی قشنگیه، مرد.

00:10:08.816 --> 00:10:09.817
-ممنونم.
-کجا قراره بریم؟

00:10:09.900 --> 00:10:12.153
-آپارتمان شماره نُه، اسپروس.
-اسپروس.

00:10:12.695 --> 00:10:14.697
- اسپروس، آره؟
- آپارتمانای قشنگین، رفیق.

00:10:17.533 --> 00:10:21.829
خب، طی چند روز آینده،
قراره کریس رو به پنجاه سال بعد

00:10:21.954 --> 00:10:25.916
ببریم و یه ورژن پیر شدن
خیلی یهویی رو بهش معرفی کنیم.

00:10:26.167 --> 00:10:27.168
از کروکت (بازی گوی و حلقه) خوشت می‌آید؟

00:10:27.460 --> 00:10:29.670
- نه، نه زیاد.
- اوه، منصفانه‌ست.

00:10:30.004 --> 00:10:33.799
پس، اون می‌تونه یه تجربه‌ای داشته باشه
نه فقط به عنوان یه ایده و فکر،

00:10:34.300 --> 00:10:36.844
بلکه تجربه از طریق احشا و به صورت فیزیکی،
می‌تونه متوجه شه که چه حسی داره

00:10:36.969 --> 00:10:39.388
که پیرتر بشی و می‌تونه تجربه کنه
که چه حسی داره که

00:10:39.513 --> 00:10:42.391
در لبه زندگی و آخر زندگی باشی.

00:10:42.975 --> 00:10:43.893
صبر کن، فرد.

00:10:44.727 --> 00:10:47.063
همه چی قراره عجیب تر
از چیزی که الان هست، بشه.

00:10:47.521 --> 00:10:48.397
هیچ وقت.

00:10:48.564 --> 00:10:50.608
خانم ها، مراقب باشید.
یه گوشت تازه اومده.

00:10:50.733 --> 00:10:52.068
- صبح به خیر.
- کریس، بیا.

00:10:53.152 --> 00:10:54.945
خیلی خب، رفیق.
اینجا محیط خیلی خوبی داره.

00:10:55.154 --> 00:10:56.197
واقعا دوستانه‌ و صمیمیه.

00:10:56.280 --> 00:10:57.657
- خیلی خب. خوش اومدی.
- ممنونم.

00:10:57.907 --> 00:10:59.075
-فرن، چطوری؟
-آماده‌ام که برم.

00:10:59.450 --> 00:11:01.452
بعدا برمی‌گردیم و سلام‌ می‌دیم.

00:11:01.577 --> 00:11:03.329
از اون خانم دور بمون، باشه؟

00:11:03.412 --> 00:11:05.122
- آره.
-یه ورق باز حرفه‌ایه.

00:11:05.206 --> 00:11:06.916
اوه، خب من ورق باز خوبی نیستم،
پس ازش دوری خواهم ‌کرد‌.

00:11:07.041 --> 00:11:08.834
پس ازش دور بمون.
چطوری، ایان؟

00:11:08.918 --> 00:11:10.711
-سلام. چطوری؟
-سلام، خوش اومدی.

00:11:11.170 --> 00:11:13.130
اینجا می‌تونی هرجا که دلت خواست
گشت و گذار کنی.

00:11:13.339 --> 00:11:15.841
به غیر اونجا.
نیازی نیست درموردش نگران باشی.

00:11:16.008 --> 00:11:17.718
- اون خارج از محدوده‌ست.
-آره. آره.

00:11:18.928 --> 00:11:21.514
آره، ولی، همین‌جاست.
خونه فعلی تو، باشه؟

00:11:21.722 --> 00:11:23.140
- اینجام.
- اون تویی.

00:11:35.027 --> 00:11:36.404
هی، نظرت چیه؟

00:11:36.612 --> 00:11:37.697
عحب.

00:11:38.656 --> 00:11:41.617
یه سفر به گذشته‌ها داشته باش.

00:11:43.494 --> 00:11:44.620
سریع پیر شدم.

00:11:47.623 --> 00:11:49.875
بزرگترین برادر من جوون ترین به نظر می‌آید.

00:11:50.126 --> 00:11:52.545
این، اوه... این دیوونه کننده‌ست.

00:11:54.672 --> 00:11:56.632
جوی گفت که تو قبلا
کمی بازیگری می‌کردی.

00:11:56.757 --> 00:12:00.761
آره. فکر نمی‌کنم که این کارو تا وقتی که
موهام این شکلی شده باشه ادامه داده باشم.

00:12:02.847 --> 00:12:04.598
فکر کردم بیشتر تئاتر محلی بود
ولی مثل اینکه...

00:12:04.724 --> 00:12:06.892
- بیشتر تئاتر محلی بود‌.
- خسته نباشی.

00:12:11.397 --> 00:12:12.982
کتاب هات رو هم گذاشتیم اونجا. پس...

00:12:16.193 --> 00:12:17.319
توراور!

00:12:17.570 --> 00:12:19.822
همینطور همسرت یه تعداد وسیله
دیگه هم آورد.

00:12:19.905 --> 00:12:22.241
خب، ما می‌خواستیم کاری کنیم
اینجا حس خونه بهت بده.

00:12:31.709 --> 00:12:33.335
خب، به اطراف نگاه کن،

00:12:34.837 --> 00:12:35.796
از نظرت همه چی خوبه؟

00:12:36.213 --> 00:12:37.715
به نظرت می‌تونه مثل خونه باشه؟

00:12:38.424 --> 00:12:40.092
فکر کنم یه کم حس تنهایی می‌ده،
مگه نه؟

00:12:40.926 --> 00:12:42.136
چی؟

00:12:43.763 --> 00:12:45.681
یه کم شبیه بیمارستانه، نه؟

00:12:45.973 --> 00:12:46.849
آره.

00:12:47.975 --> 00:12:48.893
این...

00:12:52.104 --> 00:12:55.107
همه‌چی تا الان مثل یه
تئاتر به نظر می‌رسه.

00:12:55.483 --> 00:12:56.650
کاملا مثل شوخی بود...

00:12:58.611 --> 00:13:00.112
و بعد وقتی به اتاقم رفتم،

00:13:01.447 --> 00:13:04.700
کم کم همه چی معنی پیدا کرد

00:13:04.992 --> 00:13:06.410
و همه چیز سنگین تر شد.

00:13:10.331 --> 00:13:11.665
آره، جالبه.

00:13:12.249 --> 00:13:14.376
کریس، من این کیف رو میذارمش اینجا،
خیلی خب،

00:13:14.502 --> 00:13:16.420
و بعد ما می‌ریم که گری رو
ببینیم، خب؟

00:13:16.670 --> 00:13:17.755
اون رفیق انجام حرکات توعه.

00:13:18.047 --> 00:13:18.923
-باشه.
-باشه.

00:13:19.381 --> 00:13:23.302
حرکات عالی‌ای رو نشونت خواهد داد.
مرد خوبیه، استاد تای چایه.

00:13:23.594 --> 00:13:24.595
- جالبه‌.
- آره.

00:13:29.016 --> 00:13:30.309
گری این اطراف
یه جورایی افسانه‌ست.

00:13:31.060 --> 00:13:32.978
پس، اگر دیدی داره امتحانت می‌کنه
مراقب باش.

00:13:33.103 --> 00:13:35.981
اوه، باشه. منم کمی
روحیه رقابتی دارم.

00:13:36.148 --> 00:13:37.066
گری. چه خبر؟

00:13:37.149 --> 00:13:38.943
-اوه، خوبه. ممنون.
-ایشون همسایه جدیدته. اسمش کریستوفره.

00:13:39.026 --> 00:13:41.862
-سلام.
-اوه، سلام، کریس. به سانست پینز خوش‌اومدی.

00:13:41.987 --> 00:13:45.616
-اوه، ممنونم.
-اینجا بهشت بازنشستگیه.

00:13:45.699 --> 00:13:46.700
واقعا؟

00:13:46.867 --> 00:13:48.244
چی-- بهترین کاری که می‌شه
این اطراف انجام داد چیه؟

00:13:48.536 --> 00:13:51.455
آه! ما بینگو (نوعی بازی) مرسوم داریم.

00:13:51.705 --> 00:13:52.623
-بینگو؟
-بینگو!

00:13:52.706 --> 00:13:53.791
-باشه.
-باشه.

00:13:53.999 --> 00:13:55.417
یه جورایی ورزش برای ذهنه.

00:13:55.543 --> 00:13:58.462
بینگو اونقدرام--
از لحاظ فیزیکی سخت نیست.

00:13:58.546 --> 00:14:03.425
پس، ما پینگ‌پنگ هم داریم، اگه دوست داری،
یا می‌تونی تو باشگاه تمرین کنی‌.

00:14:03.717 --> 00:14:04.969
-آره.
-و همچنین، کلاس‌های ایروبیک.

00:14:05.094 --> 00:14:05.970
عالیه.

00:14:06.053 --> 00:14:07.263
-دوست داری عضوش بشی؟
-دوست دارم.

00:14:07.388 --> 00:14:09.348
از این طرف بیا.
اوه، مراقب قدم‌هات باش، باشه؟

00:14:15.437 --> 00:14:17.606
خب، بچه‌ها، چه حسی داریم، خوب؟

00:14:17.731 --> 00:14:19.108
آماده‌ایم که شروع کنیم؟

00:14:19.233 --> 00:14:21.318
بله! کلاس ایروبیک ما.
اوه، گری اینجاست. بیا داخل.

00:14:21.485 --> 00:14:22.611
اوه، کریس. از این طرف.

00:14:22.862 --> 00:14:27.658
اوه، و اون ساکن جدید ما رو هم آورده.
سلام، کریس. از دیدنت خوش‌حالم.

00:14:27.992 --> 00:14:29.451
-از دیدنت خوش‌حالم.
-چطوری؟

00:14:29.952 --> 00:14:32.413
دانشمندان ام‌آ‌ی‌تی که
این لباس رو درست کردن،

00:14:32.538 --> 00:14:37.001
متوجه شدند کسانی که اون رو‌ می‌پوشن،
سه مرحله مجزا رو طی می‌کنند.

00:14:38.085 --> 00:14:40.880
اولین مرحله عدم پذیرشه،
اساسا، اونها با لباس در جنگند.

00:14:42.131 --> 00:14:45.968
خب. بچه‌ها، با تو دادن یه نفس سنگین
و عمیق شروع می‌کنیم، پاها بافاصله.

00:14:46.135 --> 00:14:47.678
نفس رو بدید تو.

00:14:48.721 --> 00:14:52.516
خب، الان به کریس یه فرصت می‌دیم
که با این لباس بجنگه.

00:14:52.725 --> 00:14:54.852
بهش یه شانس می‌دیم
که پیرشدن رو شکست بده...

00:14:55.561 --> 00:14:57.146
...یه جورایی.

00:14:58.522 --> 00:15:03.861
راست. چپ. راست. حرکت خوبیه.
آره، کل بدنتون رو حرکت بدید.

00:15:03.986 --> 00:15:05.362
-واااااو‌!
-واااااو!

00:15:05.529 --> 00:15:06.947
آره!

00:15:10.993 --> 00:15:13.412
خب، دست‌ها رو هم اضافه کنید.
آره! پر شور و شوق انجامش بدید.

00:15:13.996 --> 00:15:15.205
انگار که تو مهمونی های شبانه‌ایم.

00:15:15.289 --> 00:15:16.957
یالا، برگردید به عقب،
می‌دونید منظورم چیه.

00:15:17.124 --> 00:15:19.293
آره، برگردید به عقب.
مثل گذشته (دوران جوانی) احساس کنید.

00:15:19.418 --> 00:15:21.962
خب. حرکات ران رو انجام بدیم.

00:15:23.547 --> 00:15:25.633
حالا با قدرت عقب و جلو می‌ریم.

00:15:25.925 --> 00:15:27.676
عقب و جلو.

00:15:28.260 --> 00:15:29.470
گری رو ببین. داره عالی انجامش می‌ده.

00:15:29.720 --> 00:15:30.930
یالا.

00:15:31.138 --> 00:15:33.015
حالت خوبه، کریس؟
می‌خوای بشینی؟

00:15:33.140 --> 00:15:34.767
-نه، من خوبم.
-کاملا خوبی؟ باشه.

00:15:35.434 --> 00:15:37.061
-کریس، آماده‌ای؟
-آره، آره. یالا.

00:15:37.144 --> 00:15:38.437
باشه. داره میاد.

00:15:39.438 --> 00:15:40.731
یالا، مرد پیر.

00:15:41.982 --> 00:15:44.318
به نظرم، این دسته یه مشکلی داره.

00:15:44.693 --> 00:15:46.612
-چیزیه که همیشه می‌گن.
-صحبت نکن.

00:15:48.906 --> 00:15:50.407
لباس پیر شدن بی رحمه.

00:15:50.824 --> 00:15:54.286
روی حرکت من تو زمینه‌های زیادی تاثیر میزاره
و خیلی خسته کننده‌ست.

00:15:57.122 --> 00:16:02.294
-سانست پینز. سانست پینز.
-سانست پینز.

00:16:02.544 --> 00:16:05.047
یالا، کریس، بگو پینز.

00:16:06.256 --> 00:16:08.384
و من سعی می‌کنم که
با قدرت ماهیچه‌ایم بهش غلبه کنم، ولی...

00:16:08.968 --> 00:16:10.678
یه جورایی فقط دارم خودم رو خسته می‌کنم.

