WEBVTT

00:00:05.680 --> 00:00:07.680
‫زیرنویس اختصاصی از تماشاخونه

00:00:07.720 --> 00:00:09.960
‫ولی هنوز امتیاز
‫قهرمانی رو داره.

00:00:10.200 --> 00:00:11.200
‫ساکت لطفا.

00:00:11.720 --> 00:00:12.720
‫زود باش، بوریس!

00:00:15.440 --> 00:00:17.240
‫گل! اون انجامش داد!

00:00:17.240 --> 00:00:18.520
‫بوریس بکر وقتی فقط هفده سالش بود

00:00:18.640 --> 00:00:21.880
‫با برنده شدن جایزه ویمبلدون
‫دنیای تنیس رو با توفان روبه‌رو کرد.

00:00:22.800 --> 00:00:25.680
‫بوریس یکی از بهترین بازیکن‌هایی
‫بوده که تا حالا وجود داشته.

00:00:26.320 --> 00:00:28.840
‫اون تبدیل به نمادی از موفقیت شد

00:00:28.920 --> 00:00:31.840
‫که کل کشور میخواستن با نزدیک
‫شدن بهش موفق بشن.

00:00:32.040 --> 00:00:33.120
‫بوریس، تبریک میگم.

00:00:33.160 --> 00:00:34.520
‫میتونیم‌ چند دقیقه باهات صحبت کنیم؟

00:00:34.680 --> 00:00:37.080
‫اون مثل یه راک استار معروف شد.

00:00:37.240 --> 00:00:39.160
‫خانم‌ها و آقایان،
‫بوریس بکر‌.

00:00:40.360 --> 00:00:42.680
‫با خونه‌های شیک
‫تو کل دنیا.

00:00:43.400 --> 00:00:47.320
‫همه میخواستن به بوریس
‫ثروت بی‌حسابی رو پیشنهاد بدن.

00:00:47.600 --> 00:00:49.240
‫پول مثل سیلی
‫جاری میشد.

00:00:50.120 --> 00:00:52.760
‫این زندگی یه آدم معمولی نیست.

00:00:52.960 --> 00:00:54.640
‫اون سرتیتر خبرها بود.

00:00:56.000 --> 00:00:58.480
‫هیچوقت دوباره باهاش حرف نزدم.

00:00:59.840 --> 00:01:02.160
‫تلفن زنگ خورد و
‫یه منبع بود.

00:01:02.280 --> 00:01:05.520
‫درباره بوریس بکر بهم اطلاعاتی میداد،

00:01:05.560 --> 00:01:07.120
‫یه بچه احتمالی،

00:01:07.200 --> 00:01:11.960
‫و یه کمد جارو تو رستوران
‫ژاپنی نوبو.

00:01:12.520 --> 00:01:14.400
‫ولی اون قهرمان خراب کرد...

00:01:15.520 --> 00:01:16.840
‫و نابود شد.

00:01:18.920 --> 00:01:21.040
‫بوریس اسب‌ها رو تو
‫اتاق قایم کرده بود،

00:01:21.280 --> 00:01:23.240
‫چون برای اسب‌ها باید مالیات بدی

00:01:23.240 --> 00:01:24.640
‫و هنوز مالیات رو پرداخت نکرده بود.

00:01:24.760 --> 00:01:27.000
‫وارد اتاق میشدی...

00:01:27.080 --> 00:01:28.520
‫و اونجا اسب بود!

00:01:28.920 --> 00:01:32.080
‫بوریس از راه رسید و خیلی
‫از خودراضی بود‌.

00:01:32.680 --> 00:01:36.320
‫بهش گفتم، ممکنه تو
‫توی دادگاه‌هات بهترین بوده باشی،

00:01:36.480 --> 00:01:38.720
‫ولی حالا داری وارد
‫دادگاه من میشی.

00:01:39.040 --> 00:01:42.280
‫قهرمان تنیس، بوریس بکر،
‫ورشکسته شده.

00:01:42.360 --> 00:01:45.760
‫محکوم به دو سال و شش
‫ماه حبس شده.

00:01:45.760 --> 00:01:48.600
‫این بوریس بکریه که قبلا
‫هیچوقت دیده نشده.

00:01:48.640 --> 00:01:51.720
‫داستانش توسط کسایی که خیلی
‫خوب میشناختنش گفته شد.

00:01:52.000 --> 00:01:53.120
‫دوستانش.

00:01:54.160 --> 00:01:55.280
‫مربی‌هاش‌.

00:01:55.320 --> 00:01:56.640
‫میتونیم شروع کنیم.

00:01:56.920 --> 00:01:57.920
‫و همسرش.

00:01:59.120 --> 00:02:01.560
‫خوبه، بامزه‌ست.

00:02:02.120 --> 00:02:05.200
‫ولی همینطور خشنه.

00:02:05.880 --> 00:02:06.720
‫دروغگوئه.

00:02:06.800 --> 00:02:09.600
‫وقتی سوپراستاری تو
‫بچگی بزرگ میشه،

00:02:10.600 --> 00:02:12.720
‫یه فاجعه‌ست که بعدا
‫اتفاق می‌افته.

00:02:34.760 --> 00:02:36.360
‫این من و بوریسیم

00:02:36.400 --> 00:02:39.400
‫تو یه رستورانی به اسم
‫اسمیث و وولنسکی

00:02:39.440 --> 00:02:41.640
‫که اونجا خیلی زیاد غذا میخوردیم.

00:02:41.640 --> 00:02:44.000
‫این من و بوریسیم، اوه خدای
‫من، خیلی جوون بودیم!

00:02:44.080 --> 00:02:46.200
‫همینطور یادم میاد این
‫کجا گرفته شد.

00:02:46.240 --> 00:02:47.640
‫برای تعطیلات آخر هفته رفته بودیم.

00:02:47.960 --> 00:02:49.960
‫۲۸ یا ۲۹ سالم بوده

00:02:50.000 --> 00:02:53.960
‫اونم حتما ۳۸ یا ۳۹ سالشه.

00:02:54.560 --> 00:02:56.520
‫اوه، خدایا.

00:02:57.160 --> 00:02:59.360
‫خدایا، خدایا، خدایا،
‫اونجا خیلی جذاب به‌نظر میاد، آره.

00:03:00.000 --> 00:03:03.080
‫اینجا مراسم افتتاحیه
‫آتلانتیس تو دبی بود.

00:03:03.320 --> 00:03:06.280
‫اولین مراسم باهم
‫بودن اصلی بود،

00:03:06.400 --> 00:03:08.040
‫اونجوری میتونی صداش کنی.

00:03:09.160 --> 00:03:12.920
‫خب این عکس‌ها، ابتدای
‫عشق ما بودن،

00:03:13.160 --> 00:03:16.720
‫و هیچ ترسی نداشتم،
‫و خیلی عاشق بودم.

00:03:18.360 --> 00:03:23.680
‫من عاشق شور و شوقش،
‫کاریزماش، و شوخ طبعیش شدم.

00:03:24.240 --> 00:03:26.360
‫و فکر میکنم عموم مردم هم

00:03:26.400 --> 00:03:27.880
‫همه اون سال‌ها

00:03:27.920 --> 00:03:29.680
‫عاشق این چیزها شدن.

00:03:37.760 --> 00:03:40.800
‫خب، خیلی منتظر
‫این فینال بودیم

00:03:40.840 --> 00:03:42.640
‫چون بکر

00:03:42.680 --> 00:03:44.520
‫تصورات مردم رو خیلی
‫به خودش جلب کرده.

00:03:44.880 --> 00:03:46.120
‫اون فقط هفده سال و نیمشه.

00:03:46.160 --> 00:03:47.520
‫در مقابل کریک

00:03:47.560 --> 00:03:50.360
‫که رقیب خیلی حریصیه
‫بازی میکنه.

00:03:50.480 --> 00:03:52.360
‫با رسیدن به مسابقه کویین ۸۵،

00:03:52.520 --> 00:03:54.400
‫این مزخرفات درباره
‫بوریس رو نمی‌دونستیم.

00:03:54.520 --> 00:03:57.600
‫این بچه خیلی بزرگ و قویه
‫و خیلی سخت به توپ ضربه میزنه.

00:03:57.960 --> 00:03:59.800
‫منظورم اینه در واقعیت،
‫خیلی محکم ضربه میزنه،

00:03:59.840 --> 00:04:00.960
‫که اصلا فکر نمی‌کردیم
‫ممکن باشه

00:04:01.000 --> 00:04:02.200
‫بتونه توپ رو تو
‫زمین نگه داره.

00:04:02.240 --> 00:04:03.240
‫خب حالا شروع می‌کنیم.

00:04:08.040 --> 00:04:09.840
‫فقط محکم به توپ ضربه میزد‌.

00:04:11.840 --> 00:04:13.320
‫سرویس‌های بزرگ.

00:04:14.320 --> 00:04:15.680
‫رفت و برگشت‌های بزرگ.

00:04:16.680 --> 00:04:18.560
‫یه چیز بی‌سابقه از
‫یه بازیکن نوجوون.

00:04:18.720 --> 00:04:19.760
‫خارق‌العاده.

00:04:20.720 --> 00:04:22.760
‫بوریس، همونطور که گرم میکرد،

00:04:22.880 --> 00:04:25.520
‫پشت سرهم امتیاز‌های
‫غیر ممکنی رو میگرفت.

00:04:32.160 --> 00:04:35.400
‫کریک کاملا آشفته شده بود.

00:04:40.520 --> 00:04:42.480
‫فورتی-لاو.

