WEBVTT

00:00:07.298 --> 00:00:09.467
‫برگشتن به اتاقشون.

00:00:10.218 --> 00:00:12.429
‫درست نمی‌گم...

00:00:12.429 --> 00:00:14.389
‫افسر آمامیا؟

00:00:14.389 --> 00:00:17.600
‫سنپای؟ عمراً.

00:00:17.600 --> 00:00:18.601
‫نه.

00:00:20.353 --> 00:00:22.772
‫آمامیا-کون مجرم نیست.

00:00:23.398 --> 00:00:26.401
‫مجرم یه‌نفر دیگه‌ست که الان ‫هم این‌جا با ماـه.

00:00:27.318 --> 00:00:28.820
‫چی داری می‌گی؟

00:00:28.820 --> 00:00:31.281
‫اون زودتر رفت. این دیگه حقیقته.

00:00:31.281 --> 00:00:32.991
‫منم دیدم.

00:00:32.991 --> 00:00:37.370
‫درسته... تنها کسی که در موردش
‫حقایق نامشخصی هست اونه.

00:00:37.370 --> 00:00:42.917
‫اما عمل ساده‌ی ایجاد این وضعیت برای اون غیرممکن بوده.

00:00:45.170 --> 00:00:49.340
‫من همین الان می‌تونم اینو بهتون ثابت کنم.

00:00:53.428 --> 00:00:56.806
‫کی فکرش رو می‌کرد به این زودی شانسم بزنه...

00:00:57.640 --> 00:01:00.768
‫کامونوهاشی رون، تو روحتم خبر نداره،

00:01:01.478 --> 00:01:06.774
‫ولی من یکی از اساتید آکادمی ترتبیت کارآگاه بلوام.

00:01:07.317 --> 00:01:12.238
‫لحظه‌ای که حین کارآگاهی دستگیرت کنم، کارت تمومه!

00:01:12.739 --> 00:01:13.781
‫حداقل،

00:01:14.741 --> 00:01:16.951
‫این چیزیه که افسر ایشکی می‌گن.

00:01:16.951 --> 00:01:17.911
‫ها؟

00:01:23.082 --> 00:01:24.709
‫این دیگه خیلی غیرمنطقی‌ـه!!

00:02:54.799 --> 00:02:59.303
‫04 پرونده‌ی قتل چشمه‌ی آب‌گرم بنیزومه (بخش دوم)

00:03:03.725 --> 00:03:06.436
‫یه‌لحظه، صبر کن... زیادی جوگیر نشو.

00:03:06.769 --> 00:03:10.940
‫واقعاً افسر ایشکی؟ به همین زودی
‫همه‌ی سرنخ‌هایی که نیازه رو به دست‌ آوردیم؟

00:03:10.940 --> 00:03:12.400
‫منظورتون اینه؟

00:03:12.400 --> 00:03:13.860
‫من ـــــ چی‌ــــ

00:03:13.860 --> 00:03:17.530
‫که این‌طور. گفتین «من» و  «چی»؟

00:03:18.031 --> 00:03:20.450
‫«من» برای داستان مخفی پشت بنیزومه،

00:03:20.450 --> 00:03:22.535
‫و «چی» برای آبی که با برگ‌ها قرمز شده.

00:03:22.535 --> 00:03:24.746
‫اینا کلید حل این معمان؟

00:03:24.746 --> 00:03:29.333
‫از «داستان مخفی»، منظورتون همون داستان دختری‌ـه که قربانی شد، نه؟

00:03:29.333 --> 00:03:33.337
این مردک بی‌گناهی خانوم افسره؟

00:03:33.337 --> 00:03:34.547
‫گویا.

00:03:35.047 --> 00:03:39.260
‫اوه، آمامیا-کون، به‌نظر گیج میاین.

00:03:39.677 --> 00:03:42.847
‫این داستانی که همه‌ش ازش می‌گین چیه؟

00:03:42.847 --> 00:03:45.975
‫توی اون بروشوری بود که توی ‫تاکسی گرفتین دیگه.

00:03:45.975 --> 00:03:48.311
‫من با تاکسی نیومدم.

00:03:48.311 --> 00:03:50.980
‫وقتی هم رسیدم بروشوری توی ایستگاه ندیدم.

00:03:52.732 --> 00:03:55.693
‫حالا یادم اومد، قبلاً هم گفته بودین...

00:03:55.693 --> 00:03:58.404
‫پس یعنی، خودتون اومدین این‌جا.

00:03:58.404 --> 00:04:01.616
‫من دقیقاً می‌دونم افسر ایشکی دارن در مورد چی حرف می‌زنن؟

00:04:02.950 --> 00:04:06.829
‫کار که تموم نمی‌شه، منم باید از خود ایستگاه می‌اومدم.

00:04:06.829 --> 00:04:10.958
‫چون بروشور ساختمان الحاقی رو خودمون درست کردیم.

