WEBVTT

00:00:01.918 --> 00:00:04.496
یک کمپ اسیران جنگی
در قلب دولت سوم آلمان.

00:00:04.746 --> 00:00:07.165
استالاگ لوفت 3 کمپی بود مخصوص

00:00:07.415 --> 00:00:08.592
مردانی طراحی شده بود که

00:00:08.842 --> 00:00:11.668
فعالیتهایی در راستای
فرار انجام داده بودند.

00:00:12.920 --> 00:00:14.598
دم خور شدن با جاسوسان.

00:00:14.848 --> 00:00:17.601
ترفند مرسوم آلمان ها
برای جلوگیری از فرار

00:00:17.851 --> 00:00:21.855
و آشوب،
به کار گرفتن گاه و بیگاه جاسوس بود.

00:00:22.105 --> 00:00:25.609
یک افسر شجاع بریتانیایی،
یک فرار بی باکانه ترتیب داد.

00:00:25.859 --> 00:00:28.612
بوشل همچنین امیدواره
که با یک فرار دسته جمعی،

00:00:28.862 --> 00:00:31.697
در جبهه جنگ، ورق رو برگردونه.

00:00:33.274 --> 00:00:34.692
آیا اون و افرادش میتونن از

00:00:34.942 --> 00:00:37.195
چنگال آهنی هیتلر رها بماسه
و به سوی آزادی تونل بسازن؟

00:00:37.445 --> 00:00:38.789
تونل به اندازه کافی طولانی نبود.

00:00:39.039 --> 00:00:41.783
و اونها دقیقا زیر یک
برج دیده بانی بودن.

00:00:42.033 --> 00:00:44.536
این تنها مشکل اون شب نبود.

00:00:44.786 --> 00:00:46.211
حدود ساعت 1:30 صبح...

00:00:48.715 --> 00:00:50.174
با یه ریزش روبرو شدن.

00:00:55.805 --> 00:00:58.475
بعضی از مهم ترین داستانهایی
که تا به امروز گفته شده،

00:00:58.725 --> 00:01:00.884
از پشت میله ها شروع شده.

00:01:02.395 --> 00:01:04.314
محصور شده در بدنام ترین

00:01:04.564 --> 00:01:06.140
زندان های دنیا،

00:01:06.390 --> 00:01:10.645
که توسط نگهبانان و هم
بند زندانی ها پاییده میشه.

00:01:10.895 --> 00:01:14.239
برای فرار کردن باید
ذهن فریبکاری داشته باشی.

00:01:16.317 --> 00:01:18.829
ممکنه به آزادیت ختم بشه،

00:01:19.079 --> 00:01:20.746
یا ممکنه به قیمت جونت تموم بشه.

00:01:23.241 --> 00:01:27.086
ولی اگه چیزی برای از دست دادن نداشتی،
امتحانش نمیکردی؟

00:01:30.048 --> 00:01:34.303
فرارهای بزرگ
مترجم: حانیه حسن آبادی

00:01:39.265 --> 00:01:41.852
استالاگ لوفت 3،

00:01:42.102 --> 00:01:47.023
بدنام ترین کمپ زندانیان
نازی در جنگ جهانی دومه.

00:01:47.273 --> 00:01:48.516
نیروهای هوایی متفقین که

00:01:48.766 --> 00:01:52.612
پیش از این سعی در فرار از کمپ های
زندانیان دیگه رو داشتن، نگه میداره.

00:01:52.862 --> 00:01:55.782
طراحی این یکی متفاوته.

00:01:56.032 --> 00:01:58.441
ضد فرار.

00:01:59.861 --> 00:02:02.061
سرباز خانه ها روی پایه قرار دارن.
(از زمین فاصله دارند.)

00:02:02.311 --> 00:02:05.458
که پنهان کردن ورودی
تونل رو سخت میکنه.

00:02:05.708 --> 00:02:08.795
خاکش مثل ماسه نرمه،

00:02:09.045 --> 00:02:11.965
که باعث میشه تونل ها متزلزل باماسه.

00:02:12.215 --> 00:02:15.043
و ردیفی از میکروفونهای
لرزه نگار وجود داره

00:02:15.293 --> 00:02:18.295
که صدای حفاری رو تشخیص میدن.

00:02:19.630 --> 00:02:22.475
اگر سعی کنی روی سطح
زمین دست به فرار بزنی،

00:02:22.725 --> 00:02:25.312
دو ردیف سیم خار دار هست،

00:02:25.562 --> 00:02:28.139
و نگهبانان مسلحی که 24
ساعته در برجهای مراقبت

00:02:28.389 --> 00:02:31.651
نگهبانی میدن.

00:02:31.901 --> 00:02:33.904
و حتی قبل از رسیدن به فنس ها،

00:02:34.154 --> 00:02:37.324
یک سیم تله هست.

00:02:37.574 --> 00:02:41.244
هرکس که از این خط رد بشه،

00:02:41.494 --> 00:02:43.328
بلافاصله مورد اصابت
گلوله قرار میگیره.

00:02:45.582 --> 00:02:48.752
ولی یک مرد تصمیم به فرار گرفته

00:02:49.002 --> 00:02:52.413
و صدها نیروی هوایی رو
هم با خودش همراه کرده.

00:02:52.663 --> 00:02:55.342
اون در نظر داره که یک
فرار بزرگ رو ترتیب بده،

00:02:55.592 --> 00:02:58.252
که میتونست جبهه آلمان رو بی ثبات کنه

00:02:58.502 --> 00:03:01.839
و جریان جنگ رو به
ضرر نازی ها تغییر بده.

00:03:02.089 --> 00:03:04.351
این مرد 33 ساله

00:03:04.601 --> 00:03:08.020
رهبر دسته های هوایی نیروهای
هوایی انگلستان، راجر بوشل ه.

00:03:13.526 --> 00:03:15.603
راجر بوشل از خانواده ای انگلیسی

00:03:15.853 --> 00:03:17.438
در آفریقای جنوبی متولد شد.

00:03:17.688 --> 00:03:19.857
او به نیروی هوایی
پادشاهی (انگلیس) پیوست

00:03:20.107 --> 00:03:23.027
و در زمان شروع جنگ،
رهبر دسته های هوایی بود.

00:03:23.277 --> 00:03:24.445
در جریان اولین ماموریتش

00:03:24.695 --> 00:03:28.708
باید واحدی از دسته های هواییش
رو به سمت فرانسه رهبری میکرد

00:03:28.958 --> 00:03:33.463
تا بر تخلیه دانکرک سایه بندازه.

00:03:33.713 --> 00:03:37.467
و جنگ هوایی بوشل تقریبا پیش از شروع،
به پایان رسید،

00:03:37.717 --> 00:03:40.211
چون در یکی از اولین
ماموریت هاش در اوایل روز

00:03:40.461 --> 00:03:42.714
منهدم شد.

00:03:42.964 --> 00:03:45.390
بوشل توسط نیروهای نازی دستگیر شد...

00:03:47.477 --> 00:03:50.972
ولی هیچ کمپ زندانیانی قادر
به نگه داشتن او در بند نبود.

00:03:51.222 --> 00:03:53.483
اوایل راجر بوشل یکی از

00:03:53.733 --> 00:03:56.236
زندانی های نیروی هوایی بود،
و این موضوع

00:03:56.486 --> 00:04:00.156
در کنار شخصیت فوق العاده قوی اش،

00:04:00.406 --> 00:04:01.649
به نوعی او را مسئول

00:04:01.899 --> 00:04:04.577
سازماندهی های فرار قرار میداد.

00:04:04.827 --> 00:04:07.664
تا زمانی که در جریان
جنگ افرادی زندانی باشن،

00:04:07.914 --> 00:04:11.918
نقشه هایی هم برای فرار توسط
برخی از اونها ریخته میشه.

00:04:12.168 --> 00:04:14.579
برخی از این فرار به سوی آزادی ها توسط

00:04:14.829 --> 00:04:18.758
گروهی از سربازان سازماندهی
میشه و برخی از اونها تلاشهای

00:04:19.008 --> 00:04:23.013
انفرادی زندانی های
بیچاره برای آزادیه.

00:04:23.263 --> 00:04:25.348
او بارها فرار کرده بود،

00:04:25.598 --> 00:04:28.092
ولی فراری که واقعا
اونو به دردسر انداخت،

00:04:28.342 --> 00:04:31.354
مربوط به فرار او و همکارش از قطار بود

00:04:31.604 --> 00:04:33.940
و همکارش اهل چک بود و خب قصدشون

00:04:34.190 --> 00:04:37.110
رفتن به کشور چکسلواکی بود. (در سال
1992 به دو کشور چک و اسلواکی تفکیک شد)

00:04:37.360 --> 00:04:40.772
بوشل و همکارانش در چکسلواکی

00:04:41.022 --> 00:04:42.782
پناهگاهی متعلق به
خانواده ای محلی دلسوز

00:04:43.032 --> 00:04:46.202
نسبت به جبهه متفقین پیدا میکنن.

00:04:46.452 --> 00:04:48.362
تنها مشکلی که پیش اومد

00:04:48.612 --> 00:04:50.448
این بود که اونها دقیقا
زمانی به چکسلواکی رسیدن

00:04:50.698 --> 00:04:54.786
که کمیسر دولت آلمان، راینهارد هایدریش

00:04:55.036 --> 00:04:57.547
کشته شده بود و تمام کشور

00:04:57.797 --> 00:05:01.468
در حالت نوعی قرنطینه
نظامی قرار گرفته بود.

00:05:01.718 --> 00:05:04.387
هرکسی که حتی ذره ای مشکوک بود،
دستگیر شد،

00:05:04.637 --> 00:05:06.473
از جمله راجر بوشل.

00:05:06.723 --> 00:05:09.133
بوشل و بقیه سربازها دستگیر میشن

00:05:09.383 --> 00:05:10.468
و ارتباطش با خانواده چکی،

00:05:10.718 --> 00:05:14.481
درنهایت توسط منبعی نامشخص لو میره.

00:05:14.731 --> 00:05:17.558
و خانواده ای که به این دو
نیروی هوایی پناه داده بودن،

00:05:17.808 --> 00:05:21.312
تک به تک کشته میشه.

00:05:21.562 --> 00:05:22.722
بوشل اینو به حافظه سپرده بود.

00:05:22.972 --> 00:05:25.900
طبق گفته ها،
او نه تنها از این اتفاق ناراحت بود،

00:05:26.150 --> 00:05:29.487
بلکه تقریبا شکسته شده بود.

00:05:29.737 --> 00:05:32.657
این موضوع نفرتش رو
نسبت به نازی ها بیشتر کرد

00:05:32.907 --> 00:05:35.076
که تقریبا به یه وسواس
بیمارگونه تبدیل شده بود

00:05:35.326 --> 00:05:38.412
و اونو تاحدودی مصمم کرده بود

00:05:38.662 --> 00:05:41.582
تا هرکاری که از دستش
برمی آمد برای تضعیف، واپاشی

00:05:41.832 --> 00:05:45.253
و آشفته کردن رژیم نازی انجام بده.