00:04:42.520 --> 00:04:45.480
‫خب، اون سه سرویس بزرگ بوکر رو

00:04:45.800 --> 00:04:47.160
‫به سمت سه امتیاز
‫بازی میبره.

00:04:51.520 --> 00:04:53.160
‫خودشه.

00:04:53.240 --> 00:04:54.800
‫بازی، مجموعه و مسابقه.

00:04:56.760 --> 00:04:59.560
‫اینکه انقدر خوب بود
‫سورپرایزم کرده بود.

00:04:59.800 --> 00:05:01.360
‫اگه اونجوری بره
‫و بازی کنه،

00:05:01.400 --> 00:05:02.600
‫منظورم اینه، کی قراره جلوشو بگیره؟

00:05:03.000 --> 00:05:05.480
‫- هفده سال.
‫- آره. درسته.

00:05:05.600 --> 00:05:08.200
‫- خیلی زوده، نیست؟
‫- درسته، آره.

00:05:08.680 --> 00:05:12.240
‫مطمئنم اولینش شیرین‌ترینه، نیست؟

00:05:12.240 --> 00:05:13.080
‫آره.

00:05:13.160 --> 00:05:14.480
‫اولین باره که جایزه یه
‫رویداد بزرگ رو میگیری؟

00:05:14.520 --> 00:05:16.040
‫درسته، منظورم اینه
‫وقتی ده سالم بود

00:05:16.040 --> 00:05:17.680
‫برام یه رویا بود،

00:05:17.880 --> 00:05:20.960
‫با ده سال سن که میتونم فینال
‫جایزه بزرگ رو برنده بشم.

00:05:21.120 --> 00:05:23.680
‫میدونی، خیلی عالیه.

00:05:25.880 --> 00:05:27.280
‫از همون سن پایین،

00:05:27.280 --> 00:05:30.640
‫یه بازیکن برجسته تو
‫باشگاه تنیس محلی بود‌.

00:05:32.440 --> 00:05:35.240
‫بوریس رو برای اولین بار تو
‫مسابقات قهرمانی

00:05:35.360 --> 00:05:37.280
‫که تو لایمن برگزار میشد دیدم.

00:05:39.120 --> 00:05:41.800
‫من یازده سالم بود
‫و اون ده سالش.

00:05:43.000 --> 00:05:46.200
‫همون موقع یکی از سال
‫بالایی‌های رتبه برتر بود.

00:05:46.240 --> 00:05:49.880
‫و مثل جهنم برای هر
‫توپ میجنگید.

00:05:51.480 --> 00:05:54.320
‫بوریس، چهار به یک.

00:05:54.760 --> 00:05:58.000
‫تعویض. بوریس برای سرویس.

00:05:58.120 --> 00:06:00.040
‫میخواست همه‌چی رو ببره.

00:06:01.000 --> 00:06:02.760
‫به این میگن بازی!

00:06:04.720 --> 00:06:07.200
‫فقط فکر کن، هفت سال پیش،
‫بورگ اینجا بود.

00:06:07.280 --> 00:06:08.160
‫آره.

00:06:08.440 --> 00:06:09.960
‫برای بازی درمقابل اون
‫برات بهترین آرزوها رو دارم.

00:06:10.000 --> 00:06:10.960
‫همه‌ی بهترین‌ها.

00:06:12.520 --> 00:06:14.840
‫همه‌چی با بوریس بزرگ بود.

00:06:15.720 --> 00:06:19.720
‫اون داد میزد، از ترس،

00:06:20.080 --> 00:06:22.880
‫از خوشحالی، از ناکامی،

00:06:24.440 --> 00:06:26.200
‫پس، اگه امتیازی رو از دست میداد،

00:06:26.360 --> 00:06:29.080
‫نابود میشد.

00:06:29.600 --> 00:06:31.520
‫وقتی ده سالمون بود بوریس
‫رو ملاقات کردم.

00:06:32.200 --> 00:06:33.960
‫قلب خیلی، خیلی بزرگی داشت.

00:06:34.640 --> 00:06:38.280
‫و غیرقابل پیش بینی بود.

00:06:39.040 --> 00:06:41.280
‫این یکی از قدرت‌هاشه،

00:06:41.280 --> 00:06:42.880
‫و، آره،

00:06:43.440 --> 00:06:45.240
‫همینطور یکی از ضعف‌هاش.

00:06:45.920 --> 00:06:48.800
‫خواسته‌ی غیرقابل باوری
‫برای برد داشت.

00:06:49.080 --> 00:06:51.480
‫پرتاب‌هاش مثل
‫هیچکس نبود.

00:06:51.640 --> 00:06:53.360
‫سخت‌تر، سریع‌تر...

00:06:54.080 --> 00:06:55.040
‫درنده.

00:07:05.400 --> 00:07:08.240
‫پدر و مادرش آدم‌های
‫معمولی‌ای بودن.

00:07:08.440 --> 00:07:11.840
‫یه خورده بابت سلیقه بوریس
‫محافظه‌‌کار بودن.

00:07:12.280 --> 00:07:14.560
‫بوریس از اول متفاوت بود.

00:07:14.600 --> 00:07:17.240
‫نمی‌دونم از کجا گرفته بودش

00:07:17.280 --> 00:07:19.880
‫ولی همیشه میخواست
‫از همه بندها آزاد باشه.

00:07:21.920 --> 00:07:24.720
‫فدراسیون تنیس آلمان
‫شک‌های زیادی داشت.

00:07:27.080 --> 00:07:29.160
‫گونتر بوش از چیزی خوشش اومده بود

00:07:29.160 --> 00:07:31.960
‫که قطعا طبق میل فدراسیون نبود.

00:08:03.640 --> 00:08:05.960
‫همینطور که بوریس وارد
‫دوره جوونی میشد،

00:08:06.080 --> 00:08:07.680
‫همهمه‌ای که استعدادش داشت

00:08:07.760 --> 00:08:10.800
‫خیلی زود آژانس تنیس،
‫ایون تیریاک رو جذب کرد.

00:08:11.600 --> 00:08:13.480
‫متخصص قبلی رومانیایی

00:08:13.600 --> 00:08:15.720
‫دنبال بازیکن‌های جوان میگشت

00:08:15.800 --> 00:08:18.360
‫که بتونه اون‌ها رو تبدیل به
‫قهرمان‌های پول ساز کنه.

00:08:35.080 --> 00:08:36.600
‫بوریس میخواست پسرهای
‫بزرگ‌تر رو به چالش بکشه.

00:08:36.640 --> 00:08:38.880
‫قلبا مطمئن بود که ویمبلدون رو میبره.

00:08:40.320 --> 00:08:42.720
‫خیلی اعتماد به‌نفسش زیاد بود.

00:08:44.480 --> 00:08:46.040
‫این اعتماد به‌نفس خاصه.

00:08:46.120 --> 00:08:47.760
‫انگار که یه تورنومنت معمولیه
‫به ویمبلدون میره،

00:08:47.800 --> 00:08:49.360
‫ولی نمی‌تونم ببرم، میدونید چی میگم؟

00:08:50.680 --> 00:08:51.680
‫چرا که نه؟

00:08:56.600 --> 00:08:59.160
‫ویمبلدون سال ۱۹۸۵

00:08:59.200 --> 00:09:01.040
‫داشت تبدیل به غیرقابل پیش‌بینی‌ترین

00:09:01.080 --> 00:09:03.600
‫تورنومنت سال میشد.

00:09:05.920 --> 00:09:08.160
‫بازیکن معروف، جان مک‌انرو،

00:09:08.240 --> 00:09:10.200
‫توسط بازیکن آفریقایی کوین کورن

00:09:10.240 --> 00:09:12.480
‫از دوره فینال یک چهارم بیرون انداخته شد،

00:09:15.400 --> 00:09:18.480
‫در ادامه توسط جیمی کانرز
‫تو نیمه نهایی اینکار انجام شد.

00:09:20.280 --> 00:09:21.560
‫ولی تو فینال،

00:09:21.600 --> 00:09:23.040
‫حریف کورن بود که

00:09:23.080 --> 00:09:25.200
‫طرفدارها رو به هیجان مینداخت.

00:09:26.280 --> 00:09:29.080
‫بکر هفده ساله همه رو با

00:09:29.120 --> 00:09:31.040
‫توفانی کردن دوره‌ها شوکه کرد،

00:09:31.200 --> 00:09:33.480
‫و همه اسم‌های بزرگ رو کنار میزد.

00:09:46.200 --> 00:09:48.120
‫زمین مرکزی رو همه،

00:09:48.160 --> 00:09:51.560
‫به علاوه خانواده بوریس،
‫پر کرده بودن،

00:09:51.720 --> 00:09:54.880
‫منتظر بودن تا ببینن این نوجوون
‫میتونه تاریخ بسازه یا نه.

00:10:01.000 --> 00:10:02.720
‫برای فینال،

00:10:03.480 --> 00:10:06.760
‫بوریس بکر، هفده ساله رو داریم.

00:10:07.000 --> 00:10:09.520
‫کوین کورن،
‫ده سال بزرگ‌تر رو داریم،

00:10:09.600 --> 00:10:10.760
‫که تجربه بیشتری داره.

00:10:10.920 --> 00:10:12.840
‫این یه موقعیت بزرگه.

00:10:13.200 --> 00:10:14.960
‫مردم آلمان هیجان‌زده شدن.

00:10:15.160 --> 00:10:16.720
‫بریتانیا هیجان‌زده شده.

00:10:16.840 --> 00:10:18.960
‫همه به تلویزیون چسبیده بودن.

00:10:20.000 --> 00:10:21.640
‫دیوونه‌کننده بود.

