WEBVTT

00:00:10.051 --> 00:00:11.261
‫با لمب تماس گرفتین.

00:00:11.261 --> 00:00:14.222
‫اگه دیدین جواب ندادم،
‫یعنی نمی‌خوام باهاتون حرف بزنم.

00:00:20.520 --> 00:00:23.898
‫سلام. گولِت زدم، مگه نه؟
‫مارکوس لانگ‌ریج هستم. پیغام بذارین.

00:00:23.898 --> 00:00:26.693
‫- بفرمایین. نوش جان.
‫- ممنون.

00:00:28.778 --> 00:00:30.864
‫ریور هستم.
‫پیغام بذارین.

00:00:36.536 --> 00:00:37.537
‫الو؟

00:00:38.371 --> 00:00:40.790
‫بالاخره یکی جواب داد.

00:00:42.125 --> 00:00:43.626
‫کجایی؟

00:00:43.626 --> 00:00:45.295
‫به تو ربطی نداره.

00:00:45.295 --> 00:00:47.630
‫آره خب،
‫قرار بود چیکادو باشی.

00:00:47.630 --> 00:00:48.757
‫واسه چی؟

00:00:48.757 --> 00:00:51.009
‫به‌خاطر مهمونی کریسمس‌مون.

00:00:51.009 --> 00:00:52.969
‫قرار نبوده مهمونی کریسمس بگیریم.

00:00:52.969 --> 00:00:56.389
‫اگه هم می‌گرفتیم، قبل کریسمس می‌گرفتیم و
‫توی چیکادو هم نمی‌گرفتیم.

00:00:56.389 --> 00:00:59.309
‫آره.
‫خب شاید تو دعوت نیستی.

00:00:59.309 --> 00:01:01.269
‫شاید لمب فقط به نخبه‌ها گفته.

00:01:01.269 --> 00:01:03.188
‫خب لمب به تو گفته، نه؟

00:01:04.689 --> 00:01:08.026
‫ازش پرسیدم مهمونی کریسمس کجاس،
‫اون هم با جزئیات بهم گفت.

00:01:08.026 --> 00:01:09.069
‫درستـه.

00:01:09.778 --> 00:01:11.738
‫ایشالا که خودت دیگه فهمیدی.

00:01:17.577 --> 00:01:21.956
‫خب، باید توی بازی باشی تا
‫بازیچه‌ی بقیه‌ بشی...

00:01:24.417 --> 00:01:25.376
‫الو؟

00:02:22.725 --> 00:02:24.811
‫مرکز خرید وست‌ایکرز.

00:02:24.811 --> 00:02:27.021
‫تایید شده که یه خودروی بمب‌گذاری‌شده بوده.

00:02:31.818 --> 00:02:33.528
‫میز اول داره وارد میشـه.

00:02:59.804 --> 00:03:01.222
‫کلود ویلن هستم،
‫میز اول.

00:03:01.222 --> 00:03:02.390
‫- شما؟
‫- مامور سینگ.

00:03:02.390 --> 00:03:03.725
‫- درستـه.
‫- سلام خانم.

00:03:05.351 --> 00:03:08.354
‫آدم همچین چیزی که می‌بینـه،
‫زبونش قاصر میشه.

00:03:08.354 --> 00:03:09.564
‫یعنی...

00:03:12.066 --> 00:03:14.110
‫تایید شده که خودروی بمب‌گذاری‌شده بوده؟

00:03:14.110 --> 00:03:15.945
‫بله خانم.
‫فیلمش توی دوربین‌ها هست.

00:03:15.945 --> 00:03:18.531
‫راننده توی ماشین بوده،
‫یعنی حمله‌ی انتحاری بوده.

00:03:18.531 --> 00:03:20.658
‫تو یه مرکز خرید.
‫خدای من.

00:03:21.284 --> 00:03:23.912
‫ماشین وارد قسمت پیاده‌رو میشه،

00:03:24.871 --> 00:03:26.080
‫مردم فرار می‌کنن،

00:03:27.332 --> 00:03:29.959
‫یه راست میره سمت ورودی و
‫ماشین رو منفجر می‌کنـه.

00:03:29.959 --> 00:03:31.419
‫یا خدا.

00:03:31.419 --> 00:03:33.087
‫چی از ماشینه می‌دونیم؟

00:03:33.671 --> 00:03:37.592
‫به اسم رابرت وینترز اجاره شده،
‫یه مشاور فناوری اطلاعاتِ آزادکارِ ۲۸‌ساله،

00:03:37.592 --> 00:03:40.762
‫اما چیزی توی سوابقش نیست که
‫نشون بده چرا این کار رو کرده.

00:03:40.762 --> 00:03:43.514
‫مسیرش رو توی دوربین‌ها بررسی کن.
‫باید بدونیم از کجا اومده.

00:03:43.514 --> 00:03:47.560
‫آدرسی که به شرکت اجاره‌ی ماشین داده بود،
‫شهر لستر بوده که بررسیش هم کردیم.

00:03:47.560 --> 00:03:49.145
‫سال‌هاست کسی اونجا نبوده.

00:03:49.145 --> 00:03:52.523
‫همسایه‌ها نه تاحالا وینترزی دیدن و
‫نه اسمش به گوش‌شون خورده.

00:03:53.024 --> 00:03:54.317
‫خدای من.

00:03:55.193 --> 00:03:56.694
‫شاید یه شَبَحـه.

00:03:56.694 --> 00:03:59.322
‫شاید همین یه دفعه بوده.

00:04:00.490 --> 00:04:02.200
‫یا شاید هم شروع یه ماجراس.

00:04:06.537 --> 00:04:09.707
‫بعد از صحبت با مردم توی لندن
‫به‌نظر می‌رسـه که

00:04:09.707 --> 00:04:13.461
‫احساس اضطراب همچنان
‫ در بین جامعه باقی مونده.

00:04:13.461 --> 00:04:17.340
‫در اقدامات اخیر، نیروهای مسلح پلیس
‫ توی برخی از قطارها مستقر شدن.

00:04:17.340 --> 00:04:21.427
‫البته این اقدامات
‫بیشتر برای دلگرمی‌ دادن به‌نظر می‌رسـه

00:04:21.427 --> 00:04:23.429
‫تا این که واکنشی به یک تهدید خاص باشه.

00:04:25.807 --> 00:04:28.351
‫فکر می‌کنی بخشی از یه شبکه باشه؟

00:04:28.893 --> 00:04:30.812
‫به گمونم هرچی بیشتر بگذره و
‫حمله‌ی دیگه‌ای نشه،

00:04:30.812 --> 00:04:33.231
‫احتمال این که یه گرگ تنها بوده باشه،
‫ بیشتر میشه.

00:04:33.231 --> 00:04:35.900
‫از اصطلاح «گرگ تنها» بدم میاد.
‫اون رو جسور جلوه میده.

00:04:35.900 --> 00:04:37.235
‫اون فقط یه قاتل عوضیـه.

00:04:41.739 --> 00:04:44.867
‫به سلامتی این که سال دیگه همین موقع
‫توی خانه‌ لجن‌زار نباشیم.

00:04:44.867 --> 00:04:47.287
‫باشه.
‫بعید می‌دونم.

00:04:47.287 --> 00:04:49.372
‫مگه این که خودمون استعفا بدیم.

00:04:51.624 --> 00:04:53.334
‫واقعاً‌ که نمی‌خوای این کار رو بکنی،

00:04:53.334 --> 00:04:54.377
‫می‌خوای؟

00:04:55.169 --> 00:04:57.880
‫خب، همیشه بهش فکر می‌کنم.
‫چرا که نه؟

00:05:00.216 --> 00:05:01.384
‫عالیـه.

00:05:02.343 --> 00:05:06.180
‫خب، یه موضوعی هست که

00:05:06.180 --> 00:05:09.851
‫چندوقتـه می‌خوام
‫ باهات در میون بذارم و راستش...

00:05:09.851 --> 00:05:12.603
‫- نمی‌خواستم توی اداره بهت بگم...
‫- خیلی‌خب.

00:05:12.603 --> 00:05:17.317
‫...و حس کردم که می‌تونم
‫باهات در میون بذارم

00:05:17.317 --> 00:05:19.402
‫چون فکر می‌کنم که...
‫صمیمی‌تر شدیم.

00:05:20.278 --> 00:05:21.863
‫- اوهوم.
‫- و...