00:05:45.503 --> 00:05:47.263
بوشل به تنها مکانی که

00:05:47.513 --> 00:05:51.174
نازی ها میدونن قادر به نگه داشتن
اونه، میبرن؛ به استالاگ لوفت 3.

00:05:58.265 --> 00:05:59.705
استالاگ لوفت 3 یه کمپ تازه تاسیس بود

00:05:59.955 --> 00:06:02.195
و هدف ساختش هم این بود
که افرادی که سعی کرده بودن

00:06:02.445 --> 00:06:04.781
از سایر کمپ ها در سراسر
آلمان فرار کنن رو نگه داره.

00:06:05.031 --> 00:06:08.943
از نظر رژیم نازی،
اون یه زندان ضدفرار بود،

00:06:09.193 --> 00:06:11.279
ولی این موضوع بوشل رو نمیترسونه.

00:06:11.529 --> 00:06:13.373
بوشل به محض رسیدن به اینجا،

00:06:13.623 --> 00:06:16.033
به فکر فراره.

00:06:16.283 --> 00:06:19.370
او خیلی سریع به عنوان رهبر

00:06:19.620 --> 00:06:22.048
کمیته فرار از کمپ، ملقب به

00:06:22.298 --> 00:06:24.300
سازمان ایکس، انتخاب میشه.

00:06:24.550 --> 00:06:28.388
اون به عنوان ایکس بزرگ کمیته میرسه.

00:06:28.638 --> 00:06:31.716
راجر ایکس بزرگ بود و
فکر میکنم که این یه عنوان

00:06:31.966 --> 00:06:35.979
بود که اون با افتخار قبولش کرد. با
اینکه قبلا کسی چنین کاری نکرده بود.

00:06:36.229 --> 00:06:39.807
مشخصا بوشل مغز متفکر فراره

00:06:40.057 --> 00:06:42.559
ولی تنها دست به عمل نمیزنه.

00:06:44.145 --> 00:06:45.897
جرزی مانشین

00:06:46.147 --> 00:06:47.815
یه مهندسه.

00:06:48.065 --> 00:06:50.151
تیم ولن

00:06:50.401 --> 00:06:52.996
یه جعل کننده اسناده.

00:06:53.246 --> 00:06:57.825
تنها تعداد افراد کم دیگه
ای از جزئیات نقشه باخبرن.

00:06:58.075 --> 00:07:01.078
بوشل در راس کمیته فرار قرار داره،

00:07:01.328 --> 00:07:05.249
ولی درحال حاضر
نیازمند یه نقشه فرار عملیه.

00:07:05.499 --> 00:07:07.919
ساختن تونل متعارف ترین

00:07:08.169 --> 00:07:10.087
و درنتیجه مورد انتظارترین

00:07:10.337 --> 00:07:11.505
راه فراره.

00:07:11.755 --> 00:07:13.016
آلمانی ها دائما در جستجوی

00:07:13.266 --> 00:07:14.342
تونلها در کمپ هستن.

00:07:14.592 --> 00:07:17.261
و ده ها بار تلاش برای فرار
از طریق تونل اتفاق افتاده.

00:07:17.511 --> 00:07:19.096
بوشل و بقیه افراد اینو میدونن

00:07:19.346 --> 00:07:21.357
پس او دست به یک نقشه بی باکانه زد

00:07:21.607 --> 00:07:26.270
تا همزمان نه یک، نه دو، بلکه سه تونل

00:07:26.520 --> 00:07:29.699
حفر کنن،
نقشه اینه که

00:07:29.949 --> 00:07:33.203
اگر آلمانی ها یکی از تونلهارو
پیدا کرده و اونو خراب کنن،

00:07:33.453 --> 00:07:36.781
تقریبا محاله که متوجه بشن

00:07:37.031 --> 00:07:40.960
که یک یا دو تونل دیگه در همون ابعاد

00:07:41.210 --> 00:07:44.372
همزمان با اون در حال ساخته.

00:07:44.622 --> 00:07:46.040
نازی ها گروهی مسئول کشف

00:07:46.290 --> 00:07:49.293
تلاشهای فرار دارن.

00:07:49.543 --> 00:07:52.713
سربازانی نخبه تحت عنوان «فرت ها»

00:07:52.963 --> 00:07:55.132
فرت ها به طور خاص به این
منظور توسط نیروی هوایی آلمان

00:07:55.382 --> 00:07:57.385
به عنوان بخشی از نقشه آورده شده بودن

00:07:57.635 --> 00:08:00.054
که به نوعی کمپ ضدفرار بسازن.

00:08:00.304 --> 00:08:02.640
نگهبانانی که به طور خاص آموزش دیده،
که پیش از این

00:08:02.890 --> 00:08:04.817
با زندانی ها سروکار داشتن.

00:08:05.067 --> 00:08:08.062
و فرت ها خیلی کارآمد بودن.

00:08:08.312 --> 00:08:10.815
اونها دشمن بالقوه
زندانی ها محسوب میشدن.

00:08:11.065 --> 00:08:12.566
و فکر میکنم که هر دو جناح

00:08:12.816 --> 00:08:14.652
احتمالا از این جنگ لذت نمیبردن

00:08:14.902 --> 00:08:18.498
ولی مشخصا با تمام قوا واردش شده بودن.

00:08:18.748 --> 00:08:20.083
یکی از مسائلی که راجر بوشل

00:08:20.333 --> 00:08:22.168
و رفقاش روی اون کار کردن

00:08:22.418 --> 00:08:26.664
درباره اهمیت در خفا
نگه داشتن نقشه بود.

00:08:26.914 --> 00:08:28.249
تونل ها اسم رمز داشتن

00:08:28.499 --> 00:08:29.667
تام، دیک و هری.

00:08:29.917 --> 00:08:32.503
تام، دیک و هری.

00:08:32.753 --> 00:08:35.098
چاره ای جز عشق ورزیدن
به طنازی بریتانیایی نداری.

00:08:35.348 --> 00:08:37.842
اونها میخواستن مطمئن
ماسه که زندانی ها یهو نگن:

00:08:38.092 --> 00:08:39.510
«تونل تا کجا پیش رفته؟»

00:08:39.760 --> 00:08:41.437
بهتره بگن:
«امروز دیک چطوره؟»

00:08:41.687 --> 00:08:42.430
«امروز تام چطوره؟»

00:08:42.680 --> 00:08:44.432
«امروز هری چطوره؟»

00:08:44.682 --> 00:08:46.934
نگهبان ها تنها کسانی
نیستند که هدف این گول زدن

00:08:47.184 --> 00:08:49.195
توسط اسم رمز ها اند.

00:08:49.445 --> 00:08:52.356
ترفند مرسوم آلمان ها
برای جلوگیری از فرار

00:08:52.606 --> 00:08:54.692
و آشوب در یک زندان، به کار گرفتن

00:08:54.942 --> 00:08:56.944
گاه و بیگاه جاسوس بود.

00:08:57.194 --> 00:08:58.446
جاسوس فردی بود که با

00:08:58.696 --> 00:09:00.707
زندانی ها منتقل میشد،
ظاهری شبیه زندانی ها داشت،

00:09:00.957 --> 00:09:02.792
مثل زندانی ها حرف میزد،
به نظر زندانی میومد،

00:09:03.042 --> 00:09:06.287
ولی در خدمت دشمن بود.

00:09:06.537 --> 00:09:09.206
و اسیران جنگی از این موضوع باخبر بودن

00:09:09.456 --> 00:09:11.876
درنتیجه این یه حرکت متعارف بود

00:09:12.126 --> 00:09:15.546
که هروقت دسته جدید
زندانی ها وارد میشد،

00:09:15.796 --> 00:09:17.316
باید تک تک اونها توسط
زندانی های قدیمی

00:09:17.566 --> 00:09:18.466
ضمانت میشد.

00:09:18.716 --> 00:09:21.477
چه کسی که با اونها
توی یک دسته هوایی بوده

00:09:21.727 --> 00:09:24.981
یا اینکه در یک مدرسه
بودن و چه هم شهری بودند.

00:09:25.231 --> 00:09:27.391
و اگر چنین شخصی پیدا نمیشد، میگفتن:

00:09:27.641 --> 00:09:29.560
«اهل کجایی؟»
اهل برایتونم

00:09:29.810 --> 00:09:31.738
پس نیم ساعت بعد فرد دیگه ای که

00:09:31.988 --> 00:09:32.730
میدونستن اهل برایتونه

00:09:32.980 --> 00:09:34.240
ظاهر میشد

00:09:34.490 --> 00:09:36.993
و سوالاتی درباره شکل
و شمایل برایتون میپرسید.

00:09:37.243 --> 00:09:39.236
«رستوران های خوب کجان؟»
«کدوم خیابونا خوبن؟»

00:09:39.486 --> 00:09:40.404
«کافه های خوب کجان؟»

00:09:40.654 --> 00:09:42.665
و در عرض چند دقیقه متوجه میشدن که

00:09:42.915 --> 00:09:44.325
اون فرد عضو نیروی هوایی

00:09:44.575 --> 00:09:45.743
اهل برایتونه یا نه.

00:09:45.993 --> 00:09:47.587
اگر مشخص میشد که این فرد

00:09:47.837 --> 00:09:49.747
کسی که ادعا میکرد، نبوده

00:09:49.997 --> 00:09:51.341
معمولا واکنش زندانی ها این بود

00:09:51.591 --> 00:09:53.593
که به آلمان ها خبر بدن که

00:09:53.843 --> 00:09:55.603
این یارو دست ماست.
میدونیم که اون از ما نیست.

00:09:55.853 --> 00:09:56.754
یکی از شماست.

00:09:57.004 --> 00:09:59.432
تا قبل از ساعت6:00 صبح اونو ببرید.

00:09:59.682 --> 00:10:02.009
در غیر این صورت ما هیچگونه
مسئولیتی درقبال جونش نداریم.

00:10:02.259 --> 00:10:03.935
و این همیشه جواب میداد.

00:10:05.438 --> 00:10:08.015
خلاص شدن از شر جاسوس ها،
بخش بزرگی از نقشه ست

00:10:08.265 --> 00:10:10.101
چون تعدادی بسیار زیادی از زندانی ها

00:10:10.351 --> 00:10:12.862
شامل نقشه فرار هستن.

00:10:13.112 --> 00:10:15.272
بخش بی باکانه دیگه نقشه بوشل،

00:10:15.522 --> 00:10:17.116
تعداد خیلی زیاد سربازانی بود

00:10:17.366 --> 00:10:20.119
که نقشه داشت اونهارو از کمپ خارج کنه.

00:10:20.369 --> 00:10:24.031
اکثر فرار از زندان
ها شامل ده ها نفر میشه

00:10:24.281 --> 00:10:30.037
اون قصد داره بالغ بر 200
اسیر جنگی رو آزاد کنه.

