WEBVTT

00:28.916 --> 00:31.750
‫- ضبط میشه دیگه؟
‫- آره، داریم می‌گیریم

00:31.791 --> 00:34.625
‫- خودتون که در جریان روال…
‫- آره، روال رو بلدم

00:34.750 --> 00:36.291
‫- خب…
‫- بسیارخب

00:36.375 --> 00:37.750
‫من مارک کیم‌بالم

00:37.791 --> 00:40.541
‫و به‌عنوان نامزد مستقل توی انتخابات
‫شهرداری لس‌آنجلس شرکت می‌کنم

00:40.625 --> 00:44.125
‫آقای کیم‌بال، بیاید از اینجا شروع کنیم
‫که چی شد خواستید نامزد بشید

00:45.125 --> 00:46.625
‫راستش، نامزد شدم…

00:46.666 --> 00:49.791
‫…چون… می‌خوام به مردم کمک کنم

00:49.875 --> 00:51.375
‫« به لس‌آنجلس خوش آمدید »

00:51.500 --> 00:53.625
‫من همین‌جا بزرگ شدم

00:53.750 --> 00:55.000
‫اینجا شهر منه

00:55.041 --> 00:58.000
‫اینجا خونه‌ی منه.
‫خونه‌ی خانواده‌مه،

00:58.041 --> 01:00.166
‫و پسرم قراره اینجا بزرگ بشه

01:00.250 --> 01:03.208
‫باید به فردای روشنی
‫که لس‌آنجلس نوید میده جامه‌ی عمل بپوشونیم

01:03.416 --> 01:06.125
‫اقشار مختلفی از مردم
‫توی این شهر حضور دارن

01:06.250 --> 01:08.875
‫ولی همه‌مون داریم
‫برای یه هدف مشترک تلاش می‌کنیم

01:09.000 --> 01:11.291
‫ساختن همون زندگی‌ای
‫که رؤیاش رو داشتیم

01:11.375 --> 01:13.416
‫- چند وقته کاسبی؟
‫- ۳۳ سال

01:13.500 --> 01:16.125
‫مهم‌ترین چیزی
‫که می‌خوای تغییر کنه چیه؟

01:16.375 --> 01:17.958
‫چی بیشتر از همه برات مهمه؟

01:19.041 --> 01:21.041
‫من باور دارم
‫که مردم لایق شهرداری هستن

01:21.125 --> 01:23.208
‫که برای تک‌تکشون کار کنه

01:24.500 --> 01:26.000
‫خوش‌تیپ کردی‌ها، رفیق

01:26.125 --> 01:27.125
‫لس‌آنجلس!

01:27.875 --> 01:31.625
‫ما توی لس‌آنجلس
‫خیلی خوب می‌دونیم که زندگی‌هامون،

01:31.750 --> 01:34.625
‫و هر چیزی که با زحمت ساختیم،
‫به مویی بنده

01:36.750 --> 01:39.875
‫ما سیاه‌شدن آسمون شهر
‫و سوختن تپه‌هامونو به چشم دیدیم،

01:39.916 --> 01:42.000
‫و وقتی محله‌هامون
‫در چنگ شعله‌های آتش بود،

01:42.083 --> 01:44.916
‫نفسمون رو در سینه حبس کردیم

01:45.750 --> 01:49.375
‫و کنار هم ایستادیم
‫تا از عزیزترین دارایی‌هامون محافظت کنیم،

01:49.500 --> 01:51.875
‫یعنی خانواده‌ها و خونه‌هامون

01:52.375 --> 01:57.541
‫امروز سایه‌ی تهدید رو روی سرِ
‫بعضی از پایه‌ای‌ترین ارزش‌هامون حس می‌کنیم

01:58.166 --> 02:01.000
‫به‌نظرم تا حالا رهبری
‫تا این حد اهمیت نداشته

02:01.125 --> 02:05.000
‫نقطه‌قوت این شهر،
‫همبستگی و انسانیت مشترک ماست

02:05.041 --> 02:08.250
‫تک‌تک بچه‌ها باارزشن

02:08.291 --> 02:11.291
‫تک‌تک خانواده‌ها لایق امنیتن

02:11.875 --> 02:13.916
‫با تکیه بر این ارزش‌ها،

02:14.458 --> 02:17.000
‫شجاعانه امید رو به‌جای وحشت،
‫چراغ راهمون می‌کنیم

02:17.041 --> 02:19.166
‫و تبدیل به بهترینِ خودمون می‌شیم

02:19.250 --> 02:21.500
‫به رأی‌دهنده‌ها بگو مارک کیم‌بال کیه

02:21.541 --> 02:24.166
‫پدرم اولین نفر تو خانواده‌مون بود
‫که رفت دانشگاه

02:24.250 --> 02:25.000
‫« رأی ما مارک کیم‌بال »

02:25.000 --> 02:27.333
‫وقتی بقیه‌ی بچه‌ها فارغ‌التحصیل شدن
‫و رفتن سمت وال‌استریت،

02:27.375 --> 02:28.875
‫من معلم شدم

02:28.916 --> 02:31.083
‫وقتی توی خیابون ۱۱۲اُمِ
‫محله‌ی واتس بودم،

02:31.166 --> 02:34.041
‫وقتی توی کارگروه حمایت از کودکانِ
‫پلیس لس‌آنجلس بودم،

02:34.083 --> 02:36.875
‫وقتی با دفتر دادستانی
‫و وکلای تسخیری همکاری می‌کردم،

02:36.916 --> 02:39.625
‫وقتی وکیل بودم
‫و قانون اقدام زیست‌محیطی رو تنظیم کردم

02:39.666 --> 02:42.750
‫تا برای آب آشامیدنی سالم
‫واسه مردم این شهر بجنگم،

02:42.875 --> 02:46.000
‫وقتی تو جنگ اولِ خلیج فارس بودم
‫و برای خدمت به کشورم اعزام شدم،

02:46.041 --> 02:51.125
‫تمام تلاشم رو کردم تا خودم رو
‫جای اقشار مختلف جامعه بذارم

02:51.250 --> 02:52.875
‫من باور دارم که مردم لس‌آنجلس

02:52.916 --> 02:55.791
‫لایق شهرداری هستن
‫که به تک‌تکشون احترام بذاره

02:56.625 --> 02:58.750
‫باعث افتخارمه که شهردار لس‌آنجلس بشم

02:58.875 --> 03:00.541
‫و بزرگ‌ترین سرمایه‌ی من
‫به‌عنوان یه نامزد، همسرمه

03:00.541 --> 03:02.375
‫به‌نظرم ما تیمی هستیم
‫که خیلی چیزها برای ارائه داره

03:02.708 --> 03:05.333
‫و خدمت به این شهر باور قلبیشه

03:05.458 --> 03:07.333
‫وعده‌ی من به شما شفافیته

03:07.833 --> 03:10.583
‫در مقام شهردار بهتون دروغ نمیگم

03:10.625 --> 03:12.708
‫صمیمانه از وقتی
‫که امروز در اختیارم گذاشتید ممنونم

03:12.750 --> 03:14.333
‫خداوند پشت‌وپناه لس‌آنجلس باشه

03:18.458 --> 03:21.708
‫بی‌صبرانه منتظر دیدارتون
‫بعد از پیروزی توی انتخاباتم

03:22.625 --> 03:25.208
‫« حیوان‌ها »

03:40.208 --> 03:42.416
‫بله، ما موفق شدیم اونجا رو
‫رسماً وارد فهرست طرح سوپرفاند کنیم

03:42.458 --> 03:45.583
‫این اتفاق پاک‌سازی
‫کل اون منطقه رو ایجاب می‌کنه

03:45.708 --> 03:48.875
‫واقفید که این کار
‫قانون و مقررات خاص خودش رو داره

03:48.958 --> 03:50.625
‫ما که این قوانین رو وضع نکردیم

03:50.708 --> 03:52.750
‫ببین، به‌نظرم تمام این حرف‌ها
‫فقط بهونه‌ی یه شرکت بزرگه

03:52.833 --> 03:54.750
‫که داره پشتِ
‫کسب‌وکارهای کوچیک قایم میشه،

03:54.833 --> 03:55.625
‫« معوق »

03:55.666 --> 03:58.083
‫تا زیر بار عواقب
‫آلوده‌کردن آب آشامیدنی نره

03:58.125 --> 04:00.125
‫این یه پیروزی بزرگ
‫برای مؤسسه‌ی حقوقی کیم‌بال بود

04:00.208 --> 04:01.666
‫ما وادارشون کردیم
‫جواب پس بدن،

04:01.708 --> 04:04.500
‫ادعای ضررِ چندتا کسب‌وکار کوچیک هم

04:04.583 --> 04:06.416
‫فقط برای لغو این حکمه
‫« خوانده: جیمز بورو، دادخواست طلاق »

04:06.458 --> 04:08.625
‫این قضیه کاملاً بی‌ربطه

04:15.875 --> 04:18.458
‫« مارک کیم‌بال، نامزد شهرداری ۲۰۲۶ »

04:40.000 --> 04:42.125
‫- سلام، سسی
‫- صبح به‌خیر

04:44.083 --> 04:45.583
‫آره

04:45.625 --> 04:48.333
‫وای، چه قشنگن

04:48.375 --> 04:49.833
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

04:49.958 --> 04:52.833
‫- نگاه کن
‫- وای، حرف ندارن. مرسی

04:52.875 --> 04:54.625
‫- ببین
‫- الان‌هاست که بیاد پایین

04:54.708 --> 04:56.000
‫حتماً

04:56.625 --> 04:58.250
‫- خانم اَبی
‫- بله

04:58.333 --> 05:00.458
‫میشه یه لحظه وقتتون رو بگیرم؟

05:00.583 --> 05:01.583
‫چرا که نه

05:01.625 --> 05:03.250
‫درمورد رامونه؟

05:03.333 --> 05:04.833
‫- ببخشید
‫- طوری نیست

05:04.875 --> 05:07.500
‫ولی یادم رفت
‫یه چیز خیلی مهم رو بهتون بگم

05:07.583 --> 05:10.333
‫- باشه
‫- اون توی مکزیک یه کاپاتازه

05:10.875 --> 05:14.458
‫- نمی‌دونم یعنی چی
‫- یه چیزی تو مایه‌های سرکارگر مزرعه‌ست

05:14.583 --> 05:17.500
‫خیلی کاربلده، رو زمین کار می‌کنه،
‫دامداری می‌کنه

05:17.583 --> 05:20.333
‫باور کنید از پس هر کاری برمیاد

05:20.375 --> 05:23.875
‫سسی… خودت می‌دونی
‫که ما از هیچ کاری برات دریغ نمی‌کنیم

05:23.958 --> 05:25.833
‫خیلی دوستت داریم

05:25.958 --> 05:28.708
‫ولی مارک الان به‌شدت زیر ذره‌بینه،

05:28.750 --> 05:31.833
‫و نمی‌تونه قوانینی رو اعمال کنه
‫که خودش رعایت نمی‌کنه

05:31.875 --> 05:33.125
‫من واقعاً شرمنده‌م

05:33.208 --> 05:36.708
‫منتهh از طرفی برات خیلی خوشحالم، سسی؛
‫چون عاشق شدی

05:36.750 --> 05:38.750
‫- آره
‫- بهش می‌خوره مرد فوق‌العاده‌ای باشه

05:38.833 --> 05:40.625
‫مطمئنم یه کاری پیدا می‌کنه

05:40.708 --> 05:44.000
‫پدر فوق‌العاده‌ایه،
‫عین آقای مارک

05:44.083 --> 05:46.458
‫پسرش، هکتور رو
‫تنهایی بزرگ می‌کنه

05:46.500 --> 05:49.708
‫چون مادر هکتور در اثر سرطان مُرد

05:49.833 --> 05:53.708
‫اونجا رو با اینکه
‫سرپرست ۳۰ تا کارگر بود ول کرد

05:53.750 --> 05:55.250
‫تا به هکتور برسه

05:55.958 --> 06:00.250
‫دنی هم اون روز دیدش
‫و ازش خوشش اومد

06:01.333 --> 06:03.375
‫می‌دونی چیه؟
‫می‌تونم به چندتا خانواده‌ی دیگه بسپارم

06:03.458 --> 06:06.416
‫شاید کسی باشه
‫که این محدودیت‌های ما رو نداشته باشه

06:06.458 --> 06:07.416
‫- مامان!
‫- بله

06:07.458 --> 06:09.875
‫- سلام، عزیزم، آماده‌ای؟
‫- سلام! دنی!

06:09.958 --> 06:10.958
‫سلام!

06:11.500 --> 06:13.333
‫- سلام، پسرم
‫- سلام

06:13.458 --> 06:14.708
‫سلام

06:15.333 --> 06:17.458
‫- دوستت دارم
‫- من هم دوستت دارم

06:22.208 --> 06:24.000
‫پهلوون!

06:24.708 --> 06:25.791
‫آهای

06:25.833 --> 06:27.250
‫یه لحظه وایسا

06:27.333 --> 06:28.958
‫بیا تو

06:29.083 --> 06:30.500
‫می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم

06:32.083 --> 06:35.000
‫نمی‌دونم هنوز هم
‫از اینا خوشت میاد یا نه، ولی…

06:35.958 --> 06:38.625
‫بالاخره رسید…

06:39.625 --> 06:41.708
‫- خریدیش!
‫- آره

06:42.458 --> 06:44.875
‫بیا ببینش

06:46.208 --> 06:47.208
‫خدای من

06:47.333 --> 06:48.958
‫- خفنه، نه؟
‫- معرکه‌ست

06:49.000 --> 06:51.666
‫دوتا سایز گرفتم که بالاخره
‫یکیش اندازه‌ت بشه. خب؟

06:51.708 --> 06:52.833
‫ممنون، بابا

06:54.166 --> 06:55.416
‫دوستت دارم، پسرم

06:55.958 --> 06:58.291
‫ببین، ببخشید که این اواخر
‫زیاد پیشت نبودم

06:58.333 --> 07:00.125
‫- طوری نیست. درک می‌کنم
‫- واقعاً؟

07:00.875 --> 07:02.458
‫تو خیلی پسر گلی هستی

07:03.125 --> 07:04.333
‫- برو بترکون
‫- باشه

07:04.375 --> 07:07.875
‫راستی، مگه مدرسه‌تون
‫سلاح رو ممنوع نکرده؟

07:07.958 --> 07:10.125
‫بعد از مدرسه برمی‌گردیم خونه.
‫اون موقع برش می‌دارم

07:10.208 --> 07:12.583
‫آره، فکر خوبیه.
‫جاش امنه. باشه؟

07:12.625 --> 07:13.750
‫- باشه
‫- حله

07:13.833 --> 07:15.791
‫- دوستت دارم، بابا
‫- عاشقتم، پسرکم!

07:19.500 --> 07:22.416
‫خبر داری که به سوزان سپرده بودم
‫براش لباس نینجا بدوزه

07:22.500 --> 07:26.166
‫آره. ولی موقع خرید اصلاً حواسم نبود،
‫اون هم خیلی دلش اینو می‌خواست

07:26.250 --> 07:28.583
‫من هم از اینکه زیاد پیشش نبودم
‫عذاب‌وجدان داشتم؛ واسه همین براش خریدم

07:28.625 --> 07:30.333
‫دفعه‌ی بعد حداقل
‫یه ندایی بهم بده

07:30.708 --> 07:31.625
‫باشه…

07:31.625 --> 07:34.583
‫سعیم رو می‌کنم.
‫خودت که می‌دونی سرم چقدر شلوغه

07:35.625 --> 07:36.625
‫آره

07:37.208 --> 07:38.708
‫خوبه. حداقل خوشحاله

07:40.791 --> 07:41.791
‫ابی

07:41.833 --> 07:42.833
‫- میگم
‫- بله؟

07:42.958 --> 07:44.833
‫با سسیلیا درمورد رامون حرف زدی؟

07:44.875 --> 07:49.208
‫آره، حرف زدم. ظاهراً الان کاپاتاز
‫یا همون دام‌داره

07:49.333 --> 07:51.708
‫کاپاتاز. آره، یعنی کسی که…

07:51.833 --> 07:54.208
‫به اسب‌ها می‌رسه
‫و حیوانات موذی رو می‌کشه

07:54.333 --> 07:55.916
‫مطمئنم کاربلده. بحث این نیست

07:55.958 --> 07:58.000
‫- دلم می‌خواست دستش رو بگیرم
‫- نه، من هم موافقم

07:58.083 --> 08:01.208
‫خب، خودت که می‌دونی، بحث قانونه
‫نمی‌تونیم چون باهاش مخالفیم…

08:01.250 --> 08:04.333
‫- نادیده‌ش بگیریم
‫- نه، خودم هم تقریباً همین‌ها رو بهش گفتم

08:04.458 --> 08:07.416
‫خب، پس چرا حس می‌کنم
‫آخرش من آدم‌بده‌ی داستان شدم؟

08:08.000 --> 08:10.958
‫مارک، قرار که نیست
‫همه ازت خوششون بیاد. طوری نیست

08:30.333 --> 08:31.833
‫- الو
‫- آره، تقریباً رسیدم

08:31.875 --> 08:35.083
‫توی تقاطع لا بریا و رُزوودم

08:35.125 --> 08:36.666
‫آمار نظرسنجی‌ها دراومد؟

08:36.708 --> 08:38.458
‫تا برسیم آمار باید
‫به دستش رسیده باشه

08:38.500 --> 08:40.500
‫پس نتایج رو می‌فرستن
‫واسه اون دختره… اسمش چی بود؟

08:40.541 --> 08:41.666
‫توی همون آی‌پد محرمانه، آره؟

08:41.708 --> 08:44.208
‫- کسی قبل از ما نمی‌بینتشون که…
‫- نه، خیالت راحت

08:44.250 --> 08:46.500
‫پشت چراغ‌قرمزم. باشه، عالیه

08:46.583 --> 08:49.083
‫برو تو کارِ یکیشون دیگه. سلام!

08:49.750 --> 08:51.458
‫پس الان آمار
‫رسیده دست بروک، درسته؟

08:51.500 --> 08:53.125
‫- آره
‫- باشه، عالیه

08:53.208 --> 08:55.458
‫سلام! سلام به همگی، اوضاع چطوره؟

08:55.500 --> 08:57.083
‫حالتون چطوره؟ چطورید؟

08:57.208 --> 08:58.625
‫- میشه اینا رو تأیید کنید؟
‫- آره

08:58.708 --> 09:00.125
‫خوبن؟

09:00.208 --> 09:01.916
‫- بده ببینم
‫- گل کاشتی

09:05.833 --> 09:10.250
‫- واسه شبکه‌های اجتماعی هم جوابه
‫- آره، خوب میشه

09:10.333 --> 09:12.958
‫عالیه. خیلی خوبه.
‫خسته‌ نباشید. ممنون

09:13.000 --> 09:16.208
‫با همین فرمون برید جلو، بچه‌ها!
‫کارتون حرف نداره! ترکوندید!

09:16.333 --> 09:17.333
‫آره!

09:18.791 --> 09:19.958
لعنت بهتش!

