WEBVTT

00:00:00.667 --> 00:00:03.628
ریو، ممنون می‌شم اگه تو یه کاری کمکم کنی.

00:00:04.045 --> 00:00:06.965
یهو خیلی رسمی حرف می‌زنی.

00:00:06.965 --> 00:00:11.219
زادگاهم، دهکده‌ی آبَلی، یه درخواست شکار داده.

00:00:11.594 --> 00:00:15.098
می‌خواستم قبولش کنم، ولی رتبه‌اش برای Dـیه.

00:00:15.390 --> 00:00:19.769
من و نیلز به خاطر کمک به «جزر و مد بزرگ» به رده‌ی E ارتقا پیدا کردیم،

00:00:19.769 --> 00:00:21.771
ولی هنوز کافی نیست.

00:00:21.980 --> 00:00:24.315
آها. واسه همین اومدی سراغ من.

00:00:24.315 --> 00:00:27.736
خواهش می‌کنم! یه گروه موقت تشکیل بده تا بتونیم این کارو بکنیم!

00:00:27.736 --> 00:00:32.115
اگه درست یادم باشه، شکار گابلین و اسکلته.

00:00:32.406 --> 00:00:33.575
اسکلت؟

00:00:33.908 --> 00:00:35.952
یه جور گروه عجیب غریبه.

00:00:35.952 --> 00:00:39.456
اونا معمولاً تو یه محیط زندگی نمی‌کنن.

00:00:41.249 --> 00:00:43.543
ریو؟ مشکلی هست؟

00:00:43.752 --> 00:00:47.714
بالاخره، دشمن فانتزی کلیشه‌ای که فقط گابلین‌ها رقیبشن...

00:00:47.714 --> 00:00:50.008
یه رویارویی با چند تا اسکلت!

00:00:52.093 --> 00:00:53.261
بریم که انجامش بدیم.

00:00:56.764 --> 00:01:20.747
(null)

00:02:13.800 --> 00:02:19.097
می‌دونی این درخواست از کایْلَدی اومده؟

00:02:19.097 --> 00:02:24.060
بله. و به لونه فرستاده شده چون هیچ‌کس نتونست کاملش کنه.

00:02:24.310 --> 00:02:29.148
درسته. راستش، کایْلَدی دو بار ماجراجوها رو برای این کار فرستاد.

00:02:29.148 --> 00:02:32.652
گروه اول Eـرتبه بود و گروه دوم Dـرتبه.

00:02:32.902 --> 00:02:35.863
یعنی یه گروه Dـرتبه قبلاً شکست خورده؟

00:02:35.863 --> 00:02:40.243
تو شکار گابلین و اسکلت؟ تصورش یه کم سخته.

00:02:40.451 --> 00:02:42.078
قضیه اینه که...

00:02:42.078 --> 00:02:44.579
بر اساس گزارش گروه Dـرتبه،

00:02:44.579 --> 00:02:47.709
مشکل این بود که «نتونستن همکاری روستا رو به دست بیارن»،

00:02:47.709 --> 00:02:50.420
جوری که شهر بهشون پشت کرد.

00:02:51.337 --> 00:02:54.716
شاید با غریبه‌ها بدن؟

00:02:54.716 --> 00:02:57.593
نه، روستا هیچ‌وقت این‌جوری نبوده.

00:02:57.593 --> 00:03:00.013
یعنی، نمی‌گم خیلی صمیمی‌ان، ولی خب...

00:03:00.013 --> 00:03:03.558
خب، هر چیزی بیشتر از این حدس و گمان بر اساس گزارشه.

00:03:03.891 --> 00:03:07.979
پس یه جورایی خوشحالم که تو و دوستات کار رو قبول کردین، نیلز.

00:03:08.438 --> 00:03:10.898
خودم مال یه روستای کوچیکم، واسه همین می‌دونم چطوره.

00:03:11.566 --> 00:03:17.530
فقط مواظب باشین. اعضای اون گروه Eـرتبه‌ی اول با زخم‌های بدی برگشتن.

00:03:17.947 --> 00:03:21.826
ظاهراً با بیش از سی تا اسکلت روبرو شدن.

00:03:21.826 --> 00:03:25.704
البته، با کشیشی مثل اِتو، تا وقتی بی‌دقت نباشین مشکلی پیش نمیاد.

00:03:27.457 --> 00:03:30.209
تازه ریو هم باهاتونه.

00:03:30.209 --> 00:03:33.546
هنوز چند روزی تا کار اسکورتِت به وایتْ‌نَش مونده.

