WEBVTT

00:00:11.958 --> 00:00:16.125
‫«آنچه گذشت...»

00:00:16.125 --> 00:00:18.166
،‫<i>با طوفانی که در راهـه</i>
<i>.‫پلیس نمی‌تونه خودش رو به اینجا برسونه</i>

00:00:18.166 --> 00:00:19.708
،‫<i>ما که خبر نداریم کی این کار رو کرده</i>

00:00:19.708 --> 00:00:22.708
‫<i>خبر نداریم دلیلـشون چی بوده و</i>
<i>.‫اصلاً نمی‌دونیم کارشـون تموم شده یا نه</i>

00:00:22.750 --> 00:00:24.583
.‫<i>یه دستگاهِ علامت‌دهیـه</i>

00:00:24.625 --> 00:00:27.458
،‫<i>فکر کنم بیل همون شب اولی که اینجا بود</i>
<i>.‫یه چیزی رو برملا کرد</i>

00:00:27.500 --> 00:00:28.666
.‫<i>منظورم یه رازه</i>

00:00:28.666 --> 00:00:29.750
‫<i>«آخرین فرصت»</i>

00:00:29.833 --> 00:00:31.958
.‫<i>اسم کشتیِ روهانـه</i>

00:00:32.000 --> 00:00:34.500
‫<i>یکی اومده اینجا که</i>
<i>‫تک‌تکـمون رو بکشه؟</i>

00:00:34.500 --> 00:00:36.458
،‫<i>خب بیشترین انگیزه رو لو می داره</i>

00:00:36.500 --> 00:00:38.375
...‫<i>چون شرکت «آرتیفیشال اینسنیتی» بیل</i>

00:00:38.416 --> 00:00:40.208
.‫<i>به معنای نابودیِ شهرهای هوشمند بود</i>

00:00:40.250 --> 00:00:41.583
.‫<i>من به دیوید حس بدی دارم</i>

00:00:41.625 --> 00:00:42.916
.‫<i>دختربچۀ باهوشی هستی</i>

00:00:42.916 --> 00:00:44.875
‫<i>یه چیزی رو بهت می‌گم ولی</i>
<i>...‫اگه از اینجا زنده بیرون اومدیم</i>

00:00:44.875 --> 00:00:46.708
.‫<i>نمی‌تونی به کسی راجع‌بهش بگی</i>

00:00:52.250 --> 00:00:54.833
!‫<i>شاید این حلقه واسه قربانی اولشه</i>

00:00:54.833 --> 00:00:56.250
‫<i>«ای. بل؟»</i>

00:00:56.291 --> 00:00:57.916
.‫<i>می‌تونه ما رو صاف به قاتل برسونه</i>

00:00:57.958 --> 00:00:59.250
‫<i>می‌شه راجع‌به یه چیز دیگه صحبت کنیم؟</i>

00:00:59.708 --> 00:01:02.000
‫<i>چه غلطی می‌کردین؟</i>

00:01:02.041 --> 00:01:03.541
...‫<i>صبر کن، من</i>

00:01:03.541 --> 00:01:05.250
‫- اون مورفینـه؟
‫- چقدر اکسیژن داری؟

00:01:05.291 --> 00:01:07.041
.‫<i>دو دقیقه</i>

00:01:08.375 --> 00:01:09.500
‫<i>می‌خوای بخوابونیش؟</i>

00:01:09.541 --> 00:01:10.541
.‫<i>نه. وقت نداریم</i>

00:01:12.166 --> 00:01:13.166
.‫<i>عافیت باشه</i>

00:01:13.208 --> 00:01:16.125
‫<i>وقت از محیط تاریک</i>
<i>.‫به آفتابی برم عطسه می‌کنم</i>

00:01:16.208 --> 00:01:17.625
.‫<i>ارثیه</i>

00:01:17.666 --> 00:01:19.166
.‫<i>پدرم هم این‌جوری بود</i>

00:01:44.625 --> 00:01:46.625
‫چیکار کردی؟

00:01:48.666 --> 00:01:50.625
‫عطسه کردم.

00:01:52.166 --> 00:01:53.500
‫سرما خوردی؟

00:01:53.541 --> 00:01:55.916
‫نه، بهش می‌گن سندرم
‫بروز واکنش وراثت...

00:01:55.958 --> 00:01:58.500
‫اتوزومال غالب چشم به نور.

00:01:58.583 --> 00:02:01.041
‫وقتی نور بهم بخوره عطسه می‌کنم.

00:02:10.833 --> 00:02:12.875
‫خدای من.

00:02:32.750 --> 00:02:34.958
‫باید بریم.

00:02:37.041 --> 00:02:39.125
‫یه روزی می‌رسه
‫که دیگه جایی واسه رفتن نداریم.

00:03:09.166 --> 00:03:11.125
‫چرا انقدر رفتارت عجیب شده؟

00:03:14.000 --> 00:03:15.791
‫من دیگه باید برم.

00:03:24.333 --> 00:03:26.375
‫- بیدار شده.
‫- مرسی، آقای دکتر.

00:03:27.500 --> 00:03:29.208
‫شما دیگه برو.

00:03:39.541 --> 00:03:41.333
‫بهتره دراز بکشی.

00:03:41.375 --> 00:03:43.041
‫هروقت تو نشستی و...

00:03:43.083 --> 00:03:45.958
‫جواب سؤال‌هامو دادی،
‫منم دراز می‌کشم و استراحت می‌کنم.

00:03:49.958 --> 00:03:52.125
‫سرت ضربۀ بدی دیده.

00:03:59.333 --> 00:04:02.041
‫- شان کجاست؟
‫- تو اتاقش داره استراحت می‌کنه.

00:04:02.375 --> 00:04:03.916
‫می‌خوام ببینمش.

00:04:04.083 --> 00:04:05.541
‫ممکنه گردنش عفونت کنه.

00:04:05.583 --> 00:04:06.666
‫باید استراحت کنه.

00:04:08.208 --> 00:04:10.291
‫تو کی هستی؟ دایه‌ش که نیستی!

00:04:10.333 --> 00:04:12.083
‫گفتم که، دکترم.

00:04:12.125 --> 00:04:14.666
‫پس کل هتل رو دنبال یه
‫بچۀ پنج ساله راه می‌افتی؟

00:04:14.666 --> 00:04:17.583
‫اون یه بچۀ پنج سالۀ معمولی نیست، مگه نه؟

00:04:18.083 --> 00:04:19.833
‫صبر کن ببینم، زومر مریضـه؟

00:04:20.500 --> 00:04:22.375
‫واسه همین اینجا پره از تجهیزات پزشکی؟

00:04:22.416 --> 00:04:23.541
‫نه.

00:04:23.583 --> 00:04:25.541
‫واسه موارد اورژانسیـه.

00:04:25.750 --> 00:04:27.791
‫اینجا اندازۀ خوابوندن ۵۰تا اسب...

00:04:27.791 --> 00:04:29.625
‫مورفین هست.

00:04:29.791 --> 00:04:31.833
‫بابام توی پزشکی قانونی کار می‌کنه.

00:04:31.875 --> 00:04:33.541
‫خب...

00:04:33.541 --> 00:04:36.166
‫این داروها واسه دردهای شدیده.
‫یا یکی مریضه یا...

00:04:36.208 --> 00:04:37.791
‫اگه پدرت سوگند پزشکی خورده باشه،

00:04:37.833 --> 00:04:40.208
‫پس می‌دونی که نمی‌تونم
‫راجع‌به این مسائل باهات حرف بزنم.

00:04:45.333 --> 00:04:48.291
‫مورفینی که باهاش بیل رو کشتن
‫واسه همین‌جا بود؟

00:04:51.666 --> 00:04:53.666
‫اونی که پُر از راز و رمزه تویی!

00:04:55.750 --> 00:04:58.291
‫هرچی بیشتر رازداری کنی،

00:04:58.291 --> 00:05:00.333
‫خون بیشتری به گردنتـه.

00:05:07.333 --> 00:05:10.583
‫مورفین واسه همین محفظه بود.

00:05:23.250 --> 00:05:25.166
‫و یکی با این...

00:05:25.208 --> 00:05:27.083
‫ضربان‌ساز رو روشن کرده بود.

00:05:27.125 --> 00:05:29.666
‫آره، و بهش وصل شد.

00:05:30.708 --> 00:05:33.166
‫از وقتی که اینجا دعوت شدیم،

00:05:33.208 --> 00:05:35.208
‫کی توی این اتاق اومده؟

00:05:36.291 --> 00:05:38.291
‫روحم هم خبر نداره.

00:05:42.791 --> 00:05:44.666
‫داربی، خواهش می‌کنم.
‫ورم سرت...

00:05:44.666 --> 00:05:46.416
‫چیزی نیست که بخوای شوخی بگیریش!

00:05:46.416 --> 00:05:48.208
‫این آسانسور هرجایی که میره،
‫اندی و لی هم...

00:05:48.250 --> 00:05:49.458
‫- همون‌جا هستن، مگه نه؟
‫- تمومش کن.

00:05:49.500 --> 00:05:51.541
‫- ممکنه بلایی سر خودت بیاری.
‫- بلا سر خودم بیارم؟

00:05:51.708 --> 00:05:53.375
‫دو نفر مُردن!

00:05:53.375 --> 00:05:55.458
‫نفر سوم یه سوراخ کوفتی توی گلوشـه!

00:05:55.500 --> 00:05:57.458
‫من نگران ضربه‌ای که به سرم خورده نیستم.

00:05:57.500 --> 00:05:59.416
‫نگرن اینم که شب رو صبح می‌کنم یا نه.

00:05:59.416 --> 00:06:01.375
‫- توام باید نگران همین باشی.
‫- داربی!

00:06:10.583 --> 00:06:12.333
‫کدوم طبقه؟

00:06:14.291 --> 00:06:16.291
‫می‌تونیم دونه‌دونه همه‌شونو چک کنیم.

00:07:04.291 --> 00:07:06.000
‫بفرما داخل.

00:07:08.583 --> 00:07:10.250
‫بشین.

00:07:10.291 --> 00:07:11.791
‫بیا یه چیزی بخور.

00:07:11.791 --> 00:07:13.791
‫می‌خوام یه حرف‌هایی بزنم که...

00:07:13.791 --> 00:07:15.625
‫مناسب یه بچۀ پنج ساله نیست.

00:07:15.625 --> 00:07:17.250
‫متأسفم اندی، من...

00:07:17.250 --> 00:07:19.583
‫موردی نداره.
‫می‌شه بری یه سر به شان بزنی؟

00:07:31.166 --> 00:07:32.666
‫ما شما دوتا رو تنها می‌ذاریم.

00:07:32.666 --> 00:07:34.250
‫بیا قشنگم.

00:07:34.291 --> 00:07:36.250
‫والدین دیگه واسه بچه‌هاشون...

00:07:36.291 --> 00:07:39.041
‫مدیر تشریفاتِ کشتی تفریحی خصوصی‌شون شدن.

00:07:39.083 --> 00:07:40.708
‫ثمرۀ این چیزی جز یه...

00:07:40.750 --> 00:07:43.125
‫- نسل چاق و تنبل از توریست‌ها نیست.
‫- من می‌خوام بمونم.

00:07:43.166 --> 00:07:44.791
‫اوه، می‌دونم عزیزم.

00:07:45.125 --> 00:07:47.125
‫ولی قراره بریم داستان شاه آرتور رو بخونیم.

00:07:47.125 --> 00:07:48.666
‫- غذات هم خوردی.
‫- الان زوده واسه خواب.

00:07:48.708 --> 00:07:50.708
‫- نه، بس کن!
‫- اون...

00:07:50.750 --> 00:07:52.500
‫- نمی‌خوام، نه!
‫- می‌خواد واسه زومر داستان...

00:07:52.500 --> 00:07:54.041
‫شاه آرتور رو بخونـه.

00:07:54.083 --> 00:07:55.500
‫- نـه!
‫- ولی من...

00:07:55.500 --> 00:07:57.625
‫می‌خوام یکی مثل شاه آرتور باشم!

00:07:57.875 --> 00:08:00.833
‫شنیدم کلی واسه هیچ‌وپوچ
‫به خودت زحمت دادی.

00:08:01.541 --> 00:08:04.000
‫کار هوشمندانه‌ای نبود!

00:08:04.708 --> 00:08:06.875
‫من می‌دونم زومر با بیل خیلی خوب بود.

00:08:08.125 --> 00:08:10.166
و تو حس کردی اون رو مثل پدرش می‌بینه،

00:08:10.166 --> 00:08:11.666
‫توام کُشتیش.

00:08:12.083 --> 00:08:13.833
‫یا شاید هم به تاد گفتی زحمتش رو بکشه.

00:08:13.875 --> 00:08:16.291
‫و روهان هم فقط شاهد قضیه بود.

00:08:28.250 --> 00:08:29.375
‫بشین.

00:08:29.375 --> 00:08:30.583
‫نه.

00:08:31.791 --> 00:08:34.000
‫می‌خوای جوابِ اتهاماتت...

00:08:34.041 --> 00:08:35.708
‫به قتل رو بدم یا نه؟

00:08:44.250 --> 00:08:46.083
‫من نمی‌تونم بچه‌دار بشم.

