WEBVTT

00:00:00.083 --> 00:00:01.749
‫آنچه گذشت...

00:00:01.833 --> 00:00:03.499
‫- لازم نیست بهم دست بزنید!
‫- ایتن مکینتاش،

00:00:03.499 --> 00:00:06.166
‫تو به جرم قتل آدام مکینتاش بازداشتی

00:00:06.249 --> 00:00:08.416
‫اونا یه روانشناس برام فرستادن

00:00:08.499 --> 00:00:10.624
‫هی، این خوبه، درسته؟

00:00:10.708 --> 00:00:15.833
‫بعضی از این تهدیدات از کامپیوتری میان
‫که به نام ریل ثینگ ثبت شده

00:00:15.833 --> 00:00:16.874
‫خب، این دفترمه

00:00:16.958 --> 00:00:18.083
‫آره

00:00:18.166 --> 00:00:20.583
‫پنهان کردنِ رازها یواش یواش
‫آدم رو مسموم می‌کنه

00:00:21.624 --> 00:00:23.082
‫به خواهرت بگو چه اتفاقی افتاد

00:00:23.166 --> 00:00:24.207
‫مسئولیتت رو انجام بده

00:00:24.291 --> 00:00:26.041
‫اون می‌خواست من رو بکشه، کلو

00:00:26.124 --> 00:00:27.207
‫الان حرفش رو پیش می‌کشی؟

00:00:27.791 --> 00:00:29.582
‫نوشیدنی میل دارید؟

00:00:29.582 --> 00:00:31.749
‫- خواهش می‌کنم
‫- تو من رو آوردی اینجا

00:00:31.832 --> 00:00:32.791
‫حالا می‌مونم

00:00:32.916 --> 00:00:34.124
‫سید اوانز. اون یه خبرنگاره

00:00:34.207 --> 00:00:37.582
‫می‌دونی، من به خاطر خودم
‫خواهرم رو پنهان نمی‌کنم

00:00:37.666 --> 00:00:39.666
‫- به خاطر ایتنـه
‫- می‌خوای در موردش حرف بزنی؟

00:00:39.749 --> 00:00:41.166
‫به طور غیررسمی

00:00:45.749 --> 00:00:47.582
‫خودشه

00:00:49.165 --> 00:00:51.665
‫می‌خوام یه چیزی رو برام چک کنی

00:00:51.749 --> 00:00:54.124
‫قبل از این که این دختر خودش رو به کشتن بده

00:01:11.790 --> 00:01:14.957
‫دو کیلو کیکِ توت‌فرنگی واسه شما

00:01:16.082 --> 00:01:18.248
‫شاید یه ذره از اینا لازم داریم...

00:01:18.332 --> 00:01:20.457
‫باید تمرکز کنم

00:01:20.540 --> 00:01:21.748
‫خیلی خب. البته، البته

00:01:21.832 --> 00:01:23.290
‫- شرمنده، شرمنده
‫- زمان و مکانش نیست

00:01:23.332 --> 00:01:25.873
‫آره، زمانش شاید الان باشه

00:01:30.081 --> 00:01:31.998
‫آره، شاید بهتره برم

00:01:32.081 --> 00:01:34.248
‫نمی‌خوام باعث شم اخراج شی

00:01:34.331 --> 00:01:35.498
‫چی؟ حرفشم نزن

00:01:35.581 --> 00:01:37.915
‫خوشحال میشم که می‌بینم
‫اینجا نشستی و آینده‌مون رو می‌سازی

00:01:39.206 --> 00:01:40.665
‫مشتری‌هات دارن میان

00:01:40.748 --> 00:01:43.831
‫اوه. بلنچ

00:01:43.915 --> 00:01:45.456
‫سلام

00:01:45.539 --> 00:01:47.456
‫امروز حالت چطوره؟
‫شما خیلی سرِ حال به نظر میاید.

00:01:47.539 --> 00:01:49.456
‫می‌خوایم توی بخشِ تو بشینیم

00:01:49.539 --> 00:01:50.789
‫اوه، بهتره همین کارو بکنید

00:01:50.873 --> 00:01:52.706
‫اون شوهرته؟

00:01:52.789 --> 00:01:54.998
‫حق ندارید حرف بزنید، خانم‌ها.
‫اون سرگرمِ درس خوندنه.

00:01:55.081 --> 00:01:56.789
‫قراره وکیل بزرگی شه

00:01:56.873 --> 00:01:58.539
‫امروز با نوشابه شروع می‌کنید یا قهوه؟

00:02:38.580 --> 00:02:42.705
‫« خواهرِ بهتر »
‫« فصل اول - قسمت پنجم »
‫« فقط بپرس »

00:02:42.830 --> 00:02:44.039
‫سلام

00:02:44.122 --> 00:02:46.539
‫سید مقاله رو تا نزدیک شدن
‫تاریخ دادگاه نگه داشته

00:02:46.622 --> 00:02:47.913
‫تأثیرش بیشتر میشه

00:02:47.997 --> 00:02:49.372
‫تاریخ هدف چیه؟

00:02:49.455 --> 00:02:51.622
‫این الان از اختیار ما خارجه

00:02:51.705 --> 00:02:53.913
‫احساس خوبی در موردش ندارم

00:02:53.997 --> 00:02:55.747
‫شاید بهتره کنسلش کنیم؟

00:02:55.830 --> 00:02:57.455
‫برو بدو

00:02:59.497 --> 00:03:02.288
‫امیدوارم خواهرم بیش از حد نمونده باشه

00:03:02.372 --> 00:03:04.413
‫قطعاً جذبه داره

00:03:05.705 --> 00:03:07.871
‫وای خدا. می‌ترسم بپرسم یعنی چی

00:03:12.080 --> 00:03:13.371
‫نیکی؟

00:04:10.745 --> 00:04:13.120
‫«به عنوان سرپرستِ قانونی ایتن مکینتاش

00:04:13.204 --> 00:04:15.162
‫بدین وسیله اجازه می‌دهم

00:04:15.245 --> 00:04:20.037
‫فوراً از داروی ضدافسردگی...

00:04:20.120 --> 00:04:23.287
‫فلوکستین برای درمانش استفاده شود»

00:04:35.203 --> 00:04:36.537
‫می‌تونیم اینجا سیگار بکشیم؟

00:04:36.620 --> 00:04:38.453
‫مأمور وزارتِ بهداشتی؟

00:04:38.537 --> 00:04:41.162
‫آره. اینم نشانم

00:04:42.245 --> 00:04:44.537
یه قهوه دوبل

00:04:54.703 --> 00:04:56.995
‫حالا یه چیزهایی می‌بینم

00:04:57.078 --> 00:04:58.786
‫نه بابا

00:04:58.870 --> 00:05:00.328
‫خواهرم اسکیزوفرنی داره

00:05:00.411 --> 00:05:02.828
‫اون لامپ‌های معلق می‌بینه

00:05:04.161 --> 00:05:07.620
‫پدرم، پنج ساله مُرده

00:05:07.703 --> 00:05:09.536
‫شوهر سابقم تازه به قتل رسیده

00:05:12.994 --> 00:05:14.494
‫همه جور لامپ

00:05:15.619 --> 00:05:17.869
‫شاید خواهرت دنبال نور می‌گرده

00:05:17.953 --> 00:05:20.119
‫همچین آدمی نیست

00:05:20.203 --> 00:05:22.036
‫این روح‌های لعنتی

00:05:22.119 --> 00:05:26.244
‫عالی می‌شد اگه می‌تونستم جواب بگیرم

00:05:26.328 --> 00:05:29.453
‫که قراره یهویی پیداشون شه یا نه

00:05:29.536 --> 00:05:31.619
‫یعنی، شوهرِ سابقم،

00:05:31.703 --> 00:05:35.036
‫اصلاً نمی‌دونم چی بین ماست

00:05:35.119 --> 00:05:37.952
‫و می‌دونی، اون در مورد من حق داشت

00:05:38.036 --> 00:05:39.661
‫منم در مورد اون عوضی حق داشتم

00:05:40.911 --> 00:05:42.827
‫ولی بابام،

00:05:42.911 --> 00:05:45.077
‫بابام، دلم می‌خواد...

00:05:49.161 --> 00:05:51.286
‫لعنتی!

00:05:51.369 --> 00:05:53.286
‫از من استفاده کن

00:05:53.369 --> 00:05:55.202
‫من برای همین اینجام

00:06:00.744 --> 00:06:02.369
‫چیه، یهویی خجالتی شدی، بابا؟

00:06:02.452 --> 00:06:03.869
‫هی

00:06:03.952 --> 00:06:05.410
‫قوانین رو می‌دونی

00:06:07.577 --> 00:06:08.577
‫واقعاً می‌دونم؟

00:06:08.660 --> 00:06:10.702
‫تو نئشه‌ای،

00:06:10.785 --> 00:06:12.577
‫درکش نمی‌کنی

00:06:12.660 --> 00:06:14.202
‫بپرس

00:06:14.285 --> 00:06:15.785
‫فقط بپرس

00:06:21.160 --> 00:06:24.785
‫چطور با تمام کارهای وحشتناکی
‫که کردی کنار میای؟

00:06:27.952 --> 00:06:29.577
‫می‌تونی دقیق‌تر بگی؟

00:06:30.952 --> 00:06:32.410
‫اون می‌دونه منظورم چیه

00:06:32.493 --> 00:06:35.202
‫هیچکس در موردش حرف نمی‌زنه

00:06:36.285 --> 00:06:38.118
‫یه چیزی بهم بده

00:06:42.368 --> 00:06:44.201
‫اون می‌مُرد

00:06:45.285 --> 00:06:46.285
‫برای کشور

00:06:46.368 --> 00:06:49.701
‫معلومه که نه

00:06:49.785 --> 00:06:52.035
‫گاهی باید با جنگیدن از مهلکه خارج شی

00:06:52.118 --> 00:06:54.493
‫و کشور ناپدید میشه

00:06:54.576 --> 00:06:56.868
‫چیزی جز تو و اون باقی نمی‌مونه

00:06:56.951 --> 00:06:57.951
‫و «اون» چیه؟

00:06:58.034 --> 00:07:00.784
‫هرچی که بین تو و خروجی هست

00:07:04.201 --> 00:07:05.326
‫خودت رو می‌بخشی؟

00:07:05.409 --> 00:07:07.576
‫مثل یه مرد رفتار می‌کنی،

00:07:07.659 --> 00:07:09.534
‫با کاری که کردی کنار میای

00:07:09.618 --> 00:07:11.034
‫و اگه زن باشی چی؟

00:07:11.118 --> 00:07:12.118
‫بیشتر از اون

00:07:12.201 --> 00:07:13.993
‫بارِ تصمیم‌هات رو به دوش می‌کشی،

00:07:14.076 --> 00:07:17.284
‫و به مسیرت ادامه میدی
‫چون بی‌حرکت موندن می‌کشتت

00:07:25.826 --> 00:07:27.284
‫می‌تونم دستش رو بگیرم؟

00:07:43.325 --> 00:07:45.242
مرسی

00:08:20.575 --> 00:08:22.575
‫چه غلطی می‌کنی؟

00:08:23.700 --> 00:08:24.908
‫لعنت بهت کلوئی

00:08:27.158 --> 00:08:28.283
‫شرمنده

00:08:28.366 --> 00:08:32.158
‫فقط از اون طرف دیدمت
‫و فکر کردم بیام یه سلامی بکنم