00:05:24.741 --> 00:05:26.534
‫نمی‌خوام از خط قرمزها هم عبور کنم،

00:05:26.534 --> 00:05:29.120
‫و اگه بخوای فقط درمورد کار حرف بزنیم،
‫درک می‌کنم.

00:05:29.120 --> 00:05:30.163
‫- وای ریور. شرمنده...
‫- فقط...

00:05:30.163 --> 00:05:32.248
‫- من ازت خوشم میادها ولی...
‫- اما پدربزرگم...

00:05:35.043 --> 00:05:36.294
‫- چی؟
‫- نه، پدربزرگت. می‌گفتی.

00:05:36.294 --> 00:05:37.712
‫آره، تو چی گفتی؟

00:05:37.712 --> 00:05:40.631
‫- چیزی نگفتم... نه، تو ادامه بده.
‫- فکر کردی چی می‌خوام بگم؟

00:05:40.631 --> 00:05:42.842
‫- فکر کردی می‌خوام باهات قرار بذارم؟
‫- نه‌خیر.

00:05:42.842 --> 00:05:45.511
‫- چرا، همین فکر رو کردی.
‫- نه، نکردم. باشه کردم.

00:05:45.511 --> 00:05:48.473
‫اما چون موقع غذا نوشیدنی سفارش دادی و

00:05:48.473 --> 00:05:50.433
‫می‌خواستی باهام حرف بزنی و

00:05:50.433 --> 00:05:52.310
‫بعدش زر زر می‌کردی که چقدر با همدیگه

00:05:52.310 --> 00:05:54.062
‫- صمیمی‌تر شدیم و... آره.
‫- زر زر کردم؟

00:05:54.062 --> 00:05:57.774
‫- خب جدی میگم. باهات احساس صمیمیت می‌کنم.
‫- میشه برگردیم سراغ پدربزرگت؟

00:05:58.191 --> 00:05:59.192
‫باشه.

00:06:02.153 --> 00:06:04.697
‫- فکر می‌کنم که اون داره...
‫- داره چی؟

00:06:04.697 --> 00:06:05.740
‫مثلاً...

00:06:10.578 --> 00:06:13.331
‫همش سردرگمـه.

00:06:13.998 --> 00:06:15.083
‫همه‌چی رو یادش میره.

00:06:15.083 --> 00:06:17.543
‫خب مگه این از نشونه‌های پیری نیست؟

00:06:17.543 --> 00:06:19.420
‫- الان باید ۸۰‌ و خورده‌ای سالش باشه.
‫- نه، نه.

00:06:19.420 --> 00:06:21.547
‫فکر می‌کنـه که آزمایندگان تحت‌نظرش دارن.

00:06:21.547 --> 00:06:22.590
‫آزمایندگان دیگه کی‌ان؟

00:06:22.590 --> 00:06:25.051
.قدیم‌ها به مراقب‌ها می‌گفتن

00:06:25.051 --> 00:06:26.677
‫با یه اسلحه کنار تختش می‌خوابـه.

00:06:26.677 --> 00:06:27.720
‫مثلاً...

00:06:28.471 --> 00:06:30.807
‫فکر نمی‌کنی که بهتره
‫تو یه خونه باشه؟

00:06:30.807 --> 00:06:34.602
‫چرا،‌ چرا، همین فکر رو می‌کنم.
‫اما تو می‌خوای این رو بهش بگی؟

00:06:34.602 --> 00:06:39.649
‫آخرین باری که دیدمش،
‫حدوداً ۱۰ دقیقه اول

00:06:40.566 --> 00:06:42.360
‫اصلاً نمی‌دونست من کی‌ام.

00:06:43.069 --> 00:06:44.570
‫هیچ ایده‌ای نداشت.

00:06:45.905 --> 00:06:48.741
‫همش درمورد نوه‌ش ریور
‫باهام حرف می‌زد. من...

00:06:51.869 --> 00:06:53.287
‫واقعاً وحشتناکـه.

00:06:54.372 --> 00:06:55.665
‫خب، خیلی سختـه.

00:06:57.458 --> 00:06:59.419
‫- چی؟
‫- اون کسیـه که بزرگت کرده.

00:06:59.419 --> 00:07:02.630
‫کسیـه که وقتی هیشکی پیشت نبود
‫ازت مراقبت می‌کرد.

00:07:03.589 --> 00:07:05.049
‫پس حالا نوبت توئـه.

00:07:05.049 --> 00:07:08.219
‫باید بهش سر بزنی.
‫همین امشب.

00:07:08.219 --> 00:07:11.889
‫نه،‌می‌دونم، می‌دونم.
‫باشه، می‌دونم. آره.

00:07:15.017 --> 00:07:16.561
‫فقط می‌خواستم تو تایید کنی.

00:07:55.516 --> 00:07:58.728
‫می‌دونم اونجایی. بیا بیرون.
‫خودت رو نشون بده. بیا بیرون.

00:08:01.689 --> 00:08:03.274
‫بیا بیرون!

00:08:04.358 --> 00:08:07.361
‫بیا بیرون. می‌دونم اونجایی.
‫بیا بیرون.

00:08:07.361 --> 00:08:08.571
‫خودت رو نشون بده.

00:08:08.571 --> 00:08:09.947
‫بیا بیرون!

00:09:39.912 --> 00:09:41.038
‫وای، ریور.

00:09:41.622 --> 00:09:43.249
‫در رو باز می‌کنی؟
‫بدجوری خیس شدم.

00:09:43.249 --> 00:09:44.834
‫آره بابا.

00:09:46.460 --> 00:09:47.670
‫بیا تو.

00:09:48.462 --> 00:09:51.591
‫چرا زنگ نزدی؟
‫شاید هم زدی.

00:09:51.591 --> 00:09:55.553
‫زنگ زدم اما جواب ندادی.
‫من میرم توالت.

00:09:56.220 --> 00:10:00.308
‫عجب ترافیکی بود. راستی یه چیزی،
‫حالا که اومدم، حموم رو برات آماده کنم؟

00:10:00.308 --> 00:10:02.101
‫انگار خودت هم تو بارون گیر افتادی.

00:10:02.101 --> 00:10:03.394
‫اصلاً یه وضعیـه.

00:10:57.490 --> 00:10:58.908
‫داره آماده میشه بابابزرگ.

00:11:19.178 --> 00:11:21.138
‫تو نوه‌ی من نیستی.

00:11:21.681 --> 00:11:24.934
‫هی. منم. ریور.

00:11:26.268 --> 00:11:28.646
‫میشه لطفاً تفنگ رو بذاری زمین؟

00:11:40.157 --> 00:11:41.409
‫خدای من.

00:11:44.245 --> 00:11:47.039
‫خدای من.
‫من چی‌کار کردم؟

00:12:31.375 --> 00:12:33.627
‫ [برگرفته از رمان «ببرهای واقعی» از میک هرون]

00:12:39.550 --> 00:12:42.762
‫ « اسب‌های کودن »
‫ " فصل چهارم - قسمت اول "

00:13:59.088 --> 00:14:00.089
‫عن توش.

00:14:22.736 --> 00:14:23.946
‫لمب صحبت می‌کنـه.

00:14:29.660 --> 00:14:30.703
‫کیر توش.

00:14:54.226 --> 00:14:56.687
‫وقتی خبرای بیشتری گیرم اومد
‫زنگت می‌زنم.

00:14:57.479 --> 00:15:01.400
‫رفته بودن سراغ وسایل ولی...
‫همین حالا رسید.

00:15:01.400 --> 00:15:02.735
‫زنگت می‌زنم.

00:15:05.529 --> 00:15:06.697
‫لمب شمایی؟

00:15:07.698 --> 00:15:09.700
‫والا این موقع شب،
‫به همین قضیه هم شک دارم.

00:15:10.534 --> 00:15:12.870
‫من اِما فلایت هستم.
‫جایگزین دافی.

00:15:13.370 --> 00:15:15.915
‫خب، همینطوریش هم یه پیشرفت به حساب میای.

00:15:16.957 --> 00:15:19.835
‫به‌خاطر این میگم که مرگ مغزی نشدی و
‫توی کما نیستی.

00:15:19.835 --> 00:15:22.463
‫کلاغ‌ها میگن که یکی از افراد خودتون
.باعث به کما رفتنش بوده

00:15:22.463 --> 00:15:26.967
‫خب، کلاغ‌ها حرف زیاد می‌زنن اما
‫بیشترش به‌خاطر اثرات نوشیدنیـه.

