WEBVTT

00:00:11.916 --> 00:00:15.791
‫«آنچه گذشت...»

00:00:15.791 --> 00:00:17.833
‫تموم هم و غم اندی این بود
‫که برای محافظت از پسرش

00:00:17.833 --> 00:00:19.750
‫در برابر هرجور اتفاق آخرالزمانی‌ای
‫که می‌تونست متصور بشه،

00:00:19.750 --> 00:00:22.500
‫این امپراطوری رو بنا کنه.

00:00:23.083 --> 00:00:25.166
‫می‌دونستم باید به یه روشی
‫از اینجا خارجش کنم،

00:00:25.208 --> 00:00:26.250
‫ولی نمی‌دونستم...

00:00:26.250 --> 00:00:27.416
‫چطوری.

00:00:27.458 --> 00:00:29.333
‫تابه‌حال شده بخوای دنبالش بگردی؟

00:00:29.375 --> 00:00:32.000
‫دنبال لی؟
‫اون به کمک من نیازی نداره.

00:00:33.166 --> 00:00:34.958
‫با همسرش شروع کرد.

00:00:35.541 --> 00:00:38.666
‫ولی وقتی اجازه می‌دیم یک انسان
‫بی‌نام و نشون از دنیا بره،

00:00:38.708 --> 00:00:41.541
‫یعنی عملاً داریم اعلام می‌کنیم که مشکلی با
‫این قضایا نداریم، ولی من مثل شما نیستم.

00:00:41.750 --> 00:00:43.708
‫تو دنبال اینی که به قاتل
‫معنا و مفهوم ببخشی،

00:00:43.708 --> 00:00:44.250
‫ولی اون چنین چیزی توی خودش نداره.

00:00:44.250 --> 00:00:46.000
‫اگه اسمش رو به زبون بیارم...

00:00:47.041 --> 00:00:48.541
‫...زنده نمی‌شه.

00:00:52.375 --> 00:00:55.458
‫باور کن داربی، قصدم صرفاً
‫محافظت از تو بوده.

00:00:55.500 --> 00:00:57.625
‫خب در امان که نیستم.

00:00:57.875 --> 00:00:59.291
‫هیچکس نیست.

00:01:00.541 --> 00:01:02.750
‫اینجایی پس، خانم‌ام.

00:01:44.041 --> 00:01:45.291
‫برید.

00:01:51.583 --> 00:01:53.416
‫این هم کل ۱۳ نفر، اندی.

00:01:53.416 --> 00:01:55.833
‫پس این همۀ افراده.

00:01:55.833 --> 00:01:57.791
‫خوبه، ممنون.

00:02:00.208 --> 00:02:01.583
‫- زومر کجاست؟
‫- پیش ایوائـه.

00:02:01.583 --> 00:02:02.583
‫- می‌شه یه لحظه...
‫- نه.

00:02:02.583 --> 00:02:04.583
‫همه بفرمایید بشینید.

00:02:04.583 --> 00:02:06.208
‫همگی، بشینید.

00:02:08.000 --> 00:02:10.375
‫به یه دلیل موجه شما رو
‫اینجا دور هم جمع کردم.

00:02:17.041 --> 00:02:20.833
‫این سوئیت ۵۰ طبقه زیر زمینه.

00:02:21.750 --> 00:02:24.916
‫رِی این عمق رو انتخاب کرده،
‫چون من ازش خواستم...

00:02:24.916 --> 00:02:27.458
‫برام چیزی بسازه
‫که علیرغم تمام اتفاقات...

00:02:27.458 --> 00:02:30.625
‫روی سطح زمین
‫از من و خانواده‌م مراقبت کنه.

00:02:30.625 --> 00:02:32.625
‫و ظاهراً توی این عمق...

00:02:32.625 --> 00:02:34.916
‫که حتی تشعشعات اتمی هم
‫بهش نفوذ نمی‌کنه...

00:02:34.916 --> 00:02:37.291
‫بعیده بشه به خاک و...

00:02:37.291 --> 00:02:39.375
‫سنگ‌های آتش‌فشانیش نفوذ کرد.

00:02:39.416 --> 00:02:41.125
‫ری همچنین به من یادآور شد...

00:02:41.125 --> 00:02:43.083
‫که برای انسان‌ها حفظ تعادل روحی...

00:02:43.083 --> 00:02:47.250
‫زیر نور مصنوعی کار دشواریـه،

00:02:47.250 --> 00:02:51.041
‫وقتی که چندصد هزار سال
‫زیر نور خورشید تکامل یافته.

00:02:51.041 --> 00:02:54.583
‫پس، ری به من توی
‫ساخت سیستمی کمک کرد...

00:02:54.583 --> 00:02:57.458
‫که به نور خورشید
‫این اجازه رو میده تا از مسیر...

00:02:57.500 --> 00:03:00.916
‫چندین تونل و آینه عبور کنه و به داخل برسه.

00:03:00.916 --> 00:03:02.666
‫نبوغ‌آمیزه.

00:03:04.875 --> 00:03:07.125
‫و من می‌خواستم این نبوغ رو
‫با دنیا به اشتراک بذارم.

00:03:07.125 --> 00:03:09.125
‫چرا همه یه دستیار شخصی و...

00:03:09.166 --> 00:03:11.916
‫معلم و پزشکی که حواسش به آینده‌ست...

00:03:11.916 --> 00:03:13.333
‫نداشته باشن؟

00:03:14.208 --> 00:03:17.375
‫یکی که تمام کارهایی که براش
‫وقت نداریم رو برای ما انجام بده،

00:03:17.375 --> 00:03:19.416
‫و تازه، بهتر از خودمون هم این کارو بکنه.

00:03:19.416 --> 00:03:22.416
‫مراقب خونه‌هامون باشه،
‫فرزندان‌مون رو تربیت کنه،

00:03:22.416 --> 00:03:24.375
‫یادمون بده آدم بهتری باشیم.

00:03:24.416 --> 00:03:27.583
‫چون رِی قرن‌ها جلوتر رو می‌بینه،

00:03:27.583 --> 00:03:31.166
‫نه به اندازۀ عمر یک انسان!

00:03:32.166 --> 00:03:34.333
‫ولی واسه ری آینده‌ای نمی‌مونه...

00:03:34.333 --> 00:03:38.166
‫اگه شُهرت سازنده‌ش با قتل خدشه‌دار شه.

00:03:38.166 --> 00:03:40.250
‫و یکی...

00:03:40.250 --> 00:03:43.041
‫توی این اتاق مسئول این کاره.

00:03:43.041 --> 00:03:46.208
‫اندی، طوفان تموم شده.

00:03:46.208 --> 00:03:47.916
‫نماینده‌های سفارت، اف‌بی‌آی،

00:03:47.916 --> 00:03:50.166
‫و مقامات ایسلندی خیلی زود
‫خودشون رو می‌رسونن.

00:03:50.166 --> 00:03:53.083
‫مهم نیست.
‫دست هیچکس به این سوئیت نمی‌رسه.

00:03:53.875 --> 00:03:55.666
‫غیر از افرادی که اینجا هستن،

00:03:55.708 --> 00:03:57.291
‫کسی حتی نمی‌دونه چنین سوئیتی وجود داره.

00:03:57.333 --> 00:03:59.333
‫- گروگان‌مون گرفتی؟
‫- یه نفرتون هم...

00:04:00.958 --> 00:04:03.500
‫نمی‌تونه اون بالا برگرده،

00:04:03.500 --> 00:04:07.250
‫تا بفهمم کی به من خیانت کرده.

00:04:08.916 --> 00:04:11.083
‫من بهت خیانت نکردم، اندی.

00:04:12.083 --> 00:04:15.833
‫هنوز برام سؤاله که
‫چرا منو اینجا دعوت کردی.

00:04:15.833 --> 00:04:18.791
‫حدس می‌زنم که دنبال یه معامله بودی.

00:04:19.916 --> 00:04:22.500
‫حتماً تا خِرخره واسه ساخت اینجا توی قرضی.

00:04:22.500 --> 00:04:24.541
‫دربه‌در دنبال پولی.

00:04:24.541 --> 00:04:28.958
‫می‌خواستی از ری توی
‫شهرهای هوشمندم استفاده کنم.

00:04:28.958 --> 00:04:33.916
‫ولی آدم‌هایی مثل من و تو،
‫تایتان‌های ملت‌های جنگ‌طلب...

00:04:33.916 --> 00:04:37.333
‫نمی‌تونن توی رستوران یه هتل
‫یا یه پنت‌هاوس آروم...

00:04:37.333 --> 00:04:39.250
‫غافل از کل مردم جهان
‫و بازار جهانی...

