WEBVTT

00:00:00.041 --> 00:00:01.666
‫آنچه گذشت...

00:00:01.875 --> 00:00:02.958
‫تو ایتنی؟

00:00:03.041 --> 00:00:04.166
‫بنده کارآگاه گیدری هستم

00:00:04.250 --> 00:00:05.625
‫ایشون هم همکارم کارآگاه بوون

00:00:05.625 --> 00:00:07.375
‫یه حادثه‌ای رخ داده که
‫به پدرتون مربوط میشه

00:00:07.458 --> 00:00:08.458
‫زنده نموند

00:00:08.500 --> 00:00:09.666
‫بهتره بدونی که ما با

00:00:09.750 --> 00:00:11.500
‫- نیکول مکینتاش تماس گرفتیم
‫- می‌دونی که

00:00:11.583 --> 00:00:13.791
‫نیکی معتاده و سال‌هاست که اونو ندیده

00:00:13.875 --> 00:00:16.041
‫ولی هنوزم قَیّم قانونیشـه

00:00:16.125 --> 00:00:17.583
‫چند تا سؤال دیگه از ایتن داریم اگه...

00:00:17.583 --> 00:00:19.916
‫- مشکلی نیست
‫- نه. من مادرتم

00:00:20.750 --> 00:00:23.000
‫برو اتاقت. وسلام

00:00:25.500 --> 00:00:26.958
‫این رسید رو از تاکسی آنلاینِ لیفت پیدا کردم

00:00:27.042 --> 00:00:29.625
‫این شرکته چیه، جنتری؟

00:00:29.708 --> 00:00:32.333
‫شبیه بقیه‌ی شرکت‌هاییـه که
‫نمایندگی می‌کنیم، ولی

00:00:32.417 --> 00:00:33.500
‫ته و توش رو در میارم

00:00:33.583 --> 00:00:36.250
‫سلام آرتی، همه‌چی مرتبـه؟

00:00:36.333 --> 00:00:39.292
‫بازرس‌ها همراه پلیس نیویورک
‫دم در هستن. هیچ کاری ازم بر نمیاد.

00:00:39.375 --> 00:00:40.958
‫حکم بازرسی و تفتیش این ملک

00:00:41.042 --> 00:00:43.042
‫- اینجا افسر مسئول کیه؟
‫- چه عجب!

00:00:43.125 --> 00:00:46.542
‫میشل سندرز هستم. خانواده منو استخدام کردن
‫که وکیل ایتن مکینتاش باشم

00:00:46.625 --> 00:00:48.833
‫اونا اطلاعاتی دارن که ما نداریم

00:00:48.917 --> 00:00:51.375
‫حرفِ کوین با حرف من یکی نبود

00:00:51.458 --> 00:00:52.875
‫- لازم نیست بهم دست بزنید!
‫- ایتن مکینتاش،

00:00:52.875 --> 00:00:54.042
‫شما به جرم قتل

00:00:54.125 --> 00:00:55.750
‫- آدام مکینتاش بازداشت هستید
‫- نه، نه... بیخیال

00:00:55.750 --> 00:00:57.459
‫باشه حالا از سر راهم برید کنار!

00:01:11.500 --> 00:01:13.000
‫آخه با خودت چه فکر می‌کردی؟

00:01:13.084 --> 00:01:14.500
‫آدام، خواهش می‌کنم

00:01:14.584 --> 00:01:15.875
‫عزیزم...

00:01:15.959 --> 00:01:17.625
‫ممکن بود کسی رو به کُشتن بدی

00:01:17.709 --> 00:01:18.917
‫ایتن

00:01:19.001 --> 00:01:21.792
‫آهای، ایتن

00:01:22.834 --> 00:01:24.376
‫می‌خوای؟

00:01:26.584 --> 00:01:28.751
‫پس بعد از اینکه دزدیدیش،
‫باهاش بازی می‌کردی؟

00:01:28.751 --> 00:01:31.459
‫بردی نشون دوستات دادی که
‫پُز بدی بگی چقدر خفنی؟

00:01:31.542 --> 00:01:32.626
‫آدام

00:01:34.917 --> 00:01:35.917
‫- سلام‌، مک
‫- سلام، هلن

00:01:35.959 --> 00:01:38.167
‫زده به سرت؟

00:01:40.167 --> 00:01:41.584
‫ردیف کردنش سخت بود

00:01:43.959 --> 00:01:45.751
‫- چه غلطا؟
‫- ممکن بود تیر بخوره

00:01:45.834 --> 00:01:47.418
‫- توی کله‌ی خودت، لعنتی!
‫- آدام

00:01:47.501 --> 00:01:49.126
‫اسلحه!

00:01:49.959 --> 00:01:51.959
‫ایتن...

00:01:52.043 --> 00:01:54.376
‫ممکنه این قضیه تا آخر عمر
‫گریبان‌گیرت بشه

00:02:17.960 --> 00:02:23.710
‫« پسر وکیلِ مقتول، به جرم قتل بازداشت شد »

00:02:23.710 --> 00:02:25.210
‫سونیا،

00:02:25.293 --> 00:02:29.210
‫به نورا بگو جلوی این
‫مطبوعات کوفتی رو بگیره

00:02:33.793 --> 00:02:36.251
‫باورم نمیشه اون حروم‌زاده‌های
‫بدبخت دستگیرش کردن

00:02:36.335 --> 00:02:38.502
‫لعنتی عین کابوسـه

00:02:38.585 --> 00:02:42.168
‫- خبرنگارهای فضول هم جلوی در جمع شدن
‫- پایین؟

00:02:42.252 --> 00:02:44.210
‫یه مشت موش که دارن
‫از سر و کولِ هم بالا میرن

00:02:44.293 --> 00:02:46.210
‫وای خدایا

00:02:46.293 --> 00:02:48.210
‫تازه همین دیشب بازداشت شد

00:02:48.293 --> 00:02:50.085
‫می‌دونن قتل توی همپتنز که
‫خرده‌شیشه‌های

00:02:50.085 --> 00:02:52.460
‫یه خانواده‌ی بی‌‌نقص رو نشون بده،
‫ملت عاشق این داستان‌ها هستن

00:02:52.543 --> 00:02:54.418
‫- آره
‫- حداقل دربانت فعلاً

00:02:54.502 --> 00:02:56.335
‫جلوشون رو گرفته

00:02:56.418 --> 00:02:57.835
‫نه، نه، آرتی همچین آدمی نیست

00:02:57.918 --> 00:02:59.252
‫آره. خوشحالم که بهش اعتماد داری

00:02:59.335 --> 00:03:02.419
‫ولی اگه من بودم، چند صد دلار میذاشتم
‫روی پولی که بهش میدی

00:03:02.502 --> 00:03:03.669
‫جهت اطمینان

00:03:04.752 --> 00:03:05.919
‫بدجور داغون شدی

00:03:07.044 --> 00:03:10.502
‫وجهه‌ی ظاهری این وضعیتت
‫داره کم‌کم هیئت‌مدیره رو نگران می‌کنه

00:03:10.585 --> 00:03:13.002
‫مگه هیئت‌مدیره شخصِ خودت نیستی؟

00:03:13.085 --> 00:03:15.544
‫آره، ولی خودت که می‌دونی، هر کسی
‫باید پاچه‌خواری یکی دیگه رو بکنه

00:03:15.627 --> 00:03:18.794
‫الان هم هیئت‌مدیره‌ی من نگرانـه که

00:03:18.877 --> 00:03:22.794
‫نتونی اونطور که باید، توجهت رو
‫به ریل ثینگ معطوف کنی

00:03:22.877 --> 00:03:24.627
‫چقدر سریع بود

00:03:24.710 --> 00:03:26.752
‫نه، با این لحن نگفتن

00:03:26.835 --> 00:03:28.127
‫تسلیت عرض کردن

00:03:28.210 --> 00:03:31.169
‫اگه کاری از دستشون بر میاد،
‫تعارف نکن

00:03:31.252 --> 00:03:33.794
‫ولی به زودی زمزمه‌های جایگزینی احتمالی
‫دهن به دهن میشه

00:03:33.877 --> 00:03:36.211
‫پیشنهاد برای مرخصی طولانی‌مدت، استراحت

00:03:36.294 --> 00:03:37.752
‫هرچند مرخصی‌ای که هیچوقت تموم نمیشه

00:03:37.836 --> 00:03:39.211
‫موقعی هم که آماده‌ی برگشتن شدی،

00:03:39.211 --> 00:03:41.586
‫آدمی که آموزش دادی جات رو گرفته و

00:03:41.669 --> 00:03:43.794
‫اسمت رو از بالای صفحه برداشتن،

00:03:43.877 --> 00:03:46.336
‫جاش اسم اون رو گذاشتن

00:03:46.419 --> 00:03:47.961
‫آدمی که من آموزش دادم

00:03:48.044 --> 00:03:49.711
‫یا آدمی که شما انتخاب می‌کنید؟

00:03:49.794 --> 00:03:51.211
‫بس کن

00:03:53.211 --> 00:03:54.753
‫من طرف توئم

00:03:56.961 --> 00:04:00.378
‫باید توی جلسه‌ی هیئت‌مدیره‌ی فردا

00:04:00.461 --> 00:04:03.586
‫به همه حالی کنی که هیچ‌جا نمیری

00:04:04.919 --> 00:04:07.919
‫وای تف توش، به کل یادم رفته بود

00:04:08.003 --> 00:04:09.711
‫راننده‌ام می‌تونه برسونتت

00:04:11.669 --> 00:04:13.961
‫- توی راه به حرفات فکر کن
‫- فکر کردم

00:04:14.044 --> 00:04:16.336
‫ولی باید حاضر بشم.
‫باید سر و وضعم رو درست کنم.

