WEBVTT

00:09.009 --> 00:10.468
« براساس یک شایعۀ واقعی »

00:16.599 --> 00:17.851
سلام، مامان مک

00:17.851 --> 00:20.478
سلام. اینجا رو ببین

00:21.771 --> 00:25.316
این «وایات»ـه
که توی جلسۀ تراپی‌ش گریه می‌کنه

00:25.316 --> 00:27.902
اشک‌هاشو ببین
همین نصف صبح ازم وقت گرفت

00:27.902 --> 00:30.780
بعید می‌دونم یه پسر شونزده‌ساله بخواد

00:30.780 --> 00:33.950
روی کیک تولدش گریه‌کردن خودشو ببینه -
خودش خواست -

00:33.950 --> 00:35.493
عاشق تراپیستشه

00:35.493 --> 00:38.413
پسرت رو یادته، متیو مک‌کانهی؟ -
بله -

00:38.413 --> 00:42.751
خب، شاید اونم یه‌کم تراپی لازم داشته باشه
اگه چیزی که دیروز به من گفتی واقعیت داره

00:44.044 --> 00:45.253
مگه چی بهت گفتم؟

00:46.671 --> 00:49.591
سربسته گفتی
ممکنه که من و متیو برادر باشیم

00:49.591 --> 00:51.134
دیوانه شدی؟

00:51.134 --> 00:52.469
من اوکی نبودم

00:52.469 --> 00:55.180
آدمای مست چیزای مسخره زیاد می‌گن

00:55.180 --> 00:56.765
در ضمن، پیر هم هستم

00:56.765 --> 00:58.391
آدمای پیر چیزای مسخره زیاد می‌گن

00:58.391 --> 01:00.643
تازه زن هم هستم
و زن‌ها هم چیزای مسخره می‌گن

01:00.643 --> 01:05.565
صرفاً یه چیز مسخره بودش که
یه پیرزن مست به یه پیرمرد چِت گفت

01:05.565 --> 01:09.110
به نظر کلی فرصت سوءتفاهم این وسط هست

01:10.070 --> 01:13.156
اگه تو حرف نمی‌زنی
یکیو پیدا می‌کنم که حرف بزنه

01:13.156 --> 01:15.200
یکیو پیدا می‌کنی چی‌کار کنه، برادر؟

01:15.200 --> 01:16.743
صبح به‌خیر -
برادر -

01:19.788 --> 01:21.748
خب، چه خبرا؟

01:21.748 --> 01:25.627
آقای فرماندار مک‌کانهی؟ -
شنیدنش چه حالی داد -

01:25.627 --> 01:28.713
مخصوصاً روز تولد شونزده‌سالگی پسرم

01:28.713 --> 01:33.510
از این نظر هم روز بزرگیه که می‌خوام سنت دیرینه
و پدرپسریِ مک‌کانهی‌ها رو به پسرم منتقل کنم

01:33.510 --> 01:37.263
من تولد شونزده‌سالگی‌م
رفتم دنبال بابام توی بار محبوبش

01:37.263 --> 01:39.224
سَدِل سالون» توی لاکهارت»

01:39.265 --> 01:41.684
…بابام هم زیر میز بیلیارد بیهوش شده بود

01:41.684 --> 01:43.103
خب؟ -
شلوارشو تا مچ داده بود پایین… -

01:43.103 --> 01:46.064
توی یه دستش شیشۀ «بیم» بود
و توی اون دستش هم پیشخدمت

01:46.106 --> 01:48.608
رسم‌ورسوم خونواده‌ها فرق داره دیگه، برادر

01:48.608 --> 01:50.401
آره -
این کیکه رو بیار، باشه؟ -

01:50.401 --> 01:51.486
باشه. باشه

01:51.486 --> 01:54.030
خب، بچه‌ها، وقت کیک و کادوئه

01:54.030 --> 01:56.366
نمی‌دونم سدل سالون هنوز هست یا نه

02:07.168 --> 02:09.129
هدیۀ اصلی فرداصبحه

02:09.129 --> 02:12.757
وقتی من و تو برای اولین بار
عازم شکار گوزن پدرپسری‌مون می‌شیم

02:12.757 --> 02:14.425
جشن بلوغِ دیرینۀ مک‌کانهی‌ها

02:15.718 --> 02:18.263
چه کادوی تولد قشنگی -
هی. دوسِت دارم -

02:18.263 --> 02:19.681
معرفی پسرت به قتل

02:19.681 --> 02:21.891
مک‌کانهی‌ها از نژاد شکارن، رفیق

02:21.891 --> 02:23.059
همیشه هم بودن

02:23.059 --> 02:26.980
می‌دونستی کشتن حیوون بی‌گناه
از کشتن انسان هم بدتره؟

02:26.980 --> 02:28.398
چطور به این نتیجه رسیدی، مهندس؟

02:28.398 --> 02:30.191
چون گوزن فرکینگ نمی‌کنه

02:30.191 --> 02:34.112
یه بچه‌گوزن ریزه‌میزه
تا حالا دین راه ننداخته

02:34.112 --> 02:36.114
یه گوزن دوازده‌شاخکی هم
تا حالا مرتکب آپارتاید نشده

02:36.114 --> 02:38.032
چقدر الان بهت افتخار می‌کنم

02:38.032 --> 02:39.450
خب، کی بازم کیک می‌خواد؟

03:16.779 --> 03:19.490
« برادرها »

03:23.494 --> 03:25.413
…خب شما کجا -
یه لحظه فقط -

03:31.461 --> 03:33.046
یادآوری کن به داگلاس زنگ بزنم

03:34.297 --> 03:36.466
یادآوری کن به فرنک زنگ بزنم، نه داگلاس

03:39.594 --> 03:41.763
خخخ». بفرست»