09:24.083 --> 09:25.333
‫دارم شکست می‌خورم

09:25.458 --> 09:26.958
‫با اختلاف کمتر از ۴ امتیاز

09:28.208 --> 09:29.708
‫لعنتی…

09:29.833 --> 09:32.458
‫بد خرجی رو دستمون گذاشت

09:32.583 --> 09:34.833
‫می‌دونم قرار بود
‫دیگه زیر بار وام نریم،

09:34.875 --> 09:36.583
‫ولی اصل پول قرار نیست دست بخوره

09:36.625 --> 09:38.208
‫اون پول بلوکه شده. وثیقه‌ست

09:38.250 --> 09:41.000
‫وقتی پیروز بشی،
‫سه‌شبه همه‌ش رو با کمک مالی برمی‌گردونی،

09:41.083 --> 09:42.416
‫بعدش هم بدهی رو صاف می‌کنی

09:42.458 --> 09:44.416
‫اصلاً لازم نیست اون پول رو
‫جابه‌جا کنی یا بهش دست بزنی

09:44.458 --> 09:47.000
‫اون رسماً کل پس‌اندازمونه

09:47.083 --> 09:48.291
‫سر جاش هم می‌مونه

09:48.958 --> 09:52.208
‫ببین، استراتژیمون داره جواب میده.
‫پیاممون داره به گوش رأی‌دهنده‌ها می‌رسه

09:52.250 --> 09:54.458
‫فقط اینکه دسترسی به مردم خرج داره

09:54.541 --> 09:56.625
‫واسه همینه که هیچ عاقلی
‫به‌عنوان نامزد مستقل شرکت نمی‌کنه؛

09:56.708 --> 09:58.708
‫چون حزبی نیست
‫که بدهی‌هات رو صاف کنه

09:58.750 --> 10:02.958
‫همین‌که به کثافت‌کاری احزاب
‫وصل نباشی، نقطه‌قوت کار…

10:03.000 --> 10:05.750
‫می‌دونم. کل امروز داشتم
‫همین حرف‌ها رو تحویل ملت می‌دادم

10:07.500 --> 10:08.458
‫خدایا

10:08.500 --> 10:11.958
‫ببین، تا اینجاش رو اومدی.
‫من قلباً باور دارم که پیروز میشی

10:12.708 --> 10:15.333
‫اگه واسه این هُلِ آخر
‫نفَس کم نیاریم…

10:15.375 --> 10:18.500
‫من قرار نیست تقریباً کل پولم رو خرج کنم
‫که تقریباً برنده بشم

10:18.583 --> 10:21.875
‫فقط می‌خوام بفهمی
‫این ریسک خیلی بزرگیه

10:21.958 --> 10:23.333
‫قمار سنگینیه

10:28.875 --> 10:31.083
‫تاریخ رو همین
‫قمارهای سنگین می‌سازن

10:36.208 --> 10:42.000
‫پسر، من نمی‌تونم مثل بابام
‫یه عوضی شیاد باشم

10:42.083 --> 10:45.083
‫- باید به ابی بگم…
‫- من این کار رو توصیه نمی‌کنم

10:45.125 --> 10:49.041
‫می‌خوای سر مسئله‌ای که با پیروزیت
‫حل‌وفصل میشه، تو خونه جنجال درست کنی؟

10:49.125 --> 10:53.000
‫- اگه یهو رفتی زیرِ تریلی و باختی…
‫- من نباید ببازم

10:53.083 --> 10:54.375
‫آس‌وپاس میشم

10:54.458 --> 10:57.250
‫زنم که عاشقشم
‫ول می‌کنه میره، خب؟

10:57.333 --> 10:59.583
‫- من نباید تو این انتخابات چرند ببازم
‫- مارک!

11:00.208 --> 11:02.583
‫تو قرار نیست
‫تو انتخابات شکست بخوری

11:03.250 --> 11:05.500
‫تو تنها گزینه‌ی مناسبی،

11:05.583 --> 11:08.375
‫من هم کارم رو خیلی خوب بلدم

11:13.333 --> 11:15.625
‫« محل امضای وام‌گیرنده »

11:15.708 --> 11:17.500
‫بین لاتین‌تبارها ۶ امتیاز عقبیم

11:17.583 --> 11:19.333
‫من توی نصف اون تبلیغات
‫اسپانیایی حرف می‌زدم

11:19.416 --> 11:21.208
‫رقیبت یه زن لاتین‌تباره

11:21.250 --> 11:23.750
‫اون‌که اصلاً اسپانیایی بلد نیست.
‫به سه فقره رشوه‌خواری هم محکوم شده

11:23.833 --> 11:25.875
‫کسی براش مهم هم نیست
‫که طرف فاسده، مارک

11:25.958 --> 11:28.625
‫اونا باور دارن
‫که اون زن طرف اوناست

11:28.708 --> 11:30.833
‫ما باید بهشون نشون بدیم
‫که تو طرفشونی

11:32.333 --> 11:33.333
‫خب…

11:33.458 --> 11:35.291
‫دیگه پولی در بساط نیست.
‫تموم شد و رفت

11:36.875 --> 11:40.750
‫مـ… مراسم امشب
‫بزرگ‌ترین حمایت لاتین‌تبارها تو سطح شهره

11:42.250 --> 11:43.708
‫امشب می‌تونی کار رو تموم کنی

11:48.833 --> 11:53.375
‫« دستور توقف فعالیت »

11:53.458 --> 11:55.583
‫بحث سر اون پولی که بردیم نیست

11:55.708 --> 11:57.500
‫قـ… قضیه اصلاً این نیست

11:57.583 --> 11:59.000
‫« مغازه‌ام را بستند و دیگر شغلی ندارم »

11:59.083 --> 12:02.083
‫بحث اینه که چطور باید
‫به این ابرشرکت‌ها حالی کرد

12:02.208 --> 12:06.083
‫که دره‌ی سان‌فرناندو
‫آشغال‌دونی اونا نیست

12:06.208 --> 12:13.125
‫و حق ندارن اسید باتری‌هاشون رو
‫توی مسیر آب‌های زیرزمینی خالی کنن

12:13.208 --> 12:15.666
‫درک می‌کنم
‫که این بهانه رو میارن…

12:15.708 --> 12:19.291
‫که تکلیف بقیه‌ی شرکت‌های کوچیک و محلی
‫و منطقه‌ای و این حرف‌ها چی میشه…

12:22.958 --> 12:25.208
‫اومدی اینجا
‫تا رابطه‌ت رو با اون درست کنی

12:25.333 --> 12:27.333
‫یا به رابطه‌ت با خودت
‫سروسامان بدی؟

12:27.583 --> 12:29.625
‫می‌دونم. درجریانم
‫که اول باید رابطه‌م رو…

12:29.708 --> 12:31.875
‫« ابیگیل کیم‌بال، دکترای روان‌شناسی »
‫با خودم درست کنم. می‌دونم

12:31.958 --> 12:33.000
‫آره

12:33.083 --> 12:35.083
‫می‌دونی چرا باید
‫از اونجا شروع کنیم؟

12:35.125 --> 12:37.250
‫گمونم یه‌چیزی
‫تو مایه‌های اینه که…

12:37.708 --> 12:39.708
‫تا هوای خودت رو نداشته باشی
‫نمی‌تونی به داد بقیه برسی

12:39.750 --> 12:43.166
‫ضمن اینکه تو هیچ کنترلی روی هیچ‌کدوم
‫از انتخاب‌ها و رفتارهاش نداری

12:43.208 --> 12:44.708
‫دیگه نمی‌دونم
‫چه کاری از دستم برمیاد

12:44.750 --> 12:47.750
‫ببین، می‌دونم باید شجاعت رو
‫توی وجود خودم پیدا کنم، ولی…

12:47.833 --> 12:50.208
‫« ران: کی می‌تونیم همدیگه رو ببینیم؟
‫باید یه چیزی بهت بگم! »

12:50.250 --> 12:52.750
‫با خودم میگم خب چرا
‫اون نمی‌تونه این کارو بکنه؟

12:52.833 --> 12:55.750
‫چرا من؟
‫این… بی‌انصافیه

13:08.083 --> 13:09.083
‫سلام

13:10.250 --> 13:11.250
‫سلام

13:18.750 --> 13:20.291
‫دیشب از خونه زدم بیرون

13:25.666 --> 13:27.125
‫جدی؟

13:27.750 --> 13:30.291
‫آره. تا با تو باشم

13:30.875 --> 13:34.500
‫صبر کن، وایسا، ما…
‫مگه قرار نبود…

13:35.250 --> 13:36.541
‫…طبق برنامه پیش بریم؟

13:37.500 --> 13:40.125
‫می‌فهمم. حق با توئه. درست میگی

13:42.125 --> 13:46.125
‫-عجب. ران
‫- طوری نیست. همه‌چی مرتبه

13:46.166 --> 13:48.875
‫نفس بکش، عزیزم، نفس بکش

13:48.916 --> 13:51.125
‫حس یه اتفاق خوب دقیقاً همینه

13:51.166 --> 13:54.375
‫- آره، مگه نه؟
‫- دقیقاً. آره…

13:54.416 --> 13:59.041
‫تو هم لایق این حس خوبی، مگه نه؟

14:00.666 --> 14:02.875
‫دلم پر می‌کشه که با تو باشم، عزیزم

14:02.916 --> 14:05.291
‫دلم پر می‌کشه که با تو باشم.
‫تا حالا همچین حسی نداشتم

14:05.375 --> 14:06.750
‫حالش خوبه؟

14:08.291 --> 14:09.416
‫خوب میشه

14:12.500 --> 14:14.250
‫دنی چی پس؟

14:14.875 --> 14:17.125
‫یعنی اگه دنبال خوش‌بختیت باشی
‫مامان بدی میشی؟

14:17.166 --> 14:19.916
‫اینکه تو این موقعیت
‫از باباش جدا بشم؟

14:20.041 --> 14:22.000
‫ابزارِ تبلیغاتش نشو

14:22.416 --> 14:24.291
‫- این حرفت بی‌انصافیه
‫- عین حقیقته، عزیزم

14:24.375 --> 14:26.333
‫- خودت بهتر می‌دونی
‫- بی‌انصافیه

14:31.541 --> 14:34.666
‫الان نمی‌تونم با خانواده‌م
‫همچین کاری بکنم

14:38.125 --> 14:39.500
‫تو فقط یه بار زندگی می‌کنی

14:42.375 --> 14:45.000
‫من حاضرم زندگیم رو
‫باهات شریک بشم

14:46.291 --> 14:48.375
‫توی یه خونه‌ی یه‌خوابه
‫تو خیابون لا بریا

15:11.125 --> 15:13.125
‫- می‌خوام بدون کت امتحان کنم
‫- باشه

15:13.166 --> 15:17.250
‫متوجه منظورم هستی دیگه؟
‫یه‌کم… خشکه

15:17.625 --> 15:20.750
‫این‌جوری راحت‌تره. ملتفتی؟

15:20.875 --> 15:21.875
‫مردمی‌تره

15:21.916 --> 15:23.000
‫مردمی‌تر، درسته؟

15:23.125 --> 15:24.166
‫بابا!

15:24.250 --> 15:25.250
‫سلام!

15:26.916 --> 15:28.291
‫لباس من کو؟

15:28.375 --> 15:30.083
‫همون‌جا که گذاشته بودیمش، تو دفتر

15:30.125 --> 15:31.708
‫- سلام، آقای مارک
‫- سلام، سسیلیا

15:31.750 --> 15:34.291
‫میشه لطف کنی کمکش کنی
‫این لباس رو بپوشه؟

15:34.375 --> 15:35.958
‫- حتماً
‫- یه عالمه از این…

15:36.000 --> 15:37.875
‫متوجهی؟ کلی بند و بساط داره

15:37.916 --> 15:39.541
‫- سلام
‫- سلام

15:39.625 --> 15:40.708
‫داره لباسش رو عوض می‌کنه؟

15:40.750 --> 15:43.250
‫آره، داره کارهاش رو…
‫داره می‌پوشتش

15:43.375 --> 15:44.791
‫خوبه. خوبه

15:45.375 --> 15:47.250
‫آمار نظرسنجی‌های داخلی چطوره؟

15:48.041 --> 15:50.041
‫اون‌قدر که انتظار داشتیم
‫جالب نیست، منتها…

15:50.125 --> 15:51.666
‫به‌نظرم افتادیم رو دور

15:51.750 --> 15:55.041
‫- سَم میگه تو چند روز آینده کار جمع میشه
‫- هنا اومده اینجا

15:57.000 --> 15:59.458
‫آره، اون. داشتیم واسه شبکه‌های اجتماعی
‫محتوا ردیف می‌کردیم

15:59.500 --> 16:01.625
‫می‌خوام ببرمش قاشق‌زنی،

16:01.666 --> 16:04.541
‫بعدش هم شام می‌خوریم.
‫پس تو هم شامت رو بخور

16:04.625 --> 16:05.791
‫اوه، وای!

16:05.875 --> 16:07.250
‫- خدای من!
‫- تیپش رو ببین!

16:07.291 --> 16:09.375
‫اینجا رو باش! محشر شدی، پسر

16:09.500 --> 16:11.208
‫- حقیقتاً معرکه‌ست
‫- آماده‌ای بریم؟

16:11.250 --> 16:13.208
‫- محشره
‫- با سسی میرید، درسته؟

16:14.875 --> 16:16.625
‫آره، من یه…

16:16.666 --> 16:20.166
‫یه جلسه‌ی فوری تو زوم
‫با یکی از مریض‌هام دارم

16:20.250 --> 16:21.958
‫واسه همین اگه می‌خواید، می‌تونید برید

16:22.000 --> 16:25.000
‫- خیلی‌خب، آره. هکتور هستش؟
‫- آره

16:26.041 --> 16:27.375
‫- چی؟
‫- ببخشید

16:27.500 --> 16:28.375
‫نشد…

16:28.375 --> 16:33.208
‫وقت نشد ازتون بپرسم اشکالی نداره
‫که هکتور هم با ما بیاد قاشق‌زنی

16:33.291 --> 16:36.375
‫مگه نمی‌خواستی با دوست‌هات،
‫گیب و سِث، بری؟

16:36.416 --> 16:37.416
‫هکتور رو می‌شناسی؟

16:37.416 --> 16:40.666
‫آره، دفعه‌ی قبلی
‫که من و سسی رفتیم تمرین دیدمش

16:40.750 --> 16:42.833
‫بعدش هم با هم رفتیم کانتری مارت

16:42.875 --> 16:45.500
‫- اوه. خیلی‌خب. یه بار دیدیش پس
‫- طوری نیست. اشکالی نداره

16:45.541 --> 16:46.833
‫- لباس داره؟
‫- می‌تونه بیاد

16:46.875 --> 16:49.375
‫- باشه، ممنون
‫- می‌تونه لباسی که سوزان دوخته رو بپوشه

16:49.416 --> 16:52.083
‫می‌تونه اونی که تو خریدی رو بپوشه، بابا.
‫اون یکی کراس‌بار رو

16:52.125 --> 16:53.208
‫همون که خیلی بزرگه

16:53.250 --> 16:54.541
‫اوه. آره

16:54.625 --> 16:57.416
‫آره. آهای، هکتور! می‌تونی بیای!

16:57.500 --> 16:58.500
‫او… اومدن

17:01.125 --> 17:04.166
‫سلام، هکتور،
‫تو هم با اینا میری؟

17:04.250 --> 17:06.541
‫آقای مارک، خانم ابی،
‫ایشون هکتوره

17:06.625 --> 17:07.916
‫بزن بریم، عوضی

17:08.000 --> 17:09.041
‫دنی

17:09.125 --> 17:11.208
‫مگه قرار نشد جلوی مامان
‫از این حرف‌ها نزنی؟

17:11.250 --> 17:13.958
‫- ببخشید، مامان!
‫- با هیچ‌کس حق نداری این‌طوری حرف بزنی

17:14.083 --> 17:15.500
‫عصر به‌خیر

17:16.666 --> 17:17.666
‫سلام

17:17.916 --> 17:20.375
‫شما هم با بچه‌ها میری قاشق‌زنی؟

17:21.125 --> 17:25.000
‫نه، چند ساعت
‫همین دوروبرها کار دارم

17:25.125 --> 17:27.041
‫- خوبه
‫- بله

17:27.125 --> 17:28.666
‫بله، ممنون

17:29.916 --> 17:31.916
‫- چی گفت؟
‫- رامون باهاشون نمیره

17:32.000 --> 17:34.083
‫- همین دوروبرها یه‌خرده کار داره
‫- بزن بریم

17:34.125 --> 17:35.750
‫خب، بریم

17:35.791 --> 17:37.875
‫- به سلامت، بچه‌ها. برو، پسرکم
‫- دوستت دارم

17:37.916 --> 17:40.583
‫خوش بگذره. دوستت دارم، پسر.
‫خوش بگذرونید! حسابی شکلات جمع کنید!

17:40.625 --> 17:41.875
‫البته نه خیلی زیاد!

17:42.000 --> 17:43.625
‫از هم جدا نشید

17:43.666 --> 17:46.166
‫فقط می‌خواد جلوی این پسره
‫که ازش بزرگ‌تره خودی نشون بده

17:46.250 --> 17:48.625
‫آره، متوجهم

17:50.291 --> 17:51.666
‫من میرم به جلسه‌ی زومم برسم

17:52.166 --> 17:53.541
‫- باشه، عالیه
‫- باشه

18:00.125 --> 18:03.750
‫هنا، برای دیوونه‌بازی
‫تو شبکه‌های اجتماعی آماده‌ای؟

18:10.625 --> 18:12.375
‫بچه‌ی خوبی باش، پسرم

18:21.750 --> 18:23.500
‫- سرت رو بگیر بالا
‫- سر بالا

18:24.041 --> 18:27.083
‫- حس مسخره‌ای داره. خوبه؟
‫- نه، اتفاقاً خیلی عالیه

18:27.125 --> 18:29.166
‫حس می‌کنم… دستم انداختی؟

18:29.250 --> 18:31.875
‫- نه
‫- خب. تو بهم رأی می‌دادی؟

18:31.916 --> 18:33.750
‫- آره
‫- خیلی ممنون

18:55.750 --> 18:58.000
‫« پلیسیدز تاابد در قلب ما »

19:05.666 --> 19:08.125
‫مرد عنکبوتی! نگاه کن، بابایی!

19:14.250 --> 19:15.916
‫بیا بریم خونه‌ی تسخیرشده

19:16.000 --> 19:17.750
‫دوست داری؟

19:17.791 --> 19:19.000
‫بدک نیست

19:19.625 --> 19:21.125
‫- بیا بریم
‫- آماده‌ای؟

19:21.166 --> 19:22.250
‫نه، خودت برو

19:23.125 --> 19:24.666
‫- بزن بریم
‫- من نمی‌خوام، برو

19:24.750 --> 19:26.000
‫- نه، خودت برو
‫- برو، دنی

19:26.041 --> 19:28.125
‫باشه. ما همین‌جا می‌مونیم.
‫آره. برو، برو!

19:29.041 --> 19:30.916
‫- خوبی؟
‫- آره، خوبم

19:31.000 --> 19:32.000
‫باشه

19:47.250 --> 19:50.166
‫هکتور، کجا داری میری؟

19:50.250 --> 19:52.875
‫- الان برمی‌گردم!
‫- ای بابا! از دست این بچه…

19:58.916 --> 20:03.250
‫هکتور! هکتور!
‫وایسا با هم بریم!

20:24.416 --> 20:25.416
‫سلام

20:26.375 --> 20:27.375
‫سلام

20:27.791 --> 20:29.916
‫به نظرم باید برم دنبال دنی بگردم

20:30.166 --> 20:31.166
‫همین الان؟

20:31.625 --> 20:35.291
‫پیش سسی و هکتور
‫در امن و امانه‌ها

20:35.375 --> 20:38.166
‫آره، ولی خب…

20:38.250 --> 20:40.416
‫جلسه‌ی زومت چطور بود؟

20:41.541 --> 20:44.500
‫اوه، راستش… افتضاح بود

20:44.541 --> 20:47.000
‫یه… طلاق وحشتناکه

20:47.041 --> 20:48.375
‫- متأسفم
‫- اوهوم

20:50.250 --> 20:52.166
‫به‌خاطر این بغلت نکردم

20:52.791 --> 20:54.083
‫جلوش رو نمی‌گیری

20:54.166 --> 20:57.458
‫آره، خب، سَم بهش گفته بود
‫عکس‌های دونفره‌مون کمه. اون هم می‌خواد…

20:57.541 --> 20:58.541
‫- مارک
‫- چه عجیب

20:58.666 --> 21:01.416
‫گوشیت داره خودش رو می‌کشه

21:06.041 --> 21:08.541
‫- الو. مارکم
‫- مارک کیم‌بال؟

21:08.666 --> 21:10.791
‫- بله، خودم هستم. شما؟
‫- خوبه

21:11.208 --> 21:12.833
‫ خوب گوش‌هاتو وا کن

21:13.541 --> 21:16.208
‫امروز بدترین روز عمرته

21:16.291 --> 21:17.791
‫پسرت پیش منه

21:17.916 --> 21:19.416
‫تو کدوم خری هستی؟

21:19.541 --> 21:22.916
‫- کیه؟
‫- بدترین کابوست. همون کارما

21:23.916 --> 21:26.333
‫پسرت الان جلوم نشسته

21:26.416 --> 21:27.416
‫- چی؟
‫- اگه…

21:27.458 --> 21:30.166
‫می‌دونی چیه؟ اون با دوست‌هاش
‫رفته قاشق‌زنی، احمق

21:30.208 --> 21:32.833
‫دیگه نه. الان پیش منه

21:32.916 --> 21:36.333
‫- اگه می‌خوای دوباره ببینیش، باید پول بدی
‫- چرنده. قطع کن

21:36.416 --> 21:38.041
‫اگه به پلیس زنگ بزنی،

21:38.083 --> 21:40.666
‫می‌تونی جنازه‌ی پسرت رو
‫کفِ سطل آشغال مجسم کنی

21:40.750 --> 21:42.125
‫- کدوم بی‌ناموسی هستی تو؟!
‫- مارک

21:42.166 --> 21:43.458
‫تو کدوم خری هستی؟!