00:04:10.958 --> 00:04:12.668
‫واقعاً متأسفم.

00:04:14.670 --> 00:04:18.758
‫اون هیچ فرصتی برای دیدن بروشور نداشت.
‫برای همین از داستان خبر نداشت.

00:04:18.758 --> 00:04:21.511
‫بنابراین ازش بر نمیاد قتلی بر اساس اون انجام بده.

00:04:21.928 --> 00:04:24.805
‫به عبارتی، آمامیا-کون مجرم نیست.

00:04:24.805 --> 00:04:26.891
‫الحق که حرف نداری افسر ایشکی.

00:04:26.891 --> 00:04:29.352
‫پس بگو! ایول به این استنباط!

00:04:29.352 --> 00:04:35.066
‫راست می‌گه! داستان مخفی هیچ‌جایی
‫جز اون بروشور توی تاکسی نوشته نشده بود.

00:04:35.066 --> 00:04:41.781
‫داستان چندان جالبی نیست، برای همین
‫این‌جا توی اقامتگاه ازش چیزی نمی‌گیم.

00:04:43.616 --> 00:04:45.701
‫پس فکر کنم همون‌طوره که افسر می‌گن.

00:04:47.912 --> 00:04:50.373
‫کامونوهاشی رون نبود؟

00:04:50.373 --> 00:04:53.084
‫ایشکی توتومارو بود که حلش کرد؟

00:04:53.084 --> 00:04:55.378
‫خب، حالا مجرم واقعی کیه؟

00:04:55.378 --> 00:04:56.045
‫چی؟

00:04:56.045 --> 00:04:59.507
‫من از کجا بدونم؟ تو بودی که گفتی
‫ یکی از ماهاست که این‌جاییم.

00:04:59.507 --> 00:05:02.093
‫چی؟ آها پس هنوز تصمیم نگرفتی.

00:05:02.093 --> 00:05:04.637
‫پس من به این که نفرین‌ـه رأی می‌دم.

00:05:04.637 --> 00:05:05.972
‫داری سربه‌سرم می‌ذاری.

00:05:05.972 --> 00:05:08.432
‫من دیشب یه‌چیزی دیدم.

00:05:08.808 --> 00:05:11.894
‫نفرین رو نمی‌دم، ولی این یکی واقعاً ماورائی به‌نظر می‌رسید.

00:05:12.353 --> 00:05:13.104
‫چی؟

00:05:14.188 --> 00:05:18.734
‫بعد از شام، وقتی که داشتم به اتاقم
‫برمی‌گشتم از پنجره رودخونه رو نگاه کردم.

00:05:19.235 --> 00:05:22.113
‫یه مه سفید عجیب ازش بلند می‌شد.

00:05:22.780 --> 00:05:25.283
‫مثل یه‌طور روح بود.

00:05:25.950 --> 00:05:27.618
‫یه مه سفید؟

00:05:27.618 --> 00:05:29.495
‫پیداش کردم توتو!

00:05:29.495 --> 00:05:30.579
‫رودخونه رو نگاه کن!

00:05:30.579 --> 00:05:32.123
‫کی رفتی اونجا؟!

00:05:32.123 --> 00:05:33.416
‫مه می‌بینی؟

00:05:33.416 --> 00:05:34.667
‫معلومه که نه.

00:05:35.209 --> 00:05:36.127
‫ببین!

00:05:36.127 --> 00:05:38.587
‫توپ پینگ‌پونگی‌ـه که دیشب گم کردیم.

00:05:38.587 --> 00:05:39.672
‫تقصیر تو بود.

00:05:39.672 --> 00:05:41.716
‫بارون سنگین، چوب‌ها، برگا،

00:05:41.716 --> 00:05:43.467
‫و ناودون رو برده پایین رودخونه.

00:05:43.467 --> 00:05:45.636
‫به اضافه‌ی توپ پینگ‌پونگ، این‌طوری یه‌طور سد درست شده.

00:05:45.636 --> 00:05:49.682
‫حتی اگه یه سگ آبی هم می‌بینی
‫لطفاً روی تحقیقات تمرکز کن!

00:05:50.599 --> 00:05:52.768
‫چیزی هست که بتونیم برای گرفتن توپ ازش استفاده کنیم؟

00:05:52.768 --> 00:05:54.312
‫اون باشه برای بعد!

00:05:55.021 --> 00:05:55.896
‫اون چیه؟

00:05:55.896 --> 00:05:56.772
‫چی؟

00:05:57.606 --> 00:05:58.733
یه تشک حموم؟

00:05:58.733 --> 00:06:00.818
‫اون این‌جا چیکار می‌کنه؟

00:06:00.818 --> 00:06:02.278
‫به‌نظرت به توپ می‌رسه؟

00:06:02.278 --> 00:06:04.864
‫بی‌خیال اون توپ شو دیگه!

