WEBVTT

00:00:05.640 --> 00:00:10.120
‫[ بر اساس داستانی واقعی ]

00:00:10.120 --> 00:00:14.920
‫[ اتفاقاتی به تصویر کشیده می‌شود
‫که اکثرشان بسیار باونکردنی به نظر می‌رسند ]

00:00:16.280 --> 00:00:20.280
‫[ اما اغلب حقیقت دارند ]

00:00:20.720 --> 00:00:23.200
‫[ ماه مِه سال 1941 ]

00:00:23.280 --> 00:00:25.680
‫[ جایی در صحرای مصر ]

00:00:54.320 --> 00:00:57.920
‫[ اقتباسی از کتاب قهرمانان یاغی ساس ]
‫[ اثر بن مکین‌تیر ]

00:01:57.600 --> 00:01:59.880
‫سوخت کامیون من
‫داره تموم می‌شه

00:01:59.880 --> 00:02:01.960
‫یعنی بقیه‌ی کامیون‌ها
‫هم باید همین‌طور باشن

00:02:01.960 --> 00:02:03.920
‫اجازه‌ی آوردن کامیون‌های حمل سوخت
‫رو بدین

00:02:07.000 --> 00:02:10.400
‫هنوز 120 مایل تا طبرق مونده
‫[ حدوداً 200 کیلومتر ]

00:02:10.400 --> 00:02:12.400
‫لازمه سوخت‌گیری کنیم

00:02:12.400 --> 00:02:14.040
‫بله

00:02:14.040 --> 00:02:15.800
‫می‌دونم

00:02:15.800 --> 00:02:20.080
‫خب. پس باید دستورش رو بدید
‫تا بیارن‌شون

00:02:23.800 --> 00:02:30.560
‫وای، خواهش می‌کنم بگین
‫که ما در این کاروان کامیون‌های حمل سوخت رو

00:02:30.560 --> 00:02:32.240
‫با خودمون اوردیم

00:02:36.400 --> 00:02:40.040
‫راستش، نیاوردیم

00:02:40.040 --> 00:02:45.000
‫همین‌طور که داشتم آمپر بنزینم
‫رو که ناجوانمردانه پایین می‌رفت تماشا می‌کردم

00:02:45.000 --> 00:02:48.440
‫به این نتیجه رسیدم

00:02:48.440 --> 00:02:52.960
‫که این کاروان بهش سوخت بنزین رسیده

00:02:52.960 --> 00:02:56.080
‫که مسافتی 500 کیلومتری رو طی کنه

00:02:57.920 --> 00:02:59.280
‫صحیح

00:02:59.280 --> 00:03:02.200
‫اما مسافت قاهره تا طبرق

00:03:02.200 --> 00:03:04.120
‫500 مایله، پیرمرد

00:03:06.080 --> 00:03:07.360
‫درسته

00:03:08.640 --> 00:03:12.400
‫توی اداره‌ی حمل و نقل

00:03:12.400 --> 00:03:14.640
‫فرانسوی‌ها هستن

00:03:14.640 --> 00:03:16.480
‫فرانسوی‌ها. صحیح

00:03:16.480 --> 00:03:17.880
‫پس همینه

00:03:23.520 --> 00:03:25.600
‫پس به طبرق نمی‌رسیم

00:03:25.600 --> 00:03:27.440
‫و محاصره‌ی طبرق نخواهد شکست

00:03:27.440 --> 00:03:29.680
‫و بمب و گلوله همچنان از آسمان
‫خواهد بارید

00:03:29.680 --> 00:03:31.280
‫و صدها نفر دیگه می‌میرن؟

00:03:33.240 --> 00:03:34.520
‫بله

00:03:35.920 --> 00:03:38.120
‫استیرلنگ، پدرت هرکی می‌خواد
‫بوده باشه

00:03:38.120 --> 00:03:40.880
‫تو باید من رو «جناب» خطاب کنی

00:03:51.520 --> 00:03:52.840
‫گمشو

00:04:06.840 --> 00:04:09.760
‫[ قهرمانان یاقی ساس ]

00:04:11.840 --> 00:04:17.840
‫[ در سال 1941، بریتانیا و ارتش‌های مستعمراتی
‫تک و تنها مقابل آلمان نازی و ایتالیای فاشیست ایستادند ]

00:04:20.480 --> 00:04:27.480
‫[ بریتانیا سخت در آفریقای شمالی سخت مشغول
‫دفاع از خط حیاتی تدارکاتی‌اش از کانال سوئز بود ]

00:04:31.880 --> 00:04:35.920
‫[ با پیشروی نازی‌ها، نیروهای متحدین به طبرق
‫عقب نشینی کردند ]

00:04:36.080 --> 00:04:41.080
‫[ بندرگاهی مهم که باید به هر قیمتی
‫از آن دفاع می‌کردند ]

00:04:42.160 --> 00:04:45.880
‫[ سقوط طبرق مساوی بود با از دست رفتن سوئز ]

00:04:46.920 --> 00:04:50.200
‫[ از دست رفتن سوئز مساوی بود
‫با از دست رفتن آفریقا ]

00:04:51.200 --> 00:04:54.160
‫[ از دست رفتن آفریقا مساوی بود
‫با شکست در جنگ ]

00:04:55.560 --> 00:04:58.880
‫[ به زبان خود وینستون چرچیل
‫کل دنیای انگلیسی زبانان ]

00:04:58.880 --> 00:05:01.360
‫[ در حال عبور از دره‌ای
‫تاریک و مرگبار بود ]

00:05:01.400 --> 00:05:02.880
‫[ به زبان سربازان عادی... ]

00:05:02.880 --> 00:05:03.040
‫[ دهنمون سرویس بود ]

00:05:05.560 --> 00:05:07.560
‫[ قاهره ]

00:05:26.960 --> 00:05:30.720
‫فردا یه گندکاری دیگه
‫از ستاد مرکزی درمیاد

00:06:01.400 --> 00:06:02.960
‫ایول

00:06:02.960 --> 00:06:04.360
‫نوشیدنی!

00:06:04.360 --> 00:06:06.000
‫من بُردم

00:06:06.000 --> 00:06:08.240
‫من روی اسبی به نام اسموکی
‫شرط بستم و بُردم

00:06:09.840 --> 00:06:12.160
‫امشب به خاطر بارون
‫دخترها نرسیدن

00:06:13.640 --> 00:06:15.880
‫دعوت شده بود
‫که پشیمون بشه

00:06:15.880 --> 00:06:17.960
‫پشیمون نشد

00:06:17.960 --> 00:06:19.440
‫من ازت خوشم میاد

00:06:19.440 --> 00:06:21.120
‫می‌دونی چرا؟

00:06:21.120 --> 00:06:23.760
‫چون اگه برات جُک بگم
‫تظاهر می‌کنی که خنده دار بوده

00:06:23.760 --> 00:06:26.920
‫پس اینو داشته باش
‫«چرا جوجه مرغ به انتهای جاده نرسید؟»

00:06:28.440 --> 00:06:30.080
‫چون...

00:06:30.080 --> 00:06:33.680
‫یه جوجه واسه فرماندهی

00:06:33.680 --> 00:06:35.800
‫در هنگ فرماندهی بریتانیا
‫داوطلب شده بود

00:06:35.800 --> 00:06:37.440
‫پس از ستاد مرکزی دستور اومد

00:06:37.440 --> 00:06:39.840
‫که جوجه بزنه به جاده

00:06:39.840 --> 00:06:42.200
‫جاده‌ی کوفتی

00:06:42.200 --> 00:06:44.160
‫پس جوجه وسایلش رو جمع کرد

00:06:44.160 --> 00:06:47.440
‫دستش رو از توی جیبش بیرون آورد
‫خدا خدا کرد و سوار ماشینش شد

00:06:47.440 --> 00:06:49.640
‫زدن به جاده
‫و بعد جلوتر که رسیدن

00:06:49.640 --> 00:06:51.000
‫همون جلوتر

00:06:51.000 --> 00:06:54.440
‫دقیق به 120 مایلی

00:06:54.440 --> 00:06:58.240
‫خارج طبرق که رسیدن

00:06:58.240 --> 00:07:02.480
‫قسمت خنده‌دار این
‫جُک خیلی خیلی بامزه می‌رسه

00:07:04.080 --> 00:07:05.960
‫قسمت خنده‌دار چیه؟

00:07:07.360 --> 00:07:09.480
‫یه راز نظامی ارتش بریتانیاست

00:07:16.280 --> 00:07:18.560
‫خب پس جا موندیم

00:07:18.560 --> 00:07:20.000
‫دوباره

00:07:21.280 --> 00:07:24.440
‫جوجه توی قاهره می‌مونه
‫مسابقه می‌ده

00:07:24.440 --> 00:07:27.680
‫بارون می‌گیره
‫و دخترها نمی‌رسن بیان

00:07:27.680 --> 00:07:29.000
‫می‌دونی چیه؟

00:07:29.000 --> 00:07:30.280
‫تو از اینجا متنفری

00:07:30.280 --> 00:07:32.640
‫من از این آرامش متنفرم

00:07:34.960 --> 00:07:39.080
‫جنگ، دوست من...

