WEBVTT

00:10.802 --> 00:15.265
‫[ سال ۲۰۰۷ ]

00:34.368 --> 00:35.661
‫لعنتی

00:36.079 --> 00:44.379
‫[ راشویل ] [ جمعیت: ۱۰۰۱ نفر ]
‫[ تأسیس: سال ۱۸۸۵ ]

00:52.262 --> 00:53.555
!‫گندش بزنن

01:11.574 --> 01:15.578
‫[ کافه ]

01:26.923 --> 01:28.383
‫می‌شه یه فنجون قهوه برام بیاری؟

01:29.342 --> 01:30.635
‫اول باید پول بدی

01:34.222 --> 01:35.515
‫بهتره بکنیش ۲ تا قهوه

01:38.226 --> 01:39.519
‫مهمون من

01:41.229 --> 01:43.190
‫نصیحت من رو می‌خوای؟
‫فرار نکن

01:46.318 --> 01:48.153
‫حرکتی که با پلاک‌ها زدی قشنگ بود

01:49.446 --> 01:52.283
‫بعد از آپالاشیا، پلاک‌های گاتهام
‫از دور هم معلومن

01:53.534 --> 01:55.870
،‫اما اگه واقعاً می‌خواستی ما رو فریب بدی
‫ماشینت رو عوض می‌کردی

01:57.121 --> 01:58.581
‫دزد نیستم

01:58.664 --> 01:59.999
‫کلاً توی خون‌تونه

02:01.208 --> 02:02.793
‫پدرت حیف شد واقعاً

02:03.503 --> 02:04.545
‫اگه دهنش رو می‌بست

02:04.587 --> 02:06.422
‫و دوران زندانش رو می‌گذروند
‫می‌تونست آدم مهمی بشی

02:07.674 --> 02:08.967
‫آره، خب…

02:10.134 --> 02:12.345
‫واقعاً هیچ‌وقت استعداد زیادی
،‫توی پدر بودن نداشت

02:12.428 --> 02:13.805
‫پس تصور کن من چه حسی دارم

02:16.433 --> 02:17.767
،‫اگه باعث آروم شدنت می‌شه

02:19.019 --> 02:20.979
‫این‌جور کارها هیچ لذتی برام ندارن

02:22.898 --> 02:24.357
‫کاری که مجبور بودی
‫انجام بدی رو انجام دادی

02:26.193 --> 02:29.947
‫اون رو کُشتی
‫و منم یه قطره اشک نریختم

02:32.533 --> 02:34.702
‫به رئیست بگو من براش تهدیدآمیز نیستم

02:36.328 --> 02:37.621
‫قوانین دست من نیستن

02:38.080 --> 02:39.415
‫پدرت یه خبرچین بود

02:39.498 --> 02:41.459
‫یعنی به‌خاطر اون
‫تو هم یه خبرچین هستی

02:47.256 --> 02:50.301
،‫پس می‌ذارم قهوه‌ت رو بخوری

02:50.968 --> 02:53.346
‫و بعدش همراه‌مون میایی بیرون
‫و می‌ریم پیش ماشین

02:53.971 --> 02:56.891
‫و اگه بخوای هیاهو به پا کنی
،‫یا از کسی کمک بخوای

02:57.517 --> 02:59.269
‫همه‌ی این دهاتی‌ها رو
‫می‌فرستیم اون دنیا

03:00.562 --> 03:01.855
‫متوجه شدی؟

03:03.606 --> 03:04.899
!‫خدایا، لعنتی

03:06.776 --> 03:08.069
‫سلام

03:08.528 --> 03:10.030
‫- سلام
‫- اسمت چیه؟

03:11.281 --> 03:13.283
‫- کری
‫- من زویی هستم

03:13.367 --> 03:14.826
‫از آشنایی باهات خوش‌حالم، کری

03:14.910 --> 03:16.495
‫به نظر می‌رسید کمک لازم داری

03:16.578 --> 03:18.330
‫این قضیه هیچ ربطی به تو نداره

03:18.914 --> 03:20.082
‫حسش می‌کنی؟

03:20.124 --> 03:22.459
‫اون ترقوه‌ته که داره به طرز خطرناکی
‫به شکستن نزدیک می‌شه