00:10:30.287 --> 00:10:32.131
نقشه فراری دادن 200 نفر بود،

00:10:32.381 --> 00:10:35.626
اما برای عملی کردن فرار،
نیاز به 600 نفر بود. (؟)

00:10:35.876 --> 00:10:37.053
البته امید دارن که

00:10:37.303 --> 00:10:39.046
هرتعداد از افرادی
که میتونن رو آزاد کنن

00:10:39.296 --> 00:10:43.134
اما بوشل همچنین امیدواره
که یک فرار دسته جمعی،

00:10:43.384 --> 00:10:46.720
آلمانی ها رو مجبور به آغاز یک
تعقیب و گریز گسترده انسانی کنه

00:10:46.970 --> 00:10:48.648
که منابع رو از جنگ

00:10:48.898 --> 00:10:50.558
در جبهه دور کرده و

00:10:50.808 --> 00:10:52.977
به سمت بازپس گیری ده ها یا

00:10:53.227 --> 00:10:55.144
حتی صدها زندانی منحرف کنه.

00:10:57.481 --> 00:10:59.992
راجر بوشل بر این باور
بود که فرار 200 الی 250

00:11:00.242 --> 00:11:03.996
نیروی هوایی چنان هرج و
مرج در آلمان ایجاد میکنه،

00:11:04.246 --> 00:11:06.582
چنان هرج و مرج در
رژیم نازی ایجاد میکنه

00:11:06.832 --> 00:11:08.826
که صدمات بیشماری در

00:11:09.076 --> 00:11:11.579
رهبری آلمان خواهد داشت.

00:11:11.829 --> 00:11:13.831
اما بوشل میدونه که

00:11:14.081 --> 00:11:16.008
متقاعد کردن بیش از 200 نیروی هوایی

00:11:16.258 --> 00:11:19.095
برای به خطر انداختن
جانشان با تلاش برای فرار،

00:11:19.345 --> 00:11:21.264
کار سختیه.

00:11:21.514 --> 00:11:23.924
پس اونهارو توی این
آلونک دور هم جمع کرد

00:11:24.174 --> 00:11:27.344
و از صمیم قلب شروع به صحبت کرد.

00:11:27.594 --> 00:11:30.598
اون میگه: «همه افرادی
که اینجا توی این اتاق هستن،

00:11:30.848 --> 00:11:32.358
در وقت اضافه زندگی میکنن.

00:11:32.608 --> 00:11:35.603
انصافا، باید هممون مرده باشیم.

00:11:35.853 --> 00:11:39.273
تنها دلیلی که خدا
بهمون زمان اضافه داده

00:11:39.523 --> 00:11:42.785
اینه که بتونیم زندگی رو
برای آلمانی ها جهنم کنیم.

00:11:43.035 --> 00:11:47.457
سه تونل خیلی عمیق و
خیلی طولانی حفر میکنیم،

00:11:47.707 --> 00:11:51.461
تام، دیک و هری.

00:11:51.711 --> 00:11:53.536
یکی از اونها به موفقیت منجر میشه.»

00:12:06.467 --> 00:12:09.228
حفر کردن مسیرتون به
بیرون از استالاگ لوفت 3

00:12:09.478 --> 00:12:12.315
به طرز عجیبی سخته.

00:12:12.565 --> 00:12:16.235
اولا، هر تونلی باید بیش
از 91 متر طول داشته باشه،

00:12:16.485 --> 00:12:18.979
تا به منطقه امن جنگل برسن.

00:12:19.229 --> 00:12:21.482
در ثانی، ماسه سست رو پیش رو دارین،

00:12:21.732 --> 00:12:23.576
میکروفن های لرزه نگار،

00:12:23.826 --> 00:12:25.069
کمبود لوازم حفاری،

00:12:25.319 --> 00:12:28.831
و البته فرت ها.

00:12:29.081 --> 00:12:31.334
وظیفه این سربازهای نخبه نازی

00:12:31.584 --> 00:12:33.586
اینه که جاسوسی اسیران جنگی رو بکنن

00:12:33.836 --> 00:12:37.006
و هر تونلی رو قبل از تکمیل شدنش،
ردیابی کنن.

00:12:37.256 --> 00:12:41.835
پس افراد نیروی هوایی انگلیس،
شبکه جاسوسی ای به کار گرفتن،

00:12:42.085 --> 00:12:43.920
که جاسوسی جاسوس هارو بکنه.

00:12:49.927 --> 00:12:51.679
سازمان بوشل به سرعت متوجه شد

00:12:51.929 --> 00:12:53.773
که تنها راه مقابله با فرت ها

00:12:54.023 --> 00:12:56.275
اینه که هر ثانیه اونهارو

00:12:56.525 --> 00:12:59.019
تحت نظر داشته باشن.

00:12:59.269 --> 00:13:00.604
با داشتن افرادی که
بهشون دست نشانده میگفتن،

00:13:00.854 --> 00:13:02.273
این افرادی که در اطراف پرسه میزدن و

00:13:02.523 --> 00:13:03.783
همه چیزو زیر نظر داشتن.

00:13:04.033 --> 00:13:05.952
پس باید سازمان بزرگی داشته باشی.

00:13:06.202 --> 00:13:09.446
وجود دست نشانده ها
برای سازمان حیاتیه.

00:13:09.696 --> 00:13:11.457
ولی این چشمهای هوشیار

00:13:11.707 --> 00:13:14.785
در شب هم توسط بوشل
بیدار نگه داشته میشن.

00:13:15.035 --> 00:13:18.789
فقط مانشین،
ولن و تعداد افراد انگشت شماری،

00:13:19.039 --> 00:13:21.801
از تمام جزئیات نقشه باخبرن.

00:13:22.051 --> 00:13:24.971
هیچکس اجازه نداشت بیشتر از چیزی که

00:13:25.221 --> 00:13:27.631
لازم بود بدونن رو بدونه.

00:13:27.881 --> 00:13:30.884
بنابراین این طرح برای حفر
این تونل ها در نظر گرفته شد،

00:13:31.134 --> 00:13:33.563
اما شاید فقط چهار یا
پنج نفر ازش باخبر بودن.

00:13:33.813 --> 00:13:37.391
از یه نفر خواستن که
اگه اون فردی که اونجاست،

00:13:37.641 --> 00:13:40.644
کلاهش را برداره و دوباره سرش کنه،

00:13:40.894 --> 00:13:41.904
دوست دارم کلاهتو بچرخونی

00:13:42.154 --> 00:13:44.481
و اونو سروته بذاری، این وظیفه توعه.

00:13:44.731 --> 00:13:46.650
و او نمیدونست که این کار برای چیه،

00:13:46.900 --> 00:13:48.652
اما نکته این بود که
این علامتی بود برای

00:13:48.902 --> 00:13:52.081
شخص دیگری که زیر بغلشو بخارونه،

00:13:52.331 --> 00:13:54.825
و این علامتی برای شخص دیگه ای بود که

00:13:55.075 --> 00:13:58.670
به کمپ بره و بگه:
«نگهبانی داره میاد.»

00:14:01.248 --> 00:14:03.334
کسی نمیدونست چرا زیر بغلشو میخارونه

00:14:03.584 --> 00:14:04.918
یا کلاهشو میچرخونه،

00:14:05.168 --> 00:14:08.255
اما این قطعه‌ای حیاتی از پازل بود،

00:14:08.505 --> 00:14:10.007
و راجر بوشل میدونست

00:14:10.257 --> 00:14:12.676
چطور کانال‌های
ارتباطیو راه‌اندازی کنه

00:14:12.926 --> 00:14:14.520
تا اگه کسی گیر افتاد،

00:14:14.770 --> 00:14:16.430
از همه چیز بی اطلاع باشه.

00:14:16.680 --> 00:14:19.767
به لطف وجود شبکه ضد جاسوسی خود،

00:14:20.017 --> 00:14:23.269
بوشل توجه خودشو به حفاری معطوف میکنه.

00:14:28.191 --> 00:14:29.869
خاک اطراف زندان کاملاً ماسه ای بود

00:14:30.119 --> 00:14:32.204
که حفاری در اون راحته،

00:14:32.454 --> 00:14:34.865
ولی ثابت نگه داشتنش سخته.

00:14:35.115 --> 00:14:37.635
کافیه به ماسه و ماسه ای فکر
کنین که از بین انگشتاتون رد میشه.

00:14:37.885 --> 00:14:39.787
اونها به این طرح مبتکرانه رسیدن که

00:14:40.037 --> 00:14:43.957
تخته‌هارو از تخت خواب
های زندان بیرون بیارن و

00:14:44.207 --> 00:14:46.460
این تخته‌ها رو پنهانی به اتاقی که

00:14:46.710 --> 00:14:48.054
در آن تونل حفر میکردن می‌بردن

00:14:48.304 --> 00:14:50.384
و سپس از تخته‌ها برای نگه
داشتن زمین استفاده می‌کردن.

00:14:50.634 --> 00:14:52.034
چجوری میخوای اونهارو به هم وصل کنی؟

00:14:52.284 --> 00:14:54.301
میخوای از کجا میخ و چکش گیر بیاری؟

00:14:54.551 --> 00:14:55.991
«نمیتونیم از میخ و چکش استفاده کنیم.

00:14:56.241 --> 00:14:57.221
چون خیلی پر سروصداست.»

00:14:57.471 --> 00:15:00.557
اسیران جنگی نیازمند این بودن

00:15:00.807 --> 00:15:03.569
که تخته ها به بهترین شکل
در راستای تونل ها قرار بگیرن

00:15:03.819 --> 00:15:06.980
و دنبال روشی بودن که این تخته هارو

00:15:07.230 --> 00:15:09.909
در شرایط وحشتناک، در تاریکی

00:15:10.159 --> 00:15:12.411
یا تقریبا تاریک به هم جفت کنه.

00:15:12.661 --> 00:15:14.747
باید یه روش آسون میبود.

00:15:14.997 --> 00:15:17.324
و کاری که اونها کردن این
بود که تخته های چوبی تخت

00:15:17.574 --> 00:15:19.502
مثل این رو برداشتن...

00:15:19.752 --> 00:15:20.744
خب، این تخته چوبی تخت نیست.

00:15:20.994 --> 00:15:22.088
این صرفا یه مدله.

00:15:22.338 --> 00:15:27.501
اونها این قسمتای کوچیکو
از سر هر تخته جدا کردن

00:15:27.751 --> 00:15:30.096
و بعد کاری که تونستن انجام بدن

00:15:30.346 --> 00:15:33.182
این بود که تونستن صدها
تخته مثل این درست کنن

00:15:33.432 --> 00:15:35.184
که همشون کاملا شبیه به هم بودن.

00:15:35.434 --> 00:15:37.678
اونها به زیبایی به هم چفت میشن

00:15:37.928 --> 00:15:40.189
درست مثل در و تخته.

00:15:40.439 --> 00:15:41.941
باید خیلی حواسشون جمع میبود

00:15:42.191 --> 00:15:44.694
تا مطمئن بشن که همه اونها
درست سر جاشون قرار بگیرن

00:15:44.944 --> 00:15:48.531
چون به محض اینکه
یکیشون اشتباه جا بخوره،

00:15:48.781 --> 00:15:50.107
با فروریزش مواجه میشی.

