WEBVTT

00:00:26.526 --> 00:00:29.279
‫خیلی‌خب، چون شما عزیزان کُلی
‫اتاق از ما گرفتید،

00:00:29.362 --> 00:00:32.991
‫مایلیم که تخفیف ویژه رزرو گروهی
‫رو براتون اعمال کنیم.

00:00:33.575 --> 00:00:36.202
‫و این‌که، خیلی دوست دارم
‫بدونم کیـا می‌خوان ازدواج کنن؟

00:00:36.286 --> 00:00:38.038
‫اخه منم همین هفته پیش نامزد کردم.

00:00:38.121 --> 00:00:40.790
‫نه؛ عروسی نداریم
‫یه رویداد خاصه...

00:00:40.874 --> 00:00:41.916
‫تولد؟

00:00:42.000 --> 00:00:43.918
‫نه؛ یه رویداد خانوادگیـه.

00:00:44.002 --> 00:00:45.003
‫دورهمی خانوادگی!

00:00:45.086 --> 00:00:46.129
‫خدایا....

00:00:46.212 --> 00:00:47.964
‫ببخشید. من خیلی کنجکاوم.

00:00:48.048 --> 00:00:50.091
‫همکـارم بغل اسم‌تون نوشته «مراسـم»

00:00:50.175 --> 00:00:52.010
‫منظورش مراسم خاک‌سپاری بوده میکیلا.

00:00:52.677 --> 00:00:53.511
‫خدای من...

00:00:54.929 --> 00:00:55.972
‫خیلی ببخشید.

00:00:56.056 --> 00:00:57.849
‫نه. نمی‌دونستی که.
‫فدای سرت.

00:00:58.433 --> 00:01:03.438
‫عمیق‌ترین مراتب تسلیت من را به
‫مناسبت فقدان عزیزتان پذیرا باشید.

00:01:03.521 --> 00:01:06.191
‫نه؛ همسر سابق‌ام بود.

00:01:06.274 --> 00:01:07.275
‫ازش متنفر بودم.

00:01:07.358 --> 00:01:08.318
‫نه متنفر نبودم.

00:01:08.902 --> 00:01:13.198
‫اما قبل از این‌که این جریانات پیش بیاد
‫داشتم ازش طلاق می‌گرفتم.

00:01:14.449 --> 00:01:16.493
‫الانم باید واسه مردی مراسم بگیـرم که

00:01:16.576 --> 00:01:18.495
‫به هیچ عنوان دلش نمی‌خواست با من زندگی کنه.

00:01:18.578 --> 00:01:21.164
‫آنی، عزیزدلم، میکیلا نیاز داره
‫روی کارش تمرکز کنه....

00:01:21.247 --> 00:01:22.248
‫تازه نکته‌ی جالبش این‌جاست

00:01:22.332 --> 00:01:25.210
‫اون زنی که باهاش بهم خیانت کرد امروز داره میـاد

00:01:25.293 --> 00:01:28.004
‫تا توی کارهای مراسـمش به‌م کمک کنه.

00:01:28.505 --> 00:01:29.339
‫پس...

00:01:30.507 --> 00:01:32.550
‫اونقدرها هم فکر می‌کنی به‌مون خوش نمی‌گذره.

00:01:34.427 --> 00:01:38.223
‫باشه پس؛ 12 تا اتاق
‫توی هیچ کدوم‌شون نمی‌شه سیگار کشید.

00:01:38.306 --> 00:01:40.433
‫البته شما اگه نیاز داشتیـد بکشید.

00:01:42.268 --> 00:01:43.770
‫- ممنونم.
‫- ممنون عزیزدلم.

00:01:45.563 --> 00:01:51.611
‫« قسمت هشتم »
‫« زمستان »

00:01:53.321 --> 00:01:55.990
‫وای! این رو یادت میاد؟

00:01:57.492 --> 00:01:59.494
‫آقای شکلاتی‌ای که توی هرشی پارک دیدیم.

00:01:59.577 --> 00:02:00.829
‫واقعی بود؟

00:02:00.912 --> 00:02:02.747
‫همیشه فکر می‌کردم توی کابوس‌هام دیدمش.

00:02:02.831 --> 00:02:04.916
‫وای. سفر خیلی خوبی بود.
‫یادت نمیاد؟

00:02:04.916 --> 00:02:06.251
‫جینی اومد.

00:02:07.752 --> 00:02:08.628
‫سلام.

00:02:10.380 --> 00:02:11.297
‫قربونت بشم...

00:02:14.092 --> 00:02:15.385
‫سلام آن.

00:02:16.010 --> 00:02:18.096
‫مرسی که دعوت‌م کردی.

00:02:18.179 --> 00:02:19.180
‫خواهش می‌کنم.

00:02:19.764 --> 00:02:24.769
‫خب، داشتم درمورد مراسمِ فردا فکر می‌کردم.

00:02:25.603 --> 00:02:26.563
‫و چندتا ایده دارم.

00:02:26.646 --> 00:02:30.150
‫راستش رو بخواین، این اولین بـاره که توی
‫یه مراسم خاک‌سپاری شرکت می‌کنم

00:02:30.233 --> 00:02:32.819
‫چون ننه‌بزرگ بابا‌بزرگم‌هـام همه زنده‌ـن.

00:02:32.902 --> 00:02:33.778
‫می‌دونی چیـه جینی؟

00:02:33.862 --> 00:02:36.990
‫ما ترتیب همه‌چی رو دادیم،
‫تو نمی‌خواد خودت رو اذیت کنی.

00:02:39.159 --> 00:02:39.993
‫اوه...

00:02:40.785 --> 00:02:41.619
‫باشه!

00:02:42.120 --> 00:02:44.038
‫خب، من چندتا از وسایلِ مورد علاقه‌ی نیک رو آوردم.

00:02:44.122 --> 00:02:45.748
‫گفتـم شاید بخواین باهاش خاکشون کنید.

00:02:45.832 --> 00:02:51.045
‫این عینکِ محافظ چشمـشه که توی
‫جشنواره «برنینگ من» بهش داده بودن.

00:02:51.129 --> 00:02:52.255
‫و...

00:02:52.338 --> 00:02:55.550
‫اینـم یکی از آلبوم‌های موردعلاقه‌ی نیکـه.

00:02:55.633 --> 00:02:58.136
‫از یه گروهی به اسم «مانکن پوپی»

00:02:58.219 --> 00:02:59.846
‫- توی فکرم بود...
‫- می‌دونی چیـه جینی؟

00:02:59.929 --> 00:03:02.140
‫نظرت چیـه بیای توی ساخت «اسلاید شو»
‫بهم کمک کنی؟

00:03:02.223 --> 00:03:03.099
‫اوه، حتماً.

00:03:07.687 --> 00:03:08.521
‫سلام.

00:03:10.398 --> 00:03:11.316
‫کجا می‌ری؟

00:03:11.399 --> 00:03:13.818
‫باید برم ایستگاه قطار دنبال چندتا از فامیل‌هامون

00:03:13.902 --> 00:03:16.654
‫و بعدشـم یه‌سر می‌رم سالن ترحیم...

00:03:16.738 --> 00:03:19.073
‫چرا؟ مگه همه‌ کارها رو انجام ندادیم؟

00:03:19.157 --> 00:03:24.037
‫خب؛ دارن سرمـون کلاه می‌ذارن. می‌خوان آن رو
‫تیغ بزنن و واسه یه کوزه 2500 دلار ازش بگیرن.

00:03:24.120 --> 00:03:26.748
‫چی؟ من با 2500 دلار کل دندون‌هام رو درست کردم.

