WEBVTT

00:00:00.750 --> 00:00:05.964
یه تک دعوتنامه بدستم رسید
تماشای بارش شهابی
بدنبال اون

00:00:05.964 --> 00:00:09.676
من و رون به یه رصدخانه ی خاص
توی یه جزیره ی دور افتاده رفتیم

00:00:09.718 --> 00:00:14.848
فوت غم انگیز 7 نفر در رصدخانه با شلیک گلوله
یک دهه قبل یه کشتار جمعی وحشتناک
در اونجا اتفاق افتاده بود

00:00:15.724 --> 00:00:19.853
و این اولین مهمانی تماشای بارش
شهابی اسدی از اون زمان بود

00:00:19.853 --> 00:00:23.064
یه کپیه ، اسلحه ارواح پلید رو دور میکنه

00:00:24.149 --> 00:00:25.108
اوه ، مدیر

00:00:25.442 --> 00:00:27.485
اون همه سر و صدا برای چیه ؟

00:00:27.485 --> 00:00:29.487
من عکاس اجرام آسمانی ، اونودرا هستم

00:00:29.487 --> 00:00:31.406
استاد جان گریزلی

00:00:31.614 --> 00:00:35.785
مهمانی تماشای بارش شهابی قرار بود به پشت
سر گذاشتن فاجعه ی گذشته کمک بکنه

00:00:36.411 --> 00:00:41.332
اما بر خلاف امیدهای مدیر ، قتلهای بیشتری
شروع به آشکار شدن کردند

00:00:41.916 --> 00:00:43.543
اولین قربانی اونودرا-شی

00:00:43.543 --> 00:00:46.004
زنی بود که تخصصش عکاسی از اجرام آسمانی بود

00:00:46.504 --> 00:00:49.507
با شلیک گلوله در گنبد رصدخانه که در
اون موقع قفل بود کشته شده بود

00:00:49.924 --> 00:00:51.760
تو دقیقاً برای اون چی هستی ؟

00:00:52.343 --> 00:00:53.970
... اون

00:00:54.554 --> 00:00:57.390
رون ... دوست منه

00:00:58.057 --> 00:01:00.852
یه دوست که بتونه برخلاف همه ی
استدلالها بهش اعتماد بکنه

00:01:00.852 --> 00:01:03.229
چیزیه که فکر می کردم هیچوقت نخواهد داشت

00:01:04.105 --> 00:01:08.526
قربانی دوم از کارکنان امنیتی بود
که مدیر دعوتش کرده بود

00:01:08.526 --> 00:01:12.322
اون جان گریزلی-شی ، یکی از اساتید
آکادمی معتبر بلو بود

00:01:12.989 --> 00:01:15.575
روی سقف رصدخانه بهش شلیک شده بود

00:01:15.575 --> 00:01:22.999
و از اونجا ، پرت شده بود پایین
استاد دایره ی بسته ی بلو
جان گریزلی
عکاس اجرام آسمانی
اونودرا کایوکو
... این رشته ی بی پایان قتلها
کامونوهاشی رون
مدیر رصدخانه
جومونجی تاکومی
مدیر کلوپ ستاره شناسی
دونزاوا ایساکو
کاراگاه پلیس پایتخت
ایشیکی توتومارو
سرآشپز رصدخانه
اوننو مینامی
آیدل صورت فلکی
اوریهیمه
مجرم کی می تونه باشه ؟

00:01:22.999 --> 00:01:25.418
! این جزیره واقعاً نفرین شده است

00:01:25.418 --> 00:01:28.963
! قراره جسدهامون رو پیدا کنند

00:01:28.963 --> 00:01:30.423
همچین اتفاقی نمیوفته

00:01:32.175 --> 00:01:35.220
برخلاف ظاهرش ، کاراگاه ایشیکی عصبانیه

00:01:35.637 --> 00:01:39.265
اون معما رو بیشتر از هر چیزی دوست داره
و توی حل کردنشون کارش خوبه

00:01:39.265 --> 00:01:43.686
اما گول این تله رو خورد و دو نفر درست
... جلوی روی اون کشته شدند

00:01:44.062 --> 00:01:47.023
یکی از اونها یه کاراگاه بزرگ بود که
ارزش نهایت احترام اون رو داشت

00:01:47.440 --> 00:01:51.194
مجرم اینجاست ، خودش رو قاطی شما که وحشت کردید کرده

00:01:51.194 --> 00:01:55.823
زیر ماسکش ، در حالی که از ترس دروغین به خودش
می پیچه ، حتماً داره لبخند پیروزی میزنه

