WEBVTT

00:00:02.243 --> 00:00:04.579
زندانی برای بدترینِ بدترین ها

00:00:04.829 --> 00:00:07.081
آخر و عاقبت بدترین آدمها
به بروشی مونتین ختم میشد.

00:00:07.331 --> 00:00:10.835
در اینجا قاتل ها،
متجاوزها و کودک آزارها بودن.

00:00:11.085 --> 00:00:13.588
جایی که در اون هیچ
روزنه امیدی وجود نداره.

00:00:13.838 --> 00:00:15.423
وقتی که توی محوطه
این زندان قدم میزنی،

00:00:15.673 --> 00:00:17.433
تو فکر اینی که ازت دزدی
میشه یا چاقو میخوری.

00:00:17.683 --> 00:00:19.010
در این حد خطرناک بود.

00:00:19.260 --> 00:00:21.179
اگه گیر قاتلها نمیوفتاد...

00:00:21.429 --> 00:00:23.940
اگه میتونی فرار کنی،
پس نهایت تلاشتو بکن.

00:00:24.190 --> 00:00:25.350
خواسته کوهستان.

00:00:25.600 --> 00:00:27.936
وقتی که از دیوار بگذری،
تا 32 کیلومتری

00:00:28.186 --> 00:00:31.196
هیچ چیزی جز صخره های سنگی و
مارهای زنگی نیست.

00:00:34.108 --> 00:00:36.369
همه درهای جهنم به همینجا باز میشه.

00:00:36.619 --> 00:00:38.945
به هردلیلی،
میخوان شانسشونو امتحان کنن.

00:00:49.207 --> 00:00:54.346
بعضی از مهم ترین داستانهایی که تا به
امروز وجود داشته، از پشت میله ها شروع شده.

00:00:55.713 --> 00:00:57.715
محصور شده در بدنام
ترین زندانهای دنیا.

00:00:57.965 --> 00:01:02.969
و توسط نگهبانان و هم
بند زندانی ها پاییده میشن.

00:01:04.388 --> 00:01:09.152
برای فرار کردن باید
ذهن فریبکاری داشته باشی

00:01:09.402 --> 00:01:12.405
ممکنه به آزادی بیانجامه

00:01:12.655 --> 00:01:13.906
یا ممکنه به قیمت جونت تموم بشه.

00:01:16.067 --> 00:01:20.320
ولی اگه چیزی برای از دست دادن
نداشتی، امتحانش نمیکردی؟

00:01:24.710 --> 00:01:27.796
فرار های بزرگ با مورگان فریمن
مترجمین: حانیه حسن آبادی، ویولت، لی لی

00:01:37.088 --> 00:01:40.258
زندان ایالتی بروشی مونتین.

00:01:40.508 --> 00:01:43.595
برای اکثر زندانی های اینجا،
هیچ راه برگشتی وجود نداره.

00:01:43.845 --> 00:01:47.015
به خاطر همین بهش میگت «ته خط».

00:01:47.265 --> 00:01:50.225
در طول دهه ها، بودن در اینجا مساوی بود
با 12 ساعت کار سخت در معدن زغال سنگ

00:01:50.475 --> 00:01:51.603
در طول روز.

00:01:51.853 --> 00:01:54.689
تخت خوابت مال خودت نیست.

00:01:54.939 --> 00:01:57.609
اونو با زندانی ای از شیفت
کاری دیگه شریک بودی.

00:01:57.859 --> 00:02:01.029
اگه در معدن کم کاری کنی، شلاق میخوری.

00:02:01.279 --> 00:02:05.542
معدن در سال 1967 بسته شد، ولی الان

00:02:05.792 --> 00:02:09.296
پر شده از شرورترین مجرمان ایالت تنسی.

00:02:09.546 --> 00:02:11.715
اگه به کسی چندرغاز پول بدهکار باشی،

00:02:11.965 --> 00:02:16.544
یا به کسی چپ نگاه کنی،
ممکنه چاقو بخوری.

00:02:16.794 --> 00:02:21.298
زندانی بودن در اینجا به
معنی زندگی کردن در وحشته.

00:02:24.552 --> 00:02:26.146
بروشی مونتین یحتمل

00:02:26.396 --> 00:02:29.474
بدنام ترین زندان در ایالت تنسی ه.

00:02:29.724 --> 00:02:33.478
یه زندان فوق امنیتیه که
در سال 1896 ساخته شده.

00:02:33.728 --> 00:02:35.980
شبیه قلعه های قرون وسطی ایه.

00:02:36.230 --> 00:02:37.148
وقتی به اونجا بری

00:02:37.398 --> 00:02:39.659
به معنای واقعی کلمه، آخر دره ست.

00:02:39.909 --> 00:02:41.069
ته جاده ست.

00:02:41.319 --> 00:02:43.905
بعد از اون چیزی نیست
و هرچی بهش نزدیکتر بشی،

00:02:44.155 --> 00:02:46.991
حس میکنی که انگار فضای
اطراف محصورت میکنه.

00:02:47.241 --> 00:02:50.244
یه زندان کوچیکتر ولی خطرناک تره.

00:02:50.494 --> 00:02:52.330
وقتی که توی حوطه این زندان قدم میزنی،

00:02:52.580 --> 00:02:54.666
مدام توی ذهنت،

00:02:54.916 --> 00:02:57.761
تو فکر اینی که ازت دزدی میشه
چاقو میخوری یا همچین چیزی.

00:02:58.011 --> 00:03:02.173
در این حد خطرناک بود.

00:03:02.423 --> 00:03:04.509
شانس فرار از این مکان،

00:03:04.759 --> 00:03:05.839
وقتی که به اینجا منتقل بشی،

00:03:06.089 --> 00:03:09.347
صرف نظر از اینکه چقدر
خلافکار ماهری باشی،

00:03:09.597 --> 00:03:11.775
خیلی کمه.

00:03:12.025 --> 00:03:14.194
مردی که تصمیم داره همون
شانس کم رو امتحان کنه،

00:03:14.444 --> 00:03:18.438
یکی از ماهرترین
قاتلهای تاریخ آمریکاست،

00:03:25.622 --> 00:03:31.119
چهارم آوریل سال 1968،
شهر ممفیس، ایالت تنسی.

00:03:31.369 --> 00:03:33.213
مارتین لوتر کینگ جونیور با گلوله ای (رهبر
جنبش حقوق مدنی-برنده جایزه صلح نوبل 1984)

00:03:33.463 --> 00:03:37.634
از یک کالیبر .30 کشته شده.

00:03:37.884 --> 00:03:41.462
جیمز ارل ری خلافکاری
خرده پا دستگیر شده

00:03:41.712 --> 00:03:45.717
و به عنوان قاتل کینگ مجرم شناخته شده.

00:03:45.967 --> 00:03:48.803
ری که به 99 سال حبس محکوم شده،

00:03:49.053 --> 00:03:53.808
در سال 1970 به
بروشی مونتین منتقل میشه.

00:03:54.058 --> 00:03:55.476
ری درحالی وارد این زندان میشه

00:03:55.726 --> 00:03:59.823
که شهرت خوبی در زمینه فرار داره.

00:04:00.073 --> 00:04:03.568
میدونستیم که قبل از اومدن به اینجا،
متخصص فرار بوده.

00:04:03.818 --> 00:04:05.911
از زندانی در میسوری فرار کرده بود.

00:04:12.252 --> 00:04:15.496
جیمز ارل ری در نونوایی
زندان مشغول به کاره.

00:04:15.746 --> 00:04:17.498
متوجه میشه که

00:04:17.748 --> 00:04:23.421
هرروز کامیونی میاد
و با نون از اونجا میره.

00:04:23.671 --> 00:04:26.507
اون و یک زندانی دیگه در مورد اینکه

00:04:26.757 --> 00:04:30.428
چطور میتونن با اون کامیون فرار کنن،
صحبت میکنن.

00:04:30.678 --> 00:04:33.263
زندانی های دیگه کلی
نون روی اون میذارن.

00:04:39.020 --> 00:04:40.530
توی کامیون جا گرفته.

00:04:40.780 --> 00:04:44.108
وقتی که توی جاده ست،
از کامیون پایین میپره.

00:04:44.358 --> 00:04:47.612
تا شب توی یک اوراق فروشی پنهان میشه.

00:04:47.862 --> 00:04:49.621
میتونه بزنه به چاک

00:04:58.706 --> 00:05:00.884
ری به مدت 50 هفته بعد از اولین فرارش

00:05:01.134 --> 00:05:04.796
از زندان میسوری، در حال فرار بود.

00:05:05.046 --> 00:05:07.057
بعد از به قتل رسوندن کینگ
در چهارم آوریل،

00:05:07.307 --> 00:05:11.144
ری به مدت نه هفته دیگه در حال فراره.

00:05:11.394 --> 00:05:13.888
در نهایت در فرودگاه
هیترو در لندن انگلستان،

00:05:14.138 --> 00:05:17.316
در تاریخ هشتم ژوئن 1986 دستگیر میشه.

00:05:22.480 --> 00:05:24.240
به قتل اعتراف میکنه

00:05:24.490 --> 00:05:28.985
و عاقبتش به زندان
بروشی مونتین ختم میشه

00:05:30.905 --> 00:05:33.583
اونجا زیاد جلب توجه نمیکرد.

00:05:33.833 --> 00:05:36.336
یا سعی میکرد که اینطور باشه.

00:05:36.586 --> 00:05:38.412
میدونست که کوچکترین
جلب توجه کردنی در زندان،

00:05:38.662 --> 00:05:41.499
عاقبت خوشی نداره.

00:05:41.749 --> 00:05:44.260
به ضررت تموم میشه.

00:05:44.510 --> 00:05:48.256
به نگهبانها هم سپرده شده
بود که چشم از ری برندارن

00:05:48.506 --> 00:05:54.095
ولی زمانبه نفع زندانی هاست.

00:05:54.345 --> 00:05:55.772
گوش کن، همه توی تنسی میدونستن که

00:05:56.022 --> 00:05:57.607
ممکنه فرار کنه.

00:05:57.857 --> 00:05:59.350
اگه فرصتی گیرش میومد، فرار میکرد.

00:05:59.600 --> 00:06:01.526
وظیفه ما بود که اینجا نگهش داریم.

