WEBVTT

00:00:03.683 --> 00:00:05.183
یه تحقیقات مشترک؟

00:00:05.183 --> 00:00:08.399
‫یکی از قتل‌های سریالی که باعث آشوب توی استان آیچی شده...

00:00:08.399 --> 00:00:09.899
‫گویا این‌جا هم اتفاق افتاده.

00:00:10.333 --> 00:00:12.116
‫کاواسمیِ چشم عقاب داره میاد.

00:00:12.116 --> 00:00:14.066
‫کاواسمی چشم عقاب؟

00:00:14.416 --> 00:00:16.933
‫همون که بالاترین رکورد حل قتل‌های سریالی رو داره؟

00:00:16.933 --> 00:00:18.616
‫همون کارآگاه فوق ‌توانمند؟

00:00:18.616 --> 00:00:21.783
‫همونی که می‌گن ممکنه توی دهه‌ی 20‌ سالگی‌ـش رئیس پلیس بشه؟

00:00:21.783 --> 00:00:23.483
‫همون کاواسمی اومیتو-سان؟

00:00:26.333 --> 00:00:28.683
‫کارآگاهی که مأموریت همکاری رو نظارت می‌کنه...

00:00:28.683 --> 00:00:30.399
‫تویی ایشکی.

00:00:30.399 --> 00:00:31.933
‫چی؟ من؟

00:00:31.933 --> 00:00:35.166
‫عمراً کارمندای خوبمو به کاواسمی قرض بدم!

00:00:35.166 --> 00:00:37.149
</i>‫این‌که بیشتر نامردیه!</i>

00:00:42.016 --> 00:00:43.166
‫اومدش!

00:00:43.166 --> 00:00:43.899
‫ها؟

00:00:54.199 --> 00:00:55.916
‫دکمه‌ت داره می‌افته!

00:00:56.633 --> 00:00:57.833
‫ناخن‌هاتو بگیر!

00:00:58.549 --> 00:01:00.249
‫کرواتتو بد بستی!

00:01:00.933 --> 00:01:02.583
‫روی عینکت پر از جای انگشته!

00:01:02.583 --> 00:01:04.683
‫بعضی‌ جاها رو درست شیو نکردی!
‫آخ آخ آخ آخ!

00:01:11.449 --> 00:01:12.883
‫به‌هم‌ریختگی...

00:01:13.816 --> 00:01:15.316
‫دشمن کار ماست.

00:01:15.849 --> 00:01:17.566
‫فوق‌العاده‌ســـــت!

00:01:17.566 --> 00:01:20.083
‫حتی یه قطره آبم از چشمای عقابی اون جا نمی‌مونه.

00:01:20.083 --> 00:01:22.816
‫از اون موچین عین کوک‌زدنِ ظریفِ سوزن استفاده می‌کنه.

00:01:22.816 --> 00:01:25.399
‫و از او‌جایی که با همین فرمون به مافوق‌هاش هم زور می‌گه،

00:01:25.399 --> 00:01:28.532
‫حتی نمی‌شه به زور قدرت بنشونیش سرجاش، 
‫یه‌طور آشغال کم‌نظیره.

00:01:28.866 --> 00:01:32.049
‫سنپای، شخصاً با کاواسمی-سان آشنایی داری؟

00:01:32.049 --> 00:01:34.999
‫وقتی تازه‌کار بودم، باهاش توی 
‫یه ایستگاه محلی کار می‌کردم.

00:01:34.999 --> 00:01:37.199
‫هرچند بعد از اون مسیرمون جدا شد.

00:01:42.399 --> 00:01:44.499
‫من از هرچیز بی‌معنی‌ای متنفرم.

00:01:44.499 --> 00:01:47.032
‫تجربه‌ی چندساله‌م بهم چیزایی رو می‌گه...

00:01:47.032 --> 00:01:48.882
‫که در نهایت شفافیت، باهات در میون می‌ذارمش.

00:01:48.882 --> 00:01:52.466
</i>‫داره نازل می‌شه... بررسیِ چشم عقاب.</i>

00:01:53.299 --> 00:01:55.849
‫تو انقدر به‌درد کارآگاهی نمی‌خوری که فاجعه‌انگیزه.

00:01:55.849 --> 00:01:56.999
‫فاقد استعداد!

00:01:56.999 --> 00:01:58.832
‫مثل همون «فاقد شکر»؟

00:03:37.249 --> 00:03:39.499
‫انگاری اوضاعت خوبه، آمامیا.

00:03:40.732 --> 00:03:41.965
‫روی شونه‌ت یکم خاکیه.

00:03:44.782 --> 00:03:46.265
‫دستت به من نخوره ها، عوضی.

00:03:46.682 --> 00:03:48.099
‫گلوتو می‌برم.

00:03:50.065 --> 00:03:52.099
</i>‫این دیگه چطور جویه؟</i>

00:03:53.365 --> 00:03:54.932
‫اصلاً عوض نشدی.

00:03:57.482 --> 00:03:58.615
‫یامانه.