00:04:16.419 --> 00:04:19.628
‫نه. همینطوری عالی هستی

00:04:21.253 --> 00:04:23.211
‫غم و عزا چیزیـه که

00:04:23.295 --> 00:04:25.378
‫مردم می‌تونن باهاش ارتباط بگیرن

00:04:25.461 --> 00:04:27.586
‫جلوه‌ی انسانیـه

00:04:27.670 --> 00:04:29.628
‫باعث هم‌ذات‌پنداری میشه

00:04:29.711 --> 00:04:31.753
‫تو کسی هستی که بقیه
‫می‌خوان ازش حمایت کنن

00:04:31.836 --> 00:04:34.378
‫واسه همینـه که همه
‫خانواده‌ی کندی رو دوست دارن

00:04:34.461 --> 00:04:37.420
‫مقایسه‌ات چندان دقیق نبود

00:04:37.503 --> 00:04:39.503
‫این یه داستان دلخراشـه که

00:04:39.586 --> 00:04:41.795
‫هیچ‌کس نمی‌تونه باهاش همدردی نکنه

00:04:41.878 --> 00:04:43.170
‫پس از این تراژدی

00:04:43.253 --> 00:04:45.753
‫برای جلب همدردی و
‫موفقیت خودت استفاده کن

00:04:47.878 --> 00:04:50.420
‫میشه فعلاً از این حادثه بهره‌برداری نکنیم؟

00:04:52.545 --> 00:04:56.003
‫تبدیل این بحران به فرصت،
‫خیلی کار وحشتناکیـه، می‌دونم

00:04:57.753 --> 00:05:00.503
‫الان موضوع بحث‌مون تویی و

00:05:00.587 --> 00:05:03.087
‫قدرتت

00:05:03.170 --> 00:05:06.837
‫به‌طور کلی و توی این لحظه

00:05:10.545 --> 00:05:13.587
‫این فقط مجله رو موفق‌تر می‌کنه

00:05:15.962 --> 00:05:17.962
‫خودت رو موفق‌تر می‌کنه

00:05:33.379 --> 00:05:35.212
‫خوبه

00:05:47.629 --> 00:05:50.337
‫واسه سر زدن یکم زود نیست؟

00:05:50.546 --> 00:05:53.129
‫تازه اومدم، ژاکلین کندی

00:05:55.212 --> 00:05:57.296
‫ولی انگار تکلیفش با اولویت‌هاش مشخصـه

00:05:57.379 --> 00:05:59.754
‫«می‌دونم نگران پسرتی، ولی
‫برند مجله‌مون رو فراموش نکنیم.»

00:05:59.754 --> 00:06:03.254
‫مادرِ جایگزین، عجب مسیری رو پیش گرفته

00:06:03.337 --> 00:06:07.046
‫اون بیشتر مثل یه خواهر می‌مونه

00:06:07.129 --> 00:06:08.129
‫کاترین باهوشـه و

00:06:08.171 --> 00:06:11.296
‫داره کمکم می‌کنه از یه مسیر
‫خیلی سخت رد بشم

00:06:11.379 --> 00:06:14.338
‫«باهوش» خیلی کلیشه‌ای شده، مثل «نابغه»

00:06:14.421 --> 00:06:15.879
‫- اون اسطوره‌ست
‫- «اسطوره» هم همینطور

00:06:15.963 --> 00:06:19.838
‫اون یکی از اولین زن‌های سیاه‌پوستِ
‫میلیونر این کشوره و

00:06:19.921 --> 00:06:23.171
‫از معدود زن‌های سیاه‌پوستی که تا حالا شرکتی
‫رو که جزو «500 شرکت برتر» بوده اداره کرده

00:06:23.254 --> 00:06:25.463
‫صفحه‌ی ویکی‌پدیاش رو خودت نوشتی؟

00:06:25.546 --> 00:06:27.588
‫واقعاً نمی‌تونم این رفتارت رو تحمل کنم

00:06:27.671 --> 00:06:30.296
‫کلوئی، هیچکس برای شما دو نفر و

00:06:30.296 --> 00:06:32.921
‫خوش‌اخلاقی‌تون جلوی هیئت‌مدیره،
‫تَره هم خرد نمی‌کنه

00:06:33.963 --> 00:06:35.671
‫منظورت شغلمـه؟

00:06:35.755 --> 00:06:37.713
‫آره، همون شغلی که کل
‫هزینه‌های زندگی ایتن رو تأمین کرده

00:06:37.755 --> 00:06:39.630
‫عجب زندگی‌ای!

00:06:39.713 --> 00:06:41.505
‫- می‌خوام یادداشت‌هام رو چاپ کنم
‫- باشه

00:06:41.588 --> 00:06:44.463
‫این واسه جلسه‌ی فرداتـه.
‫ولی امروز، ایتن جلسه‌ی رسیدگی داره و

00:06:44.546 --> 00:06:46.713
‫کلوئی، ما هنوز هیچی ازش نمی‌دونیم

00:06:46.796 --> 00:06:48.713
‫این مدت یه بند داشتم بهش زنگ می‌زدم

00:06:48.796 --> 00:06:50.421
‫جواب تلفن نمیده، خب؟

00:06:50.505 --> 00:06:52.713
‫خدایا. خیال می‌کنی الان
‫خودم دیوونه نشدم؟

00:06:52.796 --> 00:06:55.130
‫دوباره بگیرش. کم پول میدی مگه بهش؟

00:06:55.213 --> 00:06:57.422
‫باشه. با کمال میل

00:06:57.505 --> 00:06:59.047
‫با میل سندرز تماس گرفتید

00:06:59.130 --> 00:07:00.963
‫لطفاً پیغام بذارید

00:07:01.047 --> 00:07:02.255
‫سلام، میشل

00:07:02.255 --> 00:07:05.088
‫پلیس منهتن میگه توی لانگ‌آیلنده و
‫لانگ‌آیلند هم میگه توی منهتنـه

00:07:05.172 --> 00:07:07.130
‫پس لطفاً بهم زنگ بزن

00:07:07.213 --> 00:07:09.338
‫- خیلی‌خب
‫- باشه

00:07:11.880 --> 00:07:13.463
‫فکر خوبیـه

00:07:13.547 --> 00:07:15.547
‫پلیس همپتن شرقی، بفرمایید

00:07:15.630 --> 00:07:17.422
‫سلام. کارآگاه گیدری رو می‌خواستم لطفاً

00:07:17.505 --> 00:07:19.505
‫- یه لحظه
‫- این سلیطه

00:07:19.588 --> 00:07:21.380
‫کارآگاه نان گیدری هستم

00:07:21.463 --> 00:07:23.630
‫سلام. کارآگاه گیدری، کلوئی تیلور هستم

00:07:23.714 --> 00:07:25.505
‫مادر ایتن مکینتاش

00:07:25.589 --> 00:07:27.880
‫ایتن رو کجا زندانی کردن؟

00:07:27.964 --> 00:07:29.422
‫بازداشتگاه شهرستان سافک

00:07:29.505 --> 00:07:31.339
‫شرمنده، فکر می‌کردم خبر دارید

00:07:31.422 --> 00:07:33.297
‫ممنون که اینقدر پیچوندید. مرسی!

00:07:33.380 --> 00:07:35.589
‫وای خدا. حالا چی؟

00:07:36.630 --> 00:07:38.380
‫- بیا بریم اونجا
‫- عالیه

00:07:38.464 --> 00:07:40.005
‫دیگه از صبر کردن خسته شدم

00:07:40.089 --> 00:07:41.839
‫- عالیه. بیا بریم اونجا لعنتی
‫- بریم

00:07:41.922 --> 00:07:42.964
‫- خوبه
‫- خیلی‌خب

00:07:43.047 --> 00:07:44.797
‫- خوبه
‫- برو لباس عوض کن

00:07:44.880 --> 00:07:46.922
‫چرا؟

00:07:47.005 --> 00:07:47.047
‫به خاطر سنت،

00:07:54.589 --> 00:07:56.589
‫چرا با پلیس تماس نگرفتن؟

00:07:58.172 --> 00:08:01.631
‫اسلحه پر نبود. می‌دونستن
‫قرار نیست کاری بکنم

00:08:02.881 --> 00:08:04.672
‫پس چرا با خودت بردیش؟

00:08:09.089 --> 00:08:10.381
‫اشتباه کردم

00:08:10.464 --> 00:08:13.172
‫اتفاقی رفت توی کیفم

00:08:16.589 --> 00:08:19.214
‫ایتن، معمولاً زیاد توی هچل میفتی؟

00:08:22.381 --> 00:08:23.839
‫مال کیـه، ایتن؟

00:08:23.923 --> 00:08:25.631
‫امانتـه، واسه یکی از دوستامـه

00:08:25.631 --> 00:08:27.506
‫بابا، به خدا مال من نیست

00:08:30.964 --> 00:08:32.631
‫پس مال کیه، ایتن؟

00:08:33.673 --> 00:08:34.839
‫پس واقعاً

00:08:34.923 --> 00:08:37.131
‫امانتی بود و برای یکی دیگه بود؟

00:08:44.840 --> 00:08:47.548
‫یعنی میگی اون ماری‌جوانا
‫واسه کوین بود؟

00:08:48.923 --> 00:08:50.673
‫اوه

00:08:50.756 --> 00:08:54.631
‫اون شب باید با چند نفر ملاقات می‌کرد

00:08:54.715 --> 00:08:56.923
‫پدرم اگه می‌فهمید،
‫از کوره در می‌رفت،

00:08:57.006 --> 00:09:00.090
‫پس نمی‌تونستم همراه کوین باشم،
‫یه درصد ممکن بود گیر بیفته و اینا

00:09:00.173 --> 00:09:01.965
‫واسه...

00:09:02.048 --> 00:09:03.965
‫واسه همین توی ساحل
‫تنهاش گذاشتم و بهش گفتم

00:09:04.048 --> 00:09:06.215
‫هر وقت کارش تموم شد بیاد دنبالم

00:09:11.882 --> 00:09:13.882
‫مامانمـه؟

00:09:15.215 --> 00:09:17.132
‫لابد دلش هزار راه رفته

00:09:18.382 --> 00:09:19.840
‫فقط نگرانـه

00:09:25.757 --> 00:09:28.590
‫گمونم الان وقتشـه یه استراحتی داشته باشیم

00:09:30.257 --> 00:09:32.132
‫چطوره جفت‌مون هم یه چیزی بخوریم

00:09:35.882 --> 00:09:37.632
‫ممنون

00:09:37.715 --> 00:09:39.632
‫چطور بودم؟

00:09:41.257 --> 00:09:44.090
‫از هر 10 مصاحبه‌ی اول،
‫توی 9 تاش دروغ و چرندیات گفته میشه

00:09:44.174 --> 00:09:45.840
‫طوری نیست

00:09:45.924 --> 00:09:48.507
‫تازه داریم با هم آشنا می‌شیم

00:09:48.590 --> 00:09:51.090
‫یه روزی می‌رسه که دادستان به تو
‫برچسبِ بچه‌ی خشن می‌زنه و

00:09:51.174 --> 00:09:54.965
‫کسی که می‌تونسته پدرش رو بکشه و

00:09:55.049 --> 00:09:57.882
‫عذر موجهی هم نداره که
‫حین ارتکاب قتل کجا بوده

00:09:59.632 --> 00:10:03.049
‫پس امیدوارم تا وقتی برگردم،

00:10:03.132 --> 00:10:05.341
‫بعد اینکه یکم غذا به معده‌ات رسید و

00:10:05.424 --> 00:10:07.382
‫کمی فکر کردی،

00:10:07.466 --> 00:10:11.216
‫تهِ حرفات این نشه که
‫«اتفاقی رفت توی کیفم»

00:10:25.174 --> 00:10:27.466
‫گزارش رسمی کالبدشکافی رسید

00:10:27.549 --> 00:10:30.299
‫دفتر بیل براداک.
‫باید از لیست‌مون خط بزنیمش.