03:44.182 --> 03:46.017
خب، اول از همه
فقط می‌خوام بگم که

03:46.017 --> 03:48.978
فکر کنم فرماندار بعدی تگزاس شما باشی -
خوبه -

03:48.978 --> 03:50.688
اگه نظرم این نبود

03:50.688 --> 03:52.774
به برادر کوچیکه‌م نمی‌گفتم
نمی‌تونم برسونمش کمپ ترک اعتیاد

03:52.774 --> 03:54.525
دوماً هم اینکه
دیگه هیچ‌وقت نمی‌خوام اینجا جلسه بذاریم

03:54.525 --> 03:55.693
اینجا طویله‌ست؟

03:56.402 --> 03:58.571
آره. جای سوت‌وکوریه واسه حرف‌زدن

03:58.571 --> 04:01.658
چون توی خونه واسه پسرم جشن تولد گرفتیم

04:01.658 --> 04:02.992
جشن بلوغ شونزده‌سالگی‌شه

04:04.077 --> 04:05.245
نمی‌خوام عکس ببینم

04:05.245 --> 04:08.456
ببخشید که
خیلی با این فرایند انتخاباتی آشنا نیستم

04:08.456 --> 04:12.126
به قول معروف، به‌اصطلاح اولین گاوبازی منه

04:12.126 --> 04:13.753
عاشق این روحیۀ عامیانه‌ام

04:13.753 --> 04:15.338
البته خودم به‌شخصه نه
از نظر من شخصاً زننده‌ست

04:15.338 --> 04:17.465
ولی به‌نظرم برای کمپین
خیلی خوب باشه. محشره

04:17.507 --> 04:20.051
خب، ما نزدیک یک ماه
با هرگونه اطلاعیۀ رسمی فاصله داریم

04:20.051 --> 04:21.719
در حال حاضر
فقط داریم صحنه رو می‌چینیم

04:21.719 --> 04:23.638
چون وقتی اون اطلاعیه منتشر بشه

04:23.638 --> 04:26.724
خودتون رو آماده کنید، اسکل‌ها
چون زندگی‌تون عوض می‌شه

04:26.724 --> 04:30.436
خیلی‌خب. پس تا شروع نکردیم
بذار یه سؤال بنیادی ازت بپرسم

04:30.436 --> 04:37.318
چرا شما باید مدیر کمپین من باشی
خانم هیلکرست-بارنز-دیویز؟

04:43.908 --> 04:45.952
شوخی نکردی؟ باشه، ببخشید

04:45.952 --> 04:48.162
فکر کردم اون جوری که
«گفتی «خانم هیلکرست-بارنز-دیویز

04:48.162 --> 04:50.790
انگار من معلم کلاس چهارمتم
…و تو هم پسربچه‌ای

04:50.790 --> 04:54.043
من نُه انتخابات آخرم رو برنده شدم
اگه می‌خواید برنده شید، باید با من پیش برید

04:54.043 --> 04:56.337
اگر هم نمی‌خواید برنده شید
باهات سلفی می‌گیرم

04:56.337 --> 04:58.548
و واسه برادرم می‌فرستم
چون عاشق «ابرستاره‌ای»ـه

04:58.548 --> 04:59.966
و منم رفع زحمت می‌کنم

04:59.966 --> 05:01.968
نه، نه، نه، ما می‌خوایم برنده شیم -
آره -

05:01.968 --> 05:04.429
به‌نظرم تازه داریم با هم آشنا می‌شیم

05:04.429 --> 05:06.222
و شرایط داره دستمون میاد

05:06.222 --> 05:09.892
عاشق این نقش همسرِ معقولِ باحالم

05:09.892 --> 05:11.102
واقعاً بهت میاد

05:11.102 --> 05:12.562
ولی برات یه استایلیست می‌گیرم

05:12.562 --> 05:14.772
چون پیرهنی که پوشیدی
از جن جینه

05:14.772 --> 05:16.441
برات یه بُرُس خوب هم می‌گیرم

05:16.441 --> 05:18.943
هی سیری، یادآوری کن
برای زنش یه برس خوب بگیرم

05:18.943 --> 05:21.404
گوئن، برنامۀ کاری من اصل‌ونسب منه

05:21.988 --> 05:23.323
خب؟ من اینو می‌دونم

05:23.323 --> 05:26.868
بابام، بابا مک، اون به ایمان
و خونواده و سنت و تگزاس باور داشت

05:26.868 --> 05:30.330
جوری که اجتماع ساخت
و به مردم کمک می‌کرد به خودشون کمک کنن

05:30.330 --> 05:34.083
کاریه که قصد دارم در نقش فرماندار
بیشتر انجام بدم

05:34.083 --> 05:35.418
عجب. خیلی‌خب

05:35.418 --> 05:38.004
زاویۀ بچۀ جنوبیِ واقعی رو پیش گرفتیم

05:38.004 --> 05:39.380
عالیه. اجرات هم عالی بود

05:39.380 --> 05:41.966
صحبت عادی‌م همین‌طوریه -
اینم از همون شهامت هالیوودی -

05:41.966 --> 05:43.926
ببخشید. حرف از خونواده شد

05:43.926 --> 05:46.137
وایات می‌پرسه فردا چه ساعتی

05:46.137 --> 05:48.639
می‌ریم شکار

05:48.639 --> 05:51.309
متیو قراره پسرمون رو ببره به اولین شکارش

05:51.309 --> 05:54.562
بچۀ حساسیه
ولی برای متیو خیلی مهمه

05:55.063 --> 05:57.231
قبلاً با پدرش زیاد می‌رفت شکار

05:57.231 --> 05:59.400
ول، من تو رو با یه معلم داستان‌گویی خوب
آشنا می‌کنم

05:59.400 --> 06:01.986
چون وسطای جملۀ اولت
ذهنم یه جای دیگه منحرف شد

06:01.986 --> 06:04.364
یادآوری کن زنش رو
با یه معلم داستان‌گویی آشنا کنم

06:04.364 --> 06:05.490
خب، قدم‌های بعدی

06:05.490 --> 06:08.701
چند تا دیدار و گفت‌وگوی مقدماتی
جلسات مارکتینگ و یه همچین چیزایی