00:15:26.967 --> 00:15:29.678
‫پسره که قبل از دافی‌ بود،
‫خیلی باکلاس‌تر بود.

00:15:29.678 --> 00:15:31.347
‫سم چپمن خراب‌کار.

00:15:32.139 --> 00:15:33.390
‫این فقط یه اسم بود.

00:15:33.390 --> 00:15:35.100
‫اونقدرا هم خراب‌کار نبود.

00:15:35.100 --> 00:15:37.937
‫به‌جز اون ضرر ۲۵۰ میلیون پوندی‌ای که زد.

00:15:38.854 --> 00:15:40.481
‫خب، گفتم خراب‌کار نبود.

00:15:40.481 --> 00:15:42.358
‫نگفتم که بی‌نقص بود.

00:15:44.318 --> 00:15:46.153
‫حالا صحنه رو نشون میدی یا نه؟

00:15:46.695 --> 00:15:48.238
‫آقای کارت‌رایت رو می‌شناسین؟

00:15:48.656 --> 00:15:51.659
‫من عذر موجه دارم.
‫با بانو دی توی سونا بودم.

00:15:51.659 --> 00:15:53.035
‫می‌تونی ازش بپرسی.

00:15:53.035 --> 00:15:54.203
‫آقای کارت‌رایت رو می‌شناسین؟

00:15:54.203 --> 00:15:56.038
‫- کدوم‌شون؟
‫- هرکدوم. جفت‌شون.

00:15:56.747 --> 00:15:59.208
‫خب، جوون‌تره برای من کار می‌کنـه.

00:15:59.208 --> 00:16:02.294
‫بابابزرگـه هم یه بار بهم کار داد.

00:16:05.547 --> 00:16:07.007
‫چه کفشای قشنگی.

00:16:07.675 --> 00:16:09.426
‫کمک‌هزینه‌ی خرید لباس بهتون میدن؟

00:16:17.476 --> 00:16:18.686
‫ای تف توش.

00:16:25.567 --> 00:16:26.777
‫آماده‌ای؟

00:16:36.161 --> 00:16:38.122
‫پس مسئول رد‌شده‌ها شمایین.

00:16:38.706 --> 00:16:40.541
‫دوست ندارن به این اسم صداشون بزنی.

00:16:40.541 --> 00:16:43.085
‫- خودتون چی میگین بهشون؟
‫- رد‌شده‌ها.

00:16:45.295 --> 00:16:47.423
‫اینجا رو به‌پا عزیزم.
‫یکمش رو جا انداختی.

00:16:53.971 --> 00:16:55.305
‫اوضاع داخل خیلی بده.

00:16:57.224 --> 00:16:58.934
‫قبلاً هم چیزای بد دیدم.

00:17:12.239 --> 00:17:14.533
‫ساعت ۹ و ۳ دقیقه
‫یه‌نفر دکمه‌‌ی خطر رو زده.

00:17:14.533 --> 00:17:16.702
‫پلیس محلی ساعت ۹ و ۴۹ دقیقه رسیده.

00:17:17.036 --> 00:17:19.705
‫باز هم خوبـه که خودشون رو فوراً رسوندن.

00:17:20.414 --> 00:17:23.042
‫پیرمرده هفته‌ی قبلش هم
‫دوبار دکمه رو زده بوده.

00:17:23.042 --> 00:17:26.003
‫یه بارش به‌خاطر این که یادش رفته
‫واسه چیـه و می‌خواسته بفهمـه.

00:17:26.003 --> 00:17:29.631
‫دکمه‌های خطر قابل ردگیری‌ان،
‫کسی به این موضوع اشاره کرده؟

00:17:29.631 --> 00:17:30.883
‫ممنون.
‫یادداشت می‌کنم.

00:17:30.883 --> 00:17:33.594
‫اما قبلاً اون دکمه رو
‫روی میز آشپزخونه پیدا کردم.

00:17:34.178 --> 00:17:36.388
‫زیرش رو هم نگاه انداختی؟

00:17:40.642 --> 00:17:41.894
‫دنبال چی می‌گردین؟

00:17:41.894 --> 00:17:43.312
قرص رفع مستی،

00:17:44.229 --> 00:17:47.983
‫اهل نوشیدنی خوردن نیستم
‫اما قبل شام یه شِری خوردم.

00:17:47.983 --> 00:17:50.694
‫اینجا صحنه‌ی جرمـه،
‫نه داروخونه.

00:17:51.987 --> 00:17:55.032
‫دوبار بهش شلیک شده.
‫یه بار توی سینه‌ش و یه بار هم توی صورتش.

00:17:55.032 --> 00:17:56.909
‫دیگه زیاده‌روی کرده.

00:17:56.909 --> 00:17:59.161
‫البته بعضی‌وقتا خیلی رو مخ بود.

00:17:59.161 --> 00:18:00.579
‫انگار خیلی ناراحت نیستین.

00:18:01.080 --> 00:18:04.041
‫- دفعه‌ی اولی نیست که عزیزی رو از دست میدم.
‫- قبلاً مامور میدانی بودین.

00:18:04.041 --> 00:18:06.502
‫آره، وقتی که هنوز دهنت بو شیر می‌داد.

00:18:07.711 --> 00:18:09.880
‫این همراهش بوده.

00:18:10.631 --> 00:18:12.841
‫- گوشی و کیف پولش؟
‫- جفت‌شون مال کارت‌رایت بوده.

00:18:12.841 --> 00:18:14.802
‫پس واسه چی گفتی من بیام؟

00:18:14.802 --> 00:18:16.178
‫برای تایید هویت.

00:18:18.138 --> 00:18:19.473
‫یکم سختـه.

00:18:19.473 --> 00:18:21.350
‫خب، نشونه‌ی خاصی نداشته؟

00:18:21.350 --> 00:18:24.061
‫قبلاًها صورت داشت.
‫این کمکی می‌کنـه؟

00:18:24.937 --> 00:18:28.107
‫- خالکوبی، جای زخم، حلقه‌ای، چیزی؟
‫- خب من از کجا بدونم؟

00:18:28.107 --> 00:18:30.359
‫توی اداره مجبورشون می‌کردم لباس بپوشن.

00:18:31.193 --> 00:18:32.611
‫خودشـه؟

00:18:39.159 --> 00:18:40.869
‫آره، خودشـه.

00:18:42.287 --> 00:18:43.539
‫مطمئنین؟

00:18:43.956 --> 00:18:45.749
‫ریور کارت‌رایتـه.

00:18:55.050 --> 00:18:57.636
‫- خب الان کجاس؟
‫- کی کجاس؟

00:18:58.720 --> 00:18:59.930
‫اون حرومزاده‌ی پیر.

00:19:01.265 --> 00:19:02.975
‫قبلاً اینطوری صداش می‌کردیم.

00:19:04.476 --> 00:19:07.980
‫حرومزاده هم بود.
‫این رو مطمئنم.

00:19:07.980 --> 00:19:09.439
‫نمی‌دونیم.

00:19:10.524 --> 00:19:14.945
‫به گمونم می‌خواین مثل پرونده‌ی وست‌ایکرز
‫بی‌سروصدا نگهش دارین.

00:19:14.945 --> 00:19:16.989
‫این قضیه چه ربطی به وست‌ایکرز داره؟

00:19:17.823 --> 00:19:18.824
‫هیچی.

00:19:19.783 --> 00:19:22.995
‫اما یه بمب که تو لندن می‌ترکـه،
‫ریدمال سرویس اطلاعاتیـه،

00:19:22.995 --> 00:19:25.789
‫که از قضا قضیه‌ی کارات‌رایت جوان‌مون هم
‫همینطوری بوده.

00:19:25.789 --> 00:19:29.376
‫وقتی این قضیه به بیرون درز کنـه،
‫یه مشت اسکل همه‌چی رو بهم ربط میدن.

00:19:29.376 --> 00:19:32.379
‫قبل این که به اونجا بکشـه
‫قضیه رو جمعش می‌کنیم.

00:19:32.379 --> 00:19:36.425
‫خب، صدای‌ بعدی‌ای که می‌شنوی
‫ابراز اطمینانم به شماس.

00:19:38.927 --> 00:19:40.387
‫تحت تاثیر قرار گرفتم.