00:10:21.720 --> 00:10:23.760
‫نمی‌تونستی برای دیدنش مقاومت کنی.

00:10:24.240 --> 00:10:26.840
‫به این پسره آلمانی با ضربه‌های داغش

00:10:26.880 --> 00:10:27.960
‫که ازم جوون‌تر بود حسودیم میشد.

00:10:27.960 --> 00:10:29.560
‫امیدوار بودم کوین میبره.

00:10:30.080 --> 00:10:32.080
‫تو فینال مقابل بوریس قرار گرفتم،

00:10:32.280 --> 00:10:34.400
‫این هاله رو از یه نوجوون ساخته بود که،

00:10:34.440 --> 00:10:36.520
‫یه پسر هفده ساله، کویین رو برده،

00:10:36.760 --> 00:10:39.120
‫پس می‌دونستم دارم
‫وارد یه جنگ واقعی میشم.

00:10:49.720 --> 00:10:52.200
‫وقتی به تور میرسید

00:10:52.240 --> 00:10:53.720
‫غیرقابل کنترل بود،

00:10:53.840 --> 00:10:55.840
‫خیلی، خیلی سخت بود
‫که ازش رد بشی.

00:10:57.840 --> 00:10:58.720
‫امتیاز برای بکر.

00:10:58.960 --> 00:11:00.960
‫اگه نمیتونست با پاهاش به
‫اونجا برسه، شیرجه میزد.

00:11:01.080 --> 00:11:03.120
‫نه فقط شیرجه، بلکه درواقع
‫همه ضربه‌ها رو تبدیل به امتیاز میکرد،

00:11:03.160 --> 00:11:04.400
‫این بهترین قسمتش بود.

00:11:07.120 --> 00:11:09.000
‫با تعهد کامل.

00:11:11.440 --> 00:11:13.320
‫داشتم تو ویمبلدون میگشتم.

00:11:13.400 --> 00:11:15.040
‫هرجایی میرفتی، اینجوری بود که،
‫الان امتیازا چندن؟

00:11:15.080 --> 00:11:15.960
‫الان امتیازا چندن؟‌

00:11:16.120 --> 00:11:18.240
‫و اینجوری بودم که، ‌نمیخوام
‫دیگه اینو بشنوم.‌

00:11:18.960 --> 00:11:20.080
‫ولی نمی‌تونستی ازش دوری کنی.

00:11:20.200 --> 00:11:22.680
‫خبرهای خیلی، خیلی بزرگی بودن.

00:11:25.200 --> 00:11:26.480
‫بازی و...

00:11:27.320 --> 00:11:30.320
‫بازی و ست سوم بکر
‫با هفت بازی به شش.

00:11:30.400 --> 00:11:33.800
‫فکر میکنم جمعیت بریتانیایی
‫عاشق بوریس شده بودن،

00:11:34.040 --> 00:11:37.560
‫و تو بازی فینال، یه رابطه
‫عاشقانه تمام عیار بود.

00:11:46.000 --> 00:11:48.520
‫قطعا بی‌احتیاطیش رو دوست داشنن،

00:11:48.560 --> 00:11:50.560
‫با بدن خودش مثل یه
‫عروسک پارچه‌ای رفتار میکرد.

00:11:53.040 --> 00:11:53.960
‫دو امتیاز آخر.

00:11:54.520 --> 00:11:58.480
‫بوریس این احساس قوی رو داشت که،

00:11:59.200 --> 00:12:02.320
‫‌من قرار نیست بدون نابود شدن

00:12:02.920 --> 00:12:04.720
‫تسلیم بشم.‌

00:12:06.320 --> 00:12:07.600
‫بازی به نفع بکر.

00:12:15.200 --> 00:12:17.480
‫بکر، دو امتیاز قهرمانی.

00:12:17.600 --> 00:12:18.600
‫ساکت، لطفا.

00:12:24.080 --> 00:12:25.440
‫اشتباه دوتایی.

00:12:25.640 --> 00:12:27.040
‫۴۰-۳۰.

00:12:28.120 --> 00:12:29.160
‫بی‌نظیره.

00:12:29.240 --> 00:12:31.640
‫شاید الان فرو ریختنش رو ببینیم.

00:12:32.040 --> 00:12:33.760
‫ولی هنوز امتیاز
‫قهرمانی رو داره.

00:12:34.040 --> 00:12:37.120
‫و فکر میکردم که، ‌اونجا ممکنه
‫یه فرصتی برای من باشه.‌

00:12:37.600 --> 00:12:38.720
‫ساکت لطفا.

00:12:48.200 --> 00:12:50.200
‫- بازی، آماده، مسابقه...
‫- خودشه! انجامش داد!

00:12:51.840 --> 00:12:53.760
‫حتی نتونستم راکتم رو
‫بهش برسونم، مثل یه گلوله.

00:12:53.800 --> 00:12:56.240
‫قطعا ۱۳۰ مایل در ساعت بود.

00:13:03.000 --> 00:13:04.840
‫یه جورایی بوریس رو جمع و جور کرد،

00:13:05.040 --> 00:13:07.600
‫که موفق بود که یکی از
‫بهترین سرویس‌های

00:13:07.640 --> 00:13:09.160
‫امتیاز آخر بازی رو بسازه.

00:13:11.120 --> 00:13:15.560
‫خودش یکهویی قهرمانی
‫ویمبلدون رو به چشم دید.

00:13:19.760 --> 00:13:21.640
‫امروز خوش آمدگویی به

00:13:21.680 --> 00:13:25.800
‫نوجوون هفده ساله‌ای رو داریم که
‫بعد از اجرای قدرتمندش تو ویمبلدون

00:13:25.840 --> 00:13:28.320
‫حالا ۱۷۵ هزار دلار پولدارتره.

00:13:30.280 --> 00:13:33.160
‫کل اون ملت با یه
‫قهرمان از خواب بیدار شدن.

00:13:33.640 --> 00:13:36.360
‫آلمان یه سوپراستار احتیاج داشت.

00:13:36.920 --> 00:13:39.160
‫اون‌ها بوریس رو به‌عنوان
‫یه قهرمان پذیرفتن

00:13:39.200 --> 00:13:41.160
‫و کل ملت اون
‫رو بیدار کردن.

00:13:41.560 --> 00:13:42.680
‫مربیم بهم گفت،

00:13:42.800 --> 00:13:45.600
‫‌چرا به لایمن نریم و
‫به بوریس تبریک نگیم؟‌

00:13:45.720 --> 00:13:48.840
‫و نمیتونید چیزی که
‫دیدیم رو باور کنید.

00:14:17.200 --> 00:14:18.640
‫بوریس ویمبلدون رو برده بود،

00:14:18.720 --> 00:14:21.800
‫بزرگ‌تر از چیزی بود که
‫میتونستی تصور کنی.

00:14:21.840 --> 00:14:23.000
‫واقعا بود.

00:14:23.160 --> 00:14:25.880
‫روزنامه‌ها پر از همه‌چی بودن.

00:14:26.280 --> 00:14:28.080
‫این عشق بوریس بود.

00:14:39.920 --> 00:14:41.840
‫وقتی بوریس ویمبلدون رو برد،

00:14:41.960 --> 00:14:43.960
‫خبرهای جهانی‌ای منتشر شده بودن.

00:14:44.560 --> 00:14:45.880
‫با ازدحام جمعیت روبه‌رو میشد.

00:14:49.520 --> 00:14:52.320
‫۵۰ هزارتا نامه دریافت میکرد،

00:14:54.280 --> 00:14:55.520
‫و بین اون‌ها،

00:14:56.280 --> 00:14:59.680
‫تعداد زیادی درخواست
‫ازدواج بود.

00:15:11.320 --> 00:15:15.440
‫همونطور که شهرت بوریس رشد میکرد،
‫اون قسمت جدیدی رو تو زندگیش آغاز میکرد

00:15:15.560 --> 00:15:17.280
‫که اون رو سرتیتر خبرها
‫قرار میداد

00:15:17.320 --> 00:15:19.920
‫حتی بیشتر از هوش تنیسش:

00:15:20.400 --> 00:15:23.000
‫ارتباط‌های آشفته‌اش با همه.

00:15:30.640 --> 00:15:34.560
‫زندگی من تو میامی
‫قبل از ملاقات بوریس،

00:15:34.640 --> 00:15:38.280
‫واقعا بی‌اهمیتی،
‫و بی مسئولیتی بود.

00:15:40.400 --> 00:15:42.440
‫نمی‌تونی کاری کنی
‫ولی میشناسیش.

00:15:42.560 --> 00:15:45.400
‫بدنی داره که به خودت
‫میای و میگی، ‌اوه، واو.‌

00:15:45.560 --> 00:15:49.600
‫و بهم‌دیگه نگاه کردیم و من
‫به هیچی فکر نمی‌کردم

00:15:49.640 --> 00:15:51.720
‫و یه دختری تو کافه بود
‫و اومد و گفت،

00:15:51.760 --> 00:15:54.600
‫اینجوری بود که، ‌گوش کن، بوریس
‫بکر شمارت رو میخواد.‌

00:15:54.960 --> 00:15:56.520
‫‌البته، شمارمو بهش بده،‌

00:15:56.560 --> 00:15:58.920
‫و بعد همیشه پست صوتی میفرستاد.

00:15:59.000 --> 00:16:00.920
‫این برای سه ماه ادامه داشت.

