WEBVTT

00:00:14.333 --> 00:00:15.375
‫آهای؟

00:00:16.916 --> 00:00:18.208
‫آهای؟

00:00:18.958 --> 00:00:20.333
‫کسی هست؟

00:00:21.875 --> 00:00:24.166
‫سوءتفاهمی پیش اومده!
‫آتش‌سوزی‌ها تقصیر من نبودن!

00:00:24.250 --> 00:00:25.458
‫و همین‌طور درگیری که اتفاق اُفتاد!

00:00:25.541 --> 00:00:26.791
‫حنجره‌ات رو اذیت نکن

00:00:26.875 --> 00:00:30.000
‫سربازان پادشاهی زمین
‫در بهترین روزهاشون هم

00:00:30.083 --> 00:00:32.416
‫آدمای با گذشتی نیستن

00:00:33.166 --> 00:00:37.875
‫و الانم قطع به یقین بهترین روزهاشون نیستش

00:00:37.958 --> 00:00:39.208
‫ژنرال آیرو

00:00:39.708 --> 00:00:42.041
‫از دیدنت خوشحالم، آواتار جوان

00:00:42.125 --> 00:00:43.166
‫و زوکو؟

00:00:43.791 --> 00:00:45.041
‫اونو هم می‌گیرن؟

00:00:45.791 --> 00:00:50.083
‫امیدوارم که نکنن. اگه شانس باهاش یار بوده
‫باشه تا الان نصف مسیر تا کشتیش رو هم رفته

00:00:50.166 --> 00:00:51.791
‫همه این‌ها تقصیر اونه

00:00:51.875 --> 00:00:54.833
‫اون این الم شنگه رو راه انداخت
‫و تو رو جا گذاشت و در رفتش

00:00:55.333 --> 00:00:57.708
‫دیگه‌ کم‌کم داره دستم میادش که چجور آدمیه

00:00:59.041 --> 00:01:00.041
‫شک دارم

00:01:00.708 --> 00:01:02.333
‫به نظرت چه بلایی سرمون میادش؟

00:01:07.291 --> 00:01:08.291
‫چه‌بدونم

00:01:09.041 --> 00:01:10.041
‫ولی باتوجه به تجربه من،

00:01:10.083 --> 00:01:13.916
‫خاک‌افزارها چندان با دشمنان
‫شکست خورده‌شون خوش رفتار نیستند

00:01:19.583 --> 00:01:20.625
‫حقیقت داره؟

00:01:21.541 --> 00:01:23.291
‫با دشمن همدست بودی؟

00:01:25.750 --> 00:01:27.000
‫پیچیده‌ست

00:01:27.083 --> 00:01:30.773
‫نه، نیستش. یه سوال ساده‌ست
‫به آتش‌افزارها کمک می‌کردی یا نه؟

00:01:39.958 --> 00:01:40.958
‫آره

00:01:44.833 --> 00:01:45.916
‫تئو

00:01:47.583 --> 00:01:49.458
‫سعی داشتم که ازت محافظت کنم

00:01:49.541 --> 00:01:51.625
‫آتش‌افزارها گفتند که
‫نه تنها ما رو خواهند کشت

00:01:51.708 --> 00:01:54.416
‫بلکه بعدشم به شهر حمله می‌کنن
اگه ‫باهاشون همکاری نمی‌کردم

00:01:54.916 --> 00:01:59.291
‫تنها دلیلی که کاری به کار اوماشو نداشتند به
‫خاطر خدمت ناچیزی بوده که بهشون ارائه دادم

00:01:59.375 --> 00:02:02.541
‫خدمت؟ اسم دادن اسلحه به دشمن رو این گذاشتی؟

00:02:02.625 --> 00:02:05.208
‫اسلحه‌ها؟ نه، نه، نه، نه، نه،
‫فقط یه سری طرح‌های خرده‌پا بودن

00:02:05.291 --> 00:02:06.875
‫که هیچ ارزش خاصی تو جنگ ندارن

00:02:06.958 --> 00:02:09.458
‫هر چیزی رو میشه تو دستای
‫نااهلش تبدیل به سلاح کرد

00:02:10.458 --> 00:02:12.333
‫به خصوص وقتی با ملت آتش طرفی

00:02:13.666 --> 00:02:14.666
‫ساکا

00:02:15.958 --> 00:02:18.083
‫خودت خوب می‌دونی که
‫گرفتن‌ تصمیمای سخت چجوریه

00:02:18.166 --> 00:02:20.708
‫پدرت مجبور شد خونواده‌اش رو ترک کنه و بره جنگ،

00:02:20.791 --> 00:02:24.541
‫و تو رو، فقط یه پسرک رو،
مسئول همه چیز گذاشت و رفت

00:02:26.583 --> 00:02:28.783
‫همه‌مون هرکاری که از دستمون بر میاد رو

00:02:29.250 --> 00:02:30.541
‫برای زنده موندن می‌کنیم

00:02:30.625 --> 00:02:32.125
‫تا حدی کنار میایم

00:02:32.916 --> 00:02:34.166
‫تا فقط زندگی‌مون رو بگذرونیم

00:02:34.666 --> 00:02:36.791
‫پدرم هرگز کاری رو که تو کردی رو، نمی‌کرد

00:02:41.432 --> 00:02:43.000
‫پیداش کردم

00:02:43.500 --> 00:02:44.708
‫آنگ تو زندونه

00:03:17.350 --> 00:03:24.850
«آواتار: آخرین بادافزار»

00:03:28.583 --> 00:03:34.350
«قسمت چهارم: به‌سوی تاریکی»

00:03:36.817 --> 00:03:39.183
{\an8}[صد سال قبل]

00:03:38.208 --> 00:03:39.208
‫آنگ!

00:03:40.083 --> 00:03:41.083
‫هی، آنگ!

00:03:41.500 --> 00:03:44.291
‫عه، سلام، بومی. تمریناتت چطور پیش میره؟

00:03:44.375 --> 00:03:47.625
‫تو فرم‌ها وضعم خوبه ولی
هنوز تو شکل‌دهی مشکل دارم

00:03:47.708 --> 00:03:50.875
‫چی میگی تو؟
‫دقیقا شبیه یه گاومیش آسمونی‌ـه

00:03:50.958 --> 00:03:52.958
‫مثلاً قراره که یه گورکن باشه

00:03:53.041 --> 00:03:54.541
‫مطمئنی؟

00:03:59.083 --> 00:04:02.208
سنگ‌تراشی خاک‌افزارها دومی نداره

00:04:03.250 --> 00:04:04.500
‫ذره‌ای درز بینشون نیستش

00:04:05.791 --> 00:04:08.000
‫همین باعث شده که
شهرهاشون از عجایب دنیا باشه

00:04:08.083 --> 00:04:12.250
‫کاخ‌های هیبت انگیز،
‫برج‌هایی که جاذبه رو نفی می‌کنن

00:04:13.541 --> 00:04:15.500
‫زندان‌های غیر قابل نفوذ

00:04:16.000 --> 00:04:18.333
‫من از اون بخش‌های اوماشو خوشم
میاد ‫که در این حد افسرده کننده نیستن

00:04:18.416 --> 00:04:21.000
‫هوم. شهرها شبیه مردمشون هستن

00:04:21.083 --> 00:04:22.916
‫اون‌ها هم همیشه جنبه‌های تاریکی دارند

00:04:23.000 --> 00:04:25.583
‫این روزها که همه جنبه‌هاش
به نظر حسابی تاریک میادش

00:04:25.666 --> 00:04:28.750
‫آره،‌ بلایی که سر اینجا
اومده سر همه‌ی دنیا اهم ومده

00:04:29.833 --> 00:04:31.750
‫از اثرات جانبی یه قرن جنگه دیگه

00:04:31.833 --> 00:04:33.875
‫جنگی که توسط ملت آتش آغاز شدش

00:04:34.875 --> 00:04:37.208
‫- و جنگی که ملت آتش می‌تونه بهش پایان بده
‫- هوم

00:04:37.715 --> 00:04:39.416
‫کاش به همین سادگی‌ای که می‌گفتی بود

00:04:40.875 --> 00:04:45.000
‫برادرم، ارباب آتش، صرفاً یه
‫دید تک بعدی نسبت به همه‌چیز داره

00:04:45.625 --> 00:04:47.750
‫پیروزی یا شکست

00:04:48.666 --> 00:04:50.282
‫هیچ‌چیز دیگه‌ای اهمیت نداره

00:04:55.082 --> 00:04:57.708
‫نه حتی، عزیزان و نزدیکانی
‫که تو این مسیر از دست رفتن

00:04:58.250 --> 00:05:00.666
‫واسه همینه که زوکو اینقدر
دلش ‫می‌خواد منو گیر بندازه؟

00:05:00.750 --> 00:05:03.750
‫تا که بتونه این جنگ رو واسه باباش پیروز بشه؟

00:05:05.000 --> 00:05:07.625
‫پیروزی زوکو تو بردن این جنگ نهفته نیستش

00:05:08.500 --> 00:05:10.375
‫بلکه در پس گرفتن زندگی‌شه

00:05:10.458 --> 00:05:13.875
‫می‌تونی بهش نشون بدی که این
راهش نیست. ‫اون به حرفت گوش می‌کنه

00:05:15.125 --> 00:05:18.299
‫یعنی، در این حدش رو بهت مدیونه

00:05:20.416 --> 00:05:21.583
‫کاملاً برعکس،

00:05:22.708 --> 00:05:25.066
‫این منم که بهش مدیونم

00:05:28.916 --> 00:05:30.750
‫اونم خیلی بیشتر از چیزی که بتونم جبران کنم

00:05:32.791 --> 00:05:34.041
‫غیرممکنه!

