WEBVTT

00:00:01.120 --> 00:00:04.880
‫آلاسکا، آخرین مرز آمریکا

00:00:04.920 --> 00:00:07.680
‫مکانی در نزدیکی تمدن

00:00:07.720 --> 00:00:11.360
‫آب و هوای متنوع، حیات وحش و بیابان

00:00:11.400 --> 00:00:13.520
‫ووهو!

00:00:13.560 --> 00:00:14.960
‫من "سو پرکینز"ئم

00:00:15.000 --> 00:00:19.200
‫من اومدم اینجا تا ببینم زندگی
‫تو این سرزمین دقیقا چه‌جوریه

00:00:19.240 --> 00:00:21.720
‫معمولا مردم اینجا خوش می‌گذرونن

00:00:25.000 --> 00:00:27.640
‫من زیبایی طبیعی آلاسکا رو کشف می‌کنم

00:00:27.680 --> 00:00:28.760
‫وای، خدای من

00:00:28.800 --> 00:00:30.640
‫تاریخچه‌ی الهام‌بخشش رو کشف می‌کنم

00:00:30.680 --> 00:00:32.320
‫ببین چقدر خوشگله!

00:00:32.360 --> 00:00:34.520
‫تو قرن 20 بود که قطعه قطعه‌شو ساختن

00:00:34.560 --> 00:00:37.080
‫و با آدمای معرکه‌ای آشنا بشم
‫که به اونجا می‌گن، "خونه"

00:00:39.040 --> 00:00:42.000
‫- یعنی تا حالا پنیر سر گاو رو نخوردی؟
‫- اصلا پنیر سر نخوردم!

00:00:42.040 --> 00:00:44.880
‫تو سفری که می‌تونم با ترسام مواجه شم

00:00:44.920 --> 00:00:46.280
‫می‌خوای یه تفنگ دستت بگیری؟

00:00:46.320 --> 00:00:48.480
‫امکان نداره من بتونم چیزی رو بکشم

00:00:48.520 --> 00:00:52.400
‫مهارت‌های زنده موندن و
‫شایدم عقلانیتمو امتحان کنم

00:00:52.440 --> 00:00:55.680
‫خیلی‌خب، لطفا یه عکس ازش
‫بگیر، تنها

00:00:55.720 --> 00:00:58.960
‫هنوز نمی‌دونم چرا این کارو می‌کنیم،
‫ولی از هر لحظه‌ش دارم لذت می‌برم

00:00:59.000 --> 00:01:01.320
‫این روش آلاسکاییه
‫همینطوری می‌رن وسط بیابون

00:01:01.360 --> 00:01:04.840
‫تو یه دستشون اسلحه‌ست،
‫تو اون یکی دستمال توالت

00:01:04.880 --> 00:01:07.480
‫در طول این سریال،

00:01:07.520 --> 00:01:09.880
‫من در حیات وحش جلوتر و جلوتر می‌رم

00:01:11.560 --> 00:01:14.320
‫تا چالش‌های این کشور
‫بزرگ رو آشکار کنم

00:01:14.360 --> 00:01:16.160
‫اونا بیسکوییتن؟

00:01:16.200 --> 00:01:20.120
‫ببینم می‌تونم یاد بگیرم چطور تو
‫برهوت آلاسکا زنده بمونم یا نه

00:01:20.160 --> 00:01:23.040
‫من آماده نیستم
‫من واسه‌ش آماده نیستم!

00:01:23.080 --> 00:01:24.720
‫تنهام نذارین!

00:01:32.480 --> 00:01:34.840
‫بعد از 14 ساعت پرواز
‫و یه توقف کوتاه تو سیاتل،

00:01:34.880 --> 00:01:36.200
‫من رسیدم،

00:01:36.240 --> 00:01:39.560
‫به یه آب و هوای خیلی انگلیسی

00:01:39.600 --> 00:01:41.920
‫خیلی برای این سفر هیجان‌زده‌ام

00:01:41.960 --> 00:01:45.400
‫منظورم، بزرگ‌ترین و
‫نامحبوب‌ترین ایالت آمریکاست

00:01:45.440 --> 00:01:49.440
‫که به مناظر خارق‌العاده و
‫حیوونای باورنکردنیش معروفه

00:01:49.480 --> 00:01:51.400
‫اونجا جاییه که آدما توش ناپدید می‌شن

00:01:51.440 --> 00:01:54.680
‫تا از دست باقی دنیا قایم شن
‫و بتونن دوباره خودشونو بسازن

00:01:54.720 --> 00:01:57.640
‫و آخرین ماجراجوییِ واقعی رو تجربه کنن

00:01:57.680 --> 00:01:59.840
‫آماده‌ام برم؟

00:01:59.880 --> 00:02:02.240
‫معلومه که نه!
‫ولی قراره امتحانش کنم؟

00:02:02.280 --> 00:02:04.480
‫البته!
‫چیزی هم یاد گرفتم؟

00:02:04.520 --> 00:02:08.440
‫بله، تا اینجای کار، یاد گرفتم که
‫کت و شلوار، برای

00:02:08.480 --> 00:02:11.560
‫تا اینجا یخ‌بندون‌ترین
‫وضعیت آب و هوایی مناسب نیست

00:02:11.600 --> 00:02:14.320
‫کسی می‌دونه یه کت
‫کلفت از کجا می‌تونم بیارم؟

00:02:14.360 --> 00:02:18.280
‫از شرق، کانادا، و از غرب،
‫روسیه احاطه‌ش کردن

00:02:18.320 --> 00:02:20.840
‫آلاسکا صدها مایل از باقیِ

00:02:20.880 --> 00:02:22.480
‫ایالات متحده جدا شده

00:02:22.520 --> 00:02:25.560
‫تو این قسمت، من می‌خوام
‫از بزرگ‌ترین شهر آلاسکا،

00:02:25.600 --> 00:02:28.920
‫"آنکوریج"، تا "هومر"، جنوبِ
‫شبه‌جزیره‌ی "کینای" سفر کنم

00:02:32.640 --> 00:02:35.760
‫و در امتداد مسیر، من به جای
‫دویدن، می‌خورم زمین

00:02:37.080 --> 00:02:40.960
‫...از نزدیک با یه سری
‫حیوونای بزرگ آشنا می‌شم...

00:02:41.000 --> 00:02:42.800
‫واقعا باورنکردنیه

00:02:42.840 --> 00:02:45.120
‫دارم سعی می‌کنم، تو برخورد با
‫یه خرس آرامش خودمو حفظ کنم

00:02:45.160 --> 00:02:47.880
‫و با واقعیت زندگی روی زمین روبه‌رو می‌شم

00:02:47.920 --> 00:02:50.160
‫یکی اون بدبختو خلاص کنه

00:02:55.040 --> 00:02:58.120
‫آلاسکا کشور خرس‌هاست
‫و خرس‌ها موجوداتی‌ان،

00:02:58.160 --> 00:03:00.600
‫که من مادامی که اینجام،
‫خیلی دوست دارم ببینمشون

00:03:00.640 --> 00:03:03.120
‫هرچند، علی‌رغم محبوبیتِ گوگولیِ

00:03:03.160 --> 00:03:05.480
‫"پدینگتون"، "یوگی" و "پو"

00:03:05.520 --> 00:03:08.800
‫من می‌دونم که اتفاقا می‌تونن
‫خیلی هم خطرناک باشن

00:03:08.840 --> 00:03:10.600
‫برای همین واسه خودم
‫یه کلاس آموزشی ثبت‌نام کردم

00:03:10.640 --> 00:03:12.640
‫- تو باید سو باشی؟
‫- بله، از دیدنت خوشحالم

00:03:12.680 --> 00:03:15.160
‫- سلام، من "برایان هورنر" هستم
‫- سلام، برایان، خیلی خوشوقتم

00:03:15.200 --> 00:03:17.120
‫- سلام، سلام، چطوری؟
‫- سلام، "پاتریک نفیو"

00:03:17.160 --> 00:03:18.200
‫این پاتریکه

00:03:18.240 --> 00:03:20.680
‫من متوجه شدم شما برای سفر من به صحرا،

00:03:20.720 --> 00:03:22.480
‫آدمای تو دلِ ماجرا برویی هستین

00:03:22.520 --> 00:03:25.040
‫ما مدرسه‌ی "جون سالم
‫به در بردن" تو آلاسکاییم

00:03:25.080 --> 00:03:27.080
‫38 ساله که داریم فعالیت می‌کنیم

00:03:27.120 --> 00:03:31.000
‫بیش از 130 هزار خرس تو آلاسکا وجود داره

00:03:31.040 --> 00:03:33.160
‫که شامل سه گونه مختلف می‌شه

00:03:33.200 --> 00:03:35.360
‫سیاه، قهوه‌ای، قطبی

00:03:35.400 --> 00:03:37.800
‫تو آلاسکا،
‫شما هیچ‌وقت دور از یه خرس نیستین

00:03:37.840 --> 00:03:40.560
‫پس اگه امروز برین تو جنگل،

00:03:40.600 --> 00:03:42.480
‫بهتره با خودتون اسپری
‫مخصوص خرسا رو داشته باشین

00:03:42.520 --> 00:03:44.840
‫پس، اتفاقی که میفته،
‫اینه که خرسا آدما رو نمی‌کشن

00:03:44.880 --> 00:03:47.360
‫خرس اونا رو چنگ می‌زنه و سوراخ‌سوراخشون
‫می‌کنه، که البته به همون وحشتناکیه

00:03:47.400 --> 00:03:48.960
‫چون آسیبی که می‌زنن جدیه

00:03:49.000 --> 00:03:51.160
‫من خودم اسپری رو خیلی توصیه می‌کنم

00:03:51.200 --> 00:03:53.360
‫آره،
‫یه وسیله‌ی غیرکشنده‌ست

00:03:53.400 --> 00:03:55.320
‫- می‌خوای واسه خودمو بهت نشون بدم؟
‫- آره

00:03:55.360 --> 00:03:56.960
‫اوه، از چیزی که فکر می‌کردم کوچیک‌تره

00:03:57.000 --> 00:03:59.600
‫به دلایلی فکر می‌کردم اسپری
‫خرس باید انقدری باشه

00:03:59.640 --> 00:04:02.440
‫- مثل کارتون...
‫- باید مثل یه شعله‌افکن بندازیش پشتت

00:04:02.480 --> 00:04:04.760
‫اینایی که ضامن دارن رو
‫برای آموزشی استفاده می‌کنیم

00:04:04.800 --> 00:04:07.480
‫هر چقدر اسپری رو از خودت دورتر بگیری،

00:04:07.520 --> 00:04:09.200
‫کمتر به خوردت می‌ره

00:04:09.240 --> 00:04:12.080
‫مهم‌ترین عنصر موجود در
‫اسپری خرس، "کپسایسین"ئه

00:04:12.120 --> 00:04:13.880
‫چیزی که تو فلفل چیلی یافت می‌شه

00:04:13.920 --> 00:04:15.280
‫اوه، دوست ندارم حتی یه ذره‌شم بخورم

00:04:15.320 --> 00:04:17.920
‫خب، باید بگم 3 درصد از آدمایی
‫که از این اسپری استفاده می‌کنن،

00:04:17.960 --> 00:04:19.680
‫ظرف سه ثانیه میفتن رو زمین و

00:04:19.720 --> 00:04:21.880
‫- از حال می‌رن
‫- اون منم

00:04:21.920 --> 00:04:24.320
‫البته من برعکسشم عمل می‌کنم
‫اول اینطوری می‌شم که، "برو گمشو، خرسه"

00:04:24.360 --> 00:04:26.760
‫و بعد می‌زنم صورتمو
‫با اسپری فلفل می‌ترکونم

00:04:26.800 --> 00:04:29.520
‫ما می‌خوایم یه میدون حفاظتی درست کنیم
‫و بعد به اسپری کردن ادامه می‌دیم

00:04:29.560 --> 00:04:32.120
‫ادامه بده

00:04:32.160 --> 00:04:34.640
‫و تا جایی که می‌شه
‫مواد شیمیایی پخش می‌کنیم

00:04:34.680 --> 00:04:37.480
‫خیلی‌خب، کل محل رو با اسپری خفه می‌کنیم

00:04:37.520 --> 00:04:40.520
‫وقتی خرس از این حمله عبور می‌کنه،
‫چون هنوز انگیزه‌ی حمله درش هست

00:04:40.560 --> 00:04:42.320
‫- چی؟
‫- بعضی وقتا

00:04:42.360 --> 00:04:46.600
‫اگه یه خرس تو رو بزنه،
‫نباید همینطوری وایسی روبه‌روش

00:04:46.640 --> 00:04:48.120
‫باشه؟ تو باید صورتت رو

00:04:48.160 --> 00:04:50.360
‫مستقیم تو گِل فرو ببری

00:04:50.400 --> 00:04:52.520
‫می‌خوابی زمین و صورتتو می‌مالی به گِل

00:04:52.560 --> 00:04:54.160
‫اوه، من تو زمین خوردن کارم خوبه

00:04:54.200 --> 00:04:56.520
‫برایان نشون داد چطور باید اون کارو بکنم

00:04:56.560 --> 00:04:58.560
‫قبل از اینکه با دستکش بوکس منو بزنه

00:04:58.600 --> 00:05:01.120
‫و نشون بده که یک خرس
‫چطور حمله می‌کنه

00:05:01.160 --> 00:05:04.040
‫البته اگه خرس دستکش بوکس می‌داشت

00:05:04.080 --> 00:05:06.240
‫اسپری کن، اسپری کن، اسپری کن!