00:03:26.831 --> 00:03:30.418
‫آره، تازه یه‌عالمـه چرت و پرت اضافی هم
‫نوشتن توی صورت‌حساب.

00:03:30.501 --> 00:03:32.003
‫- عجب داستانی!
‫- هی...

00:03:33.421 --> 00:03:36.174
‫می‌خوای من به‌جات برم؟
‫می‌تونم باهاشون صحبت کنم‌ ارزون‌تر حساب کنن.

00:03:38.301 --> 00:03:39.135
‫چی؟

00:03:39.719 --> 00:03:42.472
‫والا تو همیشه یه‌کاری می‌کنی گرون‌تر حساب کنن!

00:03:42.555 --> 00:03:45.183
‫یادت نمیـاد سر اون قضیه
‫بیمه «گیک اسکواد» اون سیم برق

00:03:45.266 --> 00:03:46.476
‫12 دلاری رو انداختن بهت؟

00:03:46.559 --> 00:03:49.270
‫آره اما اگه یادت باشه وقتی که خراب شد

00:03:49.354 --> 00:03:50.897
‫کاملاً رایگان یدونه دیگه برامـون فرستادن.

00:03:50.980 --> 00:03:53.983
‫البتـه منـهای هزینه پسـت دوباره و مرجوع کردنش.

00:03:54.692 --> 00:03:56.945
‫می‌دونم که از نظـرت اونقدرها آدم به‌درد به‌بخوری نیستم

00:03:57.028 --> 00:03:59.405
‫اما گاهی اوقات باید بهم اعتماد کنی
‫تا کمکت کنم.

00:03:59.906 --> 00:04:03.284
‫خیلی‌خب؛ ممنونم.
‫پس تو برو سالن ترحیم.

00:04:08.539 --> 00:04:11.584
‫ببین؛ می‌دونم اخیراً خیلی تحت فشار بودیم

00:04:11.668 --> 00:04:13.878
‫و هیچ کدوم‌مون نمی‌دونیم چطوری
‫باید خودمون رو نجات بدیم

00:04:13.962 --> 00:04:16.756
‫اما این اولین بارمـون نیست که
‫با همچین سختی‌هایی روبه‌رو می‌شیم

00:04:17.382 --> 00:04:20.969
‫مثلاً، یادتـه وقتی خونه‌مون رو خریدیم،
‫یه‌روز بعدش من کـارم رو از دست دادم؟

00:04:21.052 --> 00:04:21.886
‫واقعاً وحشتناک بود.

00:04:21.970 --> 00:04:23.721
‫آره، یا وقتی که نـه ماهه باردار بودی

00:04:23.805 --> 00:04:26.099
‫و گفتی نمی‌تونی بچه رو به‌دنیا
‫بیاری و می‌ترسی

00:04:26.182 --> 00:04:29.060
داشتم سکته می‌کردم و اثر بی‌حسی پریده بود

00:04:29.143 --> 00:04:30.103
‫آره.

00:04:31.020 --> 00:04:32.313
‫ولی خب ما می‌دونیم باید چیکار کنیم.

00:04:32.397 --> 00:04:35.650
‫فقط کافیـه تمام تلاش‌مون رو بکنیم
‫و دندون روی جیگر بذاریم

00:04:35.733 --> 00:04:37.277
‫تمرکز کنیم

00:04:37.360 --> 00:04:40.321
‫و تا وقتی همه‌چی درست نشده
‫بی‌خیال نشیم.

00:04:42.073 --> 00:04:43.825
‫ازدواج همینه دیگه!

00:04:44.409 --> 00:04:45.243
‫آره...

00:04:52.834 --> 00:04:53.751
‫واقعاً سخته...

00:04:56.296 --> 00:04:57.422
‫اشکال نداره.

00:04:57.505 --> 00:04:58.798
‫همه‌چی درست می‌شه.

00:04:58.881 --> 00:04:59.716
‫چطوری آخه؟

00:04:59.799 --> 00:05:01.759
‫نیک مُرده. اوضاع واقعاً داغونه.

00:05:02.260 --> 00:05:03.094
‫می‌دونم.

00:05:03.636 --> 00:05:07.307
‫اما نیک دیگه الان یه پروانه‌ست
‫و این خیلی قشنگـه.

00:05:08.349 --> 00:05:09.183
‫چی؟

00:05:09.934 --> 00:05:12.520
‫دیشبِ خواب نیک رو دیدم.

00:05:12.603 --> 00:05:15.565
‫کُلی پروانه دورش جمع شده بودن،

00:05:15.648 --> 00:05:16.691
‫و خیلی خوشحال بود.

00:05:16.774 --> 00:05:20.028
‫و امروز صبح، اَن یه مـاگ داد دستـم که
‫روش...

00:05:20.862 --> 00:05:21.988
‫عکس پروانه بود!

00:05:22.071 --> 00:05:22.947
‫آره.

00:05:23.489 --> 00:05:27.577
‫فکرکنم این یه نشونه‌ست تا بدونیـم
‫اون همیشه پیشِ ماست.

00:05:28.661 --> 00:05:30.955
‫خب، من زیاد به این جورچیزها باور ندارم.

00:05:31.039 --> 00:05:32.874
‫اما من داشتم فکر می‌کردم که...

00:05:33.750 --> 00:05:36.669
‫پیش نیومده بود بهت بگه از پروانه‌‌ها خوشش میـاد؟

00:05:36.753 --> 00:05:38.880
‫یا نمی‌دونم، بگه یه ارتباط خاصی باهاشون داره؟

00:05:38.963 --> 00:05:39.839
‫معلـومه که نه.

00:05:39.922 --> 00:05:42.008
‫یه دختر بچه 9 سالـه یا ماریـا کری که نبود.

00:05:42.091 --> 00:05:43.676
‫پروانه‌ها براش مهم نبودن.

00:05:45.178 --> 00:05:47.388
‫پس خیلی عجیبه که خودش الان یکی از اونا شده.

00:05:49.807 --> 00:05:52.977
‫خیلی‌خب، همگی تمام عکس‌هاشون رو فرستادن؟

00:05:53.061 --> 00:05:56.731
‫من سه تا فرستادم. والا با شماها سالی یه‌بـارم عکس
‫نمی‌گیریم.

00:05:56.814 --> 00:06:00.068
‫خیلی‌خب، ممنون که یادآوری کردی با دوست‌های
‫دیگه‌ت بیشتر عکس می‌گیرین!

00:06:00.151 --> 00:06:02.987
‫- آره خب.
‫- خب همین الان داشتم با مارتی صحبت می‌کردم.

00:06:03.071 --> 00:06:05.615
‫- مارتی کیـه؟
‫- مارتی گولاسـکا؛ سالن ترحیم گولاسکـا.

00:06:05.698 --> 00:06:06.532
‫پسر باحالیه

00:06:06.616 --> 00:06:08.451
‫عالیه. خرج و مخارج اضافی رو حذف کرد؟

00:06:08.534 --> 00:06:09.911
‫خب، با توجه به حرف‌های مارتی،

00:06:09.994 --> 00:06:13.122
‫تمام اون چیزهایی که فکر می‌کردی اضافی‌ان،
‫در واقع خیلی‌ هم مهـم

00:06:13.206 --> 00:06:14.582
‫و ضروری‌ان.

00:06:14.665 --> 00:06:17.043
‫پس محض احتیاط، چیزی رو حذف نکردیم.

00:06:17.794 --> 00:06:20.713
‫خب از چهره‌ت می‌تونم حدس بزنم
‫فکر می‌کنی دوباره سرم رو کلاه گذاشتن

00:06:20.797 --> 00:06:22.340
‫اما بهت قول می‌دم اینطور نیست.