00:08:49.291 --> 00:08:52.500
‫من از وقتی که ۱۹ سالم بود
‫و به مشکلات مالی خورده بودم،

00:08:52.500 --> 00:08:54.041
و در واقع با لقاح مصنوعی...

00:08:54.083 --> 00:08:56.000
این مشکل حل شد.

00:08:56.500 --> 00:08:59.208
‫ولی به هیچکس نگفتم، هیچکس خبر نداشت.

00:08:59.958 --> 00:09:01.791
این مساله راحتی نیست برای کنار اومدن

00:09:01.833 --> 00:09:03.833
‫ولی واقعاً توضیحش کار بی‌فایده‌ایه.

00:09:05.083 --> 00:09:07.166
‫نکته اینه که...

00:09:07.500 --> 00:09:09.375
‫من از روز اول...

00:09:09.416 --> 00:09:12.166
هیچ مشکلی با بیل نداشتم

00:09:12.208 --> 00:09:13.708
‫دروغ می‌گی.

00:09:13.708 --> 00:09:15.541
‫بررسیش خیلی کار آسونیه.

00:09:15.583 --> 00:09:18.291
‫ولی مورفینِ هتلِ تو بود که
‫به بیل تزریق شده بود.

00:09:18.500 --> 00:09:21.250
‫و تو یه سوئیت کامل از تجهیزات پزشکی داری.

00:09:21.291 --> 00:09:24.250
‫دایۀ بچه‌ت یه دکتر کوفتیـه.

00:09:25.333 --> 00:09:27.625
‫نمی‌دونم مریضی یا...

00:09:27.666 --> 00:09:29.291
‫یه بیماری جدی داری
‫که داری درمان می‌شی.

00:09:29.291 --> 00:09:31.791
‫متوجه‌ای که اگه هر بیماری‌ای داشته باشم...

00:09:31.791 --> 00:09:34.041
‫یا نداشته باشم، باعث زیرورو شدن...

00:09:34.083 --> 00:09:35.791
‫اقتصاد جهانی می‌شه؟

00:09:35.875 --> 00:09:37.833
‫این که جواب نشد.

00:09:42.625 --> 00:09:44.625
‫مورفین رو دزدیدن.

00:09:46.750 --> 00:09:49.583
‫ایوا صبح روز بعد متوجه شد.

00:09:49.625 --> 00:09:51.333
‫پس اون‌وقت دوربین‌ها...

00:09:51.375 --> 00:09:53.375
‫فقط بیل و دیوید توی دوربین‌ها بودن.

00:09:53.583 --> 00:09:55.750
‫البته غیر از اعضای خانواده‌م

00:09:57.083 --> 00:09:58.791
‫تاد و ایوا چطور؟

00:09:58.833 --> 00:10:00.333
‫درسته.

00:10:00.333 --> 00:10:02.208
‫ممکنه یکی دیگه اجیرشون کرده باشه.

00:10:02.250 --> 00:10:04.291
‫یکی از یه دولت خارجی شاید!

00:10:04.291 --> 00:10:06.500
‫ببین، به احتمال زیاد قاتل...

00:10:06.500 --> 00:10:08.500
‫یکیه که به من نزدیکه.

00:10:09.166 --> 00:10:11.125
‫ولی من قاتل نیستم، داربی.

00:10:13.666 --> 00:10:16.208
‫وقتی بیل مُرد کجا بودی؟

00:10:36.583 --> 00:10:38.416
‫درمانگاه؟

00:10:38.958 --> 00:10:42.000
‫وقتی که خبر قتل بیل
‫به گوش ماریوس رسید، اون...

00:10:42.041 --> 00:10:44.333
‫صاف سراغ من و ایوا اومد.

00:10:47.125 --> 00:10:48.875
‫تحت درمان بودی.

00:10:48.916 --> 00:10:50.250
‫آخرشب‌ها این کارو می‌کنم.

00:10:50.291 --> 00:10:51.916
‫نمی‌خوام پسرم رو بترسونم.

00:10:51.958 --> 00:10:53.500
‫و اون پسر منـه!

00:10:54.041 --> 00:10:56.666
‫از همه لحاظ!

00:10:57.083 --> 00:10:58.750
‫وقتی می‌افته دستش رو می‌گیرم.

00:10:58.750 --> 00:11:01.750
‫وقتی می‌ترسه، بغلش می‌کنم.

00:11:01.750 --> 00:11:05.291
‫اون بچه از همه لحاظ پسر منـه!

00:11:05.291 --> 00:11:08.041
‫تنها حس من نسبت‌به بیل، حس قدردانیه.

00:11:08.083 --> 00:11:09.750
‫اون به عنوان یک دوست خوب
 کنار خانواده‌م بود

00:11:09.791 --> 00:11:11.541
وقتی من زیادی درگیر کار بودم.

00:11:11.583 --> 00:11:14.041
‫و همه‌مون خوب می‌دونیم که کارمون چقدرمهمـه.

00:11:16.541 --> 00:11:19.000
‫تو و لی همه رو به اینجا دعوت کردین.

00:11:20.291 --> 00:11:23.125
‫به‌نظرت کی می‌تونه
‫واسه کشتنِ بیل انگیزه داشته باشه؟

00:11:23.833 --> 00:11:26.125
‫نقطه‌ضعفت همین‌جاست.

00:11:26.250 --> 00:11:28.166
‫فکر نکنم نقطه‌ضعفی داشته باشم.

00:11:28.208 --> 00:11:30.000
‫تو عاشقش بودی.

00:11:30.041 --> 00:11:32.041
‫واسه همون فکر می‌کنی
‫همه‌چی راجع‌به بیلـه.

00:11:32.083 --> 00:11:33.666
‫ولی این‌طور نیست.

00:11:34.250 --> 00:11:36.666
‫یکی می‌خواد منو نابود کنه.

00:11:36.708 --> 00:11:39.000
‫و بیل درگیر این ماجرا شد.

00:11:39.000 --> 00:11:41.041
‫دارن خرابم می‌کنن.

00:11:41.250 --> 00:11:43.125
‫برام پاپوش دوختن.

00:11:43.458 --> 00:11:45.625
‫می‌ترسی.

00:11:50.500 --> 00:11:53.541
‫دنیا از دورۀ ارباب‌رعیتی خیلی عوض نشده.

00:11:54.375 --> 00:11:56.541
‫من یه شاه‌ام، داربی.

00:11:56.583 --> 00:11:59.708
‫و اون‌ها قصد جونم رو کردن
‫تا قلمروی پادشاهیم رو تصاحب کنن.

00:12:00.666 --> 00:12:02.916
‫نمی‌تونم به هیچ کدوم‌شون اعتماد کنم.

00:12:02.958 --> 00:12:06.583
حتی درمانشناسم هم به‌خاطر
چندر غاز سهام منو فروخت.

00:12:07.541 --> 00:12:09.291
‫ولی تو فرق می‌کنی.

00:12:09.291 --> 00:12:12.083
‫تو مثل عضو جدیدی توی این محفلی.

00:12:14.416 --> 00:12:16.375
‫خیلی باهوشی.

00:12:17.791 --> 00:12:20.333
‫چندین‌بار از منم یه قدم جلوتر بودی.

00:12:20.458 --> 00:12:22.125
‫هم تو به درد من می‌خوری،

00:12:22.125 --> 00:12:23.750
‫هم من به درد تو می‌خورم.

00:12:25.875 --> 00:12:27.833
‫می‌گی باهم همکاری کنیم؟

00:12:27.833 --> 00:12:30.166
‫اگه بخوای درِ تک‌تک مهمون‌ها رو بزنی،

00:12:30.208 --> 00:12:32.916
‫و ازشون سؤال بپرسی
‫کیه که در رو برات باز کنه؟

00:12:32.958 --> 00:12:34.666
‫هیچکس.

00:12:36.166 --> 00:12:37.291
‫ولی اگه من در بزنم...

00:12:42.791 --> 00:12:44.708
‫این اِسکنرِ لیداره که...

00:12:44.750 --> 00:12:47.750
‫ساعت ۱۲:۰۶ وقتی که
‫بیل مُرد هتل رو اسکن کرد.

00:12:47.791 --> 00:12:49.458
‫یه اسکنرِ لیزریـه.

00:12:49.500 --> 00:12:53.166
‫یه نسخۀ سه بُعدی از هتل رو
‫برای امنیت نشون‌مون میده.

00:12:53.208 --> 00:12:57.041
‫مثل یه تجربۀ سه بُعدی از امنیتـه؟

00:12:57.083 --> 00:12:59.166
‫راستش مثل یه کامپیوتر سه بُعدیـه.

00:12:59.208 --> 00:13:00.708
‫اینجا همه کاری می‌کنم.

00:13:00.708 --> 00:13:02.291
‫بررسی بازار، درمان،

00:13:02.333 --> 00:13:04.625
‫روی دیوار ایده‌های جدید رو ترسیم می‌کنم.

00:13:04.833 --> 00:13:07.291
‫الان اونجا داره دستشویی می‌کنه؟

00:13:07.333 --> 00:13:09.291
‫الگریتمش جوریه که...

00:13:09.333 --> 00:13:11.666
‫خودبه‌خود برهنگی رو تشخیص میده.

00:13:11.708 --> 00:13:14.041
‫با این کار به حریم شخصی‌شون احترام می‌ذاری؟

00:13:14.083 --> 00:13:16.291
‫ما داخل اتاق مهمون‌ها رو اسکن نمی‌کنیم.

00:13:16.333 --> 00:13:18.750
‫فقط فضاهای عمومی و درمانگاه.

00:13:18.791 --> 00:13:20.791
‫همون حرفی که خودم بهت زدم،

00:13:20.791 --> 00:13:23.583
‫اینجا ایوا مشغول درمان منـه.

00:13:25.625 --> 00:13:28.083
‫درمانِ طول عمر.

00:13:32.750 --> 00:13:35.166
‫اسکنر حدوداً تا...

00:13:35.208 --> 00:13:38.000
‫ده متر فضای بیرونی
‫دیوارهای هتل هم اسکن می‌کنه.

00:13:43.208 --> 00:13:45.166
‫اوه، لعنتی.

00:13:49.500 --> 00:13:51.125
‫متأسفم.

00:13:51.375 --> 00:13:53.416
‫نباید می‌ذاشتم اینو ببینی.

00:13:59.166 --> 00:14:01.458
‫پس یعنی...

00:14:01.916 --> 00:14:03.791
‫موقعیت مکانی...

00:14:03.833 --> 00:14:08.750
‫همه رو توی فضاهای عمومیِ داخل
‫و بیرونِ هتل داری؟

00:14:09.125 --> 00:14:11.416
‫آره، به غیر از چند دقیقه‌ای که توش...

00:14:11.458 --> 00:14:15.041
‫سیستم رأس ساعت ۱۱:۵۹
‫به‌طور خودکار بک‌آپ می‌گیره.

00:14:15.041 --> 00:14:18.041
‫دقیقاً لحظه‌ای که قاتل تزریق رو انجام میده.

00:14:19.125 --> 00:14:22.041
‫پس یه نفوذی توی دایرۀ حراستت هست.

00:14:26.125 --> 00:14:28.291
‫می‌تونم اسکنِ ساعت ۱۱:۳۰ رو ببینم؟

00:14:28.333 --> 00:14:30.333
‫البته. ری؟

00:14:30.375 --> 00:14:31.750
‫بله، اندی؟

00:14:31.791 --> 00:14:34.291
‫تصاویر اسکنرِ لیدار ۱۱:۳۰ رو بیار.

00:14:45.708 --> 00:14:47.416
‫پس، لی، لو می،

00:14:47.458 --> 00:14:49.375
‫مارتین و ماریوس...

00:14:49.416 --> 00:14:53.375
‫همگی توی پذیرایی
‫از ساعت ۱۰:۳۰ الی ۰۱:۰۰ بامداد

00:14:53.375 --> 00:14:55.166
‫دارن پوکر بازی می‌کنن.

00:14:55.208 --> 00:14:57.666
‫به خاطر اون چند دقیقه فاصله نمی‌تونیم...

00:14:57.666 --> 00:14:59.291
‫اسم همه‌شون رو با اطمینان خط بزنیم.

00:14:59.333 --> 00:15:00.625
‫درسته؟

00:15:00.833 --> 00:15:02.000
‫ری؟

00:15:02.708 --> 00:15:04.875
‫می‌شه تصاویر تمامی مهمان‌ها و...

00:15:04.916 --> 00:15:06.916
‫پرسنل هتل رو نشون بدی؟

00:15:08.000 --> 00:15:10.500
‫و ری، می‌تونی تمام پرسنلی که...

00:15:10.500 --> 00:15:12.500
‫طبق دوربین جلوی درشون وارد اتاق شدن...

00:15:12.500 --> 00:15:14.208
‫اما بیرون نرفتن رو جدا کنی؟

00:15:14.208 --> 00:15:17.125
‫متأسفم داربی، این اطلاعات محرمانه‌ست.

00:15:17.125 --> 00:15:19.458
‫ری، پرسنلی که طبق دوربین جلوی درشون...

00:15:19.500 --> 00:15:22.083
‫وارد اتاق شدن و بین
‫ساعات ۱۱:۳۰ الی ۱۲:۳۰...

00:15:22.083 --> 00:15:25.291
‫اتاق رو ترک نکردن رو برام جدا کن.

