WEBVTT

00:00:00.000 --> 00:00:04.720
‫موضوع این سریال برای برخی از افراد ناراحت‌کننده می‌باشد
‫بیننده بنا به صلاحدید خود نسبت به تماشا تصمیم بگیرید

00:00:33.080 --> 00:00:37.120
‫این سریال از رمان «تتوکار آشویتس» الهام گرفته و برگرفته
‫از خاطرات بازمانده هولوکاست، لالی سکالوف می‌باشد

00:00:37.160 --> 00:00:39.040
‫برخی از نام‌ها دستخوش تغییر شده و برخی از عناصر داستانی،
‫در راستای اهداف نمایشی سریال تخیلی می‌باشند

00:00:39.080 --> 00:00:41.200
‫خاطرات لالی سکالوف

00:01:01.160 --> 00:01:04.640
‫[اتریش، آوریل ١٩٤٥]

00:01:58.240 --> 00:02:03.040
‫«خالکوب آشویتس»
‫«فصل اول، قسمت ششم»

00:02:03.040 --> 00:02:06.240
‫[لهستان، ژانویه ١٩٤٥]

00:02:22.040 --> 00:02:23.240
سلام

00:02:23.600 --> 00:02:25.960
‫من اسیر ارتش روسیه هستم

00:02:27.880 --> 00:02:29.360
‫اسمم لالی‌ـه

00:02:30.600 --> 00:02:32.600
‫اسلواکی‌ام

00:02:33.320 --> 00:02:34.800
‫امشب چه کاره‌ای؟

00:02:36.360 --> 00:02:39.640
‫روس‌ها می‌خواند چندتا زن محلی
رو ‫ به یه مهمونی رقص دعوت کنن

00:02:42.480 --> 00:02:44.440
‫مهمونی رقص؟ واقعاً؟

00:02:47.760 --> 00:02:49.760
‫شنیدیم که کلی خورد و خوراک دارن اونجا

00:02:50.720 --> 00:02:52.000
‫آره دارن

00:02:52.880 --> 00:02:55.160
‫ساعت هفت تو میدون میان دنبالت

00:02:55.280 --> 00:02:57.240
‫نیمه شب هم برت می‌گردونن اینجا

00:02:58.200 --> 00:03:01.760
‫و اون‌ها می‌خواند زن‌های
بیشتری به مهمونی بیان

00:03:03.120 --> 00:03:05.120
‫که اینطور

00:03:07.080 --> 00:03:09.080
‫اگه نریم می‌کشنمون؟

00:03:13.760 --> 00:03:15.760
‫یه سری...

00:03:17.080 --> 00:03:19.400
‫جوایزی هست، به گفته خودشون

00:03:23.800 --> 00:03:26.080
‫چند تا دوست می‌تونی بیاری؟

00:03:29.320 --> 00:03:31.280
‫اشکالی نداره زن‌های متاهل باشند؟

00:03:31.880 --> 00:03:33.880
‫ایرادی توش نمی‌بینم

00:03:37.080 --> 00:03:39.080
‫شاید بتونم پنج نفر یا حتی بیشترم بیارم

00:03:40.880 --> 00:03:42.880
‫ممنونم

00:03:43.800 --> 00:03:45.760
‫تا بعد

00:04:03.440 --> 00:04:05.320
‫قبول کردش

00:04:05.440 --> 00:04:07.440
‫گفت چند نفر دیگه هم میاره

00:04:25.800 --> 00:04:27.800
‫ایوانا؟

00:04:32.760 --> 00:04:35.240
‫تو خوابش مُرد

00:04:37.480 --> 00:04:39.440
‫خوابید و دیگه بیدار نشد

00:04:48.800 --> 00:04:50.800
‫خیلی متاسفم

00:05:04.840 --> 00:05:06.800
‫متاسفم

00:05:10.840 --> 00:05:13.280
‫یواش بخور. با لقمه‌های کوچولو

00:05:15.680 --> 00:05:17.160
‫متاسفم

00:05:18.760 --> 00:05:20.760
‫تو واسه این کار خیلی جوونید

00:05:22.960 --> 00:05:24.920
‫بهت که گفتم، مامان

00:05:27.160 --> 00:05:29.600
‫برو براشون چند دست لباس گرم و کفش پیدا کن

00:05:29.680 --> 00:05:31.680
‫کفش‌های بندار قهوه‌ایم، هوم؟

00:05:36.120 --> 00:05:38.120
‫این سوپ خوشمزه‌ترین چیزیه

00:05:38.200 --> 00:05:40.200
‫ که تا به حال خوردم

00:05:49.000 --> 00:05:51.000
‫حالا، خوب گوش بدید

00:05:52.720 --> 00:05:54.720
‫شماها یه مشت دختربچه‌اید...

00:05:56.080 --> 00:05:58.440
‫ولی من باید به عنوان یه زن باهاتون حرف بزنم

00:06:00.960 --> 00:06:03.920
‫روس‌ها روستای ما رو تصرف کردن

00:06:06.440 --> 00:06:10.120
‫و اگه شما رو اینجا پیدا کنند، من و بلا...

00:06:13.680 --> 00:06:15.760
‫تو یه دردسرهایی می‌افتیم

00:06:20.520 --> 00:06:22.760
‫حتی نمی‌خوام بهش فکر کنم...