00:03:33.838 --> 00:03:37.133
مطمئن شو هیچ‌کس آسیب نمی‌بینه، باشه؟

00:03:37.133 --> 00:03:39.761
تمام تلاشمو می‌کنم.

00:04:06.746 --> 00:04:08.706
اصلاً سفر طولانی‌ای نبود.

00:04:09.707 --> 00:04:12.794
فکر کنم ما سریع‌تر از بقیه حرکت می‌کنیم.

00:04:12.794 --> 00:04:15.588
معمولاً از کایْلَدی یه روز تمام پیاده‌رویِ.

00:04:15.588 --> 00:04:20.259
این نشانه‌ی اینه که تمرین استقامت روزانه‌مون داره جواب میده؟

00:04:20.259 --> 00:04:23.513
شاید اون همه دویدن جهنمی بالاخره ارزشش رو داشت.

00:04:23.513 --> 00:04:24.597
نیلز، تویی؟

00:04:25.056 --> 00:04:27.266
هی، خیلی وقته ندیدمت!

00:04:27.266 --> 00:04:29.018
نیلز خوش اومدی خونه!

00:04:29.310 --> 00:04:30.978
هی! من برگشتم!

00:04:31.354 --> 00:04:35.775
فکر کنم به خاطر اینکه دشمن عمومی شدی یا چیزی، از اینجا بیرونت نکردن.

00:04:35.775 --> 00:04:36.817
خیالم راحت شد.

00:04:36.817 --> 00:04:38.986
چی باعث شد فکر کنی من تبعید شدم؟

00:04:39.278 --> 00:04:44.450
خب، با یه نگاه بهت می‌فهمم تو همون شیطون بلای بچه محل‌ها بودی.

00:04:44.450 --> 00:04:49.121
با تیپ تو، اینکه از زادگاهت بیرونت کنن یه روال عادیه

00:04:49.121 --> 00:04:51.082
و سر از ماجراجویی دربیاری.

00:04:51.082 --> 00:04:53.376
خیلی مطمئن به نظر می‌رسی.

00:04:53.376 --> 00:04:56.629
شاید می‌شناسه کسی که این اتفاق براش افتاده.

00:04:56.963 --> 00:05:01.050
خـ... خب، نمی‌تونم انکار کنم که یه جورایی وروجک بودم...

00:05:01.050 --> 00:05:04.845
به هر حال، بریم با شهردار و بزرگِ دهکده حرف بزنیم ببینیم چه خبره.

00:05:07.765 --> 00:05:09.350
بولان؟ اینجایی؟

00:05:09.350 --> 00:05:11.102
سلام. این کیه؟

00:05:11.102 --> 00:05:15.648
صبر کن، نیلز؟ واقعاً تویی؟!

00:05:19.527 --> 00:05:21.070
ببین چقدر بزرگ شدی!

00:05:21.070 --> 00:05:25.908
شوخی می‌کنی. فقط یه ساله که از شهر رفتم.

00:05:25.908 --> 00:05:29.704
هرچی باشه، یه چیز تأثیرگذاری تو وجودت هست.

00:05:29.704 --> 00:05:33.124
مخصوصاً در مقایسه با اون شیطون بلایی که وقتی از پیش ما رفتی بودی.

00:05:34.125 --> 00:05:37.086
نمی‌خوام اینو از تو بشنوم، بولان!

00:05:37.920 --> 00:05:39.755
و این سه نفر کی باشن؟

00:05:39.755 --> 00:05:41.757
اعضای گروهم.

00:05:42.049 --> 00:05:44.844
اِتو و آمون رو ملاقات کنین، و اون هم ریوئه.

00:05:44.844 --> 00:05:46.721
از آشناییتون خوشبختم.

00:05:46.721 --> 00:05:51.058
آره، باعث افتخاره! من شهردار روستا، بولان هستم.

00:05:52.852 --> 00:05:56.689
حالا می‌فهمم. شما اومدین تا اون درخواست رو قبول کنین.

00:05:57.273 --> 00:06:01.319
اعتراف می‌کنم که این ممکنه بهتر از کسایی باشه که با رسوم ما آشنا نیستن.

00:06:02.445 --> 00:06:08.034
بولان، گروه دوم ماجراجوها گفتن که شهر همکاری نمی‌کنه.

00:06:08.034 --> 00:06:09.118
اون قضیه چی بود؟

00:06:09.118 --> 00:06:13.748
خب، برای شروع...

00:06:14.248 --> 00:06:16.792
همه چیز از وقتی شروع شد که اسکلت‌ها رو دیدیم.