00:16:01.360 --> 00:16:04.040
‫و قبل از کریسمس برگشت

00:16:04.160 --> 00:16:05.240
‫و هیجان‌زده شده بودم،

00:16:05.640 --> 00:16:07.240
‫و با هم هم‌عقیده بودیم،
‫همین بود،

00:16:07.280 --> 00:16:09.080
‫و باهم شام خوردیم، و

00:16:09.160 --> 00:16:11.280
‫یکی از اون قرارایی بود که

00:16:12.040 --> 00:16:14.880
‫به‌نظر نمیومد وقت کافی باشه.

00:16:17.960 --> 00:16:20.880
‫رستوران رو ترک کردیم
‫و اون دست‌هام رو گرفت،

00:16:20.920 --> 00:16:22.680
.کنارم نشست

00:16:22.720 --> 00:16:25.280
‫و دستش رو گرفتم
‫و فقط...

00:16:25.360 --> 00:16:26.800
‫محکم بدون هیچ شکی منم حرفم رو زدم.

00:16:26.880 --> 00:16:28.480
‫اینجوری‌ام که، ‌اینجوری
‫شب بخیر نمیگیم.‌

00:16:33.280 --> 00:16:36.440
‫وقت گذروندن با بوریس
‫خیلی خوبه.

00:16:37.520 --> 00:16:40.480
‫اون مرد شیرینیه،
‫خیلی بخشنده‌ست.

00:16:40.680 --> 00:16:43.240
‫من تونستم خود بوریس واقعی رو بشناسم،

00:16:43.280 --> 00:16:45.040
‫نه بوریس بازیکن تنیس.

00:16:45.160 --> 00:16:46.760
‫ما واقعا عاشق همدیگه‌ شدیم

00:16:46.840 --> 00:16:50.800
‫و صادقانه بگم عالی بود.

00:16:57.000 --> 00:16:59.240
‫فکر میکنم بزرگ‌ترین شوک برای من بود،

00:16:59.320 --> 00:17:01.720
‫که به مراسم جوایزات
‫موسیقی ام‌تی‌وی رفتیم،

00:17:02.240 --> 00:17:04.080
‫و تا به حال به فرش قرمز
‫به این بزرگی نرفته بودم.

00:17:04.120 --> 00:17:08.920
‫و اینجوری بودم که،
‫‌اوه، خدای من،‌ صدای داد زدن‌ها.

00:17:10.280 --> 00:17:11.960
‫و باید یه چیزی رو
‫اعلام می‌کرد،

00:17:12.000 --> 00:17:14.920
‫باید مصاحبه انجام میدادیم،
‫اون تنهام گذاشت، حس گمشدگی داشتم.

00:17:15.520 --> 00:17:18.520
‫و به مراسم‌های بیشتری رفتیم،

00:17:18.520 --> 00:17:21.440
‫و اون‌موقع بود که فهمیدم،
‫‌این میامی نیست.‌

00:17:23.640 --> 00:17:26.840
‫و بعد با جریان خانم‌ها و
‫دخترها و شایعاتشون

00:17:26.920 --> 00:17:28.680
‫حس ناامنی داشتم.

00:17:46.680 --> 00:17:48.600
‫بکر از وقتی سال ۱۹۸۵
‫جایزه ویمبلدون رو برد

00:17:48.640 --> 00:17:51.480
‫با رسانه‌ها سروکار داشت.

00:17:55.320 --> 00:17:58.440
‫اون یه رابطه منحصربفرد
‫و پرسودی رو

00:17:58.480 --> 00:17:59.600
‫با یه خبرگزاری آلمانی

00:17:59.640 --> 00:18:02.760
‫تحت آژانس خودش، ایون تیریاک،
‫شروع کرد.

00:18:03.560 --> 00:18:06.600
‫برای بیلد، زندگی شخصی
‫ستاره‌های ورزشی

00:18:06.640 --> 00:18:09.200
‫همیشه خیلی مهم بود.

00:18:10.480 --> 00:18:13.920
‫ولی با بوریس، وارد
‫یه مرحله دیگه شدیم.

00:18:15.200 --> 00:18:17.360
‫مسئول ادیتورها تصمیم گرفت

00:18:17.400 --> 00:18:21.960
‫که میتونیم قرارداد بستن برای
‫داستان‌های انحصاری رو امتحان کنیم.

00:18:24.360 --> 00:18:28.080
‫یکی از همکارها با یه چمدون
‫پر شده با ۵۰ هزارتا پول

00:18:28.600 --> 00:18:33.200
‫از هامبورگ به لندن سفر کرد.

00:18:33.360 --> 00:18:35.680
‫اون چمدون رو به ایون تیریاک داد

00:18:35.800 --> 00:18:39.600
‫و بعد اولین مصاحبه انحصاری با
‫بوریس شروع شد.

00:18:42.680 --> 00:18:45.840
‫وقتی اولین نامزد رسمیش رو داشت،

00:18:45.880 --> 00:18:48.360
‫که اسمش بندیکتین
‫از موناکو بود،

00:18:49.920 --> 00:18:51.320
‫با یه تور باهاش
‫به مسافرت رفت.

00:18:53.000 --> 00:18:57.120
‫روزنامه‌ها با پول خیلی
‫زیادی فروخته شدن،

00:18:57.600 --> 00:19:00.240
‫پس این یه تجارت خیلی بزرگ بود.

00:19:00.720 --> 00:19:03.960
‫و این هم به ما و هم به
‫خودش کمک کرد

00:19:04.000 --> 00:19:05.720
‫چون کنترل تو دستش بود.

00:19:08.960 --> 00:19:11.640
‫جوری که شانسش برای داشتن یه
‫زندگی معمولی رو از دست داد

00:19:11.880 --> 00:19:15.040
‫چون از اون روز با بعد
‫هرکس میشناختش،

00:19:15.120 --> 00:19:18.120
‫میخواست یه چیزی درباره‌اش بدونه.

00:19:18.160 --> 00:19:20.520
‫همه‌جا دنبالش میکردن.

00:19:23.120 --> 00:19:26.240
‫بعضی اوقات به مردم این
‫کشور میگم

00:19:26.280 --> 00:19:29.280
‫ما سوپراستارهای ورزشی داریم،

00:19:29.560 --> 00:19:31.960
‫ولی اون‌ها قهرمان‌های ملی نیستن.

00:19:32.760 --> 00:19:35.200
‫اون تبدیل به نمادی از
‫موفقیت شد،

00:19:35.280 --> 00:19:38.120
‫که کل کشور یه جوری
‫میخواستن بهش نزدیک بشن.

00:19:49.080 --> 00:19:51.280
‫خانم‌ها و آقایان‌،
‫بوریس بکر.

00:19:55.400 --> 00:19:59.360
‫سوپراستارهایی که وقتی بچه
‫بودن معروف میشدن،

00:20:00.320 --> 00:20:04.160
‫باید متتظر یه فاجعه میبودن.

00:20:05.560 --> 00:20:08.120
‫ذهنت داره پیشرفت میکنه،
‫ارزشت داره بالا میره،

00:20:08.160 --> 00:20:10.600
‫ناخودآگاهت تغییر میکنه.

00:20:11.800 --> 00:20:16.360
‫تقریبا ذهنت رو عوض میکنه،

00:20:16.440 --> 00:20:19.440
‫چون چنین چیزی رو تو
‫سن خیلی پایینی بدست آوردی.

00:20:20.360 --> 00:20:22.480
‫بوریس، تبریک میگم. میتونیم
‫باهم چند کلمه حرف بزنیم؟

00:20:22.600 --> 00:20:23.880
‫تبریک میگم بوریس.

00:20:25.440 --> 00:20:26.440
‫این...

00:20:27.520 --> 00:20:28.680
‫آسون نیست.

00:20:44.120 --> 00:20:49.520
‫سال ۱۹۸۶، بوریس با موفقیت
‫تاج ویمبلدون رو بدست آورد.

00:20:49.800 --> 00:20:52.080
‫بازی، ست و مسابقه برای بکر!

00:20:55.440 --> 00:20:58.560
‫اون یه شهربازی بدون مالیات

00:20:58.600 --> 00:21:00.280
‫تو شهر همیشگی خودش
‫مونته کارلو درست کرد.

00:21:00.880 --> 00:21:03.200
‫رابطش با پول.

00:21:04.000 --> 00:21:06.800
‫وقتی بوریس دومین عنوان
‫ویمبلدونش رو برد،

00:21:07.240 --> 00:21:11.240
‫اون تبدیل به ابرستاره‌ای شده بود که

00:21:11.440 --> 00:21:14.240
‫آلمان تا به حال به
‫خودش ندیده بود.

00:21:18.280 --> 00:21:20.480
‫آره. باور نکردنی بود.

00:21:23.280 --> 00:21:25.080
‫همه قسمتی از بوریس رو میخواستن.

00:21:25.120 --> 00:21:28.760
‫همه میخواستن یه ثروت
‫بی‌حساب بهش پیشنهاد بدن.

00:21:29.440 --> 00:21:30.840
‫پول مثل سیل داشت میریخت.

00:21:30.880 --> 00:21:33.720
‫و البته که تیریاک فهمیده بود

00:21:34.040 --> 00:21:36.400
‫که طلا رو تو دستاش داره.

00:21:42.040 --> 00:21:43.280
‫و وقتی موفق میشی،

00:21:43.320 --> 00:21:46.200
‫اینجوریه که همه چیز به
‫سمتت پرتاب میشه.

00:21:46.280 --> 00:21:47.720
‫منظورم اینه، خیلی عجیب و غریبه.

00:21:47.760 --> 00:21:49.760
‫زیرنویس اختصاصی از تماشاخونه

00:21:50.280 --> 00:21:52.120
‫ولی تنیس یه راه خوب

00:21:52.160 --> 00:21:54.280
‫برای برگردوندنت به حالت اول داره.