21:45.333 --> 21:47.541
‫به کابوست خوش اومدی، مارک

21:47.666 --> 21:50.291
‫اگه این… گوش کن.
‫به خیالت بامزه‌ست؟!

21:50.333 --> 21:51.375
‫واسه‌ت شوخیه، بی‌ناموس؟

21:51.416 --> 21:54.041
‫اگه این کار برات شوخیه، من…

21:54.083 --> 21:55.791
‫من…

21:55.916 --> 21:57.916
‫- به سسیلیا زنگ بزن
‫- گوشیم همراهم نیست. می‌تونی تو زنگ بزنی؟

21:57.958 --> 22:00.666
‫- گوشیت رو پیدا کن. من شماره‌ش رو ندارم
‫- نداری؟

22:00.708 --> 22:03.208
‫- نه. میشه گوشیت رو پیدا کنی؟
‫- باشه. رو میزه

22:03.291 --> 22:05.416
‫خیلی‌خب، آروم باش. سرکاریه

22:05.458 --> 22:08.083
‫مطمئنم سر کارمون گذاشتن.
‫ولی اصلاً خنده‌دار نیست

22:08.166 --> 22:10.500
‫- واقعی نیست
‫- فکر کنم رو مبله، عزیزم

22:10.541 --> 22:12.875
‫- چرنده محضه
‫- خیلی‌خب، الان چک می‌کنیم

22:12.916 --> 22:15.250
‫می‌فهمیم این عوضی کیه

22:15.291 --> 22:17.833
‫-بعدش هم…
‫- یه راست میره رو پیغام‌گیر

22:17.916 --> 22:20.541
‫- آنتن نمیده. توی تپه‌ها این‌طوریه
‫- نه، آنتن من پُره

22:20.583 --> 22:23.416
‫من که تو لس‌آنجلس اصلاً آنتن ندارم.
‫نمی‌ذارن دکل مخابراتی نصب کنن

22:23.458 --> 22:26.291
‫مشکل از این گوشی قراضه‌شه

22:26.333 --> 22:28.750
‫- نه، تازه براش گوشی خریدیم
‫- یه بار دیگه بگیر

22:28.791 --> 22:29.916
‫بی‌بروبرگرد سرکاریه

22:29.958 --> 22:31.666
‫- صددرصد
‫- اگه نبود چی، مارک؟

22:31.708 --> 22:33.791
‫ببین، دیوونه‌ها همیشه
‫به ستاد زنگ می‌زنن

22:33.833 --> 22:35.125
‫این‌یکی انگار جدی بود

22:35.166 --> 22:37.000
‫باشه. خیلی‌خب، وایسید…

22:37.041 --> 22:38.916
‫بچه‌ها، یه لحظه وایسید، باشه؟
‫یه لحظه دندون رو جیگر بذارید

22:38.958 --> 22:42.791
‫سام، اصلاً دلم نمی‌خواد
‫الان ازمون عکس بگیره!

22:42.833 --> 22:45.125
‫- میگم بره
‫- صدای یارو رو شنیدی؟

22:45.166 --> 22:46.750
‫- آره
‫- بهش می‌خورد از این ردی‌ها باشه

22:46.791 --> 22:48.083
‫صداش رو تغییر داده بود
‫یا هوش مصنوعی بود

22:48.166 --> 22:49.458
‫منو هالو فرض نکن؛
‫دیوونه‌ها رو خوب می‌شناسم

22:49.541 --> 22:52.125
‫هالو فرضت نکردم.
‫بیا بدترین حالت رو در نظر نگیریم

22:52.166 --> 22:55.000
‫- باشه. کجا داری میری؟
‫- میرم بیرون با سام حرف بزنم

22:55.041 --> 22:56.416
‫- گوشیت رو بده من
‫- چرا؟

22:56.458 --> 22:58.666
‫چون… لطفاً گوشیت رو بده به من

23:00.333 --> 23:02.083
‫- پسر
‫- ببین

23:02.166 --> 23:04.333
‫- این چه چرندیه؟
‫- باشه. خیلی‌خب

23:04.416 --> 23:06.750
‫لحظه‌ی خیلی ترسناکیه،
‫ولی می‌خوام درک کنی

23:06.791 --> 23:09.208
‫احتمال اینکه سرکاری باشه
‫خیلی بیشتره

23:09.291 --> 23:12.291
‫می‌خوام الان خیلی مراقب باشی
‫که چطوری با این قضیه برخورد می‌کنی

23:12.333 --> 23:13.250
‫یعنی چی؟

23:13.291 --> 23:16.333
‫این یه حقه‌ی کثیف از طرف رقیبه
‫تا ببینن راحت گول می‌خوری یا نه

23:16.416 --> 23:18.166
‫تا ببینن می‌تونن هولت کنن یا نه

23:18.208 --> 23:20.166
‫باید گوشی رو ازش بگیری

23:20.291 --> 23:23.708
‫- ابی! ابی!
‫- آقا، اگه شوخیه، فقط بهمون بگید

23:23.791 --> 23:25.833
‫اگه بگید طوری نیست.
‫ازتون شکایت نمی‌کنیم

23:25.916 --> 23:27.500
‫- گوشی رو بده من
‫- طوری نیست. بهمون بگید

23:27.541 --> 23:29.041
‫- نه!
‫- بذارش رو بلندگو

23:29.166 --> 23:30.916
‫باشه. باشه

23:31.041 --> 23:33.208
‫کی الان از خونه‌تون رفت بیرون؟

23:33.291 --> 23:35.916
‫درسته، احمق.
‫چهارچشمی زیر نظرتون دارم

23:36.041 --> 23:39.916
‫اگه الان رفته باشه پیش پلیس،
‫بلایی سرتون میارم که…

23:39.958 --> 23:41.958
‫- نه، نه. اون برای ما کار می‌کنه
‫- نه، نه

23:42.041 --> 23:43.833
‫اون برای ما کار می‌کنه،
‫ما هم دکش کردیم رفت

23:43.916 --> 23:45.791
‫- خطری برات نداره
‫- آره

23:45.833 --> 23:48.166
‫فقط و فقط کارهایی که میگم رو
‫مو‌به‌مو انجام میدید، فهمیدید؟

23:48.208 --> 23:51.041
‫آره. حتماً.
‫ببین، اگه پسر ما پیش توئه…

23:51.166 --> 23:52.875
‫- اگه؟
‫- هر چی بگی انجام میدیم

23:52.916 --> 23:54.916
‫فکر کردی دارم بلوف می‌زنم؟

23:54.958 --> 23:57.541
‫- یه نگاه بنداز
‫- چیه؟ چی؟

23:57.666 --> 23:59.458
‫خدای من! مارک! خدای من!

23:59.541 --> 24:02.541
‫چی می‌خوای؟
‫چی می‌خوای، آقا؟ خواهش می‌کنم

24:02.583 --> 24:05.166
‫هفت میلیون دلار پول نقد
‫تا نصفه‌شب

24:05.208 --> 24:08.166
‫هفت میلیون؟ الان شبه.
‫بانک‌ها بسته‌ن

24:08.291 --> 24:10.125
‫من الان نمی‌تونم…
‫این‌همه پول نقد جور کنم

24:10.166 --> 24:13.208
‫- مجبوری یه‌جوری با…
‫- پول نقد. همین امشب

24:13.291 --> 24:16.083
‫خواهش می‌کنم، این‌جوری که نمیشه.
‫یه لحظه بهم مهلت بده

24:16.166 --> 24:18.541
‫- خواهش می‌کنم، آقا!
‫- وگرنه پسرت زنده برنمی‌گرده خونه

24:18.583 --> 24:19.958
‫- صدام رو می‌شنوی؟
‫- آره، آره

24:20.041 --> 24:22.333
‫گوش کن. به حرفم گوش کن.
‫تو رو خدا میشه باهاش حرف بزنم؟

24:22.416 --> 24:25.625
‫بذار باهاش حرف بزنم. فقط…
‫می‌خوام صدام رو بشنوه

24:25.666 --> 24:27.791
‫دهن کثیفتو رو ببند، احمق

24:28.541 --> 24:30.541
‫پولم رو جور کنید
‫وگرنه تیکه‌تیکه‌ش می‌کنم

24:30.583 --> 24:33.333
‫و تیکه‌هاش رو براتون می‌فرستم.
‫گمونم از کبدش شروع کنم

24:33.416 --> 24:36.708
‫اگه دستت به پسرم بخوره
‫می‌کشمت، احمق!

24:36.791 --> 24:39.916
‫سرت رو گوش تا گوش می‌برم!
‫می‌کشمت، احمق!

24:39.958 --> 24:42.708
‫خواهش می‌کنم. ببین…
‫تو از دست ما شاکی هستی

24:42.791 --> 24:46.083
‫از اون که عصبانی نیستی.
‫دق‌دلیت رو سر اون خالی نکن، باشه؟

24:46.458 --> 24:48.666
‫چراغ در خونه‌تون رو خاموش کنید

24:48.791 --> 24:49.750
‫باشه

24:49.791 --> 24:52.250
‫وقتی پولم رو جور کردید،
‫دوباره روشنش کنید

24:52.291 --> 24:53.458
‫- باشه
‫- فهمیدید؟

24:53.541 --> 24:55.041
‫- آره. آره
‫- آره. آره

24:55.208 --> 24:56.916
‫یا خدا

24:56.958 --> 24:59.708
‫- این چطوری خاموش میشه؟
‫- خب، وایسا. وایسا

24:59.791 --> 25:02.250
‫من خاموشش می‌کنم. پول رو چطوری جور کنیم؟
‫همین امشب پول می‌خوایم

25:02.291 --> 25:04.000
‫شاید نشه این‌همه پول رو جور کرد

25:04.041 --> 25:06.291
‫یعنی چی نشه؟ خیلی هم میشه

25:06.333 --> 25:07.916
‫باید به کی زنگ بزنیم؟
‫می‌تونیم حواله کنیم؟

25:07.958 --> 25:08.958
‫گفت پول نقد

25:09.041 --> 25:11.208
‫خب، حواله هم
‫همون پول نقده دیگه

25:11.291 --> 25:13.125
‫باید براش توضیح داد.
‫دیروقت هم هست

25:13.166 --> 25:16.625
‫زنگ می‌زنی میگی: «پولم رو بدید»
‫بالاخره یه بانکی یه جایی باز هست

25:16.708 --> 25:19.041
‫اگه این‌طوری پول برداشت کنی،
‫اف‌بی‌آی خبردار میشه

25:19.083 --> 25:21.416
‫به یه‌ورم هم نیست؛
‫فقط می‌خوام پسرم برگرده خونه

25:21.458 --> 25:24.291
‫همین الان نمی‌تونیم این‌همه پول نقد
‫از بانک بکشیم بیرون

25:24.541 --> 25:28.041
‫اگه یه بار دیگه درمورد جون پسرم
‫از این حرف‌ها تحویلم بدی،

25:28.083 --> 25:29.791
‫صورت مسخرت رو میارم پایین

25:29.916 --> 25:31.208
‫- ابی
‫- چیه؟

25:34.041 --> 25:35.166
‫ما این‌قدر پول نداریم

25:36.416 --> 25:38.333
‫ما… چی؟ داریم

25:38.416 --> 25:41.166
‫الان اون‌قدر پول نقد
‫دم دست نداریم

25:41.208 --> 25:43.958
‫چی؟ به ریچارد زنگ بزن.
‫از خواب بیدارش کن بگو پول رو بهت بده

25:44.041 --> 25:45.166
‫بانکه دیگه.
‫مگه بانک نیست؟

25:45.208 --> 25:48.000
‫- یه بانک دیگه پیدا کن. تو لندن یا دبی
‫- ما این‌قدر پول نقد نداریم

25:48.041 --> 25:51.041
‫من می‌تونم تو یک ساعت
‫۷ میلیون دلار پول نقد براتون جور کنم

25:51.083 --> 25:52.333
‫چی؟

25:55.166 --> 25:56.791
‫بعضی از بحران‌های کارزارها
‫اون‌قدر ناجورن

25:56.833 --> 25:59.041
‫که ستاد سراسری حزب هم
‫سمتشون نمیره

25:59.708 --> 26:01.416
‫اینجاست که این شخص
‫وارد عمل میشه

26:02.666 --> 26:05.583
‫به‌نظرم اون می‌تونه این قضیه رو
‫بدون‌دردسر حل‌وفصل کنه

26:10.041 --> 26:11.166
‫الو. الو

26:11.291 --> 26:13.833
‫- نذار بیاد تو خونه
‫- کی؟

26:13.916 --> 26:16.583
‫همون باغبون کثافت.
‫بفرستش پشت خونه کار کنه

26:16.666 --> 26:17.708
‫رامونه. رامونه

26:17.791 --> 26:19.916
‫- لعنتی. لعنت بهش. خیلی‌خب
‫- رامونـه

26:26.041 --> 26:28.041
لعنت بهش

26:34.166 --> 26:35.166
‫رامون!

26:35.541 --> 26:36.541
‫رامون

26:37.541 --> 26:39.291
‫با سسیلیا حرف زدی؟

26:39.291 --> 26:42.375
‫نه. گفت اینجا منتظرش باشم که
‫ببرمش خونه

26:42.416 --> 26:43.500
‫خیلی‌خب، نگرانش نباش

26:43.541 --> 26:45.041
‫ببین…

26:45.541 --> 26:49.416
‫می‌خوام حصار پشت
‫محوطه بازی رو تعمیر کنم

26:49.416 --> 26:51.041
‫می‌دونی کدوم رو میگم؟

26:51.041 --> 26:52.416
‫می‌تونی ترتیبش رو بدی؟

26:52.416 --> 26:54.125
‫صد دلار بهت میدم

26:54.166 --> 26:55.791
‫- همین الان؟
‫- آره

26:55.791 --> 26:57.666
‫نه، هوا خیلی تاریکـه

26:58.916 --> 27:00.041
‫500تا؟

27:02.083 --> 27:05.416
‫ببین، خیلی مهمـه.
‫لطفاً درستش کن.

27:07.166 --> 27:09.708
‫وسایلم توی وانتمـه

27:09.708 --> 27:11.708
‫خوبه، مرسی. ممنون، داداش

27:15.291 --> 27:18.250
‫توی بیشتر جرایمی که
‫علیه افراد ثروتمند اتفاق میفته،

27:18.291 --> 27:19.666
‫کارکنان خونه هم دست دارن

27:21.791 --> 27:23.083
‫شاید به یکی خبر داده

27:24.041 --> 27:24.958
‫خوب می‌شناسیش؟

27:24.958 --> 27:26.333
‫- اینا جای نگرانی دارن
‫- بس کن

27:27.041 --> 27:27.958
‫بس کن

27:27.958 --> 27:30.083
‫خیلی‌خب…

27:30.083 --> 27:32.291
‫خانمه که پول داره.
‫قضیه‌اش چیه؟

27:32.916 --> 27:37.291
‫از اون آدم‌هاست که فقط
‫توی مواقع اضطراری میرن سراغش

27:37.291 --> 27:39.666
‫چند نفر رو می‌شناسم که باهاش
‫کار کردن، کارش درستـه

27:39.666 --> 27:43.375
‫خب، این آدما از نتیجه‌ی کارش راضی بودن؟

27:43.416 --> 27:45.916
‫آره، روی هم رفته راضی بودن

27:46.541 --> 27:48.583
‫خیلی‌خب، بهش زنگ بزنیم پس

27:48.583 --> 27:49.875
‫رفقا، اون کارش خیلی درستـه

27:49.916 --> 27:52.791
‫دهنش قرصـه و احتیاط می‌کنه،
‫ولی هزینه‌اش خیلی گرونـه

27:52.791 --> 27:54.666
‫هزینه مهم نیست

27:54.666 --> 27:56.833
‫فقط برای آوردن پول،
‫20 درصد دستمزد می‌گیره

27:56.833 --> 27:58.791
‫- عالیه. حله
‫- دارید 7 میلیون دلار قرض می‌گیرید

27:58.791 --> 28:01.750
‫- بعلاوه‌ی 1.4 میلیون که دیگه پس نمیده
‫- آره، خودمون حساب‌کتاب بلدیم، سم

28:01.791 --> 28:04.833
‫بهش زنگ بزن. پولش رو داریم

28:05.666 --> 28:11.041
‫گمونم این موضوع واسه خانواده‌ات
‫مهم‌تر از اون چیزی باشه که فکر می‌کنی

28:11.041 --> 28:12.666
‫پول زیادی خرج کارزار شد

28:13.416 --> 28:14.416
‫چقدر؟

28:14.416 --> 28:16.750
‫هزینه‌هاش خیلی زیاد بود، پس نمی…

28:16.791 --> 28:18.500
‫- چقدر پول داریم؟
‫- نمی‌دونم

28:18.541 --> 28:21.541
‫مهم نیست. خونه رو وثیقه میذاریم.
‫پولش رو هم داریم.

28:21.541 --> 28:22.958
‫- خونه رو داریم؟
‫- آره

28:22.958 --> 28:24.875
‫فقط خونه؟

28:24.916 --> 28:27.375
‫اداره کردن همچین کمپین انتخاباتی‌ای
‫خیلی خرج داره

28:27.416 --> 28:31.791
‫مطمئنم شوهرم هیچ‌وقت
‫بدون مشورت با من

28:31.791 --> 28:33.583
‫همچین مبلغی خرج نمی‌کنه

28:33.583 --> 28:37.166
‫هزینه‌ی پخش تبلیغات توی ساعات
‫پربیننده لس‌آنجلس سر به فلک می‌کشه

28:37.166 --> 28:38.708
‫بس کن

28:38.708 --> 28:42.375
‫با وثیقه گذاشتن ارث پدرم، بیشتر از
‫مبلغی که بهت گفته بودم وام گرفتم

28:42.416 --> 28:44.958
‫تا زمان پخش تبلیغات بخرم و
‫پیامم رو به رأی‌دهنده‌ها برسونم

28:44.958 --> 28:48.166
‫چون این کار ضروری بود و نمی‌تونستم
‫استقلال سیاسیم رو به خطر بندازم

28:48.166 --> 28:51.708
‫وقتی برنده بشیم، راحت می‌تونیم با
‫پشتوانه‌ی اون پول، بدهی‌مون رو تسویه کنیم

28:51.708 --> 28:55.708
‫ولی فعلاً، از نظر فنی، اون پول بلوکه شده

28:55.708 --> 28:57.291
‫بلوکه نشده. خرج شده

28:57.291 --> 28:58.958
‫- مهم نیست، خب؟
‫- مهمـه!

28:58.958 --> 29:00.333
‫شرمنده! باید بهت می‌گفتم

29:00.333 --> 29:05.291
‫مارک، داری میگی کل پول‌مون رو
‫خرج کارزارت کردی؟!

29:05.291 --> 29:09.166
‫الان وقت این بحث چرند نیست
‫چون پسرمون به کمک نیاز داره!

29:09.166 --> 29:11.791
‫- تقصیر توئـه
‫- بس کن! منو سرزنش نکن

29:11.791 --> 29:14.833
‫من چه بدونم یکی قراره
‫پسرمون رو بدزده!

29:14.833 --> 29:15.958
‫باید می‌دونستی،

29:15.958 --> 29:18.458
‫چون تو باعث شدی اونا بیان سراغ‌مون!

29:18.458 --> 29:20.916
‫به نظرت اگه نامزد نمی‌شدی،
‫دنی رو گروگان می‌گرفتن؟

29:20.916 --> 29:23.708
‫اگه الان دهنت رو باز می‌کنی،
‫بهتره حواست باشه

29:23.708 --> 29:25.041
‫چون هیچوقت قرار نیست از یادت بره

29:25.041 --> 29:28.083
‫اگه قراره منو بابت دزدیده‌شدن
‫پسرمون سرزنش کنی، ابی!

