WEBVTT

00:00:12.458 --> 00:00:14.291
«آنچه گذشت»

00:00:14.333 --> 00:00:16.375
من کمکت می‌کنم، و بعدش بیخیال

00:00:16.375 --> 00:00:18.625
این قضیه‌ی برگردوندن من
.به «نیو بابیلون» میشی

00:00:18.666 --> 00:00:21.333
،وقتی این قضیه تموم بشه
به جای من از جینی مراقبت می‌کنی؟

00:00:21.375 --> 00:00:22.666
سعی داری بری دنبال نیگان؟

00:00:22.708 --> 00:00:24.083
فکر می‌کنی برای چی تحت تعقیبه؟

00:00:24.125 --> 00:00:25.500
دزدیدن یه قرص نون؟

00:00:25.958 --> 00:00:27.708
!برو، جینی! برو

00:00:29.125 --> 00:00:30.750
!هرشل -
!مامان -

00:00:30.750 --> 00:00:32.791
.نیگان کلید پس گرفتنشـه

00:00:32.833 --> 00:00:35.125
.نیگان هم توی جزیره‌ست
.با چشمای خودم دیدمش

00:00:35.125 --> 00:00:36.166
پس کجاست؟

00:00:36.208 --> 00:00:37.500
اصلاً هیچ راهی وجود نداره که
.نیگان بتونه از جزیره خارج بشه

00:00:37.500 --> 00:00:40.458
اصلاً هیچ راهی وجود نداره که
.نیگان بتونه از جزیره خارج بشه

00:01:01.833 --> 00:01:04.375
‫مگی؟ مگی!

00:01:30.000 --> 00:01:32.916
‫اینجا چیکار می‌کنی؟
‫چطوری اومدی اصلاً؟

00:01:33.208 --> 00:01:35.208
‫جینی! جینی.

00:01:38.625 --> 00:01:41.541
‫- تو خبر داشتی اینجاست؟
‫- نه.

00:01:41.541 --> 00:01:43.541
‫درست قبل از اینکه واکرها بیان،

00:01:43.875 --> 00:01:45.416
‫یهو سر و کله‌ش پیدا شد.

00:01:45.458 --> 00:01:47.958
‫نباید اینجا باشی.

00:01:49.000 --> 00:01:52.875
‫حدس می‌زنم می‌خواسته
‫بیاد پیش تو.

00:01:58.791 --> 00:02:01.250
‫- شعله...
‫- باید بریم!

00:02:01.291 --> 00:02:04.291
‫باید از اینجا بری. شنیدی چی گفتم؟

00:02:04.333 --> 00:02:07.916
‫نمی‌تونم همزمان به مگی کمک کنم و
‫حواسم به تو باشه. ما که حرف زده بودیم.

00:02:07.916 --> 00:02:09.958
‫من و مگی میریم و هرشل رو پیدا می‌کنیم.

00:02:10.000 --> 00:02:12.333
‫تا اون موقع تو پیش افراد مگی می‌مونی،
‫جایی که جونت در امانه.

00:02:12.375 --> 00:02:13.791
‫از اول دغدغه‌ام همین بود.

00:02:13.791 --> 00:02:16.458
‫که جای تو امن باشه،
‫خودتم این رو می‌دونی جینی.

00:02:16.500 --> 00:02:18.833
‫- لعنتی.
‫- من می‌تونم برش گردونم.

00:02:22.041 --> 00:02:24.291
‫شماها به کارتون برسید.

00:02:24.333 --> 00:02:25.875
‫می‌برمش هرجا بگین.

00:02:25.875 --> 00:02:26.625
‫می‌برمش هرجا بگین.

00:02:36.583 --> 00:02:40.375
‫گوش کن ببین چی می‌گم،
‫با این آقاهه می‌ری.

00:02:40.375 --> 00:02:44.958
‫حواسش بهت هست.
‫آدم خوبیه.

00:02:45.083 --> 00:02:47.791
‫ببین جینی، من نمی‌تونم باهات بیام
‫تو هم نمی‌تونی با من بیای.

00:02:47.791 --> 00:02:52.041
‫گندش بزنن، نباید با من بگردی.

00:02:52.083 --> 00:02:55.125
‫تو من رو نمی‌شناسی بچه‌جون.

00:02:55.375 --> 00:02:58.708
‫من اون آدمی نیستم که فکر می‌کنی.

00:03:05.041 --> 00:03:07.958
‫ازت می‌خوام...

00:03:08.000 --> 00:03:10.791
‫نه!

00:03:10.833 --> 00:03:14.250
‫این همه مدت با هم بودیم و
‫تازه الان می‌خوای حرف بزنی؟

00:03:24.750 --> 00:03:26.750
‫من بابات رو کُشتم!

00:03:36.083 --> 00:03:40.500
‫من برای سرقت و دزدی تحت تعقیب نیستم.

00:03:40.708 --> 00:03:43.250
‫پنج نفر رو کُشتم.