00:10:30.383 --> 00:10:32.049
‫آزمایشگاه چی؟
‫لکه‌ی خون و کفش؟

00:10:32.049 --> 00:10:33.133
‫مال ایتنـه

00:10:33.216 --> 00:10:34.549
‫احتمالاً خونِ بریدگی دستشـه،

00:10:34.549 --> 00:10:36.924
‫دعوا با پدرش قبل اینکه بکُشتش

00:10:37.008 --> 00:10:38.424
‫آها

00:10:51.133 --> 00:10:52.841
‫الو

00:10:52.925 --> 00:10:54.216
‫آقای براداک

00:10:54.300 --> 00:10:56.175
‫کارآگاه‌ بوون و گیدری هستیم

00:10:56.258 --> 00:10:57.633
‫تماس گرفتن با شما

00:10:57.716 --> 00:10:59.258
‫از هفت‌خوان رستم سخت‌تره

00:10:59.341 --> 00:11:02.216
‫خودتون که می‌دونید،
‫علاوه بر کار و بار معمول،

00:11:02.300 --> 00:11:05.091
‫کلی مراحل و روند هست.
‫چه کمکی ازم بر میاد؟

00:11:05.175 --> 00:11:07.466
‫می‌دونیم روزی که
‫آدام مکینتاش به قتل رسید،

00:11:07.550 --> 00:11:09.841
‫داشته با جیک رودریگز داشتن با
‫گروه جنتری همکاری می‌کردن،

00:11:09.925 --> 00:11:12.091
‫این رو هم می‌دونیم که شما آدام رو
‫واسه جلسه‌ی دوم با اونا فرستادیش

00:11:12.175 --> 00:11:14.008
‫ولی تنها

00:11:14.091 --> 00:11:16.466
‫می‌خوایم علتش رو بدونیم.
‫آدام رو بیشتر دوست دارید؟

00:11:17.467 --> 00:11:19.883
‫رقابت بین کارمندان ضرر نداره

00:11:19.967 --> 00:11:21.300
‫سرِ این رقابت

00:11:21.383 --> 00:11:25.050
‫بین آقای رودریگز و آقای مکینتاش
‫تنشی وجود داشت؟

00:11:25.133 --> 00:11:26.758
‫اونا تفاوت‌های جذابیتِ خودشون رو
‫درک کرده بودن

00:11:26.842 --> 00:11:28.925
‫آدام اهل تفکر بود و موشکافی می‌کرد

00:11:29.008 --> 00:11:30.758
‫جنتری ازش خوشش اومد

00:11:30.842 --> 00:11:34.342
‫ظاهراً با یه شام خداحافظی
‫توی کویینز ازشون پذیرایی کرده

00:11:34.425 --> 00:11:38.008
‫احیاناً آدام نگفته بود که با
‫یکی از افراد گروه جنتری مشکلی داره؟

00:11:38.092 --> 00:11:40.383
‫اصلاً. آدمی نبود که غر بزنه

00:11:40.467 --> 00:11:43.550
‫از پرونده‌هاش مربوط به گروه جنتری،
‫چیزی هست که شاید

00:11:43.634 --> 00:11:46.675
‫- به تحقیقات ما مربوط باشه؟
‫- گمون نکنم، بعیده

00:11:46.759 --> 00:11:49.009
‫وکیل‌ها به حدس و گمان معروف نیستن

00:11:49.092 --> 00:11:51.092
‫حدس من خیلی واضحـه،
‫می‌تونم بهتون اطمینان بدم

00:11:51.175 --> 00:11:53.217
‫در ضمن تمام پرونده‌های آدام

00:11:53.300 --> 00:11:56.842
‫تحت حفاظت اصل محرمانگی وکیل-موکل
‫قرار دارن، مگر اینکه حکم قضایی صادر بشه

00:11:56.925 --> 00:11:59.425
‫از دادستانی اقدام کردیم برای حکم

00:11:59.509 --> 00:12:02.509
‫الان سعادت صحبت با چه کسی رو دارم؟

00:12:02.592 --> 00:12:04.259
‫نان گیدری

00:12:04.342 --> 00:12:07.925
‫خب، مشتاقم حکم‌تون به دستم برسه
‫تا مطابقش عمل کنم، خانم گیدری

00:12:08.009 --> 00:12:09.926
‫یا باید بگم سرکار خانم؟
‫(قبلی برای زن‌ متأهل استفاده میشه)

00:12:11.426 --> 00:12:12.634
‫کارآگاه بگید کافیه

00:12:12.717 --> 00:12:16.509
‫اگه بازم بتونم به سؤالات‌تون جواب بدم،
‫حتماً تماس بگیرید کارآگاه

00:12:17.884 --> 00:12:21.009
‫همین الان که داریم حرف می‌زنیم،
‫دارن فایل‌ها رو پاک می‌کنن

00:12:21.092 --> 00:12:22.426
‫نه که حالا مهم باشه

00:12:23.551 --> 00:12:26.717
‫شاید جیک رودریگز واقعاً حسادت می‌کرده

00:12:26.801 --> 00:12:29.051
‫قطعاً، ولی در حدی که بکُشتش؟

00:12:30.509 --> 00:12:33.884
‫نمی‌تونم این فونت مورچه‌ایت رو بخونم

00:12:33.967 --> 00:12:36.009
‫سوابق تماس‌های جیک رودریگز،
‫طبق درخواستت

00:12:36.093 --> 00:12:39.134
‫یه عالمه تماس رفت‌و‌برگشتی
‫با یه شماره‌ی ثبت‌نشده،

00:12:39.218 --> 00:12:40.718
‫بعضیاشون هم شب قتل

00:12:40.801 --> 00:12:44.509
‫یه مرد مجرد که با اونا
‫زیاد وقت می‌گذرونه

00:12:44.593 --> 00:12:47.176
‫مثلث پیچیده‌ایـه.
‫ممکنه ازش خوشم بیاد

00:12:47.259 --> 00:12:49.134
‫اگه واقعاً هم‌راستا با

00:12:49.218 --> 00:12:52.676
‫بقیه‌ی مدارک یا
‫کسی که دستگیر کردیم بود

00:12:52.759 --> 00:12:54.551
‫همیشه بهم ضدحال می‌زنی

00:12:54.634 --> 00:12:56.593
‫خیلی‌خب، دیگه نمی‌خوام

00:12:56.676 --> 00:12:58.884
‫کلمات «ضد» و «حال» رو جلوی من

00:12:58.968 --> 00:13:00.634
‫از زبونت بشنوم

00:13:00.634 --> 00:13:02.176
‫شنیدی؟ مرسی

00:13:02.260 --> 00:13:03.760
‫بریم

00:13:05.718 --> 00:13:07.260
‫عالیه

00:13:07.343 --> 00:13:09.676
‫حالا اتاق شده مثل بازارِ شام

00:14:23.802 --> 00:14:25.219
‫چه خوش‌تیپ شدی

00:14:25.302 --> 00:14:27.719
‫مثل یه مرد. فقط کاش
‫صاف بایستی و سرت رو بدی بالا

00:14:27.802 --> 00:14:29.219
‫خدایا

00:14:29.302 --> 00:14:30.386
‫خدا رو شکر، دارم از گشنگی می‌میرم

00:14:30.469 --> 00:14:32.219
‫- هات‌داگ با سس کچاپ
‫- حله

00:14:32.302 --> 00:14:33.969
‫من دو تا می‌خوام.
‫با سس خردل، کچاپ نه.

00:14:34.011 --> 00:14:35.386
‫- فعلاً بیا با یه ساندویچ شروع کنیم، خب؟
‫- حله

00:14:35.386 --> 00:14:38.886
‫بیخیال رفیق. اقتضای سنشـه.
‫من چند تا می‌خوردم؟ چهار تا؟

00:14:38.969 --> 00:14:40.886
‫آره ولی تو مدام شنا می‌کردی تا
‫بورسیه بگیری

00:14:40.969 --> 00:14:42.761
‫فرق داره

00:14:42.844 --> 00:14:44.511
‫- بکنش سه تا
‫- ردیفه

00:14:44.594 --> 00:14:48.303
‫همینـه. خودشـه. آره!

00:14:48.386 --> 00:14:51.386
‫بفرمایید

00:14:51.469 --> 00:14:53.761
‫- می‌تونیم بدیمش به مامان
‫- خیلی ممنون

00:15:05.761 --> 00:15:07.178
‫خیلی‌خب

00:15:24.011 --> 00:15:26.220
‫این ماشین عین سفینه‌ی فضایی می‌مونه

00:15:26.303 --> 00:15:28.386
‫میشه پاهات رو بیاری پایین؟

00:15:28.470 --> 00:15:31.803
‫اینطوری کمرم راحت‌تره

00:15:31.886 --> 00:15:34.470
‫حال‌به‌هم‌زن و خطرناکـه

00:15:34.553 --> 00:15:37.470
‫فقط در صورتی که راننده‌ی بدی باشی

00:15:47.512 --> 00:15:50.012
‫وای خدا

00:15:51.095 --> 00:15:53.303
‫میشه یه لطفی بهم بکنی؟
‫یه موبایل توی کیفمـه

00:15:53.387 --> 00:15:55.678
‫میشه درش بیاری و
‫وصلش کنی به کنسول؟

00:15:56.553 --> 00:15:58.470
‫چشم رئیس

00:16:03.012 --> 00:16:05.720
‫اینو از کجا آوردی؟

00:16:05.804 --> 00:16:08.429
‫توی دفترم پیداش کردم.
‫فکر کنم مال آدامـه.