00:05:34.541 --> 00:05:38.250
‫زندان اوماشو درست تو اعماق ‫کوهه
و توسط سنگ‌های جامد محصور شده

00:05:38.333 --> 00:05:40.333
‫تنها راه ورود یا خروج ‫از طریق قصر‌ـه

00:05:41.541 --> 00:05:44.166
‫متاسفم. اما آواتار رو از دست دادیم

00:05:46.416 --> 00:05:47.875
‫ما آنگ رو جا نمی‌ذاریم

00:05:48.458 --> 00:05:50.333
‫تو می‌تونی ما رو وارد قصر کنی

00:05:52.500 --> 00:05:54.375
‫نه بعد از امروز. متاسفم. نمی‌تونم

00:05:54.458 --> 00:05:56.000
‫تونل‌ها چطور؟

00:05:58.208 --> 00:05:59.208
‫تونل‌ها؟

00:06:00.208 --> 00:06:02.375
‫تونل‌های مخفی که زیر کوه پنهون شدن

00:06:02.458 --> 00:06:04.574
گفته شده بنیانگذارهای این
شهر برای اینکه بدون مزاحم

00:06:04.599 --> 00:06:06.332
هم دیگه رو ببینن، ساختنش

00:06:06.416 --> 00:06:08.750
‫- یه افسانه‌ست
‫- بهم گفتی که دیدیشون

00:06:10.291 --> 00:06:11.875
‫مگه اینکه اونم دروغ بوده باشه

00:06:15.125 --> 00:06:17.625
‫بله، تونل‌هایی وجود داره،
‫ولی خیلی ناپایدار هستند

00:06:17.708 --> 00:06:19.458
‫کسایی که داخلش میشن دیگه هرگز بیرون نمیان

00:06:19.541 --> 00:06:21.404
‫اگه در این حد به افسانه‌ها
اعتقاد دارید، باید بگم که

00:06:21.428 --> 00:06:23.291
‫گویا اشباح کینه‌توزی هم از
ورودی‌هاش محفاظت می‌کنن

00:06:23.375 --> 00:06:26.375
‫پس فقط یه سری تونل‌های مخفی نیستش

00:06:26.458 --> 00:06:28.541
‫یه سری تونل‌های مخفی شبح زده هستن؟

00:06:29.125 --> 00:06:31.684
‫حتی اگه بتونم یه راهی واسه
‫رد کردنشون از تونل‌ها پیدا کنم،

00:06:31.708 --> 00:06:33.628
‫هیچ کاری راجع به نگهبان‌های
قصر از دستم بر نمیادش

00:06:33.708 --> 00:06:36.500
‫خودمون یه فکریش می‌کنیم
‫فقط کمک‌مون کن بریم تو

00:06:43.000 --> 00:06:44.625
‫کجا می‌برینش؟

00:06:45.333 --> 00:06:46.333
‫به گودال

00:06:47.416 --> 00:06:48.458
‫گودال؟

00:06:48.541 --> 00:06:51.500
‫اردوگاه کار اجباری پادشاهی
زمین برای اسرای جنگی‌ـه

00:06:52.041 --> 00:06:55.166
‫هر کسی که به اونجا فرستاده
شده ‫دیگه چیزی ازش شنیده نشده

00:07:02.333 --> 00:07:04.916
‫و تو... در اون حدها خوش‌شانس نیستی

00:07:06.458 --> 00:07:08.166
‫تو قراره که پادشاه رو ملاقات کنی

00:07:16.500 --> 00:07:19.958
.‫این نقشه‌ها اصلاً با عقل جور نمیگن
‫این یکی میگه که باید از شرق بریم

00:07:20.041 --> 00:07:21.583
‫این یکی داره یه مسیر جنوبی رو نشون میده

00:07:21.666 --> 00:07:25.541
‫و این یکی...
‫مارپیچی میره سمت بالا

00:07:26.625 --> 00:07:28.166
‫اوم... هوم...

00:07:32.541 --> 00:07:33.666
‫چیه؟

00:07:34.541 --> 00:07:36.541
‫رابط ملت آتش‌مه

00:07:40.125 --> 00:07:41.500
‫بهش بگو که میای به دیدنش

00:07:41.583 --> 00:07:44.517
‫بعدشم برو سراغ ژنرال‌های پادشاهی زمین
و ‫بهشون بگو می‌تونن یه تله خوب پهن کنن

00:07:44.541 --> 00:07:45.958
‫تا همه این جاسوس‌ها رو جمع و جورشون کنن

00:07:46.041 --> 00:07:49.250
.‫نه، نه، نه، نه
‫آتش‌افزارها خیلی واضح گفتن

00:07:49.333 --> 00:07:51.833
‫هر مقاومتی ازمون ببینند،
‫دار و ندارشون رو روی سرمون خراب می‌کنن

00:07:51.916 --> 00:07:53.083
‫بذار بیارن

00:07:54.291 --> 00:07:56.375
‫آواتار به دنیا برگشته

00:07:56.875 --> 00:07:58.375
‫دیگه وقتشه دست از مخفی شدن برداریم

00:07:59.416 --> 00:08:01.057
‫وقت مبارزه‌ست

00:08:15.166 --> 00:08:16.625
‫اعلی‌حضرت

00:08:16.708 --> 00:08:17.791
‫هوم؟

00:08:18.958 --> 00:08:20.875
‫زندانی که احضار کرده بودید

00:08:21.791 --> 00:08:24.791
‫در حال زد و خورد و
تخریب اموال مردم دستگیر شدش

00:08:25.291 --> 00:08:26.875
‫و موجب آزار و اذیت مردم شده بود

00:08:28.625 --> 00:08:31.375
‫و یه بادافزارـه

00:08:35.625 --> 00:08:36.625
‫عجب؟

00:08:38.041 --> 00:08:41.291
‫ریشه نیلوفر آبی، پوست
‫درخت کاج، گل یاس خشک

00:08:44.083 --> 00:08:45.083
‫هوم؟

00:08:46.750 --> 00:08:49.333
‫ریشه نیلوفر آبی، پوست درخت کاج، گل یاس خشک،

00:08:49.416 --> 00:08:52.166
‫آب داغِ داغ،
‫دو دقیقه باید توش خیس بخوره!

00:08:52.958 --> 00:08:53.958
‫چای؟

00:08:55.708 --> 00:08:56.541
‫باشه

00:08:56.625 --> 00:08:58.250
‫و راجع بهش اشتباه می‌کنی

00:08:58.875 --> 00:08:59.958
‫ما شاهد افزارش بودیم...

00:09:00.041 --> 00:09:01.375
‫اشتباه!

00:09:01.458 --> 00:09:04.500
‫اون فقط یه بادافزار نیستش

00:09:05.125 --> 00:09:07.583
‫اون استاد هر چهار عنصرـه

00:09:07.666 --> 00:09:09.583
‫منجی جهان‌ـه

00:09:10.208 --> 00:09:11.208
‫اون

00:09:12.208 --> 00:09:13.492
‫آواتار‌ـه

00:09:15.750 --> 00:09:18.208
‫و تو سنگ سٌرانی هم واقعاً مهارت بالایی داره

00:09:21.541 --> 00:09:22.541
‫اوه

00:09:23.958 --> 00:09:24.958
‫بومی؟

00:09:25.500 --> 00:09:26.750
‫سلام، آنگ

00:09:27.375 --> 00:09:28.375
‫بومی!