00:07:39.080 --> 00:07:41.320
‫جاییه که پیداش می‌کنی

00:07:44.520 --> 00:07:46.480
‫یه بطری و دوتا لیوان

00:07:52.440 --> 00:07:54.440
‫عه، آشخور

00:07:58.480 --> 00:08:01.080
‫آهای، آشخور

00:08:01.080 --> 00:08:04.520
‫هیچ‌کدوم از شما آشخورها
‫نمی‌خواید پاتون رو از قاهره بیرون بذارید؟

00:08:04.520 --> 00:08:07.560
‫اصلاً کسی بین شما بریتانیایی‌ها هست
‫که یه ایتالیایی از نزدیک دیده باشه؟

00:08:07.560 --> 00:08:09.000
‫استرالیایی‌ها

00:08:09.000 --> 00:08:11.560
‫من عاشق استرالیام

00:08:11.560 --> 00:08:14.520
‫طبیعت و جک و جانور

00:08:14.520 --> 00:08:16.360
‫که یه روانی ساختتش

00:08:16.360 --> 00:08:17.600
‫گور بابات

00:08:19.280 --> 00:08:23.400
‫[ ستوان آرکی‌بالد. دیوید استیرلینگ ]
‫[ گارد اسکاتلندی / کماندوی 8 ]

00:08:23.400 --> 00:08:27.400
‫[ گادزی، زندان نظامی بریتانیایی ]
‫[ قاهره، همان شب ]

00:08:30.240 --> 00:08:35.320
‫بگذار از خانه‌ی خاکی بگویم
‫که اقامتم در آن طولانی خواهد شد

00:08:35.320 --> 00:08:39.040
‫در کشوری که وجود ندارد
‫هیچ چیز جلودارش نبوده است

00:08:39.040 --> 00:08:43.880
‫آن‌جا که انتقام‌ها فراموش شده
‫و متنفران از بین رفته‌اند

00:08:43.880 --> 00:08:47.680
‫و غافل از کمند مأمور اعدام
‫ساعت‌های صبح‌گاهی به زنگ در می‌آیند

00:09:12.120 --> 00:09:14.200
‫همکارتون چطوره؟

00:09:16.960 --> 00:09:19.360
‫امیدوارم آسیب جبران ناپذیری
‫نزده باشم

00:09:21.200 --> 00:09:22.640
‫ایرلندی عوضی

00:09:22.640 --> 00:09:25.120
‫عوضی.
‫در وهله‌ی اول

00:09:25.120 --> 00:09:27.640
‫ایرلندی شاید یه فاکتور
‫زمینه‌ساز بوده باشه

00:09:27.640 --> 00:09:32.000
‫اما در مواقع دیگه
‫من دوست افراد تنهام

00:09:33.320 --> 00:09:35.480
‫همکارتون با یه مرد کوچک‌تر
‫داشت نامهربونی می‌کرد

00:09:35.480 --> 00:09:37.080
‫رفت روی مخ من

00:09:37.080 --> 00:09:40.240
‫خب، ما هم می‌خوایم باهات
‫نامهربونی کنیم

00:09:40.240 --> 00:09:43.200
‫دیگه از پلیس‌نظامی
‫به عنوان کیسه‌بکس استفاده نمی‌کنی

00:09:43.200 --> 00:09:45.480
‫تو پرونده‌ات بیماری روانیه

00:09:45.480 --> 00:09:48.920
‫اگه فردا از دار آویزون پیدات کنن
‫کسی تعجبی نمی‌کنه

00:09:48.920 --> 00:09:50.760
‫و در آن سوی چوب‌های
‫طناب‌دار آویخته...

00:09:54.080 --> 00:09:57.600
‫اگه می‌خواید روی هوا راه برم

00:09:57.600 --> 00:10:00.280
‫یعنی باید اولش
‫مرغ گردن برهنه پیدا کنید

00:10:01.800 --> 00:10:04.320
‫چون من به نبردهای
‫نابرابرانه عادت دارم، بچه‌ها

00:10:04.320 --> 00:10:06.520
‫پس...

00:10:06.520 --> 00:10:08.520
‫جستجوتون رو آغاز کنید

00:10:09.360 --> 00:10:13.840
‫[ ستوان رابرت بلیر ]
‫[ پدی مِین، تفنگداران السیتر سلطنتی / کماندوی 11 ]

00:10:14.160 --> 00:10:14.880
‫[ خط محاصره: طبرق، لیبی ]

00:10:14.920 --> 00:10:16.480
‫طوفان‌های شنی

00:10:16.480 --> 00:10:17.720
‫اسهال خونی
‫[ همان شب ]

00:10:17.720 --> 00:10:19.080
‫شن توی لباست

00:10:19.080 --> 00:10:20.400
‫شن توی چشم‌هات

00:10:20.400 --> 00:10:21.680
‫شن توی ریه‌هات

00:10:21.680 --> 00:10:23.120
‫شن توی کلیه‌هات

00:10:23.120 --> 00:10:24.880
‫شن توی حلقت

00:10:24.880 --> 00:10:26.400
‫همه چیز فراموش می‌شه

00:10:28.960 --> 00:10:30.280
‫بگیرش

00:10:32.400 --> 00:10:33.880
‫حالا

00:10:33.880 --> 00:10:36.080
‫نوشیدنی بزنیم به بدن

00:10:38.200 --> 00:10:41.120
‫بخورید. فکر نکنید

00:10:41.120 --> 00:10:43.080
‫امشب خودتون نباشید

00:10:44.800 --> 00:10:46.760
‫این رو یادتون بمونه...

00:10:46.760 --> 00:10:49.160
‫بین‌شون که هستیم

00:10:49.160 --> 00:10:50.880
‫مادرتون شما رو نمی‌بینه

00:10:52.520 --> 00:10:54.960
‫پاشید بریم

00:11:20.920 --> 00:11:22.920
‫ده ثانیه...

00:11:22.920 --> 00:11:25.040
‫سپس دیوانه...

00:11:25.040 --> 00:11:26.600
‫وحشی

00:11:26.720 --> 00:11:30.120
‫[ ستوان جان استیل ]
‫جاک لوییس. گارد ولزی / کماندوی 8 ]

00:11:33.440 --> 00:11:35.160
‫تاحالا اصلاً توی درگیری بودی؟

00:11:35.160 --> 00:11:37.840
‫متأسفانه به دفعات
‫جا موندم

00:11:37.840 --> 00:11:39.560
‫ما ولی توی درگیری بودیم

00:11:39.560 --> 00:11:41.560
‫حس می‌کنم دلخوری داری

00:11:41.560 --> 00:11:42.800
‫عوضی بیخود

00:11:42.800 --> 00:11:44.160
‫و من درک می‌کنم

00:11:44.160 --> 00:11:45.960
‫بعد از رویارویی با خطر

00:11:45.960 --> 00:11:48.880
‫مدت زیادی طول می‌کشه
‫تا غضب حیوانی از بین بره

00:11:48.880 --> 00:11:51.080
‫عین ماشین‌تایپ زر می‌زنه

00:11:51.080 --> 00:11:54.760
‫بارون با آدم‌ها این کار رو می‌کنه.
‫ولش کنید بابا

00:11:54.760 --> 00:11:56.760
‫که این‌طور؟

00:11:56.760 --> 00:11:58.320
‫ما دو نفر خوب رو از دست دادیم

00:12:02.840 --> 00:12:04.080
‫سرقت

00:12:05.600 --> 00:12:08.640
‫متأسفانه سرقت رو نمی‌تونم
‫تحمل کنم

00:12:08.640 --> 00:12:10.400
‫اما...

00:12:10.400 --> 00:12:12.440
‫اگه قراره درگیر بشیم

00:12:12.440 --> 00:12:14.680
‫قبلش، بذارید بهتون یه اخطار کوچک بدم

00:12:14.680 --> 00:12:17.160
‫من یه سرباز معمولی نیستم

00:12:17.160 --> 00:12:20.520
‫من یه فرمانده‌ام. با نفرات دیگه‌ای
‫مثل خودم تمرین دیدم

00:12:20.520 --> 00:12:23.720
‫بعضی‌هامون فقط به شوق
‫کشتن دشمن زنده هستن

00:12:23.720 --> 00:12:25.480
‫الباقی به لباس‌فرم‌ها
‫اهمیتی نمی‌دن

00:12:25.480 --> 00:12:28.240
‫و با هرکی که باشه
‫می‌جنگن

00:12:28.240 --> 00:12:30.240
‫اندکی بین‌مون هستن
‫که دل‌رحم باشن

00:12:30.240 --> 00:12:35.000
‫اما تویی جنگ، اجازه داریم
‫اون حیوان درون‌مون رو بروز بدیم

00:12:37.680 --> 00:12:39.280
‫بهمون یاد دادن
‫که بی‌سر و صدا بکشیم

00:12:39.280 --> 00:12:40.800
‫و برامون غریزی می‌شه

00:12:40.800 --> 00:12:42.320
‫عین آب دهان قورت دادن

00:12:42.320 --> 00:12:43.880
‫و بدبختیش اینه
‫که وقتی یاد بگیری

00:12:43.880 --> 00:12:45.800
‫دیگه از یادت نمی‌ره

00:12:47.160 --> 00:12:48.600
‫متوجهید؟

00:12:51.680 --> 00:12:54.680
‫وقتی با یکی دست بدی
‫نمی‌تونی جلوی خودت رو بگیری

00:12:54.680 --> 00:12:56.480
‫که نیم‌نگاهی به گلوش نندازی

00:12:57.840 --> 00:13:01.520
‫هر بخشی از بدنش، یک دعوت‌نامه‌ست
‫که می‌خواد مثل یک سگ که مشتاق استخوانه

00:13:01.520 --> 00:13:03.960
‫پذیرای تو باشه

00:13:05.680 --> 00:13:09.760
‫چشم‌ها برای انگشتان شست
‫ساخته شدند تا فشار بدی...