29:28.083 --> 29:32.541
‫- تقصیر من نیست!
‫- آهای! آهای! جفت‌تون هم بس کنید

29:34.416 --> 29:35.666
‫پول لازم رو ندارید

29:35.666 --> 29:39.250
‫الان فقط این مهمـه: می‌خواید
‫بهش زنگ بزنم یا نه؟

29:39.291 --> 29:42.625
‫چون به محض اینکه زنگ بزنم،
‫در هر صورت بهش بدهکار می‌شید

29:42.666 --> 29:44.458
‫- آره
‫- آره. آره

29:45.791 --> 29:46.791
‫باشه

29:57.291 --> 30:00.666
‫« هتل شاتو مارمونت »

31:03.416 --> 31:04.708
‫مارک، ابیگیل، ایشون…

31:04.750 --> 31:05.750
‫دیل بورتون

31:08.000 --> 31:09.166
‫سلام

31:09.166 --> 31:10.625
‫همینجا صحبت کنیم؟

31:10.625 --> 31:12.625
‫نه، نه، لطفاً تشریف بیارید داخل

31:12.625 --> 31:15.083
‫جواب بده

31:15.125 --> 31:17.416
‫بگو من مشاور بانکیت هستم و
‫برای تأمین پول اومدم

31:17.416 --> 31:19.375
‫مهمـه که فکر کنن
‫هنوز پول رو نداری

31:20.291 --> 31:22.250
‫- الو
‫- خیال کردی شوخی می‌کنم؟

31:22.250 --> 31:23.750
‫الان کی اومد خونه‌تون؟

31:23.750 --> 31:26.666
‫این مشاورمـه. قراره کمک کنه
‫پول رو جور کنیم

31:30.041 --> 31:31.875
‫مشاورت

31:32.500 --> 31:35.916
‫امیدوارم مشاوره‌ی خوبی بهت بده
‫چون پسرت داره گریه می‌کنه

31:38.750 --> 31:42.416
‫قانون اول: مو به مو همون
‫چیزی رو میگی که من بهت گفتم

31:42.416 --> 31:43.833
‫باشه

31:43.875 --> 31:46.666
‫- مدرکی از زنده بودنش دیدید؟
‫- الان گفت داره گریه می‌کنه

31:46.666 --> 31:48.333
‫من که صدای گریه نشنیدم

31:48.375 --> 31:50.708
‫- مدرکی از زنده بودنش نشون‌تون داده؟
‫- عکسش رو برامون فرستاده

31:50.750 --> 31:51.875
‫عکس حساب نیست

31:51.875 --> 31:52.958
‫پول رو داری؟

31:53.000 --> 31:55.375
‫بدترین کاری که الان می‌تونی بکنی اینه که

31:55.375 --> 31:56.833
‫بهشون بفهمونی پول رو داری

31:56.875 --> 31:58.208
‫اون پسرم رو می‌کُشه

31:58.250 --> 31:59.958
‫اگه زیادی زود به خواسته‌هاش تن بدید،

31:59.958 --> 32:02.250
‫بهش نشون میدی که
‫اختیار همه‌چی دست اونـه و

32:02.250 --> 32:04.416
‫هر چی بخواد، نه نمیگید

32:06.416 --> 32:07.500
‫بشینید

32:13.458 --> 32:17.958
‫پس بابت خدماتم، یعنی
‫تأمین امنیت، مذاکره و پول،

32:17.958 --> 32:21.333
‫الان 1.4 میلیون بهم بدهکاری.
‫با اون ۷ میلیونی که جور کردم،

32:21.333 --> 32:23.375
‫جمعاً میشه 8.4 میلیون

32:23.375 --> 32:26.083
‫خونه رو حتی اگه به حراج بذاریم،
‫ده میلیون فروش میره

32:26.083 --> 32:28.458
‫پس سندش رو می‌ذاریم وثیقه

32:29.375 --> 32:31.833
‫باید از زبون خودتون بشنوم که
‫فهمیدید و قبول دارید

32:31.833 --> 32:34.166
‫فهمیدیم و قبول داریم

32:34.208 --> 32:36.083
‫پس به توافق رسیدیم

32:37.750 --> 32:40.000
‫جون پسرتون در خطره

32:40.250 --> 32:42.958
‫هر رازی که از همدیگه مخفی کردید

32:42.958 --> 32:44.875
‫باید همین الان فاش کنید

32:44.875 --> 32:48.208
‫باید بفهمیم کیا ممکنه
‫بخوان به شما آسیب بزنن

32:48.208 --> 32:51.250
‫ولی همگی رازهایی داریم که
‫پنهان نگه می‌داریم

32:52.000 --> 32:54.083
‫من علاقه‌ای به قضاوت ندارم

32:55.125 --> 32:56.583
‫فقط باید بدونم

32:57.083 --> 32:59.208
‫پس اگه کسی رو می‌شناسید که

32:59.708 --> 33:01.666
‫ازتون کینه داره، خرده‌حساب داره

33:01.708 --> 33:04.250
‫یا دشمنیش از حد گذشته…

33:04.250 --> 33:07.000
‫هر نکته‌ی ریزی که به ذهن‌تون می‌رسه.
‫ابیگیل.

33:10.958 --> 33:14.125
‫آ…

33:17.083 --> 33:18.083
‫نه

33:19.208 --> 33:20.208
‫مارک

33:22.208 --> 33:26.291
‫نه، آخه…

33:26.333 --> 33:28.666
‫تنها چیزهایی که…
‫که تو ازش خبر نداری…

33:28.708 --> 33:31.333
‫نه اینکه چیزی رو
‫ازت مخفی کرده باشم و اینا

33:32.333 --> 33:34.250
‫پانزده سال پیش،
‫قبل از اینکه با هم آشنا بشیم

33:34.250 --> 33:36.500
‫یه رابطه‌ی کوتاه با زنی داشتم که

33:36.500 --> 33:38.958
‫توی دفتر وکالت پدرم کار می‌کرد

33:39.583 --> 33:41.708
‫وقتی اخراج شد، به خاطر
‫اخراج غیرقانونی شکایت کرد

33:41.708 --> 33:43.416
‫ولی علت اخراجش این نبود

33:43.458 --> 33:46.458
‫اخراج شد چون بابام احمق بود، ولی…

33:47.708 --> 33:49.250
‫گفتی «چیزها»

33:49.833 --> 33:51.333
‫آره

33:55.583 --> 33:57.833
‫یه زنی توی ستاد انتخاباتی بود که

33:58.875 --> 34:03.333
‫حتی یه بار هم باهاش توی یه اتاق نبودم،
‫درست‌وحسابی هم نمی‌شناختمش،

34:03.333 --> 34:05.791
‫تهدید کرد که بابت یه‌جور

34:05.833 --> 34:07.916
‫سوءرفتارم شکایت می‌کنه

34:07.958 --> 34:10.000
‫ادعا می‌کرد حرفای رکیک بهش زدم،

34:10.041 --> 34:12.083
‫در حالی که من هرگز همچین کاری نکردم

34:12.083 --> 34:13.583
‫واقعیت ماجرا چی بود؟

34:13.583 --> 34:16.750
‫خب، بهش پول دادیم
‫چون مجبور بودیم

34:16.750 --> 34:18.166
‫حتماً باید قرارداد عدم‌افشا
‫امضاء می‌کرد

34:18.208 --> 34:19.750
‫بعد تو به من نگفتی، چون…

34:19.750 --> 34:21.083
‫چون حقیقت نداشت

34:21.083 --> 34:23.125
‫- نداشت؟
‫- نه، ابی، نه!

34:23.125 --> 34:25.333
‫واسه همین بهت نگفتم.
‫چون فکر می‌کردم باور نمی‌کنی.

34:25.333 --> 34:28.458
‫- حقیقت همینـه
‫- تقصیر من نیست. روراست باش

34:28.458 --> 34:31.500
‫قبول دارم که دارم همین کار رو می‌کنم،
‫ولی بعضی‌ها با خودشون میگن:

34:31.500 --> 34:34.541
‫«این یارو هم آبرو داره که
‫بخواد حفظش کنه، هم پول داره

34:34.583 --> 34:36.666
‫وکیل و شکایت حقوقیش
‫250 هزار دلار خرج برمی‌داره،

34:36.666 --> 34:38.750
‫پس با 200 هزار دلار توافق می‌کنه.»
‫دقیقاً هم همینطوره

34:38.750 --> 34:41.791
‫با اینکه واقعاً هیچ کاری نکردم.
‫حتی حاضرم تست دروغ‌سنج بدم.

34:41.833 --> 34:44.375
‫اگه کسی هم کینه داشته باشه،
‫اون منم

34:44.375 --> 34:46.708
‫- با اینکه هیچ اتفاقی هم نیفتاده
‫- تو قربانی نیستی، مارک

34:46.708 --> 34:49.125
‫من قربانی‌ام. الان ما قربانی هستیم.
‫همین الان.

34:49.125 --> 34:50.625
‫واسه همین من…

34:51.583 --> 34:53.583
‫حرفش رو باور می‌کنم، ابیگیل

34:55.000 --> 34:56.000
‫در مورد این قضیه

34:56.958 --> 34:58.333
‫قضیه‌ی رامون رو بهش بگو

34:59.333 --> 35:00.375
‫رامون چی شده؟

35:00.375 --> 35:02.291
‫به خونه‌مون دسترسی داره.
‫احتمالاً هم دلِ پُری از ما داره.

35:02.333 --> 35:03.416
‫شوخیت گرفته؟

35:03.458 --> 35:05.583
‫- رامون کیه؟
‫- دوست‌پسر پرستار بچه‌مون

35:05.583 --> 35:06.916
‫آره، که از ما خواست استخدامش کنیم

35:06.958 --> 35:09.458
‫نتونستیم استخدامش کنیم،
‫چون مدارک اقامت قانونی نداره

35:09.458 --> 35:10.833
‫اون نامزد انتخابات شهرداری شده، پس…

35:10.833 --> 35:14.541
‫- وای خدا. اون اینجاست. خونه‌مون رو بلده
‫- میاد تا دوست‌دخترش رو ببینه

35:14.583 --> 35:16.166
‫من که نمیگم از نظر من این یارو…

35:16.208 --> 35:18.083
‫اون پرسید کسی از ما کینه داره یا نه

35:18.083 --> 35:20.750
‫- طرف همین الان توی حیاط پشتیـه
‫- رامون حتی انگلیسی بلد نیست

35:20.750 --> 35:22.958
‫- اهمیتی نداره
‫- آدم‌ربا انگلیسی حرف می‌زنه

35:22.958 --> 35:26.125
‫- اگه باهاشون همدست باشه چی؟ وای خدا
‫- مترجم گوگل که نزدن!

35:26.125 --> 35:27.708
‫میشه بهش بگی بیاد داخل؟

35:29.500 --> 35:31.958
‫رامون!

35:41.125 --> 35:42.125
‫نیست

35:42.500 --> 35:45.541
‫- رامون رفته. وسایلش هنوز اونجاست
‫- مشکوکـه

35:45.583 --> 35:47.625
‫رامون نیست، سسیلیا هم نیست

35:47.625 --> 35:50.916
‫سسیلیا هیچ ربطی
‫به این قضیه نداره

35:50.958 --> 35:53.666
‫وای خدا، این اینجا چیکاره‌ست؟

35:53.708 --> 35:55.583
‫این یه مسئله‌ی خانوادگیـه

35:55.583 --> 35:58.208
‫سم، لطف کن یه قهوه ببر
‫واسه رند که توی ماشینـه

35:58.208 --> 35:59.208
‫حله

36:03.708 --> 36:04.875
‫ابیگیل، منو نگاه کن

36:12.833 --> 36:15.875
‫ساعت‌های اولِ آدم‌ربایی
‫همیشه همین‌جوری می‌گذره

36:15.875 --> 36:17.375
‫هرج‌ومرج و وحشت

36:17.958 --> 36:19.916
‫اونا پول‌شون رو می‌خوان.
‫همین و بس.

36:19.958 --> 36:21.958
‫طمع‌شون هم نقطه‌ضعف‌شونـه

36:21.958 --> 36:25.708
‫کنترلت روی شرایط خیلی بیشتر از چیزیـه
‫که تصور می‌کنی. پس فعلاً صبور باش

36:26.458 --> 36:30.166
‫فقط می‌خوام مطمئن بشم که
‫پول رو بهمون میدی و

36:30.208 --> 36:32.458
‫پسرمون رو پس می‌گیریم

36:33.375 --> 36:35.500
‫جواب هر دو مثبتـه

36:35.500 --> 36:38.875
‫صد درصد

36:41.333 --> 36:42.625
‫مامان

36:42.625 --> 36:45.666
‫- دنی!
‫- وای خدا!

36:45.708 --> 36:48.291
‫دنی! اوه!

36:48.333 --> 36:51.583
‫- وای خدا! کجا بودی؟
‫- چه اتفاقی افتاد؟

36:51.583 --> 36:53.166
‫حالت خوبه؟ چی شد؟

36:53.208 --> 36:55.916
‫من می‌خواستم برم خانه‌ی وحشت،
‫ولی هکتور می‌ترسید

36:55.958 --> 36:58.833
‫سیسی گفت اشکالی نداره، زود برم و
‫برگردم، اونا هم منتظرم می‌مونن

36:58.833 --> 37:01.125
‫- اونا تنهات گذاشتن؟
‫- بابا، من گم شدم. ببخشید

37:01.125 --> 37:03.000
‫- نه، نه، نه
‫- تقصیر تو نیست

37:03.000 --> 37:05.250
‫ما خیلی نگرانت شده بودیم

37:05.250 --> 37:07.583
‫داشتم راه می‌رفتم،
‫ولی خیابون‌ها سرازیری بودن

37:07.583 --> 37:09.458
‫واسه همین مسیرم رو عوض کردم

37:10.208 --> 37:13.291
‫رفیق، دوستت دارم.
‫کار خوبی کردی.

37:13.333 --> 37:15.416
‫- ما بد ترسیده بودیم
‫- کار درستی کردی

37:15.458 --> 37:16.583
‫- همین
‫- بابا

37:16.583 --> 37:18.000
‫- چیه؟
‫- جلوی مامان مؤدب باش

37:20.583 --> 37:23.416
‫- حق میگی
‫- دیدید گفتم؟ همه‌چی ردیفـه

37:23.458 --> 37:26.083
‫نگفتم؟ جای نگرانی نیست

37:28.083 --> 37:29.750
‫- وای خدا
‫- خانواده

37:29.750 --> 37:31.625
‫- خیلی ممنون، رفیق
‫- خواهش

37:32.375 --> 37:34.750
‫ابی، لطفاً سرم رو از تنم جدا نکن

37:34.750 --> 37:36.125
‫میشه شوهرت رو دوباره
‫با خودم ببرم؟

37:36.125 --> 37:39.083
‫- باید یه دو کلمه با سسیلیا حرف بزنم
‫- الان میری دنبالش بگردی؟

37:39.083 --> 37:42.291
‫- آخه بچه‌مون رو تنها گذاشته
‫- مشکلی نیست. خودم ترتیبش رو میدم

37:42.333 --> 37:44.541
‫الان می‌تونیم خودمون رو به برنامه‌ی
‫ساعت یازده برسونیم

37:44.541 --> 37:46.541
‫حسابی رو دور افتادیم.
‫فقط باید خودت رو جمع‌وجور کنی.

37:46.583 --> 37:48.958
‫- بذار از همسرم بپرسم. عزیزم؟
‫- برو

37:48.958 --> 37:49.500
‫- باشه
‫- بریم بالا

37:49.500 --> 37:51.083
‫موفق شدیم. به خیر گذشت

37:51.083 --> 37:53.291
‫- یا خدا
‫- چه فصل خفنی بشه توی کتاب

37:53.333 --> 37:56.916
‫آره. یهویی ناغافل همه‌چی تموم شد

37:56.958 --> 38:00.250
‫دیگه باید خیالم راحت باشه،
‫ولی نگاه، هنوز دستام دارن می‌لرزن

38:00.250 --> 38:02.666
‫حدوداً 20 دقیقه طول می‌کشه
‫تا آدرنالین فروکش کنه

38:02.708 --> 38:05.333
‫خیلی ازت ممنونم

38:05.333 --> 38:08.750
‫خیلی متشکرم. فراموش نمی‌کنم.
‫بدون تو از پسش بر نمی‌اومدم.

38:08.750 --> 38:11.583
‫بهترین راه تشکر کردن،
‫یه چکِ قابل‌وصولـه

38:13.958 --> 38:15.000
‫ما نیازی به اون پول نداریم

38:15.958 --> 38:19.750
‫رسوندن اون 7 میلیون که تو ماشینمـه،
‫1.4 میلیون هزینه داشت،

38:19.750 --> 38:21.541
‫که من هم رسوندمش

38:22.750 --> 38:24.083
‫دستمزدت رو کامل می‌خوای؟

38:24.625 --> 38:26.375
‫مارک، بهت که گفتم

38:26.375 --> 38:29.708
‫هفت میلیون دلار لازم داشتی
‫وگرنه پسرت قرار بود بمیره

38:30.333 --> 38:33.125
‫قیمت رو از قبل بهت گفته بودن.
‫من هم کارم رو انجام دادم.

38:34.708 --> 38:37.583
‫قطعاً نمی‌خوای آدمی باشی که
‫زیر قولش می‌زنه

38:42.458 --> 38:45.041
‫نه. نمی‌خوام باشم

38:45.083 --> 38:45.958
‫ببخشید

38:45.958 --> 38:48.625
‫مطمئنم از ته دل نگفتی،
‫ولی انگار تهدیدم کردی

38:48.625 --> 38:50.708
‫- توافق‌مون همین بود
‫- خب…

38:51.583 --> 38:53.833
‫آره، توافق‌مون همین بود

38:53.833 --> 38:57.333
‫ولی سود هفت میلیون دلار
‫واسه دو ساعت چقدره؟

38:57.333 --> 39:00.458
‫آخه هر توافقی بسته به شرایط
‫ممکنه تغییر کنه و

39:00.458 --> 39:02.458
‫میشه سر مبلغ منصفانه دوباره مذاکره کرد

39:02.458 --> 39:04.416
‫منصفانه همونیـه که توافق شده

39:04.458 --> 39:06.208
‫توافق ما روی 1.4 میلیون بوده

39:12.208 --> 39:13.291
‫بله؟

39:13.333 --> 39:15.625
‫می‌خوام بهت بگم که
‫دقیقاً پول رو کجا بیاری

39:15.625 --> 39:17.833
‫آهای عوضی، احمق. شرمنده

39:17.833 --> 39:19.416
‫اونی که احمق تویی

39:19.458 --> 39:21.208
‫می‌دونی چیه؟ خفه شو. حالیت شد؟

39:21.208 --> 39:24.708
‫- رقم تغییری نکرده
‫- رقم اینـه: برو درت رو بذار

39:24.708 --> 39:27.416
‫فقط می‌خواستن نذارن
‫به برنامه تلویزیونی برسی

39:27.458 --> 39:30.083
‫کمک! کمک!

39:30.083 --> 39:31.500
‫یه حرومی بهش حمله کرد

39:31.500 --> 39:33.916
‫- دنی
‫- حروم‌زاده کتکش زد

39:33.958 --> 39:35.625
‫- کتکش زدن
‫- حال دنی خوبه؟

39:35.625 --> 39:37.041
‫چی؟ آره. حالش خوبـه

39:37.083 --> 39:39.541
‫اونا بهش حمله کردن.
‫اون زنگ زد. من آوردمش اینجا.

39:39.583 --> 39:41.458
‫- حال بچه‌ها خوبه؟
‫- آره، آره

39:41.458 --> 39:43.916
‫- ابی. ابی! ابی!
‫- آهای

39:43.958 --> 39:46.208
‫باید اون احمق که
‫این کار رو کرده پیدا کنیم

39:46.208 --> 39:48.125
‫- آره، حتماً
‫- چی شد؟!