06:08.701 --> 06:11.412
بیشتر از همه‌چی هم فقط می‌خوام
از آخرین ماه آزادی‌تون لذت ببرید

06:11.412 --> 06:14.832
قبل از اینکه در وجودتون زندگی کنم
و مثل شبح توی قلعه بیفتم دنبالتون

06:16.084 --> 06:18.461
اگر هم هرجور آتویی از قدیم ازتون هست

06:18.461 --> 06:20.713
هر چیزی که بهتره زودتر حلشون کرد
لطفاً همین‌الان بهم بگید

06:20.713 --> 06:23.383
بچۀ نامشروع، جنایت جنگی
فرقه، موادمخدر

06:23.383 --> 06:25.968
اگه آدمی توی زیرزمین خونه‌تون زندانیه
چیزای مربوط به جوراب‌شلواری و پا

06:25.968 --> 06:28.221
دوردور با بچه‌هایی که بچۀ خودتون نیستن

06:28.221 --> 06:30.223
یا حتی اگر هم بچۀ خودتونن
سرعت رانندگی زیادی بالاست

06:30.223 --> 06:31.474
کلت رو از پنجره کرده باشی بیرون

06:31.474 --> 06:34.227
ارسال عکست واسه کسایی که می‌خواستن
یا کسایی که نمی‌خواستن

06:34.227 --> 06:36.687
می‌دونم انگار قفلی زدم
روی کارایی که می‌شه کرد

06:36.687 --> 06:37.772
ولی شاید تعجب کنید

06:37.772 --> 06:40.691
بیشتر چیزایی که پیدا می‌کنم
فعالیت‌های مربوط به ..

06:40.691 --> 06:42.235
پس بهم بگید. من تا تهش رفتم

06:42.235 --> 06:45.655
جای هیچ نگرانی‌ای نیست
گذشتۀ مک‌کانهی کاملاً پاکه

06:45.655 --> 06:47.573
پس فعلاً من و ول درباره‌ش صحبت می‌کنیم

06:47.573 --> 06:49.158
مرسی که تشریف آوردی

06:49.158 --> 06:50.910
به‌وقتش باهات تماس می‌گیریم

06:52.078 --> 06:53.079
عجب

06:55.123 --> 06:56.499
نزدیک بود شلوارمو خیس کنم

06:56.499 --> 06:58.251
من استخدامم. چند روز دیگه میام سر می‌زنم

07:00.253 --> 07:02.088
این دیگه چه کوفتی بود؟

07:03.214 --> 07:06.300
من فقط در این حد می‌دونم که
من شما دخترا رو یه جور دیگه بزرگ کردم

07:06.300 --> 07:07.885
بعضیا حتی شاید بگن بهتر

07:07.885 --> 07:11.055
بزرگ کردی؟ فکر کنم زیادی آزادانه
از این عبارت استفاده می‌کنی

07:11.055 --> 07:12.056
…خب

07:12.598 --> 07:16.018
امیدوارم برای شما دخترا
الگوی خوبی بوده باشم

07:16.018 --> 07:17.645
بیشتر دربارۀ اینکه چه کارایی نکنید

07:17.645 --> 07:20.523
ولی حداقل می‌دونم
هیچ بچه‌ای از من نمی‌ره شکار

07:22.233 --> 07:25.111
می‌دونی که اگه دلم می‌خواست
برم شکار، می‌رفتم

07:25.111 --> 07:27.113
جدی؟ -
آره -

07:27.113 --> 07:32.660
دختری که با ظرافت عنکبوت بلند می‌کنه
و می‌برتشون بیرون خونه

07:32.660 --> 07:35.538
می‌ره یه موجود زندۀ بی‌گناه رو بکشه؟

07:35.538 --> 07:37.582
بعید می‌دونم لعنتی

07:43.463 --> 07:46.299
خورشید درحال طلوعه
و شبنم روی زمینه

07:47.008 --> 07:48.468
وایات جوان رو صدا می‌زنم

07:49.719 --> 07:51.888
خیلی‌خب، رفیق. روز بزرگیه
بزن بریم

07:51.888 --> 07:54.432
باشه، من فقط پنج دقیقه
واسه دفتر خاطراتم وقت می‌خوام

07:54.432 --> 07:57.226
بعدش دیگه حاضرم -
نه، نه، نه. تو ماشین این کارو بکن -

07:57.226 --> 07:59.604
باور کن تا شب کلی چیز واسه نوشتن داری

08:02.815 --> 08:04.817
خب مدیریت مازل
و نکات امنیتی رو مرور کردیم

08:04.817 --> 08:06.777
دیگه ریلکس می‌کنیم
و مراقب سورپرایز هستیم

08:06.777 --> 08:07.778
هی

08:08.988 --> 08:10.156
منم می‌خوام بیام شکار

08:10.740 --> 08:11.866
خیلی‌خب

08:11.866 --> 08:16.120
می‌خوای با من و پسرم، وایات
بیای بریم شکار پدرپسریِ گوزن؟

08:17.246 --> 08:18.247
بله، قربان

08:19.832 --> 08:23.085
خیلی‌خب. نظر پدرت چیه؟

08:23.711 --> 08:26.923
به‌نظرم می‌گه که من یه آدم بالغم
و می‌تونم تصمیمات خودمو بگیرم