00:21:55.080 --> 00:21:56.520
‫و اسمش باختنه.

00:21:57.280 --> 00:21:58.960
‫۵-۳ ماسور.

00:21:59.640 --> 00:22:02.200
‫والی، والی!

00:22:02.240 --> 00:22:03.280
‫به تشویق‌ها گوش کن.

00:22:03.440 --> 00:22:06.480
‫استادیوم با تشویق‌های ‌والی‌
‫به لرزه افتاده.

00:22:07.840 --> 00:22:09.360
‫والی!

00:22:09.400 --> 00:22:10.840
‫- ساکت شین!
‫- ساکت لطفا.

00:22:11.480 --> 00:22:12.800
‫میدونی، من تو خونه بودم.

00:22:12.840 --> 00:22:14.480
‫پدرم پشت سرهم داد میزد،

00:22:14.520 --> 00:22:18.120
‫‌باورتون نمیشه ولی والی
‫بوریس رو شکست داده،

00:22:18.760 --> 00:22:20.640
‫و بوریس داره میبازه.‌

00:22:24.640 --> 00:22:26.280
‫بی‌احتیاط. خیلی بی‌احتیاطی بود.

00:22:29.080 --> 00:22:30.320
‫به خط خورد.

00:22:31.920 --> 00:22:33.840
‫این قطعا سواستفاده از راکته.

00:22:33.880 --> 00:22:35.680
‫حتما یه چیزی داشت
‫اتفاق می‌افتاد‌.

00:22:35.720 --> 00:22:37.920
‫نمیدونم، نامزدت یه چیز اشتباه
‫گفت یا حالا هرچیزی.

00:22:37.960 --> 00:22:40.480
‫اگه یه چیزی اشتباه پیش بره
‫و اون فکر تو سرت باشه،

00:22:40.560 --> 00:22:42.400
‫و یه حریف خیلی
‫قوی‌ام باشه،

00:22:43.400 --> 00:22:44.680
‫تو دردسر بزرگی افتادی.

00:22:45.760 --> 00:22:47.800
‫دو امتیاز آخر بازی برای ماسور.

00:22:49.080 --> 00:22:49.880
‫اون انجامش داد!

00:22:49.880 --> 00:22:53.200
‫بازی، پنج ست و مسابقه
‫به نفع والی ماسور‌،

00:22:53.400 --> 00:22:54.920
‫سه ست به دو.

00:22:55.000 --> 00:22:55.960
‫۴-۶...

00:23:13.320 --> 00:23:14.920
‫صبح بخیر. همین
‫شش ماه پیش بود که

00:23:14.960 --> 00:23:17.360
‫درباره استعداد بی‌نظیر بوریس
‫بکر حرف میزدیم،

00:23:17.400 --> 00:23:20.040
‫که دومین قهرمانی
‫موفقیت‌آمیز ویمبلدون رو برده بود.

00:23:20.080 --> 00:23:22.800
‫به‌هرحال دیروز، مربیش گانتر
‫بوش

00:23:22.840 --> 00:23:25.560
‫خروج اون رو از مسابقات
‫استرالیایی اعلام کرد.

00:23:26.280 --> 00:23:27.520
‫بوریس بکر کاملا ناتوان از صحبت

00:23:27.600 --> 00:23:29.840
‫درباره سورپرایز مربیش بود.

00:23:30.000 --> 00:23:31.720
‫یه‌جوری من نجات پیدا می‌کنم.

00:23:59.040 --> 00:24:02.000
‫این برداشت رو از بوش داشتم که،
‫اون عاشق بوریس بود‌.

00:24:03.200 --> 00:24:07.080
‫یه لحظه تمرینی بازیکنی نبود.

00:24:08.240 --> 00:24:11.200
‫بوش پدر بوریس بود،

00:24:11.760 --> 00:24:15.000
‫و وقتی بوریس مجبورش کرد
‫استعفا بده،

00:24:15.480 --> 00:24:17.480
‫خطر داشت شروع میشد.

00:24:17.800 --> 00:24:19.960
‫منظورم اینه، من هنوز زنده‌ام.
‫یه بازی تنیس رو باختم.

00:24:20.000 --> 00:24:21.680
‫قرار نیست خودمو بکشم، هاه؟

00:24:22.480 --> 00:24:24.440
‫خیلی بده و الان ناامیدم،

00:24:24.480 --> 00:24:27.080
‫ولی فردا خورشید دوباره
‫طلوع میکنه.

00:24:31.960 --> 00:24:33.160
‫- باشه؟
‫- ممنون.

00:24:33.200 --> 00:24:34.360
‫- ممنون.
‫- ممنون، بوریس.

00:24:34.400 --> 00:24:35.320
‫آره‌.

00:24:52.080 --> 00:24:54.240
‫رابطه بوریس و شارللی

00:24:54.280 --> 00:24:56.520
‫از وقتی همدیگه رو دیده بودن

00:24:56.560 --> 00:24:58.200
‫تحت فشار کانون توجه
‫رسانه‌ها بود.

00:24:58.400 --> 00:25:00.680
‫ولی سه سال این رابطه
‫نجات پیدا کرده بود.

00:25:01.760 --> 00:25:04.160
‫این مسئله رو انگاری که
‫برای دیروز بوده یادم میاد.

00:25:04.320 --> 00:25:05.720
‫یکی از اون لحظات تو زندگی،

00:25:05.760 --> 00:25:08.200
‫که هیچوقت، هیچوقت فراموششون نمیکنی.

00:25:08.400 --> 00:25:10.840
‫تو خونش تو زوریخ نشسته بودیم

00:25:10.840 --> 00:25:12.840
‫و فقط داشتیم صحبت می‌کردیم.

00:25:12.960 --> 00:25:15.080
‫بهم‌ گفت که، ‌ببین،

00:25:15.640 --> 00:25:17.840
‫میخوام باهات ازدواج کنم.
‫من و تو، همین.

00:25:17.880 --> 00:25:19.600
‫من و تو.
‫میخوام باهات ازدواج کنم.‌

00:25:19.640 --> 00:25:21.040
‫اینجوری بودم که، ‌خب، خوبه.
‫میخوام ازدواج کنم.

00:25:21.080 --> 00:25:21.880
‫میخوام این لباسو بگیرم.‌

00:25:22.000 --> 00:25:24.280
‫فقط من...
‫تو آسمون هفتم بودم.

00:25:25.360 --> 00:25:29.320
‫‌ببین، گوش کن، من واقعا متاسفم،
‫ولی این جواب نمیده.

00:25:29.360 --> 00:25:31.000
‫ما باهمدیگه انتهایی نداریم.

00:25:31.400 --> 00:25:33.520
‫ما ازدواج‌ نمی‌کنیم.
‫ به همدیگه‌ نمیخوریم.‌

00:25:33.640 --> 00:25:37.360
‫غیرواقعی‌ترین احساسی بود
‫که داشتم.

00:25:37.400 --> 00:25:40.360
‫اینجوری بودم که، ‌داری سربه‌سرم میذاری؟
‫الان داری باهام شوخی میکنی؟‌

00:25:44.600 --> 00:25:48.200
‫میخواست جدا بشه فکر میکنم،
‫نمیدونم شاید چون،

00:25:48.240 --> 00:25:51.440
‫من نسبت با خودم‌حس ناامنی داشتم،
‫مطمئنم منم تقصیراتی داشتم.

00:25:51.640 --> 00:25:54.520
‫صدام بلند بود، داشتم
‫ازش کلی سوال میپرسیدم.

00:25:54.840 --> 00:25:58.160
‫و یه جورایی دوتامون شوکه بودیم

00:25:58.480 --> 00:26:00.960
‫چون که فکر میکردیم، ‌اوه، تو جوری
‫نیستی که تو میامی بودی،‌

00:26:00.960 --> 00:26:03.560
‫و برعکس، ولی من وارد دنیات شدم.

00:26:03.600 --> 00:26:06.000
‫کاملا روت حساب باز کرده بودم.

00:26:07.080 --> 00:26:09.440
‫چون من دنبال هیچ
‫چیز دیگه‌ای نبودم.

00:26:10.800 --> 00:26:13.200
‫فکر میکنم بود، ولی هنوز
‫آزادیش رو میخواست.

00:26:18.640 --> 00:26:20.480
‫توی تعطیلات خانوادگی بودم که،

00:26:20.960 --> 00:26:23.120
‫از یه همکار یه تماسی بهم شد،

00:26:23.240 --> 00:26:25.280
‫میگفت، ‌چندتا عکس از بوریس داریم

00:26:25.320 --> 00:26:26.880
‫که رو یه کشتی با الساندرا میر وودنه

00:26:27.400 --> 00:26:30.040
‫ده دقیقه بعد، یه تماس از
‫بوریس داشتم که‌ میگفت،

00:26:30.120 --> 00:26:32.160
‫‌یه داستان خوب برات دارم.

00:26:33.160 --> 00:26:36.440
‫من با الساندرا میر
‫وودن ازدواج میکنم.‌

00:26:39.360 --> 00:26:41.520
‫یه دختر معمولی تو مونیخ بود.

00:26:42.160 --> 00:26:46.520
‫بوریس بین رابطه‌هاش خیلی
‫از این در به اون در میرفت.

00:26:47.760 --> 00:26:49.400
‫یه بعداز ظهر همدیگه رو دیدیم.