00:19:40.596 --> 00:19:42.264
‫با میل خودتون این کار رو می‌کنین؟

00:19:42.264 --> 00:19:43.557
‫چطور مگه؟
باز هم می‌خوای؟

00:19:45.100 --> 00:19:46.393
‫حال‌بهم‌زن و بی‌شخصیتین.

00:19:46.393 --> 00:19:50.147
‫دارم با غم و اندوهم کنار میام.
‫بالاخره یه‌جوری باید خودش رو نشون بده.

00:19:51.148 --> 00:19:53.901
‫ایده‌ای دارین که
‫کارت‌رایت بزرگ کجا ممکنـه رفته باشه؟

00:19:54.610 --> 00:19:57.321
‫نه.
‫دارم برمی‌گردم بخوابم.

00:19:58.822 --> 00:20:01.033
‫نظرتون درمورد دوش چیـه؟

00:20:01.617 --> 00:20:03.035
‫خب،‌ پیشنهاد وسوسه‌کننده‌ایـه،

00:20:03.035 --> 00:20:04.995
‫اما بعید می‌دونم که الان کار درستی باشـه.

00:20:04.995 --> 00:20:08.498
‫آخه جدا از هر چیزی،
‫یکی از اعضای گروهم مُرده.

00:21:16.024 --> 00:21:17.025
‫بیاین داخل.

00:21:21.655 --> 00:21:24.658
‫- کلود، من...
‫- دایانا، واقعاً ازت ممنونم.

00:21:24.658 --> 00:21:27.661
‫این اولین جلسه‌ی کبرای منـه
‫برای همین می‌خواستم بدونم

00:21:27.661 --> 00:21:30.455
‫میشه خلاصه‌ای از اتفاقایی که
‫می‌افته رو بهم بگی؟

00:21:31.415 --> 00:21:33.750
‫- خیلی‌خب. آره. من...
‫- بفرمایین، اگه مشکلی نیست.

00:21:34.835 --> 00:21:36.503
‫- کارهای زیادی هست...
‫- بله. درستـه.

00:21:36.503 --> 00:21:38.839
‫اگه اشکالی نداشته باشه،
‫فقط تیترهاش رو میگم.

00:21:38.839 --> 00:21:40.924
‫حتماً،
‫زحمت می‌کشی.

00:21:41.133 --> 00:21:43.051
‫- حرفات کوتاه اما پر محتوا باشه.
‫- کوتاه، پر محتوا.

00:21:43.051 --> 00:21:45.721
‫ضعف منابع اطلاعاتی انسانی رو به رخ بکش.

00:21:45.721 --> 00:21:47.723
‫از گفتن «نمی‌دونم» نترس.

00:21:47.723 --> 00:21:49.641
‫هیچ حرف بدون منابع زیادی نزن،

00:21:49.641 --> 00:21:51.643
‫چیزهایی رو که نمی‌خوای لو بره هم
‫بهشون نگو.

00:21:51.643 --> 00:21:53.812
‫- بله، حتماً.
‫- اهمیتی هم به وزیر دفاع نده،

00:21:53.812 --> 00:21:57.524
‫اون فقط می‌خواد خرابت کنـه تا
‫تا جایگاه سازمان اطلاعات ارتش رو ببره بالا.

00:21:57.524 --> 00:22:00.527
‫این هشدار رو هم بهت بدم،
‫اگه نخست‌وزیر به پیشنهاداتت اعتراض کرد،

00:22:00.527 --> 00:22:02.112
‫وزیر کشور سرزنشت می‌کنـه،

00:22:02.112 --> 00:22:05.741
حتی اگه با تموم چیزایی که گفتی
‫موافقت باشه،

00:22:05.741 --> 00:22:08.577
‫- اما... مشکلی پیش نمیاد.
‫- بله اما ممنون...

00:22:08.577 --> 00:22:11.872
‫اومده بودم که بگم
‫یه نفر دیگه هم مُرده.

00:22:14.249 --> 00:22:15.292
‫چی؟
‫ یه بمب‌گذاری دیگه؟

00:22:15.292 --> 00:22:16.710
‫نه،‌ نه.

00:22:17.919 --> 00:22:19.796
‫تیراندازی بوده.
‫ربطی به این ماجرا نداره.

00:22:19.796 --> 00:22:24.051
‫- اما قربانی، یکی از مامورهامون بوده.
‫ - وای، نه.

00:22:24.051 --> 00:22:29.306
‫ریور کارت‌رایت که پدربزرگش،
‫دیوید کارت‌رایت بهش شلیک کرده.

00:22:29.306 --> 00:22:30.640
‫دیوید کارت‌رایت؟

00:22:31.266 --> 00:22:34.061
‫اون مگه جزو بهترین نیروهامون نبوده؟

00:22:34.061 --> 00:22:35.812
‫شخصاً که باهاش ملاقات نکردم ولی...

00:22:36.980 --> 00:22:40.150
‫ببخشید اما دقیقاً واسه چی
‫به نوه‌ش شلیک کرده؟

00:22:40.150 --> 00:22:44.571
‫ظاهراً اون رو با یه مزاحم اشتباه گرفته،
‫اِما فلایت کنترل اوضاع رو به دست داره.

00:22:44.571 --> 00:22:47.240
‫درستـه.
‫ازش راضی هستی؟

00:22:47.240 --> 00:22:49.409
‫- آره.
‫- بله. می‌دونم که انتخابت نبوده.

00:22:49.409 --> 00:22:50.869
‫انتخاب خودم بود.

00:22:50.869 --> 00:22:52.829
‫فقط شرایط انتخاب شدنش به عهده‌ی تو بود.

00:22:52.829 --> 00:22:56.541
‫خب، به‌نظرم بعداً متوجهِ
‫ مزایای آوردن یه خارجی میشی، دایانا.

00:22:56.541 --> 00:22:59.127
‫چون اون به این سیاست‌های داخلی
‫توجهی نداره و

00:22:59.503 --> 00:23:01.880
‫و این‌ها همه به پیشبرد مسئولیت‌پذیری
‫کمک می‌کنـه، درستـه؟

00:23:01.880 --> 00:23:04.508
‫بهتره این قضیه‌ی کارت‌رایت رو
‫علنی نکنیم.

00:23:04.508 --> 00:23:07.469
‫حداقل تا وقتی که دیوید رو پیدا نکردیم و
.نفهمیدیم چه اتفاقی افتاده

00:23:07.469 --> 00:23:10.430
‫بله. کاملاً متوجهم.
‫غم‌انگیزه. دایانا؟

00:23:10.430 --> 00:23:11.556
‫بله؟

00:23:11.556 --> 00:23:14.184
‫می‌خواستم بدونم...
‫می‌خواستم بدونم که تو

00:23:14.184 --> 00:23:17.270
‫ترجیح نمیدی به‌جای من
‫تو این جلسه‌ی کبرا شرکت کنی؟

00:23:17.270 --> 00:23:18.980
‫این وظیفه به عهده‌ی میز اولـه.

00:23:19.481 --> 00:23:21.525
‫اما وقتی که جای تیرنی رو گرفتی

00:23:21.525 --> 00:23:23.360
‫از هر لحاظ کارت درخشان بوده.

00:23:23.360 --> 00:23:26.696
‫با توجه به جدی بودن شرایط و
‫مشخصاً تجربه‌ی زیادت،

00:23:26.696 --> 00:23:30.826
‫فکر می‌کنم اگه تو حضور داشته باشی و
‫بعدش گزارشش رو به من بدی،

00:23:30.826 --> 00:23:33.745
‫اوضاع خیلی راحت‌تر باشه.
‫درست نمیگم؟

00:23:34.955 --> 00:23:35.831
‫صد در صد.

00:23:35.872 --> 00:23:39.167
‫- باشه؟ یعنی قبول کردی؟ عالیـه.
‫- آره، باشه. هرچی تو بگی.

00:23:39.167 --> 00:23:40.669
‫واقعاً ممنونم.
‫ممنون.

00:23:50.637 --> 00:23:51.638
‫درستـه.

00:23:57.936 --> 00:24:00.564
‫چرا وست‌ایکرز رو منفجر کردی؟

00:24:02.607 --> 00:24:04.192
‫توی شبکه‌تون چندنفرین؟

00:24:07.571 --> 00:24:09.072
‫سوژه‌ی بعدی‌تون چیـه؟

00:24:11.575 --> 00:24:12.576
‫هی.

