WEBVTT

00:00:16.041 --> 00:00:19.916
‫[ جمهوری چک، اُستراوا ]

00:00:23.583 --> 00:00:24.666
‫تو کی هستی؟

00:00:24.666 --> 00:00:26.957
‫من... نمی‌فهمم.
‫مکس گفت تو مُردی

00:00:31.457 --> 00:00:32.457
‫هی!

00:00:32.457 --> 00:00:34.832
‫کدوم خری هستی؟

00:00:34.832 --> 00:00:37.041
‫من اوون هندریکس هستم.
‫تو سی‌آی‌اِس یه وکیلم

00:00:37.041 --> 00:00:40.624
‫مامانت مخبر
‫سازمان ماست... بود

00:00:40.624 --> 00:00:42.957
‫یعنی باید دست‌هام رو باز کنی

00:00:42.957 --> 00:00:45.166
‫نه

00:00:45.166 --> 00:00:48.124
‫- یعنی باید بُکُشمت
‫- نه. نه، نه، نه. احمق نباش

00:00:48.124 --> 00:00:49.624
‫اگه به دوست‌های مافیای روسیت

00:00:49.624 --> 00:00:51.290
‫و سازمان اطلاعات روسیه
‫بگیم که مامانت جاسوس بوده،

00:00:51.290 --> 00:00:53.915
‫فکر می‌کنن تو هم کمکش می‌دادی،
‫و تو رو می‌کُشن

00:00:53.915 --> 00:00:56.499
‫اوه، پس باید یه قبر
‫خیلی عمیق برات بکنم،

00:00:56.499 --> 00:00:59.082
‫چون تو تنها کسی هستی
‫که می‌دونی من واقعاً کی هستم

00:00:59.082 --> 00:01:00.290
‫در واقع، اندرسون،

00:01:00.290 --> 00:01:05.332
‫مدیر عملیات از نزدیک با دفتر مشاور حقوقی
‫توی بیش‌تر عملیات‌ها همکاری می‌کنه
‫[ ویرجینیا، الکساندریا ]
‫من شخصاً مـ...

00:01:05.332 --> 00:01:07.415
‫[ هانا، دوست‌دختر سابق اوون ]

00:01:07.499 --> 00:01:08.832
‫[ ‏۹۰ دقیقه پیش ]

00:01:08.915 --> 00:01:09.874
‫لعنتی

00:01:13.249 --> 00:01:15.207
‫- اِمیلیا سالازار هستم
‫- سلام

00:01:15.207 --> 00:01:16.623
‫من هانا کوپلند هستم

00:01:17.207 --> 00:01:19.540
‫تو... دیروز درمورد اوون
‫مخفیانه یه پیام برام فرستادی

00:01:19.540 --> 00:01:22.748
‫- اون رو دزدیدن!
‫- نمی‌دونم فکر می‌کنی چه کاری از دست من برمیاد

00:01:22.748 --> 00:01:24.748
‫آژیر خطر رو به صدا دربیار

00:01:25.748 --> 00:01:29.290
‫یا به رئیست میگم که اطلاعات محرمانه رو
‫بهم دادی و گفتی توی پراگ بوده

00:01:29.957 --> 00:01:30.832
‫بذار...

00:01:31.873 --> 00:01:32.748
‫یه تماسی بگیرم

00:01:36.582 --> 00:01:38.290
‫یه‌کم اوضاعم خرابه، اندرسون

00:01:39.373 --> 00:01:43.248
‫مطمئنم که کشتن مادرت
‫یه سری احساسات رو برانگیخته،

00:01:43.248 --> 00:01:45.373
‫اما نمی‌تونی همینطوری
‫من رو بکشی

00:01:45.373 --> 00:01:46.998
‫من کارمند سی‌آی‌اِی‌ام

00:01:46.998 --> 00:01:50.123
‫لحظه‌ای که وارد سازمان شدم،
‫شیش تا تراشه‌ی میکروسکوپی تو بدنم گذاشتن

00:01:50.123 --> 00:01:52.956
‫ببین. یه گروه عملیات ویژه
‫توی راهه تا من رو نجات بده

00:02:05.456 --> 00:02:08.748
‫جی‌پی‌اِسِ توی ساعتی که مکس به اوون داد
‫نشون میده که اون داخله

00:02:14.831 --> 00:02:15.831
‫رِدکون ۱

00:02:17.581 --> 00:02:18.914
‫حرکت کنید، حرکت کنید

00:02:35.164 --> 00:02:37.664
‫چهار تا ماشین. اگه بگیم
‫توی هر ماشین دوتا آدم هست

00:02:37.664 --> 00:02:39.872
‫یعنی حداقل ۸ نفرن

00:02:39.872 --> 00:02:41.664
‫تا جایی که ممکنه مخفی بمونید

00:02:41.664 --> 00:02:43.414
‫اگه شما اول به هندریکس رسیدید،
‫اون رو ایزوله کنید

00:02:43.414 --> 00:02:45.289
‫تا خودم نیومدم
‫هیچکس نباید باهاش حرف بزنه

00:02:48.039 --> 00:02:48.914
‫هی

00:02:49.581 --> 00:02:53.539
‫مکس گفت اون وکیله یه مشکله،
‫پس شاید نیاز باشه مشکل رو جمع‌وجور کنیم

00:03:13.330 --> 00:03:14.747
‫می‌دونی، من...

00:03:14.747 --> 00:03:17.247
‫حس می‌کنم... سرم گیج میره

00:03:17.747 --> 00:03:20.122
‫به زودی می‌تونی دراز بکشی

00:03:21.538 --> 00:03:22.372
‫در واقع...

00:03:22.372 --> 00:03:23.955
‫...الان بهترم

00:04:18.621 --> 00:04:21.288
‫خدایا، پاهای قوی‌ای داری

00:04:32.079 --> 00:04:33.121
‫ولش کن

00:04:37.537 --> 00:04:38.579
‫من...

00:04:40.037 --> 00:04:41.162
‫مکس کجاست؟

00:04:41.162 --> 00:04:43.371
‫مُرده... داخله

00:04:44.162 --> 00:04:45.496
‫اون دخترشه

00:04:47.204 --> 00:04:48.162
‫دخترشه؟

00:04:50.037 --> 00:04:52.621
‫دشمن‌ها رو از بین بردیم.
‫بچه‌های خودمون سالمن

00:04:53.287 --> 00:04:54.412
‫بکشیمش یا نه؟

00:04:54.412 --> 00:04:55.620
‫نه

00:04:55.620 --> 00:04:56.662
‫فعلاً نه

00:05:15.579 --> 00:05:17.537
‫آره، یه‌کم کمک لازم دارم

00:05:21.745 --> 00:05:22.828
‫شاید هم به بیمارستان

00:05:26.245 --> 00:05:27.662
‫چی... چیکار می‌کنی؟

00:05:28.870 --> 00:05:30.745
‫فکر می‌کنم ببینم
‫زنده پیدات کردم یا نه

00:05:31.328 --> 00:05:32.870
‫بذار کمکت کنم.
‫قطعاً زنده پیدام کردی

00:05:32.870 --> 00:05:35.245
‫و به‌خاطر نجات دادن من
‫بهت یه مدال میدن

00:05:35.245 --> 00:05:38.453
‫درسته، و همه‌ی اون رازهایی
‫که مکس درمورد من بهت گفته رو

00:05:38.453 --> 00:05:40.120
‫به‌خاطر اینکه مهربونی
‫به کسی نمیگی؟

00:05:40.120 --> 00:05:42.203
‫من به دارایی‌های پنهانت
‫اهمیتی نمیدم

00:05:42.203 --> 00:05:46.203
‫پولی که می‌دزدی، من...
‫تو هم چیزهای زیادی درمورد من می‌دونی

00:05:46.203 --> 00:05:48.870
‫این رو یه نابودی متقابل تضمین‌شده
‫در نظر بگیر، باشه؟

00:05:48.870 --> 00:05:51.495
‫من تو رو لو بدم، تو ماجراهای مربوط
‫به من و مکس رو لو میدی

00:05:51.495 --> 00:05:53.036
‫و پروانه‌ام رو «اطبال» می‌کنن

00:05:53.286 --> 00:05:54.578
‫«ابلاط»

00:05:54.578 --> 00:05:55.786
‫ابطال

00:05:58.703 --> 00:06:01.536
‫خب، با اینکه باحال به نظر می‌رسه،
‫ولی به نظرم راه امن‌تر

00:06:01.536 --> 00:06:04.911
‫اینه که... چند دقیقه صبر کنم
‫و بذارم به‌خاطر خون‌ریزی بمیری

00:06:06.078 --> 00:06:07.036
‫احمقانه‌ست

00:06:08.786 --> 00:06:10.036
‫مکس رو از دست دادی

00:06:11.703 --> 00:06:14.161
‫تنها راه رستگاریت
‫اینه که من رو نجات بدی

00:06:19.828 --> 00:06:20.994
‫اینجا!