00:01:56.908 --> 00:01:59.327
اما پشیمون میشه

00:02:00.203 --> 00:02:04.123
کسی رو عصبانی کردی که هیچوقت نباید عصبانیش می کردی

00:03:33.838 --> 00:03:39.302
(قسمت 09 : پرونده ی قتل رصد خانه (بخش 3

00:03:39.719 --> 00:03:43.306
ممنون از اینکه اینقدر سریع نصف شب اینجا جمع شدید

00:03:43.765 --> 00:03:47.977
برای اینکه قاتل رو هر چه زودتر
دستگیر کنم گفتم بیاید اینجا

00:03:47.977 --> 00:03:50.772
ازتون می خوام که درک کنید و همکاری کنید

00:03:51.314 --> 00:03:52.732
گفتی دستگیر ؟

00:03:52.732 --> 00:03:54.233
پس می دونی مجرم کیه ؟

00:03:55.860 --> 00:03:56.694
بله

00:03:57.445 --> 00:03:59.155
اینجا توی این اتاقه

00:04:02.575 --> 00:04:03.785
... نه

00:04:03.785 --> 00:04:05.495
... پس واقعاً

00:04:05.870 --> 00:04:07.288
یکی از ما ؟

00:04:07.288 --> 00:04:08.915
می تونی همه چیز رو توضیح بدی ؟

00:04:09.290 --> 00:04:11.125
بله ، البته

00:04:11.626 --> 00:04:14.086
با حادثه ای که تازه اتفاق افتاده شروع میکنم

00:04:14.837 --> 00:04:17.381
بعد از اینکه گریزلی-سان روی پشت بام تیر خورد

00:04:17.381 --> 00:04:21.177
من و رون بلافاصله با عجله به جایی که افتاده بود رفتیم

00:04:21.177 --> 00:04:24.722
چرا ؟ چون بلافاصله بعد از شنیدن
صدای گلوله از پشت بام

00:04:24.722 --> 00:04:27.308
از پنجره دیدیم که سقوط کرد

00:04:29.268 --> 00:04:33.105
به عبارت دیگه ، اگه ما سقوط
گریزلی-سان رو ندیده بودیم

00:04:33.105 --> 00:04:36.526
طبیعتاً به سمت پشت بام ، منبع صدا می دویدیم

00:04:37.193 --> 00:04:42.365
اما یه نفر دیگه هم اول بیرون دوید
و اومد پیش گریزلی-سان

00:04:43.407 --> 00:04:46.452
و بدون چتر اومد

00:04:46.994 --> 00:04:50.706
فقط بخاطر پنهان کردن این حقیقت که وقتی
داشته به گریزلی-سان شلیک می کرده

00:04:50.706 --> 00:04:52.416
روی پشت بام خیس شده

00:04:53.417 --> 00:04:55.127
... مجرم

00:04:59.298 --> 00:05:01.551
جومونجی-سان ، تو هستی

00:05:01.842 --> 00:05:03.302
!مدیر ؟

00:05:03.302 --> 00:05:05.680
! هی ، بی خیال ، من هیچوقت همچین کاری نمیکنم

00:05:05.680 --> 00:05:08.015
اونقدر شوک زده شدم که نمیدونم چیکار کنم

00:05:08.015 --> 00:05:10.601
عجولانه نتیجه گیری کردی ، ایشیکی-سان

00:05:10.977 --> 00:05:15.064
فقط اونقدر ترسیده بودم که اشتباهاً فکر
! کردم صدای شلیک از بیرون اومد

00:05:18.818 --> 00:05:22.738
در ضمن ، اونودرا-سان رو چطور توضیح میدی ؟

00:05:22.738 --> 00:05:26.450
وقتی اون کشته شد من همراه شما بودم ، یادت میاد ؟

00:05:26.784 --> 00:05:28.911
اون کلک رو قبلاً حل کردم

00:05:30.830 --> 00:05:35.334
جومونجی-سان ، موقع مهمانی تماشای شهاب باران
وانمود کردی که داری برمی گردی به اتاقت

00:05:35.334 --> 00:05:37.920
بعدش به اونودرا-سان که تنها بود حمله کردی

00:05:37.920 --> 00:05:40.089
و با دارو بیهوشش کردی

00:05:40.798 --> 00:05:43.467
بعدش ، اونو به گنبد جایی که

00:05:43.467 --> 00:05:45.803
قبلاً به چراغهاش شلیک کرده بودی
و اونها رو شکسته بودی بردی