00:05:06.280 --> 00:05:08.560
‫اومدم، بوم، بوم، بوم
‫رو زمین بمون

00:05:08.600 --> 00:05:11.840
‫حالا وقتش رسیده که اون تمرینا
‫رو تو دنیای واقعی امتحان کنم

00:05:11.880 --> 00:05:16.080
‫به نظر شبیه به جاییه
‫که قرار توش بمیرم

00:05:16.120 --> 00:05:19.880
‫البته قبل از اینکه بمیرم،
‫برایان یه هدیه برام داشت

00:05:19.920 --> 00:05:22.760
‫خب، به اینا می‌گن، طناب نجات

00:05:22.800 --> 00:05:26.000
‫می‌شه با کمربند خفاشی
‫بتمن و رابین مقایسه‌ش کرد

00:05:26.040 --> 00:05:28.200
‫اوه، پس هر چی لازم دارم هست

00:05:28.240 --> 00:05:30.840
‫چاقو، چراغ‌قوه،
‫یه ماژیک جادویی

00:05:30.880 --> 00:05:33.080
‫مردم همیشه براشون سواله که
‫"اون چرا هست؟" این برای یادداشت‌برداریه

00:05:33.120 --> 00:05:35.400
‫از اونجایی که اختلال توجه دارم،
‫باید همه چیزو بنویسم

00:05:35.440 --> 00:05:39.600
‫ولی همچنین، هر چقدر بیشتر اون بیرون بمونی،

00:05:39.640 --> 00:05:41.840
‫این قضیه مهم‌تر می‌شه

00:05:41.880 --> 00:05:44.440
‫- خیلی‌خب
‫- این منم بعد از ده دقیقه

00:05:44.480 --> 00:05:46.640
‫من و برایان دیگه از هم خداحافظی کردیم

00:05:46.680 --> 00:05:50.560
‫و برای اولین بار، من تنهایی
‫در حیات وحش قدم گذاشتم

00:05:50.600 --> 00:05:52.760
‫اگه یه پارک عادی بود،
‫احساس بهتری می‌داشتم

00:05:52.800 --> 00:05:56.440
‫ولی ظاهرا، 13 تا خرس تو این منطقه وجود داره

00:05:56.480 --> 00:05:59.160
‫برایان هم مثل من اختلال کم‌توجهی داره

00:05:59.200 --> 00:06:02.320
‫اون گفت که یکی از مهم‌ترین
‫کارایی که می‌شه با این ماژیک کرد،

00:06:02.360 --> 00:06:06.040
‫اینه که، خودتو مشغول نگه داری
‫برای همین، منم دارم کاری که گفته رو...

00:06:06.080 --> 00:06:09.560
‫فقط می‌خوام این گوشه یه کاراکتر بکشم
‫عاشقش شدم

00:06:10.800 --> 00:06:12.960
‫- نه، نه، نه
‫- اسپری کن، اسپری کن

00:06:13.000 --> 00:06:14.680
‫- اسپری کن!
‫- نه!

00:06:20.720 --> 00:06:22.840
‫ای عوضی!

00:06:22.880 --> 00:06:24.160
‫واقعا آشغالی

00:06:26.680 --> 00:06:29.200
‫- وای خدای من
‫- واقعا ترسناک بود

00:06:29.240 --> 00:06:31.400
‫"پاتریک" تویی؟

00:06:31.440 --> 00:06:33.760
‫واقعا عوضی‌ای

00:06:33.800 --> 00:06:36.480
‫- اسپری‌ئت چی شد؟
‫- گیر کرده بود

00:06:36.520 --> 00:06:39.080
‫نه، گیر نکرده بود، من هنگ کرده بودم

00:06:39.120 --> 00:06:41.640
‫ولی خوشبختانه، برایان یه شانس دیگه بهم داد

00:06:43.920 --> 00:06:46.080
‫اوه، دارم بهت هشدار می‌دم، خرسه
‫نه، نه

00:06:46.120 --> 00:06:48.920
‫نه! عقب بمون،
‫همون‌جا بمون

00:06:48.960 --> 00:06:50.040
‫همون‌جا بمون

00:06:56.880 --> 00:06:58.480
‫باشه، بیا از این طرف

00:06:58.520 --> 00:07:00.200
‫آره، بیا هوا بخور

00:07:00.240 --> 00:07:02.240
‫حالا فهمیدی من از چی درست شدم
‫هیچی

00:07:02.280 --> 00:07:03.920
‫فقط قسم خوردم و فرار کردم

00:07:03.960 --> 00:07:06.440
‫باید انتظار همچین چیزی رو از من می‌داشتی

00:07:06.480 --> 00:07:08.200
‫دقیقا
‫چون تو یه سوسیس بازیگوشی

00:07:08.240 --> 00:07:09.720
‫ولی، خدای من
‫این شوخی افتضاح بود!

00:07:09.720 --> 00:07:12.120
‫ببخشید که قسم خوردم، خیلی
‫بی‌ادبانه بود، اصلا شبیه انگلیسیا نبودم

00:07:12.160 --> 00:07:14.600
‫ولی من همین مدلی‌ام،
‫فکر کنم افتادم واقعا

00:07:14.640 --> 00:07:18.640
‫از یه مرد گنده تو لباس پشمی ترسیده بودم

00:07:18.680 --> 00:07:21.200
‫این خصلت اصلا با حیات وحش جور درنمیاد

00:07:21.240 --> 00:07:23.240
‫این بالا قراره کلی بهت خوش بگذره

00:07:23.280 --> 00:07:25.480
‫بعدا که از اینجا رفتی هم می‌دونم که می‌ری

00:07:25.520 --> 00:07:28.480
‫به یه عالمه جاهای خوب دیگه

00:07:28.520 --> 00:07:30.960
‫من خیلی چیزا راجع به آلاسکا و
‫حیات وحش یاد گرفتم

00:07:31.000 --> 00:07:32.360
‫یاد گرفتم چطور از خودم مراقبت کنم

00:07:32.400 --> 00:07:36.080
‫اسپری فلفل زدم،
‫کمربند نجات بستم

00:07:36.120 --> 00:07:37.600
‫برای همین الان حس مطمئن‌تری دارم

00:07:37.640 --> 00:07:41.160
‫برای رفتن به اون محیط
‫اعتماد به نفس و قدرت گرفتم

00:07:41.200 --> 00:07:43.360
‫می‌خوام امتحانش کنم،
‫و ازش جون سالم به در ببرم

00:07:43.400 --> 00:07:47.000
‫بعدش یه ایمیل 5 صفحه‌ای
‫به نماینده‌ام می‌زنم

00:07:47.040 --> 00:07:49.480
‫و سردرمیارم که کی...
‫کی از بین شماها...

00:07:49.520 --> 00:07:51.960
‫با خودش فکر کرده که ترسوندن
‫من با یه خرس تقلبی

00:07:52.000 --> 00:07:54.520
‫تا سرحد مرگ اشکالی نداره، فهمیدین؟

00:07:55.680 --> 00:07:58.080
‫در ادامه، سفر من با یک انفجار شروع می‌شه...

00:07:58.120 --> 00:07:59.800
‫اوه، خدای من

00:07:59.840 --> 00:08:02.800
‫و من از نزدیک، با یه گوزن لجباز آشنا می‌شم

00:08:02.840 --> 00:08:04.920
‫تو رو خدا
‫تمومش کن

00:08:15.880 --> 00:08:18.320
‫من در کشور فوق‌العاده‌ی آلاسکا هستم

00:08:18.360 --> 00:08:20.720
‫برای اینکه ببینم می‌تونم از
‫لبه‌ی زمین جون سالم به در ببرم، یا نه

00:08:20.760 --> 00:08:22.920
‫آنکوریج رو پشت سر گذاشتم

00:08:22.960 --> 00:08:25.280
‫و در حال سفر به شهری با اسمی هیجان‌انگیز،

00:08:25.320 --> 00:08:27.040
‫'به نام "کوه بارد" آلاسکا هستم

00:08:27.080 --> 00:08:29.640
‫من اولین کسی نیستم
‫که به این سفر اومدم

00:08:29.680 --> 00:08:33.800
‫سال 1778، یه سگ پیر
‫دریایی به این اطراف سفر کرده

00:08:36.320 --> 00:08:38.440
‫چیزی که من درباره‌ی کاپیتان کوک یادمه،

00:08:38.480 --> 00:08:40.920
‫اینه که اون رو مسیرا حساس بود

00:08:40.960 --> 00:08:43.440
‫یا باید گذرگاه شمال غربی
‫رو پیدا می‌کرد یا هیچی

00:08:43.480 --> 00:08:46.200
‫بنابراین، اومد اینجا، و نتونست با
‫وجود جزر و مد جهت‌ها رو پیدا کنه

00:08:46.240 --> 00:08:49.720
‫چون خیلی گول‌زننده بودن
‫برای همین برگشت

00:08:49.760 --> 00:08:52.560
‫برای همینه که بهش می‌گن، کوه بارد

00:08:52.600 --> 00:08:55.920
‫ولی تصور کنین بیاین اینجا و
‫تمام این‌ها رو ببینین، بعد با خودتون بگین،

00:08:55.960 --> 00:08:59.840
‫"به زحمتش نمی‌ارزه"
‫بریتانیایی‌ها اینطوری‌ان

00:09:02.320 --> 00:09:05.720
‫شاید کاپیتان کوک تسلیم شده باشه
‫ولی این خانم برگشتنی نیست

00:09:05.760 --> 00:09:08.800
‫اتفاقا متوقف نشدن و
‫خیره نشدن خیلی سخته

00:09:08.840 --> 00:09:10.680
‫تصور کنین چشماتون کشیده شده

00:09:10.720 --> 00:09:12.840
‫تصور کنین چشماتون به
‫بهترین شکل ممکن در حرکتن

00:09:12.880 --> 00:09:15.080
‫تک‌تک رنگ‌های آبی

00:09:15.120 --> 00:09:17.680
‫متراکم‌ترین جنگل‌هایی
‫که می‌شه در یکجا دید

00:09:17.720 --> 00:09:21.760
‫خارق‌العاده‌ترین قله‌های پوشیده از برف

00:09:21.800 --> 00:09:24.880
‫تصور کنین، موردعلاقه‌ترین
‫عنصر طبیعت شما،

00:09:24.920 --> 00:09:26.520
‫در دنیای طبیعی رو

00:09:26.560 --> 00:09:30.400
‫گذاشتن تو یه کتاب، و وقتی
‫بازش می‌کنید به شکل یه انفجار ظاهر می‌شه

00:09:30.440 --> 00:09:32.720
‫اون آلاسکاست

00:09:41.960 --> 00:09:45.760
‫من خیلی مشتاقم راجع به
‫اصول زندگی آلاسکایی بیشتر بدونم

00:09:45.800 --> 00:09:47.840
‫و فقط یک اصل هست که آلاسکایی‌ها

00:09:47.880 --> 00:09:51.200
‫می‌گن، جز قانون اساسی‌شونه

00:09:51.240 --> 00:09:54.680
‫ولی بعضیا می‌گن منجر
‫به اشتباهات زیادی شده

00:09:54.720 --> 00:09:56.720
‫اگه از مردم بپرسین آمریکا رو تو
‫یه کلمه خلاصه کنن،

00:09:56.760 --> 00:10:00.200
‫حدس می‌زنم خیلیا می‌گن
‫"سیب بزرگ" یا "پای سیب"

00:10:00.240 --> 00:10:04.040
‫یا "پرچم ستاره‌ای"، ترامپ، لینکلن

00:10:04.080 --> 00:10:06.240
‫فراوانی همبرگر

00:10:06.280 --> 00:10:10.880
‫ولی چیزی که اکثریتمون می‌گیم،
‫احتمالا، اسلحه‌ست

00:10:12.880 --> 00:10:17.680
‫تخمین زده شده که بیش از 60 درصد از
‫آلاسکایی‌ها برای خودشون یه اسلحه دارن

00:10:17.720 --> 00:10:20.640
‫یعنی اسلحه اینجا یه امر خانوادگیه

00:10:20.680 --> 00:10:23.480
‫مدرسه تیراندازی دقیق، به خودش افتخار می‌کنه

00:10:23.520 --> 00:10:26.920
‫که به تمامی سنین مسئولیت
‫استفاده از اسلحه رو یاد می‌ده

00:10:26.960 --> 00:10:31.080
‫از جمله بچه‌های 6 ساله

00:10:33.120 --> 00:10:35.600
‫من قراره با مربی‌ای به نام "سارا
‫استالون" ملاقات داشته باشم

00:10:35.640 --> 00:10:37.360
‫کسی که منو به درس تیراندازی

00:10:37.400 --> 00:10:39.160
‫با خونواده‌ی "شورت" دعوت کرده

00:10:39.200 --> 00:10:40.440
‫از دیدنتون خوشحالم

00:10:40.480 --> 00:10:42.800
‫متوجه شدم که قطعا
‫اینجا خونه‌ی تیراندازیه

00:10:42.840 --> 00:10:44.600
‫خودمون که همین حس رو داریم

00:10:44.640 --> 00:10:48.480
‫قبل از شروع کلاس، سارا
‫قوانین پایه رو توضیح داد

00:10:48.520 --> 00:10:51.560
‫اساس هر تیراندازی‌ای،
‫پیروی از قوانین ایمنیشه

00:10:51.600 --> 00:10:54.280
‫4 تا قانون اصلی هست که
‫امروز درباره‌ش صحبت می‌کنیم

