WEBVTT

00:00:00.880 --> 00:00:03.920
‫بحران ربوده‌شدنِ دکتر واتسون و خواهرم
‫« آنچه گذشت... »

00:00:03.960 --> 00:00:05.080
‫اینو از کجا گرفتی؟

00:00:05.120 --> 00:00:06.200
‫نمی‌تونم این پرونده رو قبول کنم

00:00:06.240 --> 00:00:08.240
‫رشته‌ی ماجرا را دنبال ‌کنید

00:00:08.280 --> 00:00:12.040
‫تا واتسون و هادسون همانند
‫خدمتکارتان تقاص پس ‌ندهند

00:00:12.080 --> 00:00:13.360
‫توی لندن دوست و آشنا داری؟

00:00:13.400 --> 00:00:15.840
‫یه آقایی که ساکن خیابون بیکره

00:00:15.880 --> 00:00:16.880
‫چه مرموز

00:00:16.880 --> 00:00:19.040
‫پاول اندرسون،
‫سفیر جدید ایالات متحده

00:00:19.080 --> 00:00:20.760
‫امروز صبح که از خواب پا شدیم
‫دیدیم دخترمون گم شده

00:00:20.800 --> 00:00:22.080
‫کلارا گم شده؟

00:00:22.120 --> 00:00:23.200
‫تو همون دختره‌ی توی کشتی هستی

00:00:23.240 --> 00:00:24.920
‫تو کی هستی؟

00:00:24.960 --> 00:00:26.200
‫تو پدر منی

00:00:26.240 --> 00:00:30.400
‫ثانیه‌ای باور نمی‌کنم
‫تو از تخم و ترکه‌ی من باشی

00:00:30.440 --> 00:00:33.680
‫راستش رو بخوای،
‫به یه دستیار احتیاج دارم

00:00:33.720 --> 00:00:36.000
‫آدم‌ربایی کلارا اندرسون جرمیـه که

00:00:36.040 --> 00:00:38.160
‫نمی‌تونم به طور علنی درگیرش بشم

00:00:38.200 --> 00:00:41.120
‫تونستی پا به جاهایی بذاری که
‫من ازشون عاجزم

00:00:52.080 --> 00:00:55.920
فی‌الواقع ‫ربوده‌شدنِ دختر سفیر

00:00:55.960 --> 00:01:01.520
‫از توی آشپزخونه شروع میشه،
‫با احضار خدمتکار از طبقه‌ی بالا

00:01:02.200 --> 00:01:04.400
‫خدمتکار که کوزه‌ی آب گرم رو

00:01:04.440 --> 00:01:06.800
‫می‌بره خدمتِ سفیر و همسرش،

00:01:07.800 --> 00:01:09.440
‫چارلی از فرصت استفاده می‌کنه و

00:01:09.480 --> 00:01:13.640
‫داروی خواب‌آور می‌ریزه توی شکلات‌داغ

00:01:13.680 --> 00:01:17.040
‫بعد که همه به خواب میرن،

00:01:17.080 --> 00:01:20.080
‫چارلی می‌تونه کلارا رو بدزده

00:01:20.120 --> 00:01:24.440
‫فکر کنم دخترک رو
‫از پلکان می‌بره پایین و

00:01:24.480 --> 00:01:26.360
‫از درب پُشتی خارج می‌کنه،

00:01:26.400 --> 00:01:28.080
‫می‌ذارتش توی کالسکه‌ی سفیر و

00:01:28.120 --> 00:01:30.440
‫از دروازه

00:01:30.480 --> 00:01:32.160
‫به سمت جاده‌ی اصلی می‌تازونه،

00:01:32.200 --> 00:01:35.840
‫سؤال اینجاست که
‫می‌پیچه چپ یا راست؟

00:01:35.880 --> 00:01:38.000
‫من آماده‌ام شروع کنیم، آقای هولمز

00:01:38.360 --> 00:01:39.360
‫ای دادِ بی‌داد!

00:01:39.400 --> 00:01:42.800
‫تازه داشتم کشف می‌کردم
‫این آدم‌ربا کدوم طرفی رفته

00:01:42.840 --> 00:01:43.960
‫شرمنده

00:01:44.000 --> 00:01:45.400
‫دیشب خواب به چشمم نمیومد

00:01:45.440 --> 00:01:47.200
گمونم از ذوق زیاد بود

00:01:47.760 --> 00:01:49.280
‫گفتید می‌خواید بهم آموزش بدید

00:01:49.320 --> 00:01:50.160
‫بله

00:01:50.200 --> 00:01:51.880
‫همین‌طوره

00:01:51.920 --> 00:01:54.720
‫اولین درسِت رو شروع می‌کنیم

00:01:54.760 --> 00:01:55.760
‫بیا

00:01:58.160 --> 00:02:03.160
‫« شرلوک و دخترش »
‫« فصل اول »
‫« قسمت دوم: رشته‌ی ماجرا »

00:02:04.720 --> 00:02:08.040
‫خیال می‌کردم فنون کارآگاهی یادم می‌دید

00:02:08.040 --> 00:02:10.120
‫واسه پیدا کردن کلارا اندرسون،

00:02:10.160 --> 00:02:12.040
یا ‫اینکه چطوری بتونم
‫روی پرونده‌ی قتل مادرم کار کنم

00:02:12.080 --> 00:02:14.280
‫برای کمک به من،
‫لازمـه دستورالعمل‌های به شدت پیچیده‌تری

00:02:14.320 --> 00:02:16.880
‫تا یه تخم‌مرغ‌آبپزکردن رو یاد بگیری

00:02:16.880 --> 00:02:20.360
‫حالا، اینو بگیر که
‫بریم ببینیم چیکار کردی

00:02:20.400 --> 00:02:21.800
‫دنبالم بیا

00:02:26.000 --> 00:02:28.200
بدمزه نبود؟

00:02:29.600 --> 00:02:31.080
این دفعه بهتر عمل کردی

00:02:31.120 --> 00:02:34.360
‫کم‌کم دیگه فرنی هم یاد می‌گیری

00:02:35.360 --> 00:02:38.280
‫حالا بریم سراغ استعداد هنریت

00:02:42.440 --> 00:02:43.520
دست توانایی داری

00:02:43.560 --> 00:02:44.920
نقاشیت خوبـه

00:02:46.640 --> 00:02:50.800
‫جناب هولمز،
‫سفیر آمریکا مجدد همراه با

00:02:50.840 --> 00:02:52.000
‫بازرس بولیوانت تشریف آوردن

00:02:52.040 --> 00:02:53.600
‫بفرستیدشون داخل

00:02:54.080 --> 00:02:55.800
‫توی اتاق بغلی منتظر باش

00:02:57.360 --> 00:02:59.680
‫جناب هولمز منتظر شما هستن

00:03:00.000 --> 00:03:01.000
‫تشکر

00:03:01.760 --> 00:03:03.200
‫سلام، آقایون

00:03:03.600 --> 00:03:04.520
‫خبری شده؟

00:03:04.560 --> 00:03:08.000
‫سفیر اندرسون اصرار داشت
‫شخصاً ازتون تقدیر و تشکر کنه،

00:03:08.040 --> 00:03:11.000
‫ولی پرونده رو تمام و کمال
‫به دایره‌ی جنایی لندن سپرده

00:03:11.160 --> 00:03:12.600
‫در کنار کارآگاه‌های پینکرتون خودم

00:03:12.640 --> 00:03:13.960
‫فکر کنم این سازمان رو بشناسید، درستـه؟

00:03:14.000 --> 00:03:16.920
‫بله، با فعالیت‌هاشون آشنایی دارم

00:03:17.120 --> 00:03:19.200
‫ولی خانمم و بنده می‌خواستیم
‫بابت زحمات‌تون

00:03:19.240 --> 00:03:20.720
‫ازتون تشکر کنیم

00:03:20.760 --> 00:03:21.960
‫خواهش می‌کنم

00:03:22.000 --> 00:03:24.080
‫آدم‌رباها باهاتون تماس گرفتن، جناب؟

00:03:24.120 --> 00:03:26.000
‫ازتون پولی مطالبه نکردن؟

00:03:26.040 --> 00:03:28.000
‫دیگه کارآگاه پرونده من هستم، جناب هولمز

00:03:28.040 --> 00:03:30.080
‫نیازی نیست خودتون رو نگران کنید

00:03:30.120 --> 00:03:32.000
‫ما رفع زحمت می‌کنیم

00:03:32.040 --> 00:03:36.600
‫جناب بازرس، تونستید کالسکه‌ی
‫آقای اندرسون رو پیدا کنید؟

00:03:36.640 --> 00:03:38.280
‫یا دست‌کم بقایاش رو؟

00:03:39.120 --> 00:03:41.720
‫پیداش می‌کنم، قول میدم

00:03:42.720 --> 00:03:43.800
‫خداحافظ

00:03:43.840 --> 00:03:45.560
‫سفیر اندرسون،

00:03:46.520 --> 00:03:49.560
‫مطمئنید چیز دیگه‌ای
‫از خونه‌تون ربوده نشده؟

00:03:50.920 --> 00:03:52.640
‫کاملاً مطمئنم، جناب

00:03:52.960 --> 00:03:54.280
‫چطور مگه؟

00:03:54.320 --> 00:03:56.600
‫آقای هولمز شیفته‌ی پیچیدگی و معماست

00:03:57.760 --> 00:03:59.960
‫بریم، جناب. کلی کار داریم

00:04:05.080 --> 00:04:07.480
‫حالا که رسماً از پرونده
‫گذاشتنم کنار،

00:04:07.680 --> 00:04:10.680
‫راحت‌تر می‌تونم
روی پرونده‌ی کلارا مانور بدم

00:04:11.560 --> 00:04:13.520
‫خودتون پرونده رو رد کردید

00:04:13.560 --> 00:04:16.680
‫شرط بسیار مهمی بود
‫برای ورودم به این پرونده

00:04:16.720 --> 00:04:19.720
پرونده‌ای که ‫‫هنوزم
به دلایل متعددی ذهنم رو درگیر کرده

00:04:19.760 --> 00:04:22.200
‫بنا به دلیل مستدلی
‫بر این باورم که

00:04:22.240 --> 00:04:24.440
‫آدم‌رباهای کلارا
‫فقط به این گروگان‌گیری

00:04:24.480 --> 00:04:28.720
‫بسنده نکردن

00:04:28.760 --> 00:04:31.160
‫در مورد خانم سفیر چی می‌دونی؟

00:04:31.200 --> 00:04:34.680
‫از کلارا شنیدم خانواده‌ی مادرش
‫چندین معدن طلا داشتن