00:06:22.423 --> 00:06:25.385
‫نه. اشکالی نداره.
‫بعداً ردیف‌ش می‌کنم.

00:06:25.468 --> 00:06:28.054
‫بریم سراغِ اسلایـد شو.

00:06:28.137 --> 00:06:28.971
‫به‌به.

00:06:29.055 --> 00:06:32.558
‫منم عکس‌هـام رو برات ایردراپ کردم.
‫چندتا از خوب‌هاش رو فرستادم.

00:06:33.059 --> 00:06:34.685
اینجا کجاست دیگه؟

00:06:34.769 --> 00:06:35.728
‫آره، اما نمی‌شه...

00:06:35.812 --> 00:06:37.605
‫وای جینی. نمی‌دونم.

00:06:38.231 --> 00:06:38.856
‫چیـه؟ چی شده؟

00:06:38.898 --> 00:06:40.274
‫از نظر من‌که خیلی عاشقانه‌ان.

00:06:40.358 --> 00:06:41.984
‫نیـک عاشق این عکسش با بندبازهـا بود.

00:06:41.984 --> 00:06:42.735
‫نه؛ می‌دونم که خوشش می‌اومده
‫و این عکس‌ها رو دوست داشته

00:06:42.819 --> 00:06:45.321
‫فقط فکر نکنم دلش بخواد مردم با عکس‌هایی
‫که توش شبیـه

00:06:45.405 --> 00:06:47.573
‫دلقک‌ها افتاده ازش یاد کنن.

00:06:47.657 --> 00:06:51.119
‫خب، آره. فکر نکـنم حتی خودِ جینی
‫هم راضی باشه، مگه نه؟

00:06:51.828 --> 00:06:55.498
‫منظورم اینه که، می‌تونی یه‌جور دیگـه
‫توی مراسـم مشارکت کنی

00:06:55.581 --> 00:06:57.458
‫نمی‌دونم، درمورد نیک سخنرانی کنی...

00:06:57.542 --> 00:06:59.335
‫آره، اینطوری عالی می‌شه!

00:06:59.419 --> 00:07:00.711
‫حالا من عکس‌ها رو یه‌کاریـش می‌کنم.

00:07:00.795 --> 00:07:03.589
‫نه؛ جدی می‌گم. اینطوری احساس خیلی
‫بهتری پیدا می‌کنم.

00:07:03.673 --> 00:07:06.259
‫آره. ممنونم.

00:07:06.342 --> 00:07:07.802
‫فردا می‌بینمتون دیگه، باشه؟

00:07:07.885 --> 00:07:09.804
‫به‌نظرتون چقدر باشه؟
‫سه تا پنج دقیقه اوکیه؟

00:07:11.055 --> 00:07:12.056
‫حالا باهات هماهنگ می‌شم.

00:07:12.140 --> 00:07:14.392
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب، خداحافظ.

00:07:14.475 --> 00:07:15.393
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

00:07:17.770 --> 00:07:18.729
‫چرا؟

00:07:18.813 --> 00:07:21.774
‫آخه خب شما از کجا می‌دونین؟ شاید اَن هم بخواد
‫جینی سخنرانی...

00:07:21.858 --> 00:07:23.151
‫- نه.
‫- نه.

00:07:28.906 --> 00:07:32.201
‫اَن، پِد تای خونگـی و ادایی بی‌مـزه میل داری؟

00:07:33.786 --> 00:07:34.954
‫به‌نظر عالی میاد.

00:07:41.752 --> 00:07:42.962
‫آره. می‌دونم.

00:07:44.046 --> 00:07:45.256
‫باورم نمی‌شه مُرده...

00:07:46.299 --> 00:07:49.594
‫نمی‌دونم حالـت رو بهتر می‌کنه یا نه اَن،
‫اما باید بگم اون همیشه پیشِ ماست.

00:07:49.677 --> 00:07:50.511
‫آره.

00:07:51.012 --> 00:07:51.971
‫از هردوتون ممنونم.

00:07:52.054 --> 00:07:53.848
‫راستش رو بخوای، دیشب یه خوابی دیدم

00:07:53.931 --> 00:07:55.683
‫- کلاود، کلاود...
‫- درموردِ نیک

00:07:55.766 --> 00:07:57.768
‫اون ماگـی که امروز صبح بهم دادی رو یادتـه؟

00:07:58.603 --> 00:08:00.062
‫همونی که روش عکس سنجاقـک داشت؟

00:08:05.234 --> 00:08:06.444
‫جینی کجاست؟

00:08:06.527 --> 00:08:08.321
‫برگشت هتل.

00:08:16.120 --> 00:08:19.999
‫داشتم درموردِ مراسم فکر می‌کردم
‫و یه ایده‌ای به سرم زد.

00:08:20.082 --> 00:08:25.463
‫به‌نظرتون به جینی اجازه بدم یه سخنرانی کوچیک داشته باشه؟

00:08:25.546 --> 00:08:26.839
‫نه؛ عمراً بذارم فردا صحبت کنـه

00:08:27.673 --> 00:08:29.217
‫آره. حدس می‌زدیم.
‫آره.

00:08:29.967 --> 00:08:35.181
‫و خبر بعدی این‌که، اسلاید شـو خیلی خوب شده!

00:08:35.264 --> 00:08:36.140
‫عالیه.

00:08:38.643 --> 00:08:41.103
‫خب، با رفقیـت مارتی صحبت می‌کردم.

00:08:41.896 --> 00:08:46.943
‫و بلاخره یه کوزه‌ی
‫مقرون‌به‌صرفـه و خوشگل پیدا کردیم.

00:08:47.026 --> 00:08:51.614
‫حالا نمی‌دونم بدون اون پایه تاج گل
‫پلاتینی سیصد دلاری می‌خوایم چیکار کنیم،

00:08:51.697 --> 00:08:53.491
‫اما یه‌راهی براش پیدا می‌کنیم.

00:08:53.574 --> 00:08:55.368
‫می‌دونی، اصلاً نیازی به این‌کار نبود.

00:08:55.451 --> 00:08:58.329
‫یعنی، فقط چون کاری که میخواستی
‫رو انجام ندادم، نیازی نبود زنگ بزنی.

00:08:58.412 --> 00:09:01.832
‫مسئلـه این نیست جک.
‫کاری که گفته بودم رو انجام ندادی.

00:09:01.916 --> 00:09:04.126
‫الان چرا داری می‌پری بـهم؟

00:09:04.210 --> 00:09:07.171
‫هـا؟ پس اون حرف‌های «ازدواج همینه دیگه»
‫و این‌ها چی شد؟

00:09:07.255 --> 00:09:09.257
‫«با هم تمام سختی‌ها رو پشت سر می‌ذاریم»؟

00:09:09.340 --> 00:09:13.928
‫آخه جک؛ وقتی که خودش دائـم مسبب سختی‌
‫و بدبختی‌هاست...

00:09:14.011 --> 00:09:16.597
‫واسه چی برگشتی به جینی گفتی سخنرانی کنـه؟

00:09:16.681 --> 00:09:17.974
‫سلام؛ ببخشید که مزاحم شدم.

00:09:18.015 --> 00:09:20.101
‫- سلام عزیزم.
‫- اتاق خودتـه بابا.

00:09:20.184 --> 00:09:21.894
‫فقط اومدم مسواک‌ام رو بردارم.

00:09:21.978 --> 00:09:24.855
‫- باشه، برو برش دار
‫ - دندون‌هات رو حسابی تمیز کن.

00:09:25.439 --> 00:09:27.733
‫- مطمئنی اشکال نداره ما توی اتاقت بخوابیم لایلا؟
‫- آره بابا.