00:16:08.512 --> 00:16:09.929
‫آدام؟

00:16:10.012 --> 00:16:12.512
‫آره. نیکی، فقط وصلش کن

00:16:12.595 --> 00:16:15.262
‫کلوئی، مطمئنم این با زغال کار می‌کنه

00:16:15.345 --> 00:16:17.554
‫توی کنسول یه دانگل هست

00:16:17.637 --> 00:16:19.429
‫چی‌چی؟

00:16:19.512 --> 00:16:21.179
‫شارژر همه‌کاره. زود باش

00:16:23.095 --> 00:16:25.387
‫میگی «دانگل» قند توی دلم آب میشه

00:16:28.304 --> 00:16:29.512
‫اوه

00:16:29.595 --> 00:16:31.179
‫خیلی‌خب
‫« بیل براداک »

00:16:31.262 --> 00:16:33.471
‫سلام بیل. من با خواهرم نیکول توی ماشینم

00:16:33.554 --> 00:16:35.554
‫- سلام
‫- سلام

00:16:35.637 --> 00:16:38.179
‫گوش کن، می‌خواستم قضیه‌ی
‫گروه جنتری رو پیگیری کنم

00:16:38.262 --> 00:16:40.387
‫- عالیه
‫- آره. همونطور که حدس می‌زدم،

00:16:40.471 --> 00:16:42.637
‫آدام توی فرودگاه جی‌اف‌کی
‫قرار ملاقات داشت

00:16:42.637 --> 00:16:44.096
‫می‌دونستم

00:16:44.179 --> 00:16:47.512
‫وقتی از همکارای جوون‌ترم
‫درباره‌ی کیو گاردنز پرسیدم،

00:16:47.596 --> 00:16:50.262
‫توضیح دادن که مشتری‌ها وقتی
‫میان به شهر معمولاً دوست دارن

00:16:50.346 --> 00:16:52.137
‫حال‌و‌هوای محلی رو تجربه کنن
‫«کوین: شرمنده رفیق، مجبور بودم»

00:16:52.137 --> 00:16:53.554
‫که اینطور

00:16:54.137 --> 00:16:56.138
‫بگذریم، به جایی نمی‌رسه
‫«تنظیمات موبایل»

00:16:56.221 --> 00:16:58.971
‫به اون کارآگاه‌های احمق هم که
‫صبح زنگ زده بودن گفتم

00:16:59.054 --> 00:17:02.429
‫آره، رسید لیفت رو بهشون گفته بودم. کی زنگ زد؟
‫«بازگشت به تنظیمات کارخانه»

00:17:02.513 --> 00:17:03.721
‫دو نفری ریخته بودن سرم

00:17:03.804 --> 00:17:06.263
‫ببینم، اون زن پر اِفاده نیست؟
‫«به تنظیمات کارخانه برگشت»

00:17:06.346 --> 00:17:07.429
‫- آره، چه‌جورم! با افتخار!
‫- می‌دونستم

00:17:07.513 --> 00:17:08.638
‫راستی تهدیدت کرده بودن...

00:17:08.679 --> 00:17:10.221
‫- چی شد عمل کردن؟
‫- شک دارم

00:17:10.304 --> 00:17:11.346
‫ولی یکی از آدمای کاترین
‫داره بهش رسیدگی می‎‌کنه

00:17:11.388 --> 00:17:14.346
‫گوش کن، اگه قراره دست روی دست بذارن و
‫هیچ کاری نکنن،

00:17:14.429 --> 00:17:16.179
‫- خوشحال میشم کاسه‌کوزه‌ها سر من بشکنه
‫- نه

00:17:16.263 --> 00:17:17.388
‫مشکلی نیست، بیل

00:17:17.471 --> 00:17:19.846
‫خیلی‌خب، اگه نظرت عوض شد،
‫پیشنهادم سر جاشـه

00:17:19.929 --> 00:17:22.221
‫- مراقب خودتون باشید
‫- باشه، ممنون

00:17:26.346 --> 00:17:28.430
‫خب، حالا فهمیدی

00:17:28.513 --> 00:17:30.430
‫آره

00:17:32.846 --> 00:17:34.221
‫نیکی

00:17:35.555 --> 00:17:37.721
‫- اون...
‫- آره، باشه

00:17:47.555 --> 00:17:49.472
‫انگار خالیـه، کلوئی

00:17:49.555 --> 00:17:51.347
‫منظورت چیه؟

00:17:51.430 --> 00:17:54.013
‫هیچ تماس و پیامکی نیست

00:17:56.513 --> 00:17:58.763
‫هیچ شماره‌ای هم توی دفتر تلفنش نیست

00:17:58.847 --> 00:18:01.430
‫فکر کنم استفاده نمی‌شده

00:18:01.513 --> 00:18:03.680
‫چه غلطی می‌کنی، آدام؟

00:18:03.763 --> 00:18:06.680
‫با یه موبایل یک‌بارمصرف خالی
‫چیکار می‌کردی؟

00:18:08.138 --> 00:18:10.930
‫اگه بگم «خرید و فروش مواد مخدر»
‫عصبانی میشی؟

00:18:12.847 --> 00:18:15.305
‫آره

00:18:15.389 --> 00:18:16.889
‫- عزیزم موا...
‫- نگو

00:18:16.972 --> 00:18:18.514
‫- ولی اگه...
‫- بسه

00:18:18.597 --> 00:18:20.222
‫- شاید این...
‫- هیس

00:18:20.305 --> 00:18:21.722
‫- واسه خدمتکارت آنالیسا بوده
‫- هیس. هیس

00:18:21.805 --> 00:18:24.930
‫شاید اون مواد مخدر
‫خرید و فروش می‌کرده

00:18:29.805 --> 00:18:31.180
‫انگار باورش شده

00:18:32.472 --> 00:18:35.472
‫مزیت حواس‌پرتی یک بیوه‌ی عزادار

00:18:36.555 --> 00:18:38.555
‫فعلاً

00:18:38.639 --> 00:18:40.847
‫پس جنتری جلسه‌اش با آدام رو تأیید کرده

00:18:40.931 --> 00:18:43.222
‫جلسه‌ای که توی دفاتر شرکت ما ثبت نشده

00:18:43.306 --> 00:18:45.431
‫آدام با تاکسی آنلاین لیفت
‫می‌رفته کوئینز

00:18:45.514 --> 00:18:48.181
‫اون هم به حساب شخصی خودش

00:18:48.264 --> 00:18:50.097
‫نکنه نقشه داشته

00:18:50.181 --> 00:18:52.764
‫جنتری رو بقاپه؟

00:18:52.847 --> 00:18:54.264
‫خب، جاه‌طلب بود

00:18:54.347 --> 00:18:56.181
‫چندین ماه بود که شک کرده بودم

00:18:56.264 --> 00:18:58.889
‫ولی جنتری واقعاً این گزینه رو مد نظر داره؟

00:18:58.972 --> 00:19:00.597
‫که از من جدا بشن؟

00:19:00.681 --> 00:19:04.222
‫خب، یکم عوضی تشریف داری

00:19:04.306 --> 00:19:08.223
‫عوضی‌ای که خیلی وقتـه
‫گوه‌کاری‌هاشون رو لاپوشونی می‌کنه

00:19:11.014 --> 00:19:13.348
‫هر دفتر حقوقی‌ای که داشته سعی می‌کرده
‫آدام رو جذب کنه،

00:19:13.431 --> 00:19:16.389
‫می‌خواسته که جنتری رو هم
‫به عنوان مشتری با خودش بیاره

00:19:16.473 --> 00:19:18.723
‫آدام یه نمایش راه میندازه که
‫چه خدماتی می‌تونه به جنتری ارائه بده،

00:19:18.806 --> 00:19:20.806
‫توی موقعیت‌های بهتر

00:19:20.889 --> 00:19:23.098
‫اما به مذاق جنتری خوش نمیاد که

00:19:23.181 --> 00:19:25.681
‫جزئیات زندگیش

00:19:25.764 --> 00:19:28.389
‫بشه نقل و نباتِ معامله

00:19:29.514 --> 00:19:32.640
‫پس اونا ملاقات تنهایی آدام رو تأیید کردن،

00:19:32.723 --> 00:19:35.015
‫می‌دونستن به گوش من می‌رسه

00:19:35.098 --> 00:19:37.640
‫فقط به خاطر مرگش
‫مجبور شدن تأییدش کنن

00:19:37.723 --> 00:19:41.265
‫به هر حال، آدام یه خرابکاری به بار آورده
‫که باید تمیزکاری بشه

00:19:41.348 --> 00:19:43.348
‫اون‌وقت...

00:19:43.431 --> 00:19:45.265
‫لاتین‌تبارها توی
‫تمیزکاری زبان‌زد هستن؟

00:19:45.348 --> 00:19:48.015
‫خودت گفتی، نه من

00:19:48.098 --> 00:19:50.765
‫خدا می‌دونه دیگه چه رازهایی
‫توی اون خونه مخفی کرده

00:19:50.848 --> 00:19:52.723
‫خدا بیامرزتش

00:19:53.806 --> 00:19:56.681
‫پس میری سمت خونه، چون
‫سرِ راهتـه دیگه؟

00:19:56.765 --> 00:19:58.598
‫منشیت بهم گفت

00:19:58.682 --> 00:20:01.348
‫قراره وکیلی که واسه
‫ایتن معرفی کردی رو ببینی

00:20:01.432 --> 00:20:04.557
‫مطمئنم کلوئی واقعاً
‫از حمایتت ممنونـه

00:20:06.598 --> 00:20:09.723
‫در ضمن دیگه تو دفترم سیگار نکش

00:20:09.807 --> 00:20:11.848
باعث می‌شه دلم بخواد باز بکشم

00:20:13.723 --> 00:20:14.848
‫نه

00:20:14.932 --> 00:20:17.182
‫تأیید ملاقات از سمت جنتری،
‫اونو به یه مسیر دیگه سوق داد

00:20:18.557 --> 00:20:19.890
‫الان دارم میرم اونجا

00:20:19.973 --> 00:20:21.390
‫می‌تونم امشب یه سر بیام

00:20:24.599 --> 00:20:25.599
‫اخیراً در حال مشاهده‌ی تغییرات

00:20:25.640 --> 00:20:28.474
‫در آیین‌ ‫غزال‌ها در سرنگتی بوده‌ایم

00:20:28.557 --> 00:20:31.640
‫هیچ‌وقت ندیده بودم این‌قدر سرحال و
‫پرانرژی باشن، اگه بخوام بهتر بگم

00:20:31.724 --> 00:20:33.390
‫غزال‌های پر انرژی

00:20:33.474 --> 00:20:35.390
‫صداش رو زیاد کن

00:20:35.474 --> 00:20:38.640
‫هنوز تأثیر این عوامل مشخص نیست

00:20:38.724 --> 00:20:40.265
‫9 ماه و نیم صبر کن

00:20:40.349 --> 00:20:41.640
‫تا تأثیراتش رو ببینی!