00:09:31.375 --> 00:09:32.750
‫چطوری هنوز زنده‌ای؟

00:09:32.833 --> 00:09:36.458
‫عه، زندگی سالم، رژیم غذایی
درست، ‫عه، و همین‌طور شانس

00:09:36.541 --> 00:09:38.458
‫البته به سختی میشه گفت که از
‫خوش شانسیم بوده یا بد شانسی

00:09:38.541 --> 00:09:41.458
‫اما مهم‌تر از اون، ‫خودت
چطوری هنوز زنده‌ای؟

00:09:42.166 --> 00:09:43.583
‫و هنوز یه بچه‌ای؟

00:09:44.833 --> 00:09:46.625
‫- قصه‌اش مفصل‌ـه
‫- عجب

00:09:46.708 --> 00:09:49.291
‫اوه

00:09:50.833 --> 00:09:51.833
‫آه

00:09:53.500 --> 00:09:54.625
‫آه!

00:09:55.583 --> 00:09:56.833
‫پوست درخت کاج؟

00:09:58.708 --> 00:10:02.250
‫کدوم احمقی بهت گفت که
‫پوست درخت کاج بریزی توش؟

00:10:04.416 --> 00:10:05.458
‫خودت گفتی

00:10:08.375 --> 00:10:09.791
‫هوم

00:10:09.875 --> 00:10:11.416
‫براش(بندازینش)...

00:10:15.083 --> 00:10:16.183
‫...یه ضیافت راه بندازید

00:10:54.583 --> 00:10:55.583
‫جت

00:10:57.375 --> 00:10:58.625
‫تو بهمون خیانت کردی

00:10:59.291 --> 00:11:00.291
‫بهتون خیانت کردم؟

00:11:01.083 --> 00:11:03.250
‫من مانع‌تون شدم تا آدمای بی‌گناه رو نکشین

00:11:03.333 --> 00:11:07.333
‫آدمای بی‌گناه؟ جاسوس‌ها و خائن‌ها
‫می‌خواستی این‌ها رو نجات بدی؟

00:11:07.416 --> 00:11:09.583
‫همه‌ی اون‌هایی که اون بیرونن دشمن‌مون نیستن

00:11:09.666 --> 00:11:11.333
‫اگه در مقابل ما قرار بگیری...

00:11:13.041 --> 00:11:14.241
تو هم دشمنی

00:11:17.458 --> 00:11:20.416
‫زندگی ممکنه که تو
‫قطب جنوب ساده باشه،

00:11:21.000 --> 00:11:23.250
‫ولی اینجا، باید تصمیمات سختی بگیری

00:11:23.791 --> 00:11:25.625
‫جنگیدن تو جنگ یعنی این

00:11:27.458 --> 00:11:28.958
‫فکر می‌کردم که طرف ما هستی

00:11:31.166 --> 00:11:32.416
‫من طرف خودمم

00:11:32.500 --> 00:11:35.583
‫جت، تو یادت رفته که داری ‫برای چی می‌جنگی

00:11:35.666 --> 00:11:38.541
‫تو گفتی که مادرم رو به یاد
بیارم و منم همینکار رو کردم

00:11:38.625 --> 00:11:41.708
‫یادم میادش که اون هرگز
‫نمی‌خواست من دلم پر از کینه بشه

00:11:42.666 --> 00:11:45.291
‫برای همینه که می‌دونم تو
اُفتادی سمت اشتباه ماجرا

00:11:45.375 --> 00:11:47.125
‫و برای چیزهای که دوست داری نمی‌جنگی

00:11:47.208 --> 00:11:48.875
‫بلکه داری از روی نفرتت می‌جنگی

00:11:51.000 --> 00:11:52.391
‫درست مثل آتش‌افزارها

00:11:53.583 --> 00:11:56.791
‫من هیچ شباهتی به
‫آتش‌افزارها ندارم

00:12:18.791 --> 00:12:19.833
‫خداحافظ، جت

00:12:21.291 --> 00:12:23.958
‫به قدرتی که داری نگاه کن
‫همه‌ش به لطف منه

00:12:24.041 --> 00:12:25.083
‫اصلاً هم اینطور نیست

00:12:25.916 --> 00:12:26.958
‫بخاطر خودمه

00:12:46.875 --> 00:12:48.041
‫تو!

00:12:48.708 --> 00:12:50.041
‫تو برای این بخش نیستی

00:12:50.875 --> 00:12:54.458
‫قربان من مامور شدم تا زندانی رو انتقال بدم،

00:12:54.541 --> 00:12:58.000
‫ولی من... خب دیر کردم

00:12:58.083 --> 00:13:02.458
‫و... و اگه فرمانده‌م بفهمه... همینجوریش
‫هم این ماه به اندازه کافی تو دردسر اُفتادم

00:13:04.083 --> 00:13:07.541
‫آتش‌افزار پیر رو بردن به گودال
‫اون یکی هم هنوز اینجاست

00:13:09.250 --> 00:13:10.166
‫اون یکی؟

00:13:10.250 --> 00:13:12.958
‫آره، بچه کچله. پادشاه
‫می‌خواست ببیندش

00:13:14.000 --> 00:13:15.958
‫خب، می‌خوای همونجوری اونجا وایستی؟

00:13:16.708 --> 00:13:18.041
‫می‌خوای چیکار کنی؟

00:13:24.041 --> 00:13:24.875
‫هوم

00:13:24.958 --> 00:13:27.458
‫واسه غذات، دوتا آپشن میدم بهت

00:13:28.958 --> 00:13:31.291
‫دنده‌های کوتاه از جزیره کانگورو

00:13:31.375 --> 00:13:34.458
‫که عملاً پا در میارن و می‌پرن تو دهنت!

00:13:40.250 --> 00:13:43.958
‫و دومی هم خورش جلبک دریایی‌ـه

00:13:44.041 --> 00:13:47.533
‫شنیدم که حسابی به تغییر رنگ و روت کمک می‌کنه
‫(تشابه تلفضی بین کلمه کمک و نوعی جلبک)

00:13:51.000 --> 00:13:52.791
‫چه باحالم من. این ‫یکی جوک خوبی بودش

00:13:52.875 --> 00:13:54.233
‫همون خورشت رو برای من محبت کنید

00:13:55.125 --> 00:13:55.958
‫هوم؟

00:13:56.267 --> 00:13:57.333
‫من گوشت نمی‌خورم

00:13:58.666 --> 00:14:00.041
‫درسته. تو گوشت نمی‌خوری

00:14:03.083 --> 00:14:04.375
‫انتخاب خوبیه

00:14:08.458 --> 00:14:10.500
‫وایستا. این الان یه تست بودش؟

00:14:10.583 --> 00:14:12.083
‫چی؟ تست؟

00:14:12.166 --> 00:14:15.500
‫نه. بیشتر شبیه یه بازی‌ـه

00:14:15.583 --> 00:14:17.666
‫همیشه خدا عاشق بازی کردن بودی، مگه نه؟

00:14:18.208 --> 00:14:22.791
‫خب، پس یه قرن تمام تو یه
کوه یخ گیر اُفتاده بودی، ها؟

00:14:23.291 --> 00:14:26.083
‫یحتمل... حسابی بهت حال داده

00:14:26.166 --> 00:14:27.666
‫نه، یه کابوس بودش

00:14:27.750 --> 00:14:30.583
‫آه، بی‌خیال چقدر ممکنه بد بوده باشه، ها؟

00:14:30.666 --> 00:14:33.500
‫دنیا در آتش‌ـه،
‫مردم دارن می‌میرند،

00:14:33.583 --> 00:14:37.958
‫و تو... در حین تمام این‌ها تو خواب خوش بودی

00:14:38.041 --> 00:14:40.333
‫همه بادافزارها کشته شدند

00:14:42.208 --> 00:14:43.916
‫و منم اونجا نبودم تا بهشون کمک کنم

00:14:44.000 --> 00:14:48.291
‫عه، اون راهب‌ها همیشه
‫یه خورده دمدمی مزاج بودن، نه؟

00:14:48.375 --> 00:14:49.958
‫ها؟

00:14:50.041 --> 00:14:51.708
‫یه تراژدی بودش

00:14:52.291 --> 00:14:54.000
‫و ممکنه دوباره هم اتفاق بیاُفته،

00:14:54.541 --> 00:14:57.250
‫برای همینه که باید خودم رو در اسرع وقت

00:14:57.333 --> 00:14:59.125
‫برسونم به قبلیه شمالی آب،

00:14:59.208 --> 00:15:01.291
‫و واسه همین باید آزادم کنید

00:15:01.791 --> 00:15:03.916
‫تا که بتونم آب‌افزارها رو نجات بدم

00:15:04.000 --> 00:15:05.000
‫هوم

00:15:05.458 --> 00:15:06.458
‫عجب

00:15:06.833 --> 00:15:09.458
‫بذارید رفع زحمت نماییم
‫(تشابه تلفظی با کلمه کاهو)