00:06:08.192 --> 00:06:10.787
حکم حبس ابد در این خراب شده،

00:06:11.037 --> 00:06:14.040
باعث میشد که هر زندانی
ای رویای فرار داشته باشه.

00:06:14.290 --> 00:06:15.533
ولی این قلعه دور افتاده،

00:06:15.783 --> 00:06:18.877
طوری ساخته شده که
این رویارو غیرممکن کنه.

00:06:20.788 --> 00:06:23.624
دیوارهای سنگی اینجا،

00:06:23.874 --> 00:06:25.385
14 متر ارتفاع دارن.

00:06:25.635 --> 00:06:27.962
نیم الی یک متر ضخامت دارن.

00:06:28.212 --> 00:06:29.772
بعضی از سنگهای به
کار رفته در این دیوار

00:06:30.022 --> 00:06:32.142
حدود یک و نیم تن وزن دارن.

00:06:32.392 --> 00:06:33.885
در بالای این دیوار،

00:06:34.135 --> 00:06:35.970
فقط سیم خاردار حلقوی یا تبری

00:06:36.220 --> 00:06:39.065
نبود، بلکه سیم خاردار خطی هم داشت.

00:06:39.315 --> 00:06:40.817
سیم خاردار خطیحلقوی و تبری

00:06:41.067 --> 00:06:42.318
دورتادور بالای دیوار بودن.

00:06:42.568 --> 00:06:46.480
از هر ردیف سیم خاردار،
جریان 20000 رد میشد.

00:06:46.730 --> 00:06:48.324
پس مانع بزرگی بر سر راه هرکسی بود

00:06:48.574 --> 00:06:50.243
که سعی داشت از راه دیوارها فرار که.

00:06:50.493 --> 00:06:54.914
علاوه بر دیوار و
سیمخاردارهای حاوی جریان برق،

00:06:55.164 --> 00:06:58.168
در اطراف زندان، نه برج نگهبانی بود

00:06:58.418 --> 00:07:01.671
که در هرکدوم یک افسر
که تا دندان مسلح بود،

00:07:01.921 --> 00:07:04.424
نگهبانی میداد.

00:07:04.674 --> 00:07:09.086
در هر برج،
افسرها یک تفنگ شکاری 12 عیار،

00:07:09.336 --> 00:07:10.922
یک کالیبر .38 و گاهی هم

00:07:11.172 --> 00:07:13.516
یک تفنگ .22 داشتن.

00:07:13.766 --> 00:07:16.594
با تمام این تجهیزات
ضد فرار در بالای دیوار،

00:07:16.844 --> 00:07:19.513
جیمز ارل ری متوجه میشه که احتمالا

00:07:19.763 --> 00:07:22.107
بهترین راه، از راه زیرزمینیه.

00:07:29.440 --> 00:07:31.609
ری ماها در سلولش قدم میزنه

00:07:31.859 --> 00:07:35.363
و به دنبال نقات ضعف میگرده.
نتیجه میگیره که تلاش

00:07:35.613 --> 00:07:38.699
برای فرار از زندان خیلی خطرناکه

00:07:38.949 --> 00:07:41.619
پس توجهش به سمت هواکش که

00:07:41.869 --> 00:07:44.121
در پشت سلوله میره.

00:07:44.371 --> 00:07:47.884
یه قطعه فلزی چهارگوش به
اندازه 25 الی 30 سانتی متره

00:07:48.134 --> 00:07:49.636
که روش سوراخ سوراخه.

00:07:49.886 --> 00:07:51.304
که توی بتن قرار گرفته

00:07:51.554 --> 00:07:54.974
و وقتی اونو از دیوار جدا میکردی،

00:07:55.224 --> 00:07:57.894
بعدش میتونستی با قاشق یا

00:07:58.144 --> 00:08:00.888
هر شی فلزی دیگه ای فلزو بتراشی.

00:08:01.138 --> 00:08:04.475
اون هرشب ذره ذره سوراخو میتراشید

00:08:04.725 --> 00:08:06.560
و هرصبح دریچه هواکشو میذاشت

00:08:06.810 --> 00:08:07.987
و مسیرشو میپوشوند.

00:08:08.237 --> 00:08:09.405
سرجاش برمیگردونه

00:08:09.655 --> 00:08:11.055
و خمیر دندونو برمیداری و دورتادورشو

00:08:11.305 --> 00:08:13.159
با خمیرندون پر میکنی و انگار باملات

00:08:13.409 --> 00:08:15.160
درزگیریش کردی.

00:08:16.820 --> 00:08:18.823
وقتی که به اندازه کافی بزرگ شد،
به اون سوراخ

00:08:19.073 --> 00:08:20.166
به جلو رفت

00:08:20.416 --> 00:08:22.418
که بهش میگیم مسیر لوله ای

00:08:22.668 --> 00:08:24.829
که به لوله کشی ساختمون ختم میشه

00:08:25.079 --> 00:08:26.831
ری مسیر لوله ای رو دنبال میکنه

00:08:27.081 --> 00:08:29.500
و به یه مسیر فرار پنهانی میرسه.

00:08:29.750 --> 00:08:32.670
یه فن هواکش بزرگتر
که هوارو تهویه میکنه

00:08:32.920 --> 00:08:36.516
به یه محوطه بسته در
فضای بیرون ختم میشه.

00:08:36.766 --> 00:08:39.427
ری حساب میکنه که
اگه بتونه به اونجا برسه،

00:08:39.677 --> 00:08:43.356
میتونه تا گودالی که 6 متر دورتره،
بخزه.

00:08:43.606 --> 00:08:46.192
مدتها قبل که ری در محوطه تمرین میکرد،

00:08:46.442 --> 00:08:48.436
متوجه شده بود که نیروگاه

00:08:48.686 --> 00:08:52.115
در بیرون از دیوارهای زندان قرار داره.

00:08:52.365 --> 00:08:56.369
حالا فکر میکنه که این گودال،
باید به لوله بخاری ای ختم بشه

00:08:56.619 --> 00:08:59.706
که بین زندان و نیروگاه قرار داره.

00:08:59.956 --> 00:09:03.701
اگه بتونه وارد این لوله
ها بشه و به نیروگاه برسه،

00:09:03.951 --> 00:09:05.628
میتونه فرار کنه.

00:09:05.878 --> 00:09:08.205
ولی میله هایی که در جلوی
فن قرار دارن، فلزی ان

00:09:08.455 --> 00:09:10.383
و اون اره نداره.

00:09:10.633 --> 00:09:13.051
انگار این مسیر دیگه ته خطه.

00:09:18.891 --> 00:09:21.894
ری همچنان درباره فرار
از راه هواکش فکر میکنه.

00:09:22.144 --> 00:09:24.564
این بهترین شانسش برای آزادیه.

00:09:24.814 --> 00:09:26.566
متوجه میشه که به کمک شخصی

00:09:26.816 --> 00:09:30.978
از بیرون زندان نیاز داره
تا بهش یک تیغه اره بده.

00:09:31.228 --> 00:09:33.740
قاتل، به برادرش جری رو میاره

00:09:33.990 --> 00:09:36.241
که دلش برای عاقبت برادر میسوزه.

00:09:40.070 --> 00:09:41.998
دو برادر نقشه ای کشیدن

00:09:42.248 --> 00:09:45.576
تا تیغه رو وارد زندان کنن.

00:09:45.826 --> 00:09:48.245
جری کف کفششو میبره

00:09:48.495 --> 00:09:50.831
و یه تیغه کوچک رو داخلش جا میده

00:09:51.081 --> 00:09:53.092
و بعد ته کفششو میبده

00:09:53.342 --> 00:09:54.835
برای ملاقات به زندان میره

00:09:55.085 --> 00:09:56.763
کفشهایی که پوشیده،

00:09:57.013 --> 00:09:59.340
قیقا از همون مدل
کفشیه که برادرش پوشیده

00:09:59.590 --> 00:10:03.019
قهوه ایه و همون اندازه ست.
منتظر میمونن تا نگهبان

00:10:03.269 --> 00:10:05.012
به پشت اتاق ملاقات بره

00:10:05.262 --> 00:10:07.431
تا بتونن کفشاشونو دربیارن و اونارو

00:10:07.681 --> 00:10:08.681
با هم عوض کنن.

00:10:13.771 --> 00:10:16.690
حالا جری کفشهای جیمز ارل ری رو پوشیده

00:10:16.940 --> 00:10:18.284
و جیمز ارل ری کفشهای جری رو

00:10:18.534 --> 00:10:21.620
که داخلش تیغه اره هست.

00:10:27.850 --> 00:10:29.210
ری میتونه بدون اینکه کسی متوجه بشه

00:10:29.460 --> 00:10:31.455
تیغه رو با خودش به سلول ببره.

00:10:31.705 --> 00:10:33.633
اون چندین ماه آینده رو صرف

00:10:33.883 --> 00:10:37.545
اره کردن میله ها و لوله ها میکنه.

00:10:37.795 --> 00:10:40.973
ولی یه بار دیگه،
نقشه ری به مشکل میخوره.

00:10:41.223 --> 00:10:43.300
پره های ضخیم فن پشت میله ها،

00:10:43.550 --> 00:10:46.554
عملا غیرقابل خم شدنن.

00:10:46.804 --> 00:10:51.067
مسیر فرار هنوز هم غیرقابل نفوذه.

00:10:51.317 --> 00:10:54.395
ولی ری نمیخواد به راحتی تسلیم بشه.

00:10:54.645 --> 00:10:57.231
این بار متوجه میشه که
بازهم به کمک نیاز داره،

00:10:57.481 --> 00:11:00.568
ولی نه کمک برادرش جری که بیرونه،

00:11:00.818 --> 00:11:04.238
بلکه کمک کسی که داخل زندانه.

00:11:04.488 --> 00:11:08.075
اون به یه شریک نیاز داره تا
توی خم کردن پره ها کمک کنه.

00:11:08.325 --> 00:11:10.828
اون به جیک مورلاک که از
معدود دوستانش در زندانه،

00:11:11.078 --> 00:11:12.170
رو میندازه.

00:11:17.584 --> 00:11:21.681
جیک مورلاک یکی از دوستان
جیمز ارل ری در زندانه.