00:15:50.357 --> 00:15:51.942
و اونها با کلی فروریزش روبرو شدن

00:15:52.192 --> 00:15:54.027
تونل حدود 107 متر طول داشت

00:15:54.277 --> 00:15:56.288
ولی تخته های چوبی هم
باید به یه جایی وصل میشدن

00:15:56.538 --> 00:16:00.534
پس داریم در یه چیزی حدود 122
متر یا همین حدود صحبت میکنیم.

00:16:00.784 --> 00:16:03.295
این یعنی تعداد خیلی خیلی زیادی
از تخته های چوبی تخت خواب...

00:16:03.545 --> 00:16:05.539
داریم صحبت از هزاران تخته چوبی میکنیم

00:16:05.789 --> 00:16:08.375
که باید مورد استفاده قرار میگرفت.

00:16:08.625 --> 00:16:10.803
تخت ها تنها وسیله آسایشی نبودن

00:16:11.053 --> 00:16:14.296
که زندانی ها برای نقشه فرار،
فدا کردن.

00:16:20.053 --> 00:16:22.146
اونها اجازه پخش موسیقی
در آلونک هاشون رو داشتن.

00:16:25.567 --> 00:16:29.813
داخل گرامافون یه ورقه فنری بود،

00:16:30.063 --> 00:16:32.566
فلزیه و وقتی از هم بازش کنی،

00:16:32.816 --> 00:16:35.484
خیلی سخت و خیلی محکمه.

00:16:38.905 --> 00:16:42.326
و کاری که میتونی
بکنی اینه که بازش کنی

00:16:42.576 --> 00:16:46.412
و بعد با یک سوهان،
بهش دندونه اضافه کنی.

00:16:49.008 --> 00:16:50.926
اینم از اره شما.

00:16:51.176 --> 00:16:54.171
با جفت و جور شدن وسایل اصلی،

00:16:54.421 --> 00:16:56.757
حالا وقت حفاریه.

00:16:57.007 --> 00:17:00.761
و حفاری... و حفاری...

00:17:01.011 --> 00:17:03.105
و چیزی که بوشل و همدستاش میخواستن

00:17:03.355 --> 00:17:05.357
این بود که تونلی که حفر میکنن،
عمق زیادی داشته باشه

00:17:05.607 --> 00:17:09.853
که صدای اون توسط هیچ
میکروفنی قابل تشخیص نباشه.

00:17:10.103 --> 00:17:12.439
این تونلها باید عمیق باشن.

00:17:12.689 --> 00:17:16.035
باید 9 متر زیر زمین باشن.

00:17:16.285 --> 00:17:19.947
این عمق قابل توجهی برای تونل بود

00:17:20.197 --> 00:17:23.700
اونم برای شروع تونلی که
به ورای دیوار کمپ میرفت.

00:17:23.950 --> 00:17:25.211
میتونه صدها متر طول داشته باشه.

00:17:25.461 --> 00:17:28.047
پس این خودش به تنهایی
مسئولیت بزرگی بود.

00:17:28.297 --> 00:17:31.133
مقدار ماسه ها هم بعد از حفاری،

00:17:31.383 --> 00:17:33.552
نسبت به زمانی که در زمین به هم

00:17:33.802 --> 00:17:35.887
به هم فشرده شدن، خیلی بیشتر میشه.

00:17:37.806 --> 00:17:39.391
بر اساس اندازه و طول تونل،

00:17:39.641 --> 00:17:43.053
حدود 125 تن، مصالح از اونجا خارج شده

00:17:43.303 --> 00:17:45.472
که باید از شرشون خلاص شد.

00:17:45.722 --> 00:17:48.162
بخش سخت کار اینجا بود که چطور
بدون اینکه آلمانی ها متوجه بشن،

00:17:48.412 --> 00:17:50.246
از شر خاک ها خلاص شد.

00:17:54.147 --> 00:18:00.147
هرچیزی که از اونجا خارج میشه--
خب باید ناپدید بشه.

00:18:00.487 --> 00:18:04.241
ولی در کمپ زندانیان که
شدیدا تحت نظارت نازی هاست

00:18:04.491 --> 00:18:08.161
اسیران جنگی کجا باید
از شر چندین تن ماسه

00:18:08.411 --> 00:18:10.254
اونم بدون دستگیر شدن، خلاص بماسه؟

00:18:29.099 --> 00:18:31.443
تونل ها در دست حفاری ان.

00:18:31.693 --> 00:18:33.687
رهبر دسته های هوایی، بوشل و گروهش،

00:18:33.937 --> 00:18:35.531
سازمان ایکس،

00:18:35.781 --> 00:18:37.533
پنهانی هزاران تخته چوبی تخت خواب رو

00:18:37.783 --> 00:18:38.823
به بیرون از آلونک ها میبرن

00:18:39.073 --> 00:18:41.612
تا مانع فروریزش تونلها بشن

00:18:41.862 --> 00:18:43.030
و اونقدری عمیق حفر میکنن

00:18:43.280 --> 00:18:47.209
که از محدوده میکروفن
های لرزه نگار خارج بشن.

00:18:47.459 --> 00:18:50.379
ولی هنوزم یک مشکل وجود داره:

00:18:50.629 --> 00:18:53.205
با این همه خاک چیکار کنیم؟

00:18:57.386 --> 00:19:00.714
وقتی تونل طولانی باشه،
همه مسائل سخت میشه.

00:19:00.964 --> 00:19:04.384
اول از همه این مقدار زیاد ماسه

00:19:04.634 --> 00:19:07.479
که باید از اونجا خارج کنی
و از شرش خلاص بشی.

00:19:07.729 --> 00:19:09.056
ماسه زردی که

00:19:09.306 --> 00:19:11.058
زندانی ها باهاش سروکار داشتن،

00:19:11.308 --> 00:19:12.976
فقط در حین حفر کردنش واقعا

00:19:13.226 --> 00:19:14.394
متوجه این موضوع میشدی که

00:19:14.644 --> 00:19:17.481
مثل طلا میدرخشن.

00:19:17.731 --> 00:19:20.326
این یه شیشه کوچیک از ماسه های

00:19:20.576 --> 00:19:23.070
کمپ استالاگ لوفت 3 ه.

00:19:23.320 --> 00:19:26.248
این مسئله که اونها واقعا طلایین،
باعث میشد که

00:19:26.498 --> 00:19:29.585
پیدا کردن یک محل برای خلاصی
از اونها چالش برانگیز باشه.

00:19:29.835 --> 00:19:32.079
چشم های فرت ها همیشه
به دنبال نشونه ای از

00:19:32.329 --> 00:19:34.915
این ماسه های طلایی و درخشان در

00:19:35.165 --> 00:19:37.416
زمین کمپ، هشیار بود.

00:19:41.922 --> 00:19:47.427
یک ملوان دریایی پیشنهاد داد که از
کیسه های کوچک دراز (منظورش جیبه)

00:19:47.677 --> 00:19:50.773
در طول شلوارهاشون استفاده کنن.

00:19:51.023 --> 00:19:54.351
اونها با پاشیدن ماسه
ها از جیبهای بالایی

00:19:54.601 --> 00:19:56.528
شلوارشون، از شر اونها خلاص شدن

00:19:56.778 --> 00:19:58.355
و اونها ماسه هارو در این

00:19:58.605 --> 00:20:01.440
باغچه های سبزیجات میپاشیدن.

00:20:03.526 --> 00:20:05.955
زندانی های کمی از تونل ها باخبر بودن.

00:20:06.205 --> 00:20:10.626
حتی تعداد کمتری از محل
ورودی تونلها مطلع بودن.

00:20:10.876 --> 00:20:13.629
یکی از مهم ترین مسائل در خصوص تونلها،

00:20:13.879 --> 00:20:15.965
ورودیشونه.

00:20:16.215 --> 00:20:18.634
یکی از کارهای قابل توجهی که
آلمانی ها سعی در انجامش داشتن،

00:20:18.884 --> 00:20:21.387
گذاشتن آلونک ها روی
چنین پایه هایی بود

00:20:21.637 --> 00:20:24.715
و در نتیجه پایین رفتن از آلونک ها

00:20:24.965 --> 00:20:27.309
به سمت زمین کمپ،

00:20:27.559 --> 00:20:29.144
به این معنی بود که هرکسی میتونست

00:20:29.394 --> 00:20:31.972
فعالیتشونو ببینه.

00:20:32.222 --> 00:20:34.474
آلونک ها از زمین فاصله داشتن.

00:20:34.724 --> 00:20:36.977
لوله کشی و بقیه زیرساخت های ضروری

00:20:37.227 --> 00:20:39.238
از طریق کف وارد میشه.

00:20:39.488 --> 00:20:42.408
میله ها از چهار طرف سیمان میشن

00:20:42.658 --> 00:20:45.986
تا این سیم ها و لوله ها رو
از بقیه چیزا دور نگه دارن.

00:20:46.236 --> 00:20:48.822
زندانی ها مطمئن شدن که
دهانه ورودی رو مستقیماً

00:20:49.072 --> 00:20:53.827
بالای این دیوار کوچک
آجری و بتنی قرار میدن

00:20:54.077 --> 00:20:57.164
جاهایی مثل دستشویی رو احاطه میکرد و

00:20:57.414 --> 00:20:59.675
این به این معنی بود که اونها یک

00:20:59.925 --> 00:21:01.245
پایه بتنی با آجر در اطرافش داشتن.

00:21:01.495 --> 00:21:04.179
و اگر قادر به حفاری در اون بودین،

00:21:04.429 --> 00:21:06.173
بعدش مستقیماً به داخل زمین می رفتین،

00:21:06.423 --> 00:21:08.767
و کسی شمارو نمیدید، چون درست از وسط

00:21:09.017 --> 00:21:13.188
یکی از اون پایه های
بتنی عبور رد میشین.

00:21:13.438 --> 00:21:16.608
درب ورودی نقطه ضعف هر تونلی بود

00:21:16.858 --> 00:21:18.777
چون مدام مورد استفاده قرار میگرفت،

00:21:19.027 --> 00:21:21.438
پس باید در یک منطقه
قابل دسترس قرار میداشت.

00:21:21.688 --> 00:21:26.526
و همچنان این دقیقا همون چیزی
بود که فرت ها دنبالش بودن.

00:21:26.776 --> 00:21:27.953
یکی از مزیتهای

00:21:28.203 --> 00:21:29.613
کمپهایی مثل استالاگ لوفت 3

00:21:29.863 --> 00:21:31.223
درواقع، هر کمپ اسیران جنگی دیگه ای

00:21:31.473 --> 00:21:33.533
اینه که انواع متخصص
هارو میتونی پیدا کنی.

00:21:33.783 --> 00:21:36.795
و در اونجا، یک مهندس لهستانی بود که

00:21:37.045 --> 00:21:39.372
سوار هواپیمای نیروی
هوایی انگلیس بوده،

00:21:39.622 --> 00:21:43.960
و چنان قادر به ساخت بتن بود

00:21:44.210 --> 00:21:45.712
که تا به حال ندیده اید.