00:06:26.040 --> 00:06:28.000
‫شما در نظر اون‌ها هیچی نیستین

00:06:28.760 --> 00:06:30.760
‫می‌فهمین؟

00:06:35.800 --> 00:06:38.480
‫می‌تونید اینجا تو اتاق زیر شیروونی من بمونید...

00:06:42.840 --> 00:06:45.240
‫ولی باید اون تو قایم بشین

00:06:46.720 --> 00:06:50.600
‫- نباید دیده یا شنیده بشید 
‫- ممنونم

00:06:52.280 --> 00:06:54.280
‫بابت همه چیز

00:06:57.720 --> 00:06:59.720
‫ولی ما می‌خوایم به خونه‌مون برگردیم

00:07:06.000 --> 00:07:08.880
‫جربزه‌ی زیادی دارید که از اینجا سر در آوردید

00:07:14.000 --> 00:07:16.440
‫آب گرم میارم تا حموم کنید

00:07:20.680 --> 00:07:22.680
‫ممنونم

00:07:45.880 --> 00:07:50.200
‫- میای رقص؟ 
‫- نه. اون‌ها منو تو اتاقم حبس می‌کنن

00:07:51.520 --> 00:07:54.600
‫خب، برای گیر آوردن اون جوایز کجا باید رفت؟

00:07:56.120 --> 00:07:58.840
‫پدر و برادرهام هرگز از این جنگ برنمی‌گردن

00:08:00.000 --> 00:08:02.000
‫دست و پای مادرمم که غم فلج کرده، و...

00:08:03.200 --> 00:08:05.160
‫من دوتا خواهر کوچیکتر دارم

00:08:08.040 --> 00:08:09.760
‫پتروف

00:08:09.840 --> 00:08:11.920
‫سروان پتروف

00:08:12.040 --> 00:08:14.040
‫همونی که اونجا وایستاده و سبیل داره

00:08:15.120 --> 00:08:17.080
‫جوایز دست اونه

00:08:17.800 --> 00:08:19.960
‫ممنونم. رقصیدنم رو خوب نگاه کن

00:08:23.480 --> 00:08:24.640
‫خوبه. حالتون چطوره؟

00:08:24.760 --> 00:08:26.760
‫خوبم

00:08:41.720 --> 00:08:43.720
‫دیر وقته

00:08:46.760 --> 00:08:48.760
‫از این وضع خوشم نمیادش

00:08:50.880 --> 00:08:52.880
‫رقص؟

00:08:55.360 --> 00:08:57.320
‫رقصی بودش؟

00:08:58.120 --> 00:09:00.080
‫شب‌های زیادی ادامه داشت

00:09:02.640 --> 00:09:04.640
‫من حبس شده بودم

00:09:07.400 --> 00:09:09.400
‫اون دختر...

00:09:10.960 --> 00:09:12.400
‫لالی؟

00:09:17.080 --> 00:09:20.800
‫من اونجا نبودم. فقط می‌تونستم بشنومش

00:09:26.320 --> 00:09:28.320
‫لالی؟

00:09:30.840 --> 00:09:32.800
‫من حبس می‌شدم...

00:09:34.760 --> 00:09:36.760
‫هر شب

00:09:42.440 --> 00:09:44.400
‫اشکالی نداره

00:09:45.120 --> 00:09:47.120
‫می‌تونید بهم بگین

00:09:51.640 --> 00:09:53.640
‫عه، گمون نکنم امن باشه

00:09:55.920 --> 00:09:57.880
‫ این اتفاق برای خیلی وقت پیشه

00:10:07.000 --> 00:10:09.040
‫چه جور مَردی...

00:10:12.960 --> 00:10:18.400
‫این دخترها هیچی نداشتن.
‫شوهرها، پدرهاشون مُرده بودن

00:10:19.920 --> 00:10:22.160
‫خونواده‌هاشون گرسنه بودند

00:10:26.280 --> 00:10:28.840
‫اون‌ها منو برای چندین هفته اونجا نگه داشتن

00:10:33.400 --> 00:10:36.400
‫همونقدر طول کشید تا روس‌ها بهم اعتماد کنن

00:10:37.720 --> 00:10:39.720
‫- اسلواک 
‫- بله، قربان

00:10:41.440 --> 00:10:43.440
‫باید چندتا افسر رو سوار کنیم

00:10:44.320 --> 00:10:46.280
‫٣٠ دقیقه دیگه برمی‌گردیم

00:10:49.000 --> 00:10:50.520
‫ردیفیم؟

00:10:51.000 --> 00:10:53.080
‫بله قربان. البته که

00:11:09.800 --> 00:11:13.080
‫هی، هی، می‌توام دوچرخه‌ات رو بخرم؟ 
‫بیا. بگیرش، بگیرش

00:11:17.600 --> 00:11:20.400
‫- اسلواکی؟ 
‫- تقریباً یه روز با اینجا فاصله داره

00:11:21.920 --> 00:11:24.680
‫وقتی به یه جنگل رسیدی،
میان بُر بزن برو سمت شرق

00:11:26.320 --> 00:11:29.480
‫بگیرش. منم می‌خوام زنده بمونم. مثل خودت

00:11:30.520 --> 00:11:31.800
‫برو

00:11:32.480 --> 00:11:33.600
‫ممنونم

00:11:47.920 --> 00:11:49.920
‫گیتا! گیتا!

