WEBVTT

00:00:18.476 --> 00:00:19.644
‫اون چیـه دیگه؟

00:00:25.275 --> 00:00:28.278
‫حتم دارم شنیدی
‫دیشب الک و پیشکارهاش

00:00:28.278 --> 00:00:30.488
‫از لوایتان فرار کردن

00:00:30.488 --> 00:00:33.324
‫آره، ولی به من چه

00:00:33.324 --> 00:00:37.912
مهم‌ترین چیز الان اینـه که الک
چشم‌گردِ تازه از تخم‌دراومده رو ‫با خودش بُرده

00:00:37.912 --> 00:00:40.248
چشم‌گرد؟

00:00:40.248 --> 00:00:43.626
یکی از همین تخم‌هایی که الان دستتـه‌

00:00:43.626 --> 00:00:44.753
‫آها

00:00:45.587 --> 00:00:49.090
‫ولی با عقل جور در نمیاد ها

00:00:49.090 --> 00:00:50.675
‫این به چه درد الک می‌خوره؟

00:00:50.675 --> 00:00:52.886
‫آخه خودش با هزار زحمت در رفت

00:00:52.886 --> 00:00:57.056
چشم‌گرد هم عین جوجه‌اردک، با اولین چیزی که
‫موقع تولدش می‌بینه، خو می‌گیره

00:00:57.056 --> 00:00:59.267
‫این یکی که سر از تخم در آورد،
‫چشمش به الک افتاد

00:00:59.267 --> 00:01:01.769
‫اون هم به ناچار با خودش بُردش

00:01:04.230 --> 00:01:06.232
‫جای شکرش باقیـه باز سه ‌تا تخم بودن،

00:01:06.232 --> 00:01:08.485
‫میشه یکیش رو تقدیم سلطان کنید

00:01:08.485 --> 00:01:11.237
‫ولی ربطِ تخم به مذاکرات رو نمی‌فهمم

00:01:11.237 --> 00:01:14.741
‫حالا بذار برسیم قصر، خودت می‌فهمی

00:01:15.408 --> 00:01:18.119
‫قبل اینکه وارد بشیم بهت میگم، آقای شارپ

00:01:18.119 --> 00:01:22.874
‫این تخم دستت امانتـه و
‫تحت هر شرایطی مراقبش باش

00:01:22.874 --> 00:01:27.253
‫تا بهت نگفتم چیکار کنی،
‫حتی یه لحظه هم ازش غافل نشو

00:01:27.253 --> 00:01:30.173
‫- مفهومـه؟
‫- بله

00:01:35.094 --> 00:01:36.221
‫مسجد سلطان احمد!

00:02:04.999 --> 00:02:08.378
‫« لوایتان »
‫« فصل اول »
‫« قسمت ششم: سایه‌های استانبول »

00:02:23.017 --> 00:02:25.103
‫هنوز خبری از والگر نشده

00:02:26.396 --> 00:02:30.400
‫به نظرت اون صدای تیر... یعنی
‫به والگر شلیک کردن؟

00:02:30.900 --> 00:02:33.319
‫حالا زوده واسه این فکر و خیال‌ها

00:02:33.903 --> 00:02:37.532
‫این فسقلیت هم با اینکه
‫تازه به دنیا اومده، ولی

00:02:37.532 --> 00:02:39.200
‫خیلی زبر و زرنگـه

00:02:41.577 --> 00:02:43.079
‫آره، خیلی

00:02:46.916 --> 00:02:49.002
‫انگار قدمت این شهر خیلی بالاست

00:02:49.002 --> 00:02:52.964
‫با این حال، واکر فیلی توی شهر فت‌وفراوونـه!

00:02:52.964 --> 00:02:53.881
‫آره

00:02:53.881 --> 00:02:57.552
‫قسطنطنیه ترکیب عجیبی از گذشته و آینده‌ست

00:03:02.306 --> 00:03:03.141
‫چی شد؟!

00:03:04.058 --> 00:03:06.936
‫نه! بیا اینجا ببینم!

00:03:10.481 --> 00:03:11.774
‫عذر می‌خوام، آقا

00:03:11.774 --> 00:03:14.068
چیزی نشد که

00:03:17.280 --> 00:03:20.450
به عمرم ‫تا حالا همچین جونوری ندیدم اینجا

00:03:20.450 --> 00:03:22.201
‫ما مسافریم

00:03:22.201 --> 00:03:24.829
آها، پس قضیه اینـه

00:03:24.829 --> 00:03:29.000
‫شنیدم وسط صحبت‌هاتون
‫اسم قدیمی این شهر رو گفتید

00:03:29.000 --> 00:03:32.170
بهتره «استانبول» خطابش کنید

00:03:32.170 --> 00:03:36.340
‫دیگه کمتر کسی پیدا میشه
‫اسم قدیمیش رو به زبون بیاره

00:03:36.340 --> 00:03:40.386
‫حتی دیدم یه سری‌ها بهشون بَر می‌خوره
‫کسی به اسم قدیمش اشاره کنه

00:03:40.386 --> 00:03:42.263
‫وای! اصلاً نمی‌دونستیم

00:03:42.263 --> 00:03:43.931
‫دیگه نمیگیم

00:03:44.515 --> 00:03:46.642
‫حالا چه کار قشنگی کردید

00:03:46.642 --> 00:03:48.644
‫پدر پسری راهی سفر خارجه شدید

00:03:48.644 --> 00:03:50.438
‫نه... ما... چیزه...