00:20:41.724 --> 00:20:44.765
‫دوره‌ی بارداری غزال با انسان فرق داره!

00:20:44.849 --> 00:20:47.390
‫ولی، تحقیقات ما نشون داده که...

00:20:47.474 --> 00:20:49.307
‫نگو که از

00:20:49.390 --> 00:20:51.891
‫دوره‌ی بارداری غزال‌ها چیزی می‌دونی

00:20:51.974 --> 00:20:53.641
‫می‌دونم. چرا باید
‫همچین چیزی رو از خودم ببافم؟

00:20:53.682 --> 00:20:55.224
‫ولی آخه

00:20:55.307 --> 00:20:57.057
‫چرا باید همچین چیزی رو بدونی؟

00:20:57.141 --> 00:20:58.557
‫خیلی چیزها می‌دونم

00:20:59.641 --> 00:21:01.349
‫باشه، رئیس

00:21:01.432 --> 00:21:03.307
‫- یه چیزهایی می‌دونم
‫- صد درصد

00:21:03.391 --> 00:21:05.182
‫عصر بخیر.
‫در ساعاتِ پایانی شبِ جمعه

00:21:05.266 --> 00:21:07.641
‫وکیل آدام مکینتاش در منزل خود
‫واقع در لانگ آیلند، به طرز وحشیانه‌ای

00:21:07.724 --> 00:21:09.057
‫با ضربات چاقو به قتل رسید

00:21:09.141 --> 00:21:12.766
‫به میشل سندرز زنگ بزن

00:21:12.849 --> 00:21:14.474
‫متأسفم. متوجه نشدم

00:21:14.557 --> 00:21:17.766
‫به میشل سندرز زنگ بزن

00:21:17.849 --> 00:21:20.141
‫در حال تماس با میچل سمپسون

00:21:20.224 --> 00:21:22.266
‫نه، میچل نه، لعنتی!

00:21:22.349 --> 00:21:25.308
‫گفتم با میشل سندرز تماس بگیر

00:21:25.391 --> 00:21:27.016
‫خیلی‌خب حالا. خودم برات زنگ می‌زنم، باشه؟

00:21:27.099 --> 00:21:28.016
‫متأسفم

00:21:28.099 --> 00:21:29.849
‫- مخاطبی با نام میشل سمپسون پیدا نشد
‫- لعنتی

00:21:29.933 --> 00:21:32.766
‫میشه به میشل سندرزِ وامونده زنگ بزنی؟
‫لعنتی!

00:21:49.891 --> 00:21:52.558
‫تف توش. یعنی امروز چه
‫بلایی قراره سرمون بیاد؟

00:21:52.725 --> 00:21:54.475
‫یعنی میفته زندان؟

00:21:54.558 --> 00:21:56.016
‫نـه

00:21:56.100 --> 00:21:57.641
‫خدا به دادمون برسه، نیکی

00:21:59.433 --> 00:22:02.766
‫اگه کارِ اون باشه چی؟
‫اگه کارِ اون باشه چی؟

00:22:02.850 --> 00:22:05.141
‫اون بی‌گناهـه

00:22:05.225 --> 00:22:06.600
‫کلوئی

00:22:06.683 --> 00:22:08.433
‫خودت که می‌شناسیش

00:22:09.183 --> 00:22:10.767
‫خودت می‌دونی دیگه

00:22:11.183 --> 00:22:12.767
‫واقعاً؟

00:22:13.600 --> 00:22:14.933
‫کلوئی

00:22:17.100 --> 00:22:18.725
‫اون بی‌گناهه، عزیزم

00:22:18.808 --> 00:22:21.808
‫مطمئن باش بی‌گناهه

00:22:21.892 --> 00:22:24.100
‫می‌دونم بی‌گناهـه

00:22:24.183 --> 00:22:27.475
‫همه‌چی درست میشه

00:22:27.558 --> 00:22:29.808
‫چطوری؟ آخه چطوری؟

00:22:33.100 --> 00:22:35.475
‫فقط برو سراغِ مرحله بعدی

00:22:35.559 --> 00:22:37.934
‫یعنی چه غلطی بکنم؟

00:22:38.017 --> 00:22:40.142
‫مقصر رو پیدا کن

00:22:41.642 --> 00:22:44.642
‫- باشه
‫- باشه. خیلی‌خب

00:22:44.725 --> 00:22:47.475
‫- خیلی‌خب. باشه
‫- آره. باشه

00:22:47.600 --> 00:22:49.934
‫مرسی که اومدی

00:22:50.017 --> 00:22:52.184
‫فقط بابت همین ازم تشکر می‌کنی؟

00:22:52.267 --> 00:22:55.059
‫و مرسی که پرونده رو قبول کردی

00:22:55.475 --> 00:22:58.434
‫مدیونت بودم. زنگ زدی و اومدم

00:22:58.517 --> 00:23:02.101
‫با پای خودم رفتم تو دلِ اون فاجعه

00:23:03.559 --> 00:23:05.309
پرونده دوتا خواهر، برام جدید بود

00:23:05.392 --> 00:23:06.892
خیلی اتفاق نادریه

00:23:06.976 --> 00:23:09.059
به این همه دراما نمی‌ارره

00:23:09.142 --> 00:23:11.351
‫- منظورت چیه؟
‫- آخه کم پیش میاد که

00:23:11.434 --> 00:23:13.934
‫یه زن با شوهرِ سابقِ خواهرش ازدواج کنه

00:23:14.017 --> 00:23:16.892
‫آهان آره خب... البته

00:23:16.976 --> 00:23:18.809
‫- اینم هست
‫- آره

00:23:18.892 --> 00:23:20.601
‫اینم هست

00:23:20.684 --> 00:23:23.101
‫ولی سر از کار پسره در نمیارم

00:23:23.184 --> 00:23:26.184
‫غیرقابل پیش‌بینیـه

00:23:26.267 --> 00:23:27.518
‫آره، شخصیت خاصِ خودش رو داره

00:23:27.601 --> 00:23:29.059
‫کلوئی خوب بارش آورده

00:23:29.143 --> 00:23:31.059
‫خب در واقع جفت‌شون...

00:23:31.143 --> 00:23:34.226
‫توی تربیتش نقش دارن. یا داشتن

00:23:34.309 --> 00:23:35.684
‫یه‌جورایی...

00:23:35.768 --> 00:23:38.768
‫خب اگه جلسه رسیدگی همون‌جوری
‫که فکر می‌کنم پیش بره،

00:23:38.851 --> 00:23:40.351
‫مامان‌ها امشب می‌برنش خونه

00:23:42.768 --> 00:23:44.351
‫چی میل دارین؟

00:23:44.434 --> 00:23:47.393
‫سالاد سزار با نون کروتون اضافه
‫و برای ایشون هم احتمالاً

00:23:47.476 --> 00:23:49.351
‫- ماهی و سبزیجات بخارپز
‫- ماهی...

00:23:50.559 --> 00:23:51.893
نمی‌خواد اندامش خراب شه

00:23:51.976 --> 00:23:53.726
‫ممنون

00:23:56.143 --> 00:23:57.935
‫آره

00:23:58.018 --> 00:24:00.476
‫خب ببخشید، یعنی الان...

00:24:00.560 --> 00:24:03.726
‫اون یکیِ مامانِ ایتن توی شهره؟

00:24:03.810 --> 00:24:04.893
‫اوهوم

00:24:04.976 --> 00:24:07.185
‫- می‌شناسیش؟
‫- آم، نه

00:24:07.268 --> 00:24:10.893
‫چند باری به همسرِ سابقِ آدام اشاره کردن

00:24:10.976 --> 00:24:12.226
از لحاظ روانی ثبات نداره

00:24:12.310 --> 00:24:14.101
‫یه دستور منع علیه‌ش گرفتن

00:24:14.185 --> 00:24:16.810
‫می‌دونی، هروقت بحثِ اون جریان می‌شد،
‫می‌پیجوندن

00:24:16.893 --> 00:24:19.727
‫و منم... خیلی پیگیر نشدم

00:24:20.768 --> 00:24:22.685
‫نمی‌دونستم شما دوتا اینقدر صمیمی بودین

00:24:22.768 --> 00:24:25.227
‫- اولش نه
‫- اوهوم

00:24:25.310 --> 00:24:27.393
‫هیچ‌کدوم‌مون با اون محیط سازگاری نداشتیم

00:24:27.477 --> 00:24:29.643
‫توی جایی مثل براداک،
‫باید توی یه دسته جا بگیری

00:24:29.727 --> 00:24:31.060
‫من پوستم تیره بود و اون فقیر

00:24:31.143 --> 00:24:33.310
‫- سفیدپوست بود ولی نه به اندازه کافی
‫- اوهوم

00:24:33.393 --> 00:24:35.977
‫اولین نسل دانشگاه‌رفته و هر دو در
‫تلاش برای اینکه بهتر از والدین‌تون باشین

00:24:36.060 --> 00:24:37.643
‫آره، می‌فهمم

00:24:37.727 --> 00:24:40.935
‫اینکه به این نقطه رسیدیم، خودش موفقیت بزرگیه

00:24:41.018 --> 00:24:42.852
‫ولی...

00:24:42.935 --> 00:24:45.560
‫به نظر هیچ‌وقت از این موفقیت لذتی نبرد

00:24:45.644 --> 00:24:47.352
‫هوم

00:24:47.435 --> 00:24:49.144
‫نه مثلِ تو

00:24:49.227 --> 00:24:52.019
‫آره، درسته. همین‌طوره

00:24:52.102 --> 00:24:54.560
‫نیازی نبود این همه راه بیای اینجا

00:24:54.644 --> 00:24:56.269
‫یه سبد پنیرِ موری کفایت می‌کرد

00:24:56.352 --> 00:24:58.352
‫نه بابا، ببین...