00:13:09.760 --> 00:13:11.400
‫و به مغز برسی

00:13:11.400 --> 00:13:13.240
‫دهان‌ها رو می‌شه جر داد

00:13:13.240 --> 00:13:14.440
‫گردن‌ها نعمتن

00:13:15.960 --> 00:13:17.520
‫بزرگ‌ترین خطای خداوندگار

00:13:17.520 --> 00:13:19.080
فریاد بلند و ...

00:13:19.080 --> 00:13:21.640
‫قاشق، حوله ظرف خشک‌کنی

00:13:21.640 --> 00:13:23.880
‫فنجان‌های چای...
‫این‌ها همه سلاحن

00:13:23.880 --> 00:13:26.680
‫هرچیزی که بهش دست بزنی...

00:13:26.680 --> 00:13:28.760
‫یه سلاحه.
‫تو یه سلاحی

00:13:30.800 --> 00:13:34.720
‫اگه ژنرال‌های محترم‌مون
‫قصد داشته باشن رهامون کنن...

00:13:36.760 --> 00:13:38.640
‫اصلاً تصورش رو هم می‌تونید کنید؟

00:13:40.480 --> 00:13:41.880
نابودی

00:13:44.400 --> 00:13:46.480
‫افراد عادی...

00:13:46.480 --> 00:13:48.560
‫وقتی باهامون رو به رو می‌شن...

00:13:50.520 --> 00:13:54.080
‫بسیار از آشنا شدن باهامون
‫بیزار هستند

00:13:54.080 --> 00:13:56.480
‫اما اگه واقعاً اصرار دارید

00:14:11.720 --> 00:14:14.800
‫ایستگاه من اینجا نیست، بچه‌ها

00:14:14.800 --> 00:14:17.080
‫ایستگاه کوفتی من نیست

00:14:17.080 --> 00:14:18.600
‫امروز نیست

00:14:30.320 --> 00:14:31.840
‫خب...

00:14:31.840 --> 00:14:33.600
‫ما فقط بخاطر دخترها
‫اومدیم اینجا

00:14:40.080 --> 00:14:41.880
‫پولی که برنده شدم

00:14:49.960 --> 00:14:51.480
‫باهاش یه نوشیدنی بگیرید

00:14:51.480 --> 00:14:53.680
‫به سلامتی بزنید...

00:14:53.680 --> 00:14:55.160
‫به سلامتی هم‌رزم‌های از میان رفته

00:15:04.680 --> 00:15:08.040
‫به جای اینکه یه سال کوفتی
‫توی اسکتلند می‌موندم و از کوه بالا می‌رفتم

00:15:08.040 --> 00:15:10.080
‫توی جوی می‌خوابیدم
‫و دام خفه می‌کردم

00:15:10.080 --> 00:15:11.960
‫باید فقط اون سخن رو حفظ می‌کردم

00:15:11.960 --> 00:15:14.040
‫چون هر سری به کار میاد

00:15:16.040 --> 00:15:17.600
‫یه نوشیدنی بده، پیرمرد

00:15:22.000 --> 00:15:23.440
‫به سلامتی نوشیدنی

00:16:01.040 --> 00:16:02.720
‫صبح بخیر،‌ جناب

00:16:06.640 --> 00:16:08.840
‫جناب

00:16:11.640 --> 00:16:14.040
‫صبح بخیر، جناب

00:16:14.040 --> 00:16:16.120
‫یکی اون کوفتی رو درست کنه

00:16:16.120 --> 00:16:17.160
‫جناب

00:16:22.720 --> 00:16:25.320
‫این جیرجیر کوفتی روانی‌تون نمی‌کنه؟

00:16:27.920 --> 00:16:30.040
‫کوفتی رو درست کنید

00:16:30.040 --> 00:16:31.640
‫صبح بخیر جناب

00:16:37.960 --> 00:16:39.560
‫یک، دو، سه

00:16:44.920 --> 00:16:46.520
‫صبح بخیر، جناب

00:17:02.040 --> 00:17:03.800
‫یه موضوعی هست

00:17:03.800 --> 00:17:07.280
‫امش نوشیدنی و بخور بخوره...

00:17:07.280 --> 00:17:09.120
‫توی...

00:17:10.280 --> 00:17:11.880
‫کجا؟

00:17:11.880 --> 00:17:13.680
‫سفارت‌خونه

00:17:13.680 --> 00:17:16.000
‫یه جور وداعه با یه نفر

00:17:16.000 --> 00:17:18.120
‫یه یپرمردی که داره می‌ره خونه

00:17:18.120 --> 00:17:19.720
‫فرصتیه برای همه تا...

00:17:19.720 --> 00:17:22.120
‫فرصتیه برای همه
‫تا نقشه‌ی

00:17:22.120 --> 00:17:25.320
‫حمله‌ی بعدی‌مون به طبرق رو بچینن؟

00:17:25.320 --> 00:17:26.560
‫چی؟

00:17:26.560 --> 00:17:29.520
‫فرصتیه برای همه که باهاش خداحافظی کنن
‫و ارزوی موفقیت کنن براش

00:17:29.520 --> 00:17:31.520
‫هرکی هم که باشه

00:17:31.520 --> 00:17:33.640
‫تو هم باید حضور داشته باشی، استیرلینگ

00:17:33.640 --> 00:17:36.440
‫طبرق تحت بمباران 24 ساعته‌ست

00:17:37.960 --> 00:17:40.280
‫درباره‌ی دومین تلاش برای محاصره‌شکنی طبرق
‫در حال بحثه

00:17:40.280 --> 00:17:42.440
‫درواقع، سومین تلاش می‌شه

00:17:42.440 --> 00:17:44.320
‫درسته

00:17:49.440 --> 00:17:51.400
‫پنکه‌ها خرابن

00:17:51.400 --> 00:17:54.720
‫دیگه چه احترامی بذارم

00:17:54.720 --> 00:17:58.400
‫هِی نقشه‌ی روی دیوار
‫رو از نو می‌کشید

00:17:59.400 --> 00:18:01.160
‫و نفرات دارن کشته می‌شن

00:18:01.160 --> 00:18:03.280
‫استیرلینگ، چرا به من نمی‌گی جناب؟

00:18:05.360 --> 00:18:07.720
‫چون باید احترام خرج کنم

00:18:07.720 --> 00:18:10.360
‫استیرلینگ، تو اون سربازی نیستی
‫که پدرت بود

00:18:10.360 --> 00:18:11.920
‫هیچ‌وقت هم نمی‌شی

00:18:11.920 --> 00:18:14.360
‫تو یه آدم مست و سرکش و سرگردانی

00:18:14.360 --> 00:18:16.800
‫که اگه بود حالش ازت به هم می‌خورد.
‫باید به دورهمی بیای

00:18:16.800 --> 00:18:18.760
‫هشیار و به موقع هم میای

00:18:18.760 --> 00:18:20.960
‫وگرنه متهم می‌شی، دوست من

00:18:41.200 --> 00:18:42.600
‫پدرمان...

00:18:44.000 --> 00:18:47.120
‫که جایش در بهشت است
‫درود بر نام او

00:18:47.120 --> 00:18:50.280
‫پادشاهی‌ات خواهد رسید
‫و به پایان خواهد رسید

00:18:50.280 --> 00:18:52.920
‫روی زمین، همانند بهشت

00:18:52.920 --> 00:18:57.360
‫نان امروزمان را به ما برسان
‫و از گناهان‌مان بگذر

00:18:57.360 --> 00:19:00.360
‫همان‌طور که ما از گناهان دیگران
‫بر علیه‌مان می‌گذریم

00:19:00.360 --> 00:19:04.480
‫و ما را از وسوسه‌ها دور کن
‫و از شر شیطان خلاص کن

00:19:04.480 --> 00:19:08.160
‫چون پادشاهی‌ات،‌ پادشاهی
‫قدرت و شوکت است

00:19:08.160 --> 00:19:11.360
‫تا ابد. آمین

00:19:35.560 --> 00:19:40.240
‫ما شب گذشته 50 سرباز دشمن کشتیم

00:19:40.240 --> 00:19:42.960
‫و یک موضع کلیدی سلاح رو
‫نابود کردیم

00:19:45.800 --> 00:19:47.600
‫فقط یک تلفات داشتیم

00:19:48.720 --> 00:19:50.720
‫متیوز شبانه مُرد

00:20:00.520 --> 00:20:01.880
‫خوب خوابیدی؟

00:20:01.880 --> 00:20:04.520
‫بسیار از شدت کارهامون خسته بودم، جناب
‫اما...