00:26:50.080 --> 00:26:52.040
‫با خنده بهم گفت،

00:26:52.400 --> 00:26:54.640
‫‌حالا، تو برو خونه پیش همسرت

00:26:55.160 --> 00:26:56.960
‫منم میرم بیرون شکار.‌

00:26:59.920 --> 00:27:03.800
‫به‌عنوان یه زن، وقتی مردی ازت
‫خوشش بیاد میفهمی.

00:27:04.200 --> 00:27:06.240
‫پس خیلی سریع متوجه شدم که،

00:27:06.280 --> 00:27:08.640
‫میدونی، بوریس به
‫من علاقه داشت.

00:27:08.720 --> 00:27:11.720
‫و میدونید، خیلی غیررسمی
‫همه چیز شروع شد.

00:27:11.920 --> 00:27:14.560
‫و یه ماه بعد بود که فهمیدم،

00:27:14.600 --> 00:27:17.680
‫اوه خدای من، این مرد
‫داره تعقیبم میکنه.

00:27:20.480 --> 00:27:22.640
‫اون شخصیت بی‌نظیری داره

00:27:23.000 --> 00:27:24.960
‫و کاریزماتیکه،

00:27:25.040 --> 00:27:27.640
‫و علاوه براون،
‫داشت چاپلوسی میکرد.

00:27:31.640 --> 00:27:33.680
‫جشن تولدم رو یادمه،

00:27:33.840 --> 00:27:37.040
‫اون سوار یه هواپیمای شخصی شده بود،
‫و واقعا دعوتش نکرده بودم،

00:27:37.200 --> 00:27:38.840
‫ولی میدونست چه اتفاقی داره می‌افته،

00:27:39.000 --> 00:27:40.640
‫و یکهویی خودش رو نشون داد.

00:27:40.720 --> 00:27:43.720
‫خیلی از حضور چنین مرد جذابی

00:27:43.840 --> 00:27:47.160
‫که، میدونید، دنبالمه خوشحال بودم.

00:27:49.080 --> 00:27:50.360
‫و دوست‌هام اینجوری بودن که،

00:27:50.400 --> 00:27:52.600
‫باید به این مرد یه شانس بدی.

00:27:52.840 --> 00:27:56.240
‫اون شبی بود که گفتم،
‫‌باشه، میدونی چیه؟ چرا که نه؟

00:27:56.400 --> 00:27:58.280
‫بیا بریم شام بخوریم.
‫بیا امتحانش کنیم.‌

00:27:58.960 --> 00:28:00.440
‫مثل داستان پری‌ها بود.

00:28:01.040 --> 00:28:03.960
‫که وارد چیزی شدم که معلوم
‫شد یه توفانه.

00:28:07.200 --> 00:28:08.680
‫ما نامزد کرده بودیم.

00:28:14.040 --> 00:28:16.560
‫خب، یه روز از خواب بیدار شدم
‫و تلفن داشت زنگ میخورد

00:28:17.040 --> 00:28:20.720
‫و یکی بود که باهاش کار می‌کردم،
‫خیلی به‌هم نزدیک بودیم،

00:28:21.040 --> 00:28:22.000
‫‌متاسفم.‌

00:28:22.040 --> 00:28:23.800
‫و اینجوری بودم که، ‌منظور
‫لعنتیت چیه؟‌

00:28:24.000 --> 00:28:25.680
‫‌نه، نه‌‌‌... اخبارو دیدی؟‌

00:28:25.720 --> 00:28:26.680
‫گفتم که، ‌نه.‌

00:28:26.720 --> 00:28:29.160
‫‌اوه. بوریس نامزد کرده.‌

00:28:29.520 --> 00:28:31.960
‫اینجوری بودم که، ‌منظورت چیه؟
‫با کی؟‌

00:28:33.520 --> 00:28:35.720
‫آنلاین شدم.
‫رفتم پیش بیلد.

00:28:37.120 --> 00:28:39.960
‫دختره خوشگل بود، و جوون‌تر.

00:28:40.240 --> 00:28:41.760
‫احساس کردم...

00:28:42.840 --> 00:28:45.560
‫احساس کردم که... اوه، خدای من،
‫این یکی خیلی سخته.

00:28:45.600 --> 00:28:47.640
‫و بعد گفتم، ‌نه...‌

00:28:47.880 --> 00:28:50.520
‫گفتم که، ‌لعنت بهش. من
‫میرم ایبیزا.‌

00:28:50.520 --> 00:28:52.440
‫خدایا، حتی به اندازه کافی حالم بد
‫نمیشد که فراموشش کنم.

00:28:52.480 --> 00:28:54.560
‫تو چنین وضعیت بدی بودم.

00:29:11.760 --> 00:29:13.400
‫سال ۱۹۸۹،

00:29:13.520 --> 00:29:17.080
‫دو سال بعد از بیرون اومدن
‫از مسابقات استرالیا،

00:29:17.400 --> 00:29:20.160
‫تنیس بوریس به حالت
‫اولیش برگشته بود.

00:29:20.440 --> 00:29:23.640
‫حالا با یه مربی و
‫نامزد جدید،

00:29:23.880 --> 00:29:26.280
‫سومین عنوان ویمبلدون
‫رو برد،

00:29:26.400 --> 00:29:29.680
‫مدافع قهرمانی، استفان ادبرگ،
‫رو شکست داد.

00:29:31.600 --> 00:29:32.680
‫و انجامش داد!

00:29:32.760 --> 00:29:35.920
‫دو ماه بعد، بوریس با
‫بردن مسابقات آمریکایی

00:29:35.920 --> 00:29:37.960
‫برگشت خودش رو اعلام‌ کرد.

00:29:38.720 --> 00:29:40.880
‫حالا فقط یه هدف دیگه
‫براش باقی مونده بود:

00:29:41.280 --> 00:29:43.480
‫اینکه شماره یک جهان بشه.

00:29:44.400 --> 00:29:46.200
‫تو مسابقات استرالیایی

00:29:46.280 --> 00:29:50.200
‫ایوان لندی رو شکست داد و
‫تاج نهایی رو گرفت.

00:29:53.640 --> 00:29:56.080
‫سال ۹۱ وقتی بالاخره
‫شماره یک جهان شد

00:29:56.120 --> 00:29:58.400
‫حالا دیگه ثبت نهایی شده.

00:29:58.720 --> 00:30:00.200
‫ویمبلدون رو برده بود‌.

00:30:00.240 --> 00:30:01.520
‫مسابقات آمریکایی رو برده بود

00:30:01.560 --> 00:30:04.440
‫و مسابقات استرالیایی
‫و حالا شماره یک جهان.

00:30:04.920 --> 00:30:07.640
‫شماره یک جهان شدن،
‫یه جورایی مثل رو کوه بودنه،

00:30:07.720 --> 00:30:09.640
‫و برای بکر ارزش زیادی داشت‌.

00:30:09.680 --> 00:30:12.360
‫فکر کنم اون چیزی بود که
‫فکر میکرد از دستش داده.

00:30:18.760 --> 00:30:20.840
‫چیزهای زیادی رو پشت
‫سر گذاشته بود.

00:30:20.880 --> 00:30:23.040
‫از وقتی که هفده سالش بود

00:30:23.440 --> 00:30:25.160
‫و ویمبلدون رو برنده شد

00:30:25.200 --> 00:30:27.280
‫و یه قهرمان ملی شد،

00:30:27.320 --> 00:30:29.640
‫هیچوقت نمیتونست
‫خودش باشه.

00:30:30.440 --> 00:30:33.000
‫همیشه برای یه نفر
‫دیگه بازی میکرد،

00:30:33.480 --> 00:30:37.200
‫برای کشورش، برای مربیش،
‫و برای اسپانسرهاش.

00:30:38.920 --> 00:30:41.160
‫این یکی فقط برای خودم و فقط برای خودمه‌.

00:30:52.800 --> 00:30:54.960
‫حالا اون شماره یک جهان بود،

00:30:55.000 --> 00:30:57.120
‫داستان‌هایی درباره زندگی شخصی اون

00:30:57.160 --> 00:30:59.400
‫بیشتر از قبل درخواست میشد،

00:30:59.520 --> 00:31:02.280
‫بخصوص درباره‌ی رابطه‌ی جدیدش.

00:31:02.840 --> 00:31:06.680
‫ژانویه ۱۹۹۲ تو
‫استرالیا بودم.

00:31:08.400 --> 00:31:10.520
‫شایعه‌های جدیدی از
‫آلمان بودن که

00:31:10.520 --> 00:31:13.760
‫میگفتن نامزد جدید داره،
‫باربارا فلتوس.

00:31:14.080 --> 00:31:17.760
‫تا اون‌موقع هیچکدوممون
‫نمیشناختیمش‌.

00:31:19.040 --> 00:31:21.280
‫وقتی به هتل رسید،

00:31:21.360 --> 00:31:22.880
‫تو لابی نشسته بودم.

00:31:22.920 --> 00:31:24.320
‫بوریس اومد داخل.

00:31:24.920 --> 00:31:26.640
‫من رو به باربارا معرفی کرد،

00:31:27.000 --> 00:31:29.360
‫و از اون‌موقع به بعد اون میدونست که

00:31:29.600 --> 00:31:33.160
‫که من یه آدم نزدیک به
‫بوریس بودم.

00:31:33.200 --> 00:31:35.680
‫حالا به همه تعلق داری‌.

00:31:36.200 --> 00:31:39.800
‫به‌عنوان یه زوج دو نژاده
‫با پروفایل بالا تو آلمان،

00:31:40.080 --> 00:31:43.760
‫بوریس و باربارا خیلی سریع
‫روی صفحه اول روزنامه‌ها بودن.

00:31:44.360 --> 00:31:48.240
‫یه سال بعد، بوریس اعلام کرد
‫که دارن ازدواج‌ میکنن.