00:09:27.817 --> 00:09:30.486
‫آره؛ آره. من پیش مامان راحتـم.
‫شب خوش.

00:09:31.571 --> 00:09:32.405
‫شب خوش.

00:09:33.656 --> 00:09:36.492
‫می‌دونی، اتفاقاً خوب شد که بهش گفتم
‫سخنرانی کنه.

00:09:36.576 --> 00:09:40.204
‫آره. دلـم براش سوخت.
‫از عکس‌هاش که نمی‌تونستی استفاده کنی!

00:09:40.288 --> 00:09:42.665
‫واقعاً فکر کردی عکس‌های نیـک توی سیرک آفتاب

00:09:42.748 --> 00:09:46.627
‫اونم با اون وضع، واسه اسلاید شویی که بچه‌هاش
‫هم قراره ببینن مناسبـه؟

00:09:46.711 --> 00:09:48.296
‫- نه.
‫- نه.

00:09:48.379 --> 00:09:51.549
‫پس کاش به‌‌جاش به جینی می‌گفتی که
‫عکس‌هاش خیلی افتضاحه!

00:09:51.632 --> 00:09:53.467
‫اصلاً می‌تونستی خودت با اَن صحبت کنی!

00:09:53.551 --> 00:09:56.762
‫اما نکردی؛ چون باید همیشه
‫نقشِ آدم خوبه رو بازی کنی.

00:09:56.846 --> 00:09:58.556
‫و می‌دونی دیگه، منم می‌شم آدم بده.

00:09:58.806 --> 00:10:00.600
‫ببخشید؛ یادم رفت کتاب‌ام رو بردارم.

00:10:01.100 --> 00:10:02.602
‫مطمئنی نمی‌خوای این‌جا بخوابی؟

00:10:02.685 --> 00:10:06.063
‫- ما می‌تونیم بریم یه‌جای دیگه. حتی روی سقف
‫- آره. هرجا باشه اوکیـه.

00:10:09.317 --> 00:10:12.862
‫کاش فقط یه‌بار به من اعتماد می‌کردی!

00:10:12.945 --> 00:10:15.406
‫- خب؟ هیچوقت به من اعتماد نمی‌کنی.
‫- آره، می‌دونی چرا؟

00:10:15.489 --> 00:10:17.742
‫چون هرموقع روت حساب می‌کنم گند می‌زنی!

00:10:17.825 --> 00:10:20.286
‫و دردسرهاش می‌مونه واسه من؛
‫برای همین دیگه خسته‌ام.

00:10:20.369 --> 00:10:24.248
‫دیگه گند هات رو جمع نمی‌کنم؛
‫فردا صبح هم خودت برو با جینی صحبت کن.

00:10:26.792 --> 00:10:28.711
‫خدایا، بعضی وقت‌ها واقعاً بداخلاق می‌شی!

00:10:28.794 --> 00:10:32.173
‫خب، اگه اینقدر آدم داغونی‌ام،
‫چرا به دوستات توی «وکیل من» زنگ نمی‌زنی؟
‫(یک برنامه برای مشاوره حقوقی)

00:10:45.895 --> 00:10:48.439
‫این هفته خیلی زحمت کشیدی.
‫اَن یه دنیا ازت ممنونه.

00:10:48.522 --> 00:10:50.858
‫خب، حقـه نیکـه که یه خداحافظی آبرومندانه داشته باشه.

00:10:55.946 --> 00:10:57.323
‫یکی اومده.

00:10:58.074 --> 00:10:59.742
‫سلام. برای مراسم اومدیم.

00:10:59.825 --> 00:11:01.243
‫اوه، بله خانم.

00:11:01.327 --> 00:11:03.371
‫ما قراره توی اداره‌ی این رویداد غم‌انگیز بهتون کمک کنیم.

00:11:03.454 --> 00:11:06.540
‫- تسلیت می‌گم.
‫- تسلیت می‌گم.

00:11:07.750 --> 00:11:09.585
‫می‌تونم بدونم در چرا قفلـه؟

00:11:09.669 --> 00:11:12.171
‫بله، به پدرم گفته بودید...

00:11:12.254 --> 00:11:15.466
‫ساعتِ ملاقات خصوصی خانوادگی رو نمی‌خواین...

00:11:16.050 --> 00:11:17.218
‫یه لحظه صبر کنید

00:11:18.761 --> 00:11:21.514
‫می‌خواین داخل منتظر بمونیـد؟

00:11:22.973 --> 00:11:24.725
‫بله می‌خوایم

00:11:30.314 --> 00:11:31.524
‫چرا هیچی آماده نیست؟

00:11:31.607 --> 00:11:34.568
‫اوه، این‌جا که کلیسای اصلیـه

00:11:34.652 --> 00:11:38.072
‫همونطور که درخواست کرده بودید،مراسم‌تون
‫توی اتاق سوگواری برگزار می‌شه.

00:11:41.784 --> 00:11:42.868
‫اوه...

00:11:44.787 --> 00:11:47.581
‫فکر کنم مارتی منظورش همین‌ها بود.

00:11:54.338 --> 00:11:55.297
‫- سلام.
‫- سلام.

00:11:58.008 --> 00:11:58.884
‫اوه.

00:12:03.180 --> 00:12:04.682
‫- سلام.
‫- سلام.

00:12:05.766 --> 00:12:07.101
‫حالت چطوره؟

00:12:08.060 --> 00:12:09.019
‫خوبم.

00:12:09.103 --> 00:12:09.937
‫اوهوم...

00:12:10.020 --> 00:12:11.230
‫ممنون که پرسیدی.

00:12:11.772 --> 00:12:12.606
‫بله.

00:12:15.901 --> 00:12:17.153
‫خب، گوش کن.

00:12:18.028 --> 00:12:19.488
‫- من و کیت داشتیم صحبت می‌کردیم...
‫- خب؟

00:12:19.572 --> 00:12:23.159
‫و می‌دونم که زیاد دوست نداری جینی
‫سخنرانی کنه...

00:12:23.242 --> 00:12:24.702
‫چرا باز داریم درمورد این موضوع حرف می‌زنیم؟

00:12:25.745 --> 00:12:27.079
‫خب، باشه.

00:12:27.788 --> 00:12:30.291
‫ببین، راستش رو بخوام، من یه گندی زدم.

00:12:30.374 --> 00:12:32.501
‫به جینی گفتم که می‌تونه سخنرانی کنه.

00:12:32.585 --> 00:12:33.419
‫نه!

00:12:33.502 --> 00:12:35.838
‫- اگه امکانش هست که یه‌جوری...
‫- نه!

00:12:35.921 --> 00:12:40.217
‫دیگه از این بازی خسته شدم.
‫یه‌بارم که شده بذارید خط قرمـزم رو حفظ کنم.

00:12:40.301 --> 00:12:41.177
‫ببین، آخه...

00:12:41.260 --> 00:12:46.015
‫این مراسم برای خانواده‌ی واقعیـشه؛
‫نه دختری که باهاش توی رابطه بوده.

00:12:46.098 --> 00:12:49.185
‫خب، از نظر من نیـک خیلی بیشتر
‫از این حرف‌ها دوستش داشته...

00:12:49.268 --> 00:12:51.187
‫تقریباً کل سال گذشته رو با هم گذروندن.

00:12:51.270 --> 00:12:53.314
‫خب، یـه سـالم زده بود توی فاز «جودو».

00:12:53.397 --> 00:12:55.232
‫باید به استاد استیـو بگیم بیاد سخنرانی کنه؟

00:12:56.692 --> 00:12:57.735
‫فکر نکنم.

00:12:57.818 --> 00:12:59.153
‫ما زن و شوهر بودیم.