00:24:58.435 --> 00:24:59.977
‫در هر صورت باید میومدم

00:25:00.060 --> 00:25:01.935
‫تراس رو دارن بازسازی می‌کنن

00:25:02.019 --> 00:25:04.352
‫و آم...

00:25:04.435 --> 00:25:06.352
‫واقعاً ازت ممنونم

00:25:12.102 --> 00:25:13.936
‫حالت خوبه؟

00:25:17.227 --> 00:25:19.477
‫نمی‌دونم والا

00:25:19.561 --> 00:25:22.019
‫راستش نه

00:25:24.477 --> 00:25:26.144
‫- ببخشید
‫- ردیفه

00:25:27.269 --> 00:25:28.686
‫سلام

00:25:28.769 --> 00:25:30.311
‫باشه. الان میام

00:25:47.561 --> 00:25:49.144
‫می‌دونی چیه؟ این‌جوری بهتره

00:25:49.228 --> 00:25:50.853
‫همون بهتر که توی ماشین بشینی

00:25:50.936 --> 00:25:52.686
‫به نفع‌مونه امروز با پلیسا درگیر نشی

00:25:52.769 --> 00:25:54.519
‫باشه

00:25:54.603 --> 00:25:56.311
‫زود برمی‌گردم

00:26:04.228 --> 00:26:07.811
‫طول تمام جراحات هشت سانتی‌متر بوده
‫به جز زخم روی گردن

00:26:07.895 --> 00:26:10.770
‫ظاهراً ضارب به زور چاقو رو کشیده بیرون

00:26:10.853 --> 00:26:12.020
‫زخمِ عمیق‌تریه

00:26:13.103 --> 00:26:14.561
‫چاقوی ساده و معمولی‌ایه

00:26:14.645 --> 00:26:17.020
‫از اونا که توی هر مغازه‌ای پیدا میشه،

00:26:17.103 --> 00:26:20.478
‫کنار پایپ و توتون تقلبی

00:26:21.520 --> 00:26:24.436
‫تا حالا گیاه اپیمدیوم مصرف کردی؟

00:26:25.686 --> 00:26:26.270
‫بیا

00:26:27.311 --> 00:26:28.687
‫الان منظورت چیه؟

00:26:28.770 --> 00:26:31.978
‫منظورم اینه که از این چیزها توی شهر ریخته

00:26:32.062 --> 00:26:35.853
‫پس پسره خیلی راحت می‌تونسته
‫همچین چاقویی بخره

00:26:35.937 --> 00:26:36.937
‫بعد الان چاقو کجاست؟

00:26:37.020 --> 00:26:38.562
‫از شرش خلاص شده

00:26:39.728 --> 00:26:42.187
‫- چیه؟
‫- هوم

00:26:42.270 --> 00:26:44.103
‫حرفت رو بزن، بوون

00:26:44.187 --> 00:26:46.562
‫بیست دقیقه قبل از کشته شدن آدام،
‫دزدگیر از کار افتاده

00:26:46.645 --> 00:26:48.103
‫کلوئی گفته اصلاً فعالش نکرده بودن

00:26:48.187 --> 00:26:50.478
‫معمولاً آدما اینقدر راحت به پلیس دروغ نمیگن

00:26:50.562 --> 00:26:52.520
‫پس شاید دروغ نگفته

00:26:52.603 --> 00:26:54.562
‫- شاید آدام خودش دزدگیر رو فعال کرده
‫- صحیح. آره

00:26:54.645 --> 00:26:56.729
‫و پسره غیرفعالش کرده

00:26:56.812 --> 00:26:59.187
‫آدمای دیگه هم توی اون خونه رمز رو داشتن

00:27:30.729 --> 00:27:32.354
‫الان با مُرده فرقی نداره

00:27:37.104 --> 00:27:39.146
‫یادته چطوری بهت یاد دادم؟

00:27:42.729 --> 00:27:44.146
‫نیکول

00:27:44.562 --> 00:27:45.729
‫من خلاصش می‌کنم

00:28:28.188 --> 00:28:30.271
‫بهش گفتم تمیز نگه‌ش داره

00:28:37.688 --> 00:28:39.688
‫فراداده‌ش رو در بیارین

00:28:39.772 --> 00:28:42.188
‫خانم، اینجا که اپل استور نیست

00:28:42.272 --> 00:28:43.272
‫مشخصه

00:28:44.188 --> 00:28:45.897
‫ولی گفتم شاید تیم فنی داشته باشین

00:28:45.980 --> 00:28:49.772
‫خانم تیلور، شاید شنیدنش براتون
‫سخت باشه ولی ما برای شما کار نمی‌کنیم

00:28:50.855 --> 00:28:53.813
‫اون فایل که به آدرس خونه‌م در
‫منهتن فرستاده بودن چی؟

00:28:53.897 --> 00:28:55.355
‫به جایی نرسیدین؟

00:28:55.438 --> 00:28:58.355
‫اثرانگشت پیدا کردیم ولی طرف شاهد داره
‫که اون شب جای دیگه بوده

00:28:58.438 --> 00:29:00.313
‫آره، تنفر از سیاست‌هاتون جرم نیست

00:29:00.397 --> 00:29:03.105
‫ولی خوشحال میشیم کمک‌تون کنیم
‫براش دستور منع بگیرین

00:29:03.813 --> 00:29:05.647
‫خب پس رسیدهای لیفت چی؟

00:29:05.730 --> 00:29:08.272
‫که رئیس و موکلِ شوهرتون تأیید کردن

00:29:08.355 --> 00:29:10.772
‫سفرهای کاری معمول بودن

00:29:10.855 --> 00:29:13.689
‫خیلی‌خب. من خودم متخصص
‫امنیت سایبری استخدام کردم

00:29:13.772 --> 00:29:16.022
‫- خب؟ خودم اقدام کردم
‫- ممنون از پیگیری‌تون

00:29:16.105 --> 00:29:21.064
‫ولی منشأ این خصومت از محلِ کار خودتونه

00:29:21.147 --> 00:29:23.939
‫و در حال حاضر ارتباطی با پرونده‌ی ما نداره

00:29:24.022 --> 00:29:25.439
‫چرا نداره؟

00:29:33.939 --> 00:29:35.397
‫[جلسه رسیدگی ایتن مکینتاش، نیم ساعت دیگه]

00:29:36.856 --> 00:29:38.106
‫ببینید، منم خودم مادرم

00:29:38.189 --> 00:29:41.606
‫و درکت می‌کنم و می‌فهمم
‫پسرت توی چه وضعیتیه

00:29:41.689 --> 00:29:44.314
‫ولی فعلاً بهتره خودمون
‫رو به جلسه رسیدگی برسونیم

00:29:44.397 --> 00:29:45.772
‫نیم ساعت دیگه شروع میشه

00:29:50.147 --> 00:29:51.189
‫این دیگه چه حرکتی بود؟

00:29:51.981 --> 00:29:54.106
‫بهش میگن حق‌به‌جانب بودن، رفیق

00:29:54.189 --> 00:29:56.064
‫چرا حلقه رو بهش پس ندادی؟

00:29:56.147 --> 00:29:58.773
‫یه بهونه داریم که دوباره بریم پیش‌شون

00:29:58.856 --> 00:30:00.189
‫بعید می‌دونم کلاه انتخاب خوبی باشه

00:30:00.273 --> 00:30:03.231
‫منم همین حس رو به سبیلت دارم

00:30:03.314 --> 00:30:04.773
‫فعلاً خانما!

00:30:09.314 --> 00:30:11.606
‫خب ایتن، برنامه عوض شده

00:30:11.689 --> 00:30:13.148
‫جلسه زودتر برگزار میشه

00:30:13.231 --> 00:30:13.939
‫واسه چی؟

00:30:14.981 --> 00:30:18.481
‫گاهی همچین پرونده‌هایی
‫رو سریع‌تر پیش می‌برن

00:30:18.564 --> 00:30:20.398
‫دادگاه‌های کوچیک تجربه رسیدگی به

00:30:20.481 --> 00:30:22.023
‫پرونده‌هایی که اینقدر مورد
‫توجه قرار می‌گیرن رو ندارن

00:30:23.106 --> 00:30:25.106
‫ولی شاید به نفع‌مون باشه

00:30:26.356 --> 00:30:28.773
‫یعنی امیدواریم بتونیم
‫زودتر برت گردونیم خونه

00:30:28.856 --> 00:30:30.231
‫مامانم خبر داره؟

00:30:30.315 --> 00:30:33.523
‫آره. روال کار این‌جوریه:

00:30:33.606 --> 00:30:37.106
‫اول دادستان صحبت می‌کنه و بعد من

00:30:37.190 --> 00:30:39.815
‫این جلسه رسیدگی قبل از دادگاهه
‫و لازم نیست حرفی بزنی

00:30:39.898 --> 00:30:43.190
‫منم تمام مدت کنارتم، حله؟

00:30:46.690 --> 00:30:48.065
‫حالت چطوره؟

00:30:49.898 --> 00:30:51.773
‫نمی‌دونم

00:30:51.857 --> 00:30:53.773
‫گمونم فقط می‌ترسم

00:30:53.857 --> 00:30:57.357
‫خوبه. خیلی خوبـه.
‫قاضی هم باید این ترس رو ببینه.

00:30:59.690 --> 00:31:01.732
‫بهشون میگم که پدرت رو خیلی دوست داشتی

00:31:02.857 --> 00:31:05.190
‫و محال بوده بخوای بلایی سرش بیاری

00:31:05.273 --> 00:31:07.898
‫حقیقت رو بهشون میگیم

00:31:07.982 --> 00:31:09.898
‫الان میاییم

00:31:12.982 --> 00:31:15.857
‫از قصد اسلحه رو برده بودم مدرسه

00:31:15.940 --> 00:31:18.440
‫می‌خواستم از شرش خلاص بشم

00:31:18.524 --> 00:31:20.274
‫می‌ترسیدم توی خونه نگه‌ش دارم

00:31:20.357 --> 00:31:22.274
‫دست‌ها پشت سر، ایتن

00:31:32.690 --> 00:31:34.524
‫یا خدا!

