WEBVTT

00:00:10.375 --> 00:00:14.041
‫اون تا حدی از صمیمِ قلب
برای تک تکِ شما ارزش قائله

00:00:14.250 --> 00:00:17.000
‫که دوست داره بدونید

00:00:17.000 --> 00:00:23.291
‫زندگیِ مشترک ما به طور عمیق،
‫اساسی و لاعلاجی بفنا رفته.

00:00:24.166 --> 00:00:25.666
‫بله، همینطوره

00:00:25.750 --> 00:00:27.291
‫کاملاً درسته

00:00:27.375 --> 00:00:30.041
پس دیگه شما همه می‌تونید
‫دست از مقایسه‌ی خودتون با ما بردارید

00:00:30.125 --> 00:00:32.000
‫و می‌دونید چیه؟ می‌تونید...

00:00:33.041 --> 00:00:35.791
‫الان در دسترس نیستم،
‫لطفاً پیام بذارید.

00:00:35.875 --> 00:00:36.625
‫سلام، اینید. عه...

00:00:36.625 --> 00:00:37.750
‫سلام، اینید. عه...

00:00:37.833 --> 00:00:40.625
‫من سعی داشتم باهات تماس بگیرم،
‫و الان بازم باهات تماس گرفتم.

00:00:41.458 --> 00:00:44.125
‫احتمالاً هنوز سعی داری
‫با اتفاقاتِ دیروز کنار بیای

00:00:44.208 --> 00:00:46.333
‫مثل همه‌مون، پس...

00:00:46.958 --> 00:00:48.666
‫یعنی، چندتا زن رو می‌شناسید

00:00:48.750 --> 00:00:51.333
‫که برای شوهرشون پاپوش بدوزن
و به قتل متهمش کنن؟

00:00:52.125 --> 00:00:53.208
‫تگ وحشت کرده

00:00:54.250 --> 00:00:57.500
اون متعهد به فضاسازی مطبوعاتیـه

00:00:58.416 --> 00:01:02.250
‫و می‌خوام امروز بعد از ظهر
‫یه جلسه باهم داشته باشیم

00:01:02.333 --> 00:01:06.125
‫تا یه جور نقشه بکشیم

00:01:07.041 --> 00:01:09.250
‫پس بهم زنگ بزن، باشه اینید؟

00:01:10.333 --> 00:01:11.250
‫ممنون

00:01:20.666 --> 00:01:25.875
‫[مؤسسه‌ی ملی اختلالات اعتیاد]

00:01:34.416 --> 00:01:35.416
به‌به

00:01:36.208 --> 00:01:37.208
‫چه عجب!

00:01:38.333 --> 00:01:39.458
انتظارش رو نداشتم

00:01:40.333 --> 00:01:41.583
‫شما دوتا باهم

00:01:41.666 --> 00:01:42.666
‫عه...

00:01:43.416 --> 00:01:45.958
‫میشه لطفاً یه لحظه بری بیرون، بنجی؟

00:01:46.041 --> 00:01:47.041
‫آره. حتماً

00:01:55.458 --> 00:01:59.833
‫گوش کن، رُک بودنم رو ببخش،

00:01:59.916 --> 00:02:01.416
‫ولی راستش، تو تا حالا...

00:02:01.500 --> 00:02:04.000
‫مریت مواد مصرف می‌کرد؟

00:02:07.291 --> 00:02:09.416
‫نه. چطور؟

00:02:09.500 --> 00:02:12.958
‫ظاهراً میزان خیلی زیادی
‫باربیتوریت توی بدنش بوده

00:02:18.208 --> 00:02:19.208
‫باربیتوریت؟

00:02:19.250 --> 00:02:21.250
‫اون تفننی همچین دارویی مصرف نمی‌کرد؟

00:02:23.125 --> 00:02:25.291
‫نه. نه، اون اصلاً...

00:02:28.166 --> 00:02:31.000
‫نه. به هیچ وجه. امکان نداره...

00:02:32.625 --> 00:02:33.625
‫نه

00:02:41.416 --> 00:02:42.541
‫مامان؟

00:02:46.166 --> 00:02:47.166
‫مامان!

00:02:50.208 --> 00:02:51.625
‫پلیس‌ها اومدن

00:03:01.541 --> 00:03:03.166
‫صبح بخیر، خانم وینبری

00:03:03.250 --> 00:03:06.416
‫می‌خوایم تشریف بیارید اداره
‫و به چندتا سؤال جواب بدید

00:03:07.833 --> 00:03:08.833
‫چشم، حتماً

00:03:08.916 --> 00:03:10.583
‫بذارید کیفم رو بردارم

00:03:13.291 --> 00:03:15.500
‫لطفاً درو باز کن. ممنون

00:03:17.000 --> 00:03:17.916
‫برو

00:03:18.000 --> 00:03:19.041
‫پشت سرتم

00:03:20.041 --> 00:03:21.375
‫یالا. آره

00:03:22.916 --> 00:03:25.125
‫- بابا؟
‫- بله، من اینجام، ویل

00:03:25.208 --> 00:03:28.166
‫دارن تمام وسایل مامان رو می‌برن.
‫نمی‌خوای کاری بکنی؟

00:03:28.250 --> 00:03:30.250
‫- نمی‌تونیم کاری بکنیم، ویل
‫- چرا نمی‌تونیم؟

00:03:30.333 --> 00:03:32.375
‫خب، اولاً اونا پلیس هستن

00:03:32.500 --> 00:03:34.458
‫ولی دارن کامپیوترش رو می‌برن.
‫همه چی روشه...

00:03:34.500 --> 00:03:36.375
‫ویل، میشه لطفاً دیگه سؤال نپرسی؟

00:03:36.500 --> 00:03:40.333
‫- باید به تیمِ روابط عمومیش زنگ بزنیم
‫- باید به یه وکیل زنگ بزنیم

00:03:40.416 --> 00:03:42.750
‫اگه گناهکار نیست
‫چرا باید به وکیل زنگ بزنیم؟

00:03:42.833 --> 00:03:47.000
‫چطوره بری واسه اون چیزِ دریانوردیت
‫آماده شی، باشه، پسرم؟

00:03:50.500 --> 00:03:52.333
‫- مسابقه‌ست!
‫- باشه

00:04:12.625 --> 00:04:13.750
‫دوستِ شماست؟

00:04:13.833 --> 00:04:15.666
‫نه

00:04:16.291 --> 00:04:18.208
‫- ولی می‌شناسیدش
‫- به سختی

00:04:19.916 --> 00:04:22.041
‫خب، اسمش برادریک گراهامه،

00:04:22.125 --> 00:04:24.916
‫و سابقه‌ی خیلی پرباری داره

00:04:25.708 --> 00:04:27.375
‫سرقت، ضرب و جرح، حمل مواد،

00:04:27.458 --> 00:04:31.375
‫و اخیراً هم با باندی کار می‌کنه
‫که با مافیای ترکیه در ارتباطه

00:04:31.458 --> 00:04:35.458
‫و کارشون قاچاق هروئین
‫و قتل در ازای پوله

00:04:37.083 --> 00:04:38.291
‫«قتل در ازای پول؟»

00:04:38.958 --> 00:04:44.125
‫خانم وینبری، ما فکر می‌کنیم شما برادریک گراهام رو
‫برای به قتل رسوندن مریت موناکو استخدام کردید

00:04:44.208 --> 00:04:46.541
‫و شوتر دیوال رو قانع کردید پولش رو بده

00:04:46.625 --> 00:04:50.458
‫تا مانع مقصر شناخته شدن شما بشه
‫و ادعای مصونیتِ دیپلماتیک کنه

00:04:52.000 --> 00:04:54.166
‫پس بهمون نمی‌گید چه اتفاقی افتاده؟

00:04:54.250 --> 00:04:55.583
‫چون ما از قبل همه چی رو می‌دونیم

00:04:55.666 --> 00:04:58.500
‫آره، ما برای آقای گراهام
‫قرار بازداشت صادر کردیم

00:04:58.583 --> 00:05:00.875
‫و همونطور که می‌دونید جزیره‌ی بزرگی نیست

00:05:00.958 --> 00:05:04.916
‫و سعی داریم مصونیتِ آقای دیوال رو دور بزنیم
‫و این کارو هم می‌کنیم

00:05:05.625 --> 00:05:08.416
‫آقای دیوال هیچ ربطی به این قضیه نداره،
‫منم همینطور.

00:05:09.250 --> 00:05:11.541
‫پس دارید وقتتون رو تلف می‌کنید

00:05:11.625 --> 00:05:12.625
‫عجب

00:05:16.083 --> 00:05:17.083
‫بسیار خب...

00:05:17.125 --> 00:05:19.500
‫فقط یه لحظه ما رو ببخشید

00:05:19.583 --> 00:05:21.375
‫- الان برمی‌گردیم
‫- آره

00:05:22.291 --> 00:05:24.375
‫آره

00:05:36.500 --> 00:05:37.708
‫- تام هنوز برنگشته؟
‫- چی؟

00:05:37.791 --> 00:05:39.583
‫- تام هنوز برنگشته؟
‫- نمی‌دونم

00:05:39.666 --> 00:05:41.375
‫آره، فقط شماره‌اش رو برام بفرست

00:05:41.458 --> 00:05:44.375
‫- کلی خبرنگار اون بیرونه
‫- یه لحظه صبر کن

00:05:46.000 --> 00:05:48.250
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- نمی‌تونم برم بیرون

00:05:48.375 --> 00:05:51.083
‫انقدر خبرنگار اون بیرونه که
‫حتی نمی‌تونم از دروازه برم بیرون

00:05:51.166 --> 00:05:53.375
‫عزیز دلم، مسابقه‌ات رو از دست میدی

00:05:54.208 --> 00:05:55.666
‫میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟ آره

00:05:55.750 --> 00:05:58.375
‫چرا هیچ نظری برای خبرنگارها ندارید؟

00:05:58.458 --> 00:06:01.000
‫وقتی قتل اتفاق افتاد کجا بودید؟

00:06:01.000 --> 00:06:02.666
‫همسرتون مظنونه؟

00:06:02.750 --> 00:06:03.750
‫سلام به همه!

00:06:03.833 --> 00:06:06.166
‫حقیقت داره که شما مخفیانه
‫با مریت موناکو رابطه داشتید؟

00:06:06.250 --> 00:06:07.708
‫تا وسط خیابون برید عقب

00:06:07.708 --> 00:06:10.250
‫آقای وینبری، چرا همسرتون تحتِ بازجویی پلیسه؟

00:06:10.333 --> 00:06:11.375
‫گُم شید عقب!

00:06:11.458 --> 00:06:13.166
‫توماس، از کجا میای؟

00:06:13.250 --> 00:06:15.958
‫از سرِ راهم برید کنار. برید کنار! خب؟

00:06:16.041 --> 00:06:18.750
‫برید عقب! از دروازه‌ی کوفتی فاصله بگیرید!