00:03:50.438 --> 00:03:53.316
‫این اولین سفر من و بابامـه

00:03:54.525 --> 00:03:55.526
‫چه خوب

00:03:55.526 --> 00:03:58.029
‫ولی باز یکی دو سال دیگه بیاید

00:03:58.529 --> 00:04:01.115
‫استانبول به‌زودی از این رو به اون رو میشه

00:04:05.703 --> 00:04:06.746
‫چی؟

00:04:11.375 --> 00:04:14.796
‫این شهر از همه رنگ نژاد و
‫باورهای مختلف رو در بر گرفته

00:04:15.379 --> 00:04:16.714
‫همه چی در حال تغییر و تحولـه

00:04:16.714 --> 00:04:18.633
‫گمونم بهتره دیگه بریم و

00:04:18.633 --> 00:04:20.927
‫هر چه زودتر از شهر خارج شیم

00:04:20.927 --> 00:04:23.679
‫ولی... والگر که هنوز نیومده

00:04:23.679 --> 00:04:27.099
‫می‌دونم، اما دیگه تا کِی
‫می‌خوایم منتظرش بمونیم؟

00:04:30.394 --> 00:04:33.523
‫آهای، پیری. بنال ببینم!

00:04:33.523 --> 00:04:36.567
‫تو همون یابویی هستی که
‫این مقاله‌ی آشغال رو نوشته؟

00:04:37.693 --> 00:04:40.821
‫- اولین باره می‌بینمش
‫- نه بابا؟

00:04:40.821 --> 00:04:41.906
‫ولم کن!

00:04:41.906 --> 00:04:44.200
‫به ما دروغ میگی، پیریِ خرفت؟!

00:04:50.248 --> 00:04:51.123
‫پاشو ببینم!

00:04:51.123 --> 00:04:52.875
‫بسـه دیگه!

00:04:52.875 --> 00:04:54.627
‫ها؟

00:04:54.627 --> 00:04:56.546
‫تو چی میگی، جوجه‌فُکلی؟

00:04:58.881 --> 00:05:01.133
‫جنابعالی؟

00:05:01.133 --> 00:05:04.303
‫- بهتره خودتو قاتی نکنی، رفیق!
‫- پاشو بریم، پسرم

00:05:07.223 --> 00:05:09.600
‫اینجا چه خبره؟

00:05:16.357 --> 00:05:17.733
‫دیدم چیکار کردی!

00:05:18.901 --> 00:05:20.027
‫از این طرف

00:05:28.703 --> 00:05:29.745
‫کلوپ!

00:05:29.745 --> 00:05:31.664
‫ولی دوستم چی؟!

00:05:31.664 --> 00:05:33.457
مأمور کجاست خبر کنیم؟

00:05:33.457 --> 00:05:35.543
‫- چی میگی...
‫- یالا! راه بیفت!

00:05:40.172 --> 00:05:41.716
‫خدا رو شکر، مأمورها اومدن

00:05:41.716 --> 00:05:44.093
همه چی ختم به خیر میشه

00:05:48.306 --> 00:05:51.058
‫نشان صلیب آهنین داره!
‫متحد آلمانیـه؟!

00:05:53.144 --> 00:05:55.938
‫اون بچه اونجاست! بگیریدش!

00:06:02.653 --> 00:06:05.114
‫اینک برای شرفیابی نزد
پادشاه این کره‌ی خاکی،

00:06:05.114 --> 00:06:07.700
‫سلطان محمد پنجم،
‫فرمانروای عرض و سماوات آماده شوید!

00:06:13.247 --> 00:06:16.667
‫به تالار شاه‌نشین خوش اومدید، دکتر بارلو

00:06:19.545 --> 00:06:23.215
‫حضور در جوارِ شما
توفیق بزرگیـه، سلطان بزرگوار

00:06:25.092 --> 00:06:27.011
‫می‌تونید بیاید جلو

00:06:30.765 --> 00:06:35.561
‫سلام و درودِ اعلیحضرت، پادشاه انگلستان،
‫نثارِ سرور و سلطان

00:06:35.561 --> 00:06:39.607
‫درود خدا بر ایشون و خانواده‌اشون

00:06:40.524 --> 00:06:41.817
‫در این راستا،

00:06:41.817 --> 00:06:45.738
‫امیدواریم امپراتوری عثمانی
‫به حفظ صلح ادامه بده

00:06:45.738 --> 00:06:50.493
‫رخصت بفرمایید تحفه‌ای پیشکش می‌کنیم که
‫مطمئناً مایه‌ی خشنودی اعلیحضرتـه

00:06:50.493 --> 00:06:53.871
بهش که نمی‌خوره «بهیموث» باشه

00:06:53.871 --> 00:06:58.125
‫با این حال، خاطر اعلیحضرت آسوده که
‫ارزشش کمتر از اون نیست

00:06:59.376 --> 00:07:01.545
‫بهشون نشون بده چی توی صندوقچه‌ست

00:07:07.676 --> 00:07:11.472
‫تحفه‌ی سلطنتی‌تون یه تخمـه توی جعبه؟

00:07:11.472 --> 00:07:14.433
شوخ‌طبعی داروینیست‌ها به این شکلـه؟

00:07:14.433 --> 00:07:15.434
‫ابداً

00:07:15.434 --> 00:07:19.438
‫اعلیحضرت، این تخم موجودیـه
‫با قدرتی خارق‌العاده

00:07:19.438 --> 00:07:20.731
‫بیشتر توضیح بدید

00:07:20.731 --> 00:07:21.774
‫البته

00:07:21.774 --> 00:07:26.779
‫در اختیار داشت این تخم مساویـه با
‫پیشرفت بی‌قیدوشرط و آنیِ مملکت

00:07:26.779 --> 00:07:30.157
‫متأسفانه چیز خاصی از حرف‌هاتون نفهمیدم

00:07:30.157 --> 00:07:34.453
‫لطفاً جوری توضیح بدید که آدم ساده‌ای
‫مثل من متوجه بشه، دکتر

00:07:34.453 --> 00:07:38.582
‫بهترین راه برای درک قدرتش اینـه که
‫با چشم‌های خودتون ببینید