00:06:24.453 --> 00:06:26.203
‫پس همون نابودی متقابل تضمین‌شده

00:06:26.786 --> 00:06:30.411
‫هی! هندریکس اینجاست.
‫یه تیم پزشکی نیاز داریم

00:06:33.327 --> 00:06:34.494
‫سلام، رفیق

00:06:37.327 --> 00:06:41.827
‫« تـازه سـربـاز »

00:06:43.244 --> 00:06:44.369
‫[ روسیه، جزیره‌ی ساخالین ]

00:06:44.369 --> 00:06:47.786
‫خیلی فکر می‌کنی.
‫ازت خوشش میاد

00:06:48.661 --> 00:06:50.786
‫گفتنش برای تو آسونه.
‫هم‌سن من که بودی متاهل بودی

00:06:50.786 --> 00:06:51.952
‫الان روزگار عوض شده

00:06:51.952 --> 00:06:53.411
‫مزخرفه

00:06:53.411 --> 00:06:55.911
‫شوهر من از تو هم
‫خجالتی‌تر بود

00:06:55.911 --> 00:06:59.869
‫اصلاً نمی‌دونست همون لحظه‌ای
‫که دیدمش عاشقش شدم

00:07:00.869 --> 00:07:04.410
‫هر شب به این فکر می‌کردم
‫که چه مشکلی دارم

00:07:04.410 --> 00:07:06.494
‫که اون بهم پیشنهاد نمیده

00:07:06.494 --> 00:07:09.452
‫مظورم اینه که «چین سان» هم
‫ممکنه همچین فکری بکنه

00:07:09.452 --> 00:07:11.952
‫پس بهش پیشنهاد بده

00:07:13.119 --> 00:07:16.994
‫- یا خودم میرم بهش میگم
‫- نمیگی

00:07:16.994 --> 00:07:19.702
‫میگم!

00:07:24.160 --> 00:07:25.077
‫چی شده؟

00:07:34.202 --> 00:07:36.285
‫شاید تصادف کرده؟

00:07:38.077 --> 00:07:38.993
‫برو عقب

00:07:41.160 --> 00:07:42.702
‫برو عقب! برو!

00:07:44.077 --> 00:07:46.160
‫سریع‌تر! گاز بده!

00:07:48.285 --> 00:07:49.660
‫دوری! دوری!

00:07:50.160 --> 00:07:51.993
‫دوری! ترکم نکن! دوری!

00:07:55.826 --> 00:07:56.826
‫دوری!

00:07:57.535 --> 00:07:58.868
‫دوری!

00:07:59.410 --> 00:08:01.285
‫دوری! دوری!

00:08:13.743 --> 00:08:14.868
‫نه

00:08:14.868 --> 00:08:15.909
‫لطفاً

00:08:15.909 --> 00:08:17.659
‫خواهش می‌کنم

00:08:24.284 --> 00:08:29.076
‫من... من برای یه سازمان غیردولتی کره‌ی جنوبی
‫کار می‌کنم و برای هموطن‌هامون غذا می‌برم

00:08:29.076 --> 00:08:30.909
‫ولم کنید!

00:08:30.909 --> 00:08:32.243
‫نه!

00:08:45.576 --> 00:08:47.701
‫وای، نه! نه!

00:08:50.159 --> 00:08:54.492
‫[ آلمان، پایگاه هوایی رامشتاین ]

00:09:12.200 --> 00:09:14.617
‫هی. آروم باش. در امانی

00:09:17.659 --> 00:09:18.992
‫ببینم...

00:09:19.825 --> 00:09:20.950
‫هوم؟

00:09:22.950 --> 00:09:24.033
‫در امان بودن رو توصف کن ببینم

00:09:40.450 --> 00:09:41.908
‫هواش رو داریم

00:09:41.908 --> 00:09:43.617
‫نه، خودم هواش رو دارم

00:09:43.617 --> 00:09:47.158
‫تو برو دیوونه‌ی روسی رو بنداز توی تاریکی
‫تا تصمیمی براش بگیریم

00:09:47.158 --> 00:09:49.783
‫و تر و تمیزش کن.
‫انگار فیلم ترسناکه

00:09:52.241 --> 00:09:53.533
‫چقدر خسارت دیدیم؟
‫اوضاع چقدر خرابه؟

00:09:53.533 --> 00:09:56.866
‫خب، مخبر مُرده،
‫به نصفی از اروپا شلیک کردیم،

00:09:56.866 --> 00:10:00.200
‫و... یه وکیل رو
‫از گودال مرگ نجات دادیم

00:10:00.200 --> 00:10:01.741
‫به نظر من اوضاع
‫از حد مطلوب بدتره

00:10:01.741 --> 00:10:04.700
‫باشه، نیچکا رو استخدام کنید.
‫اون رو به ‌جای مامانش بکنید مخبر

00:10:04.700 --> 00:10:05.866
‫فکر بدی نیست

00:10:05.866 --> 00:10:06.908
‫ممکنه مفید باشه

00:10:08.283 --> 00:10:09.325
‫من یکی رو کشتم

00:10:10.325 --> 00:10:12.783
‫رفیق، من یه کشیش نیستم.
‫نیاز نیست پیش من اعتراف بکنی

00:10:14.033 --> 00:10:17.033
‫اگه دنبال بخشش هستی،
‫کار اشتباهی رو انتخاب کردی

00:10:17.033 --> 00:10:18.491
‫- اومم
‫- فهمیدی؟

00:10:18.491 --> 00:10:19.408
‫آره

00:10:20.283 --> 00:10:23.699
‫و فقط برای اینکه واضح گفته باشم،
‫پیش کشیش هم اعتراف نکن

00:10:24.324 --> 00:10:26.866
‫برای آدم کشتن،
‫توی بخش اشتباهی هستی

00:10:29.574 --> 00:10:30.449
‫اون...

00:10:31.366 --> 00:10:32.324
‫هاناست؟

00:10:32.324 --> 00:10:34.283
‫آره، دختره جونت رو
‫نجات داد، پسر

00:10:34.283 --> 00:10:35.366
‫اون به اِمیلیا زنگ زد

00:10:35.366 --> 00:10:37.824
‫و کل عملیات نجات رو راه انداخت

00:10:37.824 --> 00:10:40.782
‫درمورد اتفاق‌هایی که افتاد
‫چیزی بهش نگو. هیچی نگو

00:10:41.282 --> 00:10:42.241
‫به‌خاطر خودش میگم

00:10:44.741 --> 00:10:45.657
‫حالت خوبه؟

00:10:46.157 --> 00:10:48.324
‫آره، من... خوب میشم.
‫جونم رو نجات دادی

00:10:48.324 --> 00:10:50.116
‫آره، قبلاً خیلی تمرین کردم

00:10:52.407 --> 00:10:54.032
‫باید استعفا بدی، اوون

00:10:54.824 --> 00:10:55.699
‫می‌دونم

00:10:56.449 --> 00:10:59.866
‫می‌دونم. قصد دارم.
‫فقط... پیچیده‌ست

00:10:59.866 --> 00:11:00.949
‫پس چی؟

00:11:01.782 --> 00:11:04.865
‫بدون فکر کردن می‌خوای
‫توی چندتا دردسر دیگه بیُفتی

00:11:07.199 --> 00:11:08.199
‫توی همه‌شون

00:11:10.490 --> 00:11:11.699
‫این بار فرق می‌کنه

00:11:13.782 --> 00:11:14.740
‫خیلی‌ها مُردن

00:11:15.824 --> 00:11:17.282
‫آره

00:11:17.282 --> 00:11:18.990
‫و نزدیک بود خودت هم بمیری

00:11:20.282 --> 00:11:22.365
‫- باید استعفا بدی
‫- ‏۱۰۰ درصد

00:11:22.365 --> 00:11:25.407
‫اما اگه الان استعفا بدم،
‫همه‌چیز رو میندازن گردن من

00:11:25.407 --> 00:11:26.365
‫نه

00:11:27.865 --> 00:11:29.073
‫اگه الان استعفا ندی،

00:11:29.073 --> 00:11:31.865
‫فقط یه راه دیگه پیدا می‌کنی
‫که باز کشیده بشی توی ماجرا، و...

00:11:34.490 --> 00:11:35.823
‫دیگه نمی‌تونم اون کار رو بکنم

00:11:38.948 --> 00:11:40.115
‫- هانا
‫- نه

00:11:42.782 --> 00:11:43.865
‫دارم وسایلم رو از خونه می‌برم

00:11:47.448 --> 00:11:48.657
‫وقتی برگردی واشینگتن...