00:06:18.833 --> 00:06:20.083
‫سعی کن یادت بیاد جلوی دوربینی

00:06:20.083 --> 00:06:22.208
‫باید به این یاروها سخت بگیری، مرد

00:06:22.291 --> 00:06:23.500
‫حتماً

00:06:24.500 --> 00:06:26.083
‫گُم شید عقب عوضی‌ها!

00:06:26.166 --> 00:06:27.958
‫دارید از گریر وینبری محافظت می‌کنید؟

00:06:28.041 --> 00:06:29.333
‫شنیدید چی گفت، گُم شید!

00:06:30.375 --> 00:06:32.041
‫- ممنون، عزیزم
‫- نکن!

00:06:32.708 --> 00:06:35.375
‫خانواده‌ی وینبری اصلاً همکاری نمی‌کنن...

00:06:35.375 --> 00:06:36.833
‫اَبی، آروم باش

00:06:36.916 --> 00:06:40.541
‫من آروم نمیشم! تو آروم باش!
‫رفتارت رو اصلاح کن!

00:06:40.625 --> 00:06:41.625
‫واو! عزیزم!

00:06:42.541 --> 00:06:44.458
‫من با تو همچین کاری نمی‌کنم. بیخیال

00:06:44.458 --> 00:06:47.416
‫من با یه زنِ دیوونه‌ی فرانسوی
‫که بابام می‌شناسه بهت خیانت نمیکنم

00:06:48.750 --> 00:06:50.291
‫عزیزم! بیخیال!

00:06:51.500 --> 00:06:52.666
‫من دوستت دارم!

00:06:53.916 --> 00:06:56.375
‫اَبی، من احمق نیستم

00:06:57.166 --> 00:06:58.291
‫من دوستت دارم!

00:06:59.375 --> 00:07:00.375
‫اَبی

00:07:03.125 --> 00:07:04.125
‫بیا اینجا

00:07:05.375 --> 00:07:08.541
‫- اصلاً باورم نمیشه
‫- یعنی،

00:07:09.416 --> 00:07:12.291
‫اون زن اولین کسی نیست که
‫بخوام باهاش نوشیدنی بخورم،

00:07:12.375 --> 00:07:14.750
‫ولی فکر نکنم همچین کاری ازش بربیاد

00:07:16.375 --> 00:07:17.916
‫خب، منم اینطور فکر نمی‌کنم،

00:07:18.000 --> 00:07:21.208
‫ولی الان نمی‌دونم چه اتفاقِ دیگه‌ای
‫ممکنه افتاده باشه

00:07:21.291 --> 00:07:24.375
‫یعنی، چطور ممکنه توی بدنش
‫باربیتوریت بوده باشه؟

00:07:24.458 --> 00:07:26.958
‫عزیزم، فعلاً هیچکدوم
‫از ما چیزی نمی‌دونیم

00:07:27.500 --> 00:07:31.708
‫فکر کنم مهمه که زود قضاوت نکنیم. باشه؟

00:07:46.333 --> 00:07:48.333
‫اگه آقای گراهام رو خوب نمی‌شناسید،

00:07:48.416 --> 00:07:53.333
‫چرا در طول چهار روز گذشته
‫9 بار به خونه‌تون زنگ زده؟

00:07:56.541 --> 00:07:58.583
‫شاید دنبال شوتر دیوال می‌گشته؟

00:07:58.666 --> 00:08:00.916
‫یعنی، آقای دیوال اون رو خوب می‌شناسه

00:08:01.000 --> 00:08:03.791
‫انقدر خوب که 300 هزار دلار براش واریز کنه

00:08:03.916 --> 00:08:08.125
‫ولی برای چی؟ برای این که بهش پول بده
‫تا از طرفِ شما مریت موناکو رو بکشه؟

00:08:08.208 --> 00:08:10.458
‫عه...

00:08:15.041 --> 00:08:17.500
‫برودریک همکارِ سابق منه

00:08:17.583 --> 00:08:19.416
‫من خیلی وقته که می‌شناسمش

00:08:19.500 --> 00:08:22.125
‫اون بهم زنگ زد. درمونده بود.
‫در به در دنبال پول بود.

00:08:22.916 --> 00:08:26.916
‫و من اون موقع به پول دسترسی نداشتم،

00:08:27.000 --> 00:08:28.750
‫واسه همین از شوتر قرض گرفتم

00:08:28.833 --> 00:08:30.916
‫چه سخاوتمند

00:08:30.958 --> 00:08:33.083
‫اون روز که ازتون بازجویی کردیم،

00:08:33.166 --> 00:08:36.708
‫گفتید شبِ مرگ خانم موناکو
‫ساعت 1:30 خوابیدید

00:08:37.458 --> 00:08:40.541
‫ولی طبق این سوابق ساعت 3:08

00:08:40.625 --> 00:08:46.333
‫از خط ثابت دفترتون
‫با اتاق هتل آقای گراهام تماس گرفته شده

00:08:46.416 --> 00:08:51.458
‫حالا، شما اغلب اون وقتِ شب
‫به همکارهاتون زنگ می‌زنید؟

00:08:52.458 --> 00:08:53.458
‫عه...

00:09:21.750 --> 00:09:24.916
‫میشه فقط به پلیس‌ها بگم
‫که نمی‌دونستم پوله واسه چی بود؟

00:09:25.000 --> 00:09:27.666
‫هنوزم نمی‌دونم. اون یه لطفی ازم خواست.
‫منم علتش رو نپرسیدم.

00:09:27.750 --> 00:09:30.000
‫پس بذار ببینیم پلیس‌ها واقعاً چی می‌دونن

00:09:30.083 --> 00:09:33.333
‫این آدم‌ها برام مثل خانواده بودن

00:09:35.458 --> 00:09:37.500
‫مثل خانواده

00:09:39.375 --> 00:09:43.333
‫300 هزار دلار برای خیلی‌ها پول زیادیه

00:09:43.416 --> 00:09:45.041
‫درسته

00:09:45.125 --> 00:09:48.333
‫حالا چرا می‌خواستید این پول رو
‫به آقای گراهام بدید؟

00:09:54.083 --> 00:09:56.416
‫من خیلی وقته که می‌شناسمش

00:09:56.500 --> 00:09:58.750
‫و آقای دیوال هم برای همین
‫پوله رو به شما قرض داد؟

00:09:58.833 --> 00:10:01.250
‫چون اونم خیلی وقته
‫که شما رو می‌شناسه؟

00:10:01.333 --> 00:10:02.333
‫اون...

00:10:04.041 --> 00:10:05.250
‫راستش اون...

00:10:07.083 --> 00:10:08.000
‫ما خیلی نزدیکیم

00:10:08.083 --> 00:10:10.833
‫اون بهم قرض داد
‫چون می‌دونه پسش میدم

00:10:12.125 --> 00:10:13.125
‫چقدر نزدیک؟

00:10:14.500 --> 00:10:16.000
‫اون مثل پسرمه

00:10:16.083 --> 00:10:18.833
‫آره. یعنی، من یه پسر دارم

00:10:19.916 --> 00:10:23.208
‫ولی فکر نکنم توی تمام عمرش
‫فقط چون ازش خواستم کاری برام کرده باشه

00:10:23.291 --> 00:10:24.291
‫همم

00:10:35.625 --> 00:10:37.666
‫[شوتر]

00:10:49.083 --> 00:10:50.083
‫ممنون

00:10:55.958 --> 00:10:57.500
‫- سلام
‫- سلام

00:10:57.583 --> 00:10:58.708
‫عه...

00:11:01.458 --> 00:11:06.250
‫واقعاً بابتِ سردرگمی این مدتم متأسفم

00:11:06.333 --> 00:11:08.583
‫رفتارم با تو یا بنجی منصفانه نبود

00:11:10.375 --> 00:11:11.666
‫فقط احساس می‌کنم...

00:11:14.250 --> 00:11:17.333
‫همه چی تقصیرِ منه
‫و همه چی داره خراب میشه و فقط...

00:11:22.083 --> 00:11:24.125
‫دیگه نمی‌خوام این کارو بکنم

00:11:27.000 --> 00:11:28.458
‫متأسفم. من...

00:11:32.291 --> 00:11:35.041
‫الان دیگه اصلاً نمی‌دونم کی هستم

00:11:39.458 --> 00:11:41.958
‫ولی می‌دونم قبلاً کی بودم، می‌دونی؟ من...

00:11:43.083 --> 00:11:45.208
‫- باید دوباره همون آدم بشم
‫- باشه

00:11:47.041 --> 00:11:50.583
‫باید دوباره همون دخترِ توی قطار بی بشم

00:11:53.708 --> 00:11:54.708
‫تو رو یادمه

00:11:58.833 --> 00:12:00.666
‫حق با تو بود. اون من بودم

00:12:04.083 --> 00:12:05.083
‫می‌دونم

00:12:10.500 --> 00:12:11.500
‫باشه

00:12:16.291 --> 00:12:17.291
‫خدافظ

00:12:18.541 --> 00:12:19.541
‫خدافظ

00:12:48.750 --> 00:12:49.916
‫خدای من

00:12:54.500 --> 00:12:55.500
‫بروس؟

00:12:59.625 --> 00:13:00.625
‫بروس!

00:13:15.375 --> 00:13:19.916
‫آقای تگ، ببخشید مزاحم شدم،
‫ولی خانم کالینز، سعی کردم بهش بگم...

00:13:19.958 --> 00:13:21.208
‫گوشیا، عزیزم

00:13:21.291 --> 00:13:23.708
‫- تگ!
‫- اینید، حالت چطوره؟

00:13:23.791 --> 00:13:25.916
‫- نیروی کمکی آوردم
‫- سلام

00:13:25.958 --> 00:13:28.416
‫آره، می‌بینم. منتظرت بودیم

00:13:28.500 --> 00:13:29.500
‫گریرِ من کجاست؟

00:13:30.166 --> 00:13:32.958
‫اون توی شهر یه کارهایی داشت

00:13:33.916 --> 00:13:36.833
‫توی شهر یه کارهایی داشت

00:13:36.916 --> 00:13:38.250
‫«نویسنده گریسون وینبری،

00:13:38.333 --> 00:13:40.416
‫مظنونِ پرونده‌ی قتل مریت موناکو،

00:13:40.500 --> 00:13:41.708
‫عجیب‌تر از داستان»

00:13:41.791 --> 00:13:43.958
‫- خدایا، کی این نسخه رو می‌نویسه؟
‫- این حقیقت داره؟

00:13:44.041 --> 00:13:45.458
‫اونا فقط دارن باهاش حرف می‌زنن

00:13:45.541 --> 00:13:48.333
‫امروز صبح اومدن و بردنش

00:13:48.416 --> 00:13:52.208
‫کامپیوتر و لپ تاپش رو بردن.
‫کاملاً غافلگیرمون کردن.