00:11:21.931 --> 00:11:24.100
اون کسی بود که بهش اعتماد داشت،
یه لوله کش بود.

00:11:24.350 --> 00:11:25.435
به همین خاطر هم

00:11:25.685 --> 00:11:27.928
جیمز ارل ری بهش جیک لوله کش میگفت.

00:11:28.178 --> 00:11:30.181
و جیک لوله کش به ابزاری دسترسی داشت

00:11:30.431 --> 00:11:32.683
که ممکن بود به جیمی کمک کنه تا از

00:11:32.933 --> 00:11:34.944
بروشی مونتین فرار کنه.

00:11:35.194 --> 00:11:36.937
مورلاک قبول میکنه که با ری فرار کنه

00:11:37.187 --> 00:11:38.030
و آچار لوله رو بدزده

00:11:38.280 --> 00:11:41.358
میتونن برای خم کردن
پرده‌های فن ازش استفاده کنن

00:11:41.608 --> 00:11:43.277
ولی یه بار دیگه

00:11:43.527 --> 00:11:46.530
یه مانع دیگه تو راه آزادی وجود داشت

00:11:46.780 --> 00:11:48.875
مورلاک و ری تو یه سلول نیستن

00:11:49.125 --> 00:11:51.876
این باید نقشه اونا رو
واسه کار کردن عوض کنه

00:11:58.125 --> 00:11:59.460
جیمز ارل ری

00:11:59.710 --> 00:12:03.547
اون میدونست که باید جک‌
لوله کشو بیاره تو سلولش

00:12:03.797 --> 00:12:06.559
ری میفهمه که اگه
بتونه اسمارو تو دفتر کل

00:12:06.809 --> 00:12:09.386
تو اتاقی که قفلش بازه،
نزدیک زمین سلول، عوض کنه

00:12:09.636 --> 00:12:12.389
میتونه مورلاکو بیاره تو سلول خودش

00:12:12.639 --> 00:12:15.976
ولی معمولا کف سلول کلی نگهبان ریخته

00:12:16.226 --> 00:12:17.811
اون باید بفهمه

00:12:18.061 --> 00:12:20.323
بهترین زمان برای عمل کردن کیه

00:12:20.573 --> 00:12:21.741
اون تو یه روزی که

00:12:21.991 --> 00:12:25.077
نگهبانایی که معمولا اونجا بودن،
مرخصی داشتن این کارو کرد

00:12:25.327 --> 00:12:27.914
پس اونا نگهبانای جانشین بودن

00:12:28.164 --> 00:12:31.575
اون یواشکی وارد دفتر
شد و اسمارو پاک کرد

00:12:31.825 --> 00:12:36.255
و اسم جکو به عنوان هم سلولیش نوشت

00:12:36.505 --> 00:12:39.926
این یه حرکت خطرناکه ولی ری موفق میشه

00:12:40.176 --> 00:12:42.595
بدون دستیگر شدن توسط نگهبانای جانشین

00:12:42.845 --> 00:12:45.256
که معمولا از کف سلول
تکون نمیخورن کارشو بکنه

00:12:45.506 --> 00:12:47.266
درست مثل نگهبانای عادی

00:12:47.516 --> 00:12:50.520
پس جک اینطوری تونست

00:12:50.770 --> 00:12:53.429
بره سلول جیمز ارل ری

00:13:00.354 --> 00:13:02.189
هم سلولیای جدید
منتظر موندن تا نگهبانا

00:13:02.439 --> 00:13:06.527
دورهای شبانه‌شونو برای فرار بزنن

00:13:06.777 --> 00:13:10.373
اگه اونا بتونن حدود یه
ساعت بعد از زندان بیرون برن

00:13:10.623 --> 00:13:13.209
اونا ۳ساعت تا شمارش صبحانه دارن

00:13:13.459 --> 00:13:17.380
تو ساعت ۶صبح قبل
اینکه گمشده گزارش بشن

00:13:17.630 --> 00:13:20.457
جیمز ارل ری و جیک به جای
خودشون تو تخت آدمک گذاشته بودن

00:13:20.707 --> 00:13:22.385
پس اینطور به نظر میرسید که

00:13:22.635 --> 00:13:23.968
اونا شب توی سلولشون خوابیده بودن

00:13:31.060 --> 00:13:34.054
داشتن به ساکت ترین و سریع
ترین حالت ممکن کار میکردن

00:13:34.304 --> 00:13:36.899
ری و مورلاک بیرون
آوردن میله‌ها رو تموم کردن

00:13:37.149 --> 00:13:40.903
و پره‌های فنو با آچار لوله خم کردن

00:13:41.153 --> 00:13:43.564
جیمز ارل ری درست همونجا سر خورد

00:13:43.814 --> 00:13:46.483
هم سلولیه بیچارش
جیک یکم وزنش زیاد بود

00:13:46.733 --> 00:13:48.244
اون نتونست رد بشه و باید برمیگشت

00:13:48.494 --> 00:13:51.655
و به سلول میرفت

00:13:51.905 --> 00:13:54.408
ولی ری کاملا تنها نیست

00:13:54.658 --> 00:13:56.586
برادرش بیرون منتظره

00:13:56.836 --> 00:13:58.162
یه نقشه فرار وجود داشت

00:13:58.412 --> 00:14:02.583
و جری باید اونو تو
پارکینگ کلیسا میدید

00:14:02.833 --> 00:14:03.926
پس براش آماده شد

00:14:04.176 --> 00:14:06.929
اون یه اسلحه و یه عالمه گلوله گرفت

00:14:07.179 --> 00:14:10.349
و چسبوندشون زیر شاسی ماشینش

00:14:10.599 --> 00:14:12.018
این کارو کرد چون نمیخواست اونارو

00:14:12.268 --> 00:14:14.178
با خودش ببره، احتمال داشت بازرسی بشه

00:14:14.428 --> 00:14:16.068
چون شما متوجه میشین
که این همکاری تو جرمه

00:14:16.318 --> 00:14:19.162
و جری میتونست تو دردسر بزرگی باشه

00:14:21.184 --> 00:14:23.187
توی زندان، ری تونست

00:14:23.437 --> 00:14:27.199
از لوله تعقیب به حیاط زندان برسه

00:14:27.449 --> 00:14:29.443
جیمز ارل ری وارد حیاط میشه

00:14:29.693 --> 00:14:33.364
بعدش سوراخ اونجا بود که منتهی میشه

00:14:33.614 --> 00:14:36.792
به نیروگاه تو جاده‌ای
که بهش وارد میشین

00:14:37.042 --> 00:14:39.703
به نظر میرسه که ری

00:14:39.953 --> 00:14:42.465
به محض باز کردن پوشش سوراخ،
میخواد فرار کنه

00:14:42.715 --> 00:14:45.876
ری سرپوشو برمیداره
و بخار هنوز اونجا هست

00:14:46.126 --> 00:14:48.712
صورت ری پر از بخار میشه

00:14:48.962 --> 00:14:52.800
درد تقریبا غیر قابل تحمله

00:14:53.050 --> 00:14:55.061
اون فقط چند ثانیه وقت داره
که تصمیم بگیره چیکار کنه

00:14:55.311 --> 00:14:58.814
قبل اینکه نگهبانای گشت تو حیاط ببیننش

00:14:59.064 --> 00:15:02.318
آیا اون بیخیال فرار میشه
و به سلولش برمیگرده،

00:15:02.568 --> 00:15:04.728
یا خطر سوختنو به جون میخره؟

00:15:04.978 --> 00:15:06.980
و از تونل پایین میره؟

00:15:07.230 --> 00:15:11.159
به هر حال تونل اونو
به آزادی وصل میکنه

00:15:22.496 --> 00:15:25.257
جیمز ارل ری الان یه طعمه‌ست

00:15:25.507 --> 00:15:27.668
هر لحظه نگهبان میتونست اونو

00:15:27.918 --> 00:15:29.670
تو حیاط زندان

00:15:29.920 --> 00:15:34.016
وسط تلاش برای فرار کردن ببینه

00:15:34.266 --> 00:15:36.435
ولی تونل بخاری که اون
برنامه ریخته بود ازش رد بشه،

00:15:36.685 --> 00:15:40.431
دیوار سلول مثل آب جوش داغه

00:15:40.681 --> 00:15:42.682
به هرحال اون ازش پایین میره

00:15:49.106 --> 00:15:51.692
لوله‌های بخار، خیلی قدیمی بودن

00:15:51.942 --> 00:15:55.121
و عایق دورشون کلا رفته بود

00:15:55.371 --> 00:15:58.197
پس فقط لوله‌های داغ مونده بود

00:16:01.868 --> 00:16:03.203
در همین حال تو ماشین فرار

00:16:03.453 --> 00:16:06.373
برادرش جری به مشکل میخوره

00:16:06.623 --> 00:16:09.885
پس جری میره تو پارکینگ

00:16:10.135 --> 00:16:11.211
و یهو

00:16:11.461 --> 00:16:14.056
یه ماشین از زندان براشی مونتین میاد

00:16:14.306 --> 00:16:17.718
و اون فکر کرد که حتما دستگیر شده

00:16:17.968 --> 00:16:19.478
ولی کاملا از روی غریزه

00:16:19.728 --> 00:16:21.147
جری توی ماشینش دراز کشید

00:16:21.397 --> 00:16:24.140
و تظاهر کرد که داره چرت میزنه

00:16:28.895 --> 00:16:29.905
و بعدش

00:16:30.155 --> 00:16:32.232
پلیس فقط یکم اطرافو نگاه کرد

00:16:32.482 --> 00:16:33.400
و رفت

00:16:33.650 --> 00:16:35.568
و هیچ وقت ماشین جریو نگشتن

00:16:41.992 --> 00:16:46.589
تو تونل اوضاع برای ری خیلی خوب نبود

00:16:46.839 --> 00:16:50.083
اون لوله‌ها انقدر داغ بودن
که خیلی بد سوزونده بودنش