00:11:50.840 --> 00:11:52.680
‫گیتا، بیا!

00:12:00.480 --> 00:12:02.480
‫کجا؟ اینجا آب هست

00:12:02.960 --> 00:12:03.960
‫آب

00:12:04.080 --> 00:12:06.040
‫- اینجا 
‫- جای خوبی‌ـه

00:12:09.800 --> 00:12:11.120
‫آره، اینوری

00:12:11.240 --> 00:12:13.840
‫- هی، اینجا یه قابلمه هست 
‫- بیارش

00:12:14.560 --> 00:12:17.000
‫ولی تند باش. باید عجله کنیم

00:12:25.600 --> 00:12:27.600
قابلمه کوفتی‌مون رو برداشتش

00:12:33.840 --> 00:12:35.840
‫از اینجا متنفرم

00:12:42.800 --> 00:12:45.840
‫گیتا این چیزها رو خیلی خیلی بعدتر بهم گفتش

00:12:46.600 --> 00:12:48.600
‫چه چیزهایی که اون دخترها از سر نگذروندن

00:12:49.040 --> 00:12:52.520
‫اون‌ها واسه زندگی تو دنیایی عاری از ‌گناه بزرگ شده بودند

00:12:54.240 --> 00:12:56.480
‫اما چنین دنیایی رو ازشون گرفتن

00:14:41.000 --> 00:14:42.960
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

00:15:04.520 --> 00:15:06.480
‫کِی رفتن؟

00:15:06.920 --> 00:15:08.920
‫چند روز بعد از رفتنت

00:15:10.400 --> 00:15:12.400
‫خیابون‌ها پر از سرباز بودش

00:15:14.320 --> 00:15:16.680
‫مامان زود بیدارم کرد و بسته‌ای بهم دادش

00:15:16.760 --> 00:15:18.760
‫تا ببرم برای مولنار‌ها

00:15:19.720 --> 00:15:21.720
‫خانم مولنار...

00:15:22.080 --> 00:15:24.080
‫نمی‌ذاشت که برگردم خونه

00:15:25.160 --> 00:15:27.080
‫قایمم کردش

00:15:27.200 --> 00:15:29.200
‫بسته‌ای که مامان بهم داده بود 
‫حاوی جواهراتش بود

00:15:29.280 --> 00:15:33.320
‫- و چندتا عکس 
‫- فقط چند روز بعد از رفتنم؟

00:15:34.760 --> 00:15:36.280
‫هرج و مرج محض بودش

00:15:37.040 --> 00:15:39.160
‫وقتی من برگشتم همه‌شون رفته بودند

00:15:41.960 --> 00:15:43.960
‫‌من پیش خانم مولنار موندم...

00:15:44.640 --> 00:15:46.480
‫قایم شدم

00:15:53.920 --> 00:15:55.920
‫- گلدی، اون‌ها... 
‫- می‌دونی

00:15:58.320 --> 00:16:00.320
‫ببین، می‌دونم

00:16:01.760 --> 00:16:03.760
‫اما فکر می‌کردم تو مُردی...

00:16:05.000 --> 00:16:07.760
‫و ببین، الان سُر و مُر گُنده اینجایی

00:16:11.080 --> 00:16:13.080
‫اون‌ها دیگه پیر بودند

00:16:15.200 --> 00:16:18.040
‫و مکس و ماریا پیش پسرها می‌موندن

00:16:20.120 --> 00:16:22.120
‫فکر می‌کردم خودم تنهای تنهام

00:16:23.120 --> 00:16:25.120
‫اسمش...

00:16:28.400 --> 00:16:30.720
‫اسمش گیتاست

00:17:06.240 --> 00:17:08.240
‫می‌تونم ازش واسه پول در آوردن استفاده کنم

00:17:09.000 --> 00:17:13.320
‫- من چیزی ندارم 
‫- آره. مخصوصاً تو مسیرت به براتیسلاوا

00:17:16.200 --> 00:17:18.200
‫گلدی، من...

00:17:19.640 --> 00:17:21.640
‫دیگه نمی‌خوام تنهات بذارم

00:17:22.400 --> 00:17:24.400
‫فقط برو

00:17:24.600 --> 00:17:26.680
‫چیز دیگه‌ای مهم‌تر از این نیست

00:17:38.840 --> 00:17:40.560
‫مال مامانه؟

00:17:41.800 --> 00:17:43.200
‫مال گیتا‌ـه

00:18:55.800 --> 00:19:00.520
‫[گیتا، من اینجام، پیدات می‌کنم. لالی آیزنبرگ از کرمپاخی]

00:19:24.680 --> 00:19:26.200
‫سلام

00:19:26.920 --> 00:19:30.200
‫از لهستان، از بیرکنائو اومدید؟

00:19:30.320 --> 00:19:31.200
‫- بله 
‫- بله

00:19:31.280 --> 00:19:35.240
‫دوستای من، گیتا فورمانوا
رو می‌شناسید؟ هانا؟ ایوانا؟

00:19:35.320 --> 00:19:37.400
‫- اون‌ها رو می‌شناسید؟ 
‫- شرمنده

00:20:39.920 --> 00:20:41.920
‫بله

00:21:14.000 --> 00:21:16.920
‫خیلی‌خب، باشه، به این
‫ معنی نیست که اون مرده، باشه؟

00:21:17.040 --> 00:21:19.120
‫ولی کجاست؟

00:21:19.640 --> 00:21:22.200
‫فکر می‌کنی اون اینجا زندگی
می‌کرده و تو خیابون می‌خوابیده؟

00:21:24.400 --> 00:21:27.560
‫نه. میریم و پیداش می‌کنیم

00:21:29.720 --> 00:21:31.720
‫ببین، ما الان تو کشور خودمون هستیم

00:21:32.560 --> 00:21:34.520
‫اول، غذا پیدا می‌کنیم...