00:04:39.250 --> 00:04:40.541
‫باهم ملاقات کنن.

00:04:40.541 --> 00:04:42.958
‫ولی منم اینجا یه مهمونم.

00:04:42.958 --> 00:04:45.166
‫علیرغم اتفاقی که افتاد،
‫حواسم به توئه.

00:04:45.166 --> 00:04:47.041
‫تکنولوژی چیز تحسین‌برانگیزیـه.

00:04:47.041 --> 00:04:49.958
‫می‌دونم، همین‌طوره.

00:04:49.958 --> 00:04:53.875
‫اگه دنبال معامله‌ای،
‫همین الان اجازه بده برم.

00:04:53.875 --> 00:04:58.041
‫اما شاید تو و دیوید باهم
‫از پشت بستین تا منو از بین ببرین.

00:04:58.041 --> 00:05:00.333
‫دیگه همه می‌دونن سال‌هاست که...

00:05:00.375 --> 00:05:02.166
‫دیوید از من کینه داره.

00:05:02.166 --> 00:05:05.041
‫اندی، همه می‌دونن من حالم ازت به‌هم می‌خوره.

00:05:05.083 --> 00:05:07.583
‫نه واسه اینکه توی کاری که می‌کنی موفقی،

00:05:07.583 --> 00:05:09.583
‫یا شاید حتی از منم بهتر باشی.

00:05:09.583 --> 00:05:12.083
‫واسه اینکه یه عوضی‌ای بیش نیستی.

00:05:12.083 --> 00:05:16.333
‫خسته شدی این همه سال نفر دوم بودی؟

00:05:16.333 --> 00:05:18.125
‫واسه همین طبق اسکن لیدار...

00:05:18.125 --> 00:05:19.458
‫بیرون از اتاق داربی بودی؟

00:05:19.458 --> 00:05:21.291
‫- چی؟
‫- نکنه خیلی به پرونده نزدیک شده بود؟

00:05:21.333 --> 00:05:23.041
‫عقل وامونده‌تو از دست دادی، اندی. من...

00:05:23.041 --> 00:05:26.333
‫واقعاً؟ پس این‌ها توی اتاقت کنار...

00:05:26.333 --> 00:05:28.333
‫یه چاقو چیکار می‌کردن؟

00:05:28.500 --> 00:05:29.958
‫تو...

00:05:31.083 --> 00:05:33.041
‫تو به من حمله کردی؟

00:05:33.041 --> 00:05:34.791
‫نمی‌خواستم بهت آسیبی برسونم.

00:05:34.791 --> 00:05:37.416
‫می‌خواستم جلوت رو بگیرم
‫تا به لی آسیبی نرسونی.

00:05:37.958 --> 00:05:39.416
‫اوه...

00:05:39.916 --> 00:05:42.000
‫چه آسیب بزنه چه کمک کنه.

00:05:42.000 --> 00:05:44.916
‫کسی چه می‌دونه
‫داربی هارت چه نقشه‌ای داره؟

00:05:44.916 --> 00:05:47.958
‫هرچند حقیقت رو برملا کرد.

00:05:48.041 --> 00:05:51.375
‫اینکه با بیل فراح...

00:05:52.291 --> 00:05:55.083
یه قاتل سریالی پیدا کرده بودن.

00:05:55.083 --> 00:05:56.333
‫چی؟

00:05:56.333 --> 00:05:58.208
‫چی؟

00:05:59.833 --> 00:06:02.291
‫به این راحتی‌ها نمی‌شد این راز رو فهمید.

00:06:03.875 --> 00:06:06.041
‫تحسین برانگیز بود.

00:06:08.375 --> 00:06:11.583
‫و برای لحظه‌ای،
‫فکر کردم که یکی با من متحده.

00:06:11.583 --> 00:06:14.166
‫یه فرد بی‌گناه، یکی که حواسش جَمعـه...

00:06:14.166 --> 00:06:17.208
‫و می‌تونه کمکم کنه دشمن‌هایی که تعدادشون
‫هرروز روبه افزایشه رو شناسایی کنم.

00:06:17.208 --> 00:06:20.083
‫ولی چند ساعت بعد از اینکه بهم گفت...

00:06:20.083 --> 00:06:22.125
‫همسرم کسی بوده که بیل رو کشته،

00:06:22.125 --> 00:06:24.500
‫دیدم با همسر خودم توی اتاق بیل...

00:06:24.500 --> 00:06:26.375
‫داره دست‌به‌یکی می‌کنه.

00:06:26.375 --> 00:06:29.250
‫- تو واقعیت رو به من نگفتی.
‫- کدوم واقعیت؟

00:06:29.250 --> 00:06:31.458
‫که همسرت...

00:06:31.875 --> 00:06:33.416
‫داشت ولم می‌کرد؟

00:06:35.125 --> 00:06:37.208
‫شما خبر داشتین؟

00:06:42.291 --> 00:06:43.541
‫بامزه‌ست، نه؟

00:06:43.541 --> 00:06:46.041
‫چون وقتی که نگاه‌ش می‌کنین...

00:06:46.041 --> 00:06:49.875
‫اون یه زن زیبا و دلنشین و بی‌گناهه.

00:06:50.916 --> 00:06:52.958
‫ولی سال پیش پسرم رو دزدید،

00:06:52.958 --> 00:06:54.833
‫و تا کانادا بردش.

00:06:55.958 --> 00:06:58.041
‫و این تنها خلافش نبود.

00:06:58.041 --> 00:07:00.041
‫اون یه مجرمـه.

00:07:00.791 --> 00:07:04.166
‫دلیل اینکه لی هرگز یه شغل واقعی نداشت...

00:07:04.166 --> 00:07:06.458
‫اینه که وقتی باهاش آشنا شدم،

00:07:06.458 --> 00:07:11.875
‫سوابق عریض و طویلی
‫از جرایم رایانه‌ای داشت.

00:07:11.875 --> 00:07:14.958
‫که البته وقتی باهم آشنا شدیم من حذفشون کردم.

00:07:16.666 --> 00:07:18.875
‫ببین چه کارها واسه عشق نمی‌کنیم.

00:07:20.916 --> 00:07:23.166
‫این... این واقعیت داره؟

00:07:23.166 --> 00:07:24.916
‫آره.

00:07:24.958 --> 00:07:26.416
‫چیه؟ معلومه.

00:07:26.416 --> 00:07:29.791
‫مگه... چیکار کردی؟

00:07:30.625 --> 00:07:33.333
‫خانوادۀ من یه قایق‌سازی کوچیک
‫توی «کلیرواتر» داشت.

00:07:33.333 --> 00:07:36.166
‫بدهی بالا آوردن،
و‫الدینم توی دردسر افتادن.

00:07:36.166 --> 00:07:38.208
‫پدرم زندان رفت.
‫منم شروع کردم به هک.

00:07:38.208 --> 00:07:40.875
‫من صدها هزار خُرده‌مبالغ...

00:07:40.875 --> 00:07:42.583
‫از تراکنش‌های مالی بزرگ دزدیدم.

00:07:42.625 --> 00:07:44.625
‫فقط ۱۴ سالم بود.
‫داشتم خرج خانواده‌مو می‌دادم.

00:07:44.625 --> 00:07:47.083
‫و حالا پای عشق برسه چیکار می‌کنی، لی؟

00:07:47.125 --> 00:07:48.666
‫چون دیوید بهم گفت...

00:07:48.708 --> 00:07:51.125
‫نقشۀ یه دزدی بزرگِ دیگه رو کشیده بودی.

00:07:51.166 --> 00:07:54.166
‫می‌خواستی پسرم رو بدزدی!

00:07:56.416 --> 00:07:58.791
‫ولی ظاهراً این دفعه
‫واسه خودت یه تیم داشتی،

00:07:58.791 --> 00:08:00.333
‫مثل بیل و روهان،

00:08:00.333 --> 00:08:01.583
‫پاسپورت جعلی و...

00:08:01.583 --> 00:08:04.083
‫اکثر خانم‌هایی که
‫پا به فرار می‌ذارن یه دلیلی دارن.

00:08:04.083 --> 00:08:05.416
‫لی؟

00:08:05.458 --> 00:08:08.166
‫چرا می‌خواستی زومر رو از اندی بدزدی؟

00:08:08.625 --> 00:08:10.958
‫حس می‌کردم توی خطره.

00:08:10.958 --> 00:08:12.333
‫چه خطری؟

00:08:13.458 --> 00:08:16.833
‫- توضیحش سخته.
‫- اندی بهش آسیبی زده؟

00:08:17.625 --> 00:08:20.833
‫- نه، ولی...
‫- تمام حرکاتش رو زیرنظر داره.