00:06:05.698 --> 00:06:07.158
‫ایشکی.

00:06:08.492 --> 00:06:10.369
‫اوضاع خرابه! عصبانی شده!

00:06:10.911 --> 00:06:12.830
‫اون‌موقع واقعاً نجاتم دادی.

00:06:14.415 --> 00:06:17.168
‫ازت ممنـ ــــ

00:06:18.544 --> 00:06:21.130
‫بدنش تشکرش رو پس می‌زنه.

00:06:22.381 --> 00:06:25.801
‫اما، تا وقتی که شک‌ها روی من باشه،

00:06:25.801 --> 00:06:28.929
‫من نمی‌تونم تحقیقات رو جلو ببرم.

00:06:28.929 --> 00:06:32.516
‫پس این پرونده رو می‌سپرم به تو.

00:06:34.935 --> 00:06:37.646
‫بـ ـــ به من؟

00:06:37.938 --> 00:06:39.440
‫می‌تونین روم حساب کنین!

00:06:39.440 --> 00:06:40.900
‫آمامیا-سنپای، انتظاراتتـ ـــ

00:06:40.900 --> 00:06:41.525
‫خفه شو!

00:06:41.525 --> 00:06:42.318
‫ها؟

00:06:42.318 --> 00:06:43.694
‫من از تو انتظاری ندارم!

00:06:43.694 --> 00:06:45.613
‫جز تو دیگه کسی این‌جا نیست!

00:06:45.613 --> 00:06:46.739
‫شرمنده اشتباه برداشت کردم!

00:06:47.281 --> 00:06:49.700
‫هیچ کدوم از اینا تو کتم نمی‌رن!

00:06:49.700 --> 00:06:53.037
‫از همون دیشب که رفتم توی حموم اشتباهی، شروع شد!

00:06:53.037 --> 00:06:55.331
‫آره، از شما بعید بود سنپای.

00:06:58.209 --> 00:06:59.668
‫آمامیا-کون.

00:07:00.211 --> 00:07:01.879
‫بـ ــ بله؟

00:07:01.879 --> 00:07:03.839
‫آفرین بهت!

00:07:03.839 --> 00:07:06.383
‫دیشب هم اشتباه از تو نبود.

00:07:08.803 --> 00:07:11.514
‫چـ ــ چقدر جذابه...

00:07:11.514 --> 00:07:12.723
‫جـ ـــ جذابه؟

00:07:12.723 --> 00:07:15.810
‫یه جیگر فوق جذابه!

00:07:16.685 --> 00:07:19.271
‫یعنی می‌خواین اینا آخرین حرفاتون باشن؟

00:07:21.941 --> 00:07:23.943
‫پلیسا رسیدن.

00:07:24.902 --> 00:07:26.278
‫خب دیگه...

00:08:40.102 --> 00:08:41.562
‫کارت خوب بود.

00:08:41.562 --> 00:08:42.521
‫هوم.

00:08:42.521 --> 00:08:44.982
‫خب، اطلاعات جدیدی گیرت اومد؟

00:08:44.982 --> 00:08:48.527
‫طبق معاینه‌ی پزشکی، علت مرگ نارسایی قلب بوده.

00:08:48.527 --> 00:08:53.574
‫طبق گفته‌ی شوهرش،
‫خیلی وقته که مشکل قلبی داره.

00:08:53.907 --> 00:08:57.911
‫مشکل تا حدی بوده که گاهی وقتا
‫مجبور بودن توی بیمارستان بستریش کنن.

00:08:59.830 --> 00:09:02.458
‫پزشکی قانونی چیز دیگه‌ای نگفت؟

00:09:04.043 --> 00:09:08.922
‫ادامه بده، کامونوهاشی رون! یه‌چیزی
‫بگو که ثابت کنه داشتی کارآگاهی می‌کردی.

00:09:08.922 --> 00:09:11.175
‫دیگه، بذار فکر کنم...

00:09:11.175 --> 00:09:12.634
‫عه، رو دیوار یه هزارپا هست.

00:09:16.388 --> 00:09:17.973
‫آخ گو گو گو گوشم.

00:09:19.767 --> 00:09:21.435
‫هزارپا کجا بود؟

00:09:21.769 --> 00:09:24.646
‫معلومه که نیست. بعدم من حشراتو نمی‌کشم.

00:09:24.646 --> 00:09:27.066
‫ها؟ چی داری می‌گی؟

00:09:27.066 --> 00:09:28.901
‫نزدیک بود قلبم وایسه.

00:09:28.901 --> 00:09:30.235
‫اوه راستی.

00:09:30.235 --> 00:09:34.114
‫گفتن تفاوت دمای بیرون و داخل باعث نارسایی قلبی شده.

00:09:34.114 --> 00:09:35.741
‫شوک حرارتی بوده.