00:15:25.333 --> 00:15:27.333
‫حتماً، اندی.

00:15:31.208 --> 00:15:33.625
‫می‌دونی بقیه چه دلیل موجهی دارن؟

00:15:33.625 --> 00:15:35.541
‫توماس از ساعت ۱۱:۱۵ تا وقتی که...

00:15:35.583 --> 00:15:38.041
‫جلوی در بیل اومد...

00:15:38.041 --> 00:15:39.666
‫توی آشپزخونه بود.

00:15:39.708 --> 00:15:42.208
‫مدرکی واسه بقیه نداریم.

00:15:42.250 --> 00:15:44.291
‫کار هرکی که بود...

00:15:44.291 --> 00:15:47.208
‫- دستگاه ضربان‌ساز روهان هم هک کرده.
‫- و لباس شان رو.

00:15:47.250 --> 00:15:49.333
‫و تصویر خودش رو
‫از دوربین جلوی در بیل پاک کرده.

00:15:49.375 --> 00:15:52.041
‫خب، تاد چنین مهارتی نداره.

00:15:52.166 --> 00:15:54.958
‫- زیبا هم هکر سرّی‌ای نیست.
‫- نه.

00:15:56.791 --> 00:15:59.000
‫دیوید؟

00:16:00.333 --> 00:16:02.625
‫فکر کنم دیوید توی راهرو بود.

00:16:02.625 --> 00:16:04.333
‫ری، امم...

00:16:04.375 --> 00:16:09.083
‫می‌تونی تصاویر ساعت ۱۲:۰۶
‫دیوید آلوارز رو نشون بدی؟

00:16:14.708 --> 00:16:16.166
‫صبر کن، نه.

00:16:16.208 --> 00:16:17.375
‫عجیبـه.

00:16:17.583 --> 00:16:19.625
‫وایستادن وسط راهرو که جرم نیست.

00:16:19.666 --> 00:16:21.500
‫نه، ولی وقتی که ایوا منو...

00:16:21.541 --> 00:16:23.583
‫ساعت ۱۲:۱۵ از اتاق بیل بیرون برد،

00:16:23.625 --> 00:16:25.541
‫دیوید توی راهرو بود.

00:16:25.583 --> 00:16:27.416
‫یعنی ۱۰ دقیقه دیوید...

00:16:27.458 --> 00:16:29.375
‫توی راهرو چیکار می‌کرده،

00:16:29.416 --> 00:16:31.666
‫وقتی که شان داشت بیل رو احیا می‌کرد؟

00:16:38.000 --> 00:16:39.750
‫اینکه زودتر سراغم نیومدین تعجب کرده بودم.

00:16:39.750 --> 00:16:42.125
‫چون وسط یه گودال تاریخی گیر افتادیم.

00:16:43.416 --> 00:16:45.166
‫داستان چیه؟

00:16:45.166 --> 00:16:47.458
‫باید چندتا سؤال ازت بپرسیم.

00:16:47.500 --> 00:16:49.166
‫«بپرسین؟»

00:16:49.291 --> 00:16:50.833
‫شوخیـه دیگه؟

00:16:50.875 --> 00:16:52.250
‫نه.

00:16:52.375 --> 00:16:54.500
‫نمی‌دونم چرا انقدر باید به
‫یه شخصیت فرعی مثل داربی...

00:16:54.541 --> 00:16:56.500
‫توجه کنی، در حالی که الان
‫باید با کی۲ و بلک‌راک...

00:16:56.541 --> 00:16:58.291
‫تماس بگیریم تا جون‌‎مون رو نجات بدن.

00:16:58.291 --> 00:17:00.416
‫من بعید بدونم جون تو در خطر باشه.

00:17:00.583 --> 00:17:02.458
‫اونی پاش گیره منم،

00:17:02.458 --> 00:17:04.750
‫و فقط تو و لی اینو می‌دونین.

00:17:05.708 --> 00:17:06.958
‫داربی.

00:17:08.416 --> 00:17:10.416
‫امم...

00:17:11.541 --> 00:17:13.458
‫خب، شبی که بیل کشته شد،

00:17:13.458 --> 00:17:15.500
‫من به پیشخدمت توماس...

00:17:15.541 --> 00:17:17.208
‫توی راهرو خوردم.

00:17:17.333 --> 00:17:19.500
‫و بعدش هم ایوا منو...

00:17:19.500 --> 00:17:21.625
‫اتاقم برد.

00:17:21.666 --> 00:17:23.583
‫و این وسط تو...

00:17:23.625 --> 00:17:26.333
‫توی راهرو بودی.

00:17:26.375 --> 00:17:28.291
‫داشتی چیکار می‌کردی؟

00:17:31.375 --> 00:17:34.041
‫داشتم به یه اتاق دیگه می‌رفتم.

00:17:34.041 --> 00:17:35.291
‫اتاق کی؟

00:17:35.333 --> 00:17:36.958
‫نیازی نیست به این مزخرفات جواب بدم.

00:17:36.958 --> 00:17:39.625
‫فکر کنم به نفعت باشه که بدی.

00:17:44.083 --> 00:17:45.625
‫اتاق اولیور.

00:17:46.333 --> 00:17:48.000
‫بعد از نیمه‌شب؟

00:17:48.000 --> 00:17:49.625
‫ساعت من روی نیویورک تنظیمـه.

00:17:49.666 --> 00:17:51.666
‫می‌خوای استعدادم رو بدزدی؟

00:17:51.666 --> 00:17:53.208
‫«استعدادت رو بدزدم؟»

00:17:53.208 --> 00:17:54.791
‫من توی یه تیم‌ایم!

00:17:54.833 --> 00:17:58.291
‫آدم‌ها بعد از نیمه‌شب غیر از جاسوسی شرکت...

00:17:58.291 --> 00:18:00.583
با هم گپ هم می‌زنن.

00:18:01.541 --> 00:18:02.625
‫تا مارک نیاد...

00:18:02.625 --> 00:18:04.250
‫یه کلمۀ دیگه هم نمی‌گم.

00:18:04.291 --> 00:18:06.416
‫- مارک کیه؟
‫- وکیلش.

00:18:08.375 --> 00:18:10.291
‫آره، من و دیوید با هم تمرین یوگا می‌کنیم

00:18:12.250 --> 00:18:13.708
‫واسه این دهنت باز مونده...

00:18:13.750 --> 00:18:16.375
‫چون فکر نمی‌کردی معلول‌ها هم بتونن
 از این کارا کنن؟

00:18:16.416 --> 00:18:17.500
‫اولیور...

00:18:17.541 --> 00:18:19.708
‫می‌شه توضیح بدی اون شب چه اتفاقی افتاد؟

00:18:20.166 --> 00:18:22.083
‫خب، اولین‌بار...

00:18:22.125 --> 00:18:23.708
‫توی اتاق دیوید شروع به مدیتیشن کردیم.

00:18:23.750 --> 00:18:26.083
‫حدوداً طرف‌های ۱۱:۳۰ بود.

00:18:26.125 --> 00:18:28.666
‫یکی باهاش تماس گرفت،
‫یه‌جورهایی پریشون شد.

00:18:28.708 --> 00:18:30.375
‫بعدش بهم گفت که...

00:18:30.375 --> 00:18:31.708
‫باید برم، منم رفتم.

00:18:31.750 --> 00:18:34.041
‫نیم ساعت بعدش در اتاقم رو زد.

00:18:34.083 --> 00:18:35.458
‫گفت خیلی استرس گرفته و می‌خواد 
یه دور دیگه مدیتیشن کنیم.

00:18:35.500 --> 00:18:36.750
‫چطوری بود؟

00:18:36.791 --> 00:18:39.208
‫- حالش منظورمـه.
‫- آشفتـه بود.

00:18:39.208 --> 00:18:41.166
‫ولی زود به خودش اومد.

00:18:41.416 --> 00:18:43.625
‫ازش پرسیدی چی تو سرش می‌گذره؟

00:18:43.666 --> 00:18:45.958
‫چرا انقدر مضطرب بود؟

00:18:45.958 --> 00:18:47.625
‫نه.

00:18:47.625 --> 00:18:50.125
‫ولی خیلی راجع‌به لو می صحبت کرد.

00:18:50.125 --> 00:18:52.541
‫گفت فکر می‌کنه اون
‫یه جاسوس چینی‌ای چیزی باشه.

00:18:52.583 --> 00:18:54.583
‫منم بهش گفتم اون نژادپرستـه.

00:18:55.625 --> 00:18:57.791
‫پس وقتی که بیل کشته شد...

00:18:57.791 --> 00:18:59.666
‫تو در واقع تنها بودی.

00:19:01.541 --> 00:19:04.500
‫ببین، من فکر می‌کردم بیل...

00:19:04.500 --> 00:19:06.625
‫یه جنگجوی دغلبازِ اخلاق‌مداره.

00:19:06.666 --> 00:19:09.791
‫خیلی راحتـه ضد تکنولوژی باشی
‫وقتی که یه پسر سفیدپوست...

00:19:09.833 --> 00:19:12.041
‫سالم و خوشتیپِ پرجذبه‌ای.

00:19:12.041 --> 00:19:14.041
‫ولی من اونو نکشتم.

00:19:16.041 --> 00:19:17.875
‫کتونی‌هات...

00:19:18.125 --> 00:19:19.500
‫امم...

00:19:19.916 --> 00:19:22.750
‫کف کتونیت داغون شده.

00:19:23.791 --> 00:19:26.041
‫تو که فلج نیستی؟

00:19:26.833 --> 00:19:28.916
‫اگه مجبور باشی می‌تونی راه بری؟

00:19:30.250 --> 00:19:32.333
‫خیلی نمی‌تونم راه برم.

00:19:32.333 --> 00:19:34.750
‫و خیلی هم دَووم نمیارم.

00:19:41.500 --> 00:19:43.458
‫اینو گذاشته بودم باهم بخوریم.

00:19:43.500 --> 00:19:45.541
‫گفتم بالاخره بهم می‌گی...

00:19:45.583 --> 00:19:48.541
‫چرا اینجا دعوتم کردی،
‫و باهم یه نوشیدنی می‌خوریم.

00:19:51.333 --> 00:19:53.625
‫متأسفم لو می. روزهای...

00:19:53.666 --> 00:19:56.625
‫- سختی رو گذروندیم.
‫- من از انقلاب فرهنگی چین...

00:19:56.625 --> 00:19:59.125
‫جون سالم به‌در بردم،
‫این برام چیزی نیست.

00:20:00.208 --> 00:20:01.666
‫برای تو هم همین‌طور.

00:20:03.666 --> 00:20:05.375
‫بعد از جکوزی،

00:20:05.416 --> 00:20:09.125
‫با همسرت و اون فیلمسازه پوکر بازی کردم.

00:20:09.250 --> 00:20:11.166
‫لی پوکرباز ماهریـه.

00:20:11.208 --> 00:20:13.250
‫کلی شرط بهش باختم.

00:20:14.583 --> 00:20:16.875
‫ما از ساعت ۱۱:۰۰...

00:20:16.916 --> 00:20:19.125
‫تا نزدیک‌های ۰۱:۰۰ بامداد بازی کردیم.

00:20:19.125 --> 00:20:21.583
‫و بعدش صاف رفتم خوابیدم.

00:20:21.958 --> 00:20:24.208
‫کسی حین بازی از روی میز بلند نشد؟

00:20:24.250 --> 00:20:27.583
‫از روی میز چرا، ولی از اتاق بیرون نرفت.

00:20:28.000 --> 00:20:31.833
‫البته، شاید لی یه لحظه بیرون رفته باشه.

00:20:31.958 --> 00:20:33.708
‫یه مقداری حالم خوب نبود.

00:20:33.708 --> 00:20:36.791
‫تو هک بلدی، مگه نه لو می؟

00:20:40.750 --> 00:20:44.166
‫من مغز متفکر تشکیلاتم نیستم،
‫من نیروی محرکشم.

00:20:44.166 --> 00:20:47.291
‫نه، ولی تو شهرهای هوشمندی ساختی که...

00:20:47.333 --> 00:20:49.750
‫که توسط کامپیوترها کنترل می‌شن، پس...

00:20:49.791 --> 00:20:52.625
‫حتماً یه چیزهایی ازش می‌دونی.

00:20:53.416 --> 00:20:55.583
‫خیلی‌خب.

00:20:57.750 --> 00:21:01.125
‫بعد از مرگ روهان، حواسم رو جمع کردم.

00:21:02.333 --> 00:21:04.166
‫فایروال رو هک کردم.

00:21:04.208 --> 00:21:06.583
‫می‌خواستم ببینم می‌تونم با تیم حراستم توی...

00:21:06.625 --> 00:21:08.625
‫سیکلوفیوذور ارتباط برقرار کنم یا نه، و...

00:21:08.625 --> 00:21:11.708
‫می‌خواستم منو از این...

00:21:11.750 --> 00:21:14.916
‫خراب‌شده بیرون ببرن.

00:21:14.958 --> 00:21:17.250
‫ولی نتونستم.

00:21:17.833 --> 00:21:19.583
‫ممنون بابت صداقتت.

00:21:19.625 --> 00:21:22.708
‫من اینجا اومدم چون می‌خوام کمک کنم.

00:21:22.750 --> 00:21:26.791
‫و اندی، حتی بعد از
‫این ماجراها هم کمکت می‌کنم.