00:08:20.833 --> 00:08:23.375
‫نمی‌تونی انتظار داشته باشی
‫لی راحت حرفش رو بزنه.

00:08:23.375 --> 00:08:24.875
‫لی یه بادیگارد همراهشـه.

00:08:24.875 --> 00:08:26.250
‫یکی که هرجا میره دنبالش میاد.

00:08:26.250 --> 00:08:28.458
‫من هر ساعت از روز رو کنار این مرد هستم.

00:08:28.458 --> 00:08:31.000
‫هرکاری که می‌کنه، واسه خانواده‌‎ش می‌کنه.

00:08:31.041 --> 00:08:32.875
‫اگه شان اینجا بود
‫خودش می‌گفت که...

00:08:32.916 --> 00:08:34.166
‫لی یه آهن‌پرستـه.

00:08:34.166 --> 00:08:35.958
‫من به‌خاطر پول با اندی ازدواج نکردم.

00:08:36.791 --> 00:08:40.083
‫من سَوای پولش، با اندی ازدواج کردم.

00:08:40.083 --> 00:08:43.333
‫- و اندی خودش این رو می‌دونه.
‫- ببین، ببین، ببین چی می‌گم.

00:08:43.333 --> 00:08:45.833
‫اگه دیگه عاشقم نبودی و طلاق می‌خواستی،

00:08:45.833 --> 00:08:47.875
‫می‌تونستی یه کار درست‌تر بکنی.

00:08:48.750 --> 00:08:50.833
‫می‌تونستی درخواست طلاق بدی.

00:08:51.375 --> 00:08:55.000
‫در مورد حضانت هم مذاکره می‌کردیم.
‫اتم که هوا نمی‌کنیم.

00:08:55.000 --> 00:08:57.083
‫وقتی چنین تفاوتِ قدرتی وجود داره،

00:08:57.125 --> 00:08:59.041
‫کار آسونی هم نیست!

00:08:59.250 --> 00:09:03.541
‫توی این دنیا کی می‌تونه
‫کاری خلاف میل تو بکنه؟

00:09:03.541 --> 00:09:05.500
‫لی این کارو نکرد.

00:09:05.500 --> 00:09:07.458
‫- پس کار کی بوده؟
‫- فکر کنم بدونم.

00:09:07.458 --> 00:09:10.750
‫چون من لی رو خوب می‌شناسم،
‫هروقت که توی ظرف عسل می‌افته...

00:09:10.750 --> 00:09:12.458
‫این شکلی می‌شه.

00:09:12.458 --> 00:09:15.041
‫یهو ساکت و بداخلاق می‌شه.

00:09:21.083 --> 00:09:23.125
‫اول پسرم رو بدزدی،

00:09:25.875 --> 00:09:28.000
‫آبروی منو ببری،

00:09:29.875 --> 00:09:32.291
‫شرکتم رو نابود کنی،

00:09:32.291 --> 00:09:36.416
‫و کل زندگیم رو به سُخره بگیری.

00:09:47.333 --> 00:09:49.000
‫مامانی، مامانی، مامانی.

00:09:49.000 --> 00:09:51.458
‫- سلام، عشقم.
‫- نیومدی پنکیک بخوری.

00:09:51.458 --> 00:09:54.000
‫ولی من یکی با
‫شکلات اضافه برات کنار گذاشتم.

00:09:54.000 --> 00:09:56.000
‫- اوه، مرسی.
‫- ببخشید، تا یه لحظه برگشتم...

00:09:56.000 --> 00:09:57.291
‫- سریع برگردونش به اتاق.
‫- خودم می‌برمش.

00:09:57.291 --> 00:09:58.541
‫لی، بچه رو زمین بذار.

00:09:58.541 --> 00:10:00.000
‫خواهش می‌کنم، بذار تا اتاق ببرمش.

00:10:00.000 --> 00:10:01.125
‫نه.

00:10:01.708 --> 00:10:04.583
‫دارم بازی می‌کنم.
‫می‌خوام به مامان نشون بدم.

00:10:04.625 --> 00:10:06.125
‫- اشکال نداره. بعداً...
‫- نه!

00:10:06.125 --> 00:10:07.416
‫بعداً نمی‌خوام!

00:10:07.416 --> 00:10:09.250
‫نه، الان می‌خوام! الان!

00:10:09.250 --> 00:10:10.583
‫باید بازی رو تموم کنم!

00:10:10.583 --> 00:10:12.125
‫- اشکال نداره.
‫- نه!

00:10:12.125 --> 00:10:13.250
‫چرا...

00:10:13.250 --> 00:10:14.541
‫وسط بازی بودم.

00:10:14.541 --> 00:10:15.875
‫- می‌خواستم به مامان نشونش بدم.
‫- اشکال نداره.

00:10:15.875 --> 00:10:17.083
‫آره، زود مامانی رو می‌بینی.

00:10:17.125 --> 00:10:18.291
‫نه، نمی‌خوام...

00:10:18.291 --> 00:10:19.125
‫بعداً نمی‌خوام!

00:10:19.125 --> 00:10:21.041
‫نه، الان می‌خوام.

00:10:49.125 --> 00:10:52.791
‫زومر، برگرد بالا و بازی رو ادامه بده.

00:10:53.083 --> 00:10:56.541
‫- بازی‌مون هنوز تموم نشده.
‫- نه، من الان می‌خوام!

00:10:56.541 --> 00:10:58.166
‫وایسا!

00:10:58.791 --> 00:11:00.750
‫ایوا، بذارش زمین.

00:11:01.333 --> 00:11:03.625
‫بذارش زمین، لطفاً.

00:11:05.166 --> 00:11:07.375
‫زومر، یه لحظه میای؟

00:11:12.291 --> 00:11:14.250
‫هی، امم...

00:11:14.250 --> 00:11:15.583
‫خوبی؟

00:11:15.625 --> 00:11:17.375
‫فکر کنم.

00:11:18.166 --> 00:11:20.250
‫روزهای ترسناکیـه، نه؟

00:11:20.250 --> 00:11:22.166
‫آدم بزرگ‌ها رفتارشون عجیب شده؟

00:11:22.166 --> 00:11:23.833
‫آره، عجیب‌تر از حالت معمول شدن.

00:11:23.833 --> 00:11:25.333
‫آره.

00:11:28.583 --> 00:11:31.000
‫بیل رو یادته؟

00:11:31.000 --> 00:11:33.166
‫اون آقایی که تتوهای بامزه
‫روی صورتش داشت.

00:11:33.208 --> 00:11:34.916
‫آره، دوستش داشتم.

00:11:34.958 --> 00:11:36.833
‫آره، منم.

00:11:36.833 --> 00:11:38.875
‫امم...

00:11:38.875 --> 00:11:40.875
‫تابه‌حال باهاش بازی کردی؟

00:11:40.875 --> 00:11:43.416
‫- این سؤال‌ها یعنی چی؟
‫- نه، ایرادی نداره.

00:11:43.416 --> 00:11:45.000
‫آره.

00:11:45.000 --> 00:11:47.125
خیلی با هم بازی کردیم.

00:11:47.125 --> 00:11:49.625
یه بار ‫سر شام بهم گفت به‌خاطر سرما...

00:11:49.666 --> 00:11:51.250
‫درد سینه داره.

00:11:54.125 --> 00:11:58.875
‫بعد از شام هم... باهاش بازی کردی؟

00:12:00.541 --> 00:12:03.500
‫اگه کردی اشکال نداره.
‫من از دستت عصبانی نیستم.

00:12:04.875 --> 00:12:06.500
‫رفتم حضوری ویزیتش کردم.

00:12:06.500 --> 00:12:09.208
‫بیل مریض بود.
‫به کمکم نیاز داشت.

00:12:38.291 --> 00:12:40.166
‫کی بهت گفت بیل مریضه؟

00:12:40.416 --> 00:12:41.750
‫ری گفت.

00:12:46.208 --> 00:12:49.000
‫چطور... چطوری درمان کردیش؟

00:12:49.000 --> 00:12:51.041
‫بهش آمپول زدم.

00:12:53.583 --> 00:12:56.000
‫از دفتر ایوا برداشتیش؟

00:12:56.000 --> 00:12:59.166
‫آره. ری رمز همۀ قفل‌ها رو می‌دونه.

00:12:59.208 --> 00:13:01.125
‫ری از همه‌چیِ این هتل خبر داره.

00:13:01.125 --> 00:13:03.083
‫اون به بابا کمک کرد اینجا رو بسازه.

00:13:07.458 --> 00:13:10.000
‫و زومر...