39:49.458 --> 39:52.625
‫بیرون خانه‌ی وحشت
‫منتظر دنی بودیم

39:52.625 --> 39:56.000
‫ولی هکتور می‌خواست یه چیزی بخره

39:56.000 --> 39:58.083
‫من نمی‌خواستم دنی رو تنها بذارم،
‫ولی مجبور شدم

39:58.083 --> 39:59.833
‫- عیبی نداره
‫- هکتور

39:59.833 --> 40:03.083
‫ولی منتظر دنی بودم و
‫نمی‌خواستم برم

40:03.083 --> 40:07.125
‫اما فقط یه لحظه رفتم ببینم
‫هکتور کجا رفته

40:07.125 --> 40:08.791
‫همون روبروی خیابون بود

40:08.833 --> 40:10.500
‫بعدش یکی منو زد

40:10.500 --> 40:11.625
‫کی؟ کی تو رو زد؟

40:11.625 --> 40:13.000
‫اون توی یه…

40:13.000 --> 40:14.458
‫ماسک زامبی زده بود

40:14.458 --> 40:18.583
‫میشه یه لحظه خصوصی
‫باهاتون صحبت کنم؟

40:18.583 --> 40:19.666
‫مشکلی نیست

40:19.708 --> 40:22.583
‫خیلی متأسفم

40:22.583 --> 40:24.875
‫- بریم واست یخ بذاریم. آره
‫- مرسی

40:26.833 --> 40:27.958
‫بذار ببینم

40:33.083 --> 40:34.083
‫این هکتوره؟

40:35.208 --> 40:36.208
‫آره

40:42.208 --> 40:45.000
‫این نقطه‌ی عطف ماجراست

40:50.583 --> 40:52.583
‫همچنان پول رو می‌خوای؟

40:53.083 --> 40:54.250
‫هزینه‌اش رو دادی

40:54.250 --> 40:57.583
‫با اون 1.4 میلیونی که بدهکاری، حق داری
‫7 میلیونِ توی ماشین رو قرض بگیری

41:03.500 --> 41:04.583
‫چی شده؟

41:04.583 --> 41:06.208
‫اشتباهی هکتور رو دزدیدن

41:09.500 --> 41:11.083
‫- چی می‌خوان؟
‫- خواسته‌شون همونـه

41:11.625 --> 41:13.000
‫هفت میلیون دلار

41:14.208 --> 41:15.208
‫چی گفتی؟

41:15.708 --> 41:18.541
‫فعلاً کسی چیزی نگفته،
‫به جز سم،

41:18.583 --> 41:21.208
‫که به نظرش این قضیه
‫نقطه‌ی عطف ماجراست

41:21.750 --> 41:24.833
‫- باید به پلیس خبر بدیم
‫- اون‌وقت کلی سؤال پیچیده پیش میاد

41:24.833 --> 41:25.791
‫مثلاً؟

41:25.833 --> 41:28.125
‫مثلاً چرا وقتی فکر می‌کردید پسرتون رو
‫گروگان گرفتن، زنگ نزدید؟

41:28.125 --> 41:30.791
‫ولی همین‌که فهمیدید اون پسر
‫هیچ نسبتی باهاتون نداره، زنگ زدید؟

41:30.833 --> 41:32.083
‫یعنی جون اون بچه کمتر ارزش داره؟

41:32.083 --> 41:33.916
‫این دیگه تهِ بدبینی و پدرسوختگیـه

41:33.958 --> 41:36.500
‫اگه قضیه درز کنه، هر کاری که بکنیم

41:36.500 --> 41:38.166
‫کلی نقد و قضاوت میشه

41:38.208 --> 41:39.625
‫تازه تحریفش هم می‌کنن

41:39.625 --> 41:41.833
‫خب، حقیقت یه چیزه،
‫روایت یه چیز دیگه.

41:42.708 --> 41:47.500
‫حقیقت اصالت داره، قانع‌کننده‌ست و حتی
‫زیر فشار هم راحت میشه به خاطر آوردش

41:47.500 --> 41:49.750
‫چه بهتر با روایت‌مون هم
‫همخوانی داشته باشه

41:49.750 --> 41:53.083
‫ولی وقتی با هم نخونن، اولویت با روایتـه

41:54.333 --> 41:57.500
‫حقیقت اینـه که ازمون انتظار دارن
‫دار و ندارمون رو خرج

41:57.500 --> 42:00.333
‫آزادی بچه‌ای کنیم که زیاد نمی‌شناسیمش
‫و غیرقانونی تو این کشوره

42:00.333 --> 42:01.750
‫ربطی نداره

42:01.750 --> 42:04.625
‫حقیقت اینـه که به دو سه درصد رأی ِبیشتر
‫از لاتین‌تبارها نیاز داری

42:05.500 --> 42:07.208
‫اگه هم به رویداد امشب نرسی،

42:07.208 --> 42:09.750
‫شانس برنده شدنت
‫به طرز چشمگیری کاهش پیدا می‌کنه

42:09.750 --> 42:12.750
‫اگه مردم فکر کنن جونِ
‫یه پسر لاتین‌تبار برات ارزشی نداره،

42:12.750 --> 42:14.833
‫دیگه عملاً هیچ شانسی برای پیروزی نداری

42:16.000 --> 42:18.250
‫دار و ندارت رو خرج این کارزار کردی

42:18.250 --> 42:20.333
‫اگه می‌خوای نگهش داری،
‫باید برنده بشی

42:22.083 --> 42:24.750
‫آمار و تجربه‌ی خودم ثابت کرده که

42:24.750 --> 42:28.416
‫اگه زیادی زود تسلیم خواسته‌هاشون بشیم،
‫ممکنه جون بچه به خطر بیفته

42:28.458 --> 42:31.583
‫پس نه به پلیس زنگ نزنیم،
‫نه پول بهشون بدیم؟

42:32.250 --> 42:37.750
‫قدرت چانه‌زنی از تعادل بین
‫وسوسه‌ی پاداش و

42:38.250 --> 42:40.583
‫پیامدهای رد کردن پیشنهاد به دست میاد

42:40.750 --> 42:44.875
‫من چی دارم که برای تو ارزش داشته باشه و
‫بتونم باهاش به خواسته‌ام برسم؟

42:44.875 --> 42:49.208
‫اگه قبول نکنی، چه بلایی می‌تونم
‫سرت بیارم که تهدیدم رو جدی بگیری؟

42:50.375 --> 42:53.083
‫قدرت، اهرم فشار می‌سازه و

42:53.708 --> 42:56.375
‫این اهرم فشاره که
‫سرنوشت ماجرا رو رقم می‌زنه

42:56.958 --> 42:59.125
‫الان شما اهرم فشار بیشتری دارید

42:59.125 --> 43:02.750
‫منظورت اینـه که چون پسری که
‫دزدیده شده، بچه‌ی من نیست؟

43:02.750 --> 43:04.625
‫- آره
‫- خیلی زشتـه

43:04.625 --> 43:05.833
‫حقیقت همینـه

43:06.458 --> 43:10.875
‫با نادیده گرفتنش نه مهربون‌تر میشی،
‫نه با اخلاق‌تر

43:11.708 --> 43:13.333
‫باعث میشه کور بشی

43:14.583 --> 43:15.958
‫اسمت رو سرچ کردم

43:17.000 --> 43:18.958
‫هیچ اطلاعاتی ازت نیست

43:18.958 --> 43:22.416
‫چرا باید بهت اعتماد کنیم وقتی حتی
‫اسم واقعی‌ات رو بهمون نگفتی؟

43:22.458 --> 43:24.333
‫چون وقتی این قضیه حل بشه

43:25.208 --> 43:27.208
‫که حل هم میشه،

43:28.000 --> 43:29.958
‫همگی باید برگردیم سر زندگی‌مون

43:31.583 --> 43:33.416
‫من هیچوقت اینجا نبودم

43:33.458 --> 43:35.541
‫شما هرگز منو ندیدید

43:35.583 --> 43:37.333
‫و خیال‌تون راحت‌تر میشه

43:38.000 --> 43:39.875
‫اگه من هم خیالم راحت باشه که

43:40.833 --> 43:44.041
‫حتی نمی‌تونید از افشای
‫دخالت من توی این ماجرا

43:44.083 --> 43:47.083
‫به‌عنوان اهرم فشار استفاده کنید

43:49.833 --> 43:51.708
‫وقتی پسرت از اون در اومد داخل،

43:53.333 --> 43:55.583
‫ضربان قلبت اومد پایین

43:56.208 --> 43:59.125
‫دیگه دهنت خشک نبود

44:00.333 --> 44:03.625
‫بچه‌ات… در امان بود

44:04.500 --> 44:08.125
‫این باعث شد واضح‌تر فکر کنی

44:09.625 --> 44:11.333
‫که همین بهت اهرم فشار میده

44:12.750 --> 44:15.500
‫طرف مقابل‌مون یه اشتباهی کرده

44:15.500 --> 44:18.375
‫ولی اگه فشار روانی و
‫فرسودگیش رو تشدید کنیم

44:18.375 --> 44:23.083
‫شاید فرصت یه اقدام جُنبشی پیش بیاد

44:27.083 --> 44:28.666
‫یعنی چی؟

44:28.708 --> 44:31.500
‫جنبشی به حرکت اجسام و

44:31.500 --> 44:34.375
‫نیروهای مربوط به اون‌ها گفته میشه

44:35.208 --> 44:37.625
‫وقتی دو جسم با هم برخورد می‌کنن،

44:37.625 --> 44:40.625
‫انرژی جنبشی خودش رو نشون میده

44:43.083 --> 44:45.250
‫هیچ‌کدوم از آدم‌های
‫این اتاق کُندذهن نیستن

44:46.875 --> 44:48.208
‫یا خود خدا

44:48.208 --> 44:50.666
‫الان داره بهمون میگه
‫بهش پول بدیم تا یکی رو بکُشه؟

44:50.708 --> 44:52.583
‫مگر اینکه کُندذهن باشم

44:52.583 --> 44:56.250
‫باید زنگ بزنیم پلیس. بهتر بود قبل‌تر
‫زنگ می‌زدیم، ولی الان دیگه واجب شد

44:56.250 --> 44:58.166
‫اولاً، پلیس لس‌آنجلس دهن‌لقـه

44:58.208 --> 45:00.583
‫از خداشون هم هست قضیه رو جار بزنن،
‫چون جیره‌خور شهردارن

45:00.583 --> 45:03.541
‫اگه هم جار بزنن،
‫طرف هکتور رو می‌کُشه

45:03.583 --> 45:06.041
‫اون‌وقت نمیگن آدمی که
‫خودش می‌خواد شهردار بشه

45:06.083 --> 45:07.166
‫به افراد خودش اعتماد…

45:07.208 --> 45:10.000
‫این دنیا به فنا رفته. هیچی سر جاش نیست.
‫الان نمی‌تونیم درستش کنیم.

45:10.000 --> 45:11.750
‫زنگ نزدن به پلیس یه چیزه،

45:11.750 --> 45:14.291
‫از عمد کسی رو کُشتن یه چیز دیگه

45:14.333 --> 45:16.375
‫پس تو که روان‌شناسی، بهم بگو

45:16.375 --> 45:19.291
‫مردم معمولاً وقتی توی یه دوراهی
‫اخلاقی وحشتناک گیر میفتن

45:19.333 --> 45:21.958
‫که هیچ راه‌حلی هم نداره،
‫چی کار می‌کنن؟

45:24.583 --> 45:27.375
‫می‌فهمن چی واقعاً براشون مهمـه، چون
‫همون چیزیـه که ازش محافظت می‌کنن

45:28.708 --> 45:30.333
‫اون‌وقت چطوری تموم میشه؟

45:31.125 --> 45:32.333
‫باهاش کنار میان

45:32.333 --> 45:34.875
‫یا کل عمرشون وانمود می‌کنن که
‫چاره‌ی دیگه‌ای نداشتن

45:37.500 --> 45:39.958
‫چرا قبل‌تر پیشنهادش رو ندادی؟

45:39.958 --> 45:43.625
‫چون اولش وقتی بچه‌ی خودتون بود،
‫حاضر نمی‌شدید به اون گزینه فکر کنید

45:44.333 --> 45:46.833
‫خودتون رو اذیت نکنید.
‫ذات‌ انسان‌ها همینـه.

45:47.375 --> 45:49.833
‫بقا و محافظت از خانواده‌اش

45:51.375 --> 45:55.083
‫شاید نگرانی بابت پول
‫به ترس و بزدلی تعبیر بشه،

45:55.083 --> 45:59.208
‫ولی پول نماد امنیت اون خانواده‌ست

45:59.208 --> 46:02.250
‫پول برای بقا لازمـه، اونم وقتی
‫پای این‌همه پول وسطـه

46:07.250 --> 46:08.583
‫الو

46:08.583 --> 46:10.208
‫حالا فهمیدی؟

46:10.208 --> 46:12.375
‫آره، فهمیدم

46:13.458 --> 46:14.708
‫بچه‌ی اشتباهی رو دزدیدی

46:14.708 --> 46:16.375
‫فرقی نداره

46:16.375 --> 46:18.666
‫دلت می‌خواد کل دنیا بفهمن

46:18.708 --> 46:23.583
‫چه عوضیِ خودخواه،
‫ازخودراضی و نژادپرستی هستی؟

46:25.750 --> 46:27.083
‫رقم تغییری نکرده

46:27.083 --> 46:29.083
‫رقم اینـه: برو درت رو بذار

46:32.333 --> 46:35.250
‫معامله‌مون سر جاشـه؟ هفت میلیون دلار

46:39.583 --> 46:40.958
‫آره

46:40.958 --> 46:42.333
‫بهتره اون پول رو جور کنی

46:43.458 --> 46:46.583
‫- اون بالا نیست
‫- کدوم پول؟

46:46.583 --> 46:48.666
‫هکتور کجاست؟

46:48.708 --> 46:50.750
‫یه لحظه. توضیح می‌دیم

46:50.750 --> 46:52.333
‫بریم اون یکی اتاق لطفاً

46:53.875 --> 46:55.375
‫یه لحظه گوش کن

46:55.375 --> 46:57.125
‫- چه اتفاقی افتاده؟
‫- ببین…

46:57.125 --> 46:58.791
‫مردی که به سسیلیا حمله کرد

46:58.833 --> 46:59.833
‫خب؟

47:01.333 --> 47:03.750
‫پسرت رو دزدیده

47:04.375 --> 47:08.166
‫خیال کردن دارن
‫پسر من رو می‌دزدن

47:08.208 --> 47:10.208
‫لباس جشن بچه‌ها عین هم بوده

47:10.208 --> 47:14.208
‫مهم اینه که بفهمیم الان بهترین کاری که

47:14.208 --> 47:16.875
‫از دستمون برای هکتور برمیاد چیه

47:16.875 --> 47:18.125
‫چقدر خواستن؟

47:19.208 --> 47:21.125
‫- کلی… یه عالمه پول
‫- نه!

47:21.125 --> 47:22.875
‫- نه!
‫- سیسی، چیزیش نمیشه

47:22.875 --> 47:25.291
‫نمی‌دونم چطوری، ولی مطمئنم
‫قراره همه‌چی درست بشه

47:25.333 --> 47:26.208
‫شما قراره پول رو بدید؟

47:26.208 --> 47:27.708
‫- مارک قراره پول بده؟
‫- آره

47:27.708 --> 47:31.291
‫زنی که اینجاست،
‫اومده کمک‌مون چون اون…

47:31.333 --> 47:32.958
‫- اون پلیسـه؟
‫- نه. نه

47:32.958 --> 47:34.958
‫نه… پلیس نه

47:34.958 --> 47:36.833
‫- خودمون قراره بریم دنبال‌شون بگردیم؟
‫- نه، نه

47:36.833 --> 47:39.333
‫نمی‌تونیم از خونه خارج بشیم
‫چون اون بهم گفت

47:39.333 --> 47:42.125
‫اگه از خونه بیرون بیایم،
‫پسرت رو می‌کُشن

47:42.125 --> 47:44.708
‫دارن ما رو تماشا می‌کنن.
‫نمی‌دونم از کجا، ولی…

47:44.708 --> 47:47.583
‫می‌تونن ما رو ببینن.
‫اقلاً جلوی خونه رو.

47:47.583 --> 47:50.208
‫ببین، بهت قول میدم

47:50.208 --> 47:54.750
‫قصد دارم هر کاری از دستم برمیاد بکنم
‫تا هکتور رو برگردونم

47:54.750 --> 47:57.041
‫خب؟ بهت قول میدم. باشه؟

47:57.083 --> 48:00.750
‫ولی من بین بد و بدتر گیر افتادم

48:00.750 --> 48:03.791
‫- باید با این زنه حرف بزنم
‫- این زن کیه؟

48:03.833 --> 48:05.833
‫یه آدم قدرتمند

48:09.333 --> 48:11.458
‫- مادرسگ!
‫- رامون!

48:11.458 --> 48:14.791
‫تنها قولی که به مادرش دادم، این بود که
‫یه تار مو از سرش کم نشه

48:14.833 --> 48:17.750
‫- تقصیر من بود
‫- نه، تقصیر تو نیست!

48:17.750 --> 48:21.000
‫باید بیشتر مواظب بودم.
‫باید حواسم بهش می‌بود.

48:21.000 --> 48:22.291
‫سیسی، سیسی، عشقم!

48:22.333 --> 48:24.250
‫اگه بلایی سرش بیاد زنده نمی‌مونم

48:24.250 --> 48:26.375
‫تو که اصلاً نمی‌دونستی

48:29.375 --> 48:32.666
‫ولی اونا قراره کمک‌مون کنن.
‫باید کمک‌مونن کنن.

48:32.708 --> 48:35.666
‫به خاطر رأی‌دهنده‌هاشون نمی‌خوان
‫به رسوایی بخورن

48:35.708 --> 48:37.875
‫- مجبورن بهمون کمک کنن
‫- آره

48:37.875 --> 48:40.250
‫آخه این مرد، این‌همه پول توی بانک داره؟

48:40.250 --> 48:41.541
‫به همین راحتی و آماده؟

48:41.583 --> 48:43.458
‫نمی‌دونم، ولی گفتن دارن

48:44.333 --> 48:45.375
‫نگاهم کن، عزیزم

48:46.208 --> 48:48.708
‫توی مزرعه، از نظر رئیس،

48:49.875 --> 48:53.083
‫اگه کسی به بچه‌ی یکی از
‫کارگرها دست‌درازی کنه،

48:53.083 --> 48:56.333
‫انگار به بچه‌ی خود رئیس دست‌درازی کرده

48:58.958 --> 49:00.208
‫اینجا هم همینطوریـه؟

49:02.833 --> 49:04.458
‫سه‌تا گزینه داریم

49:05.333 --> 49:06.333
‫زنگ زدن به پلیس

49:07.583 --> 49:08.583
‫پول دادن

49:09.625 --> 49:11.125
‫یا گزینه‌ی سه

49:13.083 --> 49:16.958
‫گزینه‌ی سوم. این راز رو
‫باید به گور ببریم.

49:19.625 --> 49:22.250
‫به نظر من هم گزینه‌ی
‫بچه رو به کُشتن میده

49:22.250 --> 49:23.875
‫در ضمن پولی به تو نمی‌رسه

49:23.875 --> 49:25.208
‫آره، درسته

49:29.125 --> 49:31.708
‫اهرم فشار به کنار،
‫درست و غلطش هم هست

49:31.708 --> 49:34.500
‫فرق ما و حیوانات، شرافتـه

49:34.500 --> 49:36.458
‫انسان‌ها حیواناتی هستن که
‫قصه تعریف می‌کنن

49:37.458 --> 49:40.958
‫من می‌خوام این قصه، قصه‌ی
‫به سلامت برگشتنِ یه بچه باشه

49:41.750 --> 49:44.708
‫بهترین شانسمون برای این کار اینـه که
‫مبادله رو توی روشنایی روز انجام بدیم

49:45.333 --> 49:47.875
‫وقتی آدم‌ربا در اوج فشار روانیـه

49:47.875 --> 49:51.500
‫به تصمیم‌هاش اطمینان کمتری داره و
‫احتمال خطای دوباره‌اش بیشتره

49:52.583 --> 49:55.041
‫پس چند دقیقه‌ی دیگه،
‫به آدم‌ربا میگی که

49:55.083 --> 49:58.416
‫حاضر نیستی تا صبح
‫پول رو بهش بدی

49:58.458 --> 50:00.708
‫شرایطی که از سر حرص و طمعش

50:01.708 --> 50:03.083
‫قبول می‌کنه

50:06.125 --> 50:07.416
‫نمی‌خوام خیال کنید سنگدلم

50:08.375 --> 50:11.250
‫ولی برنامه‌ی امشب می‌تونه
‫نتیجه‌ی کل انتخابات رو عوض کنه

50:12.750 --> 50:13.833
‫پس…

50:16.583 --> 50:18.375
‫راه میفتیم که بریم مراسم

50:19.250 --> 50:21.291
‫اینطوری آدم‌رباها مجبور میشن
‫بهمون زنگ بزنن

50:21.333 --> 50:24.375
‫بهشون می‌گیم که داریم پول رو جور می‌کنیم

50:24.375 --> 50:27.041
‫ولی فقط صبح می‌تونیم تحویلش بدیم

50:27.083 --> 50:28.833
‫و به جاش، می‌ریم رویداد

50:28.833 --> 50:30.708
‫توصیه‌ی من همینـه

50:31.833 --> 50:33.791
‫- کجاست؟
‫- آلدرگیت

50:33.833 --> 50:36.541
‫بهشون گفتم یکی از
‫اعضای خانواده‌ات مریضـه

50:36.583 --> 50:38.833
‫کافیـه پیدات بشه تا
‫برات هورا بکشن

50:41.500 --> 50:44.500
‫برو اونجا وایسا و گوشی رو تکون بده
‫تا بفهمه باید زنگ بزنه

50:44.500 --> 50:45.958
‫- اینجا؟
‫- آره

50:54.333 --> 50:56.500
‫به خیال خودت داری کدوم گوری میری؟

50:56.500 --> 50:58.083
‫می‌ریم که پولش رو جور کنیم

50:58.083 --> 51:01.666
‫با اجازه‌ات، می‌ریم پول رو جور کنیم

51:01.708 --> 51:04.125
‫اجازه رو دادم، احمق عوضی

51:04.125 --> 51:07.375
‫اما به خاطر امنیت خودت،
‫پول رو تا فردا صبح تحویل نمی‌دیم

51:07.375 --> 51:10.083
‫اما به خاطر امنیت خودم،
‫پول رو تا فردا صبح تحویل نمی‌دیم

51:10.083 --> 51:12.583
‫نه. همین الان پول رو بهم بدید

51:12.583 --> 51:14.333
‫جز این راهی نیست

51:15.583 --> 51:17.458
‫جز این راهی نیست

51:19.958 --> 51:21.791
‫اگه پولم رو تا صبح آماده نکنی،

51:21.833 --> 51:25.625
‫سرش رو از تنش جدا می‌کنم و
‫می‌چسبونم به یکی از تابلوهای انتخاباتیت

51:25.625 --> 51:26.833
‫فهمیدم

51:28.083 --> 51:29.250
‫فهمیدم

51:29.250 --> 51:32.416
‫به درگاه خدا دعا می‌کنم که
‫پسرمون برگرده

51:32.458 --> 51:35.583
‫دعا خوبـه. دعا عالیـه

51:35.583 --> 51:37.875
‫ولی به قول مامانم…

51:37.875 --> 51:41.416
‫باید یه تکونی هم به خودت بدی

51:41.458 --> 51:44.583
‫کجا میری؟ رامون، کجا میری؟

52:34.583 --> 52:36.625
‫- نگاه. دنیا به هیچ‌جاشون نیست
‫- نه

52:37.833 --> 52:39.958
‫آخه بعیده سه‌شنبه‌ی
‫هفته‌ی آینده شهردار بشن

52:41.500 --> 52:44.375
‫یا به مجلس سنا راه پیدا کنن.
‫یا به کاخ سفید.