00:04:35.280 --> 00:04:39.320
‫دلش می‌خواست کلارا
‫با یه لردی دوکی چیزی ازدواج کنه و

00:04:39.320 --> 00:04:42.520
داشت مقدمات معرفی کلارا رو
توی یه مراسم داخل بندر فراهم می‌کرد

00:04:42.560 --> 00:04:47.040
‫حتم دارم علیاحضرت
‫داره از خوشحالی بال در میاره

00:04:47.080 --> 00:04:49.480
‫این اولین مأموریتتـه

00:04:49.480 --> 00:04:51.280
‫برگرد اقامتگاه سفیر

00:04:51.320 --> 00:04:52.200
‫به صورت نامحسوس

00:04:52.240 --> 00:04:57.560
‫در قالب خدمتکار و
جواب این سؤال‌ها رو پیدا کن

00:04:59.000 --> 00:05:01.160
‫خودم یه ایده‌هایی دارم

00:05:01.200 --> 00:05:02.480
‫نه، نه، نه

00:05:02.720 --> 00:05:04.400
اصلاً و ابداً

00:05:04.400 --> 00:05:07.200
‫تمرکزت رو بذار روی سؤال‌های من

00:05:07.240 --> 00:05:10.920
‫باشه، ولی سفیر و خانمش
من رو ببینن نمی‌شناسنم؟

00:05:10.960 --> 00:05:13.080
‫خب، وظیفه‌ات اینـه که
‫با استفاده از گچ،

00:05:13.280 --> 00:05:15.600
‫از رد سُم و پاهای موجود توی

00:05:15.640 --> 00:05:17.880
محوطه‌ی خونه و صحنه‌ی جرم
‫نمونه‌برداری کنی

00:05:17.920 --> 00:05:20.120
‫در ضمن، می‌تونی با یکی از
‫آشپزها هم

00:05:20.160 --> 00:05:21.320
‫توی آشپزخونه بپلکی

00:05:21.360 --> 00:05:22.640
‫اونجا کسی متوجه حضورت نمیشه

00:05:23.920 --> 00:05:26.760
‫حالا هر چی گفتم رو انجام بده،
‫نه زیاده‌روی کن و

00:05:26.760 --> 00:05:29.560
‫به‌هیچ‌وجه هم کم‌کاری نکن

00:05:31.560 --> 00:05:32.840
‫بسیارخب، آقای هولمز

00:05:32.880 --> 00:05:34.560
‫بیا، اینو بگیر

00:05:44.280 --> 00:05:48.520
‫واتسون‌جانم، کجایی تو آخه؟

00:06:09.520 --> 00:06:16.320
‫« اقامتگاه سفیر آمریکا »

00:06:23.880 --> 00:06:24.880
‫این چیـه؟

00:06:26.160 --> 00:06:27.240
‫گچـه

00:06:27.640 --> 00:06:31.040
‫جناب سفیر خواستن بریزم‌شون

00:06:31.080 --> 00:06:32.640
‫توی ردپاها و رد سُم‌های محوطه

00:06:33.120 --> 00:06:34.600
‫می‌خواد تا صحنه‌ی جرم به قوت خودش باقیـه،

00:06:34.840 --> 00:06:36.640
برای بازرسی حفظ‌شون کنیم

00:06:37.640 --> 00:06:38.640
‫این کار، کارِ خانم‌ها نیست

00:06:39.800 --> 00:06:40.800
بسپاریدش به من

00:06:43.080 --> 00:06:45.120
‫ما پینکرتون‌ها خوراک‌مون
‫همین کارهاست

00:06:55.760 --> 00:06:56.760
‫این یکی

00:06:59.240 --> 00:07:00.240
‫اون یکی

00:07:17.160 --> 00:07:18.200
‫امر دیگه‌ای نیست، خانم؟

00:07:18.600 --> 00:07:21.320
‫چرا، بی‌زحمت این سطل رو آب می‌کشید و

00:07:21.360 --> 00:07:22.560
‫برگردونیدش توی گلخونه؟

00:07:22.600 --> 00:07:24.000
‫دیگه وقتشـه برگردم تو

00:07:24.200 --> 00:07:25.200
‫چشم

00:07:26.800 --> 00:07:29.160
‫خیال می‌کردم واسه آقای هولمز کار می‌کنی

00:07:29.440 --> 00:07:33.040
‫می‌کردم، ولی ایشون مجرده و

00:07:33.080 --> 00:07:34.640
‫من هم از آبرو و حیثیتم ترسیدم

00:07:34.680 --> 00:07:36.600
‫واسه همین خواستم بفرستنم اینجا

00:07:37.080 --> 00:07:38.880
‫خب، خوشحالم دیگه دست‌تنها نیستم

00:07:39.440 --> 00:07:41.320
‫خانم خواسته برگردم به روال سابق،

00:07:41.600 --> 00:07:43.360
‫ولی جناب سفیر
‫کل پینکرتون‌هاش رو بسیج کرده

00:07:43.400 --> 00:07:44.400
همه جا رو بگردن

00:07:44.600 --> 00:07:45.600
دنبال چی؟

00:07:45.880 --> 00:07:47.920
‫صندوق جواهرات خانمش گم شده

00:07:48.160 --> 00:07:49.840
هنوز ‫جرئت نکرده بهش بگه

00:07:49.960 --> 00:07:52.080
‫از خودش که بخاری بلند نمیشه،

00:07:52.360 --> 00:07:54.400
بعد جواهرات خانمش رو هم
گم کنه که دیگه واویلا

00:07:55.440 --> 00:07:59.000
‫شنیدم با جواهراتش
‫می‌تونست یه قصر رو بخره

00:08:00.440 --> 00:08:03.000
‫ولی من خیال می‌کردم
‫سفیر اندرسون مایه‌داره

00:08:03.440 --> 00:08:05.840
‫از وقتی یکی از شرکت‌های
‫راه‌آهن آمریکایی ورشکست شد،

00:08:05.880 --> 00:08:08.320
‫همه چیزش رو از دست داد.
‫الان تموم ثروتش از

00:08:08.800 --> 00:08:10.560
‫خانمشـه و پدرخانمش

00:08:10.880 --> 00:08:12.720
‫فکرشو بکن؛ هم دخترت و

00:08:12.760 --> 00:08:14.680
‫هم تموم دار و ندارت رو
‫یه شبه از دست بدی

00:08:15.360 --> 00:08:17.120
‫اونم به یه کالسکه‌چی

00:08:17.160 --> 00:08:19.200
‫چارلی دزد جواهرات نیست

00:08:19.200 --> 00:08:22.680
‫ببین کِی گفتم،
کار همین پینکرتون‌هاست

00:08:22.800 --> 00:08:23.800
‫چارلی پسر درستیـه

00:08:23.840 --> 00:08:26.320
‫چند شب با هم رفتیم بیرون

00:08:26.320 --> 00:08:28.000
‫خوش به حالت

00:08:28.240 --> 00:08:29.840
‫کجا بردت؟

00:08:30.040 --> 00:08:32.600
‫هفت‌زنگ استپنی

00:08:33.760 --> 00:08:35.840
‫همیشه برام نوشیدنی پورت می‌خرید

00:08:36.360 --> 00:08:38.160
‫از طلاهاش برام می‌گفت

00:08:39.240 --> 00:08:40.240
‫چارلی و طلا؟

00:08:41.360 --> 00:08:42.720
‫قرار بود بهش ارث برسه

00:08:42.760 --> 00:08:44.000
‫همین روزها

00:08:44.240 --> 00:08:47.800
‫گفت طلاشو بگیره،
‫منو می‌بره آمریکا

00:08:48.960 --> 00:08:51.600
‫ولی حالا، دست‌شون بهش برسه
‫می‌فرستنش پایه چوبه‌ی دار

00:08:52.000 --> 00:08:54.120
‫دعا کن نگیرنش

00:09:29.320 --> 00:09:32.320
‫من هم حتم دارم داشتن همچین
‫لباس‌های قشنگی حسابی حال میده

00:09:32.800 --> 00:09:35.160
‫من و مامان باید
‫واسه بابا هم شده حفظ ظاهر کنیم

00:09:37.440 --> 00:09:41.120
‫از پله‌ها بیا پایین، نگاه کن.
‫یه خبرنگار داره میاد بالا.

00:09:42.640 --> 00:09:44.880
‫عمراً اگه کسی رو راه بدم

00:09:48.320 --> 00:09:49.280
‫ولم...

00:09:49.320 --> 00:09:50.320
‫کنید!

00:09:51.200 --> 00:09:52.680
‫ولم کنید!

00:09:52.920 --> 00:09:54.880
‫می‌تونم به جرم ورود غیرقانونی دستگیرت کنم

00:09:54.920 --> 00:09:57.400
‫به کارفرمات گفتم
دیگه نیازی به زحمات ایشون نیست

00:09:57.440 --> 00:09:59.000
‫اصلاً خبر نداره من اینجام

00:09:59.040 --> 00:10:00.320
‫تو رو خدا به آقای هولمز نگید

00:10:00.360 --> 00:10:01.680
‫چه خبره؟

00:10:02.720 --> 00:10:05.800
‫خدمتکار هولمز رو پیدا کردیم
‫داشت توی اتاق کلارا سرک می‌کشید

00:10:05.840 --> 00:10:07.600
‫کلارا دوست من بود و من قول دادم

00:10:07.640 --> 00:10:09.160
‫نهایت تلاشم رو
‫برای پیدا کردنش انجام بدم

00:10:09.200 --> 00:10:10.320
‫به آقای هولمز نیازی نباشه،

00:10:10.360 --> 00:10:12.040
‫خدمتکارش به چه کارمون میاد؟

00:10:12.080 --> 00:10:13.840
‫ولی لزومی نداره دستگیرش کنید

00:10:13.880 --> 00:10:15.920
‫گفتم این قضیه سر و صدا نکنه

00:10:15.960 --> 00:10:19.400
‫جناب بازرس، خواهشاً اجازه بدید
‫این دختر رو تا بیرون همراهی کنم

00:10:19.440 --> 00:10:20.880
‫بسیارخب

00:10:21.360 --> 00:10:22.640
وای به حالت اگه ببینم

00:10:22.680 --> 00:10:24.320
دوباره تو کارم فضولی کردی

00:10:24.360 --> 00:10:25.640
‫برای چی اومدی اینجا؟

00:10:25.680 --> 00:10:26.480
‫راستشو بگو

00:10:26.520 --> 00:10:28.640
‫تا کمک کنم دخترتون رو پیدا کنیم،
‫همون‌طوری که قول دادم،