00:11:50.740 --> 00:11:51.740
‫دیگه من رو نمی‌بینی

00:12:02.990 --> 00:12:06.531
‫نمی‌فهمم. مخبر رو از دست دادی
‫ولی وکیل رو نجات دادی؟

00:12:06.531 --> 00:12:09.490
‫بله، قربان. دارم یه گزارش کامل
‫بعد از عملیات می‌نویسم

00:12:09.490 --> 00:12:12.573
‫چرا داری حرف می‌زنی؟
‫این عملیات شما بود، و گند زدید

00:12:12.573 --> 00:12:14.406
‫قربان، مخبر بهمون دروغ گفت

00:12:14.406 --> 00:12:16.864
‫چون مخبرها همین کار رو می‌کنن

00:12:16.864 --> 00:12:19.448
‫و فقط یه احمق
‫بهشون اعتماد می‌کنه

00:12:19.448 --> 00:12:20.906
‫برو قدمی بزن، گیلبین

00:12:20.906 --> 00:12:22.781
‫اوضاعت رو درست کن،

00:12:22.781 --> 00:12:25.156
‫چون واحد ضدجاسوسی
‫به زودی میاد سراغت

00:12:35.198 --> 00:12:37.781
‫قربان، خبر... خبر خوب هم داریم

00:12:38.406 --> 00:12:41.572
‫دخترِ مخبرِ مُرده
‫برای مافیای روسیه کار می‌کرده

00:12:41.572 --> 00:12:44.072
‫مثل مکس، اون هم ارتباطاتی
‫توی سازمان اطلاعات روسیه داره

00:12:44.072 --> 00:12:46.322
‫- می‌خوای استخدامش کنی؟
‫- خودم که نه

00:12:46.322 --> 00:12:48.572
‫فراموشش کن. نه، تو قبلاً
‫روحت رو به من فروختی

00:12:48.572 --> 00:12:50.406
‫قراره جای داون رو
‫توی وَرشو بگیری

00:12:50.406 --> 00:12:52.947
‫می‌خوام این دختر رو بررسی کنید
‫و هر چی زودتر بفرستیدش توی عملیات

00:12:54.239 --> 00:12:55.072
‫چشم، قربان

00:12:55.072 --> 00:12:56.614
‫اگه به این مسیر متعهد هستید،

00:12:56.614 --> 00:12:58.697
‫من یکی از نیروهام رو
‫برای همکاری با لستر تعیین می‌کنم

00:12:58.697 --> 00:13:00.822
‫پس وقتی احضاریه‌ها
‫شروع به اومدن می‌کنن،

00:13:00.822 --> 00:13:01.822
‫از نظر قانونی محافظت می‌شیم

00:13:06.155 --> 00:13:08.489
‫آم... قربان، من رو بفرستین

00:13:09.322 --> 00:13:11.530
‫من از قبل با چندین
‫عنصر کلیدی آشنا هستم

00:13:12.030 --> 00:13:13.364
‫عالیه. می‌تونیم شروع کنیم

00:13:13.364 --> 00:13:16.155
‫و منتظر نتیجه هستم

00:13:16.864 --> 00:13:17.822
‫سریع

00:13:23.947 --> 00:13:26.239
‫- خیلی مدیون منی
‫- باشه

00:13:26.239 --> 00:13:27.739
‫اما نیمه‌ی پر لیوان رو ببین

00:13:27.739 --> 00:13:30.988
‫وقتی مشکلات هندریکس شروع بشن
‫خودمون ۶۵۰۰ کیلومتر ازش فاصله داریم

00:13:50.197 --> 00:13:52.655
‫هی، پره!

00:13:52.655 --> 00:13:53.738
‫هی!

00:13:53.738 --> 00:13:54.696
‫چیکار...

00:13:55.321 --> 00:13:57.280
‫نباید با هم حرف بزنیم

00:13:57.905 --> 00:13:59.571
‫فقط یه دقیقه وقت داریم
‫یه داستانی بسازیم

00:13:59.571 --> 00:14:01.196
‫که ماجرا رو نندازن گردن خودمون

00:14:01.196 --> 00:14:03.280
‫باشه، خب،
‫یه دقیقه‌ی کامل نیاز نداریم،

00:14:03.280 --> 00:14:04.363
‫می‌گیم تقصیر مکس بوده

00:14:04.363 --> 00:14:05.946
‫بگیم تقصیر دختریه که مُرده

00:14:05.946 --> 00:14:07.696
‫فکر جدیدی نیست

00:14:07.696 --> 00:14:09.821
‫باشه، مَرد مُرده رو هم
‫اضافه می‌کنیم

00:14:10.321 --> 00:14:11.655
‫با هم همکاری می‌کردن

00:14:11.696 --> 00:14:13.863
‫و زندر توی یه توطئه‌ی
‫جنایتکارانه دست داشتن،

00:14:13.863 --> 00:14:15.696
‫و چیزی هم به ما نگفتن

00:14:15.696 --> 00:14:19.113
‫و من چطور باید یه نقشه‌ی
‫ماموریت موفقت‌آمیز اجرا می‌کردم

00:14:19.696 --> 00:14:22.738
‫وقتی یکی از خودمون
‫فعالانه علیه سازمان توطئه می‌کرده؟

00:14:23.488 --> 00:14:24.488
‫داستان خوبیه

00:14:27.279 --> 00:14:28.863
‫بازم سعی می‌کنی من رو بکشی؟

00:14:28.863 --> 00:14:30.279
‫نمی‌خواستم بکشمت

00:14:31.029 --> 00:14:33.321
‫فقط برای مدت کوتاهی
‫سعی نکردم نجاتت بدم

00:14:33.321 --> 00:14:34.238
‫اما...

00:14:34.988 --> 00:14:36.363
‫- بله؟
‫- اشتباه فکر نکن

00:14:36.363 --> 00:14:39.321
‫اگه علیه من حرف بزنی
‫زندگیت خیلی دردناک به پایان می‌رسه

00:14:41.154 --> 00:14:42.404
‫آره. باشه. فهمیدم

00:14:52.571 --> 00:14:57.571
‫♪ BILLIE EILISH. - Armani White ♪

00:15:06.362 --> 00:15:08.320
‫[ یک هفته بعد ]

00:15:12.654 --> 00:15:14.320
‫[ سازمان جاسوسی آمریکا ]

00:15:23.195 --> 00:15:24.112
‫قربان

00:15:24.612 --> 00:15:25.945
‫یه دقیقه وقت دارید؟

00:15:31.737 --> 00:15:33.612
‫می‌خوای بدونی قراره
‫چه اتفاق بیُفته

00:15:34.112 --> 00:15:35.528
‫خب... آره

00:15:35.528 --> 00:15:37.237
‫توی کوتاه‌مدت، هیچی

00:15:37.237 --> 00:15:40.362
‫چون گروه ضدجاسوسی
‫عملیات شکست‌خورده رو بررسی می‌کنه

00:15:40.362 --> 00:15:41.528
‫و مثل همه‌ی بررسی‌ها،

00:15:41.528 --> 00:15:44.153
‫تا آخر منتظر می‌مونن
‫تا با هدف حرف بزنن، یعنی من

00:15:44.153 --> 00:15:45.112
‫دقیقاً

00:15:46.528 --> 00:15:47.695
‫قربان، وقت بود بمیرم

00:15:48.820 --> 00:15:51.528
‫سه بار، در حال انجام کاری
‫که بهم محول شده بود

00:15:51.528 --> 00:15:53.195
‫پس می‌خوای من رو
‫مقصر جلوه بدی؟

00:15:53.195 --> 00:15:54.653
‫چی؟ نه، به هیچ وجه

00:15:54.653 --> 00:15:57.153
‫- فکر می‌کنی من احمقم، هندریکس؟
‫- نه، قربان

00:15:57.153 --> 00:15:59.361
‫از همون اول که اومدی
‫یه مهره‌ی غیرقابل پیش‌بینی بودی

00:15:59.361 --> 00:16:03.778
‫و با اینکه از اشتیاق و تواناییت
‫توی انجام کارها قدردانی می‌کنم،

00:16:03.778 --> 00:16:05.070
‫باعث میشی استرس داشته باشم

00:16:05.070 --> 00:16:07.611
‫انگار همیشه نیاز داری
‫قهرمان داستان باشی

00:16:08.445 --> 00:16:09.820
‫اما قهرمان نیستی

00:16:10.945 --> 00:16:12.028
‫وکیلی

00:16:13.320 --> 00:16:14.945
‫- قربان...
‫- نه، بذار حرف‌هام تموم بشن

00:16:14.945 --> 00:16:18.486
‫شاید داری حقیقت رو میگی،
‫و این کابوس‌ها تقصیر تو نبودن