00:06:16.792 --> 00:06:20.755
اونا تو جنگل‌های شرقی پیدا می‌شدن، و خیلی زود، همیشه اونجا بودن.

00:06:21.213 --> 00:06:25.843
گابلین‌ها یه کم بعد اومدن. من اونا رو تو بخش جنوبی جنگل دیدم.

00:06:26.218 --> 00:06:31.724
پس ما یه درخواست برای شکار هر دوشون دادیم، اما اون گروه اول...

00:06:31.724 --> 00:06:35.186
اونا... مبارزه رو جایی بردن که نباید می‌بردن.

00:06:35.186 --> 00:06:39.023
خیلی تو جنگل‌های شرقی پیش رفتن؟

00:06:39.023 --> 00:06:42.693
دقیقاً. اونا اونجا، تو اعماق جنگل، خون ریختن.

00:06:43.069 --> 00:06:45.237
واسه همینه که وقتی گروه دوم اومدن،

00:06:45.237 --> 00:06:47.698
روستایی‌ها آماده بودن تا اونا رو بیرون کنن.

00:06:48.115 --> 00:06:50.534
واسه اونا یه نبرد مرگ و زندگی بود،

00:06:50.534 --> 00:06:54.622
پس احتمالاً اینکه ازشون بخوایم حواسشون به جای مبارزه باشه، خیلی زیاد بود.

00:06:54.997 --> 00:07:02.171
ولی به مردم این روستا برای نسل‌ها گفته شده که از اونجا دوری کنن.

00:07:02.505 --> 00:07:07.968
خب، می‌تونم برخورد سرد رو بعد از اینکه اونجا با خون آلوده شد، درک کنم...

00:07:08.511 --> 00:07:10.888
ببخشید. فکر کنم شما متوجه نمی‌شین.

00:07:11.347 --> 00:07:14.892
فرض می‌کنم یه رسم محلیه؟

00:07:14.892 --> 00:07:16.727
یه همچین چیزی.

00:07:16.727 --> 00:07:20.272
ولی به رازهای روستا هم مربوط میشه.

00:07:20.272 --> 00:07:23.651
بدون تأیید بزرگِ دهکده و شورا نمی‌تونم بهتون توضیح بدم.

00:07:24.235 --> 00:07:25.986
پس لطفاً صبور باشین.

00:07:27.822 --> 00:07:31.283
پس داری میگی، نیلوی، وقتی هجده ساله شدی،

00:07:31.283 --> 00:07:36.914
نیلز خونه رو به تو واگذار کرد تا بتونه بره و ماجراجو بشه؟

00:07:37.164 --> 00:07:41.252
درسته. داداشم هیچ‌وقت واقعاً به کشاورزی اهمیتی نمی‌داد،

00:07:41.252 --> 00:07:45.506
پس همیشه می‌خواست به محض اینکه به سن قانونی رسید، از اینجا بره.

00:07:45.881 --> 00:07:49.051
ولی پدر و مادرم قبل از اینکه فرصت پیدا کنه، فوت کردن...

00:07:49.343 --> 00:07:52.263
و اون موند تا تو رو بزرگ کنه.

00:07:52.263 --> 00:07:54.014
این کار شبیه خودشه.

00:07:54.014 --> 00:07:56.433
با اینکه اینجوری رفتار می‌کنه، واقعاً دلسوزه.

00:07:56.433 --> 00:07:59.478
همیشه حواسش بهم هست.

00:07:59.728 --> 00:08:03.107
خیلی خوشحالم که با آدمایی که بهشون اعتماد داره برگشته.

00:08:03.440 --> 00:08:08.362
شک دارم کسی به اینکه شما شکار رو انجام بدین، اعتراض کنه.

00:08:09.405 --> 00:08:13.826
گروه قبلی به سنت‌های ما بی‌احترامی کردن و به زور وارد جنگل شدن.

00:08:14.076 --> 00:08:15.744
آره، ما هم همین فکر رو می‌کردیم.

00:08:15.744 --> 00:08:18.789
این توضیح میده که چرا هیچ‌کس نمی‌خواست بهشون کمک کنه.

00:08:19.248 --> 00:08:21.041
هی، برگشتم.

00:08:21.041 --> 00:08:24.211
خوش برگشتی. شورا چی گفت؟

00:08:24.211 --> 00:08:27.798
خب، خلاصه بگم، برای شکار تأییدیه گرفتیم.