00:21:45.962 --> 00:21:48.891
میتونست صفحات بتنی ای بسازه که

00:21:49.141 --> 00:21:51.718
که به عنوان درهای ورودی عمل کنه.

00:21:51.968 --> 00:21:55.804
زیرکانه ترین حالت
اینه که زیر بخاری باشه.

00:21:58.400 --> 00:22:00.227
کلبه ها از این بخاری ها داشتن.

00:22:00.477 --> 00:22:03.396
روی کاشی های سرامیکی قرار گرفته بودن

00:22:03.646 --> 00:22:05.398
تا در برابر حرارت مقاوم باماسهد.

00:22:05.648 --> 00:22:07.317
و چیزی که متوجه شدن
این بود که زیر اون هم

00:22:07.567 --> 00:22:09.578
یکی از این میله ها بود که

00:22:09.828 --> 00:22:12.405
می تونستن از اونجا حفر
کنن و کسی اونهارو نبینه.

00:22:12.655 --> 00:22:15.742
اونها یاد گرفتن که چطور میتونن

00:22:15.992 --> 00:22:18.995
بخاری هیزمی رو درحالیکه
روشنه و میسوزه جا به جا کنن،

00:22:19.245 --> 00:22:22.916
و اونو به دیوار تکیه بدن تا
افراد بتونن از سوراخ پایین برن،

00:22:23.166 --> 00:22:25.752
و بعد بخاری رو دوباره
سر جاش برگردونن و

00:22:26.002 --> 00:22:28.672
کتاب بخونن و چای بخورن.

00:22:28.922 --> 00:22:30.923
ورودی دیک در محوطه دوش حمام بود.

00:22:33.602 --> 00:22:35.011
اگه به تام‌ نگاه کنین،

00:22:35.261 --> 00:22:37.264
در آلونک 123ه، اون...

00:22:37.514 --> 00:22:40.432
اونجا رو به روی
دودکش یه زمین بتنی بود.

00:22:43.103 --> 00:22:44.613
و یه جورایی تیره بود

00:22:44.863 --> 00:22:47.691
و کاری که از پس مهندس لهستانی برمیومد

00:22:47.941 --> 00:22:51.027
این بود که یه صفحه بتنی شبیه
صفحه کفپوش درست کنه،

00:22:51.277 --> 00:22:55.040
و یک قسمت بتنی رو برش بده،

00:22:55.290 --> 00:22:58.201
و اونهارو دقیقا شبیه به هم درست کنه.

00:22:58.451 --> 00:23:01.454
ولی متاسفانه گاهی حتی
عالی بودن هم برای دورماندن

00:23:01.704 --> 00:23:04.456
از چشم فرت ها کافی نیست.

00:23:09.629 --> 00:23:12.474
فرت ها میله های فلزی بلندی
رو با خودشون حمل میکردن

00:23:12.724 --> 00:23:14.893
که از آنها برای فرو بردن
در ماسه ها استفاده میکردن تا

00:23:15.143 --> 00:23:17.146
ببینن آیا می تونستن
تونل حفر کنن یا نه.

00:23:17.396 --> 00:23:20.223
اونها نمیدونستن که
تونل ها 9 متر عمق دارن.

00:23:20.473 --> 00:23:22.976
امیدوار بودن که این
لوله ها کارساز باشن.

00:23:23.226 --> 00:23:26.155
و ظاهراً این یک فرت
درحالیکه گشت میزد،

00:23:26.405 --> 00:23:28.740
در کلبه ای که دهانه تونل در
اون قرار داشت، نشسته بود،

00:23:28.990 --> 00:23:31.818
از سر بیکاری این میله
فلزی رو روی زمین میکوبید

00:23:32.068 --> 00:23:33.737
و به طور اتفاقی به لبه قابی که

00:23:33.987 --> 00:23:35.162
دهانه تونل بود برخورد کرد.

00:23:39.242 --> 00:23:42.004
یه تیکه کوچیک از سیمانی که

00:23:42.254 --> 00:23:44.214
که قرار بود دهانه تونل رو بپوشونه،
بیرون زده بود.

00:23:44.464 --> 00:23:45.591
فرت روی زانوهاش خم‌ شد

00:23:45.841 --> 00:23:47.584
و تونست یک شکاف پیش رونده رو ببینه.

00:23:47.834 --> 00:23:49.094
و شروع به کوبیدن به اون
کرد و یکم دیگه هم‌ کوبید.

00:23:49.344 --> 00:23:51.254
در عرض چند دقیقه فهمید
که یه راه در رو اونجاست.

00:23:51.504 --> 00:23:53.839
و اون... اون دهانه تام بود.

00:23:57.177 --> 00:23:59.521
کشف تام، نهایتا منجر به این میشه که

00:23:59.771 --> 00:24:02.849
روش سه تونل بوشل، به کار بیاد.

00:24:03.099 --> 00:24:07.853
نازی ها از جستجو دست میکشن
یا با جدیت بیشتر ادامه میدن؟

00:24:19.282 --> 00:24:22.628
یکی از فرت ها تام رو پیدا کرده.

00:24:22.878 --> 00:24:26.715
حالا بوشل و گروهش، منتظر عواقب هستن.

00:24:26.965 --> 00:24:30.210
آلمانی ها تونل تام رو پیدا کردن.

00:24:30.460 --> 00:24:31.802
اونو با مواد منفجره خراب کردن.

00:24:33.713 --> 00:24:38.143
اما نقشه هوشمندانه بوشل
اینجا خودشو نشون میده.

00:24:38.393 --> 00:24:40.720
کارکنان‌ کمپ با دیدن

00:24:40.970 --> 00:24:43.556
مهندسی فوق العاده تام،

00:24:43.806 --> 00:24:44.891
فکرش رو هم نمیکردن

00:24:45.141 --> 00:24:46.151
که زندانی ها تونسته
باماسه تونل دیگه ای بسازن.

00:24:46.401 --> 00:24:47.641
اونها تصور میکردن که تمام تلاش،

00:24:47.891 --> 00:24:48.979
همه مواد،

00:24:49.229 --> 00:24:51.490
و همه منابع، صرف تام شده.

00:24:51.740 --> 00:24:53.408
پس در واقع برای مدتی،
جستجو را کنار گذاشتند،

00:24:53.658 --> 00:24:54.978
چون تصور میکردن چیزی پیدا کردن که

00:24:55.228 --> 00:24:57.246
زندانی ها،
زمان زیادی رو صرف ساختنش کرده بودن.

00:24:57.496 --> 00:24:59.498
پس این به سازمان ایکس یکم

00:24:59.748 --> 00:25:02.500
آزادی عمل داد تا کارها را جلو ببرند.

00:25:05.420 --> 00:25:08.498
خوب، غریزه بوشل

00:25:08.748 --> 00:25:10.676
برای حفر سه تونل درسته.

00:25:10.926 --> 00:25:13.420
نه تنها تونل تام کشف شد،

00:25:13.670 --> 00:25:17.432
بلکه نازی ها شروع به پاکسازی
درختان برای گسترش اردوگاه کردن

00:25:17.682 --> 00:25:22.345
و محل خروج تونل با اسم
رمز دیک رو هم خراب کردن.

00:25:22.595 --> 00:25:25.432
بوشل تصمیم‌میگیره که
ساخت دیک متوقف بشه

00:25:25.682 --> 00:25:29.528
و ازش به عنوان محل
تخلیه ماسه استفاده بشه.

00:25:29.778 --> 00:25:33.355
حالا دیگه تونل هری تنها امیدشونه.

00:25:40.539 --> 00:25:42.791
احتمالاً هوشمندانه ترین
کاری که اسیران جنگی

00:25:43.041 --> 00:25:45.869
در حفر این تونل ها انجام دادن،

00:25:46.119 --> 00:25:47.379
سیستم تهویه بود.

00:25:47.629 --> 00:25:49.539
همونطور که در حال ساختن هستین،

00:25:49.789 --> 00:25:51.383
از منبع اکسیژن دورتر میشین.

00:25:51.633 --> 00:25:54.803
پس باید داخل تونل وسیله ای

00:25:55.053 --> 00:25:56.963
برای رسوندن اکسیژن بسازین.

00:25:57.213 --> 00:25:58.807
صلیب سرخ راه نجات زندانی ها بود

00:25:59.057 --> 00:26:01.384
و بسته های غذایی و پوشاک و انواع

00:26:01.634 --> 00:26:02.635
مایحتاج رو میفرستادن.

00:26:02.885 --> 00:26:05.981
تونل‌سازها در اوایل جنگ متوجه شدن که

00:26:06.231 --> 00:26:08.725
قوطی شیری که در بسته‌های
صلیب سرخ عرضه میشه،

00:26:08.975 --> 00:26:11.320
از نظر شکل و اندازه کاملا مناسب

00:26:11.570 --> 00:26:14.656
ساخت یک سیستم هوایی برای تونله.

00:26:14.906 --> 00:26:17.409
بهشون میگفتن قوطی های کلیم،

00:26:17.659 --> 00:26:21.738
چون علامت تجاری اون شیرها، کلیم بود

00:26:21.988 --> 00:26:25.492
و ک.ل.ی.م. درواقع برعکس
کلمه «میلک» به معنی شیره.

00:26:25.742 --> 00:26:28.420
پس درپوشو برمیدارین را
برمیدارین و درش باز میشه،

00:26:28.670 --> 00:26:29.750
و البته این به این معنیه که

00:26:30.000 --> 00:26:33.925
میشه با فشار دادن قوطی ها به هم،

00:26:34.175 --> 00:26:36.503
در هم فرو میرن.

00:26:36.753 --> 00:26:40.340
تهشو جدا میکنین و به یه
قوطی دیگه فشار میدین،

00:26:40.590 --> 00:26:43.185
و اینطوری یه مسیر عبور هوا میسازین.

00:26:43.435 --> 00:26:47.095
حالا به دستگاهی نیاز دارین که
هوارو به درون مسیر پمپاژ کنه.

00:26:48.607 --> 00:26:51.935
اونها یک سیستم تنفسی رو با استفاده
از دو کوله پشتی طراحی کردن.

00:26:52.185 --> 00:26:54.187
اونها کوله پشتی داشتن

00:26:54.437 --> 00:26:55.605
و این کوله پشتی ها

00:26:55.855 --> 00:26:58.024
نوعی کیسه برزنتی بودند،

00:26:58.274 --> 00:26:59.474
که میتونستن اونهارو فشار بدن و

00:26:59.724 --> 00:27:00.702
کمی هوا پمپاژ کنن.

00:27:00.952 --> 00:27:02.371
و بعد باید کیف رو از هم باز میکردن

00:27:02.621 --> 00:27:04.197
و دوباره فشارش میدادن.

00:27:04.447 --> 00:27:06.449
خب، یه جورایی مثل کیسه هوا بودن.

00:27:06.699 --> 00:27:08.126
به هوای زیادی نیاز داشتی.