00:16:50.333 --> 00:16:51.761
که دیگه چاره‌ای نداشت

00:16:52.011 --> 00:16:54.086
جز اینکه دور بزنه و برگرده

00:17:01.428 --> 00:17:04.515
صددرصد ری این دفعه خیلی خوش شانس نیست

00:17:04.765 --> 00:17:06.934
که تو حیاط شناخته نشه

00:17:07.184 --> 00:17:08.527
نگهبانا درست اون لحظه‌ای که

00:17:08.777 --> 00:17:12.938
سرشو از سرپوش
سوراخ بیرون میاره میبیننش

00:17:16.526 --> 00:17:18.871
همون لحظه اون از اونجا بیرون
میاد و به سمت یه مانع میدووه

00:17:19.121 --> 00:17:20.948
و بالاخره اونا پیداش میکنن

00:17:21.198 --> 00:17:22.783
برش میگردونن و زندانیش میکنن

00:17:23.033 --> 00:17:24.794
مورلاکم دستگیر شده

00:17:25.044 --> 00:17:30.206
نگهبانا خودش و سوراخ
تو سلولشو پیدا کردن

00:17:35.304 --> 00:17:36.639
جری یکم بیشتر صبر کرد

00:17:36.889 --> 00:17:39.466
بعدش تصمیم گرفت که
احتمالا اون بیرون نیومده

00:17:39.716 --> 00:17:43.062
پس اون رفت،
رادیو رو باز کرد و همون بود

00:17:43.312 --> 00:17:44.480
تو کل رادیو داشت داد میزد

00:17:44.730 --> 00:17:47.817
جیمز ارل ری تلاش
کرده از بروشی مونتین فرار کنه

00:17:48.067 --> 00:17:49.401
ولی دستگیر شده

00:17:49.651 --> 00:17:52.396
جیمز ارل ری برای
سوختگی‌های درجه دوم و سوم

00:17:52.646 --> 00:17:55.231
در درمانگاه تحت درمان است

00:18:02.405 --> 00:18:04.157
جیمز ارل ری و جیک مورلاک

00:18:04.407 --> 00:18:08.745
برای تلاش برای فرار،
۲ماه باید تو سوراخ باشن

00:18:08.995 --> 00:18:13.843
وقتی ری از سوراخ بیرون اومد راه‌هاه
برای انجام تکنیکای جدید تصمیم گرفت

00:18:14.093 --> 00:18:18.171
گرفتن یه روز دیگه تو دادگاه

00:18:18.421 --> 00:18:20.674
جیمز ارل ری گناهکار است

00:18:20.924 --> 00:18:22.852
اگرچه پس از آن درخواست اولیه

00:18:23.102 --> 00:18:27.014
اون اعترافشو پس گرفت
و گفت اون کینگو نکشته

00:18:27.264 --> 00:18:28.504
من مصاحبه‌های زیادی باهاش داشتم

00:18:28.754 --> 00:18:32.102
و اون گفته بود که بیگناهه

00:18:32.352 --> 00:18:34.780
ری ادعا میکنه که براش پاپوش دوختن

00:18:35.030 --> 00:18:38.200
که اون سپر بلای یه سازمان بوده

00:18:38.450 --> 00:18:41.862
به نظر یه داستان خیلی پیچیده میومد

00:18:42.112 --> 00:18:43.956
مشکلات زیادی که تو دادگاه داشت

00:18:44.206 --> 00:18:46.783
این بود که من فکر
نمیکنم هیچ وقت گفته باشه

00:18:47.033 --> 00:18:50.704
فایده ی اینکه اون سپر بلا باشه چیه؟

00:18:50.954 --> 00:18:54.708
تمام تلاشای ری برای بیرون
اومدن قانونی شکست خورد

00:18:54.958 --> 00:18:59.054
از نظر قانون اون متهمه

00:18:59.304 --> 00:19:04.049
پس اون بیشتر از هر وقت
دیگه‌ای برای فرار مصمم میشه

00:19:07.637 --> 00:19:08.639
پنج سال

00:19:08.889 --> 00:19:12.559
از آخرین تلاش ری برای فرار گذشته

00:19:12.809 --> 00:19:15.821
وقتی که شانسی یه چیزی پیدا میکنه

00:19:16.071 --> 00:19:18.981
عزم اون یه بار دیگه
با شانس مواجه میشه

00:19:24.154 --> 00:19:26.248
ری تو لباس شویی زندان کار میکنه

00:19:26.498 --> 00:19:30.577
و اون متوجه بخشای سه
تا چهارتایی از لوله میشه

00:19:30.827 --> 00:19:32.746
که حین تعمیر

00:19:32.996 --> 00:19:34.331
پشت لباس شویی مونده بودن

00:19:34.581 --> 00:19:37.834
اون اونارو برمیداره
و یه گوشه ذخیره میکنه

00:19:38.084 --> 00:19:40.337
میدونی،
صرفا جهت اینکه بعدا به درد میخورن

00:19:40.587 --> 00:19:43.757
جیمز ارل ری به اندازه کلاه
گذاشتن سر کسی باهوش نیست

00:19:44.007 --> 00:19:45.601
اون دنبال فرصتا میگرده

00:19:45.851 --> 00:19:48.604
اون سرشو پایین نگه میداره
تا وقتی یه روزنه‌ای ببینه،

00:19:48.854 --> 00:19:52.097
و وقتی میبینه، براش تلاش میکنه.
و این کاریه که‌ اینجا انجام میده

00:19:57.938 --> 00:20:02.359
ری تا بهار 1977 صبر میکنه

00:20:02.609 --> 00:20:07.447
وقتی یه روز تو حیاط یه چیز خاص میبینه

00:20:07.697 --> 00:20:10.459
جایی که دیوار زندان
با دامنه کوه میرسه

00:20:10.709 --> 00:20:12.878
تو یه نقطه

00:20:13.128 --> 00:20:16.715
تقریبا 45 سانتی فضای
خالی بین سیم و دیوار هست

00:20:16.965 --> 00:20:18.365
برای یه مرد که از زیرش رد بشه کافیه

00:20:18.615 --> 00:20:21.637
اون داشت به نقطه‌ای که
برق اونجا نیست نگاه میکرد

00:20:21.887 --> 00:20:24.007
این چیزی بود که اون داشت به
خاطرش جونشو به خطر مینداخت

00:20:24.257 --> 00:20:27.384
یه نقطه‌ی خوب تو بالای دیوار که

00:20:27.634 --> 00:20:28.894
که میتونی از بالاش رد بشی

00:20:29.144 --> 00:20:32.472
طرف دیگه دیوار با توجه به فرسایش

00:20:32.722 --> 00:20:35.225
و خاکی که با گذشت زمان جمع شده

00:20:35.475 --> 00:20:38.570
اونجا مکان کافی هست که بتونی بپری

00:20:38.820 --> 00:20:41.398
به طور تئوری شما میتونید بالا برید

00:20:41.648 --> 00:20:43.650
از زیر سیم رد بشید و به زمین برسید

00:20:43.900 --> 00:20:46.987
بدون اینکه چیز مهمیو
بشکنید و فرار کنید

00:20:47.237 --> 00:20:48.357
اگه داری تلاش میکنی که بفهمی

00:20:48.607 --> 00:20:51.074
که چطوری از اینجا بیرون بری،
اینجوری انجامش میدی

00:20:51.324 --> 00:20:52.501
فقط توجه میکنی

00:20:52.751 --> 00:20:55.328
بالاخره یه نقطه نرم تو زره پیدا میکنی

00:20:55.578 --> 00:20:57.748
همیشه یه جایی یه شکافی هست

00:20:57.998 --> 00:21:00.592
و ظاهرا ری فکر کرد

00:21:00.842 --> 00:21:03.420
"خب شکاف درست همونجاست"

00:21:03.670 --> 00:21:05.931
ری نقطه خودشو پیدا کرد

00:21:06.181 --> 00:21:08.175
ولی چطوری قراره از این دیوار بگذره؟

00:21:08.425 --> 00:21:10.594
اون باید به یه راه حلی فکر کنه

00:21:10.844 --> 00:21:12.521
و راه حلش باید خوب باشه

00:21:12.771 --> 00:21:14.939
وگرنه اینم یه تلاش شکست
خورده برای فرار میشه

00:21:22.856 --> 00:21:24.950
شش سال بعد از تلاش قبلیش

00:21:25.200 --> 00:21:27.277
برای فرار از بروشی مونتین

00:21:27.527 --> 00:21:31.206
جیمز ارل فکر میکنه یه راه
دیگه برای بیرون رفتن پیدا کرده

00:21:31.456 --> 00:21:33.700
یه فضای کوچیک زیر حصار الکتریکی

00:21:33.950 --> 00:21:38.964
روی بلندترین نقطه دیوار زندان.
اون دستش به

00:21:39.214 --> 00:21:44.294
چند تیکه لوله کوتاه آب رسیده

00:21:44.544 --> 00:21:47.130
الان میتونه از اینا استفاده کنه

00:21:47.380 --> 00:21:52.978
تا به اون بالا برسه؟

00:21:53.228 --> 00:21:54.229
اون میفهمه

00:21:54.479 --> 00:21:58.233
که میتونه با لوله‌هاش
یه نرده بودن عالی بسازه

00:21:58.483 --> 00:21:59.643
ولی اون لوله کافی نداره

00:21:59.893 --> 00:22:02.395
که به بالای دیوار برسه

00:22:02.645 --> 00:22:05.824
باید یه راهی پیدا کنه که
لوله‌های بیشتری گیرش بیاد

00:22:06.074 --> 00:22:08.652
پس با یکی از دوستاش
به نام شلتون همراه شد

00:22:08.902 --> 00:22:10.235
و اونا در موردش حرف زدن

00:22:15.492 --> 00:22:17.586
داگ شلتون هم یکی دیگه
اس که سابقه فرار داره

00:22:17.836 --> 00:22:19.663
اون توی فرار کردن از زندانا

00:22:19.913 --> 00:22:21.173
و بازداشت گاه‌ها مشهوره

00:22:21.423 --> 00:22:25.928
اون عاشق ایدس عاشق اینه
که این کار آسون، سریع و راحته

00:22:26.178 --> 00:22:28.588
اون و ری تو این مسئله
کاملا برای همدیگه ساخته شدن

00:22:28.838 --> 00:22:31.675
اون لوله کش بود و میتونست به

00:22:31.925 --> 00:22:35.512
به ابزارای مختلفی دسترسی داشته باشه
ابزارای لوله کشی مختلف