00:16:18.486 --> 00:16:19.403
‫اما شاید هم نه

00:16:19.403 --> 00:16:23.153
‫و تا وقتی که من و سازمان
‫نفهمیم حقیقت چیه،

00:16:23.819 --> 00:16:25.069
‫نیمکت‌نشین میشی

00:16:26.111 --> 00:16:27.444
‫از این لحظه به بعد،

00:16:28.069 --> 00:16:31.569
‫هر روز میایی و تا آخر وقت
‫تو دفترت میشینی

00:16:31.569 --> 00:16:35.903
‫هیچ کاری نمی‌کنی، هیچ زنگی نمی‌زنی،
‫و هیچ ایمیلی نمی‌فرستی

00:16:35.903 --> 00:16:39.861
‫بیکار میشینی توی دفترت
‫و خاک می‌خوری

00:16:39.861 --> 00:16:42.569
‫تا ما این آشفته‌بازار رو مرتب کنیم

00:16:43.736 --> 00:16:44.736
‫واضح گفتم؟

00:16:46.444 --> 00:16:47.361
‫بله، قربان

00:16:55.611 --> 00:16:57.986
‫اما من واقعاً نمی‌تونم
‫بی‌حرکت بمونم، قربان

00:16:57.986 --> 00:17:01.194
‫اگه سرپا باشم، واقعاً
‫باید مشغول انجام کاری باشم

00:17:01.194 --> 00:17:02.319
‫مشغول یه کار هستی

00:17:03.069 --> 00:17:05.736
‫کارت اینه که توی دفترت بشینی

00:17:06.777 --> 00:17:08.236
‫حالا برو و همین کار رو بکن

00:17:14.527 --> 00:17:16.277
‫آره، اینجان

00:17:16.277 --> 00:17:18.527
‫آها

00:17:18.527 --> 00:17:22.027
‫یادداشت‌های صوتی چاپ‌شده.
‫دیگه چی می‌خواستید، قربان؟

00:17:48.360 --> 00:17:49.193
‫سلام!

00:17:50.735 --> 00:17:52.527
‫سلام، اِمیلیا!

00:17:53.652 --> 00:17:54.568
‫اِمیلیا

00:17:57.610 --> 00:17:59.235
‫حس می‌کنم داری
‫ازم دوری می‌کنی

00:17:59.860 --> 00:18:02.318
‫اوه، درست فکر می‌کنی.
‫همه همین کار رو می‌کنن

00:18:02.318 --> 00:18:05.568
‫به‌خاطر تحقیقات ضدجاسوسی،
‫قرنطینه شدی

00:18:05.568 --> 00:18:07.943
‫هر کی که باهات در ارتباط بوده،
‫یه هدف جنایی بالقوه‌ست

00:18:07.943 --> 00:18:10.318
‫نمی‌دونی تحقیقات
‫چقدر طول می‌کشه؟

00:18:10.318 --> 00:18:11.526
‫تا ابد

00:18:11.526 --> 00:18:13.818
‫تبرئه کردن تو
‫به نفع هیچکس نیست

00:18:16.610 --> 00:18:18.193
‫میشه صادقانه
‫یه سوال ازت بپرسم؟

00:18:19.026 --> 00:18:20.110
‫می‌تونی بپرسی

00:18:20.110 --> 00:18:21.860
‫اگه عملیات موفقیت‌آمیز می‌بود،

00:18:21.860 --> 00:18:24.151
‫اصلاً براشون مهم می‌بود
‫که چه اشتباهاتی رخ داده؟

00:18:24.151 --> 00:18:25.318
‫معلومه که نه

00:18:25.943 --> 00:18:28.526
‫فقط با موفقیت می‌تونی
‫توی دردسر نیُفتی

00:18:30.901 --> 00:18:34.568
‫فکر کنم موفقیت تنها راه خروج
‫از یه اتاق قرنطینه‌شده‌ست

00:18:35.068 --> 00:18:36.609
‫آره. اما غیرممکنه

00:18:36.609 --> 00:18:38.901
‫چون وقتی قرنطینه شدی
‫نمی‌تونی موفقیتی کسب کنی

00:18:40.234 --> 00:18:43.651
‫چی، پس من قراره تا ابد
‫توی این شغل گیر بیُفتم...

00:18:43.651 --> 00:18:46.818
‫در حالی که تهدید مقصر شناخته شدن
‫برای یه فاجعه‌ی امنیت ملی

00:18:46.818 --> 00:18:47.984
‫روی اسممه؟

00:18:49.609 --> 00:18:50.526
‫آره

00:18:53.317 --> 00:18:54.901
‫واقعاً اصلاً مفید نبودی

00:18:55.484 --> 00:18:56.359
‫شرمنده

00:18:59.151 --> 00:19:00.567
‫داشتی می‌رفتی اونور

00:19:13.275 --> 00:19:18.275
‫♪ 9 to 5 - Math Club and Masta Ace ♪

00:20:23.608 --> 00:20:24.483
‫سلام

00:20:25.483 --> 00:20:26.316
‫ممنون

00:20:26.899 --> 00:20:29.483
‫ولی در اصل الان
‫هیچ نامه‌ای نباید به من بدی

00:20:29.483 --> 00:20:30.733
‫«هیچ کاری به اوون ندید»

00:20:34.316 --> 00:20:36.816
‫وای. هی. صبر کن.
‫بمون. این...

00:20:37.441 --> 00:20:38.816
‫این رو اصلاً برای من نفرستادن

00:20:38.816 --> 00:20:40.358
‫این دفتر ۳۰۹ نیست؟

00:20:41.483 --> 00:20:42.941
‫هست، اما من...

00:20:43.691 --> 00:20:44.983
‫«بیل بیمس» نیستم

00:20:44.983 --> 00:20:47.483
‫مشکل من نیست

00:21:12.816 --> 00:21:15.107
‫[ بیل بیمس ]
‫[ دفتر ۳۰۹ ]

00:21:17.399 --> 00:21:19.107
‫[ آر کیو سوالو ]

00:21:19.107 --> 00:21:22.065
‫[ یه راز که ثابت کنم جدی‌ام ]

00:21:36.649 --> 00:21:37.607
‫سلام، رفیق

00:21:38.315 --> 00:21:41.523
‫نه. گورت رو گم کن.
‫تو دعوت مرگی

00:21:42.107 --> 00:21:43.690
‫نه، وارد دفترم نشو

00:21:43.690 --> 00:21:46.107
‫- باشه. از بیرون باهات حرف می‌زنم
‫- اون...

00:21:46.107 --> 00:21:47.940
‫کسی که قبلاً توی دفتر من
‫کار می‌کرده رو می‌شناسی؟

00:21:49.607 --> 00:21:52.357
‫بیمس؟ بازنشسته شد. چرا؟
‫نـ... نه، نه، بیخیال

00:21:52.357 --> 00:21:55.398
‫- نمی‌خوام بدونم
‫- نامه‌ای براش فرستادن

00:21:55.398 --> 00:21:57.940
‫یه پیام رمزی از کره‌ست
‫با یه ترکیب دو حرفی عجیب

00:21:57.940 --> 00:22:00.107
‫و یه یادداشت دست‌نویس
‫که خیلی تهدیدآمیز به نظر می‌رسه

00:22:00.107 --> 00:22:02.107
‫نمی‌دونی از کجا
‫می‌تونم شماره‌ش رو گیر بیارم؟

00:22:02.107 --> 00:22:03.482
‫نمی‌تونی. مُرده

00:22:04.065 --> 00:22:05.315
‫فکر کردم گفتی بازنشسته شده

00:22:05.315 --> 00:22:06.690
‫آره. بعدش مُرد

00:22:06.690 --> 00:22:08.773
‫- به چه دلیل؟
‫- بیماری قلبی

00:22:08.773 --> 00:22:10.815
‫پیر بود. از زمان آیزنهاور اینجا بوده

00:22:11.315 --> 00:22:12.981
‫نامه رو چیکار کنم؟

00:22:12.981 --> 00:22:16.023
‫خب، به نظرم توی
‫چنین شرایط حساسی،

00:22:16.023 --> 00:22:18.273
‫شاید بخوای اون رو
‫قورت بدی،

00:22:18.273 --> 00:22:19.690
‫یا باهاش گلوی خودت رو ببری

00:22:19.690 --> 00:22:21.773
‫برام مهم نیست.
‫فقط نزدیک من کاری نکن

00:22:25.606 --> 00:22:27.023
‫گم شو

00:22:39.398 --> 00:22:40.773
‫ببخشید

00:22:52.064 --> 00:22:53.647
‫سلام. من رو یادته؟

00:22:55.939 --> 00:22:56.772
‫- شاید
‫- خیلی‌خب

00:22:56.772 --> 00:22:58.564
‫خب، یه چیز جدید آوردم
‫تا درموردش تحقیق بکنی

00:22:58.564 --> 00:23:00.689
‫می‌دونی، آدم‌های
‫دیگه‌ای هم اینجا هستن

00:23:00.689 --> 00:23:04.606
‫آره، می‌دونم. فقط گفتم
‫چون بار قبلی خیلی با هم جور شدیم...