03:22.543 --> 03:24.587
‫یه بار دیگه بپری وسط حرفم
‫از وسط دو نصف می‌شه

03:25.421 --> 03:27.047
‫برای کشتنت اومدن این‌جا، درسته؟

03:27.631 --> 03:30.885
‫- آره، اما من هیچ کاری نکردم
‫- مهم نیست

03:30.968 --> 03:33.387
‫دختر خوبی به نظر می‌رسی
،‫و دوست دارم نجاتت بدم

03:33.429 --> 03:35.932
‫اما هر دو تامون می‌دونیم
،‫اگه این یارو رو بُکُشم

03:36.015 --> 03:37.850
‫مشکلاتت حل نمی‌شن

03:38.935 --> 03:41.521
‫نه. رئیسش افراد بیشتری می‌فرسته

03:42.146 --> 03:43.439
‫چه دستوراتی بهت دادن؟

03:46.151 --> 03:48.403
،‫اون رو بُکُشم، خاکش کنم

03:48.486 --> 03:49.904
‫و به عنوان مدرک
‫انگشت کوچیکه‌ش رو با خودم ببرم

03:49.988 --> 03:52.073
‫خیلی‌خب. پس انگشت
‫کوچیکه‌ت رو نیاز داریم

03:52.157 --> 03:54.534
‫- چاقوت کجاست؟
‫- جیب راست کتم

04:00.999 --> 04:02.459
‫می‌خوای من برات انجامش بدم؟

04:05.879 --> 04:07.172
‫نه

04:07.840 --> 04:09.133
‫اگه خودم انجامش بدم بهتره

04:31.573 --> 04:33.533
‫نیازه دوباره داستان رو مرور کنیم؟

04:33.616 --> 04:34.743
‫- نه، فهمیدم
‫- خوبه

04:34.784 --> 04:36.328
،‫چون اگه رئیست باور نکنه

04:36.411 --> 04:37.454
،‫فقط خودت رو نمی‌کشم

04:37.495 --> 04:38.997
‫مجبورم کل خانواده‌ت رو بُکُشم

04:39.080 --> 04:40.373
‫دیدی چه توانایی‌هایی دارم

04:41.374 --> 04:42.667
‫کاری کن باور کنه

04:45.921 --> 04:48.924
‫- اون رو چیکار کنم؟
‫- با «بیتسی» تماس بگیر

04:49.007 --> 04:50.968
‫بهش بگو یه میز یه نفره می‌خوایم

04:56.640 --> 05:00.603
‫امشب بهت کمک کردم
‫چون قبلاً توی چنین شرایطی بودم

05:01.520 --> 05:03.022
‫سردرگم و وحشت‌زده بودم

05:03.606 --> 05:05.650
‫از چیزی فرار می‌کردم
‫که راه فراری ازش وجود نداشت

05:07.610 --> 05:10.780
‫اما یه بار یه نفر بهم یه فرصت داد

05:10.863 --> 05:12.699
‫وقتی خیلی بهش نیاز داشتم

05:13.616 --> 05:17.912
‫و حالا… من دارم همون فرصت رو
‫به تو می‌دم

05:19.914 --> 05:21.791
‫چه فرصتی؟

05:21.875 --> 05:23.168
‫یه زندگی

05:23.293 --> 05:27.089
،‫ساده، امن و ایمن
‫بدون نیاز به فرار و پنهان شدن

05:27.172 --> 05:29.883
‫تنها چیزی که در ازای اون زندگی
‫می‌خوام، یه قوله

05:30.425 --> 05:32.719
‫این‌که قول بدی وقتی زمانش فرا می‌رسه

05:33.220 --> 05:35.889
‫همون‌طور که من ازت محافظت کردم
‫تو هم از من محافظت کنی

05:38.559 --> 05:39.852
‫در برابر کی؟

05:44.482 --> 05:45.775
‫یه روزی…

05:48.402 --> 05:50.404
‫چند نفر میان دنبالم می‌گردن

05:50.488 --> 05:52.990
‫کسایی که خیلی خطرناک‌تر
‫از اونایی‌ان که اومدن دنبال تو

05:53.074 --> 05:54.450
،‫و وقتی اون روز فرا برسه

05:55.535 --> 05:56.661
‫به یه نفر نیاز دارم

05:56.703 --> 05:59.497
‫که بدونه چه حسی داره
‫وقتی یه گوشه گیر افتادی

06:00.498 --> 06:02.709
‫کسی که بلد باشه
‫چطور از پس خودش بربیاد

06:03.501 --> 06:04.794
‫کسی…

06:06.254 --> 06:08.381
‫که مایل باشه خودش رو فدا کنه

06:11.718 --> 06:13.011
‫می‌تونم روت حساب باز کنم؟

06:18.183 --> 06:19.476
‫آره

06:22.604 --> 06:23.897
‫خوبه

06:25.274 --> 06:26.901
‫بیا یه انگشت کوچیکه‌ی جدید
‫برات پرورش بدیم

07:12.448 --> 07:16.160
.‫شرمنده، جونیور
‫می‌تونی خوب تکون بخوری؟

07:18.037 --> 07:19.914
‫- آروم باش، وگرنه…
!‫- لعنت بهت

07:21.082 --> 07:22.375
‫از این ماشین لعنتی ببرم بیرون

07:22.416 --> 07:24.127
.‫شرمنده، نمی‌تونم اون کار رو بکنم
‫هنوز نه

07:24.836 --> 07:27.046
‫باید فعلاً از بازی کنار بذارمت

07:27.714 --> 07:29.507
،‫اما مطمئنم شرایطم رو درک می‌کنی

07:29.591 --> 07:30.925
‫چون برای این‌که جای من رو بگیری

07:31.009 --> 07:33.386
‫با رئیس‌ها نقشه می‌ریختی

07:33.928 --> 07:35.764
‫فکر می‌کنی بهت اجازه می‌دن
‫حلقه رو نگه داری؟

07:37.057 --> 07:38.767
‫می‌خوای اعتبار کشتن زویی رو
‫به اسم خودت بزنی؟

07:38.808 --> 07:41.269
‫کشتن؟ یا خدا، جونیور

07:41.353 --> 07:43.105
‫به عنوان کسی که بدجور دنبال حلقه‌ای

07:43.146 --> 07:44.398
‫مشخصاً جزئیات ظریف رو نادیده گرفتی

07:44.439 --> 07:45.732
‫ما کسی رو نمی‌کُشیم

07:46.692 --> 07:48.110
‫البته نمی‌تونم از طرف نگهبانان
‫تضمینی بدم

07:48.193 --> 07:49.528
‫وقتی تحویلش می‌دم به اونا

07:49.611 --> 07:51.822
‫چرا کاری کردی با «آنتان» تماس بگیرم؟

07:53.031 --> 07:55.909
‫می‌دونی، وقتی تیم فضاییش
،‫بیاد این‌جا

07:55.993 --> 07:58.370
‫کل این شهر لعنتی رو منفجر می‌کنن

07:58.454 --> 07:59.997
‫خب حدس می‌زنم شبه‌نظامی‌ها

08:00.080 --> 08:01.499
‫برای محافظت از زویی وارد عمل می‌شن

08:01.582 --> 08:03.626
‫و آنتان هم حواس‌ها رو پرت می‌کنه

08:03.709 --> 08:06.837
‫این‌که تو دعوتش کردی به کافه
‫فقط قضیه رو آسون‌تر می‌کنه

08:06.963 --> 08:08.923
‫تا به عنوان پوشش ازش استفاده کنم

08:10.258 --> 08:11.718
‫می‌ذارم مِیکون و آنتان دعوا بکنن

08:11.843 --> 08:13.136
‫و خودم می‌رم سراغ زویی

08:13.553 --> 08:16.723
،‫و تا اون بفهمه چه خبره
‫من رفتم به سیاره‌ی «اوآ»