00:16:10.970 --> 00:16:14.014
و... خودم رو بازنده این جنگ می‌بینم.

00:16:19.019 --> 00:16:20.479
غیر ممکن، کریس، داری به همین زودی ناامید می‌شی؟

00:16:20.980 --> 00:16:22.773
- دهنتو ببند، گری.
- اوه، اینجا رو ببین.

00:16:23.649 --> 00:16:26.360
خیلی سخت تر از اون چیزیه
که فکر می‌کردم باشه.

00:16:27.027 --> 00:16:32.241
- سانست پینز. سانست پینز.
- به اندازه کافی گفتیم سانست پینز.

00:16:32.741 --> 00:16:34.159
نفس ها رو بدیم بیرون.

00:16:34.368 --> 00:16:36.578
بچه ها، این برای گرم کردن بود.

00:16:36.662 --> 00:16:38.372
-عالیه!
-چی؟

00:16:38.622 --> 00:16:40.332
کریس، تو واقعا پتانسیل و تواناییش رو داری.
حالت چطوره؟

00:16:40.833 --> 00:16:41.917
می‌خوام برای یه ثانیه بشینم.

00:16:42.418 --> 00:16:46.714
کریس این یکی رو بیرون ‌می‌‌شینه.
همه خوبیم. باهم قدم بردارید. ضربه. ضربه.

00:16:47.256 --> 00:16:49.717
ضربه بزنید و باهم قدم بردارید. ضربه...

00:16:49.883 --> 00:16:52.594
لباس پیرشدن باعث می‌شه که
درمورد آینده خیلی مضطرب شم.

00:16:53.053 --> 00:16:54.179
فکر کنم چیزی که منو می‌ترسونه

00:16:54.346 --> 00:16:57.266
از بین رفتن-
توانایی های فیزیکیه.

00:16:58.058 --> 00:17:01.979
نتونم حرکت کنم، نتونم با نوه‌هام
بازی کنم،

00:17:02.062 --> 00:17:03.647
نتونم موج سواری کنم،
نتونم فعال باشم.

00:17:03.856 --> 00:17:04.857
همه چیزهایی که من دوست دارم انجامشون بدم.

00:17:05.190 --> 00:17:08.986
قراره خیلی سخت و ترسناک بشه،
مطمئنم.

00:17:17.453 --> 00:17:20.330
امروز عالی بودید، بچه‌ها،
خیلی ممنونم. دفعه بعد می‌بینمت.

00:17:20.456 --> 00:17:21.331
جلسه خوبی بود.

00:17:21.999 --> 00:17:23.083
کریس، خوبی؟

00:17:23.292 --> 00:17:25.669
-خوبم. ممنون.
-نگران نباش. راحت باش، خب؟

00:17:26.712 --> 00:17:28.088
- هی، رفیق.
- هی.

00:17:28.380 --> 00:17:31.884
فقط می‌خواستم آخر یه روز طولانی
یه سر بهت بزنم.

00:17:32.051 --> 00:17:35.763
آره، یه روز خیلی طولانی.
احساس می‌کنم یه تمرین خیلی سخت داشتم.

00:17:35.971 --> 00:17:38.807
-خب، ما جوون‌تر نمی‌شیم.
-آره.

00:17:38.974 --> 00:17:42.394
خب، گری، فکر کردم که خیلی خوب می‌شه
اگر تو کمی از تجربه‌هات،

00:17:42.603 --> 00:17:45.355
و درمورد خود جوون‌ترت،
به کریس بگی.

00:17:45.939 --> 00:17:49.818
خب، وقتی جوون‌تر بودم،
میدونی، کاملا تندرست بودم.

00:17:50.152 --> 00:17:52.905
وقتی که خیلی فعال و از نظر فیزیکی کاری بودم.

00:17:53.238 --> 00:17:54.114
آره.

00:17:54.239 --> 00:17:56.408
میدونی. و ورزش مورد علاقه‌م کونگفو بود.

00:18:02.164 --> 00:18:05.834
اون بخش بزرگی از زندگی من شد،
هویت من.

00:18:08.670 --> 00:18:12.216
واقعا توش خوب بودم، جایزه‌های
زیادی برنده شدم و لقب‌های زیادی بهم دادن.

00:18:14.802 --> 00:18:18.514
حتی تو یه مسابقه، از طرف
شائولین تمپل بهم کمربند سیاه داده شد.

00:18:20.641 --> 00:18:22.643
اون واقعا، واقعا عالی بود.

00:18:25.437 --> 00:18:29.441
و بعد یه روزی، تو یکی از تمرین‌ها،
من دچار یه حادثه شدم.

00:18:29.566 --> 00:18:32.653
خیلی سخت تمرین می‌کردم و
عملا زانوم رو کوبیدم.

00:18:33.904 --> 00:18:37.616
همونطور که پیرتر می‌شدم، بدنم
دیگه مثل سابق نشد.

00:18:38.075 --> 00:18:40.702
دیگه نتونستم اون کسی که بودم بشم.

00:18:42.579 --> 00:18:45.666
وقتی جوونیم، همیشه فکر می‌کنیم که
آدم عالی یا قهرمانی هستیم که،

00:18:45.833 --> 00:18:46.834
برای همیشه زندگی خواهد کرد.

00:18:47.000 --> 00:18:48.836
هیچ وقت فکرشو نمی‌کنیم تا
وقتی که پیر شیم،

00:18:48.919 --> 00:18:53.340
متوجه می‌شیم که ممکنه بخش های مختلفی
از بدن ما شروع به شکستن و ضعیف شدن کنن.

00:18:56.468 --> 00:18:57.719
ولی حقیقت اینه که،

00:18:59.263 --> 00:19:00.430
تو پیر می‌شی

00:19:00.931 --> 00:19:02.349
و بدنت شکست می‌خوره.

00:19:06.145 --> 00:19:10.816
پس، تدریجا، متوجه می‌شی،
که باید وضعیت رو...

00:19:11.358 --> 00:19:12.651
-آره.
-...قبول کنی.

00:19:12.860 --> 00:19:14.403
و اون وقته که تای چای وارد کار می‌شه.

00:19:20.576 --> 00:19:22.953
یه صبحی وقتی پیاده‌روی می‌کردم،

00:19:23.245 --> 00:19:28.292
یه گروه از افراد پیر رو دیدم که
داشتن این ورزش حرکات آهسته رو انجام می‌دادن.

00:19:32.462 --> 00:19:33.881
و اون تعادلی و هماهنگی‌ای که داشتند،

00:19:34.173 --> 00:19:39.303
می‌دونی، اون انعطاف و
اون ظرافت من رو واقعا کنجکاو کرد.

00:19:42.598 --> 00:19:44.558
یه چیزی دیدم که تونستم باهاش ارتباط برقرار کنم.

00:19:46.268 --> 00:19:47.728
یه فرصت...

00:19:52.482 --> 00:19:55.277
و بعد، شروع کردم به یاد گرفتن تای‌چای.

00:19:58.197 --> 00:20:00.490
و بیشتر و بیشتر انجامش دادم.

00:20:15.464 --> 00:20:20.135
میدونی، و همینطور که داشتم درموردش یاد می‌گرفتم،
یه راه جدیدی پیدا می‌کردم که

00:20:20.219 --> 00:20:22.804
به قدرت فیزیکی خودم پِی ببرم، متوجهی؟

00:20:22.888 --> 00:20:28.018
و خب، این به من خیلی چیزا یاد داد
و بهم یه نگرش و زندگی جدید داد.

00:20:28.936 --> 00:20:33.690
می‌دونی. و ممکنه این چیزی باشه
که به درد توهم بخوره.

00:20:34.024 --> 00:20:37.236
یکی از ظلم هایی که ما به هم می‌کنیم
اینه که پیر شدن رو شکست خوردن درنظر می‌گیریم،

00:20:37.486 --> 00:20:39.029
که بدنمون ما رو شکست می‌ده.

00:20:39.863 --> 00:20:42.241
نه. نه، این جوریه که ما می‌بینیمش.

00:20:42.449 --> 00:20:46.870
حتی اگه بدن ما داره ضعیف‌تر می‌شه،
به ما یه چیز دیگه رو نشون می‌ده.

00:20:47.246 --> 00:20:48.914
و شاید یه بخشی از ما
کوچیکتر بشه،

00:20:49.122 --> 00:20:51.792
ولی شرایطی فراهم می‌کنه که
یه بخش دیگه از ما بزرگتر بشه.

00:20:52.125 --> 00:20:54.920
وقتی ما مقابل محدودیت‌ها مقاومت می‌کنیم،
اون موقع‌ست که می‌درخشیم.

00:20:55.087 --> 00:20:57.547
-دقیقا. درسته.
-یه جورایی هدیه‌ست، مگه نه؟

00:20:57.756 --> 00:20:59.967
آره، آره،
یه جورایی آشکار شد که

00:21:00.259 --> 00:21:03.303
وقتی یاد می‌گیری اتفاق ها رو همونطوری که هستن،

00:21:03.428 --> 00:21:04.429
بپذیری،

00:21:04.554 --> 00:21:08.725
درواقع یه چیز عمیق‌تر و باارزش‌تر
رو کشف می‌کنی.

00:21:09.226 --> 00:21:11.937
میدونی، خیلی از چیزهایی که می‌گی
به نظرم درستن،

00:21:12.062 --> 00:21:14.606
و این-- و این باعث می‌شه که فکر کنی
روش بدی نیست که...

00:21:15.107 --> 00:21:18.819
چطوری-- چطوری دوباره بسازیش
و چطوری-- چطوری باهاش وفق پیدا کنی.

00:21:19.194 --> 00:21:21.738
چطوره بریم و یه کم حرکات
تای چای رو امتحان کنیم؟

00:21:21.863 --> 00:21:23.282
-عالی به نظر می‌رسه.
-باشه.

00:21:28.287 --> 00:21:32.207
خب، امیدوارم کریس با گوش دادن
به تجربه من،

00:21:32.457 --> 00:21:36.837
یاد بگیره که راه‌های هست که

00:21:36.920 --> 00:21:41.425
بتونی به اون زندگی که می‌خوای
ادامه بدی.

00:21:43.468 --> 00:21:46.096
می‌تونی خودت رو بسط بدی.

00:21:46.805 --> 00:21:52.019
درنتیجه، می‌تونی به یه فهم عمیق‌تر
از بدن دست پیدا کنی.

00:21:58.191 --> 00:21:59.651
صحبت کردن با گری خوب بود.

00:22:00.027 --> 00:22:03.363
می‌دونی، باعث شد که متوجه بشم
نزدیک شدن من به لباس پیر شدن

00:22:03.572 --> 00:22:08.744
نباید برای تلاش برای شکست دادن اون باشه
بلکه باید برای سازش و پیش رفتن با اون باشه.

00:22:18.003 --> 00:22:22.549
خیلی خب، روز اول تموم شد.
دهکده بازنشستگی سانست پینز.

00:22:23.550 --> 00:22:27.054
رسما بعد از پوشیدن این لباس طی کل روز
احساس بازنشستگی و پیری می‌کنم،

00:22:27.179 --> 00:22:28.180
کاملا محدود شده.

00:22:28.388 --> 00:22:31.600
یه جورایی داشتم عصبانی می‌شدم،
مخصوصا وقتی مردم باهام جوری صحبت می‌کردن که

00:22:32.893 --> 00:22:35.771
به نظرم اکثر ما همونطوری با
افراد پیر صحبت می‌کنیم،

00:22:35.937 --> 00:22:39.316
می‌دونی، یه جورایی صحبت کردن
خیلی واضح و "سلام".

00:22:39.483 --> 00:22:42.903
و یه کم لحن رئیس وارانه هم
باهاش آمیخته بود.

00:22:43.153 --> 00:22:46.406
خب، امیدوارم من این کار رو
موقع صحبت با افراد پیر انجام ندم.

00:22:46.573 --> 00:22:48.533
حالا، باید تو این اتاق به یه
راحتی نسبی برسم.