00:03:43.291 --> 00:03:46.125
‫و بابای تو، جزوی از اون پنج نفر بود.

00:03:46.125 --> 00:03:49.166
‫برای همین اومدم مزرعه،
‫می‌دونستم اونجایی.

00:03:49.250 --> 00:03:55.041
‫برای همین گذاشتم باهام بیای،
‫چون می‌دونستم کسی رو نداری.

00:03:55.083 --> 00:03:59.625
‫تو...واسه اینکه عذاب‌وجدانم رو خاموش کنم
‫اینکارو کردم.

00:04:02.000 --> 00:04:04.000
‫همین.

00:04:15.166 --> 00:04:17.333
‫عجله کن، بیا بریم. زودباش.

00:05:14.583 --> 00:05:18.083
‫«مردگان متحرک: شــهــر مــردگــان»
‫[ فصل اول، قسمت ششم ]

00:05:32.250 --> 00:05:34.250
‫وقت رفتنه.

00:06:09.916 --> 00:06:13.583
‫تو یکم بخواب،
‫من حواسم هست.

00:06:14.166 --> 00:06:16.958
‫خوابم نمیاد، اوکی‌ام.

00:06:17.083 --> 00:06:21.083
‫بعدشم، اگه بخواد بیاد سراغ‌مون بهتره
‫دوتایی حواس‌مون جمع باشه.

00:06:26.375 --> 00:06:31.041
‫کاری که اونجا کردی؛
‫می‌دونم اصلاً آسون نبود.

00:06:39.208 --> 00:06:40.916
‫به‌نظرت نقشه‌مون جواب میده؟

00:06:40.916 --> 00:06:45.041
‫خب بذار بگم اکه کروئت خیلی از
‫دیدن من خوشحال بود.

00:06:45.250 --> 00:06:48.041
‫برگشت گفت بیا گذشته‌ها رو فراموش کنیم.

00:06:48.041 --> 00:06:51.125
‫حالا نمی‌خوام بگم دیدار دوباره‌مون
‫خیلی بی‌حاشیه پیش رفت...

00:06:51.166 --> 00:06:54.583
‫ولی با توجه به گذشته‌مون
‫و اون مزخرفات داداشی و این‌ها،

00:06:54.625 --> 00:06:58.458
‫یه حسی بهم می‌گه می‌تونیم
‫به یه نتیجه‌ای برسیم.

00:07:17.416 --> 00:07:19.666
‫برخلاف همه، آرزوی من
‫دیدن مجسمه آزادی نبود.

00:07:22.875 --> 00:07:24.916
‫آرزوی من رفتن به فروشگاه «میسیز» بود.

00:07:31.000 --> 00:07:36.625
‫وقتی بچه بودم،
‫بعد از اینکه مامانم مریض شد،

00:07:36.875 --> 00:07:39.375
‫شب‌ها بغلش می‌خوابیدم و برام
‫قصه می‌گفت.

00:07:42.375 --> 00:07:44.958
‫قصه بابانوئل.

00:07:44.958 --> 00:07:47.125
‫بابا نوئل واقعی.

00:07:50.166 --> 00:07:54.208
‫که بعضی وقت‌ها از قطب شمال سفر می‌کنه

00:07:54.375 --> 00:07:58.000
‫به فروشگاه «میسیز» توی منهتن و
‫با همه بچه‌ها دیدار می‌کنه.

00:08:00.583 --> 00:08:04.750
‫همیشه رویاپردازی می‌کردم که منم
‫یه روز میرم نیویورک،

00:08:04.750 --> 00:08:08.083
‫وارد فروشگاه «میسیز» می‌شم

00:08:08.125 --> 00:08:11.375
‫بابانوئل رو می‌بینم و باهاش دوست می‌شم.

00:08:12.583 --> 00:08:15.458
‫و اون به‌جای اسباب‌بازی‌های شکسته،

00:08:15.666 --> 00:08:18.625
‫یا اونایی که گم‌شون کردم،

00:08:18.666 --> 00:08:21.958
‫کُلی اسباب‌بازی نو بهم هدیه می‌ده.

00:08:34.541 --> 00:08:36.916
‫اونجاست.

00:10:18.500 --> 00:10:20.666
‫دود از کجا میاد؟

00:10:26.041 --> 00:10:28.833
‫فکرکنم تمام این مدت راست می‌گفتی.

00:10:31.500 --> 00:10:33.500
‫بریم.

00:10:45.375 --> 00:10:47.166
‫هی!

00:10:47.208 --> 00:10:49.416
‫تو و جینی با هم توی فاضلاب بودین...

00:10:49.416 --> 00:10:51.958
‫به‌نظرت چی می‌خواست بهم بگه؟

00:10:54.000 --> 00:10:55.916
‫نمی‌دونم، شاید می‌دونسته
‫حتماً به‌خاطر اینکه...

00:10:55.958 --> 00:10:59.833
‫اومده اینجا از دستش عصبانی می‌شی و
‫می‎‌خواسته دلیل کارش رو توضیح بده.