08:16.764 --> 08:19.434
‫و اون حروم‌زاده‌های آبی‌رنگ
‫صف می‌کشن

08:19.559 --> 08:21.061
‫تا نوبتی حلقه‌م رو ببوسن

08:22.187 --> 08:24.564
‫تو هیچ‌وقت جای من رو
‫نمی‌گیری، جونیور

08:25.690 --> 08:27.317
‫تمریناتت این‌جا به پایان می‌رسن

08:31.446 --> 08:32.781
!‫لعنت بهت

08:33.573 --> 08:36.201
!‫هی! آشغال

08:43.584 --> 08:45.044
،‫ساکنان راشویل

08:45.127 --> 08:46.796
‫این یک مانور نیست

08:46.879 --> 08:49.674
‫تکرار می‌کنم، این یک مانور نیست

08:49.757 --> 08:52.718
‫بسیج شوید و اقدامات احتیاطی را
‫انجام دهید

08:53.344 --> 08:56.389
‫ساکنان راشویل، این یک مانور نیست

08:56.472 --> 08:59.225
‫تکرار می‌کنم، این یک مانور نیست

08:59.309 --> 09:01.394
‫بسیج شوید و اقدامات احتیاطی را
‫انجام دهید

09:01.477 --> 09:03.730
!‫- منم میام. برام مهم نیست. آره
‫- نه

09:03.813 --> 09:05.607
‫- بیلی، بی‌خیال
‫- نمی‌تونید…

09:06.649 --> 09:07.859
‫برام مهم نیست

09:07.859 --> 09:10.111
‫نمی‌تونید ازم انتظار داشته باشید
‫یه جا بشینم و کاری نکنم

09:10.195 --> 09:12.280
‫- جات همین‌جاست
‫- منم باید کنار بقیه باشم

09:12.364 --> 09:13.657
‫- از سر راه برو کنار
‫- نه، می‌تونم… می‌تونم…

09:24.209 --> 09:25.919
‫در مورد جاسوسی کردن
‫چی بهت گفتم؟

09:26.003 --> 09:29.131
‫- ببین بدون این‌که دیده بشی
‫- و چی دیدی؟

09:31.008 --> 09:32.426
‫چرا بابا این‌قدر عصبانیه؟

09:33.844 --> 09:37.056
.‫امروز روز خیلی مهمیه
‫فقط می‌خواد مفید باشه

09:38.182 --> 09:40.351
‫اما مفیدترین کاری که
‫در حال حاضر می‌تونه بکنه

09:40.434 --> 09:41.769
‫اینه که مراقب تو باشه

09:42.478 --> 09:44.272
‫اتفاق بدی قراره بیُفته، نه؟

09:49.152 --> 09:50.487
‫آره

09:52.238 --> 09:54.199
‫امروز آدم‌های زیادی می‌میرن

09:55.951 --> 09:57.285
‫آدم‌هایی که می‌شناسی‌شون

09:59.955 --> 10:01.289
‫کسایی که دوست‌شون داری

10:02.290 --> 10:03.625
‫تو هم قراره بمیری؟

10:08.547 --> 10:09.882
‫خواهیم دید

10:11.759 --> 10:13.302
،‫اما هر اتفاقی هم که بیُفته

10:14.178 --> 10:16.347
‫چیزهایی که بهت یاد دادم رو
‫هیچ‌وقت فراموش نکن

10:18.057 --> 10:19.392
‫قول می‌دی فراموش نکنی؟

10:20.434 --> 10:21.769
‫قول می‌دم

10:30.820 --> 10:32.071
‫بله؟

10:32.071 --> 10:33.489
‫مردم شهر دارن بسیج می‌شن

10:34.115 --> 10:35.450
‫جوردن نیستش

10:35.992 --> 10:38.661
‫اما تصاویر ماهواره‌ای نشون می‌دن
‫که اِستوارت پیدا شده

10:39.329 --> 10:40.664
‫کجا؟

11:01.519 --> 11:02.853
!‫هی

11:03.062 --> 11:04.396
!‫هی

11:07.358 --> 11:08.693
!‫کمک

11:12.321 --> 11:15.700
!‫کمک! هی! کمک

11:26.294 --> 11:28.755
‫[ راشویل ]

11:42.227 --> 11:43.646
‫پروتکل نگهبانی رو فعال کن

11:47.483 --> 11:50.236
‫دیگه کم‌کم داشتم احساس می‌کردم
‫من رو کامل فراموش کردی

11:50.319 --> 11:53.322
.‫یه جست‌وجوی هدفمند نیاز دارم
‫موجود فضایی متخاصم، اولویت اصلیه

11:53.406 --> 11:54.865
‫چه شکلیه؟

11:56.909 --> 11:58.619
‫لعنتی. خودمون اون رو کشیدیم؟

11:59.579 --> 12:00.663
‫کارآموز این رو کشیده

12:00.663 --> 12:02.665
‫جان رو می‌گی. اون روز دیدمش

12:02.749 --> 12:04.042
‫ازش خوشم میاد

12:04.500 --> 12:05.793
‫کجاست؟

12:06.127 --> 12:07.420
‫توی ماشین

12:07.504 --> 12:08.630
‫نباید بهمون کمک بده؟

12:08.630 --> 12:10.256
‫جان رو فراموش کن

12:10.340 --> 12:12.092
‫فقط این یارو رو پیدا کن
‫تا کارمون راه بیُفته

12:26.231 --> 12:28.108
‫چه غلطی می‌کنی؟

12:28.192 --> 12:29.568
‫من و تو باید صحبت کنیم

12:33.197 --> 12:34.949
‫چرا سلاحت رو…

12:37.034 --> 12:38.327
‫چه غلطی می‌کنی؟

12:40.037 --> 12:41.330
‫خدایا، می‌خوای خشاب عوض کنی؟

12:41.747 --> 12:44.125
،‫زویی نمی‌تونه صدامون رو بشنوه
‫اما می‌تونه ما رو ببینه

12:44.208 --> 12:46.085
‫اگه این کار رو نکنم
‫دخلم رو میاره

12:46.169 --> 12:48.254
‫و به زودی هر کسی
‫که توی شهر گوشی داره

12:48.338 --> 12:50.381
‫دستور کشتن تو رو دریافت می‌کنه

12:57.138 --> 12:59.307
‫- تمومش کن
!‫- چیزی برای صحبت کردن وجود نداره

12:59.391 --> 13:02.602
‫هکتور هاموند چی؟
!‫فرستادی‌مون به سمت یه تله

13:02.686 --> 13:04.604
‫فرستادم‌تون جایی که اون می‌خواست

13:04.688 --> 13:06.231
‫پس الان یه عروسک
‫خیمه‌شب‌بازی هستی

13:06.315 --> 13:07.608
‫که یه نشان داره، ها؟

13:08.108 --> 13:09.568
‫من این شهر رو امن نگه می‌دارم

13:09.651 --> 13:11.153
‫امن در برابر اون؟

13:12.071 --> 13:13.405
‫واقعاً نمی‌فهمی

13:13.906 --> 13:16.075
‫خب می‌فهمم که ترسیدی

13:16.575 --> 13:20.037
‫- فکر می‌کنی قضیه فقط در مورد ترسه؟
‫- پس دیگه چی می‌تونه باشه؟