00:10:28.680 --> 00:10:30.560
‫حتی اگه به قیمت
‫از دست‌دادن شغلم تموم شه

00:10:30.600 --> 00:10:31.480
‫چارلی کالسکه‌چی ما بود

00:10:31.520 --> 00:10:32.440
‫من می‌شناسمش

00:10:32.480 --> 00:10:34.040
‫شاید دستی توی این قضایا داشته باشه

00:10:34.080 --> 00:10:36.640
‫اما محال ممکنـه بتونه از پسِ
‫همچین نقشه‌ای بر بیاد

00:10:37.960 --> 00:10:40.400
‫چنین روش‌هایی مورد تأیید ما نیست،

00:10:40.440 --> 00:10:41.920
‫ولی قدردان زحمات‌تون هستیم

00:11:16.840 --> 00:11:19.440
‫می‌فهمم شاید در عمل

00:11:19.480 --> 00:11:21.200
‫نتونی یه خدمتکار واقعی باشی،

00:11:21.240 --> 00:11:23.600
‫ولی دیگه اداشو درآوردن که کاری نداشت

00:11:23.640 --> 00:11:25.160
‫من تموم تلاشم رو کردم

00:11:25.200 --> 00:11:27.760
‫تازه اگه برنمی‌گشتم اتاق کلارا،

00:11:27.800 --> 00:11:29.760
‫هیچوقت نمی‌فهمیدم پیراهن سفرش گم شده

00:11:29.800 --> 00:11:30.960
‫اگه منو نمی‌گرفتن هم

00:11:31.400 --> 00:11:32.600
‫هیچوقت خانم سفیر

00:11:32.640 --> 00:11:34.120
‫نجاتم نمی‌داد

00:11:34.160 --> 00:11:36.160
‫بعلاوه، نمی‌فهمیدم
‫چه طرز فکری درباره چارلی داره

00:11:36.200 --> 00:11:37.200
‫شانسی بود

00:11:38.200 --> 00:11:40.120
‫استدلال بر حدس‌وگمان ارجحیت داره

00:11:40.320 --> 00:11:42.160
‫اگه می‌خوای قاتل مادرت رو پیدا کنی،

00:11:42.200 --> 00:11:44.800
‫مهارت بیشتر از شانس به کارت میاد

00:11:44.840 --> 00:11:47.200
‫بهت هم گفتم دم دست آشپز بمونی که

00:11:47.240 --> 00:11:48.880
‫اصلاً به چشم نیای

00:11:48.920 --> 00:11:50.680
‫به‌خاطر سرپیچی از من گیر افتادی

00:11:50.800 --> 00:11:52.960
‫حالا، سَوای

00:11:53.000 --> 00:11:55.200
‫اون جواهرات گمشده،

00:11:56.240 --> 00:11:58.680
‫مطمئنی این ردپاها که

00:11:58.880 --> 00:12:01.360
‫از اصطبل به اقامتگاه سفیر

00:12:01.400 --> 00:12:03.000
آمدوشد داشتن، دقیقاً مال یه نفرن؟

00:12:03.280 --> 00:12:05.080
‫یه سری‌هاشون وارد خونه شدن و

00:12:05.960 --> 00:12:06.960
‫یه سری‌ها خارج

00:12:07.400 --> 00:12:11.400
‫همون پاشنه، همون گام و همون آدم

00:12:11.440 --> 00:12:12.600
‫طرف درشت‌هیکل هم هست

00:12:13.760 --> 00:12:15.360
‫ردپاش هم کوچیک نبوده

00:12:16.600 --> 00:12:18.920
‫یعنی میگی ظرف آب گرم رو

00:12:18.960 --> 00:12:20.800
‫بردن اتاق اندرسون،

00:12:21.240 --> 00:12:23.240
‫داروی خواب‌آور رو ریختن توی شکلات‌داغ و

00:12:23.400 --> 00:12:24.040
‫بعدش چی شد؟

00:12:24.080 --> 00:12:26.520
‫چارلی کلارا رو بیهوش از

00:12:26.760 --> 00:12:28.000
‫خونه تا کالسکه برد

00:12:28.400 --> 00:12:31.720
‫از این ردپاها هم چیز جدیدی عایدمون نمیشه

00:12:31.760 --> 00:12:34.640
‫اتفاقاً ردپاها به‌شدت گویا هستن

00:12:34.960 --> 00:12:38.280
‫میشه فهمید چرا آدم‌رباها
‫هیچ یادداشتی برای باج‌گیری نذاشتن

00:12:38.320 --> 00:12:41.000
‫میشه فهمید
چرا پیراهن سفر محبوب کلارا گم شده

00:12:41.040 --> 00:12:43.120
‫بعلاوه‌ی اینکه تأیید می‌کنن چارلی

00:12:43.360 --> 00:12:45.320
‫واقعاً یه هم‌دست توی عمارت داشته

00:12:45.360 --> 00:12:47.480
‫خب، این رد سُم‌ اسب‌های مفقودشده چی؟

00:12:48.640 --> 00:12:49.640
‫سیاهه

00:12:51.200 --> 00:12:52.600
‫با یه نشونه‌ی سفید روی پیشونیش

00:12:52.640 --> 00:12:54.440
‫یه خراش بزرگ هم
‫توی نعل سمت چپ جلوش داره

00:12:54.800 --> 00:12:56.760
‫اگه می‌دونستم کجا دنبالش بگردم
‫سه‌سوته به چشم میومد

00:12:56.840 --> 00:12:58.920
یا اگه ردی از درشکه پیدا کنیم

00:13:01.000 --> 00:13:02.440
‫تیکه‌تیکه‌اش کردن انداختن دور

00:13:02.800 --> 00:13:04.160
‫پس بقایاش کجاست؟

00:13:04.800 --> 00:13:06.680
‫توی لندن، اونقدرهام ساده نیست که

00:13:06.720 --> 00:13:08.520
‫بخوای یه کالسکه‌ی گرون‌قیمت رو
‫درب و داغون کنی و

00:13:08.560 --> 00:13:10.040
جلب توجه نکنی

00:13:10.080 --> 00:13:11.200
‫بخصوص اگه طرف

00:13:11.400 --> 00:13:13.200
‫کارش تخریب کالسکه نباشه

00:13:13.720 --> 00:13:15.440
‫مگه کسی هست که
‫کارش تخریب کالسکه باشه؟

00:13:18.320 --> 00:13:19.600
‫سؤال خوبیـه

00:13:19.800 --> 00:13:20.800
‫بله

00:13:21.400 --> 00:13:25.200
‫شاید به ظاهر
‫توی این پرونده دستی نداشته باشم،

00:13:25.200 --> 00:13:28.200
‫ولی می‌تونم با درایت پیش برم

00:13:28.480 --> 00:13:30.840
‫تا من میرم ببینم کالسکه‌ی گمشده‌ کجاست،

00:13:30.880 --> 00:13:33.920
‫شما برو مُرده یا زنده‌ی اسب‌های کالسکه رو پیدا کن

00:13:33.960 --> 00:13:36.320
‫به قول شما آمریکایی‌های خاص

00:13:36.360 --> 00:13:38.080
‫چطور می‌خوای توی شهری که
‫هر طرفش یه اسبـه،

00:13:38.120 --> 00:13:40.320
‫این دوتا اسب رو پیدا کنم؟

00:13:40.360 --> 00:13:41.560
‫خب، این کار در مقایسه با

00:13:41.600 --> 00:13:44.560
‫ادعای کاربلد بودنت واسه ردیابی کاری نداره

00:13:44.600 --> 00:13:47.200
‫خب، این لیست تموم اصطبل‌های

00:13:47.480 --> 00:13:49.320
‫قشنگ و بدنام ایست‌اِنده

00:13:49.360 --> 00:13:51.600
‫رد سُم ‫به همراه نشونه‌هاشون

00:13:51.760 --> 00:13:53.360
‫برای شناسایی جفت‌شون کافیـه

00:13:53.920 --> 00:13:56.640
‫این اسب‌های اصیل رو پیدا کن و
‫بیارشون به اون آدرسی که

00:13:56.680 --> 00:13:57.640
‫تهِ برگه نوشتم

00:13:57.680 --> 00:13:58.960
‫پس هفت‌زنگ چی؟

00:13:59.000 --> 00:14:00.360
‫یعنی میگی چارلی نرفته اونجا

00:14:00.400 --> 00:14:01.280
‫جشن بگیره؟

00:14:01.320 --> 00:14:04.800
‫چرا بیفتیم دنبال کالسکه،
‫وقتی می‌تونیم کالسکه‌چی رو پیدا کنیم؟

00:14:05.120 --> 00:14:07.280
‫اونقدرهام که فکر می‌کنی
‫بی‌احتیاط نیستم

00:14:07.920 --> 00:14:10.480
‫فقط یه بار می‌تونی
‫خودت رو به مشتری‌های جذاب

00:14:10.760 --> 00:14:13.000
‫هفت‌زنگ معرفی کنی،

00:14:13.040 --> 00:14:15.680
‫پس خودِ اسب‌ها به دزد اسب‌ ارجحیت دارن

00:14:16.440 --> 00:14:17.560
‫بیارشون به این آدرس تا

00:14:17.720 --> 00:14:19.400
‫دستورات بعدی رو خدمتت عرض کنم

00:14:24.000 --> 00:14:26.400
‫« خیابان بیکر، ساختمان ۲۲۱، واحد ب »

00:14:29.080 --> 00:14:30.400
‫« استپنی »

00:15:06.800 --> 00:15:09.720
‫« کارگاه ساخت کالسکه‌ی ویکتوریایی »

00:15:15.640 --> 00:15:18.000
‫امن و امانـه، قربان

00:15:24.400 --> 00:15:26.120
‫آقای هولمز

00:15:26.400 --> 00:15:28.360
‫راه گم کردید؟

00:15:28.400 --> 00:15:30.960
‫انقدر سریع باز کالسکه‌لازم شدید؟

00:15:31.160 --> 00:15:32.520
‫خیر، خیر، کلرنس

00:15:32.520 --> 00:15:34.800
‫فارغ از اصالت مشکوکش،

00:15:34.840 --> 00:15:37.920
‫تماماً از وسیله‌ی نقلیه‌ی فعلیم راضی هستم

00:15:37.920 --> 00:15:40.280
‫بله، قیمتش مناسب بود، نه، آقای هولمز؟

00:15:41.840 --> 00:15:44.680
‫معامله‌ی خوبی بود، شکی درش نیست

00:15:44.880 --> 00:15:46.080
‫تَر و فِرزه

00:15:46.120 --> 00:15:49.040
‫نه، من دنبال یه چیز کارآمدترم

00:15:50.600 --> 00:15:53.960
‫وای من قربونش برم!