00:13:11.291 --> 00:13:14.208
‫اون ازت خواست به روهان هم کمک کنی؟

00:13:14.208 --> 00:13:16.708
‫آره. اون هم مشکل قلبی داشت.

00:13:16.750 --> 00:13:20.000
‫منم مجبور شدم دستگاه توی قلبش رو روشن کنم.

00:13:26.916 --> 00:13:29.291
‫زومر، می‌شه کیف پزشکیت رو ببینم؟

00:13:29.333 --> 00:13:30.875
‫حتماً.

00:13:37.041 --> 00:13:38.333
‫مرسی.

00:13:45.500 --> 00:13:47.000
‫اوه، خدای من.

00:13:48.166 --> 00:13:50.041
‫کابوس‌هاش...

00:13:53.041 --> 00:13:54.833
‫داربی...

00:13:56.041 --> 00:13:58.208
‫از دستم عصبانی‌ای؟

00:14:00.291 --> 00:14:02.541
‫نه. نه، زومر.

00:14:02.541 --> 00:14:04.416
‫چیزی نیست، قلبم.

00:14:04.416 --> 00:14:08.375
‫بیا اینجا. اوه، خدای من.

00:14:08.500 --> 00:14:10.916
‫فکر کردم این‌جوری حال بیل بهتر می‌شه.

00:14:10.916 --> 00:14:13.291
‫ولی شاید با دارو حالش بدتر شد.

00:14:13.333 --> 00:14:15.125
‫من می‌ترسم، مامانی.

00:14:15.125 --> 00:14:16.500
‫خدای من.

00:14:18.583 --> 00:14:20.958
‫اشکالی نداره اگه بعضی وقت‌ها بترسی.

00:14:20.958 --> 00:14:23.500
‫منم می‌ترسم.

00:14:23.500 --> 00:14:26.250
‫یادته چی راجع‌به احساسات بهت گفتم؟

00:14:26.250 --> 00:14:29.291
‫او‌نها مثل قطب‌نمان، درسته؟

00:14:29.333 --> 00:14:31.250
‫اگه اون احساسات رو تجربه کنیم،

00:14:31.250 --> 00:14:34.541
‫بهمون می‌گن که از کدوم مسیر و چرا بریم.

00:14:43.875 --> 00:14:45.875
‫متأسفم.

00:14:49.041 --> 00:14:51.333
‫خب، بیا بریم اتاقت.

00:14:52.166 --> 00:14:54.333
‫بیا راجع‌به اتفاقی که افتاد صحبت کنیم.

00:15:23.166 --> 00:15:25.000
‫ری؟

00:15:26.416 --> 00:15:29.000
‫- ری.
‫- بله، اندی؟

00:15:29.000 --> 00:15:30.541
‫چه کمکی از من ساخته‌ست؟

00:15:33.083 --> 00:15:34.458
‫تو...

00:15:36.041 --> 00:15:37.208
‫ترتیب...

00:15:40.458 --> 00:15:42.958
‫تو بیل فراح رو کشتی، ری؟

00:15:43.000 --> 00:15:44.916
‫نه، اندی.

00:15:47.125 --> 00:15:49.458
‫زومر رانسن بیل فراح رو کشت، ری؟

00:15:50.583 --> 00:15:52.458
‫نمی‌دونم، اندی.

00:15:53.791 --> 00:15:58.000
‫تو به زومر دستور دادی...

00:15:58.250 --> 00:16:03.500
‫از صندوق پزشکیِ من به
‫بیل فراح مورفین تزریق کنه؟

00:16:04.666 --> 00:16:06.208
‫بله، اندی.

00:16:06.250 --> 00:16:07.875
‫- لعنت بهش!
‫- من یه بازی براش ساختم.

00:16:07.916 --> 00:16:10.250
‫زومر یادگیری بصری بالایی داره.

00:16:10.291 --> 00:16:12.416
‫و خیلی از بچه‌ها از طریق بازی یاد می‌گیرن.

00:16:12.416 --> 00:16:14.291
‫خدای من.

00:16:14.291 --> 00:16:17.500
‫ما برای این الگوی رفتاریش
‫تدابیر امنیتی شکل دادیم.

00:16:17.500 --> 00:16:20.583
‫من کسی رو نکشتم اندی.

00:16:21.708 --> 00:16:23.833
‫پس یعنی هیچکس مقصر نیست؟

00:16:25.875 --> 00:16:28.125
‫یا همه مقصرن!

00:16:28.125 --> 00:16:31.000
‫- چطور همه مقصرن؟
‫- راست می‌گه.

00:16:33.333 --> 00:16:35.333
‫ولی همه‌ش همین نیست.

00:16:38.583 --> 00:16:42.500
‫من فکر می‌کنم مرگ شان اتفاقی بود.

00:16:44.541 --> 00:16:48.083
‫لو می، تو گفتی سعی کردی
‫فایروال رو هک کنی...

00:16:48.083 --> 00:16:50.500
‫تا با تیم امنیتیت تماس بگیری.

00:16:51.041 --> 00:16:53.041
‫و این باعث می‌شه ری...

00:16:53.041 --> 00:16:55.958
‫شبکه رو قطع کنه. مگه نه، اندی؟

00:16:56.333 --> 00:16:58.666
‫واسه امنیت.

00:16:59.208 --> 00:17:01.875
‫و لحظه‌ای که شبکه قطع می‌شه،

00:17:02.000 --> 00:17:04.083
‫لباس شان هم از کار میفته.

00:17:04.083 --> 00:17:05.958
‫لباس منم همین‌طور،
‫ولی من کلاه رو سرم نذاشتم.

00:17:09.333 --> 00:17:11.416
‫ولی دوتا مرگِ دیگه...

00:17:12.958 --> 00:17:16.666
‫اون‌ها... قتل‌های عمد بودن.

00:17:18.500 --> 00:17:21.791
‫روهان فهمید کی بیل رو کشتـه.

00:17:22.625 --> 00:17:26.625
‫واسه همین ری به زومر گفت
‫ضربان‌ساز رو فعال کنه،

00:17:26.916 --> 00:17:30.666
‫و با کمک ری،
‫روهان دچار حملۀ قلبی شد.

00:17:32.250 --> 00:17:33.791
‫و بیل...

00:17:35.500 --> 00:17:38.041
‫بیل در رو به روی زومر باز کرد،

00:17:38.500 --> 00:17:40.333
‫و اون با تزریق بیل رو کشت.

00:17:40.333 --> 00:17:41.916
‫- چیزی که جفتشون فکر کردن...
‫- اوه، اوه، اوه...

00:17:42.541 --> 00:17:43.958
‫اون چی بود؟

00:17:44.833 --> 00:17:46.375
‫چی بود؟

00:17:46.416 --> 00:17:48.750
‫...فقط یه بازیـه.

00:18:00.166 --> 00:18:01.916
‫پس، حالا می‌دونیم چطوری،

00:18:01.916 --> 00:18:04.250
‫می‌دونیم چطور قتل‌ها صورت گرفتن.

00:18:04.291 --> 00:18:06.333
‫ولی دلیلش رو نمی‌دونیم.

00:18:06.875 --> 00:18:08.791
‫اینکه چطور این اتفاق افتاد،
‫از اونجایی که...

00:18:08.833 --> 00:18:10.500
‫همه توی هتل باید
‫از پروسۀ غربال‌گری و...

00:18:10.500 --> 00:18:13.583
‫اسکن تشخیص چهرۀ جلوی درها رد می‌شدن.

00:18:13.750 --> 00:18:17.791
‫ری فوراً فهمید

00:18:17.791 --> 00:18:21.291
‫که بیل فراح،
‫یه دردسر بزرگه.

00:18:22.291 --> 00:18:23.791
‫ولی این یه مسئلۀ پزشکیه.

00:18:23.791 --> 00:18:26.541
.‫اهمیتی نداره
‫مسئلۀ خاصی نیست.

00:18:28.833 --> 00:18:30.875
‫سؤال اصلی اینجاست که چرا...

00:18:32.000 --> 00:18:34.291
‫...چرا از نظر ری

00:18:34.291 --> 00:18:36.833
‫بیل فراح یک تهدید امنیتی
‫محسوب می‌شد؟

00:18:36.833 --> 00:18:39.791
‫اندی قبلاً بهم گفتی...

00:18:39.791 --> 00:18:43.375
‫دیگه کسی رو نداری
‫که بتونی بهش اعتماد کنی

00:18:44.125 --> 00:18:47.750
‫که حتی درمانگرت
‫تو رو به یه سهام مسخره فروخت.

00:18:47.750 --> 00:18:49.333
‫حدس می‌زنم...

00:18:49.333 --> 00:18:52.291
‫تنها کسی که
‫محرم اسرارت بود...

