WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:03.240
‫« بیمارستان کوروزو »

00:00:05.880 --> 00:00:07.800
‫« گیریه گوشیما »

00:00:10.280 --> 00:00:12.000
‫حلزون گوش

00:00:12.000 --> 00:00:14.360
‫عضو داخل گوشه که صدا رو تشخیص میده

00:00:14.800 --> 00:00:16.360
‫خلاصه بخوام بگم

00:00:16.360 --> 00:00:19.280
‫احتمالاً واضح‌ترین مارپیچ بدن انسانه

00:00:20.480 --> 00:00:21.600
‫« مدیر بیمارستان »

00:00:21.800 --> 00:00:24.120
‫خانم سایتو، بنظر میاد حالتون داره بهتر میشه

00:00:24.400 --> 00:00:26.920
‫بله دکتر. حالم خیلی بهتر شده

00:00:27.360 --> 00:00:29.680
‫هنوزم از فکر مارپیچ می‌ترسین؟

00:00:29.920 --> 00:00:31.520
‫آره. وحشت می‌کنم

00:00:31.960 --> 00:00:34.640
‫متاسفم اینو می‌شنوم
‫پس بیا این روش رو امتحان کنیم

00:00:35.400 --> 00:00:38.680
‫شما رو به بیمارستان روان‌پزشکی
‫شهر میدوریاما ارجاع میدم

00:00:40.200 --> 00:00:43.360
‫مگه اونجا تیمارستان نیست...؟
‫شویچی...

00:00:43.960 --> 00:00:45.800
‫بابت رفتن به اونجا نگرانید؟

00:00:46.480 --> 00:00:49.720
‫بخاطر بدنامی بستری بودن
‫توی یه "تیمارستان"ـه؟

00:00:50.280 --> 00:00:52.840
‫خیالتون راحت، نیازی نیست نگران باشین

00:00:53.200 --> 00:00:56.640
‫با دیدن عکس کالبدشناسی
‫ مدیر بیمارستان یادم افتاد

00:00:57.880 --> 00:01:00.680
‫مادرم موهاش رو تراشید
‫و نوک انگشت‌هاش رو برید

00:01:00.840 --> 00:01:02.480
‫حالا که قانع شده از شر

00:01:02.640 --> 00:01:04.280
‫تمام مارپیچ‌های بدنش خلاص شده

00:01:04.440 --> 00:01:06.760
‫تصور کن اگر از مارپیچ‌های
‫توی گوش‌هاش باخبر بشه چی میشه!

00:01:09.160 --> 00:01:11.200
‫گندش بزنن! یه دسته پشه‌ی دیگه‌ست!

00:01:12.040 --> 00:01:14.720
‫پشه‌های نر موقع تلاش برای جفت‌گیری
‫یه دسته تشکیل میدن

00:01:15.000 --> 00:01:16.600
‫به شکل مارپیچه

00:01:16.600 --> 00:01:19.200
‫حالا که گفتی یادم اومد
‫این مدت یه عالمه از اینا دیدم

00:01:19.280 --> 00:01:21.600
‫برای همین این مدت
‫پشه‌ها اینقدر زیاد شدن؟

00:01:22.120 --> 00:01:24.400
‫یه نفرینه. نفرین مارپیچه

00:01:30.280 --> 00:01:31.880
‫یه آمبولانس دیگه!

00:01:32.360 --> 00:01:34.960
‫فقط همین امروز صبح
‫بیش از 10 زن حامله بستری شدن

00:01:35.200 --> 00:01:38.080
‫همه‌شون ادعا می‌کنن بعد از
‫هزاران نیش پشه حالشون بد شده

00:01:39.040 --> 00:01:42.000
‫خانم گوشیما؟ بخش زایمان زیادی شلوغ شده

00:01:42.280 --> 00:01:44.480
‫- مجبوریم از اتاقتون استفاده کنیم
‫- بله حتماً

00:01:46.120 --> 00:01:47.720
‫کیکو؟

00:01:48.040 --> 00:01:50.680
‫- می‌شناسینش؟
‫- آره، دخترعمومه!

00:01:51.280 --> 00:01:53.240
‫« کیکو ناکایاما »
‫« گیریه گوشیما »

00:01:56.160 --> 00:01:58.640
‫- ممنونم، گیریه
‫- نه بابا این چه حرفیه

00:02:01.360 --> 00:02:04.040
‫کیکو، این چیه؟ خیلی سنگینه...