00:15:54.000 --> 00:15:56.080
‫بله، خاطرتون هست این چند وقت
‫همچین کالسکه‌ای رو

00:15:56.120 --> 00:15:57.120
‫دیدید یا نه؟

00:15:58.960 --> 00:16:02.240
‫اگه می‌دیدم حتماً یادم می‌موند

00:16:02.280 --> 00:16:03.640
‫ببینید، من صرفاً به خاطر مهارت‌تون

00:16:03.680 --> 00:16:05.320
‫از شما خرید نمی‌کنم،

00:16:05.360 --> 00:16:07.920
‫ولی اون چرخِ یه کالسکه نیست!

00:16:10.280 --> 00:16:13.760
‫یعنی اصلاً متوجه نشدید قطعات رو
‫از استپنی دزدیدن و به سون‌اوکس آوردن؟

00:16:13.760 --> 00:16:17.720
‫نظر لطف شماست، جناب هولمز.
‫ولی خرید همچین وسیله‌ی نقلیه‌ای

00:16:17.760 --> 00:16:19.600
‫از توان مالی مشتری‌های بنده خارجـه

00:16:19.600 --> 00:16:21.600
‫البته، جز خودِ شما

00:16:21.640 --> 00:16:24.600
‫لازمـه برای اعلیاحضرت،

00:16:24.640 --> 00:16:26.680
‫ملکه‌ی پادشاهی متحد و

00:16:26.720 --> 00:16:28.600
‫شهبانوی هندوستان هم
‫استثنا قائل بشیم،

00:16:28.640 --> 00:16:31.560
‫یا سرکار قطعات کالسکه رو
‫به قصر می‌فروشید؟

00:16:31.960 --> 00:16:34.400
‫خب، اگه ایشون این رعیتِ حقیر رو
‫قابل بدونن و احضار کنن،

00:16:34.440 --> 00:16:36.800
‫باعث افتخاره باهاشون کار کنم

00:16:36.840 --> 00:16:38.280
‫بله، جالبـه

00:16:39.000 --> 00:16:42.800
‫این تابلوی چشم‌نواز تنها چیزیـه که

00:16:42.840 --> 00:16:43.840
‫اینجا با حرفه‌ی شما در تضاده

00:16:44.840 --> 00:16:48.640
‫بله، خب، خدا حفظشون کنه برای ما

00:16:49.160 --> 00:16:52.200
‫همین‌طوره، اون‌وقت چرا
‫نشونه‌ی وفاداریت رو

00:16:52.240 --> 00:16:54.440
‫روی این دیوار آویزون کردی؟

00:16:55.600 --> 00:16:58.720
‫صرفاً، این دیوار. جناب هولمز، خواهش می‌کنم

00:16:58.760 --> 00:17:00.680
‫اولاً که اون قسمت

00:17:02.360 --> 00:17:03.360
‫خصوصیـه

00:17:33.800 --> 00:17:37.280
‫بانوی جوان، این اسب پگاسوس اصیلـه که

00:17:37.480 --> 00:17:39.520
‫اگه به کالسکه‌ی درستی بسته بشه،

00:17:39.960 --> 00:17:41.960
‫حس پرواز بهت میده!

00:17:42.320 --> 00:17:45.080
‫ولی احتمالاً وسعت نمی‌رسه،

00:17:46.600 --> 00:17:49.000
‫نمی‌تونم از همچین اسبی دل بکَنم

00:17:50.680 --> 00:17:51.840
مگه اینکه بالای ۴۰ پوند گیرم بیاد

00:17:53.280 --> 00:17:54.280
‫میشه نازش کنم؟

00:17:54.440 --> 00:17:55.520
‫اجازه میده؟

00:17:55.960 --> 00:17:56.960
‫البته

00:17:57.680 --> 00:17:58.680
‫حیوون نجیبیـه

00:18:31.360 --> 00:18:34.480
‫اینجارو! اسبی که
‫سعی داشتید بهم قالب کنید

00:18:34.520 --> 00:18:35.920
مالِ سفیر آمریکاست

00:18:37.520 --> 00:18:39.160
‫گمونم سرِ همین هم
‫قیمتش پایین بیاد، نه؟

00:18:39.200 --> 00:18:40.240
‫اون یکی کجاست؟

00:18:40.280 --> 00:18:41.280
‫پگاسوس یه دوستی داشت

00:18:43.280 --> 00:18:47.600
‫بسیارخب، جناب. بنده اقرار می‌کنم
‫این وسیله‌ی نقلیه

00:18:47.960 --> 00:18:52.160
‫در نگاه اول به کالسکه‌ی
‫توی عکس‌تون شباهت داره، ولی...

00:18:52.560 --> 00:18:54.520
‫حروف روش چیـه؟ «کاف. هـ»

00:18:57.000 --> 00:19:00.280
‫خب، جناب هولمز،
‫اول اسم خودمـه دیگه

00:19:00.720 --> 00:19:03.800
‫‌خادمس حقیرِ شما، کلرنس هافپنی

00:19:04.080 --> 00:19:06.680
‫بله، ولی شبی که از
‫این کالسکه

00:19:06.720 --> 00:19:08.360
‫برای دزدیدن دختر سفیر آمریکا
‫استفاده شد

00:19:08.400 --> 00:19:09.960
‫کلرنس هافپی این کالسکه رو نَرونده بود

00:19:10.000 --> 00:19:12.200
‫بلکه چارلز چارلی هالروید بوده

00:19:13.280 --> 00:19:14.240
‫- دزدیده‌شده؟
‫- بله

00:19:14.280 --> 00:19:15.960
‫- دختر سفیر؟
‫- بله

00:19:16.240 --> 00:19:17.920
‫بابت داشتن این کالسکه هم،

00:19:18.120 --> 00:19:20.560
‫که جزو اموال مسروقه‌ست و
‫در راستای ارتکاب جرم استفاده شده،

00:19:20.720 --> 00:19:22.800
‫کلرنس‌خان، احتمالاً ‫یه چند سالی رو

00:19:22.840 --> 00:19:25.480
‫پشت میله‌های زندون ورم‌وود اسکرابز بگذرونی

00:19:25.520 --> 00:19:27.320
‫صبر کنید، شما که می‌دونید

00:19:27.360 --> 00:19:28.840
‫اگه می‌دونستم ‫این کالسکه دزدیـه،

00:19:28.880 --> 00:19:30.320
‫حتی سمتش نمی‌رفتم

00:19:31.120 --> 00:19:33.680
حرف‌هاتو نگه دار واسه یه قاضی منصف

00:19:34.080 --> 00:19:36.760
‫مگر اینکه بخوای بهم بگی کجا

00:19:36.800 --> 00:19:38.520
فروشنده‌اش رو دیدی

00:19:41.240 --> 00:19:42.240
‫- اجازه هست؟
‫- اختیار دارید

00:19:44.160 --> 00:19:45.160
‫خب،

00:19:47.920 --> 00:19:50.760
‫متأسفانه باید بگم که
‫توی یه میخونه بود

00:19:51.640 --> 00:19:53.000
‫هفت‌زنگ استپنی

00:19:53.520 --> 00:19:56.280
‫خب، جناب هولمز،
‫به همون اندازه‌ای که ازتون تعریف می‌کنن

00:19:56.320 --> 00:19:58.280
‫تو کارِتون مهارت دارید

00:19:58.320 --> 00:19:59.240
‫بله

00:19:59.280 --> 00:20:02.360
‫چارلی سعی نداشت
‫بهتون جواهرات بفروشه؟

00:20:02.720 --> 00:20:04.720
‫از کجا فهمیدید قصد داشت
‫بهم جواهرات بفروشه؟

00:20:04.760 --> 00:20:05.760
‫خریدیدشون؟

00:20:06.280 --> 00:20:07.520
‫خیر، سرکار. نخریدم

00:20:09.120 --> 00:20:10.840
‫حتی اگه می‌خواستم که نخواستم هم

00:20:10.880 --> 00:20:12.040
‫وُسعم نمی‌رسه همچین زمرد بزرگی رو بخرم

00:20:12.080 --> 00:20:14.400
‫بعلاوه، دوست شما، اون کالسکه‌چی،

00:20:14.440 --> 00:20:15.600
‫دل نداشت جواهراتش رو

00:20:15.640 --> 00:20:17.160
‫کمتر از ۲۰ هزار دلار بفروشه

00:20:18.200 --> 00:20:20.080
‫خب، ارزش واقعی‌شون
‫خیلی بیشتر از اینهاست

00:20:20.360 --> 00:20:22.280
‫حتی پولِ یک پنجمش رو هم ندارم

00:20:22.640 --> 00:20:23.800
‫ولی کالسکه رو که خریدید

00:20:24.560 --> 00:20:25.480
‫بله، جناب

00:20:25.520 --> 00:20:26.840
‫بدبختی من همینـه

00:20:27.400 --> 00:20:29.760
‫حالا اگه اشتباه نکنم
‫ششصد دلار ضرر کردم،

00:20:29.800 --> 00:20:31.520
‫چون صددرصد می‌خواید پسش بگیرید، درستـه؟

00:20:31.560 --> 00:20:32.560
‫بله، متأسفانه

00:20:32.680 --> 00:20:34.720
‫با عرض تأسف،
‫یکی از دردسرهای کار شماست

00:20:34.760 --> 00:20:36.960
‫تا سؤال بعدی‌تون رو مطرح نکردید، جناب هولمز

00:20:37.000 --> 00:20:39.360
‫روحمم خبر نداره
‫اون دزدِ بی‌وجدان کجا رفته

00:20:39.760 --> 00:20:41.560
‫خب، شاید ندونی کجا رفته

00:20:41.600 --> 00:20:43.280
‫ولی همین الان گفتید مسیرش کدوم‌وَریـه

00:20:43.320 --> 00:20:44.800
‫به خاطرش هم تا ابد مدیونتونم

00:20:44.840 --> 00:20:45.200
‫جداً؟

00:20:45.240 --> 00:20:46.240
‫آخ

00:20:50.080 --> 00:20:53.000
‫اینجارو

00:20:54.920 --> 00:20:56.440
‫مال ما نیست، جناب هولمز

00:20:56.840 --> 00:21:00.920
‫ولی اگه به‌نحوی کمکم کنید
‫سر این کالسکه ضرر نکنم،