00:22:48.658 --> 00:22:51.536
ما یه تخت بزرگ اینجا داریم
که چیز خوبی به نظر می‌رسه

00:22:51.870 --> 00:22:54.122
یکی از بچه‌هام حاضره اینجا
دیگه چی داریم؟

00:22:54.331 --> 00:22:57.084
چیز زیادی نیستم
یکم شبیه زندانه

00:22:57.709 --> 00:22:59.002
اره، شب بخیر

00:23:08.178 --> 00:23:09.638
صبحتون بخیر ساکنین

00:23:09.763 --> 00:23:11.973
یه روز قشنگ دیگه توی سانست پاینزه

00:23:12.099 --> 00:23:16.103
جایی که هر روز به طور کامل زندگی میکنیم
امروز یه عالمه فعالیت‌های جالب برای انجام دادن هست

00:23:16.395 --> 00:23:17.354
و امشب

00:23:17.562 --> 00:23:19.689
مراسم مخصوص سانست پاینزه

00:23:20.232 --> 00:23:21.775
پس یادتون نره کفش مخصوص رقص بپوشید

00:23:30.534 --> 00:23:31.493
صبح بخیر کریس

00:23:34.287 --> 00:23:37.499
روز دوم سانست پاینز برای کریس برنامه ریزی شده
تا اینجا راحت مستقر بشه

00:23:37.707 --> 00:23:38.625
هی کریس

00:23:39.418 --> 00:23:43.171
وقتی مردم این لباس رو میپوشن
چیزی که محققای ام آی تی دیدن

00:23:43.380 --> 00:23:46.341
اینه که مرحله دوم اینه که شما شروع میکنید به تطبیق دادن خودتون

00:23:46.967 --> 00:23:49.010
نوک پاهات رو لمس کن، مرد
ببین میتونی نوک پاهات رو لمس کنی

00:23:49.302 --> 00:23:52.806
پس، اگه بخوام از این تجربه برای کل طول عمرم بهره ببرم

00:23:54.224 --> 00:23:58.270
پس امروز هدف من اینه که با لباس پیری سازگار بشم

00:23:58.979 --> 00:24:00.605
-وای
-اول از همه

00:24:01.606 --> 00:24:02.983
مسابقه برگشتی با گری

00:24:03.150 --> 00:24:04.234
آماده ای که دوباره انجامش بدیم، کریس؟

00:24:04.359 --> 00:24:08.655
و این دفعه، من سازگار شدم و یه همبازی پیدا کردم

00:24:08.989 --> 00:24:10.115
داگلاس

00:24:15.328 --> 00:24:16.329
ضربه خوبی بود

00:24:17.330 --> 00:24:18.248
گری

00:24:19.833 --> 00:24:20.709
ضربه خوبی بود

00:24:20.959 --> 00:24:23.336
خیلی خب، اینو ببین

00:24:23.545 --> 00:24:25.005
ما قرار نیست اونو ببینیم
فقط توپو بزن

00:24:25.213 --> 00:24:26.131
خیلی خب، بفرما

00:24:28.633 --> 00:24:31.428
-همینه، بازی تموم شد
-من دیگه بازی نمیکنم

00:24:33.346 --> 00:24:35.015
خونسرد باش

00:24:37.434 --> 00:24:39.936
پس، کریس داره سعی میکنه به این لباس عادت کنه

00:24:41.229 --> 00:24:43.565
تا باهاش کار کنه، اون رو بپذیره

00:24:44.024 --> 00:24:45.984
واسه این کارا خیلی پیر شدم

00:24:46.818 --> 00:24:50.113
ولی هنوزم اینجوریه که انگار
این یه چیزیه که بشه شکستش داد

00:24:52.616 --> 00:24:55.994
ولی با عادت کردن بهش نمیشه این لباس رو شکست داد

00:25:11.635 --> 00:25:13.595
خب، من دارم همه لاشمو میکنم تا به لباس عادت کنم

00:25:13.929 --> 00:25:16.765
ولی بیشتر انگار داره اذیتم میکنه

00:25:18.225 --> 00:25:19.309
اون مال منه

00:25:19.392 --> 00:25:21.269
-خیلی ممنون
-بازی خوبی بود

00:25:22.395 --> 00:25:25.190
شاید وقتشه که که یه چیزی که کمتر فیزیکیه رو امتحان کنم

00:25:25.815 --> 00:25:26.983
حالت خوبه کریس؟

00:25:28.485 --> 00:25:29.653
مرتیکه بدبخت پیر

00:25:31.071 --> 00:25:32.489
و بیشتر خلاقانه ست

00:25:33.240 --> 00:25:37.244
سلام به همگی، فقط میخواستم ورود امروزتون
رو به کلاس هنر رو خوش آمد بگم

00:25:37.452 --> 00:25:39.663
امروز قراره نقاشی از صورت رو انجام بدیم

00:25:40.163 --> 00:25:44.918
حالا اونجوری نگاه نکنید، خوب پیش میرید
امروز قراره شخصیتمون رو جست و جو کنیم

00:25:45.210 --> 00:25:47.003
خب آره، شروع کنید
خوش بگذرونید

00:25:47.128 --> 00:25:48.880
-باشه، ممنون
-خوش بگذره

00:25:49.256 --> 00:25:50.632
سلام کریس، اسم من ناتالیه

00:25:51.049 --> 00:25:52.968
-از آشناییت خوشبختم، خیلی خب
-فقط میخواستم بهت خوش آمد بگم

00:25:53.051 --> 00:25:54.344
-موفق باشی
-ایول، مرسی

00:25:57.180 --> 00:26:02.852
خب، هدف روز دوم اینه که کریس از عادت کردنم جلوتر بره

00:26:03.144 --> 00:26:04.896
به درس سوم و آخر لباس برسه

00:26:05.230 --> 00:26:08.400
قبول کردن و یادگرفتن اینکه به دیگران تکیه کنه

00:26:09.067 --> 00:26:10.402
رنگ مورد علاقت چیه؟

00:26:11.027 --> 00:26:13.488
از قرمز-آبی خوشم میاد، یجورایی
به حس و حالی که اینجا داریم میاد

00:26:13.613 --> 00:26:14.864
باشه

00:26:15.949 --> 00:26:17.826
یکم روی کلاهمه

00:26:17.951 --> 00:26:20.620
خیلی قشنگه، احتمالا باعث میشه جالب‌تر به نظر برسه، مگه نه؟

00:26:20.704 --> 00:26:23.039
میدونم، میدونم چیکار کنم
برات دوتا خط میکشم

00:26:23.415 --> 00:26:24.541
-دوتا خط؟
-اره

00:26:25.041 --> 00:26:27.002
-آره، بیا ببینم
-دوتا خطر

00:26:27.252 --> 00:26:28.587
وایسا، وایسا، تکون نخور

00:26:29.296 --> 00:26:30.922
-آره؟
-چی فکر میکنید بچه‌ها؟

00:26:31.214 --> 00:26:33.133
_فوق العاده شده
-خوبه

00:26:37.387 --> 00:26:39.848
چطور با اون دست و بند روش کار میکنی؟

00:26:40.307 --> 00:26:41.516
خیلی سخته، نیست؟

00:26:41.683 --> 00:26:43.351
-چه حسی داری؟ انگار هشتاد سالته؟
-اره

00:26:45.562 --> 00:26:47.063
دستام یکم سنگینی میکنن

00:26:47.397 --> 00:26:49.983
-یکم خشک به نظر میرسی
-یکم احساس خشکی میکنم

00:26:51.234 --> 00:26:54.029
پس، رازش چیه؟
شماها چطور انقدر فعال موندین؟

00:26:54.362 --> 00:26:56.406
-من شنا میکنم و قدم میزنم
-آره

00:26:56.531 --> 00:26:59.659
و میدونی، از خونه میزنم بیرون و کارای مختلف میکنم
کل زمستون رو شنا میکنم

00:26:59.951 --> 00:27:02.162
-توی هشتاد سالگی تقریبا فعالم، خیلی بد نیست
-آره

00:27:02.370 --> 00:27:06.583
فکر کنم در عین فعال جسمی بودن، باید ذهنتم فعال نگه داری

00:27:06.791 --> 00:27:09.836
میدونی، رابطه خوبی با خانوادت و بچه‌هات داشته باشی

00:27:10.045 --> 00:27:12.339
با نوه‌هات
دوستای زیادی پیدا کنی

00:27:12.714 --> 00:27:13.632
اره

00:27:13.757 --> 00:27:16.384
و، و درحالی که اینکارو میکنی، داری تو حفظ جوونیت

00:27:16.551 --> 00:27:18.178
به خودتم کمک میکنی

00:27:19.512 --> 00:27:23.642
پس اگه کریس بتونه پیر شدن رو قبول کنه و این تفکر

00:27:23.767 --> 00:27:25.143
استقلال بدنی رو ول کنه

00:27:25.560 --> 00:27:27.771
اونجاست که یاد میگیره به دیگران تکیه کنه

00:27:28.438 --> 00:27:31.816
اون باید احساس بزرگتری از خودش بگیره

00:27:31.900 --> 00:27:36.279
که میتونه ضعف، آسیب پذیری و پیری رو تو خودش جا بده

00:27:37.280 --> 00:27:40.700
این درسیه که اگه بتونی یاد بگیری
که این حقیقت رو قبول کنی

00:27:40.825 --> 00:27:44.663
اونجاست که میتونیم تجربه کنیم که چقدر همه ما

00:27:44.746 --> 00:27:48.500
بهم و به دنیای اطرفمون مرتبطیم
این خیلی خیلی برای سلامتیت خوبه

00:27:49.376 --> 00:27:51.961
-پس، بچه داری؟
-آره، سه تا بچه

00:27:52.170 --> 00:27:53.088
چند سالشونه؟

00:27:53.338 --> 00:27:57.133
-نه و هفت، دو تا پسر دوقلوی هفت ساله دارم
-اوه

00:27:57.258 --> 00:27:59.594
-آره
-وقتی بچه بودن باحال بودن

00:27:59.844 --> 00:28:00.762
آره، الان بامزن

00:28:05.809 --> 00:28:07.644
-دلتنگشون میشی؟
-آره، قطعا آره

00:28:07.811 --> 00:28:08.937
آره، آره

00:28:11.272 --> 00:28:13.608
خوب به نظر میرسه، آفرین

00:28:14.317 --> 00:28:17.946
-کریس، راجب نقاشیت بهم بگو
-مطمئن نیستم چیه

00:28:18.238 --> 00:28:20.281
انگار ترکیب من و کوالائه

00:28:23.618 --> 00:28:25.578
فقط یه برگ اکالیپتوس نیاز دارم که بجوم

00:28:25.912 --> 00:28:27.038
نه، عالیه

00:28:41.302 --> 00:28:42.345
هی، رفیق

00:28:42.637 --> 00:28:44.055
-سلام
-چیکار میکنی؟

00:28:44.806 --> 00:28:45.724
فقط...

00:28:46.266 --> 00:28:50.645
یه دقیقه... لباسو درآوردم
فقط یه... آره، فقط خیلی خوبه که

00:28:50.812 --> 00:28:51.938
خوبه که بتونی نفس بکشی

00:28:52.480 --> 00:28:54.649
-درآوردنش حس خوبی داره؟
-داره، آره

00:28:54.733 --> 00:28:56.192
خب، خبر خوب

00:28:56.526 --> 00:28:59.612
دیگه کارت با اون لباس تمومه

00:28:59.821 --> 00:29:01.281
اون آزمایش تموم شده

00:29:01.906 --> 00:29:02.907
فوق العادست

00:29:03.158 --> 00:29:04.743
آره، همینجا رو مبل ولش میکنم

00:29:04.993 --> 00:29:06.286
درسته، دقیقا

00:29:07.287 --> 00:29:09.539
درس بزرگ اینجا پذیرشه

00:29:09.873 --> 00:29:13.084
یه چیزای قطعی یا جنگای قطعی هستن که ما قرار نیست ببریمشون

00:29:13.251 --> 00:29:15.044
و تو هم قرار نیست اون لباس رو شکست بدی

00:29:15.128 --> 00:29:16.045
آره

00:29:16.212 --> 00:29:17.922
و قرارم نیست که پیر شدن رو شکست بدی، و این مشکلی نداره

00:29:18.089 --> 00:29:22.177
آره، ولی چجوری با اون شرایط کنار میای؟ مردم چجوری قبولش میکنن؟

00:29:24.179 --> 00:29:27.390
برای من، فقط چند تا چیز هست که راجبشون بهت بگم

00:29:27.474 --> 00:29:29.184
من، خب، وقتی 19 ساله بودم

00:29:29.976 --> 00:29:31.269
دانشجوی سال دوم توی دانشگاه

00:29:34.647 --> 00:29:36.024
میدونی، زندگی خیلی خوب بود

00:29:38.943 --> 00:29:40.487
بعدش دانشجویی از بین رفت

00:29:41.070 --> 00:29:43.406
من و دوستام داشتیم اطراف

00:29:43.740 --> 00:29:46.659
قطار شهریمون میچرخیدیم
و من و دوستام

00:29:46.826 --> 00:29:49.245
یجوری ازش رفتیم بالا انگار که داری از درخت میری بالا

00:29:49.454 --> 00:29:51.331
اونجا فقط یه قطار پارک شده بود
فقط اونجا نشسته بودیم

00:29:51.915 --> 00:29:55.668
ولی وقتی پاشدم
روی مچم یه ساعت فلزی داشتم

00:29:56.127 --> 00:29:58.755
و وقتی پاشدم
به منبع برق نزدیک بودم

00:29:58.838 --> 00:30:02.592
الکتریسیته به ساعت خورد
یه انفجار بزرگ آنی

00:30:02.717 --> 00:30:07.305
توی یه لحظه، میدونی
همه چیز تغییر کرد

00:30:12.977 --> 00:30:16.689
یه دستم رو تا آرنج از دست دادم
و دوتا پام رو تا زانو

00:30:18.942 --> 00:30:20.902
و خیلی به مرگ نزدیک شدم

00:30:27.283 --> 00:30:28.618
منو داغون کرد

00:30:30.078 --> 00:30:32.789
زندگیم تموم شده بود، من فقط بدبخت خالص بودم

00:30:36.668 --> 00:30:39.295
و با خودم فکر کردم، من کی ام؟

00:30:43.466 --> 00:30:47.720
این مجبورم کرد که دوباره خودم رو تصور کنم

00:30:48.137 --> 00:30:50.557
وقف داده شدن قرار بود فقط من رو جلوتر ببره

00:30:51.307 --> 00:30:52.517
باید میپذیرفتمش

00:30:53.726 --> 00:30:56.145
و توی اون راه، چند سالی طول کشید

00:30:56.479 --> 00:31:00.108
ولی یه جایی رسید که من اون بدن قدیمی رو

00:31:00.400 --> 00:31:02.986
اون خود قدیمیم رو، رهاش کردم

00:31:06.322 --> 00:31:07.615
اون مُرد

00:31:09.284 --> 00:31:10.910
چیزی که در انتظار من بود...