00:03:58.615 --> 00:03:59.765
‫بله؟

00:03:59.765 --> 00:04:01.182
‫از کی اون‌جایی؟

00:04:01.182 --> 00:04:03.165
‫یه موچین جدید براتون آوردم.

00:04:03.165 --> 00:04:05.432
‫و در مورد پرونده هم،

00:04:05.432 --> 00:04:08.549
‫همه‌ی فایلایی که پرونده‌های مشابه داشتن رو جمع کردم.

00:04:08.932 --> 00:04:11.032
‫قرمز‌ها مربوط به توکیو، 
‫آبی‌ها مربوط پرونده‌‌های داخلی...

00:04:11.032 --> 00:04:12.998
‫و زرد‌ها مربوط به پرونده‌های خارج از کشور هستن.

00:04:13.498 --> 00:04:14.715
‫همکارته؟

00:04:14.715 --> 00:04:18.432
‫بله. من بهترین کارآگاه تاریخم 
‫و اون هم دست‌ راست منه.

00:04:18.848 --> 00:04:23.665
‫اوه، بنده‌نوازی می‌کنید. همین که می‌تونم در کنار 
‫شما کار کنم باعث افتخارمه، کاواسمی-سان.

00:04:23.665 --> 00:04:27.532
</i>‫می‌تونه کاواسمی-سان فوقِ‌ سختگیر رو راضی کنه؟</i>

00:04:27.532 --> 00:04:28.632
</i>‫فوق‌العاده‌ست.</i>

00:04:29.915 --> 00:04:31.198
‫کاواسمی.

00:04:31.198 --> 00:04:34.032
‫همون کسی که چشمای عقابی‌ـت گرفت 
‫رو بهت قرض می‌دم،

00:04:34.032 --> 00:04:36.048
‫همین ایشکی توتومارو رو.

00:04:36.048 --> 00:04:37.565
‫سـ ـ سلام.

00:04:37.565 --> 00:04:39.298
‫از سر لجت این‌طوری می‌کنی؟

00:04:39.298 --> 00:04:41.432
‫نه بیشتر داشتم اونو زیر سوال می‌بردم.

00:04:41.432 --> 00:04:43.032
</i>‫خودِ جهنمه این!</i>

00:04:43.915 --> 00:04:44.982
‫چقدر عجیب.

00:04:45.565 --> 00:04:47.182
‫من که حتی نمی‌تونم ببینمش.

00:04:47.182 --> 00:04:49.082
</i>‫کلاً از صحنه‌ی روزگار حذفم کرد؟!</i>

00:04:49.515 --> 00:04:50.815
‫می‌ریم سر صحنه‌ی جرم، یامانه.

00:04:50.815 --> 00:04:51.815
‫بله.

00:04:51.815 --> 00:04:54.365
‫بنتو خریدم تا توی ماشین میل کنید.

00:04:54.365 --> 00:04:55.782
‫بـ ــ ببخشید.

00:04:55.782 --> 00:04:58.782
‫حالا می‌بینی من چه رئیس خوبی‌ام؟

00:04:58.782 --> 00:05:01.565
‫به‌خدا! حداقل شما منو می‌بینی!

00:05:06.065 --> 00:05:07.715
‫موقعیت چیه، یامانه؟

00:05:08.048 --> 00:05:11.532
‫کامیون مال یه کمپانی از استان آیچی‌ـه.

00:05:11.532 --> 00:05:15.765
‫به راننده گفته شده محموله 
‫مجسمه‌های هنری هست.

00:05:16.365 --> 00:05:20.565
‫و کاشف به عمل اومده که یکی از 
‫مجسمه‌ها جسده، درسته؟

00:05:20.565 --> 00:05:21.432
‫جسد؟

00:05:26.065 --> 00:05:26.815
‫دستاش...

00:05:27.365 --> 00:05:28.782
‫دستاش قطع شدن!

00:05:29.065 --> 00:05:31.582
‫واسه چی یه‌نفر باید انقدر وحشیانه آدم بکشه؟

00:05:31.582 --> 00:05:32.965
‫پس با همون روشه؟

00:05:32.965 --> 00:05:34.865
‫ها؟ از «همون» منظورتون اینه که...

00:05:35.465 --> 00:05:37.231
‫بیا جسد رو هم بررسی کنیم، یامانه.

00:05:37.231 --> 00:05:39.181
</i>‫راستی، نمی‌تونه منو ببینه!</i>

00:05:39.748 --> 00:05:44.715
‫آخه، واسه کاواسمی چشم‌عقابی، من چیزی جز موی دماغ نیستم...

00:05:44.715 --> 00:05:46.681
‫ولی بعد از دیدن همچین جسد وحشتناکی،

00:05:46.681 --> 00:05:49.165
‫نمی‌تونم همین‌طوری دست‌رودست بذارم و چیزی نگم!

00:05:49.165 --> 00:05:51.281
‫ولی... چه‌کاری از من برمیاد؟

00:05:51.281 --> 00:05:52.748
‫زنگ زده بودی، توتو؟

00:05:54.848 --> 00:05:55.765
‫منم!

00:05:55.765 --> 00:05:56.815
‫کی؟

00:05:57.565 --> 00:05:59.098
‫یه نفر که «کامو» توی اسمش داره؟

00:05:59.098 --> 00:06:01.815
‫یس! اومدم نجاتت بدم.