00:24:13.535 --> 00:24:16.246
‫سوژه‌ی بعدی‌تون چیـه؟

00:24:17.956 --> 00:24:21.251
‫این‌طوری مظنون رو به‌حرف میارن؛
‫فقط کافیه من رو خبر کنی.

00:24:23.044 --> 00:24:25.881
‫اگه واقعاً چیزی واسه مخفی کردن
‫داشتم، بیشتر از این‌ها طاقت میاوردم.

00:24:25.922 --> 00:24:29.509
‫- نه‌خیر؛ هرکسی یه‌جا وا می‌ده.
‫- مال من چقدر طول کشید؟

00:24:32.262 --> 00:24:34.639
‫- هفت ثانیه.
‫- کلاً هفت ثانیه؟

00:24:34.639 --> 00:24:37.184
‫- آره؛ حالا گیره‌ها رو رد کن بیاد.
‫- گندش بزنن.

00:24:41.354 --> 00:24:43.899
‫- به‌به.
‫- فقط 200 تا!

00:24:43.899 --> 00:24:45.108
‫باشه. باشه.

00:24:46.568 --> 00:24:49.070
‫فکرکنم الان که یه‌بار تجربه‌ش کردم
.یه دقیقه این‌ها بتونم تحمل کنم

00:24:49.070 --> 00:24:50.822
‫- آره بابا.
‫- آره.

00:24:53.366 --> 00:24:56.786
‫چه‌خبره این‌جا؟ از سقف داره آب می‌چکه؟

00:24:56.786 --> 00:24:58.455
‫نه؛ داشت شکنجه‌ام می‌کرد تا
.ازم حرف بکشه

00:24:59.581 --> 00:25:00.582
‫چرا؟

00:25:00.582 --> 00:25:02.292
‫شرط بسته بودیم.
‫سر گیره کاغد!

00:25:02.292 --> 00:25:04.878
‫گیره کاغذ مثل یه مُسکن براش عمل می‌کنه.

00:25:07.214 --> 00:25:09.799
‫این دفتر به اندازه کافی به‌هم‌ریخته هست.

00:25:13.428 --> 00:25:15.222
.بیا موهات رو خشک کن عزیزم

00:25:17.432 --> 00:25:19.226
‫می‌دونید، توی پارک...

00:25:19.226 --> 00:25:22.562
.‫برای ملکه‌های اداره تقسیمِ وظایف می‌کردم

00:25:22.562 --> 00:25:23.855
.‫قبلاً هم گفته بودی

00:25:23.855 --> 00:25:25.815
‫هنوزم نمی‌دونم معنیش یعنی چی!

00:25:25.815 --> 00:25:29.236
‫یعنی توی هر اداره‌ای که می‌رفتم،
.‫توی بخش مدیریت بودم

00:25:29.903 --> 00:25:32.239
.‫کسی حتی تکون می‌خورد متوجه می‌شدم

00:25:32.239 --> 00:25:35.283
‫اما از نظرم اداره کردن این‌جا یکم
‫سخت‌تره و تلاش بیشتری می‌خواد.

00:25:36.243 --> 00:25:38.370
‫کی می‌خواین وسایل کریسمس رو جمع کنین؟

00:25:38.370 --> 00:25:40.580
‫سکه انداختیم و شرلی قراره انجامش بده.

00:25:40.580 --> 00:25:41.831
‫نه؛ عمراً. تا سه نشه بازی نشه.

00:25:42.624 --> 00:25:45.168
‫خب؛ لطفاً تا قبل از این‌که برامون
‫بدشانسی بیارن جمع‌شون کنین.

00:25:45.961 --> 00:25:47.671
‫مگه دیگه از این بدشانس‌تر هم می‌شه؟

00:25:48.755 --> 00:25:50.882
‫لعنتی.

00:25:51.925 --> 00:25:55.011
‫این‌ها پرونده‌های هفته ‫قبله که
.دادم بررسی کنین

00:25:57.013 --> 00:25:58.807
‫لیست شکایات آلودگی صوتی به شورای شهر؟

00:25:58.807 --> 00:26:01.476
‫- باید به ترتیب زمانی مرتب بشن.
‫- باشه.

00:26:01.476 --> 00:26:04.938
‫خب، کاترین عاشق این کارهای دسته‌بندی کردن
‫شکایات و اینجور چیزهاست، پس...

00:26:04.938 --> 00:26:07.691
‫کاترین که این‌جا نیست؛ درسته؟

00:26:09.025 --> 00:26:10.652
‫سگ خورد.

00:26:11.361 --> 00:26:13.113
‫حالا مرتب بشن یا نشن
‫به هیچ دردی نمی‌خورن.

00:26:15.115 --> 00:26:17.742
‫صبح به‌خیر جی‌کِی؛
‫مراقب باش لیز نخوری.

00:26:19.369 --> 00:26:21.121
‫دوست داری «کـو» صدات کنم؟

00:26:24.082 --> 00:26:25.250
‫آقای کـو؟

00:26:31.756 --> 00:26:34.259
‫- هنوز هیچی حرف نزده؟
‫- نه، حتی یه کلمه.

00:26:34.884 --> 00:26:36.886
اگه بخوام صادق باشم،
.واقعاً خداروشکر که حرف نمی‌زنه

00:26:40.223 --> 00:26:42.267
‫همیشه این‌طوری می‌کنه؟

00:26:42.267 --> 00:26:45.312
‫آره، وقتی که بی‌کاره،
.خواهشاً زودتر با یه‌چیزی سرگرمش کن

00:27:04.748 --> 00:27:07.917
‫1 دلار و 95 سنت.

00:27:12.547 --> 00:27:15.675
‫آخه کدوم آدمی یه مرکز خرید با
‫این همه جمعیت رو منفجر می‌کنه؟
[ ذهنِ یک هیولا ]

00:27:16.009 --> 00:27:17.802
‫مغز آدم رو درگیر می‌کنه
‫که هدف بعدیش کجاست

00:27:17.802 --> 00:27:21.473
‫آره؛ کارخونه کیک «جفا».
‫هدف بعدیش اون‌جاست.

00:27:21.473 --> 00:27:24.059
‫یه بسته قرص آلکا سلتزر هم می‌دید؟

00:27:28.313 --> 00:27:29.898
‫خدمت شما؛ خسته نباشین

00:27:35.153 --> 00:27:37.822
‫من رو نابود کردید.

00:27:40.825 --> 00:27:42.952
‫با خشونت باهام رفتار کردید.

00:27:45.413 --> 00:27:47.791
‫اما از این به‌بعد آزادم.

00:27:47.791 --> 00:27:48.917
‫دو دقیقه دیگه می‌رسیم.

00:27:50.752 --> 00:27:55.215
‫بابتِ تمام سال‌هایی توی این سیستم
‫فاسدتون زندانی بودم، تقاص پس می‌دین.

00:27:59.594 --> 00:28:01.805
‫خداروشکر من آخرین نفر نیستم.

00:28:11.314 --> 00:28:14.150
‫- بزودی با برادرانم آشنا می‌شین.
‫- خبری نشد؟

00:28:14.150 --> 00:28:16.361
‫لمب جسد رو شناسایی کرد و
‫خودِ ریور کارت‌رایتـه.

00:28:16.361 --> 00:28:17.404
پس تائید شده‌ست دیگه؟

00:28:17.404 --> 00:28:19.155
‫با لمب به مشکل نخوردین؟

00:28:19.155 --> 00:28:20.990
‫توی زندگیم با آدمایی مثل
‫لمب زیاد سروکار داشتم.

00:28:20.990 --> 00:28:22.283
‫والا بعید می‌دونم.

00:28:22.283 --> 00:28:24.202
‫- دیوید کجاست؟
‫- هنوز خبری ازش نیست.

00:28:24.202 --> 00:28:26.955
‫یکی از همسایه‌ها میگه نصف شب صدای یه
‫ماشین رو شنیده که با سرعت از اون‌جا رفته.

00:28:26.955 --> 00:28:28.289
‫کارت‌رایت‌های لعنتی.

00:28:28.289 --> 00:28:30.834
‫آخه الان که مثل خر توی گل
‫گیر کردیم وقت این کارهاست؟

00:28:31.459 --> 00:28:33.169
.بابابزرگِ کارت‌رایت رو پیدا کن

00:28:33.169 --> 00:28:34.587
‫من الان نباید «وست‌ایکرز» باشم؟

00:28:34.587 --> 00:28:36.840
‫شنیدم مکانِ بمب‌گذاره رو پیدا کردین.

