WEBVTT

00:00:00.959 --> 00:00:02.836
‫به مهمانی آشکار سازی ما خوش آمدید،

00:00:02.836 --> 00:00:05.922
‫جایی که ما فاش می کنیم،
‫قاتل بانی چه کسی‌ست.

00:00:05.922 --> 00:00:07.674
‫از امروز بعد از ظهر توی نخت بودیم.

00:00:07.674 --> 00:00:09.509
‫من فقط می خواستم سیندا
‫به من توجه کنـه.

00:00:10.510 --> 00:00:13.555
‫به این ترتیب، معمایی دیگر حل شد.

00:00:13.555 --> 00:00:15.724
‫- دوتا قتل پشت به پشت.
‫- بله.

00:00:15.724 --> 00:00:17.308
‫داری واقعاً بازسازی می‌کنی.

00:00:17.308 --> 00:00:20.186
‫- خب، دیگه وقتـش بود.
‫- هی، جو.

00:00:20.186 --> 00:00:22.397
‫داری دعوتم می‌کنی به یک قرار عاشقانه؟

00:00:22.397 --> 00:00:23.565
‫بله.

00:00:23.565 --> 00:00:25.567
‫فکر می‌کنم من برای این کار معرکه‌ام.

00:00:25.567 --> 00:00:27.110
‫و ستاره‌اش کیـه؟

00:00:27.110 --> 00:00:29.195
‫بن؟

00:00:29.195 --> 00:00:31.072
‫همه توی شب افتتاحیه دلهره می‌گیرن!

00:00:32.699 --> 00:00:34.784
‫- من خوبم!
‫- کمربندهاتون رو ببندید.

00:00:36.703 --> 00:00:40.457
‫چه چیزی مرا تبدیل به یک موجود شبگرد کرد؟

00:00:43.376 --> 00:00:45.253
!یکی کمک کنـه

00:00:45.253 --> 00:00:46.629
‫تکون نمی‌خوره!

00:00:46.629 --> 00:00:48.506
‫بن!
‫زنگ بزنید اورژانس!

00:00:48.506 --> 00:00:51.134
‫حتماً دارید شوخی می‌کنید.

00:01:02.937 --> 00:01:05.440
دنیا صحنه تئاتری بیش نیست

00:01:05.523 --> 00:01:10.320
[سال 1962، سالن گوسبری، تئاتر برادوری]
‫و بقیه‌اش.
‫همه‌مون بقیه‌اش رو می‌دونیم.
[اشاره به بخشی از نمایشنامۀ "هر طور شما دوست دارید" اثر شکسپیر]

00:01:11.070 --> 00:01:12.947
‫اما اگه از اون دسته باشید
‫که تئاتر توی خون‌شونه

00:01:12.947 --> 00:01:14.782
‫احتمالـش زیاده که توی سن خیلی پایین

00:01:14.782 --> 00:01:16.534
‫دلباختۀ تئاتر بشید.

00:01:26.294 --> 00:01:27.795
‫شگفتی‌های یک دنیا رو می‌بینید

00:01:27.795 --> 00:01:30.882
‫که روزی ممکنـه بخشی از اون بشید،

00:01:30.882 --> 00:01:33.009
‫دنیایی پر از تجربه و داستان

00:01:33.009 --> 00:01:36.804
‫که می‌تونید از ردیف هشتم
‫درموردش رویاپردازی کنید،

00:01:36.804 --> 00:01:39.349
‫از پشت دوتا کله گنده توی ردیف هفتم.

00:02:17.011 --> 00:02:19.681
‫بعد خیابون‌های نیویورک سیتی رو گز میکنی

00:02:19.681 --> 00:02:22.809
‫و هرچقد و هرجا که میتونی، تست بازیگری میدی

00:02:22.809 --> 00:02:25.770
‫و همه این کارها رو در درپی
‫اون لحظه اصلی انجام میدی

00:02:25.770 --> 00:02:28.898
‫لحظه‌ای که امید داری یکی تو رو ببینـه

00:02:28.898 --> 00:02:32.694
‫یعنی واقعاً ببینه،
‫و اون کلمات جادویی رو بگه.

00:02:32.694 --> 00:02:34.904
‫"تاحالا کجا بودی؟"

00:02:36.489 --> 00:02:39.993
‫اما اگه اون کلمات جادویی هیچوقت
‫بیان نشن چی؟

00:02:39.993 --> 00:02:42.370
‫و فقط مردود بشی،

00:02:42.370 --> 00:02:45.164
‫بارها و بارها،

00:02:45.164 --> 00:02:47.125
‫سال به سال،

00:02:47.125 --> 00:02:49.836
‫تلاش ناموفق پشت تلاش ناموفق

00:02:49.836 --> 00:02:52.964
‫و انقد ادامه پیدا می‌کنه که می‌بینی
اون تلاش ناموفق

00:02:52.964 --> 00:02:54.966
‫تبدیل شده به زندگیـت.

00:02:56.300 --> 00:03:00.221
‫با این اوصاف، چطوری می‌تونی با امید ادامه بدی؟

00:03:04.142 --> 00:03:05.935
‫ممنون، خیلی هم خوب.

00:03:05.935 --> 00:03:07.979
‫سر و کلۀ یکی پیدا شده

00:03:07.979 --> 00:03:10.648
‫که اسمـش توی لیستمون نیست،
‫احتمالاً قرار قبلی نداشته.

00:03:11.607 --> 00:03:14.610
‫می‌شناسمـش، با استعداده.،

00:03:14.610 --> 00:03:17.739
‫یخورده یجوریه، اما تا ناهار ده دقیقه وقت داریم...

00:03:18.281 --> 00:03:19.824
‫آره، حتماً.

00:03:19.824 --> 00:03:21.576
‫آماده، درکین، هنوز اونجایی؟

00:03:21.576 --> 00:03:23.745
‫بله!

00:03:23.745 --> 00:03:25.913
‫بله! سلام!

00:03:25.913 --> 00:03:28.374
‫سلام، خیلی متاسفم،
‫فکر می‌کردم...

00:03:28.374 --> 00:03:31.377
‫آژانس بهم گفته بود
‫که اسمـم توی لیست هست...

00:03:31.377 --> 00:03:32.670
‫اشکالی نداره.

00:03:32.670 --> 00:03:34.380
‫صفحه‌های مربوط به نقش
‫دایه رو داری؟

00:03:35.006 --> 00:03:38.050
‫بله، فقط یک صحنه هست؟

00:03:38.050 --> 00:03:40.261
‫درسته.
‫هرموقع آماده بودی شروع کن.

00:03:43.765 --> 00:03:45.600
‫کافیـه!

00:03:45.600 --> 00:03:48.102
‫سوال کافی ست، کاراگاه.

00:03:49.312 --> 00:03:52.523
‫خوشحال میشم که بهتون بگم
‫من کی هستم و چیکار میکنم

00:03:52.523 --> 00:03:55.693
‫بدون نیار به پا فشاری...
‫بدون نیاز به تفحص شما.

00:03:58.863 --> 00:04:01.574
‫من از بچه هایی مراقبت می کنم

00:04:01.574 --> 00:04:03.785
‫که مسئولیت‌شون بهم داده شده.

00:04:03.785 --> 00:04:07.622
‫آیا من جایگزین مادر واقعی کودک هستم؟

00:04:10.166 --> 00:04:13.377
‫برخی ترجیح میدن که من جواب من،
به این سوال منفی باشه، اما من باور دارم

00:04:14.253 --> 00:04:17.256
‫که به همین شکلـه.
‫وقتی که تنها...

00:04:18.508 --> 00:04:21.010
‫منم که کنارشون هستم،
‫باید مادرشون باشم.

00:04:22.053 --> 00:04:23.679
‫چون...

00:04:23.679 --> 00:04:26.432
‫چون یه بچه، همواره باید احساس

00:04:26.432 --> 00:04:27.683
‫امنیت کنـه.

00:04:27.683 --> 00:04:31.312
‫اونا نیاز دارن که حس کنن
‫که به شدت تحت مراقبت هستند

00:04:31.312 --> 00:04:33.814
‫نوعی از مراقبـت که فقط یک مادر می‌تونه
‫به فرزندش بده.

00:04:37.109 --> 00:04:41.989
‫اهمیتی نداره که از گوشت
‫و پوست خودم هستن یا نه.

00:04:46.744 --> 00:04:51.958
‫آیا برای مراقبت از کودکی که مسئولیتـش
‫با من است، مرتکب قتل می‌شوم؟

00:04:52.667 --> 00:04:55.086
‫فرض می‌کنم همین سوالـیه که
‫از بنده دارید، کاراگاه.

00:05:00.049 --> 00:05:01.926
‫در جواب باید بگویم...

00:05:01.926 --> 00:05:04.971
‫بدون حتی پلک زدن،

00:05:04.971 --> 00:05:07.473
‫بدون لحظه‌ای تردید، برای مراقبت از
‫کودکی که مسئولیتـش بر گردنـم است،

00:05:10.142 --> 00:05:13.646
‫مرتکب قتل می‌شوم.

00:05:18.234 --> 00:05:19.485
‫خب...

00:05:20.820 --> 00:05:22.947
‫حالا به جواب‌تون رسیدید.