00:06:01.815 --> 00:06:03.515
‫کسی از تو کمک نخواست.

00:06:03.515 --> 00:06:05.381
ولی الان تو تنگنایی، نیستی؟

00:06:05.381 --> 00:06:08.481
‫وقتی ذهنت درگیر می‌شه لبات‌ تکون می‌خورن، 
‫پس راحت می‌شه حال‌ و اوضاعت رو فهمید.

00:06:09.931 --> 00:06:12.665
‫یــــا! چهره‌ی آشنا می‌بینم.

00:06:14.365 --> 00:06:18.381
‫من یه مشاور توی تمام موضوعات مربوط به دستم.

00:06:21.465 --> 00:06:24.815
‫استاد عروسک‌گردانی، تکمونو کامومی هستم!

00:06:24.815 --> 00:06:26.648
‫بدبخت شدیم!

00:06:29.315 --> 00:06:30.848
‫مشاور؟

00:06:30.848 --> 00:06:33.798
‫کار آمامیاست؟ این کارا لازم نبود.

00:06:33.798 --> 00:06:37.665
‫نمی‌تونم بذارم این تحقیقات به‌خاطر یه‌مشت 
‫شهروند به‌دردنخور به مشکل بخوره.

00:06:37.665 --> 00:06:39.015
‫با پای خودتون رفع زحمت کنید.

00:06:39.015 --> 00:06:42.231
‫نگران نباش، من از اون به‌دردنخوراش نیستم.

00:06:51.615 --> 00:06:54.781
‫همه فکر می‌کنن منقار پلاتیپوس مثل 
‫منقار معمولی پرنده سفته،

00:06:54.781 --> 00:06:57.364
‫ولی در اصل مثل یه لاستیک نرمه!

00:06:57.831 --> 00:06:59.114
‫آخ!

00:07:01.448 --> 00:07:03.031
‫مـ ــ مثل لاستیکه!

00:07:03.031 --> 00:07:06.381
‫لازم به تأکیده که این یکی از 
‫ویژگی‌های جذابِ پلاتیپوسه.

00:07:09.264 --> 00:07:12.531
‫بهت اجازه می‌دم همراهیم کنی، 
‫اما لطفاً توی دست‌وپا نباش.

00:07:12.531 --> 00:07:14.398
‫الان یعنی تو رو می‌بینه؟

00:07:14.398 --> 00:07:17.214
‫اون افسره... کارش درسته.

00:07:17.214 --> 00:07:19.114
‫کارش خیلی درسته!

00:07:19.114 --> 00:07:21.931
‫بیشترین آمار حل پرونده‌های قتل‌های 
‫سریالی رو تو کل کشور داره.

00:07:21.931 --> 00:07:25.931
‫مردم کاواسمی چشم ‌عقابی صداش 
‫می‌کنن چون با یه نگاه ته‌وتوی همه‌چیزو درمیاره.

00:07:25.931 --> 00:07:27.648
‫چـ ـ چی؟

00:07:28.681 --> 00:07:32.064
‫اون حرومزاده‌ی موچین‌دار؟

00:07:32.064 --> 00:07:33.364
‫بیچاره!

00:07:33.731 --> 00:07:35.198
‫عمراً رو دست من نمیاد!

00:07:35.198 --> 00:07:38.564
‫توتو، هرطور که شده 
‫اول ما باید متهم رو گیر بندازیم!

00:07:38.564 --> 00:07:41.564
‫شرمنده که می‌زنم تو پرت، ولی شدنی نیست.

00:07:41.564 --> 00:07:44.664
‫جریان اینه که، کاواسمی-سان نمی‌ذاره من دخالتی بکنم.

00:07:44.664 --> 00:07:45.481
‫مشکلی نیست.

00:07:45.481 --> 00:07:46.281
‫چی؟

00:07:47.248 --> 00:07:49.364
‫من یه‌چیزی دارم که مال کاواسمی‌-کون‌ـه.

00:07:49.364 --> 00:07:50.964
‫اون یامانه-سان‌ـه.

00:07:51.481 --> 00:07:54.931
‫مثل آدمم می‌پرسیدین، براتون توضیح می‌دادم.

00:07:55.681 --> 00:08:01.531
‫این پرونده همون روش سه 
‫قتل دیگه توی استان آیچی رو دنبال کرده.

00:08:01.881 --> 00:08:05.581
‫متهم با یه تک ضربه به قلب قربانی اونو به قتل رسونده.

00:08:05.581 --> 00:08:09.864
‫و بعدش به همون دلیل، دست‌هاشون 
‫رو قطع کرده و با خودش برده.

00:08:10.581 --> 00:08:12.064
‫چقدر چندش.

00:08:12.398 --> 00:08:15.731
‫ما به‌خاطر این روش عجیبش اسمش رو گذاشتیم...

00:08:15.731 --> 00:08:17.031
‫دست جمع‌کن.

00:08:17.031 --> 00:08:18.281
‫دست‌ جمع‌کن!

00:08:18.281 --> 00:08:19.431
‫چه اسم باحالی!