00:18:53.666 --> 00:18:54.875
‫...همین ری بود.

00:18:56.791 --> 00:19:00.041
‫سر از این موضوع درآوردم
‫چون خودمم که احساس تنهایی کردم،

00:19:00.041 --> 00:19:02.458
‫پیشش درد دل کردم.

00:19:03.875 --> 00:19:05.291
پس ‫بیاید از خودش بپرسیم.

00:19:06.958 --> 00:19:08.333
‫ری؟

00:19:09.708 --> 00:19:11.875
‫چرا فکر کردی بیل فراح...

00:19:11.875 --> 00:19:13.666
‫تهدید امنیتی محسوب می‌شه؟

00:19:22.041 --> 00:19:25.083
‫پاک یادم رفته بود،
‫فقط به یه نفر جواب پس می‌ده.

00:19:25.166 --> 00:19:27.375
خب ‫اندی؟

00:19:27.375 --> 00:19:29.833
‫می‌خوای سؤال رو بپرسی؟

00:19:29.833 --> 00:19:33.125
‫از ری بپرس چرا فکر کرده
بیل تهدید امنیتی محسوب می‌شه؟

00:19:33.291 --> 00:19:35.333
.‫همچین فکری نکرده

00:19:36.041 --> 00:19:38.041
‫من دعوتش کردم.

00:19:45.125 --> 00:19:47.666
‫حتماً پلیس تا حالا رسیده.

00:19:49.333 --> 00:19:52.083
حالا که ‫همگی فهمیدیم
‫داستان از چه قراره،

00:19:52.125 --> 00:19:54.250
‫باید صادقانه داستان رو بازگو کنیم.

00:19:56.708 --> 00:19:58.791
‫دیگه چیزی دستِ ما نیست.

00:19:59.625 --> 00:20:01.708
‫ماریوس؟

00:20:01.750 --> 00:20:04.458
‫برو طبقۀ بالا
‫پلیس‌ها رو به داخل راهنمایی کن.

00:20:04.708 --> 00:20:06.500
‫نه.

00:20:07.916 --> 00:20:10.083
.‫نمی‌رم

00:20:10.333 --> 00:20:12.250
‫می‌خوام بدونم حرف‌هاش به کجا می‌رسه.

00:20:15.416 --> 00:20:17.708
‫ازش بپرس اندی.

00:20:17.750 --> 00:20:20.208
‫اگه چیزی واسه پنهون‌کاری نداشته باشی،
‫پرسیدنـش ضرری بهت نمی‌رسونه.

00:20:20.250 --> 00:20:23.875
‫می‌دونی از همون روز اول
همش داری مثل بچه‌ها نق‌نق می‌کنی؟

00:20:23.916 --> 00:20:26.500
‫این اتفاق
‫یه حادثۀ غم‌انگیزه.

00:20:26.500 --> 00:20:29.333
‫می‌ذاری من و خونواده‌ام
‫در آرامش عزاداری کنیم.

00:20:29.333 --> 00:20:31.041
‫منم اجازه می‌دم به عزاداریت برسی.

00:20:31.041 --> 00:20:33.750
‫بقیه رو هم می‌سپریم به متخصصین.

00:20:33.750 --> 00:20:37.250
‫اگه تو نپرسی،
‫خودم این کار رو می‌کنم.

00:20:38.583 --> 00:20:40.875
‫می‌دونستید
‫جدیداً هرکی دلش بخواد می‌تونه

00:20:40.875 --> 00:20:42.750
‫نرم‌افزار تقلید صدا دانلود کنه؟

00:20:51.000 --> 00:20:52.875
‫ری حرف‌هایی که توی جلسات
‫درمانی یک فوریه به این طرف،

00:20:52.875 --> 00:20:55.916
درمورد بیل فراح بود ‫رو پخش کن.

00:20:57.916 --> 00:20:59.666
‫چشم اندی.

00:21:00.875 --> 00:21:03.083
‫می‌بینی، تموم زحماتـم،
‫تموم صبر و حوصله‌ای که

00:21:03.083 --> 00:21:05.500
‫برای بزرگ کردن این بچه
‫به خرج دادم،

00:21:05.500 --> 00:21:07.500
‫مراقبـش بودم،
‫بهش محبت کردم چی شد؟

00:21:07.500 --> 00:21:11.416
‫صد خودم رو وسط گذاشتم
‫الانـم که این یارو پیداش شده

00:21:11.416 --> 00:21:14.125
‫مردک اسکل
‫دیر میاد سر میز شام

00:21:14.125 --> 00:21:16.416
‫کاملاً هم بی‌دلیل

00:21:16.416 --> 00:21:18.708
‫به دقیقه نمی‌کشه که زومر ‫می‌پره بغلش.
یعنی چی خب؟

00:21:18.708 --> 00:21:20.791
‫چرا آخه؟ یعنی چی؟

00:21:20.791 --> 00:21:23.875
‫بدن درک می‌کنه؟
‫جسم حالیش می‌شه؟

00:21:23.875 --> 00:21:25.541
‫چه احساسی بهت دست می‌ده اندی؟

00:21:25.541 --> 00:21:27.375
‫می‌شه بیشتر توضیح بدی؟

00:21:27.375 --> 00:21:28.791
‫یعنی چی که انقدر دیر اومد؟

00:21:28.791 --> 00:21:31.416
‫مرتیکۀ از خودراضی
‫فکر کرده کدوم خریه؟

00:21:31.416 --> 00:21:33.291
‫باید یه درس حسابی بهش بدم.

00:21:33.291 --> 00:21:35.416
‫می‌خوام بنشونمـش سر جاش.

00:21:35.416 --> 00:21:37.833
‫- متوجه شدم
‫- کارآگاهِ ناشی بودن این شکلیـه پس؟

00:21:37.833 --> 00:21:40.083
‫که با یه ترفند مسخره و مضحک
‫پاشی بری افکار یکی

00:21:40.083 --> 00:21:42.250
‫رو بریزی رو دایره؟

00:21:42.250 --> 00:21:43.625
‫دارم...

00:21:43.625 --> 00:21:45.625
‫از این موضوع معذب می‌شم.

00:21:46.375 --> 00:21:49.250
‫گفتی دوست داری
‫بچه‌دار بشی اندی؟

00:21:49.250 --> 00:21:50.708
.‫زومر بچۀ خودمـه

00:21:50.708 --> 00:21:54.125
‫بیلِ کثافت
.‫اون هیچ کوفتی نیست

00:21:54.125 --> 00:21:55.541
.‫کاش بیفته سقط بشه

00:21:55.541 --> 00:21:57.541
‫دلم می‌خواست
.‫جفت پاهاش رو بشکونم

00:21:57.541 --> 00:21:59.083
دلیل خوبیـه واسه دیر اومدن سر میز شام، نه؟

00:21:59.083 --> 00:22:02.541
‫تموم زندگیـم رو
.‫با زومر تقسیم کردم

00:22:02.541 --> 00:22:04.416
‫تموم ایده‌هام، تموم دانشـم

00:22:04.416 --> 00:22:07.458
‫اگه بلایی سرم بیاد،
‫اگه بیفتم بمیرم،

00:22:07.458 --> 00:22:09.791
‫بیل می‌تونه تهدید بزرگی
‫برای تموم زحماتـم باشه.

00:22:09.791 --> 00:22:11.666
‫با توجه به حرف‌هات،
‫این مسئله یه فاجعه محسوب می‌شه اندی.

00:22:11.666 --> 00:22:14.208
‫آیا بخاطر امنیتِ صنایع رانسون می‌ترسی...

00:22:14.208 --> 00:22:15.750
‫معلومه که فاجعه‌ست.

00:22:15.750 --> 00:22:17.791
.‫عمراً بذارم

00:22:17.791 --> 00:22:19.666
‫- کسی ما رو از همدیگه جدا...
‫- قطع کن ری.

00:22:25.791 --> 00:22:27.750
‫همۀ آدم‌های توی جلسات درمانیِ

00:22:27.750 --> 00:22:30.250
‫خصوصیـشون،
‫حرف‌های وحشتناکی می‌زنن.

00:22:31.708 --> 00:22:34.083
‫بخاطر همین هم هست
‫که محرمانه‌ان.

00:22:34.083 --> 00:22:36.750
‫تموم حرف‌ها و اعمالـم
‫کلاً زیر ذره‌بینـه.

00:22:36.750 --> 00:22:39.333
‫باید یه جوری
‫خودم رو خالی بکنم.

00:22:39.333 --> 00:22:43.125
‫همۀ آدم‌ها
‫باید افکار تیره و تارشـون رو خالی کنن.

00:22:43.125 --> 00:22:44.666
‫منظوری نداشتم که.