00:09:35.741 --> 00:09:37.284
‫پس بگو.

00:09:37.284 --> 00:09:39.203
‫چیو؟ منظورت این نیست که...

00:09:39.203 --> 00:09:41.413
‫آره. همه‌چی با عقل جور در میاد

00:09:41.955 --> 00:09:45.542
‫افسر ایشکی، نوبت توـه.

00:10:06.146 --> 00:10:08.107
‫چه خبره؟

00:10:08.107 --> 00:10:10.234
‫بازم چیزی شده؟

00:10:10.234 --> 00:10:12.736
‫یا نکنه بابت حادثه‌ی یکم پیشه؟

00:10:12.736 --> 00:10:16.323
‫بله. درمورد بانوی مرحومه.

00:10:16.740 --> 00:10:19.284
‫پلیس محلی لطف کردن اجازه دادن،

00:10:19.284 --> 00:10:21.787
‫من پرونده رو حل کنم.

00:10:21.787 --> 00:10:24.498
‫شما؟ منظورتون اینه که...

00:10:24.498 --> 00:10:27.000
‫این یه پرونده‌ی قتله.

00:10:27.000 --> 00:10:28.460
‫و...

00:10:28.836 --> 00:10:30.879
‫قاتل این‌جا پیش ماست.

00:10:34.383 --> 00:10:38.971
‫مجرم از اول از اینکه قربانی قلب ضعیفی داشتن، خبر داشته.

00:10:39.429 --> 00:10:40.389
‫کار شماست، نه؟

00:10:41.056 --> 00:10:42.140
‫آقای شوهر.

00:10:45.269 --> 00:10:48.438
‫چـ ــ چرا من باید با همسر عزیزم همچین کاری بکنم؟

00:10:48.438 --> 00:10:51.567
‫درسته که من از وضعیتش خبر داشتم.

00:10:51.567 --> 00:10:55.404
‫معلومه که من می‌دونم ماها زن و شوهریم
‫هیچ‌چیز مشکوکی در این مورد نیست، هست؟

00:10:55.404 --> 00:11:01.034
‫به‌علاوه، وقتی که اون مرد من توی سالن پیش بقیه بودم.

00:11:01.034 --> 00:11:05.873
‫درسته، شما با ماها بودین.

00:11:05.873 --> 00:11:08.083
‫مخصوصاً که می‌خواستین برای خودتون شاهد بسازین.

00:11:09.793 --> 00:11:13.797
‫پشت صحنه، شما یه تله‌ی خطرناک گذاشتین...

00:11:13.797 --> 00:11:15.716
‫تا همسرتون رو به کام مرگ بکشونین.

00:11:15.716 --> 00:11:16.633
‫تله؟

00:11:16.633 --> 00:11:17.467
‫بله.

00:11:26.393 --> 00:11:29.855
‫ایشون یه تشک حمام به این شکل،
‫توی این قسمت ورودی به آب‌گرم گذاشتن.

00:11:29.855 --> 00:11:31.815
‫تا یه تله بسازن.

00:11:31.815 --> 00:11:35.902
‫فکر کردی ما احمقیم؟
‫هیچ‌کسی این‌طوری نمی‌افتـ ـــ
‫درسته.

00:11:35.902 --> 00:11:40.157
‫تحت شرایط عادی، هرکسی می‌تونه به راحتی این تله رو ببینه.

00:11:40.157 --> 00:11:44.119
‫اما اون خانوم بدون عینکشون بینایی خیلی ضعیفی داشتن.

00:11:44.119 --> 00:11:46.079
‫درست نمی‌گم، آقا؟

00:11:51.293 --> 00:11:55.213
‫با توجه به بیناییشون، این برای
‫فریب دادنشون کافی بوده.

00:11:57.424 --> 00:12:01.762
‫این تله باعث شد ایشون توی آب‌گرم بیفتن،

00:12:03.472 --> 00:12:06.058
‫اما مرگ براساس شوک حرارتی بود، نه؟

00:12:06.058 --> 00:12:08.685
‫واقعاً افتادن توی آب‌گرم برای ایست قلبی کافیه؟

00:12:08.685 --> 00:12:11.980
‫خب تصورش، تحت شرایط عادی سخته.

00:12:11.980 --> 00:12:15.400
‫اما اگه آب‌گرم پر از آب گرم نبوده باشه چی؟

00:12:15.692 --> 00:12:17.611
‫اگه پر از آب یخ بوده باشه چی؟

00:12:18.570 --> 00:12:19.404
‫چی؟

00:12:19.404 --> 00:12:20.489
‫آب یخ؟

00:12:20.489 --> 00:12:22.199
‫این یه آب‌گرم با جریان روونه.

00:12:22.199 --> 00:12:23.283
‫رون.

00:12:23.283 --> 00:12:24.409
‫باشه.