00:02:04.920 --> 00:02:06.960
‫می‌تونی بذاریش توی کشو

00:02:07.160 --> 00:02:08.160
‫ باشه چشم

00:02:10.720 --> 00:02:12.920
‫« بیمارستان کوروزو »

00:02:26.720 --> 00:02:28.440
‫« مــارپــیــچ »

00:02:51.720 --> 00:02:54.160
‫« بیمارستان کوروزو »

00:02:54.560 --> 00:02:57.000
‫خدایا! این مریض مرده!

00:02:57.320 --> 00:02:59.760
‫- دو نفر دیگه هم اینجا مردن!
‫- چی؟ دو نفر؟

00:02:59.760 --> 00:03:01.360
‫چه بلایی سرشون اومده؟

00:03:02.760 --> 00:03:05.120
‫انگار سرتاپای بدنشون سوراخ شده

00:03:05.120 --> 00:03:07.800
‫آره. دلیلش هرچی بوده

00:03:07.800 --> 00:03:10.160
‫ظاهراً هیچ خونی توی بدنشون نمونده

00:03:10.600 --> 00:03:12.200
‫باید به پلیس زنگ بزنیم!

00:03:12.800 --> 00:03:14.400
‫به قتل رسیدن؟

00:03:14.680 --> 00:03:16.360
‫من که دیشب چیزی نشنیدم
‫تو شنیدی؟

00:03:16.880 --> 00:03:19.560
‫تنها چیزی که یادمه
‫صدای وزوز پشه‌ها بود

00:03:20.640 --> 00:03:22.600
‫« کیکو ناکایاما »
‫« گیریه گوشیما »

00:03:23.040 --> 00:03:26.400
‫باورم نمیشه کسی اینجا به قتل رسیده!
‫اونم سه نفر! مگه نه؟

00:03:26.440 --> 00:03:27.600
‫آره

00:03:27.640 --> 00:03:30.960
‫می‌دونی چی شد، گیریه؟
‫بچه داره کم‌کم تکون می‌خوره

00:03:31.360 --> 00:03:32.840
‫واقعاً؟

00:03:32.840 --> 00:03:35.480
‫- گیریه، حالت چطوره؟
‫- شویچی!

00:03:40.240 --> 00:03:43.200
‫یه پشه‌ی دیگه!
‫نمی‌ذارم یه قطره هم از خون من بخوری!

00:03:43.880 --> 00:03:45.480
‫شویچی!

00:03:48.680 --> 00:03:50.280
‫گیریه، می‌دونستی...

00:03:50.480 --> 00:03:53.200
‫فقط پشه‌های ماده که تخم دارن خون می‌خورن؟

00:03:53.680 --> 00:03:55.720
‫از خون حیوانات می‌خورن

00:03:56.120 --> 00:03:58.040
‫تا تخم‌های توی شکمشون رو تغذیه کنن

00:03:59.760 --> 00:04:02.880
‫چیکار داری می‌کنی؟
‫برو بیرون ببینم! زود باش!

00:04:03.720 --> 00:04:07.760
‫شرمنده کیکو!
‫این مدت رفتارش یه‌خرده عجیب شده

00:04:07.960 --> 00:04:09.560
‫اشکال نداره، گیریه

00:04:10.240 --> 00:04:12.080
‫« بیمارستان کوروزو »

00:04:14.760 --> 00:04:17.720
‫کیکو؟ سعی کن نذاری
‫پشه‌ها نیشت بزنن، باشه؟

00:04:18.160 --> 00:04:21.880
‫ممنون گیریه. ولی هیچ اشکالی نداره
‫مشکلی با پشه‌ها ندارم

00:04:23.800 --> 00:04:27.120
‫راستش ازشون خوشم میاد
‫خیلی ازشون خوشم میاد

00:05:24.680 --> 00:05:26.280
‫چیکار دارن می‌کنن؟

00:05:48.320 --> 00:05:51.040
‫نباید اینجا باشی!

00:06:02.280 --> 00:06:03.880
‫هی! چرا اینقدر سروصدا می‌کنین؟

00:06:14.040 --> 00:06:15.640
‫بهم نزدیک نشین!

00:06:18.960 --> 00:06:23.120
‫خونت! خونتو بهمون بده!

00:06:30.760 --> 00:06:33.080
‫این همه سروصدا واسه چیه؟
‫چی شده؟

00:06:37.000 --> 00:06:38.720
‫بهمون خون بده!