00:13:52.291 --> 00:13:56.000
‫رئیس پلیس شهرِ کوچیک سعی داره
‫واسه خودش اسم و رسمی بهم بزنه

00:13:56.083 --> 00:13:59.000
‫همه‌ی این اتفاقات مسخره‌ست

00:13:59.083 --> 00:14:03.125
‫البته اگه از قبل بهمون خبر می‌دادن
‫به تو زنگ می‌زدیم

00:14:03.208 --> 00:14:04.541
‫البته که این کارو می‌کردید

00:14:05.375 --> 00:14:07.500
‫فقط باید از جایی که هستیم شروع کنیم

00:14:07.583 --> 00:14:08.916
‫- بیاید شروع کنیم
‫- چشم

00:14:08.916 --> 00:14:09.833
‫جوابِ اشتباه نمی‌خوام

00:14:09.916 --> 00:14:12.916
‫شمّت اول از همه بهت چی میگه؟

00:14:13.000 --> 00:14:17.166
‫می‌دونید، راستش، فکر کنم می‌تونیم قضیه‌ی
‫مظنون قتل رو بپیچونیم. خیلی ساده‌ست

00:14:17.250 --> 00:14:22.500
‫می‌دونی، راستش بیشتر نگرانِ افشاگری‌های
‫دیروزت هستیم

00:14:22.583 --> 00:14:24.000
‫«افشاگری‌ها»؟

00:14:25.583 --> 00:14:26.583
‫چی گفتم؟

00:14:27.250 --> 00:14:29.625
‫مثلاً این که تو و گریر رابطه دارید؟

00:14:29.708 --> 00:14:33.541
‫- اوه، خب...
‫- ما شما رو زوج بی‌نقص معرفی کردیم

00:14:34.125 --> 00:14:36.708
‫که مناسب این کارید

00:14:36.791 --> 00:14:40.375
‫ولی رابطه‌ی بی‌نقص متفاوتی نداشتین

00:14:40.458 --> 00:14:41.458
‫ممنون

00:14:43.416 --> 00:14:44.416
‫رابطه‌ی بی‌نقص؟

00:14:45.250 --> 00:14:46.250
‫آره

00:14:48.916 --> 00:14:52.583
‫اوه، اون خسته به نظر نمیاد؟
‫تگ، باید استراحت کنی

00:14:52.666 --> 00:14:53.958
‫

00:14:56.625 --> 00:14:57.750
‫آره

00:14:59.083 --> 00:15:00.083
‫ببخشید که مزاحم شدم

00:15:00.166 --> 00:15:04.083
‫مزاحم نشدی. من از بچه‌هام بعد اردوی مدرسه
‫جواب‌های درست‌تری گرفتم

00:15:04.166 --> 00:15:06.666
‫مأمورها این یارو رو از هواپیمای ملخی پیاده کردن

00:15:06.750 --> 00:15:08.750
‫اینجا رو ببین. آقای گراهام

00:15:10.166 --> 00:15:11.166
‫خوش اومدی

00:15:11.708 --> 00:15:14.708
‫نمی‌دونم اون چی بهتون گفته،
‫ولی من هیچ کاری نکردم.

00:15:14.791 --> 00:15:17.208
‫کارل، میشه لطفاً یه صندلی
‫برای آقای گراهام بیاری؟

00:15:17.291 --> 00:15:18.458
‫حتماً

00:15:18.541 --> 00:15:23.041
‫و می‌تونی بذاریش همین‌جا کنارِ خانم وینبری

00:15:26.000 --> 00:15:27.083
‫لطفاً بفرما بشین

00:15:27.916 --> 00:15:28.916
‫بفرمایید

00:15:29.541 --> 00:15:30.541
‫ممنون

00:15:31.166 --> 00:15:32.333
‫ممنون، کارل. می‌تونی بری

00:15:38.833 --> 00:15:42.458
‫من خیلی کنجکاوم بدونم...

00:15:44.541 --> 00:15:46.125
‫شما دوتا چطور همدیگه رو می‌شناسید

00:15:47.958 --> 00:15:48.958
‫ما همدیگه رو نمی‌شناسیم

00:15:50.041 --> 00:15:51.166
‫درسته؟

00:15:51.916 --> 00:15:58.833
‫پس چرا خانم وینبری به شوتر دیوال گفته
‫300 هزار دلار واسه شما واریز کنه؟

00:16:01.750 --> 00:16:04.208
‫خب، اون یه هدیه بود

00:16:05.791 --> 00:16:08.791
‫خیلی خب، چرا باید کسی
‫300 هزار دلار بهت هدیه بده؟

00:16:10.833 --> 00:16:13.000
‫چون خیلی محترمانه ازش خواستم

00:16:15.041 --> 00:16:16.916
‫تو نمی‌دونی توی چه هچلی افتادی، برودریک

00:16:16.958 --> 00:16:18.958
‫اوه، اینجا رو ببین.
‫ما همدیگه رو می‌شناسیم.

00:16:19.916 --> 00:16:21.791
‫می‌خوام یه چیزی رو خیلی واضح بگم

00:16:22.541 --> 00:16:23.666
‫من از هیچکس اخاذی نکردم

00:16:23.750 --> 00:16:25.208
‫- خیلی خب
‫- بالأخره زبون باز کرد

00:16:25.291 --> 00:16:28.083
‫- خیلی خوشحالم که این رو بلند گفتی
‫- ممنون که روشنش کردی

00:16:28.125 --> 00:16:31.250
‫- من این رو یادداشت می‌کنم
‫- شنیدی؟ آره، یادداشت کن

00:16:31.333 --> 00:16:34.208
‫«از هیچکس اخاذی نکردم»

00:16:35.666 --> 00:16:37.000
‫- متوجه شدم
‫- خوب شد گفتی

00:16:37.791 --> 00:16:40.291
‫- اونا سرِ کارت گذاشتن
‫- اینطور فکر می‌کنی؟

00:16:43.666 --> 00:16:46.916
‫ما همه تحتِ استرس و فشار قابل توجهی بودیم

00:16:47.000 --> 00:16:50.500
‫به خاطر اون حادثه

00:16:50.583 --> 00:16:52.333
‫و عقب انداختن عروسی

00:16:52.416 --> 00:16:55.708
‫و به خاطر اون فشار،

00:16:55.791 --> 00:17:02.625
‫من تسلیم ضعفِ کاملاً انسانی
‫سوءمصرف الکل شدم

00:17:02.708 --> 00:17:03.541
‫و ماریجوانا

00:17:03.625 --> 00:17:06.333
‫- نه. اون...
‫- خیلی ساده نگهش می‌داریم

00:17:06.416 --> 00:17:07.625
‫الکل

00:17:07.708 --> 00:17:08.833
‫و؟

00:17:08.916 --> 00:17:10.083
‫و خانواده‌ام رو دوست دارم

00:17:10.166 --> 00:17:13.458
‫خانواده‌ام رو دوست دارم.
‫همسرم رو دوست دارم. زندگی‌مون رو دوست دارم.

00:17:13.541 --> 00:17:16.291
‫به همین خاطر تصمیمِ خیلی سختی گرفتم

00:17:16.375 --> 00:17:21.208
‫که چند هفته برای تفکر و بهبود پیدا کردن
‫به مرکزِ ترک اعتیاد پرامیسز مالیبو برم

00:17:21.291 --> 00:17:24.416
‫نه. اونجا ملموس نیست. مرکز نیو اِرا

00:17:24.500 --> 00:17:26.125
‫- همونی که توی نیو هیونـه؟
‫- آره

00:17:26.166 --> 00:17:27.666
‫نه، به هیچ وجه.
‫اونجا گُه‌دونیه!

00:17:27.750 --> 00:17:30.666
‫- باید قشنگ باشه
‫- نه، نه، نه. توماس

00:17:30.750 --> 00:17:33.541
‫گُه‌دونیه. من رفتم اونجا. آدم‌هاش بدن

00:17:33.625 --> 00:17:35.625
‫- مرکزِ ترک اعتیاده دیگه
‫- آره

00:17:35.708 --> 00:17:38.375
‫می‌تونم بهشون بگم میرم نیو هیون
‫و بعدش برم اونی که توی مالیبوئه؟

00:17:38.458 --> 00:17:40.041
‫- نه
‫- خیلی خب

00:17:42.750 --> 00:17:46.500
‫خب، فکر کنم شاید بهتره بدونِ نوشیدنی
‫توی دستت امتحانش کنی

00:17:46.583 --> 00:17:48.500
‫- فکرِ خوبیه
‫- این فکرِ خوبیه

00:17:48.583 --> 00:17:51.458
‫نمی‌خواستم وقتی انجامش میدم
‫نوشیدنی رو دستم بگیرم...

00:17:51.541 --> 00:17:53.916
‫- نه، می‌دونم، ولی وابستگی رو نشون میده
‫- باشه

00:17:55.291 --> 00:17:56.791
‫یه انتقاد سازنده‌ست

00:17:56.916 --> 00:18:01.666
‫ما همه به خاطر حادثه تحتِ استرس عاطفی
‫قابل توجهی بودیم

00:18:01.750 --> 00:18:03.000
‫به خاطر اون فشار،

00:18:03.083 --> 00:18:09.083
‫من تسلیم ضعفِ کاملاً انسانی
‫اعتیاد به الکل شدم

00:18:09.166 --> 00:18:12.083
‫و به خاطر اون، تصمیمِ خیلی سختی گرفتم

00:18:12.166 --> 00:18:16.041
‫که چند هفته‌ی آینده رو برای تفکر
‫و بهبود پیدا کردن در...

00:18:17.333 --> 00:18:19.541
‫مرکز نیو اِرا در نیو هیون بگذرونم

00:18:20.541 --> 00:18:22.708
‫- چند دفعه قراره...
‫- خیلی سخته

00:18:22.791 --> 00:18:24.250
‫عالیه. واقعاً خوبه

00:18:25.916 --> 00:18:26.916
‫هورا!

00:18:32.291 --> 00:18:33.291
‫صحیح

00:18:38.708 --> 00:18:40.166
‫می‌دونید می‌خوام چی رو بدونم؟

00:18:41.375 --> 00:18:43.916
‫اون چه آتویی از شما داره، خانم وینبری؟

00:18:43.958 --> 00:18:46.375
‫یعنی، اون می‌دونه که شما
‫مریت موناکو رو کشتید؟

00:18:46.458 --> 00:18:47.916
‫یا به اون پول دادید که انجامش بده؟

00:18:51.500 --> 00:18:53.708
‫- تو دختره رو کشتی؟
‫- خفه شو!