00:28:36.840 --> 00:28:38.883
‫یه تیم مسلح توی راه اونجـاس.

00:28:38.883 --> 00:28:41.428
‫تو پرونده‌ی قتل کارت‌رایت رو پیگیری کن.

00:28:44.222 --> 00:28:46.766
‫- دو دقیقه دیگه می‌رسن قربان.
‫- رفت و آمدی از ساختمون صورت نگرفته؟

00:28:46.766 --> 00:28:48.727
‫از وقتی که زیر نظرش داریم، خیر

00:28:48.727 --> 00:28:52.731
‫قربان، وینترز دیروز حوالی ساعت
‫1 ظهر به سمت آپارتمانش حرکت کرده

00:28:52.731 --> 00:28:55.692
‫تا چهار صبح امروز زیر نظر داشتیمش؛
‫پهپادها رو هم فعال کردیم.

00:28:55.692 --> 00:28:57.402
‫پرده‌ها کشیده شدن؛
‫برای همین مطمئن نیستیم.

00:28:57.402 --> 00:28:58.987
‫اما تا جایی که می‌دونیم
‫هیچکس اون داخل نیست.

00:28:58.987 --> 00:29:01.865
‫اما دلیل نمی‌شه مطمئن بود؛
‫شاید همدستی چیزی داشته باشه.

00:29:03.241 --> 00:29:04.868
‫اون بچه‌ها رو از منطقه خارج کنید.

00:29:06.035 --> 00:29:07.704
‫چشم؛ بچه‌ها رو از منطقه خارج کنید.

00:29:36.691 --> 00:29:38.067
‫سلام؛ ببخشید که دیر کردم.

00:29:38.067 --> 00:29:39.861
‫فعالیت مشکوکی دیده نمی‌شه؟

00:29:39.861 --> 00:29:40.945
‫فعلاً خیر قربان.

00:30:04.761 --> 00:30:05.762
‫شروع کنید.

00:30:12.185 --> 00:30:14.521
‫- پلیـس!
‫- آلفا 1؛ الان وارد می‌شیم.

00:30:14.521 --> 00:30:16.564
‫- وارد می‌شیم.
‫- پلیس!

00:30:21.194 --> 00:30:22.195
‫امنـه.

00:30:26.866 --> 00:30:28.660
‫- ‫امنـه.
‫- ‫امنـه.

00:30:32.205 --> 00:30:33.206
‫امنـه.

00:30:33.706 --> 00:30:35.124
‫امنـه.

00:30:35.124 --> 00:30:36.209
‫امنـه.

00:30:38.419 --> 00:30:39.420
‫امنـه.

00:30:40.630 --> 00:30:42.257
‫- امنـه.
‫- امنـه.

00:30:43.049 --> 00:30:44.133
‫امنـه.

00:30:49.848 --> 00:30:51.474
‫چقدر هم ساده زندگی می‌کرده.

00:30:54.060 --> 00:30:55.395
‫هیچکس توی ساختمان نیست قربان.

00:30:56.020 --> 00:30:57.355
‫هیچ چیز به‌درد بخوری این‌جا نیست.

00:30:57.355 --> 00:31:00.733
‫پزشک قانونی رو بفرستید؛
‫می‌خوام وجب‌به‌وجب‌ش رو زیر و رو کنن.

00:31:00.733 --> 00:31:02.026
‫دریافت شد.

00:31:03.444 --> 00:31:07.824
‫کار ما تموم شد بچه‌ها. نوبتِ پزشکی قانونیه
‫که وارد عمل بشه.

00:31:07.824 --> 00:31:08.908
‫قربان؟

00:31:09.951 --> 00:31:11.035
‫یه پاسپورت پیدا کردیم

00:31:11.703 --> 00:31:13.955
‫همون اسمـیه که باهاش ماشین اجاره کرده

00:31:14.747 --> 00:31:16.416
‫هویت‌ش رو مخفی نکرده.

00:31:17.625 --> 00:31:19.210
‫چون می‌دونسته قراره بمیره.

00:31:20.628 --> 00:31:23.673
‫به‌به؛ مغزهای متفکر هم رسیدن.

00:31:24.257 --> 00:31:26.467
‫امیدوارم شما عوضی‌ها
‫به‌چیزی دست نزده باشین!

00:31:26.467 --> 00:31:28.177
‫چیز خاصی نبود که دست بزنیم.

00:31:28.177 --> 00:31:31.723
‫تمامِ ساختمون رو گشتیم؛ یه‌سری لباس اضافه
‫و چکمه و کیسه خواب پیدا کردیم.

00:31:33.308 --> 00:31:34.350
‫خب پس بزنید به‌چاک؛
‫به‌سلامت.

00:31:34.350 --> 00:31:36.185
پرده‌ها رو بزنم کنار
‫یکم این‌جا روشن شه.

00:31:40.440 --> 00:31:41.733
‫لعنتی!

00:31:48.990 --> 00:31:50.450
‫چی شد یهو؟

00:31:51.659 --> 00:31:53.369
‫- من...
‫- حرف بزن!

00:31:53.369 --> 00:31:56.289
‫- فکرکنم برامون تله گذاشته بود قربان.
‫- خدایا؛ چطور ممکنه؟

00:31:56.289 --> 00:31:57.957
‫- قربان، سه نفر کشته شدن
‫- لعنتی

00:31:57.957 --> 00:31:59.334
‫احتمالاً تعداد زیادی هم مجروح شدن

00:31:59.876 --> 00:32:01.044
‫همه رو ببرید بیرون؛
‫از اون‌جا دور شیـن.

00:32:01.044 --> 00:32:03.755
‫کل ساختمون رو تخلیه کنید
‫و یه تیم جدید اعزام کنید.

00:32:03.755 --> 00:32:06.132
‫باید بدونیم بمب دیگه‌ای هم درکاره یا نـه.

00:32:06.132 --> 00:32:07.133
‫چشم قربان.

00:32:07.926 --> 00:32:10.219
‫لعنت بهش؛ این یه فاجعه‌‌ست.

00:32:10.219 --> 00:32:12.180
‫یه فاجعه‌ی تمام عیـار.

00:32:14.015 --> 00:32:15.099
‫کلود؟

00:32:17.226 --> 00:32:18.686
‫کلود؟

00:32:20.188 --> 00:32:22.565
‫ببخشید؛ فقط این اولین باریـه که
دقیقاً جلوی چشمم

00:32:22.565 --> 00:32:25.860
‫- همچین اتفاقی میفته. برای همین...
‫- می‌دونم؛ اما باید خودت رو جمع و جور کنی.

00:32:26.527 --> 00:32:27.612
‫آره؛ حق با توئـه.

00:32:31.032 --> 00:32:34.285
‫فکر کنم بهتره برم نخست‌وزیر رو در ‫جریان
.این خبر جدید بذارم و بیانیه صادر کنیم

00:32:34.285 --> 00:32:36.829
‫نه. نه! اول باید به خانواده‌
‫کشته‌شده‌ها خبر بدیم.

00:32:36.829 --> 00:32:38.748
‫نمیشه که از اخبار خبردار بشن.

00:32:38.748 --> 00:32:39.874
‫راست میگی.

00:32:39.874 --> 00:32:44.212
‫نمی‌دونم اگه تو نبودی... دایانا
‫ ازت ممنونم. تو واقعاً آدم قوی‌ای هستی.

00:32:45.546 --> 00:32:46.547
‫خبر جدیدی نشد؟

00:32:48.925 --> 00:32:50.551
‫دارن ساختمون رو تخلیه می‌کنن قربان.

00:32:53.763 --> 00:32:55.306
‫عجب افتضاحی...

00:33:14.117 --> 00:33:15.952
‫- رودریک؟
‫- جانم؟

00:33:16.911 --> 00:33:17.954
‫داری چیکار می‌کنی؟

00:33:18.663 --> 00:33:20.123
‫کامپیوتر کارت‌رایت رو می‌برم.