00:21:01.520 --> 00:21:05.400
‫این پیچ اصلاً باشه مال خودتون. خوبـه؟

00:21:07.200 --> 00:21:08.840
‫پس تولید شما نیست

00:21:10.160 --> 00:21:12.400
‫پس از کجا اومده؟

00:21:14.360 --> 00:21:16.360
‫اسب‌ها رو بده، برو بالا و

00:21:16.400 --> 00:21:17.800
‫فالگیر رو ببین

00:21:17.840 --> 00:21:19.040
‫زود باش

00:21:19.040 --> 00:21:21.320
‫به من گفتن که واسه دستور‌العمل‌های بعدی

00:21:21.360 --> 00:21:22.680
‫به این آدرس بیام

00:21:22.680 --> 00:21:24.720
‫همین الان بهت گفتم چیکار کنی

00:21:24.720 --> 00:21:26.360
‫یالا، اسبت رو بده من

00:21:26.680 --> 00:21:27.880
‫باشه

00:21:29.320 --> 00:21:30.720
‫برو بالا

00:21:31.280 --> 00:21:32.280
‫از اینجا؟

00:21:32.320 --> 00:21:33.440
‫آره، از همونجا

00:21:33.440 --> 00:21:34.360
‫برو

00:21:34.680 --> 00:21:36.080
‫« احضار روح »
‫«گفت‌وگو با عزیزِ ازدست‌رفته‌ی خود »

00:21:36.080 --> 00:21:39.200
‫لطفاً از این طرف بیاید، خانم روهاس

00:21:39.240 --> 00:21:40.840
‫احتمالاً انتظار نداشتید

00:21:40.880 --> 00:21:43.360
‫امروز با مُردگان صحبت کنید، مگه نه؟

00:21:44.440 --> 00:21:45.960
‫نه

00:21:50.440 --> 00:21:51.680
‫من اینجا اومدم که...

00:21:51.720 --> 00:21:53.280
‫نیازی به گفتن نیست

00:21:53.840 --> 00:21:55.160
‫خودم می‌دونم

00:21:55.840 --> 00:21:56.920
‫خداحافظ، خانم روهاس

00:22:11.440 --> 00:22:14.520
‫حسابی غافلگیر شدیم، مگه نه؟

00:22:18.280 --> 00:22:19.800
‫نمی‌تونی منو اینجا حبس کنی

00:22:19.960 --> 00:22:21.440
‫دیگه کار از کار گذشته

00:22:23.040 --> 00:22:25.640
‫شاید در منزلگاه ملعونین

00:22:25.640 --> 00:22:28.000
‫دیگه به تو اعتماد نکنن

00:22:30.040 --> 00:22:31.640
‫با شرلوک هولمز چیکار کردی؟

00:22:31.640 --> 00:22:33.800
‫- کی؟
‫- شرلوک هولمز

00:22:33.800 --> 00:22:35.360
‫این ساعت اونـه

00:22:35.720 --> 00:22:37.080
‫بگو شرلوک کجاست،

00:22:37.120 --> 00:22:39.320
‫وگرنه میام اونجا و
‫سرت رو از تنت جدا می‌کنم

00:22:45.000 --> 00:22:46.200
‫مراقب باش

00:22:46.680 --> 00:22:48.640
‫نمی‌خوام دندون‌هامو از دست بدم

00:22:57.280 --> 00:22:59.320
‫زهره‌ترکم کردی

00:22:59.320 --> 00:23:01.040
‫فکر کردم بلایی سرت اومده

00:23:01.360 --> 00:23:04.080
‫خب، تغییر چهره فقط برای مجرمین نیست

00:23:04.120 --> 00:23:06.280
‫برای کارآگاه‌ها هم حیاتیـه

00:23:06.440 --> 00:23:08.800
‫به عنوان قدرتی برای کشف حقیقت

00:23:08.840 --> 00:23:11.360
‫تو بخاطر چهره و لباست

00:23:11.360 --> 00:23:15.360
‫توسط بازرس دستگیر شدی

00:23:15.960 --> 00:23:18.320
‫چون از دستورات دقیقِ من سرپیچی کردی

00:23:18.360 --> 00:23:20.640
‫وقتی که گفتم پیش
‫خدمتکارها و طبقه‌ی بالا بمون

00:23:20.640 --> 00:23:23.280
‫حالا خواستم با این ظاهر یکم اذیتت کنم

00:23:24.680 --> 00:23:27.320
‫هر چند از اینکه نگرانم شدی
‫واقعاً احساساتی شدم

00:23:28.160 --> 00:23:29.280
‫باشه

00:23:29.280 --> 00:23:31.280
‫این دفعه رو گولم زدی

00:23:31.920 --> 00:23:33.840
‫خب، اگه قرار باشه
‫کارآگاه مخفی باشم،

00:23:33.840 --> 00:23:35.840
‫باید کل دنیا رو گول بزنم

00:23:36.360 --> 00:23:38.760
‫برای مثال، این ظاهر بهم کمک کرده تا

00:23:38.800 --> 00:23:41.960
‫بدون اینکه کسی منو بشناسه
‫به چندین مغازه‌ی گروبرداری برم

00:23:42.000 --> 00:23:45.520
‫این اجازه رو به من دادن تا ظنّ خودم
‫در مورد جواهرات گمشده رو تأیید کنم

00:23:45.520 --> 00:23:47.720
‫ولی چرا باید با یه ظاهر ناشناس بری؟

00:23:49.440 --> 00:23:50.440
‫خب...

00:23:54.240 --> 00:23:57.280
‫اگه قراره کمکم کنی، امیلیا،

00:23:57.320 --> 00:23:59.080
‫پس باید هر چقدر که می‌تونی
‫از میزان خطراتی که

00:23:59.080 --> 00:24:00.920
‫پیش‌روی توئه آگاه باشی،

00:24:02.320 --> 00:24:05.720
‫باید یه رازی رو باهات در میون بذارم،

00:24:05.760 --> 00:24:09.720
‫رازی که باید بهم قول بدی
‫هرگز با کسی به اشتراک نمی‌ذاری

00:24:09.880 --> 00:24:11.680
‫به عنوان دخترتون بهتون قول میدم

00:24:12.160 --> 00:24:13.800
‫دختر احتمالی!

00:24:13.840 --> 00:24:16.120
‫حالا، همون‌طوری که قبل‌تر اشاره کردم،

00:24:16.160 --> 00:24:19.280
‫کلارا اندرسون اولین آدمربایی‌‌ای نیست که

00:24:19.320 --> 00:24:20.920
‫توجه منو جلب کرده

00:24:21.520 --> 00:24:23.960
‫داری راجع‌به پسر سفیر ایتالیا
‫صحبت می‌کنی؟

00:24:24.000 --> 00:24:25.320
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه

00:24:25.360 --> 00:24:27.880
‫روبرتو رو آزاد کردن

00:24:27.880 --> 00:24:31.200
‫برخلاف دوست عزیزم، دکتر واتسون و

00:24:31.240 --> 00:24:32.640
‫مستخدمم، خانم هادسون که

00:24:32.640 --> 00:24:35.240
‫دو هفته‌ی پیش ربوده شدن

00:24:36.040 --> 00:24:37.880
‫همچنین خدمتکارم

00:24:38.920 --> 00:24:40.440
‫همونی که توی رودخونه پیداش کردن

00:24:40.480 --> 00:24:41.440
‫بله

00:24:41.480 --> 00:24:43.080
‫متأسفانه تقصیر منـه

00:24:43.280 --> 00:24:45.200
‫اشتباه مهلکی کردم و دنبالش گشتم

00:24:45.200 --> 00:24:47.120
‫در حالی که بهم هشدار داده بودن که

00:24:47.120 --> 00:24:49.160
‫اگه ببینن دارم
‫در مورد آدمربایی تحقیقاتی می‌کنم،

00:24:49.160 --> 00:24:53.280
‫گروگان‌ها رو می‌کشن.
‫به همین خاطر اون دختر بیچاره رو

00:24:53.320 --> 00:24:54.640
‫توی رودخونه غرق کردن،
‫اما قبلش...

00:24:54.680 --> 00:24:58.440
‫انگشتش رو قطع کردن
‫که بعدها توی یه جامدادی

00:24:58.440 --> 00:25:03.600
‫اون رو تحویلم دادن.
‫وقتی این گروه پست از دزدها و

00:25:03.600 --> 00:25:06.680
‫قاتل‌ها جنایاتی مرتکب می‌شن که
‫دخالت من توی پرونده رو ممنوع می‌کنن،

00:25:06.680 --> 00:25:08.240
‫یه نشونه به جا می‌ذارن و

00:25:08.240 --> 00:25:10.840
‫مجبورم می‌کنن تا بدون هیچ توضیحی برم

00:25:11.640 --> 00:25:15.360
‫در غیر این صورت واتسون
‫یا خانم هادسون ممکنه بمیرن

00:25:15.360 --> 00:25:18.960
‫پس این اون اتفاقی بود که
‫توی خونه‌ی سفیر اندرسون افتاد

00:25:18.960 --> 00:25:21.120
‫یه نشونه‌ای پیدا کردی که مجبورت کرد

00:25:21.120 --> 00:25:26.280
‫- از پیگیری ماجرا عقب بکشی
‫- بله، منم همین کارو کردم.

00:25:27.240 --> 00:25:28.440
‫ولی با این حال باور دارم که

00:25:28.440 --> 00:25:31.080
‫اگه پرونده‌ی مفقودی کلارا رو حل کنیم،

00:25:31.120 --> 00:25:32.960
‫ممکنه دوستان من هم پیدا کنیم و

00:25:33.000 --> 00:25:35.120
‫یه ترتیبی بدم که بتونم از

00:25:35.160 --> 00:25:39.960
‫چارلیِ درشکه‌چی سؤالاتی بپرسم،
‫خب، خودت متوجه‌ی منظورم میشی دیگه

00:25:40.000 --> 00:25:45.000
‫زندگی چندین نفر به ما بستگی داره،
‫اما سرنخ‌های بسیار مهمی داریم

00:25:45.040 --> 00:25:47.000
‫که باید ازشون سر دربیاریم،
‫اما از همه مهم‌تر...

00:25:47.000 --> 00:25:51.080
‫- جواهرات گمشده
‫- بله، اگه گفتی چرا انقدر مهم هستن؟

00:25:51.120 --> 00:25:53.000
‫چون چرا باید کلارا رو بدزدی،
‫وقتی از قبل باجی که قراره بگیری رو

00:25:53.040 --> 00:25:54.400
‫با خودت برداشتی؟

00:25:55.640 --> 00:25:59.400
‫دست مریزاد، واقعاً دست مریزاد

00:25:59.600 --> 00:26:02.280
‫ترشی نخوری کارآگاه خوبی میشی

00:26:02.320 --> 00:26:05.280
‫زبدگی خودت توی ردزنی رو ثابت کردی

00:26:05.320 --> 00:26:09.760
‫- چقدر گیر چارلی اومد؟
‫- چهل دلار به ازای هر اسب

00:26:10.320 --> 00:26:14.440
‫ولی ارزش‌شون خیلی بیشتر بود.
‫این اطلاعات شک من رو...