08:26.923 --> 08:29.467
نظر تو چیه، وایات؟ -
آره، فکر بدی نیست -

08:29.467 --> 08:33.012
یه گردش «پدر و پسر و آلیو»ـی

08:33.554 --> 08:34.764
پس بریم. وسایلتو بنداز تو

08:35.681 --> 08:36.682
من جلو می‌شینم

08:42.939 --> 08:44.857
سورپرایز. منم میام

08:44.857 --> 08:48.486
خیلی‌خب. پس واقعاً جمع همه جمع شد

08:48.486 --> 08:49.779
خوبی، داداش؟

08:51.239 --> 08:52.740
…می‌دونی، داشتم فکر می‌کردم

08:53.574 --> 08:55.618
دیدی مثلاً می‌گن
مثلاً وقتی آدم می‌میره

08:55.618 --> 08:57.328
…زندگی‌ش از جلوی چشمش می‌گذره؟ خب

08:58.454 --> 09:01.374
به‌نظرت واسه گوزن هم
ممکنه همین اتفاق بیفته؟

09:01.374 --> 09:04.961
مثلاً… چه می‌دونم
…مادرشونو ببینن، یا مثلاً برادرشون رو

09:04.961 --> 09:06.712
با تمام تفریحات محبوبشون؟

09:06.712 --> 09:10.091
داداش، واقعاً مجبور نیستی
بری تو کار این شکار

09:10.091 --> 09:12.677
اگه همچین آدمی نیستی
عیب نداره

09:12.677 --> 09:15.555
شلیک می‌کنم به پات
جوری که انگار هیچ عمدی در کار نیست

09:20.560 --> 09:23.854
می‌دونین، اینجا
طبیعت همه رو با هم برابر می‌کنه

09:25.314 --> 09:28.401
زمان ثابت می‌مونه
خاطرات آدم به یادش میاد

09:29.026 --> 09:32.613
یهو همه‌چی تو گذشتۀ آدم
و مسیری که برای رسیدن به اینجا پشت سر گذاشته

09:32.613 --> 09:34.198
کاملاً واضح می‌شه

09:34.657 --> 09:38.119
می‌دونین، بعضیا می‌گن نمی‌شه برگشت
ولی من می‌گم می‌شه

09:39.787 --> 09:41.581
فقط باید جای درستش رو نگاه کرد

09:43.124 --> 09:45.334
این همون حرفای تبلیغ «لینکلن»ـت نیست؟

09:45.334 --> 09:46.335
بیشترش آره

10:01.058 --> 10:04.312
دیگه مویی روی تنم نمونده
تو وودی هارلسونی

10:05.730 --> 10:09.066
آره. حالت چطوره؟ -
چرا اومدی اینجا؟ -

10:09.066 --> 10:13.446
می‌دونی، من اولین آبجوی عمرم رو
وقتی ده سالم بود، روی اون میز خوردم

10:13.446 --> 10:15.740
روی اون میز بیلیارد هم بالا آوردم

10:15.740 --> 10:17.491
اتفاقاً بعد همون روز بود

10:17.491 --> 10:19.827
من افتادم تو کار پیداکردن حقایق

10:19.827 --> 10:21.537
…می‌دونم خیلی بعیده، ولی

10:21.996 --> 10:24.874
برام سؤال بود که
هیچ‌کدوم از این قدیمی‌ها

10:24.874 --> 10:27.627
ممکنه که بابای من
کلایو هارلسون رو یادشون باشه

10:27.627 --> 10:31.255
که اواخر دهۀ شصت
با دوست خانمش اینجا پلکیده باشه

10:31.255 --> 10:33.966
یه خانم بددهن با چشمای ترسناک

10:33.966 --> 10:39.764
که بشه تصورش کرد بعدها تو زندگی‌ش
به یه جامعه‌گریز دوست‌داشتنی تبدیل شه

10:39.764 --> 10:42.058
هیچ‌کدوم از شماها کلایو هارلسون رو می‌شناسین؟

10:43.517 --> 10:44.518
هیچ‌کی؟

10:47.104 --> 10:51.609
خب ببین، من شمارۀ خانمم رو
اینجا برات می‌نویسم

10:51.609 --> 10:55.363
اگه خبری شد، بهم بگو، باشه؟

10:56.197 --> 10:57.323
مرسی

10:57.323 --> 10:58.949
…چه خودکار خوبی. می‌شه… اجازه هست

10:58.949 --> 11:00.618
نه. بذار سر جاش

11:00.618 --> 11:02.161
خیلی‌خب. باشه

11:02.703 --> 11:04.872
همچین خودکار خوبی رو سخت می‌شه پیدا کرد

11:21.180 --> 11:24.642
سلام. عمراً حدس بزنی
سروکلۀ کی اینجا پیدا شد

11:25.351 --> 11:27.103
خب شکار بهت خوش می‌گذره؟

11:28.020 --> 11:29.897
سوسک و تفنگ و شیرۀ درخت

11:30.815 --> 11:33.192
از چی‌ش خوشم نیاد؟

11:33.192 --> 11:34.819
حال تو چطوره؟
شکار واسه تو چطور پیش می‌ره؟

11:34.819 --> 11:36.696
حس می‌کنی کردی تو چشم بابا؟

11:36.696 --> 11:37.697
آره

11:38.155 --> 11:41.659
البته اگه یه روز سرشو از تو دماغ خودش
اون‌قدری در بیاره که بفهمه چی‌کار کردم

11:41.659 --> 11:44.370
آره. واکنش خیلی خوبی به جدایی‌ت نداد، نه؟

11:44.370 --> 11:47.665
منظورت وقتیه که چون گریۀ زن دید
سینه‌خیز تو افق محو شد؟

11:49.208 --> 11:54.755
به‌نظرم شاید مشکل بابا این باشه که
غریزۀ افتضاحی داره

11:54.755 --> 12:00.928
و احساساتش هم اون‌قدری شدیده که
نمی‌تونه به این سادگی باهاش تا کنه