00:05:25.491 --> 00:05:27.201
‫تاحالا کجا بودی؟

00:05:30.955 --> 00:05:31.998
‫آم...

00:05:32.373 --> 00:05:35.167
‫اما وقتی که به رویاهاتون دست پیدا می‌کنید،

00:05:35.167 --> 00:05:37.586
‫وقتی لحظه اصلی فرا می‌رسه...

00:05:38.087 --> 00:05:40.339
‫گفتم کجا بودی؟

00:05:42.425 --> 00:05:43.676
‫اوه.

00:05:43.676 --> 00:05:46.804
‫برای حفظـش، تا کجا پیش می‌رید؟

00:05:46.804 --> 00:05:49.015
‫اوه!

00:05:49.015 --> 00:05:50.725
‫ممنونـم.

00:05:50.725 --> 00:05:54.270
‫اوه، ممنونـم!
‫وای، خدا!

00:06:36.771 --> 00:06:40.858
‫« این قسمت: اجرا باید... »
‫[فصل سوّم، قسمت نُهم]

00:06:42.276 --> 00:06:43.235
‫کمکم کنید...

00:06:45.404 --> 00:06:47.490
‫یکی کمکـش کنـه!

00:06:48.032 --> 00:06:49.658
‫تکون نمیخوره!

00:06:49.658 --> 00:06:51.660
‫بن!
‫زنگ بزنید اورژانس.

00:06:51.660 --> 00:06:54.455
‫نبض نداره.

00:06:56.624 --> 00:06:58.959
‫دارم سعی می‌کنم خودم
‫حلـش کنم.

00:06:58.959 --> 00:07:00.336
‫نه، تو متوجه نیسـ...

00:07:00.336 --> 00:07:02.546
‫نه، الانـشم هم مرگـش رو اعلام کردن!

00:07:02.546 --> 00:07:05.007
‫مرگـش رو اعلام کردن!

00:07:05.007 --> 00:07:08.511
‫کف دور دهنـش بود؟
‫کف نشونۀ سمـه.

00:07:08.511 --> 00:07:11.639
‫من فقط خون دیدم. میبل!
‫داری چیکار می کنی؟

00:07:11.639 --> 00:07:14.350
‫ممکنه به دلایل طبیعی بوده باشه،
‫یا مثلاً رگی چیزیش پاره شده.

00:07:14.350 --> 00:07:16.143
‫چارلز، خواهش می‌کنم!
‫شب افتتاحیه‌ست،

00:07:16.143 --> 00:07:19.647
‫و یک ستاره بزرگ توی اوج جوونی
‫روح صحنه مُرده؟

00:07:19.647 --> 00:07:22.024
‫وای خدای من. وای خدای من.
‫وای خدای من. اون مُرده.

00:07:22.024 --> 00:07:24.443
‫اون مرده. بن مرده.
‫بازیگر نقش اول مردم مرده!

00:07:24.443 --> 00:07:26.987
‫- تقصیر تو نیست الیور.
‫- نه، درسته تقصیر من که نـ....

00:07:26.987 --> 00:07:28.697
‫چی؟
‫معلومـه که تقصیر من نیست.

00:07:28.697 --> 00:07:30.032
‫خیلی خب هوارد

00:07:30.032 --> 00:07:32.910
‫برو به همه بگو که همه چی درست میشه.

00:07:32.910 --> 00:07:34.995
‫بهشون بگو، برای مهمونی افتتاحیه
‫که برنامه ریزی کرده بودم

00:07:34.995 --> 00:07:37.248
‫همه توی خونه من دور هم جمع می‌شیم،

00:07:37.248 --> 00:07:38.999
‫اونجا یجوری حلـش می‌کنیم.

00:07:38.999 --> 00:07:41.001
‫فکر نمی‌کنم الان توی مود مهمونی باشن...

00:07:41.001 --> 00:07:43.963
‫فقط انجام بده، هوارد!
‫انجامـش بده.

00:07:43.963 --> 00:07:46.382
‫- هی الیور.
‫- تو خوبی رفیق؟

00:07:46.382 --> 00:07:49.301
‫وای خدای من، این داره واقعاً اتفاق میوفته؟

00:07:49.301 --> 00:07:50.803
‫چطوری کارم به اینجا کشید؟

00:07:56.976 --> 00:08:05.109
‫- این واقعاً داره اتفاق میوفته؟
‫- اولین روز دورخوانی مبارک!
[چهار ماه قبل]
‫واقعاً دارم برمی‌گردم به برادوی؟
‫امیدوارم همینطور باشه.
‫چرا من باید اینجا باشم؟
‫برای حمایت، نت برداری،

00:08:05.109 --> 00:08:07.444
‫برای ترجمه چیزایی که جوون‌ها
‫به چارلز میگن.

00:08:07.444 --> 00:08:10.739
‫- گذشته از اینا، که بتونیم ببینیمت.
‫- درسته! خوبه که ببینیمـت.

00:08:10.739 --> 00:08:13.867
‫خب می‌دونید، همه‌مون سرمون شلوغـه

00:08:13.867 --> 00:08:16.453
‫و می‌دونی، بدون یه قتل ما کی هستیم؟

00:08:16.453 --> 00:08:18.622
‫الیور، میدونم که استرس داری.

00:08:18.622 --> 00:08:20.874
‫می‌دونم که آخرین نمایـش برادوی‌ای که داشتی
‫یه فاجعه بود.

00:08:20.874 --> 00:08:22.626
‫همه می‌دونن.
‫کل دنیا می‌دونه.

00:08:22.626 --> 00:08:26.130
‫- بریم، بریم.
‫- اما تو مرد، تو یه مرد با استعداد جوونی.

00:08:26.130 --> 00:08:29.592
‫تو استعداد رهبری کردن رو داری، و وقتی
‫که ازم خواستی که به پروژه اضافه بشم، من...

00:08:29.592 --> 00:08:30.843
‫وایسید لطفاً.

00:08:32.970 --> 00:08:35.389
‫- من ازت خواستم؟
‫- معلومه که تو ازم خواستی!

00:08:35.889 --> 00:08:37.725
‫- می‌دونی چیـه، فراموشش کن.
‫- نه، نه، نه.

00:08:37.725 --> 00:08:40.811
‫لطفاً شعر نگو که من التماسـت کردم
‫که توی اجرای من باشی

00:08:40.811 --> 00:08:43.814
‫اونم با این وجود که آخرین باری که روی صحنه بودی
‫وقتی بود که مردا نقش زنا رو بازی می‌کردن.

00:08:44.356 --> 00:08:45.357
‫لازم نیست توضیح بدی.

00:08:45.357 --> 00:08:47.151
‫مربوط به دوران شکسپیره،
‫مردها مجبور بودن نقش زنا رو بازی کنن.

00:08:47.151 --> 00:08:48.736
‫زن‌ها اجازه بازی نداشتن.

00:08:48.736 --> 00:08:51.113
‫- یه شوخی با سن و سالـه.
‫- همچنین یه شوخی با حرفه.

00:08:51.113 --> 00:08:53.157
‫من عاشق این چیزام، اما میشه فعلاً
‫درمورد من صحبت کنیم

00:08:53.157 --> 00:08:54.616
‫و این که باور نمیشه

00:08:54.616 --> 00:08:57.536
‫قراره با "بن گلنروی" توی یک اتاق باشم؟

00:08:57.536 --> 00:09:00.039
‫موهام بالا باشه یا پایین؟
‫فکر می‌کنید از گوش خوشش میاد؟

00:09:00.039 --> 00:09:02.166
‫میبل، بازیگرا آدم‌های عادی‌ای هستن.

00:09:02.166 --> 00:09:04.126
‫یادته اولین باری که من رو دیدی
‫چقد استرس داشتی؟

00:09:04.126 --> 00:09:06.837
‫- یادم نیست.
‫- آره، حالا نگامون کن.

00:09:07.463 --> 00:09:09.882
‫وقتی که رسیدیم چطوری می‌خوای
‫ورودمون رو مدیریت کنی؟

00:09:09.882 --> 00:09:12.343
‫- شاید بهتره اول معرفیم کنی و بعد من بیام داخل.
‫- معرفی؟

00:09:12.343 --> 00:09:15.846
‫یه دورخوانیـه، چارلز.
‫"دونا رید شو" که نیست.

00:09:15.846 --> 00:09:17.222
‫- دونا رید یه...
‫- ارزشـش رو نداره وایسم.

00:09:17.222 --> 00:09:19.516
‫خب، خواهش می کنم که همین اول راه

00:09:19.516 --> 00:09:21.226
‫دل همکارات رو

00:09:21.226 --> 00:09:23.687
‫با یه مشت خودنمایی، نزن.

00:09:23.687 --> 00:09:24.938
‫خودنمایی بی خودنمایی!

00:09:25.939 --> 00:09:28.067
‫الیور پاتنام اینجاست!

00:09:31.779 --> 00:09:33.530
‫یه سوال دارم.

00:09:33.530 --> 00:09:36.033
‫کی می‌خواد بره به برادوی؟

00:09:41.371 --> 00:09:43.207
‫تشکر بابت توجه‌تون.

00:09:43.207 --> 00:09:44.500
‫می‌خوام یه روایت کوتاه بگم.