00:12:35.337 --> 00:12:39.466
‫ما اینو که توی رودخونه انداخته شده بود، پیدا کردیم.

00:12:39.466 --> 00:12:40.425
‫یه ناودون بارون؟

00:12:41.593 --> 00:12:46.014
‫شوهرش می‌دونست که یه اختلاف ارتفاعی بین
‫رودخونه و آب‌گرم وجود داره.

00:12:46.014 --> 00:12:47.891
‫ازش استفاده‌ی درستی کرد.

00:12:47.891 --> 00:12:52.521
‫از دوتا ناودون بارون استفاده کرد. یکی برای
‫هدایت آب از نزدیک‌ سرچشمه به داخل آب‌گرم.

00:12:52.521 --> 00:12:55.399
‫و دیگری، برای هدایت آب داغِ آب‌گرم به داخل رودخونه،

00:12:55.399 --> 00:12:57.859
‫این‌طوری تونست یه چشمه‌ی آب‌گرمِ یخ بسازه.

00:12:57.859 --> 00:13:01.113
‫پس اون مه سفیدی که من دیشب دیدم...

00:13:01.113 --> 00:13:02.322
‫درسته.

00:13:02.322 --> 00:13:04.533
‫اون یه پدیده‌ی ماورائی نبود.

00:13:05.033 --> 00:13:08.912
‫اون بخاری بود که از برخورد آب داغ حموم
‫به آب سرد رودخونه تولید می‌شد.

00:13:11.206 --> 00:13:13.583
‫فقط یه مشکل وجود داشت.

00:13:13.959 --> 00:13:18.630
‫برگای پاییزی توی رودخونه که از بارون
‫سنگین دو روز پیش بودن...

00:13:18.630 --> 00:13:20.715
‫چطوری سر از آب‌گرم در آوردن؟

00:13:21.466 --> 00:13:23.885
‫نمی‌تونسته دونه دونه جمعشون کنه.

00:13:25.345 --> 00:13:28.765
‫پس تصمیم گرفت از افسانه‌ی مخفی استفاده کنه.

00:13:29.141 --> 00:13:31.393
‫برگای ریخته‌ی بیشتری جمع کرد...

00:13:31.393 --> 00:13:35.188
‫و سعی کرد شبیه نفرین زن قربانی جلوه‌ش بده،

00:13:35.188 --> 00:13:36.565
‫تا رد خودش رو بپوشونه.

00:13:38.608 --> 00:13:41.778
‫کافیه! این‌جا حموم زنونه‌ست!

00:13:41.778 --> 00:13:44.948
‫یه مرد نمی‌تونه این‌همه وقت بیاد
‫این‌جا تا همه‌ی دسیسه‌ها رو بچینه.

00:13:44.948 --> 00:13:48.326
‫اگه خبر داشتین کسی نمیاد، دیگه مشکلی نبود.

00:13:49.119 --> 00:13:52.789
‫موقع شام، شما شنیدین که ما قراره پینگ‌پونگ بازی کنیم،

00:13:52.789 --> 00:13:56.751
‫پس می‌دونستین تا یه مدتی کسی به حموم مردونه نمیاد.

00:13:57.294 --> 00:14:06.261
‫بعد، با جابه‌جا کردن پرده‌‌ها‌ی آب‌گرم مردونه و زنونه،
مردانه
زنانه
‫زنا رو به آب‌گرم مردونه فرستادین،
‫تا از اینکه آب‌گرم مردونه در اختیار خودتونه، مطمئن باشین.

00:14:06.261 --> 00:14:08.847
‫پس دلیل اینکه به حموم اشتباهی رفتم...

00:14:08.847 --> 00:14:11.474
‫به‌خاطر این بود که پرد‌ه‌هاش جابه‌جا شده بود؟

00:14:11.474 --> 00:14:12.684
‫درسته.

00:14:13.435 --> 00:14:18.648
‫بازی پینگ‌پونگ ما زودتر از انتظارمون تموم شد.

00:14:18.690 --> 00:14:21.109
‫هـ ــ هیچ مدرکی هم داریم.

00:14:21.109 --> 00:14:23.862
‫اگه میله‌های پرده رو برای آزمایش ببریم، هنوز می‌تونیم....

00:14:23.862 --> 00:14:26.323
‫اثر انگشت شما رو روش پیدا
‫کنیم، که دلیلی نداره اون‌جا باشه.

00:14:27.240 --> 00:14:30.368
‫شما فقط باید از آب‌گرم مردونه استفاده کرده باشین.

00:14:30.368 --> 00:14:33.788
‫پس چرا باید اثر انگشتتون روی میله‌ی پرده‌ی آب‌گرم زنونه باشه؟

00:14:33.788 --> 00:14:35.999
‫توضیحی براش دارین؟

00:14:37.584 --> 00:14:39.002
‫اون...

00:14:41.963 --> 00:14:43.048
‫شکست خوردم.