00:22:35.762 --> 00:22:37.022
و تو یه دوره‌ای

00:22:37.272 --> 00:22:40.526
اون میتونست یه قطعه‌رو
این ور اون ور بذاره

00:22:40.776 --> 00:22:42.945
اینا ابزار نبودن اینا ماده بودن

00:22:43.195 --> 00:22:47.858
پس حتما حل دادنشون راحت تر بود

00:22:48.108 --> 00:22:51.361
وقتی هیچ کس حواسش نیست،
یا انداختنشون یا، میدونی

00:22:51.611 --> 00:22:55.030
گذاشتنشون زیر یه چیزی
و ادامه دادن به روزت

00:22:57.959 --> 00:23:01.538
ری یه نفر دیگه رو به گروه فرارش میاره

00:23:01.788 --> 00:23:03.956
هم سلولیش ارل هیل

00:23:09.054 --> 00:23:12.132
ارل هیل، داگ شلتون دوتاشونو میشناسم

00:23:12.382 --> 00:23:14.467
بیشترشون زندانیای خوبین

00:23:14.717 --> 00:23:17.312
اونا هیچ کسو اذیت نکرده
بودن اونا خطرناک بودن

00:23:17.562 --> 00:23:19.723
ولی به بقیه زندانیا نمیگفتن برن بیرون

00:23:19.973 --> 00:23:21.808
یه زندانی که فهمید جیمز ارل

00:23:22.058 --> 00:23:24.311
میخواد فرار کنه و اون
کاریو کرد که جیمز کرده بود

00:23:24.561 --> 00:23:26.989
خیلی از زندانیا میگفتن

00:23:27.239 --> 00:23:29.065
اگه لو میدادنشون یه چیزی گیرشون میومد

00:23:29.315 --> 00:23:30.233
مثلا بیرون رفتن از زندان

00:23:30.483 --> 00:23:34.070
ولی این دو نفر معنی کلمه سر سختن

00:23:34.320 --> 00:23:38.158
گروه به آرومی لوله‌های بیشتری میدزده

00:23:38.408 --> 00:23:42.171
و پشت حیاط قایمشون میکنه

00:23:42.421 --> 00:23:46.008
یه تو رفتگی کوچیک تو زمین هست

00:23:46.258 --> 00:23:48.778
و اونجا جاییه که لوله‌ها انبار
شدن تا وقتی بهشون نیاز داشته باشن

00:23:49.028 --> 00:23:50.846
و به خاطر مدل فرو رفتگی

00:23:51.096 --> 00:23:52.339
شما باید

00:23:52.589 --> 00:23:56.685
کاملا بالاش واییستید تا ببینیدش

00:23:56.935 --> 00:23:58.595
همزمان

00:23:58.845 --> 00:24:02.191
اونا روتین نگهبانارو زیر نظر داشتن

00:24:02.441 --> 00:24:04.935
هر برج نگهبانی یه سرنشین مرد داشت

00:24:05.185 --> 00:24:08.104
و اون مرد روی صندلی بزرگ
مینشست و از پنجره بیرونو نگاه میکرد

00:24:08.354 --> 00:24:10.199
و این یه جورایی اعصاب خورد کنه

00:24:10.449 --> 00:24:15.120
شما هیچ وقت نمیفهمین، تو زندان
چیزای غیر منتظره اتفاق میوفتن

00:24:15.370 --> 00:24:17.170
وقتی تو قسمت اسلحه‌این
باید همیشه آماده باشین

00:24:19.782 --> 00:24:23.286
اونا مخصوصا افسر فلوید
هوک رو به دقت زیرنظر داشتن

00:24:23.536 --> 00:24:25.705
اون نگهبانه برج چهارمه

00:24:25.955 --> 00:24:31.136
نزدیک ترین برج به راه فرار اونا

00:24:31.386 --> 00:24:35.215
این زندانیا، همه،
به خصوص خطرات فرار کردن

00:24:35.465 --> 00:24:38.885
اونا همه رو زیر نظر
دارن هر کسی که اطرافه

00:24:39.135 --> 00:24:41.554
اونا منو بهتر از خودم میشناسن

00:24:41.804 --> 00:24:44.149
و اون نگهبان هرروز روزنامه میخره

00:24:44.399 --> 00:24:46.309
و وقتی اونا تو حیاط تفریحن

00:24:46.559 --> 00:24:47.477
اونا همه چیو نگاه کردن

00:24:47.727 --> 00:24:49.087
الان جیمز ارل ری این آدمو نگاه کرد

00:24:49.337 --> 00:24:52.065
‌که ماه‌هاست داره روزنامشو
میخونه اون نگاهش کرد

00:24:52.315 --> 00:24:54.484
اون میدونه که هرروز
تو یه زمان مشخصی میاد

00:24:54.734 --> 00:24:56.069
روزنامشو میخونه

00:24:56.319 --> 00:24:57.913
از اول تا آخرش میخونه

00:24:58.163 --> 00:25:00.657
اینا همشون روتینه و همشون خیلی راحته

00:25:00.907 --> 00:25:03.576
اینکه تو یه کار روتین داشته باشی

00:25:03.826 --> 00:25:06.505
و البته یه نگهبان زندان باشی

00:25:06.755 --> 00:25:09.424
بعد از یه مدت حوصلت سر میره

00:25:09.674 --> 00:25:12.010
همزمان اون نگهبانارو زیر نظر داره

00:25:12.260 --> 00:25:16.255
ری همچنین روی پول درآوردن
برای رشوه دادن متمرکزه

00:25:18.433 --> 00:25:20.176
خیلی از زندانیا تلوزیون ندارن

00:25:20.426 --> 00:25:21.986
خیلیاشون همه چیز تو
زندگیشونو نابود کردن

00:25:22.236 --> 00:25:24.029
حتی یه خانواده ندارن که
واسشون تلوزیون بفرسته

00:25:24.279 --> 00:25:26.358
پس وقتی یه نفر میره جیمز ارل ری

00:25:26.608 --> 00:25:28.777
باهاشون معامله میکنه که
تلوزیونو نگه داره و بخره

00:25:29.027 --> 00:25:30.467
بیشتر اوقات اونا تلوزیونو میدادن بهش

00:25:30.717 --> 00:25:32.781
اگه من یه تلوزیون‌ میخوام،
پس تلوزیون ندارم

00:25:33.031 --> 00:25:36.034
کافیه در ماه بهش ۳ تا ۴دلار پول بدم

00:25:36.284 --> 00:25:38.361
اون تو لباس شویی کار میکرد اون ۳۰تا

00:25:38.611 --> 00:25:42.624
مشتریه ناشنوا داشت برای یه ماه
بهشون ۳دلار میداد تا لباسارو بشورن

00:25:42.874 --> 00:25:44.354
اگه به کسی پول ندین
که لباساتونو بشوره

00:25:44.604 --> 00:25:46.244
لباساتون تو روبالشتی
بهتون برگردونده میشه

00:25:46.494 --> 00:25:48.630
همه چیز مشخصه پس همه پولشونو میدن

00:25:48.880 --> 00:25:53.209
اون...اون با این کارا
یه عالمه پول در میاورد

00:25:53.459 --> 00:25:57.464
و صد البته یه بار دیگه
ری از برادرش جری

00:25:57.714 --> 00:25:59.798
خواست که بیرون از زندان کمکش کنه

00:26:02.143 --> 00:26:05.055
جیمز ارل ری نامه‌‌های کد
گذاری شده واسه برادرش مینوشت

00:26:05.305 --> 00:26:07.065
و اسمشو‌ تو نامه جین مینوشت

00:26:07.315 --> 00:26:08.224
و زیرس دوبار خط میکشید

00:26:08.474 --> 00:26:10.402
شما با حرف اول شروع میکنین

00:26:10.652 --> 00:26:13.980
و ۷تا حرف پایین میاین. کدش این بود

00:26:14.230 --> 00:26:15.647
و جری میفهمید که باید چیکار کنه

00:26:19.828 --> 00:26:23.498
۱۷می ۱۹۷۷

00:26:23.748 --> 00:26:27.577
یکی از این نامه‌های کد
گذاری شده فاش کرد که یه بسته