00:18:53.791 --> 00:18:56.041
‫نه، لطفاً خفه نشو، حرف بزن

00:18:56.833 --> 00:18:57.833
‫آره

00:18:59.041 --> 00:19:01.125
‫این یعنی من مصونیت می‌گیرم؟

00:19:03.916 --> 00:19:05.083
‫هان؟

00:19:05.166 --> 00:19:06.583
‫مصونیت لازم دارید؟

00:19:10.958 --> 00:19:11.958
‫لازم دارم؟

00:19:12.833 --> 00:19:13.708
‫هی، رئیس

00:19:13.791 --> 00:19:16.375
‫- شوتر دیوال و وکیلش بیرون هستن
‫- خیلی خب

00:19:16.458 --> 00:19:17.625
‫پای اون رو وسط نکشید

00:19:17.750 --> 00:19:19.416
‫- این قضیه ربطی به اون نداره
‫- مرسی

00:19:19.500 --> 00:19:20.750
‫واقعاً، فقط بذارید بره

00:19:20.833 --> 00:19:23.166
‫یکی باید بهمون بگه پوله واسه چیه

00:19:23.250 --> 00:19:25.750
‫اون نمی‌دونه واسه چیه.
‫من ازش قرض گرفتم.

00:19:25.833 --> 00:19:29.916
‫باید یه بدهی رو تسویه می‌کردم!
‫یه بدهیِ 300 هزار دلاری!

00:19:30.000 --> 00:19:33.500
‫چون این احمقِ بی‌شعور برادرِ منه

00:19:33.583 --> 00:19:35.000
‫اون معتاد به قماره

00:19:35.083 --> 00:19:39.083
‫من سال‌هاست که بدهی‌هاش رو میدم.
‫دلیلش اینه.

00:19:39.166 --> 00:19:41.333
‫به همین سادگی. تموم شد رفت

00:19:45.833 --> 00:19:47.000
‫اون برادرته؟

00:19:48.916 --> 00:19:51.583
‫چیه؟ شباهت رو نمی‌بینید؟

00:20:04.833 --> 00:20:06.708
‫خیلی خب، پس...

00:20:09.000 --> 00:20:12.666
‫ارتباطت با این باند ترکیه‌ای چیه؟

00:20:12.750 --> 00:20:14.916
‫- خدا می‌دونه
‫- من براشون یه چیزهایی جور می‌کنم

00:20:15.000 --> 00:20:17.416
‫چیه، پادوشون هستی؟
‫براشون قهوه‌ای چیزی می‌گیری؟

00:20:17.500 --> 00:20:19.208
‫- من پادوی هیچکس نیستم
‫- نه؟

00:20:19.291 --> 00:20:20.291
‫کارهای دیگه‌ای می‌کنم

00:20:20.375 --> 00:20:22.916
‫- نه، خواهش می‌کنم بهمون بگو
‫- خیلی خب

00:20:23.000 --> 00:20:26.833
‫خب، باند که نیست.
‫نمیشه بهشون گفت باند.

00:20:26.916 --> 00:20:29.333
‫به هر دلیلی،
‫اون بهشون 300 هزار دلار بدهکار بود،

00:20:29.416 --> 00:20:32.791
‫الان پرداخت شده،
‫پس امیدوارم قدردان باشه.

00:20:33.333 --> 00:20:37.458
‫و غیر از این سفرِ کوتاه
‫دیگه قرار نیست بیاد

00:20:37.541 --> 00:20:39.791
‫آره. بابتش خیلی ممنونم

00:20:40.458 --> 00:20:42.958
‫خب، اگه باند نیست، پس چیه؟

00:20:45.083 --> 00:20:49.083
‫یه جور گروهه، خب؟
‫یه جور سازمانه.

00:20:49.166 --> 00:20:51.083
‫از تبهکارها؟

00:20:51.166 --> 00:20:52.625
‫صحیح. خب، چی...

00:20:52.666 --> 00:20:57.958
‫شما به گروهی از افراد سازمان یافته
‫که تبهکاری می‌کنن چی می‌گید؟

00:21:02.291 --> 00:21:03.708
‫من هیچ حرفی ندارم

00:21:05.041 --> 00:21:07.583
‫- چی گفتی؟
‫- من هیچ حرفی ندارم

00:21:08.541 --> 00:21:09.583
‫چه عجب!

00:21:12.083 --> 00:21:13.166
‫خیلی خب. عه...

00:21:14.500 --> 00:21:16.625
‫گمونم این جمع و جورش می‌کنه

00:21:17.666 --> 00:21:19.916
‫- پس بلیتِ هواپیمای من چی میشه؟
‫- گوش کن...

00:21:20.750 --> 00:21:23.041
‫شانس آوردی که با دستبند
‫از اینجا بیرون نمیری

00:21:23.125 --> 00:21:24.291
‫خانم وینبری

00:21:25.208 --> 00:21:27.416
‫شما الان می‌تونید برید

00:21:27.500 --> 00:21:28.833
‫- ممنون
‫- من چی؟

00:21:28.916 --> 00:21:31.791
‫- می‌خواید اونم با خودم ببرم؟
‫- بله، لطفاً

00:21:37.041 --> 00:21:38.708
‫- ممنون که تشریف آوردید
‫- ممنون

00:21:41.166 --> 00:21:43.458
‫لعنتی!

00:21:47.041 --> 00:21:49.500
‫- من که انتظارش رو نداشتم. نه
‫- منم همینطور

00:21:49.583 --> 00:21:51.833
‫- برگشتیم سرِ خونه‌ی اول
‫- بخشکی شانس!

00:21:54.500 --> 00:21:58.958
‫- من میرم با شوتر دیوال حرف می‌زنم
‫- آره. آره

00:22:01.583 --> 00:22:04.833
‫از همکاری‌تون ممنونم، آقای دیوال

00:22:04.916 --> 00:22:09.416
‫خوشبختانه الان می‌تونید برید
‫و از امکاناتِ خوبِ جزیره‌مون لذت ببرید

00:22:09.500 --> 00:22:11.750
‫مرسی، ولی من قبلاً بارها به اینجا اومدم

00:22:11.833 --> 00:22:14.666
‫اوه، واقعاً؟
‫راه خیلی دوری به نظر میاد.

00:22:15.375 --> 00:22:16.375
‫از منهتن؟

00:22:17.125 --> 00:22:18.125
‫راستش نه

00:22:19.083 --> 00:22:22.000
‫- موفق باشی، کارل
‫- آره، تو هم همینطور

00:22:28.833 --> 00:22:32.041
‫این کلیپیه که الان بیشتر از همه
‫بازدید می‌گیره،

00:22:32.125 --> 00:22:34.250
‫که می‌خوام همه‌تون براش آماده باشید

00:22:34.333 --> 00:22:36.041
‫این زیاد بد نیست

00:22:38.916 --> 00:22:41.166
‫- عالی هم نیست
‫- می‌خواید یکم آواز خوندنش رو بشنوید؟

00:22:44.333 --> 00:22:45.583
‫- سلام؟
‫- گریر!

00:22:45.625 --> 00:22:46.750
‫- مامان!
‫- ما برگشتیم

00:22:46.750 --> 00:22:48.666
‫سلام

00:22:48.750 --> 00:22:49.583
‫همه چی روبراهه

00:22:49.666 --> 00:22:52.916
‫ایشون برودریک گراهام هستن

00:22:53.000 --> 00:22:55.625
‫برودریک، به همه سلام کن

00:22:55.708 --> 00:22:56.708
‫آره؟

00:22:57.625 --> 00:22:59.958
‫- سلام
‫- خب، این همون کسیه که زنگ زده بود

00:23:00.041 --> 00:23:01.416
‫آره

00:23:02.541 --> 00:23:04.000
‫این برادرمه

00:23:07.875 --> 00:23:09.875
‫اون اینجا چیکار می‌کنه؟

00:23:09.958 --> 00:23:11.833
‫- برادرت؟
‫- خدایا!

00:23:13.833 --> 00:23:17.666
‫- ببخشید، این یارو برادرته؟
‫- من اصلاً نمی‌دونستم برادر داری

00:23:17.750 --> 00:23:19.458
‫خب، نمی‌دونستید چون...

00:23:20.166 --> 00:23:22.125
‫من هیچوقت بهتون نگفتم

00:23:22.208 --> 00:23:23.708
‫البته. چرا باید بهشون می‌گفتی؟

00:23:23.791 --> 00:23:26.291
‫برودریک، خواهشاً زحمت نکش
‫و به تابلوی مونه نگاه نکن. فِیکه

00:23:26.916 --> 00:23:27.916
‫واقعاً؟

00:23:29.375 --> 00:23:31.125
‫دوست دارید ما بریم؟

00:23:31.208 --> 00:23:34.666
‫- به نظر میاد قضیه خانوادگیه...
‫- نه، نه، خواهش می‌کنم، اینید

00:23:34.750 --> 00:23:35.875
‫من برم طبقه‌ی بالا؟

00:23:35.958 --> 00:23:39.625
‫نه، نه، نه. نه، می‌خوام همه‌تون بمونید.
‫میشه لطفاً بشینید؟

00:23:39.708 --> 00:23:41.083
‫چیکار می‌کنی؟

00:23:41.166 --> 00:23:42.666
‫نوشیدنی بیارم؟

00:23:42.750 --> 00:23:44.375
‫عه، الان نه. شاید بعداً

00:23:45.875 --> 00:23:49.916
‫خب، قراره از پلیس‌ها شکایت کنیم؟
‫چون اونا نمی‌تونن همینجوری...

00:23:50.000 --> 00:23:51.416
‫میگن کارِ تو بوده؟

00:23:51.500 --> 00:23:53.500
‫اونا فکر نمی‌کردن من مریت رو کشتم

00:23:53.583 --> 00:23:59.375
‫فکر می‌کردن من یه آدمکش استخدام کردم
‫که مریت رو بکشه

00:24:04.250 --> 00:24:05.250
‫که این کارو نکرده بودم

00:24:05.375 --> 00:24:06.750
‫- البته
‫- البته که همچین کاری نکردی

00:24:06.791 --> 00:24:09.583
‫- عزیزم، من فقط...
‫- البته که همچین کاری نکردی. فقط...

00:24:09.666 --> 00:24:12.208
‫عزیزم، من... یه نقشه‌ای هست

00:24:12.291 --> 00:24:14.833
‫عه... بری و سینتیا یه بیانیه نوشتن...

00:24:14.916 --> 00:24:17.166
‫- هایسینت و برد
‫- «بری» خوبه

00:24:18.291 --> 00:24:20.833
‫یه بیانیه نوشتن که می‌خوام بخونم

00:24:20.916 --> 00:24:22.958
‫من میرم بازپروری و
‫همه چی درست میشه...

00:24:23.041 --> 00:24:26.500
‫اون میره بازپروری و بعدش ما
‫این قضیه‌ی پلیس رو پیگیری می‌کنیم

00:24:26.583 --> 00:24:28.375
‫شهر کوچیک، پلیس هم که
‫عشق شهرت. ردیفه

00:24:28.416 --> 00:24:33.291
‫همه چی درست میشه.
‫همه چی دوباره مثل قبل میشه.

00:24:33.375 --> 00:24:34.416
‫هممم!