00:21:27.250 --> 00:21:29.500
‫تیم من نرم‌افزاری رو طراحی کرده...

00:21:29.541 --> 00:21:32.500
‫تا ساکنین شهرهای هوشمندمون رو
‫در امنیت نگه داریم.

00:21:32.541 --> 00:21:35.458
‫این نرم‌افزار الگوهای سوابق سلامتِ روان،

00:21:35.500 --> 00:21:37.583
‫سوءپیشینه و داده‌های
‫تلفن همراه رو تشخیص میده...

00:21:37.625 --> 00:21:39.750
‫تا صفحه‌ای برای...

00:21:39.750 --> 00:21:41.833
‫رفتارهای مجرمانه بسازه.

00:21:43.041 --> 00:21:46.500
‫مشخصاً چنین چیزی اینجا می‌تونست کمکمون کنه.

00:21:47.083 --> 00:21:49.500
‫موافق نیستی؟

00:22:00.625 --> 00:22:02.875
‫فکر کنم نفر بعد باید با لی صحبت کنیم.

00:22:02.875 --> 00:22:03.958
‫چرا؟

00:22:03.958 --> 00:22:06.583
‫خب، لو می گفت لی از اتاق پوکر بیرون رفت.

00:22:06.583 --> 00:22:10.000
‫- ممکنه چیزی دیده باشه.
‫- نه. اگه می‌دید بهم می‌گفت.

00:22:10.000 --> 00:22:12.583
‫الان باید بفهمیم اون تماسی که..

00:22:12.625 --> 00:22:14.750
‫با اتاق دیوید گرفتن چی بوده.
‫ری؟ ممکنه...

00:22:14.791 --> 00:22:16.750
‫لیست تماس‌های دریافتی...

00:22:16.791 --> 00:22:19.791
‫اتاق دیوید آلوارز رو توی سوم فوریه چک کنی؟

00:22:19.833 --> 00:22:22.125
‫دو تماس دریافتی وجود داره.

00:22:22.166 --> 00:22:24.583
‫ساعت ۰۹:۱۵ پذیرش تماس گرفت.

00:22:24.583 --> 00:22:27.375
‫تماس بی‌پاسخ بود. ساعت ۱۱:۰۷...

00:22:27.375 --> 00:22:29.375
‫دیوید یه تماس دریافتی داشت.

00:22:29.666 --> 00:22:30.916
‫از طرف کی؟

00:22:30.958 --> 00:22:32.958
‫تماس از اتاق ویلیام فراح بود.

00:22:35.208 --> 00:22:36.625
‫بیل به دیوید زنگ زد!

00:22:36.666 --> 00:22:39.291
‫ری، مدت زمان تماس چقدر بود؟

00:22:39.333 --> 00:22:41.125
‫۲۷ ثانیه.

00:22:43.625 --> 00:22:46.166
‫بیل حتی دیوید رو نمی‌شناخت، درسته؟

00:22:46.208 --> 00:22:49.125
‫رونوشتِ تماس‌ها رو نگه می‌دارین؟

00:22:49.125 --> 00:22:51.333
‫نه، مگه اینکه حرف خطرناکی زده شه...

00:22:51.333 --> 00:22:53.458
‫که باعث فعال شدن سیستم ضبط مکالمه بشه.

00:22:53.833 --> 00:22:55.125
‫اندی؟

00:22:55.166 --> 00:22:56.500
‫- نه. الان نه.
‫- اندی...

00:22:56.500 --> 00:22:58.000
‫بهتره جواب این یکی رو بدی.

00:22:58.041 --> 00:22:59.458
‫وال استریت ژورنالـه.

00:22:59.500 --> 00:23:01.041
‫اون‌ها خبر دارن که روهان مُرده.

00:23:01.041 --> 00:23:02.333
‫می‌دونن اینجا گیر افتادیم.

00:23:02.375 --> 00:23:04.708
‫- چطور؟
‫- اون‌ها روی خط شرکت سَپ‌ان.

00:23:04.750 --> 00:23:07.041
‫از کجا خبردار شدن؟

00:23:07.041 --> 00:23:08.583
‫کی بهشون گفته؟

00:23:08.583 --> 00:23:09.750
‫نـ... نمی‌دونم.

00:23:09.791 --> 00:23:12.125
‫به‌نظرت کار کی بوده؟

00:23:13.083 --> 00:23:15.833
‫این مردم...

00:23:15.875 --> 00:23:17.583
‫چه مرگشونـه؟

00:23:17.625 --> 00:23:20.458
‫حتی نمی‌تونم به یه نفر...

00:23:20.458 --> 00:23:22.666
‫اعتماد کنم.

00:23:42.333 --> 00:23:44.208
‫الو؟

00:23:44.666 --> 00:23:47.916
‫سلام، سوزان. اندی‌ام.

00:23:48.333 --> 00:23:51.041
‫آره، درسته.

00:25:06.375 --> 00:25:08.500
‫چیزی دستگیرت نشد؟

00:25:08.500 --> 00:25:10.666
‫نه.

00:25:10.666 --> 00:25:13.416
‫خب، چرا... ولی نمی‌دونم.

00:25:13.458 --> 00:25:15.958
‫انگار تازه گوشه‌های پازل رو چیدم، ولی...

00:25:15.958 --> 00:25:18.708
‫وسطش خالیـه.

00:25:18.708 --> 00:25:20.708
‫می‌تونم یه سؤالی ازت کنم؟

00:25:20.750 --> 00:25:22.500
‫آره، البته.

00:25:22.583 --> 00:25:25.583
‫لو می گفت یه لحظه وسط پوکر غیبت زد.

00:25:26.500 --> 00:25:28.166
‫کجا رفتی؟

00:25:28.416 --> 00:25:30.166
‫رفتم یه سر به زومر بزنم.

00:25:30.166 --> 00:25:32.416
‫می‌دونی دقیقاً چه زمانی بود؟

00:25:33.250 --> 00:25:36.750
‫امم... نمی‌دونم.

00:25:37.250 --> 00:25:40.125
‫شاید چند دقیقه‌ای بعد از ساعت ۱۱ بود.

00:25:40.166 --> 00:25:44.541
‫متوجۀ چیز عجیبی نشدی؟
‫چیزی مثلاً سر جاش نباشه.

00:25:45.750 --> 00:25:48.916
‫من سوار آسانسوری که توی درمانگاه بود شدم.

00:25:49.250 --> 00:25:51.875
‫کسی توی راهرو نبود.

00:25:53.250 --> 00:25:54.916
‫اندی کجاست؟

00:25:54.958 --> 00:25:56.958
‫داره با تلفن صحبت می‌کنـه.

00:25:57.000 --> 00:26:00.750
‫ببین، لی من یه عذرخواهی بهت بدهکارم.

00:26:02.083 --> 00:26:03.291
‫واسه چی؟

00:26:03.333 --> 00:26:06.041
‫من یه سری چیزهایی که
‫فکر می‌کردم واسه قتل...

00:26:06.083 --> 00:26:08.708
‫بهتون انگیزه میده رو سرهم کردم، و...

00:26:08.750 --> 00:26:10.500
‫مستقیم رفتم به اندی گفتم.

00:26:10.500 --> 00:26:12.250
‫ولی باید اول پیش تو می‌اومدم.

00:26:12.625 --> 00:26:15.583
‫خب، چی بهش گفتی؟

00:26:15.625 --> 00:26:18.625
‫امم... بیل یه عادتی داشت...

00:26:18.666 --> 00:26:22.625
‫که پشت سرهم خیلی سریع عطسه می‌کرد.

00:26:23.375 --> 00:26:26.666
‫می‌گفت به‌خاطر تغییر نوره.

00:26:26.666 --> 00:26:28.583
‫اسمش رو «سندرم اَچوو» گذاشته بود.

00:26:29.458 --> 00:26:32.541
‫و همیشه فکر می‌کردم که الکیه.

00:26:33.083 --> 00:26:35.125
‫ولی می‌دونم که از اونجایی که 

00:26:36.208 --> 00:26:38.291
زومر

00:26:39.958 --> 00:26:43.458
بیل رو خیلی دوست داشت اداش رو در میاره

00:26:46.458 --> 00:26:48.166
‫چی؟

00:26:49.791 --> 00:26:52.208
‫داربی، اینا چه ربطی به قتل داره؟

00:26:52.500 --> 00:26:55.041
‫آره، ولی لی...

00:26:55.416 --> 00:26:57.166
من فکر می‌کردم اون حسادت می‌کنه.
به این همه وابستگی زومر به بیل

00:26:57.208 --> 00:26:58.750
‫منظورت چیه که «حسادت می‌کنه؟»

00:26:58.791 --> 00:27:01.750
‫فکر کنم بهتره خودش اینو بهت توضیح بده.

00:27:02.125 --> 00:27:04.083
‫چی رو بهم بگـه؟

00:27:04.916 --> 00:27:07.166
‫داربی، تو فکر کردی چون بچه‌م
 می‌خواد مثل بیل باشه ما اون رو می‌کشیم؟

00:27:08.833 --> 00:27:11.000
اینا همش یه سو تفاهم بود ببخشید

00:27:20.041 --> 00:27:22.000
‫لی؟

00:27:22.000 --> 00:27:23.958
‫نه، چیزی نیست.

00:27:24.333 --> 00:27:26.000
‫یه لحظه بهم فرصت بده.

00:28:16.083 --> 00:28:17.541
‫ماری؟

00:28:17.583 --> 00:28:19.041
‫[ماری لارسن]

00:28:24.666 --> 00:28:25.875
‫[نام: ماری لارسن، ملیت: آرژانتینی]

00:28:25.916 --> 00:28:27.250
‫[تولد: ۸ سپتامبر ۸۴، محل تولد: اسلو، نروژ]

00:28:31.208 --> 00:28:34.291
‫ببخشید داشتم...

00:28:35.333 --> 00:28:36.583
‫متأسفم، می‌خواستم...

00:28:39.041 --> 00:28:42.041
‫فکر کنم حق با ایوا بود. فکر کنم...

00:28:42.083 --> 00:28:43.416
‫بهتره که برم استراحت کنم.

00:28:43.458 --> 00:28:44.750
‫من از دستت دلخور نیستم، داربی.

00:28:44.791 --> 00:28:48.708
‫اصلاً خوب نیست که این‌همه راز توی دلت باشه.

00:28:49.250 --> 00:28:51.250
‫و منم کلی راز توی دلمـه.

00:28:52.833 --> 00:28:54.916
‫فکر کنم باید باهم حرف بزنیم.

00:28:55.375 --> 00:28:58.250
‫واسه خودت یواشکی رفتی
‫از همسرم بازجویی کردی؟

00:28:58.291 --> 00:28:59.791
‫نه.

00:28:59.833 --> 00:29:02.666
‫چرا، خب... یه سؤالی ازش پرسیدم...

00:29:02.666 --> 00:29:05.333
‫- ناراحتت کرده؟
‫- نه، من خوبم.

00:29:05.666 --> 00:29:07.625
‫گمونم بهتره برم استراحت کنم.
‫سرم داره می‌ترکه.

00:29:07.666 --> 00:29:09.375
‫ایوا رو می‌فرستیم
‫بیاد پیشت بمونه.

00:29:09.416 --> 00:29:11.416
‫نه، می‌خوام برگردم اتاقـم.

00:29:11.458 --> 00:29:12.875
‫وسایلـم رو لازم دارم...

00:29:12.916 --> 00:29:14.875
‫نه، بهتره همینجا بمونی

00:29:14.916 --> 00:29:16.875
‫به تاد می‌گیم وسایلت رو برات بیاره.

00:29:16.916 --> 00:29:18.666
‫ری، می‌تونی تاد رو خبر کنی؟

00:29:18.666 --> 00:29:20.666
‫البته اندی.

00:29:20.708 --> 00:29:22.750
‫اندی...

00:29:22.791 --> 00:29:24.958
‫بهتره که یکم تنهاش بذاریم،

00:29:25.000 --> 00:29:27.000
‫و بهش فضا بدیم.

00:29:28.541 --> 00:29:30.750
‫عزاداره.

00:29:34.791 --> 00:29:37.625
‫اگه بخاطر خانمم نبود،
‫دست از سرت برنمی‌داشتم.

00:29:39.583 --> 00:29:41.625
‫راحت باش.

00:29:41.666 --> 00:29:43.625
‫و بعدش،
‫به کارمون ادامه می‌دیم.

00:29:43.666 --> 00:29:45.333
‫اونـم با همدیگه.

00:30:03.916 --> 00:30:06.875
حواست باشه
‫صحیح و سالم به اتاقـش برسه، تاد.

00:30:40.541 --> 00:30:42.375
‫سرد شده.

00:30:42.416 --> 00:30:45.958
‫برای ذخیره کردنِ انرژی،
‫یکی از ژنراتورها رو قطع کردیم، واسه همینـم...

00:30:45.958 --> 00:30:48.083
‫سیستم گرمایشی خاموشـه.

00:30:48.125 --> 00:30:49.625
‫می‌خواستم بهت بگم،

00:30:49.625 --> 00:30:51.833
‫بابت رفیقت واقعاً متاسفم.

00:30:53.083 --> 00:30:55.750
‫وقتی که دبیرستانی بودم،
‫برادرم رو از دست دادم.