00:20:04.520 --> 00:20:06.480
‫از دستاوردمون راضی بودم

00:20:08.320 --> 00:20:09.760
‫روی پوتین‌هام خوابیدم

00:20:11.600 --> 00:20:13.360
‫من همیشه خوب می‌خوابم، جناب

00:20:21.880 --> 00:20:25.120
‫ما 112 روز آزگار رو بین موش
‫عقرب و مگس

00:20:26.600 --> 00:20:29.760
‫صرف دفاع از اینجا کردیم

00:20:31.200 --> 00:20:34.040
‫همچنان باید استوار باشیم

00:20:49.640 --> 00:20:54.160
‫فرماندهی یه کاروان دیگه می‌فرسته
‫تا محاصره‌مون رو بشکنه

00:20:54.160 --> 00:20:57.720
‫ممکنه دوستان عزیزمون در ستاد مرکزی
‫این بار یادشون بمونه

00:20:57.720 --> 00:21:01.560
‫که ماشین‌های زره‌پوش رو
‫به قدر کافی بنزین بزنن

00:21:01.560 --> 00:21:03.760
‫که به مقصد برسن

00:21:03.760 --> 00:21:06.120
‫حواس‌شون خیلی پرته

00:21:11.440 --> 00:21:16.680
‫در عین حال، من امشب پروازی
‫به مقصد قاهره دارم

00:21:16.680 --> 00:21:18.440
‫برای انجام کاری ضروری

00:21:18.440 --> 00:21:22.320
‫اگه فرماندهی نتونه محاصره‌مون رو بشکنه
‫خودم یه برنامه‌ای می‌چینم

00:21:22.320 --> 00:21:24.960
‫که شاید ما رو از این مخمصه
‫خلاص کنه

00:21:33.320 --> 00:21:35.160
‫برید کنار!

00:21:36.480 --> 00:21:37.720
‫تکون بخورید!

00:21:40.040 --> 00:21:42.080
‫اون شترهای کوفتی رو ببر کنار!

00:21:43.160 --> 00:21:44.800
‫برید کنار!

00:22:22.280 --> 00:22:25.680
‫جناب، اجازه داریم آذوقه‌ی اهدایی
‫به استرالیایی‌ها رو بدزدیم؟

00:22:25.680 --> 00:22:27.280
‫اجازه دارید

00:22:31.000 --> 00:22:33.200
‫خب، دنبال چی هستیم، جناب؟

00:22:33.200 --> 00:22:35.640
‫از طرف یکی از کارگرهای بندر
‫که بهش حشیش رشوه دادم

00:22:35.640 --> 00:22:37.560
‫برام پیغامی رسیده

00:22:37.560 --> 00:22:39.200
‫ازش خواستم...

00:22:41.480 --> 00:22:43.000
‫که در بین بلبشوی

00:22:43.000 --> 00:22:46.480
‫تجهیزات و تدارکاتی که میان می‌رن
‫دنبال چتر نجات بگرد

00:22:46.480 --> 00:22:48.040
‫و حالا...

00:22:50.440 --> 00:22:52.520
‫یه دسته چترنجات پیدا شده

00:22:53.760 --> 00:22:56.200
‫و... مال کی هستن، جناب؟

00:22:58.520 --> 00:23:00.760
‫این ارتش بریتانیاست

00:23:00.760 --> 00:23:03.720
‫نه کسی صاحب چیزیه
‫نه کسی از چیزی خبر داره

00:23:03.720 --> 00:23:06.440
‫هیچ‌چیز حتمی نیست.
‫هیچ‌چیز اون‌طور که به نظر میاد نیست

00:23:06.440 --> 00:23:08.920
‫و هر کوفتی که گیرت بیاد
‫مال خودته

00:23:10.760 --> 00:23:13.520
‫شما چتر نجات به چه کارتون میاد، جناب؟

00:23:13.520 --> 00:23:15.520
‫می‌خوام باهاشون از هواپیما بپرم پایین

00:23:18.960 --> 00:23:21.360
‫چتربازی بلدید، جناب؟
‫شما...

00:23:21.360 --> 00:23:23.880
‫«چتربازی بلدی؟»

00:23:23.880 --> 00:23:27.480
‫بلدم که ببندمش به پشتم
‫بپرم...

00:23:28.640 --> 00:23:30.520
‫چتر بزرگ بشه...

00:23:32.880 --> 00:23:34.280
‫و صحیح و سالم فرود بیام

00:23:36.800 --> 00:23:39.720
‫اون لعنتی رو قبل اینکه بیفته توی دریا
‫بگیرش، آلموندز

00:23:42.320 --> 00:23:43.880
‫جمعش کن

00:23:45.440 --> 00:23:47.520
‫- چطوری جناب؟
‫- من از کجا بدونم؟

00:23:48.760 --> 00:23:51.440
‫به نظرم خیلی روند خاص و دقیقی داره

00:23:52.520 --> 00:23:54.000
‫پس دقیق باش

00:23:54.000 --> 00:23:56.680
‫همه شون رو توی کامیون بار بزن
‫و بفرست‌شون باند فرودگاه

00:23:56.680 --> 00:23:58.240
‫تا به پرواز امشب برسن

00:24:03.360 --> 00:24:06.320
‫تو هم قراره سوار همون پرواز بشی
‫گروهبان

00:24:06.320 --> 00:24:08.520
‫به همراه رایلی

00:24:08.520 --> 00:24:10.880
‫به این نتیجه رسیدم
‫که آدم درست برای این کار شمایید

00:24:13.240 --> 00:24:14.520
‫آدم درست برای چه کاری؟

00:24:15.640 --> 00:24:19.880
‫در دنیایی که هیچ قانونی
‫هیچ نظمی

00:24:19.880 --> 00:24:22.520
‫هیچ نقشه‌ی سازمان‌دهی شده‌ای
‫وجود نداره

00:24:22.520 --> 00:24:26.920
‫برخی افراد توسط خود جنگ
‫به عنوان مجریان طبیعی‌اش شناخته می‌شن

00:24:29.000 --> 00:24:32.160
‫اون مجریان طبیعی زمام امور رو
‫بدست خودشون می‌گیرن

00:24:33.800 --> 00:24:36.120
‫من تصمیم گرفتم گروه چترباز
‫تشکیل بدم

00:24:37.680 --> 00:24:39.280
‫تصمیم گرفتید؟

00:24:40.640 --> 00:24:43.880
‫ژنرال‌هامون هنوز فکر می‌کنن
‫ما توی جنگ جهانی اولیم

00:24:43.880 --> 00:24:48.040
‫سر هر تصمیمی بحث و تعلل می‌کنن
‫و در عین حال که

00:24:48.040 --> 00:24:50.320
‫نازی‌ها با عقایدشون

00:24:50.320 --> 00:24:52.720
‫عین خنجرهای فولادی
‫ما رو زخمی می‌کنن

00:24:56.760 --> 00:24:59.880
‫وسط صحرای کوفتی
‫انداختن دنبال‌مون

00:24:59.880 --> 00:25:01.640
‫واقعاً کمدیه

00:25:01.640 --> 00:25:04.120
‫اگه پلیدی ایدئولوژی‌شون
‫رو فاکتور بگیریم

00:25:05.800 --> 00:25:08.480
‫می‌دونین توی برلین
‫با بچه‌ها چی‌کار می‌کنن؟

00:25:08.480 --> 00:25:10.960
‫اون قوطی‌های گوشت رو
‫شیطان برام فرستاد

00:25:10.960 --> 00:25:12.600
‫خدا اون چتر‌ها رو

00:25:13.680 --> 00:25:15.600
‫من تلاشم رو می‌کنم

00:25:15.600 --> 00:25:19.240
‫نفراتی با استعدادها خاص
‫دور هم جمع می‌کنم

00:25:19.240 --> 00:25:21.240
‫که شما هم جزئی ازشون هستید

00:25:21.240 --> 00:25:24.440
‫بقیه همه خل شدن، یا تو زندانن
‫یا عین من ناامید شدن

00:25:28.880 --> 00:25:31.080
‫بیاید بریم این جنگ کوفتی
‫رو ببریم

00:26:28.160 --> 00:26:29.360
‫خماری؟

00:26:30.840 --> 00:26:34.360
‫با خشم درونی توجیه می‌شه

00:26:39.120 --> 00:26:40.840
‫چی می‌خوای؟

00:26:40.840 --> 00:26:44.680
‫یه گواهی پزشکی
‫که به یه کوکتل پارتی کوفتی نرم

00:26:44.680 --> 00:26:47.520
‫حالا که مشغولی
‫یه چند روزی هم از تمرین معافم کن

00:26:47.520 --> 00:26:51.000
‫تمرین رو نمی‌شه با عقل توجیه کرد
‫چون برای این ساخته شده

00:26:51.000 --> 00:26:53.320
‫که قانعت کنه چیزهای بی‌اهمیت
‫مهمن

00:26:54.480 --> 00:26:56.480
‫دیشب یه افسر دنبالت می‌گشت

00:26:56.480 --> 00:27:00.200
‫می‌خواست بدون گزارش اسهال خونی
‫مال دو هفته پیش واقعی بوده یا نه

00:27:00.200 --> 00:27:01.960
‫فکر می‌کنن تمارض می‌کنی

00:27:01.960 --> 00:27:04.520
‫من نیستم که تمارض می‌کنم.
‫ستاد مرکزیه

00:27:04.520 --> 00:27:06.720
‫لایه لایه گُه فسیل شده

00:27:06.720 --> 00:27:08.600
‫فرماسونری میانه‌رو

00:27:08.600 --> 00:27:10.400
‫آره، افتادن دنبالت

00:27:10.400 --> 00:27:12.440
‫دادگاه نظامی

00:27:12.440 --> 00:27:14.560
‫بیماری ابداعی

00:27:14.560 --> 00:27:15.920
‫دروغ می‌گی؟

00:27:15.920 --> 00:27:17.480
‫معلومه

00:27:20.240 --> 00:27:23.120
‫خب... پس واقعاً درباره‌ی چی
‫سؤال پرسید؟

00:27:23.120 --> 00:27:26.040
‫من زیاد مطلع نبودم
‫و زیاد برام روشن نیست

00:27:26.040 --> 00:27:29.480
‫اون یه پیغام از طرف ستوان جک لوییس
‫در طبرق داشت

00:27:29.480 --> 00:27:30.800
‫جاک لوییس

00:27:30.800 --> 00:27:33.360
‫حالا هرچی. وای خدا
‫چسبیدی به سقف

00:27:33.360 --> 00:27:37.160
‫نوشیدنی. تق، تق، تق
‫یکی پس از دیگری

00:27:37.160 --> 00:27:38.840
‫خاطرات اسکاتلند

00:27:39.920 --> 00:27:41.840
‫می‌دونی چرا یه خرس توی قفس

00:27:41.840 --> 00:27:45.320
‫همین‌طوری اون جا می‌ایسته
‫و از یه طرف به اون طرف تاب می‌خوره؟