00:31:34.607 --> 00:31:36.899
‫بالاخره اومد!

00:31:36.982 --> 00:31:38.732
‫- وای خدایا!
‫- ده امتیاز برای

00:31:38.815 --> 00:31:40.857
‫- زیر گرفتن این عوضی
‫- از سر راه برو کنار

00:31:40.940 --> 00:31:42.232
‫- شورش رو در آوردن
‫- و الان خودرویی رو می‌بینیم

00:31:42.316 --> 00:31:45.566
‫که احتمالا کلوئی تیلور داخلشه

00:31:47.316 --> 00:31:48.691
‫حالا چیکار کنیم؟

00:31:48.774 --> 00:31:52.232
‫سرت رو بنداز پایین. یه کلمه هم حرف نزن

00:31:52.316 --> 00:31:54.691
‫ایتن رو برمی‌گردونیم خونه

00:31:56.774 --> 00:31:58.899
‫- بسیارخب
‫- آهای! خانم تیلور!

00:31:58.982 --> 00:32:00.691
‫- خانم تیلور!
‫- یه سوالی ازتون داریم

00:32:00.774 --> 00:32:02.524
‫- شما اون زمان کجا بودین؟...
‫- کلوئی، صحبتی نداری؟

00:32:04.274 --> 00:32:07.483
‫بعید می‌دونیم امروز

00:32:07.566 --> 00:32:09.233
‫- اظهار نظری کنه
‫- نمی‌دونم چطور از پسشون برمیای

00:32:16.024 --> 00:32:18.191
‫آم، جلسه‌ی رسیدگی مکینتاش.
‫خیلی‌خب

00:32:33.566 --> 00:32:35.316
‫خودشه؟

00:32:59.775 --> 00:33:01.442
‫قیام کنید

00:33:01.525 --> 00:33:04.733
‫جلسه دادگاه از این لحظه شروع میشه.
‫خانم قاضی ادلمن ریاست جلسه رو به عهده دارن

00:33:04.817 --> 00:33:08.442
‫چه جمعیتی اومده! اونم توی این هوای شرجی!
‫بشینید

00:33:10.358 --> 00:33:12.483
‫اتهام وارده به متهم، ایتن مکینتاش

00:33:12.567 --> 00:33:15.567
‫قتل درجه دو هست

00:33:15.942 --> 00:33:19.192
‫موکل‌تون در این مرحله
‫چه دفاعی از خودش داره؟

00:33:19.275 --> 00:33:21.858
‫موکلم میگه بی‌گناهه، خانم قاضی

00:33:22.442 --> 00:33:24.358
‫آقای ویلیس، وثیقه پیشنهادی‌تون چقدره؟

00:33:24.400 --> 00:33:27.275
‫ممنون خانم قاضی ولی ما
‫با پرونده‌ی غیرمعمولی سر و کار داریم

00:33:27.359 --> 00:33:29.567
‫ایتن مکینتاش در انتظار صدور حکم دادگاه

00:33:29.650 --> 00:33:32.025
‫به اتهام قتل
‫وحشیانه‌ی پدرش، آدام مکینتاشـه

00:33:32.109 --> 00:33:34.650
‫شهرستان سافک توصیه می‌کنه
‫متهم بدون وثیقه در بازداشت بمونه

00:33:35.275 --> 00:33:36.109
‫خانم قاضی

00:33:36.192 --> 00:33:37.317
‫- ایتن مکینتاش قاتل نیست
‫- یعنی چی؟!

00:33:37.400 --> 00:33:38.984
‫اون یه پسرِ هفده ساله‌ی مهربون

00:33:39.067 --> 00:33:41.734
‫و حساسه که به تازگی پدرش رو از دست داده

00:33:41.817 --> 00:33:43.775
‫وکیل مدافع می‌تونه همچنان
‫از ویژگی‌های مثبتِ موکلش بگه

00:33:43.859 --> 00:33:47.609
‫اما این چیزی از مدرک‌هایی
‫که علیه‌ش داریم کم نمی‌کنه

00:33:47.692 --> 00:33:49.609
‫چون نه تنها نمی‌تونه ثابت کنه

00:33:49.692 --> 00:33:51.401
‫در زمان قتل آدام مکینتاش،
‫اونجا حضور نداشته

00:33:51.484 --> 00:33:54.817
‫بلکه دی‌ان‌ای‌اش هم زیر
‫اثرانگشت متعلق به مقتول پیدا شده

00:33:54.901 --> 00:33:55.901
‫خب پسرشه دیگه

00:33:55.984 --> 00:33:57.067
‫و روی کفش ایتن هم لکه‌ی خون بوده

00:33:57.151 --> 00:33:58.984
‫- خونِ ایتن بوده
‫- خانم وکیل

00:33:59.067 --> 00:34:00.442
‫نظم دادگاه رو بهم نزنید

00:34:00.526 --> 00:34:03.901
‫شواهد حتی نشون میده ایتن
‫دزدگیر رو غیرفعال کرده

00:34:03.984 --> 00:34:07.359
‫و بعد یه سناریوی دزدی برای ردگم‌کنی
‫راه انداخت

00:34:07.442 --> 00:34:11.234
‫وسایلی که گزارش داده بودن دزدیده
‫شدن، بعداً همش پیشِ خودش بوده

00:34:11.317 --> 00:34:12.567
‫عجیبه که دادستان

00:34:12.651 --> 00:34:16.026
‫اشاره نکرده آلت قتاله توی اون وسایل نبوده

00:34:16.109 --> 00:34:18.651
‫خانم قاضی، دادستان به وضوح سعی داره

00:34:18.734 --> 00:34:21.443
‫منو وادار کنه دفاعیاتم رو
‫زودتر از موعد، فاش کنم

00:34:21.526 --> 00:34:24.776
‫ایتن مکینتاش الان غمگین و وحشت‌زده‌ست

00:34:24.859 --> 00:34:26.443
‫الان هم به شدت ترسیده که

00:34:26.526 --> 00:34:28.609
‫باید تاوانی جرمی رو بده

00:34:28.693 --> 00:34:30.693
‫که مرتکب نشده.
‫از این وحشت داره

00:34:30.776 --> 00:34:33.984
‫که از نامادریش جداش کنن؛

00:34:34.068 --> 00:34:36.026
‫زنی بسیار محترم و شناخته‌شده در جامعه

00:34:36.109 --> 00:34:39.359
‫که از صمیم قلب دوستش داره
‫و از بچگی بزرگش کرده

00:34:39.443 --> 00:34:42.026
‫منظورشون همون زنیه که باعث شده

00:34:42.109 --> 00:34:44.901
‫ایتن از عواقبِ کارهاش فرار کنه.
‫جسارت نباشه

00:34:45.651 --> 00:34:47.068
‫این پسر همونیه که

00:34:47.151 --> 00:34:48.735
‫وقتی به جرم حملِ مقدارِ زیادی
‫ماری‌جوانا دستگیر شد،

00:34:48.818 --> 00:34:51.235
‫تونست به دوستش پول بده تا قضیه رو
‫لاپوشونی کنه

00:34:51.318 --> 00:34:53.901
‫پسری که وقتی اسلحه با خودش به مدرسه برد،

00:34:53.985 --> 00:34:55.610
‫پدر و مادرش با کمک مالی...

00:34:55.693 --> 00:34:57.735
‫سر و ته قضیه رو بهم آوردن.
‫پس از کجا معلوم که

00:34:57.818 --> 00:35:00.568
‫این پسر بعد از کشتن پدرش

00:35:01.651 --> 00:35:03.526
‫نتونه از عدالت فرار کنه؟

00:35:03.610 --> 00:35:05.026
‫ایتن مکینتاش بی‌گناهـه

00:35:05.110 --> 00:35:06.818
‫و اگه خانم قاضی نگرانی‌ای هم داشته باشن

00:35:06.901 --> 00:35:08.943
‫به راحتی میشه با پابند الکترونیک حلش کرد

00:35:10.860 --> 00:35:12.568
‫خانم قاضی، از خودتون بپرسین

00:35:12.652 --> 00:35:15.735
‫اگه این بچه سیاه‌پوست بود،

00:35:15.818 --> 00:35:17.568
‫امشب رو کجا باید می‌خوابید؟

00:35:21.152 --> 00:35:23.735
‫گمونم شما و خانم سندرز جوابش رو بدونید

00:35:31.318 --> 00:35:33.527
‫خانم وکیل، متوجه‌ام که
‫بازداشت شدن بدون قرار وثیقه

00:35:33.610 --> 00:35:35.860
‫عواقب سختی داره

00:35:36.944 --> 00:35:38.694
‫ولی از طرفی نمی‌خوام کار به جایی برسه که

00:35:38.777 --> 00:35:41.860
‫متهم رو آزاد کنیم و بعد بفهمیم

00:35:41.944 --> 00:35:44.610
‫با جت شخصی راهیِ
‫کوه‌های آلپ سوئیس شده

00:35:46.944 --> 00:35:50.027
‫بنابراین متهم بدون تعیین
‫قرار وثیقه در بازداشت می‌مونه

00:35:58.860 --> 00:36:00.360
‫- دست‌هات رو بیار پشت سرت
‫- عزیزم!

00:36:00.444 --> 00:36:01.611
‫دهنت رو ببند

00:36:01.694 --> 00:36:03.111
‫دهنت رو ببند

00:36:12.277 --> 00:36:14.069
‫- نذار این‌جوری ببیننت
‫- لعنتی

00:36:14.152 --> 00:36:15.569
‫نیکول، اینجا رو نگاه کن!

00:36:15.569 --> 00:36:16.527
‫سوار شو

00:36:16.611 --> 00:36:17.611
‫اوضاع ایتن چطوره؟

00:36:17.694 --> 00:36:19.527
‫به نظرت چقدر احتمال داره آزاد بشه؟

00:36:19.611 --> 00:36:21.402
‫واقعاً اون مقصره؟

00:36:23.777 --> 00:36:26.652
‫وای خدایا!

00:36:28.861 --> 00:36:30.903
‫خیلی‌خب، می‌دونم ناراحتین...

00:36:30.986 --> 00:36:32.361
‫من همه‌چی رو گردن می‌گیرم

00:36:32.444 --> 00:36:33.944
‫- فکرشم نکن
‫- چی میگی واسه خودت؟ نه!