00:15:10.166 --> 00:15:12.250
‫نه، دا، دا، دا، دا، دا، دا

00:15:13.750 --> 00:15:16.750
‫بومی! این مهمه

00:15:16.833 --> 00:15:18.000
‫این‌ها برات اهمیتی نداره؟

00:15:20.458 --> 00:15:21.458
‫اهمیت؟

00:15:23.250 --> 00:15:27.750
‫جرأت داری بهم بگی ‫که چی باید
برام اهمیت داشته باشه و چی نه؟

00:15:28.583 --> 00:15:32.375
‫نکنه تو بودی که یه قرن گذشته
مشغول یه جنگ بی‌پایان بودی؟

00:15:32.875 --> 00:15:36.958
‫یا نکنه تو سوزونده شدن کل دنیات
رو جلوی چشمات تماشا کردی؟

00:15:37.666 --> 00:15:38.666
‫هوم؟

00:15:40.083 --> 00:15:42.708
‫بذار یه چیزی رو بهت بگم، آواتار

00:15:44.000 --> 00:15:46.625
‫شاید صد ساله باشی

00:15:48.416 --> 00:15:53.541
‫ولی تو این صد سال رو زندگی نکردی

00:15:54.041 --> 00:15:57.833
‫علی‌الخصوص این صده گذشته رو

00:15:58.750 --> 00:16:01.041
‫نمی‌تونی بهم بقبولونی که امیدت رو از دست دادی

00:16:03.125 --> 00:16:04.557
‫مخصوصاً نه تو، بومی

00:16:04.916 --> 00:16:07.257
‫عه، جدی می‌فرمایین؟

00:16:09.291 --> 00:16:11.833
‫چالش پذیرفته شد

00:16:21.333 --> 00:16:22.666
‫این نمی‌تونه درست باشه

00:16:22.750 --> 00:16:24.750
‫اینجا تنها ورودی تو کوه بودش

00:16:25.458 --> 00:16:26.541
‫مطمئنی؟

00:16:27.708 --> 00:16:28.708
‫گوش کن

00:16:29.541 --> 00:16:32.583
صدای موسیقی می‌شنوی؟

00:16:39.166 --> 00:16:43.916
‫<i>♪ وقتی خودت را ‫در تاریکی می‌یابی ♪</i>

00:16:45.791 --> 00:16:51.916
‫<i>‫♪ و تمام چیزی که می‌بینی ‫صخره‌ها و سنگ‌هاست... ♪</i>

00:16:52.000 --> 00:16:54.000
‫عه خوبه. میشه تو هم اونو برداری و ملحق بشی؟

00:16:54.083 --> 00:16:57.708
‫<i>‫♪ به یاد داشته باشید ‫که یک هدیه گران‌بها ♪</i>

00:16:57.791 --> 00:17:00.625
‫<i>‫♪ در اعماق دفن شده... ♪</i>

00:17:00.708 --> 00:17:01.541
‫تکونش بده

00:17:01.625 --> 00:17:07.333
‫<i>‫♪ پس کمی حفاری کن تا ♪</i>

00:17:08.291 --> 00:17:11.500
‫<i>‫♪ جواهر قلب من رو پیداش ‌کنی ♪</i>

00:17:12.041 --> 00:17:16.416
‫<i>‫♪ جواهر قلب من ♪</i>

00:17:16.500 --> 00:17:17.500
‫<i>‫♪ آره ♪</i>

00:17:25.666 --> 00:17:29.458
‫آره. دست به سازت خوبه‌ها. ‫خب
بگین ببینم اینجا چیکار می‌کنین؟

00:17:29.541 --> 00:17:32.125
‫<i>‫ما</i>اینجا چیکار می‌کنیم؟
‫<i>‫شما</i>اینجا چیکار می‌کنید؟

00:17:32.958 --> 00:17:34.625
‫ما کاری رو که می‌کنیم، می‌کنیم

00:17:35.208 --> 00:17:38.000
‫درسته ولی... چرا
‫اینجا انجامش میدید؟

00:17:38.083 --> 00:17:39.375
‫بخاطر اکوش

00:17:39.958 --> 00:17:41.492
‫بهترین اکو رو تو اوماشو داره

00:17:48.416 --> 00:17:49.416
‫شنیدیش؟

00:17:50.000 --> 00:17:52.875
‫هارمونی. هدف ما هم همینه

00:17:52.958 --> 00:17:56.291
‫هارمونی، موسیقی، عشق

00:17:58.708 --> 00:18:02.833
‫اگه این‌ها اینجا چیزیشون نشده،
تونل‌ها هم یحتمل چندان بد نیستن

00:18:03.833 --> 00:18:07.458
‫تونل‌ها؟ ای‌بابا نه،
‫این‌ها تونل نیستند

00:18:10.208 --> 00:18:12.041
‫اون همون تونل‌هان

00:18:19.458 --> 00:18:21.541
‫آره، من بودم اون تو نمی‌رفتم

00:18:22.208 --> 00:18:23.733
‫ما چاره‌ا‌ی نداریم

00:18:25.416 --> 00:18:26.791
‫باید دوستمون رو پیدا کنیم

00:18:28.375 --> 00:18:29.875
‫خب، ‌در این صورت

00:18:30.625 --> 00:18:32.166
‫یحتمل باید اول اینو ببینید

00:18:32.250 --> 00:18:34.208
‫داستان دو عاشقه

00:18:38.291 --> 00:18:42.250
‫<i>‫اوما و شو تو قله کوهی که روستاهاشون
رو ‫از هم جدا کرده بود هم دیگه رو دیدن</i>

00:18:44.916 --> 00:18:47.958
‫<i>‫روستاهاشون باهم دشمن بودند، ‫برای
همین اون‌ها نمی‌تونستند باهم باشن،</i>

00:18:48.041 --> 00:18:50.958
‫<i>‫اما عشقشون به هم قوی
بود، پس راهی پیدا کردند</i>

00:18:52.375 --> 00:18:54.541
‫<i>‫اون‌ها خاک‌افزاری رو از گورکن‌ها یاد گرفتند</i>

00:18:54.625 --> 00:18:56.583
‫<i>‫و تبدیل به اولین خاک‌افزارها شدند</i>

00:19:00.541 --> 00:19:03.791
‫<i>‫اون‌ها تونل‌های پیچیده‌ای ساختند
تا ‫بتونند مخفیانه با هم ملاقات کنند</i>

00:19:06.541 --> 00:19:09.375
‫<i>‫اما یک روز، اوما نیومدش</i>

00:19:10.125 --> 00:19:12.000
‫<i>‫اون تو یکی از حمله‌ها کشته شده بود</i>

00:19:14.291 --> 00:19:17.375
‫<i>‫شو که بهم ریخته بود از
قدرت‌های ‫خاک‌افزاریش استفاده کرد</i>

00:19:17.458 --> 00:19:19.666
‫<i>‫تا روستاها رو به زانو در بیاره</i>

00:19:21.791 --> 00:19:23.750
‫<i>‫اون می‌تونست همه‌شون رو نابود کنه</i>

00:19:25.791 --> 00:19:28.708
‫<i>‫اما در عوض، اعلام کرد که جنگ دیگه تموم شده</i>

00:19:32.166 --> 00:19:34.120
‫<i>هر دو روستایی‌ها بهش کمک
‫کردند تا شهری جدید بسازه،</i>

00:19:34.145 --> 00:19:36.341
<i>‫ جایی که همه‌شون در
صلح در کنار هم زندگی کنند</i>

00:19:36.708 --> 00:19:41.291
‫<i>‫اون شهر بزرگ به عنوان یادبود
عشق ‫اون‌ها، اوماشو نام گرفتش</i>

00:19:47.333 --> 00:19:49.250
‫«عشق در سیاهی روشن‌ترین‌ـه»

00:19:50.875 --> 00:19:51.916
‫اینو به یاد داشته باشید،

00:19:52.583 --> 00:19:54.750
‫مخصوصاً اگر که می‌خواید
‫وارد خلاء تاریکی بشید که

00:19:54.833 --> 00:19:56.916
‫تا حالا هیچ موجود زنده‌ای ازش برنگشته

00:19:59.833 --> 00:20:02.708
‫<i>‫♪ آهای دو عاشق... ♪</i>

00:20:02.791 --> 00:20:05.916
‫چیزی نمیشه بابا. اونجا
چیزی واسه ترسیدن ازش نیست

00:20:06.666 --> 00:20:10.458
‫صحیح. چیزی به اسم
ارواح خشمگین هم وجود نداره

00:20:13.125 --> 00:20:15.708
‫<i>‫♪ تونل مخفی ♪</i>

00:20:15.791 --> 00:20:17.875
‫<i>‫♪ تونل مخفی ♪</i>

00:20:18.500 --> 00:20:21.000
‫<i>‫♪ در میان کوه‌ها ♪</i>

00:20:21.083 --> 00:20:28.000
‫<i>‫♪ تونل، مخفی، مخفی، مخفی ♪</i>

00:20:28.083 --> 00:20:29.083
‫آره!