00:26:14.480 --> 00:26:16.720
‫به یقین تبدیل می‌کنه

00:26:17.360 --> 00:26:18.920
‫قدم بعدی چیـه؟

00:26:20.520 --> 00:26:21.880
‫یکی از اسب‌هایی که پس گرفتی رو

00:26:21.880 --> 00:26:24.200
‫با خودت ببر و مستقیماً برو به

00:26:24.240 --> 00:26:27.840
‫هفت‌زنگ توی استپنی.
‫شنیدم صاحب اونجا

00:26:27.840 --> 00:26:30.360
‫- دنبال یه متصدی خانم می‌گرده.
‫- متصدی خانم؟

00:26:30.400 --> 00:26:34.560
‫فرصت‌های شغلی کمی
‫برای دختران جوان

00:26:34.600 --> 00:26:36.520
‫توی نوشیدنی‌فروشی‌ها وجود داره،
‫مگه اینکه بخواهی نقش یه

00:26:36.560 --> 00:26:39.680
‫- ولگرد خیابونیِ بی‌بند و بار رو بازی کنی
‫- نه، خیلی ممنون

00:26:39.720 --> 00:26:44.080
‫حالا اینو بگیر

00:26:45.160 --> 00:26:48.280
‫- یه لیست دیگه!
‫- کارگاه‌های تازه‌تأسیسی که

00:26:48.320 --> 00:26:51.520
‫نجار و چوبکار استخدام می‌کنن
‫اصول اولیه‌ی ساخت

00:26:51.520 --> 00:26:56.240
‫میخ و پیچ رو آموزش میدن.
‫ولی این یکی ذهنم رو درگیر کرده.

00:26:56.280 --> 00:27:00.000
‫ببین می‌تونی بفهمی ساخت کجاست و
‫به چه مقصودی ساخته شده؟

00:27:02.520 --> 00:27:05.520
‫کار از این کوچیک‌تر پیدا نکردی بهم بسپری؟

00:27:05.840 --> 00:27:08.720
‫چه ذره‌ای شن باشه،
‫چه مقداری خاکستر،

00:27:08.720 --> 00:27:13.040
‫هرگز یه مدرک رو
‫بخاطر اندازه‌اش دست‌کم نگیر

00:27:13.040 --> 00:27:15.320
‫برای حل پرونده‌ی مادرت،
‫باید توی تمامی مهارت‌ها...

00:27:15.360 --> 00:27:17.040
‫به درجه‌ی استادی برسی

00:27:17.080 --> 00:27:20.080
‫« یک: توی هفت‌زنگ دنبال چارلی بگرد »
‫« دو: از معمای پیچ سر دربیار »

00:27:24.440 --> 00:27:26.520
‫مشتری‌های من هر ثانیه...

00:27:26.520 --> 00:27:27.960
‫نوشیدنی دست نمی‌گیرن.
‫اینجوری شکم‌شون فکر می‌کنه که

00:27:27.960 --> 00:27:29.840
‫یکی گلوشون رو بریده.

00:27:29.840 --> 00:27:33.360
‫- مطمئنی قبلاً توی مِیخونه کار کردی؟
‫- آره، خیلی

00:27:34.920 --> 00:27:36.640
‫دو شیلینگ بابت هر شیفت بهت میدم

00:27:36.680 --> 00:27:39.440
‫اگه کارت خوب بود،
‫می‌تونی بمونی. بیا.

00:27:40.680 --> 00:27:42.920
‫من دیگه باید برم.
‫جام‌هاتون رو نیاز دارم.

00:27:42.960 --> 00:27:44.920
‫تا جام‌ها رو ندید نمی‌تونم نوشیدنی بیارم

00:27:45.280 --> 00:27:47.360
‫اینو بپوش وگرنه لباست رو به گند می‌کشی

00:28:04.440 --> 00:28:06.240
‫این آقا رو می‌شناسی؟

00:28:14.040 --> 00:28:16.640
‫این آقا رو می‌شناسید؟ اسمش چارلیـه

00:28:20.880 --> 00:28:22.520
‫چارلی هولرید

00:28:22.560 --> 00:28:25.040
‫اگه به ازای هر دختری که توی این
‫میخونه‌ست ده شیلینگ گیرم می‌اومد،

00:28:25.040 --> 00:28:26.640
‫راجع‌به طلاهاش حرف میزد و

00:28:26.680 --> 00:28:28.400
‫همه‌ی دخترها گولش رو می‌خوردن

00:28:28.480 --> 00:28:29.640
‫نگو تو هم گولش رو خوردی؟

00:28:29.680 --> 00:28:30.680
‫نه

00:28:31.480 --> 00:28:33.880
‫یکی از دوست‌های دخترم رو
‫توی بد دردسری انداخته

00:28:34.400 --> 00:28:35.920
‫می‌دونی کجا می‌تونم چارلی رو پیدا کنم؟

00:28:36.080 --> 00:28:37.320
‫نه

00:28:38.080 --> 00:28:40.520
‫به همه‌ی دخترها می‌گفت
‫خیلی بهش وابسته نشن

00:28:40.520 --> 00:28:41.760
‫چرا؟

00:28:41.800 --> 00:28:44.000
‫تو نخ یه دختر پولدار بود، مگه نه؟

00:28:44.160 --> 00:28:46.000
‫این دختر پولدار اسمی هم داره؟

00:28:46.040 --> 00:28:47.160
‫مطمئناً داره

00:28:47.200 --> 00:28:49.360
‫ولی چارلی به من چیزی نمی‌گفت

00:28:49.640 --> 00:28:52.080
‫فقط می‌گفت اختلاف سنی زیادی دارن

00:28:52.120 --> 00:28:53.000
‫روثی!

00:28:53.000 --> 00:28:54.080
‫خیلی‌خب!

00:28:54.360 --> 00:28:56.160
‫که البته اینو می‌دونستم

00:28:56.320 --> 00:28:57.640
‫چارلی مشکلی با این چیزها نداره

00:29:03.040 --> 00:29:04.280
‫ببخشید

00:29:04.920 --> 00:29:07.040
‫این پیچ براتون آشنا نیست؟

00:29:09.040 --> 00:29:12.120
‫ببخشید، این مدل پیچ رو می‌شناسید؟

00:29:12.600 --> 00:29:15.920
‫احیاناً این پیچ رو می‌شناسید؟

00:29:16.720 --> 00:29:18.960
‫چند سکه پول خرد میدی؟

00:29:23.080 --> 00:29:25.000
‫متأسفانه فقط همین‌ها رو دارم

00:29:25.160 --> 00:29:27.040
‫خیلی لطف کردید، خانم

00:29:27.120 --> 00:29:29.960
‫ببخشید، شما احیاناً نجارید؟

00:29:30.000 --> 00:29:31.480
‫قدیم‌ها بودم

00:29:31.520 --> 00:29:33.080
‫ولی از کجا فهمیدی؟

00:29:33.120 --> 00:29:34.800
‫اوه، البته

00:29:34.840 --> 00:29:37.040
‫یه زمانی اگه یک یا دوتا از
‫انگشت‌هات رو قطع کرده بودی،

00:29:37.080 --> 00:29:39.560
‫تو رو یه چوبکارِ حرفه‌ای می‌دونستن

00:29:39.600 --> 00:29:42.200
‫این پیچ براتون آشنا نیست؟

00:29:43.120 --> 00:29:45.720
‫این پیچِ بخصوص متعلق به

00:29:45.720 --> 00:29:47.560
‫شرکت تابوت‌سازی وِدِرسیـه

00:29:47.600 --> 00:29:51.400
‫نزدیک اسکله‌ی لندن،
‫جایی که قبلاً بابام کار می‌کرد

00:29:51.880 --> 00:29:54.400
‫اگه سراغ پیچ‌های تابوت بگردی،

00:29:54.480 --> 00:29:57.160
‫یه همچین چیزی رو پیدا می‌کنی

00:30:05.960 --> 00:30:09.240
‫« شرکت تابوت‌سازی ودرسی »

00:30:16.680 --> 00:30:17.760
‫چارلی

00:30:28.200 --> 00:30:29.400
‫سلام

00:30:30.720 --> 00:30:31.800
‫اوه، تو رو می‌شناسم!

00:30:31.800 --> 00:30:32.840
‫بازم تو!

00:30:32.840 --> 00:30:34.280
‫تمام شب رو داشتم اینجا کار می‌کردم

00:30:34.280 --> 00:30:35.400
‫نه بابا؟

00:30:35.440 --> 00:30:37.160
‫می‌دونستم یه کلکی تو کارت هست

00:30:37.200 --> 00:30:38.920
‫خیلی‌خب، هشدارهام رو دادم

00:30:38.920 --> 00:30:40.080
‫خواهش می‌کنم!

00:30:41.720 --> 00:30:42.920
‫این کلارا اندرسونـه،

00:30:42.960 --> 00:30:44.520
‫دختر سفیر آمریکا

00:30:44.560 --> 00:30:46.600
‫شبی که ما واسه اولین بار
‫همدیگه رو دیدیم ربوده شد

00:30:46.600 --> 00:30:48.920
‫سربازرس امروز صبح بهمون گفت

00:30:48.920 --> 00:30:51.600
‫درشکه‌چی سفیر مظنون آدمرباییـه و

00:30:51.640 --> 00:30:53.480
‫همین الان دیدم رفت داخل
‫اون کارخونه‌ی تابوت‌سازی

00:30:53.920 --> 00:30:55.440
‫واقعاً؟

00:30:56.960 --> 00:30:59.320
‫تو برو حواست به اون پشت باشه

00:30:59.360 --> 00:31:01.640
‫منم یه سر تا کلانتری میرم و
‫نیروهای کمکی میارم

00:31:01.920 --> 00:31:03.960
‫حوالی طلوع آفتاب خودم رو می‌رسونم

00:31:04.040 --> 00:31:05.160
‫و خانم...