00:21:35.120 --> 00:21:37.680
‫بعدش یه حمومی کرده و کمک پیدا می‌کنیم

00:21:40.960 --> 00:21:42.960
‫تو هم بو میدی

00:22:30.920 --> 00:22:35.280
‫دیگه کافیه. بسمه. اون زنده نیستش

00:22:38.880 --> 00:22:40.880
‫تسلیم نشو

00:22:41.640 --> 00:22:43.640
‫من منتظرت می‌مونم

00:23:03.720 --> 00:23:06.920
‫ببخشید. شرمنده. دارم رد میشم

00:23:23.680 --> 00:23:25.640
‫لالی!

00:23:39.720 --> 00:23:41.720
‫خودشه. خودشه

00:23:55.240 --> 00:23:58.520
‫اینک، تو با این انگشتر

00:23:59.680 --> 00:24:01.680
‫ بر اساس شریعت موسی

00:24:02.200 --> 00:24:05.200
‫و قوم اسرائیل برای من تقدیس شده‌ای

00:24:18.920 --> 00:24:21.360
‫من اینو هزاران بار تو ذهنم تکرار کردم

00:24:23.920 --> 00:24:25.920
‫لالی...

00:24:27.080 --> 00:24:28.200
‫دوستت دارم

00:24:39.480 --> 00:24:41.480
‫خوشگله

00:24:43.000 --> 00:24:44.960
‫عه منو ببین چه آبغوره‌ای گرفتم

00:24:56.280 --> 00:24:58.280
‫یه ساندویچ تو یخچال هست

00:24:58.400 --> 00:25:01.400
‫لالی من داره دیرم میشه. خداحافظ!

00:25:02.720 --> 00:25:05.640
‫- کجا میری؟ 
‫- هیچ‌جا

00:25:06.400 --> 00:25:09.440
‫فقط داشتم لیوان‌ها رو می‌شستم. حالت خوبه؟

00:25:12.600 --> 00:25:15.560
‫- آره 
‫- خب، تو فکرش بودم،

00:25:16.240 --> 00:25:20.240
‫داستان پسا جنگ رو می‌تونیم 
‫در قالب یه فصل کوچیک تو پایان کتاب بیاریم

00:25:21.320 --> 00:25:23.040
‫یه خلاصه

00:25:23.160 --> 00:25:25.560
‫تو به استرالیا نقل مکان کردی، و غیره

00:25:26.240 --> 00:25:28.560
‫و بعدش اون‌ها شاد و خرم زندگی کردند

00:25:30.400 --> 00:25:32.920
‫واقعاً هیچ‌وقت اینطوریام هم نیستش، مگه نه؟

00:25:33.000 --> 00:25:36.440
‫آره، منظورم اینه که اغلب یه پایانی وجود داره

00:25:37.960 --> 00:25:40.160
‫می‌دونی، داستان تموم شده و متوجه میشی که

00:25:40.160 --> 00:25:42.200
‫تو و گیتا یه زندگی رو با همدیگه ساختید

00:25:44.080 --> 00:25:48.640
‫ما یه پایان خوش می‌خواستیم.
‫همیشه دنبالش بودیم

00:25:56.480 --> 00:25:58.480
‫چی شده، لالی؟

00:26:00.520 --> 00:26:02.960
‫دیگه نمی‌خوام حرف بزنم

00:26:07.160 --> 00:26:09.160
‫کسی دم دره

00:26:17.080 --> 00:26:18.720
‫عصر بخیر

00:26:18.800 --> 00:26:21.040
‫ما به دنبال آقای لودویگ آیزنبرگ هستیم

00:26:28.240 --> 00:26:30.240
‫لالی، منو ببین

00:26:33.000 --> 00:26:35.360
‫بیا، لطفاً

00:26:39.360 --> 00:26:43.520
‫حالم خوبه، حالم خوبه. بگیر بشین

00:26:58.560 --> 00:27:00.840
‫اینجا خونه ما بودش

00:27:04.480 --> 00:27:06.440
‫با غذای خوب

00:27:08.720 --> 00:27:10.720
‫هوای پاک

00:27:11.560 --> 00:27:15.320
‫گیتا هم نانوایی و کنیسه‌اش رو داشت

00:27:16.160 --> 00:27:18.160
‫با دوستای خوبش

00:27:20.120 --> 00:27:22.120
‫نمی‌دونم

00:27:24.880 --> 00:27:26.880
‫داری میری سرکار؟

00:27:30.120 --> 00:27:31.360
‫اگه بخوای

00:27:31.400 --> 00:27:34.240
‫می‌تونم یه‌کم بیشتر بمونم

00:27:34.760 --> 00:27:36.760
‫نه، نه

00:27:37.200 --> 00:27:39.160
‫من مشکلی ندارم

00:27:41.200 --> 00:27:43.200
‫باشه

00:27:46.800 --> 00:27:48.800
‫خب، تو یخچال سوپ داری

00:27:49.280 --> 00:27:51.480
‫من پیش نویس جدید رو فردا برات میارم

00:27:52.360 --> 00:27:56.000
‫چطور بری یه هواخوری، یه‌ذره اون
‫استخون‌های پیرت رو تکون بدی. باشه؟

00:28:08.160 --> 00:28:10.160
‫هرجا میری...