00:08:19.431 --> 00:08:20.731
‫چرا انقدر ترسناکه این.

00:08:21.564 --> 00:08:26.214
‫یه قاتل نامعمول که حتی کاواسمیِ
‫چشم‌عقابی هم نتونسته گیرش بندازه...

00:08:26.214 --> 00:08:28.281
‫دست جمع‌کن، ها؟

00:08:28.281 --> 00:08:30.431
‫چقدر دهشتناک. می‌تونه باعث شه رنگ از رخت بپره.

00:08:30.431 --> 00:08:32.914
‫اینا رو با ریختی که رضایت از همه‌جاش می‌چکه، نگو.

00:08:32.914 --> 00:08:35.114
‫کاواسمی-سان حرف ندارن.

00:08:35.114 --> 00:08:38.831
‫ایشون لیست رو به چندین مظنون کاهش دادن.

00:08:40.031 --> 00:08:44.297
‫بعد، دیشب، وقتی که داشتیم به‌طور 
‫غیررسمی از یکیشون بازجویی می‌کردیم،

00:08:44.297 --> 00:08:47.331
‫متوجه شدیم که هیچ چیزی برای رد شک ما نداره.

00:08:48.414 --> 00:08:51.431
‫اون مرد می‌بایست دست جمع‌کن باشه.

00:08:51.431 --> 00:08:52.664
‫واو!

00:08:52.664 --> 00:08:53.881
‫اما...

00:08:57.164 --> 00:09:02.314
‫باهامون درگیر شد و به سمت 
‫یه کارخونه‌ی متروکه فرار کرد.

00:09:03.231 --> 00:09:06.431
‫فقط دو راه برای ورود و خروج به ساختمون وجود داشت.

00:09:06.431 --> 00:09:11.331
‫کاواسمی-سان و من جدا شدیم تا قیچی‌ـش کنیم.

00:09:11.331 --> 00:09:16.797
‫من زودتر مجرم رو پیدا کردم و تونستم 
‫تحت فشار قرارش بدم و بهش دست‌بند بزنم، اما...

00:09:19.264 --> 00:09:21.897
‫تونست یامانه رو پس بزنه.

00:09:22.714 --> 00:09:25.214
‫من دویدم اون‌جا و متهم به سمت من هجوم آورد.

00:09:25.214 --> 00:09:28.947
‫با اینکه دور از تصوره، ولی گذاشتم فرار کنه.

00:09:29.647 --> 00:09:34.364
‫برای همینه که خودم باید این‌ پرونده رو ببندم.

00:09:36.397 --> 00:09:39.364
‫امـ ــ اما اگه می‌دونین مجرم چه شکلی بوده،

00:09:39.364 --> 00:09:41.214
‫زیاد طول نمی‌کشه تا دستگیرش کنید، درسته؟

00:09:41.214 --> 00:09:42.331
‫در اون مورد...

00:09:42.864 --> 00:09:44.480
‫نمی‌دونم چطور،

00:09:44.480 --> 00:09:48.797
‫ولی مردی که دیشب باور داشتیم دست جمع‌کن‌ـه...

00:09:49.814 --> 00:09:52.747
‫این جنازه‌ی بی‌دستیه که الان جلوتون نشسته.

00:09:52.747 --> 00:09:53.597
‫چی؟

00:10:03.247 --> 00:10:06.514
‫قربانی دست‌ جمع‌کن بود؟

00:10:06.514 --> 00:10:09.297
‫به عبارتی، دست جمع‌کن واقعی...

00:10:09.297 --> 00:10:10.980
‫هنوز یه‌جایی اون بیرونه.

00:10:12.197 --> 00:10:13.597
‫هی.

00:10:14.864 --> 00:10:16.364
‫با اجازه.

00:10:18.064 --> 00:10:20.714
‫واسه این وقت سال لباس کمی پوشیدی.

00:10:20.714 --> 00:10:23.164
‫پس معلومه توی یه اتاق گرم کشته شدی.

00:10:23.164 --> 00:10:24.780
‫یا شایدم مثلاً از اون خودنماهایی.

00:10:24.780 --> 00:10:26.364
‫معلومه که نیست!

00:10:26.664 --> 00:10:27.497
‫اوه؟

00:10:27.497 --> 00:10:29.197
‫این تتو...

00:10:29.197 --> 00:10:30.547
‫شاخه‌ی درخته؟

00:10:31.180 --> 00:10:33.414
‫نه. این...

00:10:33.414 --> 00:10:35.364
‫اوه، فهمیدم قورباغه‌ست.

00:10:35.364 --> 00:10:36.497
‫پرنده‌ست.

00:10:37.347 --> 00:10:40.364
‫یادمه وقتی داشتم بهش دستبند می‌زدم دیدم.

00:10:40.364 --> 00:10:42.797
‫قطعاً همون مرد دیشبی‌ـه.

00:10:44.164 --> 00:10:45.580
‫که این‌طور.

00:10:47.764 --> 00:10:50.014
‫خب، یه مشکلی هست!