13:20.996 --> 13:23.207
!‫مدیونش هستم

13:23.290 --> 13:26.085
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی درک کنی
‫اون چه چیزی بهم داد

13:27.044 --> 13:28.337
‫چی بهت داد؟

13:29.088 --> 13:30.381
‫معجزه کرد

13:30.757 --> 13:32.467
‫می‌شه یه‌کم باجزئیات‌تر بگی؟

13:33.259 --> 13:35.053
‫لطفاً فقط بی‌خیال شو

13:35.803 --> 13:37.430
‫قبل از این‌که تو پیدات بشه
‫در آرامش زندگی‌مون رو می‌کردیم

13:37.514 --> 13:39.265
‫اگه تو بری می‌تونیم دوباره
‫آرامش رو برقرار کنیم

13:39.349 --> 13:41.518
!‫به حرف‌های خودت گوش بده
‫اون حتی یه خانم هم نیست

13:41.601 --> 13:42.894
!‫اصلاً انسان نیست

13:43.311 --> 13:45.188
‫داری از یه جنایتکار جنگی محافظت می‌کنی

13:45.272 --> 13:46.731
‫چرا به فکر پسرت نیستی؟

13:46.815 --> 13:49.109
!‫به فکر پسرم هستم

13:54.281 --> 13:56.283
‫بذار تو و نوآ رو از این‌جا خارج کنم
‫و ببرم‌تون یه جای امن

13:57.451 --> 13:59.953
‫اصلاً گوش می‌دی چی می‌گم؟

14:00.037 --> 14:03.290
.‫این‌جا خونه‌ی منه
‫جایی نمی‌رم

14:03.791 --> 14:06.836
‫بهترین کاری که می‌تونی برای همه‌مون
‫انجام بدی اینه که بری

14:07.920 --> 14:10.089
‫تا زمانی که جلوش رو نگیرم
‫هیچ‌جا نمی‌رم

14:11.632 --> 14:13.342
،‫اگه بمونی

14:13.426 --> 14:16.179
،‫اگه بخوای دستگیرش کنی
‫بی‌رحمیش رو نشون می‌ده

14:16.804 --> 14:19.307
‫فقط برای بیرون کشیدن تو
‫به شهر حمله می‌کنه

14:19.390 --> 14:20.850
‫می‌فهمی؟

14:23.394 --> 14:26.106
‫اگه می‌خوای جون مردم رو
‫نجات بدی، برو

14:27.649 --> 14:29.192
‫نمی‌تونم اون کار رو بکنم

14:31.820 --> 14:34.156
‫پس هر اتفاقی که بیُفته تقصیر توئه

14:35.574 --> 14:38.452
‫وقتی زمانش برسه
‫حاضری عواقب تصمیمت رو بپذیری؟

15:02.685 --> 15:04.562
‫هیچی رو احساس نمی‌کنم

15:04.646 --> 15:05.980
‫به‌خاطر مورفینه

15:06.773 --> 15:09.108
‫و بیشتر پایانه‌های عصبیت از بین رفتن

15:12.070 --> 15:13.363
‫گذاشتی بسوزم

15:14.656 --> 15:16.032
‫واقعاً انسان نیستی

15:28.504 --> 15:30.339
‫پس می‌دونی چی هستم

15:32.633 --> 15:33.926
‫یه من‌هانتری

15:35.594 --> 15:38.139
‫چرا به نگهبانان نگفتی
‫که من این‌جا توی راشویلم؟

15:40.808 --> 15:42.184
‫چون بهشون اعتماد ندارم

15:43.519 --> 15:45.271
‫چرا بهشون اعتماد نداری، جان؟

15:47.315 --> 15:48.608
‫چون…

15:50.234 --> 15:54.155
‫به اون نگفتن که قراره من رو
‫جایگزینش کنن

15:56.825 --> 15:58.868
‫فقط از من انتظار داشتن
‫حلقه رو ازش بگیرم

16:01.329 --> 16:02.831
‫این تنها دلیله؟

16:03.373 --> 16:05.041
‫اونی که اسمش آنتان‌ـه

16:05.542 --> 16:08.587
‫بهم گفت به جوردن نگم، چون…

16:10.464 --> 16:12.216
‫من‌هانتر…

16:13.509 --> 16:15.469
‫تحت حفاظت نگهبانانه

16:16.512 --> 16:18.055
‫مشخصاً نیستم

16:20.266 --> 16:21.934
‫به نظرت دلیلش چیه؟

16:23.727 --> 16:25.312
‫چون اونا خلقت کردن

16:28.858 --> 16:30.401
‫واقعاً همین‌طوره

16:31.444 --> 16:33.279
‫ما رو برای اجرای عدالت خلق کردن

16:34.197 --> 16:35.865
‫وقتی به این نتیجه رسیدن
‫که خیلی بی‌رحم هستیم

16:35.948 --> 16:38.493
.‫یه دکمه رو فشار دادن
،‫نمی‌دونم چرا

16:38.576 --> 16:40.662
‫اما همه به جز من از بین رفتن

16:41.871 --> 16:43.707
‫حالا نوبت منه که صادق باشم…

16:45.500 --> 16:47.502
‫هال جوردن امروز می‌میره

16:50.172 --> 16:52.257
‫مجبورش می‌کنم از حلقه‌ش استفاده کنه
،‫تا زمانی که باتریش تموم بشه