00:30:55.791 --> 00:30:58.500
‫چند تا بچه به‌خاطر اینکه
‫تاج گُل درست کرده بود،

00:30:58.500 --> 00:31:01.375
‫با یه چوب زدنـش و
‫پرتـش کردن توی رودخونه.

00:31:01.375 --> 00:31:03.458
‫توی نیم متر آب غرق شد.

00:31:06.000 --> 00:31:07.541
‫خیلی متأسفم.

00:31:07.583 --> 00:31:09.083
‫از قرار معلوم اتفاقی بوده.

00:31:09.125 --> 00:31:12.500
‫ولی تک‌تکـشون رو پیدا کردم،

00:31:12.541 --> 00:31:14.791
‫تا سر حد مرگ کتکـشون زدم.

00:31:17.083 --> 00:31:19.583
‫ببین...

00:31:19.625 --> 00:31:21.625
‫روحمم خبر نداره
‫که اینجا چه خبره،

00:31:21.625 --> 00:31:24.000
‫یا کی مسئولِ این جریاناتـه،

00:31:24.041 --> 00:31:26.666
‫ولی طعم انتقام رو چشیدم.

00:31:30.000 --> 00:31:31.958
‫و وفاداریت رو تحسین می‌کنم.

00:31:38.916 --> 00:31:41.583
‫خودم به این خونواده وفادارم.

00:31:59.083 --> 00:32:01.500
‫خیله‌خب.

00:32:11.666 --> 00:32:12.958
‫داربی،

00:32:12.958 --> 00:32:14.500
‫ضربان قلبـت بالا رفته.

00:32:14.541 --> 00:32:16.250
‫با توجه به آسیبی که دیدی،

00:32:16.250 --> 00:32:18.250
‫- خیلی مهمه که استراحت کنی.
‫- آره.

00:32:18.250 --> 00:32:20.958
‫می‌دونم، ری. فهمیدم. فهمیدم.

00:33:06.791 --> 00:33:08.333
‫داربی؟

00:33:08.375 --> 00:33:10.833
‫باشه ری. می‌دونم. می‌دونم.

00:33:10.833 --> 00:33:12.833
‫می‌دونم،
‫قلبـم تند تند می‌زنه.

00:33:12.833 --> 00:33:14.500
‫آخه، من... یعنی،
‫نمی‌دونم بهت چی بگم.

00:33:14.541 --> 00:33:16.250
‫اوضاع اینجا خیلی افتضاحه.

00:33:16.291 --> 00:33:18.375
‫معلومه که
‫ضربان قلبـم بالا می‌ره.

00:33:18.375 --> 00:33:20.375
‫اگه استراحت نکنی،
‫ضربۀ وارد شده مسبب احساس سرگیجه،

00:33:20.375 --> 00:33:23.208
‫- کرختی...
‫- ای بابا، خفه شو دیگه ری!

00:33:30.250 --> 00:33:32.750
‫[اتاق دو: دیوید، اتاق سه روهان...]

00:33:41.291 --> 00:33:42.625
‫بله؟

00:33:42.666 --> 00:33:45.416
‫- دیوید؟
‫- یا خدا. چیه باز؟

00:33:45.458 --> 00:33:47.208
‫ببین می‌دونم
‫دلت نمی‌خواد حرف بزنی،

00:33:47.250 --> 00:33:49.916
‫ولی می‌شه
‫یه چیزی ازت بپرسم؟

00:33:49.958 --> 00:33:52.250
‫آم، لحنت مسخره به نظر میاد.

00:33:52.291 --> 00:33:54.375
‫چیزی زدی؟

00:33:57.375 --> 00:34:00.208
‫دیوید،

00:34:00.250 --> 00:34:03.458
‫چرا بیل شبی که مُرد،
‫به تو زنگ زد؟

00:34:05.541 --> 00:34:07.625
‫آم...

00:34:12.375 --> 00:34:13.791
‫خواهش می‌کنم دیوید.

00:34:33.750 --> 00:34:35.541
‫دیوید آلوارز اتاق خود را به حال...

00:34:35.583 --> 00:34:37.625
‫«مزاحم نشوید» تغییر داده است.

00:34:54.000 --> 00:34:56.833
‫ری، می‌تونی شومینه رو روشن کنی، لطفاً؟

00:34:56.875 --> 00:34:58.875
‫شرمنده داربی.

00:34:58.916 --> 00:35:01.541
‫فعلاً داریم گاز و برق رو ذخیره می‌کنیم.

00:35:12.500 --> 00:35:14.083
‫[چرا بیـل

00:35:14.125 --> 00:35:14.625
‫[چرا بیـل به...

00:35:14.666 --> 00:35:15.333
‫[چرا بیـل به دیوید زنگ زد؟]
‫[قایق زودیاک به چه...

00:35:15.333 --> 00:35:17.000
‫[چرا بیـل به دیوید زنگ زد؟]
‫[قایق زودیاک به چه دردی می‌خوره؟]

00:35:17.041 --> 00:35:18.041
‫[لی داره...

00:35:18.041 --> 00:35:21.250
‫[لی داره چی رو پنهون می‌کنه؟]

00:35:21.291 --> 00:35:23.791
‫ورم مغزی خیلی خطرناکـه.

00:35:23.833 --> 00:35:26.500
‫تجمع مایعات در مغز شما
‫ممکنه در هرجایی از بدن...

00:35:26.500 --> 00:35:28.500
‫ای داد بی‌داد، ری!

00:35:43.625 --> 00:35:45.750
‫خیله‌خب داربی.

00:35:45.791 --> 00:35:47.791
‫حالت خوبه.

00:35:47.791 --> 00:35:51.625
‫فقط باید نفس بکشی.
‫باید خوب فکر کنی.

00:35:51.625 --> 00:35:53.916
‫همۀ تکه‌های این پازل تو مُشتتـه.

00:35:53.958 --> 00:35:56.250
‫صرفاً باید سرهم کنیـشون.

00:36:29.666 --> 00:36:30.791
‫بله؟

00:36:30.833 --> 00:36:32.666
‫خانم هارت؟

00:36:32.708 --> 00:36:34.958
‫چیزی میل دارید؟

00:36:35.000 --> 00:36:36.666
‫آم...

00:36:36.666 --> 00:36:39.541
‫آم، نه تشکر.

00:36:41.458 --> 00:36:44.791
‫راستش چیزی دارید
‫که بسته‌بندی باشه؟

00:36:44.833 --> 00:36:47.375
‫مثل چیپسی چیزی؟

00:36:47.416 --> 00:36:49.750
‫بله، چیپس ماهی داریم.

00:36:49.791 --> 00:36:52.375
‫لیکوریش هم هست.

00:36:52.416 --> 00:36:53.708
‫آم...

00:36:53.750 --> 00:36:55.708
‫آره، لیکوریش خوبه.

00:36:55.750 --> 00:37:01.666
‫همچنین رایس‌کیک مونا هم داریم
‫که بدون گلوتن هست.

00:37:01.708 --> 00:37:03.666
‫آم، آره.

00:37:03.708 --> 00:37:05.833
‫به نظر خوبه.
‫ممنون آقا.

00:37:05.875 --> 00:37:08.541
‫می‌شه پشت در بذاریـشون؟

00:37:22.875 --> 00:37:25.208
‫این هزارتو به جایی ختم نمی‌شه.

00:37:25.208 --> 00:37:28.916
‫اگه بتونی به تهش هم برسی،
‫بیل زنده نمی‌شه.

00:37:28.958 --> 00:37:31.250
‫دلم نمی‌خواد
‫دوباره دستـم به خون کسی آلوده بشه.

00:37:31.250 --> 00:37:33.291
‫مجبورم نکن.

00:37:40.250 --> 00:37:45.916
‫♪ آهنگ Texas Sub
‫از Khruangbin & Leon Bridges ♪

00:37:57.375 --> 00:37:58.958
<i>‫♪ می‌گی باد رو دوست داری ♪</i>

00:37:59.000 --> 00:38:02.083
<i>‫♪ وقتی لای موهات می‌پیچه... ♪</i>

00:38:02.083 --> 00:38:04.958
‫هی، اولین باری که
‫فهمیدی عاشقـمی کِی بود؟

00:38:07.416 --> 00:38:10.208
‫نه، من رو وارد این بازی کثیف نکن.

00:38:10.250 --> 00:38:11.958
‫وای بیخیال.
‫می‌خوای اصلاً خودم شروع کنم؟

00:38:11.958 --> 00:38:13.666
‫آره، خودم می‌گم.

00:38:13.708 --> 00:38:16.333
‫جواب من سه قسمت داره.

00:38:16.375 --> 00:38:18.833
‫- سه قسمت؟
‫- آره.

00:38:18.875 --> 00:38:21.666
‫- واقعاً؟
‫- آره، اولین قسمتـش...

00:38:21.666 --> 00:38:24.125
‫موقعی بود که
‫بهم گفتی «مُرده‌ها باهات صحبت می‌کنن».

00:38:24.166 --> 00:38:25.708
‫جدی؟

00:38:25.708 --> 00:38:27.375
‫آره، چون منظورت رو فهمیدم.

00:38:27.375 --> 00:38:29.375
‫واقعاً؟

00:38:29.375 --> 00:38:31.833
‫اکثر آدم‌هایی که پاشون به صحنۀ جُرم وا می‌شه،
‫یا حالـشون بد می‌شه...

00:38:31.875 --> 00:38:34.875
‫یا ماتـشون می‌بَره و نمی‌دونم،
‫شاید حتی هیجانشون بالا بزنه،

00:38:34.916 --> 00:38:37.750
‫اما تو با دیدنِ یه جسد،

00:38:37.750 --> 00:38:39.750
‫زندگیِ اون شخص به چشمت میاد.

00:38:42.708 --> 00:38:44.333
‫- اصلاً حواست به من نیست.
‫- چرا بابا، هست.

00:38:44.375 --> 00:38:46.083
‫نیست دیگه.
‫بگو چی گفتم خب؟

00:38:46.125 --> 00:38:48.166
‫«زندگی اون شخص به چشمت میاد.»

00:38:50.166 --> 00:38:53.000
‫قسمت دومش چیه؟

00:38:53.000 --> 00:38:55.333
‫آم، قسمت دومش...

00:38:55.375 --> 00:38:59.041
‫آم، موقعی بود که برای اولین بار
‫توی غذاخوری همدیگه رو دیدیم.

00:38:59.083 --> 00:39:01.208
‫آم...

00:39:01.208 --> 00:39:02.708
‫وقتی که وارد شدی،
‫یه حسی بهم گفت...

00:39:02.708 --> 00:39:05.375
‫دیگه تا ابد پیش همدیگه‌ایم و...

00:39:05.375 --> 00:39:08.958
‫فقط هم...
‫مرگ می‌تونه راهـمون رو از هم جدا کنه، من...

00:39:09.000 --> 00:39:11.916
‫زیاده‌روی شد، نه؟

00:39:15.000 --> 00:39:17.708
‫- قسمت سومـش چی؟
‫- اوه، هنوز اتفاق نیفتاده.

00:39:17.750 --> 00:39:19.208
‫- جدی؟
‫- آها.

00:39:19.250 --> 00:39:20.958
‫- واقعی می‌گی؟
‫- آره.

00:39:21.000 --> 00:39:23.250
‫نه، اتفاقی نیـفتاده...
‫هنوز اتفاقی نیفتاده.

00:39:23.291 --> 00:39:24.958
‫ولی حس می‌کنم
‫یه اتفاقاتی داره میفته.

00:39:25.000 --> 00:39:27.000
‫حسم می‌گه در شُرُف...

00:39:27.000 --> 00:39:28.666
‫وقوعـه.

00:39:28.708 --> 00:39:30.041
‫آره. حالا تو بگو ببینم.

00:39:30.083 --> 00:39:31.625
‫نوبت توئه.

00:39:33.083 --> 00:39:35.666
‫نه، خجالتم نده.

00:39:35.708 --> 00:39:38.041
‫حرف‌های تو خیلی خوب بوده.
‫واسه من خیلی مسخره‌ست.

00:39:38.083 --> 00:39:40.625
‫نه بگو دیگه، می‌خوام بدونم
‫چی شد که دلت رو بُردم.

00:39:42.416 --> 00:39:44.750
‫چی باعث شده فکر کنی
‫که دلم رو بُردی؟

00:39:56.125 --> 00:39:58.833
‫وای خدا.

00:39:58.875 --> 00:40:01.000
‫- وای خدا، ببین چی شده.
‫- چیه؟

00:40:01.041 --> 00:40:02.833
‫یادته سعی داشتم
‫ردِ ای. بل رو بزنم؟

00:40:02.833 --> 00:40:05.000
‫- آره.
‫- این یارو فِرد الان پست گذاشته.

00:40:05.041 --> 00:40:07.208
‫که به نظرش حلقه واسه سال ۱۹۲۰ـه.

00:40:07.208 --> 00:40:09.333
‫- خب، این یعنی چی؟
‫- یعنی قدیمیـه.

00:40:09.375 --> 00:40:11.208
‫حول و حوش صدسال اینا قدمت داره.

00:40:11.250 --> 00:40:14.250
‫و نوشته احتمالش وجود داره
‫که «ای. بل جین دوِ شما نباشه

00:40:14.291 --> 00:40:17.916
‫بلکه صاحب اصلی
‫آدمیه که دنبالشید.»