00:33:21.666 --> 00:33:22.667
‫چرا؟

00:33:23.835 --> 00:33:25.503
‫چون مُرده

00:33:26.838 --> 00:33:28.256
‫- چی؟
‫- چی شده؟

00:33:29.382 --> 00:33:30.758
‫چیکار می‌کنین؟

00:33:30.758 --> 00:33:32.844
‫رودی گفت ریور مُرده.

00:33:33.678 --> 00:33:35.346
‫چه شوخی مسخره‌ای.

00:33:35.346 --> 00:33:37.890
‫شوخی نیست؛ واقعاً میگم.

00:33:38.766 --> 00:33:41.269
‫- تو از کجا می‌دونی؟
‫- لمب بهم گفت.

00:33:41.269 --> 00:33:42.603
‫لمب چی گفته؟

00:33:42.603 --> 00:33:44.022
‫چه‌خبره این‌جا؟

00:33:44.022 --> 00:33:45.523
‫کارت‌رایت مُرده.

00:33:46.190 --> 00:33:48.109
‫- یعنی چی که مُرده؟
‫- خیلی بامزه بود.

00:33:48.109 --> 00:33:50.820
‫لمب گفت کارت‌رایت مُرده.

00:33:53.114 --> 00:33:54.323
‫«یکم دیر میام...

00:33:55.742 --> 00:33:58.119
‫تمام شب داشتم
«جسدِ کارت‌رایت رو شناسایی می‌کردم

00:33:58.119 --> 00:34:00.329
‫- مطمئنم الکیـه؛ وایسا ببینم.
‫- چی؟ کجا؟ چی؟

00:34:00.329 --> 00:34:01.414
‫حتماً الان داره بهمون می‌خنده.

00:34:01.414 --> 00:34:04.208
‫اصلاً با عقل جور در نمیاد.
‫تو خودت با لمب صحبت کردی؟

00:34:04.208 --> 00:34:05.585
‫- نه...
‫- پس...

00:34:05.585 --> 00:34:07.587
‫یعنی...الان می‌گی مُرده و
‫داری کامپیوترش رو می‌دزدی؟

00:34:07.587 --> 00:34:10.298
‫نمی‌دزدم! مُرده خب!

00:34:10.298 --> 00:34:13.384
‫تو سایتِ گزارش وظایف نوشته تو
‫خونه‌ی دیوید کارت‌رایت تیراندازی شده.

00:34:15.261 --> 00:34:16.345
.یه جسد هم پیدا شده

00:34:28.524 --> 00:34:29.650
‫خدای من.

00:34:32.320 --> 00:34:33.488
‫خدای من.

00:34:34.405 --> 00:34:36.532
‫گندش بزنن! تقصیر منـه.

00:34:37.408 --> 00:34:38.659
‫خدایا.

00:34:38.659 --> 00:34:41.287
‫- خدایا. من بهش گفتم بره.
‫- کجا بره؟

00:34:41.287 --> 00:34:45.291
‫من بهش گفتم بره بابابزرگش رو ببینه؛
‫اون بهش شلیک کرده!

00:34:45.291 --> 00:34:48.336
‫- لعنتی؛ لعنتی. بگین که الکیـه.
‫- چی؟

00:34:49.337 --> 00:34:50.963
‫باورم نمی‌شه دوباره اتفاق افتاد.

00:34:50.963 --> 00:34:54.425
‫- نه؛ نه. نباید دوباره همچین اتفاقی بیفته.
‫- حالا ما که نمی‌دونیم دقیقاً چی شده.

00:34:54.425 --> 00:34:57.386
‫اما می‌دونیم که مُرده؛ نـه؟

00:34:57.887 --> 00:34:59.639
‫دیگه غیر از این چی مهمـه؟ مُرده

00:35:03.684 --> 00:35:08.272
‫خب؛ یه خبر خوب بدم این وسط
‫من دوست دختر پیدا کردم.

00:35:11.609 --> 00:35:12.735
‫پسره‌ی عوضی.

00:35:12.735 --> 00:35:14.237
‫لو...لوئیزا!

00:35:15.279 --> 00:35:16.572
‫ای لعنتی!

00:35:22.870 --> 00:35:25.665
‫باهاش کنار بیا؛
‫شانست رو از دست دادی.

00:35:58.030 --> 00:36:00.741
‫پلیس ضد تروریسم و سازمان امنیتی لندن

00:36:00.741 --> 00:36:02.952
‫تائید کردند آن‌ها درحال

00:36:02.952 --> 00:36:06.497
‫بررسی تمامِ سرنخ‌های احتمالی در تحقیقات‌شان

00:36:06.497 --> 00:36:08.749
‫درباره‌ی بمب‌گذاری مرکز خریدِ
‫ وست‌ایکرز هستند.

00:36:09.542 --> 00:36:12.753
‫سخنگوی سازمان امنیتی
‫اظهار کرد که در حال حاضر از این‌که

00:36:12.753 --> 00:36:15.548
‫رابرت وینترز مواد لازم برای ساخت
‫بمب را از کجا تهیه کرده اطلاعی ندارند.

00:36:15.548 --> 00:36:19.343
‫اما به‌نظر می‌رسد ساکنین محلی

00:36:19.343 --> 00:36:22.430
‫در پیشروی هرچه‌سریع‌تر روند تحقیقات،
‫با پلیس همکاری کامل دارند.

00:36:22.430 --> 00:36:24.765
‫در همین حال، نام جدیدترین قربانی این حادثه

00:36:24.765 --> 00:36:26.350
‫یعنی جک وارتون 25 ساله

00:36:26.350 --> 00:36:28.519
‫از سوی نهادهای امنیتی اعلام شد.

00:36:28.519 --> 00:36:31.772
‫گزارش شده برادر این شخص
نیز ‫در این حادثه مجروح شده.

00:36:31.772 --> 00:36:34.317
‫این یعنی تمامِ 23 نفری که در بمب‌گذاری

00:36:34.317 --> 00:36:37.028
‫جان باختند، شناسایی شدند.

00:36:37.778 --> 00:36:40.281
‫امروز صبح نیز، تیم مسلح پلیس...

00:36:41.741 --> 00:36:43.534
‫جکسون؛ چی می‌خوای؟

00:36:43.534 --> 00:36:46.746
‫عجب خوش‌آمدگویی گرمی؛ می‌‌تونستی
‫ یه‌ذره بیشتر احساسات به خرج بدی.

00:36:46.746 --> 00:36:49.582
‫نشون دادم؛
‫اما نه اون‌طور که تو انتظار داشتی.

00:36:50.374 --> 00:36:53.085
‫- نمی‌خوای دعوتم کنی داخل؟
‫- نه

00:36:53.085 --> 00:36:55.421
‫حالا اشکال نداره بیام تو؟

00:37:03.054 --> 00:37:04.388
‫صبحونه آوردم بخوریم

00:37:04.388 --> 00:37:06.766
‫من خوردم؛
‫اونم صبحونه محسوب نمی‌شه.

00:37:07.475 --> 00:37:09.352
‫خب نوشیدنی چی؟

00:37:09.352 --> 00:37:10.895
‫یکم زوده؛ حتی برای خودت.

00:37:10.895 --> 00:37:13.606
‫منظورم آب بود.

00:37:19.111 --> 00:37:21.280
‫خب؛ واسه چی اومدی؟

00:37:21.948 --> 00:37:24.784
‫نمی‌تونم به دوست قدیمیم سر بزنم؟

00:37:24.784 --> 00:37:27.453
‫احتمالاً‌ نه و بعید هم هست زده باشی.

00:37:27.453 --> 00:37:31.290
‫ تازه از شناسایی جسد ریور کارت‌رایت برگشتم.

00:37:31.290 --> 00:37:34.085
‫خواستم اولین نفری باشی که
‫این رو می‌دونه.

00:37:34.752 --> 00:37:38.214
‫دیدی؟ یه صبحونه کامله.
‫پرتقال هم داخلش داره.

00:37:38.214 --> 00:37:40.716
‫- میوه‌ای و سالم.
‫- ریور؟ چطوری؟

00:37:41.759 --> 00:37:43.928
‫اصابت گلوله به سینه و صورت

00:37:43.928 --> 00:37:45.972
‫جوری که چهره‌ کَریهش
‫به هیچ عنوان قابل‌تشخیص نبود.

00:37:49.225 --> 00:37:52.353
‫- نمی‌خوای واکنشی نشون بدی؟
‫- دارم واکنش نشون میدم دیگه.