00:08:32.241 --> 00:08:34.158
‫خب، سلام

00:08:35.200 --> 00:08:37.200
‫سلام

00:08:38.533 --> 00:08:40.783
‫هی رفیق، الان نه. یالا

00:08:45.824 --> 00:08:47.616
‫ایتن چطوره؟

00:08:47.699 --> 00:08:50.991
‫می‌دونی ایتن چند دفعه هوات رو داشت؟

00:08:53.074 --> 00:08:55.991
‫آره. عه، گمونم

00:08:56.074 --> 00:08:58.283
‫ولی... این؟

00:08:58.366 --> 00:08:59.658
‫این فرق می‌کرد

00:08:59.741 --> 00:09:01.866
‫انتظار نداشتم به پلیس دروغ بگی

00:09:03.157 --> 00:09:06.949
‫ولی می‌خواستم در مورد پسرم
‫تمام حقیقت رو بگی

00:09:07.032 --> 00:09:10.866
‫چون اون وفادار و مهربونه،

00:09:10.949 --> 00:09:13.282
‫با وجود این که پدرش
‫بدجوری در حقش جفا کرد

00:09:13.366 --> 00:09:15.866
‫ایتن از آدام خوشش نمی‌اومد

00:09:15.949 --> 00:09:17.366
‫تو از بابات خوشت میاد؟

00:09:17.449 --> 00:09:18.741
‫آره، معلومه. اون آدم خوبیه

00:09:18.824 --> 00:09:20.991
‫خب، ایتن این رو نمی‌گفت

00:09:22.157 --> 00:09:24.740
‫توی آشپزخونه جلوش باهم گلاویز شدید

00:09:26.740 --> 00:09:28.449
‫مسخره بود. سرِ رول پیتزا بود

00:09:28.532 --> 00:09:30.074
‫آره

00:09:30.157 --> 00:09:32.032
‫حالا تصور کن...

00:09:32.449 --> 00:09:36.074
‫اون ناگهان به قتل می‌رسه

00:09:36.115 --> 00:09:37.865
‫تو دیوونه شدی

00:09:37.949 --> 00:09:40.824
‫به نظر بقیه‌ی مردم چطور میاد؟

00:09:42.157 --> 00:09:45.448
‫ایتن هیچوقت به آدام یه کلمه
‫در مورد مواد فروختنت نگفت

00:09:45.532 --> 00:09:48.365
‫اون گُل‌ها که توی خونه‌مون پیدا کرد
‫مالِ تو بودن

00:09:50.657 --> 00:09:52.407
‫شاید باید بهش می‌گفت

00:09:55.032 --> 00:09:56.407
‫چی می‌خوای؟

00:09:58.198 --> 00:10:01.532
‫اگه دادگاه ازت خواست شهادت بدی،

00:10:01.615 --> 00:10:03.698
‫فقط چیزهای خوبم یادت بیاد

00:10:06.115 --> 00:10:08.198
‫تو چیزی به مامانم گفتی...

00:10:08.281 --> 00:10:10.656
‫در مورد، می‌دونی...

00:10:10.740 --> 00:10:12.073
‫کاری که می‌کنم؟

00:10:15.948 --> 00:10:17.281
‫این ماشین رو تمیز کن

00:10:17.365 --> 00:10:19.115
این تو حالِ آدم رو بهم می‌زنه

00:10:22.490 --> 00:10:25.031
‫روی سوابق تهدیدهای آنلاین کار می‌کنم، نان،

00:10:25.114 --> 00:10:27.239
‫اون سکوهای پیام‌رسان
‫کارو خیلی طولانی می‌کنن

00:10:27.323 --> 00:10:29.448
‫رمزنگاریِ دوگانه و سر تا سر مسخره

00:10:29.531 --> 00:10:31.448
‫فکر می‌کنن پرچم‌دارانِ متمم اول هستن

00:10:31.531 --> 00:10:33.989
‫در واقع دارن برای خلافکارا
‫پناهگاه امن فراهم می‌کنن

00:10:34.073 --> 00:10:35.698
‫- درست میگم؟
‫- عجب دنیایی

00:10:35.781 --> 00:10:36.781
‫منظورم اینه که...

00:10:36.864 --> 00:10:38.656
‫پیام‌های پاپیت دارن رمزگشایی میشن،

00:10:38.739 --> 00:10:42.698
‫و ایمیل‌های مربوط به تمام نام‌های کاربری
‫که در مورد کلوئی تیلور پُست میذاشتن

00:10:42.781 --> 00:10:44.239
‫در اسرع وقت به دستت می‌رسونمش

00:10:44.323 --> 00:10:45.864
‫خیلی خب، مرسی، دی.
‫هر چه زودتر بهتر، خب؟

00:10:45.947 --> 00:10:46.947
‫آره، چشم

00:10:49.989 --> 00:10:51.906
‫از بخش فناوری چه خبر؟

00:10:51.989 --> 00:10:54.822
‫دی روی تهدیدهایی که از کامپیوتر دفتر
‫برای بیوه ارسال شدن کار می‌کنه

00:10:54.906 --> 00:10:55.989
‫جزئیات رو بررسی می‌کنیم

00:10:56.072 --> 00:10:57.406
‫مسیرِ موشکافی

00:10:57.489 --> 00:10:59.031
‫گوش کن، وقتی که زمانش برسه،

00:10:59.114 --> 00:11:02.322
‫می‌خوایم توی دادگاه از طرفِ ما
‫در این مورد شهادت بدی، نان

00:11:02.406 --> 00:11:03.406
‫آره

00:11:03.489 --> 00:11:05.197
‫البته با بوون مشکلی ندارم

00:11:05.281 --> 00:11:07.114
‫نه، نه، اون هیچوقت به پسره مظنون نبود

00:11:07.197 --> 00:11:08.572
‫دلش بهش راضی نمی‌شد

00:11:08.655 --> 00:11:10.239
‫اگه تو باشی منطقی‌تره

00:11:10.322 --> 00:11:11.822
‫درسته

00:11:11.905 --> 00:11:15.780
‫البته اگه فکر می‌کنی
‫می‌تونی توجه رو تحمل کنی

00:11:15.864 --> 00:11:18.155
‫قطعاً می‌تونم

00:11:18.239 --> 00:11:19.280
‫خیلی خب، همین دیگه

00:11:19.364 --> 00:11:20.739
‫من رو در جریان بذار

00:11:32.447 --> 00:11:36.530
‫این رو امروز صبح
‫توی کتاب مورد علاقه‌ام خوندم

00:11:36.613 --> 00:11:39.613
‫جالبه...

00:11:39.697 --> 00:11:46.155
‫چطور جملاتِ مختلف در زمان‌های مختلف
‫تأثیرِ متفاوتی روی آدم میذارن

00:11:48.072 --> 00:11:50.321
‫«اگر احساس ترس کنم،

00:11:50.405 --> 00:11:52.446
‫تک و تنها راهی می‌شوم

00:11:52.530 --> 00:11:54.905
‫از این نظر مانند یک گربه‌ام»

00:11:56.155 --> 00:12:00.280
‫منزوی شدن می‌تونه آدم‌هایی
‫مثل ما رو احیا کنه

00:12:00.363 --> 00:12:02.905
‫ولی رستگاری در کنار هم بودنه

00:12:02.988 --> 00:12:04.405
‫دقیقاً همینطوره

00:12:04.488 --> 00:12:06.196
‫برادرها...

00:12:06.280 --> 00:12:08.196
‫و خواهرِ تنهامون

00:12:11.029 --> 00:12:12.446
‫این یه جلسه‌ی مردونه‌ست؟

00:12:12.529 --> 00:12:15.946
‫چون من مرد نیستم

00:12:16.029 --> 00:12:18.863
‫قبل از این که شروع کنیم،
‫کسی روزشماری می‌کنه؟

00:12:21.321 --> 00:12:22.904
‫بله؟

00:12:22.988 --> 00:12:24.904
‫عه...

00:12:24.988 --> 00:12:27.154
‫در واقع چند ساعته

00:12:28.613 --> 00:12:31.737
‫کسی ساعت داره؟
‫شاید 45 دقیقه‌ست.

00:12:31.821 --> 00:12:33.571
‫می‌خوای داستانت رو در میون بذاری؟

00:12:33.654 --> 00:12:35.696
‫الان در میون گذاشتم

00:12:37.904 --> 00:12:39.654
‫من اینجام

00:12:40.654 --> 00:12:42.237
‫تو یه گربه‌ی تنها بودی

00:12:44.154 --> 00:12:46.112
‫حالا خوش برگشتی

00:12:48.029 --> 00:12:49.571
‫کسِ دیگه؟

00:13:00.654 --> 00:13:02.654
‫ببخشید

00:13:03.654 --> 00:13:05.570
‫می‌خوای بریم یه قهوه بخوریم؟

00:13:07.112 --> 00:13:09.154
‫یه کارهایی دارم

00:13:09.237 --> 00:13:10.779
‫زیاده‌روی کردن؟

00:13:10.862 --> 00:13:12.528
‫آره

00:13:12.612 --> 00:13:14.320
‫مصرف کردن؟

00:13:14.403 --> 00:13:16.528
‫امروز نه

00:13:16.612 --> 00:13:19.528
‫تاریخ دادگاه بچه‌ام مشخص شده

00:13:19.612 --> 00:13:21.820
‫خب، این چیز خوبیه، آره؟

00:13:21.903 --> 00:13:25.903
‫گمونم بستگی به این داره که چطور پیش بره

00:13:29.237 --> 00:13:30.695
‫چطوره که هر روز اینجایی؟

00:13:30.778 --> 00:13:32.487
‫یعنی، کارت چیه؟

00:13:32.570 --> 00:13:33.695
‫کتاب می‌نویسم

00:13:33.778 --> 00:13:36.653
‫واقعاً؟

00:13:36.736 --> 00:13:39.070
‫- یعنی خودت ناشری؟
‫- نه

00:13:39.153 --> 00:13:40.695
‫ناشرم سایمون اند شوستره

00:13:40.778 --> 00:13:42.236
‫یکی می‌خوای؟

00:13:48.611 --> 00:13:50.278
‫وای، آره

00:13:50.361 --> 00:13:52.820
‫یه زیردریِ خوب به کارم میاد

00:13:52.903 --> 00:13:55.111
‫وقتی بهم توهین می‌کنی عینکت رو بردار

00:13:57.153 --> 00:13:59.694
‫امروز قصد جبران گذشته رو داری؟

00:13:59.778 --> 00:14:01.653
‫هنوز یه عالمه باهاش فاصله دارم

00:14:03.861 --> 00:14:06.944
‫نصیحتت افتضاح بود

00:14:07.028 --> 00:14:09.028
‫فقط محض اطلاعت

00:14:11.444 --> 00:14:14.569
‫دره‌ی قاچاقچی؟

00:14:14.652 --> 00:14:15.777
‫هیجان‌زده‌ام

00:14:15.861 --> 00:14:17.111
‫وای

00:14:17.194 --> 00:14:18.277
‫آره، عه...