00:24:34.500 --> 00:24:37.291
‫نه، همه چی مثل قبل نمیشه

00:24:37.375 --> 00:24:40.041
‫من مثل قبل نمیشم

00:24:40.125 --> 00:24:43.375
‫چون واقعاً، زندگیم
‫سراسر دروغ بوده، مگه نه؟

00:24:43.416 --> 00:24:45.541
‫من خیلی بهتر و جالب‌تر از این حرفام، مگه نه؟

00:24:45.625 --> 00:24:47.500
‫داری پیاز داغش رو زیاد می‌کنی

00:24:47.583 --> 00:24:49.833
‫نه، تهدید بود، تگ.
‫تهدید بود.

00:24:49.916 --> 00:24:52.083
‫خیلی‌خب بچه‌ها، الان شمشیر رو از رو بستم

00:24:52.166 --> 00:24:55.875
‫من و پدرتون توی افتتاحیه‌ی گالری
‫با هم آشنا نشدیم

00:24:55.958 --> 00:24:58.750
‫- توی یه بار آشنا شدیم
‫- چیکار داری می‌کنی؟

00:24:58.833 --> 00:25:01.375
‫چیکار می‌کنم؟ دارم کار دردناک،
‫در عین حال لازم رو انجام میدم

00:25:01.458 --> 00:25:03.916
‫خب، من و تام هم توی بار آشنا شدیم

00:25:04.000 --> 00:25:06.416
‫من توی یه بار کار می‌کردم

00:25:06.500 --> 00:25:10.375
‫- من، هر از گاهی توی یه هتل کار می‌کردم
‫- مطمئنی می‌خوای این قصه رو جلوی...

00:25:10.416 --> 00:25:13.041
‫- آره. می‌خوام بگم
‫- مادرتون اهل جایی بود که

00:25:13.125 --> 00:25:15.208
‫فرصت‌های زیادی نبود

00:25:15.291 --> 00:25:16.958
‫پس مجبور بود کار کنه

00:25:17.041 --> 00:25:20.041
‫خیلی سخت کار می‌کرد تا
‫از پس هزینه‌های خودش بر بیاد

00:25:20.125 --> 00:25:25.416
‫هزینه‌های کل خانواده‌ام، همیشه
‫همینطور بوده و هنوزم هست

00:25:25.500 --> 00:25:29.125
‫ولی بگذریم، برگردیم سر بحث.
‫من بیزنسی بودم. (معنی دوم: همراه)

00:25:29.208 --> 00:25:33.041
‫- یه همراهِ درجه یک...
‫- در ازای پول با مردها رابطه داشتم

00:25:33.125 --> 00:25:37.375
‫برادرم مشتری‌ها رو مدیریت می‌کرد و
‫پدرتون یکی از اون مردها بود

00:25:37.416 --> 00:25:40.416
‫- حالم به هم خورد لامصب
‫- وای خدا

00:25:47.458 --> 00:25:48.583
‫من پول ندادم

00:25:49.791 --> 00:25:52.500
‫- بیخیال، تگ
‫- خب، اصولاً دفعه‌ی اول...

00:25:52.583 --> 00:25:54.083
‫- آره. پول داد؟
‫- داد

00:25:54.166 --> 00:25:56.250
‫- آره. پول دادی. سه بار
‫- پول دادی، رفیق

00:25:56.375 --> 00:25:57.375
‫سه دفعه!

00:25:57.416 --> 00:26:00.416
‫خب؟ و حالا خرج همه چی رو من میدم

00:26:00.500 --> 00:26:03.125
‫- چه غلطی داری می‌کنی؟!
‫- چه اهمیتی داره؟ چون...

00:26:03.125 --> 00:26:05.708
‫- اینجا خونه‌مونـه!
‫- نه، می‌خوام فیلم بگیرن

00:26:05.791 --> 00:26:09.541
‫خواهش می‌کنم، پیامک بده، بنویس، هر کاری
‫می‌خوای بکن، چون دیگه اینطوری زندگی نمی‌کنم

00:26:09.625 --> 00:26:12.541
‫دیگه با ترس لو رفتن زندگی نمی‌کنم.
‫حالی‌تونـه؟

00:26:12.625 --> 00:26:16.500
‫دیگه با گندکاری تو زندگی نمی‌کنم.
‫دیگه برات لاپوشونی نمی‌کنم.

00:26:16.583 --> 00:26:19.916
‫دیگه با غرور و مزخرفات کاری ندارم.
‫وسلام.

00:26:20.000 --> 00:26:21.416
‫شنیدی؟ تموم

00:26:21.500 --> 00:26:27.291
‫دیگه قرار نیست مشکلات همه رو حل کنم!

00:26:28.041 --> 00:26:29.250
‫من دیگه نیستم!

00:26:30.250 --> 00:26:34.625
‫دیگه از زندگی با دروغ خسته شدم.
‫پس، همین و بس.

00:26:35.791 --> 00:26:36.791
‫آخی!

00:26:37.666 --> 00:26:38.916
‫حالا بهتر شد

00:26:47.208 --> 00:26:50.208
‫و به هر سؤالی که شما پسرها داشته باشید

00:26:50.291 --> 00:26:53.541
‫توی آشپزخونه و حین خوردن چایی جواب میدم

00:26:56.875 --> 00:26:58.791
‫و یه کتاب از این قصه نوشتم، اینید

00:26:58.875 --> 00:27:01.958
‫این مدت داشتم روش کار می‌کردم و
‫قراره بی‌نظیر بشه

00:27:04.208 --> 00:27:06.750
‫البته که کتابش هست.
‫همیشه یه کتاب کوفتی هست.

00:27:06.833 --> 00:27:08.708
‫- یا خدا!
‫- خیلی‌خب

00:27:10.416 --> 00:27:11.708
‫میشه موبایلم رو پس بدی؟

00:27:12.958 --> 00:27:14.625
‫باید باهات حرف بزنم

00:27:16.375 --> 00:27:17.583
‫چیه؟

00:27:17.666 --> 00:27:19.958
‫ببخشید. گفتی می‌خوای خوراکی بیاری؟

00:27:28.083 --> 00:27:30.083
‫باید یه لحظه باهات حرف بزنم، خب؟

00:27:30.166 --> 00:27:31.166
‫باشه

00:27:33.166 --> 00:27:37.083
‫خب، همین امروز مامانت بهم گفت که
‫سه تا قرص با خودش آورده بوده اینجا

00:27:38.291 --> 00:27:39.291
‫چه قرصی؟

00:27:40.750 --> 00:27:41.750
‫اونا...

00:27:42.416 --> 00:27:43.708
‫واسه مرگِ خود خواسته و راحت هستن

00:27:44.958 --> 00:27:46.750
‫- پدر، چه غلطا؟
‫- می‌دونم. می‌دونم. می‌دونم

00:27:46.833 --> 00:27:48.333
‫یکی از قرص‌ها گم شده

00:27:49.333 --> 00:27:52.583
‫مامان همه جا رو گشت و
‫گفت نتونسته پیداش کنه

00:27:55.875 --> 00:27:57.625
‫فقط همونی که به من گفتی رو بهشون بگو

00:27:59.958 --> 00:28:06.875
‫من...تا همین امروز خبر نداشتم که
‫مریت قرص باربیتورات مصرف کرده

00:28:06.958 --> 00:28:11.583
‫من...این سه تا قرص رو توی
‫کیف آرایشم با خودم آوردم

00:28:11.666 --> 00:28:15.708
‫یجورایی برام سوپاپ اطمینان روانی
‫بودن، محض احتیاط اگه...

00:28:17.208 --> 00:28:18.666
‫یهویی اوضاع بی‌ریخت شد

00:28:18.750 --> 00:28:20.958
‫خیلی حواسش به قرص‌ها بوده، سرکار

00:28:21.041 --> 00:28:23.666
‫از بقیه‌ی داروها جدا گذاشته بودش

00:28:23.750 --> 00:28:25.666
‫گذاشته بودم‌شون توی این جیب کوچیکه

00:28:25.750 --> 00:28:27.583
‫- و سه تا بودن
‫- جیب کوچیکه

00:28:27.625 --> 00:28:29.041
‫ولی وقتی نگاه کردم...

00:28:32.250 --> 00:28:33.416
‫فقط دو تا بودن

00:28:34.708 --> 00:28:37.541
‫اون‌وقت دیگه چه کسی به
‫داروهاتون دسترسی داشته؟

00:28:37.625 --> 00:28:39.500
‫- هیچکس
‫- همه

00:28:39.500 --> 00:28:40.583
‫همه؟

00:28:44.500 --> 00:28:45.500
‫چیه؟

00:28:46.083 --> 00:28:47.083
‫رولت

00:28:48.916 --> 00:28:50.041
‫رولتِ؟ قرص

00:28:51.083 --> 00:28:52.791
‫رولت؟ یعنی چی؟

00:28:52.875 --> 00:28:56.041
‫- برادرش، توماس...
‫- برادرم توماس...

00:28:56.166 --> 00:28:58.500
‫- قرص می‌دزده
‫- همیشه‌ی خدا قرص کش میره

00:28:58.583 --> 00:29:01.291
‫خب، این قرص‌ها دقیقاً چی هستن، خانم ساکس؟

00:29:03.916 --> 00:29:05.333
‫پنتوباربیتال هستن

00:29:06.375 --> 00:29:08.041
‫ولی فقط یه قرص اونو نمی‌کُشت

00:29:08.625 --> 00:29:10.208
‫ولی کله‌پاش می‌کرد

00:29:10.291 --> 00:29:12.166
‫این قرص‌ها رو از کجا گیر آوردید؟

00:29:16.500 --> 00:29:19.375
‫یه مرد جوان توی گروه
‫حمایتی سرطان برام جورشون کرد

00:29:20.000 --> 00:29:21.375
‫هر سه تا رو که با هم بندازی...

00:29:27.583 --> 00:29:29.250
‫- که اینطور
‫- خیلی‌خب، ممنون

00:29:29.333 --> 00:29:31.875
‫- بله، خیلی ممنون که وقت گذاشتید
‫- خیلی ممنون

00:29:36.416 --> 00:29:39.458
‫طوری نیست، مامان.
‫تقصیر تو نیست.

00:29:41.208 --> 00:29:42.208
‫تقصیر تو نیست

00:29:42.750 --> 00:29:43.916
‫ای عوضی

00:29:45.083 --> 00:29:48.916
‫از مامانِ رو به موتم قرص می‌دزدی و
‫میدی به بهترین دوستم و

00:29:49.000 --> 00:29:50.708
‫- اون میفته می‌میره؟
‫- چـی؟!

00:29:50.791 --> 00:29:53.666
‫اصلاً می‌دونی چه عوضی آشغالی هستی؟

00:29:53.750 --> 00:29:55.333
‫- چی کار کرده؟
‫- نزن

00:29:55.416 --> 00:29:59.541
‫منظورم بازی رولتِ قرصـه،
‫معتاد قرص‌دزد مُفنگی!

00:29:59.625 --> 00:30:01.208
‫- کافیه
‫- خیلی‌خب، بسه!