00:07:38.582 --> 00:07:40.960
‫این تخم به زودی سر باز می‌کنه

00:07:40.960 --> 00:07:42.837
‫یعنی فقط باید رو حرفتون حساب کنم؟

00:07:42.837 --> 00:07:45.297
‫اعلیحضرت، بی‌شمار کشورها رو
‫می‌تونم نام ببرم که

00:07:45.297 --> 00:07:47.174
‫برای داشتن همچین موجودی
‫حاضرن هزینه‌های گزافی بپردازن

00:07:48.551 --> 00:07:50.553
‫حالا چقدر ارزشمنده؟

00:07:50.553 --> 00:07:53.180
‫خیلی بیشتر از بهیموث

00:07:53.180 --> 00:07:57.142
‫امر کنید متخصص میارم
‫این موضوع رو تأیید کنه

00:07:57.142 --> 00:08:00.521
‫دقیقاً کدوم متخصص، دکتر؟

00:08:09.863 --> 00:08:12.992
لازم نیست، تصمیمم رو گرفتم

00:08:12.992 --> 00:08:15.035
‫تحفه‌ی انگلیسی‌ها رو رد می‌کنم

00:08:15.995 --> 00:08:17.121
‫نیازی هم نیست،

00:08:17.121 --> 00:08:21.417
‫آلمانی‌ها خیلی چیزهای به‌دردبخوری
‫در اختیارمون قرار دادن

00:08:21.417 --> 00:08:23.961
‫راه‌آهن‌ها و هواپیماهای جدید...

00:08:23.961 --> 00:08:25.754
‫و گل سرسبدشون هم...

00:08:37.057 --> 00:08:38.058
یا خدا

00:08:38.058 --> 00:08:39.893
‫گوئبنـه!

00:08:39.893 --> 00:08:43.397
‫ظاهراً زیادی دیر رسیدیم، والاحضرت

00:08:43.397 --> 00:08:46.400
‫فی‌الواقع، همینطوره. اما
‫افتخار این رو دارید که اول از همه

00:08:46.400 --> 00:08:49.653
‫با فرمانده‌ی جدید نیروی دریایی
‫امپراتوی عثمانی آشنا بشید

00:08:49.653 --> 00:08:54.533
‫معرفی می‌کنم؛
‫دریاسالار ویلهلم سوشون، ناخدای گوئبن

00:08:55.659 --> 00:08:58.454
آشنایی با شما ‫مایه‌ی مباهاتـه، خانم دکتر

00:08:58.454 --> 00:09:00.414
‫اتفاق به‌غایت بخصوصیـه

00:09:01.165 --> 00:09:04.835
‫بزرگواری‌تون رو می‌رسونه که
‫معروف‌ترین جونور هواییِ انگلیس رو

00:09:04.835 --> 00:09:06.170
‫دو دستی تقدیم حضور ما کردید

00:09:06.170 --> 00:09:07.629
‫همه چیز آماده‌ست،

00:09:07.629 --> 00:09:10.549
‫وقتش شده لوایتان رو
‫درسته کباب کنیم

00:09:10.549 --> 00:09:13.260
‫این دفعه نهنگ‌تون راه فراری نداره!

00:09:23.771 --> 00:09:25.981
‫- اونجا رفت!
‫- برید دنبالش!

00:09:27.232 --> 00:09:28.067
‫نه!

00:09:34.615 --> 00:09:37.242
‫- پیداش کنید!
‫- نذارید در بره!

00:09:43.123 --> 00:09:45.709
‫پس چرا آلمانی‌ها برای حمله تعلل می‌کنن؟

00:09:46.293 --> 00:09:48.921
‫سؤال من هم هست

00:09:48.921 --> 00:09:51.090
‫سلام، نیوکرک!
‫شرمنده، دیر کردم

00:09:51.090 --> 00:09:52.007
‫سلام

00:09:57.513 --> 00:10:00.307
‫خب، اقلاً دمای اینجا ثابتـه

00:10:04.520 --> 00:10:06.522
‫چی شده؟

00:10:09.399 --> 00:10:12.694
‫علائم حیاتیش ضعیفـه.
‫می‌ترسم دووم نیاره.

00:10:13.904 --> 00:10:15.197
‫چش شده؟

00:10:15.197 --> 00:10:18.200
‫خب، در کل همه‌ی تخم‌هاشون هم باز نمیشه

00:10:18.200 --> 00:10:20.619
‫به خاطر همینـه که مجهز اومدم

00:10:21.995 --> 00:10:25.290
‫متأسفانه، باید تموم زورمون رو بزنیم تا

00:10:25.290 --> 00:10:27.793
‫چشم‌گردی که الک برده رو پس بگیریم

00:10:27.793 --> 00:10:31.046
‫ولی سلطان که اینو نخواست.
‫دیگه به چه دردی می‌خوره؟

00:10:31.046 --> 00:10:34.007
یه چیزی میگم بین خودمون بمونه

00:10:34.007 --> 00:10:37.469
‫اگه این حرف درز پیدا کنه،
‫بلافاصله میرید دادگاه نظامی

00:10:37.469 --> 00:10:38.470
‫شیرفهم شد؟

00:10:38.470 --> 00:10:39.763
‫بله!