00:06:48.000 --> 00:06:52.600
‫- فکر کنم برای امشب کافیه
‫- خوشمزه بودا!

00:06:52.600 --> 00:06:56.640
‫- وقتشه برگردیم اتاق‌هامون
‫- آره. بریم یکم بخوابیم

00:06:56.840 --> 00:06:58.440
‫کجا با این عجله؟

00:06:59.720 --> 00:07:03.520
‫فکر کردی می‌تونی بعد از
‫دیدن رازمون قسر در بری؟

00:07:14.240 --> 00:07:16.600
‫بس کنین!
‫لطفاً کمکم کن، کیکو!

00:07:22.400 --> 00:07:26.000
‫- خون... تمام خونت رو بهم بده!
‫- کیکو...

00:07:30.000 --> 00:07:31.760
‫نزدیکم نشین!

00:07:36.920 --> 00:07:38.520
‫بمیر!

00:07:48.640 --> 00:07:50.640
‫« یوکیه سایتو »

00:08:08.800 --> 00:08:13.040
‫عشقم... در مارپیچ به من ملحق شو!

00:08:13.400 --> 00:08:15.000
‫نه! هرگز!

00:08:16.800 --> 00:08:19.880
‫عاشق اینم که برم توی اون
‫مارپیچ داخل گوشت، عزیزدلم!

00:08:20.080 --> 00:08:23.920
‫می‌خوام برم توش بخوابم!

00:08:25.720 --> 00:08:29.000
‫« یوکیه سایتو »

00:08:30.080 --> 00:08:32.440
‫« بیمارستان کوروزو »

00:08:36.840 --> 00:08:40.560
‫- با چشم‌های خودم دیدم!
‫- یه‌خرده غیر معقول بنظر میاد...

00:08:40.560 --> 00:08:42.520
‫مطمئنی کابوس نمی‌دیدی؟

00:08:42.680 --> 00:08:43.840
‫نه، جدی میگم!

00:08:44.040 --> 00:08:46.880
‫اون زن‌های حامله داشتن خون می‌خوردن!

00:08:53.160 --> 00:08:55.360
‫پدرت یه حرف عجیبی زد

00:08:55.360 --> 00:08:57.920
‫گفت توی گوش‌هام مارپیچ هست

00:08:58.200 --> 00:08:59.720
‫ولی بابا که مرده!

00:08:59.880 --> 00:09:01.960
‫خواب دیدی، مامان

00:09:02.600 --> 00:09:06.200
‫باید مطمئن بشم!
‫باید خودم اون عکس کالبدشناسی رو ببینم!

00:09:06.200 --> 00:09:07.680
‫مامان، خواهش می‌کنم!

00:09:07.680 --> 00:09:09.960
‫دکتر! گوش...

00:09:10.920 --> 00:09:12.920
‫غیبش زده! عکسه غیبش زده!

00:09:13.720 --> 00:09:15.920
‫یکم قدیمی شده بود
‫برای همین انداختمش دور

00:09:15.920 --> 00:09:17.120
‫چیکار کردی؟!

00:09:17.160 --> 00:09:19.880
‫خب پس دکتر، باید خودت بهم بگی!

00:09:19.880 --> 00:09:22.600
‫بهم دروغ نگیا، یه مارپیچ توی گوشم مخفی شده؟

00:09:22.840 --> 00:09:25.520
‫مارپیچ؟ معلومه که نه
‫چطور همچین چیزی ممکنه؟

00:09:26.480 --> 00:09:27.680
‫واقعاً؟

00:09:27.680 --> 00:09:31.120
‫مهم‌تر از اون، خانم سایتو
‫حتماً اون بریدگی‌های روی پات درد می‌کنن

00:09:31.720 --> 00:09:34.080
‫- یه داروی مسکن بهش بدین
‫- چشم، دکتر

00:09:34.400 --> 00:09:36.680
‫بیاین برگردیم اتاقتون، خانم سایتو

00:09:39.360 --> 00:09:41.480
‫راست میگه؟ واقعاً راست میگه؟

00:09:43.160 --> 00:09:44.680
‫« یوکیه سایتو »

00:09:56.360 --> 00:09:58.200
‫نه...! تو رو خدا، نه!

00:09:59.920 --> 00:10:01.720
‫توی گوش‌هاتن!

00:10:02.920 --> 00:10:06.640
‫توی گوش‌هات!

00:10:06.880 --> 00:10:08.280
‫نه!

00:10:17.240 --> 00:10:19.880
‫مارپیچ توی گوش‌هاته!