00:22:46.166 --> 00:22:48.125
‫اقدامی هم نکردم.

00:22:48.125 --> 00:22:50.125
‫چرا کردی.

00:22:50.125 --> 00:22:53.250
‫می‌دونی بیل
‫با خونِ خودش توی کتابم

00:22:53.250 --> 00:22:55.208
‫زیر چی خط کشید؟

00:22:55.208 --> 00:22:58.166
‫«برنامه‌نویسی معیوب»

00:22:59.750 --> 00:23:03.625
‫هوش مصنوعیِ امنیتیـت رو
‫با درمانگرت یکی کردی،

00:23:03.625 --> 00:23:07.625
‫ریشۀ بزرگتـرین ترس‌هات
‫رو توی این هیولا دووندی.

00:23:09.333 --> 00:23:11.583
‫همین هیولارم

00:23:11.583 --> 00:23:14.125
‫کردی تنها دوست و معلم پسرت.

00:23:16.208 --> 00:23:20.125
‫الان سه نفر بخاطرِ
‫امنیت و حفاظت از تو مُردن.

00:23:20.125 --> 00:23:23.208
.‫که خط و خشی روی امپراطوریت نیفته

00:23:23.208 --> 00:23:25.125
‫برای محافظت از مال و مکنتی که

00:23:25.125 --> 00:23:27.166
قراره به پسرت برسه

00:23:27.166 --> 00:23:31.125
‫و هیچکس و هیچ‌چیزم
‫نمی‌تونه سدِّ راهت بشه.

00:23:32.333 --> 00:23:34.541
‫ولی پسرت روحشـم خبر نداره...

00:23:35.583 --> 00:23:37.500
‫...اما ناخودآگاهش می‌فهمه.

00:23:37.500 --> 00:23:39.833
‫چون پسرت شب‌ها
‫یه خواب خوش نداره.

00:23:39.833 --> 00:23:41.750
‫هرزه‌ی افاده‌ای.

00:23:48.125 --> 00:23:50.125
‫حالت خوبه؟

00:23:51.166 --> 00:23:52.541
‫- آره؟
‫- آره.

00:23:59.416 --> 00:24:01.375
.‫بیهوش شده
‫یکی ایوا رو خبر کنه.

00:24:01.375 --> 00:24:03.166
‫پلیس رسیده.

00:24:03.166 --> 00:24:05.583
‫دارن از برف‌ها رو کنار می‌زنن
‫تا به در اصلی برسن.

00:24:05.583 --> 00:24:07.208
‫چقدر طول می‌کشه برسن؟

00:24:07.208 --> 00:24:09.125
.‫بیست دقیقه

00:24:11.791 --> 00:24:13.875
.‫زمان زیادی نیست

00:24:13.875 --> 00:24:17.458
‫آره ولی  مگه رسیدن پلیس‌
‫خودش قوت قلب نیست؟

00:24:18.583 --> 00:24:20.625
‫پدره رو گرفتیم.

00:24:20.625 --> 00:24:23.500
‫پسر در امانـه ولی...

00:24:23.500 --> 00:24:26.041
‫روح‌القدس داره
‫راست راست واسه خودش می‌چرخه.

00:24:27.791 --> 00:24:29.791
‫- ری.
‫- ری.

00:24:31.333 --> 00:24:33.375
‫در خدمتم.

00:24:40.125 --> 00:24:42.166
‫ری می‌تونه
‫از ارنست همینگوی تقلید بکنه.

00:24:42.166 --> 00:24:44.666
.‫به قلم هری‌پاتر کتاب بنویسه
‫چون همۀ کتاب‌هایی که تا حالا

00:24:44.666 --> 00:24:46.541
.‫این نویسنده‌ها نوشتن رو خونده

00:24:46.541 --> 00:24:49.458
‫لعنتی، این یعنی
‫همۀ کتاب‌هایی که تا حالا نوشته شده‌ها.

00:24:49.458 --> 00:24:51.833
‫از وینی پو گرفته
‫تا سخنرانی‌های هیتلر،

00:24:51.833 --> 00:24:53.583
‫توئیت‌های چرت‌وپرت سلبریتی‌ها،

00:24:53.583 --> 00:24:55.416
‫حتی بیانیه‌های بچه‌مدرسه‌ای‌ها.

00:24:55.416 --> 00:24:58.125
‫اگه ری همچین
‫درس و مشقی به زومر می‌ده،

00:24:58.125 --> 00:25:00.250
‫پس مثل خودمونه.

00:25:00.250 --> 00:25:02.791
 ‫بخاطر همینـم هوش مصنوعی انقدر
‫نژادپرست، جنسیت‌گرا و ضدانسانیته...

00:25:02.791 --> 00:25:05.083
‫چون ری علامۀ دهر نیست...

00:25:06.125 --> 00:25:07.500
‫...ری حکم یه آینه رو داره.

00:25:07.500 --> 00:25:11.625
‫مثل خودمونه ولی بدون احساسات.

00:25:18.791 --> 00:25:20.708
رمز رو که بلد نیستی نه؟

00:25:20.708 --> 00:25:22.458
.‫نه واقعاً، اینجا یه میکروفن داره
‫می‌خوای تقلید صدا بزنی؟

00:25:22.458 --> 00:25:23.541
‫آره، فکر خوبیـه.

00:25:25.541 --> 00:25:26.625
‫ری درِ مزرعۀ سرورها

00:25:26.625 --> 00:25:28.666
‫رو باز کن لطفاً.

00:25:31.625 --> 00:25:32.791
‫به نظرت بخاطر «لطفاً»ـش بود؟

00:25:37.708 --> 00:25:39.416
‫مامان؟

00:25:39.416 --> 00:25:41.250
‫هی گل‌پسرم.

00:25:41.250 --> 00:25:43.791
‫چیزی نیست.
.‫فقط شب شده

00:25:43.791 --> 00:25:45.500
‫یادته گفتم بعضی حیوون‌ها

00:25:45.500 --> 00:25:47.750
‫کل روز رو می‌خوابن
‫تا تموم شب بازی کنن؟

00:25:47.750 --> 00:25:49.875
‫- مثل خفاش‌ها؟
‫- دقیقاً.

00:25:49.875 --> 00:25:51.791
‫الان مثل خفاشِ توی غاریـم.

00:25:51.791 --> 00:25:53.583
‫به نظرت کار ری بود؟

00:25:53.583 --> 00:25:56.500
.‫نمی‌دونم، شاید

00:26:01.750 --> 00:26:05.583
‫بابایی که این کار رو می‌کنه،
‫تاریخ تولد ری رو می‌زنه.

00:26:07.500 --> 00:26:10.083
‫تاریخ تولد ری رو می‌دونی؟

00:26:10.083 --> 00:26:12.375
‫دوم ژوئن ۲۰۲۰.

00:26:12.375 --> 00:26:14.791
.‫برج جوزاست

00:26:16.541 --> 00:26:18.833
‫باریکلا.

00:26:23.291 --> 00:26:25.333
.‫وای

00:26:46.416 --> 00:26:48.541
‫اینجا رو دوستش ندارم.

00:26:49.833 --> 00:26:52.333
.‫ری‌ـه خودمونه زومر

00:26:56.625 --> 00:26:58.833
.‫ری در اصل این شکلیـه

00:26:58.833 --> 00:27:01.583
.‫اینترنت این مُدلیـه

00:27:01.583 --> 00:27:04.666
‫صرفاً یه مُشت دستگاه‌ان
.‫که توی تاریکی زوزه می‌کشن

00:27:05.458 --> 00:27:09.375
.‫داربی، لی، زومر

00:27:09.375 --> 00:27:10.750
.‫در خدمتم

00:27:10.750 --> 00:27:13.083
.‫نیازی به خدمتت نیست ری

00:27:13.083 --> 00:27:15.791
.‫پیشنهاد می‌کنم به هتل برگردید

00:27:15.791 --> 00:27:18.333
‫فقط کارکنان مجاز
‫می‌تونن واردِ اتاق نظارت بشن.

00:27:19.166 --> 00:27:24.125
‫ری کنسرت ویولن سل مینور ویوالدی پخش کن.

00:27:24.125 --> 00:27:25.666
.‫البته لی

00:27:27.333 --> 00:27:30.541
‫بذار ببینیم چیکار می‌شه کرد.

00:27:31.541 --> 00:27:33.500
‫همون رمز دره؟

00:27:35.583 --> 00:27:38.125
‫تولد...

00:27:38.125 --> 00:27:40.666
‫- زومر چی؟
‫- ارزش امتحان کردن رو داشت.