16:52.340 --> 16:54.051
‫و بعدش دخلش رو میارم

16:55.552 --> 16:56.845
‫اما تو…

16:57.763 --> 16:59.640
‫تو مجبور نیستی امروز بمیری، جان

16:59.723 --> 17:01.684
.‫می‌تونم شفات بدم
‫می‌تونم ازت محافظت کنم

17:04.687 --> 17:06.522
‫اما محافظت من بهایی داره

17:08.691 --> 17:11.944
‫فقط به نگهبانان بگو که جوردن
،‫شجاعانه مُرده

17:12.028 --> 17:14.071
‫در حال نجات راشویل

17:14.155 --> 17:16.032
‫از دست تیم انتقام‌جویان گمراه آنتان

17:16.657 --> 17:17.950
‫و…

17:18.659 --> 17:20.119
‫فداکاریش…

17:20.620 --> 17:22.205
‫آرامش رو برقرار خواهد کرد

17:23.498 --> 17:24.791
‫و تو…

17:25.708 --> 17:29.671
.‫حلقه رو می‌گیری
‫حلقه‌ای که بر حق متعلق به توئه

17:33.383 --> 17:35.427
‫می‌خوای نجاتت بدم، جان؟

19:03.143 --> 19:05.353
‫امروز یه بار بهم شلیک شده بود، رفقا

19:06.104 --> 19:08.523
‫به زودی هر کسی که توی این شهره

19:08.607 --> 19:10.150
‫دستور کشتن من رو دریافت می‌کنه

19:10.942 --> 19:13.612
‫پس نظرتون چیه توی
‫این زمان کمی که داریم

19:14.154 --> 19:15.697
‫با هم یه معامله‌ای بکنیم

19:19.535 --> 19:20.869
‫جان اِستوارت کجاست؟

19:22.329 --> 19:23.622
‫تحت تأثیر قرار گرفته

19:26.083 --> 19:27.251
‫تحت تأثیر من‌هانتر؟

19:27.293 --> 19:28.586
‫مثل آب خوردن بازیش داد

19:28.878 --> 19:31.255
‫شانس آوردید من می‌دونم
‫من‌هانتر کیه

19:31.339 --> 19:34.091
‫و می‌دونم کجا می‌تونید پیداش کنید
‫و منفجر بشید

19:35.218 --> 19:37.845
‫خیلی وقت پیش یاد گرفتم
‫نباید به امثال تو اعتماد کنم

19:38.388 --> 19:39.681
‫امثال من؟

19:40.056 --> 19:41.349
‫تو به نگهبانان خدمت می‌کنی

19:43.685 --> 19:45.270
‫نگهبانان می‌خوان کسی رو
‫جایگزین من بکنن

19:45.353 --> 19:47.272
‫که تو بهش اعتماد کردی
‫من‌هانتر رو بهت معرفی کنه

19:48.523 --> 19:50.817
‫چرا باید حرف‌هات رو باور کنم؟

19:57.658 --> 19:59.201
‫چون این‌جا توی یه تیم هستیم

20:00.911 --> 20:02.204
‫چطور؟

20:02.663 --> 20:03.956
‫فقط می‌خوای من‌هانتر رو بُکُشی

20:04.039 --> 20:05.624
‫نمی‌خوای نصف این شهر رو
‫منفجر کنی، درسته؟

20:06.583 --> 20:07.626
‫درسته

20:07.668 --> 20:09.086
‫منم همین‌ها رو می‌خوام

20:09.170 --> 20:11.422
،‫من اطلاعات رو دارم
،‫شما قدرت دارید

20:11.922 --> 20:13.340
‫و اون مرد من رو می‌شناسه

20:13.424 --> 20:15.801
‫پس از راه دور متوجه‌ی
‫نزدیک شدن من می‌شه

20:17.386 --> 20:18.971
‫پس شکل مردونه‌ای به خودش گرفته؟

20:20.515 --> 20:21.808
‫ویلیام میکون

20:22.183 --> 20:24.686
‫یه دامدار کله‌گنده‌ست

20:25.270 --> 20:27.689
‫سلطان توهم توطئه‌ست

20:27.772 --> 20:30.692
،‫توی کار گوشته
‫اما اونا همه‌ش یه پوششه

20:30.775 --> 20:33.570
‫برای این‌که بتونه هزینه‌ی دفاعش
‫در برابر مهمون‌های ناخونده‌ای

20:33.653 --> 20:36.781
،‫مثل من و تو رو تأمین کنه
‫مخصوصاً امثال تو

20:39.284 --> 20:42.829
‫و چطور تونستی این میکون رو
‫شناسایی کنی؟

20:42.913 --> 20:45.499
،‫ما رو فرستادن به سمت تله و بدلش
‫اونم سفره‌ی دلش رو باز کرد

20:45.582 --> 20:47.209
‫البته بیشتر به صورت استعاری

20:50.754 --> 20:52.256
‫و کجا می‌تونیم پیداش کنیم؟

20:52.381 --> 20:54.592
.‫مزرعه‌ش پایین جاده‌ست
‫به شدت ازش محافظت می‌شه

20:54.675 --> 20:58.095
‫این حروم‌زاده‌های بیچاره
‫فقط شروع کار بودن

20:58.179 --> 20:59.472
‫و تو قراره چیکار کنی؟

21:00.097 --> 21:02.058
‫من می‌خوام بشینم این‌جا
‫یه‌کم قهوه بخورم

21:05.228 --> 21:07.522
،‫خب قبل از این‌که متحد بشیم

21:08.147 --> 21:10.108
‫فقط یه سوال دیگه دارم

21:10.191 --> 21:12.235
‫اگه جان اِستوارت رو…

21:13.152 --> 21:14.946
‫بازی داده، همون‌طور که تو می‌گی…

21:16.656 --> 21:18.199
‫پس با میکون مقاربت داشته

21:18.283 --> 21:20.076
‫- مقاربت؟
‫- رابطه‌ی دو طرفه

21:20.160 --> 21:21.328
‫درسته

21:21.369 --> 21:23.580
‫یکی از مؤثرترین سلاح‌های من‌هانترهاست

21:23.663 --> 21:26.333
،‫قوی‌ترین فرد هر جامعه رو اغوا می‌کنن

21:26.416 --> 21:28.794
‫آلفا رو، و اون رو تحت
‫فرمان خودشون درمیارن

21:29.711 --> 21:33.674
‫پس اِستورات تحت تأثیر
‫ابراز علاقه‌های میکون قرار گرفته؟

21:35.968 --> 21:38.554
،‫جان یه‌کم مقاربت داشت
‫اما راستش رو بگم؟

21:39.263 --> 21:41.265
‫من هدف اصلی میکون بودم

21:41.348 --> 21:42.641
‫ما…

21:42.892 --> 21:44.185
‫خیلی…

21:44.935 --> 21:46.228
‫مقاربتی بودیم

21:47.229 --> 21:48.522
‫شگفت‌انگیزه

21:49.232 --> 21:51.234
‫تو همیشه خودت رو
‫غلط نشون دادی

21:52.068 --> 21:53.361
،‫آره. می‌دونی

21:53.361 --> 21:56.322
‫وقتی به اندازه‌ی خودمون
،‫لذت‌های این کهکشان رو تجربه کرده باشی