00:12:59.236 --> 00:13:01.530
‫بچه داشتیم.
‫یه عمر با هم بودیم.

00:13:01.614 --> 00:13:04.366
‫واقعاً فرق می‌کنه.
‫فرق می‌کنه...

00:13:05.367 --> 00:13:07.536
‫لیاقتِ این رو نداره بره اون بالا
‫و مثل من سخنرانی کنه

00:13:08.871 --> 00:13:11.540
‫آره. آره. فقط خواستم برای چهارمیـن
‫بار بپرسم تا مطمئن بشم.

00:13:11.624 --> 00:13:13.626
‫چون خودمم باهات موافقم. آره.

00:13:21.842 --> 00:13:22.968
‫سلام کیت...

00:13:23.969 --> 00:13:24.845
‫سلام.

00:13:24.929 --> 00:13:25.012
‫سلام.

00:13:25.012 --> 00:13:25.846
‫سلام.

00:13:26.430 --> 00:13:29.433
‫می‌خواستم بدونم کِی باید برم سخنرانی کنم؟

00:13:29.517 --> 00:13:30.976
‫جک بهت نگفت؟

00:13:33.270 --> 00:13:34.772
‫درسته، خب...

00:13:36.232 --> 00:13:39.819
‫خب، اَن گفت خیلی بهتر می‌شه اگه
‫مراسم رو جمع‌وجور تر برگزار کنیم.

00:13:40.611 --> 00:13:42.154
‫می‌دونی دیگه، یه‌چیز خانوادگیه...

00:13:43.239 --> 00:13:46.951
‫برای همین فقط اَن قراره سخنرانی کنه.

00:13:48.828 --> 00:13:52.790
‫ولی اَن حتی درست حسابی نیک رو نمی‌شناخت.

00:13:52.873 --> 00:13:56.001
‫جینی، اَن و نیک 25 سال با هم زندگی کردن.

00:13:56.085 --> 00:13:57.378
‫خب، اهمیتی نداره

00:13:57.461 --> 00:13:59.255
‫کل عمرتو با آدم اشتباهی بگذرونی،

00:13:59.338 --> 00:14:01.674
‫ اندازه‌ی یه لحظه کنار عشق واقعی‌ت نمی‌ارزه.

00:14:02.258 --> 00:14:03.425
‫عشق واقعی؛ بله.

00:14:06.053 --> 00:14:09.014
‫می‌دونم که احساس می‌کنی اون 8
‫مـاهی که با نیـک بودی

00:14:09.098 --> 00:14:12.184
‫مهم‌ترین و بهترین اتفاقه زندگیـته.

00:14:12.268 --> 00:14:14.144
‫اما یک روز، امیدوارم،

00:14:14.645 --> 00:14:17.064
‫با یکی ازدواج کنی و 25 سال با هم زندگی کنید

00:14:17.147 --> 00:14:20.609
‫اون‌وقت می‌فهمی تمام این ماجراها
‫گذرا و بی اهمیت بودن.

00:14:21.652 --> 00:14:22.570
‫گذرا؟

00:14:22.653 --> 00:14:24.905
‫یه اتفاق گذرای قشنگ.

00:14:24.989 --> 00:14:28.409
‫منظورم من اینه که یه زندگی خیلی قشنگ در انتظارتـه.

00:14:35.124 --> 00:14:36.959
‫- ممنونم.
‫- ببخشید.

00:14:39.253 --> 00:14:42.756
‫خب ما آماده‌ایم.
‫خودم بذارمـش...

00:14:42.840 --> 00:14:44.008
‫یا خودتون زحمت می‌کشید؟

00:14:44.758 --> 00:14:45.593
‫این چیـه؟

00:14:46.427 --> 00:14:47.928
‫خاکستر خدابیامرزـه.

00:14:50.639 --> 00:14:52.892
‫- چرا شکلِ کفشـه؟
‫- خودتون این مدل رو سفارش دادید.

00:14:53.475 --> 00:14:55.019
‫شمار 619، اوجِ زیبایی.

00:14:55.102 --> 00:14:56.937
‫نه؛ آخه این‌که شکلِ کوزه نیست!

00:14:57.021 --> 00:14:59.481
‫یعنی خب، اگه مدلی که مشتری انتخاب
‫می‌کنه کوزه نیست باید بهشون بگین!

00:14:59.565 --> 00:15:01.525
‫این دیگه چه کوفتیه؟

00:15:01.609 --> 00:15:03.110
‫این...این نیکـه؟

00:15:03.193 --> 00:15:05.946
‫نه. قراره عوضش کنیم. عوضش می‌کنیم.
‫می‌شه عوضش کرد دیگه؟

00:15:06.030 --> 00:15:07.823
‫خب راستش پدرم باید در این‌باره تصمیم بگیره.

00:15:07.907 --> 00:15:10.576
‫بهش گفته بودید که مراسم قراره ساده و جمع‌وجور باشه

00:15:10.659 --> 00:15:12.661
‫الانـم رفته سمتِ شمال
‫توی کلبه‌ ماهی‌گیری‌ش

00:15:12.745 --> 00:15:15.539
‫خوش به حال مارتی.
‫عکس اونجارو بهم نشون داده بود.

00:15:16.415 --> 00:15:17.374
‫خیلی خب کایلر.

00:15:17.458 --> 00:15:19.543
‫- خیلی‌خب بیا بریم بذاریمش سرجاش
‫- واقعاً؟

00:15:21.629 --> 00:15:24.465
‫یکم با جینی صحبت کردم
‫و همه‌چی اوکی شد. خیلی زحمت کشیدی.

00:15:24.548 --> 00:15:27.426
‫جینی؟ من فکر کردم گفتی برو با اَن صحبت کن!

00:15:29.053 --> 00:15:31.221
‫خدایا خفه‌م کن.

00:15:31.305 --> 00:15:32.473
‫خب...

00:15:37.645 --> 00:15:39.647
‫خیلی‌خب، هرموقع آماده بودی شروع کن.

00:15:39.730 --> 00:15:41.273
‫و آهان...یه‌چیزی.

00:15:41.357 --> 00:15:43.359
‫کوزه‌مـون موقـتی این شکلیه.

00:15:44.318 --> 00:15:45.819
‫اون کفشِ پاشه‌بلنده؟

00:15:45.903 --> 00:15:49.782
‫آره؛ اما دوباره می‌گم، موقتیـه
‫فردا درست‌ش می‌کنیم

00:15:49.865 --> 00:15:51.575
‫باشه؟ پس...

00:15:52.660 --> 00:15:54.244
‫شروع کن اَن.

00:16:07.091 --> 00:16:08.217
‫سلام.

00:16:10.469 --> 00:16:14.223
‫امروز دور هم جمع شدیم تا یاد و خاطره کسی
‫که برای همه‌مون عزیز بود رو زنده نگه داریم.

00:16:14.306 --> 00:16:16.141
‫نیکولاس پگانو.

00:16:16.225 --> 00:16:17.184
‫نیک عزیزمون.

00:16:18.686 --> 00:16:23.983
‫وقتی که من و نیک تازه با هم آشنا شده بودیم،
‫ازم خواست کمکش کنم چند تابلوی هنری بخره.

00:16:24.525 --> 00:16:28.487
‫وقتی ازش پرسیدم چه سبکی رو دوست داره،
‫گفت: «هر چی که باکلاس‌تره.»

00:16:29.655 --> 00:16:33.033
‫بهش گفتم هنر باید احساس خلق
‫کنه و دل آدم رو به لرزه در بیاره.

00:16:33.867 --> 00:16:38.664
‫به ده تا گالری مختلف سر زدیم؛
‫اما هیچی چشم‌مون رو نگرفت.