00:10:54.320 --> 00:10:57.800
‫همیشه با تمام اسلحه‌ها جوری
‫برخورد کن انگار پره

00:10:57.840 --> 00:11:00.760
‫هیچ‌وقت به سمت چیزی
‫که نمی‌خوای نابودش کنی،

00:11:00.800 --> 00:11:02.640
‫حتی نشونه نگیر

00:11:02.680 --> 00:11:04.400
‫هیچ‌وقت تا وقتی آماده‌ی تیراندازی نشدی

00:11:04.440 --> 00:11:06.600
‫انگشتت روی ضامن نباشه

00:11:06.640 --> 00:11:10.240
‫و همیشه هدف و دلیل هدفگیریت رو بدون

00:11:10.280 --> 00:11:12.720
‫قوانین اسلحه آلاسکا
‫اصلا سخت‌گیرانه‌ نیست

00:11:12.760 --> 00:11:16.600
‫و بچه‌ها اجازه دارن زیر نظر خونواده‌شون
‫از اسلحه استفاده کنن

00:11:16.640 --> 00:11:20.240
‫هرچند خساراتی که اسلحه تو دست
‫بچه‌ها به این کشور وارد کرده

00:11:20.280 --> 00:11:22.320
‫رو نمی‌تونم نادیده بگیرم

00:11:22.360 --> 00:11:24.600
‫"جیمز" اگه اشکالی نداره تو
‫با "هانتر" و "گرت" کار کن

00:11:24.640 --> 00:11:25.920
‫من و شما هم با هم کار می‌کنیم

00:11:25.960 --> 00:11:28.240
‫و یه مقدار بدون مهمات، با
‫اسلحه خالی ور می‌ریم

00:11:28.280 --> 00:11:30.680
‫و بعد هر وقت باهاتون
‫احساس راحتی کردیم،

00:11:30.720 --> 00:11:32.680
‫اجازه می‌دیم پرش کنید

00:11:32.720 --> 00:11:36.040
‫این روند گام به گام پیش می‌ره
‫و به طور کامل کنترل می‌شه

00:11:36.080 --> 00:11:39.280
‫خیلی‌خب، به نفع همه‌ست که
‫از گلوله‌های واقعی استفاده کنیم

00:11:39.320 --> 00:11:40.960
‫گرت چند سالته؟
‫10؟

00:11:41.000 --> 00:11:42.560
‫بله، خانم

00:11:42.600 --> 00:11:45.120
‫- پسرا واسه تیراندازی آماده‌این؟
‫- بله، خانم

00:11:49.840 --> 00:11:52.120
‫گرت،
‫از پشت اون دایره نگاه کن،

00:11:52.160 --> 00:11:54.360
‫و مثل یه آلاسکایی اصیل
‫انگشتتو بده محفظه‌ش

00:11:54.400 --> 00:11:56.480
‫الان رئیس تویی

00:11:58.000 --> 00:12:00.160
‫به نظرم کم‌کم داره جالب میاد

00:12:00.200 --> 00:12:01.840
‫برای همین می‌خوام نظر
‫مامان کریستی رو هم بدونم

00:12:01.880 --> 00:12:03.720
‫وقتی می‌بینی پسرات دارن این کارو می‌کنن،

00:12:03.760 --> 00:12:05.280
‫چه حسی پیدا می‌کنی؟

00:12:05.320 --> 00:12:07.240
‫خب، بهشون افتخار می‌کنم

00:12:07.280 --> 00:12:11.960
‫اونا خیلی تو این موقعیت،
‫آروم و خونسردن

00:12:12.000 --> 00:12:15.240
‫آره، خب، از سن پایین داشتن
‫براش آموزش می‌دیدن

00:12:15.280 --> 00:12:17.400
‫هم در کنار باباشون هم من

00:12:17.440 --> 00:12:19.080
‫ولی آره، واقعا بهشون افتخار می‌کنم

00:12:19.120 --> 00:12:21.600
‫که می‌تونن با ایمنی کامل
‫تیراندازی کنن

00:12:21.640 --> 00:12:24.840
‫و وقتی واقعا به یه حیوونِ زنده شلیک می‌کنن،

00:12:24.880 --> 00:12:27.880
‫این یعنی اونا می‌تونن خونواده‌مونو
‫سیر کنن، و این معرکه‌ست

00:12:27.920 --> 00:12:30.400
‫خونواده‌ی شورت همگی
‫برای امرار معاش شکار می‌کنن

00:12:30.440 --> 00:12:33.520
‫یعنی هر چیزی که می‌کشن رو می‌خورن

00:12:33.560 --> 00:12:35.800
‫من دوست دارم غذای خودمو فراهم کنم

00:12:35.840 --> 00:12:39.160
‫و بدونم گوشتی که تهیه می‌شه،
‫گوشت سالمیه

00:12:39.200 --> 00:12:41.520
‫حیوانی و طبیعیه

00:12:43.360 --> 00:12:47.200
‫این حجم از خونسردیشون واقعا برای من عجیبه

00:12:47.240 --> 00:12:53.240
‫به نظر من واقعا ترسناک و آزاردهنده‌ست

00:12:53.280 --> 00:12:56.880
‫این اتفاق بین خیلی از
‫بچه‌های آلاسکا طبیعیه

00:12:56.920 --> 00:12:59.680
‫با این چیزا بزرگ می‌شن

00:12:59.720 --> 00:13:03.120
‫به اسلحه عادت دارن و
‫ایمنیشو درک می‌کنن

00:13:03.160 --> 00:13:07.480
‫و می‌دونن که وسیله‌ایه که برای

00:13:07.520 --> 00:13:11.280
‫ما و غذامون استفاده می‌شه

00:13:11.320 --> 00:13:13.200
‫و اسلحه فقط برای شکار نیست

00:13:13.240 --> 00:13:15.640
‫تو آلاسکا برای محافظت هم استفاده می‌شه

00:13:15.680 --> 00:13:19.920
‫ما جاهای دوردستی می‌ریم که
‫همه جاش خرس هست

00:13:19.960 --> 00:13:23.880
‫همیشه یه اسلحه بزرگ با خودمون می‌بریم

00:13:23.920 --> 00:13:26.600
‫شاید اصلا قصد استفاده ازش رو
‫نداشته باشیم، ولی باید باهامون باشه

00:13:26.640 --> 00:13:30.240
‫خصوصا تو آلاسکا که همه جا خرس هست

00:13:30.280 --> 00:13:33.760
‫از نظر من خیلی احمقانه‌ست

00:13:33.800 --> 00:13:37.440
‫که بخوام تجربیات زندگیمو به شماها

00:13:37.480 --> 00:13:39.240
‫تحمیل کنم

00:13:39.280 --> 00:13:41.160
‫چون تو جنوب لندن زیاد خرس پیدا نمی‌شه

00:13:41.200 --> 00:13:42.880
‫فرق می‌کنه، واقعا فرق داره

00:13:42.920 --> 00:13:45.200
‫کیه که بگه اگه یهو پایین خیابونمون

00:13:45.240 --> 00:13:48.520
‫خرس می‌دیدم چیکار می‌کردم...

00:13:48.560 --> 00:13:51.280
‫امیدوارم تا وقتی اینجایی
‫برات این اتفاق نیفته

00:13:51.320 --> 00:13:54.480
‫اگه پیش اومد به شما زنگ می‌زنم،
‫بچه‌هات می‌دونن چطور حلش کنن

00:13:55.800 --> 00:13:58.320
‫آشنایی با کریستی و دیدن تیراندازی پسراش،

00:13:58.360 --> 00:14:02.560
‫به من می فهموند که سلاح گرم تو
‫برخی مناطق آلاسکا یک ضرورته

00:14:02.600 --> 00:14:05.840
‫و با اینکه اسلحه منو به شدت معذب می‌کنه،

00:14:05.880 --> 00:14:08.840
‫اومدم اینجا تا شیوه‌ی زندگی
‫آلاسکایی رو به آغوش بکشم

00:14:08.880 --> 00:14:10.880
‫منظورم اینه که،
‫از لحاظ فرهنگی هم می‌شه درک کرد

00:14:10.920 --> 00:14:14.200
‫که چرا یه چیزی ضرورت داره،
‫ولی دوست دارم خودمم سهیم باشم

00:14:14.240 --> 00:14:18.040
‫تو آلاسکا اگه بهشون ملحق نشیم،
‫یه جورایی بی‌ادبی می‌دونن

00:14:18.080 --> 00:14:20.360
‫پسرا رو با اسلحه‌هاشون دیدی...

00:14:20.400 --> 00:14:21.920
‫- که با هدف شکار اومده بودن
‫- آره

00:14:21.960 --> 00:14:23.680
‫دوست داری خودتم امتحان کنی؟

00:14:23.720 --> 00:14:26.760
‫من اصلا امکان نداره بتونم چیزی رو بکشم

00:14:26.800 --> 00:14:29.040
‫ولی از اونجایی که دارم می‌رم تو صحرا،

00:14:29.080 --> 00:14:31.320
‫و می‌دونم که خرس زیاد داره،

00:14:31.360 --> 00:14:34.120
‫شاید نیاز باشه بخوام از خودم محافظت کنم

00:14:34.160 --> 00:14:37.040
‫همین الانشم یه مرد با لباس خرسی
‫منو مورد حمله خودش قرار داده

00:14:37.080 --> 00:14:39.840
‫الانم که با نقاشی آقا خرسه روبه‌رو شدم

00:14:39.880 --> 00:14:42.640
‫اگه تو اینم شکست بخورم،
‫دیگه فکر کنم جمع کنم برم خونه

00:14:44.160 --> 00:14:46.760
‫پروسه‌ش خیلی ریزبینانه و باجزئیاته

00:14:46.800 --> 00:14:49.120
‫و قبل از اینکه سارا اجازه بده من
‫یه اسلحه تو دستم بگیرم،

00:14:49.160 --> 00:14:51.320
‫باید بتونم اداشو دربیارم

00:14:51.360 --> 00:14:53.320
‫فکر که نمی‌کنی با یه انگشت
‫بتونی جلوی یه خرس رو بگیری؟

00:14:53.360 --> 00:14:55.040
‫- فکر کنم با دوتا دستام بشه
‫- اوه، با دوتاش می‌شه

00:14:55.080 --> 00:14:56.400
‫- اوه، حتی بهتر شد
‫- کی به کیه

00:14:56.440 --> 00:14:58.320
‫انگشت اسلحه حاضر

00:14:58.360 --> 00:15:00.680
‫حالا آماده شو یه کوچولو
‫بیشتر به واقعیت نزدیک شی

00:15:00.720 --> 00:15:04.080
‫وای!
‫مرگباره!

00:15:04.120 --> 00:15:06.800
‫این فقط یه ابزاره
‫مثل اره برقی یا هر چیز دیگه‌ای

00:15:06.840 --> 00:15:09.000
‫باید مثل هر وسیله‌ی دیگه‌ای یاد
‫بگیریم باهاش کار کنیم

00:15:09.040 --> 00:15:10.760
‫و بهش احترام بذاریم

00:15:10.800 --> 00:15:12.720
‫خیلی‌خب، حالا می‌شه بهت یه اسلحه‌ی پر بدم؟

00:15:12.760 --> 00:15:15.760
‫هدفات بازن، هرجا می‌خوای شلیک کن

00:15:15.800 --> 00:15:18.760
‫می‌خوام درست بالای سر خرسه شلیک کنم

00:15:18.800 --> 00:15:20.600
‫- چون دوست ندارم به هیچ خرسی آسیب بزنم
‫- باشه

00:15:21.960 --> 00:15:24.040
‫آفرین، احسنت

00:15:27.800 --> 00:15:31.040
‫- دوست داری بری ببینی چیکار کردی؟
‫- فکر کنم خرسو زدم

00:15:31.080 --> 00:15:32.680
‫اسلحه‌ها ضامن دارن،
‫ما این پایین جامون امنه

00:15:32.720 --> 00:15:34.640
‫از حالتِ "از اسلحه متنفرم" به،

00:15:34.680 --> 00:15:36.960
‫"بریم ببینیم به کجای خرس شلیک کردم" رسیدم

00:15:37.000 --> 00:15:40.320
‫چه بلایی سرم اومده؟
‫خدا لعنتت کنه آمریکا!