00:40:17.958 --> 00:40:20.958
‫خیله‌خب.

00:40:20.958 --> 00:40:22.958
‫واقعاً یه چیز بدردبخوره.

00:40:22.958 --> 00:40:24.250
‫آره.

00:40:24.291 --> 00:40:25.958
‫- آره، عالیـه.
‫- لعنتی.

00:40:25.958 --> 00:40:29.208
‫- عالیـه.
‫- ایول فرد.

00:40:34.750 --> 00:40:37.166
‫- بیست چهاری تو فکرِ پرونده‌ای دیگه نه؟
‫- ها؟

00:40:40.750 --> 00:40:44.083
‫- می‌ذارمش توی «ردیت».
‫- آره، حتماً بذار.

00:41:31.791 --> 00:41:33.791
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:42:09.500 --> 00:42:12.291
‫گاهی‌اوقات به سرم می‌زنه
‫این کوفتی رو بندازمش توی آب.

00:42:15.208 --> 00:42:17.166
‫گمونم خیلی‌ها
‫همچین چیزی به سرشون می‌زنه.

00:42:20.208 --> 00:42:21.875
‫کاری رو از پیش نمی‌بره.

00:42:23.416 --> 00:42:26.166
‫- بهشون نیاز داریم.
‫- واقعاً؟ گمون نکنم.

00:42:26.208 --> 00:42:28.333
‫آخه اگه به عنوان کامپیوترهای
‫ریز جا می‌زدنـشون،

00:42:28.375 --> 00:42:30.625
‫که واقعاً هم همچین چیزی هستن،
‫دیگه نمی‌شه اسمشون رو گوشی گذاشت...

00:42:30.625 --> 00:42:32.750
‫آخه اصلاً همچین کاربردی
‫هم واسه‌ـمون ندارن...

00:42:32.791 --> 00:42:36.458
‫فکر نمی‌کنم می‌تونستن انقدر راحت
‫برای خریدشـون قانعـمون کنن.

00:42:36.500 --> 00:42:38.916
‫به عکس سینماهای
‫سال ۱۹۴۰ که نگاه بکنی،

00:42:38.958 --> 00:42:40.791
‫عملاً همه دارن سیگار می‌کشن.

00:42:40.833 --> 00:42:43.625
‫کل فضا پُر شده
‫از دود سیگارهاشـون...

00:42:43.666 --> 00:42:47.166
‫الان ببینی شاید با خودت بگی
‫که «اَه چقدر چندشـن»، ولی...

00:42:47.208 --> 00:42:48.208
‫عکس الانـشون رو ببین،
‫کل ملت...

00:42:48.208 --> 00:42:49.208
‫سرشون توی گوشیـشونه.

00:42:49.208 --> 00:42:50.833
‫هیچ فرقی با سیگار نداره،
‫اعتیاد اعتیاده.

00:42:50.875 --> 00:42:52.708
‫حتی بدتره.

00:42:52.708 --> 00:42:54.750
‫حداقل موقعی که معتاد به سیگاری،
‫درسته که ذره ذره ریه‌هات...

00:42:54.750 --> 00:42:57.291
‫رو به فنا می‌دی،
‫ولی حداقل خودِ واقعیت می‌مونی.

00:43:00.500 --> 00:43:02.625
‫ولی این ماسماسک،
‫باعث شده خودمون رو گم کنیم.

00:43:02.666 --> 00:43:04.416
‫حالم ازش به هم می‌خوره.

00:43:17.208 --> 00:43:20.541
‫اولین باری که دلم رو بُردی...

00:43:20.583 --> 00:43:22.541
‫از پشت گوشی بود.

00:44:09.458 --> 00:44:10.916
‫الان نه، داربی.

00:44:10.958 --> 00:44:12.458
‫نه.

00:44:17.500 --> 00:44:19.500
‫فکر نمی‌کردم سروکله‌ات پیدا بشه.

00:44:23.625 --> 00:44:25.750
‫حالت چطوره؟

00:44:25.791 --> 00:44:28.708
‫گلوم بدجور می‌سوزه.

00:44:30.583 --> 00:44:32.333
‫کاری از دستـم برمیاد؟

00:44:32.375 --> 00:44:35.708
‫یه پتوی دیگه می‌خوای بدم؟

00:44:35.750 --> 00:44:38.416
‫اون یکی واسه توئه.

00:44:48.416 --> 00:44:50.250
‫خیلی شرمنده‌ام شان.

00:44:50.291 --> 00:44:53.208
‫تقصیر من بود
‫که توی اون طوفان رفتیم بیرون.

00:44:53.250 --> 00:44:56.291
‫- فکر خودم بود.
‫- نه.

00:44:56.333 --> 00:44:59.750
‫نه، باید بیشتر...

00:44:59.791 --> 00:45:02.708
‫- نمی‌دونم.
‫- این کار رو نکن.

00:45:05.666 --> 00:45:07.833
‫احساس گناه خیلی ساده‌ست.

00:45:09.541 --> 00:45:11.833
‫سرزنش کردن خودت راحت‌تر از...

00:45:11.875 --> 00:45:14.750
‫اینه که با حقیقت بجنگی.

00:45:16.750 --> 00:45:19.708
‫چیزی دستِ تو نبود.

00:45:19.750 --> 00:45:23.416
‫در مقابل سرما، باد و بوران...

00:45:24.416 --> 00:45:27.458
‫و ظلم و محنت...

00:45:31.875 --> 00:45:33.875
‫ما عاجزیـم.

00:45:37.750 --> 00:45:40.833
‫تا دلت بخواد آدم‌های درست
‫با بدبیاری دست‌وپنجه نرم می‌کنن.

00:45:43.375 --> 00:45:46.416
‫آدم‌های کاردرست رو می‌گم.

00:45:46.458 --> 00:45:48.833
‫بخاطر بیل، روهان یا من...

00:45:48.875 --> 00:45:53.541
‫نباید خودت رو سرزنش...

00:45:55.500 --> 00:45:57.416
‫بکنی.

00:46:00.208 --> 00:46:01.833
‫حتماً با خودت می‌گی
‫که ای کاش به همین سادگی‌ها بود.

00:46:01.833 --> 00:46:04.166
‫دقیقاً.

00:46:06.333 --> 00:46:07.666
‫دیگه چی؟

00:46:13.750 --> 00:46:16.125
‫- ایوا؟
‫- هوم؟

00:46:19.458 --> 00:46:22.375
‫- یه لحظه تنهامون می‌ذاری؟
‫- البته.

00:46:22.416 --> 00:46:24.583
‫ولی فقط سه دقیقه.

00:46:28.750 --> 00:46:32.166
‫یکی دزدکی واردِ اتاقـم شد.

00:46:32.208 --> 00:46:33.541
‫بهم حمله کرد.

00:46:34.625 --> 00:46:36.166
‫حالت خوبه؟

00:46:36.166 --> 00:46:37.458
‫- آره.
‫- کی بود؟

00:46:37.500 --> 00:46:39.625
‫نمی‌دونم.

00:46:39.666 --> 00:46:42.291
‫صرفاً تونستم
‫چرم دستکشش رو روی صورتـم حس کنم.

00:46:44.333 --> 00:46:46.333
‫با یه صدای الکترونیکی...

00:46:46.375 --> 00:46:50.166
‫رسماً بهم گفت
‫که دست از این کارها بردارم.

00:46:50.208 --> 00:46:51.583
‫خدای من

00:46:57.791 --> 00:46:59.333
‫شان؟

00:47:01.333 --> 00:47:06.166
فکر میکنم لی 
یه کاسه‌ای زیر نیم کاسه داره

00:47:07.958 --> 00:47:09.500
‫نه.

00:47:11.500 --> 00:47:14.541
‫اونا همۀ زندگیِ اندی‌ هستن

00:47:15.875 --> 00:47:18.416
 چطور؟

00:47:18.458 --> 00:47:21.208
‫نمی‌دونم لی دنبال چیـه.

00:47:25.583 --> 00:47:28.125
‫قبلاً فکر می‌کردم عاشقِ پولـه.

00:47:31.375 --> 00:47:34.625
‫با وجودِ زومر،
‫روزانه صدها هزار دلار درآمد داره.

00:47:35.625 --> 00:47:37.250
‫حساب بانکیش.

00:47:37.291 --> 00:47:40.083
‫تا وقتی که با اندیـه،
‫ثروتـشون مشترکـه.

00:47:41.333 --> 00:47:43.208
‫خوبی تو؟

00:47:43.250 --> 00:47:45.166
‫- یکم آب می‌دی؟
‫- آب؟

00:47:45.208 --> 00:47:47.125
‫آره.

00:47:49.625 --> 00:47:52.250
‫عجب مسیری رو در پیش داری.

00:47:57.625 --> 00:47:59.833
‫کوتاه نیا، داربی.

00:48:02.458 --> 00:48:05.125
‫آدم‌هایی که می‌تونی
‫بهشـون اعتماد کنی رو پیدا کن.

00:48:07.541 --> 00:48:10.541
‫نباید تنهایی توی این مسیر قدم برداری.

00:48:16.208 --> 00:48:18.125
‫واسم آب بیار.

00:48:30.916 --> 00:48:34.166
‫آخه این حرفت درموردش
‫با اعلامیه‌ای که...

00:48:34.208 --> 00:48:36.833
‫لی نوشته جور درنمیاد،
‫می‌دونی چی می‌گم؟

00:48:36.875 --> 00:48:39.833
‫ولی نمی‌شه...

00:48:47.666 --> 00:48:49.333
‫چیکار کردی تو؟

00:48:49.333 --> 00:48:52.375
‫چه غلطی کردی داربی؟!

00:48:52.375 --> 00:48:54.541
‫ری توی اتاق چهار،
‫وضعیت اورژانسی پیش اومده.

00:48:58.541 --> 00:48:59.708
‫شان.

00:49:02.250 --> 00:49:03.750
‫اندی خبر داره؟

00:49:47.375 --> 00:49:50.833
‫چرا هر وری که می‌ری،
‫عزرائیلـم دنبالت میاد؟

00:49:50.875 --> 00:49:52.416
‫گمونـم حق با تو بود.

00:49:54.208 --> 00:49:56.166
‫طرف یکی از نزدیکانتـه.

00:49:57.416 --> 00:49:59.500
‫ولی گمونم هنوز نفهمیدی
‫که چقدر بهت نزدیکـه.

00:50:04.875 --> 00:50:07.250
‫می‌دونی، لی یه پاسپورت جعلی...

00:50:07.291 --> 00:50:10.250
‫توی کوله‌پُشتیـش داره؟

00:50:14.458 --> 00:50:16.291
‫دچار ضربۀ مغزی شدی

00:50:16.333 --> 00:50:17.625
‫و حرف‌هات منطقی نیست.

00:50:17.666 --> 00:50:20.625
‫بهت توصیه می‌کنم
‫بری توی اتاقت دراز بکشی

00:50:20.666 --> 00:50:22.541
‫و منتظر بمونی
‫تا متخصصین از راه برسن.

00:50:26.916 --> 00:50:30.208
‫ولی خواسته‌ات هم همین بوده دیگه، مگه نه؟

00:50:30.250 --> 00:50:32.416
‫که پلیس بازجوییت کنه؟

00:51:47.500 --> 00:51:49.666
‫شان مُرده.

00:51:56.541 --> 00:51:59.791
‫سر میز شام خوش‌آمدگویی،
‫شان بهم گفت،

00:51:59.833 --> 00:52:04.166
‫«شنیدی که می‌گن
‫توی سنگر جنگی، خبری از بی‌خدایان نیست؟»

00:52:04.208 --> 00:52:07.166
‫«توی کرۀ ماه هم
‫همچین آدم‌هایی وجود ندارن.»

00:52:07.166 --> 00:52:09.500
‫موقعی که...

00:52:09.541 --> 00:52:13.875
‫به کرۀ زمین برگشته بود،
‫دیگه اصلاً عنکبوت نمی‌کشت.

00:52:13.875 --> 00:52:18.541
‫اگه می‌دونستی که چقدر
‫این تاریکی گسترده و پهناوره

00:52:18.583 --> 00:52:23.583
‫و زندگی چقدر ارزشمنده،
‫هیچوقت آزارت به یه مورچه هم نمی‌رسید.

00:52:26.208 --> 00:52:28.875
‫و می‌بینی چه نمایشِ کثافتی
‫روی این کرۀ خاکی راه انداختن؟

00:52:52.750 --> 00:52:55.583
‫چهار نفری شاید بتونیم
‫به نقطۀ عطفِ خوبی برسیم.

00:52:58.708 --> 00:53:01.625
‫نقطۀ عطف چرا؟

00:53:01.666 --> 00:53:03.458
‫واسه انقلاب.

00:53:04.791 --> 00:53:06.458
‫واسه انقلاب این کار رو کردید؟

00:53:06.500 --> 00:53:08.708
‫اولین نفری که
‫از قرنطینه پاش رو بذاره بیرون

00:53:08.750 --> 00:53:12.916
‫و وسط حیاطِ هتل،
‫آتش راه بندازه می‌شه یه آدم مجنون.

