WEBVTT

00:00:07.194 --> 00:00:09.102
‫اون عقب راحتی برنارد؟

00:00:09.114 --> 00:00:11.034
‫می‌دونم صندلی بالابرت رو فراموش کردم.

00:00:11.034 --> 00:00:13.784
‫نمی‌تونم ببینمت ولی هنوزم عاشقتم.

00:00:14.261 --> 00:00:15.230
‫دستتو بکش!

00:00:15.256 --> 00:00:19.147
‫کوکی‌های استینکردودل موردعلاقه‌م
‫برای تایلر و دوستاشه.

00:00:19.220 --> 00:00:21.664
‫مرسی مامان‌بزرگ.
‫راستی مامان، مرسی که امروز منو می‌رسونی.

00:00:21.664 --> 00:00:24.084
‫نمی‌دونم چرا وال امروز صبح
‫ نتونست بیاد دنبالم.

00:00:24.084 --> 00:00:26.424
‫آخه هر روز صبح میاد دنبالم.
‫حتماً سرش شلوغه.

00:00:26.674 --> 00:00:28.844
‫- اوهوم؟
‫- چیه؟

00:00:28.844 --> 00:00:31.714
‫می‌گم شاید وال هنوز
‫ از بازی سافت‌بال عصبانیه.

00:00:31.714 --> 00:00:33.264
‫- چی؟
‫- آخه احتمالاً منم بودم ناراحت می‌شدم.

00:00:33.264 --> 00:00:35.344
‫ولی خب اینجوریم دیگه، گیر می‌دم.

00:00:35.344 --> 00:00:37.038
‫نه نه. آخه من فقط از بازی بیرونش کردم

00:00:37.050 --> 00:00:38.894
‫و باعث شدم اونیکی تیم برنده شه.

00:00:39.764 --> 00:00:42.814
‫خب، گمون نکنم به قدری دارچین
‫توش زده باشم که اینا رو حل کنه.

00:00:42.814 --> 00:00:45.444
‫ولی اون می‌دونه که جزئی از بازی بود.

00:00:45.444 --> 00:00:48.774
‫چیزی نمی‌شه. ببین، من کوکی دارم.

00:00:48.774 --> 00:00:50.410
‫می‌دونی بهترین کاری که می‌تونی بکنی

00:00:50.422 --> 00:00:53.257
‫تا یه نفر تو رو ببخشه اینه که بگی متاسفم.

00:00:53.385 --> 00:00:55.211
‫[ما دنبال خنده‌ایم.]

00:00:55.244 --> 00:00:57.494
‫- متاسفم عزیزم.
‫- می‌بخشمت.

00:00:57.799 --> 00:00:58.839
‫دیدی؟

00:01:16.008 --> 00:01:20.112
‫« هیولاها در محل کار »
‫« فصل ۲، قسمت ۷»

00:01:28.654 --> 00:01:31.824
‫خب، من یه فرصت فوق‌العاده
‫برای خنداننده شدن دارم

00:01:31.824 --> 00:01:34.734
‫که حسابی هیجان‌زده‌م می‌کنه! هورا!

00:01:34.734 --> 00:01:36.916
‫اما وقتی به بهترین دوستم تایلر گفتم،

00:01:36.928 --> 00:01:38.954
‫می‌خواستم اونم برای من ذوق کنه

00:01:38.954 --> 00:01:40.454
‫و اون ذوق نکرد.

00:01:40.454 --> 00:01:44.084
‫آخه من واسه خنداننده شدنش خیلی حمایتش کردم.

00:01:44.084 --> 00:01:45.624
‫چرا اون نمی‌تونه حمایتم کنه؟

00:01:47.584 --> 00:01:49.334
‫آره. بهش گفتم چه حسی داشتم.

00:01:49.334 --> 00:01:51.214
‫سلام. صبح بخیر وال.

00:02:00.775 --> 00:02:01.945
‫بفرما!

00:02:05.774 --> 00:02:09.274
‫یه چیزی برات آوردم.
‫کوکی استینکردودل.

00:02:10.404 --> 00:02:12.814
‫مامان‌بزرگ تی برای تو
‫و کل بچه‌ها درست کرده.

00:02:13.234 --> 00:02:15.864
‫پس اون کوکی‌های برای عذرخواهی گروهین.

00:02:15.864 --> 00:02:18.744
‫ببخشید. چی... آخه زیر لب می‌گی. نمی‌تونم...

00:02:18.744 --> 00:02:20.114
‫- هیچی.
‫- هان؟

00:02:20.114 --> 00:02:21.414
‫پس چرا هنوز اینجایی؟

00:02:21.994 --> 00:02:24.664
‫مگه نامه رو نخوندی؟
‫برندا نامه رو بهت نداد.

00:02:24.664 --> 00:02:26.494
‫- دنبالم بیا.
‫- صبر کن. جریان چیه؟

00:02:26.494 --> 00:02:28.664
‫مایک و سالی یه چیز خیلی ویژه
‫ برنامه‌ریزی کردن.

00:02:28.664 --> 00:02:30.964
‫- منم همینطور.
‫- کوکی آوردم.

00:02:31.754 --> 00:02:34.294
‫- کجا داریم می‌ریم؟
‫- زیرزمین.

00:02:34.294 --> 00:02:37.514
‫در اصل زیرزمینِ زیرِ زیرزمین.

00:02:37.514 --> 00:02:40.184
‫اگه برندا نامه رو بهت داده بود، می‌دونستی.