00:15:42.000 --> 00:15:43.280
‫وای، خدا

00:15:43.320 --> 00:15:44.920
‫موقع شکار،

00:15:44.960 --> 00:15:49.000
‫قلب و ریه رو نشونه می‌گیریم
‫که کمتر زجر بکشن

00:15:49.040 --> 00:15:52.360
‫- من خیلی همچین سنگین پوزه‌شو زدم
‫- اوهوم، کارت درست بود

00:15:52.400 --> 00:15:54.520
‫اگه بخوایم در برابرش حالت دفاعی بگیریم،

00:15:54.560 --> 00:15:56.600
‫باید پوزه‌شو نشونه بگیریم

00:15:56.640 --> 00:15:59.680
‫مستقیما می‌خوره به مغز یا
‫ستون فقراتش

00:15:59.720 --> 00:16:03.200
‫پس فکر کنم به طور
‫غریزی زدم شتکش کردم

00:16:04.400 --> 00:16:08.280
‫برای اون خرسه احساس بدی دارم
‫با اینکه یه نقاشیه

00:16:08.320 --> 00:16:09.800
‫آخه یه آدم چقدر می‌تونه اسکل باشه؟

00:16:09.840 --> 00:16:11.840
‫اشکالی نداره

00:16:11.880 --> 00:16:13.800
‫فکر کنم به درد حیات وحش نمی‌خورم

00:16:13.840 --> 00:16:16.080
‫ابزاری که شانس بقا رو

00:16:16.120 --> 00:16:19.440
‫تو بیایون آلاسکا و مناطق
‫دورافتاده بالاتر ببرن،

00:16:19.480 --> 00:16:21.080
‫خیلی منحصربه‌فردن

00:16:24.760 --> 00:16:26.560
‫امروز اومدم اینجا و اولین چیزی که دیدم،

00:16:26.600 --> 00:16:28.760
‫یه بچه ده ساله با
‫یه اسلحه با قدرت بالا بود

00:16:28.800 --> 00:16:32.400
‫واقعا از نظرم ناراحت‌کننده اومد
‫و نزدیک بود برم

00:16:32.440 --> 00:16:36.880
‫تو انگلیس، ما اسلحه رو به چشمِ
‫نماینده‌ی هرج و مرج و درد می‌بینیم

00:16:36.920 --> 00:16:41.680
‫ولی بعدش یه چیزایی یاد گرفتم و ظرف دو ساعت،

00:16:41.720 --> 00:16:43.720
‫شاید یه کوچولو تغییر کردم

00:16:43.760 --> 00:16:46.280
‫دلم نمی‌خواد هیچ‌وقت اسلحه
‫دستم بگیرم و ازش استفاده کنم

00:16:46.320 --> 00:16:49.040
‫ولی تو آلاسکا اسلحه معانی متفاوتی داره

00:16:49.080 --> 00:16:53.360
‫اونا یه ابزارن، منبعِ اصلی امرار معاش

00:16:53.400 --> 00:16:57.480
‫و محافظت محسوب می‌شن
‫بنابراین... آره

00:16:57.520 --> 00:16:59.880
‫قلب و ذهنشون لزوما تغییری نکرده

00:16:59.920 --> 00:17:01.800
‫بلکه براش آموزش می‌بینن

00:17:07.400 --> 00:17:09.560
‫همچنان که به انتهای کوه بارد حرکت می‌کنم،

00:17:09.600 --> 00:17:13.480
‫فکر و ذکرم برمی‌گرده سراغ
‫حیات وحش خارق‌العاده‌ی آلاسکا

00:17:13.520 --> 00:17:16.760
‫اونجا خونه‌ی خرسا، گوزن‌های
‫شمالی، گرگ‌ها و گاوهای کوهیه

00:17:16.800 --> 00:17:19.520
‫همشون خیلی نزدیک به
‫انسان‌ها دارن زندگی می‌کنن

00:17:19.560 --> 00:17:21.880
‫و بعضا عواقب فاجعه‌باری دارن

00:17:24.200 --> 00:17:26.480
‫یکی از دلایل اصلی "تعامل با حیوونا"،

00:17:26.520 --> 00:17:30.920
‫که یه اصطلاح خوشایند زیبا برای "مرگ"ئه،
‫که اونا اینجا به کار می‌برن،

00:17:30.960 --> 00:17:34.120
‫احمقایی مثل منن
‫که تو همچین تانک‌هایی رانندگی می‌کنن

00:17:34.160 --> 00:17:37.520
‫پارسال بیشتر از 800 تصادف بین
‫آدما و گوزنا اتفاق افتاده

00:17:37.560 --> 00:17:40.920
‫و وقتی حیوونا آسیب می‌بینن،
‫یا بچه‌هاشون یتیم می‌شن،

00:17:40.960 --> 00:17:42.720
‫به یه همچین جایی می‌برنشون

00:17:42.760 --> 00:17:46.960
‫"مرکز حفاظت از حیات وحش آلاسکا"

00:17:47.000 --> 00:17:49.640
‫این مرکز تو یه زمین 200 هکتاری واقع شده

00:17:49.680 --> 00:17:53.560
‫و برای بیش از 120 حیوون
‫بهشت امنی رو فراهم آورده

00:17:53.600 --> 00:17:57.360
‫از گرگ گرفته تا بوفالوی جنگلی

00:17:57.400 --> 00:18:00.600
‫الان می‌خوام برم مدیر اجراییش،
‫"سارا هاوی"، هاوارد رو ببینم

00:18:00.640 --> 00:18:02.200
‫تا بیشتر در این باره دستگیرم بشه

00:18:02.240 --> 00:18:04.400
‫- سلام، حالت چطوره؟
‫- من هاوی هستم

00:18:04.440 --> 00:18:06.240
‫هاوی،
‫اینجا از همین الان تبدیل شد به فضای امن من

00:18:06.280 --> 00:18:08.640
‫گوزنا جلو چشمامن

00:18:08.680 --> 00:18:11.880
‫از این زاویه برای من منظره‌ی زیباییه

00:18:11.920 --> 00:18:15.960
‫ولی این حیوونا تو شرایط خوبی نیومدن پیش تو

00:18:16.000 --> 00:18:18.520
‫آره، اینجا تو مرکز حفاظت
‫از حسات وحش آلاسکا،

00:18:18.560 --> 00:18:21.840
‫تمام حیوونا به علت آسیب‌دیدگی
‫یا یتیم شدن میان پیش ما

00:18:21.880 --> 00:18:24.840
‫حالا چه در صورت تصادف تو بزرگراه بوده باشه

00:18:24.880 --> 00:18:27.560
‫که خیلی از گوزن‌ها همین شکلی اومدن اینجا

00:18:27.600 --> 00:18:30.880
‫چه تو شرایطی که مامانشون می‌میرن
‫یا بچه‌هاشونو تنها می‌ذارن

00:18:30.920 --> 00:18:33.400
‫و همین که اومدن اینجا دیگه تمومه
‫همین‌جا می‌مونن

00:18:33.440 --> 00:18:36.320
‫یا می‌تونین برگردونیدشون به
‫محیط طبیعی خودشون؟

00:18:36.360 --> 00:18:37.920
‫به طور معمول، تو ایالت آلاسکا

00:18:37.960 --> 00:18:39.520
‫وقتی یه حیوونی رو میارن به
‫دست آدما می‌سپارن،

00:18:39.560 --> 00:18:41.120
‫باید تحت مراقب انسانی بمونن

00:18:41.160 --> 00:18:43.520
‫و این بخاطر اینه که این حیوونا واقعا بزرگن

00:18:43.560 --> 00:18:46.120
‫وقتی خیلی کوچیک باشن،
‫خیلی بهشون توجه می‌شه

00:18:46.160 --> 00:18:48.280
‫و اینطوری برای بزرگ شدن
‫به زمان بیشتری نیاز دارن

00:18:48.320 --> 00:18:49.560
‫وقتی فقط از ما یاد بگیرن،

00:18:49.600 --> 00:18:51.880
‫به این راحتی شرایط
‫موفقیت براشون فراهم نمی‌شه

00:18:53.320 --> 00:18:56.440
‫آلاسکا خونه‌ی 200 هزار گوزنه

00:18:56.480 --> 00:18:59.440
‫و تو این مرکز فقط 4 تاشون نگهداری می‌شن

00:18:59.480 --> 00:19:02.120
‫- واقعا جذابن، مگه نه؟
‫- همینطوره

00:19:02.160 --> 00:19:05.480
‫اونا به داشتن بینی‌های
‫درشت و احمقانه معروفن

00:19:05.520 --> 00:19:09.240
‫حتی تو آلاسکا بین آدما و گوزنا
‫تعامل بیشتری وجود داره،

00:19:09.280 --> 00:19:12.200
‫تا بین خرسا و آدما
‫چون مردم اونا رو می‌بینن،

00:19:12.240 --> 00:19:14.040
‫و فکر می‌کنن می‌تونن،
‫خیلی بهشون نزدیک بشن

00:19:14.080 --> 00:19:15.640
‫و برن اون بالا به یه گوزن دست بزنن

00:19:15.680 --> 00:19:17.440
‫ولی این خیلی تفکر اشتباهیه

00:19:17.480 --> 00:19:20.200
‫گوزنا هم پاهای بلندی دارن و می‌دونن
‫چطور از هر چهارتاشون با هم استفاده کنن

00:19:20.240 --> 00:19:22.360
‫و از هر جهتی که دوست
‫داشته باشن لگدمالت کنن

00:19:22.400 --> 00:19:23.880
‫آره، من شنیدم گوزنا می‌تونن
‫از دو بغل لگد بزنن

00:19:23.920 --> 00:19:25.640
‫آره، و وقتی ببینیش خیلی ترسناکه

00:19:25.680 --> 00:19:27.840
‫مثل دخترای دهه 20 که با
‫اون کفشاشون می‌رفتن بیرون،

00:19:27.880 --> 00:19:29.280
‫و می‌تونستن ناکارت کنن

00:19:29.320 --> 00:19:31.920
‫آره، ولی با این تفاوت که اینا پشتشون
‫200 پوند زور هم هست

00:19:31.960 --> 00:19:34.960
‫خب چندتا بچه اینجا هستن؟

00:19:35.000 --> 00:19:37.520
‫یه دونه گوساله‌ی گوزن یتیم داریم

00:19:37.560 --> 00:19:40.520
‫وقتی گفتی گوساله یه جور خوبی ترغیب شدم

00:19:40.560 --> 00:19:44.240
‫راه داره بتونم یه نگاه بهش بندازم؟

00:19:44.280 --> 00:19:46.040
‫داشتم فکر می‌کردم فرصت خوبیه،

00:19:46.080 --> 00:19:47.560
‫حتی بتونی با بطری بهش شیر بدی

00:19:47.600 --> 00:19:49.760
‫- من دیگه هیچ‌وقت از اینجا نمی‌رم، بیا بریم
‫- باشه!

00:19:49.800 --> 00:19:51.360
‫- خودشه
‫- بریم، بریم

00:19:51.400 --> 00:19:53.800
‫وقتی هاوی گفت گوساله‌ی گوزن،

00:19:53.840 --> 00:19:57.040
‫انتظار یه بچه کوچولوی ریزه میزه داشتم

00:19:57.080 --> 00:19:59.680
‫ولی عجب دختر گنده‌ای بود

00:19:59.720 --> 00:20:01.640
‫وای خدای من
‫سلام خوشگله

00:20:01.680 --> 00:20:03.920
‫- سلام، چیزی نیست
‫- خب این بطریشه

00:20:03.960 --> 00:20:06.640
‫احتمالا تا بری شیر بدی بهش
‫می‌پیچه به پر و پات

00:20:06.680 --> 00:20:09.760
‫- اسمش چیه؟
‫- ما خانم لنگ‌دراز صداش می‌کنیم

00:20:09.800 --> 00:20:12.640
‫- اسم باباش چیه؟
‫- بابا لنگ‌دراز

00:20:12.680 --> 00:20:15.640
‫فهمیدم منظورتو ها
‫ولی یه دقیقه طول کشید

00:20:15.680 --> 00:20:19.240
‫خانم لنگ‌دراز روزی 7 لیتر شیر می‌خوره

00:20:19.280 --> 00:20:23.520
‫و تا یه سال دیگه، وقتی که کامل بزرگ شد،
‫نیم تن وزنش می‌شه

00:20:23.560 --> 00:20:26.240
‫بیا، آفرین

00:20:26.280 --> 00:20:29.120
‫- چقدر پرقدرته ماشالا
‫- آره، آره زورش زیاده

00:20:29.160 --> 00:20:30.680
‫اوه، خیلی دوست داره انگار

00:20:30.720 --> 00:20:32.640
‫باشه، اوه!

00:20:32.680 --> 00:20:34.480
‫باشه

00:20:36.160 --> 00:20:38.320
‫چقدر پرفشار هد می‌زنه

00:20:38.360 --> 00:20:40.520
‫تصور کن مامانش باشی

00:20:40.560 --> 00:20:43.080
‫- سیاه و کبودش می‌کنه
‫- آره

00:20:46.240 --> 00:20:49.200
‫می‌گه حتما یه خبرایی هست

00:20:49.240 --> 00:20:52.600
‫من فکر می‌کردم اون... می‌دونی...

00:20:52.640 --> 00:20:55.880
‫مثلا 10 کیلو باشه
‫یه نقطه باشه

00:20:55.920 --> 00:20:58.360
‫و خیلی زود عاشقم بشه

00:20:58.400 --> 00:21:00.600
‫ولی به جاش...

00:21:00.640 --> 00:21:02.200
‫یه اسب آبی دیدم

00:21:02.240 --> 00:21:04.480
‫فقط چند صد پوند سوراخ بینیه
‫که میاد سمتِ آدم

00:21:04.520 --> 00:21:06.080
‫- آره
‫- با زور زیاد

00:21:06.120 --> 00:21:08.720
‫اوه!

00:21:08.760 --> 00:21:10.920
‫تو رو خدا تمومش کن

00:21:10.960 --> 00:21:13.760
‫خیلی‌خب، حالا می‌تونیم بکِشیمش

00:21:13.800 --> 00:21:15.520
‫بعد من می‌گیرمش

00:21:15.560 --> 00:21:18.440
‫بعد براش دست تکون می‌دیم که
‫دیگه تموم شد، تموم شد

00:21:18.480 --> 00:21:21.200
‫بعضی وقتا بعدش سرفه می‌کنن

00:21:21.240 --> 00:21:23.240
‫چقدر زیاد بود!

00:21:23.280 --> 00:21:24.520
‫آره
‫ولی تو کارت عالی بود

00:21:24.560 --> 00:21:26.440
‫فکر کنم شونه‌ام از جا در رفته باشه

00:21:26.480 --> 00:21:27.880
‫خب، واقعا پرتنش بود

00:21:27.920 --> 00:21:30.480
‫ولی حداقل از دو بغلش بهم لگد نزد

00:21:34.000 --> 00:21:36.920
‫در ادامه،
‫من یه زیباییِ طبیعی می‌بینم

00:21:36.960 --> 00:21:39.200
‫چقدر جذابه

00:21:39.240 --> 00:21:41.160
‫زود باش، "هوگو"!