00:20:30.583 --> 00:20:31.625
اون‌ها به فنا رفتن

00:20:33.541 --> 00:20:37.208
‫یه گروه کامل از خاک‌افزارها
فقط برای همراهی یه پیرمرد

00:20:37.916 --> 00:20:38.916
‫کیفور شدم خدایی

00:20:40.208 --> 00:20:42.583
‫- نگه‌دار!
‫- همین‌جا نگه‌دار

00:20:42.666 --> 00:20:44.291
‫- نگه‌دار!
‫- نگه‌دار

00:20:49.916 --> 00:20:51.083
‫فقط محض احتیاطه

00:20:53.000 --> 00:20:55.298
‫آدمای زیادی اینجا هستن که توجهشون جلب میشه

00:20:55.322 --> 00:20:58.166
اگه بدونن که ‫اژدهای
مشهور غرب در میانشونه

00:20:58.250 --> 00:21:02.291
‫ژنرال ملت آتش که با سینگ سه
‫رو ۶۰۰ روز تو محاصره‌ نگه داشت

00:21:02.875 --> 00:21:05.666
‫یکی ممکنه وسوسه شده و
خودش دست به کار بشه

00:21:06.625 --> 00:21:08.682
‫نمی‌تونیم بذاریم همچین
اتفاقی بی‌افته، مگه نه؟

00:21:10.416 --> 00:21:13.833
‫حالا، کاری هست که بتونم انجام
‫بدم تا سفر راحت‌تری داشته باشید؟

00:21:16.500 --> 00:21:17.500
‫راحتم

00:21:18.166 --> 00:21:19.448
‫ممنون

00:21:25.625 --> 00:21:28.666
‫مطمئنید؟ یالا، ما رو از خواسته‌هاتون دریغ نکنید

00:21:30.375 --> 00:21:31.875
‫تا گودال سفر درازی‌ـه

00:21:34.791 --> 00:21:37.166
‫و منم تا قیامت وقت دارم

00:21:45.250 --> 00:21:46.833
‫خیله‌خب، آقایون. سوار بشین

00:22:01.125 --> 00:22:02.541
‫پس می‌خوای بری شمال

00:22:02.625 --> 00:22:04.166
‫شمال...

00:22:04.250 --> 00:22:05.375
‫...خوب نیستش

00:22:05.458 --> 00:22:07.375
‫همه‌جای شمال پر از آتش‌هاست

00:22:07.458 --> 00:22:10.041
‫چاره‌ای ندارم. باید برم اونجا

00:22:10.125 --> 00:22:13.666
‫یه نصیحت. مسیر مستقیم
‫لزوماً همیشه بهترین راه نیستش

00:22:13.750 --> 00:22:16.333
‫یعنی میگی مسیری رو برم که مستقیم نیستش؟

00:22:22.500 --> 00:22:25.458
‫یعنی که باید مراقب باشی
قدمات رو کجا می‌ذاری

00:22:25.541 --> 00:22:26.541
‫ها!

00:22:29.583 --> 00:22:31.450
‫بومی، این دیگه چیه؟

00:22:55.291 --> 00:22:57.166
‫بومی، می‌خوای چی رو اثبات کنی؟

00:22:57.250 --> 00:22:58.791
‫اثبات کنم؟ نه

00:22:58.875 --> 00:23:01.217
‫شاید دارم سعی می‌کنم بهت نشون بدم که

00:23:01.241 --> 00:23:03.583
هیچ ‫مسیر راحتی برای آواتار وجود نداره

00:23:03.833 --> 00:23:08.000
‫یا که شایدم می‌خوام مثل
ایام قدیم با هم دیگه بازی کنیم

00:23:08.833 --> 00:23:13.791
‫و اصلاً شایدم دلم حوس آب‌نبات سنگی کرده بود

00:23:41.916 --> 00:23:43.000
‫دارم میام،‌ عمو

00:23:53.000 --> 00:23:54.000
‫اینوری

00:23:55.083 --> 00:23:56.500
‫نقشه هم همین رو میگه؟

00:23:57.041 --> 00:24:00.375
‫هوم، نقشه خیلی نامفهومه،
‫ولی یه حس ششمی دارم

00:24:01.333 --> 00:24:03.166
‫حسس ششم؟

00:24:03.708 --> 00:24:06.833
‫آره، یه حس ششم، یه شمی، یه غریزه‌ای

00:24:10.125 --> 00:24:11.458
‫اونو می‌بینی؟

00:24:13.750 --> 00:24:15.316
‫چراغت رو خاموش کن

00:24:20.458 --> 00:24:22.041
‫خب، چی‌چی داریم اینجا؟

00:24:22.791 --> 00:24:26.000
‫«عشق در سیاهی روشن‌ترین‌ـه»
‫گرفتی؟ یه سرنخ بودش

00:24:27.375 --> 00:24:30.458
‫باید بذاری تاریک بشه تا بتونی نور رو دنبال کنی

00:24:30.541 --> 00:24:32.000
‫اینطوری می‌تونی مسیر رو پیدا کنی

00:24:32.791 --> 00:24:34.750
‫نور کریستال‌ها؟

00:24:35.833 --> 00:24:37.625
‫این چیزها همه‌جان

00:24:37.708 --> 00:24:39.750
‫روی دیوارها. روی زمین

00:24:39.833 --> 00:24:41.958
‫- جایگیریشون کاملاً رندومه
‫- یه مسیره

00:24:42.041 --> 00:24:44.833
‫گفتش: «عشق در سیاهی روشن‌ترین‌ـه»
‫نه «سنگ‌های درخشان»

00:24:44.916 --> 00:24:45.916
‫ضرورت شعری

00:24:45.958 --> 00:24:48.125
‫همانطور که اون شاعر
دوره گرد ‫گفتش، پاسخ عشق‌ـه

00:24:48.208 --> 00:24:50.333
‫عشق تمام چیزیه که لازم
داری. ‫دنیا رو عشق می‌چرخه

00:24:50.416 --> 00:24:52.000
‫حالا هم داری به حرف
شاعرهای دوره گرد گوش میدی؟

00:24:53.333 --> 00:24:56.041
‫- ساکا، صبرکن!
‫- کاتارا، مشکلت چیه؟

00:24:56.125 --> 00:24:58.291
‫مشکل من اینه که تو اصلاً
حرفای منو جدی نمی‌گیری

00:24:59.125 --> 00:24:59.958
‫بازم شروع کرد

00:25:00.041 --> 00:25:02.791
‫- من دیگه یه دختر کوچولو نیستم
‫- با این حال مثل یکیش رفتار می‌کنی

00:25:02.875 --> 00:25:04.708
‫و تو هم جوری رفتار می‌کنی
که انگار همه چی رو می‌دونی

00:25:04.791 --> 00:25:07.666
‫درحالی که حتی نمی‌تونستی بفهمی یه
‫خائن تو روز روشن داره بهت دروغ میگه

00:25:07.750 --> 00:25:10.470
‫- دختری میگه که عاشق یه تروریست شدش!
‫- اصلاً هم اینطور نیست!

00:25:10.500 --> 00:25:13.517
‫- هرگز نباید باهاش حرف می‌زدی!
‫- آقا بالاسرم که نیستی بهم بگی با کی حرف بزنم یا نزنم!

00:25:13.541 --> 00:25:16.250
‫- و تو هم نمی‌تونی همینجوری حرفام رو نادیده بگیری!
‫- می‌تونم اگه مثل یه احمق رفتار کنی!

00:25:16.333 --> 00:25:18.375
‫- بابا منو مسئل همه‌چی گذاشت!
‫- تو بابا نیستی!

00:25:18.458 --> 00:25:19.541
‫بابا!