00:08:28.257 --> 00:08:32.135
فکر کنم فردا روزش بریم سراغ گابلین‌ها.

00:08:32.720 --> 00:08:35.889
بعدش نوبت اسکلت‌هاست.

00:08:36.307 --> 00:08:38.517
اجازه گرفتم اینو باهاتون در میون بذارم،

00:08:39.018 --> 00:08:42.520
ولی باید در موردش ساکت بمونید. فهمیدین؟

00:08:44.940 --> 00:08:47.943
این روستا دو تا چیز خاص داره.

00:08:48.444 --> 00:08:53.657
اولیش موجود نگهبان ماست که تو جنگل‌های شرقی زندگی می‌کنه.

00:08:54.074 --> 00:08:55.617
موجود نگهبانِ شما؟

00:08:55.617 --> 00:09:00.706
شنیده بودم بعضی روستاها دارن. نمی‌دونستم اینم یکیشونه.

00:09:00.956 --> 00:09:04.126
یه موجود نگهبان؟ حالا این دیگه فانتزیه!

00:09:04.460 --> 00:09:07.713
خب، فقط شهردار و بزرگِ دهکده باهاش ملاقات می‌کنن،

00:09:07.713 --> 00:09:09.882
پس اینجوری نیست که من خودم دیده باشمش.

00:09:10.215 --> 00:09:17.389
شرط می‌بندم که توسط یه خدای شیطانی یا یه همچین چیزی تسخیر میشه و آخرش بهمون حمله می‌کنه!
اونا امروز رفتن تا وضعیت رو توضیح بدن.

00:09:17.389 --> 00:09:18.349
و بعد—
ریو.

00:09:19.725 --> 00:09:22.686
میگم، دوباره داری به چیزای عجیب فکر می‌کنی؟

00:09:22.686 --> 00:09:25.647
مـ... من اصلاً همچین فکری نمی‌کنم!

00:09:25.647 --> 00:09:29.818
مـ... مهم‌تر اینکه، اون چیز خاص دیگه‌ای که می‌خواستی بگی چی بود؟

00:09:29.818 --> 00:09:31.362
آره، جونه خودت.

00:09:31.362 --> 00:09:33.155
خب، چیز دیگه زیارتگاهه.

00:09:33.155 --> 00:09:34.531
زیارتگاه؟

00:09:34.531 --> 00:09:38.619
آره. بزرگِ دهکده گفت خودش براتون در موردش میگه.

00:09:38.994 --> 00:09:41.288
خیلی متأسفم، ولی باید تا فردا صبر کنین.

00:09:44.500 --> 00:09:47.294
اینجا منطقه‌ایه که من گابلین‌ها رو دیدم.

00:09:47.669 --> 00:09:50.297
بچه‌ها معمولاً اینجا بازی می‌کنن.

00:09:50.297 --> 00:09:52.800
فعلاً بهشون هشدار داده شده که دور بشن.

00:09:52.800 --> 00:09:56.720
ولی همیشه بچه‌هایی هستن که قانون‌شکنی می‌کنن...

00:09:57.096 --> 00:09:59.264
من می‌دونستم تو همون بچه‌ای بودی، نیلز.

00:09:59.264 --> 00:10:01.767
بازم، چطور لعنتی می‌تونستی اینو «بدونی»؟!

00:10:01.767 --> 00:10:04.895
اینا همش ردپای گابلین‌هاست، نه؟

00:10:08.023 --> 00:10:12.444
ممکنه یه لانه‌ی گابلین... یا حتی یه سکونتگاه این اطراف باشه.

00:10:14.530 --> 00:10:15.697
چی شده، ریو؟

00:10:16.615 --> 00:10:21.078
بیش از ده تا گابلین دارن میان سمتمون. پنج دقیقه دیگه اینجا هستن.

00:10:21.078 --> 00:10:23.497
خیلی واضح می‌تونی این چیزا رو ببینی، آره؟

00:10:23.831 --> 00:10:27.042
به هر حال، همه‌شون رو جز یکی از بین ببریم.

00:10:27.042 --> 00:10:31.421
بعد دنبالش بریم به لانه و کار رو تموم کنیم، درسته؟

00:10:37.594 --> 00:10:39.304
بند یخ ۱۰.

00:10:47.604 --> 00:10:48.772
آمون، بریم!

00:10:48.772 --> 00:10:49.231
باشه!

00:10:58.365 --> 00:10:59.825
باشه، بریم دنبالش!

00:11:04.830 --> 00:11:06.748
فکر کنم رفت توی اون غار.