00:02:40.184 --> 00:02:43.144
‫- برندا کیه؟ می‌شناسمش؟
‫- دیگه سوال نپرس.

00:02:44.934 --> 00:02:48.064
‫صبر کن ببینم. این آسانسور به جای عمودی...

00:02:48.064 --> 00:02:50.604
‫افقی حرکت می‌کنه؟

00:03:02.033 --> 00:03:05.097
‫خب امروز صبح یه کم ساکتی.

00:03:05.124 --> 00:03:08.044
‫- حالت خوبه؟
‫- خوبم.

00:03:08.044 --> 00:03:10.004
‫خوبه. باشه. فقط می‌خوام مطمئن شم
‫که باهم خوبیم.

00:03:10.584 --> 00:03:11.544
‫آره.

00:03:14.504 --> 00:03:16.794
‫وای. چه جو سنگینی.

00:03:17.973 --> 00:03:21.393
‫باید از پله‌ها می‌رفتم.
‫خب برای این که بیشتر پیاده‌روی کرده باشم.

00:03:27.363 --> 00:03:29.073
‫هوم؟

00:03:29.776 --> 00:03:30.786
‫وال؟

00:03:35.194 --> 00:03:37.984
‫تایلر. بیا پیشمون تا شروع کنیم.

00:03:39.694 --> 00:03:41.884
‫آره، خیلی خوشحالیم که فرصت کردی...

00:03:41.896 --> 00:03:44.164
‫به یه گردهمایی الزامی بیای.

00:03:44.164 --> 00:03:46.034
‫چه عجب، پسر دانشگاهی!

00:03:46.034 --> 00:03:49.374
‫مطمئنم واسه همه‌تون سوال که
‫چرا امروز ازتون خواستیم بیاین اینجا.

00:03:49.374 --> 00:03:51.874
‫می‌دونی، من کل شب بیدار بودم
‫و هیجان داشتم...

00:03:51.874 --> 00:03:54.124
‫که امروز قراره چه چیزی برام سوال بشه.

00:03:54.124 --> 00:03:55.714
‫معرکه نیست؟

00:03:55.714 --> 00:03:58.030
‫فکر کردیم شاید بعد از باخت تیم توی سافت بال

00:03:58.134 --> 00:03:59.884
‫این کار بهتون دلگرمی بده.

00:04:00.884 --> 00:04:02.884
‫من... کوکی آوردم.

00:04:02.884 --> 00:04:05.626
‫آره خیلی پَکَر بودم که برنده نشدیم
‫اما می‌دونین چیه بچه‌ها؟

00:04:05.626 --> 00:04:07.643
‫فهمیدم اگه به قدر کافی
‫ توی بالشتتون زار بزنین

00:04:07.684 --> 00:04:09.190
‫از پس هر چیزی برمیاین.

00:04:09.224 --> 00:04:11.644
‫بگذریم، این شرکت واسه این کارش رو شروع کرد...

00:04:11.644 --> 00:04:14.604
‫که یه گروه هیولا مثل شما باهم کار کردن.

00:04:14.604 --> 00:04:15.740
‫اوهوم.

00:04:15.746 --> 00:04:17.558
‫بنابراین امروز می‌خوایم با فعالیت‌های تیمی

00:04:17.589 --> 00:04:19.281
‫باهم همکاری کنیم.

00:04:19.364 --> 00:04:22.176
‫- قراره خوش بگذره.
‫- مثل بازی سافت‌بال؟

00:04:22.216 --> 00:04:23.638
‫نه نه نه، بیشتر از اون.

00:04:23.679 --> 00:04:25.058
‫می‌دونم برای بعضی از شما...

00:04:25.114 --> 00:04:28.454
‫این بخش تاریخی کارخونۀ هیولاها
‫ممکنه یه کوچولو غیرعادی باشه.

00:04:28.838 --> 00:04:32.007
‫اما با توجه به گم شدن هیولاها
‫توی این تونل‌ها...

00:04:32.054 --> 00:04:33.624
‫به لطف کارلوف فریادکش،

00:04:33.624 --> 00:04:35.794
‫این واکنش کاملاً عادیه.

00:04:35.794 --> 00:04:37.214
‫فریادکش؟

00:04:37.261 --> 00:04:39.069
‫قبلاً مامان درموردش یه ماجراهایی
‫برام تعریف کرده.

00:04:39.096 --> 00:04:40.344
‫گفت افسانه‌ای بیش نبود.

00:04:40.371 --> 00:04:42.698
‫مامان‌ها هم که دروغ نمی‌گن، درسته؟
‫دروغ نمی‌گن مگه نه؟

00:04:42.764 --> 00:04:46.453
‫افسانه؟ نه نه نه نه.

00:04:47.266 --> 00:04:47.887
‫اوه!

00:04:47.934 --> 00:04:51.684
‫- بفرما.
‫- مرسی.

00:04:51.684 --> 00:04:55.524
‫مدت‌ها پیش، یکی از اولین ترساننده‌هایی که
‫در این راهروها کمین می‌کرد...

00:04:55.710 --> 00:04:59.916
‫هیولای وحشتناکی به اسم کارلوف فریادکش بود.

00:05:00.774 --> 00:05:03.484
‫تنها چیزی که حتی از بچه‌های آدمیزاد هم
‫بیشتر ازش متنفر بود...

00:05:04.887 --> 00:05:06.251
‫خنده بود.

00:05:06.324 --> 00:05:08.244
‫بزرگترین لذتش در زندگی...