00:14:44.215 --> 00:14:45.508
‫همه رو گفتم.

00:14:49.179 --> 00:14:51.931
‫میچیو، خراب کردم.

00:14:52.390 --> 00:14:55.644
‫داری شوخی می‌کنی! واقعاً کشتیش؟

00:14:56.728 --> 00:14:58.730
‫ولی همه‌ش به‌خاطر تو بود، میچیو!

00:14:58.730 --> 00:15:00.940
‫چی؟ به من هیچ ربطی نداره.

00:15:00.940 --> 00:15:01.858
‫این‌طوری نگو!

00:15:01.858 --> 00:15:04.944
‫تو همیشه می‌گفتی اون مزاحممونه!

00:15:04.944 --> 00:15:06.988
‫گیریمم که گفته باشم،
‫«اگه زنت نبود»

00:15:06.988 --> 00:15:09.074
‫ولی کسی نگفت انقدر زیاده‌روی کنی.

00:15:09.074 --> 00:15:13.870
‫واقعاً که پستی. زنت رو به‌خاطر یه رابطه‌ی نامشروع کشتی...

00:15:13.870 --> 00:15:15.288
‫میچیو!

00:15:15.288 --> 00:15:17.749
‫ولم کن!
‫منو ول نکن میچیو!
‫چی توی سرت بود.

00:15:18.083 --> 00:15:20.210
‫جون زنت رو گرفتی!

00:15:46.528 --> 00:15:47.779
‫رون کجاست؟

00:15:50.365 --> 00:15:51.825
‫ها؟ چی شده؟

00:15:55.745 --> 00:15:57.997
‫رون؟ رون!

00:15:58.623 --> 00:16:00.959
‫این‌جا، ایشکی توتومارو!

00:16:00.959 --> 00:16:01.793
‫ها؟

00:16:03.044 --> 00:16:05.755
‫تو باشی حرفامون سریع‌تر پیش می‌ره.

00:16:05.755 --> 00:16:07.215
‫آقای اقامتگاه.

00:16:07.715 --> 00:16:10.677
‫مثل اینکه اونم تازه از خواب بیدار شده.

00:16:13.847 --> 00:16:15.557
‫من چیکار کردم؟

00:16:15.557 --> 00:16:18.017
‫راست می‌گی، یادمه یه چشمه‌ی آب‌گرم شیره‌ی شکر قهوه‌ای پیدا کردم...

00:16:18.017 --> 00:16:19.352
‫اون خواب بوده!

00:16:21.479 --> 00:16:23.314
‫اجازه بدین خودمو معرفی کنم.

00:16:24.149 --> 00:16:28.278
‫من استاد ردیابی بلو اسپیتز فایر هستم.

00:16:28.278 --> 00:16:30.738
‫بلو، همون آکادمی ترتبیت کارآگاه؟

00:16:30.738 --> 00:16:34.826
‫اومدم تا بررسی کنم آیا کامونوهاشی رون
‫به عنوان کارآگاه فعالیت می‌کنه یا نه.

00:16:34.826 --> 00:16:37.620
‫تو رو گذاشتن استاد ردیابی....

00:16:37.620 --> 00:16:41.666
‫همون موقع توی فروشگاهی که قرعه‌کشی کردیم، متوجه‌ت شدم.

00:16:41.666 --> 00:16:42.959
‫چی؟

00:16:42.959 --> 00:16:46.004
‫خودتم دیدی که. من کاری نکردم.

00:16:46.004 --> 00:16:48.673
‫افسر ایشکی پرونده رو حل کرد.

00:16:48.673 --> 00:16:50.341
‫دروغگو!

00:16:50.341 --> 00:16:53.261
‫یه احمقی مثل ایشکی، که حتی متوجه من نشد،

00:16:53.261 --> 00:16:56.181
‫عمراً نمی‌تونه همچین استنباط بی‌نظیری بکنه.

00:16:57.432 --> 00:16:59.350
‫زد تو خال، ولی آی قلبم.

00:16:59.350 --> 00:17:01.060
مدرکی هم داری؟

00:17:01.060 --> 00:17:03.271
‫مدرک به یه‌ورم.

00:17:03.271 --> 00:17:06.232
‫من می‌دونم اون استنباط‌ها مال تو بودن، کامونوهاشی رون!

00:17:06.232 --> 00:17:10.486
‫پس فقط توی تخصص خودت، که سایه‌وار
‫دنبال‌کردن متهم باشه، داغون نیستی،

00:17:10.486 --> 00:17:14.240
‫بلکه غیرمنطقی هم هستی.
‫تعجب می‌کنم که اصلاً استاد شدی.

00:17:14.240 --> 00:17:16.534
‫جدای اینکه منو با این فضاحت دزدیدی...

00:17:16.534 --> 00:17:19.412
‫استادم استادای قدیم.