12:01.554 --> 12:04.348
ولی واقعاً نمی‌شه گفت دوسِمون نداره

12:04.348 --> 12:06.225
واقعاً دوسمون داره

12:06.225 --> 12:09.979
یعنی میزان عشقش به ما
یه‌کم هم ترسناکه

12:09.979 --> 12:12.648
پس حالا یه دل‌خوشی‌ای هم بهش بده

12:14.191 --> 12:15.276
شاید

12:15.276 --> 12:16.819
!دخترا! یالا

12:16.819 --> 12:18.988
خیلی‌خب، بریم. باشه -
آره. خیلی‌خب -

12:27.913 --> 12:29.165
گشنه‌مه

12:30.499 --> 12:32.334
کسی متوجه نبود من شد؟

12:32.334 --> 12:33.878
نه، ولی من متوجه برگشتت شدم

12:33.878 --> 12:35.171
…آره، آره، من

12:35.713 --> 12:37.006
یه سری کار کوچیک داشتم

12:37.590 --> 12:41.218
…یه چیزایی گرفتم از فروشگاهی که

12:43.846 --> 12:45.014
چیزمیز می‌فروشه

12:45.014 --> 12:46.724
می‌دونستی ظرفات رو
توی سینک ول کردی؟

12:46.724 --> 12:49.393
گفتم شاید یکی رو داشته باشین
این‌جور کارا رو بکنه

12:49.393 --> 12:51.312
داریم. منم

12:51.312 --> 12:54.106
پس به‌راستی ممنونم

12:54.106 --> 12:55.941
چقدر اینجا قشنگه

12:57.109 --> 12:58.611
…چقدر سوت‌وکوره و

13:01.113 --> 13:03.199
چرا این‌قدر سوت‌وکوره؟
پس بقیه کجان؟

13:03.824 --> 13:07.620
متیو و وایات رفتن شکار
و فکر کنم کای و آلیو هم باهاشون رفتن

13:07.620 --> 13:09.038
رفتن شکار؟ -
آره -

13:21.509 --> 13:23.093
متوجه حرفات نمی‌شیم

13:27.556 --> 13:30.601
ادابازی‌ش شبیه یکیه که
از خودش متنفره

13:31.393 --> 13:34.230
اونو لبۀ نهر می‌بینی؟
منتظر ماست

13:35.231 --> 13:36.398
حالا آروم

13:42.696 --> 13:44.990
من نمی‌خوام روت
…فشار زیادی روت بذارم، ولی

13:46.242 --> 13:50.371
من با اولین شلیکم، اولین گوزنم رو
توی اولین شکارم زدم

13:50.371 --> 13:53.707
حقیقتاً هشت نسله که مک‌کانهی‌ها

13:54.542 --> 13:58.420
همه‌شون با اولین شلیک، اولین گوزن رو
توی اولین شکار زدن

13:58.420 --> 14:02.132
اگه نتونی، فقط می‌خوام بهت بگم که
می‌شی نفر اول

14:03.217 --> 14:04.301
البته به خودت فشار نیار

14:08.097 --> 14:11.350
…حالا گوش کن به صدای سرخ‌قبا و جیجاق آبی

14:11.350 --> 14:12.351
…و

14:13.185 --> 14:14.687
صدای بازِ دم‌سرخ

14:15.229 --> 14:16.397
موسیقی متنِ شکاره

14:16.939 --> 14:20.609
دعوت‌نامۀ فرستادن اون گوزن به بهشته

14:21.277 --> 14:23.028
فکر می‌کنی اون گوزنه واقعاً می‌ره بهشت؟

14:23.028 --> 14:25.114
اگه به مسیح ایمان داشته باشه، می‌ره

14:26.699 --> 14:29.326
قنداق روی شونه
دوربین جلوی چشم

14:30.369 --> 14:32.037
وای خدا، نمی‌تونم ببینم

14:33.038 --> 14:34.790
بزن

14:35.749 --> 14:38.502
بزن. یالا

14:38.502 --> 14:39.753
!نه

14:39.753 --> 14:41.589
!عمو وودی -
!بس کنین -

14:41.589 --> 14:43.549
این چه کوفتیه؟ -
!برو -

14:43.549 --> 14:45.759
!آزادانه بدو، قدر همه‌چیو بدون

14:45.801 --> 14:47.970
سیم‌کشی‌ت خرابه، داداش؟

14:47.970 --> 14:50.598
نزدیک بود خودتو به کشتن بدی -
من می‌مردم بهتر از گوزنه بود -

14:50.598 --> 14:51.974
واقعاً؟ اسکل

14:51.974 --> 14:53.893
تو واسه چی از دست من عصبانی شدی، داداش؟

14:53.893 --> 14:56.186
!من از دستت عصبانی‌ام، احمق -
سر چی؟ -

14:56.186 --> 14:59.940
سر دزدیدن دخترای من
!و معاونتشون در جرم قتل

14:59.940 --> 15:01.692
شکار تمومه. بی‌خیال شدم

15:01.692 --> 15:05.112
کای و وایات، شما با آلیو برید
وانت رو برمی‌دارین می‌رین خونه

15:05.654 --> 15:08.324
من و تو هم باید با هم حرف بزنیم

15:08.324 --> 15:10.409
آره. منم با تو

15:10.409 --> 15:12.620
کلی حرف دارم، احمق -
بجنب -

15:12.620 --> 15:17.666
آخه کدوم آدم مریضی بچه‌های منو
اغفال می‌کنه که برن آیین آدم‌خواری؟

15:17.666 --> 15:19.501
داداش، تو بدجور مشکل داری

15:19.501 --> 15:24.131
نه، مشکل اینه که
!تو با کشته‌شدن این‌قد فاصله داشتی، داداش