00:05:08.244 --> 00:05:12.744
‫این بود که بارها و بارها
‫ جیغ بچه‌ها رو دربیاره.

00:05:12.744 --> 00:05:16.914
‫با گذشت سال‌ها، نفرتش
‫به هیولاهای مثل خودش هم رسید.

00:05:17.709 --> 00:05:21.721
‫بعضیا می‌گن روحش هنوز
‫ توی این تونل‌ها پرسه می‌زنه

00:05:21.754 --> 00:05:24.344
‫و دنبال قربانی‌های تازه می‌کرده تا اونا رو
‫وحشت‌زده کنه

00:05:24.344 --> 00:05:28.554
‫و اونا رو به تاریکی ببره.

00:05:29.224 --> 00:05:32.064
‫وقتی کارلوف صدای خنده‌تون رو بشنوه،
‫ میاد سراغتون.

00:05:32.064 --> 00:05:34.724
‫چراغ سوسو می‌زنه، صدای فریاد می‌شنوید...

00:05:36.524 --> 00:05:40.940
‫اما دیگه خیلی دیر شده.
‫اون با چنگال‌هاش شما رو گرفته.

00:05:42.574 --> 00:05:44.784
‫اما اینا شایعات احمقانه‌ای بیش نیستن.

00:05:44.784 --> 00:05:47.954
‫تا وقتی که نخندین، هیچ جای نگرانی نیست.

00:05:47.954 --> 00:05:50.494
‫مشکلی نیست.

00:05:50.494 --> 00:05:53.244
‫خیلی خب. می‌خوام فوراً
‫به عنوان معاون سرپرست حکم بدم...

00:05:53.244 --> 00:05:54.679
‫که همگی فوراً اینجا رو ترک کنیم

00:05:54.718 --> 00:05:56.380
‫و بریم بالا، توی یه اتاق روشنی
‫ که روح نداشته باشه.

00:05:56.426 --> 00:05:58.892
‫آره. باورم نمی‌شه می‌خوام این رو بگم...

00:05:58.904 --> 00:06:01.294
‫اما شاید حق با دانکن باشه؟

00:06:01.294 --> 00:06:03.424
‫خوبه. حالا پشت دانکن درمیای.

00:06:03.924 --> 00:06:06.514
‫چیزی گفتی وال؟
‫دوباره زیر لب حرف زدی.

00:06:07.224 --> 00:06:09.184
‫همگی آروم باشین.

00:06:09.184 --> 00:06:11.184
‫کارلوف یه هیولای واقعی بود

00:06:11.184 --> 00:06:14.354
‫اما اون روح نیست و قرار نیست تسخیرتون کنه.

00:06:14.354 --> 00:06:16.604
‫که متوجه نگرانیاتون هستم و درک می‌کنم

00:06:16.604 --> 00:06:18.199
‫و این یه تحول عالی...

00:06:18.211 --> 00:06:20.234
‫برای اولین فعالیت سازنده‌ی تیمیه.

00:06:20.904 --> 00:06:23.444
‫واسه همین گفتیم شما رو
‫به ریشه‌ی شرکتمون ببریم.

00:06:23.463 --> 00:06:25.830
‫جایی که اولین ایستگاه در کارخانه‌ی هیولاها...

00:06:25.837 --> 00:06:27.364
‫احداث شد.

00:06:27.675 --> 00:06:30.414
‫حتی اگه یه تیکه آشغال قدیمی باشه
‫که سال‌هاست کار نکرده.

00:06:30.466 --> 00:06:32.796
‫- مایک.
‫- منظورم از قدیمی کلاسیکه.

00:06:33.284 --> 00:06:34.441
‫و منظورم از یه تیکه آشغال...

00:06:34.453 --> 00:06:36.124
‫یه تیکه آشغاله که ارزش معنوی داره.

00:06:36.124 --> 00:06:38.414
‫خیلی خب. کی خودکار می‌خواد؟ کی کاغذ؟

00:06:38.414 --> 00:06:41.600
‫همه بنویسن که چه چیز کارخانه‌ی هیولاها
‫جای بهتر شدن داره

00:06:41.660 --> 00:06:42.964
‫و توی کاسه بندازن.

00:06:43.008 --> 00:06:45.594
‫بعدش مایک اونا رو با صدای بلند
‫و بدون اسم می‌خونه.

00:06:45.666 --> 00:06:47.844
‫این در صورتیه که شکایتی داشته باشید.

00:06:49.134 --> 00:06:51.260
‫خیلی خب.
‫گمونم همه‌تون یه شکایاتی داشتین.

00:06:51.554 --> 00:06:53.554
‫رو می‌دی، سوارت می‌شن.

00:06:54.304 --> 00:06:56.074
‫برو بریم.«من فکر می‌کنم که همه...

00:06:56.086 --> 00:06:57.974
‫دارن تموم تلاششون رو می‌کنن.
‫دوستدار شما، فریتز.»

00:06:57.974 --> 00:07:01.274
‫محض یادآوری می‌گم،
‫قرار بود اسامی خونده نشه.

00:07:01.274 --> 00:07:03.024
‫- همه هم‌نظر بودن.
‫- موافقم.

00:07:03.864 --> 00:07:05.984
‫خیلی خب. اینا که برگه‌های ادارین.

00:07:05.984 --> 00:07:09.636
‫پس په جوری باید یه کاری می‌کردم
‫تا امضاشون کنی؟

00:07:10.654 --> 00:07:12.614
‫«اینجا دائماً همه چی گم می‌شه،

00:07:12.614 --> 00:07:13.850
‫مثل پاکت‌های شکر قهوه‌خوری...