00:11:07.249 --> 00:11:09.334
اول اونایی که بیرون هستن رو سرویس کنیم.

00:11:15.132 --> 00:11:16.592
بند یخ ۶.

00:11:32.524 --> 00:11:36.486
یه چیز بزرگ داره میاد. آمون، حواست باشه!

00:11:38.697 --> 00:11:41.074
یه ژنرال گـ... گابلین؟!

00:11:41.908 --> 00:11:44.953
منظورت اوناییه که تو «جزر و مد بزرگ» بودن؟

00:11:47.456 --> 00:11:50.417
این خیلی بده. ما شانسی نداریم.

00:11:52.127 --> 00:11:53.503
بند یخ!

00:11:59.301 --> 00:12:02.512
نمی‌خوای کارشو تموم کنی، نیلز؟

00:12:02.512 --> 00:12:04.348
آ... اوه، آره.

00:12:08.769 --> 00:12:12.689
ژنـ... ژنـ... ژنرال، یه ژنرال گابلین!

00:12:12.689 --> 00:12:16.485
گابی گابی ژنرال، ژنرال گابلین!
خوشحالم که بدون تلفات شکستش دادیم.

00:12:16.485 --> 00:12:24.076
سنگ جادوشم گرفتیم.
ژنـ... ژنـ... ژنرال، یه ژنرال گابلین!
آ... آره.
گابی گابی ژنرال، ژنرال گابلین!
نیلز، شما پسرا عالی هستین.

00:12:24.493 --> 00:12:28.622
همه‌مون ژنرال گابلین رو از پا درآوردیم!

00:12:33.585 --> 00:12:39.633
شنیدم گابلین‌ها رو شکست دادین. کارت عالی بود.

00:12:39.925 --> 00:12:43.011
اجازه بدین معرفیتون کنم. ایشون مشاور دهکده‌مون، ناسون ساما.

00:12:43.011 --> 00:12:44.554
ما بهش میگیم بزرگِ دهکده.

00:12:44.554 --> 00:12:49.851
واقعاً فکر می‌کنی بازدیدکننده‌هامون لازم دارن که بزرگِ دهکده رو براشون توضیح بدی، احمق؟

00:12:50.227 --> 00:12:52.312
باید ببخشیدش.

00:12:52.312 --> 00:12:57.901
بین بولان و نیلز، این روستا هیچ کمبودی از گستاخ نداره.

00:12:57.901 --> 00:12:59.403
به من چه اصلا!

00:12:59.403 --> 00:13:03.240
خب، می‌دونم که خسته هستین، ولی بیاین شروع کنیم.

00:13:04.449 --> 00:13:05.700
اون چی بود؟

00:13:05.700 --> 00:13:08.703
اینم همون اتفاقیه که توش با موجود نگهبان روبرو میشیم!

00:13:08.703 --> 00:13:12.541
و ممکنه نفرین شده باشه، پس باید باهاش بجنگیم...

00:13:12.541 --> 00:13:15.919
دوباره داری یه چیز ترسناک تصور می‌کنی؟

00:13:19.172 --> 00:13:21.341
بزرگِ دهکده... اِاِم، ناسون ساما.

00:13:21.341 --> 00:13:23.009
می‌تونی من رو بزرگِ دهکده خطاب کنی.

00:13:23.009 --> 00:13:27.097
تنها کسی که دیگه اسمم رو به کار میبره، موجود نگهبانه.

00:13:27.097 --> 00:13:28.390
در این صورت، بزرگِ دهکده...

00:13:28.390 --> 00:13:31.852
اون طلسم روی عصات نشان الهه‌ی مادر زمین نیست؟

00:13:31.852 --> 00:13:36.314
همینه. تو باید یه کشیش نور خوب و باسواد باشی.

00:13:36.314 --> 00:13:37.774
الهه‌ی مادر زمین؟

00:13:37.983 --> 00:13:42.487
الهه‌ی نور و الهه‌ی مادر زمین در اصل

00:13:42.487 --> 00:13:45.866
متعلق به پانتئون هفت‌گانه‌ بودن.

00:13:45.866 --> 00:13:49.744
اما با گذشت زمان، اوضاع عوض شد...

00:13:49.744 --> 00:13:55.375
حالا مردم فکر می‌کنن که معابد و کشیش‌ها همه الهه‌ی نور رو پرستش می‌کنن.

00:13:55.375 --> 00:13:58.211
شش خدای دیگه به فراموشی سپرده شدن.

00:13:58.503 --> 00:14:03.550
اما بزرگان این روستا برای نسل‌ها الهه‌ی مادر زمین رو پرستش کردن.