00:21:41.200 --> 00:21:43.640
‫و سفرم یه معنای دیگه پیدا می‌کنه

00:21:43.680 --> 00:21:49.640
‫اگه سهوا "ال‌اس‌دی"
‫مصرف کردم بهم بگین

00:21:59.760 --> 00:22:01.600
‫من اومدم آلاسکا،

00:22:01.640 --> 00:22:04.560
‫بزرگ‌ترین و وحشی‌ترین کشور آمریکا

00:22:04.600 --> 00:22:07.880
‫من اومدم زندگی در مرز تمدن رو کشف کنم

00:22:07.920 --> 00:22:11.320
‫و از نزدیک با حیات وحش شگفت‌انگیز آشنا بشم

00:22:11.360 --> 00:22:13.800
‫من اومدم به مرکز حفاظت از حیات وحش

00:22:13.840 --> 00:22:16.640
‫جایی که وقت ناهار 6 خرس گشنه‌ست

00:22:16.680 --> 00:22:19.640
‫خب اینجایی که داریم می‌ریم،
‫آشپزخونه‌ی خرهاست

00:22:19.680 --> 00:22:21.840
‫فکر کنم یه عالمه فرنی اونجا باشه

00:22:21.880 --> 00:22:24.720
‫وعده غذایی خرسا،
‫با عنوان رژیم غذاییشون شناخته می‌شن

00:22:24.760 --> 00:22:26.520
‫پس امروز یک وعده آماده می‌کنیم؟

00:22:26.560 --> 00:22:28.840
‫آره، امروز می‌خوایم
‫غذای "جی‌بی" رو بهش بدیم

00:22:28.880 --> 00:22:30.720
‫می‌شه فقط بگم که چقدر خاصه؟

00:22:30.760 --> 00:22:32.960
‫شما برای هر خرس یادداشت غذایی جدا دارین

00:22:33.000 --> 00:22:35.920
‫آره، گوش کن، بیا ببینیم جی‌بی
‫چی لازم داره

00:22:35.960 --> 00:22:37.760
‫5 پوند غذای سگ...

00:22:37.800 --> 00:22:41.280
‫انتظار نداشتم به خرس، غذای سگ بدن

00:22:41.320 --> 00:22:43.440
‫خرسای ما انقد لاکچری‌ان، که

00:22:43.480 --> 00:22:45.640
‫غذای مخصوص خودشون رو نمی‌خورن

00:22:45.680 --> 00:22:48.440
‫سه پوند پرتقال می‌ذاریم

00:22:48.480 --> 00:22:50.640
‫نیازی نیست بیشتر از اینکه خورد شن؟

00:22:50.680 --> 00:22:51.680
‫- همینجوری کلشو می‌دین؟
‫- آره

00:22:51.720 --> 00:22:53.960
‫خرسه خودش بهتر می‌دونه باهاش چیکار کنه
‫تا حالا این کارو کرده بودی؟

00:22:54.000 --> 00:22:56.200
‫تا حالا به خرس غذا
‫ندادم، ولی به خونواده‌ام چرا

00:22:56.240 --> 00:22:58.800
‫که اتفاقا تو همین مقدار و
‫با همین مواد تشکیل‌دهنده‌ست

00:22:58.840 --> 00:23:00.840
‫بعدش، سبزیجاتشونه

00:23:00.880 --> 00:23:03.040
‫یه ساقه کرفس می‌ذاریم
‫درست مثل واسه بچه‌ها

00:23:03.080 --> 00:23:04.800
‫دوست ندارن تمام
‫سبزیجاتشون رو بخورن

00:23:04.840 --> 00:23:07.000
‫- گولشون می‌زنی؟
‫- کره بادو زمینی هم بذار

00:23:07.040 --> 00:23:10.080
‫فرو کن در قلب سبزیجات

00:23:10.120 --> 00:23:11.720
‫چقدر کثافت

00:23:11.760 --> 00:23:14.040
‫حالا نوبت پروتئیناست

00:23:14.080 --> 00:23:16.760
‫- اون ماهی گنده رو بیار
‫- خدای بزرگ!

00:23:16.800 --> 00:23:19.520
‫- چقدر گنده‌ست!
‫- آره

00:23:19.560 --> 00:23:23.280
‫آخرین کاری که باید بکنیم،
‫اینه که براش 4 تا تخم‌مرغ بذاریم

00:23:23.320 --> 00:23:25.880
‫می‌خوام اینطوری بذارمشون

00:23:25.920 --> 00:23:28.080
‫مثل یه جور کوکتل
‫ماهی عجیب و غریب شده

00:23:28.120 --> 00:23:29.960
‫حالا فقط یه مرد آهنی
‫می‌خوایم که اینو برداره،

00:23:30.000 --> 00:23:32.160
‫و تحویلش بده به خرس

00:23:32.200 --> 00:23:35.280
‫هر وعده غذایی خرس 13 کیلو غذاست

00:23:35.320 --> 00:23:37.600
‫البته من بهش می‌گم پیش‌غذا

00:23:42.400 --> 00:23:44.800
‫زود باشین، هوگو،
‫جی‌بی، پترون!

00:23:44.840 --> 00:23:46.200
‫بدویین، خرسا!

00:23:46.240 --> 00:23:47.600
‫جی‌بی، باید بدونی که

00:23:47.640 --> 00:23:49.800
‫من برات یه قلمبه کره بادوم زمینیِ
‫اضافه برات گذاشتم

00:23:49.840 --> 00:23:51.480
‫و تقریبا تعداد پرتقالا رو دو برابر کردم!

00:23:51.520 --> 00:23:53.440
‫بجنب، هوگو!

00:23:53.480 --> 00:23:56.800
‫و این لحظه‌ایه که من از وقتی رسیدم

00:23:56.840 --> 00:23:58.520
‫آلاسکا آرزوشو داشتم

00:23:58.560 --> 00:24:00.120
‫وای خدای من،
‫اون مرد ماست؟

00:24:00.160 --> 00:24:01.880
‫- اون جی‌بیه؟
‫- خودشه، پسر گنده‌مونه

00:24:03.320 --> 00:24:06.560
‫واقعا جذابه

00:24:06.600 --> 00:24:09.600
‫- زود باش هوگو!
‫- سلام جی‌بی

00:24:09.640 --> 00:24:12.120
‫الان جدا عاشقش شدم

00:24:12.160 --> 00:24:14.720
‫- زود باش مرد گنده
‫- واقعا باورنکردنیه

00:24:14.760 --> 00:24:17.120
‫دارم سعی می‌کنم خونسردیمو حفظ کنم
‫سلام، جی‌بی

00:24:17.160 --> 00:24:19.600
‫الان داریم با یه خرس راه می‌ریم

00:24:21.320 --> 00:24:23.240
‫دیدین تا وقتی نبینیم چی تو سطله

00:24:23.280 --> 00:24:25.120
‫حساب نیست؟

00:24:25.160 --> 00:24:27.720
‫باید تو لیست سطل همه باشه

00:24:27.760 --> 00:24:30.080
‫و فقط خرسا نیستن که خیره‌کننده‌ان

00:24:30.120 --> 00:24:33.920
‫منظورم اینه که، اتاقای غذاخوریشونو ببین
‫مگه از این بهترم می‌شه؟

00:24:33.960 --> 00:24:36.320
‫از این قشنگ‌ترم می‌شه؟

00:24:36.360 --> 00:24:39.240
‫با ویوی اینطوری؟

00:24:39.280 --> 00:24:41.040
‫تو خیلی خوشگلی

00:24:41.080 --> 00:24:44.080
‫منو قطعه قطعه کردی

00:24:44.120 --> 00:24:46.040
‫زود باش جی‌بی
‫وقت غذائه

00:24:48.040 --> 00:24:50.160
‫آخرین باری که
‫پیشخدمت بودم، اخراج شدم

00:24:50.200 --> 00:24:51.720
‫پس این باید جالب باشه

00:24:51.760 --> 00:24:53.600
‫به این می‌گن تماس محافظتی

00:24:53.640 --> 00:24:55.800
‫ما همزمان باهاشون یکجا نیستیم

00:24:55.840 --> 00:24:58.280
‫وگرنه هممونو می‌خورد

00:24:58.320 --> 00:25:00.760
‫- خب چیکار کنم؟ از اینجا بهش غذا بدم؟
‫- بیا بالا

00:25:00.800 --> 00:25:03.600
‫حالا از تو تور بندازش اون طرف

00:25:03.640 --> 00:25:06.200
‫- فرو کنم اون طرف
‫- عالی

00:25:06.240 --> 00:25:08.520
‫اوه، دلش ماهی سالمون نمی‌خواد

00:25:08.560 --> 00:25:10.320
‫ماهی هالیبوت هم آوردم برات

00:25:10.360 --> 00:25:12.920
‫انداختم رو پنجه‌ش
‫الان عصبانی می‌شه

00:25:12.960 --> 00:25:15.680
‫حالا وقتشه یکی از 5
‫غذای روزانه‌شو معرفی کنیم

00:25:15.720 --> 00:25:18.640
‫کاری که الان می‌خوام بکنم، اینه که
‫کرفسو بندازم اونجا

00:25:18.680 --> 00:25:21.640
‫می‌دونیم که از این کار خوشش نمیاد
‫ولی نگاه کن... ماهی

00:25:21.680 --> 00:25:23.320
‫ماهی نیست، کرفسه

00:25:23.360 --> 00:25:25.640
‫ببین، ماهی رو بخاطرش انداخت،
‫داره کرفس می‌خوره

00:25:25.680 --> 00:25:27.320
‫از گوشت گذشت

00:25:27.360 --> 00:25:29.200
‫من فکر کنم بخاطر کره بادوم‌زمینی بود

00:25:29.240 --> 00:25:31.440
‫نه کرفس

00:25:31.480 --> 00:25:33.960
‫یه دونه پرتقال انداختم زیر شکمش

00:25:34.000 --> 00:25:35.040
‫دقیقا رفت زیر پاهاش

00:25:35.080 --> 00:25:37.040
‫مطمئن نیستم در شأن یه

00:25:37.080 --> 00:25:39.240
‫پیشخدمت کار کرده باشم

00:25:39.280 --> 00:25:42.760
‫شاید واقعا این کار به درد من نمی‌خوره

00:25:42.800 --> 00:25:44.960
‫می‌تونم ساعت‌ها بشینم
‫کنارش غذا خوردنشو تماشا کنم

00:25:45.000 --> 00:25:47.280
‫پوزه‌ش مثل صفحات ساختاری کره زمینه

00:25:47.320 --> 00:25:49.480
‫واقعا هیجان‌انگیز بود

00:25:49.520 --> 00:25:51.280
‫نه کمتر نه بیشتر
‫ممنونم

00:25:51.320 --> 00:25:53.280
‫بریم

00:25:53.320 --> 00:25:55.960
‫خیلی‌خب، بیاین تا خرسه
‫نیفتاده دنبالمون از اینجا بریم

00:26:01.720 --> 00:26:03.920
‫این مکان و این حیوونا

00:26:03.960 --> 00:26:06.080
‫امروزو به یکی از بهترین
‫روزای عمرم تبدیل کردن

00:26:06.120 --> 00:26:08.280
‫ولی جمع‌بندی و خلاصه‌ش سخته

00:26:08.320 --> 00:26:11.920
‫چطور از تیراندازی یاد گرفتن

00:26:11.960 --> 00:26:14.200
‫برای مقابله با خودِ خرس، به اینجا رسیدم؟

00:26:14.240 --> 00:26:17.640
‫جایی که حیوونا فقط زمانی وارد این فضا
‫می‌شن که به طرز ظالمانه‌ای مجروح شده باشن

00:26:17.680 --> 00:26:21.040
‫یا توسط تعاملات انسانی
‫یتیم شده باشن

00:26:21.080 --> 00:26:23.400
‫آره، توصیفش سخته

00:26:23.440 --> 00:26:26.360
‫همین چند لحظه پیش،
‫وقتی دوربین خاموش بود،

00:26:26.400 --> 00:26:28.760
‫یه یارویی اومد پیش هاوی و گفت،

00:26:28.800 --> 00:26:33.680
‫"هفته پیش رفتم شکار و
‫8 ساق پای گوزن گرفتم

00:26:33.720 --> 00:26:36.240
‫می‌خوای؟"
‫اونم گفت، "عالیه

00:26:36.280 --> 00:26:39.920
‫آره، حیوونا عاشقش می‌شن"
‫فکر کنم خودش گویای همه چیز بود

00:26:39.960 --> 00:26:42.120
‫تعامل بین اجتماع شکارچیا،

00:26:42.160 --> 00:26:44.640
‫با اجتماع مرکز محافظتی
‫هر دو اینجا حائز اهمیتن

00:26:44.680 --> 00:26:46.120
‫شکار برای تغذیه مهمه

00:26:46.160 --> 00:26:48.560
‫برای تامین افرادی که تو این
‫سرزمین زندگی می‌کنن

00:26:48.600 --> 00:26:52.360
‫ولی برای نگهداری از حیوونایی که
‫زخمی شدن یا یتیم شدن،