21:56.406 --> 21:59.534
،‫دیگه کمتر بحث ترجیحه
‫بیشتر بحث فرصته

22:00.577 --> 22:01.911
‫آره، البته

22:05.749 --> 22:07.334
‫اینم از دستور کشتن من

22:15.175 --> 22:17.177
.‫[ هشدار فوری از طرف ویلیام میکون
‫دستور کشتن هال جوردن ]

22:18.637 --> 22:20.013
‫خب، فعلاً…

22:21.598 --> 22:23.601
‫دشمنِ دشمن من، دوست منه

22:26.312 --> 22:27.813
‫اما اگه دروغ گفته باشی…

22:28.355 --> 22:30.566
‫مردم بی‌گناه می‌میرن

22:58.428 --> 23:00.722
،‫می‌دونم درد داره
‫اما دستگاه درست کار نمی‌کنه

23:00.806 --> 23:02.558
‫اگه هنوز مورفین توی بدنت باشه

23:04.643 --> 23:08.397
‫پوست فعلی رو جدا می‌کنه
‫و با بافت جدید جایگزینش می‌کنه

23:15.863 --> 23:17.657
‫اگه سفیدپوست بشم
‫معامله‌مون به هم می‌خوره

23:19.242 --> 23:21.118
‫اگه تیره‌تر بشی چی؟

23:21.619 --> 23:24.080
‫برادرهام تا ابد مسخره‌م می‌کنن

23:26.165 --> 23:28.334
‫از نظر اونا زندگی با من بهتر تا کرده

23:28.877 --> 23:30.753
‫- حق با اوناست؟
‫- آره و نه

23:31.754 --> 23:34.090
‫تو چی؟ پوست تو چی؟

23:36.718 --> 23:38.011
‫کدوم یکی؟

23:38.803 --> 23:41.139
‫پوست‌های زیادی داشتم

23:41.223 --> 23:43.058
،‫همینی که الان داری
‫چرا این رو انتخاب کردی؟

23:43.141 --> 23:44.434
‫قدرت

23:46.144 --> 23:49.898
‫چطور باید یه جامعه، فرهنگ
‫یا سیاره رو فتح کرد؟

23:49.982 --> 23:51.817
‫به عنوان یه غریبه واردش می‌شی

23:52.818 --> 23:55.404
‫سریع‌ترین راه برای درک کردن یه تمدن

23:55.487 --> 23:57.531
‫اینه که از موضع ضعف شروع کنی

23:58.157 --> 24:00.493
‫می‌بینی، توی این دنیای شما

24:00.576 --> 24:04.914
‫سختی‌ها رو مانعی می‌بینن
‫که نمی‌شه بهشون غلبه کرد

24:06.958 --> 24:09.168
‫اما من به اون مانع نیاز دارم

24:09.252 --> 24:14.382
،‫تا بتونم به جایگاه بالاتری برسم

24:14.465 --> 24:15.925
،‫به یه هدف عمیق‌تر

24:16.009 --> 24:18.386
‫سختی باعث می‌شه قوی‌تر بشی

24:19.095 --> 24:20.930
‫به روش‌هایی که آسایش
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه

24:22.265 --> 24:25.602
‫تبعیض، بی‌عدالتی، ترس؟

24:25.685 --> 24:28.605
‫اونا مانع نیستن

24:29.898 --> 24:33.151
‫اونا کوره‌ای هستن
‫که بهترین نسخه‌ت رو می‌سازن

24:35.737 --> 24:37.030
‫چشم‌هات رو باز کن

24:38.657 --> 24:40.868
‫نکن. صبر کن

24:40.951 --> 24:42.286
‫نمی‌خوای جوردن بمیره

24:42.369 --> 24:44.747
‫مرگش صلح رو به ارمغان میاره

25:03.808 --> 25:05.477
‫من و پدرت معتقدیم ۵ سالگی کافیه

25:05.477 --> 25:07.187
‫که در مورد سرنوشتت بدونی

25:09.189 --> 25:11.316
‫وقتی بزرگ می‌شی
‫باید گرین لنترن بشی، پسرم

25:13.235 --> 25:15.404
‫ازمون می‌خوان مطمئن بشیم
‫که آدم نترسی هستی

25:17.739 --> 25:20.117
‫- می‌ترسی؟
!‫- نه، قربان

25:47.812 --> 25:51.775
‫دستگاه برای جمع‌آوری و شبیه‌سازی
‫بافت جدید به یه نمونه نیاز داشت

25:57.906 --> 25:59.533
‫تو «آبین سور» رو کُشتی

26:00.283 --> 26:02.244
‫اون آورده بودت این‌جا
‫تا جونت رو نجات بده

26:03.078 --> 26:04.204
‫چرا چنین حرفی می‌زنی؟

26:04.246 --> 26:06.999
.‫خودت گفتی
‫نمی‌تونی ذات واقعیت رو نادیده بگیری

26:09.334 --> 26:12.421
‫اون تنها کسی توی کهکشان بوده
‫که می‌دونسته تو هنوز زنده‌ای