00:16:39.748 --> 00:16:42.084
‫تا اینکه یه هنرمند خیابونی رو دیدیم،

00:16:42.167 --> 00:16:45.462
‫و نیک پا فشاری کرد که کاریکاتورمون رو بکشه.

00:16:46.588 --> 00:16:51.802
‫آخرش وقتی تابلـو تموم شد؛ بهش نگاه کرد خودش
‫رو موتور نشسته بود و من توی صندلی کناری‌ش

00:16:52.344 --> 00:16:55.764
‫و گفت:
‫«این چیزیـه که دل من رو به لرزه درمیاره»

00:16:57.057 --> 00:17:00.060
‫و بیست سالِ تموم،

00:17:00.144 --> 00:17:03.814
‫اون تابلو‌ی زیـبا روی دیوار خونه‌مون آویزون بود

00:17:03.897 --> 00:17:06.734
‫یعنی خب منظورم خونه‌ی خودش بود.

00:17:09.445 --> 00:17:11.071
‫احتمال زیاد بعداً برش داشته.

00:17:16.368 --> 00:17:21.999
‫ببخشید. ببخشید.
‫حرف زدن راجع بهـش خیلی سخته.

00:17:23.167 --> 00:17:25.377
‫از یه طرف، کلی خاطره‌ی...

00:17:25.461 --> 00:17:28.213
‫قشنگ با هم داریم و از یه طرف دیگه،
‫بهم گفت می‌خواد ترکم کنه...

00:17:28.297 --> 00:17:30.841
‫همون موقع که منتظر کارشناس بیمه بودیم
‫تا انبار منفجرشده‌مونو بررسی کنه.

00:17:32.760 --> 00:17:35.345
‫فکر می‌کردم می‌شناسمش،
‫اما در واقع اصلاً نمی‌شناختمش.

00:17:36.555 --> 00:17:38.766
‫مثلاً من اصلاً نمی‌دونستم عاشقِ
‫گروه «مانکی پوپی»ـه

00:17:38.849 --> 00:17:39.850
‫«مانکن»...

00:17:40.434 --> 00:17:41.643
‫آهان بله. خیلی هم عالی.

00:17:43.687 --> 00:17:46.398
‫ظاهراً خانم مطلقـه لقمه‌ی بزرگ‌تر از دهنش برداشته.

00:17:48.567 --> 00:17:51.904
‫بهتره یکی دیگه سخنرانی رو ادامه بده.

00:17:55.824 --> 00:18:00.704
‫کلاود، گفتی می‌خوای درمورد اون
‫ماگ و این چیزها یه‌حرفایی بزنی...

00:18:00.788 --> 00:18:01.622
‫اوه.

00:18:04.958 --> 00:18:05.876
‫آره.

00:18:11.215 --> 00:18:12.049
‫ممنونم اَن

00:18:15.135 --> 00:18:19.098
‫دوست عزیزمون نیک الان دیگه یه پروانه‌ست...

00:18:30.776 --> 00:18:33.112
‫خیلی‌خب؛ لایلا و بـث به قطارشون رسیدن.

00:18:33.195 --> 00:18:34.238
‫خوبه.

00:18:37.825 --> 00:18:38.951
‫این رو کجا بذارم؟

00:18:45.457 --> 00:18:48.127
‫هر مراسم خاک‌سپاری‌ای سوتی‌های خودش رو داره.

00:18:48.210 --> 00:18:51.171
‫درکل، فکرکنم رفیق‌مون رو خوب بدرقـه کردیم.

00:18:51.672 --> 00:18:54.174
‫- امیدوارم.
‫- آره؛ گمون کنم حق با توئـه.

00:18:54.258 --> 00:18:56.927
‫خدای من؛ زده به سرتـون؟

00:18:57.010 --> 00:18:58.220
‫ببخشید؟

00:18:58.303 --> 00:19:01.515
‫جدی‌ام؛ چطور روتون می‌شه بگیـن
‫خاک‌سپاری خوب بود؟

00:19:01.598 --> 00:19:04.685
‫یعنی فکر کردید سخنرانی
‫چندثانیه‌ای مـن قراره

00:19:04.768 --> 00:19:07.521
‫از این آشغال که معلوم نیست
‫چه کوفتی بود بیشتر آبروتون رو ببره؟

00:19:07.604 --> 00:19:08.438
‫- وای...
‫- جینی!

00:19:08.522 --> 00:19:10.274
‫نه؛ دیگه به اینجام رسیده.
‫خب؟

00:19:10.357 --> 00:19:12.776
‫عکس‌های من رو پاک کنید،

00:19:12.860 --> 00:19:15.320
‫عینک محافظ چشم جشنوره «برنینگ
‫من» رو توی خونه جا بذارید،

00:19:15.404 --> 00:19:19.241
‫با من مثل بچه‌ها رفتار کنید،
‫اما رابطه من و نیک گذرا نبود!

00:19:21.034 --> 00:19:24.079
‫من و نیک با هم عقد کرده بودیم.

00:19:28.041 --> 00:19:29.459
‫می‌رم یکم هوا بخورم

00:19:30.085 --> 00:19:30.919
‫جینی، صبرکن.

00:19:31.003 --> 00:19:33.922
‫گفتم می‌خوام برم یکم هوا بخورم.
‫اشکالی نداره یا اینـم باید با کیت هماهنگ کنی؟

00:19:36.842 --> 00:19:39.261
‫حرف دردناک اما حَقـی بود.

00:19:43.932 --> 00:19:45.267
‫جینی هنوز جواب نمی‌ده.

00:19:45.350 --> 00:19:46.852
‫هوا داره تاریک می‌شه...

00:19:46.935 --> 00:19:50.355
‫کسی نیست زنگ بزنیم بره پیداش کنـه؟
‫مثلاً نگهبان دریاچه‌ای کسی...

00:19:50.439 --> 00:19:52.816
‫- نه. خودمون می‌ریم دنبالش می‌گردیم.
‫- باشه.

00:19:52.900 --> 00:19:55.819
‫نه اَن، تو نه.
‫امروز به اندازه کافی اذیت شدی.

00:20:00.282 --> 00:20:01.700
‫ازم عصبانی نباش.

00:20:01.783 --> 00:20:03.994
‫اَن ازم خواست سخنرانی کنم...

00:20:04.077 --> 00:20:06.580
‫صرفاً چون باور نداری نیک الان یه پروانه‌ست
‫دلیل نمی‌شه...

00:20:06.663 --> 00:20:07.748
‫نه، باور ندارم.

00:20:07.831 --> 00:20:10.334
‫هزاربار هم بهت گفتم؛
‫اما هی تکرار می‌کنی.

00:20:10.417 --> 00:20:12.711
‫کلاود، تو نباید به بقیه بگی چه احساسی داشته باشن.

00:20:12.794 --> 00:20:15.255
‫اصلاً اینطوری نیست.
‫من این رو نگفتم.

00:20:15.339 --> 00:20:17.633
‫نه. نه. نه.
‫تو همیشه می‌خوای همه حالشون خوب باشه. خوشحال باشن

00:20:17.716 --> 00:20:20.802
‫و وقتی که اینطوری نیست، یه مشت چرت و
‫پرت سرهم می‌کنی و می‌گی دوستم حشره‌ست!

00:20:20.886 --> 00:20:23.639
‫- چرت و پرت نیست. خیلی قشنگه!
‫- اگه من مُرده بودم چی؟

00:20:24.473 --> 00:20:26.558
‫می‌رفتی می‌گشتی و به همه می‌گفتی
‫من یه پرنده‌ام؟

00:20:27.601 --> 00:20:29.686
‫انگار کلاً تو یه عالم دیگه‌ای،

00:20:30.187 --> 00:20:32.606
‫و من دارم تمام این روزهای سخت
‫رو تنهایی می‌گذرونم.