00:28:11.760 --> 00:28:13.320
‫من اینجام

00:28:25.840 --> 00:28:27.480
‫عصر بخیر

00:28:27.600 --> 00:28:29.800
‫ما به دنبال آقای لودویگ آیزنبرگ هستیم

00:28:31.280 --> 00:28:33.240
‫این اسم قبلی من بودش

00:28:37.800 --> 00:28:39.800
‫آیزنبرگ، خودمم

00:28:44.600 --> 00:28:46.720
‫لطفا، بفرمایید تو

00:28:49.080 --> 00:28:51.080
‫ممنونم

00:28:52.800 --> 00:28:54.840
‫از ما خواسته شده که
هویت ‫شما رو تأیید کنیم، آقا

00:28:56.080 --> 00:28:58.240
‫کی ازتون خواسته؟ برای چی؟

00:29:00.320 --> 00:29:02.480
‫ما شهروندان استرالیا هستیم

00:29:02.560 --> 00:29:04.440
‫بعد از جنگ اسمتون رو عوض کردین؟

00:29:04.520 --> 00:29:07.920
‫- بله، به «سکالوف» 
‫- همه چیز تو مدارکمون ذکر شده

00:29:09.160 --> 00:29:11.280
‫از ما خواسته شده که...

00:29:11.400 --> 00:29:13.480
‫کنسول‌گری آلمان خواسته که نامه‌ای رو بهتون برسونیم

00:29:14.200 --> 00:29:16.200
‫چیه؟

00:29:20.080 --> 00:29:22.880
‫- باز شده 
‫- این یه درخواسته...

00:29:24.320 --> 00:29:25.960
‫از طرف یه شرکت حقوقی آلمانی که

00:29:26.040 --> 00:29:29.040
‫وکیل یه افسر سابق اس‌اس‌ـه

00:29:29.120 --> 00:29:31.240
به دنبال صدور اظهارنامه‌ای
در حمایت از موکل‌شون هستن

00:29:32.280 --> 00:29:36.000
‫برای موکل‌شون؟ یه افسر نازی؟

00:29:36.920 --> 00:29:38.320
‫درسته

00:29:39.320 --> 00:29:42.920
‫یه افسر نازی که به جرم جنایات جنگی در حال محاکمه‌ست

00:29:44.560 --> 00:29:46.560
‫اون ازتون درخواست کمک داره

00:29:50.000 --> 00:29:52.320
‫افسر اس‌اس استفن بارتزکی

00:29:57.000 --> 00:29:59.440
‫اینجا جزئیاتی مربوط به شرکت حقوقی

00:30:00.240 --> 00:30:02.240
‫و کنسولگری آلمان نوشته شده

00:30:09.160 --> 00:30:11.160
‫و با این دیگه رفع زحمت می‌کنیم

00:30:34.240 --> 00:30:37.400
‫- سلام 
‫- سلام

00:30:38.240 --> 00:30:42.440
‫- امروز چه روزیه؟ 
‫- پنج شنبه. دیروز حرف زدیم

00:30:43.680 --> 00:30:45.680
‫آره؟

00:30:46.600 --> 00:30:47.680
‫بیا تو

00:30:55.960 --> 00:30:59.160
‫- واسه خوندن تو آوردم 
‫- بله، می‌خونمش

00:30:59.920 --> 00:31:02.480
‫این بار، روی تو و گیتا تمرکز کردم

00:31:03.040 --> 00:31:06.120
‫راستش خیلی هیجان دارم که بخونیش

00:31:08.160 --> 00:31:10.480
‫شاید بالاخره فهمیدم که چطور این داستان رو تعریف کنم

00:31:10.960 --> 00:31:12.920
‫خوبه

00:31:14.040 --> 00:31:16.040
‫و داری لبخند می‌زنی

00:31:16.880 --> 00:31:18.880
‫آره

00:31:22.840 --> 00:31:24.840
‫ولی خودت چطوری؟

00:31:26.280 --> 00:31:28.720
‫زیاد نخوابیده‌م

00:31:34.840 --> 00:31:38.240
‫گذشته الان اینجا پیش ماست

00:31:41.120 --> 00:31:46.560
‫می‌دونی، ما اردوگاه رو ترک کردیم، 
‫اسلواکی رو ترک کردیم...

00:31:47.760 --> 00:31:49.840
‫و بعدش از اینجا سر در آوردیم

00:31:50.200 --> 00:31:54.120
‫گذشته‌مون مثل یه سگ هار دنبالمون کرد

00:31:55.600 --> 00:32:00.080
‫گفتی «شاد و خرم»، اما پر مشقت بودش

00:32:01.080 --> 00:32:07.920
‫گیتا برای سال‌ها خیلی غمگین بود. 
‫همراه با تمام اون کابوس‌ها

00:32:17.160 --> 00:32:19.160
‫- برات آب میارم 
‫- نه

00:32:20.200 --> 00:32:23.400
‫چطوره تو بشینی؟ من برامون آب میارم

00:32:29.640 --> 00:32:32.200
‫- گیتا... 
‫- باید این کارت‌ها رو امضا کنی

00:32:32.280 --> 00:32:34.080
‫این یکی واسه دومین تولد لوئیزـه،

00:32:34.200 --> 00:32:36.720
‫و دوقلوهای جینا و جوئل پنج ساله شدند

00:32:45.480 --> 00:32:47.480
‫لالی...