00:10:50.014 --> 00:10:50.747
‫چی؟

00:10:50.747 --> 00:10:52.530
‫نمی‌تونم این عروسکا رو در بیارم!

00:10:52.530 --> 00:10:53.697
‫می‌شه حرفو عوض نکنی!

00:10:53.697 --> 00:10:56.847
‫ای بابا. مثل اینکه فقط وقتمون رو ریختیم تو جوب.

00:10:57.697 --> 00:11:00.614
‫من وقت بازی با شماها رو نداریم. برید خونه‌هاتون.

00:11:00.614 --> 00:11:03.064
‫کاواسمی‌-کون، ازت ناامید شدم.

00:11:03.064 --> 00:11:05.097
‫اونی که بهش گفتن برو خونه، تویی ها.

00:11:08.613 --> 00:11:11.430
‫اصلاً واسه چی اومدی این‌جا؟

00:11:11.430 --> 00:11:13.213
‫نمی‌تونی یه‌ذره محکم‌تر بکشی؟

00:11:13.213 --> 00:11:14.913
‫خفه شو!

00:11:23.047 --> 00:11:24.713
‫ آی آی آی....

00:11:24.713 --> 00:11:26.413
‫واقعاً متأسفم!

00:11:29.213 --> 00:11:31.180
‫خودت و جمع‌وجور کن دیگه.

00:11:31.180 --> 00:11:32.647
‫چـ ـ چشم.

00:11:32.647 --> 00:11:36.097
‫آفرین به تو، افسر ایشکی! 
‫استنباطت کاملاً درسته.

00:11:36.097 --> 00:11:37.197
‫چی؟

00:11:37.197 --> 00:11:39.197
‫همین همه‌چیز رو روشن می‌کنه.

00:11:39.197 --> 00:11:41.647
‫کاواسمی‌-کون داره دروغ می‌گه.

00:11:44.613 --> 00:11:49.080
‫کاواسمیِ چشم عقابی، دست جمع‌کن رو گیر نمیندازه.

00:11:49.447 --> 00:11:52.547
‫افسر ایشکیِ احمق ساده‌لوح این‌کارو می‌کنه!

00:11:53.347 --> 00:11:55.913
‫تو فکر می‌کنی من دروغ می‌گم؟

00:11:55.913 --> 00:11:57.097
‫بر چه اساس؟

00:11:57.097 --> 00:11:58.997
‫ها؟ خب...

00:11:58.997 --> 00:12:03.963
‫کاواسمی‌-کون تو الان خیلی راحت از افسر 
‫ایشکی که به سمتت هجوم آورد جا خالی دادی.

00:12:03.963 --> 00:12:07.697
‫با یه همچین واکنش معکوس بی‌نظیر و بدن چابکی،

00:12:07.697 --> 00:12:12.747
‫غیرممکنه که یه متهم دستبند‌زده بتونه ازت رد بشه.

00:12:14.713 --> 00:12:17.847
‫پس یعنی الان از قصد هجوم آوردی سمت من؟

00:12:18.313 --> 00:12:21.113
‫شنیده بودم که یکی از زیردست‌های آمامیا...

00:12:21.113 --> 00:12:23.930
‫اخیراً داره به‌طور درخشانی پرونده‌ها رو حل می‌کنه.

00:12:24.463 --> 00:12:25.947
‫ولی فکر نمی‌کردم...

00:12:28.030 --> 00:12:30.530
‫پس تأیید می‌کنی دروغ گفتی، درسته؟

00:12:34.263 --> 00:12:35.263
‫بله.

00:12:36.696 --> 00:12:40.046
‫یامانه به متهم دستبند زد و گذاشت فرار کنه.

00:12:40.713 --> 00:12:42.613
‫من اون‌موقع اون‌جا نبودم.

00:12:43.563 --> 00:12:47.146
‫من خروجی دیگه‌ی کارخونه رو می‌پاییدم.

00:12:47.146 --> 00:12:48.680
‫چرا دروغ گفتی؟

00:12:48.680 --> 00:12:52.896
‫اون‌روز، یکی از دکمه‌های یامانه گم شده بود.

00:12:52.896 --> 00:12:54.013
‫ها؟

00:12:55.096 --> 00:12:57.296
‫فوراً از حالتش فهمیدم.

00:12:57.813 --> 00:13:00.030
‫با اینکه یامانه زیردست فوق‌العاده‌ایه،

00:13:00.030 --> 00:13:03.396
‫اون قتل‌های سریالی وحشیانه عصبیش کرده بودن.

00:13:04.030 --> 00:13:08.096
‫و همون‌طور که پیش‌بینی کردم، لحظه‌ی آخر اشتباه کرد.

00:13:09.446 --> 00:13:13.163
‫ولی من از وضعیت روانی زیردستم خبردار داشتم...

00:13:13.163 --> 00:13:16.446
‫و نتونستم درست راهنمایی‌ـش کنم. 
‫پس مسئولیتش با من بود.

00:13:16.446 --> 00:13:20.913
‫برای همین اشتباهش رو پوشوندین و گفتین 
‫شما بودین که گذاشتین متهم فرار کنه؟

00:13:25.880 --> 00:13:28.596
‫متأسفم! همه‌ش تقصیر منه!