00:14:03.550 --> 00:14:06.344
اعتقاد مذهبی به چیزی غیر از نور...

00:14:06.344 --> 00:14:10.515
این یعنی شما نمی‌تونین از جادوی شفابخش عنصر نور استفاده کنین، بزرگِ دهکده؟

00:14:10.515 --> 00:14:13.184
من واقعاً می‌تونم از جادوی شفابخش استفاده کنم.

00:14:13.184 --> 00:14:17.314
با این حال، با چیزی که اونا تو معابد نور استفاده می‌کنن، فرق داره.

00:14:17.314 --> 00:14:20.150
شما ورد استفاده می‌کنین، نه؟

00:14:20.859 --> 00:14:22.444
بله، البته.

00:14:22.444 --> 00:14:26.031
اونایی که به الهه‌ی مادر زمین خدمت می‌کنن، نه.

00:14:26.031 --> 00:14:30.493
یا شاید بهتره بگم هیچ‌وقت واقعاً بهشون نیاز نداشتیم.

00:14:30.493 --> 00:14:31.745
ببخشید؟

00:14:31.953 --> 00:14:39.210
باعث میشه فکر کنم مردم از کِی شروع کردن به این فکر که همه جادوها به ورد نیاز دارن.

00:14:45.592 --> 00:14:48.386
اربابِ موجود نگهبان، منم، ناسُو.

00:14:48.678 --> 00:14:53.850
بولان و این چهار نفر رو آوردم اینجا تا درخواست شکار رو قبول کنن.

00:14:53.850 --> 00:14:57.103
مبارزه‌ی بزرگ از راه رسید!

00:14:59.022 --> 00:15:01.274
ممنون که اومدین.

00:15:01.816 --> 00:15:03.068
یه فنریر...

00:15:07.947 --> 00:15:12.160
آلوده نشده! آخ، پس فکر کنم خبری از مبارزه نیست.

00:15:12.577 --> 00:15:17.415
یه کشیش نور، دو تا شمشیرزن، و...

00:15:18.833 --> 00:15:21.711
اسم من اِنْکوسین (Nkuusin) هست.

00:15:21.711 --> 00:15:26.591
تو، جادوگر آب. چی صدات کنم؟

00:15:27.884 --> 00:15:29.052
اسمم ریوئه.

00:15:29.469 --> 00:15:32.764
موجود نگهبان اسمشو گفت؟

00:15:32.764 --> 00:15:36.518
این قبلاً هرگز اتفاق نیفتاده بود!

00:15:37.018 --> 00:15:40.230
تلفظش برای آدما سخته.

00:15:40.230 --> 00:15:43.191
به همین خاطر هرگز بهش اشاره نکردم.

00:15:43.608 --> 00:15:47.362
اما این جادوگر... گفتی اسمت ریو بود؟

00:15:47.362 --> 00:15:49.989
بی‌ادبی بود اگه با تو در میون نمی‌ذاشتمش.

00:15:50.281 --> 00:15:51.449
اینجوری بود؟

00:15:51.449 --> 00:15:55.829
آره، واقعاً. من یه جورایی با جن و پری‌ها نسبت دارم.

00:15:55.829 --> 00:15:58.331
و برای یکی مثل من، تو...

00:15:58.331 --> 00:16:02.919
خب، همین که تو هستی خوشاینده.

00:16:02.919 --> 00:16:08.133
سِرا یه همچین چیزی گفته بود. اینکه پادشاه پری‌ها باید ازم خوشش بیاد.

00:16:08.133 --> 00:16:11.678
یه ویژگی فیزیکیه که پری‌ها دوست دارن؟

00:16:11.928 --> 00:16:16.724
بودنم خوشاینده... خب، ممنون که اینو میگی.

00:16:18.560 --> 00:16:21.146
من باید از تو تشکر کنم.

00:16:21.146 --> 00:16:24.858
بودن پیش تو باعث میشه حس کنم ممکنه هزار سال بیشتر زندگی کنم.

00:16:24.858 --> 00:16:28.903
فکر می‌کردم فقط چند دهه دیگه عمر کنم...

00:16:28.903 --> 00:16:32.115
مهمان فوق‌العاده‌ای آوردی، ناسُو.

00:16:32.115 --> 00:16:33.241
باورنکردنیه...

00:16:33.241 --> 00:16:35.827
تو واقعاً یه چیزی هستی، ریو.

00:16:35.827 --> 00:16:39.330
خب، در مورد شکارتون برای این مأموریت.