00:17:19.412 --> 00:17:20.955
‫عصبانیش نکن!

00:17:20.955 --> 00:17:23.917
‫درسته. منو عصبانی نکن.

00:17:23.917 --> 00:17:26.294
‫اگه تأیید کنی که داشتی کارآگاهی می‌کردی،

00:17:26.294 --> 00:17:28.755
‫ازشون می‌خوام توی حکمت تخفیف قائل شن.

00:17:29.255 --> 00:17:31.716
‫تو اصلاً اختیار همچین کاری رو داری؟

00:17:33.176 --> 00:17:36.137
‫اگه فقط برای این این‌جا بودی تا ببینی کارآگاهی می‌کنم یا نه،

00:17:36.137 --> 00:17:40.183
‫نیازی نبود خودتو به عنوان
‫کارمند اقامتگاه جا بزنی.

00:17:40.183 --> 00:17:44.395
‫ولی دردسر اینکه مخفیانه عمل کنی و
‫با ماها تعامل داشته باشی رو به‌جون خریدی.

00:17:44.771 --> 00:17:49.609
‫اگه فقط برای بررسی اومده بودی،
‫انجام این‌کارا زیادی غیرمنطقی بود.

00:17:49.609 --> 00:17:52.320
‫نه تنها خودت رو به هدفت نشون دادی،

00:17:52.320 --> 00:17:55.865
‫همیشه احتمال این هم بود که
‫هدفت با فرارش سنگ جلوی پات بندازه.

00:17:56.407 --> 00:17:58.701
‫با توجه به تهدید یکم‌پیشت و حرف‌زدنت،

00:17:58.701 --> 00:18:01.287
‫به علاوه‌ی بی‌صبری‌ـت، حسم می‌گه پای یه چیز دیگه در میونه.

00:18:01.287 --> 00:18:02.830
‫و این یه موضوع شخصیه.

00:18:04.540 --> 00:18:07.919
‫یا با یکی سر کارآگاهی کردن من شرط بستی،

00:18:07.919 --> 00:18:10.254
‫یا تهدیدت کردن.

00:18:10.254 --> 00:18:11.798
‫یا شایدم،....

00:18:14.550 --> 00:18:17.470
‫به تواناییم نیاز داری.

00:18:22.433 --> 00:18:25.269
‫کیش و مات شدم. من حریف تو نمی‌شم.

00:18:25.603 --> 00:18:29.482
‫گمونم باید انقدر رو از باهوش‌ترین دانشجوی بلو انتظار می‌داشتم.

00:18:29.941 --> 00:18:32.860
‫فکر کردم اگه این‌کارو نکنم،
‫هیچ‌وقت کاری رو از جانب من قبول نمی‌کنی.

00:18:32.860 --> 00:18:33.903
‫کار؟

00:18:34.278 --> 00:18:35.697
‫می‌دونستم!

00:18:35.697 --> 00:18:37.907
‫رون-کون! لطفاً توانایی‌ت رو بهم قرض بده!

00:18:38.241 --> 00:18:39.325
‫چی؟

00:18:39.325 --> 00:18:42.286
‫من هیچ منطق استنباط برجسته‌ای ندارم،

00:18:42.286 --> 00:18:46.791
‫پس شاید با خودت بگی برای چی مهارت‌های
‫ردیابی خودمو تقویت کردم تا توی بلو استاد بشم؟

00:18:46.791 --> 00:18:51.504
‫همه‌ش بابت این بود که بهترین کارآگاه رو
‫پیدا کنم تا به کمکش راز گم شدن خانواده‌م رو حل کنم.

00:18:51.504 --> 00:18:53.589
‫گم شدن خانواده‌تون؟

00:18:53.965 --> 00:18:57.719
‫اما حتی توی بلو هم،
‫نتونستم کارآگاه مناسب رو پیدا کنم.

00:18:57.719 --> 00:19:02.140
‫حتی وقتی می‌پرسیدم، همه فقط یه‌چیز
‫می‌گفتن «شاید کامونوهاشی رون می‌تونست...»

00:19:02.140 --> 00:19:06.310
‫بعدش دستوری اومد که این فرصت رو ‫بهم داد تا ملاقاتت کنم.

00:19:06.310 --> 00:19:11.691
‫و الان مطمئن شدم تو همون کارآگاهی هستی که ‫من دنبالشم، رون-کون!

00:19:11.691 --> 00:19:12.900
‫رد می‌کنم.

00:19:12.900 --> 00:19:14.110
‫چرا؟!

00:19:14.110 --> 00:19:17.280
‫تو استاد بلویی، درسته؟
‫چرا باید باورت کنم؟

00:19:17.280 --> 00:19:19.240
‫من حتی نمی‌شناسمت.

00:19:19.240 --> 00:19:21.826
‫آ-آه، بله، درسته.