00:13:29.063 --> 00:13:31.546
‫حتی باعث شدم کاواسمی-سان به‌خاطر من دروغ بگن!

00:13:33.313 --> 00:13:35.263
‫ای بابا، یامانه-کیون؟

00:13:35.263 --> 00:13:38.230
‫بازم که یکی از دکمه‌های آستینت نیست.

00:13:38.230 --> 00:13:39.096
‫چی؟

00:13:41.146 --> 00:13:43.113
‫غیرممکنه! نـ ــ نیستش!

00:13:44.580 --> 00:13:45.830
‫یامانه!

00:13:45.830 --> 00:13:47.330
‫فوراً پیداش می‌کنم!

00:13:47.330 --> 00:13:50.246
‫احتمالاً اون‌موقعی که ایشکی-سان 
‫هجوم آورد سمتم گم شده...

00:13:50.246 --> 00:13:52.446
‫کجاست؟ کجاست؟

00:13:52.996 --> 00:13:54.496
‫این‌جاست.

00:13:56.663 --> 00:13:58.413
‫کاملاً مناسب چشم جدیدمه.

00:13:58.413 --> 00:14:00.863
‫هی! بدون اجازه ازش استفاده نکن!

00:14:03.196 --> 00:14:04.596
‫خدا رو شکر.

00:14:05.279 --> 00:14:07.163
‫این‌دفعه پیدا شد...

00:14:11.846 --> 00:14:13.679
‫گل گفتی آی گل گفتی...

00:14:13.679 --> 00:14:14.463
‫ها؟

00:14:15.113 --> 00:14:16.796
‫وقتی یه چیزی رو از دست می‌دیم...

00:14:18.846 --> 00:14:21.513
‫تازه قدرش رو می‌فهمیم.

00:14:21.513 --> 00:14:22.729
‫چی؟

00:14:26.396 --> 00:14:27.963
‫خب شروع کن.

00:14:28.396 --> 00:14:29.363
</i>‫باشه.</i>

00:14:30.646 --> 00:14:32.363
</i>‫حال و احوالت چطوره، توتوتو؟</i>

00:14:32.363 --> 00:14:35.029
‫یه لحظه، «توتوتو»؟ کی بود که این‌طوری صدام می‌زد؟

00:14:35.029 --> 00:14:38.296
</i>‫راهنمایی: دوست صمیمیِ جدیدت!</i>

00:14:39.846 --> 00:14:42.129
‫اون مدل خنده! همون یاروی ردیا‌ـــ

00:14:42.713 --> 00:14:44.163
‫اسپیتز؟

00:14:44.163 --> 00:14:45.796
</i>‫آ ـ آ ـ آفرین!</i>

00:14:45.796 --> 00:14:47.496
</i>‫هرکاری ازم برمیومد انجام دادم.</i>

00:14:47.496 --> 00:14:50.363
</i>‫جسد توی کامیون، موشانوکوجی مینورو هست.</i>

00:14:50.363 --> 00:14:52.213
</i>‫کارگر پاره‌وقت. چهل‌وهشت‌ساله.</i>

00:14:52.996 --> 00:14:55.463
‫در حال حاضر توی خونه‌شم.

00:14:56.413 --> 00:14:58.396
‫این دوستمون به عنوان نماینده‌ی ژاپن 
‫شرکت می‌کرد و اول می‌شد.

00:14:59.779 --> 00:15:03.563
‫کلکسیون ارزشمندش هم خیلی شیک این‌جا یخ‌زده شدن.

00:15:05.979 --> 00:15:08.379
‫سه جفت دست.

00:15:09.729 --> 00:15:14.196
‫مردی که توی کامیونه، موشانوکوجی، 
‫قطعاً همون دست جمع‌کنه.

00:15:14.496 --> 00:15:16.663
‫ممنون. کمک بزرگی بود.

00:15:16.663 --> 00:15:18.229
‫جریان چیه؟

00:15:18.229 --> 00:15:20.162
‫عه، اوه...

00:15:21.379 --> 00:15:25.029
‫این چیز چسبانک دیگه چیه؟
شیر‌ه‌ی شکر قهوه‌ای؟

00:15:25.029 --> 00:15:26.779
‫شرمنده یهویی پاشید.

00:15:26.779 --> 00:15:27.829
‫بریم بشورش.

00:15:27.829 --> 00:15:29.762
‫اصلاً واسه چی به همچین چیزی نیاز داشتی؟

00:15:29.762 --> 00:15:33.096
‫واقعاً که! همه‌جام چسبناک شد.
‫یالا دیگه، بریم بریم.

00:15:34.096 --> 00:15:36.179
‫اوه، کاواسمی-کون؟

00:15:37.379 --> 00:15:41.079
‫وقتی که برگردیم، افسر ایشکی این پرونده رو حل می‌کنه.

00:15:41.079 --> 00:15:42.712
‫منتظرمون باش.

00:15:44.529 --> 00:15:46.562
‫اون حل می‌کنه؟

00:16:08.312 --> 00:16:10.462
‫شنیدم می‌خوای پرونده رو حل کنی.