00:31:05.160 --> 00:31:06.240
‫بله

00:31:06.720 --> 00:31:08.520
‫اگه داری منو دست میندازی،

00:31:08.520 --> 00:31:10.080
‫بدون اگه بگیرم انقدر آب‌خنک می‌خوری که

00:31:10.120 --> 00:31:11.960
‫رنگ روز رو از یاد ببری

00:31:12.480 --> 00:31:13.560
‫قبولـه

00:31:37.240 --> 00:31:39.640
‫تخم‌مرغ رو باب سلیقه‌تون آماده کردم، قربان

00:31:40.160 --> 00:31:42.240
‫همون‌طور که خواسته بودید
‫براتون زود سرو کردم

00:31:42.280 --> 00:31:43.840
‫از اونجایی که زود باید بریم

00:31:43.880 --> 00:31:45.160
‫خدمتکار جدیدم کجاست؟

00:31:45.360 --> 00:31:47.880
‫خانم رهاس هنوز برنگشتن

00:31:49.320 --> 00:31:50.800
‫کلید اتاقش رو برام بیارید

00:31:50.800 --> 00:31:53.520
‫قربان، این کارِ درستیـه؟

00:31:54.360 --> 00:31:55.600
‫ببخشید؟

00:31:55.600 --> 00:31:58.400
‫می‌دونم ایشون
‫یه دختر خارجیِ بی‌تجربه‌ست

00:31:58.440 --> 00:32:00.000
‫اما ورود به حریم شخصی...

00:32:00.000 --> 00:32:02.240
‫ببینید، آقای هلیگن

00:32:03.240 --> 00:32:05.200
‫جون این دختر خارجی ممکنه در خطر باشه و

00:32:05.200 --> 00:32:07.960
‫می‌خوام ببینم می‌تونم بفهمم کجاست یا نه

00:32:08.000 --> 00:32:09.240
‫حالا قانع شدید؟

00:32:09.280 --> 00:32:11.720
‫یا باید درخواستم رو مکتوب اعلام کنم؟

00:32:18.880 --> 00:32:20.000
‫دیگه مرخصید

00:32:20.520 --> 00:32:24.160
‫برید برای سفرمون
‫توی کالسکه‌ی سفیر آماده شید

00:32:51.120 --> 00:32:52.960
‫« غرب وحشیِ بوفالو بیل »
‫« خشم بوفالو بیل از پرونده‌ی ناتمام قتل یک زن »

00:32:53.760 --> 00:32:55.600
‫بدک نیست

00:33:21.440 --> 00:33:22.440
‫« ودرسی »

00:33:22.680 --> 00:33:24.320
‫چقدر طول می‌کشه تا برسن؟

00:33:25.240 --> 00:33:26.880
‫هر چقدر که می‌تونی وقت بخر، رفیق

00:33:27.120 --> 00:33:30.080
‫زنده بیرون آوردن این گروگان‌ها
‫اون هم عجولانه کار سختیـه

00:33:30.080 --> 00:33:31.680
‫ولی یه کاریش می‌کنیم

00:33:41.960 --> 00:33:43.720
‫اون جواهرات رو می‌خوام، چارلی

00:33:43.920 --> 00:33:45.040
‫نه، قرار بود اونا دست خودم باشه تا...

00:33:45.040 --> 00:33:46.240
‫قرارمون عوض شد

00:33:46.240 --> 00:33:48.240
‫بهم خبر دادن پلیس‌ها قراره بیان

00:33:48.560 --> 00:33:49.920
‫همین الان بده بیان

00:33:55.240 --> 00:33:56.360
‫همه‌اش همونجاست

00:33:56.400 --> 00:33:57.720
‫بهتره که باشه

00:33:57.760 --> 00:33:59.680
‫زندانی‌ها رو کجا می‌بریم؟

00:34:00.200 --> 00:34:03.040
‫واتسون و خدمتکاره با ما میان

00:34:03.560 --> 00:34:05.680
‫دختره با تو میاد

00:34:05.920 --> 00:34:08.080
‫اینجا رو آتیش بزن تا حواس پلیس پرت شه

00:34:08.120 --> 00:34:09.840
‫بعدش دست‌های و دهن

00:34:09.840 --> 00:34:11.320
‫دختر سفیر رو باز کن و

00:34:11.360 --> 00:34:13.240
‫دختره رو نزدیک خونه‌مون پیاده کن و

00:34:13.280 --> 00:34:15.200
‫بعدش بزن به چاک و

00:34:15.240 --> 00:34:16.960
‫حسابی از لندن دور شو، پسرجون

00:34:16.960 --> 00:34:19.200
‫هیچکس نباید با تو دیده باشه، فهمیدی؟

00:34:19.200 --> 00:34:20.680
‫کلارا رو ببرم خونه؟

00:34:20.720 --> 00:34:21.920
‫یعنی چی؟

00:34:22.240 --> 00:34:23.120
‫فکر می‌کردم قراره...

00:34:23.120 --> 00:34:24.720
‫جواهرات رو گرفتیم!

00:34:25.360 --> 00:34:27.160
‫سفیر هم داره کلیدها رو تحویل میده،

00:34:27.200 --> 00:34:29.200
‫پس دخترش رو باید برگردونیم

00:34:29.720 --> 00:34:31.640
‫اگه وقتی برمی‌گردم و
‫پشت‌سرم رو نگاه می‌کنم

00:34:31.680 --> 00:34:33.880
‫شعله‌های آتیش رو نبینم،

00:34:34.760 --> 00:34:36.320
‫از کرده‌ی خودت پشیمون میشی

00:34:42.560 --> 00:34:43.560
‫چارلی!

00:34:44.000 --> 00:34:45.320
‫راه بیفت!

00:35:04.520 --> 00:35:06.240
‫دوتا تابوت؟

00:35:24.360 --> 00:35:25.480
‫برو حیوون!

00:35:53.360 --> 00:35:54.480
‫پاشو

00:35:54.520 --> 00:35:55.600
‫بیا

00:36:02.040 --> 00:36:03.240
‫سوار شو!

00:36:14.640 --> 00:36:16.600
‫بگیرش، بازرس!

00:36:17.160 --> 00:36:19.120
‫دختر سفیر کجاست؟

00:36:20.280 --> 00:36:22.360
‫یالا، پیداش کنید

00:36:30.120 --> 00:36:32.160
‫وقتی سوار اسب بودم و
‫آقای هلیگن رو دیدم که

00:36:32.200 --> 00:36:34.680
‫سوار درشکه‌ی سفیره،
‫می‌دونستم تو هم اینجایی

00:36:35.040 --> 00:36:36.640
‫چطور فهمیدی کجام؟

00:36:36.680 --> 00:36:37.600
‫نمی‌دونستم کجایی

00:36:37.640 --> 00:36:39.800
‫اومده بودم جلوی چارلی رو بگیرم
‫قبل از اینکه اون و کلارا

00:36:39.840 --> 00:36:42.560
‫سوار آخرین کشتی به مقصد آمریکا

00:36:42.600 --> 00:36:44.200
‫توی دو روز آینده بشن

00:36:44.320 --> 00:36:48.840
‫حدس زدی چارلی قراره
‫کلارا رو آمریکا ببره؟

00:36:48.840 --> 00:36:50.240
‫هیچوقت حدس نمی‌زنم

00:36:50.280 --> 00:36:52.800
‫چارلی عجله داشت تا
‫جواهرات و اسب‌های

00:36:52.800 --> 00:36:55.920
‫سفیر رو بفروشه،
‫ولی در ازای دلار، نه پوند و

00:36:56.000 --> 00:36:58.600
‫دلار هم ارز این کشور نیست

00:36:58.640 --> 00:36:59.840
‫دل نداشت جواهراتش رو

00:36:59.840 --> 00:37:01.360
‫کمتر از ۲۰ هزار دلار بفروشه

00:37:01.360 --> 00:37:03.640
‫خواهش می‌کنم به والدینم نگید

00:37:03.680 --> 00:37:06.480
‫نگم چطور نقشه‌ی آدمربایی خودت رو کشیدی و

00:37:06.480 --> 00:37:08.200
‫جواهرات مادرت رو دزدیدی؟

00:37:08.240 --> 00:37:11.160
‫چطور پنجره‌ی اتاق والدینت رو باز کردی

00:37:11.200 --> 00:37:13.560
‫تا انقدری سردشون بشه که
‫درخواستِ کیسه‌ی آب داغ کنن

00:37:13.600 --> 00:37:15.760
‫تا چارلی مخلوط افیون رو
‫توی شکلات داغ قاتی کنه و

00:37:15.760 --> 00:37:17.440
‫ما رو از بو دور کنه

00:37:17.480 --> 00:37:20.840
‫همون‌طوری که اشاره کرده بودم،
‫چارلی یه همدست

00:37:20.880 --> 00:37:23.000
‫توی خونه داشت و کلارا همدستش بود

00:37:24.680 --> 00:37:28.040
‫ولی یکی به من گفته که
‫بین چارلی و دوست‌دختر پولدارش

00:37:28.080 --> 00:37:30.240
‫اختلاف سنی زیادی هست

00:37:30.280 --> 00:37:34.560
‫آره، چارلی ۳۲ سالشـه و کلارا ۱۷

00:37:35.480 --> 00:37:37.720
‫حالا اتفاقی که برات میفته
‫به این بستگی داره که

00:37:37.720 --> 00:37:39.640
‫بتونی حقیقت رو بگی یا نه

00:37:39.720 --> 00:37:41.640
‫کس دیگه‌ای هم توی کارخونه‌ی تابوت‌سازی

00:37:41.640 --> 00:37:43.360
‫گروگان گرفتن یا نه؟

00:37:43.400 --> 00:37:45.680
‫بله، آقای هولمز. یه آقا با خانمش

00:37:45.680 --> 00:37:47.960
‫البته هرگز صداشون رو نشنیدم

00:37:48.000 --> 00:37:50.080
‫پس از کجا حدس می‌زنی که
‫زن و شوهر بودن؟

00:37:50.120 --> 00:37:52.480
‫چون وقتی دزدها واسه دیدن آزمایشگاه

00:37:52.520 --> 00:37:54.400
‫اونا رو از تابوت بیرون آوردن،

00:37:54.440 --> 00:37:57.040
‫به اسم «دکتر» و «خانم» صداشون زدن

00:37:58.600 --> 00:37:59.840
‫چه فاجعه‌ای

00:38:01.000 --> 00:38:03.200
‫چطور مغزت به این

00:38:03.240 --> 00:38:05.520
‫دزدی مضحک خطور کرد؟

00:38:05.520 --> 00:38:07.280
‫ایده‌ی چارلی بود

00:38:07.320 --> 00:38:09.080
‫می‌دونست والدینم هرگز با

00:38:09.080 --> 00:38:11.960
‫رابطه‌ی ما دوتا موافقت نمی‌کنن،
‫نه بخاطر اختلاف سنی چارلی با من،