00:10:40.848 --> 00:10:43.934
‫مأموریت من در اصل
‫تحویل دادن یه چشم‌گرد زنده

00:10:43.934 --> 00:10:45.936
‫به شخص خاصی توی شهر بود و

00:10:45.936 --> 00:10:49.231
اینکه ‫مطمئن بشم می‌تونه
‫با تموم قوا مفید واقع بشه

00:10:49.231 --> 00:10:51.733
‫این شخص خاص کیـه؟

00:10:51.733 --> 00:10:53.861
‫اینش مهم نیست. الان خیلی وقت نداریم

00:10:53.861 --> 00:10:55.612
‫این عملیات واجب‌الاجراست

00:10:55.612 --> 00:10:58.699
‫چون می‌تونه نتیجه‌ی جنگ رو تعیین کنه

00:10:58.699 --> 00:11:02.578
‫حقیقتاً زندگی میلیون‌ها نفر در خطره

00:11:02.578 --> 00:11:05.414
‫الان می‌فهمم چرا اونقدر عجله داشتید

00:11:05.414 --> 00:11:09.418
‫بله، ولی باز هم خیلی دیر رسیدیم و
‫نقشه‌هام نقش‌برآب شد

00:11:09.418 --> 00:11:12.921
ما دیر رسیدیم و اون هم رفته

00:11:12.921 --> 00:11:15.173
‫پس حالا، الک رو لازم داریم

00:11:15.173 --> 00:11:17.968
‫باشه، ولی کسی نمی‌دونه کجاست

00:11:18.552 --> 00:11:19.970
‫یکی هست که می‌دونه

00:11:19.970 --> 00:11:21.680
‫چی؟

00:11:23.098 --> 00:11:26.685
‫کنت والگر، چشم‌گردی که الک
‫موقع فرار با خودش برده رو لازم دارم

00:11:26.685 --> 00:11:30.772
‫با توجه به اینکه مقامات
‫خروج از کِشتی رو برای همه قدغن کردن،

00:11:30.772 --> 00:11:33.900
‫مشخصاً خودمون نمی‌تونیم بریم دنبالش

00:11:33.900 --> 00:11:36.737
متوجهم

00:11:37.362 --> 00:11:40.991
‫باورم نمیشه گذاشتید
‫این کشتی بیفته دست آلمانی‌ها

00:11:40.991 --> 00:11:42.492
‫اون هم با اون همه دبدبه و کبکبه

00:11:42.492 --> 00:11:45.621
‫بهرحال، باید این قائله رو
‫هر چه سریع‌تر ختم کنم

00:11:46.330 --> 00:11:49.416
‫به خاطر همین هم بهتون قول میدم
‫اگه چشم‌گرد برگردونده بشه،

00:11:49.416 --> 00:11:52.002
‫الک چوب کاری که کرده رو نمی‌خوره

00:11:52.002 --> 00:11:54.588
‫- پس ازتون می‌خوام بگید...
‫- متأسفم

00:11:56.965 --> 00:11:59.468
‫چی؟ صبر کنید، دکتر!

00:12:06.475 --> 00:12:07.893
‫چطوری گرفتنت؟

00:12:07.893 --> 00:12:10.354
‫انتظار دستگیری کلوپ رو داشتم،
‫ولی شما رو نه

00:12:11.104 --> 00:12:15.525
‫جالبـه، اینقدر رده‌پایین هستی که
‫تو رو در جریان تموم جزئیات نمیذارن

00:12:16.610 --> 00:12:19.029
‫چرا اینقدر بی‌خیالی؟

00:12:19.029 --> 00:12:21.198
‫نگران الک نیستی؟

00:12:21.198 --> 00:12:23.575
‫توی این شهرِ غریب تنهاست

00:12:23.575 --> 00:12:26.286
‫بعلاوه، ارتش آلمان هم آماده‌باشـه

00:12:26.286 --> 00:12:28.538
‫اگه لو بره...

00:12:28.538 --> 00:12:32.167
‫هر کس دیگه‌ای الان جای من بود،
‫خیال می‌کرد با الک جون‌جونی‌ای

00:12:32.751 --> 00:12:35.379
‫معلومـه که دوستمـه

00:12:35.879 --> 00:12:37.297
‫با هم دوست‌اید؟

00:12:37.297 --> 00:12:39.257
‫می‌دونم الک هم باهام موافقـه

00:12:39.257 --> 00:12:41.802
‫می‌بینی هری چه طبع بلندی داره که

00:12:41.802 --> 00:12:44.304
‫رعیت‌زاده‌ای مثل تو رو
‫دوست خودش می‌دونه؟

00:12:44.304 --> 00:12:46.598
‫مراقب حرف زدنت باش، کنت!

00:12:46.598 --> 00:12:48.183
‫تو که اینقدر خودت رو دستِ بالا می‌گیری،

00:12:48.183 --> 00:12:50.727
چرا تک‌وتنها تو حبس موندی؟

00:12:50.727 --> 00:12:53.688
‫اونوقت الک جیم شد و
‫از شرّت خلاص شد!

00:12:53.688 --> 00:12:57.401
‫تموم عمرش عینهو عقاب
‫چهارچشمی پاییدیش

00:12:57.401 --> 00:12:59.820
‫ولی حالا دیگه از چنگِت فرار کرده، نه؟

00:12:59.820 --> 00:13:01.571
‫حالا که از زیر سایه‌ی نحست در اومده،

00:13:01.571 --> 00:13:04.366
‫می‌تونه بدون هیچ دغدغه‌ای
‫هر طور که می‌خواد زندگیش رو بکنه، درستـه؟

00:13:05.158 --> 00:13:07.285
‫تهش می‌خوای به چیز خاصی برسی؟

00:13:08.870 --> 00:13:11.790
‫چمی‌دونم من!

00:13:12.290 --> 00:13:16.002
‫حالا که نگران احوالاتشی باید بگم
‫الک جایی نمی‌خوابه که زیرش آب بره

00:13:16.002 --> 00:13:18.839
‫شک ندارم متوجه ورودِ آلمانی‌ها شده و

00:13:18.839 --> 00:13:21.258
‫اونقدری حالیش هست که
‫خیلی زود از شهر خارج بشه

00:13:21.258 --> 00:13:24.261
‫اصلاً نگرانی من هم همینـه.
‫می‌ترسم بمونه.