00:25:34.208 --> 00:25:36.683
‫گمونم دیگه تو خلیج گرگ نیستیم، مگه نه؟

00:25:38.041 --> 00:25:39.041
‫گمونم نه

00:25:43.000 --> 00:25:45.333
‫تصور کن اگه ننه جون
می‌تونست وضع الان ما رو ببینه

00:25:49.083 --> 00:25:51.641
‫الان دلم واقعاً یکی از گوشتای
‫خشک شده‌ فک‌ش رو می‌خواد

00:25:51.666 --> 00:25:52.708
‫یا نودل‌هاش

00:25:53.625 --> 00:25:55.041
‫با آبگوشت داغ

00:25:55.125 --> 00:25:56.333
‫خیلی زود می‌تونیم بخوریمشون

00:25:58.041 --> 00:25:59.291
‫واقعاً این حرفت رو باور داری؟

00:26:03.875 --> 00:26:04.875
‫نمی‌دونم

00:26:10.666 --> 00:26:11.666
‫یالا

00:26:12.250 --> 00:26:13.458
‫بهتره راه بی‌افتیم

00:26:17.250 --> 00:26:20.541
‫گوش خشک شده‌ی فک. هیچ‌وقت نفهمیدم
‫چطور می‌تونی همچین چیزی رو بخوری

00:26:24.375 --> 00:26:26.125
‫بیارینش اینجا
‫بیارینش اینجا

00:26:28.208 --> 00:26:29.625
‫رو اون یکی یه زین بذار

00:26:39.208 --> 00:26:41.083
‫آتش‌افزارها به آب نیازی ندارند، نه؟

00:26:47.958 --> 00:26:49.375
‫می‌دونی، تو با سینگ سه،

00:26:50.000 --> 00:26:53.458
‫اهالی شهر مجبور شدن که بعد سال
اول ‫محاصره آب‌شون رو جیره بندی کنن

00:26:55.958 --> 00:26:57.291
‫ماهایی که تو ارتش بودیم،

00:26:58.166 --> 00:27:00.107
‫تونستیم از یه سری مزایای خاص بهره‌مند بشیم

00:27:03.833 --> 00:27:04.958
‫ولی بردارم...

00:27:06.958 --> 00:27:08.250
‫اون آدم رئوفی بودش

00:27:11.625 --> 00:27:13.305
‫از اعضای‌ جوخه‌ش آب و غذا جمع کرده

00:27:13.333 --> 00:27:14.916
‫و بین بچه‌ها پخش می‌کرد

00:27:17.500 --> 00:27:21.583
‫اون شبی که تو دیوار شرقی
رو به آتش کشیدی پست می‌داد

00:27:24.333 --> 00:27:28.541
‫تا بیاییم آتیش رو خاموش
کنیم، چیزی ازش باقی نمونده بود

00:27:33.708 --> 00:27:35.823
‫اون فقط ۱۹ سال داشت

00:27:39.375 --> 00:27:41.623
‫با وجود تمام اون
زندگی‌هایی ‫که از دست رفتن

00:27:41.958 --> 00:27:43.390
‫و تمام اون جنگیدن‌ها

00:27:44.250 --> 00:27:46.125
‫با سینگ سه، هنوزم هنوز پابرجاست

00:27:48.458 --> 00:27:50.057
‫ارزشش رو داشت؟

00:27:52.041 --> 00:27:53.333
‫ما تو جنگ بودیم

00:27:54.166 --> 00:27:55.166
‫من یه سرباز بودم

00:27:55.250 --> 00:27:56.625
‫تو یه قصاب بودی!

00:28:05.791 --> 00:28:06.791
‫می‌دونی...

00:28:09.500 --> 00:28:12.500
‫هنوزم شب‌ها که می‌خوابم
بوی دود به مشامم می‌رسه

00:28:15.458 --> 00:28:17.000
‫این بو همیشه همراهمه

00:28:33.500 --> 00:28:35.250
‫جنگ همه‌ی ما رو به لبه‌ی تیغ سوق میده

00:28:36.541 --> 00:28:38.875
‫و بعضی‌هامون هم از چیزی که
اونجا می‌بینن خوششون نمیادش

00:28:39.375 --> 00:28:42.458
‫الان مثلاً این شیوه رقت‌انگیزت
واسه معذرت خواهی بودش؟

00:28:43.791 --> 00:28:45.958
‫راجع به خودم نگفتم

00:28:56.208 --> 00:28:57.208
‫قربان

00:29:01.250 --> 00:29:02.250
‫عقب بمون

00:29:10.041 --> 00:29:11.583
‫عه، حقیقت داره، مگه نه؟

00:29:14.500 --> 00:29:16.375
‫تو هیچ انسانیتی درت وجود نداره

00:29:19.166 --> 00:29:22.166
‫تو هیچی چیزی از خسران نمی‌دونی

00:29:46.916 --> 00:29:48.596
‫حقیقت داره که اون محاصره شهر رو رها کرده؟

00:29:48.625 --> 00:29:50.875
‫بله، بعد از کشته شدن پسرش

00:29:50.958 --> 00:29:52.557
‫پس پسرش به عنوان یه قهرمان می‌میره،

00:29:52.582 --> 00:29:54.857
و از خودش هم برای همیشه
به عنوان یه بزدل یاد خواهد شد

00:29:59.250 --> 00:30:03.250
‫برادر، با دونستن اینکه لو تن برای
همیشه ‫به عنوان قهرمان ملت آتش

00:30:03.333 --> 00:30:06.166
‫مورد ستایش قرار خواهد گرفت، آسوده باش

00:30:06.875 --> 00:30:08.350
‫ممنونم، اوزای

00:30:11.250 --> 00:30:13.833
‫ایثار او برای همیشه در
افسانه‌ها ذکر خواهد شد

00:30:23.416 --> 00:30:24.416
‫عمو،

00:30:25.833 --> 00:30:29.041
‫چه افتخار بزرگی برای تو و لو تن‌ـه

00:30:29.958 --> 00:30:32.041
‫که در خدمت ملت آتش، از دنیا رفت

00:30:52.000 --> 00:30:57.166
‫وقتی که درس‌هام خوب پیش
‫نمی‌رفت و پدر ناراضی بود،

00:30:58.500 --> 00:31:00.958
‫لو تن اینو بهم داد

00:31:02.291 --> 00:31:06.916
‫اینو به عنوان نفر اول تموم کردن
‫کلاس افسریش جایزه گرفته بود

00:31:09.708 --> 00:31:14.708
‫گفت که باید متعلق به کسی باشه
‫که برای کار‌های بزرگی مقدر شده

00:31:14.791 --> 00:31:16.208
‫همین بهم روحیه و قدرت داد

00:31:33.625 --> 00:31:35.375
‫لو تن هرگز اینو لازم نداشت

00:31:35.458 --> 00:31:37.708
‫چون که قوی‌ترین آدمی بود که می‌شناختم

00:32:26.500 --> 00:32:27.791
‫داری تو این کار ماهر میشی‌ها

00:32:28.791 --> 00:32:31.208
‫کلی تمرین و یه‌کم راهنمایی خوب داشتم

00:32:31.958 --> 00:32:33.291
‫آره؟ از اون کتیبه؟

00:32:34.250 --> 00:32:35.250
‫آره

00:32:36.250 --> 00:32:39.458
‫و جت هم راجع به بعضی چیزهاش بهم کمک کرد

00:32:41.416 --> 00:32:44.208
‫اونم مثل ما خونواده‌ش رو از دست داده

00:32:44.291 --> 00:32:46.666
‫خوب میدونه که چطور خاطره از
دست دادنشون می‌تونه مانعت بشه

00:32:47.291 --> 00:32:50.029
کاری کرد که فقط راجع به اینکه مامان چطور

00:32:50.053 --> 00:32:52.791
مردش ‫فکرکنم و نه
اینکه زندگیش چطوره بوده

00:32:55.083 --> 00:32:58.875
‫جت ممکنه که در مسیر اشتباهی قدم گذاشته
باشه، ‫ولی به اون سمت سوق داده شدش

00:32:59.375 --> 00:33:00.500
‫درست مثل سای

00:33:05.333 --> 00:33:07.375
‫می‌دونی، سای بهم ‫گفتش
که باید یه مهندس بشم

00:33:08.583 --> 00:33:09.958
‫که پیشه من اونه

00:33:12.333 --> 00:33:14.083
‫- باور خودتم اینه؟
‫- نمی‌دونم

00:33:14.166 --> 00:33:17.699
‫اما اینکه بشنوم یکی بهم بگه که چیزی برای
ارائه ‫دادن به این دنیا دارم،‌ حس خوبی بود

00:33:18.041 --> 00:33:20.291
‫کنار مهارت‌های رزمی برترم

00:33:22.583 --> 00:33:23.583
‫ساکا

00:33:24.458 --> 00:33:27.375
‫چیزی که راجع به تو و بابا گفتم...