26:12.504 --> 26:14.924
،‫می‌ترسیدی یهویی نظرش عوض بشه

26:15.007 --> 26:17.468
‫و به نگهبانان بگه که تو رو نکشته…

26:19.095 --> 26:22.014
‫تنها حرکت هوشمندانه این بوده
‫که جون خودش رو بگیری

26:23.391 --> 26:24.684
‫آره

26:25.601 --> 26:26.978
‫من آبین سور رو کُشتم

26:29.397 --> 26:30.690
‫مجبور بودم

26:34.861 --> 26:36.154
‫نمی‌تونستم جلوی خودم رو بگیرم

26:38.281 --> 26:39.574
‫می‌دونم

26:52.087 --> 26:54.006
‫- اومدن؟
‫- تصویر رو ببین

26:58.510 --> 26:59.845
‫به لحظه‌ی موعود رسیدیم

27:01.180 --> 27:02.515
‫آره، درسته

27:02.515 --> 27:04.016
‫می‌تونی به زبون من صحبت کنی؟

27:04.850 --> 27:06.519
‫بهم بگو آماده‌ای

27:07.395 --> 27:08.646
‫آماده‌ام

27:09.522 --> 27:11.107
‫بهم بگو مطمئنی

27:12.817 --> 27:14.444
‫مطمئنم

27:15.820 --> 27:17.739
‫بهم بگو دوستم داری

27:20.366 --> 27:22.077
‫دوستت دارم

27:23.578 --> 27:26.540
‫ممنون بابت…

27:30.252 --> 27:31.628
‫همه‌چیز

27:31.712 --> 27:33.130
‫ممنون بابت وقت اضافه‌ای که بهم دادی

27:33.213 --> 27:34.840
‫از هر دقیقه‌ش لذت بردم

28:01.242 --> 28:03.411
‫از ماشین پیاده شو
‫و دست‌هات رو بذار پشت سرت

28:10.502 --> 28:11.836
‫آروم و یواش

28:15.924 --> 28:18.802
‫- من فقط آدرس می‌خوام
‫- بگردش

28:24.641 --> 28:26.185
!‫هی، دست‌هات رو ببر بالا

28:32.858 --> 28:34.193
‫وای، گندش…

29:20.282 --> 29:22.034
‫آره

30:20.053 --> 30:21.846
‫یه قدم جلوتر بیایی…

30:21.846 --> 30:23.932
‫زنده‌زنده پوستت رو می‌کنم

30:24.557 --> 30:26.434
‫خوب تغییر قیافه دادی

30:27.352 --> 30:32.149
‫معمولاً خودت رو شبیه
‫اعضای طبقه‌ی نخبه نمی‌کنی

30:32.983 --> 30:34.359
‫یه حقه‌ی ضروری بود

30:34.568 --> 30:38.238
‫وقتی همدیگه رو دیدیم
‫اولین چیزی که بهت گفتم چی بود؟

30:38.530 --> 30:42.409
‫«خیلی به خورشیدها خیره نشو»

30:44.078 --> 30:46.163
‫آخرین چیزی که گفتم چی بود؟

30:47.248 --> 30:48.457
‫«تو یه هیولایی»

30:51.711 --> 30:54.171
‫اسم‌های بچه‌هامون چی بود؟

30:57.300 --> 30:59.260
‫بچه‌دار نشدیم

31:04.349 --> 31:07.185
‫اگه واقعاً همون کسی هستی
‫که ادعا می‌کنی، تا الان نابودم کرده بوده

31:15.569 --> 31:17.988
،‫اگه تلاش کنم بُکُشمت
‫خودت رو منفجر می‌کنی

31:18.071 --> 31:19.781
‫فکر کردی اون‌قدر
‫میل به انتقام کورم کرده

31:19.865 --> 31:22.743
،‫که بدون این‌که اول مطمئن بشم
‫هر دو تامون رو منفجر می‌کنم؟

31:23.911 --> 31:25.662
‫بعد از اون همه درد و رنجی
‫که به ارمغان آوردم

31:28.415 --> 31:29.750
‫تقصیری هم نداری

31:30.960 --> 31:33.796
‫به زبان، خاطرات و گذشته‌ی من
‫مسلط شدی

31:34.797 --> 31:36.298
‫ولی یه چیز تو رو لو می‌ده

31:41.137 --> 31:42.513
‫تو هرگز از مرگ استقبال نمی‌کنی

32:03.160 --> 32:04.453
‫انسان

32:05.954 --> 32:08.665
.‫این برای توئه
‫من این‌جام، بیا بگیرم

32:22.430 --> 32:23.723
‫چه غلطی می‌کنه؟

32:29.645 --> 32:30.938
‫من‌هانتر عوضی

32:36.236 --> 32:39.072
‫هی، می‌شه اون پنکه رو جابه‌جا کنی؟

32:40.240 --> 32:41.658
‫نسیم مثل سوزن می‌مونه

33:16.861 --> 33:18.196
‫جان، خبر خوب بهم بده، پسر

33:18.279 --> 33:20.281
.‫بابا، گوش کن چی می‌گم
‫وقت زیادی ندارم

33:20.365 --> 33:22.534
‫می‌خوام سریع تماس رو
‫به «لیانا» وصل کنی

33:22.617 --> 33:24.452
‫همون معنایی رو داره
‫که من فکر می‌کنم؟

33:24.536 --> 33:26.704
‫اگه فکر می‌کنی به این معنیه
‫که ازت می‌خوام دیش رو راه بندازی

33:26.788 --> 33:28.707
‫و تماس رو به لیانا وصل کنی، پس آره

33:28.790 --> 33:30.709
‫جان، حلقه رو گرفتی؟

33:30.792 --> 33:31.877
‫حلقه رو نگرفتم

33:31.877 --> 33:34.463
‫می‌شه لطفاً تماس رو
‫به لیانا وصل کنی؟ ممنون

33:34.546 --> 33:37.466
‫- چرا لفتش می‌دی، جان؟
‫- بی‌خیال. گوشی روی بلندگوئه؟

33:37.549 --> 33:39.718
‫من و پدرت تقریباً ۲۴ ساعته

33:39.801 --> 33:41.386
‫گوشی به دست منتظریم

33:41.470 --> 33:44.306
‫- حقمونه بدونیم چه خبره
‫- یه لحظه صبر کن، مامان

33:53.774 --> 33:55.067
‫می‌خوای بدونی چه خبره؟

33:55.359 --> 33:58.237
‫بعد از آخرین باری که صحبت کردیم
‫هال جوردن غافلگیرم کرد

33:58.321 --> 33:59.614
‫و ماشین کرایه‌ایم رو داغون کرد

33:59.906 --> 34:01.616
‫و تقریباً باعث شد
‫زنده‌زنده داخلش بسوزم

34:01.699 --> 34:03.368
‫تقریباً مطمئنم قصدش این نبوده
،‫که اون اتفاق بیُفته

34:03.451 --> 34:05.703
،‫اما کامل مطمئن نیستم
‫و نکته هم همینه

34:06.204 --> 34:10.041
،‫در اصل باید الان مُرده باشم
‫اما به لطف فناوری فضایی

34:10.125 --> 34:12.085
،‫صحیح و سالم هستم
‫با این‌که حس می‌کنم

34:12.168 --> 34:14.462
‫برهنه از روی یه تپه‌ی پر از شیشه‌ی شکسته
‫غلت خوردم پایین

34:14.546 --> 34:17.799
،‫همون‌طور که می‌تونی تصور کنی، مامان
،‫در حال حاضر خیلی عصبانی‌ام