00:26:27.827 --> 00:26:30.330
قرار بود یه جایی تو
امتداد بزرگراه دفن بشه

00:26:30.580 --> 00:26:32.916
جری ری یه کیف دستی گرفته بود

00:26:33.166 --> 00:26:34.343
و توشو پر از وسایلی کرده بود

00:26:34.593 --> 00:26:38.421
که فکر کرده بود برادرش
ممکنه موقع فرار استفاده کنه

00:26:38.671 --> 00:26:42.017
یه رنگ مو،
یه بارانی که گرم نگهش داره،

00:26:42.267 --> 00:26:44.177
یکم غذاهایی که فاسد نمیشه،

00:26:44.427 --> 00:26:47.022
جعبه کمک‌های اولیه،
یه تفنگ، چندتا گلوله

00:26:47.272 --> 00:26:49.516
و چندتا چیز مختلف دیگه گذاشته بود

00:26:49.766 --> 00:26:52.194
اون کیفو بست و تو

00:26:52.444 --> 00:26:54.770
قبرستون نزدیک بروشی مونتین دفن کرد

00:27:01.611 --> 00:27:04.864
تو عصر ۹ام جون ۱۹۷۷

00:27:05.114 --> 00:27:09.285
جیمز ارل ری، داگ شلتون و ارل هیل

00:27:09.535 --> 00:27:14.290
برای آخرین دیدار تو
حیاط زندان جمع شدن

00:27:14.540 --> 00:27:16.793
اونا تصمیم گرفتن که
به اندازه کافی لوله دارن

00:27:17.043 --> 00:27:18.887
که به بالای دیوار برسن

00:27:19.137 --> 00:27:23.633
فردا ۱۰ام جون قراره از دیوار بالا برن

00:27:23.883 --> 00:27:28.646
به شرطی که قبل رفتن کسی لوشون نده

00:27:33.893 --> 00:27:36.062
تو شرق تنسی یه روز خیلی گرمه

00:27:36.312 --> 00:27:39.399
کوه‌ها حسابی سخت و پر از ماره

00:27:39.649 --> 00:27:42.411
اما این منظره نسبت به

00:27:42.661 --> 00:27:45.655
زندگی تو بروشی مونتین بهتره

00:27:45.905 --> 00:27:49.659
وقتی گرگ و میش بشه، ۳تا قاتل محکوم

00:27:49.909 --> 00:27:53.422
قراره تلاش کنن از این
دیوار ۱۴متری بالا برن

00:27:53.672 --> 00:27:57.426
از زیر تراشه‌های
الکتریکیه سیم خاردار رد بشن

00:27:57.676 --> 00:27:59.751
و به آزادی فرار کنن

00:28:06.092 --> 00:28:09.095
عصر، ری تا دیر وقت برای
قاچاق کردن آخرین لوله ها

00:28:09.345 --> 00:28:11.181
سر کارش میمونه

00:28:11.431 --> 00:28:13.850
اونا باید نردبونشونو بسازن

00:28:14.100 --> 00:28:17.529
اون یه لوله برداشته و تو
ظرف شویی قایمش کرده

00:28:17.779 --> 00:28:19.197
که اون پشتشو باز کرده

00:28:19.447 --> 00:28:20.949
و لوله رو گذاشته داخلش

00:28:21.199 --> 00:28:24.119
اینجوری کسی پیداش
نمیکرد و میتونست از بهونه

00:28:24.369 --> 00:28:28.457
تعمیر ماشینا استفاده کنه و برگرده تو

00:28:28.707 --> 00:28:30.208
به محض اینکه کنترل نگهبان تموم میشد

00:28:30.458 --> 00:28:31.618
اون میتونست وسایلو بیرون ببره

00:28:31.868 --> 00:28:32.794
و بعدش همه چیو قبل اینکه

00:28:33.044 --> 00:28:35.705
نگهبان برگرده تو قسمت
اون جمع و جور کنه

00:28:35.955 --> 00:28:39.384
ری لوله‌ها رو تو شلوار
و بلوزش قایم میکنه

00:28:39.634 --> 00:28:42.461
و میره تو حیاط

00:28:46.382 --> 00:28:48.059
اون داشت از قسمت
بلوک سلول‌بیرون میرفت

00:28:48.309 --> 00:28:50.720
اون یه زندانی دیگه دید که چاق بود

00:28:50.970 --> 00:28:52.305
اونا مطمئن شدن که این زندانی

00:28:52.555 --> 00:28:54.390
ری رو پوشش بده

00:28:54.640 --> 00:28:57.068
و جایی که نگهبان
زندان نمیتونست اونو ببینه

00:28:57.318 --> 00:28:59.562
گاهی اوقات ممکن بود نگهبانای
زندان شمارو نگه دارن و بگردن

00:28:59.812 --> 00:29:01.172
ولی اونا به اندازه کافی باهوش بودن

00:29:01.422 --> 00:29:02.991
یا روتین بعضی نگهبانارو میدونستن

00:29:03.241 --> 00:29:05.650
و ما میتونیم لوله‌هارو قایم کنیم

00:29:10.239 --> 00:29:12.408
وقتی واسه ورزش میرفتن تو حیاط

00:29:12.658 --> 00:29:13.910
بعد از ظهر بود

00:29:14.160 --> 00:29:17.589
چون تابستون بود بعد شام میرفتن

00:29:17.839 --> 00:29:21.084
تا یکم بعد تاریک نمیشد

00:29:21.334 --> 00:29:22.835
ری یکم از پول رشوه شو استفاده میکنه

00:29:23.085 --> 00:29:28.183
تا یه زندانی دیگه شلوغ کاری کنه

00:29:28.433 --> 00:29:30.435
اونا یکیو داشتن که
تو قسمت پایین تر حیاط

00:29:30.685 --> 00:29:33.263
آتیش الکی درست کنه

00:29:33.513 --> 00:29:36.191
جیمز و داگ و همشون
دارن اطراف حیاط راه میرن

00:29:36.441 --> 00:29:38.434
اونا افسرو تو برج دیدن

00:29:38.684 --> 00:29:42.364
که اهمیت نمیداد

00:29:42.614 --> 00:29:44.950
زندان ۹تا برج تو امتداد دیوارا داره

00:29:45.200 --> 00:29:49.621
فقط ۸تاشون اداره میشن توی
نزدیک ترین برج به فضای خالی

00:29:49.871 --> 00:29:53.449
و سیم فلوید هوکز، امروز نگهبان بود

00:29:53.699 --> 00:29:55.034
هوکز برای علاقه به خوندن

00:29:55.284 --> 00:29:57.537
روزنامه عصر مشهور بود

00:29:57.787 --> 00:29:59.047
وقتی که سر شیفتش میشست

00:29:59.297 --> 00:30:02.717
نزدیکای ۷:۳۰ خورشید
شروع‌ به رفتن پشت کوها میکنه

00:30:02.967 --> 00:30:07.556
و همه شروع میکنن به جمع کردن نعل اسب

00:30:07.806 --> 00:30:09.047
و توپای بیس بال

00:30:13.886 --> 00:30:15.054
ری و همدستاش

00:30:15.304 --> 00:30:17.399
دور آخرشونو تو حیاط زدن

00:30:17.649 --> 00:30:20.892
تا علامت شروع دعوا رو بدن

00:30:24.647 --> 00:30:25.740
اونا کنار نیمکت وزنه اومدن

00:30:25.990 --> 00:30:29.402
ظاهرا ری گفت "وقتشه"

00:30:29.652 --> 00:30:31.571
وقتی تقریبا نصف راهو از برج

00:30:31.821 --> 00:30:33.906
تا جایی که میخواستن ازش فرار کنن رفتن

00:30:34.156 --> 00:30:35.740
موقعی بود که دعوا شروع شد

00:30:39.412 --> 00:30:41.581
شما باید تو هر برج
اسلحه یه نفرو داشته باشین

00:30:41.831 --> 00:30:44.334
باید حدود ۲۰۰تا زندانی تو حیاط باشن

00:30:44.584 --> 00:30:46.595
بعضی وقتا به اندازه ۳تا افسر دیگه

00:30:46.845 --> 00:30:48.004
تو حیاط باشن

00:30:48.254 --> 00:30:49.931
پس واقعا کمک زیادی نداشتی

00:30:50.181 --> 00:30:54.594
خیلی زود میتونی پر مو بشی، خیلی زود

00:30:54.844 --> 00:30:56.271
وقتی یه افسری

00:30:56.521 --> 00:30:59.107
نمیتونی تا وقتی پستت
تموم نشده ترکش کنی

00:30:59.357 --> 00:31:00.609
پس اگه اینجا سر پستی

00:31:00.859 --> 00:31:03.019
و یه چیزی اون طرف
یه جای دیگه اتفاق میوفته

00:31:03.269 --> 00:31:04.604
نمیتونی پستتو ترک کنی

00:31:04.854 --> 00:31:06.854
چون اون چیزی که اون طرف
اتفاق میوفته و سروصدا میکنه

00:31:07.104 --> 00:31:08.864
ممکنه به خاطر این باشه
که تو رو بکشونه اونجا

00:31:09.114 --> 00:31:12.536
چون واسه جایی که شما توشی نقشه کشیدن

00:31:17.533 --> 00:31:21.204
وقتی دعوا شروع شد هوکز نگاه نمیکرد

00:31:21.454 --> 00:31:24.049
و این سه نفر به نقطه توی دیوار رفتن

00:31:24.299 --> 00:31:26.459
و به سرعت رفتن سراغ لوله ها

00:31:26.709 --> 00:31:30.797
و به هم پیچیدنشون

00:31:31.047 --> 00:31:32.807
وقتی باهم مخلوطشون کردن، سرهمشون کردن

00:31:33.057 --> 00:31:34.392
فقط تو چند ثانیه

00:31:34.642 --> 00:31:37.303
اونا یه قلاب تو بالا درست
کردن درست مثل قلاب چوپان

00:31:37.553 --> 00:31:39.481
که به دیوار بچسبه

00:31:39.731 --> 00:31:43.234
که وقتی روی دیوار
گذاشتنش به پشتش قلاب بشه

00:31:43.484 --> 00:31:45.820
همه چیز طبق برنامه پیش میره

00:31:46.070 --> 00:31:49.482
با نردبان نصب شده، ری، شلدون و هیل

00:31:49.732 --> 00:31:53.912
از دیوار بالا میرن ولی
بعدش فاجعه اتفاق میوفته

00:31:54.162 --> 00:31:55.747
جیمز ارل ری نردبونو برمیداره

00:31:55.997 --> 00:31:59.250
اون میذارتش تو نقطه‌ای
که میخواد فرار کنه

00:31:59.500 --> 00:32:01.002
سرش میره اون طرف

00:32:01.252 --> 00:32:03.587
اون نردبونو درست
میذاره رو سیم الکتریکی

00:32:07.258 --> 00:32:09.511
اونو به اندازه ده قدم عقب پرت میکنه

00:32:09.761 --> 00:32:13.089
۲۰هزار وولت وارد بدن ری میشه

00:32:13.339 --> 00:32:16.092
درحالیکه داره تکون
میخوره رو زمین دراز میکشه

00:32:16.342 --> 00:32:20.771
به نظر میرسه تلاش برای
فرار کردن شروع نشده تموم شد

00:32:31.273 --> 00:32:33.368
دعوای خیلی بزرگی تو حیاط زندان

00:32:33.618 --> 00:32:36.863
تو بروشی مونتین تعزیرات
حکومتی شروع میشه

00:32:37.113 --> 00:32:38.206
همون لحظه تو گوشه عقبی

00:32:38.456 --> 00:32:41.376
جیمز ارل ری یه شوک خیلی بزرگ

00:32:41.626 --> 00:32:43.712
از حصار الکیتریکیه
زندان حین فرار گرفته

00:32:43.962 --> 00:32:47.290
برای فرار کردن از
طریق یه نردبون فلزی

00:32:47.540 --> 00:32:50.626
همدستاش داگ شلتون و ارل هیل

00:32:50.876 --> 00:32:53.722
چک‌ میکنن ببین زندس یا نه

00:32:53.972 --> 00:32:56.048
وقتی جیمز برای اولین بار نردبونو گرفت

00:32:56.298 --> 00:32:58.551
با آب داغ برخورد کرد
که این کارشو تموم کرد

00:32:58.801 --> 00:33:00.386
همون حین داگ داشت چک میکرد

00:33:00.636 --> 00:33:03.639
که مطمئن بشه حال جیمز
خوبه اون داره به ارل میگه

00:33:03.889 --> 00:33:07.736
دوباره نردبونو بذار اونجا
دوباره نردبونو بذار اونجا

00:33:07.986 --> 00:33:09.904
ری حالش بهتر میشه

00:33:10.154 --> 00:33:11.823
نردبونو میذاره رو دیوار

00:33:12.073 --> 00:33:14.242
مشکلشون رفع شده

00:33:14.492 --> 00:33:16.745
و سیم دیگه برق نداره

00:33:16.995 --> 00:33:19.322
جمیز ارل ری، اول از دیوار بالا میره.