00:12:32.291 --> 00:12:35.333
‫گندش بزنن. مگی
‫نیازی به این کارها نیست.

00:12:56.083 --> 00:12:59.500
‫کافیه! کافیه.

00:13:32.291 --> 00:13:34.416
‫بندازش.

00:13:48.333 --> 00:13:50.625
‫از نظر من ماجرا از این قراره.

00:13:50.625 --> 00:13:53.333
‫کروئت آذوقه‌هاتون رو نگرفت؛ فقط
‫اومد هرشل و برداشت برد.

00:13:55.500 --> 00:13:57.750
‫حتماً فکر می‌کنی برای اینکه دَر
‫نرین اینکارو کرده، آره

00:13:57.750 --> 00:14:00.708
‫اما هیچوقت برای آذوقه بیشتر برنگشت.

00:14:01.500 --> 00:14:03.791
‫از همون اولم من رو می‌خواسته.

00:14:03.791 --> 00:14:07.500
‫برای چی؟
‫خدا می‌دونه.

00:14:07.666 --> 00:14:11.666
‫اما هر نقشه مزخرفی که اون
‫حرومزاده توی ذهنش چیده واسم،

00:14:11.708 --> 00:14:14.416
‫مطمئنم مثل سگ پشیمون می‌شه.

00:14:14.916 --> 00:14:17.625
‫من و تو این رو خوب می‌دونیم.

00:14:18.791 --> 00:14:21.583
‫اما می‌دونی چیه مگی،

00:14:21.625 --> 00:14:24.041
‫ما خیلی راحت می‌تونستیم
‫کار رو یه‌سره کنیم.

00:14:24.083 --> 00:14:26.416
‫می‌تونستیم هرشل رو نجات بدیم.

00:14:27.500 --> 00:14:32.291
‫چون من و تو، با هم، تیمی رو تشکیل می‌دیم
‫که خدا هم جلودارش نیست.

00:14:32.500 --> 00:14:35.750
‫اما تو خودتم این رو می‌دونی، نه؟

00:14:36.208 --> 00:14:40.208
‫شاید یه گوشه دلت همیشه می‌خواستی
‫اینطوری تموم‌ش کنی.

00:14:45.916 --> 00:14:50.750
‫مگی، حقیقت اینه که، مهم نیست
‫چه بهونه‌هایی بیارم

00:14:50.791 --> 00:14:55.500
‫یا چند هزار بار معذرت خواهی کنم،

00:14:56.583 --> 00:14:58.916
‫تو من رو نمی‌بخشی.

00:15:03.500 --> 00:15:05.666
‫و نباید هم ببخشی.

00:16:17.708 --> 00:16:19.708
‫این رو یادت رفت.

00:16:26.125 --> 00:16:28.166
‫به خونه خوش اومدی.

00:16:42.583 --> 00:16:46.958
‫اول رفتیم «سنچوئری» و کلی
‫اون سمت‌ها دنبالت گشتیم،

00:16:47.250 --> 00:16:52.083
به خرابه‌ای تبدیل شده بود که
سگم اونجا پر نمی‌زد،

00:16:52.083 --> 00:16:54.833
واقعاً ناراحت شدم.

00:16:54.875 --> 00:16:57.375
‫بعد از اینکه خدا می‌دونه چند ماه «سرزمین اصلی»

00:16:57.416 --> 00:16:59.583
‫رو زیر و رو کردیم،

00:17:00.083 --> 00:17:02.875
‫بلاخره فهمیدم چه غلطی کردی.

00:17:02.958 --> 00:17:06.750
‫چهار تا مرد و یه قاضی.

00:17:07.333 --> 00:17:09.833
‫تو، تو، تو.

00:17:09.875 --> 00:17:12.333
‫بعدش «جروم» رو پیدا کردم.

00:17:12.375 --> 00:17:17.916
‫دلش زیاد راغب به همکاری باهامون نبود،
‫اما...

00:17:18.083 --> 00:17:21.291
‫تنها و ضعیف بود.

00:17:21.333 --> 00:17:26.625
‫راضی‌ش کردم چیزایی که می‌دونه رو بگه.
‫و داستانی برام تعریف کرد،

00:17:26.625 --> 00:17:30.833
‫که توجه‌ام رو جلب کرد.

00:17:31.000 --> 00:17:34.250
‫داستانِ یه زن بیوه.

00:17:34.375 --> 00:17:39.125
‫به‌هرحال، دیدم به دردمون می‌خوری.

00:17:39.166 --> 00:17:43.041
‫قوی و باهوشی.

00:17:43.083 --> 00:17:48.541
‫نقاط ضعفی داشتی که می‌شد
‫ازشون سواستفاده کرد.

00:17:48.583 --> 00:17:51.416
‫و مهم‌تر از همه،

00:17:51.416 --> 00:17:56.083
‫درسته که باید یه تلنگری بهت
‫می‌زدیم تا همکاری کنی اما...