00:30:01.291 --> 00:30:04.375
‫توماس، می‌خوایم باهات حرف بزنیم.
‫باهامون بیا پاسگاه.

00:30:04.458 --> 00:30:05.791
‫البته. با کمال میل. بریم

00:30:05.875 --> 00:30:08.166
‫فقط این عفریته‌ی روانی رو ازم دور کنید

00:30:11.291 --> 00:30:12.708
‫- تو خوبی؟
‫- دارمش

00:30:14.291 --> 00:30:17.000
‫- چیکار کرده؟
‫- شوهرت یه عوضی کثافته!

00:30:26.833 --> 00:30:29.083
‫حالت چطوره؟

00:30:30.291 --> 00:30:32.125
‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم ببینمش

00:30:35.875 --> 00:30:37.625
‫دیگه نمی‌تونم باهاش حرف بزنم

00:30:42.041 --> 00:30:44.208
‫دیگه نمی‌تونم بهش بگم چه آشغالی‌ام

00:30:44.291 --> 00:30:49.291
‫آهای، درمورد خودت اینطوری حرف نزن

00:30:52.083 --> 00:30:57.166
‫این فکر از سرم نمیره که
‫یجورایی مقصر این قضایا منم

00:30:59.541 --> 00:31:03.000
‫می‌دونی، من می‌دونستم بیماری مادرت وخیمـه

00:31:03.708 --> 00:31:07.625
‫می‌دونستم چقدر دودل هستی،
‫ولی بازم ازت خواستگاری کردم

00:31:12.041 --> 00:31:14.916
‫و بعدش، می‌دونی، بعد اینکه تو و...

00:31:16.750 --> 00:31:21.833
‫واقعاً می‌خواستم روت این برچسب رو بزنم:
‫«زنی که بهم دروغ گفت»

00:31:23.708 --> 00:31:27.000
‫ولی حقیقت اینـه که، تو بُعد مثبت هم خیلی داری

00:31:28.291 --> 00:31:31.125
‫تو «زنی که الهام‌بخشم بود،

00:31:31.791 --> 00:31:34.708
‫زنی که طوری منو خندوند که کم مونده بود
‫نوشابه بپره توی گلوم و خفه بشم»

00:31:36.708 --> 00:31:37.875
‫«زنی که واقعاً...

00:31:40.000 --> 00:31:41.791
‫از ته دل دوستش داشتم»

00:31:48.250 --> 00:31:53.125
‫تو که...گمونم اینو نمی‌خوای؟
‫بهتره بذاریم همینجا بمونه

00:31:56.333 --> 00:31:57.333
‫باشه

00:32:00.916 --> 00:32:02.416
‫تنهات می‌ذارم که خلوت کنی

00:32:46.250 --> 00:32:47.375
‫اووه!

00:32:52.208 --> 00:32:53.208
‫عالی

00:32:57.416 --> 00:32:59.375
‫آره، من قرصش رو برداشتم

00:32:59.458 --> 00:33:02.166
‫من از همه قرص کش میرم.
‫این جرمـه؟

00:33:02.250 --> 00:33:03.416
‫آره!

00:33:04.208 --> 00:33:07.250
‫اوه!

00:33:10.083 --> 00:33:11.875
‫خب من هیچ کاری باهاش نکردم، پس...

00:33:11.958 --> 00:33:14.000
‫خب شاید مریت کرده،
‫بعد اینکه تو بهش دادی

00:33:14.083 --> 00:33:17.166
‫چرا باید بدمش به مریت؟
‫فکر می‌کردم اکسی‌کدون‌ـه

00:33:19.375 --> 00:33:20.916
‫نگهش داشتم واسه خودم

00:33:21.000 --> 00:33:23.250
‫خیلی‌خب، باهاش چیکار کردی؟
‫کجا گذاشتیش؟

00:33:23.333 --> 00:33:24.333
‫نمی‌دونم

00:33:27.083 --> 00:33:31.500
‫ببین، اون توی منزل والدینت مُرده

00:33:31.583 --> 00:33:34.166
‫و اگه بتونیم اثبات کنیم که
‫به خاطر سهل‌انگاری تو

00:33:34.166 --> 00:33:36.916
‫پنتوباربیتال وارد جریان خونش شده،

00:33:37.000 --> 00:33:40.833
‫اون‌وقت نه تنها پای خودت،
‫بلکه پای والدینت هم گیره

00:33:40.916 --> 00:33:43.875
‫و بعید می‌دونم ازتون شکایت نشه،

00:33:43.958 --> 00:33:47.458
‫مخصوصاً اگه قوم و خویشی داشته باشه که
‫چشمشون دنبال چند قرون پول باشه

00:33:47.541 --> 00:33:51.958
‫غافلگیر میشی که بفهمی
‫ملت چقدر سریع از مرگِ

00:33:52.583 --> 00:33:56.416
‫یه پسرعمو یا خواهرزاده‌ای که
‫باهاش ارتباط نداشتن ناراحت میشن

00:33:56.500 --> 00:33:58.875
‫وقتی می‌فهمن پای چند میلیون دلار پول وسطـه

00:34:00.750 --> 00:34:01.750
‫همممم

00:34:05.208 --> 00:34:06.208
‫ایزابل

00:34:07.708 --> 00:34:09.750
‫- چیه؟
‫- وای، عن توش!

00:34:11.041 --> 00:34:12.041
‫چیه؟

00:34:12.666 --> 00:34:15.500
‫- ایزابل چی؟
‫- وای، عن توش

00:34:15.583 --> 00:34:17.833
‫آره، همه‌اش تقصیر منـه

00:34:18.833 --> 00:34:22.958
‫خب، پدرم مریت رو یه مقدار...

00:34:23.958 --> 00:34:24.791
‫حامله کرده بود

00:34:24.875 --> 00:34:28.083
‫و می‌خواست بچه رو نگه داره. خب؟

00:34:28.166 --> 00:34:33.833
‫پس من هم کاری رو کردم که
‫هر پسر خوبی می‌کنه و سعی کردم

00:34:35.583 --> 00:34:38.166
‫ماجرا رو حل و فصل کنم

00:34:41.208 --> 00:34:43.625
‫پس... کاری که کردم این بود

00:34:49.000 --> 00:34:50.416
‫اسلحه‌ی پدربزرگم رو برداشتم

00:34:50.500 --> 00:34:51.541
‫چی؟

00:34:51.625 --> 00:34:54.291
‫و بعدش مریت رو توی ساحل پیدا کردم

00:34:54.375 --> 00:34:55.375
‫فقط گوش کنید

00:34:56.791 --> 00:34:57.791
‫وای خدا

00:35:00.250 --> 00:35:04.166
‫خلاصه، قرار بود فقط یه‌کم بترسونمش

00:35:04.250 --> 00:35:07.375
‫فقط بهش بگم «از شر اون بچه خلاص شو»

00:35:09.083 --> 00:35:10.083
‫ولی بعدش،

00:35:11.250 --> 00:35:12.541
‫عذاب وجدان گرفتم، پس...

00:35:13.958 --> 00:35:15.291
‫- توماس؟
‫- وای، عن توش

00:35:16.958 --> 00:35:19.916
‫تصمیم گرفتم برم خونه و بخوابم

00:35:23.916 --> 00:35:25.833
‫دارم بهتون میگم، کار اون بوده

00:35:26.750 --> 00:35:28.291
‫همیشه از جاساز قرص‌هام کش میره

00:35:28.375 --> 00:35:30.291
‫و تازه با مریت یه نوشیدنی خورده بود

00:35:30.375 --> 00:35:33.708
‫آره، ولی چرا باید ایزابل بخواد
‫مریت رو به قتل برسونه؟

00:35:33.833 --> 00:35:34.833
‫پول

00:35:35.875 --> 00:35:37.458
‫پول دیگه!

00:35:37.541 --> 00:35:38.583
‫آ...

00:35:38.666 --> 00:35:42.833
‫ببینید، من بهش حدوداً دو،
‫دو و نیم میلیون دلاری بدهکارم

00:35:43.375 --> 00:35:49.208
‫اون می‌دونه وقتی کوچیک‌ترین برادرم 18 سالش
‫بشه، سپرده بانکی و سهم ارثم بهم می‌رسه

00:35:49.291 --> 00:35:50.333
‫طبق وصیت‌نامه

00:35:50.416 --> 00:35:53.750
‫حالا، اگه پدرم و مریت بچه‌دار می‌شدن،

00:35:54.916 --> 00:35:57.333
‫زمان دسترسی به میراث به طور خودکار
‫از اول شروع میشه

00:35:58.041 --> 00:36:01.916
‫و هیچکس تا 18 سال آینده
‫نمی‌تونه به اون پول دست بزنه

00:36:02.666 --> 00:36:05.416
‫بعلاوه، باید به جای سه قسمت
‫به چهار قسمت تقسیمش کنیم

00:36:05.500 --> 00:36:07.416
‫پس خودتون حساب‌کتاب کنید، نابغه‌ها

00:36:10.041 --> 00:36:12.125
‫دو و نیم میلیون دلار

00:36:13.625 --> 00:36:15.833
‫من هم شاید واسه همچین پولی آدم بکُشم

00:36:20.541 --> 00:36:23.833
‫اگه تونستید موبایلم و یه نوشابه بهم بدید

00:36:31.833 --> 00:36:34.375
‫نکنه اسکل شدید؟

00:36:36.416 --> 00:36:38.458
‫مدرک‌تون اینـه؟

00:36:39.750 --> 00:36:42.250
‫مثل خلافکارها منو کِشوندید اینجا

00:36:42.333 --> 00:36:46.666
‫چون با نوشیدنیم قرص زاناکس قاطی کردم؟

00:36:52.125 --> 00:36:54.916
‫شما توی هر گوشه‌ای سرک می‌کشید

00:36:57.583 --> 00:36:59.583
‫جز اون گوشه‌ای که باید بررسیش کنید

00:37:00.166 --> 00:37:05.708
‫در حالی که بقیه‌مون نشستیم و
‫کتاب‌های فرودگاه رو می‌خونیم

00:37:07.291 --> 00:37:08.958
‫گوشه‌ای که باید بررسی کنیم؟

00:37:09.041 --> 00:37:13.291
‫گفتی توی هر گوشه‌ای سرک می‌کشیم
‫جز اونجایی که لازمه؟

00:37:13.375 --> 00:37:15.333
‫منظورم اینـه که...