00:33:19.572 --> 00:33:23.334
که داگ شلتون و ارل
هیل هم به دنبال اون میرن.

00:33:23.584 --> 00:33:24.994
اگر که از دیوار بالا بری،

00:33:25.244 --> 00:33:26.921
موقع فرود، یه بالشت،

00:33:27.171 --> 00:33:30.842
به ارتفاع 2 یا 3 فوت از خاک
داری که در طول سالها جمع شده.

00:33:31.092 --> 00:33:33.428
میدونی، که پایین اومدن کمتر آسیب بزنه.

00:33:33.678 --> 00:33:35.505
بقیه زندانی هم نردبون رو میبینن

00:33:35.755 --> 00:33:37.599
و از فرصت استفاده میکنن.

00:33:37.849 --> 00:33:41.436
ما اینجا لری هکر،
دونالد کیلور و جری وارد رو داریم.

00:33:41.686 --> 00:33:44.430
دیوید لی پال داره تو
آشپزخونه کار میکنه

00:33:44.680 --> 00:33:48.851
و همه چیزو از پنجره میبینه
و تصمیم میگیره که اونم بره.

00:33:49.101 --> 00:33:52.697
اون شروع به دویدن در حیاط
میکنه تا بتونه به نردبون برسه.

00:33:52.947 --> 00:33:54.941
اون یه لباس فرم سفید
از آشپرخونه به تن داره.

00:33:55.191 --> 00:33:57.443
لباسش، توجه نگهبانارو
جلب میکنه و اون دور میزنه

00:33:57.693 --> 00:34:00.612
و به نردبون میرسه.
دیوید کارشو تموم میکنه.

00:34:02.790 --> 00:34:04.125
افسر هوک، توی برج چهار بود،

00:34:04.375 --> 00:34:06.702
و یه بازنده بود که فقط
داشت روزنامه میخوند.

00:34:06.952 --> 00:34:09.872
و برج شماره هشت که باهاش تماس گرفتیم،
خالی بود.

00:34:10.122 --> 00:34:12.300
دقیقا کنار جایی که اونا رفتن.

00:34:12.550 --> 00:34:14.210
و برج بعدی که رفتن کنارش، یه مامور،

00:34:14.460 --> 00:34:17.463
اونا رو دید و اومد بیرون روی دیوار

00:34:17.713 --> 00:34:22.060
و از همون ناحیه، شلیک کرد.
یه فاصله ای حدودا 54 متر

00:34:22.310 --> 00:34:23.870
و تونست آخرین نفری که داشت میرفت،
بزنه.

00:34:26.314 --> 00:34:27.899
جری وارد داره عقب
تر از همه حرکت میکنه.

00:34:28.149 --> 00:34:30.059
اون از نردبون پرتاب میشه

00:34:30.309 --> 00:34:31.644
و میوفته وسط حیاط.

00:34:31.894 --> 00:34:33.571
در این لحظه، همه زندانی ها
دارن کارشون رو انجام میدن.

00:34:33.821 --> 00:34:35.021
همه شروع به تشویق اونا میکنند.

00:34:35.271 --> 00:34:36.741
"بالای دیوار، بالای دیوار!"

00:34:36.991 --> 00:34:38.551
که ظاهرا هر وقت کسی میخواست فرار کنه.

00:34:38.801 --> 00:34:40.460
همه اینو میگفتن.

00:34:41.579 --> 00:34:43.406
حتی در بین صدای تیر اندازی

00:34:43.656 --> 00:34:46.742
و تشویق جمعیت، افسر فلوید هوک،

00:34:46.992 --> 00:34:52.582
نزدیک ترین مامور برج به اونها،
نمیتونه کاری کنه.

00:34:52.832 --> 00:34:55.751
بالای اینجا،
تو نمیتونی چشمات رو ببندی، نمیتونی.

00:34:56.001 --> 00:34:58.680
باید اونا رو باز نگه داری و
به همین خاطره که اینجایی.

00:34:58.930 --> 00:35:00.730
میدونی،
اگه فقط میخواستی بری و روزنامه بخونی،

00:35:00.980 --> 00:35:02.174
اینجا بهت نیازی نداشتن.

00:35:02.424 --> 00:35:03.676
چیزی که همیشه در موردش کنجکاوم،

00:35:03.926 --> 00:35:07.513
این بود که وقتی اونا شروع به
شلیک در برج شماره سه کردن،

00:35:07.763 --> 00:35:11.183
چرا ، اون هیچ عکس العملی نشون نداد؟

00:35:11.433 --> 00:35:13.194
اگر اون واکنشی نشون میداد،
ممکن بود به یه نفر

00:35:13.444 --> 00:35:15.771
در اون طرف دیوار شلیک کنه.

00:35:16.021 --> 00:35:17.607
چون اونا مجبور بودن
از دیوار پایین بیان.

00:35:17.857 --> 00:35:19.275
و قبل از اینکه به کوه برسن.

00:35:19.525 --> 00:35:20.860
باید یه مسافتی رو میدویدن.

00:35:21.110 --> 00:35:23.538
پس همیشه برام سوال بود چطور میشه که،

00:35:23.788 --> 00:35:26.949
با همه این اتفاقات، اون شلیک نکرد.

00:35:27.199 --> 00:35:31.120
توضیحات خود هوک برای
کارهاش واقعا خنده داره.

00:35:31.370 --> 00:35:33.539
اون میگه وقتی جیمز ارل
ری میخواست فرار کنه،

00:35:33.789 --> 00:35:35.669
اون تلاش کرد تا اسلحش رو
ازش بگیره و شکست خورد.

00:35:35.919 --> 00:35:36.959
و سرش رو به در کوبید.

00:35:37.209 --> 00:35:38.711
بعد، درو روش بست و اونو زندانی کرد.

00:35:38.961 --> 00:35:40.221
که به نظر درست نمیاد.

00:35:40.471 --> 00:35:42.465
اگه من تو برج نگهبانی هستم،

00:35:42.715 --> 00:35:44.755
درو رو خودم فقل میکنم.
یعنی دیگه نمیتونم برم بیرون؟

00:35:45.005 --> 00:35:46.636
این منطقی نیست. من متوجه نمیشم.

00:35:46.886 --> 00:35:50.723
خیلی دیر شده.
اسب ها دیگه بیرون از انبارن.

00:35:50.973 --> 00:35:53.309
یه جنجال به پا شده.

00:35:53.559 --> 00:35:54.485
اما اونا از کوه بالا رفتن.

00:35:54.735 --> 00:35:56.145
و ازش رد شدن.

00:35:56.395 --> 00:35:58.635
اما من فکر میکنم اونا واقعا
نمیدونستن که میخوان کجا برن.

00:35:58.885 --> 00:36:00.543
فقط از زندان بیرون رفتن.

00:36:08.666 --> 00:36:12.587
با طلوع خورشید، هر شش فراری،

00:36:12.837 --> 00:36:13.996
دارن از

00:36:14.246 --> 00:36:17.592
کوه های ناهموار تنسی شرقی عبور میکنن.

00:36:17.842 --> 00:36:19.335
نگهبانای بروشی مونتین،

00:36:19.585 --> 00:36:22.171
تلاش میکنن تا زندان رو قفل کنن،

00:36:22.421 --> 00:36:24.340
یک ماموریت شکار ترتیب بدن،

00:36:24.590 --> 00:36:28.678
و به مردم شهر هشدار بدن.

00:36:28.928 --> 00:36:32.431
یه چیزی در مورد بروشی مونتین،
اینه که

00:36:32.681 --> 00:36:35.685
هر روز، صدای یه سوت میاد.

00:36:35.935 --> 00:36:37.528
اما حتی اگه یه فرار هم رخ بده،

00:36:37.778 --> 00:36:40.281
بازم صدای سوت،
درست سر وقت به گوش میخوره.

00:36:40.531 --> 00:36:43.524
و با توجه به تعداد
افردای که فرار کردن،

00:36:51.784 --> 00:36:53.119
تعداد صوت ها زیاد میشه.

00:36:53.369 --> 00:36:55.204
و به همین دلیل، مردم و نگهبانا،

00:36:55.454 --> 00:36:57.298
میفهمن که یه اتفاقی افتاده.

00:36:57.548 --> 00:37:00.134
میفهمن که یه فرار رخ داده یا
تلاشی برای یه فرار صورت گرفته.

00:37:00.384 --> 00:37:02.470
وقتی داشتم شام میخورم،
صدای سوت رو شنیدم.

00:37:02.720 --> 00:37:05.464
و به زنم گفتم: " گوش کن ،
اوه، خدای من".

00:37:05.714 --> 00:37:06.716
و اون صدا ادامه داشت.

00:37:06.966 --> 00:37:10.469
و مدت زیادی طول کشید.

00:37:10.719 --> 00:37:12.555
به زنم گفتم که عزیزم،

00:37:12.805 --> 00:37:13.982
نصف زندانیا فرار کردن.

00:37:14.232 --> 00:37:16.985
پس من سریع اومدم
اینجا و دیدم که چی شده.

00:37:17.235 --> 00:37:18.643
سیستم تلفن هامون قطع شده بودن.

00:37:21.563 --> 00:37:22.991
و ما یه سیستم خیلی کوچیک،

00:37:23.241 --> 00:37:24.075
توی این شهرستان داریم.

00:37:24.325 --> 00:37:25.576
و همه به زندان زنگ می زدن.

00:37:25.826 --> 00:37:28.663
و این باعث شد که سیستم
مسدود بشه و بعد هم قطع شد.