00:05:46.220 --> 00:05:50.016
و رون رو که اونو هم با یه مقدار دارو خواب
کرده بودی رو هم اونجا خوابوندیش

00:05:50.891 --> 00:05:54.937
احتمالاً اون موقع بوده که شاه کلید
رو توی جیب رون گذاشتی

00:05:55.271 --> 00:05:59.859
بعدش ، برای تکمیل کار درها رو چسب زدی و بستی

00:05:59.859 --> 00:06:01.819
و هردوشون رو داخل حبس کردی

00:06:03.696 --> 00:06:06.699
صبر کن ! پس چطوری درها رو قفل کرده بود ؟

00:06:06.699 --> 00:06:10.119
وقتی مجبور شدیم در رو بشکنیم تا بیایم
! اینجا دیدیم که محکم قفل شده بودند

00:06:10.119 --> 00:06:13.372
بله ، اون بخش هوشمندانه ی این کلک بود

00:06:14.707 --> 00:06:17.835
اون به اونودرا-سان دوز کمتری از دارو
رو نسبت به رون داده بود

00:06:17.835 --> 00:06:19.211
اون بیدار شد

00:06:19.211 --> 00:06:22.173
احتمالاً اول رفته سراغ کلید برق

00:06:24.967 --> 00:06:29.096
اما چون چراغها شکسته بودند ، روشن نشدند

00:06:29.638 --> 00:06:32.516
بعدش اونودرا-سان چیکار می کرد ؟

00:06:37.063 --> 00:06:41.525
متوجه درهای کنار کلید برق میشد
و سعی می کرد بره بیرون

00:06:41.525 --> 00:06:44.236
اما چسبونده شده بودند و باز نمی شدند

00:06:44.862 --> 00:06:47.615
توی اون لحظه ، فرض می کرده که قفل شدند

00:06:47.615 --> 00:06:49.200
کلید رو چرخونده

00:06:49.200 --> 00:06:51.660
با تصور اینکه داره بازشون میکنه ، اما
داشته برعکسش رو انجام می داده

00:06:53.704 --> 00:06:55.331
... امکان نداره

00:06:55.331 --> 00:06:58.375
اما اگه منم جای اون بودم همین کار رو می کردم

00:06:58.834 --> 00:07:03.088
پس کلک اتاق قفل شده رو کشف کردی
! اما اینجا یه قتل اتفاق افتاده

00:07:03.088 --> 00:07:06.342
اون موقع چطور یه نفر می تونسته بهش
!شلیک بکنه و کار کی بوده ؟

00:07:09.011 --> 00:07:12.389
مجرم می دونسته حرکت بعدی
اونودرا-سان چی خواهد بود

00:07:12.389 --> 00:07:14.850
و یه کلک دیگه رو ترتیب داده بوده

00:07:14.850 --> 00:07:16.018
یکی دیگه ؟

00:07:16.811 --> 00:07:19.855
این نخ ماهیگیری که گریزلی-سان
برای ما بجا گذاشته یه سرنخه

00:07:20.481 --> 00:07:21.607
نخ ماهیگیری ؟

00:07:22.316 --> 00:07:26.779
مجرم یه ته نخ رو به بالای تلسکوپ بسته

00:07:26.779 --> 00:07:32.576
و اون یکی تهش رو به ماشه ی یه اسلحه که داخل دریچه ی
هواکش مخفی و محکم شده بوده بسته بوده

00:07:33.035 --> 00:07:37.081
حالا ، اگه چراغها روشن نشند و درها باز نشند

00:07:37.456 --> 00:07:40.209
اونودرا-سان بعدش کجا میره ؟

00:07:41.043 --> 00:07:42.920
اینجا ، توی تاریکی

00:07:43.337 --> 00:07:46.173
... بجز کلیک برق فقط یه چیز نور داشته

00:07:46.173 --> 00:07:48.133
اهرم باز کردن گنبد

00:07:48.467 --> 00:07:51.345
با باز شدن گنبد ، نور ستاره ها اتاق رو پر می کرد

00:07:51.345 --> 00:07:54.557
و اگه داد میزد ، شاید یه نفر صداش رو می شنید

00:07:54.557 --> 00:07:56.934
امیدوار ، اهرم رو کشید

00:08:00.854 --> 00:08:02.481
اما بعدش چه اتفاقی افتاد ؟

00:08:02.940 --> 00:08:04.316
وقتی گنبد باز شد

00:08:04.316 --> 00:08:09.238
تلسکوپ حرکت کرد تا فیلم ستاره ای که از قبل برای
تعقیبش بهش برنامه داده شده بود رو ضبط بکنه