00:13:24.261 --> 00:13:26.763
‫اگه منتظر تو بمونه چی؟

00:13:26.763 --> 00:13:30.100
‫پسر بی‌کله و نترسی هم هست،

00:13:30.100 --> 00:13:32.686
‫حتی ممکنه واسه نجات تو برگرده

00:13:36.106 --> 00:13:40.152
‫حالا که حرف بی‌کله‌بازی به میون اومد،
خودت هم یه راز تاریک داری

00:13:40.152 --> 00:13:42.696
‫کی گفته؟! چی میگی واسه خودت؟!

00:13:42.696 --> 00:13:46.366
‫همون راز بزرگی که داری زور می‌زنی
‫از چشم بقیه پنهون نگه داری

00:13:46.366 --> 00:13:50.579
‫آها، منظورت سِنمـه

00:13:51.538 --> 00:13:53.498
‫که اینطور

00:13:53.498 --> 00:13:56.334
‫پس درباره‌ی سِنت هم دروغ گفتی؟

00:13:57.836 --> 00:13:59.880
به‌اصطلاح ‫آقای شارپ

00:14:07.387 --> 00:14:09.180
‫از کجا فهمیدی حالا؟

00:14:09.180 --> 00:14:11.182
‫یه سری چیزهای کوچیک

00:14:11.182 --> 00:14:13.977
‫مثلاً طرز شمشیرزنیت

00:14:13.977 --> 00:14:16.438
‫ولی الان شَکَم رو به یقین تبدیل کردی

00:14:16.438 --> 00:14:18.023
‫بند رو آب دادی

00:14:18.023 --> 00:14:19.983
‫ای داد بی‌داد!

00:14:19.983 --> 00:14:23.820
‫به گوش ناخدا برسه که
‫با اُردنگی از این کِشتی میندازتت بیرون

00:14:23.820 --> 00:14:25.906
‫خیلی‌خب، باشه! تو زرنگ!

00:14:25.906 --> 00:14:28.867
‫- چی می‌خوای تا صدات در نیاد؟
‫- میره مسجد سلطان احمد

00:14:28.867 --> 00:14:30.035
‫چی؟

00:14:30.035 --> 00:14:31.745
‫محل قرارمونـه

00:14:31.745 --> 00:14:35.790
‫قول داده هر روز صبح توی
‫مسجد سلطان احمد منتظرم بمونه

00:14:36.458 --> 00:14:39.711
انگار یه پیغام براش داری

00:14:42.380 --> 00:14:45.258
‫بهش بگو من حالم خوبـه و
‫نگران من نباشه

00:14:45.258 --> 00:14:49.137
‫بگو منتظر من نمونه و بدون‌معطلی
‫شهر رو ترک کنه

00:14:51.640 --> 00:14:52.807
‫باشه

00:14:53.308 --> 00:14:56.853
‫بشنوم آلمانی‌ها یا دارودسته‌ی خودتون
‫الک رو گرفتن...

00:14:56.853 --> 00:14:59.230
‫باشه، فهمیدم بابا. فهمیدم!

00:14:59.230 --> 00:15:02.192
‫خودم میرم پیغامت رو بهش می‌رسونم

00:15:02.192 --> 00:15:06.237
موفق باشی، آقای قُلابی

00:15:09.324 --> 00:15:11.660
‫دیدی؟ می‌دونستم
‫اون پیرمرد بدعُنق رو به حرف میاری

00:15:11.660 --> 00:15:14.496
‫ها؟ یعنی چی؟

00:15:14.496 --> 00:15:18.041
‫خیلی ساده‌ست؛
‫صاف‌وصادق‌بودنت برگِ برنده‌ی توئـه

00:15:18.041 --> 00:15:20.669
‫می‌دونستم هیچکس به جز تو
‫نمی‌تونه به حرف بیارتش

00:15:20.669 --> 00:15:23.088
‫بده یا خوب؟

00:15:23.088 --> 00:15:24.589
‫اینِش مهم نیست

00:15:24.589 --> 00:15:27.300
‫برو آماده شو. هوا که تاریک بشه،
‫باید راه بیفتی.

00:15:28.134 --> 00:15:29.010
‫ها؟

00:15:51.699 --> 00:15:53.952
‫اینجا کجاست دیگه؟

00:15:57.038 --> 00:15:57.997
‫کلوپ!

00:16:01.167 --> 00:16:03.962
‫خدا رو شکر سالمی

00:16:03.962 --> 00:16:05.463
‫ولی تو زخمی شدی!

00:16:05.463 --> 00:16:08.758
‫اون محلی‌ها حسابی از خجالتم در اومدن

00:16:08.758 --> 00:16:11.052
‫ولی این رفقا نجاتم دادن

00:16:11.553 --> 00:16:15.181
‫خیلی ممنونیم که به دادمون رسیدید

00:16:15.181 --> 00:16:17.100
‫ما رفاقتی با شما نداریم!

00:16:17.100 --> 00:16:20.687
‫دعا می‌کنم جاسوس نباشید، وگرنه
‫جفت پاهاتون رو قلم می‌کنم

00:16:20.687 --> 00:16:21.604
‫بسـه!

00:16:22.105 --> 00:16:24.941
‫ازش به دل نگیرید

00:16:24.941 --> 00:16:28.862
‫یکمی زودجوشـه، اما
‫به وقتش به‌دردبخوره

00:16:29.654 --> 00:16:33.283
‫بگذریم حالا،
‫نمی‌خواید خودتون رو معرفی کنید؟

00:16:33.283 --> 00:16:36.202
‫من الک هستم، آقا.
‫ایشون هم کلوپـه.