15:24.131 --> 15:25.674
دیگه اینو نگم که

15:25.674 --> 15:29.094
گند زدی به
!فرصت تجربۀ احساسی بین من و پسرم

15:29.762 --> 15:30.846
پس دخترای من چی؟

15:30.846 --> 15:34.808
این یکی از چند تا چیز معدودیه که
به دخترام منتقل کردم

15:34.808 --> 15:37.937
اینکه من هیچ‌وقت
به موجود بی‌گناهی آسیب نزدم

15:37.937 --> 15:43.442
منم شرط می‌بندم که حتی از دید خداوند

15:43.442 --> 15:45.027
گناه نابخشودنی‌ایه که
…جون یک حیوون رو

15:56.914 --> 15:57.957
می‌فرمودی؟

16:03.921 --> 16:05.422
!گوشت تازه

16:06.632 --> 16:08.133
کار من نبود، نه؟

16:08.133 --> 16:10.094
نکنه مثلاً خاطره‌ش رو سرکوب کردم؟

16:10.970 --> 16:12.179
کار من بود، وایات

16:13.180 --> 16:14.974
چی شد؟ -
نمی‌دونم -

16:14.974 --> 16:17.309
…یهو از ناکجاآباد پیداش شد

16:18.936 --> 16:22.523
و الان دستام خونی شده
و دیگه هیچ‌وقت پاک نمی‌شم

16:22.523 --> 16:23.816
خیلی‌خب

16:26.944 --> 16:29.363
می‌خوای نفس عمیق بکشی؟
یا یه‌کم جیغ بزنی؟

16:29.363 --> 16:30.698
بذار با گوروم، گَری تماس بگیرم

16:32.074 --> 16:33.701
قضیه از گری خیلی بزرگ‌تره

16:33.701 --> 16:35.536
پسر شیرینم

16:35.536 --> 16:37.371
می‌دونستم امروز روز تو نیست

16:37.371 --> 16:39.790
آرزوی تولدم اینه که اون بیدار شه

16:39.790 --> 16:41.667
حالش خوب می‌شه، نه؟

16:43.627 --> 16:45.254
آره. آره

16:45.713 --> 16:48.007
یه‌کم همگی حساس نیستن؟

16:50.634 --> 16:52.886
آره، آره، آره

16:52.886 --> 16:56.890
من شاید اشتیاق همه رو
بابت این حادثه اشتباه برداشت کرده باشم

16:56.890 --> 16:58.809
فکر کنم شاید باید از نو تنظیم کنم

17:00.144 --> 17:03.063
بچه‌ها، بیست دقیقۀ دیگه
کنار آتش‌دان جلسه داریم

17:03.063 --> 17:04.690
حضور اجباریه

17:09.653 --> 17:10.654
لعنتی

17:12.281 --> 17:14.908
بله، جوی؟
می‌شه لطفاً یه دقیقه تنهام بذاری؟

17:16.076 --> 17:17.077
…جوی

17:17.911 --> 17:19.204
آلیو؟

17:19.830 --> 17:22.207
…ببین، خیلی
خیلی به من سخت نگیر، باشه؟

17:22.207 --> 17:27.546
اون… اون گوزنه درست لحظۀ برخورد
با من چشم‌توچشم شد

17:27.546 --> 17:30.340
هر حرفی هم که تو فکر گفتنش به منی

17:30.340 --> 17:33.093
فقط بدون که من شکننده‌ام

17:37.181 --> 17:39.641
من فقط حس می‌کنم همۀ این چیزا تقصیر منه

17:41.226 --> 17:44.021
اگه نمی‌رفتم شکار
…هیچ‌وقت اون گوزنه رو نمی‌کشتی و

17:44.021 --> 17:45.355
تقصیر تو نیستش

17:46.231 --> 17:51.695
تو هم کلی دلیل مشروع داری
که از دستم عصبانی باشی

17:53.238 --> 17:57.367
ولی حالا نظر من اینه که
خوش‌حالم عنکبوت نمی‌کشی

18:02.372 --> 18:03.582
می‌دونم

18:14.593 --> 18:21.391
گمونم منم واقعاً خوش‌حالم که
توی خونواده‌مون ما شکار نمی‌کنیم

18:25.270 --> 18:26.271
…پس

18:28.273 --> 18:29.608
…گمونم می‌شه گفت

18:38.075 --> 18:40.119
خوش‌حالی من اون شکلی بزرگت کردم؟

18:41.537 --> 18:44.540
بازم بگم که
…به «بزرگ کردی» اعتراض دارم، ولی

18:45.249 --> 18:46.333
آره، حتماً

18:47.209 --> 18:48.669
اگه جلوی اشک‌ریختنت رو بگیره

18:51.672 --> 18:53.799
خب بچه‌ها، فکر کنم بشه گفت که

18:53.841 --> 18:57.886
امروز مطابق برنامۀ من پیش نرفت

18:57.886 --> 18:59.596
واقعاً فکر می‌کردم دیگه تا الان

18:59.596 --> 19:03.600
من و وایات اولین شکارش و اولین گوزنش رو
جشن می‌گرفتیم

19:04.351 --> 19:06.645
و قلب خونی‌ش رو دست به دست می‌کردیم

19:06.645 --> 19:08.397
که ببینیم کی می‌تونه بزرگ‌ترین گاز رو بزنه

19:08.397 --> 19:12.192
دهنمون سر اون حروم‌زاده آب می‌افتاد
و بدنمون خونی می‌شد. می‌دونین؟

19:17.739 --> 19:18.699
…ولی

19:19.825 --> 19:23.579
ظاهراً در حال حاضر
یه‌کم تصور بی‌ملاحظه‌ای بود

19:25.205 --> 19:29.126
منو یاد یکی از کتاب‌های انجیل میندازه
«کتاب جامعه»