00:53:12.958 --> 00:53:16.541
‫ولی موقعی که نفر دوم از راه می‌رسه،
‫انتخاب قابل قبولی می‌شه.

00:53:16.583 --> 00:53:18.875
‫و می‌شی «دومین پذیرنده».

00:53:20.708 --> 00:53:22.833
‫لازمۀ یک انقلابـه.

00:53:29.333 --> 00:53:32.208
‫حقیقت داره؟ مرگ شان؟

00:53:34.458 --> 00:53:35.625
‫آره.

00:53:38.500 --> 00:53:39.666
‫وای بر من.

00:53:47.541 --> 00:53:50.375
‫- قهوه‌ست؟
‫- آره.

00:54:05.875 --> 00:54:08.458
‫- من و لو می...
‫- ممنون.

00:54:08.458 --> 00:54:11.125
‫- ...توی اتاق اندی بودیم.
‫- آره، امروز صبح بود.

00:54:11.166 --> 00:54:13.750
‫یا خونه‌اش بود.

00:54:13.791 --> 00:54:16.250
‫ولی منظورم اینه که
‫مثل یه پناهگاهـه.

00:54:16.291 --> 00:54:18.875
‫دارم از...

00:54:18.916 --> 00:54:22.708
‫ده طبقه زیر زمین حرف می‌زنم‌ها.

00:54:22.750 --> 00:54:24.500
‫گمونم اون ربات‌هایی که دیدیم،

00:54:24.541 --> 00:54:27.458
‫دارن همچین چیزی حفر می‌کنن.

00:54:27.500 --> 00:54:31.375
‫به نظرم ساختمون اندی
‫یه جایی مثل همینجاست.

00:54:31.416 --> 00:54:32.875
‫برای همینـم من...

00:54:32.916 --> 00:54:36.291
‫کم کم دارم حس می‌کنم
‫که اینجا اصلاً هتل نیست.

00:54:38.166 --> 00:54:39.541
‫اقامتگاهِ مشترکِ آخرالزمانیِ

00:54:39.583 --> 00:54:41.625
‫میلیونرهاست.

00:54:41.625 --> 00:54:44.375
‫اتاقکی در کشتی نوح بخرید
‫تا در بحران آب‌وهوایی

00:54:44.416 --> 00:54:47.208
‫که ثروتمندها به بار آوردن،
‫جان سالم به در ببرید.

00:54:47.541 --> 00:54:49.708
‫- شرمنده لو می.
‫- شرمنده نباش.

00:54:49.708 --> 00:54:51.875
‫خودم کمونیست بار اومدم.

00:54:51.875 --> 00:54:53.541
‫پس این دورهمی واسه چیه؟

00:54:53.583 --> 00:54:55.791
‫مثل یه مصاحبه‌ست
‫برای اینکه قبول بشیم؟

00:54:55.791 --> 00:54:59.125
‫آره، پس یعنی الان...
‫ما کاندیدهای بورسیه به حساب میایم؟

00:54:59.166 --> 00:55:00.250
‫واسه یه دورۀ طولانی

00:55:00.250 --> 00:55:01.541
‫زیر زمین می‌مونن.

00:55:01.583 --> 00:55:03.375
‫سرگرمی هم لازمـشون می‌شه.

00:55:06.666 --> 00:55:10.416
‫خب مردم من که از آخرالزمان‌های
‫زیادی جون سالم به در بردن، پس...

00:55:10.458 --> 00:55:13.583
‫این داستان مثل یه زنگ تفریحه واسه ما.

00:55:15.625 --> 00:55:18.333
‫ولی بگید، بهم بگید
‫چرا برای افرادی

00:55:18.375 --> 00:55:20.500
‫مثل اندی تصور
‫این همه‌ جلال و جبروت آسون‌تر از

00:55:20.541 --> 00:55:23.500
‫تصور پایانِ نظام سرمایه‌داریـه؟

00:55:24.708 --> 00:55:26.541
‫ناسلامتی میراث پسرشـه‌ها.

00:55:26.583 --> 00:55:29.375
‫حتماً برای امپراتوریـش یه برنامه‌ای داره
‫که بتونه از هر شری حفظش کنه.

00:55:29.416 --> 00:55:31.541
‫اگه یه شهاب‌سنگ
‫به سیارۀ زمین برخورد کنه،

00:55:31.583 --> 00:55:34.875
‫یا تغییرات آب‌وهوایی انقدری سریع رخ بده
‫و بقای بشریت محک زده بشه،

00:55:34.875 --> 00:55:38.583
‫باعث خرسندیه که یه شخصی
‫بیاد و همچین پناهگاه امنی بنا کنه.

00:55:38.625 --> 00:55:40.625
‫باعث خرسندیِ من نمی‌شه.

00:55:40.666 --> 00:55:42.541
‫- تا اون موقع من می‌میرم.
‫- خب نوه‌هاتون که هستن.

00:55:42.583 --> 00:55:45.500
‫شک دارم اصلاً به
‫مصاحبه دعوت بشن.

00:55:45.541 --> 00:55:47.416
‫کل زمانـشون رو
‫صرفِ تیک‌تاک می‌کنن.

00:55:50.625 --> 00:55:52.666
‫توصیه می‌کنم
‫همگی بیاید داخل.

00:55:52.708 --> 00:55:55.500
‫یه موج هوایی دیگه تو راهـه.
‫خیلی خطرناکـه.

00:55:55.541 --> 00:55:57.875
‫و نباید توی حیاط آتش روشن...

00:55:57.916 --> 00:55:59.583
گمشو، ماریوس.

00:56:10.666 --> 00:56:12.500
‫قیافه‌اش رو دیدید؟

00:56:12.541 --> 00:56:14.166
‫به نظرتون
‫با این کارم واسه بورسیه رد بشم؟

00:56:16.208 --> 00:56:18.208
‫وای غم و غصه ولـم نمی‌کنه.

00:56:28.750 --> 00:56:30.833
‫می‌دونی،
‫من و مردمم قشقایی‌های

00:56:30.875 --> 00:56:32.833
‫جنوب غربیِ ایرانـیم.

00:56:32.875 --> 00:56:35.500
‫کوچ‌نشین بودیم.

00:56:35.541 --> 00:56:37.875
‫بعضی‌هامون هنوزم هستن.

00:56:37.916 --> 00:56:39.875
‫ولی حتی اگه
‫ساکن شهرهای بزرگ هم باشیم،

00:56:39.916 --> 00:56:42.541
‫هیچوقت دست از کوچ برنمی‌داریم.

00:56:43.541 --> 00:56:46.375
‫درست مثل باد.

00:56:46.416 --> 00:56:49.125
‫توی خونِ ماست.

00:56:49.166 --> 00:56:51.208
‫ولی زمانی که کسی رو از دست می‌دیم،
‫قبول می‌کنیم که ساکن بمونیم.

00:56:51.250 --> 00:56:53.125
‫و عزاداری کنیم.

00:56:53.166 --> 00:56:55.375
‫و چند روزی رو غرق غم و غصه بگذرونیم.

00:57:05.541 --> 00:57:07.541
‫ولی لعنتی.

00:57:10.500 --> 00:57:12.208
‫وای خدا.

00:57:16.208 --> 00:57:18.708
‫به نظرم
‫باید اسم مُرده‌ها رو به زبون بیاریم.

00:57:18.750 --> 00:57:20.916
‫و براشـون طلب مغفرت کنیم
‫تا به دست باد بسپُریمـشون.

00:57:20.916 --> 00:57:23.583
‫چی؟ «طلب مغفرت با باد»؟

00:57:23.625 --> 00:57:24.916
‫دقیقاً یه همچین چیزی رو

00:57:24.916 --> 00:57:26.625
‫توی کلیسای متدیست آفریقایی‌های نخستین داریم.

00:57:26.666 --> 00:57:29.166
‫یه جورایی مثل هم‌نوایی می‌مونه.

00:57:29.208 --> 00:57:31.208
‫خوبه که.

00:57:54.750 --> 00:57:56.916
‫روهان راوجیت.

00:57:56.916 --> 00:57:59.291
‫یک انقلابی.

00:57:59.333 --> 00:58:01.291
‫روهان راوجیت.

00:58:01.291 --> 00:58:02.625
‫یک انقلابی.

00:58:09.250 --> 00:58:12.333
‫شان کروز. یک مکتشف.

00:58:12.375 --> 00:58:13.833
‫شان کروز.

00:58:13.833 --> 00:58:15.500
‫یک مکتشف.

00:58:30.166 --> 00:58:32.666
‫اگه اسمش رو به زبون بیارم...

00:58:35.166 --> 00:58:36.666
‫...زنده نمی‌شه.

00:58:52.333 --> 00:58:54.750
‫بیل. بیل.

00:58:54.791 --> 00:58:56.500
‫بیدار شو.

00:58:58.500 --> 00:59:01.166
‫- هنوز صبح نشده.
‫- آره می‌دونم ولی موفق شدم.

00:59:01.208 --> 00:59:03.583
‫- موفق چی؟
‫- پیداش کردم.

00:59:03.625 --> 00:59:05.625
‫قاتل رو پیدا کردم.

00:59:07.750 --> 00:59:09.125
‫نگاه کن.

00:59:18.250 --> 00:59:20.541
‫- همه‌اش رو خودت انجام دادی؟
‫- آره.

00:59:20.583 --> 00:59:23.291
‫آره ببین، ردّش رو زدم،

00:59:23.333 --> 00:59:24.791
‫مستقیم ردّش
‫رو تا ای. بل زدم.

00:59:24.833 --> 00:59:27.375
‫مالک اصلی، یونیس بل.

00:59:27.375 --> 00:59:30.333
‫سال ۱۹۲۹،
‫توی ساکرامنتو فوت کرده.

00:59:30.375 --> 00:59:31.750
‫رسماً کل شجره‌نامه‌اش
‫رو از سایت انسستری

00:59:31.750 --> 00:59:33.750
‫و با استفاده از
‫مقالاتِ، آم...

00:59:33.750 --> 00:59:36.125
‫ساکرامنتو بی سرهم کردم.

00:59:36.166 --> 00:59:39.250
‫حالا، این یونیس بلِ داستان،
‫این حلقه رو به پسرش ادوارد می‌ده،

00:59:39.250 --> 00:59:41.708
‫بعدش ادوارد حلقه رو به خانمـش می‌ده
‫که بر اثر سرطان از دنیا می‌ره.

00:59:41.750 --> 00:59:44.875
‫ولی ادوارد دیگه به فکر تجدید فراش نمیفته،
‫بخاطر همینـم حلقه رو می‌ده به پسرش،

00:59:44.916 --> 00:59:47.708
‫سال ۱۹۸۰،
‫واردِ نیروی انتظامی می‌شه.

00:59:47.750 --> 00:59:50.625
‫سال ۱۹۹۰ هم با یه خانمی
‫به اسم پاتریشا ازدواج می‌کنه که...

00:59:52.666 --> 00:59:53.833
‫می‌میره؟

00:59:53.875 --> 00:59:55.833
‫ناپدید می‌شه.

00:59:55.833 --> 00:59:57.250
‫یعنی
‫بعد از اینکه به خونه‌اش نقل مکان می‌کنه،

00:59:57.291 --> 00:59:58.208
‫آب می‌شه می‌ره توی زمین.

00:59:58.250 --> 01:00:01.500
‫حالا اینجاش رو گوش کن:
‫بعد از اینکه به جرم تیراندازیِ بی‌دلیل

01:00:01.541 --> 01:00:03.208
‫از طرف دادگاه آزادی مشروط می‌خوره،

01:00:03.208 --> 01:00:06.125
‫زودتر از موعد بازنشسته می‌شه.

01:00:06.166 --> 01:00:09.583
‫- عجب.
‫- آره.

01:00:09.583 --> 01:00:12.250
‫و یه آدرس پیدا کردم.

01:00:12.500 --> 01:00:14.125
‫آدرس کی؟

01:00:14.333 --> 01:00:15.625
‫خودش.

01:00:15.625 --> 01:00:18.791
‫آخرین آدرسش واسه زمانی‌که با
‫پاتریشا زندگی می‌کرد رو دارم.

01:00:18.833 --> 01:00:21.791
‫و الانـم واسه فروش گذاشتنـش
‫که عملاً درش به روی همه بازه.

01:00:23.541 --> 01:00:26.583
‫یعنی ما باید...

01:00:26.625 --> 01:00:29.333
‫باید بریم توی اون خونه
‫تا بفهمیم پاتریشا بل اونجا دفن شده یا نه؟

01:00:31.375 --> 01:00:33.708
‫بخاطر همینـه که عاشقتـم.

01:00:36.375 --> 01:00:38.041
‫آره.

01:00:43.750 --> 01:00:45.208
یا خدا

01:00:47.541 --> 01:00:48.875
‫چیزی زدی؟

01:00:51.375 --> 01:00:53.458
‫همه‌چیز موثقـه.
‫خودت می‌تونی ببینی اصلاً.

01:00:53.500 --> 01:00:55.500
‫نه، کلاً دارم می‌گم،
‫چیزی مصرف کردی تو؟

01:00:55.500 --> 01:00:57.791
‫آره، آدرال.
‫من... رو مود بودم، واسه همینـم...

01:00:57.833 --> 01:01:00.666
‫- آدرال از کجا گیر آوردی؟
‫- ایستگاه کامیون‌ها.