00:14:18.361 --> 00:14:19.611
‫سلام، مأمور الیورو

00:14:19.694 --> 00:14:21.777
‫شما شوهرِ مرحومم آدام مکینتاش رو می‌شناختید

00:14:21.861 --> 00:14:23.902
‫من کلوئی تیلور هستم

00:14:23.986 --> 00:14:25.111
‫میشه لطفاً باهام تماس بگیرید؟

00:14:25.194 --> 00:14:26.777
‫خیلی مهمه

00:14:26.861 --> 00:14:28.569
‫ممنون

00:14:40.235 --> 00:14:43.902
‫[زنیکه زندگی اونا رو نابود کرده]
‫[کلوئی تیلور هیولاست]

00:14:44.277 --> 00:14:48.069
‫[فقط یه بخشِ دیگه از پروژه‌شونه]

00:14:50.694 --> 00:14:52.735
‫[از اونا که مردن بقیه رو تماشا می‌کنه]

00:14:52.819 --> 00:14:53.694
‫[این؟ خخخ!]

00:14:53.819 --> 00:14:56.235
‫[من که دوست دارم دعوای دوتا خواهر رو ببینم]

00:14:56.277 --> 00:14:58.277
‫حالِ آدم رو بهم می‌زنن

00:15:04.027 --> 00:15:07.818
‫[به نظرم بچه بی‌گناهه]

00:15:07.902 --> 00:15:10.110
‫[به اندازه‌ی مادر عوضیش بی‌گناهه]

00:15:10.193 --> 00:15:11.652
‫عجب!

00:15:11.735 --> 00:15:14.818
‫تو یه بدبختِ واقعی هستی، چاد

00:15:14.902 --> 00:15:17.235
‫[تو یه بدبختِ واقعی هستی، چاد]

00:15:17.318 --> 00:15:18.318
‫[برو بمیر]

00:15:24.568 --> 00:15:26.401
‫خدایا، لباس بپوش

00:15:26.485 --> 00:15:28.110
‫یه لحظه بیا تو

00:15:35.151 --> 00:15:37.693
‫چرا پیام‌ها و تماس‌هام رو نادیده می‌گیری؟

00:15:37.776 --> 00:15:39.859
‫- چون نمی‌خوام باهات حرف بزنم
‫- چرا؟

00:15:39.943 --> 00:15:41.484
‫تو به بیل گفتی

00:15:42.984 --> 00:15:45.859
‫اوه. پس وقتی رفتم
‫گوشی‌ام رو چک کردی؟

00:15:45.943 --> 00:15:47.193
‫من معذرت خواهی نمی‌کنم

00:15:47.276 --> 00:15:49.193
‫اون تنها چیزی نبود که دیدم

00:15:51.526 --> 00:15:53.526
‫بیل می‌خواد توی خونه‌ام چی پیدا کنی؟

00:15:53.609 --> 00:15:56.026
‫بیل می‌خواست مطمئن شم
‫آدام هیچی اینجا جا نذاشته

00:15:56.109 --> 00:15:57.234
‫که نباید میذاشت

00:15:57.318 --> 00:15:58.609
‫چیزهای مربوط به کار

00:15:58.692 --> 00:15:59.901
‫و نمی‌خواستم به خاطرش اذیتت کنم،

00:15:59.984 --> 00:16:01.901
‫واسه همین بهش گفتم انجامش دادم
‫تا شرش از سرمون کم شه

00:16:03.276 --> 00:16:04.942
‫و عه...

00:16:05.026 --> 00:16:07.567
‫ببین، اون یکی چیزه در مورد ما...

00:16:07.651 --> 00:16:10.276
‫آره، فراتر از احمقانه‌ست، رقت‌انگیزه

00:16:10.359 --> 00:16:12.776
‫از بین همه به بیلِ عوضی گفتی

00:16:12.859 --> 00:16:14.484
‫اون دوست داره این چیزها رو اهرمِ فشار کنه

00:16:14.567 --> 00:16:16.859
‫- اصولِ اخلاقی گزینشی داره
‫- باشه، صبر کن

00:16:16.942 --> 00:16:18.692
‫من به چاک گفتم، نه بیل

00:16:18.776 --> 00:16:20.317
‫یه شب توی مرکزِ سلامتی

00:16:20.400 --> 00:16:22.484
‫- لعنتی
‫- حالم بد بود

00:16:22.567 --> 00:16:24.150
‫- اشتباه کردم
‫- آره

00:16:24.234 --> 00:16:25.859
‫متأسفم

00:16:26.984 --> 00:16:28.984
‫دقیقاً بهش چی گفتی؟

00:16:30.192 --> 00:16:32.942
‫بهش گفتم...

00:16:35.359 --> 00:16:37.234
‫بهش گفتم که...

00:16:38.442 --> 00:16:40.358
‫من عاشقتم

00:16:41.733 --> 00:16:45.317
‫بهش گفتم نمی‌دونم
‫تو هم چنین احساسی داری یا نه

00:16:47.525 --> 00:16:49.108
‫چه خبره؟

00:16:50.192 --> 00:16:52.108
‫هیچی. جیک نزدیک ساحل زندگی می‌کنه

00:16:52.192 --> 00:16:56.608
‫می‌دونی، اون ما رو به سندرز معرفی کرد

00:16:56.692 --> 00:16:58.900
به نظر خفنه

00:16:58.983 --> 00:17:00.775
لباس عجیبی بود

00:17:00.858 --> 00:17:04.108
‫خب، لباس غواصیه، نه لباس

00:17:06.900 --> 00:17:08.816
‫- تا دیر وقت بیرون بودی
‫- آره

00:17:08.900 --> 00:17:11.400
‫خاموشی رو نقض کردم.
‫ببخشید، مامان.

00:17:11.483 --> 00:17:13.233
‫خب، لباست رو بیرون
‫کنارِ استخر پیدا کردم،

00:17:13.316 --> 00:17:17.108
‫و لباس‌هات رو شستم
‫و این رو توی جیب کتت پیدا کردم

00:17:17.191 --> 00:17:19.483
‫باشه

00:17:19.566 --> 00:17:22.483
‫گوش کن، موافقم، باشه؟ موافقم

00:17:22.566 --> 00:17:26.774
‫به نظرم دادنِ داروی ضدافسردگی
‫به ایتن درست بود

00:17:28.566 --> 00:17:32.983
‫فقط دفعه‌ی بعد که براش تصمیم می‌گیری،
‫می‌خوای در موردش بحث کنیم.

00:17:35.858 --> 00:17:36.941
‫باشه، چشم

00:17:38.274 --> 00:17:39.691
‫البته

00:17:44.732 --> 00:17:46.816
‫خب، توی خونه‌ی کاترین چه اتفاقی افتاد؟

00:17:46.899 --> 00:17:49.857
‫بدترین مراسم یادبودی که رفته بودم

00:17:55.941 --> 00:17:58.024
چیزی مصرف کردی؟

00:17:58.107 --> 00:18:01.566
‫پشت سر هم به عوضی‌های ریاکار برخوردم

00:18:01.649 --> 00:18:05.024
‫و تو من رو جلوشون به نمایش گذاشتی

00:18:05.107 --> 00:18:06.482
‫حق با توئه

00:18:06.565 --> 00:18:08.649
‫متأسفم. افتضاح بود

00:18:08.732 --> 00:18:09.982
‫آره

00:18:10.065 --> 00:18:11.274
‫فقط...

00:18:12.524 --> 00:18:15.149
‫وقتی مصرف می‌کنی ترسناک میشه

00:18:20.315 --> 00:18:23.690
‫من فقط می‌خواستم
‫باهات گازپاچو بخورم

00:18:30.982 --> 00:18:32.815
‫هی، عه...

00:18:32.898 --> 00:18:36.440
‫اگه می‌خوای اون گفتگویی رو
‫که شروع کردیم ادامه بدیم...

00:18:36.523 --> 00:18:40.315
‫در مورد بابا، من پایه‌ام

00:18:41.607 --> 00:18:43.732
‫امروز به اندازه‌ی کافی از هنک حرف زدم

00:18:50.648 --> 00:18:52.523
‫نمی‌تونید اینا رو ببرید داخل

00:18:52.606 --> 00:18:55.231
‫اینا فقط هدیه‌هایی برای پسرم هستن.
‫اون فقط 17 سالشه.

00:18:55.315 --> 00:18:58.981
‫مخفی کردن مواد قاچاق توی غذا راحته.
‫مجاز نیست.

00:19:00.398 --> 00:19:02.065
‫شرمنده

00:19:18.856 --> 00:19:20.064
‫مامان

00:19:20.148 --> 00:19:21.356
‫سلام

00:19:21.439 --> 00:19:24.106
‫- خدای من
‫- من از نیکی خواستم هیچی نگه

00:19:24.189 --> 00:19:26.689
‫- خوبم. خوبم. واقعاً
‫- خدای من

00:19:28.147 --> 00:19:30.106
‫باشه

00:19:32.856 --> 00:19:35.022
‫خیلی متأسفم. یه چیزهایی برات آورده بودم

00:19:35.106 --> 00:19:38.439
‫برات غذا آورده بودم
‫و نذاشتن بیارمش داخل

00:19:38.522 --> 00:19:40.856
‫حتی سوپ دامپلینگی رو که
‫دوست داشتی آورده بودم

00:19:40.939 --> 00:19:43.397
‫همون ارزونه

00:19:45.189 --> 00:19:47.147
‫وقتی از اینجا برم بیرون...

00:19:47.231 --> 00:19:50.605
‫- درسته
‫- می‌تونیم باهم کنسرو سوپ دامپلینگ بخوریم

00:19:50.689 --> 00:19:52.105
‫باشه

00:19:55.189 --> 00:19:57.980
‫ورزش می‌کنی؟

00:19:58.064 --> 00:19:59.647
‫چرا؟ هیکلم خوب شده؟

00:19:59.730 --> 00:20:01.814
‫آره

00:20:06.189 --> 00:20:09.063
‫می‌دونم دارو مصرف می‌کنی و...