00:08:09.655 --> 00:08:10.906
اون شروع به حرکت کرد

00:08:10.906 --> 00:08:14.118
... نخی که بهش بسته شده بود رو کشید

00:08:16.412 --> 00:08:18.372
تا ماشه ی اسلحه رو کشید

00:08:21.000 --> 00:08:23.043
! گلوله مستقیماً از بدن اونودرا-سان عبور کرد

00:08:24.712 --> 00:08:25.546
! ستاره

00:08:26.589 --> 00:08:28.716
نخی که توی دست گریزلی-سان بود

00:08:28.716 --> 00:08:32.386
تکه ای بود که وقتی تلسکوپ چرخیده بود پاره شده بود

00:08:33.053 --> 00:08:38.017
! اما اسلحه روی زمین کنار کامونوهاشی-سان بود
! توی هواکش نبود

00:08:38.434 --> 00:08:42.479
اسلحه ای که کنار رون پیدا شد کپی ای بود که توی لابی بود

00:08:43.188 --> 00:08:47.526
و اسلحه ی واقعی ، وقتی ما با عجله رفتیم
سراغ جسد و حواس همه ی ما پرت بود

00:08:47.526 --> 00:08:49.945
تو اونو از توی هواکش برداشتی

00:08:50.237 --> 00:08:52.698
بعدش از اون برای کشتن گریزلی-سان هم استفاده کردی

00:09:00.539 --> 00:09:02.666
صبر کن

00:09:02.666 --> 00:09:06.295
به فرض ، بیاید بگیم قتل اونجوری اتفاق افتاده

00:09:06.295 --> 00:09:08.213
اما چرا من باید کسی رو بکشم ؟

00:09:08.213 --> 00:09:10.674
!مدرکتون کجاست که کار من بوده ؟

00:09:11.050 --> 00:09:13.635
اونی که اینجا سوال میکنه منم

00:09:14.094 --> 00:09:16.180
قبل از اینکه کمک بکنی در رو بشکنی

00:09:16.180 --> 00:09:21.435
قبل از اینکه حتی بریم داخل گنبد ، از اوننو-سان
خواستی چراغ قوه ها رو بیاره

00:09:21.935 --> 00:09:24.897
از کجا می دونستی چراغهای داخل کار نمی کنند ؟

00:09:24.897 --> 00:09:26.398
! شکسته بودند

00:09:26.398 --> 00:09:29.568
! و فقط کسی که این کار رو کرده بوده ازش خبر داشته

00:09:33.238 --> 00:09:34.156
اه

00:09:35.532 --> 00:09:37.117
ای بابا

00:09:37.576 --> 00:09:39.787
اگه متوجه همه اونها شدی

00:09:39.787 --> 00:09:42.081
پس من این قمار رو باختم

00:09:46.919 --> 00:09:49.088
اما از کاری که کردم پشیمون نیستم

00:09:49.088 --> 00:09:51.423
! اونودرا مرد چون حقش بود

00:09:51.840 --> 00:09:54.051
اونودرا-سان چیکار کرده بود ؟

00:09:54.051 --> 00:09:59.890
اون زن همش در مورد قتلی که ده سال پیش
! اینجا اتفاق افتاده بود فضولی می کرد

00:09:59.890 --> 00:10:00.849
چی ؟

00:10:01.266 --> 00:10:04.144
عکاسی اجرام آسمانی و این چیزها همش برای پوشش بود

00:10:04.144 --> 00:10:07.356
اون در واقع یه خبرنگار بود که تخصصش
پرونده های حل نشده بود

00:10:07.356 --> 00:10:09.316
تنها دلیلی که به من نزدیک شده بود

00:10:09.316 --> 00:10:13.320
این بود که در مورد اتفاقی که ده سال پیش افتاده
بود تحقیق بکنه ، فوراً اونو متوجه شدم

00:10:13.862 --> 00:10:15.489
و توی مهمانی تماشای بارش شهابی

00:10:15.489 --> 00:10:19.284
! یواشکی رفت تا بتونه اتاق منو بگرده

00:10:19.660 --> 00:10:22.412
پس دلیل اینکه اونودرا-کون باید می مرد

00:10:22.412 --> 00:10:25.249
این بود که تو چیزی برای مخفی کردن داشتی

00:10:26.750 --> 00:10:28.669
... نکنه اون اسلحه بود

00:10:29.503 --> 00:10:30.629
درسته

00:10:31.255 --> 00:10:34.550
اون همون اسلحه ای بود که یک دهه
قبل ازش استفاده شده بود