00:27:54.560 --> 00:27:57.040
‫خب جاک لوییس چی گفت؟

00:27:57.040 --> 00:27:59.400
‫آهان، اینجاست

00:27:59.400 --> 00:28:02.480
‫امشب برو کلوب امپایر
‫پدی مِین رو ببین

00:28:02.480 --> 00:28:04.360
‫و بیارش به کلوب تیپراری

00:28:04.360 --> 00:28:06.360
‫برای دورهمی سه تفنگدار

00:28:06.360 --> 00:28:07.840
‫این دیگه چه مزخرفیه؟

00:28:09.280 --> 00:28:10.960
‫فقط نوشته «چتربازی»

00:28:21.760 --> 00:28:25.760
‫[ اردوگاه کماندوی 11 ]
‫[ هلیوپلیس، قاهره ]

00:28:34.200 --> 00:28:36.640
‫مردگان برخاستند
‫و برای بسیاری نمایان شدند

00:28:38.920 --> 00:28:40.320
‫خوش اومدی به خونه

00:28:40.320 --> 00:28:41.640
‫نه

00:28:45.480 --> 00:28:46.760
‫دستگیر شده بودی؟

00:28:47.840 --> 00:28:48.840
‫بازداشت بودم

00:28:51.240 --> 00:28:53.280
‫شناسایی شدی؟

00:28:53.280 --> 00:28:58.120
‫نه. گفتم اسمم آقای هایده
‫و شناسنامه هم همراهم نیست

00:28:58.120 --> 00:29:01.240
‫واسه شناسنامه نداشتن
‫ده شیلینگ جریمه‌ام کرد

00:29:02.440 --> 00:29:05.400
‫راستش رو بخوای
‫می‌خواستن دارم بزنن

00:29:05.400 --> 00:29:07.160
‫واسه شناسنامه نداشتن؟

00:29:08.240 --> 00:29:10.000
‫نه، برای جویای عدالت بودن

00:29:10.000 --> 00:29:11.920
‫این چه سوپیه؟

00:29:11.920 --> 00:29:14.360
‫همون بز کوهیه که شکار کردی

00:29:17.200 --> 00:29:18.600
‫خیلی خوبه

00:29:20.560 --> 00:29:21.880
‫مرسی

00:29:25.400 --> 00:29:26.920
‫حالا...

00:29:26.920 --> 00:29:28.960
‫البته که در نهایت...

00:29:31.760 --> 00:29:34.440
‫بالاخره یه کاری می‌کنی
‫که دار بزننت

00:29:36.920 --> 00:29:39.400
‫می‌گن مرگ دل‌چسبیه

00:29:39.400 --> 00:29:43.840
‫هرچند اونایی که این رو می‌دونن
‫نیستن که بگن

00:29:45.760 --> 00:29:48.080
‫باید بیمارستان می‌بودی

00:29:48.080 --> 00:29:49.560
‫چرا نموندی؟

00:29:50.720 --> 00:29:52.960
‫خب، دیگه در اون حد مالریا ندارم

00:29:52.960 --> 00:29:54.560
‫که بخوام زمین‌گیر بشم

00:29:55.720 --> 00:29:58.960
‫تنها عارضه‌ای که ازش دارم
‫اینه که هرشب ملحفه رو خیس می‌کنم

00:29:58.960 --> 00:30:01.360
‫این‌قدر عرق می‌کنم
‫که خجالت می‌کشم به پرستارها بگم

00:30:01.360 --> 00:30:02.560
‫بیان ملحفه رو بچلونن

00:30:04.560 --> 00:30:06.760
‫پس رفتم تا توی یه کلوپ شبانه
‫عرق بریزم

00:30:08.400 --> 00:30:11.360
‫و یکی اعصابم رو بهم ریخت

00:30:11.360 --> 00:30:13.520
‫خبر دیگه‌ای نشد

00:30:19.840 --> 00:30:24.080
‫دیشب یه نفر اینجا بود
‫که پیغامی آورده بود

00:30:24.080 --> 00:30:26.760
‫از یه نفر به نام ستوان جاک لوییس
‫از طبرق

00:30:26.760 --> 00:30:28.840
‫درمورد چتربازی بود

00:30:28.840 --> 00:30:32.040
‫قراره امشب به امپایر بری
‫و یه یارو به نام استیرلینگ رو ببینی

00:30:32.040 --> 00:30:34.400
‫تا سه تفنگ‌دار رو دور هم جمع کنی

00:30:55.480 --> 00:30:57.640
‫- کمکت کنم،‌ آقا؟
‫- امشب نه، عزیزم

00:31:00.840 --> 00:31:03.160
‫نه، نه، نه

00:31:04.200 --> 00:31:05.520
‫متأسفانه خیر

00:31:06.760 --> 00:31:09.760
‫نمی‌دونم گل سرخ روی میز
‫توی زبان قاهره‌‌ای

00:31:09.760 --> 00:31:11.680
‫چه مفهومی داره

00:31:11.680 --> 00:31:14.480
‫اما اگه برات سؤال شده
‫باید بگم که من

00:31:14.480 --> 00:31:16.400
‫دنبال همدلی مختصر نیستم

00:31:16.400 --> 00:31:18.120
‫«همدلی مختصر؟»

00:31:18.120 --> 00:31:19.600
‫چه شاعرانه

00:31:19.600 --> 00:31:21.160
‫راستش رو بخوای، شاعرم

00:31:22.680 --> 00:31:24.960
‫و من روزنامه‌نگارم

00:31:24.960 --> 00:31:26.680
‫جاسوس گفت:«من روزنامه‌نگارم»

00:31:28.040 --> 00:31:29.760
‫البته که جاسوسم

00:31:29.760 --> 00:31:31.680
‫در طی جنگ
‫همه باید ار استعداد‌های حرفه‌ای‌مون

00:31:31.680 --> 00:31:33.680
‫- تغییر کاربری بدیم
‫- ببخشید پیرمرد

00:31:33.680 --> 00:31:34.720
‫گمشو!

00:31:37.120 --> 00:31:38.640
‫و کاربری تو چیه؟

00:31:39.760 --> 00:31:42.280
‫من یه افسر اطلاعاتی هستم
‫که مستقیماً به دولت

00:31:42.280 --> 00:31:45.240
‫تبعیدی فرانسه گزارش می‌‌ده
‫ژنرال دو گل

00:31:46.400 --> 00:31:49.400
‫در حالی که روی صندلیش
‫توی کافه‌‌ی خیابان دین نشسته

00:31:49.400 --> 00:31:51.760
‫از قاهره لذت می‌بری، پدی مین؟

00:31:53.040 --> 00:31:54.280
‫اسمم رو از کجا بلدی؟

00:31:54.280 --> 00:31:58.160
‫ستوان مین، پیروزیت در مقابل فرانسه‌ی ویشی
‫در رودخانه‌ی لیتانی

00:31:58.160 --> 00:32:01.120
‫پس از مدت‌ها، اولین خبر خوبی بود
‫که فرانسوی‌هایی که جلوی هیتلر

00:32:01.120 --> 00:32:02.640
‫ایستادگی کردن، شنیدن

00:32:03.760 --> 00:32:06.080
‫می‌خوام یه ارزیابی از روحیه‌ی

00:32:06.080 --> 00:32:09.120
‫سربازان فرانسوی دوست‌دار نازی
‫که باهاشون رو به رو شدی بهم بدی

00:32:09.120 --> 00:32:12.120
‫تا بتونم یه گزارش
‫برای ژنرال تهیه کنم

00:32:12.120 --> 00:32:14.400
‫همه‌ی سربازان فرانسوی دوست‌دار نازی

00:32:14.400 --> 00:32:16.760
‫که شخصاً باهاشون در تماس بودم
‫مردن

00:32:17.840 --> 00:32:18.960
‫با این وجود...