00:20:12.272 --> 00:20:14.480
‫فقط می‌خوام بگم متأسفم که...

00:20:14.563 --> 00:20:16.022
‫در اون زمینه زودتر کمکت نکردم

00:20:19.938 --> 00:20:22.063
‫چه احساسی بهت میده؟

00:20:26.022 --> 00:20:27.688
‫باعث میشه توی بدنم احساس راحتی کنم

00:20:28.813 --> 00:20:29.813
‫خوبه

00:20:33.355 --> 00:20:36.230
‫- واقعاً دلم برات تنگ میشه
‫- منم دلم برات تنگ میشه

00:20:36.313 --> 00:20:38.646
‫و بدون تو همه چی...

00:20:38.730 --> 00:20:40.771
‫خیلی افتضاحه

00:20:43.813 --> 00:20:46.980
‫- دیدن نیکی خوبه
‫- آره

00:20:47.063 --> 00:20:51.313
‫مطمئنم آشنا شدن باهاش عالی بوده

00:20:54.979 --> 00:20:56.438
‫عزیزم، چیه؟

00:20:57.563 --> 00:21:01.146
‫راستش خیلی وقت نشده که باهاش حرف زدم

00:21:01.229 --> 00:21:03.646
‫- منظورت چیه؟
‫- بهم پیام می‌دیم

00:21:03.729 --> 00:21:07.188
‫و گاهی تلفنی حرف می‌زنیم

00:21:07.271 --> 00:21:12.812
‫اون پنج سال پیش توی خاکسپاری بابابزرگ
‫یه گوشی تاشو بهم داد

00:21:12.896 --> 00:21:17.979
‫تا این اواخر واقعاً شروع
‫به حرف زدن نکرده بودیم

00:21:24.479 --> 00:21:25.896
‫عه...

00:21:25.979 --> 00:21:29.104
‫می‌دونی، من اون گوشیِ مخفی رو
‫توی دفترم پیدا کردم

00:21:31.187 --> 00:21:32.395
‫آره، میشل گفت

00:21:33.479 --> 00:21:35.520
‫الان جزو مدارکه

00:21:36.645 --> 00:21:39.604
‫اونجا چیزی هست که باید ازش خبر داشته باشم؟

00:21:39.687 --> 00:21:42.770
‫هر چیز اتهام برانگیزی؟

00:21:44.729 --> 00:21:46.104
‫در مورد من نه

00:21:48.104 --> 00:21:50.020
‫کوین تنها کسِ دیگه‌ست که شماره رو داشت

00:21:54.728 --> 00:21:57.187
‫رابطه‌ات با نیکی چطور بوده؟

00:21:57.270 --> 00:22:00.603
‫اون خیلی پیشرفت کرده، درسته؟

00:22:00.687 --> 00:22:03.103
‫با اعتیادش و غیره؟

00:22:07.812 --> 00:22:09.978
‫فقط بی‌صبرانه منتظرم بیای خونه

00:22:11.187 --> 00:22:13.353
‫- خوبی؟
‫- خدایا، می‌دونی،

00:22:13.436 --> 00:22:17.770
‫من همیشه استخر می‌خواستم و احساس می‌کنم
‫آبیِ این استخر خیلی عجیب و غریبه

00:22:17.853 --> 00:22:19.603
‫درسته؟

00:22:22.728 --> 00:22:24.936
‫تمام لوازم هنریت توی زیرزمینه

00:22:25.020 --> 00:22:27.145
‫الان دیدمشون

00:22:27.228 --> 00:22:30.478
‫چرا نمیاریشون بیرون
‫خودت رو سرگرم کنی؟

00:22:30.561 --> 00:22:33.020
‫آره. آره، حق با توئه

00:22:33.103 --> 00:22:35.894
‫فقط لعنت به این هورمون‌های کوفتی

00:22:35.978 --> 00:22:38.519
‫امروز می‌تونی از پسرمون مراقبت کنی؟

00:22:39.603 --> 00:22:41.769
‫البته

00:22:46.061 --> 00:22:47.728
‫خدافظ

00:22:52.811 --> 00:22:54.269
‫بدتر شده

00:22:54.353 --> 00:22:56.602
‫یعنی، یعنی نمی‌تونه ازش خارج شه

00:22:56.686 --> 00:22:59.269
‫کلوئی، دیگه آمارِ دروغ‌هاش از دستم در رفته

00:23:00.352 --> 00:23:02.269
‫آره، شاید. من...

00:23:02.352 --> 00:23:04.977
‫نمی‌دونم می‌تونم پیش اون
‫بهش اعتماد کنم یا نه

00:23:15.811 --> 00:23:17.060
‫من رو ترسوندی

00:23:17.144 --> 00:23:21.227
‫ایتن بهم گفت توی خاکسپاری بابا
‫بهش یه گوشی دادی

00:23:22.394 --> 00:23:26.269
‫بعد توی ماشینم نشستی، دروغ گفتی

00:23:26.352 --> 00:23:29.602
‫و وانمود کردی نمی‌دونی مالِ کیه

00:23:29.685 --> 00:23:32.310
‫گذاشتی فکر کنم شاید مالِ آدام باشه

00:23:32.394 --> 00:23:34.935
‫- من داشتم ازش محافظت می‌کردم. من...
‫- بس کن

00:23:35.019 --> 00:23:39.143
‫بعدش این داستانِ بابا رو برام تعریف کردی
‫درست وقتی که می‌خواستیم بریم

00:23:39.227 --> 00:23:42.477
‫توی مراسم یادبود شرکت کنیم

00:23:42.477 --> 00:23:44.102
‫و این...

00:23:44.185 --> 00:23:47.685
‫برات تعجب آوره که نمی‌تونم باهاش کنار بیام

00:23:47.768 --> 00:23:51.268
‫تو گفتی اون اتفاق نیفتاده

00:23:51.352 --> 00:23:52.602
‫اتفاق افتاده

00:23:52.685 --> 00:23:57.185
‫تو سعی داشتی گند بزنی به هر چیز خوبی
‫که از خانواده‌مون گرفتم

00:23:57.227 --> 00:23:59.393
‫بهت گفتم،

00:23:59.476 --> 00:24:03.185
‫چون از تنهایی به دوش کشیدنش خسته شدم

00:24:03.268 --> 00:24:04.601
‫تو به ایتن یاد دادی بهم دروغ بگه

00:24:04.685 --> 00:24:07.351
‫و از بین تمام آسیبی که به بار آوردی...

00:24:07.435 --> 00:24:10.435
‫زندگی‌هامون یه دروغ هستن

00:24:10.518 --> 00:24:12.476
‫زندگیِ تو یه دروغه!

00:24:13.560 --> 00:24:16.351
‫ایتن بهت چی گفت؟

00:24:20.893 --> 00:24:22.893
‫ببین، عه...

00:24:25.351 --> 00:24:26.684
‫حق با توئه

00:24:27.934 --> 00:24:29.851
‫متأسفم

00:24:29.934 --> 00:24:33.226
‫واقعاً متأسفم

00:24:33.309 --> 00:24:35.018
‫بابتِ همه چی

00:24:35.101 --> 00:24:37.184
‫واقعاً

00:24:38.434 --> 00:24:42.517
‫آره، ولی خب معذرت خواهیت تمومش نمی‌کنه

00:24:43.934 --> 00:24:46.642
‫چون یه خطا به دیگری ختم میشه،

00:24:46.726 --> 00:24:48.226
‫و اونم به دیگری ختم میشه،

00:24:48.309 --> 00:24:52.267
‫و تو بدون این ماجراهای مداوم هیچی نیستی

00:24:52.351 --> 00:24:54.351
‫فقط یه...

00:24:55.767 --> 00:24:57.851
خالی و پوچی

00:24:59.809 --> 00:25:02.850
‫گاهی خیلی بدجنس میشی، می‌دونی؟

00:25:08.809 --> 00:25:11.100
‫یه مدت میرم شهر،

00:25:11.184 --> 00:25:13.184
‫تا بتونم دوباره بهش سر بزنم

00:25:14.184 --> 00:25:15.975
‫حالش چطور بود؟

00:25:17.225 --> 00:25:19.892
‫منظورت غیر از تمام کبودی‌های روی صورتشه؟

00:25:19.934 --> 00:25:23.392
‫اون ازم خواست نگرانت نکنم. من...

00:25:23.433 --> 00:25:24.892
‫تو عاشق این کنترل هستی

00:25:25.017 --> 00:25:27.892
‫آره، شاید بهتره

00:25:28.017 --> 00:25:31.058
‫دفعه‌ی بعد که می‌بینیش
‫سعی کنی وانمود کنی نسبتاً پاکی

00:25:31.142 --> 00:25:34.142
‫سعی کنی این حقیقت رو پنهان کنی
‫که ما مثل چی از هم متنفریم

00:25:35.392 --> 00:25:37.267
‫مسیر زندگی دو خواهر از هم جدا شده

00:25:37.392 --> 00:25:39.267
‫فرزند طردشده‌ای که
‫از تاریخ خانواده‌شون پاک کردن

00:25:39.392 --> 00:25:41.142
‫حالا تنها کسیه که به اون پسر دسترسی داره

00:25:41.225 --> 00:25:44.891
‫خوش‌یمن‌ترین اتفاقیه که تا به حال
‫برای این زنِ بدبخت افتاده

00:25:44.975 --> 00:25:51.391
‫تنها وقت گذروندن با پسرِ عزیزش
‫وقتی که توی زندانه

00:25:51.516 --> 00:25:52.516
‫از پسره خوشت میاد

00:25:52.600 --> 00:25:53.641
‫آره

00:25:53.725 --> 00:25:55.391
‫اون تنها عضو بالغ اون خانواده‌ست

00:25:55.475 --> 00:25:58.391
‫- این رو مطمئنم
‫- آره

00:25:58.516 --> 00:26:01.600
‫- کارآگاه فناوری کلوئی مدام زنگ می‌زنه
‫- چرا؟

00:26:01.683 --> 00:26:03.849
‫حتماً پیگیر تهدیدهاییه
‫که از دفترش اومدن

00:26:03.933 --> 00:26:06.308
‫خب یکی دوتا از کارمندهاش ازش متنفرن

00:26:06.391 --> 00:26:08.933
‫به این معنا نیست که شوهرش رو کشتن

00:26:09.016 --> 00:26:11.141
‫و در ضمن هیچکدوم از اینا
‫توی دادگاه قابل استناد نیستن

00:26:11.224 --> 00:26:12.974
‫- درسته
‫- خیلی خب

00:26:13.058 --> 00:26:15.349
‫- خب...
‫- مادر، خاله و...