00:37:28.913 --> 00:37:30.990
و فرماندار در تلاش
بود که به مردم خبر بده.

00:37:31.240 --> 00:37:33.826
و با وجود اهمیت کار، نتونست.

00:37:34.076 --> 00:37:36.829
همه چیز برای یه مدت در هم بود.
انگار یه سیرک بود.

00:37:37.079 --> 00:37:38.319
اونا احتمالا در فضای باز هستند.

00:37:38.569 --> 00:37:39.841
و نمیدونن که باید کجا برن.

00:37:40.091 --> 00:37:42.918
تو زندان همه چه کاملا در همه.

00:37:43.168 --> 00:37:44.587
اونا مسئول فرار یکی از

00:37:44.837 --> 00:37:47.506
بدنام ترین زندانی ها در آمریکا هستن.

00:37:47.756 --> 00:37:51.101
و اینجا هم راحت
اجازه داد که فرار کنن.

00:38:00.611 --> 00:38:03.272
جیمز ارل ری، همراه با 5 نفر دیگه،

00:38:03.522 --> 00:38:07.777
به تازگی از ندامتگاه دولتی
کوهستان بروشی فرار کردن.

00:38:08.027 --> 00:38:11.530
همونطور که شب فرا میرسه،
اونا مسیرشون رو از هم جدا میکنن.

00:38:11.780 --> 00:38:15.543
ری در دوران سختی تنها شده.
در کوه های پر از مار،

00:38:15.793 --> 00:38:19.547
و داره تلاش میکنه تا
به جاده 116 برسه.

00:38:19.797 --> 00:38:22.374
وقتی که جیمز ارل ری از
بروشی مونتین خارج شد،

00:38:22.624 --> 00:38:25.961
انتطار داشت که بتونه
یه کیت بقا پیدا کنه.

00:38:26.211 --> 00:38:28.091
همونی که جری برای اون،
زیر خاک پنهانش کرده بود.

00:38:28.341 --> 00:38:29.882
درست توی قبرستان کنار اتوبان

00:38:30.132 --> 00:38:32.143
با این وجود، اون در جنگل پر پیچ و خم،

00:38:32.393 --> 00:38:33.969
راهش رو گم کرد.

00:38:34.219 --> 00:38:37.556
و نتونست اون کیت رو پیدا کنه.

00:38:37.806 --> 00:38:40.651
در همین زمان، صدها مامور مجری قانون،

00:38:40.901 --> 00:38:45.481
از سراسر کشور، وارد اون منطقه شدن.

00:38:45.731 --> 00:38:47.742
تو مامورهای اف بی آی ،

00:38:47.992 --> 00:38:50.828
دفتر تحقیقات تنسی و عوامل اون،

00:38:51.078 --> 00:38:53.247
گشت بزرگراه تنسی،

00:38:53.497 --> 00:38:56.742
سربازان ایالتی با
بخش های محلی کلانتر

00:38:56.992 --> 00:39:01.914
پاسبان ها، نگهبانان زندان

00:39:02.164 --> 00:39:03.644
و هر کسی که اونجا زندگی میکنه رو داری

00:39:03.894 --> 00:39:07.054
درواقع از زندان مایل ها فاصله
دارن اما میخوان تو عملیات باشن.

00:39:12.674 --> 00:39:15.511
این اجتماع کوچیک
کاملا زیر و رو شد بود.

00:39:15.761 --> 00:39:18.022
یعنی، فقط 500 نفر اینجا زندگی میکنن.

00:39:18.272 --> 00:39:21.684
و وقتی که وارد

00:39:21.934 --> 00:39:23.945
هر خبرگذاری توی شهر بشی،

00:39:24.195 --> 00:39:26.355
میتونی بزرگترین خبر بعد
از یه مدت طولانی رو ببینی

00:39:26.605 --> 00:39:29.200
البته که بزرگترین خبر بود.

00:39:29.450 --> 00:39:31.619
فرار جیمز ارل ری، رسوایی بزرگ بود.

00:39:31.869 --> 00:39:34.446
فرماندار تنسی
ابراز شرمندگی کرد

00:39:34.696 --> 00:39:36.782
اعضای کنگره، منتظر شما هستن.

00:39:37.032 --> 00:39:38.459
چطور این اتفاق افتاد؟

00:39:38.709 --> 00:39:43.873
چی پشت این قضیه بود؟
چرا کسی حواسش نبود؟

00:39:44.123 --> 00:39:47.301
بعدا یکیشون بهم گفت که اصلا
اهمیت نمیدن که ما چه جوابی میدیم.

00:39:47.551 --> 00:39:49.628
شما گذاشتید اونا برن
و ما هم ثابتش میکینم.

00:39:49.878 --> 00:39:52.631
خب؛ ما نذاشتیم که اونا برن.

00:39:52.881 --> 00:39:55.162
یه نفر عقب تر از بقیه بود و
یه خاطر همین این اتفاق افتاد.

00:39:56.977 --> 00:40:00.055
اما اینکه جمیز ارل
ری زنده دستگیر بشه،

00:40:00.305 --> 00:40:03.901
برای هر کسی که تو این مامورین هست،
یه چیز ضروریه.

00:40:04.151 --> 00:40:07.488
هیچ کسی یه موقعیتی مثل
لی هاروی اوسوالد نمیخواد.

00:40:07.738 --> 00:40:09.658
درست جایی ک تنها کسی که
ممکن بود حقیقت رو بدونه،،

00:40:09.908 --> 00:40:10.908
کشته شد.

00:40:21.410 --> 00:40:25.915
بعد از 48 ساعت،
چهار نفر از فراری ها دستگیر شدن.

00:40:26.165 --> 00:40:29.427
اما جیمز ارل ری هنوز پیدا نشده.

00:40:29.677 --> 00:40:31.179
میدونی، باید خیلی سخت باشه.

00:40:31.429 --> 00:40:34.682
اونجا پر از سنگ،
درخت و بوته های خار بود.

00:40:34.932 --> 00:40:37.435
اونا هم چیزی برای خوردن نداشتن.
تو این شرایط آب بدن کم میشه

00:40:37.685 --> 00:40:40.104
چند روز بدون خواب،
که به سیستم عصبی آسیب میزنه.

00:40:40.354 --> 00:40:42.765
جستجوی اف بی آی، هنوز هم بی فایدس

00:40:43.015 --> 00:40:47.852
اما سگ های پلیس بروشی مونتین،
یه چیزهایی حس کردن.

00:40:55.027 --> 00:40:57.363
حدودا ساعت 10:30 شب،

00:40:57.613 --> 00:41:00.625
سگ ها یه بویی حس کردن و راهی شدن.

00:41:00.875 --> 00:41:03.211
از راه آهن عبور کردن، از بالای کوه،

00:41:03.461 --> 00:41:07.538
از جنگل عبور کردن و
حدود 3 ساعت در راه بودن.

00:41:14.046 --> 00:41:15.556
حدودا ساعت 2 نیمه شب،

00:41:15.806 --> 00:41:19.550
سگ ها متوقف شدن و به
یه تپه برگی اشاره کردن.

00:41:23.230 --> 00:41:28.894
و جیمز اری ری،

00:41:29.144 --> 00:41:33.232
زیر اون برگاست.

00:41:33.482 --> 00:41:36.652
تا جای ممکن، اون زیر دراز میکشه.

00:41:36.902 --> 00:41:39.747
حتی تلاش میکنه تا نفس
نکشه اما سگ ها پیداش میکنن.

00:41:39.997 --> 00:41:42.908
و اون در نهایت متوجه میشه.

00:41:43.158 --> 00:41:47.830
یکی از نگهباانا میپرسه
که آیا اون آسیب دیده؟

00:41:48.080 --> 00:41:51.417
جیمز ارل ری میگه که حالش خوبه.

00:41:51.667 --> 00:41:53.419
اون مقاومت نکرد.

00:41:53.669 --> 00:41:56.921
به محض اینکه پیداش کردن،
خودش رو تسلیم کرد.

00:42:04.021 --> 00:42:08.109
بعد از 54 ساعت فرار،

00:42:08.359 --> 00:42:12.613
جیمز ارل ری،
به بروشی مونتین برگردانده میشه.

00:42:12.863 --> 00:42:17.785
بعد از یه مدت کوتاه،
آخرین فراری هم دستگیر میشه.

00:42:18.035 --> 00:42:20.446
اگر که 5 متر به سمت چپ میرفت،

00:42:20.696 --> 00:42:22.039
ممکن بود بتونه فرار کنه.

00:42:22.289 --> 00:42:24.041
چون بعد از 5 متر، اتوبان قرار داره

00:42:24.291 --> 00:42:25.793
و اونا مسیر اشتباهی رو انتخاب کردن.

00:42:26.043 --> 00:42:28.120
و حالا که از یه مسیر دیگه رفتن،

00:42:28.370 --> 00:42:32.049
تقریبا حدودا 18 یا 27 متر بعد،
یه شهر دیگه قرار داشت.

00:42:32.299 --> 00:42:36.137
و اون بعد از دو روز،
با همه چی فقط 5 متر فاصله داشت.

00:42:36.387 --> 00:42:38.546
که خیلی هم دور نیست.

00:42:41.058 --> 00:42:42.977
دوسال بعد، جیمز ارل ری باز هم

00:42:43.227 --> 00:42:46.731
تلاش کرد تا از زندان
فرار کنه اما گیر افتاد.

00:42:46.981 --> 00:42:50.059
اونم حتی قبل از اینکه به دیوار برسه.

00:42:50.309 --> 00:42:52.811
اون بقیه عمرش رو پشت
میله های زندان سپری کرد.

00:42:53.061 --> 00:42:55.981
اون همیشه ادعا داشت که بیگناهه.

00:42:56.231 --> 00:42:59.076
در سال 1998،
اون به هپاتیت شدیدی مبتلا شد..

00:42:59.326 --> 00:43:01.153
ری به یه خبرنگار گفت که

00:43:01.403 --> 00:43:05.407
اگه اونا منتظر اعتراف
در بستر مرگش هستن،

00:43:05.657 --> 00:43:06.916
میتونن برن به جهنم.

00:43:07.166 --> 00:43:09.166
مترجمین:
حانیه حسن آبادی، ویولت، لی لی