00:32:50.360 --> 00:32:52.360
‫بیا

00:32:52.440 --> 00:32:54.440
‫ممنونم

00:33:02.000 --> 00:33:03.960
‫به گیتا فکر می‌کردی؟

00:33:06.880 --> 00:33:09.960
‫همه اینها همان زمان اتفاق اُفتادن

00:33:10.760 --> 00:33:12.760
‫همه چی، لالی؟

00:33:16.840 --> 00:33:19.400
‫دوباره و دوباره

00:33:45.440 --> 00:33:47.640
‫دکتر شگفت‌انگیز خیابان کوهن

00:33:49.960 --> 00:33:51.960
‫ما همه چیز رو امتحان کردیم

00:33:52.560 --> 00:33:54.560
‫هیچ‌چیز جواب نمیده

00:33:57.920 --> 00:34:00.720
‫فکر می‌کردم به مرور زمان خوب میشم

00:34:02.600 --> 00:34:05.040
‫ زن‌های دیگه‌ای که اونجا بودند، حالشون خوب شده

00:34:07.320 --> 00:34:09.320
‫حتماً ازم متنفری

00:34:09.920 --> 00:34:11.440
‫نه

00:34:12.080 --> 00:34:14.080
‫نه، هرگز

00:34:15.560 --> 00:34:17.560
‫من خیلی واسه‌ت خوشحالم

00:34:44.600 --> 00:34:45.760
‫بیا

00:34:48.920 --> 00:34:50.920
‫ممکنه سرد بشه

00:34:51.360 --> 00:34:54.520
‫- شب بخیر 
‫- گیتا...

00:35:07.760 --> 00:35:09.760
‫بفرما

00:35:11.280 --> 00:35:13.680
‫پنیر و ترشی

00:35:14.160 --> 00:35:17.320
‫لالی، بفرما. بیا یه چیزی بخور

00:35:20.320 --> 00:35:23.960
‫- ممنونم 
‫- اوه، نوش جانت

00:35:33.920 --> 00:35:36.440
‫لالی، باید باهام حرف بزنی

00:35:37.360 --> 00:35:39.360
‫من کم کم دارم نگران میشم

00:35:40.640 --> 00:35:44.760
‫- حالت خوش نیستش؟ 
‫- نه، من مریض نیستم

00:35:48.040 --> 00:35:50.800
‫- هدر... 
‫- بله، دوست من، چی شده؟

00:35:56.080 --> 00:35:58.160
‫این واسه کتاب نیستش

00:36:03.600 --> 00:36:05.040
‫باشه

00:36:15.400 --> 00:36:18.680
‫- بارتزکی 
‫- اون یه هیولا بودش

00:36:20.800 --> 00:36:22.800
‫می‌دونم اون کی بودش

00:36:27.000 --> 00:36:29.000
‫یادته برامون چیکار کردش؟

00:36:32.920 --> 00:36:34.480
‫چی؟

00:36:41.480 --> 00:36:43.480
‫جدی‌ای؟

00:36:48.240 --> 00:36:50.240
‫کاری که برامون کرد؟

00:36:54.080 --> 00:36:56.240
‫حاضری جلوی کل وایستی بگی که

00:36:56.360 --> 00:36:58.800
‫- اون آدم خوبی بوده؟ 
‫- نمی‌دونم

00:37:00.040 --> 00:37:02.040
‫عقل‌ات رو از دست دادی؟

00:37:02.880 --> 00:37:05.600
‫- نمیشه فقط در موردش حرف بزنیم؟ 
‫- راجع به چیش حرف بزنیم؟

00:37:05.680 --> 00:37:08.240
‫- خیلی چیزهاش! 
‫- چه چیزهایی؟

00:37:11.600 --> 00:37:13.600
‫چرا...

00:37:14.600 --> 00:37:16.600
‫چرا همیشه خدا اینقدر عصبانی؟

00:37:21.240 --> 00:37:23.240
‫نمی‌دونم چیکار کنم

00:37:24.880 --> 00:37:27.320
‫- بگو چیکار کنم 
‫- من نمی‌تونم بهت بگم چیکار کنی

00:37:27.400 --> 00:37:29.920
‫البته که می‌تونی. من واسه تو هر کاری می‌کنم

00:37:33.880 --> 00:37:35.880
‫لالی، من بسمه

00:37:39.600 --> 00:37:42.120
‫من نمی‌تونم اینجوری ادامه بدم

00:37:43.920 --> 00:37:45.920
‫- تو هم نمی‌تونی 
‫- چی؟

00:37:47.120 --> 00:37:49.120
‫من نمی‌تونم چیزی رو که می‌خوای بهت بدم

00:37:51.400 --> 00:37:54.480
‫- خونواده‌ای که می‌خوای 
‫- گیتا، تو تنها چیزی هستی که من می‌خوام

00:37:54.480 --> 00:37:56.440
‫- ما همه‌ش در حال بدو بدوییم و پیرتر میشیم 
‫- گیتا، بس کن!