00:31:15.039 --> 00:31:18.960
میدونستم که هویت من توی پام نبود

00:31:23.715 --> 00:31:25.550
هر چند وقت یک بار، توی آینه
به خودم نگاه میکردم و میگفتم

00:31:25.675 --> 00:31:28.720
این الان زندگیمه، همینه
اینه، این زندگیمه

00:31:38.688 --> 00:31:41.149
فکر کنم این یه قسمتی از قبول کردنه
جایی که واقعا

00:31:41.274 --> 00:31:42.317
اجازه میدی تغییر اتفاق بیفته

00:31:53.745 --> 00:31:55.705
بیا

00:31:55.955 --> 00:31:56.956
همینه

00:31:57.916 --> 00:31:59.083
دختر خوب

00:32:04.964 --> 00:32:06.633
این خیلی خیلی قضیه مهمیه برام

00:32:06.716 --> 00:32:09.052
اون سال های بعد تصادفم و یادگرفتن اینکه

00:32:09.135 --> 00:32:11.054
با چطور دیدن خودم توی دنیا بازی کنم

00:32:15.934 --> 00:32:19.437
حسم به خودم تا جایی زیاد شد که نه تنها

00:32:19.646 --> 00:32:21.481
میتونستم از دست دادن اعضام رو تحمل کنم

00:32:22.273 --> 00:32:25.151
بلکه شروع کرد به معنی دادم و به تجربم رو معنا دادن

00:32:25.276 --> 00:32:28.112
وارد دانشگاه پزشکی شدم و فورا عاشق

00:32:28.321 --> 00:32:29.489
مراقبت تسکینی شدم

00:32:33.826 --> 00:32:35.787
مردم معمولا دچار سو تفاهم میشن که این همش راجب

00:32:35.954 --> 00:32:37.038
پایان زندگی و مرگه

00:32:37.330 --> 00:32:40.375
با زجر کشیدن بجنگم و به مردم کمک کنم

00:32:40.500 --> 00:32:42.001
تو زندگیشون معنا پیدا کنن

00:32:42.085 --> 00:32:45.254
خب، همچنین میتونی بگی این یه چیزی از فلسفه‌ست

00:32:45.421 --> 00:32:46.422
بیا، همینجاست

00:32:47.757 --> 00:32:51.469
داستان من ناراحت کنندست
ولی این فقط یه تغییر موضوعه

00:32:51.844 --> 00:32:55.640
ما هممون زجر میکشیم، هممون در برابر چیزایی
که نمیتونیم کنترل کنیم عصبانی میشیم

00:32:59.268 --> 00:33:01.604
و این ما رو به نقطه پذیرش میرسونه

00:33:01.938 --> 00:33:03.815
و این جاییه که میخوام بهش برسم کریس

00:33:07.986 --> 00:33:11.864
صحبت کردن با بی جی، باعث شد تحت تاثیر رفتارش قرار بگیرم

00:33:12.448 --> 00:33:15.910
اون یکی از سخت ترین تجربه هایی رو که

00:33:16.119 --> 00:33:18.246
یکی توی سن خیلی پایین میتونه داشته باشه رو داره

00:33:19.247 --> 00:33:22.375
ولی با این حال این تجربه رو قبول کرده

00:33:22.500 --> 00:33:26.129
و من این رو یه رویکر خیلی زیبا توی زندگی میبینم

00:33:33.553 --> 00:33:36.014
خوب پس، کم کم داری میفهمی

00:33:36.097 --> 00:33:38.516
یه کورسویی از این چیزی که بهش میگن پذیرش رو میبینی؟

00:33:39.726 --> 00:33:44.313
اره، منظورم اینه که، یکی از چیزای که
من قبول کردم و خودم رو با شرایطش وقف دادم

00:33:44.397 --> 00:33:46.274
اینه که، احساس شکست ناپذیر بودن نمیکنم، میدونی

00:33:46.357 --> 00:33:48.985
و یه چیز جالبی که من قطعا بهش فکر میکنم اینه که

00:33:49.152 --> 00:33:53.656
خب، یه روزی میاد که تو نمیتونی لباس رو در بیاری

00:33:53.948 --> 00:33:55.408
این ترسناکه

00:33:55.742 --> 00:33:58.161
فکرش برام ترسناکه، میدونی؟

00:33:58.327 --> 00:33:59.996
-فکر بزرگیه
-آره

00:34:03.624 --> 00:34:05.543
آره، و این یه عالمه فکر و ایده رو

00:34:06.461 --> 00:34:08.921
به وجود میاره

00:34:09.255 --> 00:34:14.177
و میدونی، فکر میکنم زندگی کردن توی اون فضای تقریبا هدف گرا

00:34:14.302 --> 00:34:17.722
اول از همه میره توی چک لیست

00:34:19.015 --> 00:34:21.142
میتونه یجورایی خطرناک باشه، درسته؟
مثل

00:34:21.350 --> 00:34:22.852
-کاملا
-چون این یه حدسه که

00:34:22.977 --> 00:34:25.104
وقتی داری تا ازش رد بشی به جای اینکه بری...

00:34:25.563 --> 00:34:26.481
درسته

00:34:26.689 --> 00:34:28.107
-مرد
-ممکنه فردایی نباشه

00:34:28.191 --> 00:34:30.151
آره، البته، آره

00:34:30.526 --> 00:34:33.279
من اومدم تا یاد بگیرم چقدر سخته تا واقعا توی لحظه باشی

00:34:33.529 --> 00:34:34.906
این یه استعداده که داری؟

00:34:35.406 --> 00:34:36.616
این یه چیزیه که من...

00:34:37.408 --> 00:34:40.870
من میدونم که، من، من، من میخوام به دستش بیارم

00:34:41.079 --> 00:34:42.497
و توش بهتر باشم، میدونی؟

00:34:43.039 --> 00:34:44.624
ولی

00:34:44.957 --> 00:34:48.336
میدونی، بعد از توی این فضا بودن
خیلی ظالمانه با خودم صادق بودن

00:34:48.836 --> 00:34:51.422
واقعا نیستم، و حالا...

00:34:54.175 --> 00:34:56.385
دارم فکر میکنم، چی واقعا مهمه؟
میدونی؟

00:34:56.594 --> 00:34:59.138
میدونی، حس میکنم یه جور، میدونی
همش سرم شلوغ و شلوغ تر میشه

00:34:59.305 --> 00:35:02.600
و حتی اونقدری که میخوام با بچه‌ها نیستم

00:35:03.267 --> 00:35:04.727
ولی انگار، خیلی زیاد بهش

00:35:05.603 --> 00:35:07.021
فکر میکنم، میدونی؟ و فقط

00:35:09.482 --> 00:35:11.943
فقط یجورایی آسیب پذیریشه

00:35:35.133 --> 00:35:36.801
فقط میخوام درست بفهممش

00:35:39.512 --> 00:35:40.638
این...

00:35:44.100 --> 00:35:46.060
خیلی سخت کار میکردم توی مدت

00:35:47.061 --> 00:35:48.187
ده یا دوازده سال

00:35:49.689 --> 00:35:53.442
و فهمیدم یه عالمه از خاطراتم

00:35:53.651 --> 00:35:57.947
حس میکردم انگار رو دور تندن
و آرزو میکردم که کاش یه جور توقف داشتم

00:35:58.072 --> 00:35:59.240
و بیشتر وقت میذاشتم

00:35:59.866 --> 00:36:00.908
و

00:36:01.826 --> 00:36:03.327
باعث میشه به یه داستان فکر کنم

00:36:03.452 --> 00:36:05.955
که مادرم راجبش بهم میگفت
تجربه ای که اخیرا داشت

00:36:06.038 --> 00:36:10.251
جایی که داشت برای یه لحظه کوتاه با پایان زندگیش رو به رو میشد

00:36:12.170 --> 00:36:14.589
و توی تجربه‌ش کاملا

00:36:15.631 --> 00:36:18.259
احساس آرامش میکرد

00:36:18.342 --> 00:36:21.971
در واقع اون یه عالمه آدم اطرافش داشت که دوستش داشته باشن

00:36:22.138 --> 00:36:24.974
آدمایی زیادی که اون دوسشون داشت و خیلی زندگی کاملی داشت

00:36:25.099 --> 00:36:29.604
و فکر میکنم که روی من تاثیر گذاشت چون من...

00:36:31.397 --> 00:36:34.025
نمیخوام دیگه ببینم که توی کارا عجله نمیکنم

00:36:38.738 --> 00:36:40.406
آره، آرمایش داره باعث میشه من

00:36:40.573 --> 00:36:42.700
بخوام یه مدت روی همه چیز دکمه توقف بزنم

00:36:42.909 --> 00:36:45.703
و یجورایی، بیشتر از هر موقع دیگه ای تو حال حاضر باشم

00:36:51.375 --> 00:36:54.128
خوب، نکته اینه
کریس داره سفره دلش رو باز میکنه

00:36:54.420 --> 00:36:57.548
که توی مسیر پذیرش، لحظه ارزشمندیه

00:36:59.550 --> 00:37:02.803
الان وقتشه که یه سری از این
درسارو برای کریس شخصی‌تر کنیم

00:37:03.387 --> 00:37:05.473
و دنیای مشکلات احساسی رو بررسی کنیم

00:37:09.977 --> 00:37:13.606
پایان روز دوم یه مراسم رقص توی سانست پاینزه

00:37:15.316 --> 00:37:16.817
میخوای اینو امتحان کنی؟ ببینی اندازه میشه یا نه؟

00:37:17.860 --> 00:37:20.988
چیزی که کریس نمیدونه اینه که توی مراسم رقص، همسرش

00:37:21.155 --> 00:37:23.574
همسر واقعیش، السا قراره منتظرش باشه

00:37:24.325 --> 00:37:26.285
خدای من

00:37:26.702 --> 00:37:30.915
و السا قبول کرده که از طریق جادوی پروتز، 50 ساله بشه

00:37:31.082 --> 00:37:32.833
آره، راجب دستام احساس بدی ندارم

00:37:32.959 --> 00:37:34.835
-دستامو ببین
-آره، بفرما

00:37:35.002 --> 00:37:37.088
خب، من نشستم روی صندلی

00:37:37.421 --> 00:37:40.091
و اونا دارن پروتزا رو میذارن

00:37:40.841 --> 00:37:42.885
و داره احساس عجیبی میده

00:37:43.636 --> 00:37:45.721
اینجوری بودم که نمیخوام اینکارو بکنم

00:37:46.097 --> 00:37:48.724
یه لحظه ای بود که انگار
"نمیتونم اینکارو بکنم"

00:37:51.060 --> 00:37:52.103
پیر شدن...

00:37:53.271 --> 00:37:56.023
هولناکه، مخصوصا برای خانوما

00:37:56.190 --> 00:37:59.110
و توی این جامعه، باعث شد فکر کنم

00:37:59.318 --> 00:38:01.612
به اینکه چقدر برای جوونی ارزش قائلیم

00:38:02.655 --> 00:38:04.740
این احتمالا یکی از بحث برانگیزترین

00:38:04.907 --> 00:38:06.909
لحظه‌های جسورانه این آزمایشه

00:38:07.118 --> 00:38:09.912
کریس اینو پیشبینی نمیکنه
واسش سوپرایز بزرگیه

00:38:10.204 --> 00:38:12.039
آره، من میتونم، در واقع میتونم مامانمو ببینم

00:38:12.290 --> 00:38:17.003
باعث میشه حس کنی، خدایا قراره این شکلی بشیم

00:38:17.211 --> 00:38:19.839
و ، میدونی، این... این متفاوته

00:38:20.548 --> 00:38:21.924
ولی، میدونید، چیزی که جالبه اینه که

00:38:22.091 --> 00:38:24.760
با توجه به داده‌ها میدونیم که بیشتر ما از آسیب پذیری خودمون

00:38:24.885 --> 00:38:27.388
مرگ خودمون کمتر میترسم

00:38:27.680 --> 00:38:30.391
تا از مرگ کسایی که بهشون اهمیت میدیم

00:38:32.143 --> 00:38:34.186
پس، برای اینکه پژوهش رو جلوتر ببریم

00:38:34.437 --> 00:38:37.898
میخوایم که کریس یکی دیگه از ساکنین سانست پاینز رو ببینه

00:38:38.774 --> 00:38:42.778
خب، اسم من آیسیا واکالالامبورئه
من فیجیایی ام، اهل فیجی

00:38:42.945 --> 00:38:45.448
و 88 ساله هستم

00:38:45.781 --> 00:38:48.492
و اینم میز شماست آقای همسورث
میخوام با آیسیا آشنا بشید

00:38:48.743 --> 00:38:49.660
آیسیا؟

00:38:50.119 --> 00:38:52.455
-سلام کریس، از آشناییت خوشبختم
-منم همینطور

00:38:52.872 --> 00:38:54.415
میدونی کریس همسورث کیه؟

00:38:54.623 --> 00:38:55.499
نه

00:38:58.878 --> 00:39:00.171
نه

00:39:02.298 --> 00:39:05.384
حالا از اومدن به این زندگی بازنشستگی چه حسی داری؟

00:39:05.551 --> 00:39:07.678
-چطور...
-متفاوت، خیلی متفاوت

00:39:08.179 --> 00:39:10.264
همچنین یه عالمه آدمای فوق العاده اینجا، میدونی؟

00:39:10.473 --> 00:39:12.683
خیلی تجربه خاصی بوده

00:39:12.808 --> 00:39:13.851
خب، من بهت میگم

00:39:14.143 --> 00:39:16.854
یه آدم مسن بودن بهترین چیزه

00:39:17.563 --> 00:39:19.565
پیر شدن یه چیز خیلی مهم توی زندگیه

00:39:19.857 --> 00:39:22.276
بی جی گفت ملاقات تو یه فرصت عالی بود

00:39:22.485 --> 00:39:24.236
چون تو یه داستان مهم داری

00:39:24.737 --> 00:39:25.696
خوب

00:39:26.364 --> 00:39:28.866
من اهل فیجی‌ام و از یه خانواده قبیله‌ای اومدم

00:39:29.450 --> 00:39:34.246
من و برادر بزرگترم خیلی بهم نزدیک بودیم
نسبت به پدر و مادرمم بهش نزدیک تر بودم