00:20:34.107 --> 00:20:38.028
‫بدترین بلای ممکن سر دوستمون اومده،
‫خیلی یهویی و کاملاً پوچ...

00:20:38.111 --> 00:20:39.738
‫خواهشاً اینقدر سعی نکن توجیه‌ش کنی!

00:20:41.949 --> 00:20:46.161
‫اینقدر نـگو «اشکالی نداره؛
‫اون‌که واقعاً نمرده» چون اون مُرده!

00:20:46.245 --> 00:20:47.955
‫اون یه پروانه‌ی کوفتی نیست. مُرده!

00:20:48.455 --> 00:20:50.874
‫اصلاً هم قشنگ نیست و
‫از عالم غیب دستور نیومده.

00:20:51.792 --> 00:20:53.085
‫واقعاً ناراحت‌کننده‌ست.

00:20:56.338 --> 00:20:58.006
‫پس خواهشاً بذار ناراحت باشم.

00:21:04.972 --> 00:21:06.640
‫شاید واقعاً پروانه نیست...

00:21:09.935 --> 00:21:10.811
‫نه.

00:21:12.479 --> 00:21:13.647
‫شایدم هست...

00:21:17.609 --> 00:21:18.610
‫بیا راه بریم.

00:21:23.907 --> 00:21:24.950
‫جینی!

00:21:29.871 --> 00:21:30.747
‫جینی!

00:21:35.043 --> 00:21:36.712
‫صبرکن. اون سمت.

00:21:40.299 --> 00:21:41.216
‫آهای جینی!

00:21:41.883 --> 00:21:43.802
‫بابت اتفاقاتی که افتاد واقعاً متاسفیم.

00:21:43.885 --> 00:21:44.720
‫جینی؟

00:21:47.389 --> 00:21:49.057
‫اه. وایسا. گوزن بود که!

00:21:53.061 --> 00:21:53.895
‫جینی!

00:21:54.730 --> 00:21:58.191
‫وایسا ببینم، این یکی از اون چترهای
‫تزئینی‌ـه که اُن...

00:21:58.275 --> 00:22:00.068
‫وایسا. وایسا.
‫ما الان روی دریاچه‌ایـم؟

00:22:00.152 --> 00:22:01.528
‫این یخـه؟ ما روی یـخ وایستادیم؟

00:22:02.779 --> 00:22:03.989
‫یا خدا؛ صدای ترک خوردن یخ میاد!

00:22:04.072 --> 00:22:06.950
‫- داره می‌شکنه!
‫- آروم باش بابا، یه اینچ بیشتر عمقـش...

00:22:53.121 --> 00:22:53.997
‫ممنونم.

00:23:09.971 --> 00:23:11.056
‫ببخشید جینی.

00:23:11.890 --> 00:23:13.517
‫باید می‌ذاشتم سخنرانی کنی.

00:23:15.435 --> 00:23:16.436
‫چرا نذاشتی؟

00:23:18.146 --> 00:23:19.564
‫فکر کنم...

00:23:20.941 --> 00:23:21.775
‫می‌ترسیدم.

00:23:22.818 --> 00:23:24.444
‫که اگه حرف‌های قشنگ بزنی،

00:23:24.528 --> 00:23:27.239
‫25 سال زندگی ما رو بی‌اهمیت و بی‌معنی جلوه می‌ده.

00:23:32.828 --> 00:23:34.788
‫و...می‌خواستم برای آخرین بار مجازات‌ش کنم.

00:23:36.123 --> 00:23:36.957
‫لعنت بهش.

00:23:38.083 --> 00:23:40.585
‫می‌دونستم که خودش هم دوست داشت
‫تو سخنرانی کنی و اجازه ندادم.

00:23:41.294 --> 00:23:44.256
‫اَن، من فقط دلم می‌خواست چندتا حرف قشنگ بزنم

00:23:48.301 --> 00:23:49.928
‫چون قبل از مرگـش با هم دعوا کرده بودیم.

00:23:54.224 --> 00:23:55.392
‫فدای سرت.

00:23:58.603 --> 00:23:59.896
‫سعی کن گریه نکنی.

00:24:03.024 --> 00:24:05.694
‫من ازش عصبانی بودم و به‌خاطر همین

00:24:05.777 --> 00:24:07.362
‫رفت توی اون مغازه.

00:24:10.407 --> 00:24:12.784
‫شاید ما اونقدرها هم که فکر می‌کردم
‫خوشخبت نبودیم.

00:24:17.914 --> 00:24:19.458
‫شاید اشتباه بوده.

00:24:19.541 --> 00:24:20.375
‫

00:24:22.711 --> 00:24:23.587
‫نه...

00:24:25.714 --> 00:24:27.090
‫عکس‌هاتون رو دیدم.

00:24:28.675 --> 00:24:31.511
‫توی همه‌ی عکس‌ها خیلی خوب بودید

00:24:31.595 --> 00:24:34.764
‫و توی یکی‌شون اون رو زمین غش کرده بود.

00:24:34.848 --> 00:24:35.932
‫یا خدا!

00:24:36.516 --> 00:24:37.726
‫مطمئن باش خوشحال بوده جینی.

00:24:39.561 --> 00:24:41.271
‫تا حالا هیچوقت اینقدر راحت وخوشحال ندیده بودمش.

00:24:42.647 --> 00:24:43.523
‫عوضی.

00:24:44.191 --> 00:24:45.358
‫واقعاً؟

00:24:48.695 --> 00:24:51.865
‫خیلی‌خب. بیا بریم داخل.
‫خیلی سرده.

00:24:51.948 --> 00:24:53.116
‫آره.

00:24:59.581 --> 00:25:03.210
‫راستش، حالا که این‌جایی...

00:25:07.464 --> 00:25:09.382
‫جـک! کمک!

00:25:09.466 --> 00:25:11.384
‫چی شده؟ صدای کیته؟

00:25:11.468 --> 00:25:12.719
‫زیر پـام رو حس نمی‌کنم!

00:25:14.262 --> 00:25:16.973
‫- چه غلطی می‌کنین؟
‫- دنی کمک!

00:25:17.724 --> 00:25:20.143
‫نه! نیاید. داره می‌شکنه!

00:25:20.227 --> 00:25:21.228
‫- خواهش می‌کنم.
‫- باشه.

00:25:21.311 --> 00:25:24.022
‫خیلی‌خب. ببین.
‫تمام حواست به من باشه.

00:25:24.105 --> 00:25:25.065
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

00:25:25.148 --> 00:25:28.818
‫تا سه می‌شمارم و می‌کشونمت بیرون.
‫یک، دو، سه.

00:25:37.744 --> 00:25:39.204
‫گندش بزنن. چه خاکی تو سرمون کنیم؟

00:25:39.287 --> 00:25:40.163
‫صبرکن. صبرکن. صبرکن.

00:25:40.247 --> 00:25:41.957
‫خب، تو جنگ آسترلیتز،

00:25:42.040 --> 00:25:44.668
‫ناپلئون روس‌ها رو کشوند رو یه دریاچه یخ‌زده.

00:25:44.751 --> 00:25:46.920
‫خواهش می‌کنم از بالای منبر بیا پایین و بگو
‫چه غلطی کنیم.

00:25:47.003 --> 00:25:50.298
‫باید تا جایی که می‌تونیم روی یخ‌ها غلط بزنیم

00:25:50.382 --> 00:25:51.633
‫نه؛ اصلاً با عقل جور در نمیاد.