00:38:03.640 --> 00:38:05.640
‫من دارم مجازات میشم؟

00:38:06.720 --> 00:38:08.360
‫یا تو؟

00:38:14.360 --> 00:38:16.320
‫من می‌خوام برم اروپا...

00:38:20.720 --> 00:38:22.720
‫خونه‌ام رو ببینم

00:38:23.960 --> 00:38:25.640
‫سیلکا...

00:38:27.040 --> 00:38:31.640
‫دختر استر، میمی، الان شونزده سالشه. 
‫می‌خوام ببینمش

00:38:37.600 --> 00:38:40.320
‫- من برای این وضعیت کاری از دستم برنمیادش 
‫- برنمیادش

00:38:46.200 --> 00:38:48.240
‫نمی‌دونستم که برمی‌گرده یا نه

00:38:52.680 --> 00:38:55.720
‫پس، حالا، باید اون اظهارنامه رو می‌نوشتم

00:39:00.280 --> 00:39:03.120
‫من می‌خوام حقیقت رو بگم، می‌دونی؟

00:39:06.320 --> 00:39:08.320
‫اما حقیقت چیه؟

00:39:12.960 --> 00:39:15.400
‫چطوره می‌تونم بدونم چه چیزی درسته؟

00:39:32.200 --> 00:39:34.200
‫تو برام مثل یه برادر بودی

00:40:09.440 --> 00:40:11.400
‫من اظهارنامه رو نوشتم،

00:40:12.040 --> 00:40:14.600
‫و بردم سفارت آلمان...

00:40:15.800 --> 00:40:18.000
‫و اون‌ها هم به دفتر حقوقی فرستادنش...

00:40:19.320 --> 00:40:21.560
‫و من دیگه هرگز ازشون خبری نشنیدم

00:40:23.000 --> 00:40:25.160
‫یادته چی نوشتی؟

00:40:32.640 --> 00:40:35.640
‫اینکه در گزینش‌ها حضور داشت...

00:40:37.880 --> 00:40:40.960
‫که من شاهد قتل عده زیادی به دست اون بودم...

00:40:44.000 --> 00:40:48.040
‫گاهی اوقات صرفاً به این
دلیل ‫که حالش گرفته بود

00:40:51.160 --> 00:40:53.160
‫اون به زندان افتادش

00:40:58.080 --> 00:41:00.840
‫من راجع به این محاکمه‌ها خوندم، لالی

00:41:02.960 --> 00:41:04.960
‫بارتزکی...

00:41:05.600 --> 00:41:07.600
‫خودش رو کشت

00:41:10.160 --> 00:41:13.120
‫اون یه روانی بی‌رحم بودش

00:41:18.040 --> 00:41:22.080
‫و اگه بخاطر اون نبود من امروز زنده نبودم

00:41:29.640 --> 00:41:32.400
‫و من باید تمام عمرم رو 
‫با دونستن این زندگی کنم

00:42:19.560 --> 00:42:21.520
‫خیلی خوشگل شدی

00:42:24.480 --> 00:42:25.560
‫خودتم همین‌طور

00:42:43.360 --> 00:42:45.960
‫من به آپارتمان قدیمی‌مون در براتیسلاوا رفتم

00:42:47.320 --> 00:42:49.400
‫داشتم به این که چون میز نداشتیم

00:42:49.520 --> 00:42:51.520
‫رو زمین می‌نشستیم، فکر می‌کردم

00:42:55.080 --> 00:42:57.080
‫اینکه چه امیدهایی تو ذهن داشتیم

00:42:59.120 --> 00:43:01.120
‫اینکه چقدر شاد بودیم

00:43:19.320 --> 00:43:21.320
‫لالی...

00:43:22.440 --> 00:43:24.640
‫چیزی نمونده بود که هواپیما رو از دست بدم

00:43:29.360 --> 00:43:31.320
‫خیلی مریض بودم

00:43:31.880 --> 00:43:33.480
‫مریض؟

00:43:35.200 --> 00:43:37.160
‫چرا بهم نگفتی؟

00:43:38.520 --> 00:43:43.280
‫رفتم دکتر، و گفتش مریضم...

00:43:47.960 --> 00:43:49.920
‫چون باردار بودم

00:43:52.520 --> 00:43:54.520
‫تو... چی؟

00:43:55.840 --> 00:43:58.160
‫گیتا... نه...

00:44:15.960 --> 00:44:18.520
‫گمونم دوست دارم که به اونجا برگردم

00:44:21.240 --> 00:44:23.440
‫آره، به بیرکنائو، به اردوگاه

00:44:26.760 --> 00:44:30.560
‫فکر می‌کردم دیگه هرگز به اروپا برنمی‌گردی

00:44:32.440 --> 00:44:36.720
‫می‌دونم، هیچ‌وقت نمی‌خواستم، ولی الان...

00:44:38.760 --> 00:44:40.760
‫قبول می‌کنی باهام بیای؟

00:44:42.920 --> 00:44:45.040
‫لالی، عه، این...