00:26:52.400 --> 00:26:53.800
‫هم مقدسه

00:26:53.840 --> 00:26:56.200
‫همون ساق پای گوزن هم احتمالا غذای

00:26:56.240 --> 00:26:58.800
‫یکی از خرسای پشت سرم می‌شه
‫چرخه‌ی حیات

00:26:58.840 --> 00:27:02.400
‫اونجا که من زندگی می‌کنم
‫از این خبرا نیست ولی اینجا خیلی مهمه

00:27:10.680 --> 00:27:13.360
‫دارم سفرمو به شبه
‫جزیره‌ی کینای ادامه بدم

00:27:13.400 --> 00:27:16.760
‫و تو مسیر نمی‌تونم جلوی خودمو
‫بگیرم و مبهوتِ یادآور زیبای

00:27:16.800 --> 00:27:18.960
‫میراث روسی آلاسکا نشم

00:27:19.000 --> 00:27:22.360
‫روسیه و آمریکا، اغلب تو
‫دسته‌بندی شرق و غرب قرار می‌گیرن

00:27:22.400 --> 00:27:24.960
‫دشمن قدیمی و عدو جدید

00:27:25.000 --> 00:27:28.520
‫روسیه فقط 53 مایل از آلاسکا فاصله داره

00:27:28.560 --> 00:27:31.280
‫و آمریکا هم قبلا قلمروی روسیه بود

00:27:31.320 --> 00:27:33.880
‫آمریکا سال 1867 آلاسکا رو

00:27:33.920 --> 00:27:37.440
‫به مبلغ 7.2 میلیون دلار خرید

00:27:37.480 --> 00:27:40.520
‫و با توجه به اکتشافات بعدی نفت و طلا،

00:27:40.560 --> 00:27:41.960
‫خیلی ارزون فروخته شده بود

00:27:43.960 --> 00:27:46.840
‫برای کشف بیشتر در
‫مورد میراث روسی آلاسکا

00:27:46.880 --> 00:27:50.280
‫من تو جاده‌ی جنوبی روستای
‫شبه سیبریِ "نیکولایفسک"

00:27:50.320 --> 00:27:53.840
‫هستم که به افتخار سنت "نیکلاس" نامگذاری شده

00:27:53.880 --> 00:27:58.280
‫و موقعی که رسیدم، دمای
‫هوا به شدت کاهش پیدا کرده بود

00:28:11.480 --> 00:28:13.400
‫عالیه
‫هوا عوض شد

00:28:13.440 --> 00:28:16.560
‫وهمزمان که رانندگی می‌کردم، با
‫خودم گفتم، اوه، اون کلیسا رو نگاه

00:28:16.600 --> 00:28:19.560
‫"چقدر احتمال داره اینهمه
‫زیبایی نادر یکجا جمع شده باشن؟"

00:28:19.600 --> 00:28:22.560
‫برای همین یه کوچولو تمرکزمو از دست دادم

00:28:22.600 --> 00:28:25.960
‫و رسیدم به این جوب

00:28:26.000 --> 00:28:28.200
‫هرچند...

00:28:29.760 --> 00:28:31.720
‫نکته‌ی جالب ماجرا اینجاست که،

00:28:31.760 --> 00:28:34.680
‫رسیدیم به کلیسای قدیمی
‫سنت نیکلاس، "کارگر شگفت‌انگیز"

00:28:34.720 --> 00:28:38.160
‫از آخرین باری که دعا کردم خیلی گذشته
‫منو تحمل کنید

00:28:38.200 --> 00:28:40.920
‫چیزی که احتمالا لازم داریم، یه کلاچ جدیده

00:28:40.960 --> 00:28:43.960
‫چون فکر کنم اون یکیو موقع
‫درآوردن از جوب به فنا دادم

00:28:44.000 --> 00:28:45.800
‫فکر کنم یه اگزوز جدیدم بخوایم

00:28:47.960 --> 00:28:50.960
‫طولی نکشید که
‫خدا مراد دلمو داد

00:28:52.560 --> 00:28:55.000
‫می‌خوای کمکم کنی
‫از اون تو درش بیارم؟

00:28:55.040 --> 00:28:56.480
‫آره

00:28:56.520 --> 00:28:59.240
‫نمی‌دونم وقتی بکشه

00:28:59.280 --> 00:29:01.280
‫کل جلوی ماشینم درمیاد یا نه

00:29:01.320 --> 00:29:03.600
‫خیلی‌خب

00:29:12.400 --> 00:29:15.280
‫اصلا تکون نمی‌خورد،
‫پس شوالیه‌ی موتورسوارم،

00:29:15.320 --> 00:29:17.840
‫رفت تا یه شوالیه‌ی موتورسوار دیگه بیاره

00:29:17.880 --> 00:29:20.320
‫یه چیزی که راجع به مقدسات هست،

00:29:20.360 --> 00:29:23.040
‫اینو از دوره‌ی بچگیم که کاتولیک بودم یادمه

00:29:23.080 --> 00:29:25.960
‫اینه که اگه بخواد اتفاقی بیفته میفته

00:29:26.000 --> 00:29:28.480
‫اگه قرار باشه من از این ماشین پیاده شم
‫و سفرمو تکمیل کنم،

00:29:28.520 --> 00:29:30.720
‫این کارو می‌کنم، و اگه قرار نباشه...

00:29:30.760 --> 00:29:33.640
‫می‌رم اون پشت می‌شینم چیپسمو می‌خورم

00:29:33.680 --> 00:29:35.840
‫می‌دونین، احتمالا 4، 5
‫روزی بتونم دووم بیارم

00:29:37.160 --> 00:29:40.440
‫و طولی نکشید که نیروی پشتیبانی از راه رسید

00:29:42.600 --> 00:29:46.600
‫واقعا بر این باورم که سنت نیکلاس،
‫کارگر شگفت‌انگیز این کارو کرده

00:29:46.640 --> 00:29:48.040
‫- سلام رفیق
‫- سلام

00:29:48.080 --> 00:29:50.560
‫خیلی ممنون، پسر
‫حالت چطوره؟ از آشناییت خوشوقتم

00:29:50.600 --> 00:29:52.760
‫می‌شه درش آورد حالا؟

00:29:52.800 --> 00:29:54.120
‫آره بابا
‫کاری نداره

00:29:54.160 --> 00:29:57.160
‫می‌خواد جونمو نجات بده

00:29:57.200 --> 00:29:59.480
‫حالا اینطوری نیست که این
‫چیزا هر روز لازم بشه

00:29:59.520 --> 00:30:01.280
‫نمی‌خواین که منو مثل یه احمق جلوه بدین

00:30:01.320 --> 00:30:03.480
‫می‌بریمش بره

00:30:03.520 --> 00:30:07.200
‫بعد یه جوری به نظر میاد انگار
‫من ملکه‌ی جاده‌هام

00:30:09.640 --> 00:30:12.320
‫اگه جواب نداد،
‫یه هاموی میارن

00:30:12.360 --> 00:30:15.120
‫اگه هاموی هم جواب نداد یه تانک میارن

00:30:17.320 --> 00:30:18.800
‫اینم از هیچی...

00:30:32.520 --> 00:30:34.160
‫بالاخره رها شدم

00:30:37.600 --> 00:30:39.840
‫من هیچ‌وقت به سنت
‫نیکلاس شک نکردم، هیچ‌وقت

00:30:49.040 --> 00:30:51.920
‫کل اون پروسه منو گرسنه کرد

00:30:51.960 --> 00:30:56.640
‫بنابراین به سفرم تو نیکلاس
‫ادامه می‌دم تا برم یه چیزی بخورم

00:30:56.680 --> 00:30:58.440
‫وقتی آفتابی بود، واقعا دلم تاکو می‌خواست

00:30:58.480 --> 00:31:01.800
‫الان هوا ابریه
‫دلم آبگوشت می‌خواد

00:31:01.840 --> 00:31:05.680
‫کلم و سیب‌زمینی شرقی اروپایی می‌خوام

00:31:05.720 --> 00:31:07.560
‫از قیافه‌ی اینجا خوشم اومد

00:31:11.840 --> 00:31:14.200
‫رسیدم به کافه "سامووار" و گیفت شاپ

00:31:14.240 --> 00:31:17.040
‫جایی که شنیدم مالک مرموزش، "نینا فولوو"

00:31:17.080 --> 00:31:19.000
‫یه اسطوره‌ی آلاسکاییه

00:31:19.040 --> 00:31:21.240
‫سلام؟

00:31:21.280 --> 00:31:23.480
‫- سلام
‫- سلام، از دیدنتون خوشحالم

00:31:23.520 --> 00:31:25.480
‫خیلی خوش اومدین

00:31:25.520 --> 00:31:27.880
‫ولی قبل از اینکه آبگوشت رو بهتون بدم...

00:31:27.920 --> 00:31:29.840
‫نینا مشتاقه که منم مثل
‫با فرهنگ اونجا وفق بده

00:31:29.880 --> 00:31:31.320
‫نینا، این لباسا چی‌ان؟

00:31:31.360 --> 00:31:34.160
‫اینا رو آوردم چون،

00:31:34.200 --> 00:31:36.720
‫می‌خوام انتخاب خوبی بکنی

00:31:36.760 --> 00:31:38.440
‫لباسای خودمن، هر کدوم که خوشت اومد

00:31:38.480 --> 00:31:42.440
‫این اوکراینیه، این واسه مناسبت‌های ویژه‌ست

00:31:42.480 --> 00:31:47.000
‫این برای عید پاکه

00:31:47.040 --> 00:31:49.680
‫این با این خیلی خوب می‌شه

00:31:49.720 --> 00:31:53.240
‫ازش خوشم اومد، چون اون وقت
‫هم اوکراینیه رو دارم هم کلیساییه رو

00:31:53.280 --> 00:31:55.640
‫- خیلی خوشگلن
‫- اگه خواستی می‌تونی یه مدت نگهش داری

00:31:55.680 --> 00:31:57.800
‫همزمان که نینا رفت لباسشو عوض کنه،

00:31:57.840 --> 00:31:59.880
‫من رفتم گیفت شاپ رو شخم زدم

00:31:59.920 --> 00:32:02.280
‫این پربرکت‌ترین کافه‌ایه که تا حالا رفتم

00:32:02.320 --> 00:32:03.760
‫تازه با نینا آشنا شدم
‫نینا از من پرسید

00:32:03.800 --> 00:32:05.960
‫کدوم یک از اون سه تا
‫لباس رو دوست دارم بپوشم

00:32:06.000 --> 00:32:08.400
‫من آبی رو انتخاب کردم
‫چون خیلی به چشماش می‌اومد

00:32:08.440 --> 00:32:11.480
‫بعد یه کتاب راجع به نینا و
‫پیشینه‌ی خونوادگیش بهم دادن

00:32:11.520 --> 00:32:13.160
‫و همچنین راجع به کلیسای ارتدکس روسیه

00:32:13.200 --> 00:32:14.960
‫بعد خودش یه برگه رو باز کرد

00:32:15.000 --> 00:32:16.480
‫که راجع به قسمت‌های مختلف
‫گیفت شاپ توضیح داده بود

00:32:16.520 --> 00:32:20.360
‫این کتاب واسه کساییه که تا حالا اومدن
‫واقعا تعداد کسایی که اومدن شگفت‌انگیزه

00:32:20.400 --> 00:32:23.120
‫یکی از آلمان گفته، ما از اونجا خوشمون اومد

00:32:23.160 --> 00:32:26.200
‫عاشق نینا شدیم و از غذا هم خوشمون اومد

00:32:26.240 --> 00:32:29.320
‫این باعث می‌شه فکر کنم که
‫اوج لذت تجربه‌ی اینجا، خودِ نیناست

00:32:29.360 --> 00:32:31.360
‫و باید بیخیال آبگوشت بشم

00:32:31.400 --> 00:32:34.640
‫نینا عضوی از جامعه‌ی ارتدکس روسیه‌ست

00:32:34.680 --> 00:32:38.560
‫بهشون می‌گن، "مؤمنان قدیمی"  که
‫سال 1968 "نیکولایفسک" رو تاسیس کردن

00:32:38.600 --> 00:32:41.760
‫اجدادشون 300 سال پیش
‫برای فرار از آزار و شکنجه،

00:32:41.800 --> 00:32:43.360
‫از روسیه فرار کردن

00:32:43.400 --> 00:32:46.880
‫امروزه، مؤمنان قدیمی هنوز از
‫ارزش‌های سنتی ارتدکس حمایت می‌کنن

00:32:46.920 --> 00:32:49.400
‫تو کافه‌ی نینا فرهنگ آشپزی،

00:32:49.440 --> 00:32:52.240
‫طرز لباس پوشیدن و فرهنگ
‫روسیه کاملا به چشم می‌خوره

00:32:52.280 --> 00:32:54.760
‫احتمالا عوض کردن لباسش
‫خیلی پروسه‌ی سختیه

00:32:54.800 --> 00:32:58.040
‫تا الان 20 دقیقه شده...