00:23:07.147 --> 00:23:08.272
‫چیه؟

00:23:08.272 --> 00:23:09.189
‫بگیر

00:23:13.231 --> 00:23:16.147
‫این یه ترکیب دو حرفی بی‌معنیه.
‫کد کشور «آر کیو» وجود خارجی نداره

00:23:17.230 --> 00:23:18.814
‫هوم. آه

00:23:19.897 --> 00:23:21.980
‫خیلی‌خب، میشه در هر صورت
‫وارد سیستمش کنی، لطفاً؟

00:23:23.272 --> 00:23:24.105
‫چرا؟

00:23:24.105 --> 00:23:26.522
‫چون دقت اولین چیزیه که
‫توی دانشکده‌ی حقوق بهت یاد میدن

00:23:26.522 --> 00:23:29.147
‫ولی اینجا اول بهت یاد میدن
‫مواظب خودت باشی

00:23:29.730 --> 00:23:30.939
‫دو ثانیه بیش‌تر طول نمی‌کشه

00:23:32.272 --> 00:23:34.064
‫بار بعد میرم
‫مزاحم یکی دیگه میشم

00:23:37.480 --> 00:23:38.355
‫قبوله

00:23:44.730 --> 00:23:46.813
‫[ آر کیو سوالو ]

00:23:47.438 --> 00:23:48.188
‫[ هشدار. حساب کاربر قفل شد ]

00:23:49.855 --> 00:23:51.772
‫- بخواب روی زمین!
‫- چی... چی شد؟

00:23:51.772 --> 00:23:53.772
‫- سریع!
‫- وای. هی، آروم باشید

00:23:53.772 --> 00:23:56.105
‫خیلی‌خب. من...

00:23:56.105 --> 00:23:58.480
‫مقاومت نکن

00:24:01.730 --> 00:24:05.022
‫بهت گفتم... توی دفترت بمون

00:24:05.563 --> 00:24:06.438
‫بله، قربان

00:24:06.938 --> 00:24:10.105
‫دستور پیچیده‌ای نبود.
‫ریاضی و جبر نبود

00:24:10.105 --> 00:24:12.230
‫بله، قربان. اما...
‫یه نامه برام آوردن و...

00:24:12.230 --> 00:24:14.980
‫نامه بهت نمیدن.
‫خودم به همه دستور دادم

00:24:14.980 --> 00:24:17.730
‫از نظر فنی، اون...
‫مال صاحب قبلی دفتره

00:24:17.730 --> 00:24:19.605
‫پس چرا بازش کردی، بی‌شعور؟

00:24:21.605 --> 00:24:23.855
‫چون حوصله‌ام سر رفته بود

00:24:26.271 --> 00:24:28.230
‫این رو روی سنگ قبرت می‌نویسن

00:24:31.813 --> 00:24:32.813
‫آره، حتماً می‌نویسن

00:24:35.063 --> 00:24:36.438
‫وارد چه دردسری شدم؟

00:24:36.438 --> 00:24:39.146
‫اون ترکیب دو حرفی
‫به کدوم عملیات کره‌ای‌ اشاره داره؟

00:24:39.146 --> 00:24:43.688
‫یه عملیات خیلی محرمانه، که وجودش رو
‫پشت یه کد کشور جعلی پنهان کردن

00:24:43.688 --> 00:24:47.188
‫تنها چیزی که از مدیر تونستم بفهمم
‫این بود که باید سریع بهش رسیدگی بشه

00:24:47.771 --> 00:24:49.313
‫و به هر قیمتی
‫مخفی نگه داشته بشه

00:24:49.313 --> 00:24:51.479
‫خب، اون نامه قطعاً برای
‫باج‌گیری و تهدیده

00:24:51.979 --> 00:24:53.063
‫شماره‌ای که روش نوشته شده

00:24:53.063 --> 00:24:56.146
‫موقعیت جغرافیاییِ
‫هتل پارادوکس توی سئوله

00:25:00.687 --> 00:25:03.729
‫پرسنل سازمان وقتی میرن کره
‫توی اون هتل اقامت دارن

00:25:10.979 --> 00:25:14.229
‫قربان، اجازه بدید برم اونجا،
‫و تهدید‌کننده رو پیدا کنم

00:25:15.271 --> 00:25:16.937
‫مگه مغز خر خوردم
‫که تو رو بفرستم؟

00:25:16.937 --> 00:25:18.437
‫چون من با سئول آشنایی دارم

00:25:19.479 --> 00:25:21.187
‫بابام دو سال توی کره مستقر بود

00:25:21.187 --> 00:25:23.687
‫اما مهم‌تر اینکه من
‫همین‌الانش هم رادیواکتیوم

00:25:24.354 --> 00:25:25.687
‫بهتر نیست کسی رو
‫بفرستید به فوکوشیما

00:25:25.687 --> 00:25:27.854
‫که تازه از چرنوبیل بیرون اومده؟

00:25:27.854 --> 00:25:30.604
‫اگه تونستم موفق بشم،
‫از اتاق قرنطینه خارج میشم

00:25:30.604 --> 00:25:32.479
‫اما اگه شکست خوردم،

00:25:34.145 --> 00:25:35.395
‫شما مقصر شناخته نمی‌شید

00:25:39.854 --> 00:25:41.979
‫شرط‌بندی روی اینکه اوون
‫کِی استعفا میده چقدره؟

00:25:41.979 --> 00:25:44.353
‫شیش روز.
‫به ۱۲۰۰ دلار رسیده

00:25:45.687 --> 00:25:47.478
‫من برای سه روز ۱۰۰ دلار می‌ذارم

00:25:47.478 --> 00:25:48.437
‫اوهوم

00:25:49.812 --> 00:25:51.770
‫نایلنده

00:25:51.770 --> 00:25:53.103
‫خب، خوبه که به تو
‫زنگ زده، نه به من

00:25:55.687 --> 00:25:56.520
‫بله، قربان

00:25:59.603 --> 00:26:01.312
‫الان دارم نگاهش می‌کنم

00:26:02.687 --> 00:26:05.187
‫نه، نه، نه، نه.
‫لعنتی، گندش بزنن

00:26:10.270 --> 00:26:11.228
‫بله، قربان؟

00:26:12.061 --> 00:26:12.936
‫وای، نه

00:26:13.561 --> 00:26:14.520
‫نه

00:26:15.020 --> 00:26:16.228
‫وای، آره

00:26:16.228 --> 00:26:17.353
‫آره

00:26:18.520 --> 00:26:20.853
‫هندریکس دوباره
‫با آب شیرجه زده

00:26:20.853 --> 00:26:24.020
‫توی یه نامه‌ی تهدیدآمیز
‫که خطرناک‌تر از قبلیه

00:26:24.811 --> 00:26:26.895
‫یه سرپرست بالغ نیاز داره

00:26:26.895 --> 00:26:27.811
‫پس...

00:26:28.645 --> 00:26:30.353
‫تو رو همراهش به کره می‌فرستم

00:26:31.311 --> 00:26:33.811
‫قربان، کاش می‌تونستم برم،

00:26:33.811 --> 00:26:36.186
‫اما گربه‌ام خیلی مریضه

00:26:37.811 --> 00:26:39.144
‫تو که گربه نداری

00:26:41.019 --> 00:26:42.644
‫دارم یکی به سرپرستی می‌گیرم

00:26:43.894 --> 00:26:45.103
‫باید بری به کره

00:26:45.103 --> 00:26:46.394
‫بله، قربان

00:26:47.936 --> 00:26:49.603
‫به پایگاه سئول چی بگیم؟

00:26:50.103 --> 00:26:51.144
‫هیچی

00:26:51.144 --> 00:26:53.561
‫بگید برای بررسی
‫یه موضوع منابع انسانی رفتید

00:26:53.561 --> 00:26:56.394
‫باعث میشه بتونید
‫توی هر پرونده‌ای سرک بکشید

00:26:56.394 --> 00:26:59.644
‫بفهمید کی درمورد
‫«آر کیو سوالو» اطلاعات داره

00:26:59.644 --> 00:27:01.727
‫هویت تهدیدکننده رو مشخص کنید

00:27:01.727 --> 00:27:04.227
‫البته اگه فرض کنیم که این کار از طرف
‫یکی توی سازمان داره انجام میشه

00:27:04.769 --> 00:27:06.352
‫تهدیدکننده به یه عملیات
‫مشترک اشاره می‌کنه،

00:27:06.352 --> 00:27:09.352
‫پس ممکنه یکی باشه که عضو
‫سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبیه

00:27:09.352 --> 00:27:12.352
‫نمی‌خوام این حرف رو بزنم،
‫اما درست میگه

00:27:12.352 --> 00:27:15.769
‫تا وقتی که اطلاعات بیش‌تری
‫ندارید، خیلی محتاط باشید

00:27:17.186 --> 00:27:18.477
‫همه مظنون هستن

00:27:19.436 --> 00:27:20.311
‫بله، قربان

00:27:21.227 --> 00:27:23.894
‫ممنون که بهم باور دارید

00:27:29.477 --> 00:27:30.935
‫- گوش کن، من...
‫- خفه شو

00:27:30.935 --> 00:27:33.227
‫به نظرم این ماموریت
‫می‌تونه خیلی برامون مفید باشه

00:28:33.226 --> 00:28:34.435
‫[ ناشناس ]

00:28:37.976 --> 00:28:38.893
‫سلام؟

00:28:38.893 --> 00:28:42.184
‫،گفتی پول درمیارم
‫اما فقط هویتم رو تایید کردن

00:28:42.184 --> 00:28:43.434
‫دارم قطع می‌کنم

00:28:43.434 --> 00:28:45.184
‫باشه، اما این رو بدون

00:28:45.184 --> 00:28:49.101
‫،اگه بهم پول ندن
‫منم رازهات رو بهشون میگم

00:28:49.101 --> 00:28:52.226
‫- اون کار رو نکن
‫- پس بگو بهم پول بدن

00:28:54.351 --> 00:28:58.184
‫دیگه باید برم. مردم «لو»
‫به‌خاطر پراگ از دستم عصبانی‌ان

00:28:58.184 --> 00:28:59.101
‫باشه، اما...

00:28:59.101 --> 00:29:02.142
‫باید دست‌هام آزاد باشن
‫چون ممکنه بیان سراغم

00:30:25.141 --> 00:30:27.016
‫[ نقشه‌ی پرواز - واشینگتن به سئول ]

00:30:45.766 --> 00:30:48.391
‫[ یو جین لی ]

00:31:01.058 --> 00:31:02.558
‫توی یه برنامه‌ی دوست‌یابی هستی؟

00:31:02.558 --> 00:31:03.724
‫این...

00:31:04.849 --> 00:31:05.891
‫نگران نباش

00:31:05.891 --> 00:31:07.641
‫اوه، قراره نگران باشم،

00:31:08.182 --> 00:31:11.807
‫چون تو من رو به سیرک
‫خودکشی خودت کشوندی

00:31:11.807 --> 00:31:13.516
‫پس شفافیت کامل می‌خوام

00:31:13.516 --> 00:31:16.224
‫چون می‌خوام سالم برگردم

00:31:20.266 --> 00:31:22.724
‫وقتی بچه بودم
‫بابام توی سئول مستقر بود

00:31:24.016 --> 00:31:27.932
‫یو جین بهترین دوست من بود.
‫اولین دوستم بود

00:31:28.932 --> 00:31:32.015
‫وقتی بابام منفجر شد
‫فقط اون هوام رو داشت

00:31:32.599 --> 00:31:33.890
‫داستان قشنگیه

00:31:34.765 --> 00:31:36.682
‫وقتی توی کره‌ایم،
‫اگه دوباره بهش فکر کنی

00:31:36.682 --> 00:31:38.765
‫میندازمت جلوی یه قطار

00:31:39.265 --> 00:31:40.182
‫می‌فهمی؟

00:31:40.765 --> 00:31:42.682
‫می‌دونی که مشکل
‫کنترل خشم داری، درسته؟

00:31:43.224 --> 00:31:44.349
‫من توی همه‌چیز مشکل دارم

00:31:44.349 --> 00:31:47.557
‫خیلی‌خب. می‌خوای جزئیات
‫ماموریت رو بهم بگی؟

00:31:47.557 --> 00:31:49.974
‫وقتی توی سئول فرود میاییم
‫قصد داریم چیکار کنیم؟

00:31:51.432 --> 00:31:54.473
‫خب، اوون، کره متحد ماست

00:31:55.098 --> 00:31:56.682
‫باهاشون همکاری می‌کنیم

00:31:56.682 --> 00:31:59.807
‫تا مطمئن بشیم که کره‌ی شمالی
‫و چین تحت کنترل هستن

00:31:59.807 --> 00:32:02.265
‫ولی با این حال مثل روانی‌ها
‫جاسوسی همدیگه رو می‌کنیم

00:32:02.265 --> 00:32:04.932
‫پس بهتره همیشه خوب رفتار کنی

00:32:06.348 --> 00:32:07.307
‫مشکلی نیست

00:32:09.848 --> 00:32:10.932
‫بیچاره شدیم

00:32:14.557 --> 00:32:18.931
‫[ فرودگاه بین‌المللی اینچئون سئول ]

00:32:19.015 --> 00:32:20.640
‫به سئول خوش آمدید

00:32:20.640 --> 00:32:22.056
‫لطفاً نگران نباشید،

00:32:22.056 --> 00:32:24.723
‫اما یک تاخیر کوچک در پیاده شدن
‫از هواپیما خواهیم داشت

00:32:24.723 --> 00:32:26.640
‫یک موضوع امنیتی کوچک داریم

00:32:26.640 --> 00:32:29.223
‫آم.. دارن میان سراغ خودمون؟

00:32:29.223 --> 00:32:32.598
‫آره. هر زمان که برای اخذ مجوز ورود
‫به یه کشور عجله‌ای باشه،

00:32:32.598 --> 00:32:33.681
‫باعث میشه نگرانی‌هایی پیش بیاد

00:32:33.681 --> 00:32:34.848
‫اوه، گندش بزنن

00:32:41.306 --> 00:32:42.264
‫سلام

00:32:55.806 --> 00:32:57.264
‫- آقای فربر؟
‫- اوهوم

00:32:57.264 --> 00:32:59.473
‫من گریس چو هستم
‫از سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی

00:32:59.473 --> 00:33:03.056
‫آه، ممنون که قبل از مسافران درجه‌ی یک
‫ما رو از هواپیما پیاده کردید،

00:33:03.056 --> 00:33:04.931
‫اما واقعاً نیازی نبود

00:33:06.764 --> 00:33:09.847
‫تصمیمش با منه.
‫لطفاً همراهم بیایید

00:33:14.431 --> 00:33:16.139
‫نه. فقط اون

00:33:16.139 --> 00:33:18.389
‫دستیارت می‌تونه
‫همین‌جا منتظر بمونه

00:33:18.389 --> 00:33:19.931
‫- اوه، من...
‫- آره

00:33:22.431 --> 00:33:24.264
‫من دستیارش نیستم

00:33:32.264 --> 00:33:33.764
‫نمی‌دونم چه مشکلی پیش اومده

00:33:33.764 --> 00:33:36.847
‫ما مراحل قانونی رو طی کردیم،
‫مجوزهای لازم رو گرفتیم

00:33:37.972 --> 00:33:39.597
‫فقط می‌خوایم بفهمیم

00:33:39.597 --> 00:33:42.722
‫هدف این سفر لحظه‌ی آخری
‫به کره چیه

00:33:42.722 --> 00:33:43.722
‫مشکلی نیست

00:33:43.722 --> 00:33:47.805
‫خوشحال میشم فعالیت‌های
‫داخلی سی‌آی‌اِی رو فاش کنم

00:33:47.805 --> 00:33:51.139
‫به شرطی که تو هم رازهای
‫سازمان اطلاعات کره‌ی جنوبی رو بهم بگی

00:33:55.722 --> 00:33:57.930
‫دلیلی نداره مثل
‫یه عوضی رفتار کنی

00:33:57.930 --> 00:33:59.930
‫خب، همیشه یه دلیلی هست

00:33:59.930 --> 00:34:01.597
‫اما تو پات رو
‫از گلیمت درازتر گذاشتی

00:34:01.597 --> 00:34:03.847
‫حالا که جواب سوالم رو ندادی،

00:34:03.847 --> 00:34:07.138
‫شاید مجبور بشم از ورود شما
‫به کشور جلوگیری کنم

00:34:07.138 --> 00:34:09.138
‫آره، اون اتفاق نمی‌افته

00:34:09.138 --> 00:34:11.722
‫مفاد پیمان دفاع متقابل سال ۱۹۵۳

00:34:11.722 --> 00:34:13.555
‫به ما حق حضور در اینجا رو میده

00:34:14.055 --> 00:34:15.722
‫و تصویر عمومی خیلی بدی داره

00:34:18.805 --> 00:34:21.388
‫- پس می‌تونیم دیگه بریم؟
‫- نه

00:34:22.305 --> 00:34:23.346
‫بشین

00:34:40.805 --> 00:34:42.346
‫اوه. میشه اینجا بشینم؟

00:34:43.138 --> 00:34:44.263
‫راحت باش

00:35:00.471 --> 00:35:01.388
‫ممنون

00:35:10.012 --> 00:35:11.554
‫آره، خیلی طول می‌کشه

00:35:12.346 --> 00:35:14.262
‫افسر چو خیلی دقیقه

00:35:14.262 --> 00:35:18.346
‫تا وقتی راضی نشه
‫نمی‌ذاره رئیست بیاد بیرون

00:35:18.346 --> 00:35:19.471
‫رئیسم نیست

00:35:21.054 --> 00:35:22.596
‫اوه... شرمنده

00:35:22.596 --> 00:35:25.346
‫چون اون رفته داخل
‫و توی اینجایی، گفتم حتماً...