00:32:20.120 --> 00:32:22.840
‫می‌شه گفت روحیه‌شون بسیار ضعیفه

00:32:27.400 --> 00:32:28.840
‫پدر من یه سرتیپ بود

00:32:28.840 --> 00:32:31.680
‫سوارکاری، تیراندازی

00:32:31.680 --> 00:32:33.520
‫و کشتن رو بهم یاد اد

00:32:33.520 --> 00:32:36.120
‫در مواقع لزوم
‫کشتن با قاشق و چنگال

00:32:36.120 --> 00:32:40.080
‫خب، اگه به قاشق و چنگال نیاز داری
‫من برم یه میز دیگه پیدا کنم

00:32:40.080 --> 00:32:41.840
‫من اومدم اینجا یه ملاقات داشته باشم

00:32:44.400 --> 00:32:47.920
‫- بسیارخب. عذرخواهی می‌کنم
‫- نه بابا، اصلاً

00:32:47.920 --> 00:32:49.560
‫می‌دونی چیه؟ من می‌رم

00:32:49.560 --> 00:32:51.560
‫در هر حال نمی‌خواستم اینجا باشم

00:32:51.560 --> 00:32:53.280
‫فقط واسه این اومده بودم
‫که مؤدبانه بگم نه

00:32:53.280 --> 00:32:55.800
‫می‌شه منتظر بمونی
‫و پیغامم رو بهش بدی؟

00:32:55.800 --> 00:32:57.480
‫- منتظر کی؟
‫- فقط بهش بگو

00:32:57.480 --> 00:33:00.480
‫پدی مین گفت نه
‫چون می‌خواست بره برمه

00:33:00.480 --> 00:33:02.640
‫و به جاش با ژاپنی‌ها بجنگه

00:33:02.640 --> 00:33:07.200
‫یه مرد بسیار بلندقده که مسته
‫یا مست می‌کنه

00:33:07.200 --> 00:33:09.760
‫و وقتی پیغامم رو بهش بدی
‫ممکنه عصبانی شه

00:33:09.760 --> 00:33:11.200
‫پس بهتره بری

00:33:15.840 --> 00:33:17.480
‫فقط بهش بگو
‫پدی مین گفت نه

00:33:18.560 --> 00:33:19.560
‫خب؟

00:33:45.480 --> 00:33:48.520
‫ببخشید، این میز رزرو شده

00:33:48.520 --> 00:33:50.240
‫غافل‌گیرم کردین

00:33:50.240 --> 00:33:52.280
‫متأسفانه باید تشریف ببرید

00:33:52.280 --> 00:33:53.840
‫من براتون یه پیغام دارم

00:33:53.840 --> 00:33:56.200
‫از طرف کی؟

00:33:56.200 --> 00:33:57.760
‫پدی مین

00:33:57.760 --> 00:34:02.080
‫اینجا بود، اما گفت که تصمیم گرفته
‫به برمه بره

00:34:02.080 --> 00:34:03.720
‫تا با ژاپنی‌ها بجنگه

00:34:05.440 --> 00:34:06.920
‫بسیارخب

00:34:08.000 --> 00:34:09.640
‫گفت که عصبانی می‌شین

00:34:11.640 --> 00:34:13.160
‫نه. عصبانی نیستم

00:34:14.240 --> 00:34:15.400
‫مست نبود؟

00:34:15.400 --> 00:34:17.040
‫فکر نکنم

00:34:17.040 --> 00:34:18.960
‫- اما واقعاً عجیب و غریب بود
‫- آره، همینه

00:34:18.960 --> 00:34:20.520
‫- نوشیدنی می‌خواید، آقا؟
‫- نوشیدنی

00:34:20.520 --> 00:34:21.680
‫بله، قربان

00:34:24.240 --> 00:34:25.480
‫راست می‌گفت

00:34:25.480 --> 00:34:26.920
‫قدت بلنده

00:34:28.640 --> 00:34:31.480
‫تو کدوم خری هستی؟

00:34:31.480 --> 00:34:34.880
‫من معاون رئیس اطلاعات نظامی فرانسه
‫در قاهره هستم

00:34:34.880 --> 00:34:37.480
‫پس رئیس اطلاعات نظامی فرانسوی
‫در قاهره تویی؟

00:34:37.480 --> 00:34:39.000
‫چون رئیست رو می‌شناسم

00:34:40.240 --> 00:34:42.160
‫که همیشه مسته

00:34:42.160 --> 00:34:43.920
‫جدید اومدی؟

00:34:43.920 --> 00:34:45.880
‫به قاهره، بله

00:34:45.880 --> 00:34:48.160
‫اگه منظورت چیز دیگه‌ای بوده
‫نه، تازه نیستم

00:34:55.840 --> 00:34:57.600
‫ببین، اگه شرایط طور دیگه‌ای بود...

00:34:58.680 --> 00:35:01.360
‫دوست داشتم بشینم و صحبت کنیم
‫اما در حال حاضر

00:35:01.360 --> 00:35:02.920
‫زیبایی برام چندان اهمیت نداره

00:35:05.560 --> 00:35:06.840
‫وای، ببخشید

00:35:06.840 --> 00:35:09.120
‫یه طوری گفتم که انگار
‫می‌خواستم دلربایی کنم،‌ مگه نه؟

00:35:09.120 --> 00:35:10.520
‫قصدم چنین نبود

00:35:10.520 --> 00:35:12.680
‫اصلاً برداشت دلربایانه‌ای هم ازش نشد

00:35:12.680 --> 00:35:14.320
‫به هیچ وجه

00:35:15.520 --> 00:35:18.960
‫گاهی اوقات بریتانیایی‌ها و فرانسوی‌ها
‫اشتباه منظور هم رو می‌فهمن

00:35:18.960 --> 00:35:21.680
‫مثل فرق بین کیلومتر و مایل می‌مونه

00:35:23.880 --> 00:35:26.560
‫نتایج... نافرخی می‌تونه داشته باشه

00:35:27.560 --> 00:35:29.040
‫درموردش شنیدی

00:35:29.040 --> 00:35:31.200
‫متوجه می‌شی که من معمولاً
‫همه چیز رو می‌شنوم

00:35:32.560 --> 00:35:33.920
‫نوشیدنی

00:35:33.920 --> 00:35:35.960
‫- یه ماشین برام بگیرین
‫- به کدوم مقصد، آقا؟

00:35:36.000 --> 00:35:38.320
‫تیپرری تی کلاب کوفتی

00:35:47.720 --> 00:35:49.440
‫ستوان استیرلینگ

00:35:50.600 --> 00:35:53.320
‫برای اجتناب از تردید

00:35:53.320 --> 00:35:56.280
‫بی‌تابی‌تون درمورد جنگ رو
‫با اداره‌ی جنگ درمیون می‌گذارم

00:35:56.280 --> 00:35:58.240
‫و می‌خوام کاری در قبالش انجام بدم

00:36:18.160 --> 00:36:19.520
‫دم‌تون گرم، بچه‌ها

00:36:30.240 --> 00:36:31.440
‫خب؟

00:36:33.680 --> 00:36:35.400
‫رفتی ببینیش؟

00:36:35.400 --> 00:36:36.480
‫رفتم

00:36:37.600 --> 00:36:40.200
‫گل سرخ اونجا بود
‫و جاسوس فرانسوی

00:36:41.960 --> 00:36:43.200
‫و؟

00:36:44.400 --> 00:36:45.920
‫چی بهش گفتی؟

00:36:45.920 --> 00:36:47.400
‫چیزی بهش نگفتم

00:36:47.400 --> 00:36:49.760
‫براش پیغام گذاشتم
‫که می‌خوام برم به شرق دور

00:36:52.960 --> 00:36:54.320
‫می‌خوای بری؟

00:36:54.320 --> 00:36:59.440
‫پس هرچی که بین اون
‫و لوییس سگ‌اخلاق و دیوانه هست

00:36:59.440 --> 00:37:02.240
‫هر نقشه‌ای که دارن می‌کشن

00:37:02.240 --> 00:37:04.120
‫بدون من بکشنش

00:37:04.120 --> 00:37:05.800
‫حالا اون‌ها کی هستن؟

00:37:05.800 --> 00:37:07.440
‫صرفاً‌ افرادی که باهاشون تمرین کردم

00:37:08.600 --> 00:37:12.360
‫استیرلینگ
‫می‌تونی به عنوان یه دائم‌الخمر ردش کنی

00:37:13.600 --> 00:37:15.280
‫قمارباز

00:37:15.280 --> 00:37:18.480
‫یکی از اون پول‌دارهاست
‫که با استفاده از خانواده‌اش

00:37:18.480 --> 00:37:20.840
‫درجاتش بالاتر رفته

00:37:22.800 --> 00:37:27.600
‫لوییس، می‌شه گفت
‫یه قلدر کم عقله

00:37:29.960 --> 00:37:31.760
‫اون رو هم می‌تونی رد کنیش

00:37:31.760 --> 00:37:33.800
‫اما تو ردشون نمی‌کنی

00:37:33.800 --> 00:37:34.880
‫نه

00:37:36.360 --> 00:37:39.840
‫نه، چون وقتش که برسه
‫دیگه خودشون نیستن

00:37:41.480 --> 00:37:44.760
‫هیچ‌کدوم از این‌هایی که گفتم نیستن.
‫اون‌ها...

00:37:46.720 --> 00:37:48.560
‫اون‌ها مردان مرده‌ان...