00:10:20.680 --> 00:10:24.560
‫توی گوش‌هامه! رفت توی مارپیچ‌های گوشم!

00:10:25.680 --> 00:10:27.680
‫باید عجله کنم
‫باید درش بیارم...

00:10:35.720 --> 00:10:38.560
‫فکر کنم با پایین آوردن اون عکس
‫خطر از بیخ گوشمون گذشت

00:10:38.960 --> 00:10:41.640
‫بنظرم باید فوراً بفرستیمش
‫پیش یه متخصص

00:10:41.880 --> 00:10:43.480
‫آره

00:10:47.880 --> 00:10:49.480
‫چرا همه‌چی داره می‌پیچه؟

00:10:49.760 --> 00:10:52.280
‫بدنم مدام می‌پیچه و می‌پیچه...

00:10:52.920 --> 00:10:56.480
‫نه! نمی‌خوام تبدیل به مارپیچ بشم!

00:11:17.320 --> 00:11:18.520
‫این که شبیه...!

00:11:18.520 --> 00:11:20.560
‫« بیمارستان کوروزو »

00:11:20.760 --> 00:11:22.720
‫« اتاق نوزادان »

00:11:26.000 --> 00:11:27.240
‫« گیریه گوشیما »

00:11:35.280 --> 00:11:38.040
‫- ممنون، فکر کنم سیر شدم
‫- تو که هیچی نخوردی!

00:11:38.600 --> 00:11:41.000
‫زیاد از این قارچ‌ها خوشم نمیاد

00:11:41.000 --> 00:11:42.640
‫یه‌خرده بوی خون میدن

00:11:46.120 --> 00:11:48.480
‫قارچ‌ها خیلی خوشمزن، مگه نه؟

00:11:49.000 --> 00:11:52.040
‫آقای کاواموتو متخصص زنان و زایمان‌مون
‫گفت برامون خوبه

00:11:52.040 --> 00:11:53.720
‫می‌تونیم هرچقدر خواستیم بخوریم!

00:11:54.160 --> 00:11:56.760
‫من که از خدامه!
‫درهرحال می‌خورمشون!

00:12:03.600 --> 00:12:05.200
‫بنظرت صدای چیه...؟

00:12:07.360 --> 00:12:09.360
‫بی‌‌صبرانه منتظرم برگردم!

00:12:09.360 --> 00:12:10.920
‫برگردم اون جای گرم!

00:12:11.400 --> 00:12:13.920
‫- ولی می‌تونیم برگردیم؟
‫- معلومه که می‌تونیم!

00:12:14.280 --> 00:12:16.400
‫اون مرده ما رو آورد بیرون
‫خودشم می‌تونه ما رو برگردونه داخل

00:12:16.400 --> 00:12:18.840
‫ولی الان داره ماکیو رو برمی‌گردونه داخل!

00:12:19.520 --> 00:12:22.920
‫- امیدوارم بعدش من برگردم داخل!
‫- منم همینطور، بی‌صبرانه منتظرم!

00:12:26.560 --> 00:12:28.160
‫خیلی بدجنسی!

00:12:31.800 --> 00:12:33.400
‫این صدای کیکو بود!

00:12:33.960 --> 00:12:35.560
‫از اینجا بود!

00:12:48.000 --> 00:12:51.040
‫دکتر کاواموتو!
‫صدای جیع کیکو رو شنیدم!

00:12:51.280 --> 00:12:53.000
‫ناز بودن یه نوزاد یه ابزاره

00:12:53.000 --> 00:12:56.160
‫که بهش اجازه میده صحیح و سالم
‫به بلوغ برسه و مستقل بشه

00:12:57.080 --> 00:13:00.600
‫کوچولوهای سمجی هستن
‫مدام بند نافشون رو می‌برم

00:13:00.600 --> 00:13:03.040
‫ولی جفت‌شون مدام ترمیم میشه

00:13:03.680 --> 00:13:07.600
‫دوباره جفت رو آخر بند نافشون رشد میدن

00:13:07.920 --> 00:13:11.560
‫اینقدر مصمم هستن
‫که به رحم محبوب‌شون برگردن

00:13:11.800 --> 00:13:13.600
‫به شرایط زندگی دلخواه‌شون

00:13:14.280 --> 00:13:18.120
‫اون چیزهای قارچ‌شکل
‫که روشون پر از مارپیچ بود...