00:10:34.550 --> 00:10:37.177
! من تمام این مدت مخفیش کرده بودم

00:10:38.095 --> 00:10:41.765
اون روز ، پدرم ، مدیر اون زمان

00:10:41.765 --> 00:10:47.062
ازش استفاده کرد تا همه ی مهمانها و کارکنان
! و بعدش خودش رو بکشه

00:10:47.521 --> 00:10:51.525
اولین نفری که به صحنه قتل رسید من بودم
و وقتی فهمیدم چه اتفاقی افتاده

00:10:51.525 --> 00:10:53.527
... می دونستم جنایتش

00:10:53.527 --> 00:10:55.988
! نه ، شرمساری ای که به بار آورده باید پنهان بشه

00:10:56.488 --> 00:10:58.073
چطور تونستی ؟

00:10:58.073 --> 00:10:59.658
پس حقیقت اونه

00:11:00.033 --> 00:11:04.663
! فقط می خواستم بقیه ی زندگیم رو در آرامش زندگی کنم

00:11:04.663 --> 00:11:08.333
! اما اون زن احمق می خواست از همه ی اونها سردربیاره

00:11:08.333 --> 00:11:10.961
! و گریزلی هم یه احمقی بود مثل اون

00:11:10.961 --> 00:11:15.090
اگه فقط فکر کرده بود که کار کامونوهاشی
! بوده ، همه چی خوب پیش میرفت

00:11:15.090 --> 00:11:18.802
اگه توی چیزی که نباید فضولی نمی کرد
و آرامش منو نابود نمی کرد

00:11:18.802 --> 00:11:20.679
! حتی پاداش بزرگی بهش می دادم

00:11:20.679 --> 00:11:23.056
چی داری میگی ؟

00:11:23.056 --> 00:11:24.433
به خودت شلیک کن

00:11:28.478 --> 00:11:31.523
با مرگ خودت مرده رو تسلی بده

00:11:32.816 --> 00:11:34.026
! اسلحه ناپدید شده

00:11:43.952 --> 00:11:45.787
! نه ! بس کن ، رون

00:11:50.459 --> 00:11:51.627
من چیکار کردم ؟

00:11:55.547 --> 00:11:59.092
بهت اجازه نمیدم منو بکشی ، کامونوهاشی-سان

00:11:59.092 --> 00:12:02.137
خودم کار خودم رو تموم میکنم

00:12:03.013 --> 00:12:04.139
ائـ ، اون چیه ؟

00:12:04.139 --> 00:12:05.140
! اوه نه

00:12:09.186 --> 00:12:10.479
! بالا بیارش

00:12:10.854 --> 00:12:12.773
! دیگه خیلی دیره

00:12:13.857 --> 00:12:16.610
! هی ! هنوز چیزهایی هست که می خوام ازت بپرسم

00:12:16.610 --> 00:12:18.070
چرا منو انتخاب کردی ؟

00:12:18.070 --> 00:12:21.948
دلیلی بود که من بودم نه یه نفر دیگه ؟

00:12:21.948 --> 00:12:24.618
اومدن من به اینجا هم بخشی از نقشه ات بود ؟

00:12:25.035 --> 00:12:26.661
معلومه که بود

00:12:29.164 --> 00:12:34.795
مهم نیست چقدر تقلا بکنی ... هنوز هم
اون شخص داره کنترلت میکنه

00:12:34.795 --> 00:12:37.756
اون یعنی چی ؟ درباره ی کی داری حرف میزنی ؟

00:12:39.841 --> 00:12:42.135
... شب سحر میشه

00:12:43.720 --> 00:12:45.180
! نمیر ، جومونجی

00:12:45.180 --> 00:12:47.849
! جوابم رو بده ! هنوز سوال دارم

00:12:47.849 --> 00:12:49.351
! هوی ، جومونجی

00:12:49.351 --> 00:12:50.644
... رون

00:13:01.196 --> 00:13:02.948
مردمکهاش گشاد شدند

00:13:03.740 --> 00:13:06.910
فایده نداره ، متاسفانه مرده

00:13:07.327 --> 00:13:09.871
این بوی بادام ... سیانید پتاسیمه ؟

00:13:23.552 --> 00:13:26.263
بله ، پس منتظریم

00:13:27.597 --> 00:13:30.475
پلیس محلی گفت توی راه هستند

00:13:30.475 --> 00:13:32.519
چرا اینقدر دیر کردند ؟

00:13:32.519 --> 00:13:34.020
! خیالم راحت شد ، ستاره

00:13:34.020 --> 00:13:36.439
این اشکها نشونه ای از بند اومدن ندارند

00:13:42.320 --> 00:13:45.365
پس ، از همون اولش همه اش بخشی از نقشه بود ؟

00:13:46.074 --> 00:13:48.285
از علاقه ام به شیره ی شکر سیاه استفاده کردی

00:13:48.285 --> 00:13:51.621
و منو از طریق توتو به مهمانی تماشای
بارش شهابی دعوت کردی