00:26:15.433 --> 00:26:16.849
‫احضاریه‌ها دارن آماده میشن،

00:26:16.933 --> 00:26:19.641
‫تمام ارتباطات حساب‌های پیدا شده
‫روی کامپیوترِ ایتن مکینتاش

00:26:19.724 --> 00:26:22.016
‫- و گوشیِ یکبارمصرف چی؟
‫- بی‌ربطه

00:26:22.099 --> 00:26:24.516
‫- مالِ متهم نبوده
‫- تلفنِ کاری آدام مکینتاش

00:26:24.516 --> 00:26:26.557
‫رئیسه، برادک،

00:26:26.557 --> 00:26:29.724
‫وقتی ازش در مورد پرونده‌ای که آدام روش
‫کار می‌کرد پرسیدیم رفتارش مشکوک شد

00:26:29.724 --> 00:26:30.682
‫گروه جنتری...

00:26:30.724 --> 00:26:33.974
‫چرا باید با گشتن دنبال مظنون‌های دیگه
‫پرونده‌مون رو زیر سؤال ببریم؟

00:26:35.099 --> 00:26:37.349
‫استحکامِ پرونده‌مون به این بستگی داره

00:26:37.432 --> 00:26:41.016
‫که هیچ مظنونِ دیگه‌ای
‫با این همه مدرکِ متهم‌کننده نیست

00:26:41.099 --> 00:26:45.099
‫هر مدرکی که ممکنه
‫یه مظنونِ احتمالی دیگه معرفی کنه

00:26:45.182 --> 00:26:47.807
‫شکِ معقولی میشه که یه عضو هیئت منصفه
‫برای تبرئه‌ی متهم لازم داره

00:26:47.890 --> 00:26:49.932
‫پس، چرا ما،

00:26:50.015 --> 00:26:54.474
‫ما شاکی‌ها باید بریم دنبالش بگردیم؟

00:26:54.557 --> 00:26:57.849
‫دام، این سخنرانی‌های نمایشی
‫شاید توی دادگاه جواب بدن،

00:26:57.932 --> 00:27:01.015
‫ولی در حال حاضر به نظر میاد داری
‫برای بچه‌های کُندذهن شعرخوانی می‌کنی

00:27:04.599 --> 00:27:09.098
‫شما پلیس‌ها خیلی پوست‌نازکید

00:27:11.015 --> 00:27:12.557
‫نذار بره روی اعصابت

00:27:12.640 --> 00:27:15.723
‫اون دستمال کوچیک توی جیبش

00:27:15.807 --> 00:27:18.765
‫هرچی رو که میگه بی‌اعتبار می‌کنه،
‫تا جایی که به من مربوطه.

00:27:18.848 --> 00:27:19.973
‫گوش کن

00:27:20.057 --> 00:27:22.265
‫وظیفه‌ی اون حرف زدن از جزئیاتِ فنیه

00:27:22.348 --> 00:27:25.223
‫وظیفه‌ی تو پیدا کردن چیزهاییه
‫که توی هر دسته قرار می‌گیره

00:27:25.307 --> 00:27:27.806
‫هنوز چند هفته تا دادگاه مونده

00:27:27.890 --> 00:27:29.806
‫می‌دونم فکر می‌کنی کارِ پسره نبوده،

00:27:29.890 --> 00:27:33.765
‫و با این که شاید مخالف باشم،
‫یا کارِ اون بوده یا نبوده.

00:27:34.848 --> 00:27:36.223
‫این نقل قول از یوگی براست؟

00:27:39.723 --> 00:27:42.390
‫اوه. هشدار گول برای کلوئی تیلور

00:27:42.473 --> 00:27:43.931
‫شرایط عوض شده

00:27:44.015 --> 00:27:45.431
‫این مشکل توئه

00:27:45.515 --> 00:27:47.806
‫این که اون تو آمار می‌گیری،
‫نه توی دنیای واقعی.

00:27:47.889 --> 00:27:49.931
‫حرفت رو بزن

00:27:50.014 --> 00:27:54.973
‫ببین، برو سرورِ ابری رو چک کن و خودت
‫پیام‌های گوشی یکبارمصرف رو گیر بیار

00:27:55.056 --> 00:27:57.848
‫برو توی شهر، توی دفترِ شوهره دردسر درست کن

00:27:57.931 --> 00:28:00.556
‫لرزه به جونِ رئیسه بنداز. فعال باش، خب؟

00:28:00.639 --> 00:28:03.306
‫مادامی که بیش از حد از مسیر منحرفت نکنه،

00:28:03.389 --> 00:28:06.681
‫موشکاف باش، مسیر رو تا تهش دنبال کن

00:28:06.764 --> 00:28:08.597
‫تو کارآگاه خوبی هستی

00:28:08.681 --> 00:28:10.514
‫ممنون، نان

00:28:10.597 --> 00:28:13.056
‫خفه شو بابا

00:28:14.472 --> 00:28:19.514
‫«گوشت در آبِ خودش می‌پخت
‫و رنگی متمایل به بژ داشت

00:28:19.597 --> 00:28:21.639
‫حداقل صدفِ سالمی بود

00:28:21.722 --> 00:28:24.514
‫او قبلاً یاد گرفته بود چطور تشخیص دهد
‫صدفی خراب شده

00:28:24.597 --> 00:28:27.222
‫گوشتش رنگ و رو رفته و کدر بود

00:28:27.306 --> 00:28:31.180
‫قهوه‌ای، خاکستری یا سیاه
‫به معنای آلودگی بودند

00:28:31.264 --> 00:28:32.680
‫هر از گاهی صورتی

00:28:32.764 --> 00:28:34.930
‫اگر کاملاً خراب شده بود،
‫رنگش قرمز بود.

00:28:35.014 --> 00:28:37.639
‫او همیشه به سختی می‌توانست
‫قرمزها را دور بریزد

00:28:39.347 --> 00:28:42.514
‫عجیب به نظر می‌آمد که بیمارترین‌ها
‫روشن‌ترین رنگ را داشتند،

00:28:42.597 --> 00:28:44.472
‫سرزنده‌تر از همه بودند

00:28:44.555 --> 00:28:48.264
‫آنان که به زندگی نزدیک‌تر به نظر می‌آمدند
‫از همه به مرگ نزدیک‌تر بودند

00:28:48.347 --> 00:28:50.305
‫اما چاره‌ای نبود

00:28:50.388 --> 00:28:52.347
‫قرمزها به هیچ وجه درست نمی‌شدند

00:28:52.430 --> 00:28:53.805
‫آن‌ها را دور می‌ریخت

00:28:53.805 --> 00:28:58.263
‫و می‌رفت دنبال صدفِ گوشتی بژ رنگی می‌گشت
‫که نشان از زندگی داشتند»

00:28:58.430 --> 00:29:00.430
‫و محاکمه قراره دو هفته بعد آغاز شه

00:29:00.513 --> 00:29:03.430
‫نوجوان اهل نیویورک که
‫متهم به قتل پدرش شده

00:29:03.513 --> 00:29:05.513
‫در پرونده‌ای که بعضی‌ها بهش میگن
‫«قتل هامپتون»

00:29:05.597 --> 00:29:08.513
‫و در کل از روند تسریع‌شده‌ای بهره برده

00:29:08.597 --> 00:29:11.346
‫امروز مایکل باکنر برای ارائه‌ی تحلیل اینجاست

00:29:14.263 --> 00:29:15.805
‫[شماره ناشناس]

00:29:21.930 --> 00:29:23.638
‫کلوئی تیلور هستم

00:29:23.721 --> 00:29:26.388
‫مأمور الیورو هستم.
‫با من تماس گرفته بودید.

00:29:26.471 --> 00:29:28.471
‫می‌خواید صحبت کنید؟

00:29:28.555 --> 00:29:30.929
‫آره، می‌خوام راحت باشی

00:29:31.013 --> 00:29:33.804
‫فقط تعریف‌های مختلفی ازش داریم

00:29:33.888 --> 00:29:36.929
‫سه تا پنکه توی یه اتاق زیادیه، همین

00:29:38.013 --> 00:29:40.013
‫بدنت آشفته‌ست

00:29:41.763 --> 00:29:44.429
‫لطفاً کمی از اون روغنِ پامچال
‫که برات خریدم مصرف کن

00:29:46.179 --> 00:29:47.888
‫سلام، کارآگاه

00:29:47.971 --> 00:29:50.429
‫عه، عزیزم، بهت زنگ می‌زنم

00:29:50.513 --> 00:29:52.096
‫آره، زنگ می‌زنم

00:29:53.512 --> 00:29:55.137
‫وقتِ تغییر توی خونه‌ست، هان؟

00:29:57.054 --> 00:29:59.596
‫- اون خواهرت بود؟
‫- توی دوران قبل از یائسگیه

00:29:59.679 --> 00:30:01.512
‫سعی کردم براش آماده‌اش کنم،
‫ولی اون قبول نکرد.

00:30:01.596 --> 00:30:03.762
‫و می‌گفت داغ کردنِ بدنش
‫به خاطر گرمایش جهانیه

00:30:03.846 --> 00:30:05.221
‫ولی می‌دونی که چطوره

00:30:05.304 --> 00:30:07.846
‫واقعاً نمی‌دونم

00:30:07.929 --> 00:30:10.721
‫خب، نیازی به خجالت کشیدن نداره،
‫بخشی از روالِ طبیعی زندگیه.

00:30:10.804 --> 00:30:13.720
‫من خوبم، ولی توی صندوق
‫دارو می‌فروشن

00:30:13.804 --> 00:30:15.262
‫خواهرت اینجاست؟

00:30:15.345 --> 00:30:17.345
‫خیلی خوب می‌دونی که توی منهتنه

00:30:17.429 --> 00:30:18.679
‫همکارت آمارش رو داره

00:30:18.762 --> 00:30:22.470
‫- حسابی روی خواهرم سپیچ شده
‫- تغییر و تحولِ عجیبیه، مگه نه؟

00:30:22.554 --> 00:30:24.137
‫تبدیل شدن از یه نیکوکارِ محبوب

00:30:24.220 --> 00:30:26.595
‫به کسی که تمام دنیا می‌دونن
‫زندگیِ خواهرش رو دزدیده

00:30:28.137 --> 00:30:30.179
‫«در رفاه زندگی می‌کرد و یک هیولا بزرگ کرده»

00:30:30.262 --> 00:30:32.720
‫و تو اون بیرون دوتا شغل افتضاح داشتی

00:30:32.804 --> 00:30:35.637
‫فقط برای این که اجاره‌ی آپارتمانت
‫نزدیکِ شیکر هایتس رو بدی

00:30:35.720 --> 00:30:37.053
‫اینا رو از کجا میاری؟

00:30:37.137 --> 00:30:38.845
‫همکارم و هشدارهای گوگلش

00:30:38.928 --> 00:30:42.928
‫آره. ولی افراد زیادی
‫با خواهرت همدردی نمی‌کنن،

00:30:43.012 --> 00:30:45.803
‫مهم نیست وانمود می‌کنه چندتا
‫دختر صندوق‌دارِ لاتین براش مهمه

00:30:45.887 --> 00:30:48.137
‫- بذار کمکت کنم
‫- نه. خودم می‌تونم...