00:09:44.500 --> 00:09:47.878
‫لحظه‌ای که برای این نمایش پیش آقای الیور پاتنام

00:09:47.878 --> 00:09:50.005
‫- تست بازیگری دادم رو یادمه.
‫- درسته.

00:09:50.005 --> 00:09:51.673
‫یادتـه چی بهم گفتی، الیور؟

00:09:51.673 --> 00:09:54.009
‫معلومـه که یادمه.
‫گفتم...

00:09:54.009 --> 00:09:56.470
‫چطوره که بجاش بشی دستیارم؟

00:09:56.470 --> 00:09:58.222
‫- درسته.
‫- بله.

00:09:58.222 --> 00:09:59.223
‫کلمه به کلمه.

00:09:59.223 --> 00:10:00.474
‫خدمت شما.

00:10:00.474 --> 00:10:02.434
‫ممنون هوارد.

00:10:02.434 --> 00:10:03.560
‫آه...

00:10:03.560 --> 00:10:06.522
‫بازیگر نقش اول مردمون یکم دیر کرده،

00:10:06.522 --> 00:10:08.565
‫اما بیایید ادامه بدیم و شروع کنیم.

00:10:09.024 --> 00:10:12.027
‫ورود همه شما رو خوش آمد میگم،
‫به دنیای...

00:10:12.611 --> 00:10:13.987
‫جان کندن!

00:10:16.323 --> 00:10:17.991
‫- اوه خدای من.
‫- آره.

00:10:17.991 --> 00:10:20.536
‫داستان مرگ

00:10:20.536 --> 00:10:22.496
‫که توی یک فانوس

00:10:22.496 --> 00:10:24.957
‫در یک شب مه آلود در شمال "نوا اسکوشیا" اتفاق میوفته

00:10:24.957 --> 00:10:27.835
‫جایی که هنگامی که مرگ فرا میرسه

00:10:28.752 --> 00:10:30.337
‫تنها یک طفل شیرخوار درش حضور داره.

00:10:30.879 --> 00:10:34.049
‫بعضی‌ها شاید به این نمایش

00:10:34.049 --> 00:10:35.843
‫بگن یه نمایش عهد بوقی،

00:10:35.843 --> 00:10:38.011
‫که صادقانه خودمم چندبار

00:10:38.011 --> 00:10:40.347
‫همچین چیزی بهش گفتم

00:10:43.433 --> 00:10:45.727
‫وقتی که تهیه کننده فوق العاده‌مون،
‫خانم دونا دمئو

00:10:45.727 --> 00:10:47.938
‫- برای اولین بار بهم زنگ زد...
‫- به همراه کلیفورد.

00:10:47.938 --> 00:10:50.065
‫پسرم، کلیف،

00:10:50.065 --> 00:10:53.777
‫که داره اولین کار تهیه کنندگیـش رو انجام میده.

00:10:53.777 --> 00:10:55.320
‫اما به همراه من.

00:10:55.320 --> 00:10:57.322
‫ممنون، مامان.
‫ممنون، تشکر.

00:10:57.322 --> 00:11:00.409
‫من به شدت هیجان دارم،
‫چون درست مثل شخصیت هاتون

00:11:00.409 --> 00:11:03.328
‫که توی یک طوفان توی یه فانوس گیر کردن

00:11:03.328 --> 00:11:05.747
‫قراره توی برادوی طوفان راه بندازیم!

00:11:09.626 --> 00:11:11.795
‫- واو!
‫- این چطوره؟

00:11:11.795 --> 00:11:13.755
‫خیلی به پسرم افتخار می کنم.

00:11:13.839 --> 00:11:15.215
‫افتخار.

00:11:15.215 --> 00:11:17.759
‫اون دیوونه‌اس.
‫واسه همین می‌تونم اینطوری بوسـش کنم.

00:11:20.512 --> 00:11:22.723
‫خیلی هم خب.
‫خب فکر می‌کنم...

00:11:24.933 --> 00:11:26.184
‫چیـه؟

00:11:26.184 --> 00:11:27.686
‫اوه، همینطوری دوست دارم این کار رو.

00:11:28.687 --> 00:11:30.731
‫نه، نه، اگه اجازه بدید صحبت کنم.

00:11:30.731 --> 00:11:33.525
‫ما اینجا در این اتاق به شدت کوچک هستیم،
‫و من می‌خوام

00:11:33.525 --> 00:11:36.403
‫غول این کار رو معرفی کنم،

00:11:36.403 --> 00:11:40.115
‫و اون غولی که میگم خودم هستم.

00:11:40.115 --> 00:11:41.742
‫- اوه خدای من.
‫- بله

00:11:41.742 --> 00:11:43.201
‫من نقش "اریستاتل برازوس" رو

00:11:43.201 --> 00:11:45.746
‫در 224 قسمت یه سریال تلویزیونی بازی کردم.

00:11:45.746 --> 00:11:47.289
‫- اریستاتل؟
‫- من نمی‌تونم.

00:11:47.289 --> 00:11:50.208
‫همینطور یک ریبوت که
‫فعلاً خبری ازش نیست

00:11:50.208 --> 00:11:53.462
‫چون تهیه کننده متهم به تعرض شده.

00:11:53.462 --> 00:11:56.340
‫و همینطور توی یک فیلم تلوزیونی بازی کردم

00:11:56.340 --> 00:11:59.051
‫و همینطور تعدادی تبلیغ تلویزیونی

00:11:59.051 --> 00:12:00.594
‫برای کمپین دوکاکیس

00:12:00.594 --> 00:12:02.346
‫اینا رو گفتم که بگم

00:12:02.346 --> 00:12:04.348
‫منم درست مثل شمام.

00:12:04.348 --> 00:12:05.641
‫من شخص خاصی نیستم.

00:12:06.350 --> 00:12:08.018
‫منظورم اینـه از شما خاص تر نیستم

00:12:08.018 --> 00:12:10.145
‫چون در این مسیر همگی...

00:12:10.145 --> 00:12:12.606
‫فکر می‌کنم این حرف از گاندی باشه
‫که میگه "مگر این نیست که همه..."

00:12:12.606 --> 00:12:14.900
‫خیلی ممنون، چارلز.
‫چه الهام بخش.

00:12:14.900 --> 00:12:16.651
‫- فوق العاده بود.
‫- خوب بود؟

00:12:16.651 --> 00:12:19.905
‫اصلاً ترکوندی تو.

00:12:19.905 --> 00:12:22.532
‫خیلی خب!
‫همینطور که منتظر بن هستیم

00:12:22.532 --> 00:12:24.451
‫چرا یه نگاه نندازیم به

00:12:24.451 --> 00:12:27.204
‫مدل صحنه نمایش؟

00:12:32.376 --> 00:12:34.211
‫از رازم بگم؟

00:12:34.211 --> 00:12:36.296
‫فکر می‌کنم تئاتر چیز رو مخیـه.

00:12:37.422 --> 00:12:39.132
‫یه مشت آدم لباس مبدل می‌پوشن

00:12:39.132 --> 00:12:41.551
‫لباس‌های که یه آدم واقعی هیچ وقت نمی‌پوشه

00:12:41.551 --> 00:12:43.637
‫جوری بازی می کنن که انگار اون همه آدم

00:12:43.637 --> 00:12:46.306
‫دارن نگاهشون نمی‌کنن و چیزایی رو میگن
‫که یه آدم واقعی هیچ وقت نمیگه.

00:12:48.517 --> 00:12:52.020
‫اما حداقل این تئاتر درمورد یه
‫قتل رازآلوده.

00:12:52.020 --> 00:12:53.647
‫که من می‌تونم درکـش کنم.

00:12:53.647 --> 00:12:57.442
‫و هر قتلی نیاز به یک قربانی داره.

00:12:57.442 --> 00:12:59.611
‫- این واقعاً...
‫- اوکی!

00:12:59.611 --> 00:13:01.113
‫اوکی!

00:13:02.030 --> 00:13:03.031
‫کی گوزید؟

00:13:05.450 --> 00:13:07.786
‫- بن گلنروی، خانم‌ها و آقایون.
‫- نه، بیخیال، بیخیال!

00:13:10.664 --> 00:13:14.626
‫خیلی ممنون، در هر صورت،
‫ایشون مدیر برنامه های من هستند، دیکی.

00:13:14.626 --> 00:13:17.379
‫نه تنها مدیر برنامه هامـه،
‫بلکه برادرم هم هست.

00:13:17.379 --> 00:13:19.297
‫لطفاً حرف از پارتی بازی و اینا هم نزنید

00:13:19.297 --> 00:13:21.258
‫چون اون موقع نشون‌تون میده
‫که قدرت دست کیـه.

00:13:21.258 --> 00:13:22.259
‫سلام.

00:13:22.259 --> 00:13:24.010
‫همینطور دلیل تاخیرمون هم ایشونه.

00:13:24.010 --> 00:13:26.138
‫دیکی یه بلوک بالاتر بردمون.

00:13:26.138 --> 00:13:27.973
‫باورم نمیشه!
‫شما‌ها!

00:13:27.973 --> 00:13:30.058
‫- اینا تیم بازیگری من هستن؟
‫- بله!

00:13:30.058 --> 00:13:33.395
‫- آره، و خیلی هیجان زده ایم.
‫- سلام، من بن هستم.