00:13:51.621 --> 00:13:56.042
کارها رو جوری ترتیب دادی که جلوی استاد بلو
اینطور بنظر برسه که من دست به قتل زدم

00:13:56.042 --> 00:13:57.335
و منو به دام بندازی

00:13:58.003 --> 00:14:01.798
اینکه موفق بشی همه ی اون کارها رو
بکنی ... تو واقعاً کی هستی ؟

00:14:01.798 --> 00:14:05.051
اگه همه ی اون کارها رو به دستور یه نفر
دیگه انجام دادی ، پس اون کیه ؟

00:14:14.019 --> 00:14:17.898
آخرین حرف مدیر رصدخانه این بود
... شب سحر میشه

00:14:17.898 --> 00:14:19.566
اون کار خیلی با سلیقه انجام شد

00:14:25.322 --> 00:14:27.157
ببین ، سحر شده

00:14:46.092 --> 00:14:47.177
! رون

00:14:47.636 --> 00:14:49.638
پلیسهای محلی اومدند

00:14:50.221 --> 00:14:51.389
که اینطور

00:15:08.490 --> 00:15:10.116
... می بخشید

00:15:18.041 --> 00:15:21.419
اوریهیمه-سان ، سوالاتم تموم شد ، خسته نباشی

00:15:21.419 --> 00:15:22.587
! ایشیکی-سان

00:15:22.587 --> 00:15:23.338
بله ؟

00:15:23.338 --> 00:15:27.300
! وقتی کار میکنی ، یه ستاره ی پرنوری

00:15:27.300 --> 00:15:30.470
ها ؟ پرنور ؟

00:15:31.221 --> 00:15:33.264
! با سرعت شهاب

00:15:33.264 --> 00:15:35.141
! سـ سـ سـ ستاره

00:15:38.478 --> 00:15:42.107
جسدها رو بردند و قایق پلیس حرکت کرده

00:15:42.107 --> 00:15:45.110
می تونیم هروقت که آماده بودیم بریم

00:15:45.944 --> 00:15:50.573
افسوس می خورم ، وقتی به این فکر میکنم که
... گریزلی-سنسه رو توی کیسه برگردوندیم

00:15:51.116 --> 00:15:51.991
... آره

00:15:51.991 --> 00:15:55.537
اون مردی بود که شاید منو درک می کرد

00:15:57.664 --> 00:15:58.581
توتو

00:15:59.457 --> 00:16:00.708
یادت میاد ؟

00:16:00.708 --> 00:16:05.338
قبل از اینکه بیایم به این جزیره ، گفتم
دیگه کار کارگاهی رو کنار گذاشتم

00:16:05.338 --> 00:16:06.840
اون حرفم رو پس می گیرم

00:16:07.799 --> 00:16:11.803
این حقیقت که این حادثه خیلی به گذشته ی من شباهت داشته

00:16:11.803 --> 00:16:13.346
تصادفی نبوده

00:16:13.346 --> 00:16:16.224
گذشته ات ؟ منظورت حادثه ی آموزشی خونینته ؟

00:16:16.599 --> 00:16:17.684
آره

00:16:18.059 --> 00:16:21.020
درست مثل پرونده ی قتل پنج سال پیش

00:16:21.020 --> 00:16:24.941
توی صحنه ی قتل بیدار شدم بدون هیچ خاطره ای از اون

00:16:24.941 --> 00:16:27.068
و مظنون اصلی شدم

00:16:28.278 --> 00:16:29.863
... همینطوره

00:16:29.863 --> 00:16:32.365
یه شباهت دیگه هم پیدا کردم

00:16:32.740 --> 00:16:35.827
... توی صحنه ی قتل اونودرا-کون ، زیر نور صبح

00:16:40.665 --> 00:16:42.208
! این علامت

00:16:42.208 --> 00:16:44.669
! مثل جای زخم رو گردنته ، رون

00:16:45.170 --> 00:16:46.671
اونجا تمام مدت تاریک بود

00:16:46.671 --> 00:16:49.257
اولش روی موکت سیاه متوجهش نشدم

00:16:49.257 --> 00:16:53.386
اما قبل از اینکه کشته بشه با جوهر
قرمز اونجا کشیده شده بوده