00:35:25.346 --> 00:35:26.262
‫مشکلی نیست

00:35:27.721 --> 00:35:28.554
‫پس...

00:35:30.429 --> 00:35:31.387
‫کار تو چیه؟

00:35:31.971 --> 00:35:32.804
‫اوه

00:35:33.387 --> 00:35:35.012
‫- یه منشی‌ام
‫- واقعاً؟

00:35:35.012 --> 00:35:36.304
‫- اوهوم
‫- از کارت خوشت میاد؟

00:35:38.012 --> 00:35:40.262
‫آره، خوشم میاد

00:35:41.262 --> 00:35:43.720
‫از بچگی آدم منظمی بودم

00:35:43.720 --> 00:35:45.345
‫همسرم...

00:35:45.345 --> 00:35:48.137
‫همسرم بهم میگه... «اینس»

00:35:49.012 --> 00:35:50.762
اون درسته؟

00:35:50.762 --> 00:35:53.179
‫یعنی روی جزئیات وسواس داری

00:35:53.179 --> 00:35:54.345
‫دقیقاً

00:35:59.678 --> 00:36:02.470
‫قبلاً به سئول اومده بودی؟

00:36:04.012 --> 00:36:05.095
‫توی پرونده‌ام نوشته نشده؟

00:36:05.678 --> 00:36:08.428
‫- ببخشید؟ چی...
‫- نه، نه، نه، مشکلی نیست

00:36:08.428 --> 00:36:10.512
‫در واقع از «بازی زیرکانه» خوش میاد

00:36:11.845 --> 00:36:12.928
‫«بازی زیرکانه»؟

00:36:12.928 --> 00:36:14.178
‫اوه، بیخیال

00:36:15.095 --> 00:36:17.553
‫وقتی گفتم «راحت باش»
‫حتی پلک هم نزدی

00:36:17.553 --> 00:36:19.512
‫اون یه اصطلاح نسبتاً
‫ناآشنای انگلیسیه

00:36:19.512 --> 00:36:22.803
‫یعنی عمداً اون کلمه‌ رو گفتی

00:36:22.803 --> 00:36:24.011
‫تازه، برات عجیب هم نبود

00:36:24.011 --> 00:36:26.220
‫وقتی تیکه‌ای از گوشت
‫آب‌پز رو از روی چوب خوردم،

00:36:26.220 --> 00:36:29.720
‫چون می‌دونستی به‌خاطر بچگیم
‫با «سوندی» آشنایی دارم

00:36:31.345 --> 00:36:33.345
‫شرمنده که می‌خوام مخالفت کنم،

00:36:33.345 --> 00:36:36.886
‫اما... اون اصطلاح رو
‫توی فیلم‌های آمریکایی یاد گرفتم،

00:36:36.886 --> 00:36:37.886
‫و با خودم گفتم

00:36:38.470 --> 00:36:40.720
‫اگه گرسنه باشی، می‌خوری

00:36:40.720 --> 00:36:42.636
‫تلاش خوبی بود،
‫اما موضوع کمربندت هم هست

00:36:43.720 --> 00:36:44.928
‫سمت راستش ریش‌ریش شده،

00:36:44.928 --> 00:36:46.886
‫چون غلاف اسلحه‌ات رو
‫معمولاً اونجا می‌ذاری

00:36:46.886 --> 00:36:49.636
‫که معلومه قبل از اومدنت
‫اون رو درآوردی

00:36:49.636 --> 00:36:50.719
‫تا وانمود بکنی یه منشی هستی

00:36:50.719 --> 00:36:52.886
‫تا بتونی از طرق دغلکاری
‫ازم بازجویی بکنی

00:36:57.761 --> 00:36:58.678
‫خیلی خوب بود

00:37:00.011 --> 00:37:01.636
‫می‌دونستم یه دستیار نیستی

00:37:03.136 --> 00:37:04.053
‫یا وکیل هم نیستی

00:37:04.053 --> 00:37:07.011
‫نه، من... قطعاً یه وکیلم

00:37:07.761 --> 00:37:10.386
‫آره، با توجه به سوابق پاسپورتت
‫وکیل خیلی پرمشغله‌ای هستی

00:37:12.052 --> 00:37:14.677
‫- یمن. وین
‫- چی می‌تونم بگم؟

00:37:14.677 --> 00:37:18.136
‫من حلال مشکلات برای افرادی‌ام
‫که مشکلات جدی دارن

00:37:19.386 --> 00:37:22.594
‫و اومدی توی کره
‫چه مشکلی رو درست کنی؟

00:37:22.594 --> 00:37:23.969
‫فقط یه شکایت
‫منابع انسانی ساده

00:37:25.261 --> 00:37:27.094
‫شکایت خیلی بدیه

00:37:29.302 --> 00:37:30.552
‫میشه یه‌کم سوندی دیگه بهم بدی؟

00:37:31.677 --> 00:37:32.844
‫راحت باش

00:37:42.969 --> 00:37:45.844
‫پسر... اینجا خیلی تغییر کرده

00:37:53.260 --> 00:37:55.385
‫می‌دونی دارن تعقیبمون
‫می‌کنن، درسته؟

00:37:55.885 --> 00:37:57.135
‫آره

00:37:57.135 --> 00:37:59.552
‫سازمان اطلاعات
‫کره‌ی جنوبی خیلی شکاکه

00:38:00.885 --> 00:38:02.718
‫داستانمون رو باور نمی‌کنن

00:38:03.510 --> 00:38:04.593
‫منم بودم باور نمی‌کردم

00:38:05.635 --> 00:38:08.260
‫...انتهای آزاد را زیر
‫حلقه‌ی اول قرار دهید

00:38:08.260 --> 00:38:09.968
‫سپس از حلقه سوم عبورش دهید

00:38:09.968 --> 00:38:11.802
‫سپس آن را به آرامی بکشید…

00:38:29.426 --> 00:38:31.301
‫هی. کلید اتاقت

00:38:32.426 --> 00:38:34.426
‫- اتاق‌هامون جدان؟
‫- آره

00:38:35.218 --> 00:38:38.801
‫شاید به معنای واقعی کلمه
‫من رو کشونده باشی این‌سر دنیا،

00:38:38.801 --> 00:38:39.801
‫اما نیازهایی دارم

00:38:39.843 --> 00:38:42.468
‫یعنی وان حموم خودم،

00:38:42.468 --> 00:38:45.301
‫روپوش خودم...
‫و کمی تنهایی

00:38:45.301 --> 00:38:47.635
‫نباید دنبال تهدیدکننده بگردیم؟

00:38:47.635 --> 00:38:50.301
‫- به‌خاطر اون اومدیم توی این هتل
‫- آره، فکر خوبیه

00:38:50.301 --> 00:38:52.884
‫چطوره تو شیفت اول نگهبانی بدی
‫و من رو صبح بیدار کنی؟

00:39:08.051 --> 00:39:08.968
‫اوه

00:39:22.176 --> 00:39:23.009
‫خوبه

00:39:26.717 --> 00:39:27.967
‫عاشق تختم

00:39:33.384 --> 00:39:35.717
‫[ اوون هندریکس ]

00:39:44.259 --> 00:39:47.009
‫[ کلاب سایه، ایته وون.
‫ساعت ۹. تنها بیا ]

00:39:52.217 --> 00:39:55.259
‫عصر بخیر، آقای هندریکس.
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

00:39:55.259 --> 00:39:56.175
‫سلام. آره

00:39:56.175 --> 00:39:59.342
‫وقتی اومدم توی اتاقم
‫یه پاکت‌نامه توش بود

00:39:59.342 --> 00:40:00.884
‫نمی‌دونی کی گذاشتش اینجا؟

00:40:00.884 --> 00:40:03.133
‫نه، جناب.
‫مشکلی هست؟

00:40:04.592 --> 00:40:05.633
‫نه. ممنون

00:40:10.883 --> 00:40:15.425
‫[ عامل بدختی ]

00:40:19.383 --> 00:40:21.883
‫تماس شما...