00:33:00.880 --> 00:33:02.960
‫حالا یه 5 دقیقه دیگه صبر می‌کنیم

00:33:04.400 --> 00:33:06.400
‫خیلی‌خب، اومدم آشپزخونه‌مو یه چک بکنم

00:33:06.440 --> 00:33:08.280
‫اومدم دیگه

00:33:08.320 --> 00:33:11.480
‫عالیه، عالیه، خیلی خوشگل شدی

00:33:11.520 --> 00:33:13.720
‫درست لحظه‌ای که فکر می‌کردم وقت
‫یه ناهار خوشمزه‌ست،

00:33:13.760 --> 00:33:16.440
‫نینا اصرار کرد که نوبت منه لباسمو عوض کنم

00:33:16.480 --> 00:33:18.720
‫فکر کنم قرمز به رنگ چشمام میاد

00:33:22.800 --> 00:33:24.600
‫فکر کنم اگه مادربزرگ "لیتوانیایی"م بود،

00:33:24.640 --> 00:33:27.120
‫خیلی خوشحال می‌شد،
‫یا شایدم شرمنده می‌شد، نمی‌دونم

00:33:27.160 --> 00:33:28.840
‫اوه، عالیه

00:33:28.880 --> 00:33:32.040
‫- عالیه
‫- این اینطوریه

00:33:32.080 --> 00:33:34.840
‫با این آیینه اینجا

00:33:34.880 --> 00:33:37.040
‫وای دیگه دلم نمی‌خواد ببینمش

00:33:37.080 --> 00:33:39.720
‫اصلا نباید چنین چیزی در طبیعت دیده بشه
‫خیلی‌خب

00:33:39.760 --> 00:33:43.080
‫معمولا اینجا به مردم خوش می‌گذره

00:33:43.120 --> 00:33:45.680
‫مسئله اینجاست که من حتی
‫نپرسیدم چرا

00:33:45.720 --> 00:33:47.600
‫و شاید باید می‌پرسیدم

00:33:47.640 --> 00:33:49.360
‫ولی خب می‌دونین،
‫من پایه‌ی هر کاری هستم

00:33:49.400 --> 00:33:52.480
‫- خیلی‌خب اینجا وایسیم
‫- برای چی باید اینجا وایسیم؟

00:33:52.520 --> 00:33:55.760
‫- عکس بگیریم
‫- اوه، می‌خوایم عکس بندازیم

00:33:55.800 --> 00:33:57.400
‫"پنیر" به زبون روسی چی می‌شه؟

00:33:57.440 --> 00:33:58.680
‫"سیر"

00:33:58.720 --> 00:34:01.000
‫- سیرر!
‫- سیرر!

00:34:01.040 --> 00:34:03.600
‫یک، دو، لبخند بزن

00:34:05.480 --> 00:34:09.040
‫خیلی‌خب، حالا تنهایی
‫ازش عکس بگیر لطفا

00:34:10.760 --> 00:34:14.560
‫هنوز نمی‌دونم چرا داریم این کارو می‌کنیم
‫ولی دارم از لحظه لحظه‌ش لذت می‌برم

00:34:14.600 --> 00:34:16.360
‫حین گرفتن اون عکس،

00:34:16.400 --> 00:34:19.720
‫متوجه شدم هنوز سفارش غذامو نداده بودم

00:34:19.760 --> 00:34:23.280
‫الان دیگه شاید برم برای همه غذا درست کنم

00:34:23.320 --> 00:34:25.120
‫می‌خوای برای درست کردن غذا کمکت کنم؟

00:34:25.160 --> 00:34:27.600
‫نه، شما فقط سفارش بدین

00:34:27.640 --> 00:34:30.880
‫چندتا آبگوشت می‌خواین؟
‫بهم زنگ بزنین

00:34:30.920 --> 00:34:32.760
‫بهت زنگ بزنیم؟ تو که خودت همین‌جایی

00:34:32.800 --> 00:34:35.800
‫من خیلی سرم شلوغه

00:34:35.840 --> 00:34:39.200
‫- لطفا سفارشاتونو برام بفرستید
‫- خب سرت با ما شلوغه

00:34:39.240 --> 00:34:42.240
‫چندتا آبگوشت می‌خواین؟

00:34:42.280 --> 00:34:44.000
‫- فهمیدم، آهان
‫- یکی، دوتا، سه تا، چهارتا

00:34:44.040 --> 00:34:45.520
‫- بله
‫- خیلی‌خب

00:34:45.560 --> 00:34:47.720
‫- بهت پیام می‌دم
‫- باشه، لطفا بهم پیام بده

00:34:47.760 --> 00:34:49.920
‫بهت پیام می‌دم باشه
‫تو همون‌جایی

00:34:49.960 --> 00:34:52.040
‫می‌دونم، همون‌جایی

00:34:53.800 --> 00:34:56.200
‫من سفارشا رو برای نینا پیامک می‌کنم

00:34:56.240 --> 00:35:00.120
‫خب، برای ناهار چی می‌خوایم؟
‫برای خودم و عوامل

00:35:00.160 --> 00:35:03.120
‫اون... آره، همچنان اون طرفِ دره

00:35:03.160 --> 00:35:05.400
‫ولی پیاممو می‌گیره
‫خودش خوبه

00:35:05.440 --> 00:35:07.960
‫خیلی‌خب، الان می‌رم گوشیمو میارم
‫و این کارو می‌کنم

00:35:09.560 --> 00:35:11.400
‫من تو آلاسکا دارم یاد می‌گیرم
‫که بهترین کار اینه که،

00:35:11.440 --> 00:35:13.560
‫بعضی‌وقتا فقط با جریانِ اتفاقات پیش بریم

00:35:14.920 --> 00:35:17.640
‫ازتون می‌خوام بهم بگین اگه،

00:35:17.680 --> 00:35:22.920
‫سهوا "ال‌اس‌دی" مصرف کردم

00:35:22.960 --> 00:35:25.400
‫من یه تاج خیلی خیلی جینگول
‫پینگول روسی سرم کردم

00:35:25.440 --> 00:35:29.320
‫و باید سفارش آبگوشتمو پیامک کنم

00:35:29.360 --> 00:35:33.480
‫به زنی که رسما 5 متر از من فاصله داره

00:35:36.400 --> 00:35:40.240
‫نینا، پیام منو گرفتی؟

00:35:44.360 --> 00:35:46.960
‫وقتی مردم برنامه می‌ریزن بیان آلاسکا،

00:35:47.000 --> 00:35:49.040
‫5 تا عنصر گنده داره

00:35:49.080 --> 00:35:54.240
‫دریا داره، کوهستان داره
‫خرس و گوزن داره

00:35:54.280 --> 00:35:57.480
‫یه زن پرحرف روسی هم داره

00:35:57.520 --> 00:35:59.400
‫که مجبورت می‌کنه
‫مثل عروسک لباس بپوشی

00:35:59.440 --> 00:36:01.760
‫در این حین هم ازت می‌خواد
‫سفارشات رو از پشت در

00:36:01.800 --> 00:36:03.280
‫براش پیامک کنی

00:36:03.320 --> 00:36:06.080
‫- الان براتون آبگوشت میارم
‫- اوه، آبگوشت حاضره؟

00:36:08.440 --> 00:36:10.600
‫دیگه لباس پوشیدنا که تموم شد،
‫وقتش رسید من با عواملم،

00:36:10.640 --> 00:36:13.560
‫بالاخره غذا بخوریم

00:36:23.440 --> 00:36:25.560
‫در ادامه من معنی پشت جمله‌ی

00:36:25.600 --> 00:36:27.920
‫"بدترین چیزا تو دریا اتفاق میفتن" رو فهمیدم

00:36:27.960 --> 00:36:30.160
‫زدی شکمشو پاره کردی

00:36:38.760 --> 00:36:40.720
‫من تو ایالت بزرگ آلاسکا هستم

00:36:40.760 --> 00:36:43.080
‫و اومدم به این ماموریت تا شیوه‌ی
‫زندگیشون رو یاد بگیرم

00:36:43.120 --> 00:36:47.080
‫و دارم به قدم نهایی سفرم،
‫یعنی "هومر" نزدیک می‌شم

00:36:47.120 --> 00:36:49.240
‫اگه می‌گفتن با یه کلمه دوتا
‫چیزی که به خاطر میاری رو بگو،

00:36:49.280 --> 00:36:51.800
‫من برای آلاسکا کلمه‌ی سوخته
‫و سالمون به ذهنم می‌رسید

00:36:51.840 --> 00:36:53.200
‫که هر دوشم از دسته‌ی خوراکی‌هان قطعا

00:36:54.840 --> 00:36:57.000
‫اینجا رسما برابره با ماهی سالمون

00:36:57.040 --> 00:36:59.520
‫و آلاسکا با وجود صنعت تجارت دریایی
‫به ارزش 55.7 میلیارد دلار

00:36:59.560 --> 00:37:02.200
‫یکی از معروف‌ترین و بزرگ‌ترین

00:37:02.240 --> 00:37:05.800
‫نقاط ماهیگیری روی زمین رو داره

00:37:05.840 --> 00:37:07.520
‫به کشتی خوش اومدین

00:37:07.560 --> 00:37:10.440
‫برای اینکه یه مزه‌ای کرده باشیم،
‫می‌خوام با چارترهای شمالی کشور،

00:37:10.480 --> 00:37:11.680
‫به یه سفر ماهیگیری سالمون برم

00:37:11.720 --> 00:37:13.000
‫سلام، بچه‌ها!

00:37:14.760 --> 00:37:17.800
‫ولی از اونجایی که من تازه شروع
‫به ماهی خوردن کردن،

00:37:17.840 --> 00:37:22.120
‫یه کوچولو بابت مریض شدن استرس دارم

00:37:22.160 --> 00:37:25.000
‫هرچند اگه بخوام باورهامو
‫به مرحله‌ی تست برسونم،

00:37:25.040 --> 00:37:27.320
‫کجا بهتر از این آب‌های خیره‌کننده

00:37:27.360 --> 00:37:29.080
‫در لبه‌ی دنیا؟

00:37:33.040 --> 00:37:34.760
‫اوه! این کوه‌ها!

00:37:34.800 --> 00:37:37.040
‫البته هر روز اینا رو نمی‌بینیم

00:37:37.080 --> 00:37:38.840
‫اوه، هیچ‌وقت ازش خسته نمی‌شم

00:37:38.880 --> 00:37:41.880
‫5 گونه مختلف از سالمون تو آلاسکا وجود داره

00:37:41.920 --> 00:37:46.600
‫و پارسال، تقریبا 150 میلیون‌تاشون صید شدن

00:37:46.640 --> 00:37:49.400
‫و از اونجایی که با ماهیگیرایی که
‫تجربه دریانوردی دارن، سفر می‌کنم،

00:37:49.440 --> 00:37:52.200
‫چیزی نمونده که ما هم
‫اولین صیدمون رو انجام بدیم

00:37:52.240 --> 00:37:53.680
‫شاید سالمون باشه

00:37:53.720 --> 00:37:56.040
‫اوه، آره!

00:37:56.080 --> 00:37:57.680
‫می‌شه این یکی رو آزاد کنیم؟

00:38:03.880 --> 00:38:05.400
‫یکی از درد خلاصش کنه

00:38:11.920 --> 00:38:14.640
‫"آیجان" یکی از عوامل، در حین پروسه
‫راجع به ماهیگیری باهام صحبت می‌کنه

00:38:14.680 --> 00:38:16.920
‫این سالمون شاهه

00:38:16.960 --> 00:38:19.400
‫از نقاط موجود روی
‫دمش می‌شه تشخیص داد

00:38:19.440 --> 00:38:22.080
‫بعد یه نشونه‌ی دیگه‌شم این لثه‌های اینجاشه

00:38:22.120 --> 00:38:24.280
‫فکر کنم من از شدت خشونتش شوکه شدم

00:38:24.320 --> 00:38:27.560
‫فکر کنم اکثر آدما...
‫فیله می‌بینن

00:38:27.600 --> 00:38:30.200
‫احتمالا خودش قبل از اینکه
‫به دست آدمایی مثل من برسه،

00:38:30.240 --> 00:38:31.720
‫نصف دنیا رو دیده بوده

00:38:31.760 --> 00:38:34.160
‫ولی به وسیله‌ی اراده‌ی یکی
‫از ماهاست که از اقیانوس گرفته می‌شه

00:38:34.200 --> 00:38:36.800
‫که به نظرم خیلی موضوع عمیقیه و
‫دیدنش برام سخته

00:38:36.840 --> 00:38:38.800
‫من فکر می‌کنم توی آلاسکا
‫ما خیلی خوش‌شانسیم که

00:38:38.840 --> 00:38:41.200
‫با منبع غذاییمون انقد ارتباط مستقیمی داریم

00:38:41.240 --> 00:38:43.000
‫من حداقل خیلی خوشحالم که
‫جایی زندگی می‌کنم که

00:38:43.040 --> 00:38:45.400
‫می‌تونم خیلی از وعده‌های
‫غذاییمو به چشم ببینم

00:38:45.440 --> 00:38:47.920
‫که از خودِ دریا به بشقاب من میان

00:38:51.200 --> 00:38:54.360
‫طبیعت جالب سالمون، برخلاف گونه‌های دیگه،

00:38:54.400 --> 00:38:57.160
‫اینطوریه که، "به محض صید شدن،
‫دیگه نمی‌تونن به دریا برگردن"

00:38:57.200 --> 00:38:58.920
‫تا حالا بخاطر کاری که می‌کنین
‫چیزی به ذهنتون خطور کرده؟

00:38:58.960 --> 00:39:00.680
‫لحظه‌ای داشتین که بخواین احساس کنین،

00:39:00.720 --> 00:39:03.360
‫- "اوه، من دارم چیکار..."، حتی الان؟
‫- اوه، آره، صد درصد

00:39:03.400 --> 00:39:05.360
‫راستش هر بار که یه ماهی رو میاریم این بالا،

00:39:05.400 --> 00:39:10.240
‫کاملا به این موضوع آگاهم که
‫مثلا من دارم این موجود رو می‌کشم

00:39:10.280 --> 00:39:13.720
‫ولی فکر کنم با این دلیل توجیهش می‌کنم که

00:39:13.760 --> 00:39:16.480
‫که می‌دونم برام مغذیه و قراره بخورمش

00:39:16.520 --> 00:39:20.720
‫ولی خب برای منم آسون نیست
‫که جونشو بگیرم

00:39:20.760 --> 00:39:23.240
‫شما دائما اخلاقیاتش رو زیر سوال می‌برین

00:39:23.280 --> 00:39:26.400
‫و منم که گوشت نمی‌خورم چون
‫می‌دونم که نمی‌تونم حیوونا رو بکشم

00:39:26.440 --> 00:39:28.280
‫ولی، هی، وایسا
‫من بعضی وقتا ماهی می‌خورم

00:39:28.320 --> 00:39:31.160
‫پس شاید باید این کارو بکنم
‫شاید باید امتحانش کنم

00:39:31.200 --> 00:39:32.720
‫نمی‌دونم
‫خیلی عجیبه، نیست؟

00:39:35.960 --> 00:39:37.080
‫حالا با توجه به اینکه ماهی می‌خورم،

00:39:37.120 --> 00:39:39.600
‫احساس می‌کنم چیزی که نصیحت
‫می‌کنم رو خودمم باید تمرین کنم

00:39:39.640 --> 00:39:42.520
‫اینجا کاپیتان "وزلی جونز" داره
‫بهم ماهیگیری یاد می‌ده

00:39:42.560 --> 00:39:45.480
‫خیلی‌خب بیا راجع به
‫کاربرد این میله صحبت کنیم

00:39:45.520 --> 00:39:48.240
‫اینجا یه قطعه‌ی خیلی عجیب داریم

00:39:48.280 --> 00:39:50.200
‫- چی هست؟
‫- بهش می‌گن "فلاشر"

00:39:50.240 --> 00:39:51.560
‫- خیلی‌خب
‫- وقتی تو آب باشه...