00:16:53.386 --> 00:16:55.305
چی داری میگی ؟

00:16:56.723 --> 00:16:58.808
باید زودتر متوجه میشدم

00:16:59.392 --> 00:17:02.729
اگه بی طرف به سابقه ی من نگاه بکنی

00:17:02.729 --> 00:17:05.565
حادثه ی آموزشی خونین کاملاً متفاوت بود

00:17:05.940 --> 00:17:09.319
مجرمین مرده بودن و ظن ارتکاب جرم به گردن من افتاد

00:17:09.319 --> 00:17:12.197
نه قبلش و نه از اون موقع به بعد
دوباره همچین اتفاقی نیوفتاده

00:17:13.031 --> 00:17:18.661
فقط بعد از اون حادثه تحت فشار گذاشتن
مجرمین برای مردن رو شروع کردم

00:17:18.661 --> 00:17:22.207
و مهمتر از همه اینکه ، این جای زخم یادگار همونه

00:17:23.958 --> 00:17:27.629
به عبارت دیگه ، حادثه ی آموزشی خونین
! رو گردن من انداخته بودند

00:17:27.629 --> 00:17:29.756
گردنت انداخته بودند ؟ توسط کی ؟

00:17:31.007 --> 00:17:33.051
... جومونجی چیزی در مورد یه نفر گفت

00:17:34.052 --> 00:17:36.512
من زندگی خودم رو وقف استنتاج کردم

00:17:36.512 --> 00:17:39.766
! و یه نفر پنج سال کار کاراگاهی رو از من دزدید

00:17:40.558 --> 00:17:44.103
هر کی که هست از صبر کردن برای اینکه خودم توی
غم و غصه خوردنم متوجهش بشم خسته شده

00:17:44.103 --> 00:17:48.191
پس لطف کرده و یه قتل رو ترتیب داده که
عناصر پنج سال پیش رو بازسازی می کرد

00:17:48.191 --> 00:17:49.734
و منو بهش دعوت کرد

00:17:50.318 --> 00:17:55.448
مثل این می مونه که دارن اعلام می کنند
... ذهنی برتر از من دارند

00:17:55.448 --> 00:17:59.702
مثلاً می خندند چون زندگی من به عنوان
! یه کاراگاه توی دستانشونه

00:17:59.702 --> 00:18:03.164
! دارن بازی می کنند ! این بزرگترین تحقیر زندگی منه

00:18:06.125 --> 00:18:08.586
هیچوقت نمی بخشمشون

00:18:16.969 --> 00:18:20.848
اینکه فقط من و جسدها توی این قایقیم منو عصبی میکنه

00:18:28.189 --> 00:18:30.066
به زور تونستم از مرگ فرار کنم

00:18:30.066 --> 00:18:32.985
همش به لطف تو و اون کاراگاه احمق بود

00:18:33.611 --> 00:18:38.199
با اینحال ، هیچوقت خوابش رو هم نمی دیدم
که بشه خودکشی رو اینجوری جعل کرد

00:18:38.574 --> 00:18:42.662
با این ، هیچکس به مردنم شک نکرد

00:18:42.662 --> 00:18:48.084
بازیگر خوبی هستی ، از طرف خانواده ، تشویقت میکنم

00:18:48.084 --> 00:18:49.627
! لیاقت همچین تعریفی رو ندارم

00:18:50.878 --> 00:18:55.258
قتل رو بدون هیچ صدمه ای انجام دادم ، حالا
می تونم زندگی جدیدم رو شروع کنم

00:18:55.258 --> 00:19:00.596
چون وقتی اونودرا داشت برام دردسر
درست می کرد شما اومدید سراغم

00:19:00.930 --> 00:19:03.099
حتی الان هم ، مثل یه خواب می مونه

00:19:03.099 --> 00:19:07.562
خاندان افسانه ای ام ، راس دنیای تبهکاران
! واقعاً وجود داره