00:27:08.376 --> 00:27:11.296
به همین خاطر این دستگاه
فوق العاده رو ساختن.

00:27:11.546 --> 00:27:14.874
با یک کوله پشتی در
اینجا و یکی در اونجا،

00:27:15.124 --> 00:27:18.470
و یک جفت چوب هاکی روی یخ در وسط،

00:27:18.720 --> 00:27:22.799
و بعد به این‌نتیجه رسیدن که
میشه کسی رو در آخر مسیر داشت،

00:27:23.049 --> 00:27:25.552
کمی شبیه یک دستگاه پارویی،

00:27:25.802 --> 00:27:28.138
که این اهرم رو به عقب و جلو ببره

00:27:28.388 --> 00:27:29.428
تا هوا به پایین پمپاژ بشه.

00:27:29.678 --> 00:27:31.066
و یک سوپاپ برگشت روی نوعی

00:27:31.316 --> 00:27:34.144
دیسک با استفاده از
قطعات چرمی داشتن تا

00:27:34.394 --> 00:27:36.396
هوا را به داخل فشار بده، اما

00:27:36.646 --> 00:27:38.573
اجازه نده که برگرده.

00:27:38.823 --> 00:27:40.733
جریان هوا رو داشتن

00:27:40.983 --> 00:27:44.320
ولی تونل یه مشکل کوچولو داشت.

00:27:44.570 --> 00:27:46.915
وقتی داخل میشی انقد باریکه که

00:27:47.165 --> 00:27:49.075
نمیتونی راحت بچرخی.

00:27:49.325 --> 00:27:53.672
و هر چه طولانی تر بشه،
این مشکل بزرگتر میشه.

00:27:53.922 --> 00:27:56.082
این یک تونل واقعا باریکه و

00:27:56.332 --> 00:27:58.260
تعدادی از این افراد، درشت هیکل بودن.

00:27:58.510 --> 00:28:01.087
میدونی،
مجبور بودن روی این موضوع پافشاری کنن.

00:28:01.337 --> 00:28:03.932
و علاوه بر اون، به این فکر میکنین:

00:28:04.182 --> 00:28:06.926
«خب، حالا چطوری میتونم
این مدت توی تونل بخزم؟»

00:28:07.176 --> 00:28:09.512
پس یک خط آهن با چرخ دستی‌هایی که

00:28:09.762 --> 00:28:11.523
با چرخ‌هایی از دیسک‌، ساختند

00:28:11.773 --> 00:28:14.109
که روکش قلع داشتند

00:28:14.359 --> 00:28:16.027
میدونی، از قلع (قوطی) های اسیران جنگی

00:28:16.277 --> 00:28:17.637
که در بسته های صلیب سرخ قرار داشت.

00:28:17.887 --> 00:28:20.106
چرخ دستی ها ها توسط
اسیران جنگی با استفاده از

00:28:20.356 --> 00:28:23.702
یک دستگاه قرقره برای حرکتشون
در طول تونل تغذیه میشن.

00:28:23.952 --> 00:28:27.030
افراد مسئول کشیدن چرخ دستی ها،
در دو منطقه

00:28:27.280 --> 00:28:29.291
وسیع تر در طول تونل مستقر شدن.

00:28:29.541 --> 00:28:33.203
حفارها در قسمت عریض
تر از چرخ دستی پیاده میشن

00:28:33.453 --> 00:28:34.963
و به سمت جلو می خزن که

00:28:35.213 --> 00:28:36.706
در اونجا به حفاری در سطح

00:28:36.956 --> 00:28:41.294
دیوار خاکی ادامه بدن.

00:28:41.544 --> 00:28:42.879
مثل ایستگاه های فرعی،

00:28:43.129 --> 00:28:44.649
اگه پیکادلی و میدان
لستر رو دوست دارین،

00:28:44.899 --> 00:28:47.225
که این دو مکان معروف در لندن هستن،

00:28:47.475 --> 00:28:49.227
ودرست در مرکز تونل

00:28:49.477 --> 00:28:52.063
هری قرار داشتند.

00:28:52.313 --> 00:28:55.558
بنابراین، ساخت و بنا کردنش ،
یک رویکرد

00:28:55.808 --> 00:28:57.477
مهندسی واقعا پیچیده بود،

00:28:57.727 --> 00:28:59.738
و می‌تونی تصور کنی،
پس، افرادی بودند که دائما

00:28:59.988 --> 00:29:01.907
به دنبال هر منبعی بودن

00:29:02.157 --> 00:29:04.817
که بتونن ازش استفاده کنن،

00:29:05.067 --> 00:29:07.987
به‌ویژه، یه عنوان مثال،
برای نورپردازی تونل.

00:29:08.237 --> 00:29:10.406
وقتی که فرصتش پیش اومد، سیم دزدیدن.

00:29:10.656 --> 00:29:13.335
چند نفر در کمپ کار می کردن که

00:29:13.585 --> 00:29:15.161
اونجا سیم داشتن،

00:29:15.411 --> 00:29:18.581
و فکر میکنم 274 متر سیم دزدیدن.

00:29:18.831 --> 00:29:20.675
و به این معنی بود که میتونستن

00:29:20.925 --> 00:29:22.093
لامپ هم بدزدن

00:29:22.343 --> 00:29:26.172
اونو به منبع برق کمپ وصل کنن،

00:29:26.422 --> 00:29:28.341
و بعدش، میدونی، روشنایی لامپ رو

00:29:28.591 --> 00:29:29.711
در تمام طول مسیر داشته باشن.

00:29:29.961 --> 00:29:32.095
البته افرادی که سیم کشی انجام میدادن،

00:29:32.345 --> 00:29:33.429
نمیخواستن به زبون بیارن.

00:29:33.679 --> 00:29:34.606
نمیخواستن گزارش بدن

00:29:34.856 --> 00:29:37.433
چون میدونستن چه بلایی سرشون میاد.

00:29:37.683 --> 00:29:41.104
ژانویه 1994

00:29:41.354 --> 00:29:43.104
تونل تقریبا کامل شده.

00:29:45.867 --> 00:29:50.530
حالا بوشل و افرادش باید لباس
مبدل و کارت شناسایی جعلی جور کنن.

00:29:50.780 --> 00:29:54.450
درغیر این صورت خیلی نمیتونن
در خاک لهستان آزادانه بگردن.

00:29:54.700 --> 00:29:57.787
مجبور بودن به نوعی اسناد رسمی بسازن.

00:29:58.037 --> 00:30:00.039
میتونستن اسنادی رو بدزدن.

00:30:00.289 --> 00:30:01.383
میتونستن ببینن که اسناد

00:30:01.633 --> 00:30:03.385
باید چه شکلی باشن.

00:30:03.635 --> 00:30:06.054
و بعضی از این افراد به
طرز شگفت آوری هنرمند بودن،

00:30:06.304 --> 00:30:08.798
و میتونستن به خوبی اسناد رو جعل کنن.

00:30:09.048 --> 00:30:10.633
و بلد بودن که چیکار
کنن که کاغذها کهنه

00:30:10.883 --> 00:30:12.143
و یا رسمی به نظر بیان.

00:30:12.393 --> 00:30:13.833
ولی یکی از چیزهایی که بهش نیاز داشتن

00:30:14.083 --> 00:30:15.564
مهر رسمی بود.

00:30:15.814 --> 00:30:17.899
و راه حلشون برای این
مسئله این بود که از چرم

00:30:18.149 --> 00:30:20.143
کف کفش هاشون استفاده کنن

00:30:20.393 --> 00:30:23.396
و با چاقوهای کوچک جراحی که

00:30:23.646 --> 00:30:25.898
که اونهارو از یه جایی گیر آورده بودن،

00:30:26.148 --> 00:30:28.901
میتونستن مهر رو جدا کنن و

00:30:29.151 --> 00:30:31.231
بعد میتونستن ازش برای مهر
زدن گذرنامه ها استفاده کنن.

00:30:31.481 --> 00:30:33.823
تقریبا تمام اسناد هویتی آلمانی،

00:30:34.073 --> 00:30:35.250
نیازمند عکس بودن،

00:30:35.500 --> 00:30:38.169
و اونها نمیتونستن دوربین بسازن،

00:30:38.419 --> 00:30:40.337
پس مجبور شدن که به رشوه متوسل بشن.

00:30:42.757 --> 00:30:45.418
میتونستن به نگهبانها باج بدن

00:30:45.668 --> 00:30:48.171
تا در عوضش از جیب نگهبانهای دیگه

00:30:48.421 --> 00:30:49.681
چیزی براشون بردارن.

00:30:49.931 --> 00:30:53.184
مثلا کارت عبوری، کلیدی، چیزی...

00:30:53.434 --> 00:30:55.595
و بعد میگفتن: «آهای، فریتس،

00:30:55.845 --> 00:30:58.514
شنیدم که کارت عبورتو گم‌ کردی.»

00:30:58.764 --> 00:31:00.859
و فریتس میگفت: « آره،
تو میدونی کجاست؟»

00:31:01.109 --> 00:31:03.695
میگفتن:
«خب فریتس، تا جایی که ما درجریانیم

00:31:03.945 --> 00:31:05.780
اگه ما به فرمانده ت بگیم‌ که

00:31:06.030 --> 00:31:07.115
تو کارت عبورتو گم کردی،

00:31:07.365 --> 00:31:10.109
تو رو به جبهه شرقی میفرستن، درسته؟»

00:31:10.359 --> 00:31:11.870
«بهشون نگو. بهشون نگو!»

00:31:12.120 --> 00:31:13.946
«باشه فریتس،
ما یه سری چیزها لازم داریم،

00:31:14.196 --> 00:31:16.124
فریتس، برامون میاریشون؟»

00:31:16.374 --> 00:31:19.628
کارخونه جعل بوشل در حال فعالیته،

00:31:19.878 --> 00:31:21.287
عکس میگیرن و

00:31:21.537 --> 00:31:24.290
و به زحمت و با دست خالی اسناد رو

00:31:24.540 --> 00:31:26.959
حرف به حرف به صورت همزمان جعل میکنن.

00:31:27.209 --> 00:31:31.881
و بعد در مارس سال
1944 تونل تکمیل شده.

00:31:32.131 --> 00:31:34.549
فقط یک کار برای انجام باقی مونده.

00:31:37.219 --> 00:31:38.887
فرار.

00:31:45.737 --> 00:31:49.232
مارس 1944

00:31:49.482 --> 00:31:51.650
تونل هری کامل شده.

00:31:53.578 --> 00:31:57.407
بوشل و 200 نفر آماده ان.

00:31:57.657 --> 00:32:01.084
حالا تنها چیزی که لازم
دارن چراغ سبز مادر طبیعته.

00:32:05.673 --> 00:32:08.843
کمی تحت فشار آب و هوا بودن.

00:32:09.093 --> 00:32:11.838
نور ماه هم مانعشون بود.

00:32:12.088 --> 00:32:15.016
مجبور بودن تا ماه نو صبر کنن.