00:39:36.874 --> 00:39:39.377
برای اون، من برادر کوچیک ترش بودم

00:39:40.127 --> 00:39:42.129
ولی برای من، اون همه چیز بود

00:39:44.882 --> 00:39:47.676
و هرجا که میرفت، من همیشه دنبالش بودم

00:39:47.760 --> 00:39:49.011
من سایه ش بودم

00:39:52.848 --> 00:39:54.725
از بچگی، درست تا موقعی که

00:39:54.850 --> 00:39:57.520
رفتیم به ارتش، اون همیشه پیشم بود

00:39:57.728 --> 00:39:59.397
و همیشه مراقبم بود

00:40:02.233 --> 00:40:03.943
و من به عنوان پدر بهش نگاه میکردم

00:40:04.485 --> 00:40:06.654
یه برادر بزرگتر، یه محافظ

00:40:07.822 --> 00:40:09.031
وقتی پدرمون مرد

00:40:09.198 --> 00:40:10.825
با بزرگتر خانواده بودن

00:40:11.200 --> 00:40:14.036
اون باید نقش ریاست رو یه عهده میگرفت

00:40:19.125 --> 00:40:20.751
و رئیس خوبی هم شد

00:40:21.335 --> 00:40:22.503
و مردم عاشقش بودن

00:40:24.004 --> 00:40:26.382
متاسفانه، خیلی طول نکشید

00:40:27.591 --> 00:40:29.051
مریض شد

00:40:35.850 --> 00:40:36.851
وقتی مرد

00:40:39.019 --> 00:40:41.313
دنیام فروپاشید

00:40:45.359 --> 00:40:47.111
و من از دست دادم

00:40:48.487 --> 00:40:51.824
مردی که عاشقش بودم
برادر واقعیم رو

00:40:53.117 --> 00:40:54.743
و من داغون شده بودم

00:40:55.327 --> 00:40:56.954
داغی که ازش زجر میکشیدم

00:40:57.705 --> 00:40:59.206
غیر قابل اندازه گیریه

00:41:08.424 --> 00:41:10.259
ولی تو جامعه فوجیایی

00:41:10.468 --> 00:41:14.263
یه دوره صد روزه و صد شبه برای عذاداری وجود داره

00:41:14.638 --> 00:41:16.891
موقعی که کل روستا توی عذاداریه

00:41:21.687 --> 00:41:25.357
نه آواز خوندن، نه بازی کردن، نه هیچی

00:41:28.527 --> 00:41:30.112
و وقتی که صد روز شروع شد

00:41:32.364 --> 00:41:34.116
من نمیخواستم دور و بر مردم باشم

00:41:34.325 --> 00:41:36.327
رهبری جامعه رو رها کنم

00:41:39.580 --> 00:41:41.290
و با خودم فکر کردم

00:41:41.415 --> 00:41:42.791
به اندازه کافی خوب میشم؟

00:41:51.217 --> 00:41:53.928
به منم همونطور که به برادرم
احترام میذاشتن، احترام میذارن؟

00:41:55.596 --> 00:41:56.722
من نمیتونم این کارو بکنم

00:42:05.606 --> 00:42:07.691
ولی صد روز مدت طولانیه

00:42:12.029 --> 00:42:14.240
بهت وقت فکر کردن میده

00:42:18.410 --> 00:42:20.704
تا یاد بگیری، تا با بقیه راحت تر باشی

00:42:22.748 --> 00:42:23.749
تا بزرگ بشی

00:42:25.668 --> 00:42:27.044
روزها بعد روزها

00:42:28.671 --> 00:42:30.047
هر طلوع

00:42:31.549 --> 00:42:32.758
هر غروب

00:42:33.384 --> 00:42:35.761
سوگواری داشت منو تغییر میداد

00:42:38.264 --> 00:42:40.099
و این طوری که بود که قبول کردم

00:42:40.432 --> 00:42:42.476
باید بایستم

00:42:42.893 --> 00:42:45.229
پا جای پاش بذارم
کفشای اون رو بپوشم

00:42:45.479 --> 00:42:46.855
حتی با اینکه ممکنه سخت باشه

00:42:46.939 --> 00:42:49.191
و نقش ریاست رو به عهده بگیرم

00:42:51.902 --> 00:42:54.905
چیزی که میخوام کریس از مثال آیسیا یاد بگیره اینه که

00:42:55.155 --> 00:42:59.159
مهمه که به خودمون زمان و فضا بدیم

00:42:59.368 --> 00:43:01.704
تا احساسات مختلفی داشته باشیم

00:43:02.871 --> 00:43:05.833
زندگی شامل سوگ باور نکردنی

00:43:06.208 --> 00:43:10.087
غم باورنکردنی میشه و اینکه اونا، درست مثل پیر شدن، دشمن ما نیستن

00:43:10.588 --> 00:43:12.089
فقط بخشی از معامله هستن

00:43:14.174 --> 00:43:17.011
تو آدمایی که دوست داری رو از دست میدی

00:43:18.345 --> 00:43:21.223
ولی من یه رهبر جامعه بهتری بودم

00:43:21.765 --> 00:43:24.184
مرد بهتری، به خاطر اون صد روز

00:43:25.769 --> 00:43:29.481
و خب، یاد گرفتم اندوه زیباست

00:43:30.566 --> 00:43:33.485
به نظر میرسه که جایی که تو ازش اومدی خیلی بیشتر پذیرنده

00:43:33.652 --> 00:43:35.821
و خوش‌آمد گو نسبت به اون تغییرن

00:43:35.988 --> 00:43:38.115
میدونی، من معتقدم جامعه غربی

00:43:38.198 --> 00:43:40.075
برای غم وقت کافی نمیذارن

00:43:41.243 --> 00:43:42.661
غم خوبه

00:43:42.953 --> 00:43:44.413
این چیزیه که من بهش باور دارم

00:43:44.872 --> 00:43:47.499
آقایون، اینم غذاهاتون

00:43:47.916 --> 00:43:51.170
این بهترین غذای سانست پاینزه، و آقای همسورث

00:43:51.295 --> 00:43:54.715
ما مشتاقیم تا امروز عصر شما رو توی مراسم رقص هفتگیمون ببینیم

00:43:56.050 --> 00:43:58.260
-نوش جان
-ممنون

00:43:58.427 --> 00:43:59.470
مراسم رقص؟

00:44:01.305 --> 00:44:03.849
-باید جالب باشه
-آره

00:44:06.393 --> 00:44:09.438
صحبت کردن با آیسیا عالیه و خیلی خوبه که داستانش رو بشنوی

00:44:10.189 --> 00:44:12.524
ولی فکر از دست دادن کسایی که دوستشون داری

00:44:12.983 --> 00:44:14.735
فکر کنم ترسناک‌ترین چیزه

00:44:15.194 --> 00:44:18.864
و واقعا چیزی نیست که فعلا آماده پذیرفتنش باشم

00:44:21.867 --> 00:44:24.453
ببخشید السا، میشه چشمات رو برای یه مدت دیگه

00:44:24.620 --> 00:44:25.621
بسته نگه داری؟

00:44:25.746 --> 00:44:27.039
تا وقتی که اینو انجام میدیم، ممنون

00:44:29.750 --> 00:44:32.252
پس، آخرین بخش روز دوم، میرسیم به مراسم رقص

00:44:32.503 --> 00:44:37.758
و اینجا جاییه که کریس رو با السا رو به رو میکنیم، همسر دوست داشتنیش

00:44:38.384 --> 00:44:40.969
ولی الان السا کسیه که 50 ساله شده

00:44:43.889 --> 00:44:45.557
میتونه خوبه باشه، یا میتونه ناراحت کننده باشه

00:44:47.142 --> 00:44:48.852
نمیدونم چه اتفاقی قراره بیفته

00:44:51.855 --> 00:44:54.233
به خودم نگاه میکنم، خیلی متضاده

00:44:54.608 --> 00:44:57.903
و خیلی، انگار، خیلی خیلی واقعیه

00:45:01.198 --> 00:45:03.158
واقعا احساس آسیب پذیری میکنم

00:45:05.244 --> 00:45:08.205
و مطمئن نیستم که میخوام کریس منو اینجوری ببینه

00:45:08.789 --> 00:45:09.915
آره

00:45:25.389 --> 00:45:27.558
-کریس، رسیدی، حالا
-همگی خوبید؟

00:45:28.350 --> 00:45:32.020
من یه قرار خوب برات جور کردم

00:45:32.354 --> 00:45:34.231
-واقعا؟
-آره، حالا من میدونم تو متاهلی

00:45:34.314 --> 00:45:37.025
-ولی به همسرت نمیگیم، باشه؟
-آره، آره، ولی

00:45:37.151 --> 00:45:38.944
باهام بیا، بجنب
خجالت نکش

00:45:39.027 --> 00:45:40.696
-خیلی خب، خجالت نمیکشم، میدونم
-خجالت نمیکشی؟

00:45:40.863 --> 00:45:43.907
-مضطرب نیستم، خجالتی هم نیستم
-باشه، اون خانومه اونجا تو لباس صورتی رو میبینی؟

00:45:43.991 --> 00:45:46.034
-آره
-برو پیشش پسر

00:45:51.790 --> 00:45:54.793
ببخشید، فکر کنم من قرار شمام

00:45:59.339 --> 00:46:01.383
این، فقط میخواستم شونه‌ت رو لمس کنم و اینجوری بودم که

00:46:01.508 --> 00:46:02.718
"خدای من، من این آدمو میشناسم"

00:46:02.885 --> 00:46:04.261
میدونستی؟

00:46:05.512 --> 00:46:06.597
وای

00:46:14.354 --> 00:46:15.397
سلام

00:46:26.867 --> 00:46:29.787
فکر کنم این لحظه رو تا ابد یادمون میمونه

00:46:31.580 --> 00:46:34.458
خیلی عمیق و غیرمنتظره بود

00:46:36.668 --> 00:46:38.128
احساس امنیت میکردم

00:46:39.880 --> 00:46:41.131
خیلی قشنگ بود

00:46:44.092 --> 00:46:47.930
-انتظارش رو داشتی، میدونی؟ اصلا نداشتی؟
-نمیدونستم چه خبره

00:46:49.097 --> 00:46:50.766
این تجربه هیجان انگیزیه

00:46:51.266 --> 00:46:57.564
نگاه کردن به همسرم که 50 سال پیر شده،
و ترکیب عجیبی از احساسات رو داشتم

00:46:57.689 --> 00:46:58.607
یجورایی از

00:47:00.025 --> 00:47:02.945
عشق، شادی، پوچی

00:47:04.696 --> 00:47:05.906
و بعد همچنین

00:47:07.199 --> 00:47:09.368
یه نوع پوچی تو یه مدل فوق العاده

00:47:09.952 --> 00:47:11.036
روز خیلی

00:47:11.703 --> 00:47:14.164
عجیبی بوده، نمیدونم
فقط راجب

00:47:14.540 --> 00:47:16.834
زندگی و مرگ و همه چیز فکر میکردم
و بعد، این...

00:47:17.543 --> 00:47:20.838
برای من امروز روزی بود که
انگار ۵۰ سال رو به دوش کشیدم.

00:47:21.129 --> 00:47:23.382
- آره. آره.
- و خیلی خیلی شوکه کننده‌ست.

00:47:23.882 --> 00:47:26.218
اون سال ها رو نداشتی تا عادت کنی.

00:47:26.593 --> 00:47:28.262
و فکر میکنم طبیعت این...

00:47:28.679 --> 00:47:32.182
- قدم‌ ها رو بهت میده که به خودت عادت کنی.
- آره.

00:47:32.391 --> 00:47:34.935
یهویی واردش شدن واقعا دیوونگیه.
این چیزیه که...

00:47:35.018 --> 00:47:37.938
آره. این... واقعا آزاردهنده‌ست.

00:47:38.647 --> 00:47:40.232
نه، خیلی شوکه کننده بود
وقتی اون موقع دیدمت.

00:47:40.399 --> 00:47:43.360
با خودم گفتم،《صبر کن، صبر کن.》
۵۰ سال رو ازم دزدیدن.

00:47:44.194 --> 00:47:46.905
اون یه جورایی...

00:47:47.990 --> 00:47:51.201
انگار همه چیز به ته خط رسیده.

00:47:52.286 --> 00:47:54.538
یکمی... یکمی تو
چشمام اشک جمع شد.

00:47:55.247 --> 00:47:57.374
- میخوام اون سال ها رو کنارت زندگی کنم.
- آره.

00:47:57.875 --> 00:47:59.668
ما به اون خاطرات نیاز داریم،
مگه نه؟

00:48:02.462 --> 00:48:05.632
یکی از درس های مهمی که
کریس باید یاد بگیره...

00:48:05.757 --> 00:48:08.343
اینه که جایی که عشق هست،
فقدان هم وجود داره.