00:38:12.000 --> 00:38:14.280
‫بخاطر طبقه‌ی اجتماعی چارلی و

00:38:14.280 --> 00:38:16.800
‫قرار نبود این اتفاقات تا ماه آینده بیفته،

00:38:16.840 --> 00:38:18.920
‫ولی چارلی یهو می‌خواست زود
‫کار رو تموم کنه و مرغش یه پا داشت

00:38:18.960 --> 00:38:20.320
‫ازم خواهش کرد باهاش برم

00:38:20.320 --> 00:38:23.400
‫می‌گفت جونش در خطره و
‫فقط ازم خواست تا

00:38:23.400 --> 00:38:25.280
‫جواهرات رو بردارم تا
‫یه سرمایه‌ای داشته باشیم

00:38:25.280 --> 00:38:27.440
‫تا وقتی ازدواج کردیم بتونیم زندگی کنیم

00:38:27.840 --> 00:38:29.600
‫جواهرات بیمه شدن، آقای هولمز

00:38:29.600 --> 00:38:31.080
‫پدرم بدهکاره

00:38:31.200 --> 00:38:32.800
‫همه‌ش بخاطر خودش بود

00:38:32.840 --> 00:38:35.720
‫و حتی بعد از اینکه فرارتون
‫به طرز وحشتناکی اشتباه از آب در اومد،

00:38:35.720 --> 00:38:37.440
‫باز هم حاضر بودید با این جنایتکار

00:38:37.480 --> 00:38:38.880
‫به آمریکا سفر دریایی کنید؟

00:38:38.920 --> 00:38:40.280
‫حماقت کردم

00:38:40.680 --> 00:38:44.480
‫ازم سوءاستفاده کردن،
‫گولم زدن تا جواهرات خانواده‌ام رو بدزدم

00:38:44.640 --> 00:38:47.640
‫واسه فرارمون که می‌تونست به قیمت

00:38:47.640 --> 00:38:48.640
‫اعتبار والدینم تموم بشه

00:38:48.680 --> 00:38:50.800
‫ولی اگه همه فکر کنن که من دزدم،

00:38:51.760 --> 00:38:54.040
‫خدای من، اونوقت پدرم باید استعفا بده

00:38:57.720 --> 00:38:59.240
‫شاید نیازی به این کار نباشه

00:39:02.640 --> 00:39:04.560
‫از اینجا دیگه مسیرمون از هم جدا میشه

00:39:04.600 --> 00:39:06.000
‫ولی خوب گوش کن چی میگم

00:39:06.080 --> 00:39:09.040
‫چارلی از ترس همدست‌هاش هم شده،

00:39:09.040 --> 00:39:10.400
‫حتی توی زندان هم تو رو لو نمیده و

00:39:10.440 --> 00:39:12.160
‫شک دارم کسی جز من بفهمه که تو

00:39:12.200 --> 00:39:14.520
‫خودت نقشه‌ی دزدی
‫خودت و جواهرات رو کشیدی

00:39:14.560 --> 00:39:16.560
‫بخصوص سربازرس بولیوانت

00:39:16.800 --> 00:39:17.720
‫پس خطری تهدیدم نمی‌کنه؟

00:39:17.760 --> 00:39:18.680
‫قطعاً

00:39:18.720 --> 00:39:21.160
‫بالادستی‌های چارلی می‌ذارن زنده بمونی،
‫با توجه به اطلاعاتی که داری

00:39:21.160 --> 00:39:23.040
‫احتمالاً به این خاطر تا ازت اخاذی کنن

00:39:23.080 --> 00:39:26.240
‫احیاناً هر وقت که باهات تماس گرفتن،
‫بهم اطلاع بده

00:39:26.240 --> 00:39:28.760
‫در این حین، اگه خواستی
‫داستان نجاتت رو تعریف کنی،

00:39:28.760 --> 00:39:31.160
‫می‌تونی راجع‌به امیلیا بگی،
‫ولی اسمی از من نبر

00:39:31.200 --> 00:39:32.280
‫متوجه شدی؟

00:39:32.280 --> 00:39:35.640
‫جون چند نفر در خطره،
‫من‌جمله جون خودت

00:39:47.280 --> 00:39:49.160
‫برات متأسفم، کلارا

00:39:51.200 --> 00:39:53.520
‫لازم به ذکر نیست که
‫برگشتن به هر جایی

00:39:53.520 --> 00:39:57.000
‫غیر از منزل پدر و مادرت
‫کار به شدت اشتباهیـه

00:40:07.080 --> 00:40:08.920
‫از کجا سر از رابطه‌ی چارلی و کلارا در آوردی؟

00:40:08.920 --> 00:40:10.320
‫همون موقعی که قالب‌های گچیِ

00:40:10.320 --> 00:40:12.040
‫ردپاهایی که از خونه‌ی سفیر

00:40:12.040 --> 00:40:14.080
‫وارد و خارج شده بودن رو بهم تحویل دادی

00:40:14.280 --> 00:40:16.160
‫ولی اون ردپاها
‫همگی برای یک جفت پوتین بود و

00:40:16.160 --> 00:40:18.960
‫فرقی توی ردپاهای
‫ورودی و خروجی نداشت

00:40:19.000 --> 00:40:21.160
‫چارلی کلارا رو از اتاق بلند کرد و برد

00:40:21.200 --> 00:40:23.400
‫چطور ممکنه که ردپاش
‫زمان رفت و برگشت

00:40:23.400 --> 00:40:24.600
‫یک شکل باشه؟

00:40:24.640 --> 00:40:26.240
‫قطعاً توی برگشت باید ردپاها

00:40:26.240 --> 00:40:27.320
‫عمیق‌تر می‌بود

00:40:27.360 --> 00:40:29.080
‫بخاطر وزنی که روی دوششـه،

00:40:29.120 --> 00:40:30.360
‫اما عمیق‌تر نبودن

00:40:30.400 --> 00:40:33.960
‫بنابراین چارلی وارد اتاق کلارا شد و
‫بهش اطلاع داد که اوضاع امنـه

00:40:33.960 --> 00:40:35.360
‫شمع‌ها و لیوان شکلات داغ رو

00:40:35.400 --> 00:40:37.480
‫جهت ردگم‌کنی اونجا گذاشت و

00:40:37.520 --> 00:40:40.080
‫هر دو از درب ورودی خارج شدن

00:40:40.120 --> 00:40:41.800
‫کلارا با لباس مسافرت محبوب خودش،

00:40:41.800 --> 00:40:43.360
‫که اشاره کردی گم شده بود و

00:40:43.360 --> 00:40:45.880
‫مطمئنم چارلی می‌تونست
‫تمام این مسائل رو تأیید کنه و

00:40:46.000 --> 00:40:47.680
‫می‌تونستم ازش سؤال کنم،

00:40:47.680 --> 00:40:49.120
‫اگه بخاطر سرکار خانم نبود

00:40:49.120 --> 00:40:50.920
‫حالا ممکنـه سراغ نجات دوستانم که

00:40:50.960 --> 00:40:53.200
‫بخاطر صمیمیت‌شون با من در عذاب‌ان برم

00:40:53.320 --> 00:40:54.880
‫ولی من پیداشون کردم

00:40:54.960 --> 00:40:56.320
‫دوستانت رو پیدا کردم

00:40:56.320 --> 00:40:58.120
‫معمای پیچ رو حل کردم

00:40:58.160 --> 00:41:00.120
‫منو به کارخونه‌ی تابوت‌سازی کشوند

00:41:00.120 --> 00:41:01.200
‫به پلیس خبر دادم

00:41:01.240 --> 00:41:03.160
‫واسه همین آدمرباها فرار کردن

00:41:03.160 --> 00:41:04.720
‫خبر داشتن پلیس داره میاد و

00:41:04.720 --> 00:41:06.600
‫گروگان‌ها رو برداشتن و فرار کردن

00:41:08.040 --> 00:41:09.120
‫از کجا می‌دونستن؟

00:41:09.160 --> 00:41:13.240
‫چون نه تنها با یه درشکه‌چی حریص و

00:41:13.280 --> 00:41:15.840
‫نادون و یه دختر جَوون و خنگ طرفم،

00:41:15.840 --> 00:41:18.960
‫بلکه با یک شبکه‌ی جنایی گسترده
‫با دامنه‌ی نفوذ بی‌حد و حصر مواجه‌ام

00:41:18.960 --> 00:41:21.080
‫بله، حتی توی خود کلانتری

00:41:21.200 --> 00:41:25.080
‫شبکه‌ای که اومدم تا
‫از هدف نهاییش سر دربیارم

00:41:26.280 --> 00:41:27.880
‫ولی هنوز می‌تونی با چارلی صحبت کنی

00:41:27.880 --> 00:41:28.920
‫پلیس دستگیرش کرده

00:41:28.920 --> 00:41:30.800
‫فکر کردی می‌تونم همین‌جوری
‫سرم رو بندازم پایین و برم زندان

00:41:30.800 --> 00:41:32.240
‫بدون اینکه کسی خبردار شه،

00:41:32.280 --> 00:41:33.480
‫یا نکنه از اولش هم نقشه‌ات این بوده تا

00:41:33.520 --> 00:41:35.600
‫آخرین فرصتم برای

00:41:35.600 --> 00:41:37.880
‫نجات جون واتسون و هادسون رو از دست بدم؟

00:41:39.120 --> 00:41:40.640
‫این چه حرفیـه؟

00:41:40.640 --> 00:41:43.920
‫چون بخاطر کارهای تو اونا رو از دست دادم!

00:41:43.960 --> 00:41:46.840
‫بعلاوه‌ی تمام اون مدتی که
‫حقیقت رو ازم پنهون کردی

00:41:47.400 --> 00:41:49.280
‫این نخی که توی اتاقت پیدا کردم رو
‫چطور توضیح میدی؟

00:41:49.320 --> 00:41:50.400
‫این اونجا چیکار می‌کرد؟

00:41:53.360 --> 00:41:54.960
‫وقتی برام نمونده که به جوابت گوش بدم

00:41:55.000 --> 00:41:58.080
‫اگه واقعاً اونی هستی که ادعا می‌کنی،

00:41:58.240 --> 00:42:00.920
‫هیچی از دخالت من توی ماجرا به پلیس نمیگی

00:42:00.960 --> 00:42:03.720
‫بعداً این بحث رو ادامه میدیم

00:42:03.920 --> 00:42:05.360
‫دنبال من نیا

00:42:05.680 --> 00:42:08.640
‫به احتمال خیلی زیاد قراره دستگیرت کنن

00:42:09.280 --> 00:42:10.840
‫بهت گفتم فرار نکن!

00:42:10.880 --> 00:42:14.000
‫حالا باهامون به میای کلانتری