00:37:49.800 --> 00:37:51.600
‫که منتظر تأیید مرگ‌شونن

00:37:53.320 --> 00:37:55.360
‫عین من

00:38:02.600 --> 00:38:05.400
‫اما همون‌طور که گفتم
‫می‌خوام به شرق دور برم

00:38:06.680 --> 00:38:09.960
‫من رو ببره شرق سوئز

00:38:09.960 --> 00:38:12.320
‫جایی که بهترین حالتش
‫انگار بدترین حالته

00:38:12.320 --> 00:38:15.160
‫تئاتر شرق دور
‫یه نمایش خفنه

00:38:15.160 --> 00:38:16.680
‫وقتی شروع بشه، دیگه خودت می‌دونی

00:38:25.560 --> 00:38:28.000
‫راستی، تو نمی‌خوای بیای؟

00:38:28.000 --> 00:38:31.200
‫دارم یه واحد جمع می‌کنم.
‫اگه بخوای می‌تونم درخواست بدم

00:38:33.040 --> 00:38:34.520
‫آره

00:38:34.520 --> 00:38:36.200
‫گور باباش

00:38:37.360 --> 00:38:38.480
‫چرا که نه؟

00:38:48.200 --> 00:38:49.640
‫خیلی ممنون

00:38:55.560 --> 00:38:58.560
‫مین کجاست؟
‫قرار بود بیاریش

00:38:58.560 --> 00:39:01.760
‫مین می‌گه می‌خواد بره برمه
‫تا با ژاپنی‌ها بجنگه

00:39:01.760 --> 00:39:03.400
‫هنوز با ژاپن وارد جنگ نشدن

00:39:03.400 --> 00:39:05.680
‫نه، اما اگه پدی بره
‫به زودی وارد جنگ می‌شن

00:39:07.040 --> 00:39:09.480
‫- بفرما چای
‫- نوش جان، پیرمرد

00:39:09.480 --> 00:39:11.480
‫واسه توئه

00:39:11.480 --> 00:39:13.160
‫نه، نیست

00:39:13.160 --> 00:39:15.120
‫چای من نیست

00:39:16.480 --> 00:39:18.040
‫یه فکری برات دارم

00:39:18.040 --> 00:39:19.440
‫نقشه!

00:39:19.440 --> 00:39:22.120
‫وای خدا
‫حتماً قضیه شوخی بردار نیست

00:39:22.120 --> 00:39:26.800
‫آره، راستش یه نقشه‌ی خیلی گنده
‫و مزاحمه

00:39:37.400 --> 00:39:38.760
‫ببخشید، آقایان

00:39:38.760 --> 00:39:41.040
‫می‌خوام از این میز
‫برای نمایش نقشه استفاده کنم

00:39:41.040 --> 00:39:42.920
‫- چقدر کارتون طول می‌کشه؟
‫- تورنمنته

00:39:42.920 --> 00:39:44.600
‫تا صبح اینجاییم

00:39:44.600 --> 00:39:46.520
‫و اگه بخواید اونجا بایستید
‫و خیره شید

00:39:46.520 --> 00:39:48.240
‫مبلغ پذیرش ازتون می‌گیریم

00:39:49.400 --> 00:39:53.120
‫بله. متأسفانه به زودی
‫در کلوپ کیت‌کت قرار ملاقات دارم

00:39:53.120 --> 00:39:56.040
‫و تا صبح وقت ندارم، آقایون

00:39:56.040 --> 00:39:59.480
‫تازه از گشت بزرگ صحرایی
‫برگشتم

00:39:59.480 --> 00:40:01.200
‫و حسابی اعصابم خرده

00:40:04.560 --> 00:40:05.600
‫چی‌کار داره می‌کنه؟

00:40:05.600 --> 00:40:06.840
‫نارنجک!

00:40:06.840 --> 00:40:07.920
‫برید بیرون! زود باشید!

00:40:09.000 --> 00:40:10.280
‫برید کنار!

00:40:13.520 --> 00:40:15.600
‫افرادم حوصله‌شون سر رفته.
‫حوصله‌شون که سر می‌ره

00:40:15.600 --> 00:40:16.680
‫این جور چیزها رو می‌سازن

00:40:16.680 --> 00:40:19.760
‫اگه صندلی داخل قطار گیرت نیومد
‫این خیلی به کار میاد

00:40:19.760 --> 00:40:22.040
‫تو اصلاً عوض نشدی، استیرلینگ

00:40:22.040 --> 00:40:24.360
‫- نه
‫- اصلاً بزرگ هم نشدی

00:40:24.360 --> 00:40:25.960
‫هنوز انگار 12 سالمه

00:40:25.960 --> 00:40:28.280
‫ترقه‌های بوگندو
‫و دوچرخه سواری

00:40:28.280 --> 00:40:29.480
‫بچین

00:40:30.720 --> 00:40:32.280
‫فقط حالا بوی گند
‫از جسدها میاد

00:40:32.280 --> 00:40:34.760
‫اگه پیشنهاد اینه
‫چرا که نه

00:40:36.480 --> 00:40:38.040
‫خودت این رو کشیدی؟

00:40:38.040 --> 00:40:40.600
‫نقشه‌های ستاد مرکزی
‫قدیمی‌ان و دقیق نیستن

00:40:40.600 --> 00:40:43.400
‫به این خاطر که وقتی آلمانی‌ها
‫در حال پیشروی‌ان، ما دست روی دست گذاشتیم

00:40:43.400 --> 00:40:45.920
‫و می‌گیم:«ایده‌آل نیست
‫جالب نیست، خطرناکه»

00:40:45.920 --> 00:40:49.040
‫اصلاً ژنرالی رو می‌شناسی
‫که عین پرستار خانه‌ی سالمندان حرف نزنه؟

00:40:49.040 --> 00:40:52.760
‫آلمانی‌ها در شش هفته 800 مایل
‫پیشروی کردن

00:40:52.760 --> 00:40:54.800
‫هر طرف رو نگاه می‌کنی
‫فیلدمارشال رومل هست

00:40:54.800 --> 00:40:56.920
‫اما به نظرم
‫یه اشتباهی کرده

00:40:56.920 --> 00:40:58.320
‫زیادی سریع حرکت کرده

00:40:58.320 --> 00:40:59.920
‫به خط تدارکاتی نگاه کن

00:41:01.480 --> 00:41:05.120
‫یه خط بلندبالای 300 مایلیه

00:41:05.120 --> 00:41:08.120
‫تا الان، از دریا به کاروان‌های آلمانی
‫حمله می‌کردیم

00:41:08.120 --> 00:41:09.680
‫واسه همین هیچ‌وقت غافل‌گیرشون نکردیم

00:41:09.680 --> 00:41:11.440
‫صحیح. فکر بهتری داری؟

00:41:11.440 --> 00:41:12.520
‫بله

00:41:14.120 --> 00:41:17.960
‫یه دکتری که با گاز خنده اوردوز کرد
‫یه حرفی درمورد چترهای نجات زد

00:41:19.120 --> 00:41:21.840
‫به جای حمله از دریا

00:41:21.840 --> 00:41:23.640
‫باید از

00:41:23.640 --> 00:41:25.160
‫دریای ماسه‌ای حمله کنیم

00:41:26.440 --> 00:41:29.640
‫ما نفرات انتخابی رو
‫با چتر می‌فرستیم داخل

00:41:29.640 --> 00:41:32.400
‫و از صحرا خط تدارکات رومل رو
‫مورد حمله قرار می‌دیم

00:41:32.400 --> 00:41:36.120
‫- گروهی منظم از نفرات
‫- آهان، نظم

00:41:36.120 --> 00:41:39.280
‫من به شخصه قبل از هر درگیری
‫با شخص جانی واکر

00:41:39.280 --> 00:41:40.480
‫مشورت می‌کنم

00:41:40.480 --> 00:41:42.920
‫این چطور به منظمی شما میاد؟

00:41:42.920 --> 00:41:45.320
‫- برات مهمه؟
‫- مثال شاخصیه

00:41:46.480 --> 00:41:50.320
‫یه بار که داشتم خواب می‌دیدم
‫و عرق کرده بودم

00:41:50.320 --> 00:41:53.120
‫به این نتیجه رسیدم
‫که تمام نظم‌های نظامی مزخرفن

00:41:53.120 --> 00:41:56.280
‫هر نفر باید مثل یک مهره‌ی شطرنج
‫به هر طرفی که خواست بره

00:41:56.280 --> 00:41:59.160
‫حالت حرکتش باید به خودش مربوط باشه

00:41:59.160 --> 00:42:00.840
‫مهم‌ترین چیز جرئت داشتنه

00:42:00.840 --> 00:42:04.560
‫مهم‌ترین چیز داشتن هوشه
‫داشتن هوش کامل

00:42:04.560 --> 00:42:08.120
‫هرچیز قابل انتظاری شکست می‌خوره.
‫هیچ‌وقت اون‌جایی که باید باشی قرار نمی‌گیری

00:42:08.120 --> 00:42:10.440
‫راستش، اولین چیزی که باید
‫ثابت کنیم

00:42:10.440 --> 00:42:13.320
‫اینه که اصل فرود آمدن با چتر
‫مطمئنه

00:42:13.320 --> 00:42:16.120
‫هیچ‌کس تاحالا توی صحرا
‫با چتر فرود نیومده

00:42:16.120 --> 00:42:17.640
‫حالا هرچی

00:42:17.640 --> 00:42:20.640
‫وقتی اونجا یه لاشخور بال‌هاش رو باز می‌کنه
‫بالا می‌ره، نه پایین

00:42:25.560 --> 00:42:29.120
‫پس یه نفر باید باشه که امتحانش کنه

00:42:31.120 --> 00:42:32.360
‫بله

00:42:33.360 --> 00:42:34.720
‫فقط ما

00:42:34.720 --> 00:42:36.280
‫من و تو

00:42:36.280 --> 00:42:39.480
‫امیدوار بودم مین هم بهمون ملحق شه
‫اما بدون اون هم از پسش برمیایم

00:42:39.480 --> 00:42:41.280
‫ثابت می‌کنیم که شدنیه

00:42:41.280 --> 00:42:44.000
‫و به هم ثابت می‌کنیم
‫که اراده‌مون قویه

00:42:44.000 --> 00:42:46.000
‫هیچ‌کس نیست
‫که عقب بندازت‌مون

00:42:47.120 --> 00:42:48.880
‫هیچ‌کس نیست
‫که عقب بندازت‌مون

00:42:51.840 --> 00:42:53.400
‫اسم خودمون رو چی بذاریم؟

00:42:56.560 --> 00:42:57.840
‫پس پایه‌ای؟

00:42:59.360 --> 00:43:00.920
‫استیرلینگ. پایه‌ای؟

00:43:02.920 --> 00:43:05.320
‫تو چترها رو بدزد

00:43:05.320 --> 00:43:07.320
‫من هواپیما

00:43:17.040 --> 00:43:20.040
‫[ باند هوایی قطاره ]
‫[ در 50 مایلی غرب کایرو ]

00:43:40.360 --> 00:43:42.760
‫اصلاً امکان نداره.
‫اصلاً راه نداره...