00:07:13.862 --> 00:07:15.784
‫و دستکش شانسم...»

00:07:15.784 --> 00:07:17.954
‫یعنی... «دستکش شانس مایک.»

00:07:17.954 --> 00:07:21.084
‫گمونم یه نفر یادش رفته
‫ که کلید اتاق انتظارمو بهم برگردونه.

00:07:21.084 --> 00:07:23.466
‫می‌دونین، خیلی وقته ازم قرض کردنش.

00:07:23.497 --> 00:07:26.690
‫منم کاسه‌ای که عن‌دماغ‌های باحالم رو
‫توش نگه می‌داشتم پیدا نمی‌کنم.

00:07:26.750 --> 00:07:27.670
‫اوناهاش.

00:07:30.054 --> 00:07:32.514
‫«یه نفر باید به خاطر این که
‫ دوستِ حمایتگری نبوده

00:07:32.514 --> 00:07:34.304
‫بهتر عذرخواهی کنه.»

00:07:34.304 --> 00:07:37.854
‫شاید بهتره ناهار مهمونش کنه.
‫بهش بگه چه حسی داره.

00:07:38.434 --> 00:07:41.434
‫- اینجا فقط نوشته تایلر.
‫- بله. مشکل من تایلره.

00:07:41.434 --> 00:07:44.654
‫- ناشناس!
‫- مشکل ناشناس من تایلره.

00:07:44.654 --> 00:07:46.285
‫آره، رفتارش توی بازی...

00:07:46.297 --> 00:07:48.324
‫با ارزش‌های گروهی ما همخونی نداشت.

00:07:48.324 --> 00:07:50.444
‫خیلی خب. واستین ببینم.
‫انقدر گازشو نگیرین.

00:07:50.444 --> 00:07:52.041
‫تقصیر من نبود که جانی منو انتخاب کرد...

00:07:52.053 --> 00:07:53.914
‫و بازی رو به نفع شرکت ترس بردم.

00:07:53.914 --> 00:07:56.034
‫تازه، من برای جبرانش کوکی درست کردم.

00:07:56.034 --> 00:07:58.534
‫- آخ.
‫- مامان‌بزرگ تی اونا رو درست کرده.

00:07:58.534 --> 00:08:00.704
‫قهوه‌ی مناسب اون کوکی‌ها رو هم آوردی؟

00:08:00.704 --> 00:08:04.334
‫مثلاً موکای فلفلی؟
‫حواسم بهت هست، بچه دانشگاهی.

00:08:04.334 --> 00:08:08.754
‫- نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی.
‫- منو نخندون.

00:08:10.674 --> 00:08:13.054
‫وای نه. الان فریادکش میاد سراغم.

00:08:13.054 --> 00:08:14.963
‫فریادکش نمیاد سراغت.

00:08:14.975 --> 00:08:17.514
‫بهت که گفتم. روحی در کار نیست.

00:08:24.064 --> 00:08:27.314
‫هه! خیلی بامزه بود سالی.
‫حالا می‌تونی برگردی.

00:08:27.326 --> 00:08:29.933
‫همه‌مون داریم به جوک خیلی خنده‌دارت می‌خندیم.

00:08:32.119 --> 00:08:33.709
‫کجا رفتن؟

00:08:33.744 --> 00:08:35.994
‫- فریادکش بردشون!
‫- الانم میاد سراغ ما!

00:08:39.834 --> 00:08:42.386
‫برید کنار! من مهمم!

00:08:43.334 --> 00:08:45.164
‫خب، بعدی قطعاً منم.

00:08:45.164 --> 00:08:47.504
‫بلوندهای جذاب
‫هیچ‌وقت تا آخر قصه دووم نمیارن.

00:08:49.504 --> 00:08:50.454
‫آهای آروم باشید.

00:08:50.494 --> 00:08:52.924
‫باید ترسیدن رو بس کنیم
‫و فکرامونو روی هم بریزیم

00:08:52.924 --> 00:08:56.304
‫تا فریادکش کس دیگه‌ای رو نبرده.

00:08:56.304 --> 00:08:59.474
‫ما یه تیم جستجو می‌خوایم تا آقای وازوسکی
‫و آقای سالیوان رو پیدا کنیم.

00:08:59.474 --> 00:09:02.524
‫- نمی‌تونیم هیچ هیولایی رو جا بذاریم.
‫- اوه، من داوطلب می‌شم.

00:09:02.524 --> 00:09:04.604
‫من این تونل‌های رو مثل کف دستام بلدم.

00:09:05.156 --> 00:09:07.104
‫من تمام نقشه‌های زیرزمینی رو مطالعه کردم.

00:09:07.587 --> 00:09:08.547
‫چی؟

00:09:09.423 --> 00:09:10.437
‫واسه سرگرمی.

00:09:10.484 --> 00:09:13.074
‫اما باید قول بدی که زنده برگردی، راجی.

00:09:13.574 --> 00:09:14.694
‫خیلی خب بریم.

00:09:18.534 --> 00:09:20.784
‫- من با تو میام.
‫- مهم نیست.

00:09:20.784 --> 00:09:22.719
‫خیلی خب. شماها که رفتین،

00:09:22.731 --> 00:09:24.874
‫بقیه‌مون سعی می‌کنیم
‫در قدیمی رو به کار بندازیم

00:09:24.874 --> 00:09:27.794
‫تا بتونیم از اینجا بریم... و رفتین که.