00:13:33.395 --> 00:13:35.730
‫البته آموزش مدیریت صمیمیت هم دیدم.

00:13:35.730 --> 00:13:36.940
‫سلام، من کیمبر هستم.

00:13:36.940 --> 00:13:39.401
‫و فکر نمی‌کنم هیچ صحنه
‫عاشقانه ای با هم داشته باشیم.

00:13:39.401 --> 00:13:41.361
‫چی؟ اما همین الان وسط
‫یه صحنه عاشقانه ایم که.

00:13:41.361 --> 00:13:43.405
‫قلبـم برای کیمبر.

00:13:43.405 --> 00:13:45.615
‫و تو...

00:13:45.615 --> 00:13:49.369
‫تو خیلی خوش تیپی.
‫یکی همین حالا اخراجـش کنـه!

00:13:49.369 --> 00:13:50.954
‫من تای هستم.

00:13:50.954 --> 00:13:53.707
‫اگه میشه لطفاً سریع همه یه
‫امضا زیر این توافق نامه بکنن،

00:13:53.707 --> 00:13:56.418
‫و آخرین صفحه میگه که مشکلی
‫با فیلمبرداری ما ندارید.

00:13:56.418 --> 00:13:57.711
‫ببخشید، فیلمبرداری؟

00:13:57.711 --> 00:13:59.880
‫آره، یک تیر با دو نشون.

00:13:59.880 --> 00:14:03.466
‫اولین نمایش برادویـم، و یه مستند
‫درمورد اولین نمایش برادویـم.

00:14:03.466 --> 00:14:07.220
‫ایشون هم مستند ساز من هستن، تابرت.
‫درست شنیدید.

00:14:07.220 --> 00:14:08.680
‫همون رابرت با یه تی.

00:14:08.680 --> 00:14:10.515
‫سلام برادوی، من فقط یه نظاره گرم.

00:14:10.515 --> 00:14:12.642
‫این رسماً آخرین باریه که صدام رو می‌شنوید.

00:14:12.642 --> 00:14:14.436
‫سلام بن.
‫من چارلز هیدن ساوج هستم.

00:14:14.436 --> 00:14:16.187
‫یا خدا!

00:14:16.187 --> 00:14:18.982
‫پس این انرژی از این طرف داره میاد.

00:14:18.982 --> 00:14:21.234
‫درست میگم؟
‫همه حسـش می کنن؟

00:14:21.234 --> 00:14:22.652
‫بن، ایشون دایه‌مون هستن.

00:14:22.652 --> 00:14:24.487
‫- لوردا.
‫- آره.

00:14:24.487 --> 00:14:26.031
‫الیور میگه کارت دیدنیـه.

00:14:26.031 --> 00:14:28.658
‫الیور زیادی شلوغش کرده.

00:14:28.658 --> 00:14:30.160
‫فقط حواس تماشاچی‌ها رو از من پرت نکن.

00:14:31.077 --> 00:14:33.955
‫شوخی می‌کنم.
‫دارم شوخی می‌کنم.

00:14:33.955 --> 00:14:36.291
‫- نه، من مفتخرم که باهات کار میکنم.
‫- وای خدا.

00:14:36.291 --> 00:14:38.585
‫خب، دوستان خیلی بخاطر این که

00:14:38.585 --> 00:14:40.545
‫قراره با کوبروی منحصر به فرد کار کنم هیجان دارن.

00:14:40.545 --> 00:14:43.757
‫اوه خدا، نگو اینطوری.
‫فقط... فقط بگو کوبرو.

00:14:44.174 --> 00:14:45.717
‫- ببخشید؟
‫- آره، نه،

00:14:45.717 --> 00:14:47.844
‫این منحصر به فرد یه جورایی
‫باعث میشه عوضی به نظر بیام.

00:14:47.844 --> 00:14:49.596
‫مثه راک.

00:14:49.596 --> 00:14:53.099
‫یا پاپ. بیخیال، چرا انقد
‫خودشون تحویل می‌گیرن، درسته؟

00:14:53.725 --> 00:14:56.144
‫اما توی فیلم ها، من فقط
‫یک جانور شناس مهربونـم

00:14:56.144 --> 00:14:58.396
‫که تبدیل به یه مار کبرای شش متری میشم

00:14:58.396 --> 00:15:00.899
‫و به پلیس ها کمک می کنم که موفق بشن.

00:15:01.566 --> 00:15:02.609
‫هی تو.

00:15:04.569 --> 00:15:07.489
‫اوه سلام.
‫عاشق بازیـت توی فیلم "گرل کاپـم".

00:15:07.489 --> 00:15:09.491
‫اون قدیمیـه رو میگی؟

00:15:13.995 --> 00:15:16.164
‫خیلی خب، خیلی خفنـه.

00:15:16.164 --> 00:15:18.375
‫چطوره بشینیم و شروع به خوندن کنیم؟

00:15:18.375 --> 00:15:20.919
‫اوه آره! آره، آره!
‫یه دورخوانی!

00:15:20.919 --> 00:15:23.004
‫بزن بریم بخونیم!
‫اوه هی، راستی

00:15:23.004 --> 00:15:25.340
‫ممنون بابت پیشنهاد خونۀ ایمی شومر.

00:15:25.340 --> 00:15:27.133
‫تازه رفتم داخلـش.

00:15:27.133 --> 00:15:29.636
‫بهش بگو یکم پنیر محلی
‫توی یخچال جا گذاشته.

00:15:29.636 --> 00:15:32.806
‫لعنت، لعنت، این کوفتیا.
‫لعنت.

00:15:32.806 --> 00:15:34.933
‫دیکی؟ کلوچه اینجاست.

00:15:34.933 --> 00:15:37.936
‫اوه نه. بن نمی تونه کلوچه بخوره.

00:15:37.936 --> 00:15:40.355
‫توی یه رژیم سخت برای نقش کوبرو هست

00:15:40.355 --> 00:15:43.650
‫و کلوچه نقطه ضعفشه.

00:15:43.650 --> 00:15:46.027
‫خب، نقطه ضعف که نه.
‫من فقط...

00:15:47.028 --> 00:15:49.072
‫- از کجا گرفتیدشون؟
‫- اسمکریز.

00:15:49.072 --> 00:15:51.574
‫اوه خدا، حتی اسمشون هم جذابه.

00:15:51.574 --> 00:15:54.494
‫- برشون میدارم.
‫- نه، چیزی نیست، چیزی نیست، ولشون کن.

00:15:54.494 --> 00:15:55.954
‫ولشون کن!
‫فقط...

00:15:55.954 --> 00:15:58.039
‫- بیایید بخونیم.
‫- خیلی خب!

00:15:58.039 --> 00:16:00.041
‫خیلی هیجان زده ام.

00:16:00.041 --> 00:16:02.127
‫شروع کنیم کی‌تی؟

00:16:02.127 --> 00:16:03.586
‫همه از اول صفحه.

00:16:03.586 --> 00:16:04.796
‫خانم‌ها و آقایون،

00:16:04.796 --> 00:16:08.258
‫برید صفحه، اول.

00:16:09.300 --> 00:16:11.302
‫من آماده نبودم.

00:16:12.679 --> 00:16:15.390
‫یک شب در شمال نوا اسکوشیا است.

00:16:15.390 --> 00:16:17.767
‫اوه چقد خفنـه.
‫چقد این اسمکریا خوبن.

00:16:19.394 --> 00:16:22.272
‫ببخشید، فقط یکم از گوشه خوردم.

00:16:22.272 --> 00:16:24.774
‫دیگه نمی خورم.
‫اوکیـه.

00:16:24.774 --> 00:16:26.985
‫بخونیم.

00:16:26.985 --> 00:16:29.696
‫یک کاراگاه به سمت تماشاچی‌ها می‌آید.

00:16:29.696 --> 00:16:31.072
‫او راوی داستان است.

00:16:31.072 --> 00:16:34.325
‫چی من رو تبدیل به یک موجود شبگرد کرد؟

00:16:34.325 --> 00:16:35.869
‫بزارید بهتون بگم.

00:16:35.869 --> 00:16:38.663
‫تازه یه پرونده رو توی "هالیفاکس" تموم کرده بودم

00:16:38.663 --> 00:16:42.625
‫که درمورد حوادث عجیب توی
‫فانوس قدیمی پیک‌ویک بهم زنگ زدن.

00:16:42.625 --> 00:16:44.794
‫رفتم که خودم ببینم چه خبره.

00:16:44.794 --> 00:16:48.256
‫ یک فانوس ظاهر می شود
‫و طوفان در را باز می کند..

00:16:48.256 --> 00:16:51.259
‫بعد از آن یک دایه از پشت در پدیدار می شود.

00:16:52.135 --> 00:16:53.636
‫طوفان توی راهه.

00:16:54.721 --> 00:16:57.765
‫فکر نمی‌کنم شب مناسبی
‫برای پرسه زدن باشه.

00:17:02.478 --> 00:17:05.607
‫شرمنده، متوجه چندتا از
‫کلمه‌ها نشدم.

00:17:05.607 --> 00:17:09.319
‫داشتم لهجه اسکاتلندی رو امتحان می‌کردم.

00:17:10.320 --> 00:17:11.696
‫چون این پرستار بچه اهل...