00:37:15.416 --> 00:37:17.416
‫چرا من باید به خاطر پول کسی رو بکُشم؟

00:37:19.125 --> 00:37:20.125
‫نگاهم کنید

00:37:21.666 --> 00:37:22.666
‫خدایی

00:37:25.833 --> 00:37:28.875
‫من یه مقدار پول به توماس دادم

00:37:29.458 --> 00:37:31.916
‫پول خیلی زیادی بهش دادم

00:37:32.000 --> 00:37:39.000
‫ولی هر خری که خیال کنه یکی مثل توماس
‫قراره پولش رو پس بده، احمقـه

00:37:39.833 --> 00:37:41.458
‫نه؟ هان؟

00:37:42.541 --> 00:37:46.000
‫زن‌های زیبا برای پول و رابطه آدم نمی‌کُشن

00:37:46.708 --> 00:37:49.583
‫لب تر کنن این چیزها در اختیارشونـه

00:37:49.666 --> 00:37:52.875
‫زن‌ها برای قدرت و موقعیت آدم می‌کُشن

00:37:52.958 --> 00:37:55.916
‫واسه ادب کردن یه مرد آدم می‌کُشن

00:37:56.916 --> 00:38:00.625
‫تو هم هدفت همین بود؟
‫تگ رو ادب می‌کردی؟

00:38:01.625 --> 00:38:02.500
‫من؟

00:38:02.583 --> 00:38:05.000
‫وقتی اون مُرد، حتی من اونجا نبودم

00:38:06.291 --> 00:38:07.583
‫خب کجا بودی؟

00:38:22.750 --> 00:38:26.875
‫میشه این گفتگو با خدمتکار رو
‫با من نگاه کنید؟

00:38:32.083 --> 00:38:33.083
‫خانم اَبی؟

00:38:33.750 --> 00:38:37.083
‫من برای اون کار نمی‌کنم،
‫ولی همچنان بهم امر و نهی می‌کنه

00:38:37.708 --> 00:38:40.666
‫دیشب آقای توماس حتی
‫توی تخت‌خوابش نخوابید

00:38:41.791 --> 00:38:46.375
‫خیلی‌خب. اَبی بهم گفته بود که
‫تامی توی تخت‌خوابش خوابیده

00:38:46.458 --> 00:38:50.708
‫و الان تأیید کردیم که ایزابل و توماس
‫توی هتل «سند دالر» بودن

00:38:50.791 --> 00:38:52.666
‫به نظر هم نمی‌اومد که قراره بره خونه پیش زنش

00:38:52.750 --> 00:38:55.666
‫آره، ولی اَبی مشخصاً دروغ گفته

00:38:56.333 --> 00:38:59.791
‫شاید خجالت می‌کشیده که شوهرش
‫رابطه‌ی خارج از ازدواج داره

00:38:59.875 --> 00:39:00.875
‫نه

00:39:01.625 --> 00:39:03.250
‫نه، بزرگ‌تر از این حرفاست

00:39:03.333 --> 00:39:04.958
‫خیلی‌خب، صبر کنید. بازم هست

00:39:05.041 --> 00:39:06.125
‫ولی بازم،

00:39:07.541 --> 00:39:09.041
‫«ملافه‌هام رو بشور، گوشیا»

00:39:09.125 --> 00:39:11.000
‫«شلوارم رو بشور، گوشیا»

00:39:11.083 --> 00:39:13.125
‫«لیوان آبم رو بشور، گوشیا»

00:39:13.958 --> 00:39:19.083
‫«لیوان آبم رو با آب داغ بشور، گوشیا»

00:39:22.375 --> 00:39:24.583
‫بهش گفتم لیوان رو شستم

00:39:28.458 --> 00:39:30.166
‫ولی نشسته بودمش

00:39:32.291 --> 00:39:35.625
‫خب، صبح روزی که جسد رو پیدا کردن،

00:39:36.375 --> 00:39:39.791
‫داشتم توی آشپزخونه با اَبی حرف می‌زدم و
‫اون داشت یه لیوان می‌شست

00:39:40.583 --> 00:39:42.708
‫و به نظر خیلی مضطرب بود

00:39:50.791 --> 00:39:52.750
‫ممکنه همون لیوانی باشه که
‫پنتوباربیتال توش بوده؟

00:39:55.208 --> 00:39:58.708
‫انگیزه‌ای که توماس شرح داد،
‫از همه بیشتر با عقل جور در میاد

00:39:58.791 --> 00:39:59.708
‫- پول
‫- پول

00:39:59.791 --> 00:40:02.083
‫چون وقتی پای امثال اینا وسط باشه،
‫همیشه مسئله پولـه

00:40:02.166 --> 00:40:03.000
‫صحیح

00:40:03.083 --> 00:40:06.333
‫پس پزشکی قانونی چیزی از اون لیوان در نمیاره

00:40:06.416 --> 00:40:09.875
‫اون ماده که روی ساقه‌ی موهاش بوده چی؟
‫گلیسرین بوده؟

00:40:16.166 --> 00:40:19.166
‫« گزارش پزشکی قانونی: م.موناکو »

00:40:19.166 --> 00:40:20.375
‫لعنت به من

00:40:23.000 --> 00:40:24.375
‫الان من بازداشتم؟

00:40:26.291 --> 00:40:29.708
‫آهای، من الان واقعاً بازداشت شدم؟

00:40:29.791 --> 00:40:32.833
‫من بازداشت شدم یا
‫می‌تونم برم یه چیزی بخورم؟

00:40:32.958 --> 00:40:34.458
‫میشه یکی به زنم زنگ بزنه؟

00:40:37.166 --> 00:40:38.333
‫آ...

00:40:40.000 --> 00:40:44.458
‫مادرشوهر دوستم غول لوازم آرایشی کُره‌ایـه

00:40:44.541 --> 00:40:47.333
‫پوستش محشره

00:40:47.416 --> 00:40:51.666
‫چون اونجا، اجازه‌ی استفاده از پوستِ
‫ختنه‌گاه نوزاد و جفتِ جنین گاو رو دارن

00:40:52.333 --> 00:40:53.500
‫خیلی نامردیـه

00:41:02.541 --> 00:41:04.375
‫- سلام
‫- سلام

00:41:05.416 --> 00:41:09.291
‫دیگه از کارش چیزی نمونده،
‫فقط یه سری کاغذ بازی

00:41:09.375 --> 00:41:13.208
‫خوبه. گمونم به قدر کافی بوی
‫اسپری خوش‌بو کننده رفت توی دماغ‌مون

00:41:13.291 --> 00:41:15.791
‫آره. من هم به ماست ویار داشتم

00:41:15.875 --> 00:41:16.958
‫پیف پیف!

00:41:17.958 --> 00:41:21.041
‫کسی توی پنجاه متریم ماست
‫باز می‌کرد، حالم بد می‌شد...

00:41:25.791 --> 00:41:27.791
‫خب...

00:41:30.041 --> 00:41:34.583
‫می‌دونستی ایزابل نالی
‫به توماس وام داده؟

00:41:36.125 --> 00:41:38.708
‫می‌دونستم اون سرمایه‌گذاریش رو مدیریت می‌کنه

00:41:38.791 --> 00:41:41.375
‫ولی اگه ایزابل اسمش رو می‌ذاره وام، اوکیه

00:41:41.458 --> 00:41:44.958
‫نه، نه، راستش توماس خودش گفت وام، ولی آره

00:41:45.500 --> 00:41:48.166
‫گمونم بالای دو میلیون دلار بهش بدهکاره

00:41:49.041 --> 00:41:51.416
‫من زیاد درگیر مسائل مالی نمیشم

00:41:51.500 --> 00:41:52.500
‫صحیح

00:41:52.583 --> 00:41:56.625
‫قرص‌هاش رو برمی‌داره، همیشه
‫می‌زنه به جاسازش. یا خدا!

00:41:56.708 --> 00:41:58.250
‫همیشه سرش توی همه‌چیزه

00:41:59.083 --> 00:42:02.375
‫قرص‌های تام، نوشیدنی تگ،
‫ازدواج گریر

00:42:03.333 --> 00:42:05.666
‫به نظرت ایزابل داشته سر تگ کِرم می‌ریخته؟

00:42:05.750 --> 00:42:08.333
‫گمونم به هر دری می‌زنه که
‫یه چیزی دستش رو بگیره

00:42:08.416 --> 00:42:11.583
‫حتی اگه احیاناً اون پول
‫مال یکی دیگه هم باشه...

00:42:12.625 --> 00:42:13.708
‫حیف شد

00:42:13.791 --> 00:42:14.875
‫آره

00:42:15.541 --> 00:42:16.875
‫آره، اون...

00:42:17.666 --> 00:42:20.375
‫اگه مادرم بود، از کلمه‌ی
‫«بی‌بند و بار» استفاده می‌کرد

00:42:20.458 --> 00:42:23.708
‫خب، از نظر من فاحشگی خجالت نداره

00:42:24.333 --> 00:42:25.333
‫ولی...

00:42:26.083 --> 00:42:27.458
‫محاله سالم باشه

00:42:30.208 --> 00:42:33.583
‫آره، آره. خانم‌ها، مواظب باشید
‫شلوار شوهرتون دو تا نشه...!

00:42:33.666 --> 00:42:35.833
‫چه خوب که اون شب
‫شوهرت اومد پیشت خوابید

00:42:36.791 --> 00:42:37.958
‫- توماس؟
‫- آره

00:42:38.958 --> 00:42:41.125
‫- سلام عزیزم
‫- عه! اومد

00:42:41.958 --> 00:42:43.541
‫آره، آره

00:42:43.625 --> 00:42:46.375
‫اون روز گفتی ساعت 10:30 رفتی توی تخت

00:42:46.458 --> 00:42:47.958
‫چند باری بیدار شدی و

00:42:48.000 --> 00:42:50.375
‫یه بارش موقعی بود که توماس اومد روی تخت

00:42:50.458 --> 00:42:52.833
‫- اوهوم. آره
‫- درسته. باشه

00:42:52.958 --> 00:42:55.125
‫- خیلی‌خب
‫- از دیدنت خوشحال شدم

00:42:55.208 --> 00:42:57.625
‫- حاضری؟
‫- آره. بیا گورمون رو از اینجا گم کنیم

00:42:57.708 --> 00:42:59.291
‫بوی گند بیکن میاد

00:43:00.041 --> 00:43:01.208
‫باشه

00:43:01.750 --> 00:43:04.541
‫کلِ روز هیچ بهم ندادن بخورم

00:43:04.625 --> 00:43:06.166
‫باورت میشه لعنتی؟

00:43:14.750 --> 00:43:17.083
‫- به خاطر پول ارث و میراث
‫- درسته

00:43:17.166 --> 00:43:20.625
‫- و تو به زودی 18 سالت میشه
‫- چی داره میگه؟ کار ایزابل بوده؟

00:43:20.708 --> 00:43:23.916
‫توماس روی پول ارث حساب کرده بود

00:43:24.000 --> 00:43:27.000
‫تا پولی که ایزابل بهش وام داده بود رو پس بده

00:43:27.791 --> 00:43:31.708
‫ولی این اتفاق فقط وقتی میفته که
‫ویل 18 سالش بشه

00:43:31.791 --> 00:43:33.875
‫که همین چند هفته‌ی دیگه‌ست

00:43:33.958 --> 00:43:36.375
‫- خب، تولدت کِیه؟
‫- نهم آگوست

00:43:36.458 --> 00:43:38.875
‫- آره. خب...
‫- چرا تولدم رو نمی‌دونه؟

00:43:38.958 --> 00:43:41.375
‫با وضعیتِ مریت...