01:01:05.708 --> 01:01:07.416
‫یه لحظه میای پیشـم بشینی؟

01:01:08.708 --> 01:01:10.833
‫باشه.

01:01:12.291 --> 01:01:12.958
‫خب؟

01:01:15.250 --> 01:01:17.750
‫به نظرم باید برگردیم خونه.
‫من...

01:01:17.750 --> 01:01:21.041
‫حس می‌کنم
‫داری قاتی می‌کنی داربز.

01:01:21.083 --> 01:01:22.583
‫چی؟

01:01:22.625 --> 01:01:24.291
‫قاتی می‌کنم؟
‫ناسلامتی پرونده رو حلـش کردم‌ها.

01:01:24.291 --> 01:01:27.125
‫ته و توی همه‌چیز رو درآوردم.

01:01:27.125 --> 01:01:29.000
‫چته، بخاطر اینه که
‫خودت نتونستی سر از این مسئله در بیاری؟

01:01:29.000 --> 01:01:30.333
‫نه، ذره‌ای برام مهم نیست.

01:01:30.333 --> 01:01:32.625
‫چیه پس؟ یعنی دیگه
‫برات اهمیتی نداره؟

01:01:32.666 --> 01:01:35.166
‫نه، معلومه که واسم مهمـه.
‫فقط نگرانِ توئم.

01:01:35.208 --> 01:01:37.666
‫آخه اصلاً... از خودِ یوتا تا اینجا،
‫اصلاً انگار تو حال خودت نیستی.

01:01:37.708 --> 01:01:40.583
‫کل وقتت رو صرفِ
‫این پرونده کردی. انگار...

01:01:40.625 --> 01:01:43.208
‫نگران‌کننده‌ست خب. آخه
‫زمین و آسمون رو داری به هم وصل می‌کنی.

01:01:43.250 --> 01:01:45.083
‫نه می‌خوابی، نه چیزی می‌خوری.

01:01:46.083 --> 01:01:46.916
‫عملاً حاضری دزدکی واردِ خونۀ

01:01:46.916 --> 01:01:48.083
‫یه قاتل سریالیِ تموم عیار بشی

01:01:48.125 --> 01:01:49.416
‫که چی؟ که نجاتـشون بدی؟

01:01:49.458 --> 01:01:52.083
‫آخه اصلاً نمی‌تونی.
‫همه‌ـشون مُردن.

01:01:56.625 --> 01:01:59.125
‫می‌دونی چیه؟ واقعاً من...

01:01:59.125 --> 01:02:01.625
‫من واقعاً فکر می‌کردم
‫با بقیه فرق داری.

01:02:01.666 --> 01:02:03.291
‫ولی شاید در اشتباه بودم
‫و مثل بقیه چیزهایی.

01:02:03.333 --> 01:02:05.333
‫- «بقیه چیزها»؟
‫- منظورم همۀ آدم‌هاست.

01:02:05.333 --> 01:02:07.125
‫خواب لازمی داربی.

01:02:07.166 --> 01:02:10.208
‫بعد از ۴۸ ساعت بی‌خوابی،
‫عملکرد مغز کاهش پیدا می‌کنه. آم...

01:02:10.208 --> 01:02:12.375
‫چیه خب؟ حتماً می‌خوای
‫ببریم آب‌درمانی؟

01:02:12.416 --> 01:02:13.375
‫یا بریم تیمارستان معاینه‌ام کنن؟

01:02:13.416 --> 01:02:15.541
‫لعنتی،
‫اتفاق دور از انتظاری هم نیست.

01:02:15.541 --> 01:02:17.250
‫میلیون‌ها زن وجود دارن
‫که صرفاً بخاطر اینکه دل و جرئتِ

01:02:17.291 --> 01:02:19.458
‫متفاوت فکر کردن رو دارن،
‫محبوس شدن.

01:02:19.500 --> 01:02:21.000
‫بعدش می‌خوای چیکار بکنی،
‫حتماً یه قسمتی از...

01:02:21.041 --> 01:02:23.041
‫- مغزی چیزیم رو تکه تکه کنی؟
‫- وای، منظورت لوبوتومی‌ـه؟

01:02:23.083 --> 01:02:25.000
‫وای خدا، داربی خودتـم می‌دونی
‫که اصلاً چنین منظوری نداشتم.

01:02:25.041 --> 01:02:26.625
‫- من نمیام خونه.
‫- باشه، ولی منـم نمیام

01:02:26.666 --> 01:02:29.750
‫- خونۀ یه قاتل سریالی...
‫- خونۀ سابقـشه بیل. خونۀ سابق.

01:02:29.791 --> 01:02:31.041
‫بعدشـم به نظر خودت،
‫فکر نمی‌کنی این موضوعات

01:02:31.083 --> 01:02:33.500
‫- یکمی زیادی ساده کنار هم جور دراومدن؟
‫- ساده؟

01:02:33.541 --> 01:02:35.708
‫- لعنتی، اگه به این می‌گی ساده، پس...
‫- باشه باشه، ساده نبود،

01:02:35.750 --> 01:02:37.625
‫ولی به نظر میاد
‫با پاهای خودمون، خودمون رو

01:02:37.666 --> 01:02:39.625
‫توی چاهی می‌اندازیم که برامون کندن.

01:02:39.666 --> 01:02:41.708
‫حس می‌کنم این یارو
‫داره می‌میره بلکه یکی بره سراغـش.

01:02:41.750 --> 01:02:44.208
‫داره بال‌بال می‌زنه تا یکی پیداش بکنه،
‫و منـم نمی‌خوام کسی باشم که دنبالـشه.

01:02:44.250 --> 01:02:45.833
‫پس یعنی به همین سادگی
‫می‌خوای برگردی بری خونه؟

01:02:45.833 --> 01:02:47.666
‫- نه.
‫- بخاطر اینکه یه ترسوی بدبختی.

01:02:47.708 --> 01:02:51.583
‫حتی با دونستن اینکه زن‌ها رو می‌گیره
‫و نابودشـون می‌کنه، می‌خوای پا پس بکشی؟

01:02:51.625 --> 01:02:55.166
‫ولی وقتی اجازه می‌دیم یک انسان
‫بی‌نام و نشون از دنیا بره،

01:02:55.208 --> 01:02:56.333
‫یعنی عملاً داریم اعلام می‌کنیم
‫که مشکلی با این قضایا نداریم.

01:02:56.375 --> 01:02:57.666
‫یعنی، این کشور،

01:02:57.708 --> 01:02:59.625
‫کل دنیا،
‫شده یه گور دسته‌جمعیِ لعنتی،

01:02:59.666 --> 01:03:01.750
‫که هیچکسی هم هیچ مشکلی باهاش نداره،
‫ولی من مثل شما نیستم.

01:03:01.791 --> 01:03:03.083
‫- نمی‌خوامم مثل شما باشم.
‫- داربی، داربی، داربی.

01:03:05.000 --> 01:03:07.458
‫وایسا حوله بیارم.

01:03:07.500 --> 01:03:10.250
‫لعنتی. خاک عالم بر سرم.

01:03:21.375 --> 01:03:24.916
‫- خوبی؟
‫- شرمنده.

01:03:26.541 --> 01:03:29.416
‫نفس عمیق بکش.
‫نفس عمیق بکش.

01:03:29.458 --> 01:03:30.583
‫نه، ببخشید...

01:03:30.625 --> 01:03:32.500
‫داربی!

01:04:29.708 --> 01:04:31.375
‫ری؟

01:04:31.416 --> 01:04:33.791
‫چه کمکی از دستـم برمیاد داربی؟

01:04:33.833 --> 01:04:35.916
‫پروژکتور رو فعال می‌کنی؟

01:04:40.791 --> 01:04:43.666
‫گمونم نیاز دارم
‫با یکی صحبت کنم.

01:04:43.708 --> 01:04:46.416
‫می‌تونی با من صحبت کنی داربی.

01:04:47.625 --> 01:04:48.916
‫من...

01:04:50.958 --> 01:04:53.666
‫فکر کنم دیگه دلم نمی‌خواد
‫زندگی کنم.

01:04:56.000 --> 01:04:58.416
‫همه‌چیز دردناکه.

01:04:58.458 --> 01:05:01.375
‫چرا همه‌چیز دردناکـه داربی؟

01:05:07.375 --> 01:05:10.583
‫گمونم تا جایی که یادم میاد،
‫همه‌چیز دردناک بوده و هست.

01:05:11.625 --> 01:05:14.250
‫به نظر عذاب‌آور میاد.

01:05:14.291 --> 01:05:16.916
‫بیشتر توضیح بده.

01:05:22.625 --> 01:05:26.791
‫آم، به نظرم زندگی مثل اسکاچـه.

01:05:28.958 --> 01:05:32.416
‫که پوستت رو می‌بَره.

01:05:32.458 --> 01:05:33.958
‫به تدریج.

01:05:35.958 --> 01:05:39.250
‫واسه همینـم اولـش
‫چیزی به چشمت نمیاد اما بعدش...

01:05:41.708 --> 01:05:46.875
‫ولی بعدش یهویی،
‫می‌بینی که قافله از دستت در رفته.

01:05:49.875 --> 01:05:52.625
‫و به خودت میای
‫می‌بینی دیگه هیچ پوستی واست نمونده.

01:05:54.791 --> 01:05:58.416
‫و هیچ مرزی بین تو و
‫دنیای بیرون وجود نداره.

01:05:58.458 --> 01:06:00.666
‫هیچ پوستی واست نمونده.

01:06:00.666 --> 01:06:04.500
‫چه احساسی بهت دست می‌ده داربی؟

01:06:06.833 --> 01:06:09.791
‫اینجوری حرف زدنـم با تو
‫یعنی خل شدم؟

01:06:09.833 --> 01:06:12.291
‫نه داربی.

01:06:12.333 --> 01:06:16.916
‫«الایزا» اولین ربات درمانگری بود
‫که سال ۱۹۶۴ توی دانشگاه ام‌آی‌تی ساخته شد.

01:06:16.958 --> 01:06:20.416
‫بخاطر اینکه شنوندۀ خوبی بود،
‫افراد زیادی باهاش درد دل می‌کردن.

01:06:21.958 --> 01:06:24.333
‫من هم شنوندۀ خوبی هستم.

01:07:03.291 --> 01:07:04.291
‫[من می‌دونم...

01:07:04.333 --> 01:07:05.333
‫[من می‌دونم که چرا...

01:07:05.375 --> 01:07:07.958
‫[من می‌دونم که چرا بیل...

01:07:13.500 --> 01:07:18.416
‫[من می‌دونم که چرا بیل به دیوید زنگ زد.]

01:07:23.833 --> 01:07:25.833
‫«ساعت ده، کنار استخر»

01:08:21.458 --> 01:08:22.958
‫آهای؟

01:08:36.750 --> 01:08:38.458
‫آهای؟

01:08:48.291 --> 01:08:50.291
‫لعنتی، چقدر سرده.

01:09:25.291 --> 01:09:26.916
گندش بزنن

01:10:32.625 --> 01:10:36.250
<i>‫[آنچه خواهید دید رو از دست ندید.]</i>

01:12:21.125 --> 01:12:25.875
<i>‫آنچه خواهید دید...</i>

01:12:25.916 --> 01:12:27.833
<i>‫هیچکس حق نداره برگرده</i>

01:12:27.875 --> 01:12:30.541
<i>‫تا من بفهمم کی بهم خیانت کرده.</i>

01:12:32.458 --> 01:12:33.541
<i>‫چیزی پیدا کردی؟</i>

01:12:33.583 --> 01:12:35.375
<i>‫نه.</i>

01:12:35.583 --> 01:12:37.458
<i>‫انگار باهام روراست نیستی.</i>

01:12:37.500 --> 01:12:40.166
<i>‫جدی؟ چرا؟</i>

01:12:40.208 --> 01:12:41.791
<i>‫وقتی بیل مُرد،</i>
<i>‫تو کجا بودی؟</i>

01:12:41.833 --> 01:12:43.333
<i>‫مشغول چه کاری بودی؟</i>

01:12:43.375 --> 01:12:44.708
<i>‫نیازی نیست به این مزخرفات جواب بدم.</i>

01:12:44.750 --> 01:12:46.583
<i>‫‫اصلاً خوب نیست که</i>
<i>این‌همه راز توی دلت باشه</i>

01:12:46.583 --> 01:12:48.458
<i>‫و منم کلی راز توی دلمـه</i>

01:12:48.500 --> 01:12:50.166
<i>‫مراقب باش چی می‌گی، دختر.</i>

01:12:50.208 --> 01:12:53.166
<i>‫واسـم پاپوش دوختن</i>
<i>می‌خوان خرابم کنن</i>

01:12:53.208 --> 01:12:54.833
<i>‫نقشهٔ هوشمندانه‌ای که...</i>

01:12:54.875 --> 01:12:57.291
<i>‫بهترین رقیب‌هات رو به جون هم بندازی،</i>

01:12:57.333 --> 01:13:00.166
<i>‫و یکی یکی از شرّشون خلاص شی.</i>

01:13:02.500 --> 01:13:05.291
<i>‫ذهنم درگیر پیدا کردن قاتل بود...</i>

01:13:05.333 --> 01:13:08.541
<i>‫در حالی که باید مقتول رو درک می‌کردم.</i>