00:17:56.125 --> 00:17:59.125
‫تو هم انگیزه‌های خودت رو داشتی.

00:17:59.166 --> 00:18:03.333
‫به‌هرحال، انتظار نداشتم از پسش بربیای.

00:18:03.375 --> 00:18:07.666
‫اما تونستی.
‫پیداش کردی.

00:18:07.750 --> 00:18:10.500
‫و برش گردوندی خونه.

00:18:13.333 --> 00:18:15.541
‫الان دیگه تو خونه‌ایم، نه؟

00:18:18.500 --> 00:18:21.791
‫می‌دونی، یه لحظه وقتی تو رو اون پایین دیدم

00:18:21.958 --> 00:18:26.250
‫با خودم گفتم وای خدایا، خوش به حالم.

00:18:26.291 --> 00:18:30.666
‫الان هم نیگان رو دارم؛ هم پسره.

00:18:34.875 --> 00:18:37.333
‫ولی اشکالی نداره.

00:18:42.041 --> 00:18:44.500
‫نیگان به تنهایی کافیه.

00:19:27.250 --> 00:19:30.875
‫می‌گم...

00:19:32.375 --> 00:19:34.375
‫ لطفاً حواست به جینی باشه،
‫می‌تونی؟

00:19:34.375 --> 00:19:36.875
‫تنها خواسته‌ام همینه.

00:20:05.000 --> 00:20:06.583
‫الان چیکار کنیم؟

00:20:06.833 --> 00:20:10.291
‫خب، خواسته ما مشترکه
‫مگه نه؟

00:20:51.875 --> 00:20:53.875
‫خوشحالم که می‌بینمت بچه‌جون.

00:22:25.041 --> 00:22:27.666
‫مثل یه هزارتـو بود و پر از مجسمه های مختلف.

00:22:27.958 --> 00:22:31.750
‫گمون کنم با هرچی دستشون اومده بود
‫ساخته بودنش.

00:22:31.875 --> 00:22:35.416
‫اما خب؛ ردش رو زدم

00:22:35.500 --> 00:22:37.583
‫یه گوشه گیرش آوردم،

00:22:37.625 --> 00:22:39.916
‫تفنگم رو گرفتم سمتش.

00:22:39.958 --> 00:22:43.208
‫می‌خواست فرار کنه، و...

00:22:43.250 --> 00:22:46.958
‫بهش شلیک کردم. کُشتمش.

00:22:46.958 --> 00:22:48.583
از شرش خلاص شدیم.
بلاخره از شر اون حرومزاده خلاص شدیم.

00:22:48.583 --> 00:22:51.166
‫بذارید حرفش رو تموم کنه.

00:22:51.708 --> 00:22:53.000
‫می‌خوام ادامه‌ش رو بشنوم.

00:22:53.000 --> 00:22:54.458
‫دیگه اتفاق خاصی نیفتاد.

00:22:54.583 --> 00:22:59.000
‫برگشتم سمت قایق،
‫ماشین هم دقیقاً سرجاش بود.

00:22:59.083 --> 00:23:02.166
‫خداروشکر به اندازه کافی اتانول داشتم
‫که مستقیم بیام سمت خونه.

00:23:02.208 --> 00:23:05.416
‫حیف که مجبور شدی بهش شلیک کنی.

00:23:06.750 --> 00:23:08.458
‫به عنوان یه مارشال، من اجازه دارم
‫هر جایی که نیازه...

00:23:08.458 --> 00:23:11.458
‫اوکیه بابا می‌دونم.

00:23:11.625 --> 00:23:15.125
‫منظورم اینه خیلی خوب می‌شد اعدامش
‫می‌کردیم و آویزونش می‌کردیم همه ببینن.

00:23:15.333 --> 00:23:17.625
یه عرض اندامی بکنیم.

00:23:23.958 --> 00:23:26.375
‫نه ممنونم خانم.

00:23:26.416 --> 00:23:29.041
‫دخترهات در چه حال‌ـن؟

00:23:29.208 --> 00:23:33.208
‫ماریجوری، بی و دسی؟

00:23:33.208 --> 00:23:36.500
‫نگران نباش، وقتی نبودی حسابی
‫حواس‌مون بهشون بود.

00:23:36.625 --> 00:23:39.041
‫باید یه سر برم ببینم‌شون.

00:23:39.041 --> 00:23:42.666
‫از قهرمان‌بازی‌های باباشون براشون تعریف کنم.

00:23:42.708 --> 00:23:46.791
‫اینکه چقدر سخت برای تامین امنیت
‫ما تلاش کرده.

00:24:00.375 --> 00:24:03.083
‫می‌دونستم که نمی‌تونی
‫جلوی خودت رو بگیری.

00:24:10.250 --> 00:24:12.958
‫می‌دونی این سیگار چطوری درست می‌شه؟

00:24:13.166 --> 00:24:16.041
‫خب ببین؛ اینطوریه که باید حتماً برگ‌ها رو

00:24:16.083 --> 00:24:19.708
‫تو دمای 38 درجه سلسیوس خشک کنی.