00:16:37.245 --> 00:16:39.289
‫منو زاوِن صدا بزنید

00:16:40.456 --> 00:16:42.125
‫اهل کجایید؟

00:16:43.293 --> 00:16:44.627
‫اتریش

00:16:45.128 --> 00:16:46.171
‫جدی؟

00:16:46.171 --> 00:16:48.506
‫چی باعث شد این همه راه تا اینجا بیاید؟

00:16:48.506 --> 00:16:50.341
‫آقا، من...

00:16:54.846 --> 00:16:55.972
‫ایشون دخترمـه

00:16:57.974 --> 00:17:00.351
‫حالا ما رو چرا آوردید اینجا؟

00:17:00.351 --> 00:17:02.478
‫در واقع از سرِ کنجکاوی بود

00:17:02.478 --> 00:17:04.898
‫چرا از دستِ گشت و آلمانی‌ها فرار کردید؟

00:17:04.898 --> 00:17:07.025
‫مگه اتریش و آلمان متحد نیستن؟

00:17:07.025 --> 00:17:10.570
‫چرا، ولی دیدم داشتن اون پیرمرد رو می‌زدن

00:17:10.570 --> 00:17:12.989
‫ضمناً، شنیدم دیشب خواستن از

00:17:12.989 --> 00:17:15.575
‫ نهنگ زرق‌وبرق‌دار انگلیس فرار کنن

00:17:16.201 --> 00:17:20.455
‫ظاهراً هم اون دو شخصِ فراری
‫الان توی شهرن

00:17:20.455 --> 00:17:24.208
‫پس براتون قابل درکـه که
‫می‌خوام بدونم

00:17:24.208 --> 00:17:27.503
‫شما دو تا غیرمحلیِ مرموز
‫دقیقاً کی هستید و

00:17:27.503 --> 00:17:29.047
‫چی می‌خواید

00:17:29.047 --> 00:17:30.590
‫متوجه منظورم شدید؟

00:17:31.090 --> 00:17:31.925
‫بله

00:17:31.925 --> 00:17:35.261
‫بعدش هم که خبرِ درگیری دوتا غریبه
‫توی کافه به گوشمون رسید،

00:17:35.261 --> 00:17:38.014
‫دیگه بعید بود بخواد اتفاقی باشه

00:17:39.766 --> 00:17:41.434
‫بعلاوه‌ی این جونورت

00:17:43.937 --> 00:17:44.979
‫درستـه

00:17:45.480 --> 00:17:47.315
‫ماییم که فرار کردیم

00:17:47.315 --> 00:17:49.567
‫یه جفت ماشین‌گرا با

00:17:49.567 --> 00:17:51.402
‫یه جونورِ ساخته‌ی دست داروینیست‌ها
‫چیکار دارن؟

00:17:51.402 --> 00:17:52.320
‫خب...

00:17:52.320 --> 00:17:54.280
‫ما توی کوه‌های آلپ
‫به اون کشتی‌پرنده برخوردیم و

00:17:54.280 --> 00:17:56.574
‫ما رو حین حمله‌ی آلمانی‌ها
‫به داخل کشتی بُردن

00:17:56.574 --> 00:17:59.786
‫- آره، جون خودت!
‫- راستـه!

00:17:59.786 --> 00:18:03.164
‫- من که میگم جاسوس انگلیسی‌هایی!
‫- نه!

00:18:03.164 --> 00:18:04.457
‫من توی اتریش به دنیا اومدم!

00:18:04.457 --> 00:18:06.709
‫بعید می‌دونم ربطی داشته باشه

00:18:06.709 --> 00:18:09.212
‫فرارِ شما باعث شد
‫کشتی بیفته دست آلمانی‌ها!

00:18:09.212 --> 00:18:11.172
‫گفتی چی شد؟!

00:18:11.172 --> 00:18:12.590
‫خبر نداشتید؟

00:18:12.590 --> 00:18:15.218
امروز ‫ارتش آلمان ‫لوایتان رو گرفت

00:18:16.219 --> 00:18:17.178
‫چیزی شده؟

00:18:17.178 --> 00:18:19.389
‫خب...

00:18:19.389 --> 00:18:21.599
‫نه، چون ما جاسوس نیستیم

00:18:21.599 --> 00:18:22.850
‫ما زندونی بودیم

00:18:22.850 --> 00:18:25.812
‫اگه راست میگی،
‫پس بگو کی هستی!

00:18:25.812 --> 00:18:27.438
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

00:18:28.147 --> 00:18:31.317
‫چی رو از ما پنهون می‌کنی، اجنبی؟

00:18:31.818 --> 00:18:33.778
‫دیگه زیادی از حد طول کشید!

00:18:33.778 --> 00:18:36.072
‫بیاریدشون اینجا پیش من!

00:18:36.072 --> 00:18:38.658
‫خیلی‌خب!
‫مادربزرگ می‌خواد ببیندتون!

00:18:45.665 --> 00:18:48.710
‫خیال می‌کردم عَر زدن‌هاتون تمومی نداره

00:18:48.710 --> 00:18:52.046
‫عر عر عر عر،
‫انگار چهار تا الاغ دور هم جمع شدید

00:18:53.715 --> 00:18:54.799
‫بیاید نزدیک‌تر

00:19:00.054 --> 00:19:02.181
‫دستت رو بده ببینم

00:19:04.767 --> 00:19:07.979
‫حدوداً ۱۵ ۱۶ سالتـه

00:19:09.063 --> 00:19:13.693
‫دستت به‌قدری نرم‌ولطیفـه که
‫مشخصـه تا حالا دست به سیاه‌وسفید نزدی، نه؟

00:19:14.402 --> 00:19:16.821
‫جز شمشیرزنی؟

00:19:16.821 --> 00:19:17.822
‫ایشون هم...