00:13:18.640 --> 00:13:20.560
‫آره. جفت هستن

00:13:21.320 --> 00:13:25.000
‫وقتی داشتیم توی این اتاق به‌دنیا
‫میاوردیم‌شون، خودبه‌خود شروع به رشد کردن

00:13:32.840 --> 00:13:34.040
‫کیکو!

00:13:34.040 --> 00:13:36.920
‫دکتر، لطفاً... نیاز به خون دارم!

00:13:49.680 --> 00:13:53.000
‫خوشمزه‌ست... خیلی خوشمزه‌ست...

00:13:58.000 --> 00:14:00.040
‫- چقدر قارچ!
‫- اینجا رو ببین!

00:14:03.280 --> 00:14:08.120
‫بیشتر... بیشتر نیاز دارم!

00:14:11.720 --> 00:14:12.960
‫بابت همه‌چیز ممنونم

00:14:12.960 --> 00:14:14.920
‫مراقب خودتون باشین، باشه؟

00:14:15.600 --> 00:14:18.360
‫- بجنب! بیا بریم!
‫- داره دردم میاد!

00:14:21.920 --> 00:14:24.080
‫قراره امشب یه جشن
‫برای بازگشت گیریه به خونه بگیریم!

00:14:24.400 --> 00:14:26.000
‫امیدوارم توام بیای، شویچی

00:14:26.800 --> 00:14:28.400
‫جشن؟ ایول!

00:14:29.360 --> 00:14:31.800
‫خونه‌تون دقیقاً کنار تالاب سنجاقکه!

00:14:32.200 --> 00:14:34.760
‫سرتاسر اونجا پر از مارپیچ شده!

00:14:34.760 --> 00:14:37.000
‫جشن! بزن بریم!

00:14:38.600 --> 00:14:41.520
‫- به خونه خوش اومدی، گیریه!
‫- آره، خوش اومدی آبجی!

00:14:42.000 --> 00:14:43.160
‫ممنونم...

00:14:43.160 --> 00:14:45.720
‫شویچی، خجالت نکش!
‫بفرما بخور!

00:14:46.320 --> 00:14:48.200
‫باشه، خیلی ممنونم

00:14:52.600 --> 00:14:54.240
‫حتماً خیلی گشنه بودی!

00:14:54.800 --> 00:14:57.000
‫شویچی، بیشتر بیا اینجا پیشمون

00:14:57.600 --> 00:14:58.600
‫چشم!

00:15:02.040 --> 00:15:03.640
‫چی شده، شویچی؟

00:15:04.960 --> 00:15:06.920
‫توام می‌بینیش، مگه نه شویچی؟

00:15:07.560 --> 00:15:09.160
‫خیلی به اون اثرم افتخار می‌کنم!

00:15:09.400 --> 00:15:11.800
‫پدرت مردی بود
‫که واقعاً هنر رو درک می‌کرد!

00:15:12.160 --> 00:15:14.480
‫قبل از فوتش اومد باهام صحبت کرد

00:15:14.480 --> 00:15:16.600
‫و گفت سفالگری هنر مارپیچه

00:15:16.880 --> 00:15:19.920
‫حرف‌هاش چشمامو به روی
‫معنای واقعی هنر باز کرد!

00:15:22.400 --> 00:15:25.840
‫طوفان درجه یک درحال نزدیک شدن
‫به سواحل ژاپن است...

00:15:25.880 --> 00:15:28.080
‫شویچی بیچاره غذای چندانی نخورد، مگه نه؟

00:15:28.720 --> 00:15:31.080
‫- آره
‫- خیلی ترسناکن

00:15:32.000 --> 00:15:34.240
‫این اواخر همه‌ش داره از اینا درست می‌کنه

00:15:47.480 --> 00:15:49.080
‫یه چهره‌ست...

00:15:53.920 --> 00:15:56.640
‫شبیه چهره‌ی مامان بابای شویچی هستن...

00:16:00.280 --> 00:16:03.360
‫دارم می‌سوزم! دارم می‌سوزم! دارم می‌سوزم!

00:16:03.600 --> 00:16:06.400
‫شویچی! شویچی! نجاتم بده!

00:16:08.840 --> 00:16:10.760
‫باید توی اون کوره رو ببینم!

00:16:11.000 --> 00:16:12.920
‫عه شویچی، چند وقته اونجا وایسادی؟

00:16:13.120 --> 00:16:14.600
‫داره منو صدا می‌زنه

00:16:14.640 --> 00:16:17.640
‫یکی داره از داخل اون کوره منو صدا می‌زنه!