00:24:19.875 --> 00:24:23.166
یا تو همین حد و میان،

00:24:23.208 --> 00:24:25.208
که دقیقِ دقیق باشه.

00:24:25.250 --> 00:24:28.416
‫اما بهترین راه ایجاد همچین شرایطی و
تداومش چیه؟

00:24:32.166 --> 00:24:34.333
‫حرارت مرکزی.

00:24:34.375 --> 00:24:36.541
‫اما «اتانول» از «ذرت» به دست میاد،

00:24:36.541 --> 00:24:41.250
‫از هزاران هکتار زمین ذرت.

00:24:43.791 --> 00:24:47.875
‫برای همین ازت می‌خوام این کاری که
‫می‌گم رو بکنی، مارشال

00:24:47.958 --> 00:24:51.958
‫می‌خوام دوباره داستانی
‫که گفتی رو برام تعریف کنی.

00:24:51.958 --> 00:24:54.250
‫و این بار،

00:24:54.291 --> 00:24:57.791
‫می‌خوام سیر تا پیـاز گاز متان
‫رو برام توضیح بدی.

00:25:13.708 --> 00:25:17.000
‫حتی نمی‌تونم تصور کنم چی بهت گذشته...

00:25:18.500 --> 00:25:21.250
‫- امیدوارم بدونی که...
‫- حالم خوب بود.

00:25:25.208 --> 00:25:26.500
‫به‌خاطر اینکه پسر شجاعی هستی،

00:25:26.541 --> 00:25:28.125
‫خونه که بودیم هر لحظه منتظر...

00:25:28.125 --> 00:25:29.833
‫اتفاق بد بعدی بودم.

00:25:29.875 --> 00:25:33.041
‫اما الان از نظرم اونجا واقعاً امن‌تره.

00:25:41.875 --> 00:25:43.041
‫بهتره یه چیزی بخوری.