00:43:41.458 --> 00:43:43.583
‫- چون حامله شده بوده؟
‫- آره

00:43:44.458 --> 00:43:46.500
‫این دسترسی به حساب بانکی رو عقب می‌نداخت؟

00:43:46.583 --> 00:43:48.041
‫18 سال!

00:43:48.125 --> 00:43:51.541
‫و اون بچه می‌شد جوون‌ترین وینبری، پس...

00:43:55.166 --> 00:43:57.541
‫پس همه‌اش به خاطر پول بوده

00:44:01.333 --> 00:44:03.833
‫ببخشید سرزده اومدیم، خانم وینبری

00:44:03.916 --> 00:44:07.041
‫باید یه بار دیگه منزل‌تون رو بگردیم

00:44:07.125 --> 00:44:08.541
‫اَبی استکوس وینبری؟

00:44:09.291 --> 00:44:12.166
‫شما به خاطر قتل مریت موناکو بازداشت هستید

00:44:12.250 --> 00:44:14.458
‫- چی؟
‫- حق دارید سکوت اختیار کنید

00:44:14.500 --> 00:44:16.125
‫من نمی‌تونم برم زندان، حامله‌ام

00:44:17.416 --> 00:44:19.166
‫آره، این که قانون نیست

00:44:19.250 --> 00:44:21.291
‫اگه پول وکیل گرفتن نداشته باشید

00:44:21.375 --> 00:44:25.125
‫قبل از هرگونه بازجویی یه وکیل
‫تسخیری براتون معین میشه. اگه...

00:44:25.208 --> 00:44:27.666
‫تام، واسه یه بارم که شده
‫توی زندگیت یه غلطی بکن!

00:44:27.750 --> 00:44:30.333
‫هر موقع بخواید می‌تونید
‫از این حقوق استفاده کنید...

00:44:30.416 --> 00:44:33.125
‫و هیچ سؤالی رو جواب ندید و...

00:44:34.750 --> 00:44:35.625
‫سلام

00:44:36.791 --> 00:44:38.458
‫اوه!

00:44:38.541 --> 00:44:40.916
‫- سلام
‫- برات نوشیدنی خنک آوردم

00:44:41.000 --> 00:44:42.916
‫ممنون

00:44:49.833 --> 00:44:51.625
‫- پام رو بُریدم
‫- ای وای

00:45:00.083 --> 00:45:03.500
‫- مردها خیلی عوضی هستن
‫- آره، گل گفتی

00:45:05.041 --> 00:45:09.125
‫نمیشه بهشون اعتماد کنی که
‫بهت خیانت نکنن و دروغ نگن

00:45:12.375 --> 00:45:15.125
‫واقعاً واسه هیچ کار مهمی
‫نمیشه بهشون اعتماد کرد

00:45:16.583 --> 00:45:17.583
‫می‌دونی؟

00:45:20.333 --> 00:45:22.250
‫درسته، اگه بخوای یه کاری
‫درست انجام بشه،

00:45:22.333 --> 00:45:24.250
‫باید خودت انجامش بدی

00:45:28.875 --> 00:45:31.625
‫شرط می‌بندم اولین بار یه زن این جمله رو گفته

00:45:31.750 --> 00:45:34.958
‫کمکم می‌کنه قبل خواب
‫شنای خوبی داشته باشم

00:45:37.291 --> 00:45:38.291
‫می‌خوای؟

00:45:39.791 --> 00:45:40.791
‫آره

00:45:44.583 --> 00:45:45.583
‫چرا که نه؟

00:46:11.541 --> 00:46:13.833
‫حقوقی که الان برات توضیح دادم رو متوجه شدی؟

00:46:13.916 --> 00:46:14.916
‫نه، نشدم!

00:46:15.666 --> 00:46:18.166
‫هر حرفی که بزنی می‌تونه
‫علیه‌ات توی دادگاه...

00:46:18.250 --> 00:46:20.375
‫اوه! لامصب!

00:46:22.041 --> 00:46:23.041
‫گریر!

00:46:30.958 --> 00:46:32.041
‫چه غلطا؟

00:46:33.625 --> 00:46:36.333
‫خانم وینبری، میشه به سمت راست بچرخید؟

00:46:39.625 --> 00:46:40.958
‫و چپ‌تون

00:46:45.250 --> 00:46:46.333
‫دوباره رو به جلو

00:46:51.166 --> 00:46:53.625
‫- تموم شد
‫- بله. می‌تونید بیاید بیرون

00:47:01.625 --> 00:47:03.000
‫می‌دونی چیش خنده‌داره؟

00:47:04.916 --> 00:47:06.583
‫اصلاً به ذهن من نرسید

00:47:07.250 --> 00:47:08.875
‫حتی یه بارم

00:47:12.375 --> 00:47:14.291
‫که شاید واقعاً ترکم کنی

00:47:20.125 --> 00:47:21.291
‫تو همینجا بمون

00:47:23.000 --> 00:47:25.583
‫به هر حال قرار بود بعدی رو
‫از داخل شهر بنویسم

00:47:35.250 --> 00:47:36.458
‫قراره بترکونی

00:47:45.958 --> 00:47:46.958
‫می‌دونم

00:48:29.166 --> 00:48:31.583
‫- توماس کجاست؟
‫- گمونم توی خونه‌ست

00:48:34.333 --> 00:48:35.750
‫اووه!

00:48:41.458 --> 00:48:44.291
‫کلوئی، یالا، گوشی‌مو پس بده.
‫پسش بده.

00:48:44.375 --> 00:48:45.375
‫- وایسا
‫- چیه؟

00:48:45.458 --> 00:48:46.916
‫واقعاً فیلتر اینستاگرامی خفنیـه

00:48:47.000 --> 00:48:49.375
‫وای خدا، فیلتر اینستاگرام؟
‫زده به سرت؟

00:48:49.458 --> 00:48:51.875
‫درست مثل همه‌ی هم‌نسلی‌هامون هستی

00:48:51.958 --> 00:48:53.958
‫- وای خدا. خیلی باحالی
‫- فقط می‌خوای...

00:48:54.041 --> 00:48:57.041
‫می‌دونی چیه، اتفاقاً من خیلی خفنم.
‫بین ما دو تا،

00:48:57.125 --> 00:48:59.666
‫مقایسه کنیم من خفن‌ترم...

00:49:01.166 --> 00:49:02.250
‫آقای تگ

00:49:13.708 --> 00:49:15.666
‫توماس! توماس!

00:49:21.958 --> 00:49:24.083
‫- ایزابل، من فرانسوی بلد نیستم عزیزم
‫- آره

00:49:24.166 --> 00:49:26.666
‫- ولی قضیه اونی نیست که فکر می‌کنی
‫- بهتره یاد بگیری

00:49:26.666 --> 00:49:29.083
‫- نه، درسته. ترسو!
‫- لعنتی!

00:49:29.166 --> 00:49:31.208
‫- کار پلیس‌‌ها بود!
‫- عجب دروغگویی هستی!

00:49:41.583 --> 00:49:44.583
‫« لندن، شش ماه بعد »

00:49:44.916 --> 00:49:47.708
‫نگاه کن. خیلی دوستش داره

00:49:48.833 --> 00:49:50.000
‫باریکلا، پسر

00:49:50.833 --> 00:49:51.916
‫باریکلا، الیزابت

00:49:52.750 --> 00:49:53.875
‫ممنون

00:49:53.958 --> 00:49:55.083
‫اووه!

00:49:55.625 --> 00:49:58.041
‫نترس. هوات رو دارم.
‫قول میدم، خب؟

00:49:58.125 --> 00:49:59.333
‫باشه

00:49:59.416 --> 00:50:03.083
‫حیوانات ترس رو حس می‌کنن،
‫پس باید از خودت اعتماد به نفس نشون بدی. خب؟

00:50:03.166 --> 00:50:04.666
‫- آره
‫- خب؟

00:50:04.750 --> 00:50:07.458
‫نترس. بفرما. آفرین!

00:50:07.583 --> 00:50:09.750
‫نمیشه به این راحتی‌ها پیدات کرد

00:50:13.708 --> 00:50:14.708
‫سلام

00:50:15.708 --> 00:50:16.708
‫سلام

00:50:21.333 --> 00:50:22.791
‫به اون سختی‌ها هم نیست انگار

00:50:24.458 --> 00:50:25.750
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

00:50:25.833 --> 00:50:27.166
‫اومدم پیدات کنم

00:50:28.000 --> 00:50:32.458
‫توی لندن بودم و با ناشرهام ملاقات کردم و
‫یه چیز جدید نوشتم

00:50:33.500 --> 00:50:36.083
‫ولی بدون موافقت تو اینو بهشون نمیدم

00:50:40.041 --> 00:50:42.333
‫می‌خوای کتاب جدیدت رو بخونم؟

00:50:42.416 --> 00:50:44.000
‫گمونم عاشقش میشی

00:50:44.666 --> 00:50:45.666
‫راجع به توئـه

00:50:49.791 --> 00:50:52.083
‫- راجع به من؟
‫- آره

00:50:56.041 --> 00:50:58.333
‫بدجور ترسیدی. لازم نیست بترسی

00:51:04.333 --> 00:51:07.333
‫« تقدیم به دوستانی که نیستن.
‫و ایشالا، دوستانِ جدید »

00:51:07.333 --> 00:51:08.333
‫آه...

00:51:10.291 --> 00:51:11.833
‫شرمنده. من...

00:51:13.291 --> 00:51:15.708
‫فکر کردم خوشحالی که
‫از شر من خلاص شدی

00:51:15.791 --> 00:51:19.708
‫اوه! بودم.
‫بدجور از دستت عصبانی بودم

00:51:21.125 --> 00:51:24.500
‫ولی بعدش به اتفاقات فکر کردم و
‫فهمیدم...

00:51:25.791 --> 00:51:26.791
‫آه...

00:51:30.083 --> 00:51:31.250
‫حسودیم شده بود

00:51:32.708 --> 00:51:35.500
‫بگذریم، همه چی رو مثل
‫یه نویسنده‌ی خوب نوشتم،

00:51:35.583 --> 00:51:39.250
‫پس بخونش و اگه بدت نیومد،
‫یه زنگ بهم بزن

00:51:39.333 --> 00:51:40.916
‫می‌تونیم با هم یه شامی بخوریم

00:51:43.291 --> 00:51:46.083
‫امیدوارم زنگ بزنی.
‫دلم می‌خواد ببینمت.

00:52:06.125 --> 00:52:08.125
‫- سافی چطوره؟
‫- خوبه

00:52:08.208 --> 00:52:09.208
‫جدی؟

00:52:09.291 --> 00:52:10.125
‫آره

00:52:10.208 --> 00:52:12.458
‫- می‌خواید بهش غذا بدید؟
‫- آره!