00:37:54.689 --> 00:37:57.275
‫کجا؟

00:37:57.275 --> 00:37:58.859
‫توی حمام.

00:37:58.859 --> 00:38:01.237
‫مثل قدیم‌ها.

00:38:01.237 --> 00:38:04.240
‫به بقیه هم میگی؟

00:38:04.240 --> 00:38:05.658
‫خب به «هـا» پیام دادم.

00:38:05.658 --> 00:38:08.452
‫احتمالاً الان کل دنیا خبر دارن.

00:38:08.452 --> 00:38:09.870
‫پیام فرستادی؟

00:38:09.870 --> 00:38:11.747
‫خب ببخشید که توییت نزدم

00:38:11.747 --> 00:38:13.874
‫چرا شلوغش می‌کنی استن‌دیش؟
‫آدم مرده‌ها.

00:38:13.874 --> 00:38:16.335
‫اصلاً می‌دونی اگه لوئیزا بفهمه
‫ چقدر داغون میشه؟

00:38:16.335 --> 00:38:19.213
‫برای همین به «ها» پیام دادم.
‫حوصله‌ی همچین مسئولیت‌هایی رو ندارم.

00:38:20.006 --> 00:38:26.512
‫خب؛ حالا که این خبر بد رو بهم دادی
‫می‌تونی بری.

00:38:29.890 --> 00:38:31.392
‫آره خب سرت خیلی شلوغه.

00:38:35.813 --> 00:38:39.567
‫- نمی‌خوای بپرسی توی حمام کی به قتل رسیده؟
‫- حمام کی؟

00:38:39.567 --> 00:38:41.902
‫ببخشید؛ این اطلاعات محرمانه‌ست.

00:38:41.902 --> 00:38:43.529
‫از اذیت کردن من لذت می‌بری.

00:38:43.529 --> 00:38:46.490
‫اگه یه لیوان آب بهم بدی
‫بیشتر می‌تونم لذت ببرم.

00:38:46.490 --> 00:38:49.201
‫می‌دونی که آدم وقتی شب بیدار می‌مونه
‫بدنش کم‌آب می‌شه.

00:38:49.201 --> 00:38:51.078
‫محض رضای خدا!

00:39:05.009 --> 00:39:06.302
‫تنهایی؟

00:39:07.261 --> 00:39:09.013
‫باید می‌پرسیدم حتماً.

00:39:09.013 --> 00:39:11.057
‫به‌نظر می‌رسه کس دیگه‌ای این‌جا باشه؟

00:39:11.057 --> 00:39:13.517
‫خب می‌دونم؛ ولی باید می‌پرسیدم.

00:39:13.517 --> 00:39:17.605
‫- چقدر بده که آدم یهو محبوبیت خودش رو از دست بده.
‫- آره خب تو که بهتر می‌دونی.

00:39:17.605 --> 00:39:20.608
‫هرکسی که تا حالا توی زندگیت بوده تو رو
‫یه آدم حروم‌زاده و بی‌شرف می‌دونه.

00:39:20.608 --> 00:39:24.153
‫اما خداروشکر دیگه نیازی نیست تحملت
‫کنم چون راهم رو جدا کردم. یادت نیست؟

00:39:25.112 --> 00:39:29.033
‫البته سعی کردم باهات در ارتباط باشم؛
‫سه بار به منابع انسانی‌تون نامه فرستادم.

00:39:29.033 --> 00:39:31.243
‫آره؛ می‌دونم.
‫همه‌ش مزاحمم می‌شدن.

00:39:31.243 --> 00:39:33.537
‫انگار یه‌سری برگه بود که باید امضا می‌کردم.

00:39:33.537 --> 00:39:35.873
‫خدای من لمب؛ چه مرگتـه؟

00:39:35.873 --> 00:39:39.585
‫سال‌های سال من رو تحت فشار گذاشته بودی و
‫ من بالاخره کاری که می‌خواستی رو کردم.

00:39:40.336 --> 00:39:42.922
‫اون برگه‌ها رو امضا کن
‫و ولم کن برم پی زندگیم.

00:39:42.922 --> 00:39:45.299
‫آخه من نمی‌خوام بعداً پشیمون بشی.

00:39:46.008 --> 00:39:47.343
‫تصور کن اگه یه‌روز پشیمون بشی

00:39:47.343 --> 00:39:49.595
‫و برگردی به اون اوضاع
‫من چقدر ناراحت می‌شم...

00:39:49.595 --> 00:39:51.180
‫به هیچ عنوان تحمل ندارم دوباره شاهد

00:39:51.180 --> 00:39:54.100
‫گریه کردن‌ و مست کردن‌هات باشم.

00:39:54.100 --> 00:39:56.936
‫چون می‌دونی، میگن آدم‌های مست
‫همه‌ش دنبال بهونه‌ان...

00:39:56.936 --> 00:39:58.854
‫نمیگم تقصیر خودتـه
‫چون مریضیه بالاخره.

00:39:58.854 --> 00:40:00.815
‫اما خب، مال پدر بزرگش بوده.

00:40:01.524 --> 00:40:02.566
‫چی؟

00:40:04.068 --> 00:40:08.114
‫درسته نپرسیدی؛ اما گفتم بگم توی
‫حمام پدر بزرگش به قتل رسیده.

00:40:08.114 --> 00:40:10.032
‫حتی نپرسیدی «کی؟»

00:40:10.032 --> 00:40:13.661
‫- کی خب چی؟
‫- کی به ریور شلیک کرده.

00:40:13.661 --> 00:40:15.746
‫چون تو هم مثل من می‌دونی که زنده‌ست.

00:40:17.164 --> 00:40:19.125
‫حرف مفت نزن.

00:40:19.125 --> 00:40:21.710
‫همین یکم پیش گفتی خودت
‫جسدش رو شناسایی کردی.

00:40:21.710 --> 00:40:25.589
‫آره اما اونقدرها درموردِ
‫جزئیات ماجرا کنجکاو نبودی.

00:40:26.257 --> 00:40:27.883
‫چون توی شوکـم.

00:40:28.592 --> 00:40:31.095
‫از اومدن من شوکه شدی؛
‫از این‌که گفتم

00:40:31.095 --> 00:40:33.848
‫ریور زنده‌ست اصلاً شوکه نشدی چون
‫می‌دونی زنده‌ست.

00:40:33.848 --> 00:40:35.391
‫این چرت و پرت‌ها چیـه؟

00:40:35.391 --> 00:40:36.809
‫- داری مزخرف میگی.
‫- نه؛ اینطور نیست.

00:40:36.809 --> 00:40:38.144
‫- استن‌دیش خواهش می‌کنم.
‫- نه...

00:40:38.144 --> 00:40:40.229
‫اصلاً بلد نیستی دروغ بگی.

00:40:41.355 --> 00:40:42.857
‫و تازه...

00:40:44.066 --> 00:40:46.318
‫ماشینش بیرونـه!

00:40:52.783 --> 00:40:54.577
‫خیلی‌خب باشه؛ آره اینجا بود.

00:40:54.577 --> 00:40:57.288
‫- اما الان نیست.
‫- خیلی‌خب؛ چقدر بهتر.

00:40:57.288 --> 00:41:00.166
‫باشه؛ حالا دیگه این نمایش رو تعطیل کن.

00:41:00.166 --> 00:41:02.877
‫و اعتراف کن که اون حروم‌زاده
‫توی اتاق خواب خونتـه.

00:41:02.877 --> 00:41:06.297
‫جکسون؛ ریور ازم
‫خواست حواسم بهش باشه.

00:41:08.883 --> 00:41:09.884
‫الان خوشحالی؟

00:41:10.843 --> 00:41:12.845
‫تو خوب می‌دونی

00:41:12.845 --> 00:41:15.514
‫وقتی خوشحالم اصلاً این‌طوری نیستم

00:41:15.514 --> 00:41:17.933
‫باشه حالا؛
‫ الان هم زود از اتاق خواب بیا بیرون.

00:41:17.933 --> 00:41:19.185
‫آهای!

00:41:20.603 --> 00:41:21.604
‫رفیق؟

00:41:25.691 --> 00:41:26.859
‫ریور کجاست؟

00:41:46.712 --> 00:41:47.963
‫کی هستی تو لعنتی؟

00:41:50.549 --> 00:41:52.301
‫چقدر دیگه می‌رسیم؟

00:41:52.301 --> 00:41:54.136
‫زیاد نمونده