00:17:11.696 --> 00:17:14.699
‫پرستار بچه به دوران کودکیش
‫توی شهر "ابردین" اشاره می‌کنه.

00:17:16.367 --> 00:17:17.410
‫آهان.

00:17:17.911 --> 00:17:19.495
‫آم... شایدم... نه.

00:17:19.495 --> 00:17:22.165
‫نه، نه، نه، نه،
‫می‌تونیم چیزهای جدید رو امتحان کنیم.

00:17:22.165 --> 00:17:23.791
‫بیاید ادامه بدیم.

00:17:23.791 --> 00:17:26.794
‫«یک دایه از پشت در پدیدار می شود.»

00:17:27.170 --> 00:17:28.630
‫«‫طوفان توی راهه.

00:17:29.172 --> 00:17:32.675
‫فکر نمی‌کنم شب مناسبی
‫برای پرسه زدن باشه.»

00:17:35.553 --> 00:17:36.846
لهجۀ فرانسوی کاناداییِ بود.

00:17:38.556 --> 00:17:40.975
‫چون داستان توی بخش‌های دریاییِ کاناداست.

00:17:40.975 --> 00:17:43.937
‫بخاطر همینـم، فرانسوی‌های زیادی... متاسفم.

00:17:43.937 --> 00:17:46.940
‫این... این شیوۀ منـه.

00:17:46.940 --> 00:17:50.860
‫مسئله اینه که... از نظرم
‫صدای دایه به این شکلـه.

00:17:50.860 --> 00:17:51.861
‫می‌دونید چیه؟

00:17:51.861 --> 00:17:54.864
‫شاید بهتر باشه سعی کنیم
‫با لهجۀ خودتون ادامه بدیم.

00:17:58.952 --> 00:18:00.870
‫«‫یک دایه از پشت در پدیدار می شود.»

00:18:01.412 --> 00:18:02.705
‫آم...

00:18:02.705 --> 00:18:04.290
‫«‫طوفان توی راهه.

00:18:05.249 --> 00:18:09.128
‫فکر نمی‌کنم شب مناسبی
‫برای پرسه زدن باشه.»

00:18:12.924 --> 00:18:14.133
‫آم...

00:18:14.133 --> 00:18:15.760
‫«من که اصلا اهل پرسه زدن نیستم.»

00:18:31.442 --> 00:18:32.485
‫نوبتِ شماست.

00:18:36.364 --> 00:18:39.075
‫- وای خدای من، نوبت منـه!
‫- وای، من خیلی...

00:18:40.076 --> 00:18:42.286
‫وای خاک به سرم، نوبتِ منـه نه؟

00:18:42.286 --> 00:18:43.663
‫دیالوگِ شماست، بله.

00:18:43.663 --> 00:18:45.707
‫می‌دونید مشکل چیه؟
‫اصلا هایلایتـش نکرده بودم.

00:18:45.707 --> 00:18:47.041
‫همین الان انجامش می‌دم.

00:18:47.041 --> 00:18:49.961
‫خوبه. حالا دیگه همیشه مشخصه...

00:18:49.961 --> 00:18:51.254
‫چون هایلایتـش کردی.

00:18:57.552 --> 00:18:59.929
‫دایه‌مون افتضاحه.

00:18:59.929 --> 00:19:01.764
‫نه، بن، بن، راه میفته.

00:19:01.764 --> 00:19:03.599
‫فقط دنبال صدای شخصیتـشه.
‫شنیدی چی گفت دیگه.

00:19:03.599 --> 00:19:05.601
‫صدام رو می‌شنوی الیور؟

00:19:05.601 --> 00:19:07.770
‫افتضاحه!

00:19:07.770 --> 00:19:09.856
‫به نظرم بفرستیمش بره ردِّ کارش...

00:19:09.856 --> 00:19:12.066
‫- قبل از اینکه کار از کار بگذره.
‫- نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.

00:19:12.066 --> 00:19:15.027
‫تر... ببین... لوردا خیلی خاصـه.

00:19:15.027 --> 00:19:17.029
‫فقط بذار باهاش صحبت کنم، خب؟

00:19:17.029 --> 00:19:18.281
‫فقط...

00:19:22.034 --> 00:19:25.037
‫- سلام.
‫- وای خدای من، خیلی شرمنده‌ام. من...

00:19:25.705 --> 00:19:26.747
‫مضطرب می‌شم

00:19:26.747 --> 00:19:29.250
‫و اصلا رابطۀ خوبی با دورخوانی ندارم.

00:19:29.876 --> 00:19:32.420
‫ولی لطفا از من ناامید نشید.

00:19:32.920 --> 00:19:34.839
‫گوش کن بهم. آم...

00:19:34.839 --> 00:19:37.008
‫توی اولین تجربۀ دورخوانیـم،

00:19:37.008 --> 00:19:39.427
‫یه بازیگر کم سن و سالی بود،

00:19:39.427 --> 00:19:41.053
‫که خیلی مضطرب شده بود،

00:19:41.053 --> 00:19:42.972
‫و دیالوگ‌هاش رو جا می‌انداخت،

00:19:42.972 --> 00:19:45.308
‫نامفهوم می‌خوند. دردناک بود واقعا.

00:19:45.308 --> 00:19:46.934
‫آها.

00:19:46.934 --> 00:19:48.936
‫همه بهم گفتن که اخراجـش کنم

00:19:49.395 --> 00:19:50.897
‫ولی من تن به این کار ندادم.

00:19:51.814 --> 00:19:53.524
‫و می‌دونی اون بازیگر کم سن و سال کی بود؟

00:19:54.150 --> 00:19:55.818
‫نه. نه!

00:19:55.818 --> 00:19:58.279
‫هیچ کاره‌ای نشد اصلا.
‫حق با بقیه بود.

00:19:58.279 --> 00:20:00.656
‫این بشر فاجعه بود.
‫سه ماه بعد اخراجـش کردم.

00:20:01.699 --> 00:20:03.326
‫ولی شما مثل اون نیستی.

00:20:03.326 --> 00:20:05.453
‫شما نقطۀ مقابلـشی.

00:20:06.579 --> 00:20:08.915
‫و اگه کسی چنین چیزی رو در شما ندیده باشه

00:20:09.540 --> 00:20:12.627
‫یا احمقه یا کوره
‫و یا همزمان هردوتاش با همدیگه‌ست.

00:20:12.627 --> 00:20:14.629
‫شما بری،

00:20:15.421 --> 00:20:16.547
‫منم می‌رم.

00:20:16.547 --> 00:20:18.090
‫وای الیور، یاخدا...

00:20:18.090 --> 00:20:19.592
‫شما بری،

00:20:20.718 --> 00:20:21.928
‫منم می‌رم.

00:20:23.179 --> 00:20:24.722
‫خب؟

00:20:26.390 --> 00:20:28.476
‫ممنونـم. ممنونـم.

00:20:28.476 --> 00:20:30.645
‫باشه، خیله‌خب.

00:20:31.395 --> 00:20:33.689
‫وای بر من، لوردا. لوردا کجاست؟

00:20:33.689 --> 00:20:35.983
‫لوردا توی رختکنِشـه.
‫خیلی ناراحتـه،

00:20:35.983 --> 00:20:38.277
‫ولی گفت سعی می‌کنه که
‫خودش رو به... مهمونی برسونه.

00:20:38.277 --> 00:20:41.197
‫- بسیارخب.
‫- مطمئنی که مهمونی یک...

00:20:41.197 --> 00:20:42.949
‫- می‌دونید...
‫- جان؟

00:20:42.949 --> 00:20:45.368
‫نه، نه، نه، نه. بگو دیگه چارلز.

00:20:45.368 --> 00:20:49.080
‫این وضعیتِ اسفناکـم رو
‫بدتر از پیش کن!

00:20:49.664 --> 00:20:52.667
‫احتمالا یه ذرّه فضای خالی
‫توی اون همه ناامیدی وجود داره!

00:20:55.127 --> 00:20:57.838
‫مهمونی کلمۀ مناسبیـه.

00:21:02.176 --> 00:21:03.427
‫مهمونی...

00:21:08.099 --> 00:21:10.184
‫بیشتر از این دیگه طول نمی‌کشه عزیزان!

00:21:10.184 --> 00:21:12.103
‫صبور باشید عزیزان، صبور باشید!

00:21:12.103 --> 00:21:13.980
‫هوف، مسخره‌ست.

00:21:13.980 --> 00:21:17.066
‫اول ایمنی بعد باقیِ کارها. نگران نباشید.
‫مشکلی پیش نمیاد. به کارمون می‌رسیم.

00:21:17.066 --> 00:21:20.444
‫اوما بهت قول می‌دم که بری داخل.
‫قول می‌دم.

00:21:20.444 --> 00:21:22.905
‫- چه خبر شده؟
‫- می‌رسیم، نگران نباشید.

00:21:22.905 --> 00:21:24.198
‫- آسانسور خراب شده.
‫- ای بابا!

00:21:24.198 --> 00:21:26.367
‫خیلی وقتـه دارن روش کار می‌کنن.
‫احتمالا به زودی راه میفته.

00:21:26.367 --> 00:21:30.037
‫- بسیارخب، بچه‌ها گوش بدید...
‫- همین الانشـم خبرگزاری‌ها تا فیها خالدون ریختن روم.