00:48:10.095 --> 00:48:12.264
داخل زندگی اون هم فقدان وجود خواهد داشت.

00:48:12.556 --> 00:48:14.641
مسئله اگر نیست.
مسئله اینه که کی اتفاق میفته.

00:48:18.270 --> 00:48:21.982
این ما رو برای قسمت بعدی این
ادیسه‌ی عجیب آماده میکنه...

00:48:24.026 --> 00:48:27.321
جایی که ما از پیری به سمت
فناپذیری و مرگ حرکت میکنیم.

00:48:42.794 --> 00:48:44.463
صبح بخیر ساکنین.

00:48:44.838 --> 00:48:47.382
یه روز زیبای دیگه رو اینجا
در سانست پاینز داریم،

00:48:47.549 --> 00:48:49.384
جایی که ما از هر روزمون
تموم استفاده رو میکنیم.

00:48:50.886 --> 00:48:52.095
کلوپ تئاتر به زودی شروع میشه.

00:48:52.679 --> 00:48:55.891
و یادتون نره، امروز تو
سالن اجتماعات بینگو داریم.

00:48:59.227 --> 00:49:03.899
و همینطور میخوایم به طور رسمی
به آقای همسورث خوشامد بگیم.

00:49:04.232 --> 00:49:06.109
کسی که تونسته اینجا مستقر بشه.

00:49:09.196 --> 00:49:12.741
انگار کاملا داخلش غرق شدم
و احساس خونه بودن میکنم.

00:49:13.283 --> 00:49:16.078
و تلاش میکنم دائما
آغوشم رو به روش وا کنم.

00:49:17.037 --> 00:49:18.163
میدونی، باعث میشه بفهمم...

00:49:18.246 --> 00:49:21.750
ممکنه اونقدرام که
فکر میکردم بد نباشه.

00:49:30.425 --> 00:49:33.637
خوب، به شروع روز سوم،
روز آخرمون رسیدیم.

00:49:34.346 --> 00:49:38.183
و داریم به سمت مرگ
و فناپذیری حرکت میکنیم.

00:49:39.184 --> 00:49:40.268
- سلام.
- سلام.

00:49:40.435 --> 00:49:43.855
میخواستم کریس رو به دوست و همکارم...

00:49:43.939 --> 00:49:48.944
آلوئا آرتور معرفی کنم. و اون
به عنوان مامای مرگ کار میکنه.

00:49:49.194 --> 00:49:51.113
بهم بگو مامای مرگ دقیقا چیه؟

00:49:51.279 --> 00:49:54.324
خوب، مامای مرگ کسیه که تموم
مراقبت های غیر پزشکی رو انجام میده...

00:49:54.408 --> 00:49:57.911
و آدم در حال مرگ و خانواده‌ش رو
در این روند حمایت میکنه.

00:49:58.036 --> 00:50:00.372
ما اساسا مردم رو در قدم گذاشتن
به سمت پایان زندگی همراهی میکنیم.

00:50:00.539 --> 00:50:01.415
 
 
861
00:52:16,007 --> 00:52:17,843
پس اگه تاحالا داشتی درباره‌ی
پایان زندگی حرف میزدی،

00:50:03.583 --> 00:50:05.460
امروز درباره‌ی فناپذیری حرف میزنیم.

00:50:05.627 --> 00:50:06.545
باشه.

00:50:06.628 --> 00:50:07.546
- خیلی خوب؟
- باشه.

00:50:07.629 --> 00:50:09.172
خوب، ما یه تمرینی برات آماده کردیم،

00:50:09.297 --> 00:50:10.632
یجورایی مثل درمان از راه مواجه شدنه...

00:50:10.799 --> 00:50:12.050
- خیلی خوب.
- تا برای اون آماده‌ت کنیم.

00:50:12.217 --> 00:50:13.427
- باشه.
- آماده‌ای؟

00:50:13.719 --> 00:50:15.429
- آره.
- بریم ببینیم چیه.

00:50:19.057 --> 00:50:19.975
خوب، همونطور که میبینی،

00:50:20.100 --> 00:50:21.518
اینجا چند تا تابوت برات داریم.

00:50:21.893 --> 00:50:23.520
آره، این شانس رو داری
که بهشون نگاه کنی،

00:50:23.812 --> 00:50:25.939
که ببینی از چی خوشت میاد
و از چی خوشت نمیاد.

00:50:26.023 --> 00:50:28.191
- باید یکی رو انتخاب کنم؟
- آره، عالی میشه.

00:50:28.316 --> 00:50:29.651
میتونی یکم خرید کنی،

00:50:29.818 --> 00:50:31.903
اطراف رو ببینی،
ببینی کدوم یکی برات جالبه،

00:50:32.070 --> 00:50:33.697
کدوم نظرت رو جلب میکنه،

00:50:34.114 --> 00:50:38.535
چه مفهوم عجیبی.
یکم حس خونه عروسکی رو میده.

00:50:39.036 --> 00:50:40.412
- آره.
- پس شاید اونجا نرم.

00:50:41.038 --> 00:50:42.164
- اینجا یه...
-‌ آره.

00:50:42.289 --> 00:50:43.373
تابوت از چوب کاج داریم.

00:50:43.498 --> 00:50:46.626
با دیدن این همه چوب زیبا حس
هدر رفتن به آدم دست میده، اینطور نیست؟

00:50:46.877 --> 00:50:48.128
که اونا رو توی خاک دفن کنیم.

00:50:48.378 --> 00:50:51.173
انگار باید اثاث خونه باشن
یا یه همچین چیزی.

00:50:53.091 --> 00:50:56.053
شاید مقوا یا مواد پسماند پوسیدنی بهتر باشه.

00:50:56.261 --> 00:50:57.596
واقعا به صرفه هم هست.

00:50:57.763 --> 00:50:59.014
- آره.
- اونا کاملا قابل بازیافتن،

00:50:59.139 --> 00:51:00.557
- تجزیه‌پذیرن.
- آره.

00:51:00.682 --> 00:51:01.767
همه چیز مثل اونه.

00:51:01.892 --> 00:51:05.145
گمونم واسه اونجا رفتن به چیز
خاصی نیاز نداشته باشم.

00:51:07.981 --> 00:51:09.274
حصیریه؟

00:51:09.441 --> 00:51:12.527
حصیری، زیبا، طبیعی،
مثل موسی.

00:51:12.736 --> 00:51:17.532
- سبد پیک نیک بزرگ. خوبه.
- دقیقا. چوب ماهون هم داریم.

00:51:17.908 --> 00:51:19.576
- واقعا؟
- آره، خیلی قشنگه.

00:51:19.701 --> 00:51:22.287
این یکی مخصوص بدن تو ساخته شده.

00:51:22.579 --> 00:51:24.289
شاید بخوای امتحانش کنی،
میری داخلش؟

00:51:25.165 --> 00:51:26.458
- آره، قبوله.
- آماده‌ای؟

00:51:26.666 --> 00:51:29.544
- همینجوری برم داخلش، آره؟
- آره، سخت نگیر.

00:51:36.676 --> 00:51:39.638
امیدم با نگاه کردن به
تابوت ها همراه کریس،

00:51:40.097 --> 00:51:44.351
اینه که وقتی یه روزی بدنش وارد
تابوت میشه بتونه ارتباط برقرار کنه.

00:51:44.601 --> 00:51:47.938
و بنابراین اون به
مرگ خودش فکر کنه.

00:51:48.188 --> 00:51:50.649
- آره، حالتش رو درست رفتی.
- آره، همینه.

00:51:50.816 --> 00:51:52.818
- درست همینطوری.
- عجیبه، حس میکنم خون آشام شدم.

00:51:52.943 --> 00:51:55.028
- آره، خب، حدودا.
- دارم برای یه شب طولانی...

00:51:55.862 --> 00:51:56.947
به خواب میرم.

00:51:57.405 --> 00:51:58.990
- بهش مرگم میگن؟
- آره.

00:52:00.575 --> 00:52:01.618
آره.

00:52:04.371 --> 00:52:06.081
- تموم شد.
- خوب...

00:52:06.873 --> 00:52:08.166
ما از صحبت کردن
درباره‌ی مرگ میترسیم.

00:52:08.250 --> 00:52:09.668
چون ما رو نا آروم میکنه.

00:52:09.835 --> 00:52:11.253
انگار یه مشکلی هست.

00:52:11.461 --> 00:52:17.134
درخت‌ها، گل‌ها، حیوانات،
باتری ماشین و انسان‌ها میمیرن.

00:52:18.677 --> 00:52:20.554
تجربه‌ی عجیبی بود، نه؟

00:52:21.054 --> 00:52:22.389
به طور کلی، نظرت درباره‌ی تابوت چیه؟

00:52:22.973 --> 00:52:26.893
نمیدونم، گمونم یه جورایی
شاید ترجیح میدم سوزونده بشم.

00:52:28.061 --> 00:52:30.856
به جای اینکه یه جا توی پیله باشم،

00:52:31.022 --> 00:52:32.858
یه چیزی مثل تنگناهراسی هست.

00:52:33.066 --> 00:52:34.317
آره.

00:52:34.526 --> 00:52:36.278
و شاید حتی بهتر باشه
منو توی اقیانوس بندازن.

00:52:36.361 --> 00:52:38.280
و کوسه‌ها بتونن منو بخورن...

00:52:38.405 --> 00:52:39.906
- تو رو توی اقیانوس بندازن؟
- آره.

00:52:40.365 --> 00:52:43.410
کنجکاوم بدونم دیدگاهت
درباره‌ی اتفاقات بعد مرگ چیه.

00:52:43.952 --> 00:52:47.497
نمیدونم. یادمه وقتی بچه بودم،
شب بیدار میموندم،

00:52:47.581 --> 00:52:49.749
و به این ایده‌ی پوچ فکر میکردم،

00:52:49.916 --> 00:52:53.503
میدونی... فقط همین،
برای همیشه، میدونی...

00:52:53.712 --> 00:52:55.172
- آره.
- میدونی؟ و نه فقط برای همیشه،

00:52:55.255 --> 00:52:56.756
- بلکه برای همیشه‌ی همیشه، میدونی؟
- همیشه.

00:52:56.882 --> 00:52:59.259
و این فکر، منو بیدار نگه میداشت.

00:52:59.426 --> 00:53:01.011
میدونی، برام مثل...

00:53:01.845 --> 00:53:03.430
پوچی کامل بود، هیچی نبود،

00:53:03.722 --> 00:53:05.140
اینکه برای همیشه میری.

00:53:05.891 --> 00:53:07.184
این منو خیلی میترسوند.

00:53:07.309 --> 00:53:09.561
واقعیت اینه که همونطور که میدونیم
هر زمانی میتونه اتفاق بیفته...

00:53:09.686 --> 00:53:11.229
- آره.
- درسته؟ میدونی، اغلب آدم‌ها...

00:53:11.313 --> 00:53:14.149
به آخر زندگی به عنوان
یه تصور دور فکر میکنن.

00:53:14.524 --> 00:53:16.693
انگار چیزیه که اون طرف اتفاق میفته...

00:53:16.818 --> 00:53:18.904
و خیلی زودتر از چیزی که
بیشتر مردم براش آماده‌ن میرسه...

00:53:19.154 --> 00:53:24.075
که باعث میشه فرصت هایی مثل این
که با فناپذیری رو‌به‌رو بشی، خیلی مفیده.

00:53:25.327 --> 00:53:27.621
به نظرت بزرگترین چیزی که
از حرف زدن با آدم‌های...

00:53:27.829 --> 00:53:29.956
نزدیک مرگ یاد گرفتی چیه؟

00:53:35.003 --> 00:53:37.631
بودن با کسی...

00:53:38.089 --> 00:53:40.175
همون موقع که نفس کشیدن‌شون قطع میشه.

00:53:40.675 --> 00:53:42.928
حس کردن اون سکون باورنکردنی توی اتاق...

00:53:43.053 --> 00:53:44.554
بعد از اینکه زندگی بدنی رو ترک کرده...

00:53:45.305 --> 00:53:48.350
ساده‌ترین و در عین حال عمیق‌ترین حسه.

00:53:48.767 --> 00:53:52.312
زندگی واقعا به یه نفس بنده.

00:53:52.729 --> 00:53:54.689
یه دقیقه وجود داره
و لحظه‌ی بعد میره.

00:53:55.190 --> 00:53:58.401
و وقتی میره به من یادآوری میکنه...

00:53:58.526 --> 00:54:02.739
ظرفیت نفس کشیدن رو، زندگی کردن رو،
برقراری ارتباط و عاشق شدن رو...

00:54:02.822 --> 00:54:04.366
و خندیدن...

00:54:04.574 --> 00:54:06.576
لذت بردن، رنگی پوشیدن و...

00:54:06.743 --> 00:54:08.828
- آره، آره.
- بغل کردن، میدونی، بیرون رفتن،

00:54:08.995 --> 00:54:10.956
و زندگی کردن رو.

00:54:11.248 --> 00:54:12.165
آره.

00:54:12.791 --> 00:54:13.875
این قشنگه.

00:54:15.627 --> 00:54:18.338
یکم دیگه، امروز مدیتیشن
بستر مرگ رو انجام میدیم.

00:54:18.546 --> 00:54:20.423
تا تو رو به مرگت نزدیکتر کنیم.

00:54:20.715 --> 00:54:23.051
باشه، خوبه.

00:54:23.468 --> 00:54:25.845
الان قبل از اون میخوام
با یه نفر آشنا بشی.