00:16:18.240 --> 00:16:20.560
‫این چه حرف مسخره‌ایه. امکان نداره

00:16:20.800 --> 00:16:22.400
‫شویچی!

00:16:23.080 --> 00:16:26.920
‫- کمکمون کن، شویچی!
‫- شویچی!

00:16:27.680 --> 00:16:30.960
‫چطور ممکنه؟ چطور ممکنه
‫مامان و بابام توی اون کوره باشن؟

00:16:42.040 --> 00:16:43.640
‫شویچی!

00:16:46.600 --> 00:16:48.200
‫شویچی!

00:16:49.160 --> 00:16:50.600
‫شویچی!

00:16:52.560 --> 00:16:54.160
‫الان زنگ می‌زنم آتش‌نشانی!

00:17:04.400 --> 00:17:07.360
‫این طوفان قدرتمند
‫که در همچین زمان غیرمنتظره‌ای ظاهر شد...

00:17:07.440 --> 00:17:09.360
‫به حرکت خود به سمت شمال ادامه خواهد داد

00:17:09.840 --> 00:17:12.000
‫بابا، بیا پایین
‫توی این شرایط اون بالا زیادی خطرناکه!

00:17:12.160 --> 00:17:13.160
‫کارم تموم شد

00:17:27.400 --> 00:17:31.520
‫این طوفان هولناک
‫در آسمان شهر کوروزو متوقف شده...

00:17:31.520 --> 00:17:34.640
‫و بادهای سهمگین بی‌وقفه
‫به پیکره‌ی آن شهر می‌کوبند

00:17:35.080 --> 00:17:38.440
‫سازمان هواشناسی ژاپن
‫هنوز توضیحی برای این پدیده پیدا نکرده است

00:17:38.480 --> 00:17:41.600
‫بطور زنده از شهر کوروزو با شما همراه هستم

00:17:41.600 --> 00:17:44.920
‫کوبایاشی؟ یه چیزی کنار اون تیر برق می‌بینیم

00:17:45.080 --> 00:17:47.040
‫چی؟ تیر برق؟

00:17:48.920 --> 00:17:52.400
‫ممکنه یه قربانی باشه
‫که گرفتار طوفان سهمگین شده؟

00:17:52.440 --> 00:17:54.320
‫- مرده؟
‫- صدامو داری؟

00:17:54.360 --> 00:17:56.240
‫- کوبایاشی، صدامو می‌شنوی؟
‫- آره، صداتو می‌شنوم

00:17:56.520 --> 00:18:00.160
‫قضیه چیه؟ دو ساعته
‫توی آسمون اینجا مونده!

00:18:00.160 --> 00:18:01.880
‫حتی سازمان هواشناسی هم دلیلشو نمی‌دونه!

00:18:02.240 --> 00:18:03.840
‫گیریه...

00:18:04.640 --> 00:18:06.720
‫- صدای چی بود؟
‫- نمی‌دونم

00:18:08.520 --> 00:18:09.760
‫کیه؟

00:18:12.480 --> 00:18:14.760
‫چشم طوفانه!
‫چشم طوفان داره دنبالت می‌گرده!

00:18:14.760 --> 00:18:17.800
‫- باید بیای ببینیش آبجی!
‫- حرفای عجیب غریب نزن، میتسو

00:18:18.040 --> 00:18:21.560
‫بهش میگن چشم طوفان
‫ولی طوفان‌ها که واقعاً چشم ندارن

00:18:23.640 --> 00:18:25.920
‫گیریه...

00:18:26.880 --> 00:18:28.480
‫اومدم!

00:18:29.040 --> 00:18:31.800
‫- شویچی؟!
‫- گیریه! همراهم بیا!

00:18:39.880 --> 00:18:42.680
‫اگر بمونی، خونه‌ت و خانواده‌ت نابود میشن!

00:18:45.080 --> 00:18:46.920
‫ببین! این چشم طوفانه!

00:18:47.120 --> 00:18:49.080
‫اون بادهای چرخشی شوم رو می‌بینی؟

00:18:49.400 --> 00:18:51.680
‫نشنیدی؟ داره اسمتو صدا می‌زنه!

00:18:52.080 --> 00:18:56.120
‫انگار با یک نگاه عاشقت شده!
‫تمام فکر و ذکر این طوفان تویی!

00:18:56.600 --> 00:18:59.120
‫- جدی... جدی میگی؟
‫- زود باش! از این طرف!