00:25:51.716 --> 00:25:54.469
‫باید تند تند بدوویم و بریم؛
‫مثل راه رفتن مارمولک روی آب.

00:25:54.553 --> 00:25:56.346
‫نه؛ بهم اعتماد کن

00:25:58.890 --> 00:26:00.684
‫- باشه.
‫- باشه.

00:26:00.767 --> 00:26:04.145
‫کامل دراز بکش و خودت رو غلت بده.

00:26:04.229 --> 00:26:05.730
‫دارن چیکار می‌کنن؟

00:26:06.982 --> 00:26:10.026
‫ماجرایِ ناپلئون! تازه کتاب‌ش رو تموم کردم.

00:26:10.110 --> 00:26:11.236
‫غلت بخور.

00:26:11.319 --> 00:26:12.654
‫- غلت بخور.
‫- غلت. غلت.

00:26:12.737 --> 00:26:15.156
‫دارم غلت می‌خورم. خدای من.

00:26:20.078 --> 00:26:21.496
‫هنوز که سردتـه!

00:26:21.580 --> 00:26:22.747
‫خیلی سرده!

00:26:22.831 --> 00:26:23.873
‫بیا. زودباش.

00:26:23.957 --> 00:26:25.625
‫دوش فایده‌ای نداشت.

00:26:26.251 --> 00:26:28.712
‫- الان گرم می‌شی.
‫- باشه.

00:26:28.795 --> 00:26:30.797
‫آره. باشه.
‫خواهش می‌کنم زود باش.

00:26:30.880 --> 00:26:32.966
‫بزن بریم.

00:26:33.049 --> 00:26:35.385
‫بریم. اونطوری نگه‌ش دار.

00:26:35.468 --> 00:26:37.012
‫گندش بزنن؛ خدایا...

00:26:37.095 --> 00:26:38.847
‫- بیا؛ دراز بکش.
‫-  اون‌جا.

00:26:39.598 --> 00:26:40.807
‫باشه. بریم اون‌جا.

00:26:42.309 --> 00:26:44.561
‫بفرما. بذار اینم بکشم روت

00:26:44.644 --> 00:26:46.646
‫چطوره؟

00:26:55.655 --> 00:26:56.531
‫چیـه؟

00:26:57.782 --> 00:26:59.826
‫می‌دونم بعضی وقت‌ها زیاده‌روی می‌کنم.

00:27:00.744 --> 00:27:01.620
‫اوه...

00:27:02.746 --> 00:27:04.205
‫نه، اینطور نیست.

00:27:04.289 --> 00:27:05.373
‫نـه؟

00:27:05.457 --> 00:27:07.459
‫اتفاقاً همیشه به‌اندازه و به‌جا رفتار می‌کنی.

00:27:08.251 --> 00:27:09.544
‫باشه.

00:27:09.628 --> 00:27:12.213
‫- چیـه؟
‫- بی‌زحمت این رو برام هم بزن.

00:27:12.297 --> 00:27:13.256
‫چشم.

00:27:13.340 --> 00:27:15.634
‫به‌نظرت زیره‌هاش کجاست؟

00:27:18.303 --> 00:27:21.306
‫هـوم، بغل این بطری آب یه مشت ادویه داره.

00:27:21.389 --> 00:27:22.349
‫هـوم...

00:27:22.849 --> 00:27:24.142
‫و...

00:27:24.768 --> 00:27:27.604
‫بغل این چراغ‌قهوه هم چندتایی هست.

00:27:28.855 --> 00:27:29.856
‫«بابایی»

00:27:40.450 --> 00:27:42.827
‫- دستور پخت مامان‌بزرگمـه.
‫- خیلی خوبه!

00:27:44.037 --> 00:27:45.372
‫عالی شده.

00:27:45.455 --> 00:27:47.540
‫- ترکوندیم.
‫- ترکوندید.

00:27:47.624 --> 00:27:49.000
‫خیلی هم سریع آماده شد.

00:27:49.084 --> 00:27:50.293
‫واقعاً ممنون.

00:27:50.377 --> 00:27:51.670
‫

00:27:52.420 --> 00:27:53.630
‫جینی؟

00:27:54.631 --> 00:27:57.425
‫اگه دلت خواست، می‌تونی متنی
‫که نوشتی رو بخونی.

00:27:58.802 --> 00:27:59.886
‫اگه دوست داری‌ها.

00:28:03.765 --> 00:28:04.599
‫حتماً.

00:28:05.642 --> 00:28:06.601
‫چشم. ممنون.

00:28:07.686 --> 00:28:09.062
‫آم...

00:28:09.938 --> 00:28:12.774
‫«نیک یه‌بار گفت شخصیت من مثل نون تُست کره‌ایه»

00:28:12.857 --> 00:28:17.070
‫«اگه من تُست کره‌ای‌ام، نیک هم یه املت یونانیـه.»

00:28:17.153 --> 00:28:20.073
‫«قوی و خفن...و همیشه پر از غافلگیری»

00:28:20.156 --> 00:28:22.367
‫وای، اگه می‌خوندمـش باز هم آبرومون می‌رفت. نـه؟

00:28:22.450 --> 00:28:24.077
‫نـه!

00:28:24.160 --> 00:28:27.414
‫فدای سرت. مگه فقط یه‌نفر باید سخنرانی کنـه
‫و از خاطرات‌ش بگه...

00:28:27.497 --> 00:28:29.708
‫برای مراسم من همه‌تون باید سخنرانی کنید!

00:28:29.791 --> 00:28:30.875
‫همه‌تون، به‌علاوه...

00:28:30.959 --> 00:28:33.336
‫خواهشاً درموردِ اون اکیپ دوستات
‫که خیلی از ما خفن‌ترن حرف نزن.

00:28:33.420 --> 00:28:35.922
‫- واقعاً ناراحت می‌شم.
‫- می‌دونم؛ ولی خیلی خفن‌ان!

00:28:36.005 --> 00:28:40.009
‫می‌دونین به‌نظرم چیکار کنیم؟
‫به افتخار نیک همگی بریم سفر.

00:28:40.093 --> 00:28:41.094
‫- آره.
‫- ایول.

00:28:41.177 --> 00:28:44.514
‫همیشه دلش می‌خواست بره مونتانا و ماهی‌گیری کنه.

00:28:44.597 --> 00:28:46.391
‫- تف توی موناتا!
‫- هـی!

00:28:46.474 --> 00:28:48.268
‫نه، آخه خیلی دوست داشت...

00:28:48.351 --> 00:28:50.395
‫من می‌گم بریم ایسلند و شفق‌های قطبی رو ببینیم

00:28:50.478 --> 00:28:51.980
‫چون همیشه مخالفِ سفر به اونجا بود.

00:28:52.063 --> 00:28:56.526
‫همیشه می‌گفت: «مگـه خـرم واسه دیدن محافظِ صفحه
‫خدا برم اون‌جا تا همه جام یخ بزنه؟»

00:28:56.609 --> 00:28:59.320
‫- ازمون عصبانی می‌شه.
‫- از این نخوریم؟

00:28:59.404 --> 00:29:02.574
‫- باشه. این؟
‫- بدتشون به بچه‌ها لطفاً.

00:29:02.657 --> 00:29:03.533
‫بفرمایید.

00:29:03.616 --> 00:29:05.410
‫- بفرما.
‫- بفرما.

00:29:05.493 --> 00:29:06.369
‫ممنون.

00:29:08.037 --> 00:29:09.164
‫هـوم...

00:29:19.924 --> 00:29:20.759
‫بله...

00:29:22.343 --> 00:29:23.553
‫خانم خانم‌ها حامله‌ست!