00:16:39.330 --> 00:16:41.708
حدود سی تا جلوی زیارتگاه هستن.

00:16:41.708 --> 00:16:44.586
یه دونه قوی هم داخل هست.

00:16:44.586 --> 00:16:47.797
من خودم اونو داخل زیارتگاه نگه داشته بودم.

00:16:47.797 --> 00:16:49.507
واقعاً؟

00:16:49.716 --> 00:16:50.758
همینطوره.

00:16:50.758 --> 00:16:54.387
قدرت زیارتگاه به تنهایی نمی‌تونه اونو مهار کنه.

00:16:54.387 --> 00:16:58.641
بعد از اینکه اون سی تا دیگه رو از بین بردین، آزادش می‌کنم.

00:16:59.392 --> 00:17:03.021
من بدین وسیله این ارواح ناپاک رو به آغوش الهی برمی‌گردونم.

00:17:03.021 --> 00:17:06.357
و دعا می‌کنم گناهانشون بخشیده بشه!

00:17:06.357 --> 00:17:07.817
بازگشت مردگان!

00:17:17.327 --> 00:17:19.162
باشه، بازش کنیم!

00:17:24.959 --> 00:17:27.211
یـ... یه اسکلت اعظم؟

00:17:29.964 --> 00:17:31.424
خلق یخ: چکش.

00:17:34.385 --> 00:17:38.932
وقتی از زیارتگاه اومد بیرون، نگهش می‌دارم. از اونا استفاده کنین تا ضعیفش کنین!

00:17:38.932 --> 00:17:40.183
فهمیدم!

00:17:40.183 --> 00:17:43.269
حالا نوبت اشاره دادن به موجود نگهبانه.

00:17:43.770 --> 00:17:44.812
گل یخی!

00:17:48.399 --> 00:17:50.485
چه زیبا.

00:17:53.655 --> 00:17:56.074
حالا، اعظم داره میاد!

00:17:58.743 --> 00:17:59.869
مسیر یخی!

00:18:02.413 --> 00:18:04.040
نیلز، آمون!

00:18:16.928 --> 00:18:18.388
لعنتی، خیلی جون‌سخته!

00:18:18.388 --> 00:18:20.890
ولی داریم بهش آسیب می‌زنیم، فقط کم‌کم!

00:18:21.599 --> 00:18:25.978
داری روی یه ورق یخ مخصوص وایستادی

00:18:25.978 --> 00:18:28.356
با یه دوز اضافه از مولکول‌های هیدروژن با پیوند دوگانه.

00:18:30.775 --> 00:18:32.193
خیلی لیزه.

00:18:32.694 --> 00:18:35.029
فکر کنم کارمون اینجا تمومه!

00:18:45.540 --> 00:18:47.041
بالاخره...

00:18:47.041 --> 00:18:49.043
خسته‌ام.

00:18:49.961 --> 00:18:53.005
من قبلاً هیچ‌وقت داخل زیارتگاه نبودم.

00:18:53.256 --> 00:18:56.968
پس این راز دیگه روستاست...

00:18:59.011 --> 00:19:00.680
یه قسمتش نیست.

00:19:01.305 --> 00:19:03.683
بزرگِ دهکده، اینجا چه خبره؟

00:19:04.058 --> 00:19:07.145
آخرین کشیش دهکده‌مون یه بار چیزی گفته بود...

00:19:07.145 --> 00:19:11.065
که یه جواهر درخشانی تو زیارتگاه بوده.

00:19:11.065 --> 00:19:16.696
اما یه روز، تاریک و ابری شد، و در نهایت کلاً شکست.

00:19:17.196 --> 00:19:20.700
بعدش هم چیزی که موجود نگهبان گفت...

00:19:20.700 --> 00:19:25.788
که غارش از جای دیگه یه جریان نیرو دریافت می‌کرده.

00:19:25.788 --> 00:19:29.917
که زیارتگاه احتمالاً منبعش بوده.

00:19:30.209 --> 00:19:35.381
بعدش هم این واقعیت ساده که ما چند بار تا حالا زیر حمله‌ی گابلین‌ها بودیم.

00:19:36.382 --> 00:19:39.552
ممکنه پدر و مادر نیلز اینجوری مرده باشن؟

00:19:40.511 --> 00:19:47.310
ما هرگز مخفی‌گاهشون رو پیدا نکردیم، با این حال شما چهار نفر تونستین اون غار رو پیدا کنین.