00:39:51.600 --> 00:39:54.200
‫ما تو انگلیس به یه چیز دیگه می‌گیم فلاشر

00:39:54.240 --> 00:39:55.560
‫- اوه، باشه
‫- آره

00:39:55.600 --> 00:39:58.400
‫خیلی‌خب، این فلاشر ماهیگیری سالمونه

00:39:58.440 --> 00:40:00.560
‫می‌ره تو آّب و بعد دور خودش می‌چرخه

00:40:00.600 --> 00:40:02.280
‫و یه جورایی...

00:40:02.320 --> 00:40:06.720
‫درواقع یه ماهی دیگه رو شبیه‌سازی می‌کنه
‫که دنبال طعمه‌ست

00:40:06.760 --> 00:40:08.760
‫بعد این طعمه هم پشتش آویزون می‌شه

00:40:08.800 --> 00:40:10.960
‫که وقتی اون میاد فلاشر رو چک کنه،

00:40:11.000 --> 00:40:12.520
‫اینو می‌بینه و اینطوری می‌شه که، "اوه"

00:40:12.560 --> 00:40:15.280
‫"من اونو می‌خوام، می‌خوام گازش بگیرم"

00:40:15.320 --> 00:40:16.840
‫پس اینو تو آب قرار می‌دیم

00:40:16.880 --> 00:40:19.360
‫این توپ سنگین رو بهش وصل می‌کنم...

00:40:19.400 --> 00:40:22.920
‫بنابراین ماهیگیری همش به اون
‫توپ سنگینه بستگی داره

00:40:22.960 --> 00:40:25.120
‫چقدر جالب
‫وزن سنگینش باعث می‌شه بره پایین

00:40:25.160 --> 00:40:26.960
‫و به اعماق دریا، اونجا که ماهی
‫هست برسه

00:40:27.000 --> 00:40:29.360
‫خیلی‌خب، قرقره رو قفل کن

00:40:29.400 --> 00:40:32.320
‫حالا بچرخونش
‫بهش فشار بیار

00:40:32.360 --> 00:40:34.640
‫میله رو خم کن
‫خوبه

00:40:34.680 --> 00:40:37.120
‫حالا می‌ذاریمش تو این نگهدارنده

00:40:38.280 --> 00:40:40.600
‫بعد طعمه رو می‌ندازیم تو آب

00:40:40.640 --> 00:40:42.080
‫و منتظر ماهی می‌مونیم

00:40:42.120 --> 00:40:44.400
‫پس حالا دیگه وقت نوشیدنیه

00:40:44.440 --> 00:40:47.200
‫ماهیگیری می‌تونه هم خیلی
‫خسته‌کننده باشه هم خیلی هیجان‌انگیز

00:40:47.240 --> 00:40:48.560
‫یه جورایی مثل کار پلیساست

00:40:48.600 --> 00:40:53.880
‫95 درصد مواقع خسته‌کننده‌ست و 5
‫درصد بقیه با ضربان قلب بالا و هیجان همراهه

00:40:53.920 --> 00:40:56.240
‫- آره
‫- مگه نه؟ - آره

00:40:59.920 --> 00:41:02.720
‫و همزمان که منتظر یه طعمه بودیم

00:41:02.760 --> 00:41:05.160
‫جذابیت ماهیگیری برام معنادار شد

00:41:08.920 --> 00:41:10.400
‫اوه! اون چیه؟

00:41:10.440 --> 00:41:12.360
‫اون چیه؟ وای!

00:41:14.200 --> 00:41:16.600
‫- سو، بدو!
‫- برو، برو!

00:41:16.640 --> 00:41:18.800
‫2 ساعت بود هیچ خبری نبود

00:41:18.840 --> 00:41:20.960
‫آره، اینو بگیر، بگیر، بگیر

00:41:21.000 --> 00:41:23.520
‫بچرخون، هوف!

00:41:23.560 --> 00:41:25.160
‫ببخشید، بعدش چیکار کنم؟

00:41:25.200 --> 00:41:27.880
‫حرکتت خیلی حرفه‌ای بود
‫تو تونستی، ایول!

00:41:27.920 --> 00:41:30.080
‫نوک میله رو بده بالا

00:41:30.120 --> 00:41:31.960
‫شاید اگه پایینِ میله رو بگیری،

00:41:32.000 --> 00:41:33.600
‫درواقع می‌شه اینجایی که کمربندت هست

00:41:33.640 --> 00:41:36.680
‫اون وقت راحت‌تر می‌تونی ماهی رو بکشونی بالا

00:41:36.720 --> 00:41:39.840
‫- آروم، آروم، آروم
‫- اومد

00:41:39.880 --> 00:41:42.120
‫اوه، چیه؟ ماهی پولاک؟

00:41:43.560 --> 00:41:45.840
‫اوه، عزیزم متاسفم، ولی قراره مستقیم بری...

00:41:45.880 --> 00:41:48.040
‫خیلی‌خب، کافیه، کافیه

00:41:48.080 --> 00:41:49.840
‫- هو!
‫- اوه، آره!

00:41:49.880 --> 00:41:51.720
‫چقدر خوشگله، چقدر خوشگله

00:41:51.760 --> 00:41:53.960
‫بیا برگردونیمش تو آب
‫خیلی خوشگله

00:41:54.000 --> 00:41:55.520
‫اینو اینطوری بگیر

00:41:57.600 --> 00:41:59.760
‫- خودش میفته پایین
‫- اون رفت

00:41:59.800 --> 00:42:03.400
‫خوشحالم که پولاک گرفتیم، چون
‫تونستیم برگردونیمش به دریا

00:42:03.440 --> 00:42:08.200
‫خیلی ماهی خوشگلی بود... واقعا...

00:42:08.240 --> 00:42:12.200
‫خیلی منحرف‌طور به نظر اومدم
‫منظورم اون نبود، فقط...

00:42:12.240 --> 00:42:14.920
‫خب باشه، یه کم منحرفانه بود
‫خب واقعا ماهی خوشگلی بود

00:42:17.160 --> 00:42:19.400
‫کلمه‌ی ماهیِ شیک‌تر از همینا گرفته شده دیگه

00:42:19.440 --> 00:42:22.360
‫بگذریم، من از سبک زندگی
‫ماهیگیری خوشم اومد

00:42:22.400 --> 00:42:24.640
‫باید یاد بگیرم ماهی رو چطوری فیله،

00:42:24.680 --> 00:42:26.920
‫یا فیلی کنم
‫خودشون اینطوری تلفظ می‌کنن

00:42:26.960 --> 00:42:29.360
‫آیجان شرکت فیله‌‌سازی
‫"باتواکرز" رو مدیریت می‌کنه

00:42:29.400 --> 00:42:31.840
‫و قراره بهم نشون بده که
‫چطوری درستش می‌کنن

00:42:31.880 --> 00:42:34.240
‫اولین قدم اینه که این

00:42:34.280 --> 00:42:38.200
‫این باله‌های نازک اطرافشو ببریم
‫برای اینکه یه فیله‌ی تمیزتر داشته باشیم

00:42:38.240 --> 00:42:41.360
‫همینطوری که می‌بینی
‫به راحتی کنده می‌شن

00:42:41.400 --> 00:42:42.800
‫اونی که می‌ریزی بیرون چیه؟

00:42:42.840 --> 00:42:45.320
‫اوه، نپرس
‫دلت نمی‌خواد بدونی

00:42:45.360 --> 00:42:47.960
‫همین الان پشتشو زدی ناکار کردی

00:42:48.000 --> 00:42:50.200
‫اعتراف می‌کنم
‫خب به یه دلیلی اسمش باله‌ی پشتیه

00:42:50.240 --> 00:42:52.520
‫ولی دفعه‌ی اول نگفتمش

00:42:52.560 --> 00:42:55.240
‫منظورم اینه که، بخوام منصف باشم،
‫اون ماهی انتقام آخرشم گرفت

00:42:55.280 --> 00:42:58.440
‫- آفرین
‫- واقعا حقمون بود، رفیق

00:42:58.480 --> 00:43:01.080
‫- دوست داری خودتم امتحان کنی؟
‫- آره یه تست می‌کنم

00:43:01.120 --> 00:43:03.800
‫اصلا از فشار دادن هم نترس

00:43:03.840 --> 00:43:05.880
‫آره، یاد گرفتی
‫استعداد خدادادی داری

00:43:05.920 --> 00:43:08.040
‫اون استخون پشتیشو حس کردی؟
‫آفرین

00:43:08.080 --> 00:43:09.840
‫احسنت

00:43:11.960 --> 00:43:13.720
‫اینم برگردونیم تو آب؟

00:43:13.760 --> 00:43:17.280
‫آره،
‫بیا به اقیانوس برگردونیمش

00:43:17.320 --> 00:43:19.520
‫می‌تونه غذای یه چیزی بشه

00:43:21.120 --> 00:43:23.560
‫نگاه کن، فُک،
‫اونجا یه فُک وایساده

00:43:25.480 --> 00:43:27.920
‫خب خودت گفتی غذای یکی می‌شه

00:43:27.960 --> 00:43:30.360
‫هی، رفیق
‫اینو ببین

00:43:32.320 --> 00:43:34.120
‫خب، قبلا گفتم، بازم می‌گم

00:43:34.160 --> 00:43:36.440
‫چرخه‌ی زندگی تو آلاسکا
‫خیلی سریع تکمیل می‌شه

00:43:41.200 --> 00:43:43.160
‫خیلی بهم خوش گذشت
‫واقعا می‌گم

00:43:43.200 --> 00:43:45.680
‫هیجانی‌ترین روزی بود که می‌خواستم

00:43:45.720 --> 00:43:47.880
‫و خوبه که آدم بدونه این چیزا از کجا میاد

00:43:47.920 --> 00:43:50.240
‫بعضی وقتا ماهی می‌خورم
‫حالا دیگه می‌دونم قبلش چه خبره

00:43:50.280 --> 00:43:53.000
‫و کاری که شماها می‌کنین فوق‌العاده‌ست
‫پس... ممنونم

00:43:53.040 --> 00:43:54.360
‫خواهش می‌کنم

00:44:00.400 --> 00:44:01.680
‫اینجا تو هومر، من واقعا حس می‌کنم

00:44:01.720 --> 00:44:04.480
‫تازه دارم آلاسکا رو از نزدیک می‌بینم

00:44:04.520 --> 00:44:07.760
‫حیات وحش آلاسکا، آسمونای آلاسکا
‫هوای تازه‌ش

00:44:07.800 --> 00:44:11.520
‫انقدر تمیزه که انگار سنگ
‫استالاکتیت مستقیم میاد تو ریه‌ت

00:44:11.560 --> 00:44:14.000
‫اینجا فقط غذا نیست که فراوونه،
‫تجربه‌هاشه

00:44:14.040 --> 00:44:15.640
‫اوه

00:44:15.680 --> 00:44:17.440
‫خیلی باورنکردنیه

00:44:18.680 --> 00:44:21.160
‫من؟ من که واسه حیات وحش آماده‌ام

00:44:21.200 --> 00:44:24.400
‫در ادامه، همچنان که
‫بیشتر در دل طبیعت فرو می‌رم...

00:44:26.080 --> 00:44:28.000
‫زندگی خارج از شهر و
‫طبیعی رو هم تجربه می‌کنم

00:44:28.040 --> 00:44:30.320
‫- اینا هیزم آتیشه
‫- اینا بیسکوییتن؟

00:44:30.360 --> 00:44:32.680
‫بیسکوییت نداریم، برق هم نداریم

00:44:32.720 --> 00:44:33.960
‫به اوج هیجان می‌رسم

00:44:34.000 --> 00:44:36.440
‫نه بابا! طلاست!

00:44:36.480 --> 00:44:38.600
‫...و با آماده‌شدگان روز
‫قیامت دلو می‌زنم به دریا!