00:32:15.266 --> 00:32:17.185
تلاش ها برای فرار
در ماه کامل کشنده بود

00:32:17.435 --> 00:32:19.929
چون خیلی روشن بود،
مخصوصا با وجود برف.

00:32:20.179 --> 00:32:23.942
پس تصمیم نهایی برای رفتن بر اساس

00:32:24.192 --> 00:32:26.444
توصیه هواشناسان در اردوگاه بود

00:32:26.694 --> 00:32:27.854
و یک هواشناس کار بلد

00:32:28.104 --> 00:32:29.030
در بین زندانی ها وجود داشت.

00:32:29.280 --> 00:32:32.442
در 24 مارس سال 1944،

00:32:32.692 --> 00:32:36.538
زمان‌ فراره.

00:32:36.788 --> 00:32:39.949
بوشل، مانشین، ولن

00:32:40.199 --> 00:32:43.878
و بقیه زندانی ها گروه
برای فرار گردهم اومدن.

00:32:44.128 --> 00:32:46.789
همه زندانی هایی که قرار بود فرار کنن،

00:32:47.039 --> 00:32:48.466
باید از آلونک‌های خودشون

00:32:48.716 --> 00:32:50.710
به آلونک ‌104،
جایی که تونل قرار داشت، برن.

00:32:50.960 --> 00:32:53.379
پس اونها در یک فهرست مشخص شده

00:32:53.629 --> 00:32:56.057
و عازم آلونک 104 که

00:32:56.307 --> 00:32:57.633
محل خروجه، میشن.

00:32:57.883 --> 00:33:01.137
آلونک ‌104 رفته رفته
شلوغ و شلوغ تر میشد.

00:33:01.387 --> 00:33:03.481
بیش از یک سال برنامه
ریزی فوق محرمانه و

00:33:03.731 --> 00:33:07.569
کار کمرشکن در شرف نتیجه دادنه.

00:33:07.819 --> 00:33:10.563
اما درست زمانی که به
نظر میومد که کار تمومه،

00:33:10.813 --> 00:33:14.817
کل فرار متوقف میشه.

00:33:15.067 --> 00:33:17.487
در ساعت 7:45 بعد از ظهر،

00:33:17.737 --> 00:33:22.241
یک سرباز دشمن در ورودی
کلبه 104 ظاهر میشه.

00:33:22.491 --> 00:33:26.078
من پل توبولسکی، پسر پاول توبولسکی ام.

00:33:26.328 --> 00:33:30.759
بابام در شب فرار لباس فرم
سربازهای آلمانی رو پوشیده بود.

00:33:31.009 --> 00:33:34.754
وقتی وارد آلونک 104 شد،
همه با خودشون فکر کردن که:

00:33:35.004 --> 00:33:37.515
«خدای من، بازی تمومه.
یه سرباز آلمانی توی آلونکه.»

00:33:37.765 --> 00:33:40.259
بقیه گفتن:
«نه این توبولسکیه.»

00:33:40.509 --> 00:33:41.928
الکی نگران شدیم.

00:33:42.178 --> 00:33:45.513
سرشماری نهایی برای
فرار میتونه شروع بشه.

00:33:48.684 --> 00:33:50.528
وقتی افراد بررسی میشن،

00:33:50.778 --> 00:33:54.607
حالا شروع به رفتن به درون
تونل حرکت در امتداد اون میکنن.

00:33:54.857 --> 00:33:57.860
ولی عملا نمیتونستن از اون خارج بشن.

00:33:58.110 --> 00:34:01.364
چون تونل بسته بود.

00:34:01.614 --> 00:34:02.782
بوشل نذاشته بود که گروهش

00:34:03.032 --> 00:34:04.283
انتهای تونلو تا زمان

00:34:04.533 --> 00:34:06.544
آماده شدنشون برای فرار، حفر کنن.

00:34:06.794 --> 00:34:09.047
نمیخواست که یه نگهبان
نازی در حال راه رفتن،

00:34:09.297 --> 00:34:11.549
به داخل در خروجی تونل بیوفته.

00:34:11.799 --> 00:34:16.796
ولی حالا در این شب سرد،
آخرین قسمت منجمد شده

00:34:17.046 --> 00:34:20.058
و به قیمت از دست رفتن
زمان با ارزش گروه تموممیشه.

00:34:20.308 --> 00:34:22.885
ولی وقتی در نهایت از اون عبور میکنن،

00:34:23.135 --> 00:34:25.562
یک غافلگیری وحشتناک منتظرشونه.

00:34:27.890 --> 00:34:30.401
وقتی سرشونو بیرون
آوردن تا اطرافو ببینن،

00:34:30.651 --> 00:34:32.237
همونجا متوجه شدن که

00:34:32.487 --> 00:34:35.147
مشکل بزرگتری هم دارن.

00:34:35.397 --> 00:34:36.732
تونل به اندازه کافی طولانی نبود.

00:34:36.982 --> 00:34:38.985
اونها فکر میکردن که در زیر جنگلن،
ولی نبودن.

00:34:39.235 --> 00:34:40.903
و وقتی بالا اومدن،
به نظر میومد که فقط

00:34:41.153 --> 00:34:42.405
45 متر از زندان خارج شدن،

00:34:42.655 --> 00:34:45.157
و دقیقا زیر یکی از
برج های دیده بانی بودن.

00:34:45.407 --> 00:34:47.743
هر 45 متر، یک برج دیده بانی بود،

00:34:47.993 --> 00:34:49.587
به این معنی که نگهبان هایی بودند که

00:34:49.837 --> 00:34:51.756
اردوگاه و ورای اونو زیر نظر داشتن

00:34:52.006 --> 00:34:53.758
و مسلسل به دست داشتن.

00:34:54.008 --> 00:34:56.502
همه اونها از اعضای
نیروی هوایی آلمان بودن.

00:34:56.752 --> 00:34:59.429
آماده بودن تا در صورت
نیاز از تفنگهاشون استفاده کنن.

00:35:02.925 --> 00:35:05.261
تصمیم بر این شده
که به رفتن ادامه بدن.

00:35:05.511 --> 00:35:07.071
هرچند که در کنار یک
برج دیده بانی هستن،

00:35:07.321 --> 00:35:08.848
همچنین نزدیک مخفیگاهین که

00:35:09.098 --> 00:35:11.934
برای جاسوسی کردن از
فرت ها در نظر گرفته بودن.

00:35:12.184 --> 00:35:14.611
اون سپرشون در برابر برج میشه.

00:35:17.532 --> 00:35:20.109
ولی این تنها مانعی نیست که

00:35:20.359 --> 00:35:22.453
گروه مجبوره که بر اون غلبه کنه.

00:35:22.703 --> 00:35:25.698
یکی دیگه تهدید به اتمام این تلاش

00:35:25.948 --> 00:35:27.866
برای فرار برای همیشه بود.

00:35:30.461 --> 00:35:33.289
در نیمه راه،
متفقین شروع به بمباران کردند

00:35:33.539 --> 00:35:35.790
و کمپ خاموش شد.

00:35:39.303 --> 00:35:40.722
و حمله هوایی به برلین

00:35:40.972 --> 00:35:44.225
باعث شده بود که برق
تمام منطقه قطع بشه

00:35:44.475 --> 00:35:46.802
و وقتی که برق در کمپ قطع میشد،

00:35:47.052 --> 00:35:48.979
برق تونل هم قطع میشد.

00:35:50.472 --> 00:35:54.477
پس 60 الی 70 نفر از افراد توی تونلن.

00:35:54.727 --> 00:35:56.228
یهو برقا قطع میشه.

00:35:56.478 --> 00:36:00.408
و این خیلی ترسناک بوده.

00:36:00.658 --> 00:36:02.577
چند ساعتی همه چیز خاموش شد.

00:36:02.827 --> 00:36:05.237
اگر اونجا تاریک میبود،
کسی دلش نمیخواست به اونجا بره.

00:36:05.487 --> 00:36:07.490
برق در نهایت برگشت،

00:36:07.740 --> 00:36:11.410
ولی این تاخیر ها تاثیر
خودشونو بر فرار گذاشته بودن.

00:36:11.660 --> 00:36:15.498
اون تنها مشکل اون شب نبود.

00:36:15.748 --> 00:36:19.500
در ساعت 1:30 بامداد،
یک فروریزش داشتن.

00:36:21.086 --> 00:36:22.847
زمستون بود.
هوا خیلی سرد بود.

00:36:23.097 --> 00:36:24.840
پس خیلی لباس پوشیده بودن.

00:36:25.090 --> 00:36:26.410
بعضی از این افراد درشت هیکل تر از

00:36:26.660 --> 00:36:28.353
افرادی بودن که تونلو ساخته بودن.

00:36:28.603 --> 00:36:31.272
یکی از اونها که داشت پایین میرفت،
یکجورایی از گوشه حرکت کرده بود.

00:36:31.522 --> 00:36:35.017
اون یه فرد درشت هیکل بوده و
یکی از تخته هارو خراب کرده.

00:36:35.267 --> 00:36:37.111
یک فروریزش ماسه اتفاق افتاد.

00:36:37.361 --> 00:36:39.113
خوشبختانه تونستن اونهارو بیرون ببرن.

00:36:39.363 --> 00:36:40.773
گیر نکردن.

00:36:41.023 --> 00:36:42.423
ولی بعدش افراد مجبور بودن که برگردن

00:36:42.673 --> 00:36:47.205
و اونو دوباره درست کنن،
که این موضوع باعث تاخیرشون شد.

00:36:47.455 --> 00:36:51.459
خورشید درحال بالا اومدن
بر فراز استالاگ لوفت 3 بود.

00:36:51.709 --> 00:36:54.704
ساعت 4:45ه؛ به نقطه ای میرسیم

00:36:54.954 --> 00:36:56.455
که نقطه اوج کار افراده

00:36:56.705 --> 00:36:58.624
به آخرین افرادی که میتونن از اون

00:36:58.874 --> 00:37:00.042
تونل خارج بشن.

00:37:00.292 --> 00:37:02.878
و چیزی که میبینیم اینه که

00:37:03.128 --> 00:37:04.889
تا الان 76 نفر از تونل خارج شدن

00:37:05.139 --> 00:37:07.383
و اون بیرون در جایی در جنگلن.

00:37:07.633 --> 00:37:09.811
و 3 یا 4 مرد دیگه آخرین

00:37:10.061 --> 00:37:11.804
نفراتی هستن که خارج میشن.

00:37:12.054 --> 00:37:14.065
و البته اتفاقی که افتاده

00:37:14.315 --> 00:37:16.066
اینه که اونا لو رفتن.

00:37:19.987 --> 00:37:22.148
چشم چند تا نگهبان به یکی

00:37:22.398 --> 00:37:25.317
از زندانی ها میوفته و متوجه میشن که:

00:37:25.567 --> 00:37:27.996
این خروجی تونله.

00:37:28.246 --> 00:37:30.914
باید ببندیمش.

00:37:34.493 --> 00:37:38.923
پس در حدود ساعت
5:00 کل فرار متوقف شد.