00:19:07.562 --> 00:19:09.564
! و یکی از اعضای اون جلوی من ایستاده

00:19:10.189 --> 00:19:13.443
گفته میشه تمام جرایم از زیر دست خاندان ام رد میشه

00:19:13.443 --> 00:19:15.111
و اونهایی که شخصاً انجامش میدند

00:19:15.111 --> 00:19:16.904
! تضمین شده که حل نشده باقی بمونند

00:19:16.904 --> 00:19:19.532
! اونها بزرگترین خاندان در تاریخ جرایم هستند

00:19:19.532 --> 00:19:23.411
بنظر میاد از چیزی که فکر می کردیم مشهورتریم

00:19:23.411 --> 00:19:26.497
راستی ، کامونوهاشی رون چطور بود ؟

00:19:26.831 --> 00:19:28.708
بنظر من خیلی دقیق بود

00:19:28.708 --> 00:19:32.753
وقتی فهمید من مجرم بودم ، یهویی تغییر کرد
! درست همونجوری که گفته بودید

00:19:33.045 --> 00:19:35.882
! یه قاتل اصیل توی چشمهاش بود

00:19:35.882 --> 00:19:39.385
اگه مرگ خودم رو جعل نکرده بودم
... می دونستم که منو میکشه

00:19:43.639 --> 00:19:46.267
شنیدن همون برای من کافیه

00:19:58.446 --> 00:20:00.198
برادر ، تموم شد

00:20:05.036 --> 00:20:06.370
که اینطور

00:20:06.996 --> 00:20:11.167
اون گفت کامونوهاشی رون سعی کرده مجرم رو بکشه

00:20:12.543 --> 00:20:15.546
کامونوهاشی رون رو برای اولین بار دیدم

00:20:16.505 --> 00:20:18.007
نظرت چی بود ؟

00:20:18.007 --> 00:20:20.009
شبیه هیچکدوم از اعضای خاندانمون نیست

00:20:20.509 --> 00:20:24.472
برام مهم نیست که اون نسل ششم
کاراگاهیه که دشمن خونی ما بوده

00:20:25.848 --> 00:20:29.936
و نسل نهم یه شخص خاص دیگه

00:20:30.853 --> 00:20:34.398
خوب ؟ پیام منو از شش سال پیش دریافت کرد ؟

00:20:35.107 --> 00:20:38.110
وقتی علامتی که لنگه ی علامت خودش
بود رو دید ، رنگش پرید

00:20:40.279 --> 00:20:42.615
واضحه که نمی دونه چه معنایی داره

00:20:43.908 --> 00:20:45.618
یه روزی ، قدردانی میکنه که

00:20:45.618 --> 00:20:48.871
خونی که در بدنش جریان داره از طرف ماست

00:20:51.249 --> 00:20:54.126
بزرگترین کاراگاه ، شرلوک هولمز

00:20:54.418 --> 00:20:56.963
... و استاد جنایت ، جیمز موریارتی

00:20:57.588 --> 00:21:00.174
اون مرد خون هر دو رو داره

00:21:04.428 --> 00:21:05.721
! آخ

00:21:06.055 --> 00:21:07.223
ببخشید ، توتو

00:21:07.223 --> 00:21:09.141
! یهویی حلقه کمر زدن رو شروع نکن

00:21:09.141 --> 00:21:10.768
به دلایلی ، دلم نمی خواد برم

00:21:10.768 --> 00:21:13.396
افسردگیت فقط یک ثانیه دوام آورد ، ها ؟

00:21:13.396 --> 00:21:14.647
بعد از اینکه بیشتر فکر کردم

00:21:14.647 --> 00:21:18.359
حس کردم اینکه یه راز به من چسبیده فوق العاده است

00:21:18.359 --> 00:21:20.319
! باز هم بیشتر بهش فکر کن

00:21:24.532 --> 00:21:25.700
... اوه ، راستی ، توتو

00:21:25.700 --> 00:21:28.035
یادم رفت مهمترین چیز رو ازت بپرسم

00:21:29.787 --> 00:21:33.165
به کمک کردن به من ادامه میدی ؟

00:21:33.165 --> 00:21:33.958
ها ؟

00:21:36.210 --> 00:21:40.965
خوب ، بدون من در کنارت ، قبل از اینکه
بفهمی قاتل شدی ، درسته ؟

00:21:42.174 --> 00:21:43.426
داری لاف میزنی

00:21:46.470 --> 00:21:50.391
اوه ، سرآشپز اوننو شیره ی شکر سیاهی
که ازش استفاده نمی کرد رو به من داد

00:21:50.391 --> 00:21:52.351
سه تا گرفتم ، پس یکیش رو به تو میدم

00:21:52.893 --> 00:21:55.813
اون خوراکی مورد علاقه ی توست ، خودت
رو اذیت نکن ، من نمی خوام

00:21:55.813 --> 00:21:58.023
پس بدش به آمامیا-کون

00:21:58.023 --> 00:21:59.775
! مثل سوخت موتور می مونه