00:21:30.037 --> 00:21:33.290
‫- باید یه بیانیه بدیم.
‫- الان بحث داغ توئیتر «بن گلنروی»ـه.

00:21:33.290 --> 00:21:36.168
‫همچنین «روح بن گلنروی شاد» و
‫«بن مُرده» هم هست.

00:21:36.168 --> 00:21:39.255
‫«خانمان خانه واقعی» هم هست؟
‫وای خدای من تجدید دیدار داشتن؟

00:21:39.255 --> 00:21:40.256
‫آره گوش بدید.

00:21:40.256 --> 00:21:43.217
‫توی چنین موقعیتیـه
‫که ارزش واقعی تهیه‌کننده‌ها مشخص می‌شه.

00:21:43.217 --> 00:21:46.387
‫فقط بخاطر مرگِ بن، دلیلی وجود نداره
‫که بخوایم بگیم کلا اجرا هم از دست رفته.

00:21:46.387 --> 00:21:48.013
‫الیور تو شوکه شدی.

00:21:48.013 --> 00:21:50.099
‫دقیقا همین اتفاق توی
‫«گوس‌بری» هم رخ داده بود،

00:21:50.099 --> 00:21:52.893
‫همون تئاترِ «اسپلش»ـت...

00:21:52.893 --> 00:21:55.688
‫حرفـم این نیست که طلسم شدی‌ها،

00:21:55.688 --> 00:21:57.481
‫ولی اگه بشنوم که توی زندگیِ قبلیت
‫رو مخِ یکی دو تا جادوگر رفتی

00:21:57.481 --> 00:22:00.109
‫اصلا تعجبی نمی‌کنم.

00:22:00.109 --> 00:22:02.403
‫طرفیتِ آسانسورِ سالم
‫فقط تا هفت نفرـه.

00:22:02.403 --> 00:22:04.905
‫و مستاجرین هم در اولویت هستن!

00:22:04.905 --> 00:22:07.700
‫به همراهِ میزبان‌های غم‌انگیزترین
‫جشن افتتاحیۀ تاریخ!

00:22:09.410 --> 00:22:11.245
‫کافیه! کافیه.

00:22:11.996 --> 00:22:13.581
‫- طبقۀ دهم؟
‫- بله.

00:22:13.581 --> 00:22:15.207
‫حداقل این دفعه عقلت رسید

00:22:15.207 --> 00:22:17.626
‫که به موقع جسد رو
‫از ساختمون خارج کنی.

00:22:17.626 --> 00:22:19.879
‫همیشه می‌دونی چی بگی اوما.

00:22:19.879 --> 00:22:21.881
‫لعنتی یه موهبتـه.

00:22:24.216 --> 00:22:25.718
‫ای بابا.

00:22:26.677 --> 00:22:29.346
‫وای داری از هدیۀ
‫جشن افتتاحیۀ بن استفاده می‌کنی.

00:22:29.346 --> 00:22:30.973
‫آره، فکر نمی‌کردم به این زودی‌ها
‫به دردم بخوره.

00:22:33.058 --> 00:22:34.393
‫واقعا که هدیۀ زیباییـه.

00:22:35.311 --> 00:22:37.813
‫نمی‌دونستم به
‫دستیارها هم داده.

00:22:38.314 --> 00:22:40.149
‫چقدر بن بخشنده‌ست.

00:22:40.149 --> 00:22:42.735
‫منم نمی‌دونستم مدیرهای صحنه،
‫دماغـشون رو با هرچیزی

00:22:42.735 --> 00:22:44.820
‫به غیر از کف دستـشون می‌گیرن.

00:22:44.820 --> 00:22:46.489
‫ریشـت کثیف شده.

00:22:46.489 --> 00:22:49.325
‫و بیاید همت بلندی داشته باشیم...

00:22:51.535 --> 00:22:53.579
‫هی الیور، در چه حالی؟

00:22:54.038 --> 00:22:55.748
‫همین الان یه نون «دینر رول» رو دُرسته خوردم.

00:22:55.748 --> 00:22:57.291
‫انقدر بده؟

00:22:57.291 --> 00:23:00.503
‫نقش اصلیِ نمایشنامه‌ام
‫روی صحنۀ من جون داد،

00:23:00.503 --> 00:23:02.505
‫و حالا تنها چیزی که ذهنـم
‫رو درگیر کرده، شغل و حرفۀ منـه.

00:23:04.131 --> 00:23:05.966
‫نمی‌دونم میبل.

00:23:05.966 --> 00:23:08.677
‫واقعا «خودپَرستی» باید
‫باحالتـر از چنین وضعیتی باشه.

00:23:09.678 --> 00:23:13.057
‫- شایدم طلسم شده‌ام.
‫- خب لعنت بهش الیور.

00:23:14.683 --> 00:23:17.520
‫وقتی از حال رفت،
‫می‌دونی چی به ذهنـم رسید؟

00:23:17.520 --> 00:23:19.021
‫شاید مسمومش کردن.

00:23:19.813 --> 00:23:23.817
‫و یه پادکست درمورد مسموم شدنِ
‫یه ستارۀ سینمایی؟

00:23:23.817 --> 00:23:26.028
‫می‌تونه بترکونه.

00:23:26.028 --> 00:23:29.114
‫و شاید با تعطیل شدنِ نمایش،

00:23:29.114 --> 00:23:31.325
‫و به جریان افتادنِ یه پادکستِ جدید،

00:23:31.325 --> 00:23:34.536
‫شاید بتونم دوباره با
‫رفقام وقت بگذرونم.

00:23:37.039 --> 00:23:38.499
‫من بیشتر از اون دیگه، درسته؟

00:23:38.499 --> 00:23:40.793
‫با پیر پاتال‌ها کاری ندارم.

00:23:42.378 --> 00:23:43.671
‫بهتره ناگفته بمونه.

00:23:56.934 --> 00:23:58.519
‫نمی‌دونم دستی توی نوازندگی داری.

00:23:58.519 --> 00:24:00.646
‫اوه، چجورم.

00:24:02.022 --> 00:24:03.857
‫بنواز پس.

00:24:03.857 --> 00:24:07.194
<i>‫و بزرگترین عشقِ</i>

00:24:07.194 --> 00:24:10.072
<i>‫جهان</i>

00:24:10.447 --> 00:24:13.617
<i>‫جایی منتظرم</i>

00:24:13.617 --> 00:24:15.911
<i>‫موندنـه</i>

00:24:15.911 --> 00:24:18.455
<i>‫جایی</i>

00:24:18.455 --> 00:24:21.041
<i>‫منتظرم</i>

00:24:21.041 --> 00:24:24.545
<i>‫منتظرم</i>

00:24:24.545 --> 00:24:28.507
<i>‫موندنه...</i>

00:24:31.969 --> 00:24:35.014
‫حس بهتری دارم. تو چطور؟

00:24:35.014 --> 00:24:37.474
‫مثل روز اول.

00:24:37.474 --> 00:24:40.477
‫هی، می‌تونی پشتِ گوشواره‌ام

00:24:40.477 --> 00:24:43.814
‫رو یه نگاهی بندازی؟
‫چیزش به اون یکی قفل شده اصلا؟

00:24:43.814 --> 00:24:45.649
‫- اصطلاح تخصصیـش بود؟
‫- نه.

00:24:45.649 --> 00:24:48.944
‫فقط خیلی سریع
‫لباسم رو عوض کردم،

00:24:48.944 --> 00:24:50.487
‫مطمئن نیستم
‫درست انداختمش یا نه.

00:24:50.487 --> 00:24:53.365
‫متوجه نمی‌شی مگه؟
‫اون چیزه رفت تو اون یکی چیز.

00:24:53.365 --> 00:24:55.409
‫خوبه.

00:24:55.409 --> 00:24:57.745
‫ممنون که باعث شدی
‫احساس بهتری پیدا کنم.

00:24:58.704 --> 00:25:00.122
‫حتی برای یک دقیقه.

00:25:00.664 --> 00:25:02.374
‫وای خدا.

00:25:03.208 --> 00:25:05.210
‫می‌خواستم امشب اتفاق بیفته.

00:25:06.545 --> 00:25:08.047
‫بیشتر از هرچیزی، برای دوتاییـمون.

00:25:10.841 --> 00:25:12.926
‫خب

00:25:12.926 --> 00:25:14.803
درسته که ‫نمایش تموم شده

00:25:15.971 --> 00:25:18.307
‫ولی معنیش این نیست که

00:25:18.307 --> 00:25:21.643
‫دیگه مجبور نیستیم با قوانینِ
‫نمایشیت پیش بریم؟

00:25:23.979 --> 00:25:25.981
‫قانونی که می‌گه همه‌چیز رو

00:25:26.565 --> 00:25:28.066
‫حرفه‌ای...

00:25:28.525 --> 00:25:31.653
‫و افلاطونی پیش ببریم؟

00:25:34.239 --> 00:25:36.950
‫بسیارخب! بسیارخب!

00:25:36.950 --> 00:25:38.202
‫کی گوزید؟!

00:25:40.162 --> 00:25:42.372
‫مامان برگشته عنترا!

00:25:42.372 --> 00:25:44.875
‫درسته. من زنده‌ام!