00:16:10.462 --> 00:16:14.812
‫بسیار خب. منم مزخرفات یه کارآگاه ناشی رو به‌ سخره می‌گیرم.

00:16:14.812 --> 00:16:15.929
‫بله.

00:16:15.929 --> 00:16:19.279
‫همون‌طور که اطلاعاتی که یکم پیش 
‫از پلیس آیچی دریافت کردین هم تأیید می‌کنه،

00:16:19.279 --> 00:16:23.812
‫موشانوکوجی بدون شک همون دست جمع‌کن‌ِ سریالی‌ـه.

00:16:25.879 --> 00:16:27.112
‫درسته.

00:16:27.429 --> 00:16:28.762
‫صبر کنید!

00:16:28.762 --> 00:16:32.062
‫اما دستای موشانوکوجی هم قطع شدن، درسته؟

00:16:33.762 --> 00:16:37.829
‫پس یعنی این‌کار برای این انجام شده تا ما رو 
‫وادار کنه فکر کنیم یه دست‌ جمع‌کنِ دیگه وجود داره.

00:16:37.829 --> 00:16:40.029
‫این صرفاً یه کپی برداریه!

00:16:40.029 --> 00:16:42.029
‫این که مثل روز روشنه.

00:16:42.029 --> 00:16:43.512
‫سوال اصلی اینه که،

00:16:43.512 --> 00:16:46.795
‫چرا باید به خودش زحمت بده و از 
‫همچین قتل وحشیانه‌ای کپی‌برداری کنه؟

00:16:47.262 --> 00:16:49.679
‫نه... اون کسی رو نکشته.

00:16:50.912 --> 00:16:52.212
‫موشانوکوجی...

00:16:52.979 --> 00:16:54.662
‫خودکشی کرده.

00:16:55.045 --> 00:16:55.862
‫چی؟

00:16:58.279 --> 00:17:01.295
‫موشانوکوجی با ضربه به قلبش خودش رو کشته،

00:17:01.295 --> 00:17:03.895
‫و همین باعث پاشیدن خون روی آستین ژاکتش شده.

00:17:04.312 --> 00:17:06.962
‫برای اینکه به‌نظر بیاد خودکشی‌ـش یه قتل بوده،

00:17:06.962 --> 00:17:09.845
‫یه‌نفر ژاکتش رو از تنش درآورده.

00:17:09.845 --> 00:17:12.529
‫پس یعنی می‌گی برای همین لباس نازکی پوشیده بود.

00:17:12.529 --> 00:17:14.529
‫ولی بازم، چرا باید خودش رو بکشه؟

00:17:14.929 --> 00:17:16.729
‫وقتی شما دو نفر گیرش انداختین،

00:17:16.729 --> 00:17:19.979
‫قاتل سریالی چاره‌ای نداشته جز اینکه سرنوشتش رو بپذیره.

00:17:21.679 --> 00:17:26.212
‫اگه این‌طور باشه، توی اون کارخونه‌ی متروکه خودکشی کرده.

00:17:26.662 --> 00:17:30.412
‫ولی فقط ما و موشانوکوجی اون‌جا بودیم.

00:17:31.912 --> 00:17:35.879
‫غیرممکنه. این‌طوری یعنی کسی که دست‌های 
‫موشانوکوجی رو قطع کرده...

00:17:35.879 --> 00:17:37.495
‫درسته.

00:17:37.495 --> 00:17:41.729
‫اولین کسیه که بعد از خودکشیِ 
‫موشانوکوجی پیداش کرده.

00:17:44.279 --> 00:17:46.562
‫یامانه-سان، کار شما بود!

00:17:46.912 --> 00:17:47.995
‫چی؟

00:17:47.995 --> 00:17:50.795
‫غـ ــ غیرممکنه کار من باشه!

00:17:51.679 --> 00:17:54.895
‫شما شب توی اون کارخونه‌ی متروکه موشانوکوجی رو گیر انداختین.

00:17:55.512 --> 00:17:57.145
‫مطمئنم اون‌جا ظلمات مطلق بوده.

00:17:57.879 --> 00:18:00.179
‫و امکان دیدن چیزی وجود نداشته.

00:18:00.179 --> 00:18:03.478
‫تتوی متهم زیر مچش و یه‌جاییه که به راحتی معلوم نیست...

00:18:03.478 --> 00:18:06.078
‫بنابراین تشخیصش راحت نیست،

00:18:06.078 --> 00:18:09.528
‫پس شما چطور سریع متوجه شدین یه پرنده‌ست؟

00:18:11.678 --> 00:18:12.878
‫یامانه...

00:18:12.878 --> 00:18:14.878
‫اشتباه می‌کنه! کار من نبود!

00:18:14.878 --> 00:18:17.045
‫هنوز سعی دارین همه‌چیز رو انکار کنین؟

00:18:17.678 --> 00:18:20.178
‫پس واقعاً نمی‌تونین به کاواسمی-سان بگین، نه؟

00:18:21.128 --> 00:18:22.945
‫که دستبند رو گم کردین.

00:18:26.862 --> 00:18:31.362
‫یکم پیش یامانه-سان بعد از 
‫گم کردن دکمه‌شون وحشت کردن...