19:29.126 --> 19:31.378
که توش نوشته بود هر چیزی زمانی داره

19:31.962 --> 19:34.298
خب، یه زمانی واسه خوردن قلب گوزن هست

19:34.298 --> 19:36.466
و یه زمانی هم واسه نخوردن قلب گوزن

19:36.466 --> 19:37.801
آره

19:37.801 --> 19:40.137
پس در نتیجه مایلم ازت تشکر کنم، گوزن

19:40.137 --> 19:41.180
گوزن خوبی بودی

19:41.180 --> 19:43.765
دست نزن -
پسرم، وایات، امروز دیگه -

19:43.765 --> 19:45.475
قرار نیست یه گاز از قلبت بزنه

19:45.475 --> 19:49.521
ولی من از شاخ‌هات
هولدرِ دستمال توالت می‌سازم

19:49.521 --> 19:52.524
و می‌ذارمش توی سرویس

19:52.524 --> 19:54.526
ولی من و اون این کارو
با هم خصوصی می‌کنیم

19:54.526 --> 19:56.612
در نتیجه، آمین

19:56.612 --> 19:58.071
آمین -
آمین -

19:58.071 --> 20:04.244
حالا مردی که
امروز مسئول کشتن این حیوون بود

20:04.244 --> 20:06.538
البته تصادفاً. ۱۰۰درصد تصادفاً

20:06.538 --> 20:07.789
من خودم اونجا بودم

20:07.789 --> 20:10.083
وودی؟ می‌خوای چند کلمه حرف بزنی؟

20:11.210 --> 20:12.836
خیلی قشنگ بود

20:12.836 --> 20:15.923
من داستان این گوزن رو نمی‌دونستم

20:16.590 --> 20:21.220
اما در سکوتش، داستان خودم رو می‌بینم

20:21.220 --> 20:23.972
واسه خودش چی زر می‌زنه؟

20:23.972 --> 20:25.349
…سنگینیِ

20:27.309 --> 20:28.936
حقایق ناگفته

20:30.646 --> 20:34.691
جست‌وجوی تعلق

20:35.817 --> 20:39.863
درد سوت‌وکور حرفای ناگفته

20:41.448 --> 20:47.120
به همین خاطر هم هستش که
سنگینیِ امروز فقط از فقدان یک جان نیست

20:47.120 --> 20:48.747
…چون گاهی اوقات

20:49.748 --> 20:55.545
سخت‌ترین بخش ماجرا
به‌دوش‌کشیدن چیزیه که متوجهش نیستیم

21:03.220 --> 21:04.388
بهت احترام می‌ذارم

21:06.556 --> 21:11.770
می‌دونم دوست عزیزی برام می‌شدی، دوست گوزنی‌م

21:15.482 --> 21:17.776
ببخشید. فکر کردم شوخی می‌کنه

21:23.115 --> 21:24.116
خیلی‌خب

21:25.993 --> 21:27.661
چشمش هنوز تَره

21:28.787 --> 21:30.747
شب به‌خیر، شاهزادۀ شیرین

21:31.581 --> 21:33.458
می‌شه منم گوزن مُرده رو بوس کنم؟ -
نه -

21:35.585 --> 21:39.298
من تا پایان عمرم سعی می‌کنم
خوب زندگی کنم

21:39.756 --> 21:42.926
و یه آمریکایی صادق و یه تگزاسیِ راستگو باشم

21:42.968 --> 21:44.636
درست مثل تو -
وود؟ -

21:45.387 --> 21:47.931
یه مرده سراغ تو رو می‌گیره به‌اسم «کِریکی جو»

21:47.931 --> 21:49.850
«از یه بار به‌اسم «سدل سالون

21:49.850 --> 21:52.519
آهان، آره. «کریکی لیکی جو». آدم معرکه‌ایه

21:52.519 --> 21:54.938
آره، دارم به‌کمکش دربارۀ یه نقش تحقیق می‌کنم

21:54.938 --> 21:58.108
راستی… اون دنیا می‌بینمت، رفیق

22:01.069 --> 22:02.946
خواهشاً دیگه شمارۀ منو به غریبه نده

22:25.052 --> 22:26.053
سلام؟

22:29.723 --> 22:31.183
کسی خونه نیست؟

22:38.857 --> 22:40.192
کریکی جو؟

22:46.448 --> 22:48.450
پا شو صبح شده، احمق

22:51.244 --> 22:54.706
بچه‌ها، فکر کنم
یه جور سوءتفاهم پیش اومده اینجا

22:54.706 --> 22:57.334
می‌شه اون ابزار جنگ رو
از جلوی صورتم ببری کنار؟

22:57.334 --> 22:59.044
امروز به‌اندازۀ کافی تفنگ دیدم

22:59.044 --> 23:00.545
بعید می‌دونم

23:00.545 --> 23:01.588
شما کی هستید؟

23:01.588 --> 23:04.299
ما برادران «تِراویس» هستیم

23:07.427 --> 23:09.179
یعنی باید بدونم کی هستید؟

23:09.179 --> 23:12.265
«احمق، ما توی «کورپس کریستی
…یکی رو کشتیم که

23:15.435 --> 23:17.604
به ملت دربارۀ قتلمون نگو

23:18.230 --> 23:22.901
ببین، بابای تو به ما مبلغ بزرگی بدهکار بود

23:22.901 --> 23:25.153
بعدش هم فلنگ رو بست

23:25.153 --> 23:28.073
حالا هم نوبت وصول بدهی ماست

23:28.073 --> 23:31.827
«اگه منظورت از «بستن فلنگ
زندانی‌شدن تا اطلاع ثانوی باشه

23:31.827 --> 23:34.621
مشخصه این بدهی
مدت خیلی زیادیه که وجود داره

23:36.039 --> 23:37.040
خیلی‌خب

23:37.666 --> 23:38.667
خیلی‌خب، بهتون پول می‌دم

23:39.292 --> 23:40.669
به چهرۀ پول‌سازم گند نزن

23:40.669 --> 23:41.878
پول کجاست؟

23:41.878 --> 23:45.090
من که با خودم پول نقد نمیارم

23:45.090 --> 23:46.258
آخه من بازیگرم

23:46.258 --> 23:48.635
به مدیر کسب‌وکارم می‌گم
براتون انتقال بده

23:48.635 --> 23:50.804
چقدر هست؟ -
هزار و هشتصد دلار -

23:50.804 --> 23:56.017
شما سر هزار و هشتصد دلار
منو بیهوش کردین و تفنگ جلوم تکون می‌دین؟