52:45.625 --> 52:47.333
‫شغل سختیـه

52:48.458 --> 52:49.583
‫مطمئنی می‌خوایش؟

52:50.208 --> 52:53.833
‫نه اینکه ندونم روش کارت چیه

52:53.833 --> 52:56.250
‫فقط… نمی‌خوام مثل تو زندگی کنم

52:56.250 --> 52:57.958
‫خوش به حالت که همچین انتخابی داری

52:59.000 --> 53:00.583
‫اگه اون صندلی رو می‌خوای،

53:00.583 --> 53:03.875
‫دارم لطف می‌کنم که همین الان
‫از توهم درمیارمت

53:03.958 --> 53:05.333
‫«چیرلا»

53:05.333 --> 53:09.791
‫مخففِ «ائتلاف حقوق انسانی
‫مهاجران لس‌آنجلس»

53:09.791 --> 53:15.541
‫مراسم امشب با حمایت مالی و
‫برنامه‌ریزی چیرلا برگزار شده

53:15.541 --> 53:19.083
‫در راستای تلاش همیشگی‌مون

53:19.083 --> 53:23.916
‫برای ایجاد ارتباط بین مردم و
‫کسانی که می‌خوان نماینده‌مون باشن

53:24.458 --> 53:27.166
‫گروه رقص فلوریکانتو آمریکا

54:45.916 --> 54:48.500
‫پسرم کجاست، احمق؟

54:48.541 --> 54:50.458
‫پسرم کجاست، احمق؟

54:50.458 --> 54:52.166
‫پسرم کجاست، احمق؟

55:37.541 --> 55:39.291
‫آهای!

55:45.583 --> 55:49.541
‫و حالا، از نامزد شهرداری،
‫مارک کیمبال، دعوت می‌کنیم

55:56.666 --> 55:58.250
‫خیلی ممنونم

55:58.291 --> 55:59.416
‫ممنون. ممنونم

55:59.416 --> 56:00.958
‫شب‌تون بخیر

56:01.666 --> 56:06.208
‫افتخار بزرگیـه که در برابر چنین
‫جمع ارجمندی سخنرانی می‌کنم

56:06.208 --> 56:07.583
‫متشکرم

56:07.583 --> 56:11.708
‫می‌دونم که اکثرتون ترجیح می‌دادید

56:11.708 --> 56:14.291
‫امشب کنار خانواده‌هاتون باشید

56:14.291 --> 56:17.458
‫واسه بعضی‌ها هم

56:17.458 --> 56:19.541
‫هر روز هالووینـه

56:20.083 --> 56:24.916
‫نمونه‌ش پائولا مندوزا که
‫چهار سالِ آزگاره

56:24.916 --> 56:28.541
‫فقط ادای شهردارها رو درمیاره

56:28.541 --> 56:30.083
‫نه؟

56:44.916 --> 56:46.416
‫آقای کیمبال؟

56:46.416 --> 56:47.416
‫بله…

56:48.333 --> 56:49.500
‫آقای کیمبال

56:49.541 --> 56:52.333
‫شرمنده. یه مشکل خانوادگی پیش اومده

56:52.333 --> 56:54.041
‫با تشکر از همگی!

56:55.416 --> 56:57.625
‫- الو
‫- ای عوضی!

56:57.666 --> 56:59.083
‫ببین… گوش بده… ببین. من… من…

56:59.083 --> 57:01.208
‫الان انگشت‌هاش رو قطع می‌کنم!

57:01.208 --> 57:02.875
‫نه، نه! این… این کارو نکن

57:02.916 --> 57:04.791
‫باغبون احمق رو فرستادی دنبال آدم من؟

57:04.791 --> 57:07.000
‫من خبر ندارم. نمی‌دونم ماجرا چیه

57:07.041 --> 57:08.250
‫به من دروغ نگو

57:08.291 --> 57:10.708
‫ببین، من واقعاً بی‌خبرم.
‫دارم پولت رو جور می‌کنم.

57:10.708 --> 57:12.041
‫داریم همه‌ی زورمون رو می‌زنیم

57:13.833 --> 57:16.958
‫دیگه بسه هر چی از مردم سواری گرفتید

57:16.958 --> 57:19.250
‫حالا نوبتِ ماست سوارت شیم.
‫رقمش رفت بالا.

57:19.291 --> 57:20.958
‫باید ۱۰ میلیون دلار بدی

57:20.958 --> 57:23.041
‫این‌قدر ندارم. به‌خدا ندارم!

57:23.041 --> 57:24.333
‫جورش کن

57:24.916 --> 57:26.125
‫رقم تغییر نمی‌کنه

57:26.166 --> 57:28.708
‫- رقمش تغییر نمی‌کنه
‫- می‌خوای با من کل‌کل کنی؟

57:28.708 --> 57:32.291
‫باید مطمئن شم زنده‌ست. همین الان

57:38.208 --> 57:39.916
‫هکتور. خودتی؟

57:39.916 --> 57:41.333
‫می‌خوام برم خونه

57:41.333 --> 57:43.791
‫می‌دونم، گل‌پسر.
‫برت می‌گردونیم خونه، خب؟

57:43.791 --> 57:45.833
‫بهت قول میدم… هکتور، صدام رو می‌شنوی؟

57:47.208 --> 57:49.958
‫آهای! صدام رو داری؟
‫بهش بگو هرطورشده برش می‌گردونیم خونه!

57:50.833 --> 57:52.375
‫۱۰‏ میلیون دلار

57:52.416 --> 57:54.458
‫وگرنه می‌کُشمش

58:00.416 --> 58:02.166
‫سگ تو روحت!

58:20.041 --> 58:21.583
‫خب، نقشه چیه حالا؟

58:23.041 --> 58:25.208
‫همونیه که بود

58:25.208 --> 58:27.916
‫مجبورشون می‌کنیم منتظر بمونن

58:28.541 --> 58:29.958
‫اگه دیگه زنگ نزنه چی؟

58:29.958 --> 58:32.583
‫فکر می‌کنن تازه پولشون رو جور کردیم

58:33.208 --> 58:36.166
‫وقتی مطمئن بشن زمان تحویل نزدیکه و
‫پول به دستشون می‌رسه…

58:36.166 --> 58:37.833
‫پرداخت رو می‌ندازن عقب

58:37.833 --> 58:40.083
‫اون‌وقت هر تغییری توی شیوه‌ و
‫محلِ تحویل بدیم،

58:40.083 --> 58:41.958
‫بالاجبار قبول می‌کنن

58:42.666 --> 58:44.416
‫دقیقاً همین‌جاست که گاف میدن

58:44.416 --> 58:46.458
‫چون موضع‌شون در ضعیف‌ترین حالت ممکنه

58:48.291 --> 58:49.708
بعد تیرِ آخر رو می‌زنیم

58:51.708 --> 58:53.041
‫شیرین‌کننده‌ست؟

58:57.541 --> 59:00.541
‫رامون، چرا همچین کاری کردی؟

59:01.541 --> 59:04.791
‫چون… بچه‌ام دستشونه، آقا

59:05.333 --> 59:06.791
‫یعنی چی که چرا؟

59:07.916 --> 59:10.041
‫خیال می‌کردم بهشون پول نمی‌دید

59:10.583 --> 59:13.500
‫سِسی، من که بهت گفتم پرداخت می‌کنیم

59:13.541 --> 59:15.791
‫شما عضوی از خانواده‌ی مایید

59:23.166 --> 59:24.416
‫به‌نظرم

59:26.166 --> 59:28.666
‫خودمون باید هکتور رو نجات بدیم

59:39.791 --> 59:41.333
‫میرم یه سر به دنی بزنم

59:48.583 --> 59:49.791
‫صبر می‌کنیم

01:00:04.583 --> 01:00:06.875
‫نه، پای پلیس نباید کشیده شه وسط.
‫اگه بریم کلانتری،

01:00:06.916 --> 01:00:10.500
‫دستگیرم می‌کنن و
‫میشم مظنون ردیفِ اول

01:00:10.541 --> 01:00:11.916
‫تا بخوان یه قدم برای پیداکردنِ پسرم بردارن،

01:00:11.916 --> 01:00:14.125
‫مستقیم دیپورتم کردن مکزیک

01:00:14.166 --> 01:00:16.500
‫- من میرم
‫- نه، حرفشم نزن

01:00:16.541 --> 01:00:18.541
‫- میرم
‫- نه، اصلاً

01:00:19.791 --> 01:00:23.541
‫لعنت به این مملکت

01:00:23.541 --> 01:00:26.333
‫جون پسرم افتاده دستِ سیاستمدارهای آمریکا

01:00:26.333 --> 01:00:28.791
‫چه غلطی کنیم حالا؟

01:00:29.666 --> 01:00:32.166
‫این زنه کیه کلاً ورِ دلشونه؟

01:00:32.791 --> 01:00:34.291
‫تا حالا ندیدمش

01:00:35.041 --> 01:00:38.583
‫- انگاری ازش حساب می‌برن
‫- آره، دقیقاً

01:00:38.583 --> 01:00:41.916
‫قیافه‌ش که به گانگسترها می‌خوره.
‫نمی‌دونم چیکاره‌ست اصلاً.

01:01:35.041 --> 01:01:36.750
‫حرف‌های سنگینی ردوبدل شد

01:01:36.791 --> 01:01:38.833
‫الان اصلاً حوصله‌ی جلسه‌گذاشتن ندارم

01:01:39.416 --> 01:01:40.416
‫اَبی

01:01:41.041 --> 01:01:44.958
‫فردا، در خوش‌بینانه‌ترین حالت، همه‌مون
‫به جرم توطئه و معاونت در جنایت پامون گیره

01:01:47.541 --> 01:01:50.666
گزینه‌ی سوم حلال مشکلات ماست، خب؟

01:01:50.666 --> 01:01:53.416
‫راستش… نمی‌دونم میشه بهت اعتماد کرد یا نه

01:01:54.166 --> 01:01:55.416
‫به من؟

01:01:55.916 --> 01:01:58.791
‫تو و مارک چندین ماهه که دارید
‫دروغ تحویلم می‌دید

01:02:00.458 --> 01:02:02.916
‫ببین، هر چقدر دوست‌ داری
‫هم من و هم مارک رو قضاوت کن

01:02:03.791 --> 01:02:08.041
‫- منتها بالاخره از یه جا به بعد باید…
‫- بچه‌ی این بندگانِ خدا رو دزدیدن

01:02:08.541 --> 01:02:10.916
‫این دردیه که اصلاً
‫توی مخیله‌ی جنابعالی نمی‌گنجه

01:02:11.541 --> 01:02:12.958
‫اتفاقاً، من هم…

01:02:15.166 --> 01:02:16.166
‫من هم یه پسر دارم

01:02:18.666 --> 01:02:19.708
‫یه پسر پنج‌ساله

01:02:21.083 --> 01:02:24.458
‫ببین، من مارک رو می‌شناسم. خب؟
‫قبول دارم… بی‌عیب و ایراد نیست

01:02:24.458 --> 01:02:27.208
‫اما آدم درستیه، شوهر خوبیه

01:02:27.208 --> 01:02:28.875
‫مطمئن باش شهردار لایقی هم ازش درمیاد

01:02:28.916 --> 01:02:31.291
‫پس، ماجرا این بوده، نه؟
‫این‌طوری رامش کردی

01:02:31.291 --> 01:02:35.083
‫دست گذاشتی روی جاه‌طلبیش و
‫اسمش رو گذاشتی خدمت و انسانیت

01:02:35.083 --> 01:02:36.166
‫حنات پیش من رنگی نداره

01:02:37.041 --> 01:02:39.333
‫به‌خاطر همین نذاشتی
‫قضیه‌ی پول رو باهام درمیون بذاره

01:02:39.333 --> 01:02:41.916
‫نذاشتم چون می‌دونستم مخالفت می‌کنی

01:02:41.916 --> 01:02:44.541
‫آره خب، حضرتعالی به چیزی جز
‫پیروزی معتقد نیستی

01:02:44.541 --> 01:02:46.375
‫تو نباشی، مارک شانسی برای بُرد نداره

01:02:46.416 --> 01:02:50.291
‫آره، چون من زنِ سیاه‌پوستشم و
‫بچه‌مون هم دورگه‌ست

01:02:50.833 --> 01:02:54.916
‫اتفاقاً این قضیه بیشتر مایه‌ی ضرره تا منفعت.
‫فقط نیاز داره بتونه به زنش اعتماد کنه.

01:02:54.916 --> 01:02:57.208
‫من هم فقط می‌خوام
‫فردا همه‌چیز درست پیش بره

01:02:57.708 --> 01:02:59.833
‫می‌خوام هکتور برگرده خونه

01:02:59.833 --> 01:03:02.708
‫باید پیروز این انتخابات بشم.
‫بدهی‌های کمپین رو صاف کنم و

01:03:02.708 --> 01:03:07.041
‫حواسم باشه نیفتم گوشه‌ی زندون،
‫بلکه بتونم بالا سر بچه‌م باشم

01:03:38.583 --> 01:03:39.583
‫هی

01:03:45.666 --> 01:03:48.041
‫روبه‌راهه. خوابه

01:03:50.166 --> 01:03:53.083
‫جالبه تو که این‌قدر روی دنی
‫حساسیت به خرج میدی

01:03:54.458 --> 01:03:57.916
‫چرا رمز گوشیت چهار تا یکه؟

01:04:01.833 --> 01:04:02.916
‫ران کیه؟

01:04:11.791 --> 01:04:12.875
‫- اینجا نه
‫- نه؟

01:04:12.916 --> 01:04:14.291
‫اینجا نمیشه

01:04:14.291 --> 01:04:16.625
‫«عزیزکم، تو لب تر کنی، من اونجام.
‫بی‌خیالِ گذشته.»

01:04:16.666 --> 01:04:17.791
‫مارک

01:04:17.791 --> 01:04:19.333
‫اینجا نه

01:04:59.583 --> 01:05:02.458
‫می‌تونم باهات تمام‌وکمال روراست باشم؟

01:05:03.166 --> 01:05:06.041
‫آره، بفرما

01:05:07.166 --> 01:05:08.791
‫تابستون با یه نفر آشنا شدم

01:05:09.541 --> 01:05:11.958
‫می‌دونم. همه… همه‌ی تاریخ‌ها رو نگاه کردم

01:05:11.958 --> 01:05:13.833
‫گمونم گذاشتم بهم نزدیک بشه چون…

01:05:13.833 --> 01:05:17.291
‫چون حس خوبی بهم می‌داد

01:05:18.958 --> 01:05:20.458
‫حال می‌داد

01:05:21.166 --> 01:05:22.916
‫آدم خیلی خوبیه

01:05:23.833 --> 01:05:27.041
‫من و تو هم که، می‌دونی خودت، ما…

01:05:28.041 --> 01:05:30.333
‫میونه‌مون همچین درست‌درمون نیست

01:05:30.333 --> 01:05:35.041
‫خوبه که اون حس بدبختی و
‫تنهایی از سرت پریده و

01:05:35.041 --> 01:05:39.083
‫دوباره طعم شادی رو تو زندگیت چشیدی،
‫برات خوشحالم

01:05:39.083 --> 01:05:41.125
‫می‌خواستم بعد از انتخابات بهت بگم

01:05:41.166 --> 01:05:44.541
‫دردم این نیست که
‫چرا زودتر بهم نگفتی

01:05:45.041 --> 01:05:46.833
‫مشکل من اینه که
‫چرا اصلاً همچین کاری کردی

01:05:48.583 --> 01:05:49.750
‫کی هست حالا؟

01:05:49.791 --> 01:05:52.416
‫استاد دانشگاهه. توی یوسی‌ال‌ای تدریس می‌کنه

01:05:52.416 --> 01:05:55.958
‫پس، این استاد بزرگوار،
‫گلوش پیشت گیر کرده؟

01:05:56.458 --> 01:05:57.958
‫- فکر کنم
‫- فکر کنم

01:05:57.958 --> 01:06:00.791
‫البته، بنا به فرمایشات خودش که…
‫بدجور کشته‌مُرده‌ته

01:06:01.583 --> 01:06:03.416
‫البته اگه فرض رو بر این بذاریم که
‫داری راستش رو میگی

01:06:04.458 --> 01:06:07.625
‫امیدوارم کاروکاسبیِ امشبت
‫به هم نخورده باشه؛

01:06:07.666 --> 01:06:10.083
‫از همون‌ شب‌هاست که وانمود می‌کنی خسته‌ای و
‫حال‌وحوصله نداری،

01:06:10.083 --> 01:06:13.125
‫منتها بعدش سر از حموم درمیاری و
‫به یادِ اون رانِ بی‌شرف حرف می‌زنی

01:06:13.166 --> 01:06:15.750
‫- نیازی نیست بی‌شعوربازی دربیاری
‫- من بی‌شعورم

01:06:15.791 --> 01:06:17.791
‫من بی‌شعور دوعالمم

01:06:18.916 --> 01:06:20.541
‫اما من همچین غلطی نکردم

01:06:21.083 --> 01:06:22.791
‫به زندگی مشترکمون خیانت نکردم

01:06:22.791 --> 01:06:24.875
‫این‌طوری وقیحانه دروغ نگفتم

01:06:24.916 --> 01:06:28.333
‫- به پسرمون پشت نکردم
‫- پای دنی رو نکش وسط

01:06:28.333 --> 01:06:29.708
‫خودت پاشو کشیدی وسط

01:06:29.708 --> 01:06:33.083
‫این بلاییه که خودت سرِ زندگیِ
‫مامان و باباش آوردی

01:06:37.916 --> 01:06:39.041
‫سیاه‌پوسته طرف؟

01:06:47.041 --> 01:06:49.166
‫هوم. زنش خبر داره با توئه؟

01:06:49.916 --> 01:06:51.916
‫مارک، اینا مهم نیست

01:06:51.916 --> 01:06:53.041
‫مهم نیست؟

01:06:53.833 --> 01:06:57.375
‫پای مرگ و زندگیِ پسرمون که
‫وسط بود و

01:06:57.416 --> 01:07:01.250
‫اون زنیکه پرسید کسی باهامون
‫خرده‌حساب داره یا نه،

01:07:01.291 --> 01:07:04.041
‫اون‌موقع چی؟
‫چرا اون‌قدر راحت گفتی نه؟

01:07:04.041 --> 01:07:06.791
‫چون شاید زنِ اون مرتیکه‌ای که
‫داری بهش میدی،

01:07:06.791 --> 01:07:09.500
‫خونش به جوش اومده باشه و
‫کینه به دل گرفته باشه!

01:07:09.541 --> 01:07:11.916
‫تقصیر من نیست، مارک!
‫این‌طوری نکن!

01:07:11.916 --> 01:07:14.625
‫دارم مثل آدم باهات حرف میزنم!

01:07:14.666 --> 01:07:17.666
‫عه، دستت درد نکنه.
‫چقدر هم که تو باملاحظه‌ای.

01:07:17.666 --> 01:07:21.291
‫قصدت اصلاً حرف‌زدن نیست.
‫می‌خوای سرم شیره بمالی.