00:30:49.303 --> 00:30:52.470
‫ولی تو جلوه‌ی خوبی پیدا کردی...
‫مادرِ جفادیده.

00:30:52.553 --> 00:30:54.678
‫آدم فکر می‌کنه تو بودی که
‫مسئول روابط عمومی داشتی

00:30:56.136 --> 00:30:58.470
‫خیلی خب، ممنون، کاگنی و لیسی

00:30:59.636 --> 00:31:02.886
‫مطمئنم خواهر تو داره از یائسگی عرق می‌ریزه

00:31:02.970 --> 00:31:06.553
‫آره، سخته، اعتراف می‌کنم.
‫چاره‌ای نیست.

00:31:06.636 --> 00:31:08.511
‫ولی تو اون بیرون کنارِ آب زندگی می‌کنی،

00:31:08.595 --> 00:31:11.011
‫با تهویه مطبوع مرکزی که کار می‌کنه

00:31:11.095 --> 00:31:13.553
‫کی می‌تونست این رو پیش‌بینی کنه؟

00:31:13.636 --> 00:31:15.094
‫چند هفته دیگه می‌بینمت

00:31:15.178 --> 00:31:19.094
‫اوه، در ضمن «کاگنی و لیسی» یه تعریفه

00:31:19.178 --> 00:31:21.178
‫اون قالی خیلی به خونه‌ات میاد

00:31:22.678 --> 00:31:24.136
آشغال

00:31:28.719 --> 00:31:30.261
‫خانم تیلور

00:31:30.344 --> 00:31:31.928
‫من مأمور ویژه ادوارد الیورو هستم

00:31:32.011 --> 00:31:34.053
‫ایشون مأمور ویژه تروی یانگر هستن

00:31:34.136 --> 00:31:36.677
‫- سلام
‫- لطفاً بذار خانم بشینه

00:31:38.844 --> 00:31:40.636
‫ممنون

00:31:42.636 --> 00:31:44.511
‫اینجا جای زیادی نیست

00:31:44.594 --> 00:31:48.511
‫این تمام روز در مورد درد کمرش نق می‌زنه

00:31:51.677 --> 00:31:53.344
‫خب، شوهرم،

00:31:53.427 --> 00:31:54.844
‫- تسلیت می‌گیم
‫- ممنون

00:31:54.927 --> 00:31:57.344
‫ممنون. عه...

00:31:57.427 --> 00:32:00.219
‫اون قبل از مرگش بهم گفت
‫با شما کار می‌کنه

00:32:01.594 --> 00:32:03.760
‫جوابش رو می‌دونی

00:32:03.844 --> 00:32:05.927
‫نمی‌تونیم این رو تأیید یا رد کنیم

00:32:06.010 --> 00:32:08.469
‫می‌تونم تأیید کنم که
‫اون به خاطرش مُرده

00:32:08.552 --> 00:32:11.302
‫به خاطرش کارش با شما

00:32:11.385 --> 00:32:13.719
‫با کارآگاه‌هایی که روی این پرونده کار می‌کنن

00:32:13.802 --> 00:32:15.969
‫- در مورد این نظریه حرف زدی؟
‫- نه

00:32:16.052 --> 00:32:17.968
‫چون ما نمی‌تونیم کارِ زیادی برات بکنیم

00:32:18.052 --> 00:32:20.010
‫خب، با آشناهام توی شرکتِ حقوقی حرف زدم

00:32:20.093 --> 00:32:23.343
‫- وکیل‌ها دست به یکی می‌کنن
‫- ولی درِ ما همیشه به روت بازه

00:32:23.427 --> 00:32:26.135
‫تا بتونیم یه گفتگوی مبهم دیگه داشته باشیم

00:32:26.218 --> 00:32:27.843
‫این یکی از شرایط موقعیت ماست

00:32:31.718 --> 00:32:33.510
‫یه فنجون قهوه می‌خوای؟

00:32:34.802 --> 00:32:36.802
‫پسرم آدمِ خوبیه

00:32:37.802 --> 00:32:40.926
‫و به خاطر جرمی که نکرده توی زندان می‌میره

00:32:43.093 --> 00:32:44.843
‫اون این کارو نکرده

00:32:47.843 --> 00:32:50.843
‫- غیررسمی صحبت کنیم؟
‫- بله

00:32:50.926 --> 00:32:54.010
‫پرونده‌های دفتریش رو بررسی کنید
‫و اگه چیزی پیدا کردید بهم اطلاع بدید

00:32:54.093 --> 00:32:55.968
‫ما در مورد گروه جنتری اطلاعات لازم داریم

00:32:56.051 --> 00:32:57.426
‫هیچوقت اجازه نمیدن این کارو بکنم

00:32:57.510 --> 00:32:59.301
‫اجازه نگیرید. شما همسرش هستی

00:32:59.384 --> 00:33:01.218
‫دارایی‌هاش الان مالِ شماست

00:33:01.301 --> 00:33:04.093
‫پس این قطعاً به اتفاقی
‫که براش افتاده مربوطه؟

00:33:04.176 --> 00:33:08.176
‫اگه بتونید مدرکِ موثق
‫و محکمی برام گیر بیارید،

00:33:08.259 --> 00:33:10.093
‫می‌تونم یه چیز واقعی بهتون بدم

00:33:11.676 --> 00:33:12.968
‫چی گیرِ من میاد؟

00:33:15.343 --> 00:33:17.384
‫اگه از این گفتگو حرفی بزنید،

00:33:17.468 --> 00:33:21.051
‫مخصوصاً به هرکس که
‫توی پرونده‌ی پسرتون دخالت داره،

00:33:21.134 --> 00:33:22.467
‫حبس می‌شید

00:33:23.592 --> 00:33:26.551
‫غیر از این، بهم خبر بدید چی می‌خواید

00:33:58.509 --> 00:34:00.842
‫عه، اومدم دنبال تاپرور

00:34:01.967 --> 00:34:04.342
‫نیکی اومده، خواهرِ کلوئی

00:34:04.425 --> 00:34:05.883
‫دخترم سلام می‌رسونه

00:34:05.967 --> 00:34:07.050
‫اوه. سلام، جینی

00:34:07.133 --> 00:34:08.675
‫بیا سگت رو ببر
‫وگرنه با تاکسی می‌فرستمش

00:34:08.758 --> 00:34:12.425
‫گفت فقط یه شبه و الان یه هفته گذشته
‫و فرانزنِ لعنتی هنوز اینجاست

00:34:12.508 --> 00:34:14.883
‫شاید تاپرورت دور انداخته باشن

00:34:14.967 --> 00:34:17.883
‫- اسمِ سگه فرانزنه؟
‫- مگه مهمه؟

00:34:17.967 --> 00:34:20.217
‫به نظرم بیشتر بهش میاد «باک» باشه

00:34:20.300 --> 00:34:22.716
‫کاپوچینو می‌خوای؟
‫این دستگاه همه چی درست می‌کنه.

00:34:22.800 --> 00:34:24.175
‫عه، نه، میل ندارم

00:34:24.258 --> 00:34:26.091
‫خوبه، چون نمی‌دونم چطور کار می‌کنه

00:34:26.175 --> 00:34:31.300
‫دینا، خواهش می‌کنم،
‫سگه بوی گند میده.

00:34:34.716 --> 00:34:36.341
‫بشین

00:34:36.425 --> 00:34:38.925
‫من تنها کسی هستم که اجازه دارم
‫اینجا بال بال بزنم

00:34:40.466 --> 00:34:42.841
‫عه، در مورد مهمونیت، من فقط...

00:34:42.925 --> 00:34:45.133
‫فکر می‌کنی من هیچوقت توی مراسم یادبود
‫نئشه نبودم؟

00:34:46.049 --> 00:34:48.383
‫من این حرکت رو ابداع کردم

00:34:48.466 --> 00:34:50.008
‫بازم معذرت می‌خوام

00:34:50.091 --> 00:34:53.591
‫لازم نیست. ولی اصلاً به دخترم اعتماد نکن

00:34:53.674 --> 00:34:58.883
‫اون به نظر مهربون میاد ولی اینطور نیست

00:34:58.966 --> 00:35:00.424
‫کی گفت من قابل اعتمادم؟

00:35:02.299 --> 00:35:04.716
‫- فقط می‌خواست جواهراتم رو بخره
‫- حتی توی اتسی هم فروش نمیره

00:35:05.882 --> 00:35:08.257
‫من خریدارم

00:35:08.341 --> 00:35:10.591
‫آره

00:35:10.674 --> 00:35:12.007
‫اگه ازش خوشت میاد، عالیه

00:35:16.299 --> 00:35:19.466
‫ببین، واقعاً بهت اعتماد ندارم

00:35:19.549 --> 00:35:21.966
‫ولی فکر کنم کلوئی رو دوست داری

00:35:22.049 --> 00:35:24.424
‫خیلی از زن‌ها خوشت نمیاد، مگه نه؟

00:35:24.507 --> 00:35:25.465
‫ببخشید؟

00:35:25.549 --> 00:35:28.299
‫اوه، شما دخترهای سفیدپوست
‫و مسائلی که با مامان‌هاتون دارید

00:35:28.382 --> 00:35:31.590
‫مادرهاتون چیزی جز فکر کردن
‫راجع به خودتون بهتون یاد نمیدن،

00:35:31.674 --> 00:35:33.840
‫واسه همین به هم نارو می‌زنید

00:35:33.924 --> 00:35:35.590
‫خدا رو شکر که ما اونجوری نیستیم

00:35:35.674 --> 00:35:37.507
‫امکاناتش رو نداریم

00:35:37.590 --> 00:35:39.674
‫ما کنار هم می‌مونیم

00:35:39.757 --> 00:35:43.007
‫الان داریم در مورد زن‌های سفید حرف می‌زنیم
‫یا زن‌های سیاه یا...؟

00:35:43.090 --> 00:35:47.090
‫تو توی آشپزخونه‌ی من نشستی، پس آره،
‫در مورد زن‌های سیاه حرف می‌زنیم.

00:35:47.173 --> 00:35:50.465
‫خب، فقط محض اطلاعت،
‫من تبعیض نژادی قائل نمیشم.