00:19:18.489 --> 00:19:20.825
پیشکارتـه، نه؟

00:19:22.118 --> 00:19:25.371
‫شنیدم گفتی از اتریش فرار کردید
‫رفتید کوه‌های آلپ

00:19:25.371 --> 00:19:28.583
‫چه دلیلی داره همچین کاری بکنی...

00:19:31.169 --> 00:19:32.295
‫الکساندر؟

00:19:33.463 --> 00:19:36.007
‫چی داری میگی، مادر‌بزرگ؟

00:19:36.007 --> 00:19:38.092
‫ببین، گوش بده به من

00:19:38.092 --> 00:19:40.178
‫ما با تو خصومتی نداریم

00:19:40.178 --> 00:19:44.056
‫دشمن مشترک ما
‫آلمانی‌هایی هستن که دوره افتادن دنبال تو

00:19:44.640 --> 00:19:48.769
‫ولی تو تنها فرزند آرشیدوکی که
‫توی سارایوو کُشته شد،

00:19:48.769 --> 00:19:50.104
‫درست میگم؟

00:19:51.481 --> 00:19:55.943
‫بله، درستـه

00:19:57.737 --> 00:20:00.990
‫میشه بپرسم شما کی هستید؟

00:20:00.990 --> 00:20:02.158
‫بیرون

00:20:18.424 --> 00:20:21.886
قراره جون تازه‌ای به
این سرزمین سالخورده ببخشیم

00:20:22.887 --> 00:20:26.515
‫محالـه کنار بشینم و
‫بذارم این سلطان حریص

00:20:26.515 --> 00:20:28.601
‫سرزمین آباواجدادی‌مون رو حراج بزنه

00:20:29.185 --> 00:20:33.105
‫قرار نیست زیر سایه‌ی طبقه‌ی اشراف یا
‫اجنبی‌ها زندگی کنیم

00:20:33.105 --> 00:20:36.609
‫این مملکت مردمی داره که
‫هر روز خدا روی زمین‌هاشون عرق می‌ریزن،

00:20:36.609 --> 00:20:41.405
‫هیچکس جز اونها نمی‌تونه
‫برای کشورشون تعیین‌تکلیف کنه

00:20:43.282 --> 00:20:46.118
‫باهاتون موافقم و
‫می‌خوام در کنارتون بجنگم!

00:20:46.118 --> 00:20:48.704
‫اونوقت چطوری می‌خوای
‫این کار رو بکنی؟

00:20:48.704 --> 00:20:51.666
‫لوایتان! نمیذارم
‫دست آلمانی‌ها بهش برسه!

00:20:51.666 --> 00:20:54.752
‫چرند نگو!
‫مگه توی اون کِشتی‌پرنده زندونی نبودی؟

00:20:54.752 --> 00:20:57.004
‫واسه همینـه که می‌دونم
‫از پسش بر میام!

00:20:57.004 --> 00:21:00.132
‫یه جای کارِت می‌لنگه

00:21:00.132 --> 00:21:02.259
‫- ببین، بچه‌جون
‫- چی؟

00:21:02.259 --> 00:21:05.930
‫انگلیسی‌ها خودشون آتیش‌بیارِ این درگیری‌ها
‫با ارتش آلمان بودن،

00:21:05.930 --> 00:21:07.890
‫بذار خودشون هم حلش کنن

00:21:08.933 --> 00:21:10.768
هم‌دستمون هنوز توی کِشتیـه

00:21:11.519 --> 00:21:12.478
‫همینطور...

00:21:13.062 --> 00:21:14.605
‫بهترین دوستم

00:21:16.399 --> 00:21:18.067
‫بسیارخب، قبولـه

00:21:18.067 --> 00:21:20.736
‫دست‌به‌دستِ هم
‫برای پیشبُرد اهداف‌مون تلاش می‌کنیم

00:21:20.736 --> 00:21:24.991
‫پس توی یه جبهه‌ایم، مادربزرگ!

00:21:24.991 --> 00:21:27.410
‫بهش گفت مادربزرگ!

00:21:27.410 --> 00:21:28.536
‫عجبا!

00:21:28.536 --> 00:21:30.788
‫چیـه، نکنه خیال کردی
‫یه‌کاره نوه‌اش شدی؟

00:21:31.372 --> 00:21:32.415
‫کار اشتباهی کردم؟

00:21:32.415 --> 00:21:36.293
‫چقدر زود پسرخاله میشی، شازده

00:21:36.293 --> 00:21:38.754
‫وایسا اول به فرزندی بپذیرنت، بعد!

00:21:38.754 --> 00:21:39.839
‫عیب نداره

00:21:39.839 --> 00:21:43.175
‫تو این سن‌وسال، هر چی نوه‌ بیشتر،
‫دنیا گلستون‌تر

00:21:43.175 --> 00:21:47.221
‫حتی اگه یکی‌شون شمشیرزن ماهری باشه
‫تا عصای دست

00:21:47.221 --> 00:21:51.308
‫خیلی‌خب، بیاید ببینیم شما دو نفر
‫به چه کارمون میاید

00:21:51.308 --> 00:21:53.519
‫من با واکرها آموزش رزمی دیدم

00:21:53.519 --> 00:21:56.814
‫کلوپ هم بهترین مکانیک اتریشـه

00:21:58.607 --> 00:22:00.943
‫با توجه به اینکه آلمانی‌ها
‫هنوز بهمون حمله نکردن،

00:22:00.943 --> 00:22:04.780
‫یعنی هدفشون اینـه که
‫لوایتان رو سالم تصاحب کنن

00:22:05.698 --> 00:22:07.742
‫طبق گزارشاتِ رسیده

00:22:07.742 --> 00:22:11.036
‫به زودی نیروی کمکی می‌فرستن برای آلمانی‌ها

00:22:11.036 --> 00:22:14.957
‫صد درصد تا اون موقع هم
محاصره‌ی لوایتان به قوت خودش باقیـه

00:22:15.583 --> 00:22:20.087
نیروی دریایی هم برای مقابله با
‫همچین وضعیتی یه فکرهایی داره

00:22:20.087 --> 00:22:23.382
‫نیروهای کمکی ما که آماده‌باش هستن،

00:22:23.382 --> 00:22:25.676
‫اول از همه می‌رسن

00:22:25.676 --> 00:22:28.387
‫اون کِشتی طبعاً

00:22:28.387 --> 00:22:30.973
همون چیزیـه که از ابتدا
‫جرقه‌ی این درگیری‌ها رو زد

00:22:30.973 --> 00:22:31.891
‫بهیموث

00:22:49.825 --> 00:22:53.078
‫واسه شروع بد نبود!