00:25:44.875 --> 00:25:47.252
‫- چطور تونستی... چی؟
‫- چه کوفتی شده؟

00:25:49.004 --> 00:25:50.589
‫من مُرده بودم رفقا.

00:25:50.589 --> 00:25:54.384
‫واسه یه یک ساعتی بود. خودشون گفتن
‫که توی بیمارستانـشون رکوردی بوده واسه خودش.

00:25:54.384 --> 00:25:56.804
‫- درسته دیکی؟
‫- خب همچین چیزی که نگفتن.

00:25:56.804 --> 00:25:59.389
‫معده‌ام رو شستشو دادن.
‫عجیب بالا آوردم.

00:25:59.389 --> 00:26:01.558
‫نمی‌دونم. گفتن احتمالا
‫بخاطر یه چیزی بوده که خوردم.

00:26:01.558 --> 00:26:03.644
‫ولی دهنت پُرِ خون بود!

00:26:03.644 --> 00:26:07.064
‫آره خب وقتی خوردم زمین،
‫زبونـم رو بدجور گاز گرفتم.

00:26:07.064 --> 00:26:08.315
‫هرچند الان دیگه حسش نمی‌کنم.

00:26:13.529 --> 00:26:14.947
‫وای بخشید.

00:26:14.947 --> 00:26:17.824
‫پرستارها... خدای من.
‫همه‌شون وحشت‌زده بودن.

00:26:17.824 --> 00:26:19.451
‫دکترها می‌گفتن: «از جات تکون نخور!»

00:26:19.451 --> 00:26:21.620
‫ولی باید برای دیدنـتون می‌اومدم بچه‌ها!

00:26:21.620 --> 00:26:23.121
‫بازیگرهام...

00:26:24.206 --> 00:26:25.249
‫من فقط...

00:26:29.753 --> 00:26:31.380
‫ای وای!

00:26:31.380 --> 00:26:32.798
‫ببخشید!

00:26:32.798 --> 00:26:35.592
‫لعنتی! فکرشم نمی‌کردم
‫که احساساتی بشم!

00:26:35.592 --> 00:26:37.511
‫ولی بچه‌ها، وقتی که مُردم...

00:26:38.762 --> 00:26:40.264
‫نور رو دیدم.

00:26:40.264 --> 00:26:42.849
‫آره، همون نور. نوری که مُرده‌ها می‌بینن.

00:26:43.392 --> 00:26:44.643
‫دیدمش.

00:26:46.144 --> 00:26:49.189
‫و همۀ بدی‌هایی که
‫توی این چند ماه اخیر

00:26:49.189 --> 00:26:50.732
‫در حقتـون کردم رو هم دیدم.

00:26:50.732 --> 00:26:52.734
‫و با خودم فکر کردم،
‫که نباید با این وضعیت بمیرم.

00:26:54.403 --> 00:26:57.823
‫و حالا برگشتم و
‫قراره خیلی بهتر از قبل باشم.

00:26:57.823 --> 00:27:00.909
‫و قراره با این نمایش بترکونیم.

00:27:00.909 --> 00:27:03.412
‫- شنیدی الیور؟
‫- یا پیغمبر.

00:27:04.371 --> 00:27:06.415
‫تو واقعا زنده‌ای...

00:27:07.916 --> 00:27:09.418
‫و خیلی نرمی.

00:27:13.714 --> 00:27:15.382
‫کیمبر...

00:27:17.092 --> 00:27:20.095
‫خیلی شرمنده‌ام که اوضاعِ
‫بینـمون رو بد به هم ریختم.

00:27:20.971 --> 00:27:22.306
‫گند بالا آوردم.

00:27:23.223 --> 00:27:24.725
‫ولی قراره درستـش کنم.

00:27:26.685 --> 00:27:29.396
‫تای لطفا من رو ببخش، بخاطر...

00:27:30.314 --> 00:27:32.733
‫اینکه از دستت کفری شدم
‫وقتی که می‌خواستی با مربی‌ام تمرین کنی.

00:27:32.733 --> 00:27:34.943
‫مسئله اینجاست که
‫هاچ اسلحۀ مخفیِ منـه.

00:27:34.943 --> 00:27:37.029
‫و می‌دونی امکان نداره
‫که بتونی از پسِ هزینه‌هاش بربیای،

00:27:37.029 --> 00:27:39.531
‫ولی گمون کنم که بتونم
‫شماره‌اش رو بهت بدم.

00:27:40.907 --> 00:27:42.159
‫جاناتان.

00:27:43.327 --> 00:27:44.578
‫جاناتان!

00:27:45.954 --> 00:27:47.331
‫بدلکار من.

00:27:47.331 --> 00:27:49.207
‫وقتی این ماجرا شروع شد،

00:27:49.207 --> 00:27:51.626
‫اصلا نمی‌خواستم اجازه بدم
‫پات به اون صحنه باز بشه،

00:27:51.626 --> 00:27:53.462
‫ولی با پیش رفتنـمون،

00:27:54.129 --> 00:27:55.505
‫می‌خوام بهش فکر کنم.

00:27:55.505 --> 00:27:57.174
‫شاید توی یه نمایش چهارشنب گذاشتم!

00:27:57.174 --> 00:28:00.469
‫- زیادی قول مول نده دیگه.
‫- ای دونا!

00:28:00.469 --> 00:28:02.471
‫تهیه کنندۀ عزیز من!

00:28:02.929 --> 00:28:04.431
‫تو و...

00:28:06.058 --> 00:28:08.060
‫- پسرجونت.
‫- کلیف‌ام.

00:28:08.060 --> 00:28:11.563
‫- می‌دونم، منم همین رو گفتم.
‫- ببین، آم...

00:28:12.397 --> 00:28:14.399
‫می‌دونم تحمل کردنـم کار سختی بوده،

00:28:14.399 --> 00:28:15.859
‫بخاطر غر زدن‌هام درمورد...

00:28:16.318 --> 00:28:18.070
‫اندازۀ رختکنـم،

00:28:18.070 --> 00:28:20.155
‫و... شکل و ظاهر رختکنم،

00:28:20.155 --> 00:28:21.948
‫و رنگ دیوارهای رختکنـم.

00:28:21.948 --> 00:28:24.785
‫عملا هرچیزی که تا حالا درمورد...

00:28:24.785 --> 00:28:26.578
‫رختکن ریدمانـم رو به زبون آوردم.

00:28:26.578 --> 00:28:28.038
‫همش رو پس می‌گیرم.

00:28:28.038 --> 00:28:29.581
‫آم...

00:28:29.581 --> 00:28:31.416
‫واقعا خیلی شرمنده‌ام دونا.

00:28:31.416 --> 00:28:32.751
‫خیلی شرمنده‌ام پسرجون.

00:28:32.751 --> 00:28:35.003
‫- کلیف.
‫- درسته.

00:28:35.754 --> 00:28:38.173
‫حالا خیلی خوب می‌شه اگه
‫یه دستی به سر و روی رختکنـم بکشیم.

00:28:38.173 --> 00:28:40.884
‫واسه آخرین بار به این موضوع
‫اشاره کردم، باشه؟

00:28:40.884 --> 00:28:42.677
‫قولِ قول. بوبو!

00:28:42.677 --> 00:28:45.222
‫به بوبو... نگاه کنید. می‌دونی چیه؟
‫تو...

00:28:45.222 --> 00:28:46.932
‫تو خیلی پسر باحالی هستی

00:28:46.932 --> 00:28:50.101
‫و منم همیشۀ خدا دارم دست رد به سینه‌ات می‌زنم.

00:28:50.101 --> 00:28:51.353
‫ولی بهت قول می‌دم.

00:28:52.312 --> 00:28:53.939
‫دیگه به بوبو جواب رد ندم.

00:28:55.690 --> 00:28:57.359
‫کی‌تی، اشتباه کردم

00:28:57.359 --> 00:28:59.903
‫که انگِ دزدیدنِ انبه‌هام رو بهت زدم.

00:28:59.903 --> 00:29:02.614
‫فصل انبه خیلی کوتاهـه
‫و خب تنها میوه‌ایه که

00:29:02.614 --> 00:29:04.241
‫می‌تونم توی رژیم «کوبرو» بخورم.

00:29:04.241 --> 00:29:06.827
‫می‌دونم نشأت گرفته از عشق و علاقه بوده.

00:29:06.827 --> 00:29:08.829
‫نبوده ولی ممنونم ازت.

00:29:11.623 --> 00:29:13.041
‫اوه.

00:29:13.041 --> 00:29:15.669
‫و لوردا.

00:29:16.086 --> 00:29:17.796
‫یه حرفه‌ایِ تموم عیار!

00:29:20.549 --> 00:29:21.967
‫ولی...

00:29:23.134 --> 00:29:25.428
‫«کوبرو» وقتی یه مار آشنا ببینه
‫خوب می‌شناستش.

00:29:34.896 --> 00:29:36.815
‫- و چارلز!
‫- نگران من نباش!

00:29:36.815 --> 00:29:40.402
‫می‌تونی از من بگذری! من درک می‌کنم!
‫تو یه آدم جدید شدی که واقعا هیجان‌انگیزه.

00:29:41.695 --> 00:29:43.863
‫من و تو اصلا شروع خوبی نداشتیم.