00:54:26.263 --> 00:54:27.138
- باشه.
- آماده‌ای؟

00:54:27.305 --> 00:54:28.265
- آره.
- بریم.

00:54:31.685 --> 00:54:34.771
یکی از فواید صحبت کردن
و فکر کردن درباره‌ی مرگ...

00:54:34.896 --> 00:54:39.192
برای کسی به جووانی و سرزندگی کریس
اینه که واقعا درک کنه...

00:54:39.359 --> 00:54:42.779
گفتوگو درباره‌ی اینکه این اتفاق ممکنه
برای هر کسی در هر زمانی بیفته.

00:54:43.989 --> 00:54:45.407
- ناتالی.
- سلام کریس.

00:54:46.283 --> 00:54:49.536
ولی اینکه افراد جوون هم
ممکنه مریض بشن.

00:54:50.537 --> 00:54:52.205
اون روز تو کلاس هنر دیدمت.

00:54:52.455 --> 00:54:53.456
آره، سلام.

00:54:53.665 --> 00:54:56.042
سلام. آلوئا گفت باید حرف بزنیم.

00:54:56.334 --> 00:54:59.254
آره. خوب، اینجام تا درباره‌ی تجربه‌م...

00:54:59.337 --> 00:55:00.255
از سرطان مرحله چهار صحبت کنم.

00:55:01.089 --> 00:55:04.426
و راستش، نمیدونم چقدر وقت دارم.

00:55:05.135 --> 00:55:06.386
الان ۲۷ سالمه.

00:55:06.761 --> 00:55:11.099
ولی وقتی ۲۰ سالم بود،
ملانومای مرحله سوم رو تشخیص دادن.

00:55:12.058 --> 00:55:14.311
وارد غدد لنفاوی من شده بود.

00:55:14.602 --> 00:55:16.396
و واسه همین، جراحی تنها گزینه‌ی من بود.

00:55:16.479 --> 00:55:19.607
واسه همین، انگشت پام رو قطع کردن،
و از شر غدد لنفاویم خلاص شدن.

00:55:19.816 --> 00:55:22.819
و واسه یه فرد ۲۰ ساله، میتونی تصور کنی که،
زندگیت به طور کلی عوض میشه.

00:55:23.278 --> 00:55:24.529
- آره.
- و...

00:55:25.155 --> 00:55:28.450
از اون به بعد هر روز به مرگ فکر میکنم.

00:55:31.286 --> 00:55:35.248
هیچکس تو سن ۲۰ سالگی انتظار نداره
به سرطان مبتلا بشه.

00:55:37.459 --> 00:55:40.920
کسی تو رو برای همچین
تشخیص پزشکی آماده نمیکنه.

00:55:41.588 --> 00:55:45.175
و مخصوصا، با اثری که روی خانواده‌ت،

00:55:45.258 --> 00:55:48.928
و دوستات میذاره،
و تقریبا کل دنیای من تغییر کرد.

00:55:49.304 --> 00:55:50.847
یعنی یه شبه.

00:55:55.226 --> 00:55:57.312
سرطان به طور کلی هویت من شد.

00:55:59.731 --> 00:56:01.941
دراصل، منو به عنوان یه بیمار میدیدن.

00:56:03.068 --> 00:56:05.820
برای یه مدت، کاملا از دست رفته بودم.

00:56:06.363 --> 00:56:09.282
و باید اون شخصی که قبلا بودم رو
دوباره پیدا میکردم.

00:56:09.449 --> 00:56:10.742
آره.

00:56:12.369 --> 00:56:14.537
و واسه همین، حرکت کردم، به ونیز رفتم.

00:56:14.662 --> 00:56:19.959
نه واسه فرار کردن، بلکه بیشتر جایی باشم
که کسی داستان منو نمیدونه.

00:56:20.085 --> 00:56:25.006
تا واقعا بتونم از خودم سر در بیارم
و چطور کنار سرطان زندگی کنم.

00:56:26.341 --> 00:56:29.427
و با یه پسری آشنا شدم، عاشقش شدم.

00:56:33.306 --> 00:56:35.475
و اون فقط منو مثل خودم میدید
که صادقانه،

00:56:35.683 --> 00:56:36.768
این خیلی خیلی قشنگ بود.

00:56:41.856 --> 00:56:45.276
الکساندر شریف و مهربونه.

00:56:45.735 --> 00:56:48.780
و من معمولا اون رو به عنوان
درخت بلوطم خطاب میکردم.

00:56:50.740 --> 00:56:54.869
اون کسی هست که ثابت می‌ایسته
و منو ثابت نگه میداره.

00:56:58.790 --> 00:57:02.210
وقتی سرطان داری،
نمیدونی که کسی میتونه عاشقت بشه.

00:57:02.877 --> 00:57:06.339
و ارتباطت با عشق و خودت...

00:57:08.675 --> 00:57:10.051
کاملا از دست میره.

00:57:10.969 --> 00:57:12.387
عشق شگفت‌انگیز ترین...

00:57:13.763 --> 00:57:15.348
چیزیه که داریم،

00:57:15.890 --> 00:57:17.851
و میتونیم تو این دنیا تجربه کنیم.

00:57:18.184 --> 00:57:21.062
و این حقیقت که با اون تجربه‌ش کنم، میدونی...

00:57:22.313 --> 00:57:25.066
اون منو خیلی خوشحال میکنه.

00:57:25.775 --> 00:57:26.943
و اینا اشک شوقن.

00:57:28.403 --> 00:57:33.032
ولی با گذشت سه ماه از داستان
عاشقانه‌مون، برگشتم خونه،

00:57:33.158 --> 00:57:37.745
و اسکن همیشگیم رو گرفتم،
و بهم گفتن سرطان به ریه‌هام برگشته.

00:57:38.329 --> 00:57:39.789
و حالا، تو مرحله‌ی چهارم بودم.

00:57:41.166 --> 00:57:42.500
پس بهش گفتم.

00:57:43.084 --> 00:57:44.794
و بعد گفتم،
《ارتباطم رو باهات تموم میکنم.》

00:57:45.295 --> 00:57:47.297
و اون برگشت،

00:57:47.380 --> 00:57:50.175
و گفت،《نه.》
و گفت،

00:57:51.843 --> 00:57:53.094
《من همراهتم.》

00:57:55.305 --> 00:57:58.308
اون گفت،《من تمام زمانی که
با تو هستم رو انتخاب میکنم.》

00:57:59.017 --> 00:58:01.436
《مهم نیست طولانی یا کوتاه باشه.》

00:58:02.353 --> 00:58:03.646
《خوب، من تو رو انتخاب میکنم.》

00:58:10.445 --> 00:58:14.032
احتمالا نوع دید من به زمان،
به خاطر تشخیص بیماری منه.

00:58:15.450 --> 00:58:18.077
زمانی که هر کسی داره،
خیلی باارزشه.

00:58:18.286 --> 00:58:24.209
واسه همین، اگه دلت رو به دریا بزنی،
و از تمام وقتت استفاده کنی...

00:58:24.292 --> 00:58:28.087
چون کسی از آخرش خبر نداره.
پس فقط باید بهم عشق بورزیم.

00:58:29.714 --> 00:58:31.466
و مهم نیست چی بشه،
ما بهم عشق میورزیم.

00:58:32.133 --> 00:58:33.718
مهم نیست چقدر وقت داشته باشیم.

00:58:36.012 --> 00:58:38.097
میدونی، ما درباره‌ی پذیرفتن حرف زدیم.

00:58:38.765 --> 00:58:44.020
پذیرفتن برای تو چطوریه؟
این کلمه یا ایده برای تو چطوریه؟

00:58:44.437 --> 00:58:47.649
واسه هفت سال گذشته
هر روز به مرگ فکر میکردم.

00:58:48.316 --> 00:58:50.068
من فناپذیر بودنم رو قبول کردم؟

00:58:51.110 --> 00:58:52.278
آره یا نه.

00:58:54.239 --> 00:58:57.825
گمونم مردم ارتباط عجیبی با پیر شدن دارن،

00:58:57.992 --> 00:58:58.910
واقعا ازش میترسن.

00:58:59.536 --> 00:59:02.121
ولی راستش، من دوست دارم پیر بشم.

00:59:02.288 --> 00:59:04.207
چیزی رو بیشتر از پیر شدن دوست ندارم.

00:59:04.624 --> 00:59:05.917
و گمونم این یه هدیه‌ست.

00:59:10.713 --> 00:59:13.132
همه‌مون یه روزی میمیریم.

00:59:13.424 --> 00:59:17.011
پس واقعا باید تا جایی که دوست داری
زندگی کنی و ازش لذت ببری.

00:59:17.929 --> 00:59:19.973
تا تموم لحظاتش رو احساس کنی.

00:59:20.640 --> 00:59:21.808
- آره.
- آره.

00:59:26.938 --> 00:59:28.815
زندگیت ممکنه هر لحظه تموم بشه.

00:59:29.315 --> 00:59:32.318
پس از زندگی و وقتت لذت ببر،

00:59:33.278 --> 00:59:34.487
ازش کمال استفاده رو ببر.

00:59:35.029 --> 00:59:36.948
و تا جایی که میتونی عاشقش باش.

00:59:56.134 --> 00:59:59.304
صحبت با ناتالی،
تجربه‌ی ناراحت‌کننده‌ای بود،

01:00:00.096 --> 01:00:02.307
و گوش دادن به داستانش و...

01:00:03.516 --> 01:00:04.726
شنیدن حرف های یکی که...

01:00:05.935 --> 01:00:08.688
اینقدر با متانت و بلوغ...

01:00:09.731 --> 01:00:12.900
درباره‌ی یه چیز نامشخص صحبت میکنه...

01:00:13.610 --> 01:00:14.694
واقعا الهام‌ بخشه.

01:00:30.877 --> 01:00:32.045
- سلام.
- خوشحالم میبینمت.

01:00:32.170 --> 01:00:33.630
- چطوری؟
- عالیم، پسر.

01:00:35.006 --> 01:00:36.299
گفتگو با ناتالی چطور بود؟

01:00:36.633 --> 01:00:38.468
آره، آدم باورنکردنی‌ایه.

01:00:38.551 --> 01:00:39.510
تونستی این ایده رو...

01:00:40.178 --> 01:00:42.805
که فردامون تضمینی نیست
رو حس کنی؟

01:00:42.972 --> 01:00:43.931
آره.

01:00:44.265 --> 01:00:47.018
هیچ اطمینانی درباره‌ش وجود نداره.
حسش کردی؟

01:00:47.435 --> 01:00:48.645
البته. آره.

01:00:48.811 --> 01:00:50.104
یه جور نیاز...

01:00:50.605 --> 01:00:52.774
ضروری وجود داشت،
که دنیات رو تکون بده...

01:00:52.940 --> 01:00:55.777
و این پیام رو بده و بگه،
《اینقدر وقت تلف نکن،》

01:00:55.902 --> 01:00:57.111
《اینقدر سرسری نگیرش.》

01:00:57.737 --> 01:00:58.738
《هر لحظه رو احساس کن.》

01:00:58.863 --> 01:01:01.199
و این موضوعی بوده که
توی تموم آدم ها وجود داشته.

01:01:01.407 --> 01:01:02.784
آره، همچنین تقریبا...

01:01:03.368 --> 01:01:04.243
بهم بافته شدن...

01:01:04.577 --> 01:01:06.704
تا بتونی درک بهتری
از همه چیز داشته باشی.

01:01:07.288 --> 01:01:08.373
پس،

01:01:08.831 --> 01:01:13.086
زمانت تو سانست پاینز به پایان رسیده، داداش.

01:01:13.586 --> 01:01:17.131
تموم کاری که باید بکنی اینه که
از اون در بگذری.

01:01:18.424 --> 01:01:19.634
و...

01:01:20.510 --> 01:01:23.513
هر چیزی که اونجا پیدا کردی،
باهاش همراه بشی.

01:01:23.846 --> 01:01:24.764
باشه.

01:01:27.600 --> 01:01:30.561
این جسورانه‌ترین قسمت
این آزمایشه.

01:01:32.188 --> 01:01:33.898
ممنون داداش.

01:01:34.148 --> 01:01:36.859
میخوایم تئاتر شناورمون رو...

01:01:36.984 --> 01:01:38.111
به بالاترین حدش برسونیم.

01:01:38.778 --> 01:01:39.862
خیلی خوب.

01:01:49.747 --> 01:01:50.915
ما تو رو به بیمارستان میرسونیم.

01:01:51.666 --> 01:01:53.835
ایست قلبی،
۱۸۰ روی ۱۲۰.

01:01:54.210 --> 01:01:55.128
بریم، بریم.

01:01:57.171 --> 01:01:58.381
اکسیژن وصله. نفس عمیق بکش.

01:02:03.594 --> 01:02:04.721
کریس، کریس!

01:02:04.887 --> 01:02:07.140
کریس، صدام رو میشنوی؟
- نبضش رو حس نمیکنم. آماده‌ش کن.

01:02:07.223 --> 01:02:08.933
آماده‌ست.

01:02:26.743 --> 01:02:29.454
- طاقت‌فرسا بود، نه؟
- آره، خیلی عجیب بود.

01:02:29.704 --> 01:02:31.330
- چه تجربه‌ای بود.
- آره، آره.

01:02:31.414 --> 01:02:32.999
خوب، میدونی اگه تو این لحظه منو میبینی،

01:02:33.082 --> 01:02:35.001
یعنی احتمالا هیچ چیز
طبق نقشه پیش نرفته.

01:02:35.251 --> 01:02:36.377
آره.