00:22:53.078 --> 00:22:55.456
‫با اینکه سُکاندارِ تازه‌کاری هستی،
‫ولی قبولی!

00:22:55.456 --> 00:22:57.917
‫ممنون که این فرصت رو بهم دادید

00:22:57.917 --> 00:23:00.044
‫ولی باید سریع استاد بشی

00:23:00.044 --> 00:23:03.088
‫فقط سه روز دیگه مونده تا روز عملیات

00:23:03.088 --> 00:23:04.381
‫روز عملیات؟

00:23:04.381 --> 00:23:06.967
‫تموم هم‌رزم‌هامون میان اینجا

00:23:08.552 --> 00:23:10.387
‫بعدش هم وقتِ حمله‌ست

00:23:10.387 --> 00:23:12.806
‫آلمانی‌ها منتظر نیروی کمکی‌ان

00:23:12.806 --> 00:23:15.935
‫ما قبلش حمله می‌کنیم.
‫یعنی خیلی وقت نداریم.

00:23:15.935 --> 00:23:18.521
‫درستـه

00:23:18.521 --> 00:23:22.358
‫چهار روز دیگه طرف‌های نیمه‌شب
‫بهیموث می‌رسه اینجا

00:23:22.358 --> 00:23:26.153
‫بلافاصله با گوئبن و توپ آذرخشش درگیر میشه و
‫غرقش می‌کنه

00:23:26.153 --> 00:23:28.656
‫البته، یه مانع جدی هم وجود داره

00:23:28.656 --> 00:23:30.449
‫تورهای دفاعی کراکن که

00:23:30.449 --> 00:23:33.369
‫دشمن توی تنگه‌ی داردانل کار گذاشته

00:23:34.328 --> 00:23:38.540
‫مأموریت شما رسیدن به ساحل و
‫نابودسازی این تورهاست

00:23:38.540 --> 00:23:40.960
‫ساعت ۴ راه میفتید

00:23:40.960 --> 00:23:44.046
‫ترتیب فرارتون از کِشتی رو هم دادیم،

00:23:44.046 --> 00:23:46.340
‫فقط یادتون نره وقت تنگـه

00:23:46.340 --> 00:23:49.051
‫به محض اینکه تورهای کراکن رو
‫زیر آب پیدا کردید،

00:23:49.051 --> 00:23:51.720
‫توی فواصل منظم کشتی‌چسب کار بذارید

00:23:51.720 --> 00:23:55.266
‫این کشتی‌چسب‌ها در عرض سه ساعت
‫تورها رو منهدم می‌کنن

00:23:55.266 --> 00:23:57.101
‫مأموریتتون که تموم شد،

00:23:57.101 --> 00:23:59.561
‫مرغ‌مگس‌خوار رو آزاد کنید تا
‫ما بفهمیم موفقیت‌آمیز بوده

00:23:59.561 --> 00:24:03.899
‫بعد توی شهر پناه بگیرید و
چهار روز دیگه منتظر حمله‌ی بهیموث باشید

00:24:03.899 --> 00:24:04.817
‫مفهومـه؟

00:24:04.817 --> 00:24:05.818
‫- بله، قربان!
‫- بله، قربان!

00:24:05.818 --> 00:24:08.696
‫آقای شارپ هم مأموریت جداگونه داره،

00:24:08.696 --> 00:24:11.782
‫ولی هم‌زمان با گروه شما حرکت می‌کنه

00:24:12.283 --> 00:24:15.369
‫یادتون باشه، برای فریبِ دشمن
‫یه فرصت بیشتر نداریم

00:24:15.369 --> 00:24:17.079
‫تفهیم شد، آقای شارپ؟

00:24:17.079 --> 00:24:17.997
‫بله، قربان!

00:24:19.123 --> 00:24:20.874
‫مادربزرگت حرف نداره!

00:24:20.874 --> 00:24:23.168
‫ذهن آدم رو می‌خونه!

00:24:23.168 --> 00:24:25.212
‫خیلی راحت دستمون براش رو شد

00:24:25.212 --> 00:24:29.717
‫بیست‌چهاری از همه جای دنیا
‫به مادربزرگ اطلاعات می‌رسه

00:24:30.217 --> 00:24:32.344
‫رهبر بودن این چیزها رو هم می‌طلبه دیگه

00:24:32.970 --> 00:24:36.682
‫- شرمنده اتاقش قدیمیـه و نمور
‫- نه، ایرادی نداره

00:24:37.349 --> 00:24:40.477
‫راستـه حالا؟
‫واقعاً اشراف‌زاده‌ای؟

00:24:40.477 --> 00:24:43.230
‫طبق شواهد و قرائن... آره

00:24:43.230 --> 00:24:45.774
‫فعلاً

00:24:47.359 --> 00:24:49.445
‫اسم تو چیـه؟

00:24:49.445 --> 00:24:51.572
‫وای! آره، نگفتم

00:24:52.072 --> 00:24:54.450
‫اسمم لیلیتـه