00:25:43.041 --> 00:25:44.375
.گرسنه نیستم

00:25:44.416 --> 00:25:45.958
...به‌خاطر گرسنگی نمی‌گم، به‌خاطر

00:25:46.000 --> 00:25:47.583
،وقتی می‌گم گرسنه نیستم
.یعنی گرسنه نیستم

00:25:47.583 --> 00:25:49.208
.معلوم نیست چه غذاهایی به خوردت می‌دادن

00:25:49.208 --> 00:25:51.375
خب که چی؟ می‌خوای مجبورم کنی غذا بخورم؟

00:25:51.416 --> 00:25:52.666
.نه، مجبورت نمی‌کنم

00:25:52.708 --> 00:25:55.125
.حالا هرچی. صرفاً... فراموشش کن

00:26:01.541 --> 00:26:04.708
این چیـه؟ برای منـه؟

00:26:10.000 --> 00:26:11.333
.یه هدیه‌ست‌

00:26:11.625 --> 00:26:12.791
.عجب

00:26:14.291 --> 00:26:16.666
.چون گروگان گرفته شدم برام سوغاتی گرفتی

00:26:18.166 --> 00:26:19.333
.ممنون

00:26:19.750 --> 00:26:22.000
.مثل اونیـه که قبلاً می‌پوشیدی

00:26:28.666 --> 00:26:30.333
.هرکار می‌خوای باهاش بکن

00:26:34.791 --> 00:26:36.250
،اینکه دوباره پیشمی

00:26:37.458 --> 00:26:40.250
.نمی‌تونم بگم بابتش چقدر خوشحالم

00:26:40.250 --> 00:26:41.291
خوشحال؟

00:26:41.333 --> 00:26:42.416
.البته

00:26:42.541 --> 00:26:44.708
،انگار بیشتر به یه چیز دیگه اهمیت می‌دادی

00:26:45.208 --> 00:26:46.500
،نمی‌دونم

00:26:46.916 --> 00:26:48.333
.انتقام یا حالا هرچی

00:26:48.375 --> 00:26:49.833
منظورت چیه؟

00:26:49.958 --> 00:26:51.625
.انگار فکرت و ذکرت درگیر اون شده

00:26:51.666 --> 00:26:54.625
.درگیر نیگان. برای کاری که کرد

00:26:55.500 --> 00:26:56.875
.برگردوندنش
...تو همیشه

00:26:56.875 --> 00:26:58.291
.هرشل. من به‌خاطر تو اومدم

00:26:58.333 --> 00:27:01.500
.و من درست همینجام
.ولی تو من رو نمی‌بینی

00:27:01.500 --> 00:27:04.500
،انگار کل زندگیم داشتی من رو می‌پاییدی

00:27:04.500 --> 00:27:06.541
،مراقب بودی نیگان نیاد
.منتظرش بودی

00:27:06.583 --> 00:27:07.583
!حقیقت نداره

00:27:07.583 --> 00:27:09.166
.ولی هیچ‌وقت من رو نمی‌بینی

00:27:14.708 --> 00:27:17.291
.ولش کن. مهم نیست

00:28:06.041 --> 00:28:08.500
دومین باری که رفتیم

00:28:08.500 --> 00:28:11.875
پیش «مردم رودخونه» رو یادتـه؟

00:28:12.458 --> 00:28:17.958
.دفعه اول خوش برخورد و مهمون‌نواز بودن

00:28:18.458 --> 00:28:21.041
،بهشون گفتی چه چیزایی لازمه فراهم کنن

00:28:21.500 --> 00:28:25.500
و بعد بهشون گفتی اگه
.این کار رو نکنن چی میشه

00:28:25.916 --> 00:28:29.208
.در نتیجه، دومین باری که رفتیم

00:28:31.166 --> 00:28:35.416
خیلی خونسرد رفتی سراغ رهبرشون

00:28:36.041 --> 00:28:41.750
.مثل یه بازیگر مسلط روی صحنه
.مثل یه راک‌‌استار

00:28:42.041 --> 00:28:46.250
ولی یه راک‌استار بدون میکروفونش چیـه؟

00:28:47.375 --> 00:28:52.833
.پس، لوسیل ظاهر شد

00:28:53.916 --> 00:28:55.875
،بعدش برگشتی

00:28:56.000 --> 00:28:58.416
.و دادیش به من

00:28:59.500 --> 00:29:01.250
.نفهمیدم

00:29:03.375 --> 00:29:06.125
.«تازه اومده بودم به «سنچواری

00:29:06.250 --> 00:29:08.500
.هیچی نبودم. آدم داغونی بودم

00:29:12.333 --> 00:29:15.375
.ولی تو یه چیزی درون من دیدی

00:29:17.708 --> 00:29:19.458
.نه اون چیزی که در اون لحظه بودم

00:29:20.583 --> 00:29:23.000
.بلکه اون چیزی که می‌تونستم باشم

00:29:24.833 --> 00:29:27.916
.و بهم یه فرصت دوباره دادی

00:29:29.041 --> 00:29:34.666
.البته، خودمم نمی‌دونستم دارم چی‌کار می‌کنم

00:29:36.083 --> 00:29:39.791
،اولین بار که چوب رو چرخوندم
.اصلاً نتونستم بزنم به طرف