34:17.883 --> 34:20.969
.‫و قصد دارم یه کاری بکنم
‫اما اول…

34:21.511 --> 34:25.891
‫می‌خوام اون حلقه رو
‫از روی انگشت اون احمقو جدا کنم

34:42.658 --> 34:43.701
!‫کمک

34:43.743 --> 34:46.162
‫شارژ حلقه ۵ درصد است

34:47.163 --> 34:49.248
!‫کمک! کمک می‌خوام

34:50.750 --> 34:52.585
.‫هوات رو دارم. یالا
‫چیزی نیست. هوات رو دارم

34:55.547 --> 34:56.798
‫بد موقع مزاحمت شدم؟

34:56.840 --> 34:57.882
‫چی پیدا کردی؟

34:57.924 --> 34:59.092
‫زنی که نقاشیش رو نشونم دادی رو
‫پیدا کردم

34:59.134 --> 35:00.844
‫بالگردش الان نزدیک
‫مخزن آب فرود اومد

35:00.927 --> 35:03.388
‫چندین نیروی متخاصم دورش رو گرفتن

35:03.471 --> 35:05.766
‫به نظر می‌رسه یه‌جور تبلت دستشه

35:06.391 --> 35:07.684
!‫الان میام

35:10.896 --> 35:12.064
‫دستبندها رو بده

35:12.105 --> 35:13.982
‫- چی؟
‫- دستبندها رو بده

35:24.952 --> 35:27.538
‫تفنگ‌هاتون رو بندازید
‫وگرنه دخلش رو میارم

35:27.621 --> 35:29.582
!‫زنده یا مُرده. گمشید عقب

35:30.708 --> 35:32.293
!‫مخزن رو منفجر کن

35:54.941 --> 35:56.276
‫من‌هانتر عوضی

36:21.594 --> 36:22.887
!‫گندش بزنن

36:57.715 --> 36:59.175
!احمق

37:31.834 --> 37:34.044
‫شارژ حلقه به زودی تمام می‌شود

37:34.128 --> 37:35.421
!‫نه بابا؟

37:52.522 --> 37:53.940
‫«در روشن‌ترین روز و در تاریک‌ترین…

38:00.905 --> 38:02.365
‫چه غلطی می‌کنی؟

38:02.449 --> 38:03.700
‫سزاوار این حلقه نیستی

38:03.742 --> 38:05.577
.‫سزاوارش نیستم
‫اون من رو انتخاب کرد

38:32.146 --> 38:33.439
!‫لعنتی

38:59.883 --> 39:02.052
‫هیچ‌وقت جای من رو نمی‌گیری

39:51.228 --> 39:54.690
‫[ راشویل ]

39:57.860 --> 40:00.946
‫[ مسافرخانه ]

40:11.457 --> 40:12.917
‫کارآموزت کجاست؟

40:18.465 --> 40:19.924
‫خودش رو ارتقا داد

40:21.593 --> 40:25.388
.‫در اصل، من ارتقاش دادم
‫جونش رو با جون تو معاوضه کردم

40:29.226 --> 40:30.519
‫به چی می‌خندی؟

40:32.104 --> 40:34.356
‫اگه فقط یه چیز در مورد اون بچه بدونم…

40:36.233 --> 40:37.776
‫اینه که بزدل نیست

40:39.111 --> 40:40.571
‫اگه می‌خواست من بمیرم…

40:42.490 --> 40:43.783
‫خودش می‌کُشتم

40:50.164 --> 40:52.917
‫پس چرا توی خرابه‌ها رهات کرده
‫تا من پیدات کنم؟

40:56.254 --> 40:57.547
‫حس ششمم رو بگم؟

41:01.593 --> 41:02.886
‫یه طعمه‌ام

41:13.021 --> 41:14.314
‫می‌بینمت، زویی

42:18.965 --> 42:20.258
‫متأسفم

44:32.812 --> 44:35.356
‫ارزشش رو داشت. ها؟

45:06.013 --> 45:07.347
‫هی

45:08.932 --> 45:10.267
‫یکی رو گذاشتن جای من

45:12.561 --> 45:14.355
‫یکی رو هم می‌ذارن جای تو

45:17.399 --> 45:18.734
‫لعنتی

45:25.324 --> 45:30.330
‫THINGS BEHIND THINGS BEHIND ♪
‫♪ THINGS - Bon Iver

46:36.273 --> 46:37.608
!‫دست نگه دارید

46:40.235 --> 46:42.529
‫تموم شد. بذارید رد بشه

46:50.621 --> 46:51.956
‫هال کجاست؟

46:56.169 --> 46:57.503
‫توی مسافرخونه‌ست

47:45.970 --> 47:47.805
‫فکر می‌کنم عبارت مناسب

47:47.889 --> 47:50.308
‫برای توصیف وقایع امروز…

47:52.352 --> 47:53.686
‫«قاراشمیش‌»ـه

47:55.438 --> 47:56.898
‫درست کلمه رو گفتم؟

47:57.857 --> 47:59.150
‫آره

48:04.781 --> 48:07.451
‫باید زودتر تماس می‌گرفتی

48:12.122 --> 48:13.749
‫بهت میاد

48:19.588 --> 48:21.340
‫کفش‌هات کجان؟

48:26.137 --> 48:28.181
‫- هال جوردن، اون…
‫- زنده‌ست

48:39.484 --> 48:41.069
‫چی توی کوله‌ست؟

48:41.152 --> 48:44.531
‫گناهان‌تون و عواقب‌شون

49:02.925 --> 49:04.802
‫حتی ما هم مرتکب اشتباه می‌شیم

49:07.805 --> 49:09.515
‫تنها کاری که ازمون برمیاد
‫اینه که جبران کنیم

49:11.809 --> 49:13.102
،‫می‌دونی

49:13.686 --> 49:16.522
‫بیشتر عمرم تصور می‌کردم

49:17.607 --> 49:20.443
‫وقتی این حلقه رو دستم کنم
‫چه حسی خواهم داشت

49:23.154 --> 49:27.909
‫غرور، قدردانی، قدرت؟

49:31.997 --> 49:33.707
‫اما وقتی حلقه رو دستم کردم…

49:35.667 --> 49:37.544
‫فقط احساس پوچی کردم

49:41.715 --> 49:43.008
‫جان

49:45.135 --> 49:48.639
‫هال برای نگه داشتن این حلقه
‫به همه‌چیز پشت کرد

49:49.890 --> 49:56.063
،‫به اصولش، سوگندش، حتی خودش
‫و همین نابودش کرد

49:59.817 --> 50:02.779
‫احتمالاً حتی یادش نمیاد
‫چرا این لامصب رو می‌خواسته

50:15.792 --> 50:17.085
‫و منم یادم نمیاد