00:18:31.362 --> 00:18:33.512
‫و گفتن «این‌دفعه پیداش کردم.»

00:18:34.778 --> 00:18:39.062
‫به عبارتی، این بار اولی نیست که یه‌چیز مهم رو گم می‌کنن.

00:18:39.628 --> 00:18:43.478
‫برای مثال، چیزی که ممکنه 
‫صداقت پلیس رو زیر سوال ببره.

00:18:44.562 --> 00:18:46.962
‫دلیلی که اون روز اون‌قدر آشفته بودین....

00:18:46.962 --> 00:18:49.228
‫به‌خاطر این بود که دستبند‌ رو گم کرده بودین، درسته؟

00:18:51.378 --> 00:18:56.662
‫اون‌روز، وقتی دست‌ جمع‌کن رو پیدا کردین 
‫که خودش رو کشته بود، درمونده شدین.

00:18:57.595 --> 00:19:02.628
‫برای اینکه یه‌کاری کنین جوری به‌نظر بیاد انگار که بعد 
‫ از دستبند زدن شما فرار کرده، جسدش رو مخفی کردین.

00:19:03.078 --> 00:19:05.462
‫و بعدش دست‌هاش رو قطع کردین.

00:19:07.428 --> 00:19:11.595
‫تا وقتی بعداً جسدِ بدون دستش پیدا شد،

00:19:11.595 --> 00:19:16.678
‫این‌طور به‌نظر بیاد که انگار دست جمع‌کن 
‫دستبند‌ رو با دست‌هاش برده.

00:19:17.328 --> 00:19:19.362
‫این‌طوری هیچوقت کسی نمی‌فهمید گمشون کردین.

00:19:19.362 --> 00:19:20.662
‫غیرممکنه!

00:19:20.662 --> 00:19:22.395
‫بهترین زیردست من هیچوقت‌ـــ

00:19:22.395 --> 00:19:23.812
‫مشکل دقیقاً همین‌جاست!

00:19:24.562 --> 00:19:28.161
‫مشخصه که شما چقدر به یامانه-سان ارزش می‌ذارین.

00:19:29.261 --> 00:19:31.145
‫اما فشار همین موضوع...

00:19:31.595 --> 00:19:36.795
‫به این معنی بود که یامانه-سان نمی‌تونستن به خودشون 
‫این اجازه رو بدن که کمتر از سطح انتظارات شما عمل کنن.

00:19:46.078 --> 00:19:48.128
‫متأسفم، کاواسمی-سان!

00:19:48.761 --> 00:19:54.061
‫حرفه‌تون رو لکه‌دار کردم!

00:20:02.745 --> 00:20:06.095
‫مسئولیتش فراتر از توان من بود!

00:20:06.095 --> 00:20:08.661
‫نتونستم انتظاراتتون رو برآورده کنم!

00:20:31.311 --> 00:20:32.361
‫یامانه.

00:20:34.928 --> 00:20:38.211
‫تو دیگه نمی‌تونی به عنوان افسر پلیس کار کنی.

00:20:40.395 --> 00:20:41.395
‫هرچند...

00:20:42.861 --> 00:20:44.828
‫تا هر زمان که اراده داشته باشی،

00:20:45.311 --> 00:20:47.211
‫من منتظر همکارم می‌مونم تا برگرده.

00:21:08.328 --> 00:21:12.628
‫لازم نیست هر دو عضو تیم افسر پلیس باشن، درسته؟

00:21:13.344 --> 00:21:16.211
‫همون‌طور که شما دوتا این معما رو حل کردین.

00:21:19.111 --> 00:21:21.128
‫چشم‌های منو دست‌ کم نگیر.

00:21:21.978 --> 00:21:25.978
‫درست همون‌طور که من به‌خاطر حضور یامانه 
‫قادر بودم روی تحقیقات تمرکز کنم،

00:21:26.544 --> 00:21:29.194
‫اون استاد عروسک‌گردانی هم به تو نیاز داره تا...

00:21:29.561 --> 00:21:31.661
‫بیشترین تواناییش رو رو کنه، نه؟

00:21:34.861 --> 00:21:36.111
‫فوق‌العاده‌‌ست، چشم‌عقاب‌ــــ

00:21:36.111 --> 00:21:38.828
‫نه نه! قضیه اصلاً این‌طور نیست!

00:21:38.828 --> 00:21:40.678
‫این پسر همه‌ش خرابکاری می‌کنه،

00:21:40.678 --> 00:21:43.028
‫اگه حواسم بهش نباشه، دوزار نمی‌ارزه!

00:21:43.028 --> 00:21:45.211
‫من کجام دوزار نمی‌ارزه؟

00:21:45.828 --> 00:21:49.428
‫هی راستی امروز سعی نکردی به مجرم فشار بیاری.
</i>‫پس توتومارو ایشکی اینه.</i>

00:21:49.428 --> 00:21:54.028
‫اون که قاتل نبود. یامانه-کون کسی رو نکشته بود، درسته؟
</i>‫آدم خوبی رو پیش خودت داری...</i>
</i>‫آمامیا.</i>