00:29:43.863 --> 00:29:45.657
‫- نوچ.
‫- و اگه یک نفر اینجا از مُردنـم

00:29:45.657 --> 00:29:49.369
‫خوشحال شده بوده،
‫شرط می‌بندم خودت بودی.

00:29:49.995 --> 00:29:51.454
‫- آره.
‫- می‌دونم سال‌های زیادی

00:29:51.454 --> 00:29:54.416
‫از عمرت باقی نمونده
‫که بخوای مهارتت رو توسعه بدی.

00:29:54.416 --> 00:29:56.876
‫و می‌فهمم که هر روز اهمیت داره.

00:29:56.876 --> 00:29:59.629
‫و بعد از این تجربه‌ای که داشتم،
‫واقعا دیگه درکت می‌کنم.

00:29:59.629 --> 00:30:00.880
‫پس،

00:30:01.631 --> 00:30:03.049
‫از نو شروع کنیم؟

00:30:04.759 --> 00:30:06.261
‫از نو شروع کنیم.

00:30:07.762 --> 00:30:10.682
‫بن باید جواب این تماس رو بدی.

00:30:10.682 --> 00:30:13.643
‫چی؟ اوه.
‫بن باید جواب این تماس رو بده.

00:30:14.644 --> 00:30:16.354
‫آم...

00:30:16.354 --> 00:30:18.356
‫آره، می‌رم یه جای خلوت‌تر.

00:30:19.316 --> 00:30:22.777
‫رفقا! من می‌رم توی اتاقـم
‫یه استراحتی بکنم،

00:30:22.777 --> 00:30:25.030
‫دوش بگیرم،
‫شایدم یه دلی از عزا دربیارم،

00:30:25.030 --> 00:30:26.823
‫ولی این هفته می‌بینمتون، خب؟

00:30:26.823 --> 00:30:28.325
‫جان کندن ادامه داره!

00:30:30.827 --> 00:30:32.037
‫وای.

00:30:32.037 --> 00:30:33.538
‫پخش شده که بن برگشته.

00:30:35.415 --> 00:30:38.543
‫رفقا داستان خفنیـه برای
‫شروع دوبارۀ یه نمایش.

00:30:40.128 --> 00:30:43.256
‫تبریک می‌گم. حتما هیجان‌زده‌اید.

00:30:43.256 --> 00:30:45.717
‫گفتم حتما هیجان‌زده‌اید.

00:30:45.717 --> 00:30:47.719
‫شاید بن برگشته باشه،

00:30:47.719 --> 00:30:49.304
‫ولی این موضوع تغییری توی

00:30:49.304 --> 00:30:52.098
‫عوضی بودنـش ایجاد نمی‌کنه.

00:31:18.666 --> 00:31:20.251
‫نمی‌‌دونم باید چیکار کنم.

00:31:20.251 --> 00:31:22.712
‫اول مُرده بود، حالا زنده‌ست.
‫نمایش داشتیم، بعدش نداشتیم.

00:31:22.712 --> 00:31:25.381
‫وایسید ببینم، الان می‌خواید نمایش رو جوری
‫که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده، دوباره راه بندازید؟

00:31:25.381 --> 00:31:27.008
‫وای بیخیال، شوخیت گرفته؟

00:31:27.008 --> 00:31:29.761
‫دونا و کلیف قراره درمورد اتفاقی که
‫افتاده، سور و سات به راه بندازن.

00:31:29.761 --> 00:31:31.971
‫- هیجان‌زده‌ای دوستِ من؟
‫- آره!

00:31:31.971 --> 00:31:34.933
‫هفته‌ای هشت تا نمایش! خداست!

00:31:34.933 --> 00:31:38.311
‫آها راستی یادم رفت ازت بپرسم.
‫سر عمۀ خلِ جوی چه بلایی اومد؟

00:31:38.311 --> 00:31:40.313
‫اوه، با اون یارو کاشتِ موییِ به هم زد.

00:31:40.313 --> 00:31:41.689
‫اوه چه شوکه‌کننده.

00:31:41.689 --> 00:31:44.692
‫راستی آخرش داداشش فهمید کی
‫اون زیربشقابی‌های مسخره رو واسش فرستاده؟

00:31:44.692 --> 00:31:46.945
‫- آره، کارِ ران بود.
‫- ران همونیه که فکِّـش اونطوری بود؟

00:31:46.945 --> 00:31:50.448
‫انصاف نیست رفقا!
‫شما همیشه با همدیگه‌اید.

00:31:50.448 --> 00:31:53.993
‫به منم درمورد عمۀ خلِ جوی
‫و... ران بگید.

00:31:53.993 --> 00:31:55.120
‫- نه، نه، نه.
‫- اوه، ران روانیـه.

00:31:55.120 --> 00:31:56.162
‫دلت نمی‌خواد اصلا بشناسیش.

00:31:56.162 --> 00:31:59.124
‫خب اگه بازم زیربشقابی درسته می‌کنه
‫بهم بگید.

00:31:59.124 --> 00:32:00.875
‫فقط من رو فراموش نکنید.

00:32:01.417 --> 00:32:03.336
‫- ها؟
‫- منظورش چیه؟

00:32:03.336 --> 00:32:05.964
‫می‌دونی، نمی‌تونم بیخیال
‫کاری که با اینجا کردی بشم.

00:32:05.964 --> 00:32:07.340
‫آره می‌دونم.

00:32:07.340 --> 00:32:09.342
‫آدم‌هایی که خریدنـش هم
‫همین حرف رو زدن.

00:32:11.135 --> 00:32:12.637
‫چی؟

00:32:12.637 --> 00:32:14.806
‫خاله‌ات آپارتمان رو فروخته؟

00:32:14.806 --> 00:32:16.516
‫تا چهار هفتۀ دیگه باید جُل و پَلاسم رو جمع کنم.

00:32:16.516 --> 00:32:18.059
‫- جداً؟
‫- داری از «آرکونیا» می‌ری؟

00:32:18.059 --> 00:32:20.478
‫می‌دونم، می‌دونم ولی...

00:32:20.478 --> 00:32:23.481
‫وقتـش رسیده دیگه.
‫یعنی باید زندگیِ خودم رو بسازم.

00:32:24.524 --> 00:32:26.985
‫و می‌تونید واسه دیدنـم
‫به بروکلین بیاید.

00:32:26.985 --> 00:32:28.987
‫یا شایدم کوئینز؟

00:32:30.321 --> 00:32:31.948
‫من میام دیدنتـون اصلا.

00:32:33.199 --> 00:32:36.202
‫مهمتـرین بخش از دنبال کردنِ آرزوها

00:32:36.202 --> 00:32:38.621
‫افرادی هستن که همراه و هم‌قدم شما هستند.

00:32:38.621 --> 00:32:40.456
‫خب چند روز پیش داشتم
‫پیام‌های سایت پادکستِ‌ـمون

00:32:40.456 --> 00:32:42.959
‫رو نگاه می‌کردم،

00:32:42.959 --> 00:32:45.587
‫و ملت می‌پرسیدن
‫که کجا رفتیم و چرا خبری ازمون نیست.

00:32:45.587 --> 00:32:47.338
‫یه جورایی حس خوبیـه که جای خالیـمون حس شده.

00:32:47.338 --> 00:32:49.632
‫- آره خوبه.
‫- آره، همینطوره. حس خوبیه.

00:32:49.632 --> 00:32:51.843
‫افرادی که جایی برای
‫شک و شبهه نمی‌ذارن

00:32:51.843 --> 00:32:54.262
‫و تصمیم می‌گیرن
‫باور کنن که به موقع آرزوهاتون...

00:32:54.262 --> 00:32:56.264
‫...تحقق پیدا می‌کنه.

00:33:00.184 --> 00:33:03.354
‫گمونم آسانسور رو درست کردن، نه؟

00:33:03.354 --> 00:33:05.356
‫باهاش بریم؟

00:33:06.608 --> 00:33:08.026
‫یه جورایی بخاطر سوار شدنـش استرس دارم.

00:33:08.026 --> 00:33:10.903
‫الان این چند ساعته فقط
‫یه حفرۀ بزرگ بوده‌ها.

00:33:12.071 --> 00:33:13.823
‫هی من یه چیزی رو می‌دونم

00:33:15.700 --> 00:33:17.702
‫که با زندگیِ پُر از ریسک
‫مشکلی واسمون پیش نمیاد.

00:33:22.123 --> 00:33:23.916
‫افرادی که با شما همراه می‌شوند

00:33:23.916 --> 00:33:26.461
‫تا برای ساختن لحظه‌ای که
‫به قلّۀ بلندی که آرزوش رو داشتید می‌رسید،

00:33:26.461 --> 00:33:29.047
‫همیارتون باشند...

00:33:36.763 --> 00:33:38.848
‫...این افراد تنها کسانی هستند که ارزشمندند.

00:33:39.807 --> 00:33:42.435
‫می‌دونی میبل، در هر صورت نمی‌شد
‫اون پادکست رو ساخت

00:33:42.435 --> 00:33:44.520
‫بخاطر اینکه بن توی ساختمون نمُرد.

00:33:55.239 --> 00:33:57.200
‫وایسا ببینم. اون چیه؟

00:33:57.200 --> 00:33:58.910
‫هوم؟

00:34:24.185 --> 00:34:26.729
‫ای لعنتی، حتما دارید شوخی می‌کنید.