00:18:59.320 --> 00:19:00.880
‫گیریه!

00:19:11.920 --> 00:19:14.320
‫- گیریه!
‫- پام! گیر کردم!

00:19:14.640 --> 00:19:18.000
‫- نمی‌تونی تکون بخوری؟ گندش بزنن!
‫- حالت خوبه؟

00:19:19.360 --> 00:19:20.960
‫وایسا، الان میرم کمک میارم!

00:19:29.720 --> 00:19:31.880
‫چشم طوفان بلعیدش!

00:19:32.120 --> 00:19:33.720
‫چرا؟!

00:19:43.240 --> 00:19:45.400
‫گیریه...

00:19:52.760 --> 00:19:55.040
‫گیریه...

00:19:55.680 --> 00:19:58.840
‫حتماً طوفان اونو با من اشتباه گرفت...

00:19:59.480 --> 00:20:03.040
‫اگر طوفان بیشتر از این
‫ اینجا بمونه، کل شهر...

00:20:03.840 --> 00:20:05.560
‫گیریه

00:20:14.280 --> 00:20:15.880
‫بخواب زمین!

00:20:19.040 --> 00:20:20.640
‫از این طرف!

00:21:07.440 --> 00:21:11.400
‫طوفان قدرتمندی که خسارت بی‌اندازه‌ای
‫به شهر کوروزو وارد کرد

00:21:11.400 --> 00:21:13.760
‫بطرز اسرارآمیزی ناپدید شد

00:21:14.160 --> 00:21:16.480
‫هنوز توضیحی برای
‫ناپدید شدن ناگهانی آن پیدا نشده

00:21:18.200 --> 00:21:21.920
‫- صداشو شنیدین؟
‫- صدای موشه! خیلی از دستشون خسته شدم

00:21:22.400 --> 00:21:25.280
‫اگر داستان‌ها رو باور کنی
‫این خونه‌ها از دوره‌ی میجی‌ هم قدیمی‌ترن

00:21:25.960 --> 00:21:29.440
‫نمی‌دونم چرا خونه خرابه‌ای مثل این
‫توی طوفان خراب نشد

00:21:29.840 --> 00:21:31.600
‫گمونم خیلی محکم‌تر از چیزیه که بنظر میاد

00:21:37.360 --> 00:21:38.960
‫خودشه! هیولاست!

00:21:39.960 --> 00:21:42.960
‫می‌دونستم شایعات حقیقت دارن!
‫شنیدم یه هیولا اینجا زندگی می‌کنه!

00:21:42.960 --> 00:21:45.320
‫هر شب، هیولا سگ‌های محله رو می‌خوره!

00:21:45.320 --> 00:21:47.320
‫چطور می‌تونی همچین حرف وحشتناکی بزنی؟

00:21:47.320 --> 00:21:49.120
‫هیولاها که واقعی نیستن، عزیزم

00:21:49.160 --> 00:21:52.160
‫حقیقت داره! میگن یه عالمه سگ
‫تابحال خورده شدن

00:21:54.040 --> 00:21:55.560
‫عه، آقای واکابایاشی!

00:21:55.560 --> 00:21:57.880
‫- دوست مادرته؟
‫- توی خونه‌ی سمت چپی زندگی می‌کنه

00:21:58.200 --> 00:21:59.880
‫امروز بعدازظهر خودمونو بهش معرفی کردیم

00:21:59.880 --> 00:22:02.040
‫گفت اونم مثل ما
‫خونه‌ش رو توی طوفان از دست داده

00:22:03.560 --> 00:22:06.160
‫- شبتون خوش!
‫- شب خوش! از آشناییتون خوشحال شدم

00:22:08.600 --> 00:22:11.160
‫مشاور املاکی که کمکم کرد
‫اینجا رو پیدا کنم بهم گفت

00:22:11.360 --> 00:22:14.680
‫که یه پیرزن بیچاره و پسرش
‫توی واحد سمت راستی‌تون زندگی می‌کنن

00:22:14.680 --> 00:22:17.400
‫ظاهراً این صدای ناله‌های بی‌وقفه‌ی پسرشه

00:22:17.600 --> 00:22:20.560
‫- چی؟ یعنی هیولا نیست؟
‫- پس شایعات رو شنیدی؟

00:22:21.320 --> 00:22:22.400
‫یواش!