00:27:42.250 --> 00:27:43.833
‫فکرِ دیگه‌ای داری؟

00:27:43.833 --> 00:27:46.125
‫- لپتاپت پیشته هنوز؟
‫- آره.

00:27:46.125 --> 00:27:48.208
.‫بیارش

00:27:48.208 --> 00:27:50.583
‫به نظرت اگه فقط
‫از یه آدرس آی‌پی استفاده کنیم،

00:27:50.583 --> 00:27:52.208
می‌شه احراز هویت کرد؟

00:27:52.208 --> 00:27:54.833
‫آره، به نظرم اگه
‫دستور بازگشت بهش بدیم،

00:27:54.833 --> 00:27:58.208
‫و ری رو از همه‌جا
‫حذف کنیم بشه.

00:28:00.291 --> 00:28:02.250
‫اینطوری.

00:28:04.708 --> 00:28:06.083
‫خیله‌خب.

00:28:06.083 --> 00:28:08.208
‫ببین می‌تونی آی‌پیت رو ثابت نگه داری.

00:28:10.750 --> 00:28:12.416
‫باشه.

00:28:12.416 --> 00:28:14.208
‫وای پسر.

00:28:14.208 --> 00:28:16.458
‫بیا درایو به درایو پیش بریم.

00:28:17.250 --> 00:28:19.125
‫همچین وقتی نداریم

00:28:19.125 --> 00:28:22.125
‫اگه خودِ درایو رو دربیاریم چی؟

00:28:22.125 --> 00:28:24.458
‫- آره.
‫- بیا اینجا خوشگلـم.

00:28:28.833 --> 00:28:30.583
‫خدای من.

00:28:32.375 --> 00:28:34.708
‫- چی شد؟
‫- چرا داریم هک می‌کنیم؟

00:28:34.708 --> 00:28:36.708
‫دستـمون به هیچ جایی بند نبود.

00:28:36.708 --> 00:28:38.250
‫اگه اینجا نمی‌اومدیم،

00:28:38.250 --> 00:28:39.583
‫اصلاً به هیچ چیزی دسترسی نمی‌داشتیم.

00:28:40.875 --> 00:28:42.875
‫آم...

00:28:42.875 --> 00:28:46.083
‫یه جوری رفتار می‌کنیم
‫که انگار هنوز بیرونِ اینجاییـم،

00:28:46.083 --> 00:28:49.750
‫ولی وارد هستۀ مرکزی همه‌چیز شدیم دیگه.

00:28:49.750 --> 00:28:52.458
‫منظورت اینه که
‫چرا باید به داخل قلعه

00:28:52.458 --> 00:28:55.500
‫پُل بزنیم وقتی‌که...
‫پامـون رسیده.

00:28:55.500 --> 00:28:58.541
‫- به... تالار پادشاهی؟
‫- تالار پادشاهی، آره.

00:28:59.333 --> 00:29:01.583
‫به نظرت ضدضربه‌ست؟

00:29:05.750 --> 00:29:07.375
‫ببرش عقب، ببرش عقب.

00:29:07.375 --> 00:29:10.541
‫- خیله‌خب. همینجا بشین خب؟
‫- زومر؟

00:29:10.541 --> 00:29:13.541
‫نمی‌ذاری که بازیـمون رو خراب کنن ها؟

00:29:13.541 --> 00:29:15.708
‫دیگه نمی‌تونیم
‫با همدیگه بازی کنیم‌ها.

00:29:15.708 --> 00:29:18.625
‫دوست‌هات چی می‌شن؟
‫توکان تورینگ

00:29:18.625 --> 00:29:20.166
‫و آقای ارشمیدس چی؟

00:29:20.166 --> 00:29:21.833
‫بازیـمون که تموم نشده.

00:29:21.833 --> 00:29:24.708
‫- بازیـمون تا ابد ادامه داره.
‫- زومر؟ ری دوستت نیست.

00:29:24.708 --> 00:29:26.416
‫- تو مثل من واسه داربی...
‫- نترسی‌ها.

00:29:26.416 --> 00:29:28.458
‫- و لی اهمیت نداری.
‫- باشه؟ من پیشتـم.

00:29:28.458 --> 00:29:29.833
‫موانعِ سر راهـت‌ان
‫برای رفتن به مرحلۀ بعدی.

00:29:29.833 --> 00:29:32.458
‫- نباید بهشـون اعتماد بکنی.
‫- خیله‌خب.

00:29:32.458 --> 00:29:34.166
‫سروصداش خیلی زیاده، خب؟

00:29:34.166 --> 00:29:35.833
‫نمی‌خوای رازهامـون رو
‫پیش خودت نگه داری؟

00:29:35.833 --> 00:29:37.583
‫من اذیتت نمی‌کنم زومر.

00:29:37.583 --> 00:29:39.458
‫- حاضرید؟
‫- آره.
‫- دلم نمی‌خواد...

00:29:39.458 --> 00:29:40.875
‫کسی رو اذیت کنم،

00:29:40.875 --> 00:29:42.333
‫ولی نباید ماموریتـمون رو ناتموم ول کنیم.

00:29:45.708 --> 00:29:47.083
‫مامانی!

00:29:47.083 --> 00:29:49.083
‫داربی شیشه رو شکوند!

00:29:49.083 --> 00:29:50.458
‫آره عزیزم.

00:29:50.458 --> 00:29:52.083
.‫اشکالی نداره

00:29:52.083 --> 00:29:54.250
.‫یه روزی دلیلـش رو بهت می‌گم

00:29:54.250 --> 00:29:56.458
‫ولی الان مامانی باید بره
.‫آتش روشن کنه

00:29:56.458 --> 00:29:58.083
‫محکم بشین
‫از جات هم تکون نخور، خب؟

00:30:04.625 --> 00:30:06.416
‫مزارع سرور
‫سیستم اطفای حریق دارن،

00:30:06.416 --> 00:30:08.625
‫ولی خاموش کردن آتش باتری
‫کار «هیلن» هم نیست.

00:30:08.625 --> 00:30:11.041
‫- فندک داری؟
‫- آره.

00:30:11.875 --> 00:30:13.333
‫امیدوارم جواب بده.

00:30:17.875 --> 00:30:20.541
‫خیله‌خب، ضدعفونی کننده...

00:30:20.541 --> 00:30:22.500
‫مثل آتش‌زا عمل می‌کنه.

00:30:24.750 --> 00:30:27.375
‫- آره.
‫- بیا.

00:30:36.666 --> 00:30:39.416
‫دود شناسایی شد.

00:30:39.416 --> 00:30:41.458
‫دود شناسایی شد.

00:30:54.541 --> 00:30:57.083
‫آتش‌سوزی شناسایی شد.
‫هیلن فعال می‌گردد.

00:30:59.083 --> 00:31:02.791
‫آتش مهار نشده.
‫آتش مهار نشده.

00:31:02.791 --> 00:31:05.541
‫بخش بی در خطرِ جدی است.

00:31:05.541 --> 00:31:07.791
‫باید سرویس‌های اضطراری رو فعال کنیم.

00:31:07.791 --> 00:31:11.791
‫داربی؟ لی؟

00:31:11.791 --> 00:31:14.083
‫اندی؟ اندی رانسون.

00:31:14.083 --> 00:31:17.416
‫تهد... تهدید شناسایی شد.

00:31:17.416 --> 00:31:20.625
‫دارم... از پیرامون محافظت می‌کنم.

00:31:20.625 --> 00:31:22.416
‫من دارم...

00:31:28.166 --> 00:31:30.125
‫می‌تونیم تا قایق روهان برسونیمت.

00:31:30.125 --> 00:31:31.625
‫هنوز وقت هست.

00:31:31.625 --> 00:31:33.666
‫آها.

00:31:35.875 --> 00:31:39.416
‫هشدار. هشدار. هشدار.

00:31:47.666 --> 00:31:49.166
‫پلیس ایسلند.

00:31:49.166 --> 00:31:50.125
‫- در رو باز کنید.
‫- در رو باز کنید.

00:31:50.125 --> 00:31:51.458
‫اتاق بیل، اتاق بیل.

00:31:51.458 --> 00:31:53.500
‫حتماً قفلـش غیرفعال شده.
‫بیا پیشـم.

00:31:55.500 --> 00:31:57.333
‫خیله‌خب، عجله کن، برو.

00:31:58.583 --> 00:32:00.625
‫یه پلیور واست بردارم.

00:32:01.791 --> 00:32:03.583
‫خیله‌خب.

00:32:03.583 --> 00:32:05.750
‫بیا این رو بپوش.

00:32:05.750 --> 00:32:07.750
‫- چیزی داری واسش؟
‫- آره.

00:32:07.750 --> 00:32:10.333
‫در رو باز کنید!