00:31:48.560 --> 00:31:51.400
‫ازدواج بین بوریس و باربارا

00:31:52.000 --> 00:31:54.920
‫یکی از بزرگ‌ترین
‫رویدادهای آلمان بود.

00:31:58.600 --> 00:32:00.440
‫اون میخواست خصوصی برگزارش کنه.

00:32:03.080 --> 00:32:04.960
‫مثل یه بازی شروع شد که

00:32:05.120 --> 00:32:07.480
‫باید میفهمیدی کجا
‫قراره اتفاق بی‌افته.

00:32:08.400 --> 00:32:11.680
‫یکی کیتزوهل بود،
‫یه تیم به کیتزوهل فرستادیم،

00:32:11.960 --> 00:32:14.920
‫و تیم‌های دیگه‌ای
‫به جاهای دیگه فرستادیم.

00:32:15.760 --> 00:32:17.440
‫یکی تو لایمن بود‌.

00:32:22.600 --> 00:32:24.680
‫پس آماده بودیم،

00:32:24.960 --> 00:32:26.160
‫و بهش گفتیم،

00:32:26.200 --> 00:32:29.080
‫فکر میکنم پیداش می‌کنیم
‫و اونجا خواهیم بود‌.

00:32:40.160 --> 00:32:42.920
‫وقتی خبرها گفتن که
‫باربارا بارداره،

00:32:43.080 --> 00:32:46.040
‫اون روی ابرها بود چون
‫چیزی بود که همیشه میخواست.

00:32:46.040 --> 00:32:48.560
‫کلی احساسات هم لازم داری،
‫اینکه بهترین خودت باشی

00:32:48.600 --> 00:32:50.280
‫و خیلی سخته تعادلش رو پیدا کنی.

00:32:51.360 --> 00:32:54.760
‫هرچی علاقش به زندگی
‫خانوادگی بیشتر میشد،

00:32:55.880 --> 00:32:58.080
‫علاقش به تنیس
‫از بین میرفت.

00:32:59.200 --> 00:33:02.080
‫تو هر تورنومنتی باهم سفر میکردن

00:33:02.960 --> 00:33:05.520
‫علاوه بر اینکه مشکلاتی رو داشتن که

00:33:05.560 --> 00:33:07.680
‫وقتی اولین بچه‌ات رو داری
‫برات بوجود میاد.

00:33:08.240 --> 00:33:12.200
‫بهم گفتش که خانواده
‫تمام دنیای اونه.

00:33:13.520 --> 00:33:17.440
‫ولی خوشحالی تو خونه فاجعه‌ی
‫تو زمین معنی میشد.

00:33:17.760 --> 00:33:20.480
‫وقتی نتیجه‌هات فروکش میکنن،

00:33:21.160 --> 00:33:24.480
‫وارد یه جای تاریکی میشی.

00:33:25.240 --> 00:33:27.800
‫بوریس داره تبدیل به یه کالای
‫مصرفی بزرگ میشه.

00:33:27.840 --> 00:33:31.680
‫اسپانسرها با میلیون‌ها
‫میلیون دلار مشغول بودن.

00:33:33.320 --> 00:33:36.080
‫مطمئنم قطعا داشت
‫مغزش رو منفجر میکرد‌.

00:33:37.080 --> 00:33:39.920
‫سال ۱۹۹۶، بوریس به
‫شماره شش رنکینگ جهانی

00:33:40.680 --> 00:33:44.120
‫هنوز یکی از بزرگ‌ترین
‫ستاره‌های ورزشی بود‌.

00:33:50.560 --> 00:33:53.760
‫بوریس در طول کارش پول
‫زیادی بدست آورد.

00:33:54.400 --> 00:33:59.800
‫تو زمین خودش گفت که ۲۵
‫میلیون یورو درآورده.

00:34:01.320 --> 00:34:05.880
‫ولی ایون تیریاک گفت که خیلی
‫بیشتر از این حرف‌ها بوده.

00:34:06.240 --> 00:34:09.880
‫با توجه به بازی‌هایی ‌که
‫تو زمین تنیس کرده بود

00:34:10.160 --> 00:34:14.720
‫۱۲۵ میلیون درآورده بود.

00:34:16.080 --> 00:34:18.200
‫وقتی مدیرهات ازت میخوان
‫کلی پول دربیاری

00:34:18.240 --> 00:34:22.160
‫تو یه وضعیت غیرواقعی
‫قرار میگیری.

00:34:22.240 --> 00:34:24.400
‫اون‌ها اونجان تا برای
‫خودشون پول دربیارن

00:34:24.440 --> 00:34:27.880
‫و خیلی‌هاشون حتی برای
‫سلامتی

00:34:27.960 --> 00:34:29.800
‫تو اونجا نیستن.

00:34:29.960 --> 00:34:32.920
‫خیلی سخته، 'چون خیلی
‫از راهت دور می‌افتی،

00:34:33.240 --> 00:34:35.040
‫و به راهنمایی احتیاج داری.

00:34:35.200 --> 00:34:38.240
‫و فکر میکنم بوریس یه سری
‫اوقات با تیریاک لازمش داشت.

00:34:38.440 --> 00:34:41.240
‫ولی فکر می‌کنم بوریس آدم‌های
‫عاشق پیشه زیاد داشت.

00:34:43.440 --> 00:34:46.160
‫بجز کار اصلیش تو موناکو،

00:34:46.520 --> 00:34:49.120
‫بوریس پول کلانی رو برای
‫خریدن خونه‌های لویش

00:34:49.160 --> 00:34:53.320
‫تو مونیخو و فیشر یکی
‫از جزیره‌های میامی خرج کرد،

00:34:53.600 --> 00:34:56.920
‫یکی از گرون‌ترین ایالت‌های
‫آمریکا،

00:34:57.160 --> 00:35:00.360
‫جایی که خودش و خانوادش
‫زندگی شیکی داشتن.

00:35:00.880 --> 00:35:03.640
‫در طول جشن هزار ساله
‫سال پیش،

00:35:03.680 --> 00:35:07.040
‫اگه درآمد یه بازیکن تنیس
‫رو حساب میکردی

00:35:07.200 --> 00:35:09.000
‫و اگه میخواستی بفهمی

00:35:09.040 --> 00:35:11.440
‫چقدر با شرکت‌های اسپانسریشون
‫ثروتمند هستن،

00:35:11.480 --> 00:35:13.240
‫باید پنج برابرش میکردی،

00:35:13.240 --> 00:35:16.120
‫و فکر می‌کنم برای بوریس رو
‫باید ده برابر میکردی.

00:35:16.720 --> 00:35:17.920
‫من هستم.

00:35:19.480 --> 00:35:22.320
‫و بعدا خیلی معمول‌ تر شد

00:35:22.400 --> 00:35:27.000
‫چون بازیکن‌های تنیسی مثل فدرر،
‫نادال، جوکوویچ،

00:35:27.200 --> 00:35:28.960
‫خیلی ثروتمندن.

00:35:29.040 --> 00:35:33.000
‫و ثروت بازیکن‌های تنیس
‫نجومی بالاتر میرفت،

00:35:33.160 --> 00:35:35.840
‫و بوریس اولین
‫اون‌ها بود.

00:35:39.720 --> 00:35:42.480
‫ولی خرج کردن‌های جهانی بوریس

00:35:42.520 --> 00:35:45.640
‫اون رو مورد توجه خبرنگارهای
‫آلمانی قرار میداد.

00:35:45.880 --> 00:35:48.720
‫میدونستن که میلیون‌ها یورو
‫بدهکاری مالیاتی داشت،

00:35:49.200 --> 00:35:53.560
‫و افشاگری‌های بودجه‌ایش
‫عمومی شده بود‌.

00:35:53.960 --> 00:35:56.440
‫همه خیلی سورپرایز شده بودن

00:35:56.760 --> 00:36:01.360
‫وقتی شنیدیم که ممکنه بوریس
‫مشکلات مالیاتی داشته باشه.

00:36:02.560 --> 00:36:05.320
‫همه میدونستن اون چقدر
‫پول درآورده.

00:36:06.240 --> 00:36:08.720
‫پس، فکر کردیم این نمیتونه
‫درست باشه.

00:36:09.440 --> 00:36:12.080
‫تو آلمان داستان خیلی بزرگی بود،

00:36:12.120 --> 00:36:14.440
‫و وقتی بکر تو مونته کارلو
‫زندگی می‌کرد،

00:36:14.480 --> 00:36:16.960
‫خیلی‌ها درباره مالیات
‫حرف میزدن.

00:36:17.360 --> 00:36:19.640
‫چرا تو خونه نمیخواد
‫مالیاتش رو پرداخت کنه؟

00:36:23.240 --> 00:36:29.440
‫تحقیقات خیلی محرمانه
‫اتفاق افتادن.

00:36:29.960 --> 00:36:32.760
‫بوریس بهم گفت که انگار یکی

00:36:32.920 --> 00:36:34.560
‫وارد خونه‌اش شده‌.

00:36:34.600 --> 00:36:36.680
‫همه‌چی آشفته شده بود.

00:36:37.520 --> 00:36:40.560
‫زیر تخت‌ها، زیر مبل‌ها رو میگشتن.

00:36:41.920 --> 00:36:47.160
‫برای اون، تحقیقات مثل حمله

00:36:47.600 --> 00:36:49.000
‫به زندگی شخصیش بود

00:36:49.040 --> 00:36:53.000
‫و خیلی، خیلی درباره‌اش عصبی
‫و ناراحت بود.