00:09:27.794 --> 00:09:29.544
‫وای. چه سرعتی دارن.

00:09:32.111 --> 00:09:34.191
‫- سالی؟
‫- آقای وازوسکی؟

00:09:34.191 --> 00:09:36.409
‫- آقای سالیوان؟
‫- مایک؟

00:09:36.941 --> 00:09:38.611
‫آقای سالیوان؟ آهای؟

00:09:38.611 --> 00:09:40.321
‫- مایک.
‫- از این طرف.

00:09:40.321 --> 00:09:42.581
‫- سالی؟
‫- اینجایین؟

00:09:42.911 --> 00:09:45.291
‫سالی؟ مایک؟

00:09:45.291 --> 00:09:47.461
‫این قسمت سیستم تونل رو یادم نمیاد.

00:09:47.461 --> 00:09:49.291
‫گوش کنین.
‫یه دقیقه اجازه بدین تا بو بکشم.

00:09:51.331 --> 00:09:53.131
‫- به نظرم باید از اون طرف بریم.
‫- باید از اون طرف بریم.

00:09:53.131 --> 00:09:55.301
‫اه، چرا همیشه باید
‫کاری که تو می‌گی رو انجام بدیم؟

00:09:55.301 --> 00:09:57.777
‫چی داری می‌گی؟ این ایده‌ی خودت بود.

00:09:57.817 --> 00:10:00.800
‫- من دنبال تو اومدم توی این تونل ترسناک.
‫- اونقدرها هم ترسناک نیست.

00:10:01.570 --> 00:10:03.380
‫می‌دونین، حس می‌کنم میونه‌ شما دوتا

00:10:03.422 --> 00:10:05.234
‫یه کمی شکرآبه.

00:10:05.307 --> 00:10:06.807
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی.

00:10:06.841 --> 00:10:09.441
‫می‌شه اینا رو بذاریم واسه بعد؟
‫جون هیولاها در خطره.

00:10:09.441 --> 00:10:12.157
‫یه زمانی یه مربی زندگی تحول‌آفرین داشتم

00:10:12.217 --> 00:10:14.390
‫که اسمش دکتر کلودیا کلپرکلاو بود.

00:10:14.441 --> 00:10:17.191
‫اون چند تا نکنیک ارتباطی خردمندانه یادم داد

00:10:17.191 --> 00:10:19.901
‫که ممکنه براتون راهگشا باشه.

00:10:19.901 --> 00:10:21.951
‫انگار همه‌ش رو از خودت درآوردی.

00:10:21.951 --> 00:10:24.201
‫حالا این چراغ‌قوه‌ی حرف زدنه.

00:10:24.201 --> 00:10:27.041
‫شبیه یه چراغ‌قوه‌ی عادیه ولی نیست.

00:10:27.041 --> 00:10:29.030
‫هر کی نگهش داره باید با «من» جمله بگه...

00:10:29.048 --> 00:10:30.670
‫تا احساسی که داره رو توضیح بده.

00:10:30.711 --> 00:10:33.791
‫مثلاً من به این تمرین حس خیلی خوبی دارم.

00:10:33.791 --> 00:10:35.751
‫- کی می‌خواد یه امتحانی بکنه؟
‫- خیلی احمقانه‌ست.

00:10:35.751 --> 00:10:36.921
‫نه نه نه.

00:10:36.921 --> 00:10:39.591
‫- «من احساس می‌کنم...»
‫- اه باشه.

00:10:39.591 --> 00:10:41.721
‫من احساس می‌کنم این احمقانه‌ست.

00:10:41.721 --> 00:10:44.851
‫خوبه خوبه. و این باعث می‌شه
‫تو چه احساسی داشته باشی؟

00:10:44.851 --> 00:10:46.811
‫خب، من دیگه احساس می‌کنم خسته شدم...

00:10:46.811 --> 00:10:48.572
‫چون کل روز به این امیدوار بودم...

00:10:48.584 --> 00:10:50.311
‫که جنابعالی ازم یه عذرخواهی کنی. اما نخیر.

00:10:50.311 --> 00:10:52.231
‫هی. واقعاً داریم به نتیجه می‌رسیم...

00:10:52.231 --> 00:10:56.321
‫احساس می‌کنم الانش هم
‫بابت اون بازی مسخره عذرخواهی کردم.

00:10:56.321 --> 00:10:57.634
‫یعنی واسه همینه که رفتارت عجیبه...

00:10:57.646 --> 00:10:59.471
‫و کل روز زیر لب حرف می‌زدی؟

00:10:59.511 --> 00:11:01.051
‫احساس می‌کنم زیر لب حرف نمی‌زنم،

00:11:01.071 --> 00:11:02.073
‫و آوردن کوکی‌های عذرخواهی...

00:11:02.078 --> 00:11:03.413
‫با معذرت‌خواهی یکی نیست.

00:11:03.467 --> 00:11:06.581
‫- اونا کوکی معمولی نبودن.
‫- اوه، با من احساس می‌کنم شروع کن.

00:11:06.581 --> 00:11:08.741
‫- آره. به مامان‌بزرگ تی گفتی درست کنه.
‫- خودش خواست درست کنه.

00:11:08.741 --> 00:11:10.621
‫منم می‌خواستم حمایتگر باشی.

00:11:10.621 --> 00:11:11.654
‫خب بهم که نگفتی.

00:11:11.709 --> 00:11:13.446
‫من که نمی‌تونم ذهنت رو بخونم وال.