01:02:36.669 --> 01:02:38.588
پس، حالا قراره مدیتیشن
مرگ رو انجام بدیم.

01:02:38.963 --> 01:02:42.759
قصد این مدیتیشن اینه که
تو رو به آگاهی بیشتری از...

01:02:43.134 --> 01:02:46.512
پایان زندگیت برسونه
و همچنین تعامل مجدد...

01:02:46.596 --> 01:02:48.431
- با زندگی بسازه.
- آره.

01:02:48.723 --> 01:02:50.349
پس، میتونی برای شروع چشم هات رو ببندی.

01:02:53.936 --> 01:02:55.521
و حالا یه نفس عمیق بکش.

01:02:57.899 --> 01:03:00.485
با خودت تکرار کن،
《مرگ من اجتناب‌ ناپذیره.》

01:03:01.194 --> 01:03:02.320
《مرگ من اجتناب‌ ناپذیره.》

01:03:02.487 --> 01:03:04.697
همراه با بازدم بگو،
《منم میمیرم.》

01:03:05.114 --> 01:03:06.574
《منم میمیرم.》

01:03:12.538 --> 01:03:14.290
ما قراره تو رو به یه سفر ببریم.

01:03:14.957 --> 01:03:17.752
تموم کسایی که ملاقات کردی
و تمام کارهایی که انجام دادی...

01:03:18.044 --> 01:03:19.545
به اینجا کشیده شده.

01:03:23.549 --> 01:03:24.926
همراه با دم بگو...

01:03:26.469 --> 01:03:28.930
- تو پیر میشی.
- تو پیر میشی.

01:03:30.640 --> 01:03:33.851
و همراه با بازدم تکرار کن،
《بدنت ناتوان میشه.》

01:03:34.519 --> 01:03:36.187
《بدنت ناتوان میشه.》

01:03:40.775 --> 01:03:43.402
به محض اینکه پذیرش رو یاد بگیری...

01:03:45.154 --> 01:03:49.992
درواقع میتونی چیزی رو پیدا کنی،
حتی عمیق تر و باارزش تر.

01:04:08.636 --> 01:04:12.431
همراه با دم بگو،
آدم هایی که دوست داری رو از دست میدی.

01:04:12.557 --> 01:04:15.101
《آدم هایی که دوست داری رو از دست میدی.》

01:04:15.518 --> 01:04:17.728
《آدم هایی که دوست داری رو از دست میدی.》

01:04:18.729 --> 01:04:23.150
و با بازدم تکرار کن،
《اندوه زیباست.》

01:04:23.234 --> 01:04:24.944
《اندوه زیباست.》

01:04:29.991 --> 01:04:34.954
همراه با دم بگو،
《زندگیت ممکنه هر لحظه به پایان برسه.》

01:04:35.037 --> 01:04:36.622
《زندگیت ممکنه هر لحظه به پایان برسه.》

01:04:36.789 --> 01:04:38.666
《زندگیت ممکنه هر لحظه به پایان برسه.》

01:04:39.292 --> 01:04:41.085
《تو هم میمیری.》
《تو هم میمیری.》

01:04:41.460 --> 01:04:42.712
《تو هم میمیری.》

01:04:47.383 --> 01:04:49.176
اون درخت بلوط منه.

01:04:53.431 --> 01:04:55.308
فقط از زمانی که داری لذت ببر.

01:04:57.977 --> 01:05:00.021
و تا جایی که میتونی عشق بورز.

01:05:12.909 --> 01:05:16.203
حالا تو چشم ذهنت،
خودت رو در بستر مرگ تصور کن،

01:05:17.914 --> 01:05:20.541
با دقت به کسایی که
اطرافت هستن نگاه کن.

01:05:22.043 --> 01:05:23.586
چه کسی دستت رو نگه داشته؟

01:05:28.591 --> 01:05:30.551
بدنت داره ضعیف میشه.

01:05:32.553 --> 01:05:34.138
و تو شروع به انحلال میکنی.

01:05:40.394 --> 01:05:42.188
وابستگیت به فرزندانت رو رها کن.

01:05:48.527 --> 01:05:50.655
عزیزانت قادر به نجاتت نیستن.

01:05:57.411 --> 01:05:59.330
دیگه خاطرات جدید نمیسازی.

01:06:03.709 --> 01:06:05.044
حالا تسلیم میشی...

01:06:06.212 --> 01:06:08.130
و تو دست مرگ‌ رها میشی.

01:06:14.887 --> 01:06:19.475
و میبینی که پذیرفتی یه روز
زندگیت به پایان میرسه.

01:06:21.978 --> 01:06:23.437
میتونی چشم‌هات رو باز کنی...

01:06:24.063 --> 01:06:25.439
و این شمع رو فوت کنی.

01:06:59.390 --> 01:07:00.808
سلام! بیا اینجا.

01:07:01.183 --> 01:07:02.518
آره، بیا.

01:07:05.563 --> 01:07:07.314
بیا بشین.

01:07:08.899 --> 01:07:10.067
هر طور که میخواین.

01:07:16.490 --> 01:07:18.743
یه تجربه‌ی منحصر بفرد دیگه.

01:07:18.909 --> 01:07:20.077
چطور بود؟ چه حسی داشتی؟

01:07:21.037 --> 01:07:23.330
واقعا آرامش‌بخش بود.
واقعا...

01:07:23.956 --> 01:07:26.333
حس ترس نداشت،

01:07:26.459 --> 01:07:30.671
میدونی، حس میکردم داخل
یه رودخونه شناورم.

01:07:31.881 --> 01:07:34.842
و یه جای دیگه میرم، حالا هرجا که میخواست باشه.
و...

01:07:35.593 --> 01:07:36.469
این فقط...

01:07:36.594 --> 01:07:39.972
وقتی گفتی،《به جایی فکر کن که میخوای اونجا باشی.》

01:07:40.097 --> 01:07:42.183
《وقتی داره اتفاق میفته و وقتی داری میمیری،
دوست داری کی کنارت باشه.》

01:07:42.933 --> 01:07:45.144
و من خودم رو داخل اتاق نشیمن
با تمام خانواده‌م تصور کردم.

01:07:45.311 --> 01:07:46.479
و دوستام بودن...

01:07:46.979 --> 01:07:48.522
و بعد یهو به خودم اومدم و گفتم،

01:07:49.273 --> 01:07:51.317
《این چیزیه که همیشه دارم.》

01:07:51.484 --> 01:07:53.360
- چقدر خوش شانسم، میدونی؟
- کاملا درسته.

01:07:53.611 --> 01:07:54.987
- آره، دقیقا.
- آره.

01:07:56.238 --> 01:07:59.366
این مکان و تجربه‌ی خیلی آشنایی برای منه.

01:08:00.201 --> 01:08:03.412
و اصلا بهم احساس تنهایی نمیده،
احساس...

01:08:06.707 --> 01:08:08.084
حسش مثل هر یکشنبه‌ست.

01:08:10.544 --> 01:08:12.505
وقتی تمام عزیزانم پیشم هستن.

01:08:14.632 --> 01:08:16.884
گفتوگویی که این چند روز اخیر داشتیم...

01:08:17.218 --> 01:08:21.138
میدونی، درباره‌ی اینکه انگار
خیلی چیزها رو از دست دادم...

01:08:21.305 --> 01:08:23.099
یا کلی کار دارم،
و این لحظه‌ی...

01:08:23.974 --> 01:08:25.017
یجورایی آروم و...

01:08:26.018 --> 01:08:27.603
مکث رو داشتم،
و فکر کردم،

01:08:28.604 --> 01:08:30.898
همه چیز خوبه،
مطمئنا میتونم کارها رو به شکل متفاوت انجام بدم،

01:08:30.981 --> 01:08:35.361
ولی به گذشته که فکر میکنم
اینطور نیست که انگار اشتباهی کردم...

01:08:35.528 --> 01:08:36.821
یا کسی در حقم بدی کرده.

01:08:36.946 --> 01:08:39.532
و بعد یه جور موازات عجیبی...

01:08:40.282 --> 01:08:41.992
با ایده‌ی پذیرفتن مرگ...

01:08:42.243 --> 01:08:45.246
و رها کردنش و همچنین با
زندگی و رها کردنش داری،

01:08:45.788 --> 01:08:48.332
معنیش این نیست که کاملا
فرمون ماشین رو ول میکنی،

01:08:48.415 --> 01:08:52.419
معنیش اینه که از جاده و
منظره لذت میبری، میدونی؟

01:08:53.170 --> 01:08:56.674
یه چیز خیلی آرامش‌بخشی
تو پذیرفتن هست.

01:08:56.882 --> 01:08:59.385
و شاید برگشت به سانست پاینز
سرگرم کننده باشه.

01:08:59.552 --> 01:09:03.264
این چیزیه که ممکنه مثل
یه شعار ناخوشایند باشه.

01:09:03.681 --> 01:09:05.724
《سانست پاینز جاییه که ما از هر
روزمون نهایت استفاده رو میکنیم.》

01:09:05.850 --> 01:09:09.478
- ولی تمام مدت سرنخ داخل عنوانه.
- آره.

01:09:13.566 --> 01:09:15.693
آقای همسورث به سانست پاینز خوش اومدی،

01:09:15.860 --> 01:09:17.319
جاییه که ما از هر روزمون نهایت استفاده رو میکنیم.

01:09:17.570 --> 01:09:20.865
به سانست پاینز خوش اومدی،
جاییه که ما از هر روزمون نهایت استفاده رو میکنیم.

01:09:21.073 --> 01:09:24.118
به سانست پاینز خوش اومدی،
جاییه که ما از هر روزمون نهایت استفاده رو میکنیم.

01:09:24.326 --> 01:09:25.244
ممنون.

01:09:25.661 --> 01:09:29.331
این راهنمای واقعی بود.
《از هر روزت نهایت استفاده رو کن.》

01:09:29.748 --> 01:09:31.667
محشر بود.
خیلی خیلی استثنایی بود.

01:09:31.917 --> 01:09:33.669
تو میتونی از پسش بر بیای.
فقط سه روز زمان میبره.

01:09:33.836 --> 01:09:35.296
آره، آره.

01:09:35.921 --> 01:09:39.175
ما با زندگی طوری رفتار میکنیم که
انگار حقی داریم.

01:09:39.717 --> 01:09:41.635
و به دلیل متولد شدن،

01:09:41.760 --> 01:09:41.802
ما حق زندگی،
و حق فردا رو داریم.

01:09:41.802 --> 01:09:44.221
- قبل از اینکه بری ممکنه عکسم رو امضا کنی؟
- البته.

01:09:46.974 --> 01:09:50.978
یه زندگی کامل شامل مرگ و رنج هم میشه.

01:09:52.354 --> 01:09:55.774
ولی اگه بتونیم سپاسگزار
حتی یه دقیقا بعد...

01:09:55.858 --> 01:09:58.861
روی این سیاره‌ی زیبا و عجیب باشیم.
تصورش کن.

01:10:01.864 --> 01:10:03.616
 
 
1201
01:13:00,084 --> 01:13:02,461
اون درخت بلوط منه.

01:10:13.918 --> 01:10:15.586
- ایندی، زودباش، زود باش، زود باش.
- زندگی تو آینده...

01:10:15.836 --> 01:10:16.837
اتفاق نمیفته،

01:10:17.004 --> 01:10:19.924
وقتی بالاخره اون آدم رو پیدا کردی،
یا وزنت رو کم کردی،

01:10:20.007 --> 01:10:23.594
یا دست از کار زیاد کشیدی،
یا شغل موردعلاقه‌ت رو پیدا کردی، یا هر چیز دیگه،

01:10:23.719 --> 01:10:26.013
زندگی الان اتفاق میفته.
تو توی زندگی هستی.

01:10:26.305 --> 01:10:27.223
تو داری زندگی میکنی.

01:10:27.389 --> 01:10:28.599
- ممنون رفیق.
- خیلی خوب، میبینمت.

01:10:28.724 --> 01:10:30.726
واقعیت اینه که ما
بی حد و مرز نیستیم.

01:10:30.809 --> 01:10:31.685
ممنون بچه‌ها.

01:10:31.810 --> 01:10:34.271
این تجربه تو زمان
مناسبی برام اتفاق افتاد.

01:10:34.396 --> 01:10:37.566
تو زمانی از زندگیم که واقعا میخوام
روی چیزهای مهم تمرکز کنم،

01:10:42.947 --> 01:10:44.365
و همه چیز مهمه.

01:10:46.200 --> 01:10:47.243
هر لحظه.

01:10:48.786 --> 01:10:51.789
هر لبخند یا اشکی.

01:10:52.331 --> 01:10:54.458
- بابا!
- هر بوسه.

01:10:55.000 --> 01:10:56.877
همه چیز.

01:10:58.796 --> 01:11:00.089
برات لذت‌بخش بود؟

01:11:00.297 --> 01:11:01.590
- معلومه.
- عالیه.

01:11:02.383 --> 01:11:03.759
کریس، سلام!

01:11:05.803 --> 01:11:08.055
طولانی ترین، سالم ترین، شادترین زندگی من.

01:11:08.222 --> 01:11:10.474
این کار قراره یه عمر طول بکشه.

01:11:14.812 --> 01:11:16.063
بذار بگم. چه پایانی بود.

01:11:19.191 --> 01:11:20.567
همگی کارتون عالی بود.

01:11:21.360 --> 01:11:22.569
جیک، کات!

01:11:23.821 --> 01:11:28.826
مترجمین: فرزانه، بلوما، پریسا