00:19:47.310 --> 00:19:52.732
دارم فکر می‌کنم که اونم از زیارتگاه نیرو دریافت می‌کرده.

00:19:52.732 --> 00:19:56.444
و غار رو قادر می‌کرده تا گابلین‌ها رو تولید کنه.

00:19:57.403 --> 00:20:01.616
من از جادو استفاده می‌کنم تا یه تپه‌ی مهر و موم‌کننده بسازم و غار رو ببندم.

00:20:01.616 --> 00:20:05.661
این باید جلوی اینو بگیره که نیرو اثر بیشتری داشته باشه.

00:20:15.046 --> 00:20:17.173
می‌دونی، تقریباً وقتشه.

00:20:17.173 --> 00:20:21.677
درست می‌گی. تقریباً سیصد روزه که ما به عنوان ماجراجو ثبت‌نام کردیم.

00:20:21.677 --> 00:20:26.724
آه، درسته. بعد از اون، دیگه نمی‌تونیم تو خوابگاه‌ها زندگی کنیم.

00:20:26.974 --> 00:20:28.809
هی، ریو، آمون.

00:20:28.809 --> 00:20:33.189
وقتی من و اِتو از اینجا بریم، باید یه جایی برای زندگی بخریم یا اجاره کنیم.

00:20:33.189 --> 00:20:36.442
داشتم فکر می‌کردم شما دو نفر دوست دارین به ما ملحق بشین؟

00:20:36.442 --> 00:20:38.653
چی؟ خیلی دوست دارم!

00:20:38.653 --> 00:20:40.279
واقعاً؟

00:20:40.279 --> 00:20:41.530
تو چی، ریو؟

00:20:41.781 --> 00:20:44.533
می‌تونم قبل از اینکه جواب بدم، کمی وقت داشته باشم؟

00:20:44.533 --> 00:20:46.953
چند تا چیز هست که باید در موردشون فکر کنم.

00:20:48.204 --> 00:20:49.330
تو از من می‌خوای...

00:20:49.747 --> 00:20:51.916
که جای تو رو پر کنم، رئیس انجمن؟

00:20:51.916 --> 00:20:54.585
آره. تو جشنواره‌ی بندر آزاد وایت‌نَش.

00:20:54.961 --> 00:21:00.299
معمولاً فِلْپس رو به عنوان نماینده‌ام می‌فرستادم، ولی اون سرش با وظایف دیگه گرمه.

00:21:00.299 --> 00:21:02.551
این یه بار لازم دارم که جای منو پر کنی.

00:21:03.302 --> 00:21:05.388
وایت‌نَش، آره؟

00:21:26.242 --> 00:21:27.410
احمق‌ها!

00:21:27.410 --> 00:21:30.287
فقط به خاطر اینکه فکر می‌کنین دعوا تموم شده، گاردتون رو ول نکنین!

00:21:30.287 --> 00:21:34.166
فرمانده حرف داره.
جمع شین، همه‌تون!

00:21:36.168 --> 00:21:39.088
تمریناتتون خوب بود، بچه‌ها.

00:21:39.088 --> 00:21:43.134
کاملاً معلومه که پیشرفت کردین،
حتی اگه هنوز اونقدری که باید باشین، نیستین.

00:21:43.509 --> 00:21:45.386
طبق دستورات اعلی‌حضرت امپراتوری،

00:21:45.386 --> 00:21:49.765
من و ستوان فردا به وایت‌نَش
در پادشاهی نایتلی می‌ریم.

00:21:49.765 --> 00:21:51.600
ما دو ماه نیستیم.

00:21:51.892 --> 00:21:57.398
انتظار دارم وقتی برگشتم،
تو تمریناتتون پیشرفت بیشتری رو ببینم.

00:21:57.398 --> 00:21:58.441
همین.

00:22:04.947 --> 00:22:07.158
امروز زیادی ملایم بودی.

00:22:07.408 --> 00:22:11.871
وقتی گروه سوم کار مشابهی کرد،
تو به پاشون شلیک کردی.

00:22:12.079 --> 00:22:16.834
اینقدر مجبور شدن پیش درمانگرها بمونن
که از تمرین عقب افتادن.

00:22:17.084 --> 00:22:18.711
آره، حتماً.

00:22:18.711 --> 00:22:24.049
تازه، دیدن اون تیرهای آتشین از نزدیک،
برای اینکه هر کسی رو گوش به زنگ نگه داره، کافیه.

00:22:24.383 --> 00:22:35.019
لقبت به عنوان جادوگر آتشین،
کاملاً معلومه که الکی نیست.