00:11:13.497 --> 00:11:15.407
‫ولی تو بهترین دوستمی و باید این کارو بکنی!

00:11:18.211 --> 00:11:19.540
‫اوه اونجا رو ببین.

00:11:19.587 --> 00:11:21.019
‫چراغ‌قوه‌ی حرف زدن

00:11:21.066 --> 00:11:23.131
‫به چراغ‌قوه‌ی پرت کردن تبدیل شد.

00:11:23.170 --> 00:11:25.011
‫تا وقتی برنگشتم حرف نزنین.

00:11:25.011 --> 00:11:27.956
‫- بیخیال وال.
‫- بدون چراغ‌قوه‌ی حرف زدن نه.

00:11:29.811 --> 00:11:31.601
‫آره.

00:11:31.601 --> 00:11:33.601
‫هی. این عجیبه. حتی برای من.

00:11:38.271 --> 00:11:40.941
‫اونا چیه؟ ردیه که از کسی به جا مونده؟

00:11:40.941 --> 00:11:43.401
‫یا رد چنگاله؟

00:11:43.401 --> 00:11:47.531
‫- بازش کنیم؟
‫- نه. ممکنه فریادکش اونجا باشه.

00:11:47.531 --> 00:11:49.169
‫آره ولی آقای سالیوان...

00:11:49.181 --> 00:11:50.831
‫و وازوسکی هم ممکنه اونجا باشن.
‫باید بازش کنیم.

00:11:50.831 --> 00:11:52.371
‫باشه. با شمارش سه.

00:11:52.408 --> 00:11:53.095
‫[مخصوص کارکنان]

00:11:53.121 --> 00:11:55.171
‫یک... دو...

00:11:55.751 --> 00:11:58.131
‫سه!

00:12:00.801 --> 00:12:04.301
‫آهای. مایک و سالی رو پیدا کردین؟
‫فقط یه جارو پیدا کردین نه؟

00:12:04.631 --> 00:12:06.141
‫خب، خبرهای بد بیشتری دارم.

00:12:06.525 --> 00:12:08.721
‫درسته اینجل یه عالمه در هست

00:12:08.738 --> 00:12:11.530
‫ولی تنها در سالمی که پیدا کردیم اون بود.

00:12:11.561 --> 00:12:13.185
‫بفرمایید. اینی که اینجاست...

00:12:13.197 --> 00:12:15.191
‫در تبعیدی استاندارد شماست.

00:12:15.191 --> 00:12:17.481
‫شن‌هایی که دور چهارچوبشن رو می‌بینین؟

00:12:17.481 --> 00:12:20.771
‫کلاسیکه. این جیگر مستقیم
‫به کویر برهوت می‌ره.

00:12:20.771 --> 00:12:22.259
‫آره، جایی که به جز شما...

00:12:22.271 --> 00:12:24.361
‫و تنهایی عمیق در اونجا نیست.

00:12:24.361 --> 00:12:27.031
‫من نمی‌تونم برم تو یه کویر کوفتی.

00:12:27.031 --> 00:12:28.668
‫و اصلاً دلم نمی‌خواد...

00:12:28.680 --> 00:12:30.371
‫که با یه روح جانی توی زیرزمین گیر بیفتم.

00:12:30.371 --> 00:12:33.371
‫یا هم می‌تونیم سعی کنیم روح رو بگیریم.

00:12:33.371 --> 00:12:35.461
‫- یه روح بگیریم؟
‫- نه، شدنی نیست.

00:12:35.461 --> 00:12:37.711
‫- مگه دیوونه‌این؟
‫- هه.

00:12:37.711 --> 00:12:39.558
‫ترجیح می‌دم همه به جز خودم بمیرن

00:12:39.570 --> 00:12:41.961
‫تا این که به نظر خائنانه‌ی تو گوش بدم.

00:12:41.961 --> 00:12:44.211
‫گوش کنید. فکر کنم تایلر می‌خواد بگه...

00:12:44.211 --> 00:12:45.367
‫که اگه بتونیم از طریق در تبعید...

00:12:45.379 --> 00:12:46.381
‫فریادکش رو بگیریم،

00:12:46.381 --> 00:12:47.469
‫می‌تونیم اونو به دام بندازیم.

00:12:47.496 --> 00:12:50.011
‫- آره، منظورم همین بود...
‫- باشه. من طعمه می‌شم.

00:12:50.011 --> 00:12:52.931
‫یکی واسه‌م کره بیاره. یه عالمه کره.

00:12:52.931 --> 00:12:56.101
‫یا هم می‌تونیم با چیزی که بیشتر از همه چی
‫ازش متنفره بکشونیمش بیرون.

00:12:57.157 --> 00:12:58.079
‫خنده.

00:12:58.126 --> 00:13:00.481
‫و بعد ازش بخوایم مایک و سالی رو برگردونه.

00:13:00.481 --> 00:13:03.481
‫به هر نحوی که شده.

00:13:03.481 --> 00:13:05.781
‫- آره نه، منم همینو...
‫- خب بچه‌ها.

00:13:05.781 --> 00:13:09.031
‫بیاین همگی به کمک هم
‫در تبعید رو سر جاش قرار بدیم.

00:13:09.031 --> 00:13:10.871
‫این بچه کارش درسته.

00:13:15.314 --> 00:13:17.564
‫وصل شد. آماده‌ی حرکته.