00:33:28.583 --> 00:33:29.583
‫فراموشش ‫کن

00:33:30.166 --> 00:33:33.791
‫تو قبیله رو رهبری کردی و
بدون کمک کسی حافظمون بودی

00:33:35.375 --> 00:33:37.958
‫بابا هیچ‌وقت مجبور نشد ‫همچین
باری رو به تنهایی تحمل کنه

00:33:40.416 --> 00:33:41.875
‫برای تو سخت‌تر از اون بودش

00:33:53.541 --> 00:33:56.458
‫عه، این درست نیستش

00:33:58.375 --> 00:34:01.208
‫کریستال‌ها چیزه خاصی نبودن،
‫درست همونطور که فکر می‌کردم

00:34:10.333 --> 00:34:13.916
‫این نباید اینجا باشه. ما قبلاً اینجا
بودیم، ‫ولی این دیوار اینجا نبودش

00:34:14.000 --> 00:34:15.250
‫چطور ممکنه؟

00:34:16.125 --> 00:34:17.208
‫ممکن نیست

00:34:18.625 --> 00:34:19.625
‫مگر اینکه...

00:34:21.250 --> 00:34:22.875
‫تونل‌ها دارن تغییر مسیر میدن

00:34:27.416 --> 00:34:31.916
‫آه، پشت این درها یه
‫چالش دهشتناک نهفته‌ست

00:34:32.000 --> 00:34:35.416
‫یه آزمون واقعی برای اینکه
بفهمی ‫برای آواتار شدن آماده‌ای یا نه

00:34:37.208 --> 00:34:38.666
‫- بومی؟
‫- ها

00:34:38.750 --> 00:34:42.125
‫همه این چالش‌ها، بازی‌ها،
‫تست‌ها، با عقل جور نمیگن

00:34:42.208 --> 00:34:44.666
‫هیچ‌چیزی تو این صد ساله با عقل جور نگفته

00:34:45.916 --> 00:34:47.208
‫تو اینجوری نیستی

00:34:48.250 --> 00:34:52.041
‫بومی که من می‌شناسم یه
‫بچه سرگرم کننده و شاد بودش

00:34:52.125 --> 00:34:55.625
‫و دوست داشت سنگ سٌرانی
کنه و ‫همیشه به فکر دوستاش بود

00:34:56.541 --> 00:34:57.541
‫ها...

00:34:58.583 --> 00:35:00.916
‫من باور دارم که اون بچه هنوزم اونجاست

00:35:03.708 --> 00:35:04.916
‫چه زیرکانه

00:35:06.291 --> 00:35:09.833
‫همه چیز با تو راجع به بازی‌ـه ‫مگه نه، آواتار؟

00:35:09.916 --> 00:35:12.375
‫مسئولیت داشتن به یه وره کیه نه؟

00:35:12.458 --> 00:35:15.875
‫نجات دادن دنیا به یه وره کیه نه؟

00:35:15.958 --> 00:35:19.583
‫نه. مسخره بازی در آوردن
سرگم کننده‌تره. درست میگم؟

00:35:21.250 --> 00:35:22.250
‫خوب،

00:35:23.583 --> 00:35:27.625
‫بیا یه بازی نهایی هم انجام بدیم

00:35:46.500 --> 00:35:47.875
‫همونطور که قول داده شده بود،

00:35:49.375 --> 00:35:53.541
‫یه بازی نهایی دیگه، آواتار

00:35:53.625 --> 00:35:56.041
‫ساده‌تر از بقیه

00:35:56.666 --> 00:35:59.583
‫تو در مقابل من

00:36:05.458 --> 00:36:07.708
‫تا حد مرگ

00:36:12.041 --> 00:36:14.000
‫این دیوونگی‌ـه. چطوره
تونل‌ها دارن تغییر مسیر میدن؟

00:36:14.083 --> 00:36:16.958
‫- می‌دونستم که کریستال‌ها گمراه کنندن
‫- میشه «بهت گفته بودم» رو بذاریم بمونه بعد؟

00:36:21.291 --> 00:36:22.916
‫به نظرت احتمالش هست که این توهمم بوده باشه؟

00:36:36.500 --> 00:36:37.500
‫گورکن

00:36:53.375 --> 00:36:54.500
‫آه!

00:37:03.375 --> 00:37:05.375
‫کمکش کن

00:37:34.083 --> 00:37:35.083
‫ها؟

00:37:43.458 --> 00:37:44.541
‫یالا

00:37:46.416 --> 00:37:47.416
‫یالا!

00:37:49.041 --> 00:37:50.708
‫همه‌مون به اندازه کافی مرگ دیدیم

00:38:04.375 --> 00:38:07.041
‫این چیزیه که واسه شفقت نشون
دادن ‫به یه خاک‌افزار گیرت میادش

00:38:11.958 --> 00:38:14.041
‫آه!

00:38:14.125 --> 00:38:15.125
‫چیزیت نشده

00:38:16.541 --> 00:38:17.750
‫باید بریم

00:38:19.083 --> 00:38:20.750
‫- گمونم باید استراحت کنی...
‫- وقت نداریم

00:38:20.833 --> 00:38:22.833
‫به زودی سربازهای بیشتری می‌فرستند

00:38:22.916 --> 00:38:24.916
‫باید همین الان بریم

00:38:33.666 --> 00:38:34.916
‫آه!

00:38:35.541 --> 00:38:36.541
‫کاتارا!

00:38:44.666 --> 00:38:45.666
‫ممنون

00:38:55.500 --> 00:38:56.333
‫بن‌بسته

00:39:02.708 --> 00:39:03.791
‫کاتارا، متاسفم

00:39:05.083 --> 00:39:06.166
‫منم متاسفم

00:39:15.416 --> 00:39:17.125
‫چی شده؟ مردیم؟

00:39:26.500 --> 00:39:28.416
‫«عشق در سیاهی روشن‌ترین‌ـه»

00:39:29.916 --> 00:39:31.583
‫راجع به کریستال‌ها نبودش

00:39:31.666 --> 00:39:34.000
‫این راهنمای اوما و شو از درون کوه نبودش

00:39:42.666 --> 00:39:43.666
‫کوره

00:39:44.208 --> 00:39:47.166
‫اون‌ها با بینایی‌شون مسیریابی نمی‌کنن
‫بلکه با حواسشون اینکار رو می‌کنن

00:39:48.208 --> 00:39:50.458
‫اون‌ها احساسات رو حس می‌کنند
‫و بهش واکنش نشان میدن

00:39:51.166 --> 00:39:54.083
‫خشم، ترس، اما بیشتر به عشقه

00:39:56.583 --> 00:39:58.500
‫«عشق در سیاهی روشن‌ترین‌ـه»

00:40:00.666 --> 00:40:02.250
‫پس به عشق واکنش نشون میدن؟

00:40:04.333 --> 00:40:06.291
‫به نظرت واکنششون به
‫دستورات شفاهی چطوره؟

00:40:06.375 --> 00:40:09.125
‫آه، ببخشید، آقای گورکن

00:40:09.833 --> 00:40:12.750
‫ما واقعا ازتون ممنون می‌شیم
اگه ‫راه قصر رو بهمون نشون بدید

00:40:13.458 --> 00:40:14.458
‫لطفاً؟

00:40:26.125 --> 00:40:27.125
‫آه...

00:40:36.208 --> 00:40:38.375
‫آه!

00:40:53.875 --> 00:40:56.041
‫خواهش می‌کنم، بومی!
‫مجبور نیستی اینکار رو بکنی!

00:40:56.125 --> 00:40:57.500
‫عه، چرا خیلی هم هستم

00:40:58.083 --> 00:41:01.541
‫بعضی‌هامون محکوم به جنگیم
‫حتی زمانی که دلمون نمی‌خواد

00:41:01.625 --> 00:41:04.000
‫تو جنگ بودن یعنی این!

00:41:08.708 --> 00:41:10.875
‫نه!

00:41:12.541 --> 00:41:14.291
‫آه!