00:44:50.440 --> 00:44:52.720
‫بهتر نیست با پسرت این کار رو انجام بدی؟

00:44:56.920 --> 00:44:59.400
‫ما هرگز راجع به گذشته باهاش صحبت نکردیم

00:45:05.000 --> 00:45:06.640
‫البته اون می‌دونست

00:45:06.720 --> 00:45:10.000
‫اون کابوس‌های مادرش رو می‌دید

00:45:10.720 --> 00:45:12.920
‫آدم هیچ‌وقت نمی‌خواد بچه‌هاش دردش رو ببینند

00:45:13.960 --> 00:45:15.960
‫اما اون دیدش

00:45:18.280 --> 00:45:20.600
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اینقدر چیز بهت بگم

00:45:21.520 --> 00:45:24.600
‫و حالا که می‌دونی، پس باهام بیا

00:45:26.160 --> 00:45:28.200
‫مردم احتمالاً فکر کنند که تو دختر منی

00:45:29.080 --> 00:45:33.200
‫- یا پرستارت 
‫- هی، بسه دیگه، شا!

00:45:39.440 --> 00:45:41.440
‫لالی خیلی خوشحال میشم...

00:45:43.360 --> 00:45:45.120
‫اگر که مطمئنی

00:45:45.200 --> 00:45:47.720
‫من می‌خوام برگردم به اردوگاه...

00:45:49.000 --> 00:45:51.000
‫به بیرکنائو...

00:45:52.240 --> 00:45:54.200
‫تا با این چشمای پیر ببینمش

00:45:55.840 --> 00:45:57.840
‫و با تو در کنارم...

00:45:58.920 --> 00:46:00.920
‫خیلی خوشحال میشم

00:47:23.200 --> 00:47:31.080
لالی سکالوف در سوم اکتبر در ٢٠٠٦ در آرامش فوت کرد

00:47:33.440 --> 00:47:38.640
و به اشترک گذاشن داستان لالی
با دنیا تبدیل به ماموریت هدر شد

00:47:38.800 --> 00:47:42.440
یازده سال طول کشید تا او ناشری برای کتابش پیدا کند

00:47:50.960 --> 00:48:43.640
[منبع: موزه و یادبود آشویتس بیرکنائو]
‫شش میلیون یهودی در هولوکاست جان خود را از دست دادند.
‫که تنها یک میلیون از آن‌ها در آشویتس از بین رفتند
اکثریت آن‌ها به محض رسیدن به اردوگاه
در اتاق‌های گاز پس از گزینش کشته شدند
آشویتس بزرگترین اردوگاه کار اجباری
آلمان و مرکز کشتار جمعی یهودیان بود
‫قریب به ٨٢٠٠ پرسنل اس‌اس در آشویتس خدمت کردند.
‫تنها حدود ده درصد از آن‌ها برای جرایمشان محاکمه شدند
‫مابین سال‌های ١٩٤٠ و ١٩٤٥، آلمان نازی
‫حداقل ١.٣ میلیون یهودی را به آشویتس دیپورت کرد
‫١.١٠٠.٠٠٠ میلیون نفر یهودی
‫١٤٠.٠٠٠ هزار نفر لهستانی
‫٢٣.٠٠٠ هزار نفر رومانیایی
‫١٥.٠٠٠ هزار نفر اسیر جنگی روسی
‫٢٥٠٠٠ هزار نفر از سایر ملل، اقوام و گروه‌ها
‫٢٣٢.٠٠٠ هزار نفر از دیپورتی‌ها از کودکان بودند که تنها
‫٧٠٠ نفر از آن‌ها در روز ٢٧ ژانویه سال ١٩٤٥ آزاد شدند
‫١.١ میلیون نفر از کسانی که به
‫آشویتس دیپورت شده بودند به قتل رسیدند

00:48:55.640 --> 00:48:57.880
‫- آماده‌ای؟ 
‫- آره

00:48:57.960 --> 00:49:00.280
‫- هر زمان خواستیم می‌تونیم دست نگه‌دایم، باشه؟ 
‫- باشه

00:49:00.720 --> 00:49:01.960
‫خوبه

00:49:02.080 --> 00:49:06.360
‫مصاحبه با لو سکالوف، ٢١ فوریه ٢٠٠٤

00:49:07.120 --> 00:49:08.560
‫اسمت رو میگی، لطفاً؟

00:49:08.640 --> 00:49:10.800
‫اسم من لو ساکالوف‌ـه

00:49:10.880 --> 00:49:12.440
‫این اسمی که باهاش به دنیا اومدید؟

00:49:12.520 --> 00:49:15.800
‫نه، من با اسم لودویگ آیزنبرگ به دنیا اومدم

00:49:16.440 --> 00:49:20.400
‫- به چه اسمی معروف هستی؟ 
‫-لالی. بهم می‌گفتند لالی

00:49:20.960 --> 00:49:24.280
‫- ازدواج کردی، لالی؟ 
‫- نه، من متاهل بودم

00:49:24.800 --> 00:49:28.560
‫- اسم همسرت چی بود؟ 
‫- گیتا. گیتا ساکالوف

00:49:29.680 --> 00:49:33.560
‫- تو و گیتا کجا با هم آشنا شدید؟ 
‫- تو آشویتس بیرکنائو همو دیدیم

00:49:35.160 --> 00:49:38.400
‫منو از خونه پدر و مادرم بردند

00:49:38.520 --> 00:49:41.680
‫و مثل یه حیوون منتقلم کردن...

00:49:44.960 --> 00:49:46.960
‫به یه مکان نامعلوم

00:49:54.440 --> 00:49:55.720
‫من یه خالکوب بودم،