00:13:17.564 --> 00:13:18.858
‫پس این درو روی فریادکش میندازیم

00:13:18.870 --> 00:13:20.314
‫و اون تا ابد به دام میفته.

00:13:20.314 --> 00:13:23.654
‫هر اتفاقی که افتاد فقط به خنده
‫ادامه بدین و پیش هم بمونین.

00:13:23.820 --> 00:13:25.887
‫من نگهبانی می‌دم و بهتون علامت می‌دم.

00:13:26.440 --> 00:13:29.064
‫همه بخندین. همین حالا!

00:13:37.466 --> 00:13:39.306
‫جواب نمی‌ده.

00:13:40.507 --> 00:13:43.677
‫آهای. اون موقعی رو یادتونه
‫که دستگاه خوراکی‌فروشی پیشرفته رو گرفته بودیم

00:13:43.804 --> 00:13:45.924
‫و اون خبیث شد؟

00:13:45.924 --> 00:13:48.804
‫- «من خبیثم».
‫- وای «وندی دو».

00:13:48.804 --> 00:13:52.724
‫- وای اون خیلی عصبانی بود.
‫- چیزی نمونده بود دانکن رو بخوره.

00:13:56.234 --> 00:14:00.024
‫آره، این که داشتم می‌مردم
‫خیلی خنده‌دار بود. مرسی وال.

00:14:00.024 --> 00:14:03.154
‫بعدش بهم «گوز مصنوعی» اضافه داد

00:14:03.154 --> 00:14:07.154
‫که دقیقاً همون کاری رو باهات می‌کنه که می‌گن.

00:14:07.154 --> 00:14:09.127
‫آره، یه هفته طول کشید
‫تا بقایای ظرف غذا رو...

00:14:09.139 --> 00:14:12.334
‫از دیوار تمیز کنیم، یادتونه؟

00:14:25.054 --> 00:14:26.764
‫اومد. همه به جای خود.

00:14:29.554 --> 00:14:31.474
‫کاتر، نوبت توئه! برو!

00:14:32.264 --> 00:14:34.014
‫چراغ‌قوه‌ی حرف زدن و پرت کردن...

00:14:34.014 --> 00:14:36.319
‫الان به چراغ‌قوه‌ی «بخند تا نمیری»
‫تبدیل شده.

00:14:36.963 --> 00:14:40.133
‫سلام گنده‌‌بک. از این طرف بیا. آره.

00:14:43.274 --> 00:14:44.444
‫فریتز نوبت نوئه!

00:14:44.444 --> 00:14:46.324
‫اوه!

00:14:46.324 --> 00:14:48.864
‫من اینجام، ای هیولای خیلی گنده‌تر از من!

00:14:51.844 --> 00:14:53.754
‫بگیر دانکن!

00:14:54.074 --> 00:14:56.945
‫اون دنبال خنده‌ست.

00:14:56.994 --> 00:14:59.834
‫دانکن! اینجا! بده اینجا! گرفتم!

00:15:02.004 --> 00:15:03.884
‫راجر! داره میاد.

00:15:03.884 --> 00:15:06.804
‫اوه، می‌‎دونی...
‫یه چیزی لای دندونت گیر کرده.

00:15:06.804 --> 00:15:08.654
‫امیدوارم از آشناهام نباشه.

00:15:12.554 --> 00:15:13.644
‫گیر کرده!

00:15:28.534 --> 00:15:29.614
‫وای!

00:15:30.694 --> 00:15:31.614
‫تایلر!

00:15:38.293 --> 00:15:41.253
‫آهای. آهای درو باز کنید.
‫درو باز کنید.

00:15:41.320 --> 00:15:43.280
‫تا وقتی بهمون نگی دوستامون کجان
‫درو باز نمی‌کنیم.

00:15:43.334 --> 00:15:46.084
‫ما همینجاییم. ماییم. بذارید بیایم تو.

00:15:54.014 --> 00:15:55.644
‫بله. عالی شد.

00:15:55.644 --> 00:15:56.934
‫وای.

00:15:56.934 --> 00:15:58.434
‫- مایک!
‫- وازوسکی!

00:15:58.434 --> 00:15:59.564
‫نه.

00:15:59.564 --> 00:16:00.604
‫سالی!

00:16:02.064 --> 00:16:03.604
‫خب، پایانش غیرمنتظره بود.

00:16:03.920 --> 00:16:07.580
‫همگی کارتون عالی بود.
‫با موفقیت از پسش براومدین.

00:16:08.074 --> 00:16:10.574
‫چه جوری کاری کردین فریادکش
‫لباس کاستومش رو بده به شما؟

00:16:10.574 --> 00:16:13.058
‫لباس کاستوم همه‌ش جزو نقشه‌م بود.

00:16:13.130 --> 00:16:15.550
‫می‌دونستم اگه یه کوچولو تحت فشار باشین

00:16:15.636 --> 00:16:18.190
‫متحد می‌شین و تیمی کار می‌کنین.
‫همین کارو هم کردین.

00:16:18.223 --> 00:16:20.410
‫فقط یه اجرای شگفت‌انگیز بود

00:16:20.449 --> 00:16:22.228
‫تعریف از خود نباشه، که البته بود.

00:16:22.287 --> 00:16:24.531
‫دوباره! دوباره!

00:16:24.580 --> 00:16:28.223
‫متاسفم رفقا. این تنها ارائه‌ی
‫«هیولاها در تاریکی» بود.

00:16:28.424 --> 00:16:31.674
‫کل این داستان می‌تونست مکاتبه‌ی اداری بشه.