00:41:17.875 --> 00:41:21.458
‫اگه تمام این مدت اینجا بودی
تو ‫هم اینو می‌فهمیدی، اما نبودی

00:41:23.500 --> 00:41:24.583
‫تو ما رو ترک کردی

00:41:27.291 --> 00:41:29.541
‫تو آواتار بودی

00:41:30.750 --> 00:41:32.625
‫و ما رو ترک کردی

00:41:36.125 --> 00:41:39.041
‫تو این دنیا آدم نمی‌تونه
‫به کسی تکیه کنه،

00:41:39.958 --> 00:41:41.250
‫حتی دوستاش

00:41:48.375 --> 00:41:50.375
‫علی‌الخصوص دوستاش

00:42:00.208 --> 00:42:02.208
‫آه

00:42:21.125 --> 00:42:23.791
‫خوب، هر چقدر هم که
‫این بازی سرگرم کننده بودش

00:42:23.875 --> 00:42:28.166
‫زمان پایان دادن به همه بازی‌ها فرا رسیده

00:42:32.708 --> 00:42:33.708
‫آه!

00:42:35.000 --> 00:42:36.375
‫ها؟

00:42:48.291 --> 00:42:51.041
‫بومی، نمی‌تونم هر دوشون رو نگه‌دارم. کمکم کن!

00:42:51.125 --> 00:42:52.125
‫بذار بی‌افتن

00:42:52.583 --> 00:42:54.958
‫بذار بی‌افتن، تا برنده بشی

00:42:55.041 --> 00:42:58.000
‫- بومی، این یه بازی نیستش!
‫- چرا هستش

00:42:58.708 --> 00:43:02.166
‫یکی که لازمه‌ش اینه تا
تصمیمات رنج‌آوری بگیری

00:43:02.250 --> 00:43:05.291
‫این شهر رو نجات بدم یا اون یکی رو؟

00:43:05.375 --> 00:43:09.291
‫کی آخرین ته مونده‌های غذا رو
بخوره؟ یتیم خونه یا سربازها؟

00:43:09.375 --> 00:43:12.375
‫تو باید هر روز، سال به سال،

00:43:12.458 --> 00:43:16.750
‫همچین تصمیماتی رو بگیری

00:43:16.833 --> 00:43:20.666
‫و این‌ها فقط برای ‫نجات این شهره

00:43:20.750 --> 00:43:23.541
‫تو باید تمام دنیا رو نجات بدی

00:43:23.625 --> 00:43:24.916
‫بذار بی‌افتن، آنگ،

00:43:25.791 --> 00:43:29.833
‫تا یاد بگیری که آوتار بودن یعنی چه

00:43:30.625 --> 00:43:31.625
‫نه!

00:43:35.708 --> 00:43:38.708
‫پس یعنی دنیا محکوم به فناست

00:43:44.583 --> 00:43:45.750
‫ساکا، برو سراغ پادشاه

00:43:50.041 --> 00:43:51.458
‫ها؟

00:43:51.541 --> 00:43:52.791
‫آه!

00:43:52.875 --> 00:43:54.166
‫آنگ، حالا!

00:43:59.291 --> 00:44:00.166
‫حالت خوبه؟

00:44:02.458 --> 00:44:04.833
‫خوب، بچه‌جون، مطمئنا بلدی
چطوره آدما رو خانه خراب کنی

00:44:09.750 --> 00:44:12.791
‫متقلب! تو تقلب کردی!

00:44:13.291 --> 00:44:15.375
‫به تنهایی این کارو نکردی

00:44:15.458 --> 00:44:18.708
‫پس یعنی اصلا چیزی یاد نگرفتی

00:44:18.791 --> 00:44:20.000
‫تو اشتباه می‌کردی

00:44:20.083 --> 00:44:22.333
‫آدم می‌تونه به دوستاش تکیه کنه،

00:44:22.833 --> 00:44:26.208
‫و این تنها راهیه که قراره دنیا رو باهاش

00:44:27.416 --> 00:44:28.833
‫با کمک دوستام نجات بدم

00:44:28.916 --> 00:44:31.958
‫تو تفکراتت بچه‌گونه‌ست

00:44:34.250 --> 00:44:36.000
‫خب یعنی این اینقدر بده؟

00:44:38.166 --> 00:44:39.166
‫ها؟

00:44:41.833 --> 00:44:42.833
‫اینو یادته؟

00:44:43.875 --> 00:44:45.999
‫ازش برای فراخوندن
یه دوست استفاده می‌کنم

00:44:47.875 --> 00:44:49.291
‫الانم می‌خوام اینکار رو بکنم

00:44:51.958 --> 00:44:53.708
‫می‌خوام یه دوست قدیمی رو فرابخونم

00:45:00.208 --> 00:45:01.208
‫تو درست می‌گفتی

00:45:03.333 --> 00:45:06.375
‫من برای این دنیا یا برای تو، اینجا نبودم

00:45:08.708 --> 00:45:10.266
‫ولی الان اینجام

00:45:23.583 --> 00:45:24.666
‫اعلی‌حضرت،

00:45:25.666 --> 00:45:27.666
‫ما نیروهای پشتیبانی رو فراخوندیم

00:45:28.500 --> 00:45:30.958
‫و... و... و نگهبان‌های روی
دیوار رو ‫هم دو برابر کردی؟

00:45:31.041 --> 00:45:34.208
‫- بله، اعلی‌حضرت
‫- خوبه. بهشون بگو به زودی منم میام اونجا

00:45:35.708 --> 00:45:37.291
‫صبر کن، چه خبر شده؟

00:45:38.291 --> 00:45:42.208
‫نیروهای ملت آتش‌ حرکتشون
رو کردن. ‫تا سحر به اینجا می‌رسند

00:45:42.291 --> 00:45:43.708
‫دارن بهتون حمله می‌کنن؟

00:45:43.791 --> 00:45:47.708
‫آره، ولی آماده خواهیم بود

00:45:47.791 --> 00:45:50.750
‫خوشبختانه یه منبعی از قبل بهمون خبر دادش

00:45:52.958 --> 00:45:54.041
‫سای؟

00:45:54.125 --> 00:45:57.416
‫مکانیک به ژنرال‌ها راجع به
‫شبکه جاسوس‌ها تو شهر خبر دادش

00:45:57.500 --> 00:46:01.291
.‫کمک کرد تا تن لشه‌شون رو جمع کنیم
‫الانم دیگه بزنید به چاک

00:46:01.875 --> 00:46:06.625
‫آواتار باید جاهایی باشه. ‫ما
می‌تونیم از پس خودمون بر بیاییم

00:46:07.333 --> 00:46:10.500
‫وقتشه تا اوماشو
‫دوباره به جنگ بپیونده

00:46:11.958 --> 00:46:17.791
‫اوه، آه، ولی من یه چالش دیگه هم برات دارم

00:46:25.916 --> 00:46:27.458
وای

00:46:38.000 --> 00:46:39.958
‫آه

00:46:47.750 --> 00:46:50.833
‫به نظر می‌رسه که ما همه‌ش آخر کارمون به قایق‌ها ختم میشه

00:46:52.041 --> 00:46:54.666
‫شاید سرنوشت ما هم تو زندگی همینه، شاهزاده زوکو

00:47:27.333 --> 00:47:29.916
‫آه خوبه. هنوزم خیلی دیر نشده

00:47:31.000 --> 00:47:33.392
‫- عمو، اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- مثل خودتم

00:47:33.416 --> 00:47:37.250
‫داره آماده میشم تا یه سفر خاطر انگیز رو شروع کنم

00:47:39.750 --> 00:47:41.125
‫می‌خوای با من بیای؟

00:47:41.708 --> 00:47:44.666
‫من با آمادگی کامل اومدم
‫تمام چایی که نیاز دارم اینجاست

00:47:47.250 --> 00:47:48.791
‫من پرستار بچه لازم ندارم

00:47:55.375 --> 00:47:56.833
‫یه دوست چطور؟

00:48:08.750 --> 00:48:10.750
‫پدرم خیلی واضح گفتش

00:48:11.750 --> 00:48:14.458
‫تا زمانی که آواتار رو پیدا نکنم،
‫قرار نیست برگردم...

00:48:16.458 --> 00:48:17.458
‫که یعنی

00:48:18.625 --> 00:48:21.583
‫ممکنه برگشتمون به خونه زمان خیلی زیادی طول بکشه

00:48:27.041 --> 00:48:28.041
‫خونه

00:48:32.041 --> 00:48:35.250
‫هر چیزی که من لازم دارم رو این قایق‌ـه

00:48:42.250 --> 00:48:45.541
‫همونطور که گفتم، تمام چایی
که لازم دارم اینجاست، هوم؟

00:49:06.125 --> 00:49:07.250
‫چی شده، زوکو؟

00:49:08.541 --> 00:49:09.583
‫هیچی

00:49:12.833 --> 00:49:13.958
‫بیا برتگردونیم خونه