00:29:40.208 --> 00:29:43.208
،دومین بار
.بیش از حد خوب زدم

00:29:43.583 --> 00:29:46.041
.اینقدر با نیروی زیادی بهش ضربه زدم

00:29:46.083 --> 00:29:48.666
.شانس آوردم که زنده موند

00:29:48.833 --> 00:29:51.125
.ولی تو از دستم ناراحت نشدی

00:29:52.625 --> 00:29:54.875
.نه، خونسردیت رو حفظ کردی

00:29:55.541 --> 00:29:57.875
صبر و حوصله‌ی این رو داشتی

00:29:58.666 --> 00:30:00.625
که به من نشون بدی

00:30:01.000 --> 00:30:03.750
.چطور درست انجامش بدم

00:30:04.375 --> 00:30:08.041
و بعد وقتی که صورتش پخش زمین شده بود

00:30:08.041 --> 00:30:10.125
و به اطرافم نگاه کردم

00:30:11.791 --> 00:30:13.500
و همون چیزی رو دیدم

00:30:14.500 --> 00:30:17.333
.که تو بهم گفته بودی می‌بینم

00:30:18.791 --> 00:30:22.791
.فرمان‌برداریِ تمام و کامل

00:30:23.166 --> 00:30:26.500
.ما می‌تونستیم هرکاری بکنیم

00:30:26.958 --> 00:30:31.500
دیگه هیچ‌کس هیچ‌وقت نمی‌تونست
.چیزی رو از ما بگیره

00:30:35.083 --> 00:30:36.583
یادتـه؟

00:30:41.291 --> 00:30:42.375
.آره

00:30:43.291 --> 00:30:45.500
خیلی دوران زیبایی بود، نه؟

00:30:52.083 --> 00:30:53.166
.آره

00:30:56.541 --> 00:30:58.666
...می‌دونی، خیلی زمان برد

00:30:59.708 --> 00:31:01.083
...سال‌ها زمان برد

00:31:02.875 --> 00:31:06.541
تا بالأخره اتفاقی که بین‌مون
.افتاد رو درک کنم

00:31:08.666 --> 00:31:10.833
.نباید اون دختر رو می‌کشتم

00:31:16.416 --> 00:31:18.500
،تو بهم گفتی نکشمش

00:31:19.125 --> 00:31:21.125
.و من سرپیچی کردم

00:31:23.750 --> 00:31:28.166
و تبدیل شدم به تهدیدی
.که مجبور بودی کلکش رو بکنی

00:31:28.500 --> 00:31:30.291
،بهت قول میدم

00:31:32.833 --> 00:31:35.416
.اون اتفاق دیگه تکرار نمیشه

00:31:57.208 --> 00:31:58.250
.سلام

00:32:02.000 --> 00:32:03.083
.سلام

00:32:17.250 --> 00:32:19.000
...داشتم در مورد

00:32:21.875 --> 00:32:24.041
.حرفی که زدی فکر می‌کردم

00:32:28.666 --> 00:32:31.708
،می‌دونی، برای یه مدت طولانی
،برای بیشتر طول عمرم

00:32:32.916 --> 00:32:35.666
احساس می‌کردم دنیا
...همینجوری داره ازم می‌گیره

00:32:38.375 --> 00:32:40.875
...و به گرفتن ادامه می‌داد و

00:32:42.291 --> 00:32:44.125
،فکر کنم بالأخره یه جایی

00:32:44.916 --> 00:32:47.916
با خودم گفتم اگه فقط به‌اندازه‌ی
،کافی سخت مبارزه کنم

00:32:47.958 --> 00:32:49.916
.می‌تونم پسش بگیرم

00:32:50.875 --> 00:32:52.708
...حداقل یه‌ذره‌شو

00:32:56.041 --> 00:32:58.166
،ولی اینجوری عمل نمی‌کنه

00:33:00.375 --> 00:33:02.916
چون اینجوری فقط اون چیزی
.که داری رو از دست میدی

00:33:04.875 --> 00:33:07.208
.و دیگه نمی‌خوام به این کار ادامه بدم

00:33:09.083 --> 00:33:10.708
،نمی‌دونم چطوری

00:33:12.666 --> 00:33:14.416
...ولی این قضیه‌ی نیگان

00:33:17.875 --> 00:33:19.541
.می‌خوام تمومش کنم

00:33:23.250 --> 00:33:25.166
.تا صرفاً بتونم بیخیالش بشم

00:33:37.666 --> 00:33:43.458
،نبرد من با قبیله‌ها
،اون موش‌هایی که مجبور بودم ریشه‌کن کنم‌شون

00:33:43.791 --> 00:33:46.958
.همه تمرینی بودن برای نبرد پیشِ‌رو

00:33:47.875 --> 00:33:50.875
به‌محض اینکه کنترل کامل
،جزیره رو به دست بگیریم

00:33:51.208 --> 00:33:56.000
داما میگه حتماً بین جامعه‌ها
.جنگی رُخ می‌ده

00:33:56.291 --> 00:34:00.375
پس وقتی بهش در مورد
،تمام کارهای خوبی که قبلاً کردی

00:34:00.583 --> 00:34:03.375
و تمام آدمایی که نجات دادی
،و ازشون محافظت کردی گفتم

00:34:04.083 --> 00:34:08.416
.گفت تو همون چیزی هستی که لازم داریم

00:34:34.416 --> 00:34:36.458
هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم

00:34:36.541 --> 00:34:41.375
بعد از تو یه خونه
.با یه نفر دیگه پیدا کنم

00:34:46.375 --> 00:34:48.666
!دل تو دلم نیست که ببینیش

00:34:49.000 --> 00:34:53.000
انگار مامان و بابا
دوباره بهم رسیدن. می‌دونی؟

00:34:57.583 --> 00:34:58.875
.بله

00:35:12.041 --> 00:35:16.291
...داما، مایه‌ی افتخاره که تو رو به

00:35:16.333 --> 00:35:17.500
.ممنون

00:35:26.750 --> 00:35:29.750
.خب. بیاین شروع کنیم
.بیاین دست به کار بشیم

00:35:29.791 --> 00:35:32.000
فکر کنم من و مهمون‌مون باید
یکم وقت بذاریم

00:35:32.041 --> 00:35:33.416
.تا با هم آشنا بشیم

00:35:34.375 --> 00:35:36.500
ولی بابت اینکه ما رو
.به هم معرفی کردی ازت ممنونم

00:35:43.708 --> 00:35:44.833
.البته

00:35:49.875 --> 00:35:51.125
.البته

00:36:02.916 --> 00:36:07.916
.خدایا، خیلی حساسـه. بشین

00:36:07.958 --> 00:36:11.791
،راحتم. پام بدجوری درد می‌کنه

00:36:11.791 --> 00:36:13.375
.خیلی اذیتم می‌کنه

00:36:13.666 --> 00:36:16.750
.شنیدم کنیاک برای دردهای اینجوری خوبه

00:36:16.791 --> 00:36:17.833
جدی؟

00:36:18.041 --> 00:36:19.750
.برای همه‌چی خوبه

00:36:20.458 --> 00:36:23.083
،آره، باید بهت بگم که
.بیشتر جین می‌خورم

00:36:25.000 --> 00:36:27.875
.باعث خوشحالیه که بالأخره دیدمت

00:36:28.208 --> 00:36:30.375
،و فهمیدم که در واقع

00:36:30.375 --> 00:36:34.083
.تو واقعی هستی و زاده‌ی جنون کسی نیستی

00:36:35.208 --> 00:36:37.791
.در مورد نمایشت توی بانک شنیدم

00:36:38.250 --> 00:36:40.416
،مسخره کردن، شوخی کردن

00:36:40.458 --> 00:36:44.583
اون یه‌ذره نفرت‌انگیز بودنِ اضافه

00:36:44.625 --> 00:36:47.041
.ولی کاملاً ضروری

00:36:47.375 --> 00:36:49.458
.ترس و وحشتی که درست کردی و اینا

00:36:51.583 --> 00:36:52.625
!آفرین

00:36:53.916 --> 00:36:55.166
،بهت که گفتم

00:36:55.916 --> 00:36:57.333
.من بیشتر جین می‌خورم

00:37:19.291 --> 00:37:21.916
.نگو که از پلیس‌ها ترسیدی

00:37:22.041 --> 00:37:24.416
.من نگران پلیس‌ها نیستم

00:37:24.833 --> 00:37:26.791
.از نیروهای پشت‌شون می‌ترسم

00:37:26.833 --> 00:37:29.583
،هرجا که پر از منابع طبیعی باشه

00:37:29.750 --> 00:37:30.958
اونا میان سراغش

00:37:31.041 --> 00:37:35.000
.مثل یه گله کفتار دزد و پست

00:37:41.125 --> 00:37:44.250
.جزیره به رهبر احتیاج داره
.الآن بیشتر از هر وقت دیگه‌ای

00:37:44.250 --> 00:37:49.125
،یه نفر با اعتماد به نفس
،نترس، با کاریزما

00:37:49.583 --> 00:37:53.333
.و استعداد خاص و بالا توی سیاست

00:37:54.166 --> 00:37:57.291
مگه سیاست چیزی جز نحوه‌ی عملکرده؟

00:38:04.166 --> 00:38:05.666
.خیلی‌خب

00:38:12.041 --> 00:38:13.333
،بگو ببینم

00:38:14.333 --> 00:38:15.750
چرا باید بهتون کمک کنم؟

00:38:16.541 --> 00:38:18.041
.افراد دیگه‌ای هم هستن

00:38:18.250 --> 00:38:21.416
.«جامعه‌هایی تا شمال «هارلم

00:38:22.333 --> 00:38:24.500
اگه بتونیم همشون رو
،تحت رهبری یه نفر متحد کنیم

00:38:24.500 --> 00:38:26.458
.شکست‌ناپذیر می‌شیم

00:38:27.125 --> 00:38:31.791
.و همه‌ی اینا، می‌تونه دوباره مال تو باشه

00:38:40.375 --> 00:38:42.333
.کلیدهای قلمرو

00:38:49.166 --> 00:38:51.541
ولی چطور می‌تونم مطمئن باشم؟

00:38:52.000 --> 00:38:53.708
.شاید تو اون مردی نباشی که قبلاً بودی

00:38:53.708 --> 00:38:55.750
.شاید هیچ‌وقت همچین آدمی نبودی

00:38:57.125 --> 00:38:58.541
.شاید

00:39:54.541 --> 00:39:56.166
این چه کوفتیـه؟

00:39:59.875 --> 00:40:03.250
.من و مهمان سابقم کلی با هم حرف زدیم

00:40:03.791 --> 00:40:07.708
<i>داستان مردی رو برام تعریف کرد
که پدرش رو کشته</i>

00:40:07.708 --> 00:40:10.958
<i>،نه فقط جلوی مادرش
،بلکه جلوی خودش</i>

00:40:11.000 --> 00:40:13.791
.بچه‌ی داخل شکم مادرش

00:40:16.458 --> 00:40:20.208
و می‌تونستم از بقیه‌ی داستان این رو حس کنم

00:40:20.208 --> 00:40:22.625
.چیزی که خود اون نمی‌تونست

00:40:22.666 --> 00:40:26.000
،این که قاتل پدرش شاید احساس پشیمونی کنه

00:40:26.041 --> 00:40:30.916
<i>احساس مسئولیت کنه در مقابل پسری که
.کل خانواده‌ش رو نابود کرده</i>

00:40:38.208 --> 00:40:43.500
<i>خب، البته، این رو فقط زمانی بهم گفت
.که پیشم احساس امنیت می‌کرد</i>

00:40:50.916 --> 00:40:54.708
،و با این حال اینجایی
.این همه راه اومدی تا نجاتش بدی

00:40:55.791 --> 00:41:00.875
همونطور که می‌دونی، من در نهایت
.در ازای تو ولش می‌کنم

00:41:01.166 --> 00:41:04.583
.ولی یه تیکه‌ی کوچیک ازش رو نگه داشتم

00:41:06.625 --> 00:41:10.291
.و همیشه می‌تونم برای تیکه‌های بیشتر برگردم

00:41:12.916 --> 00:41:14.416
.دیگه نخور

00:41:15.208 --> 00:41:17.416
.در مورد کلی چیز باید بحث کنیم

00:41:19.541 --> 00:41:21.458
.کلی نقشه باید بکشیم