00:22:22.400 --> 00:22:25.960
‫میگن بخاطر یه بیماری مزمن
‫ظاهر خیلی عجیبی داره

00:22:26.320 --> 00:22:28.480
‫شایعه‌ی هیولا همینطوری شروع شد

00:22:28.520 --> 00:22:29.600
‫نگران نباشین

00:22:29.600 --> 00:22:31.040
‫خداحافظ

00:22:31.080 --> 00:22:34.000
‫ممنونم، خیلی لطف کردی!

00:22:34.800 --> 00:22:37.000
‫خب، شاید پیرزن بیچاره
‫شنواییش ضعیف باشه

00:22:37.400 --> 00:22:39.240
‫ اینجور که گفت ظاهراً خیلی پیره

00:22:39.280 --> 00:22:40.840
‫آره، شاید بخاطر همینه

00:22:50.360 --> 00:22:51.960
‫بازم داره سروصدا می‌کنه!

00:22:52.760 --> 00:22:57.120
‫این صدا... بنظرت بیشتر شبیه
‫صدای یه پیرزن نیست؟

00:22:59.160 --> 00:23:00.800
‫ناله‌هاش جوریه که انگار یه چیزیش شده!

00:23:00.960 --> 00:23:03.320
‫اگر مشکلی پیش اومده باشه چی؟
‫اگر اتفاقی براش افتاده باشه چی!

00:23:03.560 --> 00:23:04.640
‫گیریه!

00:23:04.640 --> 00:23:06.760
‫وایسا، گیریه! منم باهات میام!

00:23:06.760 --> 00:23:08.360
‫من همراهش میرم!

00:23:10.120 --> 00:23:11.720
‫خانم؟

00:23:15.760 --> 00:23:17.400
‫خانم؟ همه‌چی مرتبه؟

00:23:18.560 --> 00:23:22.280
‫پسرم... پسرم مرده!

00:23:35.160 --> 00:23:37.440
‫وقتی پیداش کردی ظاهرش چه شکلی بود؟
‫پسره رو میگم

00:23:38.280 --> 00:23:40.520
‫در جایگاهی نیستم که بخوام
‫همچین جزئیاتی رو بهتون بگم

00:23:41.080 --> 00:23:43.360
‫یک دقیقه پیش از پنجره‌ی پشتی
‫یه نگاه کوچیک انداختم

00:23:44.400 --> 00:23:47.400
‫روی زمینی که پسره روش می‌خوابید
‫سوراخ‌های کوچیکی درست شده بود

00:23:47.440 --> 00:23:49.040
‫اونقدر زیاد بود که نتونستم بشمرم!

00:23:50.760 --> 00:23:52.400
‫بنظرت جای چی می‌تونسته باشه؟

00:23:52.720 --> 00:23:55.160
‫واقعاً نمی‌دونم
‫گفتم نمی‌خوام در موردش صحبت کنم

00:24:10.680 --> 00:24:14.400
‫گیریه... چه دختر زیبا
‫و بااراده‌ای هستی

00:24:15.040 --> 00:24:16.680
‫نمی‌تونم ازت چشم بردارم

00:24:32.760 --> 00:24:34.360
‫اینا دیگه چه کوفتین؟

00:24:54.400 --> 00:24:56.000
‫آقای واکابایاشی؟

00:25:32.400 --> 00:25:34.000
‫آبجی!

00:25:34.400 --> 00:25:36.000
‫این دیگه چیه؟!

00:25:36.880 --> 00:25:38.480
‫یاماگوچی؟!

00:25:53.720 --> 00:25:55.400
‫یه فنر از بدنش زده بیرون!

00:26:02.840 --> 00:26:04.960
‫فکر کنم فنر ماشینه!

00:27:13.360 --> 00:27:15.560
‫- این دیگه چیه؟
‫- چقدر وحشتناکه!

00:27:15.720 --> 00:27:17.320
‫بجنب، بیا بریم

00:27:17.600 --> 00:27:20.000
‫بهتره بریم

00:27:21.680 --> 00:27:24.320
‫این اتفاقات همینطور ادامه داشتن...

00:27:25.080 --> 00:27:27.400
‫و روی شهر‌مون و تمام ساکنینش تاثیر می‌ذاشتن

00:27:28.120 --> 00:27:30.480
‫حالا که بهش فکر می‌کنم... تا اون زمان

00:27:31.120 --> 00:27:33.160
‫دیگه نسبت به همه‌چیز کرخت شده بودم

00:27:35.280 --> 00:27:38.960
‫« بر اساس رمان مصور مارپیچ »
‫« نوشته‌ی جونجی ایتو »