00:35:52.923 --> 00:35:54.298
‫داری سر به سرم میذاری

00:35:54.382 --> 00:35:56.632
‫و فقط از بعضی از زن‌ها متنفرم

00:35:56.715 --> 00:35:59.048
‫خب، وقتی شما از هم متنفرید،

00:35:59.132 --> 00:36:01.382
‫دنیای مردونه که توش زندگی می‌کنیم
‫به چرخیدن ادامه میده

00:36:01.465 --> 00:36:05.590
‫و شما احمقای خودخواه
‫باهم تقسیمش نمی‌کنید

00:36:05.673 --> 00:36:07.465
‫و همزمان اون مردهای عوضی،

00:36:07.548 --> 00:36:09.173
‫باهم توپ رو توی زمین پیش می‌برن

00:36:09.256 --> 00:36:11.256
‫اونا همکاری می‌کنن

00:36:11.340 --> 00:36:15.548
‫پس، می‌خوای بزرگ شی،
‫باهم بازی کنیم؟

00:36:15.631 --> 00:36:16.965
‫یه کاری بکنی؟

00:36:17.048 --> 00:36:18.381
‫مثل یه زن سیاهپوست؟

00:36:18.465 --> 00:36:20.548
‫مثل یه شاه لعنتی

00:36:21.756 --> 00:36:25.965
‫اوضاع مطبوعاتی خرابه.
‫باید یه کاری بکنیم

00:36:26.048 --> 00:36:28.173
‫تا کلوئی رو بهتر جلوه بدیم

00:36:31.464 --> 00:36:33.881
‫من افکارِ عمومی رو مدیریت می‌کنم

00:36:34.964 --> 00:36:36.756
‫ممنون

00:36:38.381 --> 00:36:40.173
‫سؤال دیگه‌ای داری؟

00:36:42.339 --> 00:36:45.131
‫آره. توی خونه‌ای به این بزرگی
‫احساس تنهایی نمی‌کنی؟

00:36:45.214 --> 00:36:47.298
‫بس کن

00:36:47.381 --> 00:36:49.297
‫هیچوقت

00:37:03.297 --> 00:37:05.339
‫سلام نیکی، عه...

00:37:05.422 --> 00:37:08.172
‫من دارم برمی‌گردم خونه، پس...

00:37:08.256 --> 00:37:11.339
‫قبل از این که برسم
‫هر گندی رو که زدی تمیز کن

00:37:15.339 --> 00:37:20.005
‫عه، باغ مجسمه توی موما
‫و بعدش شام توی کارلایل چطوره؟

00:37:20.089 --> 00:37:24.297
‫من و خواهرم توی سفرِ تولد 21 سالگیش
‫رفتیم کارنیگه دلی

00:37:24.380 --> 00:37:26.130
‫من اون عکس رو دیدم

00:37:26.214 --> 00:37:29.339
‫ساندویچ‌های خیلی بزرگی داشتن.
‫می‌تونستیم یکی رو نصف کنیم.

00:37:29.422 --> 00:37:32.755
‫حتماً. ولی نمی‌خوای نمایش ببینی؟

00:37:32.838 --> 00:37:36.213
‫می‌تونم از طریق مجله
‫صندلی‌های خیلی خوبی بگیرم

00:37:37.297 --> 00:37:41.047
‫اندوه بزرگِ زندگی‌ام،
‫از دست دادن خواهرم.

00:37:42.838 --> 00:37:44.047
‫می‌دونم

00:37:47.547 --> 00:37:51.755
‫می‌خوام بدونی که خیلی بهت افتخار می‌کنم

00:37:51.838 --> 00:37:53.380
‫به تمام کارهایی که اینجا کردی

00:37:55.380 --> 00:37:57.088
‫مرسی، مامان

00:37:57.171 --> 00:37:59.255
‫عجب منظره‌ای

00:37:59.338 --> 00:38:01.296
‫آره، می‌خوای بریم بیرون بشینیم؟

00:38:01.380 --> 00:38:02.630
‫نه

00:38:03.713 --> 00:38:06.338
‫ولی می‌دونی چی واقعاً سربلندم می‌کرد،

00:38:06.421 --> 00:38:08.088
‫این که با خواهرت آشتی می‌کردی

00:38:11.380 --> 00:38:13.504
‫آره، واقعاً به این سادگی نیست

00:38:13.588 --> 00:38:15.296
‫می‌دونم. می‌دونم

00:38:16.296 --> 00:38:18.671
‫ولی عملیش کن

00:38:18.754 --> 00:38:21.546
‫تو همه‌ی این کارها رو کردی.
‫می‌تونی اون کارم بکنی.

00:38:21.629 --> 00:38:23.088
‫به خاطر من

00:38:29.254 --> 00:38:31.963
‫واقعاً، هنک؟
‫هیچی برای من نداری، هان؟

00:38:31.963 --> 00:38:32.004
‫شاید خون آدم فرق می‌کنه...

00:38:48.004 --> 00:38:49.421
‫الو؟

00:38:51.171 --> 00:38:55.879
‫سلام. شماره‌ات رو از روی برگه‌ی
‫ثبت نام جلسات مردونه برداشتم

00:38:55.962 --> 00:38:58.754
‫دارم به کتابت گوش میدم

00:38:58.837 --> 00:39:00.295
‫واقعاً؟ کدوم یکی؟

00:39:01.629 --> 00:39:04.212
‫نمی‌دونم. عه...

00:39:04.295 --> 00:39:06.295
‫فقط از لحنِ صدات خوشم میاد

00:39:06.379 --> 00:39:10.420
‫از چیزی که در مورد صدف‌های قرمز گفتی
‫خوشم میاد

00:39:11.920 --> 00:39:15.045
‫[کلوئی، رفتم خونه‌ی استخردار]
‫[امیدوارم اشکالی نداشته باشه]

00:40:02.128 --> 00:40:03.753
‫- اوه، سلام
‫- سلام

00:40:07.669 --> 00:40:09.086
‫اومدم اینجا

00:40:10.503 --> 00:40:12.294
‫برای این که فضا داشته باشیم

00:40:14.086 --> 00:40:15.878
‫سرت شلوغ بوده

00:40:22.794 --> 00:40:24.544
‫موهات خیلی خوشگل شدن

00:40:27.502 --> 00:40:28.502
‫آره

00:40:30.044 --> 00:40:31.294
‫موهای تو هم همینطور

00:40:34.044 --> 00:40:35.711
‫خب، عه...

00:40:38.127 --> 00:40:39.835
‫واسه این جلسه چی می‌پوشیم؟

00:40:49.252 --> 00:40:54.044
‫[ایتن در خطر است]
‫[داستانِ واقعی ایتن مکینتاش]

00:40:59.627 --> 00:41:01.127
‫لعنتی

00:41:05.543 --> 00:41:09.502
‫«به گفته‌ی منابع ما، نیکول مکینتاش
‫به قرص و مواد اعتیاد داشت

00:41:09.585 --> 00:41:11.960
‫و به طرز خطرناکی
‫به ایتن کوچک بی‌توجهی می‌کرد،

00:41:12.043 --> 00:41:15.668
‫که باعث شد یک روز
‫تا مرز غرق شدن پیش برود

00:41:15.752 --> 00:41:18.752
‫کلوئی تیلور شوهر و پسرِ خواهرش را ندزدید

00:41:18.835 --> 00:41:20.876
‫او آنان را نجات داد»

00:41:28.835 --> 00:41:30.585
‫کلو، برای رفتن حاضری؟

00:41:34.626 --> 00:41:35.960
‫آره

00:41:36.960 --> 00:41:39.626
‫نیکول، تو سعی کردی بچه‌ات رو غرق کنی؟
‫اون شب چه اتفاقی افتاد؟

00:41:39.710 --> 00:41:41.126
‫نیکول، نیکول!
‫چجور موادی مصرف می‌کنی؟

00:41:41.209 --> 00:41:43.001
‫- اُکسی؟ مالی؟ متاکوالون؟
‫- صبر کن. چه خبره؟

00:41:43.084 --> 00:41:45.584
‫- نیکول، هنوزم مصرف می‌کنی؟
‫- گُم شید!

00:41:45.668 --> 00:41:48.293
‫ایتن پدرش رو به ضرب چاقو کشت
‫چون تو مادرِ بدی هستی

00:41:48.376 --> 00:41:50.459
‫- در این مورد چی برای گفتن داری؟
‫- برید عقب. برید عقب

00:41:50.543 --> 00:41:53.168
‫- راه برو. فقط حرکت کن
‫- چند وقت توی بیمارستان روانی بستری بودی؟

00:41:53.251 --> 00:41:55.043
‫- دست از سرمون بردارید!
‫- تو اینا رو بهشون گفتی؟

00:41:55.126 --> 00:41:56.626
‫ممنون

00:41:56.709 --> 00:41:58.876
‫تو چیکار کردی؟

00:42:47.333 --> 00:42:49.708
‫همه قیام کنید

00:42:52.208 --> 00:42:54.375
‫وقتی ایتن یه بچه کوچولو بود،
‫دوست داشت

00:42:54.458 --> 00:42:57.375
‫بهم کمک کنه برف‌های
‫جلوی ساختمون رو پارو کنم

00:42:57.458 --> 00:43:02.250
‫دوست داشت روی پیاده‌رو نمک بپاشه
‫و مطمئن شه هیچکس سُر نخوره

00:43:02.333 --> 00:43:06.541
‫اون عاشق تماشای آب شدنِ یخ با نمک بود

00:43:07.583 --> 00:43:10.000
‫و بی‌دلیل هم نیست. عه...

00:43:10.083 --> 00:43:12.541
‫مادرش یکی از بهترین‌هاست

00:43:12.625 --> 00:43:14.583
‫می‌دونید، اون هوای همه‌مون رو داره

00:43:14.666 --> 00:43:16.666
‫فقط هم زمانِ کریسمس اینطور نیست

00:43:16.750 --> 00:43:19.041
‫بهمون قهوه و فلان میده

00:43:19.125 --> 00:43:22.000
‫اون گوش میده،
‫اسم‌ها رو به خاطر می‌سپاره.

00:43:22.083 --> 00:43:23.708
‫اون زنِ خوبیه

00:43:23.791 --> 00:43:26.208
‫ایتن پسرِ خوبیه. می‌دونید؟

00:43:26.291 --> 00:43:28.749
‫مثل بقیه‌ی بچه‌های شهر نیست

00:43:28.833 --> 00:43:32.249
‫براش مهم نیست خونه‌ات چقدر بزرگه
‫یا چجور ماشینی زیر پاته

00:43:33.624 --> 00:43:36.458
‫حتی زیر تختش یه دست لباسِ شوالیه داره

00:43:38.416 --> 00:43:41.291
‫یعنی لباسی که خیلی خوب ازش مراقبت می‌کنه

00:43:41.374 --> 00:43:42.874
‫حتی برقش میندازه

00:43:45.332 --> 00:43:48.541
‫ولی آره، اون واقعاً باحاله

00:43:48.624 --> 00:43:51.249
‫و... اون برادرمه

00:43:51.332 --> 00:43:53.957
‫وقتی رفتیم خونه‌ی کوین دانم
‫تا خبر رو بدیم،

00:43:54.041 --> 00:43:58.291
‫ایتن مکینتاش جوری رفتار کرد که
‫انگار اطلاعات براش تازگی نداشت

00:43:59.374 --> 00:44:04.624
‫توی 15 و خُرده‌ای سال سابقه کار پلیسی،
‫اولین باری بود که همچین واکنشی دیدم.