00:16:32.573 --> 00:16:34.193
‫آره، آخرین باری که دیدم یه نفر

00:16:34.226 --> 00:16:35.826
‫از اون ارتفاع افتاد، دیگه نتونست راه بره.

00:16:35.899 --> 00:16:38.819
‫بیشتر شبیه خزیدنِ خیلی کند بود.
‫جسارت نباشه.

00:16:38.866 --> 00:16:41.847
‫اوه، راستی عذرخواهیت
‫با کوکی استینکردودلت رو می‌پذیرم.

00:16:41.894 --> 00:16:43.854
‫- بالاخره! وای!
‫- چه خوبن.

00:16:43.854 --> 00:16:45.354
‫حسابی بودی گند می‌دن!

00:16:45.354 --> 00:16:47.064
‫شاید بقیه یعنی همون احمق‌ها...

00:16:47.064 --> 00:16:49.904
‫گول قهرمان‌بازی
‫و کوکی‌های حال‌به‌هم‌زنت رو خورده باشن

00:16:50.324 --> 00:16:53.364
‫- اما بنده نه.
‫- من نپختم. مامان‌بزرگم پخته.

00:16:53.876 --> 00:16:57.336
‫ویرجینیا جون؟
‫وای بده بیاد، بده بده!

00:16:58.123 --> 00:17:01.373
‫یه دونه مونده. فقط مال تو.

00:17:06.254 --> 00:17:10.344
‫نقشه‌ی خوبی بود.
‫کارت هم عالی بود می‌دونی؟

00:17:10.344 --> 00:17:12.254
‫همه رو آروم کردی و خندوندی.

00:17:12.254 --> 00:17:14.264
‫مرسی. تو هم کارت عالی بود.

00:17:15.424 --> 00:17:18.394
‫گوش کن. می‌خواستم بگم متاسفم...

00:17:18.394 --> 00:17:20.067
‫که چراغ‌قوه‌ی حرف زدن رو پرت کردم...

00:17:20.079 --> 00:17:21.507
‫و انتظار داشتم که ذهنم رو بخونی.

00:17:21.597 --> 00:17:23.216
‫آره، می‌دونی... بعد این که حرف زدیم

00:17:23.254 --> 00:17:26.310
‫کاملاً درک کردم که چرا ناراحتی.

00:17:26.610 --> 00:17:28.149
‫و می‌خوام بگم بابت اتفاقی...

00:17:28.196 --> 00:17:30.199
‫که توی بازی سافت‌بال افتاد متاسفم.
‫ من...

00:17:30.234 --> 00:17:31.654
‫تو فکر بودم می‌دونی؟

00:17:31.654 --> 00:17:34.034
‫ولی باید بیشتر حمایتت می‌کردم.

00:17:34.343 --> 00:17:36.513
‫و می‌ذاشتم تو ضربه رو بزنی تا برنده بشی.

00:17:38.189 --> 00:17:38.877
‫وای.

00:17:39.247 --> 00:17:40.749
‫بی‌صبرانه منتظرم که
‫با بهترین دستیار خنداننده‌

00:17:40.961 --> 00:17:43.142
‫دوباره برگردم اونجا.

00:17:43.994 --> 00:17:45.084
‫اوه.

00:17:47.963 --> 00:17:50.923
‫راستش، من دیگه آماده‌م
‫که خودم تنهایی یه کاری بکنم.

00:17:51.924 --> 00:17:53.384
‫می‌خوام به شغل خندانندگی مشغول شم.

00:17:54.890 --> 00:17:57.600
‫اوه آره. پیشنهاد کاری خنداننده شدن.

00:17:57.674 --> 00:18:00.344
‫البته، حتماً باید قبول کنی. می‌دونی؟

00:18:00.344 --> 00:18:04.144
‫یعنی... خب منم بودم همین کارو می‌کردم.
‫راستش خب قبلاً کردم.

00:18:05.434 --> 00:18:08.894
‫پس... آره. تبریک می‌گم درخشش تک‌شاخ.

00:18:09.907 --> 00:18:12.527
‫گمونم توی طبقه‌ی خنده می‌بینمت.

00:18:12.560 --> 00:18:15.110
‫مگر این که اول من اون بالا ببینمت.

00:18:16.824 --> 00:18:19.864
‫خیلی خب. من... بعداً می‌بینمت.

00:18:21.306 --> 00:18:24.096
‫اوه. این پاکت شکر این پایین چی کار می‌کنه؟

00:18:24.284 --> 00:18:26.164
‫همه جا رو دنبال اینا گشتم.

00:18:26.367 --> 00:18:28.867
‫نگهش می‌دارم برای قهوه‌ی موقع خوابالودگیم.

00:18:29.006 --> 00:18:30.670
‫می‌دونستی زیاده‌روی توی نوشیدن این چیزها...

00:18:30.711 --> 00:18:32.294
‫تو رو عصبی‌تر از حالت عادی می‌کنه؟

00:18:32.294 --> 00:18:34.424
‫نخیرم، بنفشک به‌درد‌نخور!

00:18:34.424 --> 00:18:36.424
‫اوه راستی، برای نورپردازی‌ها...

00:18:36.424 --> 00:18:38.764
‫و فریادها و رد چنگال‌ها کارت عالی بود.

00:18:38.764 --> 00:18:40.904
‫واقعاً باعث شد جریان روح وحشتناک رو باور کنن.

00:18:40.939 --> 00:18:42.979
‫رد چنگال؟ کار من نبود.