01:07:22.458 --> 01:07:25.333
‫تف تو این زندگی

01:07:32.166 --> 01:07:37.666
‫اگه بلایی سر پسرم بیارن…

01:07:38.416 --> 01:07:39.916
‫رامون، من دوستت دارم

01:07:39.916 --> 01:07:42.666
‫- من عاشقتم…
‫- آره

01:07:42.750 --> 01:07:44.750
‫ای خدا، چقدر من خرم

01:07:44.750 --> 01:07:47.500
‫باورم نمیشه

01:07:49.208 --> 01:07:52.833
‫واقعاً هوس کردی بری با یکی دیگه؟
‫من که اصلاً همچین چیزی نمی‌خوام

01:07:53.458 --> 01:07:54.791
‫من فقط می‌خوام با تو باشم

01:07:54.833 --> 01:07:58.250
‫تو… تو می‌خوای کل لس‌آنجلس مال خودت باشه

01:07:58.250 --> 01:08:01.875
‫محتاج اینی که مردم این خراب‌شده
‫برات غش و ضعف برن

01:08:01.875 --> 01:08:05.958
‫دلت می‌خواد محبوب دل‌ها باشی

01:08:05.958 --> 01:08:09.750
‫بعید می‌دونم اصلاً
‫من جایی توی زندگیت داشته باشم

01:08:09.750 --> 01:08:12.958
‫که اگه داشتم،
‫هر بار که باهات توی یه اتاق می‌نشستم،

01:08:12.958 --> 01:08:16.000
‫حس نمی‌کردم بی‌پناه‌ترین آدم
‫توی کل دنیام، مارک

01:08:17.083 --> 01:08:19.583
‫من خیلی دوستت دارم

01:08:20.583 --> 01:08:23.333
‫ولی نمی‌تونم… دیگه نمی‌کِشم

01:08:24.875 --> 01:08:26.833
‫نمی‌خوام پسرم من رو
‫با این حال‌وروز ببینه…

01:08:27.750 --> 01:08:31.583
‫ای خدا، پسرمون.
‫چی قراره بهش بگیم؟

01:08:34.458 --> 01:08:39.375
‫منو ببخش که باعث تنهاییت شدم.
‫حتماً خیلی بی‌شعورم.

01:08:39.875 --> 01:08:40.958
‫لعنت به من

01:08:40.958 --> 01:08:43.250
‫منو ببخش

01:08:44.125 --> 01:08:47.708
‫گرچه می‌دونم دیگه دیره،
‫ولی من از تهِ قلبم دوستت داشتم

01:08:47.708 --> 01:08:49.708
‫اصلاً هم دلم نمی‌خواست
‫به این روز بیفتیم

01:08:58.708 --> 01:09:01.666
‫الو؟

01:09:01.708 --> 01:09:05.458
‫سلام، احمق. ۷ میلیون دلار

01:09:06.208 --> 01:09:08.708
‫پنج صبح دوباره زنگ می‌زنم
‫بگم دقیقاً چیکار کنی

01:09:08.708 --> 01:09:09.750
‫متوجه شدم

01:09:18.125 --> 01:09:20.083
‫گمونم باید به دیل خبر بدیم

01:09:21.208 --> 01:09:23.083
‫گوشیت رو هم بگیر

01:09:28.500 --> 01:09:31.791
‫زنگ زد. حق با تو بود

01:09:31.833 --> 01:09:34.250
‫برگشت روی همون ۷ میلیون

01:09:34.250 --> 01:09:37.250
‫پول رو می‌دیم بهش.
‫هکتور رو پس می‌گیریم و خلاص.

01:09:38.250 --> 01:09:39.833
‫من هنوز سر حرفم هستم

01:09:41.708 --> 01:09:44.208
‫تا صبح، به اوج شکنندگی خودش می‌رسه

01:09:46.208 --> 01:09:47.458
‫تصمیم با خودتونه

01:09:48.125 --> 01:09:49.125
‫بهش فکر کنید

01:09:50.208 --> 01:09:51.333
‫یه‌خرده هم بخوابید

01:10:24.166 --> 01:10:25.750
‫خوابی؟

01:10:26.750 --> 01:10:28.375
‫نه

01:10:28.375 --> 01:10:30.333
‫زندگی‌مون داره از هم می‌پاشه

01:10:31.458 --> 01:10:34.583
‫آینده‌ی شغلیم داره به رسوایی ختم میشه

01:10:37.000 --> 01:10:41.041
‫کل داروندارمون رو داریم
‫دودستی تقدیم یه مجرم کثافت و

01:10:41.083 --> 01:10:42.625
‫زنی می‌کنیم که اصلاً نمی‌دونیم کیه

01:10:42.625 --> 01:10:46.333
‫از اون‌طرف هم باید دعا کنم
‫فردا جنازه‌ی هکتور رو تحویل‌مون ندن

01:10:46.333 --> 01:10:48.041
‫واسه همین مغزم داره منفجر میشه

01:10:48.083 --> 01:10:50.500
‫نه، نخوابیدم. مگه میشه اصلاً… چی شده؟

01:10:53.208 --> 01:10:56.375
‫ازت معذرت می‌خوام

01:10:56.375 --> 01:10:59.083
‫از تهِ قلبم

01:11:00.625 --> 01:11:04.333
‫می‌دونم کارم نهایتِ حماقت بود و

01:11:06.083 --> 01:11:07.708
‫خودخواهی

01:11:08.833 --> 01:11:10.333
‫بدجور هم دلت رو شکوندم

01:11:11.583 --> 01:11:14.833
‫بابتش هم… واقعاً شرمنده‌ام

01:11:15.333 --> 01:11:18.000
‫می‌دونم. من هم متأسفم

01:11:19.083 --> 01:11:20.250
‫الان خیلی تحت فشاریم

01:11:20.250 --> 01:11:23.375
‫هیچ‌وقت… فکرشو…
‫به ذهنم هم نمی‌رسید که زنم بخواد…

01:11:23.375 --> 01:11:24.708
‫آره

01:11:25.833 --> 01:11:29.083
‫توی مخیله‌م هم نمی‌گنجید که یکی بخواد
‫توی باشگاهِ دانشگاه یوسی‌ال‌ای اذیتم بکنه

01:11:29.083 --> 01:11:31.416
‫- وایِ من، مارک
‫- منتها زندگیه و غافلگیری‌هاش

01:11:31.458 --> 01:11:32.708
‫ببخشید. بهت بر خورد؟

01:11:33.833 --> 01:11:36.750
‫این چه کاریه؟

01:11:38.083 --> 01:11:40.250
‫- نظرت چیه دیگه چرت و پرت نگیم؟
‫- قبوله

01:11:40.250 --> 01:11:43.833
‫واقعاً دیگه خسته شدم بس که
‫خودم رو به بقیه ثابت کردم

01:11:43.833 --> 01:11:45.458
‫به بابام، به تو،

01:11:45.458 --> 01:11:49.333
‫به این شهر وامونده،
‫بلکه ثابت بشه من آدم لایقی‌ام

01:11:49.333 --> 01:11:52.000
‫اصلاً می‌دونی چیه؟
‫هیچ‌کس به اونچه که لایقه نمی‌رسه

01:11:52.000 --> 01:11:55.416
‫سهم هر آدمی داشته‌هاشه، چیزهایی که
‫بتونه حفظ کنه یا از دیگرون بقاپه

01:11:55.458 --> 01:11:57.083
‫شدی شبیه اون زنیکه

01:11:57.083 --> 01:12:00.500
‫قرار شد دیگه به هم دروغ نگیم،
‫پس اگه سؤالی ازم بپرسی،

01:12:00.500 --> 01:12:03.333
‫حقیقتش رو بهت میگم و
‫شاید از جوابم خوشت نیاد

01:12:03.958 --> 01:12:05.000
‫خیلی‌خب

01:12:06.458 --> 01:12:09.208
‫- چی می‌خوای؟
‫- چی می‌خوام؟

01:12:11.750 --> 01:12:13.458
‫می‌خوام این خونه رو حفظ کنم

01:12:13.458 --> 01:12:15.875
‫کل سرمایه‌مون رو پس بگیرم

01:12:15.875 --> 01:12:17.583
‫پسرِ رامون رو برگردونم

01:12:17.583 --> 01:12:19.708
‫فردا هکتور زنده باشه

01:12:20.708 --> 01:12:23.333
‫می‌خوام شهردار بشم. آره.
‫می‌خوام رأی بیارم.

01:12:23.333 --> 01:12:24.458
‫بی‌تعارف بگم؟

01:12:24.458 --> 01:12:27.750
‫می‌خوام رئیس‌جمهور
‫کل ایالات متحده بشم!

01:12:27.750 --> 01:12:29.958
‫می‌خوام زنم رو بکنم

01:12:30.833 --> 01:12:33.083
‫شبانه‌روزی ترتیبش رو بدم

01:12:33.958 --> 01:12:35.583
‫هر روز و هر شب. هر وقت اراده کنم

01:12:35.583 --> 01:12:38.625
‫دلم نمی‌خواد زنم با سگِ دیگه‌ای بخوابه

01:12:38.625 --> 01:12:40.958
‫این حروم‌لقمه‌ای که
‫هکتور رو دزدیده، خب؟

01:12:40.958 --> 01:12:44.500
‫دلم می‌خواد اون بمیره.
‫نمی‌خوام خودم بکُشمش.

01:12:44.500 --> 01:12:46.375
‫نمی‌خوام دستم به خون آلوده بشه…
‫دوست ندارم ریسک کنم

01:12:46.375 --> 01:12:48.333
‫دلم نمی‌خواد آزادیم رو از دست بدم

01:12:48.333 --> 01:12:52.541
‫اما اگه کلیدی بود که مغزش رو
‫می‌پاشوند روی دیوار،

01:12:52.583 --> 01:12:54.250
‫ثانیه‌ای درنگ نمی‌کردم

01:12:54.250 --> 01:12:56.958
‫بعدش هم با خیال راحت می‌خوابیدم

01:12:58.250 --> 01:13:00.166
‫کاش یه اسلحه داشتیم الان

01:13:00.208 --> 01:13:03.458
‫توی این ایالت، حمل سلاح مخفی جرم سبکه

01:13:03.458 --> 01:13:06.625
‫اسلحه نخریدم چون نگرانِ
‫قضاوت و حرفِ مردم بودم

01:13:06.625 --> 01:13:09.083
‫می‌دونم رامون اسلحه نگه نمی‌داره،
‫چون اگه حرومزاده‌ای که می‌خواد

01:13:09.083 --> 01:13:11.458
‫به زنش تجاوز کنه رو بکُشه،
‫هفت‌سال می‌افته زندون، ولی…

01:13:11.458 --> 01:13:13.916
‫…من که بدجور دلم می‌خواد
‫اسلحه داشته باشم، تو چی؟

01:13:13.958 --> 01:13:18.458
‫مارک، برنامه‌ت واسه فردا چیه؟

01:13:22.333 --> 01:13:23.333
‫قطعاً گزینه‌ی سوم

01:13:24.583 --> 01:13:26.833
‫بی‌بروبرگرد. اما یه مشکلی هست

01:13:27.708 --> 01:13:29.583
‫گیریم که فردا همه‌چی ختم به خیر شه،

01:13:30.750 --> 01:13:33.208
‫اگه تو ولم کنی و تقاضای طلاق بدی،

01:13:33.208 --> 01:13:35.375
‫کل این ماجرا میشه چماقی
‫واسه کوبوندن تو سر من

01:13:35.375 --> 01:13:38.083
‫تو هم یه وکیل پیدا می‌کنی عین دیل که
‫همه‌ش درِ گوشت می‌خونه:

01:13:38.083 --> 01:13:39.958
‫«از اهرم فشارت نهایت بهره رو ببر.»

01:13:39.958 --> 01:13:43.333
‫اگه اون اهرم فشار این باشه که
‫«مارک گفته طرف رو بکشن.»

01:13:43.333 --> 01:13:45.291
‫«من دخلی توی این ماجرا نداشتم.»

01:13:45.333 --> 01:13:47.208
‫نمی‌تونم همچین ریسکی کنم

01:13:48.208 --> 01:13:49.583
‫ظاهراً

01:13:50.458 --> 01:13:51.583
‫زندگی زناشویی

01:13:52.833 --> 01:13:55.208
‫عین تشکیل باند جنایتکارهاست

01:13:56.958 --> 01:13:59.000
‫یا تا تهِ خط با هم شریکید،
‫یا باید کلاً دست بکشید

01:13:59.583 --> 01:14:01.333
‫هنوز هم ازت نشنیدم که بگی:

01:14:01.875 --> 01:14:06.416
‫«مارک، به هر قیمتی که شده،

01:14:06.458 --> 01:14:07.833
‫این خانواده رو حفظ کن.»

01:14:08.333 --> 01:14:10.208
‫خب، حالا تو چی می‌خوای، اَبی؟

01:14:11.083 --> 01:14:12.750
‫ازت می‌خوام منو ببخشی

01:14:12.750 --> 01:14:14.166
‫از تهِ قلبت

01:14:14.208 --> 01:14:16.000
‫می‌خوام بهم اعتماد کنی

01:14:17.250 --> 01:14:19.583
‫دلم می‌خواد ترتیب زنت رو بدی

01:14:46.333 --> 01:14:48.166
‫بله؟

01:14:48.208 --> 01:14:51.833
‫همین الان راه بیفت. پولم رو بردار و
‫برو سمتِ فراگ‌تاون

01:14:52.458 --> 01:14:55.208
‫فلچر رو بپیچ راست.
‫از رووینا هم برو چپ.

01:14:55.208 --> 01:14:57.500
‫خط راه‌آهن رو رد کن
‫تا چشمت بیفته به یه جاده‌ی فرعی

01:14:57.500 --> 01:15:00.750
‫درست زیرِ روگذر، جایی که یه تخته‌سنگ
‫جاده رو بسته بزن کنار

01:15:00.750 --> 01:15:03.666
‫همون‌جا نگه دار. باز زنگ می‌زنم
‫دستورات بعدی رو بهت میدم

01:15:03.708 --> 01:15:06.083
‫حله. متوجه شدم

01:15:06.625 --> 01:15:07.833
‫می‌خوای من هم باهات بیام؟

01:15:08.708 --> 01:15:11.291
‫نه، دمت گرم. مشکلی نیست

01:15:11.333 --> 01:15:14.583
‫اما از تو می‌خوام دورادور
‫پشتِ‌سرم بیای

01:15:14.666 --> 01:15:17.416
‫دارم میرم یه محله‌ی بی‌دروپیکر که
‫پلیس اونجاها گشت نمی‌زنه و

01:15:17.416 --> 01:15:20.583
‫اگه بلایی سرم بیاد،

01:15:20.583 --> 01:15:22.416
‫این پول باید به مقصدش برسه

01:15:24.583 --> 01:15:28.208
‫کمتر از دو ساعتِ دیگه،
‫با پسرت برمی‌گردم اینجا

01:16:26.291 --> 01:16:28.000
‫« ران: فکرهاتو کردی؟ »

01:16:37.541 --> 01:16:39.250
‫« متأسفم، ران »

01:17:09.875 --> 01:17:11.500
‫« دیل »

01:17:20.125 --> 01:17:21.125
‫بله؟

01:17:22.416 --> 01:17:24.875
‫به‌نظرت طرف‌حسابمون کیه؟

01:17:25.416 --> 01:17:26.958
‫دو مرد

01:17:27.000 --> 01:17:29.000
‫یکی همه‌کاره و یه زیردست

01:17:29.000 --> 01:17:30.875
‫- مطمئنی؟
‫- آره

01:17:31.375 --> 01:17:34.250
‫توی تعدادِ بالا جوابگو نیست.
‫وابسته به فاصله‌ی فیزیکی نزدیک و

01:17:34.250 --> 01:17:35.916
‫تلقین مداومه

01:17:36.500 --> 01:17:40.416
‫زمینه‌سازش جنون مشترکه؛
‫یکی خسارت به بار میاره و

01:17:40.416 --> 01:17:43.666
‫اون یکی هم پادویی می‌کنه که
‫به حساب بیاد

01:17:46.791 --> 01:17:49.125
‫فهمیدی چرا اینجا رو انتخاب کرده دیگه، نه؟

01:17:49.125 --> 01:17:51.500
‫نه. بگو ببینم چرا؟

01:17:51.500 --> 01:17:53.125
‫راه‌دَرروهای زیادی داره

01:17:54.000 --> 01:17:56.791
‫یه‌بند اینجا جنازه پیدا میشه

01:17:56.791 --> 01:17:59.916
‫اکثراً هم بعدِ چند ماه پیدا میشن که
‫دیگه اصلاً قابل شناسایی نیستن

01:17:59.916 --> 01:18:02.875
‫پلیس لس‌آنجلس دیرتر از هر جای دیگه
‫اینجا رو رصد می‌کنه

01:18:02.875 --> 01:18:04.791
‫اینجا اگه به پلیس زنگ بزنی،

01:18:04.791 --> 01:18:07.875
‫دو سه ساعت بعد تشریف میارن،
‫اون هم اگه بخوان بیان

01:18:09.000 --> 01:18:10.875
‫به چی می‌خوای برسی؟

01:18:10.875 --> 01:18:11.916
‫گزینه‌ی سوم

01:18:14.000 --> 01:18:15.625
‫خیالمون که از هکتور راحت شد،

01:18:16.500 --> 01:18:19.041
‫هر کی که اومد پول‌ها رو برداره رو بکُش

01:18:20.000 --> 01:18:22.000
‫این توافقی نبود که با خانمت کردیم

01:18:22.000 --> 01:18:23.958
‫من و خانمم با هم به توافق رسیدیم

01:18:24.000 --> 01:18:27.041
‫زیاد از این‌دست لاف‌ها
‫از آقایون متأهل شنیدم

01:18:27.041 --> 01:18:29.625
‫حتماً همین‌طوره، منتها این‌دفعه
‫دست بر قضا حقیقت داره

01:18:29.625 --> 01:18:32.583
‫این‌طوری تعرفه و دستمزد ما
‫کاملاً عوض میشه

01:18:32.625 --> 01:18:34.083
‫تعرفه‌ی جدید چنده حالا؟

01:18:34.125 --> 01:18:36.416
‫یک میلیون و ۴۰۰ هزار دلارِ دیگه

01:18:37.125 --> 01:18:39.500
‫گمونم خیال کردی مِن‌بعد میرم زیرِ دِینت

01:18:40.000 --> 01:18:42.083
‫هر کسی زیرِ بلیتِ یه چیزی هست، مارک

01:18:42.125 --> 01:18:44.125
‫دنیای کله‌گنده‌ها همینه

01:18:44.875 --> 01:18:46.791
‫می‌شینی روی مسندی که
‫نفع برسونی به ملت

01:18:48.041 --> 01:18:50.000
‫در عوض، اونا هم پشتت درمیان

01:18:51.000 --> 01:18:54.291
‫غلط نکنم رَند هم توی این قبیل کارها
‫کارکشته‌ست و کاربلد؟

01:18:54.875 --> 01:18:55.875
‫بله

01:18:56.625 --> 01:18:58.166
‫مارک، آب‌ها که از آسیاب افتاد،

01:18:58.166 --> 01:19:02.166
‫یه چیزی رو گوشه‌ی ذهنت نگه دار
‫بلکه بتونی تمام جوانب رو بسنجی

01:19:06.750 --> 01:19:08.416
‫خیالمون که از هکتور راحت شد،

01:19:09.291 --> 01:19:12.166
‫هر کی که اومد پول‌ها رو برداره رو بکُش

01:19:13.041 --> 01:19:14.250
‫که این‌طور

01:19:16.500 --> 01:19:18.541
‫دیل، وقتی با خودی این‌جوری تا می‌کنی،

01:19:18.541 --> 01:19:21.000
‫خدا به دادِ دشمن‌هات برسه

01:19:21.791 --> 01:19:24.541
‫بهترین اهرم فشار اصلاً لازم نیست رو بشه

01:19:35.875 --> 01:19:36.875
‫خیلی‌خب

01:19:38.000 --> 01:19:39.750
‫انگار رسیدم

01:19:42.500 --> 01:19:44.666
‫فقط پیاده شو و
‫منتظر دستور بمون

01:21:07.875 --> 01:21:10.000
‫الو؟

01:21:10.000 --> 01:21:12.500
‫- برو سمتِ صندلی
‫- باشه

01:21:13.875 --> 01:21:15.291
‫- کجاست؟
‫- ۴۵۰‏ متر جلوتر

01:21:15.291 --> 01:21:17.375
‫به پارگیِ فنس که رسیدی، همون‌جا وایسا

01:21:17.375 --> 01:21:19.500
‫باشه

01:21:48.375 --> 01:21:49.375
‫بله؟

01:21:49.375 --> 01:21:50.875
‫اون صندلی قرمزه رو می‌بینی؟

01:21:56.916 --> 01:21:58.916
‫می‌خوای بچهه رو ببینی؟

01:21:58.916 --> 01:22:01.000
‫برو پیشِ صندلی

01:22:01.500 --> 01:22:02.541
‫قراره کُلی کِیف کنیم

01:23:22.750 --> 01:23:23.750
‫خب؟

01:23:24.250 --> 01:23:27.750
‫می‌دونی الان عین آب‌خوردن
‫می‌تونم بکُشمت؟

01:23:28.791 --> 01:23:30.541
‫منو کشوندی اینجا که بکُشیم؟

01:23:31.125 --> 01:23:34.125
‫نه. اگه قصد کشتنت رو داشتم که
‫تا حالا هفت‌کفن پوسونده بودی

01:23:34.791 --> 01:23:37.958
‫کشوندمت اینجا بلکه طعم

01:23:38.000 --> 01:23:40.458
‫زندگی با تحقیر رو بچشی

01:23:40.500 --> 01:23:42.041
‫کدوم تحقیر؟

01:23:42.041 --> 01:23:44.416
‫اون‌موقع که کل دار و ندارت به باد بره

01:23:44.416 --> 01:23:46.333
‫هر چی براشون خونِ دل خورده بودی

01:23:46.375 --> 01:23:49.916
‫نمی‌ترسی بعدِ این ماجراها گیر بیفتی؟

01:23:50.500 --> 01:23:52.416
‫نه

01:23:52.416 --> 01:23:55.708
‫از این لحظه، این تویی که
‫قراره با ترس و لرز سر کنی

01:23:55.750 --> 01:23:58.083
‫تو با ترس و لرز زندگی می‌کنی؟

01:23:58.125 --> 01:24:01.208
‫از وقتی که کل زندگیم رو به فنا دادی، نه

01:24:01.250 --> 01:24:05.625
‫الان دیگه هیچ ترسی ندارم، احمق.
‫چون چیزی برام نمونده که ببازم.