00:44:04.707 --> 00:44:06.624
‫انگار غافلگیر نشده بود

00:44:07.749 --> 00:44:09.749
‫انگار انتظارش رو داشت

00:44:10.749 --> 00:44:12.749
‫انگار قبلاً بهش فکر کرده بود

00:44:12.832 --> 00:44:17.124
‫من 20 ساله که مدیر دبیرستان کزدن هستم

00:44:18.582 --> 00:44:23.124
‫پدر ایتن می‌خواست بعد از سال اول
‫به مدرسه‌ی نظامی منتقلش کنه

00:44:23.207 --> 00:44:26.665
‫و آدام این رو با من در میون گذاشت
‫و من به ایتن گفتم

00:44:26.748 --> 00:44:32.457
‫فکر کردم شاید باعث شه
‫وخامتِ وضعیتش رو درک کنه

00:44:32.540 --> 00:44:36.373
‫وقتی به ایتن گفتید پدرش قصد داره اون رو
‫بفرسته مدرسه‌ی نظامی چی گفت؟

00:44:37.998 --> 00:44:39.915
‫اون گفت...

00:44:39.998 --> 00:44:42.540
‫«اون نمی‌تونه این کارو با من بکنه

00:44:43.623 --> 00:44:45.582
‫یه راهی پیدا می‌کنم که جلوش رو بگیرم»

00:44:51.540 --> 00:44:53.165
‫در چند هفته‌ی اخیر، وکلای مدافع

00:44:53.165 --> 00:44:56.123
‫سعی کردن ایتن مکینتاش رو پسرِ خوبی جلوه بدن،

00:44:56.206 --> 00:44:57.665
‫در حالی که وکلای شاکی قصد داشتن

00:44:57.748 --> 00:45:01.456
‫رابطه‌ی اغلب تهدیدآمیزش
‫با پدرش رو آشکار کنن

00:45:01.540 --> 00:45:03.956
‫امروز که برای سؤال و جواب
‫در جایگاه قرار می‌گیره،

00:45:04.040 --> 00:45:06.956
‫همه کنجکاون بدونن مرد جوان ممکنه چی بگه

00:45:08.498 --> 00:45:09.706
‫تازه از بخش فناوری رسید

00:45:09.789 --> 00:45:10.998
‫خیلی طولش داد

00:45:11.081 --> 00:45:12.498
‫باید برسونمش دستِ دام ویلیس

00:45:12.581 --> 00:45:13.748
‫از این مطمئنی، نان؟

00:45:13.831 --> 00:45:16.498
‫تویی که همیشه میگی هر اتفاقی که
‫توی اینترنت می‌افته واقعی نیست

00:45:16.581 --> 00:45:18.414
‫خب، این قطعاً واقعیه

00:45:18.498 --> 00:45:20.831
‫به نظرت شرایط حول نقل مکانت

00:45:20.873 --> 00:45:23.789
‫به نیویورک و این که کلوئی مادرت شد
‫بهت ضربه‌ی روحی وارد کرد؟

00:45:23.873 --> 00:45:25.581
‫اون موقع دو سالم بود

00:45:25.664 --> 00:45:28.664
‫داستانی که بهت گفتن چی بود؟

00:45:31.081 --> 00:45:34.539
‫مامانم همیشه می‌گفت که
‫مادرِ واقعی‌ام مشکلاتی داشت

00:45:34.622 --> 00:45:36.372
‫و نیاز داشت باهاشون کنار بیاد

00:45:36.456 --> 00:45:38.914
‫و نمی‌تونست مادری که نیاز دارم باشه

00:45:38.997 --> 00:45:41.747
‫و هر اتفاقی یه دلیلی داره

00:45:41.831 --> 00:45:44.331
‫روی این نسخه از رویدادها تأکید می‌شد؟

00:45:44.414 --> 00:45:47.372
‫ما در مورد اون یکی مامانم حرف نمی‌زدیم

00:45:47.456 --> 00:45:48.706
‫پس هیچوقت ازش حرفی نمی‌زدید؟

00:45:48.789 --> 00:45:51.205
‫یه جورایی ممنوع بود؟

00:45:51.289 --> 00:45:52.830
‫یعنی، بدون این که به زبون بیارنش

00:45:53.914 --> 00:45:56.705
‫پنهان کردن رازها و داشتنِ زندگی دوگانه...

00:45:56.789 --> 00:45:58.914
‫خانواده‌ی شما در اینا خلاصه میشه

00:45:58.997 --> 00:46:00.414
‫اعتراض دارم، خانم قاضی

00:46:00.497 --> 00:46:02.372
‫وارد نیست. لطفاً ادامه بدید

00:46:02.455 --> 00:46:04.414
‫این رو توی محله‌های فقیرنشین می‌بینیم

00:46:04.497 --> 00:46:07.997
‫چیزی که بعضی‌ها بهشون میگن
‫«جوامع کم‌برخوردار»

00:46:08.080 --> 00:46:09.455
‫بیشترشون سیاهپوست و تیره‌پوست هستن

00:46:09.539 --> 00:46:12.622
‫تأثیرِ مخرّب کم‌توجهی

00:46:12.705 --> 00:46:16.163
‫ارتباط بین ضایعه‌های روانی در کودکی
‫و گرایش به خشونت در بزرگسالی

00:46:16.247 --> 00:46:17.247
‫اعتراض دارم

00:46:17.330 --> 00:46:21.205
‫خانم قاضی، نیازی به بیان
‫این مشاهداتِ فرهنگی نامربوط نیست

00:46:21.247 --> 00:46:24.372
‫وارد نیست، ولی خلاصه‌اش کنید، جناب وکیل

00:46:26.372 --> 00:46:29.497
‫ما در جوامع کم‌درآمد چنین مقایسه‌هایی انجام می‌دیم

00:46:29.580 --> 00:46:32.080
‫ولی برای پسرهای سفیدپوست ثروتمندم صادقه

00:46:32.163 --> 00:46:33.580
‫شما هم انسان هستید

00:46:33.663 --> 00:46:36.121
‫مهم نیست والدینتون چقدر پول دارن

00:46:37.746 --> 00:46:39.996
‫اونا زود رامت کردن
‫و خوب رامت کردن، مگه نه؟

00:46:40.080 --> 00:46:41.371
‫آشغال عوضی

00:46:41.455 --> 00:46:42.746
‫لطفاً سکوت دادگاه رو رعایت کنید

00:46:45.121 --> 00:46:46.955
‫هدفش از گفتن این چرت و پرتا چیه؟

00:46:47.038 --> 00:46:48.371
‫متأسفانه،

00:46:48.455 --> 00:46:51.121
‫خیلی از این مسائل دستِ خودت نبودن

00:46:51.163 --> 00:46:53.204
‫و با این حال ما اینجا داریم
‫با نتایجش زندگی می‌کنیم

00:46:53.288 --> 00:46:56.829
‫ما در این مورد حرف زدیم که کلوئی
‫یه شخصیتِ اجتماعی متعهد و پرمشغله بود

00:46:56.913 --> 00:47:00.079
‫در مورد نقش اجتماعی کلوئی هم حرف زدیم

00:47:00.163 --> 00:47:02.663
‫و این که چطور باعث شد
‫در سکوهای گوناگون تهدید بشه

00:47:02.746 --> 00:47:04.329
‫بعضی از این تهدیدها از کامپیوتری بودن

00:47:04.413 --> 00:47:06.163
‫که به نام مجله‌ی ریل ثینگ ثبت شده بود

00:47:06.246 --> 00:47:07.579
‫ما این رو می‌دونیم

00:47:07.663 --> 00:47:09.788
‫ولی چیزی که هنوز باید در موردش حرف بزنیم

00:47:09.871 --> 00:47:12.788
‫اینه که اون کامپیوتر
‫در خونه‌ی کلوئی تیلور بود

00:47:12.871 --> 00:47:14.121
‫- و توسط ایتن استفاده می‌شد
‫- چیه؟

00:47:14.204 --> 00:47:16.329
‫و یکی از مشتاق‌ترین فعالان اون سایت‌ها،

00:47:16.412 --> 00:47:18.954
‫کسی به نام کرت لو مین،

00:47:19.037 --> 00:47:21.704
‫اون حساب به ایمیل تو متصل بود، ایتن

00:47:23.162 --> 00:47:24.412
‫اون تو بودی، مگه نه؟

00:47:25.579 --> 00:47:27.704
‫پست‌هایی رو می‌خوندی
‫که تهدید به مرگ می‌کردن

00:47:27.787 --> 00:47:29.287
‫مرگ

00:47:29.371 --> 00:47:31.454
‫علیه مادرِ خودت

00:47:31.537 --> 00:47:32.537
‫تهدیدات به قتل

00:47:32.621 --> 00:47:35.162
‫تهدیدهایی که از کاربرهایی می‌خوندی
‫که باهاشون تعامل می‌کردی

00:47:35.245 --> 00:47:37.704
‫ولی بعضی از این پست‌ها
‫در واقع در مورد پدرت بودن؟

00:47:37.787 --> 00:47:40.162
‫در یک مورد، کرت لو مین پست می‌کنه...

00:47:40.245 --> 00:47:42.787
‫اعتراض می‌کنم. وکیل داره شهادت میده

00:47:46.995 --> 00:47:49.870
‫ایتن، میشه این رو با شروع
‫از نام کاربری برام بخونی؟

00:47:58.620 --> 00:48:00.620
‫«کرت لو مین:

00:48:00.703 --> 00:48:02.578
‫اگه بمیره بهتره»

00:48:03.662 --> 00:48:07.245
‫«چاد69: می‌خوای خودت انجامش بدی، کرت؟»

00:48:08.328 --> 00:48:10.370
‫«کرت لو مین:

00:48:10.453 --> 00:48:13.037
‫بکشمش؟ البته که انجامش میدم

00:48:13.120 --> 00:48:15.620
‫قیافه‌اش رو نگاه کن.
‫می‌دونی که حقشه.»

00:48:15.703 --> 00:48:18.245
‫ایتن، تو این کامنت‌ها رو گذاشتی؟

00:48:22.036 --> 00:48:23.203
‫آره

00:48:26.245 --> 00:48:28.120
‫چرا؟

00:48:28.203 --> 00:48:29.870
‫چون احساسی بود که داشتم

00:48:29.953 --> 00:48:30.953
‫چه احساسی داشتی؟

00:48:38.119 --> 00:48:40.203
‫گاهی اوقات دلم می‌خواست بمیره