00:36:54.680 --> 00:36:58.960
‫هیچوقت فکرشو نمیکرد آلمان،
‫کشورش،

00:36:59.000 --> 00:37:00.760
‫بتونه چنین کاری بکنه.

00:37:02.720 --> 00:37:05.320
‫با تحقیقات در حالا انجام مالیاتی،

00:37:05.600 --> 00:37:07.600
‫تنیس بوریس هم از بین رفته بود،

00:37:07.680 --> 00:37:10.520
‫و به پایین رفتن تو رنکینگ جهانی

00:37:10.560 --> 00:37:12.520
‫و رسیدن به ۱۰۰ نفر اول ادامه میداد.

00:37:12.840 --> 00:37:16.480
‫سال ۱۹۸۹ از تورنومنت‌های
‫اصلی بازنشسته شد.

00:37:16.680 --> 00:37:20.080
‫ولی سال بعدی ۱۹۹۹،

00:37:20.160 --> 00:37:22.600
‫اون بازی بزرگی رو شروع کرد:

00:37:22.760 --> 00:37:25.240
‫یه تلاش دیگه برای
‫بردن ویمبلدون.

00:37:25.840 --> 00:37:27.440
‫سورپرایز کننده بود

00:37:27.480 --> 00:37:30.000
‫که بوریس تصمیم گرفت
‫تو ویمبلدون بازی کنه،

00:37:30.360 --> 00:37:31.600
‫یه کامبک.

00:37:31.640 --> 00:37:33.200
‫آخرین اشتیاق.

00:37:33.320 --> 00:37:36.480
‫آخرین بازی تو ویمبلدونه،

00:37:36.520 --> 00:37:39.720
‫همسرش، باربارا، بچه
‫دومشون رو باردار بود.

00:37:41.320 --> 00:37:42.960
‫بوریس بهم زنگ زد

00:37:42.960 --> 00:37:46.280
‫و گفت یه کمی از زندگی‌ای که

00:37:46.560 --> 00:37:51.160
‫بدون تنیس داره خسته‌ست.

00:37:55.240 --> 00:37:58.680
‫به‌خاطر لحظات خاص،
‫جنگیدن‌ها،

00:37:58.760 --> 00:38:01.000
‫میخواست دوباره اون رو حس کنه.

00:38:04.960 --> 00:38:07.240
‫دیدن اولین هفته رو یادم میاد،

00:38:07.240 --> 00:38:09.880
‫حریف دومین رده‌بندی،
‫پت رفتر، بود.

00:38:11.080 --> 00:38:14.880
‫مشکل این بود که،
‫حالا بوریس ۳۱ سالش بود.

00:38:15.800 --> 00:38:17.920
‫و یه بازیکن نیمه وقت بود.

00:38:18.280 --> 00:38:20.720
‫و رفتر تو اوج بازیش بود.

00:38:20.920 --> 00:38:24.960
‫بکر با بهترین سرویس‌زن و برگشت‌زن
‫اون‌موقع روبه‌رو شده بود.

00:38:28.760 --> 00:38:31.160
‫بازی، ست، و مسابقه

00:38:31.880 --> 00:38:33.600
‫میتونستی ببینی که تموم شده.

00:38:33.760 --> 00:38:34.600
‫اون شکست میخوره.

00:38:34.720 --> 00:38:36.720
‫میتونی تضمین کنی که شکست میخوره.

00:38:40.040 --> 00:38:41.520
‫شش بازی به سه.

00:38:42.640 --> 00:38:47.480
‫تو ورزش وقتی یه قهرمان
‫خوب رو میبینی که پسرفت کرده،

00:38:48.520 --> 00:38:52.320
‫هروقتی هرچقدر تلاش کنه،
‫نمیتونه انجامش بده.

00:38:52.360 --> 00:38:54.280
‫و خودش رو در حال
‫تلاش زیاد پیدا کنه،

00:38:54.640 --> 00:38:56.400
‫همیشه عمیقا ناراحت کننده‌ست.

00:38:56.960 --> 00:38:59.720
‫- بیرون!
‫- بازی، ست، مسابقه به نفع دفتر.

00:38:59.760 --> 00:39:01.560
‫رفتر سه ست رو به
‫عشق میبره.

00:39:01.600 --> 00:39:05.800
‫این یه درک وحشتناکه،
‫و اون‌ها رو بی‌نصیب میذاره.

00:39:06.400 --> 00:39:11.040
‫حالا انتهای ۱۵ سال
‫بی‌نظیر ویمبلدونه.

00:39:11.040 --> 00:39:14.440
‫جوون‌ترین قهرمان تو سن
‫۱۷ سالگی و هفت ماه.

00:39:14.640 --> 00:39:17.560
‫و وقتی میفهمی باید

00:39:17.680 --> 00:39:20.880
‫عشقت رو ترک کنی، هیچوقت
‫آسون نیست

00:39:20.920 --> 00:39:23.840
‫و خودش میدونست که این
‫انتهای فصلشه.

00:39:25.640 --> 00:39:26.920
‫وقتی جایی رو ترک میکنی،

00:39:26.960 --> 00:39:29.200
‫و میدونی که هیچوقت
‫برنمیگردی،

00:39:29.240 --> 00:39:30.520
‫خیلی درد داره.

00:39:33.760 --> 00:39:36.120
‫حتما برای بوریس وحشتناک بوده

00:39:37.120 --> 00:39:40.600
‫و قطعا نمیتونسته تحملش کنه،

00:39:41.920 --> 00:39:46.720
‫و اون‌موقع نمیتونست
‫تصمیم درست رو بگیره.

00:39:47.720 --> 00:39:50.800
‫فکر میکنم رفت و سعی
‫کرد تا

00:39:50.880 --> 00:39:53.000
‫یه چیزی به جای حس معروفیتی

00:39:53.040 --> 00:39:57.160
‫که تو تنیس داشت پیدا کنه.

00:39:58.280 --> 00:40:02.200
‫اون شب، بوریس تحقیر شده
‫همسر باردارش رو تو خونه ول کرد

00:40:02.240 --> 00:40:05.200
‫و بدنبال آرامشی برای
‫شکستش رفت.

00:40:05.400 --> 00:40:09.480
‫کارش به یه رستوران سلبریتی‌ها
‫تو میفر لندن میرسید.

00:40:09.920 --> 00:40:12.280
‫یه روز تو اتاق خبری بودم که
‫تلفن زنگ خورد.

00:40:13.640 --> 00:40:16.280
‫و یه منبعی بود که درباره

00:40:16.560 --> 00:40:21.120
‫بوریس بکر و یه بچه
‫احتمالی خبر میداد.

00:40:22.680 --> 00:40:27.200
‫اون منبع خیلی واضح بود،
‫اسم رستورانی به اسم نوبو رو برد.

00:40:27.480 --> 00:40:30.480
‫برخوردی که تو کمد جاروها

00:40:30.800 --> 00:40:33.520
‫تو طبقات افتاده بود
‫رو تعریف کردن.

00:40:34.600 --> 00:40:38.280
‫اون منبع آپارتمانی که مادرش
‫زندگی‌ میکرد رو هم میشناخت.

00:40:39.160 --> 00:40:42.920
‫تو ماشین منتظر بودم
‫و در باز شد.

00:40:43.400 --> 00:40:46.000
‫یه زن با یه کالسکه بیرون اومد.

00:40:47.760 --> 00:40:50.600
‫یادم میاد طرف دیگه
‫خیابون باهاش میرفتم،

00:40:50.800 --> 00:40:53.640
‫عکاس‌ها هم جاگیری شده بودن.

00:40:55.040 --> 00:40:59.240
‫یکهویی بچه حرکت میکنه،

00:40:59.400 --> 00:41:01.440
‫و کاملا سرش رو به سمت
‫من میچرخونه،

00:41:01.680 --> 00:41:06.000
‫و اون بوریس بکر بود که
‫مستقیم داشت نگاهم میکرد.

00:41:10.520 --> 00:41:11.920
‫اون لحظه

00:41:13.280 --> 00:41:18.600
‫فکر کردم که همه‌چی میتونه
‫برای بوریس عوض بشه.

00:41:19.880 --> 00:41:22.640
‫اون قهرمان خیلی‌ها بود

00:41:24.080 --> 00:41:25.640
‫و میتونست

00:41:25.840 --> 00:41:28.440
‫خیلی سخت زمین بخوره.

00:41:31.080 --> 00:41:34.320
‫بوریس همچنین داستانی
‫رو برام تعریف کرده بود:

00:41:34.400 --> 00:41:36.240
‫که با همدیگه ارتباط داشتن،

00:41:36.240 --> 00:41:39.160
‫و بعد اون خانم،

00:41:39.240 --> 00:41:40.720
‫بچه‌دار میشه.

00:41:40.880 --> 00:41:43.520
‫و خیلی عصبی بود.

00:41:43.560 --> 00:41:44.920
‫گفتم، ‌بوریس،

00:41:44.960 --> 00:41:48.120
‫ممکنه تو زمین بهترین
‫بوده باشی،

00:41:48.520 --> 00:41:50.400
‫ولی حالا داری وارد
‫زمین من میشی.

00:41:50.600 --> 00:41:52.560
‫پیامی برای طرفدارهات داری؟

00:41:52.960 --> 00:41:54.320
‫تو دادگاه میبینمت.

00:41:55.440 --> 00:42:01.200
‫بوریس بکر پرداخت نکردن مالیات اسب‌ها را در
‫خانه و در نهایت در اتاق‌خواب‌ها انکار میکند.

00:42:01.200 --> 00:42:03.200
زیرنویس اختصاصی از تماشاخونه