00:40:33.925 --> 00:40:34.716
‫هی!

00:40:35.425 --> 00:40:36.341
‫آهای!

00:40:39.091 --> 00:40:42.675
‫می‌دونم دارم دیوار چهارم رو می‌شکنم،
‫ولی فکر کردم شاید گرسنه باشی، برای همین...

00:40:43.925 --> 00:40:45.550
‫بیبیمباپ و کیمچی

00:40:47.966 --> 00:40:49.175
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

00:40:49.800 --> 00:40:52.008
‫راستش، ناراحتم که تو رو فرستادن اینجا
‫تا مراقب ما باشی

00:40:52.049 --> 00:40:54.258
‫ما جدی فقط توی سئول مشغول
‫انجام کارهای حقوقی خسته‌کننده

00:40:54.258 --> 00:40:55.258
‫توی سفارت هستیم، پس...

00:40:56.758 --> 00:41:00.008
‫کارمه. و رئیسم خیلی سخت‌گیره

00:41:00.049 --> 00:41:02.591
‫امیدوارم به همکارت خیلی
‫سخت نگرفته باشه

00:41:02.633 --> 00:41:04.258
‫چیزی نبوده که نتونه
‫از پسش بربیاد

00:41:05.424 --> 00:41:06.633
‫اون «مِدو»ئه؟

00:41:06.674 --> 00:41:07.883
‫آفرین

00:41:08.758 --> 00:41:12.924
‫آره، همسرم یادم داد.
‫خیلی حرفه‌ایه. من فعلاً مبتدی‌ام

00:41:14.133 --> 00:41:16.466
‫آره، وقتی بچه بودم یه رفیقی
‫داشتم که بلد بود، پس...

00:41:16.507 --> 00:41:19.549
‫ولی در مقایسه با کار تو،
‫اون خیلی مبتدی حساب میشه

00:41:22.049 --> 00:41:23.591
‫به هر حال، می‌ذارم به کارت برسی

00:41:23.632 --> 00:41:25.799
‫و پرواززدگی داره میاد سراغم

00:41:25.841 --> 00:41:27.299
‫پس برم دراز بکشم

00:41:27.966 --> 00:41:29.549
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

00:41:31.049 --> 00:41:34.632
‫اوه، و... ممنون
‫بابت بیبیمباپ و کیمچی

00:41:44.215 --> 00:41:45.549
‫اونجا

00:41:47.632 --> 00:41:50.049
‫کارم چند دقیقه طول می‌کشه

00:42:14.507 --> 00:42:15.382
‫ایول!

00:42:19.048 --> 00:42:19.923
‫آه

00:42:39.506 --> 00:42:40.423
‫اوون؟

00:42:44.881 --> 00:42:46.506
‫سلام

00:42:48.381 --> 00:42:49.840
‫حالت چطوره؟

00:42:50.590 --> 00:42:51.965
‫تو... خیلی خوشگل شدی

00:42:52.840 --> 00:42:55.548
‫شبیه کسی‌ام که یه روز
‫طولانی رو تموم کرده

00:42:57.089 --> 00:42:58.256
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

00:43:01.006 --> 00:43:01.839
‫آم...

00:43:03.381 --> 00:43:04.798
‫خودمم نمی‌دونم

00:43:07.839 --> 00:43:09.423
‫اوه

00:43:13.423 --> 00:43:18.797
‫خیلی وقته ندیدمت،
‫و حالا می‌بینم بیرون محل کارم ایستادی؟

00:43:19.506 --> 00:43:21.547
‫- این...
‫- عجیبه، می‌دونم. خیلی عجیبه

00:43:21.547 --> 00:43:23.797
‫اما نه، قول میدم که...

00:43:23.797 --> 00:43:25.714
‫کار عجیبِ بدی نیست

00:43:25.714 --> 00:43:27.964
‫من... اومدم تو رو ببینم

00:43:28.881 --> 00:43:31.672
‫- پس چرا نیومدی داخل؟
‫- چون نمی‌تونم... بمونم

00:43:31.672 --> 00:43:34.256
‫باید برای یه مسئله‌ی
‫کاری برم یه جایی

00:43:34.256 --> 00:43:35.506
‫آم...

00:43:39.422 --> 00:43:42.172
‫ببین، فکر کنم فقط...
‫فقط اومدم بگم...

00:43:44.964 --> 00:43:45.964
‫تو جونم رو نجات دادی

00:43:47.755 --> 00:43:49.214
‫وقتی بابام مُرد

00:43:50.047 --> 00:43:53.922
‫و من فقط یه بچه بودم، نه؟
‫برای درک کردن خیلی کوچیک بودم...

00:43:54.922 --> 00:43:57.297
‫و بعدش رفتم،
‫و من... نمی‌دونم

00:43:57.297 --> 00:43:59.505
‫الان اومده بودم اینجا
‫و فقط می‌خواستم بگم...

00:44:00.797 --> 00:44:01.755
‫ممنون

00:44:10.630 --> 00:44:11.547
‫آم...

00:44:14.297 --> 00:44:15.838
‫واقعاً خوشگل شدی

00:44:22.672 --> 00:44:24.422
‫خیلی‌خب، آروم باش

00:44:26.422 --> 00:44:31.047
‫♪ HOLUP! - Bobby ♪

00:44:31.172 --> 00:44:32.588
‫بهم زنگ زدی. چرا؟

00:44:32.588 --> 00:44:35.088
‫توی اتاق هتل یه چیزی
‫برام گذاشته بودن

00:44:35.880 --> 00:44:37.046
‫منظورت از «چیزی» چیه؟

00:44:37.046 --> 00:44:39.213
‫- صبر کن. کجایی؟
‫- توی یه رستوران

00:44:39.796 --> 00:44:42.255
‫یه یادداشت از طرف دوست مخفی‌مون
‫که می‌خواست یه جلسه ترتیب بده

00:44:42.255 --> 00:44:45.338
‫ای احمق. جلسه نیست.
‫یه امتحانه

00:44:45.338 --> 00:44:46.796
‫تا واکنشت رو ببینه

00:44:47.505 --> 00:44:51.421
‫یه وکیل با احتیاط عمل می‌کنه،
‫مراحل رسمی رو طی می‌کنه،

00:44:51.421 --> 00:44:54.713
‫اما تو درست مثل میمون ماجراجوی
‫هیجان‌طلبی که هستی، رفتی توی دل خطر

00:44:54.713 --> 00:44:57.963
‫گوش کن، احمق، شاید درست بگی،
‫اما باید باهام بهتر رفتار کنی

00:44:57.963 --> 00:44:59.879
‫خیلی‌خب؟
‫این موضوع خیلی فوریه

00:44:59.879 --> 00:45:02.379
‫و برعکس تو، وقتی اوضاع خطرناک میشه،
‫من قایم نمیشم

00:45:02.379 --> 00:45:04.046
‫کار رو تموم می‌کنم. و من...

00:45:06.504 --> 00:45:09.338
‫میرم باهاش حرف بزنم.
‫توی هتل می‌بینمت

00:45:10.004 --> 00:45:11.421
‫عالیه. منم می‌خوابم

00:45:18.004 --> 00:45:21.587
‫[ عامل بدبختی ]

00:45:24.504 --> 00:45:26.337
‫بهتره توی یه تاکسی
‫در حال برگشت به هتل باشی

00:45:26.337 --> 00:45:29.046
‫نیروی سازمان اطلاعات
‫کره‌ی جنوبی اینجاست. جنگ کیون

00:45:29.046 --> 00:45:31.546
‫واقعاً احمقی

00:45:31.546 --> 00:45:34.254
‫اگه تو رو ببینه، سازمان اطلاعات
‫کره‌ی جنوبی می‌فهمه یه خبرایی هست

00:45:34.254 --> 00:45:35.796
‫و اگه تهدیدکننده اون رو ببینه،
‫فکر می‌کنه بهش خیانت کردی

00:45:40.421 --> 00:45:41.796
‫وای، وای، هی! گندش بزنن!

00:45:41.796 --> 00:45:42.962
‫گندش بزنن. شرمنده. من...

00:45:42.962 --> 00:45:44.754
‫- سوار ماشین شو
‫- آه! آه

00:45:44.754 --> 00:45:45.754
‫لعنتی!

00:45:46.670 --> 00:45:47.670
‫لعنتی!

00:45:47.670 --> 00:45:48.920
‫خیلی خفن بود!

00:45:49.504 --> 00:45:53.379
‫رفیق، خیلی خفنی!
‫چطور پیدام کردی؟ من که...

00:45:54.087 --> 00:45:55.754
‫آه!

00:45:56.337 --> 00:45:57.170
‫گندش بزنن

00:46:05.420 --> 00:46:06.629
‫تو تهدیدکننده‌ای