00:19:22.118 --> 00:19:26.664
‫گمونم خودم از بس دقیق در موردت
‫تحقیق کردم بهت احساس نزدیکی می‌کنم.

00:19:26.664 --> 00:19:28.541
‫منم آدم خیلی خوبی‌ام ولی، می‌دونی.

00:19:28.541 --> 00:19:31.669
‫آره، من مطمئنم آدم خوب و صادقیه.

00:19:31.669 --> 00:19:32.503
‫باشه.

00:19:32.503 --> 00:19:34.714
‫اعتمادت رو به دست میارم!

00:19:34.714 --> 00:19:38.634
‫می‌رم و به مافوق‌هام می‌گم که تو کارآگاهی نمی‌کنی.

00:19:38.634 --> 00:19:40.595
‫اون که قطعاً، دیگه چی؟

00:19:40.595 --> 00:19:44.140
‫ها؟ اوه، خب معلومه توی کارهای گارآگاهی‌ت هم کمکت می‌کنم.

00:19:44.140 --> 00:19:46.184
‫گفتم که اون کار افسر ایشکی‌ـه.

00:19:46.184 --> 00:19:49.645
‫د ــ درسته. به افسر ایشکی کمک می‌کنم.

00:19:49.645 --> 00:19:51.105
‫خب دیگه؟

00:19:51.105 --> 00:19:52.106
‫ها؟

00:19:52.106 --> 00:19:53.941
‫ها؟ خب...

00:19:54.525 --> 00:19:57.236
‫می‌خواستم توی خونه بپوشمش، ولی...

00:19:57.737 --> 00:19:58.863
‫این کت هاپی هم برای تو باشه!

00:19:58.863 --> 00:20:00.281
‫عشق چیزای بومی هستین!

00:20:00.281 --> 00:20:01.991
‫اون واسه من خیلی کوچیکه.

00:20:01.991 --> 00:20:05.328
‫بی‌خیال دیگه رون، به‌نظر نمیاد آدم بدی باشه.

00:20:05.328 --> 00:20:07.205
‫چرا یه‌بار بهش گوش نمی‌دی؟

00:20:08.247 --> 00:20:11.417
‫توتو! می‌دونستم که حرف نداری!

00:20:11.417 --> 00:20:14.045
‫باهوش نیستی، ولی قلب مهربونی داری توتوتو!

00:20:14.045 --> 00:20:14.879
‫زیاد «تو» گفتین.

00:20:15.922 --> 00:20:19.717
‫لحظه‌ی آخر که دست شوهره‌ رو رو کردی خیلی خوب بود.

00:20:22.303 --> 00:20:26.015
‫فعلاً دیگه برم، ولی اگه یه‌وقت
‫به ردیاب نیاز داشتین خبرم کنین!

00:20:26.557 --> 00:20:28.851
‫بهت نشون می‌دم که می‌تونم اعتمادت رو به‌دست بیارم.

00:20:31.687 --> 00:20:34.190
‫وای، خروجش از همه پشم‌ریزون‌تر بود.

00:20:34.565 --> 00:20:36.609
‫امیدوارم حواسش باشه که کسی قبول نکرد.

00:20:36.609 --> 00:20:38.402
‫پس ردش می‌کنی؟

00:20:38.736 --> 00:20:42.865
‫مهارتش شاید توی حل معماهای آینده به‌کارمون بیاد،

00:20:42.865 --> 00:20:45.368
‫و درخواستش هم برام جالب بود.

00:20:45.368 --> 00:20:49.830
‫ولی بازم، نمی‌تونم کامل بهش اعتماد کنم،
‫برنامه داشتم ردش کنم.

00:20:49.830 --> 00:20:50.831
‫فعل گذشته؟

00:20:51.332 --> 00:20:54.210
‫اگه بهم خیانت کنه کارم تمومه.

00:20:54.210 --> 00:20:57.338
‫ولی چون تو می‌گی آدم خوبیه، منتظر می‌مونم.

00:20:57.338 --> 00:20:59.173
‫چه فشاری!

00:20:59.173 --> 00:21:02.927
‫فقط باید منتظر بمونیم ببینیم قابل اعتماده یا نه؟

00:21:02.927 --> 00:21:04.553
نقشه‌ای داری؟

00:21:04.553 --> 00:21:06.013
‫معلومه!

00:21:06.013 --> 00:21:07.390
‫رُسش رو می‌کشم.

00:21:07.390 --> 00:21:08.975
‫باز اون روی شیطانیش بالا اومد!

00:21:09.308 --> 00:21:11.268
‫این همه ناز می‌کنه،

00:21:11.268 --> 00:21:14.689
‫ولی تا حالا ندیدم رون دست رد به
‫سینه‌ی کسی بزنه که توی دردسره.

00:21:16.399 --> 00:21:20.820
‫ممنون که توی پرونده‌ی قتل به آمامیا-سنپای کمک کردی.