00:36:34.028 --> 00:36:36.361
‫- من کشتمش!
‫- این‌جوری اوضاع برای ایتن بدتر هم میشه

00:36:36.444 --> 00:36:38.819
‫کارآگاه‌ها رد گوشیت رو
‫زدن و می‌دونن کلِ شب حادثه

00:36:38.903 --> 00:36:40.361
‫توی اوهایو بودی. حالا گوش کنین

00:36:40.444 --> 00:36:42.694
‫یه رستوران ته خیابون
‫هست که سایه‌بون آبی داره

00:36:42.778 --> 00:36:45.694
‫اونجا منتظرم باشین تا درباره‌ی
‫اقدامات بعدی صحبت کنیم، باشه؟

00:36:45.778 --> 00:36:46.903
‫باشه

00:36:46.986 --> 00:36:49.028
‫- اونجا می‌بینیمت
‫- باشه

00:36:51.069 --> 00:36:52.986
‫- انگاری یه کابوسـه
‫- کمربندت رو ببند تا بریم

00:36:52.986 --> 00:36:54.111
‫وای خدای من!

00:36:56.570 --> 00:36:58.486
‫ببخشید، میشه لطفاً حرکت کنین؟

00:36:58.570 --> 00:37:01.486
‫چطوری توی این وضعیت لبخند می‌زنی؟

00:37:01.570 --> 00:37:03.153
‫- برین عقب
‫- ای وای!

00:37:03.236 --> 00:37:05.486
‫خب انتظار همچین نتیجه‌ای رو نداشتم

00:37:05.570 --> 00:37:07.736
‫ایتن آدام رو نکشته

00:37:07.820 --> 00:37:09.736
‫حکمِ جلسه امروز هم ثابت
‫نمی‌کنه که اون مقصر بوده

00:37:09.820 --> 00:37:10.903
‫ولی...

00:37:10.986 --> 00:37:13.403
‫آره ولی ایتن این حق رو نداره که
‫دادگاهش سریع برگزار بشه؟

00:37:13.486 --> 00:37:16.653
‫دادگاه‌های شهرستان سر تعیین تاریخ
‫کلی معطل می‌کنن

00:37:16.736 --> 00:37:18.903
‫مخصوصاً وقتی نابغه‌ای مثل اون زنیکه
‫مسئول پرونده باشه

00:37:18.986 --> 00:37:20.903
‫قضیه‌ی دستمال‌ها چی بود؟

00:37:20.987 --> 00:37:23.445
‫این وقفه به نفع‌مونه. باید
‫از این زمان استفاده کنیم

00:37:23.528 --> 00:37:25.903
‫- تا فرضیه‌های دیگه‌ای مطرح کنیم
‫- باشه، اون ماجرای سرقتی که

00:37:25.987 --> 00:37:27.695
‫دادستان گفت رو چیکار کنیم؟

00:37:27.778 --> 00:37:28.778
‫به نظر نمی‌رسید قانع شده باشه

00:37:28.862 --> 00:37:31.237
‫آخه حق داره

00:37:31.320 --> 00:37:32.487
‫نگاه کنین

00:37:34.153 --> 00:37:36.153
‫مشخصه که اتاق یکم بهم ریخته

00:37:36.237 --> 00:37:38.362
‫کشوها باز شده، کاغذها پخشِ زمین شدن
‫و این داستانا...

00:37:38.445 --> 00:37:40.403
‫ولی پنجره از بیرون شکسته...

00:37:40.487 --> 00:37:42.362
‫آیس ماچای ارگانیک

00:37:42.445 --> 00:37:44.820
‫- ممنون
‫- مرسی

00:37:44.903 --> 00:37:48.904
‫ولی همونطور که اینجا مشخصه
‫شیشه از بیرون شکسته شده

00:37:48.987 --> 00:37:51.404
‫اونم بعد از اینکه اتاق بهم ریخته شده

00:37:51.487 --> 00:37:53.529
‫پس دادستان می‌خواست بگه که

00:37:53.612 --> 00:37:55.945
‫در واقع هیچ سرقتی اتفاق نیفتاده

00:37:56.029 --> 00:37:56.945
‫وای خدایا! وای خدایا!

00:37:57.029 --> 00:37:59.195
‫خب حالا همه‌ی این حرفا به کنار.
‫اون وظیفه‌ی خودش رو داره

00:37:59.279 --> 00:38:01.862
‫و وظیفه‌ی ما اینه که ثابت کنیم

00:38:01.945 --> 00:38:05.320
‫کارِ ایتن نبوده. خب؟

00:38:06.820 --> 00:38:08.904
‫خب دیگه کی رمزِ دزدگیر رو داره؟

00:38:10.695 --> 00:38:13.154
‫نمی‌دونم. ازش استفاده نمی‌کنیم.
‫اصلاً فعالش نمی‌کنیم.

00:38:13.237 --> 00:38:15.029
‫واضحاً آدام فعالش کرده

00:38:15.112 --> 00:38:17.071
‫و به نظر نمیاد ایتن بی‌خبر بوده باشه

00:38:18.029 --> 00:38:20.237
‫نمی... نمی‌دونم...

00:38:20.321 --> 00:38:21.946
‫خدمتکار... خدمتکارمون بلده

00:38:22.029 --> 00:38:24.029
‫خدمتکار دیگه توی لیست مظنونین نیست

00:38:25.029 --> 00:38:27.029
‫خب کی می‌تونیم ایتن رو ببینیم؟

00:38:30.654 --> 00:38:32.987
‫در بازه‌ی ساعت ملاقات،

00:38:33.071 --> 00:38:36.237
‫قیم قانونی ایتن می‌تونه بره دیدنش

00:38:36.321 --> 00:38:37.362
‫بله، البته

00:38:37.446 --> 00:38:38.988
‫چون ایتن بهش نیاز داره

00:38:39.071 --> 00:38:41.029
‫متوجه‌ام

00:38:46.613 --> 00:38:48.113
‫باید باهاتون روراست باشم

00:38:48.196 --> 00:38:51.654
‫کلوئی، تو در ظاهرِ آدمِ بی‌نقصی هستی

00:38:51.738 --> 00:38:55.279
‫حتی دوست خوبت جیک که از
‫همه‌چی خبر داره هم اینو باور کرده

00:38:55.363 --> 00:38:57.779
‫ولی همه‌ی خانواده‌ها پیچیدگی‌ها،

00:38:57.863 --> 00:39:01.488
‫رازها و خاطرات تلخِ خودشون رو دارن

00:39:01.571 --> 00:39:03.654
‫چی باعث شد ایتن با تو زندگی کنه؟

00:39:05.113 --> 00:39:07.613
‫جریان این دستور منع چیه؟

00:39:07.696 --> 00:39:10.071
‫شاید ترجیح بدین این مسائل دیگه مطرح نشن

00:39:10.155 --> 00:39:12.155
‫ولی هر اختلافی هم که بین‌تون بوده باشه،

00:39:12.238 --> 00:39:14.488
‫مشخصه اون پسر رو دوست دارین

00:39:15.530 --> 00:39:17.113
‫می‌خواین برگرده خونه؟

00:39:19.238 --> 00:39:21.155
‫پس همه‌چی رو بهم بگین

00:39:40.072 --> 00:39:41.238
‫ای بابا

00:40:13.030 --> 00:40:15.447
‫شوینده‌هات کجان؟

00:40:18.530 --> 00:40:20.530
‫من که تحملش رو ندارم

00:40:22.739 --> 00:40:24.739
‫میرم بدوم

00:40:56.823 --> 00:40:59.864
‫شاید دفعه بعد نیکول رو بذارم خونه

00:41:02.573 --> 00:41:04.073
‫می‌دونی، نیکول...

00:41:04.156 --> 00:41:05.989
‫عمداً این کار رو می‌کنه

00:41:07.406 --> 00:41:09.406
‫خیلی خودخواهـه

00:41:09.489 --> 00:41:12.406
‫حرف تو گوشش نمیره،
‫هیچی یاد نمی‌گیره

00:41:12.489 --> 00:41:14.823
‫عقلش سر جاش نیست

00:41:16.490 --> 00:41:18.823
‫خودش خوب می‌دونه

00:41:18.906 --> 00:41:19.990
‫یعنی

00:41:20.073 --> 00:41:22.240
‫می‌خواد بهت بفهمونه خودش در جریانه؛

00:41:23.948 --> 00:41:26.448
‫با رفتارهای آزاردهنده‌ش

00:41:26.531 --> 00:41:30.365
‫توی بچگیش هم همین بود

00:41:30.448 --> 00:41:32.406
‫بالاخره ذاتِ واقعی‌شون رو نشون میدن

00:42:53.699 --> 00:42:55.074
‫آهای!

00:42:56.157 --> 00:43:00.241
‫- سلام. تو اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- چه زری پیشِ میشل سندرز زدی؟

00:43:00.324 --> 00:43:01.616
‫چی؟

00:43:01.699 --> 00:43:05.908
‫راجع به ما و ایتن چی بهش گفتی؟

00:43:05.991 --> 00:43:08.283
‫گفتم پسرِ خوبیه

00:43:08.366 --> 00:43:10.199
‫گفتم خانواده خوشبختی هستین

00:43:10.283 --> 00:43:11.574
‫و اینکه گذشته‌ی پیچیده‌ای دارین

00:43:11.658 --> 00:43:13.199
‫همین. خودشم همه رو می‌دونست

00:43:13.283 --> 00:43:15.074
دستور منع چی؟

00:43:16.949 --> 00:43:20.616
‫کلوئی، اینو دیگه همه خبر دارن. بالاخره
‫می‌فهمه البته اگه تا الان ندیده باشه

00:43:20.699 --> 00:43:23.074
‫دیگه چی راجع به ما بهش گفتی؟

00:43:25.158 --> 00:43:26.366
‫هیچی

00:43:29.116 --> 00:43:30.575
‫به نفعته دهنت رو ببندی

00:43:30.658 --> 00:43:32.158
‫باشه

00:43:32.241 --> 00:43:33.825
‫دهنت وامونده‌ت رو ببند

00:43:33.908 --> 00:43:36.741
‫باشه. ببخشید

00:43:46.825 --> 00:43:49.241
‫میشه یه لیوان آب بهم بدی؟

00:43:49.325 --> 00:43:51.242
‫آره

00:43:51.325 --> 00:43:53.242
‫آره. حتماً