00:43:42.760 --> 00:43:44.280
‫جناب ستوان. این مرد ادعا می‌کنه

00:43:44.280 --> 00:43:46.200
‫که اجازه داره هواپیمای من رو
‫مصادره کنه

00:43:46.200 --> 00:43:47.720
‫آزاد باش. اجازه داره

00:43:47.720 --> 00:43:49.640
‫قبلاً که توضیح دادم
‫این کار جنگیه

00:43:49.640 --> 00:43:52.000
‫و واسه بدرفتاری مجوز داریم

00:43:52.000 --> 00:43:53.920
‫می‌دونی که من فقط یه پستچی‌ام

00:43:53.920 --> 00:43:55.640
‫نامه‌های نظامی تحویل می‌دم

00:43:55.640 --> 00:43:57.920
‫می‌خوام بدونم چه خبره

00:43:57.920 --> 00:44:00.280
‫می‌خوام بدونم کی هستید
‫و اسم واحدتون چیه

00:44:00.280 --> 00:44:02.080
‫- اسم انتخاب کردی؟
‫- نه، هنوز نه

00:44:03.720 --> 00:44:07.120
‫اگه حتی به ذهن‌تون خطور کرده
‫که از چتر با هواپیمای من بپرید

00:44:07.120 --> 00:44:09.320
‫باید بدونید که توی این هوا
‫هیچ‌ جا نمی‌شه رفت

00:44:09.320 --> 00:44:11.280
‫پیش‌بینی هوا گفته
‫یه ساعت دیگه تمومه

00:44:11.280 --> 00:44:13.360
‫هیچ‌کس توی صحرا نمی‌پره

00:44:13.360 --> 00:44:14.560
‫می‌دونیم

00:44:14.560 --> 00:44:17.640
‫- و چترهاتون طناب‌های راکد دارن
‫- چی دارن؟

00:44:17.640 --> 00:44:19.200
‫طناب‌های راکد

00:44:19.200 --> 00:44:21.760
‫ببینید، این طناب‌ها
‫باید به یه کابل فولادی وصل باشن

00:44:21.760 --> 00:44:23.480
‫از سر و ته

00:44:23.480 --> 00:44:25.320
‫هواپیمای من ساخت شرکت
‫ده هاویلنده

00:44:25.320 --> 00:44:27.840
‫کابل نداره

00:44:27.840 --> 00:44:29.360
‫از صندلی‌ها استفاده می‌کنیم

00:44:29.360 --> 00:44:31.520
‫آره، کابل‌های چتر رو
‫به صندلی وصل می‌کنیم

00:44:31.520 --> 00:44:33.760
‫به پایه‌های صندلی شاگرد

00:44:33.760 --> 00:44:36.560
‫چقدر تمرینات چتربازی میدانی داشتید؟

00:44:36.560 --> 00:44:39.000
‫سه هفته از بالای داربست
‫و ماشین در حال حرکت

00:44:39.000 --> 00:44:42.160
‫- می‌پریدیم پاین
‫- و به جلو و بغل غلت می‌زدیم

00:44:42.160 --> 00:44:44.280
‫و در به جهت باد باز می‌شه؟

00:44:44.280 --> 00:44:46.960
‫- آلموندز، در رو بکن
‫- بله، قربان

00:44:46.960 --> 00:44:49.840
‫وقتی هوا صاف بشه
‫تاریک هم می‌شه

00:44:49.840 --> 00:44:52.720
‫پس اگه هوا تاریک شد
‫چطور می‌خواید مسیر برگشت رو پیدا کنید؟

00:44:52.720 --> 00:44:54.240
‫لوییس؟

00:44:55.280 --> 00:44:56.960
‫- با ستاره‌ها
‫- بله، با ستاره‌ها

00:44:56.960 --> 00:45:01.200
‫جناب، با وجود طوفان و تاریکی هوا
‫نمی‌خواید تجدید نظر کنیم؟

00:45:01.200 --> 00:45:04.920
‫لوییس، انگار گروهبانت داره می‌گه
‫که جا بمونیم

00:45:04.920 --> 00:45:07.760
‫ما دیگه به هیچ وجه
‫جا نمی‌مونیم

00:45:07.760 --> 00:45:10.280
‫اسم واحدمون باید همین باشه

00:45:10.280 --> 00:45:12.280
‫افرادی که نخواستن جا بمونن

00:45:12.280 --> 00:45:16.080
‫در مواجهه با خطر
‫من نمی‌تونم ببرم‌تون

00:45:16.080 --> 00:45:18.200
‫اگه نمی‌خوای برونی...

00:45:18.200 --> 00:45:20.360
‫من یه بار هواپیمای کشاورزی روندم

00:45:20.360 --> 00:45:22.160
‫خودم می‌رونمش

00:45:22.160 --> 00:45:24.000
‫ای خدا
‫اون آمریکاییه

00:45:24.000 --> 00:45:25.360
‫حتی با این حال
‫بازم خوبه

00:45:26.440 --> 00:45:28.840
‫شما همگی عقل‌تون رو از دست دادید

00:45:28.840 --> 00:45:30.880
‫بالاخره! فهمید

00:45:32.280 --> 00:45:33.600
‫شاشم گرفته

00:45:39.080 --> 00:45:40.520
‫یالا

00:45:40.520 --> 00:45:41.840
‫بله، جناب

00:46:40.080 --> 00:46:41.600
‫موفق باشید، جناب

00:46:48.680 --> 00:46:50.440
‫بیا استیرلینگ

00:47:54.160 --> 00:47:56.280
‫حالا برگرد به باند هوایی!

00:48:11.000 --> 00:48:13.280
‫شصت ثانیه تا حرکت

00:48:29.800 --> 00:48:32.240
‫قبل پریدن به چی فکر می‌کنی؟

00:48:33.600 --> 00:48:37.080
‫دارم به اون صدایی که تو کله‌ام هست
‫فکر می‌کنم که می‌گه «که چی؟»

00:48:38.520 --> 00:48:40.440
‫«آخرش که چی؟»

00:51:04.600 --> 00:51:06.600
‫آقا سقوط کردی؟

00:51:13.280 --> 00:51:15.240
‫بله، پدر
‫سقوط کردم

00:51:16.960 --> 00:51:18.960
‫- من مرده‌ام؟
‫- نه کاملاً

00:51:20.520 --> 00:51:21.960
‫فکر کنم لب مرگ باشی

00:51:24.880 --> 00:51:27.320
‫یادته می‌گفتی می‌تونی فقط با یه دست

00:51:27.320 --> 00:51:29.040
‫از درخت بلوط پیر بالا بری؟

00:51:30.520 --> 00:51:32.960
‫همیشه تصور می‌کردی
‫کارهایی که نمی‌تونی رو بکنی

00:51:32.960 --> 00:51:34.760
‫از حد طبیعیت بالاتر می‌رفتی

00:51:36.120 --> 00:51:38.600
‫همه فکر می‌کردن که دیگه تا الان
‫از سرت افتاده باشه

00:51:43.440 --> 00:51:45.240
‫نمی‌تونم

00:51:45.240 --> 00:51:47.400
‫نمی‌تونم پاهاو رو تکون بدم، بابا

00:51:49.880 --> 00:51:51.800
‫پاهام رو حس نمی‌کنم

00:51:53.520 --> 00:51:56.800
‫از کمر به پایین حسی ندارم

00:51:56.800 --> 00:52:00.880
‫چقدر که من نیمه عاشق مرگ آسوده شدم

00:52:02.160 --> 00:52:05.120
‫اسم‌های لطیف بشه دادم
‫با قافیه‌های آهنگین آمیخته‌اش کردم

00:52:05.120 --> 00:52:08.720
‫با نفس آروم در هوا زمزمه‌اش کردم

00:52:10.160 --> 00:52:13.040
‫حالا بیش از هر زمانی
‫مرگ فاخر به نظر میاد

00:52:13.040 --> 00:52:14.520
‫نه، نه، نه

00:52:14.520 --> 00:52:16.240
‫همیشه شعر مورد علاقه‌ات بود

00:52:16.240 --> 00:52:17.760
‫همیشه ملکه‌ی ذهنت بود

00:52:19.240 --> 00:52:22.360
‫نیمه‌عاشق مرگ آسوده

00:52:23.960 --> 00:52:25.320
‫من هنوز کار دارم

00:52:25.320 --> 00:52:27.040
‫تحت فشار قرار نمی‌گیرم

00:52:27.040 --> 00:52:28.440
‫من...

00:52:29.520 --> 00:52:31.320
‫جا نمی‌مونم

00:52:32.520 --> 00:52:33.840
‫حتی بدست خدا

00:52:35.240 --> 00:52:37.760
‫می‌شنوی، خدا؟

00:52:37.760 --> 00:52:40.120
‫می‌شنوی، پدر؟

00:52:40.120 --> 00:52:41.920
‫من این جنگ کوفتی رو برنده می‌شم