23:56.017 --> 23:57.602
…خب معلومه دیگه

23:58.437 --> 24:00.272
هی! این‌قدر داد نزن

24:00.272 --> 24:03.024
واسه همچین چیزی بزاق نداری

24:03.024 --> 24:05.026
این مال ۱۹۷۲ بود

24:05.026 --> 24:06.987
با درنظرگرفتن بهرۀ مرکب

24:06.987 --> 24:11.158
تو به ما ۱۹۱هزار دلار بدهکاری

24:11.158 --> 24:14.911
بچه‌ها، من که همچین پولی
همین‌جوری یه گوشه ندارم

24:14.911 --> 24:16.413
توی اتوبوس زندگی می‌کنم

24:16.413 --> 24:18.165
همسرم جوراب‌هام رو می‌بافه

24:18.165 --> 24:20.709
من خونه‌ت رو توی «مالیبو» دیدم

24:20.709 --> 24:22.586
«توی مجلۀ «آرکیتکچرال دایجست

24:22.586 --> 24:24.838
اگه باعث آرامش روانت می‌شه
بدجور ضررده‌ست

24:24.838 --> 24:27.299
می‌خوام بهت بگم چی‌کار قراره بکنیم

24:27.299 --> 24:30.760
تو روی دفترچه
دفترچۀ تلفنِ هیوستون رو داری

24:30.760 --> 24:32.220
می‌خوایم بهت شلیک کنیم

24:33.096 --> 24:36.266
گلوله به امید خدا
یه جایی نزدیک «م» وایمیسته

24:36.266 --> 24:41.271
اگر هم به ما پول ندی
که هیچی..»

24:41.271 --> 24:43.106
چون به بزرگی هیوستون نیستش

24:43.565 --> 24:46.735
سربسته از حرف منم
!این برداشت رو می‌شد کرد، احمق

24:46.735 --> 24:48.403
خب شاید واضح نبوده

24:48.403 --> 24:50.405
شاید هیچ‌وقت نرفته باشه بومانت

24:50.405 --> 24:51.865
تو تا حالا رفتی بومانت؟

24:51.865 --> 24:52.949
ببینین، بچه‌ها

24:52.949 --> 24:55.869
من پولشو ندارم بهتون بدم

24:55.869 --> 24:57.621
اصلاً هیچ وسیله‌ای هم ندارم
باهاش واریز کنم

24:57.621 --> 24:58.872
پس کامپیوترت چی؟

24:58.872 --> 25:00.749
آره. موبایلت.  یکی از همون برنامه‌های مالی

25:00.749 --> 25:04.836
اگه بذارید برم
قول می‌دم برگردم اینجا بهتون پول بدم

25:05.462 --> 25:07.255
لعنت بهت

25:08.507 --> 25:09.799
برو بومانت رو بیار

25:11.092 --> 25:12.093
!بومانت رو نیار

25:14.930 --> 25:18.475
شما دو تا تراویسِ آشغال احمق

25:18.475 --> 25:20.435
بهتره سریع دستای اون پسره رو باز کنید

25:20.435 --> 25:23.605
وگرنه خودم کاری که دیابت
براتون شروع کرد رو تموم می‌کنم

25:23.605 --> 25:24.648
شنیدی که چی گفت

25:25.148 --> 25:27.400
حالا باشه، عجله نکن

25:27.400 --> 25:28.860
دست به کار شدیم، مامان مک

25:29.694 --> 25:31.947
خیلی عجیبه که تو هم
مامان مک صداش می‌کنی

25:33.949 --> 25:36.117
!پشمام، تیر خوردم -
یا خدا -

25:36.117 --> 25:38.245
!من که فکر نمی‌کردم آمادۀ شلیک باشه

25:38.245 --> 25:40.705
تو شرایط داشتن گلولۀ واقعی رو نداری

25:40.705 --> 25:43.291
به من جلوی قربانی لعنتی‌مون نگو
!چی‌کار کنم

25:43.291 --> 25:45.710
وای خدا. راست می‌گفتن

25:45.710 --> 25:46.711
اطراف «م» وایساد

25:47.837 --> 25:48.838
دیدی گفتم؟

25:51.424 --> 25:53.677
مامان مک، خیلی ازت ممنونم

25:53.677 --> 25:55.512
قشنگ جون منو نجات دادی

25:55.512 --> 25:56.805
از کجا فهمیدی من اینجام؟

25:56.805 --> 26:00.225
چون شنیدم زنت
گوشی‌ش رو برداشت، احمق

26:01.017 --> 26:05.939
حالا ببین چی می‌گم. من که بهت گفتم
این بیرون چیزی نیست که خودتو بابتش اذیت کنی

26:05.939 --> 26:09.359
ولی انگار تو اصلاً دست‌بردار نیستی، نه؟

26:09.359 --> 26:13.113
الان هم یه دردسر حسابی
واسه خودت درست کردی

26:15.865 --> 26:17.909
از این فرصت‌ها دیگه گیرت نمیاد، احمق