01:24:05.625 --> 01:24:07.208
‫من که اصلاً نمی‌دونم
‫تو کی هستی

01:24:07.250 --> 01:24:09.875
‫بله، هیچ‌وقت هم قرار نیست بفهمی

01:24:09.875 --> 01:24:11.875
‫حالا پول رو بذار زمین، لجن

01:24:15.125 --> 01:24:17.875
‫پول‌ها رو بریز بیرون

01:24:17.875 --> 01:24:22.000
‫دیدی؟ دستوراتم این‌قدر ساده‌ست که
‫حتی تو هم می‌تونی موبه‌مو اجرا کنی

01:24:22.000 --> 01:24:23.916
‫قشنگ منو می‌شناسی، نه؟

01:24:23.916 --> 01:24:26.000
‫خب، این روزها به هر طرف نگاه می‌کنم،
‫تو رو می‌بینم

01:24:26.000 --> 01:24:27.750
‫در و دیوار شهر پُر شده از تو

01:24:29.250 --> 01:24:31.833
‫- خیلی‌خب، حالا شلوارت رو دربیار
‫- چی؟

01:24:31.875 --> 01:24:33.958
‫می‌خوام مطمئن شم مسلح نیستی

01:24:34.000 --> 01:24:35.083
‫اسلحه ندارم همراهم

01:24:35.125 --> 01:24:37.416
‫من تک‌تیراندازم، بی‌شرف

01:24:37.416 --> 01:24:39.375
‫نه بابا؟ خلاصم کن پس

01:24:40.125 --> 01:24:41.250
‫وسوسه‌ام نکن

01:24:43.125 --> 01:24:45.500
‫- خیلی‌خب، حالا بریزشون توی ساک
‫- چی؟

01:24:45.500 --> 01:24:48.166
‫برگردون سر جاش.
‫چیه؟ خیال کردی من قراره جمعشون کنم؟

01:24:50.500 --> 01:24:52.500
‫یادت بمونه،

01:24:52.500 --> 01:24:55.166
‫تا آخر عمرت،
‫من سایه‌به‌سایه دنبالتم و

01:24:55.166 --> 01:24:57.875
‫به ریشت می‌خندم

01:24:57.875 --> 01:24:59.958
‫تو هم هیچ‌وقت نمی‌فهمی من کی بودم

01:25:00.000 --> 01:25:01.166
‫می‌دونم تو کی هستی

01:25:01.166 --> 01:25:02.291
‫کی اون‌وقت؟

01:25:02.291 --> 01:25:04.916
‫یه بدبختِ پُر از کینه

01:25:06.125 --> 01:25:09.000
‫یه بلایی سرت اومده که
‫الان از زمین و زمان طلبکاری

01:25:10.125 --> 01:25:11.125
‫حالا دیگه پولدار شدی

01:25:11.750 --> 01:25:14.625
‫از امروز هم دیگه پرونده‌ات
‫برای من بسته شد

01:25:16.750 --> 01:25:18.583
‫۷‏ میلیون دلار

01:25:18.625 --> 01:25:20.291
‫پسره کو؟

01:25:24.250 --> 01:25:25.625
‫پسره رو نشونم بده!

01:26:17.625 --> 01:26:19.416
‫ای خدا

01:26:19.416 --> 01:26:21.625
‫خوبی تو؟ سالمی؟

01:26:21.625 --> 01:26:23.250
‫وای بر من

01:26:28.625 --> 01:26:29.625
‫خیلی‌خب. صبر کن

01:26:35.291 --> 01:26:37.000
‫وایسا. تکون نخور. وایسا

01:26:37.750 --> 01:26:39.166
‫یه لحظه صبر کن

01:26:39.166 --> 01:26:40.541
‫وایسا، وایسا

01:26:43.291 --> 01:26:44.291
‫نگاه نکن

01:26:46.875 --> 01:26:49.375
‫یا خدا

01:26:57.750 --> 01:26:58.791
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب

01:27:22.916 --> 01:27:24.541
‫نه! دیل، یه نفر دیگه هم هست!

01:27:25.416 --> 01:27:27.291
‫دیل، وایسا! یه نفر سومی هم…

01:27:30.416 --> 01:27:31.750
لعنت بهش

01:27:47.291 --> 01:27:51.291
‫نه. وایسا. صبر کن. دست نگه دار.
‫من کاری نکردم. وایسا

01:27:51.291 --> 01:27:55.000
‫وایسا، نه. دست نگه دار.
‫وایسا! نه، نه!

01:27:55.000 --> 01:27:57.750
‫نه! صبر کن، وایسا!
‫نه، با پسره کاری نداشته باش!

01:27:57.750 --> 01:28:00.000
‫نه! نه! خدایا، نه!

01:28:35.125 --> 01:28:36.291
‫بابات اومده

01:29:46.875 --> 01:29:49.000
‫توی ماشین منتظرم بمون

01:30:24.125 --> 01:30:25.250
‫ممنونم

01:30:26.500 --> 01:30:28.625
‫من داشتم از پسرم محافظت می‌کردم

01:30:30.166 --> 01:30:31.250
‫آره، ولی

01:30:32.125 --> 01:30:34.625
‫این چیزی از قهرمان‌بودنت کم نمی‌کنه

01:30:34.625 --> 01:30:36.750
‫بستگی داره از کی بپرسی

01:30:36.750 --> 01:30:37.750
‫نه؟

01:30:40.291 --> 01:30:41.291
‫آره

01:30:43.750 --> 01:30:44.875
‫این پولِ توئه؟

01:30:57.291 --> 01:30:59.166
‫بستگی داره از کی بپرسی

01:30:59.916 --> 01:31:00.916
‫نه؟

01:31:12.666 --> 01:31:14.416
‫صبح همگی به‌خیر

01:31:14.416 --> 01:31:15.875
‫از تک‌تکتون ممنونم که

01:31:15.875 --> 01:31:19.166
‫توی این شرایط بی‌نهایت دشوار تشریف آوردید

01:31:19.166 --> 01:31:22.125
‫ممنون که این هوای نامساعد رو تاب آوردید

01:31:22.125 --> 01:31:25.541
‫هماهنگی‌های لازم با دادستان منطقه و
‫اداره‌ی پلیس لس‌آنجلس انجام شده

01:31:25.541 --> 01:31:28.750
‫جهت یادآوری، این پرونده
‫همچنان در حال پیگیریه

01:31:29.250 --> 01:31:32.583
‫ما این نشستِ خبری رو صرفاً
‫جهت شفاف‌سازی برگزار کردیم

01:31:32.625 --> 01:31:36.000
‫همون‌طور که همگی مستحضر هستید، آقای کیمبال
‫کاندیدای شهرداری لس‌آنجلس هستن

01:31:36.750 --> 01:31:40.000
‫اما در وهله‌ی اول،
‫به آقای رامون وایه خیرمقدم بگید

01:31:48.041 --> 01:31:50.500
‫آقای مارک جونم رو نجات داد

01:31:52.541 --> 01:31:55.208
‫از روزی بگید که رسیدید به…

01:31:55.250 --> 01:31:57.458
‫منظورتون روزیه که
‫حمایتِ رسمی چیرلا،

01:31:57.500 --> 01:32:01.875
‫بزرگ‌ترین سازمان مهاجرتی شهر رو گرفتم؟
‫مطمئنم منظورتون همینه

01:32:01.875 --> 01:32:06.375
‫نه. نه، منظورم روزیه که رفتید
‫کلانتری پلیس لس‌آنجلس و

01:32:06.375 --> 01:32:08.833
‫جزئیات گروگان‌گیریِ نافرجام

01:32:08.875 --> 01:32:12.833
‫پسر دوستتون رو بهشون گزارش دادید

01:32:12.875 --> 01:32:16.500
‫راستش، مایه‌ی تأسفه اگه قرار باشه
‫کل هویتم توی اون یک روز خلاصه بشه

01:32:16.500 --> 01:32:19.375
‫بله، ولی بعید می‌دونم
‫حق انتخاب داشته باشید

01:32:22.791 --> 01:32:24.916
‫حالا بعد از گذشتِ این چند ماه،
‫اون روز چه حس‌وحالی داشتید؟

01:32:24.916 --> 01:32:30.708
‫فکرش رو بکنید، یه آدم کم‌وبیش عادی،
‫بعد یهو این فاجعه‌ی هولناک اتفاق می‌افته و

01:32:30.750 --> 01:32:34.083
‫مجبور می‌شید خبرِ ربوده‌شدنِ
‫پسرِ رامون رو بهش بدید

01:32:34.125 --> 01:32:35.875
‫- بله
‫- اولین واکنشتون چی بود؟

01:32:35.875 --> 01:32:38.500
‫خب، اول از همه، دست به دعا شدیم

01:32:38.500 --> 01:32:40.625
‫قصدِ جونم رو کرده بودن

01:32:41.291 --> 01:32:42.375
‫به طرفم تیراندازی کردن

01:32:42.875 --> 01:32:45.000
‫مارک بهش شلیک کرد

01:32:45.000 --> 01:32:48.041
‫جون من و پسرم رو نجات داد

01:32:48.041 --> 01:32:49.375
‫ما پول باج رو دادیم به رامون

01:32:49.375 --> 01:32:52.333
‫اون هم صبح پول رو برداشت و
‫رفت که بچه‌ش رو پس بگیره

01:32:52.375 --> 01:32:53.625
‫شما هم راه افتادید دنبال رامون؟

01:32:53.625 --> 01:32:56.041
‫می‌دونستیم نقطه‌ی عطف فوق‌العاده سرنوشت‌سازیه

01:32:56.041 --> 01:32:58.166
‫رامون خبر نداشت تعقیبش کردید؟

01:32:58.166 --> 01:33:01.666
‫راستش، صداش رو شنیده بودم که پشت تلفن

01:33:01.666 --> 01:33:05.125
‫داشت از آدم‌ربا آدرس می‌گرفت،
‫واسه همین صبر کردم تا راه بیفته،

01:33:05.125 --> 01:33:08.125
‫بعد اسلحه‌ی شکاریِ پدرم رو
‫از طبقه‌ی پایین برداشتم،

01:33:08.125 --> 01:33:10.125
‫چون نمی‌خواستم رامون متوجه بشه

01:33:10.750 --> 01:33:15.791
‫به‌نظرم منصفانه‌ست که جامعه
‫این بحران رو محکی برای شناخت ذات من بدونه

01:33:15.791 --> 01:33:21.333
‫من بیش از ۱۰۰ هزار دلار پول نقد مهیا کردم که
‫پسرش سالم برگرده خونه

01:33:21.375 --> 01:33:26.625
‫بله، باید با پلیس تماس می‌گرفتم

01:33:26.625 --> 01:33:30.166
‫بله. می‌دونستم اقامت قانونی نداره

01:33:30.166 --> 01:33:33.541
‫اما این رو هم می‌دونستم که
‫انسان شریفیه

01:33:33.541 --> 01:33:35.791
‫پدری که درست مثل من

01:33:35.791 --> 01:33:36.875
‫پسرش رو دوست داره

01:33:36.875 --> 01:33:40.625
‫در فاصله‌ی چهار روز تا انتخابات،

01:33:40.625 --> 01:33:43.500
‫رأی شما بین جامعه‌ی لاتین‌تبار
‫۱۶‏ درصد جهش پیدا کرد

01:33:43.500 --> 01:33:46.541
‫من رأی‌دهنده‌ها رو
‫بر اساس نژادشون دسته‌بندی نمی‌کنم

01:33:47.666 --> 01:33:51.625
‫ما به طرف گفتیم که
‫رامون با همون ۱۰۰ هزار دلار

01:33:51.625 --> 01:33:55.916
‫پول نقد میره سرِ قرار…

01:33:55.916 --> 01:33:59.041
‫آخه پدر خدابیامرزم معتقد بود
‫همیشه باید گاوصندوق رو پر از پول نگه داشت

01:33:59.041 --> 01:34:01.666
‫خب، وقتی رسیدی، مارک،
‫با چی روبه‌رو شدی؟

01:34:01.666 --> 01:34:04.750
‫دیدم هکتور و رامون افتادن روی زمین و
‫آدم‌ربای مسلح هم

01:34:04.750 --> 01:34:07.416
‫داره میره سمتشون.
‫می‌خواست به هکتور شلیک کنه.

01:34:07.416 --> 01:34:11.041
‫فقط لحظه‌ای که دیدم
‫جون بچه در خطره،

01:34:11.041 --> 01:34:14.208
‫دست به… دست به اقدام مسلحانه زدم

01:34:14.250 --> 01:34:18.166
‫از فاصله‌ی تقریباً ۲۰۰ متری بهش شلیک کردید.
‫مرحبا به شما.

01:34:18.166 --> 01:34:21.333
‫رسماً فرشته‌ی نجات هکتور شد

01:34:21.375 --> 01:34:22.333
‫دقیقاً

01:34:22.375 --> 01:34:24.250
‫ولی حق با ایشونه. ۲۰۰ متر شوخی‌بردار نیست

01:34:24.250 --> 01:34:27.291
‫آموزش‌های نظامی دوران ارتش کمکم کرد و
‫معتقدم مشیت الهی بود

01:34:27.291 --> 01:34:29.375
‫بذارید روراست باشم.
‫دیگه محاله همچین شلیکی تکرار شه.

01:34:29.375 --> 01:34:33.666
‫بنده مسئولیت شلیک ناشی از
‫بی‌احتیاطی با سلاح گرم و

01:34:33.666 --> 01:34:38.541
‫حمل سلاح بدون شماره سریال رو
‫تمام‌وکمال گردن گرفتم

01:34:39.375 --> 01:34:43.625
‫جرایم سنگینی محسوب میشن و
‫مجازات تعیین‌شده رو با کمال میل می‌پذیرم

01:34:43.625 --> 01:34:46.833
‫یک سال آزادی مشروط مراقبت‌شده،

01:34:46.875 --> 01:34:50.416
‫خدمات عام‌المنفعه‌ی هدفمند
‫درباره‌ی آموزش خطرات اسلحه و

01:34:51.250 --> 01:34:53.916
‫ده هزار دلار جریمه

01:34:53.916 --> 01:34:57.875
‫رسماً اذعان دارم که مرتکب جرم شدم و
‫قانون رو زیر پا گذاشتم

01:34:58.541 --> 01:35:02.625
‫رامون هم با ورود غیرقانونی به این کشور
‫قانون‌شکنی کرده بود

01:35:02.625 --> 01:35:07.708
‫رامون با اداره‌ی مهاجرت هماهنگ کرده
‫تا فردا با هزینه‌ی خودش

01:35:07.750 --> 01:35:09.000
‫داوطلبانه از کشور خارج شه

01:35:09.000 --> 01:35:11.291
‫قرار نیست زندانی بشه،

01:35:11.291 --> 01:35:14.083
‫چون مطلقاً دستش به

01:35:14.125 --> 01:35:16.416
‫تفنگ شکاری پدرم نخورده

01:35:18.500 --> 01:35:23.541
‫رامون الان توی مکزیک در کنار
‫نامزد و پسرش زندگی می‌کنه

01:35:23.541 --> 01:35:27.500
‫صاحب یه مزرعه‌ی بزرگ و پُررونقه و

01:35:27.500 --> 01:35:29.625
‫شنیدم ایام حسابی به کامشه

01:35:30.125 --> 01:35:31.833
‫از احوال رامون باخبرید؟

01:35:31.875 --> 01:35:35.125
‫آخرین چیزی که ازش شنیدم
‫این بود که خوشحاله

01:35:35.125 --> 01:35:38.750
‫داره برمی‌گرده مکزیک چون می‌گفت
‫لس‌آنجلس خیلی خطرناک شده

01:35:38.750 --> 01:35:42.791
‫این مسئله همون چیزیه که به‌عنوان شهردار،
‫اول از همه باید اصلاحش کنم

01:35:42.791 --> 01:35:44.375
‫- حالا بریم سراغ خودتون
‫- اوهوم

01:35:44.375 --> 01:35:47.666
‫کاندیدایی که کمترین شانس رو داشت.
‫مردم حتی نمی‌دونستن شما کی هستید.

01:35:48.875 --> 01:35:50.791
‫حالا اسمتون توی صدر گزینه‌های

01:35:50.791 --> 01:35:52.375
‫ریاست‌جمهوری آمریکاست

01:35:52.375 --> 01:35:54.333
‫چطور هضمش می‌کنید؟
‫چه حسی دارید؟

01:35:54.375 --> 01:35:56.166
‫محبت دارید، اما راستش،

01:35:56.166 --> 01:35:59.875
‫در این مقطع، تمام‌وکمال تمرکزم
‫روی برنامه‌هامون توی شهرداریه

01:35:59.875 --> 01:36:02.333
‫همه‌ی سیاستمدارها اینو میگن که
‫تمرکزشون روی برنامه‌هاشونه

01:36:02.375 --> 01:36:05.791
‫شاید همین‌طور باشه، ولی باور کنید
‫این کار تمام وقتِ آدم رو می‌گیره

01:36:05.791 --> 01:36:07.333
‫ولی حقیقتش رو بخواید،

01:36:07.375 --> 01:36:09.750
‫من هیچ تمایلی به ریاست‌جمهوری ندارم.
‫تنها چیزیه که…

01:36:09.750 --> 01:36:12.041
‫مگه خودتون کمیته‌ی امکان‌سنجی
‫انتخابات راه ننداختید؟

01:36:12.041 --> 01:36:15.791
‫- این نشونه‌ی بی‌میلی نیست
‫- اون تصمیم حامیانم بوده

01:36:15.791 --> 01:36:18.708
‫چون افراد زیادی نگران آینده‌ی این کشورن

01:36:18.750 --> 01:36:21.041
‫شغل پُر رنج و زحمتیه

01:36:21.625 --> 01:36:23.208
‫در موقعیتی قرار گرفتید که

01:36:23.250 --> 01:36:26.458
‫باید جون یک آدم رو می‌گرفتید

01:36:26.500 --> 01:36:27.666
‫اوهوم

01:36:27.666 --> 01:36:28.875
‫چه حسی داشتید؟

01:36:29.625 --> 01:36:32.500
‫برام مثل روز روشن بود که
‫پای مرگ و زندگی درمیونه و

01:36:33.666 --> 01:36:34.666
‫گریزی ازش نبود

01:36:34.666 --> 01:36:38.750
‫فکر کنم اگه از قبل بهش فکر می‌کردم،
‫ترسم هزار برابر بیشتر میشد

01:36:40.625 --> 01:36:42.125
‫اما در اون لحظه…

01:36:50.500 --> 01:36:51.875
‫به‌مراتب آسون‌تر از تصوراتم پیش رفت