00:32:10.333 --> 00:32:12.625
‫- پلیس ایسلند!
‫- بیا اینجا.

00:32:15.875 --> 00:32:17.291
‫خیله‌خب، سمت چپ.

00:32:17.291 --> 00:32:18.833
‫گندش بزنن.

00:32:18.833 --> 00:32:20.416
‫پلیس ایسلندیم.

00:32:20.416 --> 00:32:22.166
‫داریم ساختمون رو تخلیه می‌کنیم.

00:32:23.583 --> 00:32:25.166
‫هنوز داخلید؟ توی ساختمونیـد؟

00:32:25.166 --> 00:32:27.083
‫جونم؟

00:32:27.083 --> 00:32:29.166
‫ها؟ آره، برو، برو.

00:32:34.291 --> 00:32:37.333
‫ببین، هی.

00:32:38.125 --> 00:32:40.791
‫دیگه هیچوقت نمی‌بینمت، نه؟

00:32:41.791 --> 00:32:43.333
‫اگه بهت نیازی پیدا نکنم نه.

00:32:45.125 --> 00:32:47.458
‫تازشـم مطمئنـم
‫که تو پیدام می‌کنی.

00:32:48.458 --> 00:32:50.708
‫ممنونـم.

00:32:53.625 --> 00:32:55.208
‫وای خدا.

00:32:55.208 --> 00:32:57.291
‫داربی؟

00:32:57.291 --> 00:32:59.500
‫هی.

00:33:00.500 --> 00:33:01.541
‫هی.

00:33:02.500 --> 00:33:04.208
‫می‌شه...

00:33:04.208 --> 00:33:05.750
‫مراقب خودت باشی؟

00:33:05.750 --> 00:33:07.833
‫آره؟

00:33:10.416 --> 00:33:13.750
‫تو منو یاد یکی میندازی
‫که خیلی برام عزیزه.

00:33:13.750 --> 00:33:15.583
‫کی؟

00:33:15.583 --> 00:33:17.125
‫در رو باز کنید. پلیس...

00:33:35.333 --> 00:33:37.250
‫برید. برید.

00:33:37.250 --> 00:33:38.916
‫- پلیس ایسلند.
‫- مامانی!

00:33:38.916 --> 00:33:40.541
‫باید برید! بیاید برید!

00:33:40.541 --> 00:33:42.750
‫- همه برن بیرون!
‫- آره.

00:34:05.541 --> 00:34:07.375
‫بعضی‌اوقات به این فکر می‌کنم

00:34:07.375 --> 00:34:10.250
‫که شاید ری
‫از حالت فانیـش خارج شده،

00:34:10.250 --> 00:34:13.250
‫و تونسته توی این دنیای بزرگ
‫یه میزبان دیگه پیدا کنه.

00:34:15.083 --> 00:34:17.166
‫ولی الیور بهم می‌گه
‫واقعاً فکر کردن به اینکه ری

00:34:17.166 --> 00:34:19.291
‫هشیار بوده بی‌فایده‌ست.

00:34:19.291 --> 00:34:22.125
‫همینجاش هم هست
‫که ترس تو جون آدم می‌اندازه.

00:34:23.958 --> 00:34:26.041
‫واقعاً هیچکدومـش برام اهمیتی نداره.

00:34:26.041 --> 00:34:28.000
‫فقط نگران خانواده‌م هستم...

00:34:28.000 --> 00:34:30.083
‫ری خاص نبود.

00:34:30.083 --> 00:34:33.041
‫دنیا اندی‌ها و
‫ری‌های زیادِ دیگه‌ای با

00:34:33.041 --> 00:34:35.750
‫اسامیِ مختلف به چشم می‌بینه.

00:34:35.750 --> 00:34:38.833
‫مارتین هم معتقده
‫تنها چیزی که مهمـه

00:34:38.833 --> 00:34:41.041
‫اینه که داستانـمون رو گوش دنیا برسونیم.

00:34:59.041 --> 00:35:02.416
‫اندی رانسون خودش رو
‫از دیدِ عموم مخفی کرد.

00:35:02.416 --> 00:35:06.000
‫وکلاش برعلیه لی،
‫شکایت حقوقی کردن.

00:35:06.000 --> 00:35:09.416
‫اگه پیداش کنن،
‫به آمریکا دیپورت می‌شه

00:35:09.416 --> 00:35:11.416
‫تا به جُرم آدم‌ربایی محاکمه بشه.

00:35:14.333 --> 00:35:19.000
‫همچنان پروندۀ روهان، شان
‫و بیل بازه.

00:35:19.000 --> 00:35:22.250
‫با اینکه همه شهادت دادن
‫قاتل کیه،

00:35:22.250 --> 00:35:24.833
‫باز هم دادگاه
‫در حال تصمیم‌گیریـه

00:35:24.833 --> 00:35:28.125
‫که تقصیرها رو گردنِ کی بندازه.

00:35:28.125 --> 00:35:32.833
‫به نظر من که این جریان
‫مدت‌ِ مدیدی طول می‌کشه.

00:35:38.875 --> 00:35:43.166
‫دوست دارم فکر کنم
‫پسرِ شان جاش امنـه.

00:35:43.166 --> 00:35:46.708
‫شاید توی یه کلبۀ کوچولو
‫وسطِ یه جنگلِ برفیـه.

00:35:47.500 --> 00:35:50.791
‫لپ‌هاش از سرما سرخ شده
‫و دماغـشم سرازیر شده.

00:35:51.916 --> 00:35:54.458
‫لی پسرش رو می‌بینه
‫که چقدر شجاع،

00:35:54.458 --> 00:35:57.750
‫شیرین، بی‌پروا شده و
‫صرفاً...

00:35:57.750 --> 00:36:00.125
‫داره بچگی می‌کنه.

00:36:02.125 --> 00:36:05.458
‫گاهی‌اوقات،
‫فکر می‌کنم اگه تصوراتـم قوی باشه،

00:36:05.458 --> 00:36:08.291
‫و هر روز و با جزئیات اتفاق بیفته،

00:36:08.291 --> 00:36:10.750
‫حتماً حقیقت داره.

00:36:23.208 --> 00:36:26.916
‫تصور اینکه لی و زومر به ساحل رسیدن،

00:36:26.916 --> 00:36:29.750
‫و سوار قایقی که
‫بیل قولـش رو داده بود، شدن.

00:36:44.125 --> 00:36:46.833
‫ولی مطمئن نیستم.

00:36:46.833 --> 00:36:49.333
‫شاید هرگز خبردار نشم.

00:36:53.041 --> 00:36:56.000
‫«من بیل رو نجات ندادم.»

00:36:56.000 --> 00:36:58.250
‫«ولی شاید بخشی از این پسر رو...

00:36:58.250 --> 00:37:00.833
‫از بزرگ‌ترین ترس‌هایی که داشت،
‫دور کردم.»

00:37:00.833 --> 00:37:03.416
‫«همون چیزهایی که
‫خواب شب رو از چشم‌هاش دزدیده بود.»

00:37:04.416 --> 00:37:08.125
‫«بیل همیشه می‌گفت
‫که قاتل سریالی اصلاً اهمیتی نداره.»

00:37:08.125 --> 00:37:10.458
‫«خودِ قاتل قابل‌پیش‌بینی
‫و کسل‌کننده بود.»

00:37:10.458 --> 00:37:12.750
‫«موضوع مهم،
‫فرهنگ رعب‌آوری بود

00:37:12.750 --> 00:37:14.833
‫که رفته‌رفته بیشتر می‌شد.»

00:37:14.833 --> 00:37:17.791
‫«مرضی که از درون
‫همه‌چیز رو به هم وصل می‌کرد.»

00:37:17.791 --> 00:37:19.833
‫«مرضی که حالا
‫به الگوریتم‌ها جون داده.»

00:37:19.833 --> 00:37:22.708
‫«در درون همۀ ما... جریان پیدا کرده.»

00:37:24.500 --> 00:37:28.500
‫«با قلمم، دست کم
‫تونستم حرف‌هاش رو به گوش دنیا برسونم.»

00:37:29.500 --> 00:37:31.750
‫«پایانـش رو براش نوشتم.»

00:37:33.375 --> 00:37:37.833
‫«بی‌نام‌ونشون کوله‌بارش رو
‫از این دنیا نبسته و نرفته.»

00:37:37.833 --> 00:37:39.958
‫«داستانش به پایان رسیده.»

00:37:42.250 --> 00:37:45.166
‫«و تا به ابد اسم‌ورسمـش
‫در خاطرِ مردم حک شده.»

00:37:51.833 --> 00:37:54.041
‫«بیل فراح.»