00:37:39.173 --> 00:37:40.675
افرادی که خودشون توی تونل بودن

00:37:40.925 --> 00:37:42.585
اونهایی که مونده بودن،

00:37:42.835 --> 00:37:44.429
باید در طول همون
تونل به عقب برمیگشتن.

00:37:44.679 --> 00:37:47.423
چهار نفری که خارج
شده و دستگیر شده بودن،

00:37:47.673 --> 00:37:49.233
میگفتن، میدونی:
« شلیک نکنین(به آلمانی)»

00:37:49.483 --> 00:37:50.426
«شلیک نکنین»

00:37:50.676 --> 00:37:53.604
و البته تیرباران نشدن،
و خب خودشونو تسلیم کردن.

00:37:53.854 --> 00:37:57.608
76 مرد متفرق شده بودن و
هرکس راه خودشو میرفت که

00:37:57.858 --> 00:38:00.111
تا جایی که میتونست فرار کنه.

00:38:00.361 --> 00:38:04.190
از 200 فراری، 76 نفر از جمله بوشل

00:38:04.440 --> 00:38:06.442
موفق شدن،

00:38:06.692 --> 00:38:09.452
و حالا برای نجات جونشون در حال فرارن.

00:38:19.714 --> 00:38:22.541
بعد از چند بدبیاری و تاخیر های متعدد،

00:38:22.791 --> 00:38:25.377
راجر بوشل و 75 اسیر جنگی،

00:38:25.627 --> 00:38:29.048
به سرعت در سرزمین های اشغال
شده توسط نازی ها، پراکنده میشن

00:38:29.298 --> 00:38:31.300
و تمام تلاششونو برای پنهان شدن میکنن

00:38:31.550 --> 00:38:34.052
تا به سرزمینهای بی طرف فرار کنن.

00:38:42.144 --> 00:38:44.489
نقشه اصلی این بود که 250 نفر از

00:38:44.739 --> 00:38:45.907
تونل فرار کنن.

00:38:46.157 --> 00:38:48.409
درحقیقت، 79 نفر از تونل خارج شدن.

00:38:48.659 --> 00:38:50.828
سه نفر از اونها درحالیکه
سعی در فرار داشتن،

00:38:51.078 --> 00:38:52.318
در دهانه تونل مجددا دستگیر شدن.

00:38:52.568 --> 00:38:55.908
پس با این حساب 76
نفر از کمپ خارج شدن.

00:38:56.158 --> 00:38:59.504
و حتی بعد از اینکه
آبها از آسیاب افتاد،

00:38:59.754 --> 00:39:03.414
راهشونو در سراسر
اروپای اشغالی ادامه دادن.

00:39:06.085 --> 00:39:07.419
دو فرد نروژی بودن.

00:39:07.669 --> 00:39:09.347
دو نفر به اسم های مولر و برگسلند که

00:39:09.597 --> 00:39:10.997
هر دو خلبان هواپیماهای جنگنده بودن.

00:39:11.247 --> 00:39:12.675
این فرار لحظه ها بود.

00:39:12.925 --> 00:39:14.405
اونا حتی یک ثانیه رو هم از دست ندادن.

00:39:14.655 --> 00:39:15.658
36 ساعت بعد از ترک کمپ،

00:39:15.908 --> 00:39:17.678
توی یک کشتی سوئدی بودن.

00:39:19.940 --> 00:39:22.184
اکثر اونها، ظرف 72 ساعت بعد از

00:39:22.434 --> 00:39:25.029
فرار دستگیر شدن.

00:39:25.279 --> 00:39:27.772
بعضی هاشون حتی چند
مایل هم دور نشده بودن.

00:39:29.858 --> 00:39:32.778
سومین فراری موفق، باب وندرستاک بود

00:39:33.028 --> 00:39:35.030
که زمان بیشتری رو صرف فرار کرده بود.

00:39:35.280 --> 00:39:37.283
اون تمام آلمان رو زیر پا گذاشت

00:39:37.533 --> 00:39:39.293
تا به زادگاهش هلند رسید.

00:39:39.543 --> 00:39:40.461
او در اونجا به

00:39:40.711 --> 00:39:42.630
سازمانهای مقاومت ملحق شد.

00:39:42.880 --> 00:39:45.457
اونو به گروه های مقاومت
در فرانسه انتقال دادن.

00:39:45.707 --> 00:39:48.794
او تمام مسیرو در سراسر
فرانسه اشغالی طی کرد

00:39:49.044 --> 00:39:50.924
و در نهایت از طریق کوه
های پیرنه به اسپانیا رفت

00:39:51.174 --> 00:39:52.974
و از اسپانیا به جبل الطارق رفت و

00:39:53.224 --> 00:39:54.133
به انگلستان برگشت.

00:39:54.383 --> 00:39:56.561
سه ماه زندانی شد، ولی

00:39:56.811 --> 00:39:59.470
باز هم به عنوان یک فراری موفق بود.

00:40:00.891 --> 00:40:01.891
بقیه زندانی ها

00:40:02.141 --> 00:40:04.725
در این حد خوش شانس نبودن.

00:40:06.061 --> 00:40:08.981
همه اسیران جنگی انتظار دارن که

00:40:09.231 --> 00:40:10.816
تا زمانی که به عنوان اسیر جنگی

00:40:11.066 --> 00:40:11.901
قابل شناسایی اند،

00:40:12.151 --> 00:40:12.827
اسیر جنگی

00:40:13.077 --> 00:40:13.995
باقی بمونن.

00:40:14.245 --> 00:40:15.246
ممکنه شکنجه بشن

00:40:15.496 --> 00:40:16.998
یا بازداشت بشن یا هرچیزی،

00:40:17.248 --> 00:40:19.167
اما تحت هیچ شرایطی انتظار

00:40:19.417 --> 00:40:20.743
کشته شدن رو نداشتن،

00:40:20.993 --> 00:40:22.827
و این اتفاقیه که در نهایت افتاد.

00:40:28.008 --> 00:40:30.753
اوقات هیتلر بعد از شنیدن

00:40:31.003 --> 00:40:32.597
این خبر تلخ شد

00:40:32.847 --> 00:40:35.183
و هدفش این بود که بعد
از پیدا کردن فراری ها،

00:40:35.433 --> 00:40:37.018
اونهارو اعدام کنه.

00:40:37.268 --> 00:40:40.271
و در نهایت 50 نفرو اعدام کرد.

00:40:40.521 --> 00:40:41.772
و این افراد به

00:40:42.022 --> 00:40:44.358
فجیع ترین شکل ممکن اعدام شدن.

00:40:44.608 --> 00:40:48.279
یکی از لحظه های قابل توجه وقتی بود که یکی از
ماموران گشتاپو (سازمان پلیس مخفی آلمان نازی)

00:40:48.529 --> 00:40:49.849
به نامزدش زنگ میزند و میگوید:

00:40:50.099 --> 00:40:52.358
«عزیزم، من برای شام دیر میرسم.

00:40:52.608 --> 00:40:54.619
میشه برام گرم نگهش داری.
زود برمیگردم.»

00:40:54.869 --> 00:41:00.616
و بعد این دو هوانوردو
به جایی خلوت برد

00:41:00.866 --> 00:41:02.876
و اونارو کشت و رفت که شام بخوره.

00:41:07.289 --> 00:41:10.125
قتل سنگدلانه ای بود.

00:41:10.375 --> 00:41:13.128
راجر بوشل یکی از 50 اسیر جنگی ایه که

00:41:13.378 --> 00:41:16.799
به دستور هیتلر به طرز
وحشیانه ای اعدام شدند.

00:41:17.049 --> 00:41:18.968
پس بوشل با موفقیت از تونل خارج شد.

00:41:19.218 --> 00:41:20.803
با قطار سفر میکرد

00:41:21.053 --> 00:41:23.064
و از قطاری به قطار دیگه میرفت.

00:41:23.314 --> 00:41:25.399
مدارکش از نزدیک مورد بررسی قرار گرفت.

00:41:25.649 --> 00:41:27.726
به نظر جعلی اومدن،

00:41:27.976 --> 00:41:30.061
بوشل به دست گشتاپو افتاد.

00:41:32.907 --> 00:41:37.403
ولی نقشه ش بیهوده نبود.

00:41:37.653 --> 00:41:39.080
هدف راجر بوشل

00:41:39.330 --> 00:41:42.408
بر هم زدن فرماندهی عالی آلمان

00:41:42.658 --> 00:41:45.084
با سیلی از فراری ها در
سراسر اروپای اشغالی بود.

00:41:51.509 --> 00:41:55.596
در این مورد،
به نظرم بیش از حد تصور موفق بود.

00:41:55.846 --> 00:41:59.008
خبر فرار به کنفرانس روزانه

00:41:59.258 --> 00:42:00.351
در مقر هیتلر رسید،

00:42:00.601 --> 00:42:03.762
و از این نقطه، شاهد مخالفت فزاینده ای

00:42:04.012 --> 00:42:06.190
در بالاترین رده های رژیم نازی هستین.

00:42:06.440 --> 00:42:08.517
و میتونین افرادی رو
پیدا کنین که ارتباط نزدیکی

00:42:08.767 --> 00:42:10.769
با عواقب فرار بزرگ داشتن،

00:42:11.019 --> 00:42:14.440
که به وضوح بر علیه هیتلر شدن

00:42:14.690 --> 00:42:19.120
چون از اونچه که در عواقب فرار بزرگ

00:42:19.370 --> 00:42:21.445
از استالاگ لوفت 3 رخ داده بود،
آشفته بودن.

00:42:24.866 --> 00:42:26.785
راجر بوشل، رهبر دسته های هوایی،

00:42:27.035 --> 00:42:29.463
بقیه زندانی هایی که
همراهش بودن رو متقاعد کرد

00:42:29.713 --> 00:42:31.382
که فرار از استالاگ لوفت 3

00:42:31.632 --> 00:42:34.626
ارزش به خطر انداختن جونشون رو داشت.

00:42:34.876 --> 00:42:37.296
هدف آزادی نبود.

00:42:37.546 --> 00:42:41.383
هدف تضعیف هیتلر بود.

00:42:41.633 --> 00:42:43.394
هیتلر با صدور حکم اعدام

00:42:43.644 --> 00:42:47.732
بوشل و 49 فراری دیگه،

00:42:47.982 --> 00:42:50.568
توپ رو به زمین اونها انداخت.

00:42:50.818 --> 00:42:53.896
شکافی در بین نیروهای
مسلح آلمان ایجاد کرد

00:42:54.146 --> 00:42:56.991
که هرگز التیام پیدا نکرد.

00:42:57.241 --> 00:43:00.569
آیا این اتفاق به اتمام
جنگ جهانی دوم کمک کرد؟

00:43:00.819 --> 00:43:03.914
برخی از مورخان میگن، که کمک کرده

00:43:04.164 --> 00:43:06.824
و این تمام چیزی بود
که راجر آرزوشو داشت.

00:43:07.074 --> 00:43:09.074
مترجم: حانیه حسن آّبادی